سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٣٣ - تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها ٥

تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها ٥

کد مطلب: ٥٥٠٢ تاریخ انتشار: ٢٧ تير ١٣٨٩ تعداد بازدید: ١٩٢٥ سخنراني ها » شبکه ولايت تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها ٥
حبل المتين ٨٩/٠٤/٢٧

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢٧ / ٠٤ / ٨٩

آقاي نقوي

در خدمت جناب آقاي حيدري و دكتر حسيني قزويني از استوديوي قم مي باشيم. جناب آقاي حيدري بفرماييد برنامه را مي سپاريم به شما إن شاء ا... العزيز در خدمت شما هستيم.

آقاي حيدري

بنده هم خدمت شما جناب آقاي نقوي و همه بينندگان عزيز شبكه جهاني ولايت سلام عرض مي كنم. ممنونيم كه ارتباط را برقرار كرديد و توفيق داريم إن شاء ا... با برنامه ديگر از مجموعه برنامه تهاجم عليه شيعه هشدارها و راهكارها، در خدمت حضرت آيت الله دكتر حسيني قزويني باشيم كه خدمت ايشان سلام عرض مي كنم و ممنونم از ايشان كه فرصت خودشان را در اختيار اين برنامه قرار دادند.

استاد حسيني قزويني

خواهش مي كنم. بنده هم خدمت جناب آقاي نقوي و دست اندركاران شبكه جهاني ولايت و حضرت عالي و همه بينندگان سلام عرض مي كنم و موفقيت همگان را از خداوند متعال خواهانم.

آقاي حيدري

ابتداء كليپي كه در اين خصوص از يكي از شبكه هاي وهابي پخش شده را در ابتدا ببينيم و بعد سؤالاتي كه در اين خصوص مطرح مي شود را در خدمت حضرت عالي باشيم.

كارشناس شبكه وهابي

حضرت علي بن مرتضي درباره أبو بكر صديق مي فرمايد، شرح نهج البلاغه از إبن أبي الحديد صفحه ٢٥٢، جلد ١٦ مي فرمايد: «إني لأستحي من الله أن أرد شيئا منع منه أبو بكر و أمضاه عمر»

مجري شبكه وهابي

سبحان الله

كارشناس شبكه وهابي

مي فرمايد: «از خداوند شرم دارم»؛ سخن علي بن أبي طالب است؛ علي مرتضي مي فرمايد كه: «من از خداوند شرم دارد كه آن چيزي را كه أبو بكر منع كرد و عمر آن را بر آن راه يافت، يعني عمر به همان سيرت أبو بكر ادامه داد، آن را بازگردانم». اين دارد در مورد فدك حرف مي زند كه در باب زمان حضرت علي مرتضي آمدند با حضرت علي صحبت كردند و در باب زمان حكومت، خلافت ايشان درباره فدك، به خدا سوگند خورد و اين جمله را فرمود كه: «إني لأستحي من الله» من از خداوند شرم دارم كاري را كه أبو بكر نكرده و عمر نكرده من آن را انجام دهم. يا كاري را كه أبو بكر انجام داده و عمر انجام داده، من علي مرتضي بيايم برخلاف سيرت اين بزرگواران قدمي بردارم.

مجري شبكه وهابي

استاد اگر آدرس دقيق لطف بفرماييد، ممنون مي شوم.

كارشناس شبكه وهابي

آدرس را عرض مي كنم دوباره در شرح نهج البلاغه از إبن أبي الحديد معتزلي صفحه ٢٥٢، جلد ١٦؛ و مطالب فراوان است اجازه بدهيد يك مطلب ديگر هم مي خواهم عرض بكنم همين مورد از شرح نهج البلاغه از إبن ميثم بحراني جلد ١، صفحه ٣١ و نيز شرح إبن أبي الحديد اين مطلب را هر دوي اين شروح نهج البلاغه نقل كردند.

* * * * * * *

آقاي حيدري

جناب آقاي قزويني! اگر لطف بفرماييد در ابتدا نظرتان را در خصوص اين كليپ بفرماييد و بعد إن شاء ا... سؤالات بعدي را از خدمت شما جويا مي شويم.

استاد حسيني قزويني

همان طوري كه برادر بزرگوارمان جناب حيدري اشاره فرمودند، در اين چند ماه اخير يكي از شبكه هاي وهابي كه هدفش إلقاء شبهه عليه فرهنگ شيعه و أهل بيت (عليهم السلام) است، هر از چند گاهي مطالبي را درست يا نادرست، به صورت تقطيع شده يا به صورت خلاف واقع پخش مي كند و موجب إلقاء شبهات در أذهان افراد مي شود. مخصوصاً همين كليپي كه پخش شد، عبارتي را كه از كتاب شرح نهج البلاغه إبن أبي الحديد معتزلي نقل كردند، خب اين مطلبي بوده كه ما در هفته گذشته كه جلسه داشتيم، بعضي از دوستان ما سؤال كردند و در برنامه زنده اي كه برادر بزرگوارمان حضرت آيت الله طبسي داشتند، اين سؤال آمد كه آيا آقا امير المؤمنين (عليه السلام) اين چنين فرموده: «من خجالت مي كشم از خدا، مطلبي را كه آقاي أبو بكر و عمر او را امضاء و تأييد كرده اند، ردّ كنم». يعني اين قضيه فدك و مسئله تصرف عدواني آن و شكايت پي در پي صديقه طاهره (سلام الله عليها) و غضب و خشم آن بزرگوار نسبت به اين قضيه را آقا امير المؤمنين (عليه السلام) ناديده گرفتند؟ خب اين مطلب را كارشناس شان جناب آقاي حيدري از كتاب شرح نهج البلاغه إبن أبي الحديد جلد ١٦، صفحه ٢٥٢ نقل كردند.

