سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٤٧١ - بررسي حديث ثقلين ٠٢

بررسي حديث ثقلين ٠٢

کد مطلب: ٥٦٦٢ تاریخ انتشار: ١٣ ارديبهشت ١٣٨٦ تعداد بازدید: ١٩٧٤ سخنراني ها » شبکه سلام بررسي حديث ثقلين ٠٢
شبكه سلام ٨٦/٠٢/١٣

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٨٦/٠٢/١٣

آقاي هدايتي

حديث ثقلين چه ارتباطي با وجود مقدس امام زمان حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) دارد و آيا مي توانيم از اين حديث بر وجود مقدس آن بزرگوار استدلال كنيم و استفاده كنيم كه استمرار عترتي كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند: بقية الله حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با حديث ثقلين كه در هفته گذشته ما متن اين حديث را از منابع متعدد اهل سنت حتي از صحيح مسلم نقل كرديم. در غالب مصادر اين تعبير آمده است:

... و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض.

من شما مسلمانان را به كتاب و اهل بيتم توصيه مي كنم و اگر به آنها تمسك كنيد براي هميشه از گمراهي در امان هستيد و اين دو كتاب و اهل بيت من از هم جدا نمي شوند، جاودانه با هم هستند تا روزي كه در كنار حوض بر من ملحق شوند.

مسند احمد بن حنبل، ج٣، ص١٤، ص٢٦، ص٥٩

و هيثمي در مجمع الزوائد، جلد ٩، صفحه ١٦٣ مي گويد:

و رواه احمد و سنده جيّد.

احمد بن حنبل اين را نقل كرده و سندش زيباست

همان طوري كه إبن كثير دمشقي هم در تفسيرش، جلد ٤، صفحه ١٢٢ همين تعبير را دارد و سنن ترمذي، جلد ٥، صفحه ٣٢٨ مي آورد. جناب سقاف از علماء طراز اول اردن و شافعي مذهب است و از شخصيتهاي شناخته شده است، دو، سه مناظره خيلي زيبا و كوبنده با وهابي ها دو سال قبل در شبكه المستقله داشت و الحق در آن جا افتخار آفريد. يعني به عنوان موضع يك سنّي آمد مواضع و عقائد إبن تيميه را تار و مار كرد. اين نوار و فيلمش موجود است. ايشان در صحيح شرح عقيده طحاويه، صفحه ٦٥٤ مي گويد:

روايت صحيحة

حاكم نيشابوري در مستدرك، جلد ٣، صفحه ١٦٩ مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين.

اين حديثي كه واژه لن يفترقا يا لن يتفرقا دارد از نظر سند، علماي اهل سنت اعتراف بر صحتش دارند. اين از نظر سند.

از نظر دلالت، رسول گرامي بيان مي كند، بيان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بياني است كه وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي بلكه إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي است و خودش فرمود:

قسم به خدائي كه جان من در قبضه قدرت اوست از دهان من جز حق صادر نمي شود.

اينها را ما در هفته گذشته مصادرش را مفصل نقل كرديم.

نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه مي فرمايد:

كتاب خدا قرآن و عترت من همواره با هم هستند و از هم جدا نمي شوند.

اين نشان مي دهد مادامي كه انسان در كره زمين وجود دارد و قرآن بقاء و استمرار دارد، يك نفر از اهل بيت (عليهم السلام) هم در كنار قرآن بايد باشد. اگر چنان چه قرآن باشد بدون اهل بيت (عليهم السلام) لازم مي آيد ـ نستجير بالله ـ كذب سخن نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، حاشا و لله از چنين عقيده اي.

بعضي از بزرگان اهل سنت مثل علامه سمهودي در جواهر العقدين، صفحه ٢٤٤ همين تعبير را دارد، خيلي زيبا و عالي بيان كرده. ايشان مي فرمايد:

هذا الخبر يفهم منه وجود من صفحه ٤٠٦يكون أهلا للتمسك به من عترته صلي الله عليه وآله وسلم في كل زمن إلي قيام الساعة، حتي توجه الحث المذكور علي التمسك به، كما أن الكتاب العزيز كذلك، ولذا كانوا أمانا لأهل الأرض، فإذا ذهبوا ذهب أهل الأرض.

اين نشان مي دهد كه در تمام زمان ها فردي از اهل بيت هست كه مردم بر او تمسك كنند همون طوري كه قرآن در تمام زمان ها اين چنين است

جواهر العقدين، ص٢٤٤

ابن حجر هيثمي در كتابي كه در ردّ عقائد شيعه نوشته، يك تعبير خيلي زيبائي دارد و مي گويد:

وفي أحاديث الحث علي التمسك بأهل البيت إشارة إلي عدم انقطاع متأهل منهم للتمسك به إلي يوم القيامة كما أن الكتاب العزيز كذلك. ولهذا كانوا أمانا لأهل الأرض كما يأتي، ويشهد لذلك الخبر السابق " في كل خلف من أمتي عدول من أهل بيتي.

الصواعق المحرقه، ج٢، ص٤٤٢، چاپ عربستان

در حديث ثقلين كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) ما تحريك و تشويق فرموده كه تمسك كنيم به اهل بيت (عليهم السلام)، اين اشاره است كه وجود اهل بيت (عليهم السلام) كه اهليت براي تمسك دارد تا قيام قيامت از صفحه گيتي برداشته نمي شود. همان گونه اي كه كتاب عزيز خدا هم اين چنين است، و لذا اهل بيت (عليهم السلام) موجب امنيت اهل زمين هستند.

جناب آقاي مُناوي كه از شخصيت هاي برجسته و شناخته شده اهل سنت است در كتاب فيضالغدير، جلد ٣، صفحه ٢٠ همين تعبير را دارد. كه البته سخن در اين زمينه زياد است، منتهي با توجه اين كه ما نسبت به حديث ثقلين سخن زياد داريم و حتي بعضي از سؤالات حضرت عالي از هفته گذشته مانده به آنها بپردازيم، به همين مقدار اكتفاء مي كنيم. پس نتيجه اين شد:

سخن نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه لن يفترقا يا لن يتفرقا كه به سند صحيح آمده، نشان مي دهد مادامي كه قرآن در كره زمين هست، يك نفر از اهل بيتي كه صلاحيت و اهليت دارد براي تمسك، بايد در زمين باشد و گرنه لازم مي آْيد كذب سخن نبي مكرم (صلي الله عليه و آله).

