سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٥٩ - شهادت امام باقر (عليه السلام)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
کد مطلب: ٥٥٣٤ تاریخ انتشار: ٠٤ دي ١٣٨٨ تعداد بازدید: ٣٢١٢ سخنراني ها » عمومي شهادت امام باقر (عليه السلام)شبکه سه سیما ٨٨/٠٩/٠٤
بسم الله الرحمن الرحيم
تاریخ : ٠٤ / ٠٩ / ٨٨
مجري برنامه آقاي اكبرنژاد
پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به جابر بن عبد الله انصاري فرمودند:
تو امام باقر (عليه السلام) را مي بيني و سلام مرا به ايشان برسان.
اين روايت را شايد خيلي شنيده باشيد. اما آيا اين روايت در منابع اهل سنت هم آمده است؟
استاد حسيني قزويني
اين روايت در منابع شيعه به تفصيل آمده است:
پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به جابر بن عبد الله انصاري بشارت دارد كه خداوند، عمر تو را به قدري طولاني مي كند كه فرزندم امام باقر (عليه السلام) را كه خواهي ديد.
جابر بن عبد الله انصاري، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، امير المومنين (عليه السلام)، امام حسن (عليه السلام)، امام حسين (عليه السلام)، امام سجاد (عليه السلام) و امام باقر (عليه السلام) را ديد. در ميان رُوات نداريم كسي را كه محضر ٦ تن از معصومين (عليهم السلام) را درك كرده باشد. در منابع اهل سنت هم آقاي صلاح الدين صفدي آورده است:
فكان يمشي بالمدينة و يقول: يا باقر متي ألقاك؟ فمر يوما في بعض سكك المدينة فناولته جارية صبيا في حجرها، فقال لها: من هذا؟ فقالت: محمد بن علي بن الحسين بن علي. فضمه إلي صدره و قبل رأسه و يديه و قال: يا بني! جدك رسول الله يقرئك السلام. ثم قال جابر: نعيت إلي نفسي، فمات في تلك الليلة ... .
جابر بن عبد الله انصاري در كوچه هاي مدينه قدم مي زند و مي گفت: اي باقر! من تو را كِي ملاقات خواهم كرد؟ تا اين كه در يكي از روزها در كوچه هاي مدينه، كودكي را در كنار جاريه اي ديد و از جاريه سوال كرد: اين كودكْ كيست؟ آن جاريه گفت: او، محمد بن علي بن حسين بن علي، باقر است. جابر وقتي اين را شنيد، اين كودك را به آغوش كشيد و سر و صورت و دستان او را بوسيد و گفت: جدّت رسول الله به تو سلام رساند. ... جابر در همان شب از دنيا رفت.
الوافي بالوفيات للصفدي، ج٤، ص٧٧ ـ سبائك الذهب للسويدي، ص٧٤
* * * * * * *
مجري برنامه
نگاه برادران اهل سنت و فرقه هاي اهل سنت به زواياي زندگي، شخصيت، علم و اخلاق حضرت و ... چگونه است؟
استاد حسيني قزويني
در رابطه با نظر اهل سنت درباره امام باقر (عليه السلام) دارند، من گمان مي كنم در يك جلسه ٥٠ دقيقه اي نتوان بيان كرد، ولي من بيش از ٥٠ تن از شخصيت هاي برجسته اهل سنت را آمار دارم كه در مورد علم و عظمت امام باقر (عليه السلام) سخن گفته اند و حتي بعضي از بزرگان اهل سنت مانند احمد بن حنبل كه وقتي به حديث سلسلة الذهب (كه تمام راويانش از معصومين (عليهم السلام) است) مي رسد، اين تعبير را دارد:
لو قرئت هذا الإسناد علي مجنون لبرء من جنتة.
اگر اين سند بر يك ديوانه خوانده شود، از ديوانگي خود شفا مي يابد.
الصواعق المحرقه لإبن حجر الهيثمي، ص٣١٠
فخر رازي ـ كه چهره شناخته شده اي است در ميان شيعه و اهل سنت ـ در تفسير سوره كوثر، تفسير زيبائي دارد و مي گويد:
مراد از كوثر، فاطمه است، چون اولاد با بركتي از او به يادگار خواهد ماند:
فانظر كم قتل من أهل البيت؟! ثم العالم ممتلئ منهم و لم يبق من بني أمية في الدنيا أحد يعبأ به، ثم أنظر كم كان فيهم من الأكابر من العلماء كالباقر و الصادق و الكاظم و الرضا عليهم السلام؟!
