سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٤٣٠ - پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي

پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي

کد مطلب: ٥٦٠٩ تاریخ انتشار: ٢٥ مهر ١٣٨٧ تعداد بازدید: ٥٣٦٩ سخنراني ها » شبکه سلام پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
شبكه سلام ٨٧/٠٧/٢٥


بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢٥ / ٠٧ / ٨٧

آقاي هدايتي

درباره صحبت اخير آقاي قرضاوي توضيحاتي را بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

آقاي قرضاوي، مصري الاصل و قطري المسكن و رئيس انجمن جهاني علماي اسلام هستند. ايشان در دهه اول ماه مبارك رمضان، مطالبي را در اعتراض به عقائد شيعه مطرح كردند و سر و صداي زيادي هم ايجاد كردند.

ما در جلسه گذشته كه پيرامون همين قضيه بود، اشاره اي كرديم. حتي در خود مصر، اساتيد دانشگاه الأزهر و شخصيت هاي برجسته، شخصيت او را مورد نقد قرار دادند و گفتند كه سخنان ايشان، مخالف قانون اساسي مصر است و زمينه ساز تفرقه ميان امت اسلامي است. بعضي از حقوقدانان هم عليه ايشان در دادگاه دوحه، اعلام جرم كردند و از دولت قطر خواستند كه به شكايات اينها رسيدگي شود و حتي درخواست كردند كه مليت آقاي قرضاوي را حذف و لغو كنند.

در طول اين يكماه و اندي، در ماهواره و اينترنت و بعضي از روزنامه ها و مجلات، يكي از بحث هاي داغ محافل، سخنان آقاي قرضاوي است. بزرگان، پاسخ هايي داده اند و ما هم در اين زمينه، يك جلسه مستقلا صحبت داشتيم و اين جلسه دوم است. گرچه صحبت هاي ايشان اقتضاء دارد كه چندين جلسه نسبت به شبهات ايشان پرداخته شود؛ ولي ما تلاش مي كنيم كه در اين جلسه ، اين مباحث را به پايان ببريم.

عبارت ايشان اين است:

هناك فرقة واحدة من الفرق الثلاث و السبعين التي جاء بها الحديث هي وحدها الناجية و كل الفرق هالكة او ضالة و كل فرقة تعتقد في نفسها انها هي الناجية و الباقي علي الضلالة و نحن اهل السنة نوقن بأننا وحدنا الفرقة الناجية و كل الفرق الأخري وقعت في البدع و الضلالات.

در ميان ٧٣ فرقه امت اسلامي، فقط يك فرقه اهل نجات هستند و ديگر فِرَق، جزء فرقه هاي هلاك شونده و گمراه هستند. گرچه هر فرقه اي بر اين باور است كه او فرقه ناجيه است و باقي بر گمراهي اند، ولي ما اهل سنت يقين داريم، فقط ما فرقه ناجيه هستيم. ديگر فرقه ها، غير از اهل سنت، همه گرفتار گمراهي و دچار بدعت شده اند.

ايشان متأسفانه تعبيري دارد كه زيبنده اينچنين فردي نيست:

و علي هذا الاساس قلت أن الشيعة إنهم مبتدعون و هذا مجمع عليه بين اهل السنة.

گفته ام كه شيعه، يك مذهب بدعت گذار است و اهل سنت اجماع دارند بر اينكه مذهب شيعه، مذهب بدعت گذار است.

قبلا هم اشاره اي داشتم كه حديث:

ستفترق امتي علي ثلاث و سبعين فرقة، كلها في النار إلا فرقة واحدة.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود كه امت من به ٧٣ فرقه منشعب مي شوند و ٧٢ فرقه اهل هلاكت و آتش هستند و يك فرقه اهل نجات هستند.

مجمع الزوائد هيثمي، ج٦، ص٢٢٦ - تفسير رازي، ج١، ص٤ - تفسير ابن كثير، ج٢، ص٤٨٢ - تاريخ مدينة دمشق ابن عساكر، ج٢٤، ص٥٣ - ميزان الاعتدال ذهبي، ج٢، ص٤٣٠ - لسان الميزان ابن حجر، ج٣، ص٢٩١ - إمتاع الأسماع مقريزي، ج١٤، ص٩٨

اين از احاديث مسلم در نزد اهل سنت است و بزرگانشان اين حديث را آورده اند و تصديق كرده اند و جائي براي زير سؤال بردن روايت از نظر سند، نمانده است. ولي ايشان كه مدعي است:

ما يقين داريم كه اهل سنت جزء فرقه ناجيه است.

ما مي گوييم:

در همان روايتي كه آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

امت من به ٧٣ فرقه منشعب مي شوند و ٧٢ فرقه اهل هلاكت و آتش هستند و يك فرقه اهل نجات هستند.

از آن حضرت سؤال كردند كه:

يا رسول الله! كداميك از فرقه ها اهل نجات و كداميك اهل هلاكت هستند؟

حضرت فرمود يكي از نشانه هاي فرق هالكه:

قوم يقيسون الأمور برأيهم، فيحرمون الحلال و يحللون الحرام.

بدون مراجعه به كتاب خدا و سنت، به قياس عمل مي كنند و حرام خدا را حلال مي كنند و حلال خدا را حرام مي كنند.

مستدرك الصحيحين، ج٣، ص٥٤٧ - مجمع الزوائد هيثمي، ج١، ص١٧٩ - معجم كبير طبراني، ج١٨، ص٥١ - سير أعلام النبلاء ذهبي، ج١٠، ص٦٠٠

از آقاي قرضاوي مي پرسيم كه:

در مقايسه بين شيعه و اهل سنت، آيا شيعه سراغ قياس و رأي و استحسان مي رود يا شما اهل سنت؟

اين يقين را شما از كجا آورده ايد؟ به تعبير يكي از مراجع عظام تقليد، حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني كه مي گويد:

و لا يخفي أن معظم اهل السنة و الجماعة هم اهل الرأي و القياس.

اين اهل سنت و جماعت هستند كه به رأي و قياس عمل مي كنند.

لمحات شيخ لطف الله صافي - ص٤٥ - مجموعة الرسائل شيخ لطف الله صافي، ج٢، ص٣٣٠

اين عبارت امام صادق (عليه السلام) مشهور است كه در برابر اعتراض به عمل قياس آقاي ابوحنيفه فرمودند:

اول من قاس هو ابليس.

اولين كسي كه قياس را ملاك قضاوت قرار داد، ابليس بود.

شما نمي بينيد كه فقهاي ما در سراسر روايات فقه شيعه، از طهارت تا ديات، حتي يك مورد به قياس و رأي و استحسان عمل كنند. ولي كتب فقهي عزيزان اهل سنت، مملو از اين موارد است.

نكته ديگر اينكه: نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در روايات متعدد، در رابطه با فرقه اهل نجات بيان كرده است، مانند حديث سفينه. به نقل از آقاي احمد بن حنبل در فضائل الصحابة، ج٣، ص٣٨٥ كه از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل مي كند:

إن مثل اهل بيتي مثل سفينة نوح، من ركبها نجي و من تخلف عنها هلك.

داستان اهل بيت من، همانند داستان كشتي نوح است و هر كس سوار كشتي نجات اهل بيت (عليهم السلام) شود، نجات مي يابد و هر كس از كشتي اهل بيت (عليهم السلام) تخلف كند، هلاك مي شود.