* * * * * * *

آقاي هدايتي

جناب آقاي قزويني مي خواستيم يك مقدار درباره سند و دلالت روايت كتاب الله و سنتي صحبت بفرمائيد و اين كه چه تعداد از علماء اهل سنت قائل به اين روايت و چه تعداد قائل به روايت كتاب الله و عترتي هستند؟

استاد حسيني قزويني

ما در جلسه گذشته اشاره كرديم به اين كه اين آقايان احاديث مربوط به امير المؤمنين (عليه السلام) را رد مي كنند به خاطر إعراض بخاري و مسلم از او. اگر اين ملاك براي اهل سنت باشد، بايد اين روايت را نيز رد كنند؛ چون در صحيح بخاري و مسلم اين روايت ـ يعني روايت كتاب الله و سنتي ـ نيامده است، در مسند احمد بن حنبل نيامده، در سنن إبن ماجه نيامده، در سنن ابي داوود نيست، در سنن نسائي نيست، در صحيح ترمذي نيست، هيچ كدام از صحاح سته اين روايت رو نقل نكرده اند. يعني مشخص است كه اين روايت قابل اعتماد نبوده كه اينها همه از او اعراض كرده اند و گرنه هيچ دليلي نداشت كه مثلاً مسلم كه كتاب الله و عترتي رو آورده اگر از ديدگاه ايشان صحيح مي بود، اين رو مي آورد. يا جناب احمد بن حنبل با اسانيد متعدد و صحيح كتاب الله و عترتي را آورده، كتاب الله و سنتي رو نياورده، تصريح هم دارد كه اگر روايتي در مسند من نيافتيد بدانيد اين روايت صحيح نيست. و هم چنين ساير صحاح سته، نياوردند. اين خودش نشانگر آن است كه از ديدگاه مؤلفان صحاح سته حديث كتاب الله و سنتي جايگاه معتبري نداشت.

فقط در كتاب موطأ مالك آمده و آن هم به صورت مرفوع و منقطع. يعني سند به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) متصل نشده و همه مي دانند كه حديث مرفوع و حديثي كه منقطع باشد يكي از سلسله سند او ذكر نشده باشد، قابل استناد نيست. بله، حاكم نيشابوري اين روايت رو آورده در مستدرك و اشاره مي كند در جلد١، صفحه ٩٣ با اين تعبير:

ذكر الإعتصام بالسنة في هذه الخطبة غريبٌ.

اينهائي كه نقل كردند كه كتاب الله و سنتي، اين خيلي غريب است.

خب حديث غريب، آن هم به صورت مطلق حائز درجه اعتبار نيست. البته آقاي إبن عبد البر در تمهيد تلاش مي كند كه سند منقطع و مرفوع مالك را درست كند كه در ادامه به اون هم اشاره خواهم كرد.

در هفته گذشته از جناب آقاي سقاف كه از شخصيت هاي برجسته اردن و علماي طراز اول اهل سنت ديار اردن است و مورد نظر مسئولين آن جا است حتي شاه اردن معمولاً به ديدن ايشان مي رود، يعني اين قدر مورد احترام هم حكومت و هم مردم است، ايشان وقتي به اين حديث مي رسد مي گويد:

من تعجب مي كنم خطباي ما در بالاي منبر اين حديث جعلي و دروغيني را كه اموي ها اين رو وضع كرده اند، مي خوانند و لكن روايتي را كه با سندهاي صحيح كتاب الله و عترتي است نمي خوانند

كتاب صحيح شرح عقائد طحاويه، ص٦٥٤

و جالب اين است كه جناب إبن عبد البر وقتي در تمهيد مي خواهد اين سند رو درست بكند، مشخص است كه افرادي در سند اين روايت قرار گرفته كه از نظر اعتبار رجالي آن شرائط را ندارد. مثلاً در سند ايشان كثير بن عبدالله قرار دارد كه احمد بن حنبل مي گويد:

منكَر الحديث، ليس بشيءٍ. سئل أبي داود عنه قال: أحد الكذابين.

از أبو داود سؤال كردند كه آقاي كثير بن عبدالله چه موقعيتي از نظر اعتبار دارد. گفت: يكي از كذابين و دروغ گويان است.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٨، ص٣٧٧

و در مستدرك اين روايت رو نقل كرده؛ ولي در سند او فردي به نام اسماعيل بن ابي أويس هست كه نسائي مي گويد:

ضعيف.

الضعفاء و المتروكون، ص١٤

دودمان بني اميه اين حديث را جعل كردند تا بتوانند مردم را از اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) منصرف كنند، مردم را از اهل بيت (عليهم السلام) جدا كنند، مردم را نگذارند كه دَرِ خانه اهل بيت (عليهم السلام) بروند، نگذارند مردم از مكتب اهل بيت (عليهم السلام) سخنان اصيل اسلامي و معارف زلال اهل ديني را فرا بگيرند.

اين خلاصه اي بود نسبت به اين قضيه كه البته اگر ما بخواهيم مفصل صحبت كنيم نسبت به حديث كتاب الله و سنتي من فكر مي كنم يكي، دو جلسه اقتضاء مي كند كه ما سه ساعت نسبت به زواياي حديث كتاب الله و سنتي بخواهيم سخن بگوئيم؛ ولي من در اينجا از عزيزان اهل سنت به ويژه آن افرادي كه روشنفكر هستند و دنبال حقيقت هستند، تقاضا مي كنم نسبت به اين عرائض ما، نه به عنوان يك گوينده شيعي، به عنوان يك بي طرف كه حقائقي را من مطرح و بيان كردم بزرگواري كنند بررسي و مراجعه كنند. اگر واقعاً ديدند كه اين عرائض ما دقيق و صحيح و درست است يك مقداري فكر بكنند، يك مقداري در جوانب قضيه دقت كنند. خداي نكرده فرداي قيامت يك دفعه اينها از خواب بيدار بشوند و ببينند كه راهي را كه پيمودند راهي بوده خلاف دستورات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و به نام سنت از سنت جدا شده بودند.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

اگر بر فرض بگوئيم كه روايت كتاب الله و سنتي صحيح است، آيا اين روايت با روايت كتاب الله وعترتي در تضاد است يا اين كه اين دو روايت قابل جمع هستند؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه ما در جواب سؤالاتي كه هفته گذشته، عزيزان داشتند يك اشاره اجمالي كردم؛ ولي يك مقدار بيشتري توضيح بدهم. اين كه كتاب الله و سنتي بر فرض اين كه صحيح هم باشد، منافات با كتاب الله و عترتي ندارد؛ چون عترت پيامبر (صلي الله عليه و آله)، جز سنت پيامبر (صلي الله عليه و آله) چيز ديگري را بيان نمي كند. ائمه (عليهم السلام) كلاً بحث شان در اين است كه گفتار ما گفتار پيامبر (صلي الله عليه و آله) است و ما سخني جز گفتار پيامبر (صلي الله عليه و آله) نداريم. شما ببينيد در كتب روائي شيعه، شايد متجاوز از ٥٠ مورد روايت داريم از ائمه (عليهم السلام) كه مثلاً روايت از آقا امام صادق (عليه السلام) است كه مي فرمايد:

حديث من حديث پدرم است و حديث پدرم حديث جدّم و حديث جدم حديث حسين و حديث حسين حديث حسن، حديث حسن حديث امير المؤمنين و حديث امير المؤمنين حديث رسول الله

اين را آقايان مي توانند در جامع احاديث شيعه حضرت آيت الله بروجردي، جلد ١، صفحه ١٢٧ و ١٢٨ ببينند. و اين هم از جهت سند كاملاً صحيح است از ديدگاه شيعه. و هم چنين روايت ديگري از امام صادق (عليه السلام) كه مي فرمايد به يكي از صحابه به نام عنبثه مي فرمايد:

مهما أجبتك فيه لشئ فهو عن رسول الله صلي الله عليه و آله لسنا نقول برأينا من شئ.