چه افراد زيادي از اهل بيت كشته شدند؟! ولي جهان، مملو از نسل اهل بيت است. از بني أميه، كسي كه سرش به تنش بيارزد، وجود ندارد. چه شخصيت هاي بزرگ و كم نظيري از نسل رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هستند، مانند باقر و صادق و كاظم و رضا عليهم السلام؟!
تفسير الرازي، ج٣٢، ص١٢٤
عبد الله بن عطاء مي گويد:
ما رأيت العلماء عند أحد أصغر علما منهم عند أبي جعفر.
من شخصيت هاي علمي اهل سنت را از نظر علمي، حقيرتر و كوچك تر از ابو جعفر ديدم.
تذكرة خواص الأمة لسبط إبن الجوزي، ص٣٣٧ ـ حلية الأولياء لألو نعيم، ج٣، ص١٨٦، ترجمة الإمام محمد بن علي الباقر عليه السلام ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٥٤، ص٢٧٨
يعني شخصيت هاي علمي اهل سنت نزد امام باقر (عليه السلام)، احساس حقارت و كوچكي مي كردند.
محي الدين نووي ـ شارح صحيح مسلم ـ در تهذيب الأسماء و اللغات، جلد١، صفحه١٠٣ در اين رابطه مفصل نوشته است.
آقاي ذهبي ـ از استوانه هاي علمي اهل سنت ـ وقتي به زندگي نامه امام باقر (عليه السلام) مي پردازد، مي گويد:
ابو جعفر الباقر: سيد، امام، فقيه، يصلح للخلافة.
سيد، بزرگوار، پيشوا، فقيه و شايسته خلافت بود.
سير أعلام النبلاء للذهبي، ج١٣، ص١٢٠
كان أهلا للخلافة.
سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٤، ص٤٠٢
* * * * * * *
مجري برنامه
آيا در زمان امام باقر (عليه السلام)، كساني از بزرگان اهل سنت هم بودند كه شاگرد حضرت باشند؟
استاد حسيني قزويني
ابن سعد ـ متوفاي ٢٣٠ هجري كه در تاريخ و علم رجال، گوي سبقت را از ديگران ربوده ـ در كتاب الطبقات الكبري اين تعبير را دارد:
كان عالما، عابدا، ثقة، روي عنه الأئمة.
عالم و عابد و ثقه بود و پيشوايان ما اهل سنت از او روايت نقل كرده اند.
ابن كثير دمشقي ـ كه چهره وهابي و سلفي است و تلاش مي كند روايات مربوط به فضائل امير المومنين (عليه السلام) را به نوعي توجيه و تأويل يا انكار كند ـ وقتي به امام باقر (عليه السلام) مي رسد، مي گويد:
و حدث عنه جماعة من كبار التابعين و غيرهم. فمن روي عنه إبنه جعفر الصادق و الحكم بن عتيبة و ربيعة و الأعمش و أبو إسحاق السبيعي و الأوزاعي و الأعرج و هو أسن منه و إبن جريج و عطاء و عمرو بن دينار و الزهري
بزرگان و شخصيت هاي علمي اهل سنت از او روايت نقل كرده اند و شاگرد او بودند و شاگردان ايشان عبارتند از: ... .
البداية و النهاية لإبن كثير، ج٩، ص٣٣٨
ابن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب لإبن حجر، جلد ٩، صفحه ٣١٢ شخصيت هاي بزرگ اهل سنت را نام مي برد كه شاگرد امام باقر (عليه السلام) بودند و از حضرت، روايت أخذ مي كردند.
* * * * * * *
مجري برنامه
سوالات بينندگان
آيا امام باقر (عليه السلام) در كربلاء بودند؟ در مورد آثار علمي امام باقر (عليه السلام) و اين كه با چند نفر از خلفاء بني أميه هم عصر بود و گوشه هايي از اوضاع سياسي زمان امام باقر (عليه السلام)، توضيحاتي را بيان بفرماييد.
