سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٤٨٥ - توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه ٠٤

توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه ٠٤

کد مطلب: ٥٦٧٦ تاریخ انتشار: ١٤ مرداد ١٣٨٦ تعداد بازدید: ٣٩٢٨ سخنراني ها » شبکه سلام توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه ٠٤
شبكه سلام ٨٦/٠٥/١٤

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٨٦/٠٥/١٤

آقاي هدايتي

آيا در صحيح بخاري و صحيح مسلم روايتي وجود دارد كه صحابه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، به ايشان متوسل شده باشند؟

استاد حسيني قزويني

ما ضمن تشكر از حضرت عالي و عزيزان شبكه سلام كه اين زمينه را فراهم كردند تا بتوانيم يك برگ سبزي تحفه درويش خدمت ائمه (عليهم السلام) و هم چنين عزيزان بيننده در سراسر جهان داشته باشيم.

بنده همين هفته گذشته و حتي همين شب گذشته تماس ها متعددي داشتم. يكي از عزيزان از سوئد زنگ زده بود كه در آنجا در دانشگاه تدريس دارند و از فعاليت گسترده وهابيون شكوه مي كرد. مخصوصا روي برخي از مهاجرين سوداني كه آماري بيش از ٤٠ هزار نفر دارند. يكي از عزيزان از لندن زنگ زده بود و از فعاليت گسترده وهابيت در اماكن عمومي و در مساجد شكوه داشت. عزيز ديگري از آلمان زنگ زدند و خيلي اظهار نگراني و ناراحتي مي كرد از فعاليت گسترده وهابيت و اين كه هيچ كسي كه بتواند پاسخ گوي شبهات آنها باشد در آنجا نيست. اظهار مي كردند كه تنها پناه گاه ما شبكه سلام و اين بحث هايي است كه داشتيد و ما اين مطالب را پياده مي كنيم و در اختيار جوان هاي مان قرار مي دهيم و در برابر شبهات وهابيت دفاع مي كنند. مي گفت خيلي مؤثر است؛ ولي كافي نيست.

من در اينجا به چند نكته اشاره كنم. وهابيت الآن نفس هاي آخر را مي كشند و احساس كرده اند كه به آخر خط رسيده اند؛ لذا از تمامي امكانات و ظرفيت هاي موجود استفاده مي كنند. من آمار جديدي كه دارم، وهابيت حدود ١٠ هزار سايت اينترنتي بسيج كرده اند براي ترويج افكار باطل خودشان و نزديك ٤٠ شبكه ماهواره اي به زبان هاي مختلف در ترويج وهابيت و ايجاد شبهه نسبت به فرهنگ نوراني شيعه كار مي كنند. جزوات و كتاب هاي متعددي در اين زمينه نوشته اند.حتي كتابي كه خيلي برايم دردآور بود، كتابي كه سراپا دروغ، بهتان و إفتراء بود و توسط يكي از مرتدين به نام موسي موسوي نوشته شده، در يكي از كشورهاي عربي بيش از يك ميليون نسخه چاپ شده و در سراسر جهان منتشر شده است.

إن شاء الله ما در يك فرصت مناسب نسبت به همين موسي موسوي و كتابش صحبت خواهيم كرد. صدام در يكي از سخنراني هايش گفته بود:

اگر جنگ ٨ ساله اي عليه ايران هيچ فايده اي نداشت جز اين كه اين كتاب را چاپ كرديم، براي ما كافي بود.

الآن وهابيت مطالب واهي و سراپا دورغ و إفتراءِ اين طور افراد مرتد را ـ كه نه پاي بند به دين بودند و نه به خدا و نه به قيامت ـ منتشر مي كنند.

من به همه عزيزان در سراسر جهان توصيه مي كنم و از آنها تقاضا مي كنم نسبت به فرهنگ نوراني اسلام تلاش كنند و آگاهي شان را بالا ببرند. به تعبير امام صادق (عليه السلام) كه فرمود:

فإن الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا.

اگر مردم بدانند كه كلام ما چه قدر شيرين و لذيذ، مطابق با عقل و برگرفته كتاب و سنت است، راهي غير از راه ما را نمي توانند انتخاب كنند.

عيون أخبار الرضا (ع) للشيخ الصدوق، ج٢، ص٢٧٥ ـ معاني الأخبار للشيخ الصدوق، ص١٨٠ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج٢٧، ص٩٢ ـ بحار الأنوار للمجلسي، ج٢، ص٣٠ ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج١، ص٢٣٨ ـ مستدرك سفينة البحار للشيخ علي النمازي الشاهرودي، ج٢، ص٤٩٩

إن شاء الله ما در فكر هستيم كه بتوانيم بعضي از جزوات ٣٠ ، ٤٠ صفحه اي آماده كنيم؛ هم به زبان فارسي و هم به زبان عربي كه إن شاء الله به زوي روي سايت گذاشته شود كه عزيزان از سراسر جهان در هر كجا كه هستند، اين جزوات را به زبان هاي محلي ترجمه و منتشر كنند. ما هم إن شاء الله تلاش مي كنيم از برخي از عزيزاني كه امكانات مالي دارند در راه گسترش فرهنگ شيعه استفاده كنيم. از آنها مي خواهيم كه ما را در اين راه ياري كنند. همان طوري كه يكي از مراجع تقليد حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني فرموده اند:

ما بايد از جنبه دفاعي بيرون بيايم و جنبه تهاجمي داشته باشيم و اين مفاسدي كه در فرقه وهابيت، گمراهي هايي كه در فرقه وهابيت است و مطالب ضد قرآني و ضد ديني و ضد عقل و ضد بشريت كه در طول اين قرون از وهابيت سر زده و در آثارشان است، بايد آنها را به نمايش بگذاريم و به آنها بفهمانيم كه اصلا افكار إبن تيميه ارتباطي به اسلام ندارد. تفكر محمد بن عبد الوهاب ارتباطي به اسلام ندارد.

من از تمامي عزيزاني كه در سراسر جهان در اين زمينه كار مي كنند تقاضا دارم كه در نقل مطالب، به هيچ وجه به گفتار علماء شيعه استناد نكنند. بلكه گفتار بزرگان و شخصيت هاي برجسته اهل سنت همانند سبكي، سمهودي، إبن حجر هيثمي، مفتي أعظم مكه مكرمه زيني دحلان و از معاصرين و شخصيت هاي بزرگي كه در حال حاضر عليه وهابيت كتاب مي نويسند و دارند اينها را مفتضح مي كنند، مطالعه كنند و اينها را در ميان جوانان شيعه و سني منتشر كنند و ثابت كنند كه امروز جنگ وهابيت با شيعه نيست. جنگ وهابيت و درگيري وهابيت با أهل بيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است. آن چه كه استخوان گلوي وهابيت و خار چشم آنها شده، نشر فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) است و نشر مطالبي است كه مي تواند افكار وهابيت را از نظر عقل، شرع، وجدان و انسانيت زير سؤال ببرد.

ما اين قول را مي دهيم كه در هفته هاي آينده جزوات كوچك را در سايت مان بگذاريم و معرفي هم خواهيم كرد. اخيراً برخي از جوان هاي سني و شيعه سايتي را به راه انداخته اند به نام وهابي: www.Vahhabi.com .