ما هر چه به شما مي گوئيم از زبان پيامبر صلي الله عليه و آله مي گوئيم، جز سخن پيامبر چيز ديگري نمي گوئيم

بصائر الدرجات، ص٣٠٠، ح٦

مرحوم كليني در كافي روايات متعددي در اين زمينه نقل مي كند كه از قتيبه مي گويد:

سأل رجل أبا عبد الله (عليه السلام) عن مسألة فأجابه فيها، فقال الرجل: أرأيت إن كان كذا وكذا ما يكون القول فيها؟ فقال له: مه ما أجبتك فيه من شئ فهو عن رسول الله صلي الله عليه وآله لسنا من: " أرأيت " في شئ.

مردي از امام صادق پرسيد، حضرت جواب داد، بعد مسائل متعددي براي سائل اين سؤال پيش آمد كه اين سخنان را حضرت از پيش خودشون پاسخ مي دهند يا اين كه نه، اين سنت پيامبر است؟ حضرت فرمودند: هرچه سخن ما براي شما بيان مي كنيم، حكمي از احكام الهي را مي گوئيم چيزي را كه رأي شخصي خودمان باشد براي شما بيان نمي كنيم،

كافي، ج١، ص٥٨

اين روايت وهم چنين روايت بصائر الدرجات صحيح است و از نظر شيعه تمام سخنان ائمه (عليهم السلام) از امير المؤمنين (عليه السلام) گرفته تا آقا امام عسكري (عليه السلام) كه شب گذشته، شب ميلاد آن بزرگوار بوده همه و همه، سخنان شان بر گرفته از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) است؛ حتي ما در جلسه گذشته هم اشاره اي داشتيم روايتي را كه جناب احمد بن حنبل در فضائل الصحابه، جلد ٢، صفحه ٦٦٣ كه نقل مي كند از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه فرمود:

اي علي! تو وارث من هستي. علي سؤال كرد: من چه چيزي از تو ارث مي برم؟ حضرت فرمود: آنچه را كه انبياء گذشته براي اولياء خود به جاي گذاشتند همان را هم من براي تو ارث مي گذارم و آن عبارتست از كتاب الهي و سنت پيامبر.

اين روايت را علاوه بر احمد حنبل، إبن مغازلي در المناقب، صفحه ٤٢، حديث ٦٥ و آقاي حاكم نيشابوري در مستدرك، جلد ٣، صفحه ١٣٦ و آقاي إبن عساكر در تايخ دمشق، جلد ٢١، صفحه ٤١٥، جلد ٤٢، صفحه ٥٣ و جناب خوارزمي در مناقب، صفحه ١٥٢ نقل مي كنند.

و روايات متعدد ديگري كه در جلسه گذشته هم بنده اشاره كردم كه حضرت در قضيه حديث اخوت كه ميان صحابه عقد اخوت بست، امير المؤمنين (عليه السلام) عرض مي كند:

قد ذهب روحي و انقطع ظهري حين رأيتك فعلت بأصحابك ما فعلت غيري.

يا رسول الله! قلبم از جا در مي آمد كه ديدم بين همه صحابه عقد اخوت بستي مثلاً بين سلمان و ابوذر، بين ابوبكر و عمر و امثال اينها ولي بين من و بين كسي صيغه برادري نخواندي، مرا برادر نكردي.

حضرت فرمود:

و الذي بعثني بالحق، ماأخّرتك إلا لنفسي

قسم به خدائي كه مرا به حق مبعوث فرموده اگر تو را با كسي برادر نكردم، تو را براي خودم ذخيره كرده ام تأخير انداخته بودم.

أنت منّي بمنزلة هارون من موسي غير أنّه لا نبي بعدي و أنت أخي و وارثي.

جايگاه تو نسبت به من همانند جايگاه حضرت هارون نسبت به حضرت موسي است.

اين حديث منزلت در كتاب صحيحين هم آمده ـ ان شاء الله ـ اگر فرصتي بشود در يك يا دو جلسه نسبت به حديث منزلت كه از قطعي ترين و محكم ترين احاديث در رابطه با اثبات امامت و ولايت آقا امير المؤمنين (عليه السلام) است بحث خواهيم كرد.

وقتي پيامبر اكرم اين سخن را فرمود، اضافه فرمودند:

أنت أخي و وارثي.

تو برادر مني، تو شايستگي داري كه با من عقد برادري و أخوت برقرار كني، و وارثي تو وارث من هستي.

امير المؤمنين (عليه السلام) عرض كرد:

يا رسول الله! من وارث تو هستم، چه چيزي از تو ارث مي برم؟ مال و منال؟

حضرت فرمود:

آنچه كه اوصياي پيامبران گذشته از پيامبران ارث مي بردند، تو هم همان را از من ارث مي بري.

قال: يا رسول الله! ما ورّث الأنبياء من قبلك؟ قال: كتاب ربهم و سنة نبيهم.

امير مومنان عرض كرد:

ارث پيامبران قبل از تو چه بود؟ حضرت فرمود: اينها كتاب پروردگارشان و سنت پيامبر خودشان را براي اوصياي خود ارث مي گذاشتند.

بعد حضرت فرمود:

أنت معي في قصري في الجنة مع فاطمة ابنتي و أنت أخي و رفيقي،

تو در قصر بهشتي و در باغ هاي بهشتي با من هستي در معيّت فاطمه دختر من و فرمود: تو هم برادر من هستي و هم رفيق و دوست من هستي.

سپس حضرت اين آيه شريفه ٤٧ سوره حجر را خواندند:

إِخْوَانًا عَلَي سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ

الدرّ المنثور السيوطي، ج٤، ص٣٧١ ـ مناقب احمد بن حنبل، ص٩٤ ـ الثقات لإبن حبان، ج١، ص١٤١ ـ الآحاد و المثاني لإبن أبي عاصم، ج٥، ص١٧٢

آقاي إبن جوزي در تذكرة الخواص، ص٢٤ مي فرمايد:

اين حديث صحيح است و رجاله ثقات.

هفته گذشته در جواب يكي از عزيزان كه سؤال پرسيدند، آنجا هم عرض كردم جناب آقاي إبن شبّه صاحب كتاب تاريخ مدينه منوره كه از كتاب هاي معتبر و خود آقاي إبن شبه متوفاي ٢٦٢ هجري هست در حقيقت در آغاز غيبت صغريٰ از دنيا رفته، ايشان از قول جناب عمر بن خطاب، خليفه دوم كه به إبن عباس مي گويد:

إن أحراهم إن وليها أن يحملهم علي كتاب الله و سنة نبيهم صاحبك يعني علياً.

جناب خليفه دوم به إبن عباس كه در آخرين لحظات عمرش بود اين چنين گفت:

ابن عباس شايسته ترين فردي كه خلافت را اگر به دست بگيرد مردم را به كتاب خدا و سنت پيامبر وا بدارد، رفيق تو علي بن ابي طالب است.