* * * * * * *

آقاي حيدري

يكي از روش هايي كه معمولاً در شبهاتي كه از سوي آئين وهابيت و طرفدارانش طرح مي شود و از اين روش استفاده مي كنند، اين است كه احاديث و كلمات را تقطيع مي كنند. آيا در اين ادعايي كه اين كارشناس شبكه وهابي طرح كردند، باز هم از همين روش وهابيت استفاده شده است؟ يعني تقطيع كلمات و أحاديث بزرگان دين.

استاد حسيني قزويني

قبل از اين كه به سؤال شما جواب بدهم، نكته اي را براي بينندگان عزيز و همه شبكه ها، چه شبكه هاي شيعي و چه شبكه هاي سني يا وهابي عرض كنم: در إحتجاج در برابر مخالف، يك قواعدي هست كه اگر كسي آن قواعد را رعايت نكند، قطعاً روش استدلال و إحتجاجش نادرست است. اگر ما بخواهيم نسبت به آقايان أهل سنت يا وهابي ها استدلال كنيم از كتاب هاي خودمان، قطعاً آقايان أهل سنت مي گويند: «كتاب هاي شما براي شما حجت است به چه درد ما مي خورد؟» و هم چنين اگر ما در برابر آقايان قرار مي گيريم و آقايان أهل سنت يا وهابي ها مي خواهند استدلال كنند عليه ما به كتاب هاي خودشان، اين هم به درد ما نمي خورد و كتاب هاي خودشان براي خودشان ارزش دارد. از استوانه هاي علمي أهل سنت آقاي إبن حزم آندلسي، تعبير زيبايي دارد و من دوست دارم اين تعبير إبن حزم را بينندگان عزيز داشته باشند و در تمام برنامه هايي كه ما إن شاء ا... در اين شبكه توسط بنده يا ديگر كارشناسان تقديم خواهد شد، خودمان را ملتزم به اين قواعد مناظره و گفتگو خواهيم كرد. إبن حزم مي گويد:

لا معني لإحتجاجنا عليهم برواياتنا، فهم لا يصدقونها.

معني ندارد كه ما سني ها در برابر شيعه ، به روايات خودمان استدلال كنيم.

يعني به روايات صحيح بخاري، صحيح مسلم، مسند احمد يا كتاب هاي ديگر، چون شيعه اين كتاب ها را قبول ندارد.

و لا معني لإحتجاجهم علينا برواياتهم، فنحن لا نصدقها.

و معني ندارد كه شيعيان هم در برابر ما، به روايات خودشان استدلال كنند.

يعني اگر بخواهند شيعيان عليه أهل سنت استدلال كنند، بايد از كتاب هاي خود أهل سنت استفاده كنند و أهل سنت اگر بخواهند عليه شيعيان احتجاج كنند، بايد از كتاب هاي شيعيان استفاده كنند. احتجاج يعني إقامه حجت؛ اقامة الحجة عند الخصم، نه عند المدعي.

در اينجا اين كارشناس شبكه ماهواره اي وهابي مي آيد از عبارت إبن أبي الحديدي كه كاملاً سني است و سني و معتزلي بودنش محرز است، استدلال مي كند عليه شيعه و استدلال مي كند براي روابط حسنه ميان أمير المؤمنين (عليه السلام) و خلفاء و ناديده گرفتن كل آن مسائلي است كه در آن ٢٥ سال و بعد از رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) انجام گرفت. البته ما إن شاء ا... در برنامه هاي بعدي نسبت به اين كه إبن أبي الحديد شيعه است يا سني، صحبت خواهيم كرد. ولي اگر كسي همين كتاب ايشان را ببيند، در همان ابتداي كتاب مي آيد مي گويد: «الحمد الله الذي قدم المفضول علي الأفضل : خدا را سپاس مي گوييم بر اين كه مفضول كه فضيلت ندارد، بر كسي كه أفضل است و فضيلت دارد، مقدم كرد». خب اين از ديدگاه شيعه كاملاً مردود است. آقاي إبن أبي الحديد، امامت منصوص أمير المؤمنين (عليه السلام) را منكر است. ما شيعه اي نداريم در دنيا كه منكر منصوص الخلافة بودن امير المؤمنين (عليه السلام) باشد. آقايان مي توانند شرح نهج البلاغه، جلد ٢، صفحه ٥٩ را ببينند. در رابطه با حضرت أبو طالب (عليه السلام)، تمام شيعه معتقد به ايمان و اسلام او هستند، ولي إبن أبي الحديد با ترديد در اين قضيه وارد مي شود. نسبت به آباء و أجداد نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه از ضروريات عقيده شيعه هست و ما معتقد هستيم آنها مسلمان و مؤمن بودند، ولي إبن أبي الحديد اين قضيه را انكار مي كند.

اما سؤالي كه برادر بزرگوارمان جناب حيدري مطرح فرمودند كه روش وهابيت براي رسيدن به هدف هاي خودشان، تقطيع روايات است يا در اينجا هم روايت تقطيع شده؟ بله، در اينجا من با قاطعيت تمام عرض مي كنم عبارتي را كه اين كارشناس شبكه وهابي مطرح كردند، كاملاً تقطيع شده است. يعني إبن أبي الحديد مطالبي را در ٣ ، ٤ صفحه نقل مي كند و در پايان اين تعبير را مطرح مي كند و مي گويد:

فلما وصل الأمر إلي علي بن أبي طالب عليه السلام كلم في ردّ فدك فقال: إني لأستحي من الله أن أرد شيئا منع منه أبو بكر و أمضاه عمر.