از ما هم مشورت مي گيرند و مطالب ما را هم در سايت شان مي گذارند. جناياتي را كه وهابي انجام داده اند، در ايران، عراق، پاكستان و افغانستان را در سايت شان مي گذارند. اينها تلاش كرده اند فيلم سر بريدن سر انسان هاي مؤمن را روي اين سايت گذاشته اند. كشت و كشتاري را كه به نام دين كرده اند، فيلمش را روي سايت گذاشته اند. مطالب شان را اگر از كتاب هاي شان نقل كرده اند، تصوير خود كتاب را هم روي سايت گذاشته اند كه وهابي ها بهانه نگيرند كه به ما إفتراء مي بندند. اگر مطلبي از محمد بن عبد الوهاب نقل مي كنند، جلد اول كتاب و آن صفحه را هم روي اينترنت قرار داده اند. مطالبي هم از هيئت عالي إفتاء عربستان سعودي آمده است.

خواستم كه به پيروان أهل بيت (عليهم السلام) و برادران اهل سنت كه در مقام دفاع از قرآن و اهل بيت هستند، اين بشارت را نيز داده باشم.

اما نسبت به سؤالي كه داشتيد، البته ما در جلسات گذشته مفصل در اين زمينه با عزيزان بحث داشتيم. عبارتي را عثمان بن حنيف ـ صحابي رسول الله ـ نقل مي كند:

نابينايي خدمت رسول الله آمد و از او تقاضاي دعا كرد. رسول الله دستور داد: برو در مسجد نماز بخوان و اين گونه به من متوسل بشو و بگو:

أللهم إني إسئلك و أتوجه إليك بنيك محمد نبي الرحمة.

به اين تعبير دقت كنيد. اگر توسل شرك است، آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دستور به شرك داد؟ آيا عثمان بن حنيف ناقل شرك است؟ اين صحابي نابينا را مشرك و مهدور الدم مي دانند؟ و بعد فرمود بگو:

يا محمد! إني توجهت بك إلي ربي في حاجتي هذه لتقضي لي، أللهم فشفعه في.

در مسجد خطاب كن به من و بگو: يا رسول الله! من به توسط تو به خداوند متوسل مي شوم.

آقاي ترمذي اين حديث را نقل مي كند و مي گويد:

هذا حديث حسن صحيح.

سنن الترمذي، ج٥، ص٢٢٩

آقاي الباني ـ ليدر وهابي ها و بخاري دوران ـ در صحيح سنن ترمذي، جلد ٣، صفحه ٤٦٩ مي گويد اين روايت كاملاً صحيح است.

قضيه توسل حضرت آدم (عليه السلام) به پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) را از قول خليفه دوم نقل كرديم و روايت از ديدگاه آنها صحيح است:

عن عمر إبن الخطاب رضي الله عنه قال: قال رسول الله صلي الله عليه و آله: لما إقترف آدم الخطيئة قال: يا رب! أسألك بحق محمد لما غفرت لي، فقال الله: يا آدم! و كيف عرفت محمد أو لم أخلقه؟ قال: يا رب! لأنك لما خلقتني بيدك و نفخت في من روحك، رفعت رأسي فرأيت علي قوائم العرش مكتوبا: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، فعلمت أنك لم تضف إلي إسمك إلا أحب الخلق إليك، فقال الله: صدقت يا آدم، إنه لأحب الخلق إلي، أدعني بحقه، فقد غفرت لك و لولا محمد، ما خلقتك.

حضرت آدم (عليه السلام) قبل از خلقت حضرت خاتم (صلي الله عليه و آله) به او متوسل شد و خداوند به بركت اين توسل، گناهان او را بخشيد و او را نجات داد. اين حديث را وقتي آقاي حاكم نيشابوري نقل مي كند، مي گويد:

هذا حديث صحيح الإسناد.

المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج٢، ص٦١٥ ـ دلائل النبوة للبيهقي، ج٥، ص٤٨٩ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٢، ص٨٢

در جلسه گذشته اين مطالب را مفصل آورده ايم و نقل كرديم.

جالب اين است كه در روايات اهل سنت اين نكته را عزيزان بيننده توجه كنند كه مفسرين اهل سنت در ذيل آيه ٨٩ سوره بقره:

وَ لَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَ كَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَي الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَي الْكَافِرِينَ

آورده اند كه يهوديان اهل مدينه و خيبر در مشكلاتي كه براي آنها در جنگ ها پيش مي آمد، به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل مي شدند و مي گفتند:

إنا نسألك بحق النبي الأمي الذي وعدتنا أن تخرجه لنا في آخر الزمان إلا تنصرنا عليهم.

تفسير القرطبي، ج٢، ص٢٧ ـ أسباب نزول الآيات للواحدي النيشابوري، ص١٦و ١٧ ـ العجاب في بيان الأسباب لإبن حجر العسقلاني، ج١، ص٢٨٢ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج١، ص٨٨ ـ إمتاع الأسماع للمقريزي، ج٣، ص٣٥٩ ـ السيرة الحلبية، ج٢، ص٣٢١ ـ الفجر الصادق لجميل صدقي الزهاوي، ص٨٢ ـ تفسير الثعالبي، ج١، ص٢٧٨ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٢، ص٣٧٨ ـ السيرة النبوية لإبن كثير، ج١، ص٢٩٢

البته بعد از كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آمد، يهوديان شروع كردند به مخالفت كردن؛ چون انتظار داشتند كه پيامبر آخر الزمان از قبيله يهود مبعوث شود.

اما در رابطه با اين سؤال كه آيا در صحيح بخاري هم از توسل صحابه به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اثري و خبري هست يا نه؟

از مبلغين وهابيت و آنهايي كه فريب خورده اند و ناخودآگاه بلندگوي وهابيت شده اند، تقاضا مي كنم به اين دو سه موردي كه از صحيح بخاري نقل مي كنم توجه ويژه داشته باشند.

جناب محمد بن اسماعيل بخاري از أنس بن مالك نقل مي كند:

أصابت الناس سنة علي عهد النبي صلي الله عليه و سلم فبينما النبي صلي الله عليه و سلم يخطب في يوم الجمعة، قام أعرابي فقال: يا رسول الله! هلك المال و جاع العيال، فادع الله لنا فرفع يديه و ما نري في السماء قزعة، فوالذي نفسي بيده! ما وضعها حتي ثار السحاب أمثال الجبال، ثم لم ينزل عن منبره حتي رأيت المطر يتحادر علي لحيته صلي الله عليه و سلم، فمطرنا يومنا ذلك و من الغد و بعد الغد و الذي يليه حتي الجمعة الأخري و قام ذلك الأعرابي أو قال غيره فقال: يا رسول الله! تهدم البناء و غرق المال، فادع الله لنا، فرفع يده فقال: أللهم حو الينا و لا علينا، فما يشير بيده إلي ناحية من السحاب إلا إنفرجت و صارت المدينة مثل الجوبة و سال الوادي قناة شهرا و لم يجئ أحد من ناحية إلا حدث بالجود.