آقاي حاكم نيشابوري هم مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه.

مستدرك الصحيحين، ج٢، ص٣٤٣

ما از آقاي قرضاوي مي پرسيم:

در مقايسه بين شيعه و آقايان اهل سنت، چه كساني مباني فقهي و اعتقادي و اخلاقي خود را بر محور اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) بناء كرده اند؟

چه كساني از اهل بيت (عليهم السلام) فاصله گرفته اند؟

شما در كتاب هاي فقهي خود، در چند مورد به استناد اهل بيت (عليهم السلام) فتوا صادر كرده ايد؟

از طهارت تا ديات شما، به سخن اميرالمؤمنين (عليه السلام)، چند مورد استناد شده است؟

به سخن امام صادق (عليه السلام) چند مورد؟

صحيح بخاري شما، با اينكه مؤلفش، معاصر با امام هادي (عليه السلام) و امام عسكري (عليه السلام) بوده است و اينها از فقهاي اهل بيت (عليهم السلام) (از ديدگاه اهل سنت) هستند، چرا حتي يك روايت به عنوان نمونه از أئمه (عليهم السلام) و فقهاي اهل بيت (عليهم السلام) نقل نكرده اند؟

آيا اين نشان نمي دهد كه اين تعبير شما كه مي گوييد:

ما يقين داريم كه اهل سنت، جزء فرقه ناجيه است.

سخن بي اساسي است؟

آقاي مناوي، از شخصيت هاي برجسته علمي اهل سنت، تعبيري دارد كه مي گويد:

وجه تشبيههم بالسفينة أن من أحبهم و عظمهم شكرا لنعمة جدهم و أخذ بهدي علمائهم نجا من ظلمة المخالفات و من تخلف عن ذلك غرق في بحر كفر النعم و هلك في معادن الطغيان.

معناي حديث سفينه و تشبيه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اهل بيت (عليهم السلام) را به كشتي نوح، اين است كه اگر كسي اهل بيت (عليهم السلام) را دوست بدارد و اينها را گرامي بدارد و به آنچه كه علماي اهل بيت (عليهم السلام) هدايت مي كنند، أخذ كند و گفتار علماء و فقهاي اهل بيت (عليهم السلام) را ملاك عمل قرار دهد، از مخالفت به كتاب و سنت نجات پيدا مي كند و كسي كه از هدايت علماي اهل بيت (عليهم السلام) تخلف كند و سخنان آنها را ملاك عمل قرار ندهد، در درياي كفران نعمت غرق مي شود و در معدن طغيان هلاك مي شود.

فيض القدير شرح الجامع الصغير مناوي، ج٥، ص٦٦٠

و ده ها از اين روايات داريم كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، ملاك نجات را، تمسك به اهل بيت (عليهم السلام) قرار داده است؛ مانند حديث ثقلين، حديث أمان و ... .

حاكم نيشابوري در مستدرك الصحيحين، ج٣، ص١٤٩ حديثي را نقل مي كند كه صحيح است:

النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق و أهل بيتي أمان لامتي من الاختلاف فإذا خالفتها قبيلة من العرب اختلفوا فصاروا حزب إبليس.

هذا حديث صحيح الاسناد و لم يخرجاه.

همانند ستارگاني كه مايه نجات اهل زمين هستند، اهل بيت من، مايه امنيت و بيمه كردن امت است از هرگونه اختلاف. اگر قبيله و گروهي از عرب با اهل بيت (عليهم السلام) مخالفت كنند، دچار اختلاف مي شود و اينها حزب ابليس مي شوند.

اگر تمام فرق اسلامي بيايند در كنار سفره اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) بنشينند و از سرچشمه متصل به وحي استفاده كنند، ديگر اختلافي ميان امت اسلامي نيست.

ما از آقاي قرضاوي سؤال مي كنيم:

آيا شيعه به اين روايت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) خوب عمل مي كند يا حضرت عالي كه به نمايندگي از اهل سنت سخن مي گوييد؟

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا قرآن، منطق اكثريت يا سواد أعظم (سياهي لشكر) را قبول دارد يا خير؟

استاد حسيني قزويني

ما قصد جسارت به آقايان اهل سنت نداريم و از همه عزيزان اهل سنت پوزش مي طلبيم. ما آنها را برادران خود مي دانيم. حتي حضرت آيت الله العظمي سيستاني فرمودند:

لا تقولوا إخواننا إهل السنة بل قولوا أنفسنا أهل السنة.

نگوئيد برادران اهل سنت ما، بلكه بگوئيد عزيزان اهل سنت ما.

ما بر اين باوريم كه فقهاي ما، هيچ مسلماني را، حتي وهابيت را كه فتوا به كفر شيعه داده اند، تكفير نكرده اند و نگفته اند آنها كافرند. حتي نسبت به آن كسي كه تمام عقل خود را از دست داده است و صلاح به دست گرفته و مي آيد شيعه كشي مي كند و مواد منفجره به خود مي بندد و ده ها شيعه را به شهادت مي رساند، ما نمي گوييم او كافر است؛ اما از باب:

و من يقتل مؤمناً متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً فيها (سوره نساء/آيه٩٣)

اين منطق قرآن است و اگر چنانچه كسي براي كشتن شيعه، سلاح به دست گرفته، ما او را مهدور الدم مي دانيم و قتلش را واجب مي دانيم. ولي نسبت به اهل سنت و كساني كه شهادتين را بر زبان جاري مي كنند، آنها را برادران خود مي دانيم.

اما اينكه ايشان آمده مسئله اكثريت را ملاك قرار داده است، از ايشان نه تنها بعيد است، بلكه «أشدُّ بُعداً» است. چون قرآن اكثريت را در همه جا مذمت كرده است.

در ٣٨ مورد تعبير دارد كه:

«أكثرهم لا يعقلون» ، «أكثرهم لا يومنون» ، «أكثرهم لا يعلمون» و ...

در ٦ مورد مي گويد:

«أكثرهم الفاسقون» ، «أكثرهم الكافرون» ، «أكثرهم كاذبون» و ...

در ٦ مورد مي گويد:

«كثير منهم فاسقون» و ...

يعني با واژه هاي مختلف، قرآن أكثريت را كوبانده است.

آيا با توجه با اين منطق قرآني، جا دارد كه بگوييد چون ما اكثريت هستيم، پس فرقه ناجيه هستيم؟

من يك عبور گذرائي بر آيات بر ذم اكثريت اشاره كنم تا بينندگان عزيز دقت كنند. البته اين، فقط جمله ايشان نيست و بارها از خود بينندگان عزيز هم اين مسئله را شنيده ايم كه گفته اند چون اكثريت هستيم، حق با ماست.

قرآن مسئله اكثريت را مطرح مي كنند و مي گويد اينها زير بار حق نمي روند. اكثريت مردم، از حق گريزان هستند. اگر اين باشد، از آقاي قرضاوي سؤال مي كنيم:

اكثريتي كه از حق گريزان هستند، چه كساني هستند؟

پس ما هم مي گوييم كه قرآن مي گويد:

أكثرهم للحق كارهون (سوره مومنون/آيه٧٠)

اكثر مردم، حق را دوست ندارند.

چون شيعه حق است و اكثريت با سني ها است و شيعه را دوست ندارند، پس شيعه حق است.