استاد حسيني قزويني
امام باقر (عليه السلام) در سال ٥٧ هجري به دنيا آمدند و واقعه كربلاء در سال ٦١ هجري بود و امام باقر (عليه السلام)، ٤ سال امام حسين (عليه السلام) را درك كرد و در كربلاء هم بود. در بعضي از مقاتل اهل سنت هم آمده است كه امام باقر (عليه السلام) بعضي از حوادث كربلاء را خودش نقل مي كند. بودن امام باقر (عليه السلام) در كربلاء، قطعي است و جاي شبهه نيست.
در رابطه با آثار حضرت، همين بس كه ايشان زمينه ساز دانشگاه بزرگ اسلامي شد و بعد از ايشان هم فرزندش امام صادق (عليه السلام) آن را ادامه دادند و بيش از ٤ هزار دانشمند و فقيه توانمند و صاحب نظر تحويل جامعه دادند. افراد زيادي از شيعه و اهل سنت شاگرد ايشان بودند و در بعضي از منابع آمده كه جابر بن يزيد جعفي، ٧٠ هزار حديث از امام باقر (عليه السلام) نقل كرده است. إن شاء ا... ما هم سعي داريم موسوعه امام باقر (عليه السلام) را بنويسيم كه شايد نزديك ٢٠ جلد شود.
امام باقر (عليه السلام) با ١٠ نفر از خلفاء بني أميه هم عصر بود. اولين آنها معاويه بود كه ٣ سال با او هم عصر بود و در سال ٦٠ هجري از دنيا رفت. بعد از او يزيد بود و بعد از او هم پسر يزيد، معاويه را درك كرد كه در سال ٦٤ هجري از دنيا رفت. بعد از او هم مروان بن حكم آمد و در همان سال ٦٤ هجري از بين رفت. بعد از او عبد الملك بن مروان بود. بعد از او هم دوران امامت امام باقر (عليه السلام) آغاز مي شود و ٥ نفر از خلفاء بني أميه را درك كرد: وليد بن عبد الملك، سليمان بن عبد الملك، عمر بن عبد العزيز، يزيد بن عبد الملك و هشام بن عبد الملك. با تحريك هشام بن عبد الملك، امام باقر (عليه السلام) به شهادت رسيد كه سمّ به ايشان خوراندند.
در مورد اوضاع سياسي عصر امام باقر (عليه السلام)، اگر بخواهيم حق مطلب اداء شود، حدأقل به ٧ جلسه يك ساعته نياز داريم تا اوضاع سياسي حاكم در زمان امام باقر (عليه السلام) را از دوران طفوليت تا سال ١١٤ هجري كه به شهادت رسيد، بيان كنيم.
اوضاع سياسي زمان امام باقر (عليه السلام) به حاكماني كه در أريكه قدرت بودند، برمي گردد. بينندگان عزيز شيعه و سني بدانند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در چندين جا، حديث ثقلين را مطرح كرد و فرمود:
إني تارك فيكم الثقلين: كتاب الله و عترتي اهل بيتي، إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي.
من بعد از خودم، قرآن و اهل بيت را به يادگار مي گذارم و اگر به اينها تمسك كنيد، بعد از من هرگز گمراه نخواهيد شد.
نتيجه دوري از اهل بيت (عليهم السلام) اين مي شود كه مردم، گرفتار يزيد و مروان و عبد الملك بن مروان مي شوند. ابن كثير دمشقي سلفي أموي ـ متوفاي ٧٧٤ هجري ـ در البداية و النهاية مي گويد:
قبل از اين كه عبد الملك بن مروان، قبل از آن كه به خلافت برسد، كبوتر مسجد بود و مشغول عبادت و قرآن و زهد بود. وقتي به او خبر به خلافت رسيدنش را دادند، قرآن را بوسيد و كنار گذاشت و گفت:
هذا فراق بيني و بينك.
البداية و النهاية لإبن كثير، ج٩، ص٧٦
سيوطي ـ از استوانه هاي علمي اهل سنت و متوفاي ٩١١ هجري ـ مي گويد:
وقتي عبد الملك بن مروان اولين خطبه را خواند، گفت كسي حق ندارد مرا موعظه كند و دستور به تقوا بدهد.