در زمان رسول الله در مدينه قحطي آمد. رسول الله در حالي كه مشغول خواندن خطبه نماز جمعه بود، يك مرد عرب آمد و عرض كرد: يا رسول الله! در اثر قحطي، تمام زندگي ما متلاشي شد، اموال ما هلاك شد، زن و بچه ما از گرسنگي در شرف هلاكت هستند. رسول الله دستش را بلند كرد و دعا كرد، خداوند هم باران رحمتش را نازل كرد. يك هفته تمام باران مي آمد. تا اين كه برخي آمدند و عرض كردند: يا رسول الله! به قدري باران رحمت آ مد كه خانه هاي مان در شرف نابودي است، اموال مان را آب مي برد. رسول الله باز هم دستش را بلند كرد و فرمود: خدايا! باران رحمتت را به كوه ها، دره ها و رودخانه بباران و از خانه ها و آبادي دور بگردان.

صحيح بخاري، ج١، ص٢٢٤ و ج٢، ص٢٢ ـ صحيح مسلم، ج٣، ص٢٥

اين يكي از مصاديقي است كه به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل مي شدند. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بين مردم و خدا واسطه مي شود. آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي توانست بگويد كه خدا را مستقيم بخوانيد؟ چرا خودتان از خدا مستقيم طلب رحمت نمي كنيد؟ خدا مي فرمايد:

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُم

سوره غافر/آيه٦٠

ولي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين را نگفت؛ بلكه واسطه شد ميان مردم و خداوند. خيلي واضح و روشن است كه صحابه، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را واسطه قرار مي دادند براي دعاي بين خودشان وخداوند.

روايت ديگري كه از جناب عمر بن الخطاب آمده، بخاري از أنس نقل مي كند كه بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، عمر بن الخطاب آمد و به عباس، عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل شد و اين تعبير را گفت:

عن أنس: أن عمر بن الخطاب رضي الله عنه كان إذا قحطوا، استسقي بالعباس بن عبد المطلب، فقال: أللهم إنا كنا نتوسل إليك بنبينا صلي الله عليه و سلم فتسقينا و إنا نتوسل إليك بعم نبينا، فاسقنا، قال: فيسقون.

خدايا! ما در زمان رسول الله، به او متوسل مي شديم و ...

صحيح بخاري، ج٢، ص١٦و ج٤، ص٢٠٩

آيا آقايان وهابي جرأت مي كنند بگويند جناب عمر بن الخطاب مشرك بوده است؟ صحابه مشرك بوده اند؟

و ده ها روايتي كه در كتب معتبر اهل سنت است كه بعد از بعثت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و قبل از بعثت، مردم مي آمدند و به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل مي شدند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را بين خود و بين خدا واسطه قرار مي دادند. آقايان وهابي هايي كه مي گويند واسطه قرار دادن غير خدا، از مصاديق شرك است، آيا مردم زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي دانستند كه خدا را بايد بخوانند؟ چرا مي آمدند و به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل مي شدند؟ چرا جناب عمر به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل مي شدند؟

ما احساس مي كنيم كه اين سخن وهابيت كاملاً با روش صحابه در زمان رسول الله (صلي الله عليه و آله) در تضاد است.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

در صحيح بخاري و صحيح مسلم، توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در زمان حيات و بعد از رحلت آن حضرت مسجّل است. إبن تيميه اين روايات را چگونه توجيه مي كند؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با اين روايتي كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده، وهابيت دست و پا زده اند و خود إبن تيميه در كتاب التوسل و الوسيلة، صفحه ٦٦ و در چند جاي منهاج السنة و ... مطالبي دارد كه خلاصه حرفش اين است كه اگر آقاي عمر مي گويد:

أللهم إنا كنا نتوسل إليك بنبينا صلي الله عليه و سلم فتسقينا.

يعني:

كنا نتوسل اليك بدعا نبينا.

و يك كلمه دعا در اينجا اضافه مي كنند.

وقتي ما مي گوييم:

وَ جَاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا

سوره فجر/آيه٢٢

و مي گوييم:

وَ جَاءَ رَبُّكَ

چون منافات دارد با آيه شريفه:

لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ

سوره شوري/آيه١١

و جسمانيت خداوند لازم مي آيد، لذا مي گوييم:

و جاء أمر ربك

همين إبن تيميه اي در اينجا كفر ما را ثابت مي كند و مي گويد شما اهل تأويل هستيد. ولي در اينجا وقتي مي رسد مي گويد:

إنا كنا نتوسل إليك بنبينا.

يعني:

كنا نتوسل اليك بدعا نبينا.

و لذا جناب عمر بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نرفت به قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل شود و آمد حضرت عباس، عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را واسطه قرار داد.

وهابي ها خيلي روي اين مطلب مانور مي دهند. ما از عزيزان بيننده تقاضا دارم كه به اين نكته توجه كنند. بنده خودم در غالب مناظراتي كه با وهابي ها داشته ام ـ مخصوصاً با شيخ محمد جميل زينو كه از مفتيان مكه مكرمه و از اساتيد دار الحديث مكه است ـ وقتي من اين روايت را خواندم، مي گويند:

اگر توسل به قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مشروع بود، چرا عمر بن الخطاب، عباس عموي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) را جلو انداخت و گفت:

و إنا نتوسل إليك بعم نبينا.

اين يكي از اساسي ترين شبهات وهابيت است.

جناب آقاي محمد بن علوي ـ از اساتيد بزرگ مكه مكرمه كه كتاب هاي متعددي در نقد عقائد وهابيت داشت و كسي بود كه بن باز حكم اعدامش را صادر كرد و ايشان با ارتباطي كه با ملك فهد داشت، خودش را به او رساند و قضايا را گفت و گفت:

من مجتهدم. همان طور كه شما عقيده داريد مجتهد اگر خطا كند، باز هم ثواب دارد.

لذا اعدامش به دست خود ملك فهد كه توسط بن باز صادر شده بود، لغو شد. بعضي ها مي گويند به خاطر اين قضيه ايشان دق مرگ شد ـ جواب اين شبهه را داده است. ايشان كتابي دارد به نام مفاهيم يجب أن تصحح ـ در سايت هاي مختلف وجود دارد و يكي از عزيزان ما در حال ترجمه اين كتاب هستند. اين كتاب كل عقائد وهابيت را به نقد علمي كشيده است ـ و در آن گفته است:

جواب اول

اين كه جناب عمر آمد و گفت:

و إنا نتوسل إليك بعم نبينا.

اينجا بحث توسل به تنهايي نبود؛ بلكه نماز باران مي خواندند. اينها كه نمي توانستند قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را بشكافند و جنازه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را دربياورند و پشت سر او نماز بخوانند. لذا در نماز باران لازم است كه امامي باشد تا مردم به او إقتداء كنند. لذا جناب عمر آمد عباس را جلو انداخت و پشت سر او نماز خواندند.

جواب دوم

اين روايت نه تنها نشان مي دهد كه توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جايز است؛ بلكه حتي توسل به غير پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، از صالحين هم جايز است كه عمر مي گويد:

و إنا نتوسل إليك بعم نبينا.