يا اينكه:

لقد حق القول علي أكثرهم فهم لا يؤمنون (سوره يس/آيه٧)

حق براي اكثر آنها آشكار شد، ولي زير بار نمي روند.

يا اينكه:

أكثرهم لا يعلمون الحق فهم معرضون (سوره انبياء/آيه٢٤)

اكثريت مردم كه از مذهب شيعه گريزان هستند و در برابر مذهب حق شيعه، تسليم نمي شوند، بخاطر اين است كه از مذهب شيعه خبر ندارند و حقانيت مذهب اهل بيت (عليهم السلام) را نمي دانند. اكثريت از حق خبر ندارند.

چقدر آيه زيبايي است!

اگر يك شيعه اين را بگويد، آقاي قرضاوي چه جوابي دارد؟

شما برويد در كتابخانه هاي اهل سنت در كشورهاي مختلف، آيا اثر و كتابي از كتاب هاي شيعه است؟

آيا به دانشجويان خود اجازه مي دهند كه كتاب هاي شيعه را بخوانند؟

حتي آقاي شريف زاهدي كه دو سه جلسه هم برنامه داشتند و از مستبصرين متأخر هستند، خودش در همين شبكه سلام گفتند كه:

در آن اواخر كه دنبال تحقيق بودم و بعضي از كتاب هاي شيعه را مطالعه مي كردم، اساتيد من به من مي گفتند كه اين كتاب ها، جزء كتب ضالّه و مُضلّه است و اينها را نخوانيد.

يعني به جوانان خود توصيه مي كنند كه كتاب هاي شيعه را مطالعه نكنند. ولي به حق، هيچ كتابخانه اي در شهرهاي شيعه نشين يا كتابخانه هاي شيعي نداريد كه بخش اعظم كتاب هاي آن كتابخانه را كتب اهل سنت تشكيل نداده باشد. حتي دو سه نفر از عزيزان اهل سنت كه در قم ميهمان ما بودند، وقتي كتابخانه مرا ديدند كه حدود ٨٥٠٠ جلد كتاب هاي اهل سنت را دارم، كتاب هاي حديثي و فقهي و تفسيري و رجالي و تاريخ و اصول و ...، تعجب كرد. يكي از اين عزيزان از مسئولين حوزه علميه استان گلستان بود و گفت: اين همه كتاب اهل سنت كه در كتابخانه شخصي شماست، در كتابخانه بزرگ ما، ما اين همه كتاب نداريم.

آيا اين نشان نمي دهد كه شيعه بر حق است و هيچ ابائي ندارد كه جوانان و طلاب بيايند كتاب هاي اهل سنت را ببينند؟ ما خودمان خواندن كتاب هاي اهل سنت را توصيه مي كنيم به طلبه ها تا حقانيت روايات اهل بيت (عليهم السلام) روشن شود.

اين، يك دسته از آيات بود.

من از عزيزان بيننده تقاضا مي كنم كه چند دقيقه توجهي به عرائض من داشته باشند.

دسته ديگري از آيات، نسبت به اقوام تمام انبياء است.

خداوند نسبت به اهل كتاب در سوره آل عمران، آيه ١١٠ مي گويد:

و اكثرهم الفاسقون

اكثريت اهل كتاب كه ايمان به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) نمي آورند، فاسق هستند.

درباره قوم حضرت موسي (عليه السلام) مي گويد:

و ما كان أكثرهم مؤمنين

اكثريت آنها ايمان نياورند.

حتي كساني هم كه ايمان آورده بودند به حضرت موسي (عليه السلام):

فإذا جاءتهم الحسنة قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسي و من معه ألا إنما طائرهم عند الله و لكن أكثرهم لا يعلمون. (سوره اعراف/آيه١٣١)

وقتي كارهاي خوب پيش مي آمد، خوشحال بودند و اگر اتفاق بدي پيش مي آمد، به فال بد مي گرفتند و مي گفتند كه اين از شومي حضرت موسي (عليه السلام) است و اكثر اينها نمي دانند و نمي فهمند.

يعني اكثريت قوم حضرت موسي (عليه السلام) كه به او ايمان آورده بودند.

درباره قوم حضرت ابراهيم (عليه السلام):

و ما كان أكثرهم مؤمنين (سوره شعراء/آيه ١٠٣)

درباره قوم حضرت نوح (عليه السلام):

و ما كان أكثرهم مؤمنين (سوره شعراء/آيه ١٢١)

و ما آمن معه إلا قليل (سوره هود/ آيه٤٠)

جز تعداد اندكي، به حضرت نوح (عليه السلام) ايمان نياوردند.

درباره قوم حضرت هود (عليه السلام):

و ما كان أكثرهم مؤمنين (سوره شعراء/آيه ١٣٩)

درباره قوم حضرت صالح (عليه السلام):

و ما كان أكثرهم مؤمنين (سوره شعراء/آيه ١٥٨)

درباره قوم حضرت لوط (عليه السلام):

و ما كان أكثرهم مؤمنين (سوره شعراء/آيه ١٧٤)

درباره قوم حضرت شعيب (عليه السلام):

و ما كان أكثرهم مؤمنين (سوره شعراء/آيه ١٩٠)

همچنين درباره آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي گويد:

لعلك باخع نفسك ألا يكونوا مؤمنين * ... * و ما كان أكثرهم مؤمنين (سوره شعراء/آيه٣ و ٨)

اكثريت قوم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در برابر دستورات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تسليم نشدند.

در سوره شعراء، آيه ٢٢٣ درباره قوم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي گويد:

و أكثرهم كاذبون

من از آقاي قرضاوي يا همفكران ايشان تقاضا مي كنم در مورد اين آيه دقت كنند. در سوره يوسف، آيه ١٠٦ كه در مورد مسلمانان است، مي گويد:

و ما يؤمن أكثرهم بالله إلا و هم مشركون.

اكثريت كساني كه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ايمان آوردند، مشرك هستند.

اين را براي ما معنا كنيد كه چيست؟

دسته ديگري از آيات، خداوند پيروزي را از آن حق كرده است، ولو اينكه عده قليلي باشند:

كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة بإذن الله و الله مع الصابرين (سوره بقره/آيه٢٤٩)

چه بسا گروه اندكي كه در برابر گروه هاي زياد، پيروز شدند به اذن خداوند.

در سوره نساء، در مورد خود مسلمانان مي گويد:

و لو أنا كتبنا عليهم أن اقتلوا أنفسكم أو اخرجوا من دياركم ما فعلوه إلا قليل منهم (سوره نساء/آيه٦٦)

همين مسلمانان كه دم از اسلام مي زنند، اگر دستور جهاد بدهيم براي مقاتله يا هجرت، جز تعداد اندكي تابع دستورات خداوند نمي شوند.

همچنين:

و قليل من عبادي الشكور(سوره سبأ/آيه١٣)

ما به آقاي قرضاوي مي گوييم: همين اقليت شيعه، اگر طبق همين آيه كه در برابر نعمت ولايت تسليم شدند و شكر گفتند، شما چه داريد كه بگوئيد؟

همچنين:

و إن كثيرا من الخلطاء ليبغي بعضهم علي بعض إلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و قليل ما هم

(سوره ص/آيه٢٤)

كساني كه نسبت به همديگر شريك هستند، نسبت به همديگر جفا مي كنند؛ مگر كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام مي دهند و اينها هم خيلي اندك هستند.