تاريخ الخلفاء للسيوطي، ص٢١٩
در زمان عبد الملك، بحث عبد الله بن زبير در مكه مطرح بود و عبد الملك دستور داد:
كسي حق رفتن به خانه خدا را ندارد.
بيت المقدس را به شكل مكه درست كرد و گفت:
اينجا جاي پاي رسول الله است و كسي كه مي خواهد حج برود، بايد به بيت المقدس بيايد و طواف كند.
تاريخ يعقوبي، ج٢، ص٢٦١
حتي عبد الملك براي خلفاء قبل از خود هم ارزش قائل نبود و اهانت هايي به عثمان و معاويه و ديگران داشت:
و لست بالخليفة المستضعف - يعني عثمان - و لا الخليفة المداهن - يعني معاوية - و لا الخليفة المأبون - يعني يزيد بن معاوية - .
من مانند عثمان، خليفه بيچاره و بدبخت نيستم، مانند معاويه، حيله گر نيستم و مانند يزيد ... .
البداية و النهاية لإبن كثير، ج٩، ص٧٧ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٥، ص٣٢٥ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٧، ص١٣٥ ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد، ج٦، ص١٧ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٤، ص٣٩١
يكي از نكات خيلي حساس زمان امام باقر (عليه السلام)، گرفتاري جامعه اسلامي به حجاج بن يوسف ثقفي است. وقتي مردم قلب امير المومنين (عليه السلام) را خون كردند و امير المومنين (عليه السلام) بارها فرمود:
قد ملأتم قلبي قيحا.
قلب من از دست شما خون شد.
نهج البلاغه، خطبه ٢٧
در آخرين لحظات زندگي اش هم نفرين كرد كه خداوند مرا به بهتر از شما و شما را به بدتر از من گرفتار كند. حجاج بن يوسف ثقفي، يكي از اثرات نفرين امير المومنين (عليه السلام) است و يكي از نكات ظريف در عصر امام باقر (عليه السلام) است. خود عمر بن عبد العزيز، خليفه أموي مي گويد:
لو جاءت كل أمة بخبيثها و جئنا بالحجاج، لغلبناهم.
اگر تمام أمت هاي جهان، خبيث ترين انسان هاي خود را بياورند و ما هم حجاج را بياوريم، ما بر آنها غلبه مي كنيم.
تهذيب التهذيب لإبن حجر، ج٢، ص١٨٥ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٦، ص٢٨٦ و ج٩، ص١٣٩ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٢، ص١٨٦ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٤، ص٥٨٦
بزرگان اهل سنت مانند دميري در كتاب حياة الحيوان مي گويد:
مات في حبسه خمسون ألف رجل و ثلاثون ألف إمرأة.
در زندان حجاج، ٥٠ هزار مرد و ٣٠ هزار زن كشته شدند.
حياة الحيوان، ج١، ص١٧٠
غالب اينها هم به صورت لخت مادرزاد نگهداري مي شدند.
ابن حجر عسقلاني مي گويد:
آمار مسلماناني كه توسط حجاج كشته شدند، غير از آنهايي كه زير شكنجه كشته شدند، ١٢٠ هزار نفر بود.
تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص١٨٥ ـ التنبيه و الإشراف للمسعودي، ص٢٧٤ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٤، ص٥٨٧ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٦، ص٣٢٣ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٩، ص١٥٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٢، ص١٨٤
يكي از اشكالات اهل سنت به شيعه اين است كه مي گويند:
شيعيان معتقد به عصمت ائمه (عليهم السلام) هستند و ارتباط با ملائكه و منبع وحي داشتند.
ما قائل به عصمت ائمه (عليهم السلام) هستيم و به آن افتخار مي كنيم و پشتوانه اين اعتقاد هم ده ها آيه و حديث است، مانند آيه مباهله و تطهير. ولي اين كه آيا وحي، بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ادامه دارد يا نه؟ هيچ بچه شيعه اي تا به حال نگفته است كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وحي بر ائمه (عليهم السلام) نازل مي شد. ولي حجاج أموي كه بعضي ها سنگ او را به سينه مي زنند، مي گويد:
إن خبر السماء لم ينقطع عن الخليفة الأموي.
بعد از رسول الله، نزول وحي بر خلفاء أموي قطع نشد.