خب اين عبارت آقاي إبن أبي الحديد، دنباله خطبه فدكيه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هست كه در آن خطبه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) ديگر چيزي را باقي نگذاشته است و در برابر عموم مهاجرين و انصار بيان كرده و من يكي، دو مورد از فرازهاي خطبه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را كه إبن أبي الحديد قبل از اين عبارت نقل كرده، براي بينندگان عزيز مي خوانم تا قضاوت كنند اين حضرات وهابي ها چطور از اين حربه تقطيع استفاده مي كنند. اين عبارت إبن أبي الحديد است و مي گويد:

إذا أختار الله لنبيه دار أنبيائه ظهرت حسيكة النفاق و شمل جلباب الدين و نطق كاظم الغاوين و نبغ خامل الآفكين و هدر فنيق المبطلين فخطر في عرصاتكم و أطلع الشيطان رأسه صارخا بكم، فدعاكم فألفاكم لدعوته مستجيبين و لقربه متلاحظين، ثم استنهضكم فوجدكم خفافا و أحمشكم، فألفاكم غضابا، فوسمتم غير إبلكم و وردتم غير شربكم، هذا و العهد قريب و الكلم رحيب و الجرح لما يندمل.

اين خطبه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است؛ در همين صفحه اي كه اين عبارت را آقاي حيدري نقل كرده. حضرت زهرا (سلام الله عليها) فرمودند:

در ميان صحابه و مهاجرين و انصار، وقتي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به ملكوت أعلي پيوست، آثار نفاق ظاهر شد و لباس دين به رنگ ديگري در آمد؛ و گمراهانِ ساكت كه تا به حال بي تفاوت بودند، يك باره به سخن درآمدند؛ گمنامان و فرومايگان دروغ گو به صحنه آمدند؛ شيطان از لانه اش بيرون درآمد از مخفيگاهش بيرون درآمد و شما مهاجرين و انصار را صدا كرد؛ شيطان از شما خواست عليه حق و براي برافراشتن باطل قيام كنيد؛ همه شما را آدم سبك يافت كه براي باطل قيام كرديد؛ ... بعد از پيامبر حقوق ما را ناديده گرفتيد؛ هنوز عهد و پيماني كه شما صحابه با پيامبر بستيد بر اين كه به أهل بيت او احترام كنيد؛ عهد و پيماني كه در غدير بستيد و به علي تبريك گفتيد، هنوز اين عهد شما با پيامبر خيلي فاصله ندارد؛ جراحتي كه در اثر رحلت پيامبر بر ما وارده شده، هنوز كاملاً تازه است و هنوز التيام نبخشيده؛ هنوز پيامبر دفن نشده بود كه شما رفتيد در سقيفه و دنبال تعيين خليفه بوديد.

بعد جالب اين است و بينندگان عزيز توجه كنند اين عبارت آقاي إبن أبي الحديد است، قبل از اين تعبيري كه آقاي حيدري نقل كرده و نقل مي كند و مي گويد:

إنما زعمتم ذلك خوف الفتنة، «ألا في الفتنة سقطوا و إن جهنم لمحيطة بالكافرين» فهيهات!

آقايان مهاجرين و انصار! شما خيال كرده ايد اگر در سقيفه جمع نشويد و آنجا خليفه معين نكنيد، در فتنه واقع مي شويد؛ فتنه شما را فرا مي گيرد؛ آنهايي كه رفتند در سقيفه براي تراشيدن خلافت و خليفه به حق پيامبر را كنار زدند، در فتنه واقعي قرار گرفتند؛ آتش جهنم بر كافرين احاطه دارد.

اين سخن صديقه طاهره (سلام الله عليها) در رابطه با قضيه سقيفه و قضيه فدك است كه قضيه خيلي طولاني است. جمله پاياني سخن صديقه طاهره (سلام الله عليها) اين است كه مي فرمايد:

و نحن نصبر منكم علي مثل حز المدي و أنتم الآن تزعمون أن لا أرث لنا، «أفحكم الجاهلية يبغون و من أحسن من الله حكما لقوم يوقنون»

يا بن أبي قحافة! أترث أباك و لا أرث أبي؟ لقد جئت شيئا فريا! فدونكها مخطومة مرحولة تلقاك يوم حشرك، فنعم الحكم الله و الزعيم محمد و الموعد القيامة و عند الساعة يخسر المبطلون

ما أهل بيت در برابر ظلمي كه در حق ما كرديد، همانند كارد و سرنيزه در بدن فرو رفته باشد، صبر مي كنيم؛ تصور مي كنيد كه من إرثي از پدرم نمي برم؛ فدكي كه ارث من بود، تصرف كرديد؛ آيا شما حكم جاهليت را دنبال مي كنيد؟

چون در زمان جاهليت، در ميان عرب اين طوري بود كه دختران از پدران إرث نمي بردند.

آقاي أبو بكر! بگير اين فدك را كه ارزاني تو باشد؛ در حالي كه افسار آن به دست توست و جهاز آن آماده است؛ تا روزي كه در فرداي قيامت همديگر را ملاقات مي كنيم؛ آن روز داوري بر عهده خداوند است و رهبري قيامت و آن محكمه بر عهده پيامبر است؛ ديدار و وعدگاه ما به قيامت؛ هنگام قيامت، باطل رفتگان زيانكار خواهند بود.

اين خلاصه اي از سخنان إبن أبي الحديد است؛ قبل از اين عبارتي كه اين كارشناس اين شبكه وهابي مطرح كردند.