من توجه بينندگان عزيز را به يك جمله خيلي ظريف و زيبائي كه مفتي مكه مكرمه، جناب زيني دحلان دارد، جلب مي كنم. ايشان مي گويد:

محمد بن عبد الوهاب وقتي آمد و گفت: «توسل به رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و صالحين حرام است» يك مرد عوامي آمد جلو و گفت: آقاي محمد بن عبد الوهاب!:

إن عمر إستسقي بالعباس

شما چه داريد بگوييد؟ محمد عبد الوهاب گفت: چرا به رسول الله (صلي الله عليه و سلم) متوسل نشد و رفت به عباس متوسل شد؟ آن مرد گفت:

فقال له ذلك الرجل: هذا حجة عليك، فإن استسقاء عمر بالعباس، إنما كان لإعلام الناس بصحة الإستسقاء و التوسل بغير النبي صلي الله عليه و سلم و كيف تحتج بإستسقاء عمر بالعباس و عمر هو الذي روي حديث توسل آدم بالنبي صلي الله عليه و سلم قبل أن يخلق، فالتوسل بالنبي صلي الله عليه و سلم كان معلوما عند عمر و غيره و إنما أراد عمر أن يبين للناس و يعلمهم صحة التوسل بغير النبي صلي الله عليه و سلم، فبهت و تحير و بقي علي عماوته و مقابحه الشنيعة.

اين دليل بر محكوميت توست. چون وقتي عباس را جلو انداختند، جناب عمر ثابت كرد كه به غير از رسول الله (صلي الله عليه و سلم)، به ديگران هم مي شود توسل كرد. محمد بن عبد الوهاب هيچ دليلي نداشت و در برابر استدلال اين مرد عوام حيران و مبهوت ماند.

الدرر السنية في الرد علي الوهابية لأحمد زيني دحلان، ص٤٠

جواب سوم

اگر جناب عمر يا صحابه، توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ترك كردند، آيا ترك صحابه دليل بر حرمت است؟ يا دليل بر كراهت است؟ آقايان اگر بگويند مبناي ما اين است كه هر چه صحابه عمل كردند، عمل كنيد و هر چه صحابه ترك كردند، ترك كنيد، سنگ بر روي سنگ باقي نمي ماند. ما از اين آقايان سؤال مي كنيم:

آيا توسل به أسماء الله جايز است يا جايز نيست؟

همه بالإتفاق مي گويند كه جايز است. از اينها مي خواهيم يك روايت براي ما بياورند كه يكي از صحابه به أسماء الله توسل كرده باشد. پس اگر صحابه توسل به أسماء إلهي را ترك كردند، آيا اين دليل بر حرمت توسل به أسماء الله است؟

جواب چهارم

جناب عمر وقتي عباس را جلو مي آورد، عباس را به خاطر ارتباطش با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جلو مي آورد. عمر بن خطاب اين تعبير را دارد:

فاقتدوا أيها الناس برسول الله (صلي الله عليه و آله) في عمه العباس و اتخذوه وسيلة إلي الله.

مردم! عباس را وسيله بين خودتان و خدا قرار دهيد.

نيل الأوطار، الشوكاني، ج٤، ص٣٢ و ٣٣ ـ ذخائر العقبي لأحمد بن عبد الله الطبري، ص١٩٩ ـ المستدرك علي الصحيحين الحاكم النيشابوري، ج٣، ص٣٣٤ ـ كتاب الدعا للطبراني، ص٦٠٧ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص٥٠٤ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٢٦، ص٣٢٨ و ٣٢٩ ـ فتح الباري شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٤١٣

إبن حجر بعد از نقل حديث مي گويد:

و يستفاد من قصة العباس إستحباب الإستشفاع بأهل الخير و الصلاح و أهل بيت النبوة و فيه فضل العباس و فضل عمر لتواضعه للعباس و معرفته بحقه.

از اين كار عمر استفاده مي كنيم كه هرگونه توسل به افراد صالح و اهل بيت پيامبر جايز است.

فتح الباري شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٤١٣

وهابي ها نسبت به اين عبارت چه مي گويند؟ اين عبارتي است كه جناب عمر به مردم گفت:

عباس را بين خودتان و بين خدايتان وسيله قرار بدهيد.

بنابراين، اين توجيه إبن تيميه و وهابي ها، توجيه كاملاً ما لا يرضي صاحبه است كه بيشتر به ضرر آنها است تا به نفع آنها.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيات متعددي در قرآن است كه وهابي ها متمسك به آنها مي شوند و آنها را وسيله قرار مي دهند براي اغفال و گمراهي مردم. از جمله:

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

آيه ١٩٧ سوره اعراف:

وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لَا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ

آيه ١٣ سوره فاطر:

وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ

درباره اين آيات توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

آقايان وهابي ها واقعاً در استناد به آيات قرآن، همان روشي را انتخاب مي كنند كه يهود و نصاري انتخاب كردند. يعني يكي از ويژگي هاي زشت يهود و نصاري اين بود:

تؤمنون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض

در آيه ٨٥ سوره بقره، خداوند، يهود و نصاري را مذمت مي كند و مي گويد:

أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَي أَشَدِّ الْعَذَابِ وَ مَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ

شما به بعضي از آيات ايمان مي آوريد و به بعضي ديگر كافر مي شويد؟ كساني كه به بعضي از آيات تمسك مي كنند و بعضي را كنار مي گذارند، اينها هم در دنيا خواري خواهند ديد و هم در آخرت.

امروز مي بينيم هر چه از عمر وهابيت مي گذرد، خواري و ذلت براي اينها بيش از گذشته است. إن شاء الله اينها هم در روز قيامت نتيجه كارشان را خواهند ديد.

خداوند در قرآن در بعضي از آيات، بعضي از أمور را به خودش نسبت داده است و مي گويد اين كار از كارهاي ويژه خداوند است. مثلاً در سوره زمر آيه ٤٢ مي فرمايد:

اللَّهُ يَتَوَفَّي الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا

اين خداوند است كه انسان ها را در موقع مردن قبض روح مي كند.

اين نشان مي دهد كه قبض روح، كار خداوند است.

اگر كسي بگويد: «عزرائيل قبض روح مي كند»، او مشرك است. آيا اين صحيح است؟ نه. همان طور كه خداوند اين مطلب را در اين آيه فرموده، در سوره سجده آيه ١١ هم مي فرمايد:

قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَي رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ

بگو: ملك الموت كه از طرف خداوند وكيل و مأذون است، تو را قبض روح مي كند.

خداوند در آيه ٥٨ سوره ذاريات مي فرمايد:

إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ

تنها رزق دهنده، خداوند است.

در سوره نساء آيه ٥ مي گويد:

وَ ارْزُقُوهُمْ فِيهَا

به افراد بي سرپرست رزق بدهيد.

در آيه ٦٤سوره واقعه مي گويد:

أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ

اين ما هستيم كه زراعت مي كنيم.

در سوره فتح آيه ٢٩ مي گويد:

يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ

از همه اينها جالب تر، خداوند در آيات متعدد، مسأله مرگ و زنده كردن انسان ها را از ويژگي هاي خودش مي شمارد و مي فرمايد:

وَ هُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَكَفُورٌ

سوره حج/آيه٦٦

قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ

بگو: اين خداوند است كه زندگي و مرگ به دست او است.