آقايان مي توانند تاريخ مدينه منوره، جلد ٣، صفحه ٨٨٣، تحقيق جناب فهيم محمد شلتوت، در سال ١٤١٠ يعني حدود ١٨ سال قبل اين كتاب چاپ شده و مصادر متعدد ديگري كه نشان مي دهد كه امير المؤمنين (عليه السلام) سخني جز سخن پيامبر (صلي الله عليه و آله) نداشتند، عملي جز به سيره پيامبر (صلي الله عليه و آله) نداشت. حتي اين را بارها گفتيم، بعد از قضيه قتل آقاي خليفه دوم در شوراي ٦ نفره، وقتي به آقا امير المؤمنين پيشنهاد كردند:

ما به اين شرط با تو بيعت مي كنيم كه به كتاب خدا و سيره شيخين، يعني ابوبكر و عمر عمل كني.

حضرت فرمود:

نه، اگر با من بيعت كنيد به كتاب خدا و سنت پيامبر عمل مي كنم و بس.

اين را ما چون در جلسات قبل مفصل صحبت كرديم، ديگر بيش از اين توضيح نمي دهم. علي أيّ حالٍ از اين روايت كتاب الله و سنتي فرضاً صحيح هم باشد، هيچ منافاتي با كتاب الله و عترتي ندارد.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

 

با توجه به اين كه سنت پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) يك قرن بعد از رحلت آن بزرگوار تدوين و جمع آوري شد، آيا اين قابل توجيه است كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرموده باشد كتاب الله و سنتي و حال آن كه سنت آن حضرت در زمان ايشان پراكنده باشد و يك قرن بعد سنت تدوين بشود. اين چگونه قابل توجيه است؟

استاد حسيني قزويني

 

در اينجا اگر ما بخواهيم وارد شويم اين رشته سرِ دراز دارد. در اين كه خلفاء مخصوصاً جناب ابوبكر بعد از اين كه خلافت رو به دست گرفتند و مانع نقل حديث شدند و احاديثي كه بوده همه را آتش زدند، من گمان نمي كنم هيچ منصفي، حتي غير منصفين از اهل سنت هم اين را انكار كرده باشند. جناب ذهبي در تذكرة الحفّاظ، جلد ١، صفحه ٥ و جناب دكتر صبحي صالح در كتاب علوم الحديث، صفحه ٣٠ ايشان به عنوان يكي امر قطعي و مسلّم مي گويد:

إنّ ابابكر جمع احاديث النبي في كتاب فبلغ عددها خمس مائة حديث ثمّ دعا بنار فأحرقها.

ابوبكر پس از اين كه خلافت را به دست گرفت تمام احاديث پيامبر رو جمع كرد و بعد آتشي رو فراهم كرد تمام اين احاديث را كه عددش به ٥٠٠ روايت مي رسيد همه را آتش زد.

يا در بعضي از مصادر اهل سنت آمده از قول امّ المؤمنين عايشه، مي گويد:

جمع أبي الحديث عن رسول الله فكانت خمس مائة حديث فبات ليلة فلمّا اصبح قال: أيْ بُني هلمّ الاحاديث اللتي عندك فجئته بها فدعا بنارٍ فحرّقها فقلت: لِمَ حرّقتها؟ قال: خشيتُ أن أموت و هي عندي الي آخره

كتاب السنة الشريفة، ص٢٦٤ ـ الإعتصام بحبل الله المتين، ج١، ص٣٠

جناب عايشه مي گويد:

پدرم تمام احاديث پيامبر را جمع كرد و تا صبح با نگراني به سر برد. وقتي صبح شد به من گفت: دخترم اين احاديث را بياور. احاديث را بردم كه آمارش پانصد تا بيشتر نبود و همه اينها را آتش زد.

و هم چنين دستور دادند كه هيچ كسي حق ندارد سنت پيامبر (صلي الله عليه و آله) و احاديث او را نقل كند. و روايات متعددي داريم بر اين كه جناب خليفه دوم هم افراد رو تهديد مي كرد بر خودداري از نقل احاديث. آقايان مي توانند كتاب اخبار مدينه منوره، جلد ٣، صفحه ٨٠٠ را ببينند كه جناب إبن كثير دمشقي سلفي هم از قول أبو هريره نقل مي كند كه أبو هريره مي گفت:

جناب عمر به من گفت:

لتتركنّ الحديث عن رسول الله و لألحقنّك بارض دوس.

سخن از پيامبر و حديث پيامبر را بايد كنار بگذاري. وگرنه تو را تبعيد مي كنم به همان منطقه اي كه از آنجا آمده بودي، منطقه دوس.

اين را آقاي إبن كثير دمشقي در كتاب البداية و النهاية، جلد ٨، صفحه ١٠٨ و المحصّل الفاصل، صفحه ٥٥٤ و افراد ديگري متعدد اين را نقل مي كنند كه خود جناب أبو هريره بارها مي گفت:

لقد حدّثتكم باحاديث لو حدثتكم بزمن عمَر لضربني بالدرّة.

اگر من در زمان عمَر روايتي از پيامبر نقل مي كردم، با شلاق و تازيانه مرا مي زد.

جامع بيان العلم لإبن عبدالبر، ج٢، ص١٢١ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص١٠٧ ـ تذكرة الحفّاظ للذهبي، ج١،ص٧

آقاي حاكم نيشابوري مي گويد: جناب عمَر به إبن مسعود و أبي الدرداء و ابوذر گفت:

ما هذا الحديث عن رسول الله؟

اين احاديث چيست كه از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كنيد؟ اينها را زنداني كرد

و مي گويد:

صحيح علي شرط الشيخين.

يعني شرائط صحيح بخاري و مسلم رو دارد.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج١، ص١١٠ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج١، ص١٤٩

شما ببينيد در اين قضايا كار به كجا رسيد. كار به جائي رسيد كه مردم حتي نماز پيامبر (صلي الله عليه و آله) را كه نزديك ٢٠ سال و اندي ديده بودند، در طول اين ٣٠ سال، ٢٥ سال فراموش كردند حتي نمازي كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) در مرأي و منظر مردم مي خواندند. شما ببينيد روايتي كه در صحيح بخاري آمده، اين ديگر روايتي نيست كه بگوئيم احتياج به بررسي سند دارد، كه از آقاي مكرّب از عمران بن حصين نقل مي كند:

صلّي مع علي بالبصرة فقال: ذكّرنا هذا الرجل صلاةً كنّا نصلّيها مع رسول الله.

وقتي كه علي در بصره نماز خواند صحابه اي كه در نماز حضرت شركت كرده بودند گفتند: نماز علي يادآور نماز پيامبر بود، اين نماز همان نمازي است كه پيامبر مي خواند.

صحيح بخاري، ج١، ص٢٠٠، ح٧٨٤ و ج١، ص٩١، باب اتمام التكبير في السجود، ح٧٨٦

و باز مشابه اين روايت را در جاي ديگر دارد و مي گويد: وقتي كه علي نماز خواند گفت:

لقد ذكّرني هذا صلاة محمد (صلي الله عليه و سلم). أو قال لقد صلي بنا صلاة محمد.

وقتي علي نماز مي خواند مي گويند: اين همان نماز پيامبره، يادآور نماز پيامبر بوده.

صحيح مسلم، ج٢، ص٨ ـ در چاپ جديد ص١٦٩، ح٣٩٣، باب اثبات التكبير من كتاب الصلاة

جالب اينجاست كه جناب آقاي شافعي، رئيس شافعي مذهب ها در كتاب الأمّ، جلد ١، صفحه ٢٠٨ نقل مي كند از وهب بن كيسان و مي گويد:

كلّ سنن رسول الله قد غُيّرت حتي الصلاة.