* * * * * * *

آقاي حيدري

اگر صلاح مي دانيد در خصوص اين كه اساساً فدك ملك حضرت زهرا (سلام الله عليها) بوده يا خير، توضيحي بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

بله، البته خود همين كارشناس اين شبكه هم تأكيد داشتند كه اين قضيه مربوط به فدك است و آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) مي گويد: «فدكي را كه أبو بكر او را تصرف كرد و عمر او را تصرف كرد من نظر خليفه اول و دوم را ردّ نمي كنم».

در اينجا من ناگزير هستم خيلي خلاصه و فشرده در رابطه با فدك چند نكته اي را خدمت بينندگان عزيز عرض كنم. إن شاء ا... ما وعده مي دهيم براي بينندگان گرامي، در رابطه با فدك، ٥ ، ٦جلسه مفصل صحبت كنيم.

نكته اول: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فدك را به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بخشيد

ولي آنچه كه مطرح است اين هست كه در زمان حيات نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بعد از نزول آيه شريفه «و آت ذا القربي حقه»، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فدك را به فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بخشيدند. آقاي إبن كثير دمشقي سلفي اين عبارت را در تفسيرش، جلد ٣، صفحه ٣٩ در ذيل اين آيه شريفه آورده اند و بزرگان أهل سنت شايد در بيش از ٥٠ مصدر آورده اند كه «نبي گرامي (صلي الله عليه و آله) فدك را در زمان حيات خودشان به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بخشيدند». بعد از آن كه توسط خليفه اول فدك مصادره شد، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آمد ادعا كرد: «اين فدك، ملك شخصي من است و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به من بخشيده است». خليفه اول گفت: «شاهدي هم داريد يا نه؟» خيلي عجيب است! از صديقه طاهره (سلام الله عليها) كه آيه تطهير بر طهارتش شهادت داده، سوره انسان درباره او آمده، در آيه مباهله براي اثبات نبوت نبي گرامي (صلي الله عليه و آله) رفته، آقاي أبو بكر شاهد مي خواهد!!! خب حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) رفت أم أيمن و رباح غلام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را براي شهادت آورد.

فتوح البلدان للبلاذري، ج١، ص٣٥، ش١١٤

و هم چنين آقا امير المؤمنين (عليه السلام) آمد شهادت داد كه اين ملك حضرت زهرا (سلام الله عليها) است.

تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج١، ص١٩٩ ـ السيره الحلبية، ج٣، ص٤٨٨ ـ المواقف للإيجي، ج٣، ص٦٠٩

بعد از اين شهادت ها و غيره، أبو بكر نامه اي نوشت بر اين كه فدك ملك فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است.

نكته دوم: حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فدك را از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) إرث برد

اجازه بدهيد در اينجا من رشته سخن را بدهم به يكي از نويسندگان بنام أهل سنت، جناب حلبي، در يكي از معتبرترين كتاب أهل سنت به نام السيرة الحلبية، جلد ٣، صفحه ٤٨٨ كه ايشان نقل مي كند از سبط إبن جوزي و مي گويد:

أنه رضي الله تعالي عنه كتب لها بفدك و دخل عليه عمر رضي الله تعالي عنه، فقال: ما هذا؟ فقال: كتاب كتبته فاطمة بميراثها من أبيها، فقال: مماذا تنفق علي المسلمين و قد حاربتك العرب كما تري؟ ثم أخذ عمر الكتاب فشقه.

وقتي أبو بكر نامه نوشت كه فدك ملك فاطمه است، عمر وارد شد و از أبو بكر سؤال كرد: اين چه نامه اي است كه نوشتي؟ أبو بكر گفت: نامه اي نوشتم كه اين فدك، ملك فاطمه است. عمر گفت: اگر فدك را بدهي، با كدام بودجه مي خواهي حكومت را اداره كني، با اين شورشي كه در ميان جامعه اسلام ايجاد شده؟ سپس عمر اين نامه را از دست فاطمه گرفت و پاره پاره كرد.

بعد از آن كه حضرت زهرا (سلام الله عليها) ادعا كرد، ملك من است، شاهد هم آورد، به جايي نرسيد. فاطمه زهرا (سلام الله عليها) گفت: «باشد، ملك من نيست؛ آيا ملك پدرم بوده يا نه؟ گفتند: بله. گفت: اگر ملك پدرم بوده، تنها وارث پدرم من هستم، به عنوان إرث بايد به من برسد». در صحيح بخاري از عايشه نقل مي كند:

إن فاطمة عليها السلام بنت النبي صلي الله عليه و سلم أرسلت إلي أبي بكر تسأله ميراثها من رسول الله صلي الله عليه و سلم

فاطمه عليها السلام، دختر نبي صلي الله عليه و سلم كسي را فرستاد نزد أبو بكر و گفت: اين فدك ملك من و إرث من از پدرم هست، آن را به من برگردان.