سوره جاثيه/آيه٢٦

اگر كسي بگويد: يك بنده خدا هم فردي را زنده كرد يا او را به طرف مرگ برد، آيا اين شرك است؟ خداوند صراحتاً از قول حضرت عيسي (عليه السلام) نقل مي كند:

وَ أُحْيِي الْمَوْتَي بِإِذْنِ اللَّهِ

سوره آل عمران/آيه٤٩

در رابطه با علم غيب مي فرمايد:

وَ عِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ

تمام كليد هاي غيب دست خدا است و جز خدا كسي غيب نمي داند.

سوره انعام/آيه٥٩

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ

سوره اعراف/آيه١٨٨

ولي در كنار اين مي فرمايد:

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَي غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَي مِنْ رَسُولٍ

سوره جن/آيه٢٧

بنابراين اگر ما بياييم يك دسته از آيات را بگيريم و از دسته ديگر غافل بشويم، اين يك نوع جفاء در حق قرآن است و از مصاديق: يؤمن ببعض الكتاب و يكفر ببعض الكتاب است و اين روش، روش يهود و نصاري است.

خداوند به ما ياد مي دهد كه در نماز بخوانيم:

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

مي بنيم كه محمد بن عبد الوهاب در مجموعه مؤلفات، جلد ١، صفحه ١٨٩ همين آيه را مي آورد و مي گويد:

هر كس از غير خدا كمك بگيرد، مشرك، كافر، بي دين و لامذهب است.

ما اول جوابي كه مي دهيم به اينها اين است:

آيا خداوند كه مي فرمايد:

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

مگر همين خداوند در آيه ٤٥ سوره بقره نمي فرمايد:

وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ

به روزه و نماز استعانت بجوييد.

از آقايان وهابي سؤال مي كنيم، آيا روزه و نماز از عمل عبد است يا نه؟ چطور خداوند در آنجا فرمود:

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

اگر واقعاً إستعانت، منحصر به خداوند است، چرا در اينجا مي فرمايد:

وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ

خيلي واضح تر از اين، خداوند مي گويد:

وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ

هر گونه نصرت، منحصر به خداوند است.

سوره آْل عمران/آيه١٢٦

وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ

اگر از شما طلب نصرت كردند، شما كمك كنيد.

سوره انفال/آيه٧٢

در رابطه با دوست و رفيق حضرت موسي (عليه السلام) مي فرمايد:

فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَي الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ

سوره قصص/آيه١٥

اگر إستغاثه به غير خداوند، حرام و شرك است و موجب مهدور الدم مي شود، چرا حضرت موسي (عليه السلام) نفرمود تو كافر شده اي؟

يا خداوند مي فرمايد:

و هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ

سوره أنفال/آيه٦٢

پس استناد به:

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

و بي توجهي به:

وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ

يا:

فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْمًا

سوره كهف/آيه٩٥

اين نشان مي دهد كه وهابي ها به يك دسته از آيات استناد مي كنند و از آيات ديگر غفلت مي كنند. ما بايد آيات را در كنار هم قرار بدهيم و بعد قضاوت كنيم.

اما در رابطه با آيه:

وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لَا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ

وهابي ها زياد به اين آيه استناد مي كنند و خود إبن تيميه هم نسبت به اين آيات در منهاج السنة، جلد ١، صفحه ٤٤ تا ٤٩ استناد مي كند:

وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ / إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دعاكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَ لَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ.

سوره فاطر/آيات ١٣ و ١٤

و استناد مي كند بر كفر دعا غير الله.

در اينجا خداوند مي فرمايد:

وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ

كساني كه دعا و طلب مي كنند غير خدا را، آنها به اندازه آن نخ مانندي كه در هسته خرما هست، نمي توانند به شما كمك كنند.

در اينجا عزيزان دقت كنند كه خود وهابي ها دچار يك مشكل شده اند. تصور كرده اند كه كلمه:

تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ

يعني هر گونه دعاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و دعاي ائمه (عليهم السلام)؛ يعني هر كس كه نداء كند و بگويد:

يا علي و يا حسين

اين كفر است و شرك. چون خداوند مي فرمايد:

وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ

ما يك جواب نقضي مي دهيم. اگر واقعاً خواندن غير خدا شرك است، خداوند درباره حضرت نوح (عليه السلام) مي فرمايد:

إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ نَهَارًا

من ندا كردم قومم را شبانه روز.

سوره نوح/آيه٥

آيا حضرت نوح (عليه السلام) مشرك است؟

از اين جالب تر:

لَا تَجْعَلُوا دعا الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدعا بَعْضِكُمْ بَعْضًا

سوره نور/آيه٦٣

اگر مطلق دعا، حرام است، صحابه اي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را دعا مي كردند و ندا مي كردند، خدا مي فرمايد:

اين دعاي شما، دعا درستي نيست و رسول الله (صلي الله عليه و آله) از يك جايگاه ويژه اي برخوردار است.

نكته ظريف تري كه در اينجاست، اين است كه مطلق دعا غير الله شرك نيست؛ بلكه آن دعا غير خدايي كه ضميمه شود با إعتقاد به ألوهيت او شرك است. مثلاً در سوره هود، آيه ١٠١ در رابطه با دعا غير الله، خود قرآن مي فرمايد:

فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آَلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جَاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ مَا زَادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ

به همين يك آيه توجه كنيد. اين افراد، خدايان خود را من دون الله مي خوانند. در اين آيه، هم دعا روشن است و هم من دون الله. يعني كساني كه خدايان خود را و بت هاي خود را با اعتقاد به ألوهيت شان مي خوانند.

ما از وهابيت سؤال مي كنيم: آيا مسلمانان ـ شيعه و سني ـ كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را مي خوانند و مي گويند:

يا رسول الله! اشفع لنا عند الله.

آيا نستجير بالله اينها معتقد به ألوهيت پيامبرند؟ آيا اينها پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را عبادت مي كنند؟ مثلاً:

وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَي اللَّهِ زُلْفَي

سوره زمر/آيه٣

آيا كسي كه مي گويد:

يا علي، يا عباس

ـ نستجير بالله ـ أمير المؤمنين (عليه السلام) و حضرت عباس (عليه السلام) را عبادت مي كنند؟ يا اين كه نماز مي خوانند و در نمازشان مي گويند:

أشهد أن محمد عبده و رسوله.

أشهد أنك عبدت الله حتي أتاك اليقين.

كه هم در زيارت أمير المؤمنين (عليه السلام)، هم در زيارت امام حسين (عليه السلام) و هم در زيارت آقا قمر بني هاشم (عليه السلام) آمده است و يا اين كه:

أشهد أنك من عباد الله الصالحين.

شهادت به عبوديت أمير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) مي دهند و بعد مي آيند از اين بزرگوران طلب حاجت مي كنند. استدلال به اين آيات، به نظر من، خيلي سخيف و بي اساس و بي پايه است. استناد به اين آيات براي حرمت توسل از منظر قرآن، كاملاً مردود و مطرود است.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

درباره كتاب لله ثم للتاريخ توضيح دهيد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با كتاب لله ثم للتاريخ كه در سال ١٣٨٠ در عربستان سعودي با تيراژ ميليوني چاپ شد و در خود عربستان، كويت، قطر و ايران منتشر شد، اين كتاب را شخصي به نام سيد حسين موسوي به عنوان اين كه شيعه است چاپ كرده و ما اعلام مي كنيم كه اصلا در حوزه علميه نجف و علماء نجف، فردي به نام سيد حسين موسوي را نمي شناسند و اين فرد موهوم است و نويسنده اين كتاب به نظر خودم، عثمان الخميس است؛ چون قلم، قلم ايشان است و اين كلمه سيد حسين موسوي را به عنوان يك نماد و داستان آورده است. در همين جا است كه سيد حسين موسوي مي گويد من اجازه اجتهاد از مرحوم شيخ محمد حسين كاشف الغطاء (ره) دارم. خانواده كاشف الغطاء (ره) اعلام كردند كه اصلاً چنين موجودي را ما در طول عمرمان نه شنيده ايم و نه مي شناسيم.