من از بينندگان عزيز تقاضا دارم به اين دو، سه نكته اي كه عرض مي كنم توجه ويژه داشته باشند. اين آقاياني كه مي فرمايند: كتاب الله و سنتي اين سنت چه چيزي است؟ سنتي كه وجود خارجي ندارد، سنتي كه دست خوش تغيير شده، دست خوش تحريف شده؟ آقاي شافعي در كتاب الأمّ كه تنها كتاب حديثي او است از قول وهب بن كيسان مي گويد: ايشان مي گفت:

تمام سنت پيامبر دست خوش تغيير شد، حتي نماز.

جناب امام مالك، رئيس مالكي ها در كتاب الموطأ نقل مي كند از جدّش مالك بن أنس، گفت:

ما أعرف شيئاً ممّا أدركتُ الناس إلا النداء بالصلاة.

من از سنت پيامبر چيزي جز اذان كه مردم را دعوت مي كند به نماز، در جامعه نمي بينم.

الموطأ للمالك، ج١، ص٩٣ ـ شرح الموطأ، ج١، ص١٢٢

جناب آقاي حسن بصري كه از فقهاي بنام اهل سنت است، ايشان يك تعبير خيلي زيبائي دارد. مي گويد:

لو خرج عليكم أصحاب رسول الله (صلي الله عليه و آله) ما عرفوا منكم إلا قبلتكم.

اگر امروز اصحاب پيامبر سر از قبر در بياورند و در اين جامعه اسلامي نظر كنند از سنت پيامبر چيزي جز اين كه شما رو به مكّه نماز مي خوانيد، چيزي نمي بينند.

اين سنتي كه آقايان مي فرمايند: كتاب الله و سنتي آيا وجود خارجي دارد؟ بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) با اين سنت چه شد؟ اين روايات چه پيامي دارند و چه بياني دارند؟ و اين قضيه به همين شكل ادامه داشت تا زمان آقاي عمر بن عبدالعزيز خليفه اموي تقريباً تا آخر قرن دوم هجري نزديك سال ٩٨ هجري، ايشان به فكر افتاد بر اين كه اين سنت پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) كه فراموش شد و اين خسارت سنگين و ضربه بزرگي است بر جامعه اسلامي. ايشان به اين فكر افتاد كه دستور بدهد: سنت پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) را بنويسند، ولي اين كه آيا اين دستور عمل شد يا نه؟ اين ديگر قابل تأمل است. جناب سيوطي كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است، در كتاب تدريب الراوي، جلد ١، صفحه ٤٠ مي فرمايد:

إبتداء تدوين الحديث وقع علي رأس المائة في خلافة عمر بن عبدالعزيز بأمره

در اول سال ١٠٠ هجري اين تدوين حديث و كتابت حديث و سنت پيامبر آغاز شد.

و هم چنين در صفحه ٩٠، جلد ١ مي فرمايد:

فكتب عمر بن عبدالعزيز إلي الآفاق يقول: أنظروا حديث رسول الله فاجمعوه.

ببينيد احاديث پيامبر در نزد چه كساني است، آنها را جمع كنيد.

در روايت ديگري مي گويد:

من مي ترسم از اين كه احاديث و روايات پيامبر دست خوش تغيير و به فراموشي سپرده شود و ايشان دستور داد كه اين قضيه را بنويسند.

مي گويد: دستور دادند كه جناب آقاي زهري متوفاي ١٢٤هجري اين احاديث پيامبر را بنويسد، كه جناب آقاي إبن حجر عسقلاني ـ اين را آقايان دقت كنند ـ كه از اركان علمي اهل سنت است در كتاب تهذيب التهذيب، جلد ٩، صفحه ٤٤٩ در ترجمه آقاي محمد بن شهاب زهري مي فرمايد:

لم يدوّن هذا العلم أحد قبل تدوين زهري.

قبل از اين كه آقاي زهري اقدام كند براي تدوين سنت، احدي در اين زمينه اقدام نكرد.

در سنن دارمي، جلد ١، صفحه ٩٢، حديث ٤١٠ از قول جناب زهري مي گويد:

قال الزهري: كنّا نكره كتابة العلم حتي أكرهنا عليه السلطان.

ما با توجه به آنچه كه سنت خلفاء بوده نوشتن علم و سنت پيامبر را كراهت داشتيم، علاقه نداشتيم تا از طرف حكومت ما را وادار كردند كه اين روايات پيامبر نوشته بشود.

وقتي روي يك فنري فشار مي آيد، هرچه اين فشار بيشتر باشد، دست كه برمي داريم، جهش اين فنر بيشتر خواهد بود. شما ببينيد، نزديك ٩٠ يا ١٠٠ يا ١٢٠ سال مردم را جلوگيري كردند از نقل حديث. نقل حديث شده بود جرم نابخشودني. يك دفعه دست از روي اين فنر برداشتند، مردم شروع كردند به حديث روي آوردن. وقتي كه به حديث روي آوردند، شما اين را ملاحظه بفرمائيد، هر كسي از جايش بلند شد و شروع كرد به نقل حديث. جناب آقاي بخاري محمد بن اسماعيل متوفاي ٢٥٦ هجري، صاحب كتاب صحيح كه ايشان مي گويد:

من اين كتاب صحيحم را از ميان ٦٠٠ هزار روايت انتخاب كردم.

نمي دانم عزيزان اين آمر رو توجه دارند يا نه؟ اين آمار، والله تكان دهنده است. آقايان مي فرمايند:

اين كتاب صحيح بخاري با حذف مكرّراتش، ٢٧٦١روايت بيشتر ندارد.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٢، ص٨، ش٤٢٤ ـ إرشاد الساري شرح صحيح البخاري للقسطلاني، ج١، ص٥٠ ـ جامع الأصول للجزري، ج١، ص١٠٩

معناي اين عبارت اين است كه آقاي بخاري آمده ٦٠٠ هزار روايت را زير و رو كرده، ٥٩٧ هزار و ٢٠٠ و اندي روايت را كنار گذاشت كه هذا كذب، هذا موضوع، هذا ... و از ٦٠٠ هزار روايت، ٥٩٧ هزار و اندي را كنار زده، ٢٧٦١ روايت انتخاب كرده است. با اين كه آقاي بخاري زمينه را فراهم كرده بود، صاحب كتاب صحيح مسلم، مسلم بن حجاج نيشابوري متوفاي ٢٦١هجري بعد از او نوشته، تمام كتاب ايشان حدود ٤ هزار روايت دارد بعد از حذف مكرراتش. ايشان مي گويد: من اين ٤ هزار روايت را از ميان ٣٠٠ هزار روايت گزينش كردم.

المنتظم لإبن الجوزي، ج١٢، ص١٧١ ـ تذكرة الحفّاظ للذهبي، ج٢، ص٥٨٩، ش١٦٦٧

از اينجا پي توان بردن كه در دريا چه طوفان است

جالب اين است كه در ارشاد الساري، جلد ١، صفحه ٥٩ از قول آقاي بخاري نقل مي كند:

أحفظ مائتي ألف حديث غير صحيح.