صحيح البخاري، ج٥، ص٨٢

پس نكته اول اين شد كه آقا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) فدك را به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بخشيده بود و ملك حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بود و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به عنوان مالك فدك مدعي شد و شاهد هم اقامه كرد؛ ولي به جايي نرسيد. مرتبه دوم به عنوان إرث از أبو بكر مطالبه كرد و أبو بكر هم ممانعت كرد و اين حديث «نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرثُ» را گفت. إن شاء ا... به اين حديث هم خواهيم رسيد كه اين روايت كاملاً خلاف قرآن و سنت و سيره ١٢٤ هزار پيامبر است و جالب اين است كه اين آقاي كارشناس شبكه وهابي، تعبيرش اين است كه حضرت علي مي گويد: «چون أبو بكر و عمر فدك را برنگرداندند، من هم دوست ندارم كاري را كه أبو بكر و عمر انجام نداده اند، انجام بدهم و من هم فدك را برنمي گردانم». ما از اين آقايان سؤال مي كنيم:

در كتاب صحيح بخاري، جلد ٤، صفحه ٤٤، حديث ٣٠٩٤ آمده است:

عباس عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به همراه علي (عليه السلام) آمدند نزد عمر إبن خطاب و بحث و اختلاف پيش مي آيد و عمر مي گويد:

جئتني يا عباس تسألني نصيبك من إبن أخيك و جاءني هذا يريد عليا يريد نصيب إمرأته من أبيها، فقلت لكما: أن رسول الله صلي الله عليه و سلم قال: «لا نورث، ما تركنا صدقة»، فلما بدا لي أن أدفعه إليكما،

و بما عمل فيها أبو بكر و بما عملت فيها منذ وليتها فقلتما ادفعها الينا فبذلك دفعتها إليكما فأنشدكم بالله هل دفعتها إليهما بذلك قال الرهط نعم ثم اقبل علي علي وعباس فقال انشد كما بالله هل دفعتها إليكما بذلك قالا نعم قال فتلتمسان مني قضاء غير ذلك فوالله الذي باذنه تقوم السماء والأرض لا اقضي فيها قضاء غير ذلك فان عجرتما عنها فادفعاها إلي فاني أكفيكماها

شما (علي و عباس) آمده بوديد نزد من و إرث پيامبر را مطالبه مي كرديد و من گفتم كه پيامبر فرموده: «ما چيزي را به إرث نمي گذاريم و اموال ما صدقه و متعلق به عموم مردم هست»؛ ولذا از پرداختن إرث پيامبر به شما جلوگيري كردم. براي من بداء حاصل شد و تصميم گرفتم إرث پيامبر را به شما برگردانم.

خب ما در اينجا سؤال مي كنيم:

اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: «نَحْنُ مَعَاشِرُ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُورِثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ»، چرا جناب خليفه مي گويد: «تصميم گرفتم إرث پيامبر را به شما برگردانم»؟ بعد مي گويد:

إن شئتما دفعتها إليكما علي أن عليكما عهد الله و ميثاقه لتعملان فيها بما عمل فيها رسول الله صلي الله عليه و سلم.

من تصميم گرفتم برگردانم و شما با همان روشي كه پيامبر نسبت به اموال شان تصرف مي كردند و بذل و بخشش مي كردند، عمل كنيد.

خب در اينجا جناب خليفه صراحتا مي گويد: «تصميم گرفتم إرث پيامبر (فدك) را به شما برگردانم» و طبق اين روايتع فدك برگشت به دودمان أمير المؤمنين (عليه السلام) و حضرت صديقه (سلام الله عليها).

* * * * * * *

آقاي حيدري

اين سؤال مطرح مي شود كه اين سخني كه از حضرت علي (عليه السلام) نقل شده: «إني لأستحي أن أرد شيئا منع منه أبو بكر»، با سيره و روش امير مؤمنان علي (عليه السلام) هم خواني دارد يا خير؟

استاد حسيني قزويني

سؤال زيبايي است و شايد در نظر خيلي از بينندگان هم اين باشد؛ حتي بعضي ها سؤالاتي كه طرح مي كردند، مي گفتند آنچه كه ما شنيده ايم از سيره أمير المؤمنين (عليه السلام)، اين بود كه سيره و روش أبو بكر و عمر را قبول نداشتند؛ ولي كارشناس اين شبكه وهابي، روايتي را نقل كرد كه علي (عليه السلام) فرمودند: «من حياء مي كنم چيزي (فدك) را كه أبو بكر آن را منع كرده و عمر إمضاء كرده، برگردانم».

نكته اول:

شما ببينيد آقا امير المؤمنين (عليه السلام) بعد از رفتن آقاي عمر در قضيه شوراي ٦ نفره، عبدالرحمن بن عوف مي آيد پيشنهاد مي كند به حضرت علي (عليه السلام)، مي گويد: «علي! ما حاضريم با تو بيعت بكنيم و با عثمان بيعت نكنيم؛ ولي به شرط اين كه به كتاب خدا و سنت پيامبر و سيره أبو بكر و عمر عمل كني». ولي أمير المؤمنين (عليه السلام) قبول نكرد و فرمود: «من به كتاب خدا و سنت پيامبر به اندازه اي كه توان دارم عمل مي كنم».

مسند احمد، ج١، ص٧٥ ـ فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج١٣، ص١٧٠ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٧، ص١٦٥ ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج٤، ص٣٢ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٣، ص٣٠٤

و جالب تر اين كه وقتي به آقاي عبدالرحمن بن عوف مي گويند:

كيف بايعتم عثمان و تركتم عليا رضي الله عنه؟ قال: ما ذنبي؟ قد بدأت بعلي فقلت: أبايعك علي كتاب الله و سنة رسوله و سيرة أبي بكر و عمر رضي الله عنهما، قال: فقال: فيما استطعت، قال: ثم عرضتها علي عثمان رضي الله عنه، فقبلها.

چگونه شما با عثمان بيعت كرديد و علي را رها كرديد؟ مي گويد: گناه من چيست؟ ابتداء به علي گفتم به كتاب خدا و سنت پيامبر و سيره شيخين عمل كند؛ ولي زير بار نفرفت و عثمان زير بار رفت و ما با توجه به اين شرط با عثمان بيعت كرديم.