جالب اين است كه بينندگان عزيز اين را بدانند كه به قول معروف، آدم دروغ گو كم حافظه است. ايشان در صفحه ١٠٤ اين كتاب مي نويسد:

في زيارتي للهند إلتقيت السيد دلدار علي فأهداني نسخة من كتاب أساس الأصول.

من در هند ملاقات كردم سيد دلدار نقوي را و كتاب أساس الأصول را به من داد.

و بعد مي آيد و در صفحه ٨٠ مي گويد:

و قال الإمام الخوئي في وصيته لنا و هو علي فراش الموت.

آقاي خويي هم در حالي كه در حال فوت بودند، به من وصيت كردند.

من با شيخ محمد جميل زينو كه سه سال پيش مناظره اي داشتم، به ايشان گفتم:

ايشان كه مي گويد: «من با سيد دلدار نقوي در هند ديدار كردم»، آقاي دلدار نقوي در سال ١٢٣٥ از دنيا رفته است و از طرفي هم مي گويد: «با آقاي خويي (ره) ملاقات كرده ام» و آقاي خويي هم در سال ١٤١٤ از دنيا رفته اند. حداقل اگر ايشان در وقت ملاقات با آقاي دلدار نقوي يك جوان ١٥ ساله بود، بايد اين آقاي سيد حسين موسوي ٢٠٠ سال عمر كرده باشد تا هم بتواند سيد دلدار نقوي را ملاقات كرده باشد و هم بتواند مرحوم آيت الله العظمي خويي (ره) را ملاقات كند.

و اضافه بر اين، ايشان مي آيد از برخي از علماء شيعه را مانند مي گويد سيد لطف الله صافي. حال آن كه همه مي دانند شيعه ها به شيوخ، سيد نمي گويند و چند نفر ديگر از شخصيت هاي بزرگ شيعه را ايشان مي آورد و از آنها به عنوان سيد نام مي برد. مثلاً شيخ محمد جواد مغنيه، را مي گويد سيد است. ميرزا علي نقوي را سيد خطاب مي كند. بچه شيعه ها و پيرزن هايي كه پشت كوه زندگي مي كنند، مي دانند كه شيعه به فرزندان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، سيد مي گويند.

در صفحه ٢٠ مي گويد:

من كتاب كافي را پيش آقاي خويي تلمّذ كردم.

يعني درسش را خوانده ام. تمام دنيا مي داند كه كتاب كافي كتاب درسي نيست. هم چنين مطالب ديگري كه ايشان گفته است.

من ديدم كه آقاي ملازاده از اين كتاب به عنوان يك سندْ ذكر مي كند. كتابي كه نه اساس دارد و نه ريشه و نه مؤلفش شناخته شده است. ايشان آمده در اين كتابش از افراد مرتد، تجليل كرده است. مثلاً ايشان در صفحه ٨ همين كتاب از احمد كسروي به عنوان يك شخصيت برجسته اسلامي نام برده و از او تجليل كرده است. تمام آن هايي كه در جريان هستند مي دانند كه كسروي يك آدم مرتد و منكر خاتميت است. در كتاب حول الإسلام مي گويد:

شيعه و سني، امروز از پست ترين و رذل ترين افراد روي زمين هستند.

و امثال اين قضايا. رواياتي را از كتاب هايس مي آورد كه به هيچ وجهي من الوجوه ارتباطي به عقائد شيعه ندارد. البته از اين كتاب، جواب هاي متعددي داده شده است. ما در سايت مان كتابي داريم به نام اهل بيت از دين دفاع مي كند و جناب آقاي شيخ علي آل محسن از علماي بزرگ و از شخصيت هاي برجسته قطيف عربستان سعودي كتابي نوشته است به نام لله ثم للحقيقة و در ايران، كتاب برگزيده سال ولايت شد. اين كتاب در سايت هاي مختلف هم يافت مي شود.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

دو سه نكته بود كه جناب استاد قزويني متذكر شدند:

اولاً: وقتي قرآن صحبت اين را مي كند كه شما دعا به درگاه غير خدا نكنيد، شما به آيه ٥ سوره احقاف كه نگاه كنيد:

وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَي يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ

گمراه تر از آن كه از غير الله بكند، نيست. كسي كه اجابتش نمي كند تا روز قيامت و آنها از دعاي اينها غافل اند.

وَ إِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَ كَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ

سوره احقاف/آيه٦

به اين قسمت آيه دقت كنيد. قرآن كريم در جاهاي متفاوت، خواندن غير خدا را عبادت غير خدا اعلام كرده است و در اين آيه هم مي فرمايد:

كساني كه در روز قيامت اين افرادي را كه ما مي خوانيم ـ حضرت پيامبر، حضرت علي و ساير ائمه، ـ نه تنها در آن روز دشمن ما مي شوند؛ بلكه به عبادت آنها هم كافر مي شوند.

جواب:

خداوند صراحت دارد:

إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَي وَ لَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ

پيامبر ! تو نمي تواني صدايت را به گوش مرده ها برساني.

سوره نمل/آيه٨٠

يا:

وَ مَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ

كساني كه در قبرها خوابيده اند، صداي تو را نمي شنوند.

سوره فاطر/آيه٢٢

اين خيلي واضح تر و روشن تر است و وهابيت به اين آيات زياد تمسك مي كنند.

اين آيه، كفاري را كه قلب شان مرده است و سخنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را گوش نمي دهند و حرف پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به گوش آنها نمي رود، خداوند اينها را تشبيه كرده به مردگان در قبرستان ها كه صداي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در آنها هيچ اثري نمي گذارد. لذا جناب آقاي إبن عابدين ـ از فقهاي بنام حنفي كه علماء و اهل سنت ايران هم اكثراً حنفي مذهب هستند و نسبت به ايشان ارادت ويژه اي دارند ـ در حاشيه رد المحتار، جلد ٤، صفحه ١٤٨ همين تعبير را دارد كه مي گويد:

خداوند در اين آيات، كفاري را كه سخن رسول الله (صلي الله عليه و سلم) در آنها اثر نمي گذارد، تشبيه كرده به مرده هايي كه از موعظه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هيچ بهره اي ندارند. چون اگر بنا بود بهره اي ببرند، بايد در زمان حيات شان بهره مي بردند.

همين تعبير را إبن حجر عسقلاني در فتح الباري شرح صحيح البخاري، جلد ٣، صفحه ١٨٥ آورده است.