من ٢ هزار روايت حفظ كرده ام كه هيچ يك از اينها صحيح نيست.

اين مشخص كننده اين است:

اولاً بعد از تصدي جناب ابوبكر و بعد از او آقاي عمر، بعد آقاي عثمان از نقل حديث و سنت پيامبر ممانعت كردند. البته ـ ان شاء الله ـ اگر فرصتي بشود در رابطه با تدوين حديث، ما مفصل بحث مي كنيم. يكي از شخصيت هاي علمي حوزه علميه جناب آقاي سيد محمدرضا جلالي كتابي دارد به نام تدوين السنة الشريفه كه شايد در طول اين ١٤ قرن كتابي به اين زيبائي و بسط نوشته نشده است. من از بينندگان عزيز تقاضا مي كنم اين كتاب را ملاحظه كنند، كتاب خيلي زيبا، مستند و مستدلي است. خب، بعد از نزديك نود و اندي سال شروع كردند احاديث را نوشتن. به قول معروف:

هر كسي كه ننه اش او را به خانه اش راه نمي داد، مي آمد و بازار حديث سازي به راه مي انداخت و كارخانه توليد حديث تأسيس مي كرد.

اين باعث مي شود كه آقاي بخاري بيايد ٢٧٦١ روايتش را از بين ٦٠٠ هزار گزينش كند. او هم كه گزينش كرده با اين همه روايات غير صحيح، روايات اسرائيليات، رواياتي كه جسارت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، تفضيل أنبياء (عليهم السلام) بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) و :

كان رسول الله يبول قائماً.

صحيح بخاري، ج١، ص٦٢ ـ صحيح مسلم، ج١، ص١٥٧

و:

پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي آمد در مسجد با حالت جنابت نماز مي خواند، بعد وسط نماز مي رفت غسل مي كرد و دوباره مي آمد.

و:

پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي آمد و أمّ المؤمنين را روي دوشش مي گرفت براي تماشاي رقص.

و امثال اين كه خود مؤسّسين اهل سنت شروع كردند به نقد روايات صحيح بخاري و مسلم. با توجه به اين، ما اين سؤال را از بينندگان داريم؛ مي فرمائيد: كتاب الله و سنتي، در اين حدود يك قرن، مردم به كدام سنت عمل مي كردند؟ اين تاريخ سنت است.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

 

جناب آقاي قزويني با توجه به ضيق وقت برنامه، به طور مختصر و به عنوان مقدمه براي برنامه هاي بعدي به اين سؤال پاسخ بفرمائيد كه چگونه مي توان از حديث ثقلين مرجعيت علمي اهل بيت (عليهم السلام) را ثابت كرد؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با مرجعيت علمي اهل بيت (عليهم السلام) كه از حديث ثقلين استفاده كنيم، يك مسئله اي است قطعي و قدر متيقن. خود حضرت آيت الله بروجردي (رضوان الله تعالي عليه) چون خيلي اصرار مي كردند كه ما در تعامل با برادران اهل سنت و ايجاد وحدت، حداقل بيائيم و مرجعيت علمي اهل بيت (عليهم السلام) را كه قدر متيقن دلالت حديث ثقلين است مطرح كنيم و اين شايد خيلي زياد تنش آفرين نباشد.

البته اگر ما بخواهيم در اين زمينه بحث كنيم و حق مطلب را اداء كنيم، من گمان كه شايد يك جلسه مستقل هم كفايت نكند. بنده خودم در يكي از مراكز تخصصي و دانشگاه ها يك ترم، حدود ١٦يا ١٧ جلسه در رابطه با مرجعيت علمي اهل بيت (عليهم السلام) از ديدگاه اهل سنت بحث داشتم، البته تمام اين بحث فيلم برداري شده و موجود است. ـ إن شاء الله ـ اگر فرصتي بشود و دوستان اينها را تنظيم بكنند و قابل ارائه باشد، ما اين را حداقل به صورت صوتي در سايت مان قرار خواهيم داد. ولي من فقط به عنوان مقدمه اي كه اشاره كرده باشم، ان شاء الله بقيه آن باشد براي هفته آينده. ما در قرآن مُنزل كه شك و شبهه اي در آن نيست:

هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدًي وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ

سوره آل عمران/آيه١٣٨

وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ

سوره نحل/آيه٨٩

وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ

سوره أنعام/آيه٥٩

 

و خداوند صراحت دارد:

وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ

سوره نحل/آيه٤٤

اين اولاً تو دهني است به آنهائي كه مي گويند: ما بدون روايت اهل بيت (عليهم السلام) و بدون احاديث پيامبر و سنت مي توانيم از قرآن استفاده كنيم، قرآن براي ما كفايت مي كند:

حسبنا كتاب الله.

صحيح بخاري، ج٥، ص١٣٨ و ج٧، ص٩ ـ صحيح مسلم، ج٥، ص٧٦

سر مي دهند، در حقيقت از مصاديق:

تُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ

سوره بقره/آيه٨٥

است. اين آيه خيلي واضح و روشني است:

پيامبر قرآن را براي تو نازل كرديم تا اين آيات ما را براي مردم بيان كنيد، آنچه كه براي مردم نازل مي شود، تو مبين ما نزّل اليهم هستي، شايد فكر و انديشه اينها به كار بيفتد.

باز هم مي فرمايد:

وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ هُدًي وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

سوره نحل/آيه٦٤

در زمان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، آن حضرت مبين آيات بوده است. آيا بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اين تبيين آيات تمام شد؟ قرآن نيازي به مبيّن ندارد يا دارد؟ ان شاء الله در اين زمينه، مفصل صحبت مي كنيم. من فقط روايتي را كه انس بن مالك از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) با سند صحيح نقل مي كند، كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود به آقا امير المؤمنين (عليه السلام):

يا علي أنت تبين لأمّتي ما اختلفوا فيه بعدي.

اي علي تو تو بعد از من مبيّن امت هستي.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٢٢

شما اين را بگذاريد كنار آيه شريفه اي كه تبيين آيات بر عهده رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بود. بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، اين مسئوليت به عهده آقا امير المؤمنين (عليه السلام) محول مي شود. اقاي حاكم نيشابوري هم مي فرمايد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين.

روايت، صحيح است و شرط بخاري و مسلم در اين روايت هست.

بزرگان اهل سنت هم نظير اين را دارند. جناب إبن حجر عسقلاني وقتي به حديث ثقلين مي رسد، مي گويد:

ثقلين بفتح ث و قاف، لأن الثقل كل خطير مصون.

ثقل عبارتست از آن چيز خيلي نفيس و ارزشمند كه از دسترس مردم مصون است.

بعد ايشان مي فرمايد:

هذان كذلك إذ كلٌ منهما معدن للعلوم اللدنيِة و الأسرار و الحِكَم العليّة و الأحكام الشرعية.

هم قران چيز گرانقدر و نفيس است و هم اهل بيت، چرا؟ زيرا هم كتاب وهم اهل بيت معدن علوم لدنّي إلهي هستند.