و هم چنين در رابطه با قضيه خوارج، يكي از خوارج به عنوان ربيعة بن أبي شداد خثعمي مي آيد نزد حضرت علي (عليه السلام) و مي گويد: «من حاضرم با تو بيعت كنم و با تو باشم و از مسير خوارجي برگردم، به شرط آن كه بر سنت أبو بكر و عمر شما عمل كني» . حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

ويلك! لو أن أبا بكر و عمر عملا بغير كتاب الله و سنة رسول الله صلي الله عليه و سلم، لم يكونا علي شيئ من الحق.

واي بر تو! اگر أبو بكر و عمر برخلاف كتاب خدا و سنت رسول الله (صلي الله عليه و سلم) عمل كرده باشند، عمل و روش آنها كاملاً باطل است.

تاريخ الطبري، ج٤، ص٥٦ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٣، ص٣٣٧

يعني من بيايم عمل باطل آنها را صحه بگذارم؟!

خب ببينيد اين عبارت را كليني (ره) در كافي نقل نمي كند؛ مجلسي (ره) در بحار الأنوار نقل نمي كند؛ آقاي طبري، از استوانه هاي علمي أهل سنت نقل مي كند و به قول خود آقاي إبن تيميه (امام حضرات وهابيين): «طبري، بهترين مورخ هست و در كتاب تاريخش، احاديث موضوعه نقل نكرده است».

پس اين عبارتي كه از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل شده در شرح نهج البلاغة إبن أبي الحديد المعتزلي، با سيره ايشان كاملاً منافات دارد.

نكته دوم:

آقاي إبن قتيبه دينوري در كتاب الإمامة و السياسة (كه انتساب اين كتاب به ايشان قطعي است) جلد ١، صفحه ١٨، تحقيق زيني آورده است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) خطاب به أبو بكر و عمر مي گويد: «و تأخذونه منا أهل البيت غصبا : شما اين خلافت را از ما اهل بيت غصب كرديد». اين چيزي نيست كه ما بخواهيم مخفي كنيم يا اگر شيعه معتقد به غصب خلافت است، چيزي نيست كه شيعه آن را نقل كرده باشد.

همين آقاي إبن أبي الحديد معتزلي كه اين كارشناس از او مطلب نقل مي كند، در شرح نهج البلاغه، جلد ٤، صفحه ١٠٤ از قول امير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كند كه فرمود:

و غصبوني حقي و أجمعوا علي منازعتي أمرا كنت أولي به.

بعد از پيامبر، حق مرا غصب كردند و با من در أمري كه از همه بر آن أولي بودم، منازعه كردند و حق مرا گرفتند و مرا خانه نشين كردند.

* * * * * * *

آقاي حيدري

با توجه به مطالبي كه فرموديد، آيا اين عبارت كه از علي (عليه السلام) نقل شده، با مطالب قطعي كه خود أهل سنت در كتاب هاي شان آورده اند، منافات دارد يا خير؟

استاد حسيني قزويني

ما سراغ كتاب هاي دست دوم و سوم أهل سنت نمي رويم و از كتاب كافي و تهذيب الأحكام و وسائل الشيعة و بحار الأنوار هم نقل نمي كنيم؛ از كتاب صحيح مسلم (كه در نزد برادران أهل سنت، صحيح ترين كتاب بعد از قرآن است) نقل مي كنيم، در جلد ٥، صفحه ١٥٢، حديث ٤٤٦٨، كتاب الجهاد، باب ١٥، باب حكم الفئ در رابطه با همين قضيه فدك آمده است:

وقتي كه علي و عباس مي آيند نزد خليفه دوم و مي خواهند در رابطه با ماترك پيامبر بحث بكنند، خليفه دوم خطاب مي كند به علي و عباس و مي گويد:

فلما توفي رسول الله صلي الله عليه و سلم، قال أبو بكر: أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم، ... فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا، والله يعلم أنه لصادق بار راشد تابع للحق.

بعد از آن كه پيامبر از دنيا رفت، أبو بكر گفت من جانشين پيامبر هستم و شما دو نفر (علي و عباس) نظرتان در مورد أبو بكر اين بود كه او دروغ گو، گنه كار، حيله گر و خائن است. عمر مي گويد: نظر شما درست نيست، او آدم خوب و راست گويي بود.

ثم توفي أبو بكر و أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم و ولي أبي بكر فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا.

وقتي أبو بكر از دنيا رفت، من گفتم: جانشين پيامبر و جانشين أبو بكر من هستم و نظر شما دو نفر در مورد من هم اين بود كه من دروغ گو، گنه كار، حيله گر و خائن هستم.

خب ببينيد درباره فدك، نظر حضرت علي (عليه السلام) نسبت به اين قضيه كاملاً واضح و روشن است؛ در روز روشن، براي وجود خورشيد، احتياج به دليل نيست. اين كه ببينيم آيا آن تاريكي ها و ظلمتي كه ايشان نور تلقي مي كند، آيا راست و درست است و حقيقت دارد؟ يا اين كه در صحيح مسلم و در صحيح بخاري آمده؟ و ... .

جالب اين است كه ايشان مي آيد نسبت به شيعه و مخالفين، همان اشعاري را كه مولانا درباره كفار آورده، همان تعابير را مي آورد و خودشان را هم و آفتاب و ماه و نور آفتاب تلقي مي كند و صداي شيعه را تشبيه مي كند به صداي عوعوي سگ؛ مه فشاند نور و سگ عوعو كند.

اين را بينندگان عزيز خيلي راحت مي توانند قضاوت كنند كه اين آقايان منطق شان چيست؟ و روش استدلال شان هم چگونه است؟ ولي در اينجا خيلي واضح و روشن است.