حتي در جايي آمده است كه حجاج گفته است:
ما أعمل إلا بوحي.
من فقط به وحي عمل مي كنم.
تهذيب تاريخ دمشق، ج٤، ص٧٤ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٢، ص١٦٠
ابن حجر در لسان الميزان از قول يكي از بزرگان اهل سنت مي گويد:
من خالف الحجاج فقد خالف الإسلام.
هر كس با حجاج مخالف باشد، با اسلام مخالفت كرده است.
لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج٦، ص٨٩ ـ مسند أحمد بن حنبل، ج٥، ص١٢ ـ الثقات لإبن حبان، ج٥، ص٤٢١
مناوي ـ از استوانه هاي علمي اهل سنت ـ مي گويد:
در دودمان بني أميه در عصر امام صادق (عليه السلام) بعضي از علماء جمع شدند و نظر دادند:
إن الخليفة لا حساب عليه.
خليفه مسلمين حساب و كتاب ندارد و گناهي براي او نوشته نمي شود.
فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج١، ص٤٥٥ و ج٢، ص٥٣١
اينها نتيجه اين است كه مردم از اهل بيت (عليهم السلام) جدا شدند و اهل بيت (عليهم السلام) را خانه نشين كردند و گرفتار امثال هشام و حجاج و مروان شدند.
* * * * * * *
مجري برنامه
درسي كه امام باقر (عليه السلام) در مورد اهل سنت و شيعه مي دهند، چيست؟
آيا در صحيح بخاري و صحيح مسلم از ابوهريره و امام باقر (عليه السلام) روايتي نقل شده است يا خير؟
در مورد ممانعت سبّ امير المومنين (عليه السلام) توسط عمر بن العزيز در زمان امام باقر (عليه السلام) هم توضيح بدهيد.
استاد حسيني قزويني
در شب شهادت امام صادق (عليه السلام)، روايات متعددي را در مورد نهي از اهانت به اهل سنت و مقدسات آنها خوانديم و مشابه آن را هم امام باقر (عليه السلام) فرموده است كه ما را نهي مي كند از اهانت به اهل سنت و توصيه مي كنند به شركت در مساجد آنها و نماز خواندن با آنها. اينها نشان مي دهد كه نظر ائمه (عليهم السلام) بر تأليف قلوب و پيوند ميان شيعه و سني بوده است. درست است كه شيعه و سني در عقائدشان محكم هستند، ولي اين اختلافات نبايد باعث شود همديگر را از خود برانند و اهانت كنند. يك مورد هم نداريم كه امام باقر (عليه السلام) يك كلمه ركيك نسبت به اهل سنت و بزرگان آنها بگويد. با آنها بحث هاي علمي داشتند و حتي فرمودند:
شرقا و غربا، فوالله! لا تجدان علما صحيحا إلا شيئا خرج من عندنا أهل البيت.
وسائل الشيعة للعاملي، ج٢١، ص٤٧٧
در صحيح بخاري يك روايت هم از امام باقر (عليه السلام) نداريم. ولي از ابوهريره، حدود ٤٦٠ روايت در صحيح بخاري وجود دارد، ولي از حضرت علي (عليه السلام) ٢٩ روايت و از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فقط يك روايت و از امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) هيچ روايتي ندارد. آقاي بخاري متوفاي ٢٥٦ هجري بود و معاصر امام هادي (عليه السلام) و امام عسكري (عليه السلام) بود و آوازه علمي آن بزرگواران، گوش فلك را كر كرده بود و تمام مردم ـ شيعه و سني ـ از راه هاي دور براي استفاده علمي نزد اينها مي رفتند، ولي يك مورد هم از اين عزيزان روايت نقل نكرده است.
سبّ آقا امير المومنين (عليه السلام) در زمان معاويه و به دستور معاويه آغاز شد. در كتاب صحيح مسلم، جلد٧، صفحه١٢٠ آمده است كه معاويه به سعد بن وقاص دستور مي دهد كه بايد حضرت علي (عليه السلام) را سبّ كني:
أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا فقال: ما منعك أن تسب أبا التراب؟!
(توجه: به دليل اتمام وقت برنامه، بعضي از سوالات بي پاسخ ماند)
* * * * * * *
* * * * * * *
* * * * * * *
«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»