يعني همان طوري كه قرآن نشأت گرفته از علم لدنّي حق است، علوم اهل بيت هم نشأت گرفته از علوم لدنّي خداي عالم است. هر دو مشتمل بر اسرار جاودانه است و حكمتهاي خيلي بلند و احكام شرعيه است. آقايان مي توانند كتاب الصواعق المحرقة، چاپ عربستان، جلد ٢، صفحه ٤٤٢ را ملاحظه كنند.

* * * * * * *

سوالات بينندگان

سؤال:

مي گويند: شما شيعيان ممكن است كه درست بگوئيد ولي چون حضرت علي (عليه السلام) سكوت كرد، شما هم بايد سكوت كنيد. پاسخ اين شبهه چيست و در برابر اين افراد چه بايد گفت؟

درباره قضيه فدك يك توضيح مختصري مي خواستيم بدانيم.

جواب:

در رابطه با سكوت حضرت امير (عليه السلام)، آيا اينها دليلي دارند كه آن حضرت سكوت كرده؟ يا نه حضرت امير (عليه السلام) از همان آغازين روزي كه خلافت توسط آقاي ابوبكر غصب شد، ايشان آمد اعتراض كرد و صديقه طاهره (سلام الله عليها) آمد در مسجد خطبه خواند و اباذر، مقداد و سلمان آمدند اعتراض كردند. آقا امير المؤمنين طبق عبارت صريح صحيح بخاري و مسلم تا شش ماه بيعت نكرد. اين ديگر چيزي است كه صحيح بخاري و صحيح مسلم به صراحت آوردند و قابل انكار نيست و تعابير خيلي تندي كه در خود صحيح مسلم آقايان نقل كرده اند و من نمي خواهم به اين قضيه اشاره كنم. در كتاب صحيح مسلم، جلد ٥، صفحه ١٥٢، كتاب الجهاد، باب حكم الفيء آنجا صراحت دارد كه وقتي آقا امير المؤمنين (عليه السلام) با عباس مي آيند. حتي در رابطه با فدك كه در زمان ابوبكر گرفته شد، جناب عمر آن رو به حضرت زهرا (سلام الله عليها) و بچه هايش تحويل داد كه ان شاء الله در ايام شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بطور مفصل به اين مطلب خواهيم پرداخت. همان طور كه در صحيح مسلم و ديگر كتب اهل سنت آمده كه فدك در قضيه بني نضير و خيبر بدون اين كه جنگي صورت بگيرد اين منطقه و باغ فدك به حضرت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) داده شد و حضرت همان زمان به صديقه طاهره (سلام الله عليها) هبه كردند و بخشيدند و ملك شخصي فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بود. و بعد از اين كه ابوبكر خلافت را گرفت اين را قبضه كرد، در دوران عمر به اهل بيت و حضرت زهرا (سلام الله عليها) برگرداندند، در دوران عثمان اون رو برگرداندند و به مروان دادند. در زمان عمر بن عبدالعزيز دوباره به فرزندان حضرت فاطمه (سلام الله عليها) برگرداندند. دوباره بعد از او پسرش آمد و اين رو تحويل گرفت و در طول تاريخ مسائل متعددي نسبت به فدك بوده، ان شاء الله در ايام فاطميه تفصيل اين مسئله را از منابع اهل سنت خواهيم داشت.

 

غرض، در اين روايت در رابطه با همين قضيه فدك و ارثيه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه بين حضرت علي (عليه السلام) و إبن عباس اختلاف بود. همان ارثيه اي كه ابوبكر گفت:

نحن معاشر الانبياء لا نورث.

اين روايت را بايد آقايان اهل سنت به ما جواب بدهند. كه اينها وقتي كه آمدند پيش آقاي عمَر براي حل اختلاف، عمر گفت:

فرأيتماه كاذباً عاصماً غادراً خائناً.

شما رأي تان و نظرتان اين بود كه آقاي ابوبكر هم دروغ گوست، هم گنه كار، هم حيله گر، هم خائن و بعد از ابوبكر هم من متصدي خلافت شدم:

فرأيتماني كاذباً عاصماً غادراً خائناً.

به من هم گفتيد كه من هم كاذبم، هم عاصمم، هم غادرم، هم خائنم.

صحيح مسلم، ج٥، ص١٥٢

علي (عليه السلام) سكوت نكرده است. اين حديث صحيح مسلم است، اين كتاب كافي و تهذيب الأحكام و بحار الأنوار نيست و غير قابل انكار هم هست. امير المؤمنين (عليه السلام) سكوت نكردند و فرياد برآوردند ولي با توجه به موقعيت آن روز جامعه اسلامي و اين كه حكومت اسلامي يك حكومت نوپائي بود. يك دسته منافقين و يهود در داخل به دنبال فرصتي بودند بر پيكره اسلام ضربه بزنند. يك سري همانند حكومت روم به دنبال فرصتي بودند كه اصلاً ريشه اسلام رو بكَنند، امير المؤمنين (عليه السلام) صلاح ديد در برابر هيئت حاكمه قيام نكند و فرمود:

فصبرتُ و في العين قذي و في الحلق شجاً، أري تراثي نهباً.

من صبر كردم در حالي كه خار در چشم، استخوان در گلو داشتم و ديدم كه تراث من و حقم را به يغما بردند.

نهج البلاغه، خطبه٢، شقشقيه

* * * * * * *

سؤال:

چرا مسأله امامت و هم چنين نام مقدس حضرت امير (عليه السلام) در قرآن تصريح نشده است؟

جواب:

اين را ما مفصل در جلسات قبلي هم اشاره كرديم و گفتيم كه در رابطه با حضرت امير (عليه السلام) قطعاً در قرآن بإسمه نيامده ولي بوصفه آمده. آيه شريفه:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ

سوره مائده/آيه٥٥

ولايت علي (عليه السلام) را با وصفش بيان مي كند. مي گويد:

وليّ شما بعد از خدا و پيامبر، كسي است كه نماز مي خواند و زكات مي دهد و در حالت ركوع به سائل انگشتر مي دهد.

اين را هم عرض كرديم كه بزرگان اهل سنت مثل قاضي عضد الدين ايجي مي فرمايد:

و قد أجمع أئمة التفسير علي أن المراد ب الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ»إلي قوله تعالي وَ هُمْ رَاكِعُونَ علي.

امامان و پيشوايان تفسير اجماع دارند بر اين كه اين آيه درباره علي آمده.

المواقف للإيجي، ج٣، ص٦١٤

شما ببينيد اگر نام علي (عليه السلام) به صراحت مي آمد، اين آقايان با حديث پيامبر (صلي الله عليه و آله) چه كار كردند؟ جلوي پيامبر (صلي الله عليه و آله) كه فرمود:

هلمّوا اكتب كتاباً لن تضلوا بعدي.

قلم بياوريد تا چيزي بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد.

گفتند:

إنّ الرجل ليهجر.

شما ببينيد در رابطه با حديث منزلت ـ اين را من تقاضا دارم كه عزيزان دقت كنند ـ حديث منزلتي كه در صحيح بخاري و مسلم آمده. پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود:

أنت منّي بمنزلة هارون من موسي.