اما در رابطه با اين آيه:

وَ إِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَ كَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ

عزيزان دقت كنند كه تفاوت است ميان كساني كه بت ها را مي پرستند و يا در برابر خورشيد و ماه و يا در برابر بت هُبَل سجده مي كنند و آنها را شفيع قرار مي دهند و هيچ چيزي از آنها عائد نمي شود و كاري نمي توانند بكنند و ميان پيامبران إلهي كه به نصّ صريح قرآن مجيد و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) زنده هستند. مرگ براي آنها مفهوم ندارد. مرگ آنها در حقيقت انتقال از يك عالم به يك عالم ديگر است. اگر ما مي آييم كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و به او متوسل مي شويم ـ چه در حال حيات و چه بعد از رحلت ايشان ـ اگر بنا است كه توسل به غير خدا جايز باشد، همان طوري كه از آيه ٦٤ سوره نساء:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

يا قضيه حضرت يعقوب (عليه السلام) و فرزندانش:

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ

اگر اينها مي گويند كه توسل به پيامبران (عليهم السلام) جايز است، پس اينها اعتراف كرده اند بر اين كه خواندن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حال حيات، از مصاديق تدعون من دون الله نيست و إنا نتوسل إليك بنبينا از مصاديق تدعون من دون الله نيست و تدعون إلي الله است. اين آقايان با توجه به اين آيات و روايات، مي گويند توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در زمان حيات ايشان مشروع است. پس اينها يك قدم آمده اند جلو و يك اعتراف كرده اند بر اين كه توسل، مطلقا حرام نيست.

از اينها ما سؤال مي كنيم:

توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حال حيات كه امر مشروع بود، نه تنها با توحيد منافاتي نداشت، بلكه عين توحيد بود. پس به چه دليلي اين مشروع و أمر توحيدي بعد از وفات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تبديل شد به عمل شرك؟

اگر مي گوييد بر اين كه پيامبران (عليهم السلام) صداي ما را نمي شنوند و قدرت بر قضاي حوائج ما ندارند، خوب اين مي شود يك أمر عبث؛ شرك نمي شود. شما عقيده تان اين است. ولي عقيده مان و علماء اهل سنت طبق آيات متعدد كه نسبت به شهداء مي گويد:

وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

بر اين است كه پيامبران (عليهم السلام) زنده هستند و مرگ براي آنها معنا ندارد. از اين آقايان مي خواهيم كه حداقل آ يه ١٦٩ و ١٧١ سوره آل عمران را دوباره بخوانند. مگر ـ نستجير بالله ـ ما عند الشيطان هستيم و أنبياء (عليهم السلام) عند الله هستند؟

فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ

به هر سو بنگريد، همه جا، حضور خدواند است.

سوره بقره/آيه١١٠

تمام عالم محضر خداوند است؛ چه عالم دنيا، چه عالم برزخ، چه عالم موت و چه قيامت؛ عند الله و عند الناس ندارد. اين آقايان الفباي توحيد را نفهيمده اند، الفباي معرفة الله را درك نكرده اند. اضافه بر اين كه در همين آيه ١٧١ كه مي فرمايد:

وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

در ذيل آيه، جواب اين آقايان را مي گويد. آقاياني بي سوادي كه از قرآن هم بهره نبرده اند:

فَرِحِينَ بِمَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ

اين شهداء در برابر نعمت هاي خداوند خوشحال اند و بشارت مي دهند به زنده هايي كه هنوز به آنها ملحق نشده اند.

پس معلوم مي شود كه فقط أحياء عند الله نيستند، أحياء عند الناس نيز هستند. اين آقايان مراجعه كنند در اين قضايا به كتاب هاي فقهي تمام فقهاء اهل سنت ـ شافعي ها، مالكي ها، حنبلي ها و حنفي ها، حتي إباضي ها ـ و ببينند كه آيا در آداب زيارت آقا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اين را آورده اند كه آمدن كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و توسل به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در مدينه منوره را يك عمل مشروع مي دانند.

در رابطه با قضيه اي كه بين أبو ايوب انصاري و مروان واقع شده، وهابي ها چه جوابي به ما مي دهند؟ در رابطه با قضيه اي كه آقايان نقل مي كنند نسبت به عثمان بن حنيف و آن فردي كه بعد از وفات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل به قبر آن حضرت مي شود، وهابي ها چه جوابي مي دهند؟ يا امام مالك ـ رئيس مالكي ها ـ كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ايستاده و مشغول خواندن زيارت است. از آن طرف هم منصور دوانيقي آمده با صداي بلند حرف مي زند. امام مالك مي گويد:

آقاي منصور! مگر قرآن نگفته است:

لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ.

صداي خودتان را بالاتر از صداي پيامبر نبريد.

سوره حجرات/آيه٢

اگر قرار باشد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مرده باشد و صدايي را نشنود، امام مالك به چه مجوزي به منصور دوانيقي اين سخن را مي گويد؟ و بعد از اعتراض مالك، منصور دوانيقي خجالت مي كشد و احساس مي كند كه بلند بلند حرف زدن در كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اشكال دارد. بعد مي گويد:

آقاي مالك! حالا كه من پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را زيارت كردم، مي خواهم دعا كنم. رو به قبله و پشت به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دعا كنم يا روبه روي قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)؟

آقاي مالك مي گويد:

نه، روبه روي قبر پيامبر بإيستد و دعا كن. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وسيله تو و وسيله پدرت حضرت آدم (عليه السلام) به خداوند است.

اين عبارت در تمام منابع اهل سنت به صورت مفصل آمده است. آقايان چه جوابي دارند كه به ما بدهند؟

اين كه ما بگوييم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بعد از مردن، ارتباطش با ما قطع مي شود، نه با منطق قرآن سازگاري دارد، نه با منطق صحابه و أتباع تابعين.

در مورد توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حيات و ممات ايشان مطلب زياد است.

سوره نساء، آيه ٦٤ صراحت دارد:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا.

آن هايي كه گناه كرده اند و در حق خودشان ظلم كرده اند ، نزد پيامبر بيايند، پيامبر براي آنها طلب مغفرت كند.

قرآن، كساني را كه توسل را انكار مي كنند، منافق مي نامد. در سوره منافقون، آيه ٥ مي فرمايد:

وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ

آيا وهابي ها اين آيه را در قرآن مي خوانند يا نمي خوانند؟ وقتي به منافقين مي گويند بياييد تا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي شما استغفار كند، سرشان را برمي گردانند.

اين خيلي صراحت دارد و واضح و روشن است. مي گويد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي آنها استغفار كند. قضيه حضرت يعقوب (عليه السلام) و فرزندانش كاملاً صراحت دارد. آقاي زيني دحلان عبارتي دارد كه بايد با طلا نوشته شود. ايشان مي گويد:

و الحاصل أن مذهب أهل السنة و الجماعة صحة التوسل و جوازه بالنبي صلي الله عليه و سلم في حياته و بعد وفاته و كذا بغيره من الأنبياء و المرسلين صلوات الله و سلامه عليه و عليهم أجمعين و كذا بالأولياء و الصالحين كما دلت عليه الأحاديث السابقة، لأنا معاشر أهل السنة لا نعتقد تأثيرا و لا خلقا و لا إيجاد أولا إعداما و لا نفعا و ضرا إلا الله وحده لا شريك له و لا نعتقد تأثيرا و لا نفعا و لا ضرا للنبي صلي الله عليه و سلم و لا لغيره من الأحياء و الأموات، فلا فرق في التوسل بالنبي صلي الله عليه و سلم و غيره من الأنبياء و المرسلين صلوات الله و سلامه عليه و عليهم أجمعين و كذا بالأولياء و الصالحين لا فرق بين كونهم أحياء و أمواتا، لأنهم لا يخلقون شيا و ليس لهم تأثير في شئ و إنما يتبرك بهم لكونهم أحباء الله تعالي و أما الخلق و الإيجاد و الإعدام و النفع و الضر فإنه لله وحده لا شريك له.