آيه آخر اين بخش در سوره واقعه، از آيه ١٠ تا ١٤ مي گويد:

و السابقون السابقون * أولئك المقربون * في جنات النعيم * ثلة من الأولين * و قليل من الآخرين.

كساني كه سبقت گرفتند در أمت هاي گذشته، مؤمنين به حضرت آدم و نوح و ابراهيم و موسي و عيسي (عليهم السلام)، تعدادي از گذشتگان و اندكي از ملت هاي آخر.

اگر ما همين را به امت اسلامي معنا كنيم، چه مي شود؟ يعني كساني كه از امت اسلامي وارد بهشت مي شوند، تعداد اندكي هستند.

پس سخن آقاي قرضاوي كه مي گويد چون اكثريت با ماست، پس ما اهل حق هستيم، با منطق قرآن هيچگونه همخواني و سازگاري ندارد.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و حضرت علي (عليه السلام) فرموده اند كه هميشه اكثريت نشانه حقانيت دارند يا خير؟

استاد حسيني قزويني

در اين مورد، عبارات زيادي داريم و بايد مختصر بگويم. من فقط به عبارت آقاي ابوحامد غزالي از شخصيت هاي برجسته اهل سنت اشاره مي كنم. ايشان مي گويد:

و قد وردت اخبار تدل علي قلة اهل الحق، حيث قال (ص) و هم يومئذ الأقلون

رواياتي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) وارد شده است كه دلالت مي كند بر اينكه اهل حق در اقليت هستند. كساني كه در روز قيامت نجات مي يابند، اين اقليت هستند.

المستصفي غزالي، ص١٤٦

آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه، خطبه ٢٠١ مي گويد:

أيها الناس لا تستوحشوا في طريق الهدي لقلة أهله.

بخاطر اينكه اهل هدايت و حق اندك هستند، گرفتار وحشت و ترس نشويد.

آقاي مناوي كه از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است، مي گويد:

قال علي كرم الله وجهه إن الحق لا يعرف بالرجال، فاعرف الحق تعرف اهله.

حق، با شخصيت ها و اكثريت شناخته نمي شود. اول حق را بشناس، سپس اهل حق را شناسائي كن.

فيض القدير شرح الجامع الصغير مناوي، ج١، ص٢٨ و ٢٧٢- تفسير قرطبي، ج١، ص٣٤٠

وسائل الشيعة، ج٢٧، ص١٣٥ - أمالي شيخ مفيد، ص٥

مثلا اگر اكثريت مردم و شخصيت ها، اهل سنت هستند يا شيعه، اگر بگوييم آنها حق هستند، اين اشتباه است. حتي اگر ٩٠% مردم روي زمين، شيعه باشد و ١٠% اهل سنت باشند، اگر بگوييم كه چون اكثريت با شيعه است، پس ما حق هستيم، اين خلاف سخن آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) است.

جناب نووي كه از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است، از فضيل بن عياض نقل مي كند و مي گويد:

اتبع طرق الهدي و لا يضرك قلة السالكين و إياك و طرق الضلالة و لا تغتر بكثرة الهالكين.

راه هاي هدايت را پيروي كن و از اينكه در راه هدايت، افراد كمي هستند، موجب ناراحتي تو نشود. از راه گمراهي بپرهيز و اگر اكثريت، دنبال گمراهي رفتند، تو را مغرور نكند.

سخن آخر اينكه، آقاي ابن عثيمين كه از شخصيت هاي برجسته مفتيان بنام عربستان سعودي است و در عصر آقاي بن باز، شخصيت شماره دو عربستان سعودي بشمار مي رفت، مي گويد:

إن الحق لا يوزن بالرجال و إنما يوزن الرجال بالحق، هذا هو الميزان الصحيح

ما نمي توانيم حق را با جمعيت ها مورد وزن قرار بدهيم، نمي توانيم ارزش حق را با كثرت تابعين، ملاك قرار دهيم؛ بلكه اين مردان هستند كه با حق سنجيده مي شوند و اگر مطابق با حق بودند، حق هستند، ولو اينكه كم باشند (اگر موافق حق بودند، حق هستند، اگر چه كم باشند و اگر مخالف با حق بودند، باطل هستند، اگر چه زياد باشند). ميزان صحيح هم اين است كه حق را ملاك قرار دهيم (چه زياد باشند و چه كم).

* * * * * * *

آقاي هدايتي

مي خواستم مقايسه اي داشته باشيد از نظر آمار بين مسلمانان و پيروان ديگر اديان؟

استاد حسيني قزويني

آماري كه بنده دارم، مربوط به يك سال قبل است، ١٤/٠٤/١٣٨٦. در سايت هاي مختلف هم اين آمار آمد. آماري را كه مراكز آمارگيري گرفته بودند، اين بود:

٣٣% : مسيحيان

٢١% : مسلمانان (شيعه و اهل سنت و ...)

١٦% : مردمان بي دين و لائيك

١٤% : هندوئيسم

٦% : بودائي

٣٣/٠ % : سيك ها در هند (كمتر از نيم درصد)

٢٢/٠% : يهوديان (يك پنجم يك درصد)

پس اگر ملاك، اكثريت باشد، در ميان اديان آسماني، اگر مسيحيان و بي دين ها را با هم جمع كنيم، حدود ٥٠% مردم جهان هستند. پس ما بايد برويم دين مسيح را انتخاب بكنيم؟ اين آقايان حرفي را مي زنند كه به فكر عواقب حرف خودشان نيستند. سخني مي گويند كه با قرآن و سنت و با واقعيات موجود اجتماعي ما مطابق ندارد.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آقاي قرضاوي موضوع سبّ صحابه را مطرح كرده است. مي گويد سبّ صحابه و تبليغ فرهنگ شيعه در كشورهاي اهل سنت، خط قرمز ما است و ما در اين باره هيچگونه تسامح و عقب نشيني نخواهيم داشت.

شما اين صحبت را چگونه تحليل مي كنيد؟

استاد حسيني قزويني

اين سخن، تنها سخن آقاي قرضاوي نيست، سخن عموم وهابيت است و تعدادي از آقايان اهل سنت هم كه وقتي قافيه را تنگ مي بينند و در بحث و مناظره، چيزي پيدا نمي كنند، شيعه را متهم مي كنند يا به كفر صحابه يا سبّ صحابه. حال آنكه ما در جلسات قبل هم عرض كرديم كه عقيده شيعه بر اين نيست. نه همه صحابه را كافر مي داند و نه سبّ صحابه را از واجبات خودش مي داند كه اگر كسي صحابه را سبّ نكرد، شيعه نباشد.

كتاب هاي رجالي شيعه مانند رجال شيخ طوسي (ره)، رجال علامه حلي (ره)، رجال ابن داود (ره) و ...، هزاران نفر از صحابه را نام برده اند و توثيق كرده اند و در كتب روائي ما، در وسائل الشيعه و مستدرك الوسائل و ...، روايات متعدد از صحابه متعدد آمده و فقهاي شيعه به روايات آنها عمل كرده اند.

ما صحابه را دو دسته مي دانيم:

١- صحابه عادل كه وثاقتشان محرز است و اگر روايتي را از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل كنند، مي پذيريم و بر طبق آن هم فتوا مي دهيم.