در اين زمينه شك و شبهه اي نيست بر اين كه حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، امير المومنين (عليه السلام) را به منزله هارون قرار داده است. در دودمان بني اميه آقاي حجاج مي رود بالاي منبر مي گويد:

درست است كه پيامبر اين طور فرمود ولي آنچه كه مشكل هست، راوي اشتباه كرده، نگفته: أنت منّي بمنزلة هارون من موسي، بلكه گفته: ـ نستجير بالله ـ أنت منّي بمنزلة قارون من موسي.

اينهائي كه با حديث منزلت اين طوري بازي كردند، مشخص است كه اگر نام حضرت امير (عليه السلام) در قرآن آمده بود، با قرآن چه مي كردند؟ خب، اين را عزيزان يك مقداري در موردش دقت كنند كه مسئله خيلي فراتر و بالاتر از اينها است. وقتي هم كه از حجاج پرسيدند كه اين رو شما از چه كسي شنيدي؟ گفت:

سمعت وليد بن عبدالملك يقوله و هو علي منبر .

آقاي خليفه وليد بالاي منبر اين طوري مي گفت كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) نگفته:

انت منّي بمنزلة هارون من موسي.

بلكه گفته:

انت منّي بمنزله قارون من موسي.

يعني تو همانند قارون كه عدوّ و دشمن حضرت موسي بود، تو هم دشمن هستي.

آقايان مي توانند مراجعه كنند به كتاب تاريخ بغداد، جلد ٨، صفحه ٢٦٨، رقم ٤٣٦٥ و تهذيب التهذيب، جلد ٢، صفحه ٢٠٩. اينها با حديث قطعي چه كار كردند كه با اين چه كار بخواهند بكنند؟

* * * * * * *

سؤال:

چرا نويسندگان كتب بزرگي مثل صحاح سته كه يقين به حقانيت حضرت امير (عليه السلام) دارند به عقائد ضاله شان پافشاري مي كنند؟

جواب:

شما حداقل تاريخ را مطالعه كنيد، ببينيد با آنهائي كه اين احاديث را نقل كردند، دودمان اموي و عباسي چه كار كردند؟ فقط من يك نمونه براي شما عرض كنم؛ ـ البته صدها نمونه دارم ـ ببينيد جناب آقاي إبن سقاف واسطي از علماء بزرگ اهل سنته، متوفاي٣٧١ هجري است. ذهبي ـ استوانه علمي اهل سنت ـ مي گويد:

اين آقائي كه حافظ و امام و محدث است منظور إبن سقاف به بالاي منبر رفت و حديث طير مشويّ كه از احاديث قطعي و صادر از پيامبر است. كه پيامبر فرمود: خدايا محبوب ترين فرد را در نزد تو، توفيق بده و بياور تا اين مرغ بريان را بخورد، علي آمد. اين آقاي إبن سقاف رفت بالاي منبر و اين حديث را خواند. جامعه نتوانست تحمل كند، إبن سقاف را از بالاي منبر كشيدند پائين و غسّلوا موضعه، منبر رو آب كشيدند. گفتند: منبري كه فضيلت علي در آنجا گفته شود، اين منبر نجس شده، بايد آب بكشيم.

يا در رابطه با جناب نسائي كه در شام مي آيد فضائل علي (عليه السلام) را مطرح مي كند و بنده خدا را آن قدر مي زنند تا حسّاس ترين جايش، فتق پيدا مي كند و منتقل مي شود به مكه و در بين راه از دنيا مي رود.

آيا با اين وضع، ناقلين اين روايت مي توانستند صراحتاً تشيع شان را اعلام كنند يا بگويند كه حق با امير المؤمنين (عليه السلام) است. من در رابطه با اين آقاي عبدالله، بهتر است كه همان آيه شريفه:

وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا

سوره فرقان/آيه٦٣

و سلامتي ايشان رو از خدا بخواهيم و به ايشان درود و سلام بگوئيم. و من از اين كه ايشان امشب، به همه مسلمانان جسارت كردند، هم شيعه را، هم مالكي ها، هم حنفي ها، هم حنبلي ها، همه را ايشان مشرك معرفي كردند، از همه عزيزان اهل سنت پوزش مي طلبم. و ما معمولاً بنا نداريم به كسي كه بخواهد ـ به شيعه يا به اهل سنت ـ اهانت كند، اجازه بدهيم كه بيايد اينجا صحبت بكند ولي ايشان خيلي بي پروا اين تعبير خيلي خشن و دور از ادبيات را به كار بردند. ايشان بگويد: من لامذهب هستم، مذهب ندارم، چه ربطي دارد كه تمام مذاهب اسلامي را به عنوان مشرك معرفي كند. حالا ان شاء الله ما يك وقتي يكي، دو جلسه در رابطه با اسلام لامذهب كه در بعضي از كشورهاي اسلامي هم أخيراً طرفدار پيدا كرده و در داخل كشور ما هم ايران، در تهران يك سري افراد جاهل و نادان كه اصلاً نمي دانند كه اسلام با سين است يا باصاده يا با ث سه نقطه هست. اصلاً اسلام خوردني است يا آشاميدني يا اسباب بازي. اينها امروز دنبال اين هستند كه ما فقط مسلمان هستيم، اسلام بلامذهب را مي خواهيم رواج بدهيم چون پيامبر اكرم نه شيعه بود نه سني. من ديگر نسبت به ايشان چيزي ندارم. فقط يك عبارتي ايشان در هفته گذشته به كار بردند كه حال بنده و وقت برنامه اجازه نداد كه جواب ايشان را بدهم و در تكرار برنامه كه داشتم مي ديدم متوجه اين عبارت شدم و آن اين كه ايشان گفتند: اهل بيت كه سفارش نمي خواهد، اگر اهل بيت انسانهاي خوبي بودند، مردم آنها را انتخاب مي كنند. آيا اين عبارت ايشان اهل بيت سفارش كردن نمي خواهد خودش انكار قرآن است، انكار اسلام است. قرآن صراحت دارد:

قل لا أسئلكم عليه أجراً إلا المودة في القربي

قرآن اجر رسالت را مودت قربي قرار داد. ايشان مي فرمايد: اهل بيت كه سفارش كردن نمي خواهد و يعني اين در حقيقت به نام قرآن، انكار قرآن است، به نام اسلام، انكار اسلام است. اين ديگر نشد اسلام بلا مذهب. يك دفعه ايشان تعبير بياورد: ما لائيك هستيم. همانطور كه در بعضي از كشورها مذهب لائيك و بي ديني هست، ما از كارهاي اسلامي آنچه كه از كمونيستي و غيره تشخيص مي دهيم عمل مي كنيم. من اين عزيزمان را نصيحت مي كنم كه يك مقداري تعقل كنند و اگر نياز هست، بنده حضوراً با ايشان صحبت بكنم و ادله محكم براي ابطال عقيده شان را بيان كنم. من با آن رئيس بزرگ شان هم كه به اينها اين خط را ياد مي دهد هفته گذشته هم اشاره كردم. بارها ما تقاضاي مناظره كرديم و ايشان حاضر نشد به هيچ وجهي با ما مناظره كند. حضرت آيت الله سبحاني هم بارها گفت كه ايشان ناصبي است. اصلاً مسلمان كه هيچ، بي دين هائي كه اين چنين مروّج اسلام لامذهب هستند در داخل كشور، همان عقائد خوارج و ناصبي ها را در كشور دارند رواج مي دهند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»