در پاسخ سؤالي كه برادر بزرگوارمان جناب حيدري كه داشتند كه أمير المؤمنين (عليه السلام) نظرشان نسبت به أبو بكر و عمر چه هست؟ در خود صحيح بخاري جلد ٥، صفحه ٨٢، حديث ٤٢٤١ أمير المؤمنين (عليه السلام) خطاب به أبو بكر مي گويد:

و لكنك إستبددت علينا بالأمر.

تو در رابطه با امر خلافت، در حق ما استبداد كردي.

اين را آقايان أهل سنت مي خواهند چه كار كنند؟

يا در صحيح بخاري، جلد ٥، صفحه ٨٢، حديث ٤٢٤٠ آمده است:

فأرسل إلي أبي بكر أن إئتنا و لا يأتنا أحد معك، كراهية لمحضر عمر.

علي بعد از شهادت فاطمه، كسي را فرستاد به دنبال أبو بكر تا بگويد: بيا در خانه با هم صحبت كنيم، ولي كسي را با خودت نياور. چون علي دوست نداشت با عمر هم سخن و هم جلسه بشود.

اين ديگر چيزي نيست كه ما بخواهيم خودمان درآورده باشيم يا از كتاب هاي شيعه نقل كنيم. اينها كاملاً واضح و روشن هست.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وارد شده: «من فسر القرآن برأيه، فليتبوء مقعده من النار : هر كه قرآن را به رأي خود تفسير كند، جاي خود را در آتش درست كرده است». حال مي بينيم كه مفسرين أهل عامه، طبق نظر خود قرآن را تفسير كرده اند. مثلاً زمخشري از راه بلاغت و فصاحت تفسير كرده، يا أبي حيان از راه إعراب، إبن عربي عبد الرزاق از راه عرفان و فقيه از راه فقه و ... . آيا اينها طبق اين حديث، جاي شان در دوزخ است يا نه؟ چون به رأي خود تفسير كرده اند.

جواب:

اين روايت عموميت دارد؛ شيعه باشد، سني باشد، وهابي باشد، خوارج باشد. هر كسي بخواهد قرآن را به رأي خودش تفسير كند، طبق فرمايش نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جايگاه او در آتش جهنم است و هيچ شبهه اي ندارد و در اينجا زن و مرد، كوچك و بزرگ، خليفه و شهروند در برابر قانون اسلام تسليم و يكسان هستند.

* * * * * * *

سؤال:

قال رسول الله (صلي الله عليه و سلم): «كل بدعة ضلالة و كل ضلالة اهلها في النار».

برادران مسلمان عزيز! آقاي نقوي! حضرت آيت الله! ما در تاريخ گذشته، ١٤٠٠ سال نبوديم. تاريخ، خيلي دست خورده و كم و زياد شده و خودتان هم بهتر مي دانيد. اما الآن چيزهايي را كه با چشم مي بينيم، خلاف فرمان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم ) است. مثلاً ما شيعه ها مذهب مان را عوضي انجام مي دهيم؛ مثلاً امام زاده هايي درست كرده ايم و عبادت شان مي كنيم. ما خودمان در شهرمان در آبادان يك آقايي سبزي فروش بود، حاجي آقا خدا شاهد است بعد از وفاتش امام زاده شد و الآن بارگاهش از امام رضا بزرگ تر است.

جواب:

اين كه برادرمان و حديث «كل بدعة الضلالة» را مطرح كرد، همان طور كه جناب آقاي نقوي هم اشاره كردند، اين روش جديدي است و آقايان وهابي ها مي آيند در شبكه ها و خودشان را شيعه معرفي مي كنند و بعد حرف وهابي ها را مي زنند به عنوان اين كه ما شيعه هستيم. اين همه عزيزان كه مي آيند سؤال مي كنند، از مذهب شان حرفي نمي زنند. تمام كساني كه در اين شبكه سؤال مطرح مي كنند، براي ما محترم هستند؛ چه شيعه باشد و چه سني. اين آقاياني كه مي گويند ما شيعه هستيم، همين عبارت نشان گر اين است كه اين آقايان شيعه نيستند و عزيزان محبت كنند از مذهب شان حرف نزنند؛ نگويند سني هستند يا نه شيعه. هر كس لبش را باز مي كند براي سخن گفتن، همه مي فهمند كه ايشان سني است يا شيعه يا وهابي. ما براي همه شان احترام مي گذاريم و سؤالات شان را پاسخ مي دهيم.

برادر عزيزم! شما كه مي فرماييد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: «كل بدعة ضلالة و كل ضلالة في النار»، بله، ما هم قبول داريم. اين كه مي گوييد در فلان جا امام زاده اي هست و چنين و چنان است، اولاً اين تعبير شما نادرست و غير مؤدبانه است كه مي گوييد سبزي فروش بود و غيره. بر فرض يك آدم صالحي بود، افراد صالح در ديدگاه شيعه و سني داراي ارزش و مقام هستند و براي او حرم و بارگاه درست مي كنند. مثلا در رابطه با أبو أيوب أنصاري كه در تركيه است و من خودم هم به آنجا رفته ام، زيارتگاهي دارد كه مفصل تر از حرم حضرت معصومه (سلام الله عليها) در قم است. اين همه آقايان أهل سنت مي آيند آنجا و زيارت مي كنند و مي روند. هم چنين خود محمد بن ادريس شافعي در مصر حرم و بارگاه و تشكيلاتي دارد. خود أبو حنيفه در بغداد تشكيلاتي دارد. حتي براي أبو هريره در مصر بارگاهي درست كردند. آيا اينها را هم شما مي فرماييد بدعت است؟ يا نه، فقط نسبت به شيعه اين چنين سخن مي فرماييد؟