٢- صحابه اي كه به شهادت قرآن، راه نفاق را پيش گرفتند. افرادي كه فاسق هستند و قرآن صراحت دارد:

يا أيها الذين آمنوا إن جاءكم فاسق بنبأ فتبينوا أن تصيبوا قوما بجهالة فتصبحوا علي ما فعلتم نادمين

(سوره حجرات/آيه٦)

تعدادي از صحابه، از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تبعيت نكردند و ما اينها را عادل نمي دانيم و به رواياتشان هم عمل نمي كنيم.

نكته ديگر:

وقتي ما بحث صحابه را پيش مي كشيم و آيات و رواياتي را كه در مذمت صحابه است مطرح مي كنيم، آقايان اهل سنت، بلافاصله آقاي ابوبكر و عمر و عثمان و خالد را جلو مي كشند. ما مي گوييم درباره كل صحابه بحث مي كنيم. مي گويند شما اين آياتي را كه مي آوريد، قصدتان زير سؤال بردن خلفاء راشدين است.

ما از اين آقايان سؤال مي كنيم:

شما كه اين همه سنگ صحابه را به سينه مي زنيد و خودتان را مدافع صحابه مي دانيد، آيا اميرالمؤمنين (عليه السلام) جزء صحابه هست يا خير؟ اميرالمؤمنين (عليه السلام) جزء كساني است كه واژه صحبت درباره او اطلاق مي كند يا خير؟ شما چرا موضعتان را نسبت به اميرالمؤمنين (عليه السلام) اعلام نمي كنيد؟

تقاضا دارم كه عزيزان اين تعبير را دقت كنند:

مگر همين معاويه، به نص صريح صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٠، كتاب فضائل الصحابة، باب فضائل اميرالمؤمنين (عليه السلام) نياورده كه:

امر معاوية بن أبي سفيان سعدا، فقال: ما منعك ان تسب أبا التراب؟ فقال: اما ما ذكرت ثلاثا قالهن له رسول الله صلي الله عليه و سلم فلن أسبه لان تكون لي واحدة منهن أحب إلي من حمر النعم. سمعت رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول له خلفه في بعض مغازيه فقال له علي يا رسول الله خلفتني مع النساء و الصبيان فقال له رسول الله صلي الله عليه و سلم اما ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي إلا إنه لا نبوة بعدي و سمعته يقول يوم خيبر لأعطين الراية رجلا يحب الله و رسوله و يحبه الله و رسوله قال فتطاولنا لها فقال أدعوا لي عليا فأتي به أرمد فبصق في عينه و دفع الراية إليه ففتح الله عليه و لما نزلت هذه الآية فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم دعا رسول الله صلي الله عليه و سلم عليا و فاطمة و حسنا و حسينا فقال أللهم هؤلاء أهلي.

معاويه بن ابوسفيان دستور داد به سعد بن وقاص كه به حضرت علي (عليه السلام) ناسزا بگويد و او را سبّ كند؛ ولي سعد بن وقاص گفت: من سه مطلب از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) درباره حضرت علي (عليه السلام) شنيده ام و هرگز لب به سبّ حضرت علي (عليه السلام) باز نمي كنم:

يكي از آنها قضيه حديث منزلت است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به حضرت علي (عليه السلام) فرمود: مقام و منزلت تو نسبت به من، مانند مقام و منزلت حضرت هارون (عليه السلام) نسبت به حضرت موسي (عليه السلام) هست، به جز نبوت. ديگري حديث رايَت است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در قضيه خيبر فرمود: من فردا پرچم را به دست كسي خواهم داد كه هم او خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را دوست دارد و هم خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) او را دوست دارند و فردا هم پرچم را به دست حضرت علي (عليه السلام) داد. ديگري هم آيه مباهله است كه خداوند، حضرت علي (عليه السلام) را نفس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) محسوب كرده است و من به اين سه دليل، به هيچ وجه حضرت علي (عليه السلام) را ناسزا نمي گويم.

خود آقاي ابن تيميه در منهاج السنه، ج٣، ص١١٥ مي گويد:

و اما حديث السبّ لما أمره معاويه بالسبّ فأبا

معاويه به سعد بن وقاص دستور داد كه به حضرت علي (عليه السلام) ناسزا بگويد، ولي او امتناع كرد.

خود آقاي شيخ عبدالله بن غنيمان، استاد دانشگاه اسلامي مدينه و رئيس بخش سطوح عالي (دكترا)، در كتاب مختصر منهاج السنه، همين تعبير را در ج٣، ص١٥ آورده است.

ملا علي قاري در مرقاة المفاتيح در شرح مشكاة المصابيح، ج١١، ص٢٨٧ مي گويد:

معاويه دستور داد تا به حضرت علي (عليه السلام) ناسزا بگويد.

از آقاي قرضاوي سؤال مي كنيم:

موضع خودتان را درباره معاويه روشن كنيد.

هيچ شكي نيست كه معاويه دستور سب حضرت علي (عليه السلام) را صادر كرده است.

به تعبير آقاي زمخشري:

بخاطر آن سنت سيئه اي كه توسط معاويه انجام شد، در دوران بني اميه بر بالاي ٧٠ هزار منبر، حضرت علي (عليه السلام) را سبّ مي كردند.

آقاي قرضاوي و كساني كه از ايشان تبعيت مي كنيد! مگر شما نقل نمي كنيد كه حبّ حضرت علي (عليه السلام)، ايمان و بغض حضرت علي (عليه السلام)، نفاق است. مگر صحيح مسلم نقل نمي كند از علماي بزرگ از حضرت علي (عليه السلام):

و الذي فلق الحبة و برأ النسمة! انه لعهد النبي الأمي صلي الله عليه و سلم إلي أن لا يحبني الا مؤمن و لا يبغضني الا منافق.

قسم به خداي كه دانه را شكافت و بشر را آفريد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

جز مؤمن، كسي مرا دوست نمي دارد و جز منافق، كسي مرا دشمن نمي دارد.

صحيح مسلم، ج١، ص٦١

آيا شما با اين وضع، از معاويه با عنوان «حضرت معاويه» و «اميرالمؤمنين معاويه» تعبير مي كنيد؟

مگر همين شخصيت هاي بزرگ شما نقل نكرده اند از ام المؤمنين ام سلمه (سلام الله عليها) كه مي گويد:

سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله يقول: من سبّ عليا فقد سبّني.

من شنيدم از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه فرمود: كسي كه به حضرت علي (عليه السلام) ناسزا بگويد، به منِ پيامبر ناسزا گفته است.

حاكم نيشابوري مي گويد: هذا حديث صحيح الاسناد و لم يخرجاه.

رواه أحمد و رجاله رجال الصحيح.

مستدرك الصحيحين، ج٣، ص١٢١ - مسند احمد، ج٦، ص٣٢٣ - مجمع الزوائد هيثمي، ج٩، ص١٣٠

آقاي قرضاوي كه دم از صحابه مي زند و مي گويد سبّ صحابه خط قرمز ماست، آيا سبّ اميرالمؤمنين (عليه السلام) را هم خط قرمز مي شمارد؟ يا نه، مراد ايشان از سبّ صحابه، سبّ ابوبكر و عمر و عثمان و خالد و عايشه است؟ و ما بقي هيچ.