ما اهل سنت معتقديم هيچ كسي، تأثيري در عالم، خلق، ايجاد، ضرري غير از خدا ندارند. اگر ما متوسل مي شويم به نبي، معتقد نيستيم كه نبي، مؤثر در عالم وجود است و نفع و ضرري دارد. ما معتقد نيستيم كه پيامبران و يا ديگر مردگان نفعي مي رسانند و يا ضرري مي رسانند. ما آنها را واسطه قرار مي دهيم بين خودمان و خدا كه آنها از خداوند بخواهند كه نفعي به ما برسد و از خدا بخواهند كه ضرري از ما دفع بشود.

الدرر السنية في الرد علي الوهابية لأحمد زيني الدحلان، ص١٢ و ١٣

مذهب اهل سنت و جماعت اين است كه توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حيات و بعد از رحلتش، صحيح و جايز است و همچنين به بقيه أنبياء و مرسلين (عليهم السلام) و أولياء و صالحين.

ايشان بين شرك و توحيد فرق گذاشته است. تقاضا دارم كه به اين عبارت توجه كنند. اين آقايان پنبه را از گوش شان بردارند و از مصاديق اين آيه:

يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آَذَانِهِمْ

سوره بقره/آيه١٩

نباشند. گفتار ايشان، عين توحيد است. ما نيامده ايم نسبت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نبگوييم كه دكّاني دارد در برابر دكّان خداوند. اضافه بر اين، وهابي ها سنت را ببينند كه در طول تاريخ صحابه، برخوردشان با قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) چه بوده است؟ ماجراي توسل بلال، مؤذن رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در أسد الغابه إبن أثير آمده است.

إن بلالا رأي النبي صلي الله عليه و سلم في منامه و هو يقول: ما هذه الجفوة يا بلال ما آن لك أن تزورنا، فانتبه حزينا، فركب إلي المدينة، فأتي قبر النبي صلي الله عليه و سلم و جعل يبكي عنده و يتمرغ عليه، فأقبل الحسن و الحسين، فجعل يقبلهما و يضمهما، فقالا له: نشتهي أن تؤذن في السحر فعلا سطح المسجد، فلما قال: الله أكبر الله أكبر، إرتجت المدينة، فلما قال: أشهد أن لا إله إلا الله، زادت رجتها، فلما قال: أشهد أن محمدا رسول الله، خرج النساء من خدورهن، فما رؤي يوم أكثر باكيا و باكية من ذلك اليوم.

أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج١، ص٢٠٨

آقاي إبن حجر عسقلاني توسل بلال بن حارث را در فتح الباري شرح صحيح البخاري، جلد ٢، صفحه ٤١٢ نقل مي كند و مي گويد صحيح است:

و روي إبن أبي شيبة بإسناد صحيح من رواية أبي صالح السمان عن مالك الداري و كان خازن عمر قال أصاب الناس قحط في زمن عمر فجاء رجل إلي قبر النبي صلي الله عليه و سلم فقال: يا رسول الله! إستسق لأمتك، فإنهم قد هلكوا، فأتي الرجل في المنام فقيل له: إئت عمر الحديث و قد روي سيف في الفتوح: أن الذي رأي المنام المذكور هو بلال بن الحرث لا لمزني أحد الصحابة.

هم چنين در رابطه با توسل بزرگان حنابله به قبر امام كاظم (عليه السلام) و ... وهابي ها در اين باره چه مي گويند؟ در تاريخ بغداد خطيب بغدادي، جلد ١، صفحه ١٣٣ أبو علي خلّال ـ از بزرگان حنابله ـ مي گويد:

ما همني أمر، فقصدت قبر موسي بن جعفر فتوسلت به، إلا سهل الله تعالي لي ما أحب.

هر مشكلي براي ما پيش مي آمد ، كنار قبر موسي بن جعفر مي رفتم و به او متوسل مي شدم و آن أمر براي من آسان مي شد.

آيا آقاي ملازاده جرأت دارد بگويد آقاي ابو علي خلّال مشرك و مهدور الدم بوده است؟

هم چنين محمد بن مؤمل نسبت به قضيه خذيمه ـ از شخصيت هاي برجسته اهل سنت و امام اهل الحديث ـ در رابطه با زيارت قبر امام رضا (عليه السلام) مي گويد:

و سمعت أبا بكر محمد بن المؤمل بن الحسن بن عيسي يقول خرجنا مع امام أهل الحديث أبي بكر بن خزيمة و عديله أبي علي الثقفي مع جماعة من مشائخنا و هم إذ ذاك متوافرون إلي زيارة قبر علي بن موسي الرضي بطوس قال فرأيت من تعظيمه يعني إبن خزيمة لتلك البقعة و تواضعه لها و تضرعه عندها ما تحيرنا.

وقتي تواضع اينها را در برابر قبر علي بن موسي الرضا مي ديديم، متحيّر مي شديم.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٧، ص٣٣٩

يا آيا وهابي ها جرأت دارند إبن حبان را كه از بزرگان اهل سنت و از استوانه هاي رجالي آنها است، تكفير كنند. چون ايشان مي گويد:

من هر وقت مشكلي برايم پيش مي آمد، كنار قبر علي بن موسي الرضا مي رفتم و متوسل مي شدم و مشكلم حل مي شد.

آيا وهابي ها جرأت دارند بگويند آقاي إبن حبان كافر است؟

آيا در رابطه با آقاي امام شافعي جرأت دارند بگويند محمد بن ادريس شافعي مشرك و كافر است؟ چرا كه در رابطه با او آمده است:

نبأنا علي بن ميمون قال: سمعت الشافعي يقول: إني لأتبرك بأبي حنيفة و أجئ إلي قبره في كل يوم، يعني زائرا، فإذا عرضت لي حاجة صليت ركعتين و جئت إلي قبره و سألت الله تعالي الحاجة عنده، فما تبعد عني حتي تقضي.

من هر مشكي برايم پيش مي آيد، در كنار قبر ابوحنيفه مي آمدم و ...

حاشية رد المحتار لإبن عابدين، ج١، ص٥٩ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١، ص١٣٥

آيا آقايان جرأت دارند بگويند امام شافعي مشرك و كافر است؟

يكي دو مورد نيست. در طول تاريخ، صحابه، تابعين، أتباع تابعين و الآن بزرگان اهل سنت مي آيند كنار قبر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل مي شوند و زيارت نامه مي خوانند. آيا ما بياييم و بگوييم كه تمام اينها مشرك هستند؟ هيچ كدام از اين علماء، معناي شرك و توحيد را نفهميده اند، آسمان تركيده و آقاي محمد بن عبد الوهاب آمد و بحث توحيد و شرك را به مردم آموزش داد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»