اگر چنانچه آقاي ذهبي بيايد در مورد عمار كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

إن عمارا مع الحق و الحق مع عمار

تاريخ دمشق ابن عساكر، ج٤٣، ص٤٧٦ - طبقات كبري بن سعد، ج٣، ص٢٦٢

بگويد:

لقد خَرِفَ عمار

عمار خرفت شده است.

كسي نبايد به آقاي ذهبي بگويد كه بالاي چشمت ابروست؟

اگر آقاي طبري و ديگران بيايند شخصيت هاي برجسته مانند ابوذر را متهم كنند كه تحت تأثير يك يهودي به نام عبد الله بن سبا قرار گرفت و در برابر عثمان قيام كرد، جرمي نيست؟ نسبت به سلمان فارسي هر نسبتي بدهند جرم نيست؟ ولي اگر كسي نسبت به خالد بگويد كه بالاي چشمش ابروست، قتل او واجب است؟

نكته ديگر:

از آقاي قرضاوي و هم پيمانانش سؤال مي كنيم:

در صحيح مسلم روايتي نقل شده از عايشه ام المؤمنين:

هشام بن عروه از پدرش نقل مي كند كه عايشه به من گفت:

عن هشام بن عروة عن أبيه، قال: قالت لي عائشة: يا ابن أختي! أمروا ان يستغفروا لأصحاب النبي صلي الله عليه و سلم، فسبّوهم.

قرآن به اين مسلمانان دستور داده است تا نسبت به اصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) استغفار كنند، ولي اينها به اصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ناسزا مي گويند.

صحيح مسلم، ج٨، ص٢٤١

آقاي قرضاوي بيايد موضعش را نسبت به كساني كه در محضر عايشه به صحابه سب مي كردند، روشن كند و بگويد كه اينها كه بودند؟

نكته ديگر:

آقاي قرضاوي كه جسارت به صحابه را خط قرمز مي داند، موضع خودش را نسبت به خليفه دوم روشن كند براي ما. در صحيح مسلم، ج٦، ص١٧٩، حديث ٥٥٢٦، حديث استئذان آمده است:

ابو موسي اشعري روايتي نقل مي كند و خليفه دوم مي گويد:

آقاي ابو موسي! اگر شاهد نياوري كه اين روايت را از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شنيده اي، آنچنان با شلاق مي زنم كه خون از پشتت جاري شود.

مگر ابوموسي، صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نبود؟ به چه جرمي آقاي خليفه دوم او را متهم به كذب مي كند و مي گويد بايد شاهد بياوري؟ ابوموسي هم مي دانست كه اگر شاهد نياورد، كلاهش پس معركه است و مي آيد دنبال صحابه ديگر و اين خانه و آن خانه و مهاجرين و انصار و ... تا اينكه دو سه نفر را پيدا مي كند مانند أبي بن كعب كه مي آيند پيش خليفه دوم و شهادت مي دهند كه ما هم اينچنين روايتي را از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شنيده ايم. جالب اين است كه آقاي أبي بن كعب مي گويد:

يا ابن الخطاب! فلا تكونن عذابا علي اصحاب رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم).

بر اصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مايه عذاب نباش و اينها را شكنجه نكن.

آقاي قرضاوي نسبت به اين روايت چه موضعي دارد؟ آيا حاضر است بگويد كه اينجا هم خط قرمز است و خليفه دوم وارد خط قرمز شده است؟ يا نه، اين موارد جزء موارد استثنائي است و آقاي قرضاوي حق ورود به آن منطقه را ندارد و منطقه ممنوعة الدخول است و حاشيه امن؟ اما اگر شيعه، چهار روايت نقل كرد كه يا درست بود يا ضعيف، قتلش واجب و خط قرمز است و اگر بيايند، چنين و چنان مي كنيم.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا ادعاي خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام)، بدعت است و مي تواند ملاكي باشد براي اينكه زيربناي مذهب شيعه، بدعت است؟

استاد حسيني قزويني

آيات و روايات دال بر خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام) زياد داريم. ابن عباس مي گويد كه ٣٠٠ آيه در مورد اميرالمؤمنين (عليه السلام) نازل شده است. آيه شريفه «إنما وليكم الله و رسوله» به تعبير مرحوم شيخ طوسي (ره)، از قوي ترين و محكم ترين دلائل شيعه است بر امامت و خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام). همچنين آيه تطهير و مباهله. همچنين آيه ٣ سوره مائده:

اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا.

سند صحيح داريم كه در رابطه با امامت و ولايت و خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام) است.

آيه مباركه ٦٧ سوره مائده:

يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك و إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس إن الله لا يهدي القوم الكافرين.

با روايات صحيح السند، دستور بر نصب حضرت علي (عليه السلام) بر خلافت است.

حديث شريف:

علي ولي كل مؤمن بعدي

با سندهاي صحيح داريم و حتي ذهبي و ابن كثير بر صحيح بودنش صراحت دارند.

مستدرك الصحيحين ، ج٣، ص١٣٤ - مسند احمد، ج٤، ص٤٣٨ - مجمع الزوائد هيثمي، ج٩، ص١٢٠ - ميزان الاعتدال ذهبي، ج١، ص٤١٠ - الإصابة ابن حجر، ج٤، ص٤٦٨ - تاريخ إسلام ذهبي، ج٣، ص٦٣١ - البداية و النهاية ابن كثير، ج٧، ص٣٨١

نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) حديث شريف غدير را در يك مجمع مفصل بالاي ١٠٠ هزار نفر، اميرالمؤمنين (عليه السلام) را براي خلافت نصب مي كند و از تمام مردم بيعت مي گيرد و پيشاپيش مردم، خليفه اول و خليفه دوم تبريك مي گويند:

بخ بخ لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي و مولي كل مسلم

تاريخ بغداد، ج٨، ص٢٨٤ - تاريخ دمشق ابن عساكر، ج٤٢، ص٢٣٣ - البداية و النهاية ابن كثير، ج٧، ص٣٨٦ - مناقب خوارزمي، ص١٥٦

حديث شريف ثقلين فرياد مي زند بر امامت و خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام).

حديث منزلت، يكي از گوياترين و رساترين روايات است براي اثبات خلافت و وزارت و وصايت و اخوت حضرت علي (عليه السلام). و ده ها روايات ديگر در اين زمينه.

بر فرض در اين زمينه، آيات و رواياتي نداريم. شما برويد به كتاب هاي لغت خود مراجعه كنيد، مانند لسان الميزان و تاج العروس. كلمه «وصي» را ببينيد و خود آقايان لغت نويس مي نويسند كه يكي از القاب رايج اميرالمؤمنين (عليه السلام) در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، لقب «وصي» بوده است. اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) حضرت علي (عليه السلام) را وصي و خليفه قرار نداده بود، از كجا اين لقب از القاب منحصره حضرت علي (عليه السلام) شده است؟

همه مي دانند كه لغت نويسان، آن دسته از واژه ها را در كتاب هاي لغت مطرح مي كنند كه وارد فرهنگ مردم شده باشد. آن وقت با اين وضع، آقاي قرضاوي مدعي است كه شيعه، مذهب بدعت گذار است، چون مدعي هستند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) حضرت علي (عليه السلام) را به عنوان خليفه بيان كرده است. اگر ملاك اين باشد، تمام علماي بزرگ شما، حتي صحيح بخاري و مسلم كه حديث «رايت» و «يحب الله و رسوله» و «حديث منزلت» و «حديث غدير» را مطرح كرده اند، اينها كتاب هاي بدعت هستند. شما بايد كتاب جديدي تأليف بفرمائيد كه اين مطالب بدعت در آن كتاب ها نباشد. تمام كتاب هاي علماي شيعه درباره خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام)، برگرفته از كتاب ها و مسانيد و سنن و صحاح و تفسيري و تاريخي شماست.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

در كتاب هاي اهل سنت، چه دليلي وجود دارد كه كساني كه خلافت ابوبكر را قبول كرده اند، بدعت گذار نيستند؟

استاد حسيني قزويني

نسبت به ادله اهل سنت درباره خلافت آقاي ابوبكر، شايد حدود ١٠جلسه وقت بخواهد. ما مثل آنها نيستيم كه به دروغ و افتراء، مدارك را فاكتور بگيريم و به فحش و ناسزا بپردازيم. ما تمام آنچه را كه آقايان اهل سنت در كتاب هايشان درباره خلافت آقاي ابوبكر آورده اند، به مردم قول مي دهيم كه يك به يك مطرح كنيم.

اما يكي از چيزهايي كه بايد توضيح بدهم و امسال در بعضي از شبكه ها، بويژه شبكه المستقله روي اين خيلي مانور داده است، قضيه نماز خواندن آقاي ابوبكر به جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در پايان حيات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بوده است. آقايان مي گويند يكي از قوي ترين و محكم ترين دليل بر خلافت آقاي ابوبكر اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در آخر عمر فرمودند:

مروا ابا بكر فليصل بالناس.

به ابوبكر بگوييد كه براي مردم نماز بخواند.

صحيح بخاري، ج١، ص١٦٢ - صحيح مسلم، ج٢، ص٢٢

مي گويند وقتي آقاي ابوبكر اينقدر شايستگي دارد كه بجاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز بخواند، پس شايستگي دارد بجاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم بنشيند و خلافت او را به عهده بگيرد. البته ما اعتراضي نداريم و مبارك خودشان باشد و اگر از اين دليل قانع شدند، قطعا فرداي قيامت هم معذور هستند.

اما ما در اينجا چند سؤال كوچك داريم و به عنوان برادر كوچك از اين آقايان مطرح مي كنيم:

سؤال اول:

آيا نماز خواندن بجاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، دليل بر خلافت است؟ اگر اين است، صحابه اي كه بجاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز خواندند، نه يك بار، ده ها بار نماز خواندند، مانند آقاي إبن أم مكتوم كه چندين بار به جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز خوانده است. آيا آقايان حاضرند بگويند كه آقاي إبن أم مكتوم لياقت خلافت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را دارد؟

آقايان مراجعه كنند به كتاب سبل السلام دحلاني، ج٢، ص٣٥ كه شرح كتاب ابن حجر است و كتاب مصنف عبد الرزاق، ج٢، ص٣٩٥ و طبقات كبري، ج٤، ص٢٠٥ و ... .

از همه جالب تر اينكه آقايان نقل كرده اند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) پشت سر آقاي عبدالرحمن بن عوف نماز خوانده است. اگر بنا باشد نماز خواندن بجاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، دليل بر شايستگي خلافت باشد، آقاي عبدالرحمن بن عوف از تمام مسلمانان شايسته تر براي خلافت است. چون هم جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز خوانده است و هم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به او اقتداء كرده است.

آقايان ابن عبد البر در كتاب التمهيد، ج٢، ص٣٢٢ مي گويد:

قد صلي صلي الله عليه و آله و سلم خلف عبدالرحمن بن عوف.

مسند احمد، ج٤، ص٢٤٧ - فتح الباري ابن حجر، ج٢، ص١٤٦ - مصنف ابن أبي شيبة، ج٢، ص٢٢٩ - معجم كبير طبراني، ج٢٠، ص٤٢٧ - طبقات كبري بن سعد، ج٣، ص١٢٩

به نظر من اين قضيه و اين آش، به قدري شور شده است كه بعضي از آشپزها هم صدايشان در آمده است. آقاي ابن تيميه در كتاب منهاج السنه، ج٧، ص٣٣٩ مي گويد:

الاستخلاف في الحياة نوع نيابة لا بد لكل ولي أمر و ليس كل من يصلح للاستخلاف في الحياة علي بعض الإمامة يصلح أن يستخلف بعد الموت، فإن النبي استخلف غير واحد و منهم من لا يصلح للخلافة بعد موته، كما استعمل ابن أم مكتوم الأعمي في حياته و هو لا يصلح للخلافة بعد موته و كذلك بشير بن عبد المنذر و غيره.

. . . بعضي افراد مانند بشير بن عبد المنذر و ديگران، جانشين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در بعضي از قضايا مانند نماز بودند و اينها شايستگي خلافت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را ندارند.

اگر بنا باشد نماز خواندن بجاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، دليل بر خلافت باشد، ده ها تن از صحابه بجاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، بعد از آمدن نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به مدينه، نماز خوانده اند.

سؤال دوم:

چطور شد كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در همان بيماري فرمود:

قلم و كاغذي بياوريد تا بنويسم چيزي را كه تا ابد گمراه نشويد.

صحابه و خليفه دوم گفتند:

إن الرجل ليهجر يا قد غلبه الوجع

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هذيان مي گويد.

چطور شد كه اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دوات و قلم بخواهد، هذيان مي گويد، ولي اگر دستور بدهد يك نفر برود به جاي او نماز بخواند، او هذيان نمي گويد.

سؤال سوم:

جناب ابوبكر وقتي داشت از دنيا مي رفت، وصيت كرد براي خليفه دوم. آقاي عثمان هم وصيت نامه را مي نوشت. ابوبكر افتاد غش كرد، وقتي به هوش آمد، گفت: آقاي عثمان! چه نوشته اي؟ گفت: نوشته ام كه آقاي عمر، خليفه من بعد از من است. آقاي ابوبكر گفت: آفرين و مرحبا، اگر خودت را هم مي نوشتي، شايستگي داشتي.

سؤال اين است كه:

چطور شد در قضيه قلم و دوات، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هذيان مي گويد، ولي در قضيه استخلاف عمر، جناب ابوبكر هذيان نمي گويد؟

سؤال چهارم:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) وقتي متوجه شد آقاي ابوبكر به جاي او نماز مي خواند، فرمود مرا به مسجد ببريد. حال پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به قدري وخيم بود كه خودش نتوانست با پاي خودش به مسجد برود. يك دست مباركش به گردن عباس و دست ديگر بر گردن اميرالمؤمنين (عليه السلام) بود و پاهاي مباركش بر زمين كشيده مي شد. آمد مسجد و نشسته نماز خواند و ابوبكر را كنار زد و خودش نماز خواند. ابوبكر رفت پشت سر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز خواند.

خوب، اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ابوبكر را براي نماز معين كرده است، چه لزومي بود كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بيايد آنجا نماز بخواند؟

جالب اين است كه مي گويند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز مي خواند و آقاي ابوبكر به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اقتداء كرده بود و مردم هم به ابوبكر اقتداء كرده بودند.

من از هر كسي كه سؤال كردم، اين معما را نتوانستم كشف كنم. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز مي خواند، مردم موظف هستند به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اقتداء كنند. اين را از كجا آوردند و با كدام آيه و اصل، كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز بخواند و آقاي ابوبكر به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اقتداء كند و مردم هم به ابوبكر اقتداء كنند؟ مگر مي شود با وجود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به كسي ديگر اقتداء كرد؟

اين قضايايي است كه اينها در اين زمينه دارند و آقاي قرضاوي اينها را عين سنت مي داند. اگر كسي با اين دليل، معتقد به خلافت آقاي ابوبكر باشد، عين سنت و سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است، ولي اگر كسي بيايد بگويد كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بوده و ده ها و صدها روايت و آيه از قرآن و سنت بياورد، اين بدعت مي شود!!!

* * * * * * *

بينندگان

سؤال:

در مورد شجره ملعونه در قرآن توضيح بدهيد.

جواب:

و ما جعلنا الرؤيا التي أريناك إلا فتنة للناس و الشجرة الملعونة في القرآن (سوره إسراء/آيه٦٠)

بزرگان اهل سنت همگي اعتراف دارند كه اين آيه شريفه در حق دودمان بني اميه نازل شده است.

درالمنثور سيوطي، ج٤، ص١٩١ - دلائل النبوة، ج٤، ص٥٠٩ - تفسير سمرقندي، ج، ص٣١٨ - تفسير ثعلبي، ج٦، ص١١١ - تفسير آلوسي، ج١٥، ص١٠٧ و ...

* * * * * * *

سؤال:

اهل سنت استناد مي كنند به اين آيه قرآن كه خداوند از تمام صحابه رضايت دارد بخاطر آن بيعت. در اين مورد توضيح بدهيد.

جواب:

لقد رضي الله عن المؤمنين إذ يبايعونك تحت الشجرة فعلم ما في قلوبهم فأنزل السكينة عليهم و أثابهم فتحا قريبا. (سوره فتح/آيه١٨)

آيه رضوان را قبلا توضيح داده ايم. يكي از آياتي است كه اهل سنت و وهابيت از اين آيه چماقي ساخته اند و بر سر شيعه مي كوبند كه شما كه نسبت به بعضي از صحابه انتقاد داريد، منطق شيعه بر خلاف اين آيه قرآن است، خداوند از همه صحابه اظهار رضايت كرده است.

من در يكي از جلسات گذشته، مطالبي را در اين باره نسبت به خود عمر بن خطاب اشاره كردم كه ايشان در همانجا مطالبي را مطرح كرد و از هر جهت كاملا مخالف با نظر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود. يكي دو نمونه هم امشب ذكر مي كنم:

آقاي براء بن عازب از شخصيت هاي برجسته است و جزء كساني است كه در بيعت رضوان بوده است و صحيح بخاري، ج٥، ص٦٥، حديث ٤١٧٠ مي گويد:

راوي مي آيد خدمت آقاي براء بن عازب و عرضه مي دارد:

طوبي لك صحبت النبي صلي الله عليه و سلم و بايعته تحت الشجرة، فقال: يا ابن أخي! انك لا تدري ما أحدثنا بعده.

خوشا به حالت آقاي براء بن عازب كه صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بودي و در زير شجره رضوان با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بيعت كردي. آقاي براء بن عازب مي گويد: اي برادرزاده ام! درست است كه صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بوديم و در بيعت رضوان بوديم، ولي تو خبر نداري كه ما (صحابه) بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) چه بدعت هايي گذاشتيم.

يعني اين بدعت ها، تمام آنچه را كه قبلا داشتيم، همه را زير سؤال مي برد.

همين تعبير هم از آقاي ابو سعيد خّدري است و ابن حجر در الاصابه، ج٣، ص٦١ نقل مي كند.

از همه اينها مهمتر، آقاي عبد الرحمن بن عديس از كساني است كه زير شجره رضوان با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بيعت كرده است، ايشان از كساني است كه در قتل عثمان، نقش فعالي داشته است. آقاي ابن عبد البر مي گويد:

ممن بايع تحت الشجره . . . هو كان الأمير علي الجيش القادمين من مصر إلي المدينة الذين حصروا عثمان و قتلوه

آقاي عبد الرحمن بن عديس جزء كساني است كه آيه رضوان درباره آنها آمده است. ايشان فرمانده جمعيتي بود كه از مصر به مدينه آمدند و عثمان را كشتند.

استيعاب ابن عبد البر، ج٢، ص٨٤٠

آقايان اهل سنت كه همه قاتلين عثمان را لعنت مي كنند، آيا اين را حاضرند بپذيرند؟

* * * * * * *

سؤال:

چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دستور داده اند كه وصيت خود را هنگام خواب، زير رختخواب خود قرار دهيد، اما خودشان در لحظات آخر فرمودند كه قلم و دوات بياوريد تا من وصيت كنم؟

جواب:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از اولين لحظات اعلان رسالت، خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام) را مطرح كرده است. در قضيه جنگ خيبر و خندق و أحد و جنگ با مردم يمن و غدير خم و ده ها مورد ديگر كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اتمام حجت كرد و خواست در آخر عمر خود براي اينكه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ثابت كند آنها بعدا مي گويند اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) چيزي مي نوشت، ما زير بار مي رفتيم، پس طلب كرد چيزي بنويسد تا اينها امتحان داده شوند.

معمولا انسان در اواخر عمرش وصيت خود را مي نويسد؛ خصوصا وصيت هاي مهم و اساسي را.

* * * * * * *

سؤال:

آقاي عمر و ابوبكر چه قرابتي با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) داشتند كه دو دختر آنها را گرفت و نهايتا در منزل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دفن شوند، ولي جنازه امام حسن (عليه السلام)، سبط اكبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را تيرباران كردند؟ آنها به دامادي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) براي خودشان افتخار مي كنند.

جواب:

اينكه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) براي آنها داماد باشد، فضيلتي نيست. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) داماد ابوسفيان بود، در حاليكه ابوسفيان، مشرك و محارب بوده است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) با ام حبيبه كه به حبشه هجرت كرده بودند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از پادشاه حبشه درخواست كرد كه او را به عقد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در بياورد و پادشاه حبشه هم مهريه او را خودش پرداخت كرد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) با ام حبيبه در حالي ازدواج كرد كه پدرش كافر و مشرك بوده است.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دخترانش را به ابو الآصف بن ربيع و عتبة بن ابو لهب داد كه جزء مشركان و محاربان با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بودند.

صحابه بودن شرف است، دختر به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دادن يا از او گرفتن، شرف است، ولي اينها نمي تواند مانع از عذاب خدا باشد. اينها نمي تواند براي انسان فضيلتي بياورد كه گناه و معصيت انسان نوشته نشود. قرآن براي كساني بهشت را وعده داده است كه:

إن الذين آمنوا و عملوا الصالحات

شما يك آيه بياوريد كه ايمان آمده باشد، ولي عمل صالح نيامده باشد. هر كس عمل صالح داشته باشد، فرداي قيام، پيروز است و اگر عمل صالح نداشت، فرداي قيامت زيانكار است:

فأما من ثقلت موازينه * فهو في عيشة راضية * و أما من خفت موازينه * فأمه هاوية

(سوره قارعه/آيه ٩ - ٦)

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»