اگر شما دنبال اين مطالب هستي، كتاب صحيح بخاري،جلد ٢، صفحه ٢٥٢، كتاب التراويح و كتاب صحيح مسلم، جلد ١، صفحه ٣٨٣ مطالعه كن. در رابطه با نماز تروايح كه شما در ماه رمضان هر شب مي خوانيد، صراحت دارد كه جناب خليفه، مردم را وادار كرد بيايند پشت سر أبيّ بن كعب نماز تراويح را به جماعت بخوانند: «قال عمر: نعم البدعة هذه: عمر گفت: اين كه مردم را جمع كردم نماز تروايح را به جماعت بخوانند، يكي از بهترين بدعت هاست». شما مقداري فكر و ذهن تان را به كار بياندازيد و ببينيد چه پاسخي داريد؟ بعد إن شاء ا... شيعه ها هم نسبت به بعضي از قضايا به شما جواب خواهند داد.

* * * * * * *

سؤال:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مورد فدك، طبق آيه اول سوره انفال صحيح فرموده است. فدك چون انفال محسوب مي شود، انفال از آنِ خدا و رسول خداست؛ يعني سرمايه ملي محسوب مي شود و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه رحلت مي كند، طبعاً فدك جزء اموال ملي و انفال محسوب مي شد. چون حضرت فاطمه اگر ادعاي مالكيت كرده، به خاطر اين بوده كه خلفاء به سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و آئين خدا عمل نكردند، طبعاً حق داشتند ادعاي مالكيت خودشان را پافشاري كنند. علي (عليه السلام) اگر فدك را برنگرداند، چون خودشان روي كار آمده بودند و مملكت اسلامي شده بود تقريباً، فدك، انفال محسوب مي شد و به اين خاطر بود كه فدك را برنگرداند.

جواب:

اين كه گفتند قضيه فدك مربوط به عموم مسلمين بوده، ارتباطي به حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) نداشته است. ظاهراً اين برادر عزيزمان از ضوابط و احكام اسلامي آگاهي آن چناني ايشان ندارند. قانون اسلام اين هست كه اگر يك ملكي را كه در اختيار مسلمانان قرار مي گيرد، با جنگ به تصر ف در بيايد، جزء غنائم جنگي است و متعلق به عموم مسلمان هاست و اگر با صلح و بدون جنگ در اختيار مسلمانان قرار بگيرد، متعلق به نبي اكرم (صلي الله عليه و آله) است. در رابطه با فدك، يك قريه اي از قبيله بني نظير بود كه بدون اين كه جنگي صورت بگيرد، به صورت مصالحه در اختيار نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) قرار گرفت و آنچه را كه با صلح در اختيار نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) قرار بگيرد، ملك طِلْق نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است.

اين مسئله كاملاً اتفاقي است و آيه اول سوره أنفال در اين زمينه صراحت دارد:

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ

و فقهاي شيعه و سني در اين زمينه اختلافي ندارند و بزرگان أهل سنت اتفاق نظر دارند بر اين كه در ذيل آيه شريفه «وَآتِ ذَا الْقُرْبَي حَقهُ»، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اين فدك را كه ملك شخصي خودشان بوده و با صلح از قبيله بني نظير به ملكيت او درآمده بود، در اختيار فاطمه زهرا (سلام الله عليها) قرار دادند.

معجم البلدان للحموي، ج٤، ص٢٧١ ـ مراصد الاطلاع للبغدادي، ج٣، ص١٠٢٠ ـ تفسير إبن كثير، ج٣، ص٣٩

إن شاء ا... در فرصتي مناسب، درباره فدك چندين جلسه به صورت مفصل بحث خواهيم كرد.

* * * * * * *

سؤال:

حاج آقاي قزويني چند تا آدرس خواسته بودند از اسم آن مساجد كه تخريب شده بودند: ١. مسجد شيخ فيض در سال ٧١، كوچه جواد خامنه اي. ٢. زمين محمد رسول الله در ١٧ شهريور ٣. مسجد بجنورد در خراسان شمالي و تقريباً يك يك چند تا مسجد ديگر هم نوشتند.

جواب:

اين برادر عزيزمان كه مطرح كردند كه چند تا مسجد از أهل سنت را ويران كردند، ايشان ٢ تا مسجد بيشتر نتوانست و مسجد فيض هم كه تبديل به فضاي سبز شده و عموم مردم از فضاي سبز آنجا استفاده مي كنند. ما نمي خواهيم بگوييم آنجا در مسجد فيض چه مي شد و چه مي گذشت و وارد بحث سياسي نخواهيم شد. اگر ٢ تا مسجد از أهل سنت خراب شده، از آقايان شيعه ها هم صدها مسجد به طرح هاي خيابان افتاده يا اين كه در آنها اختلاف بوده يا در زمين نادرست ايجاد شده و خراب كرده اند. هيچ فرقي نمي كند مسجد شيعه يا سني باشد، وقتي حكومت تشخيص مي دهد اينجا نبايد مسجد باشد، اين مسجد بايد خراب بشود و مي آيند خراب مي كنند و اين اختصاصي به ايران هم ندارد و در هر حكومتي اين چنين قضايايي هست. در خود عربستان سعودي در منطقه أحصاء و قطيف كه حدود ٦٥٪ شيعه هستند، آيا اجازه مي دهند شيعه ها در مساجد فعاليت كنند؟ همان طوري كه أهل سنت عزيز در ايران در مساجد فعاليت دارند. يكي دو هفته قبل بود كه در خبرها آمد شيعيان منطقه قطيف، در منازل بعضي از شيعيان نماز جماعت مي خواندند و امام جماعت را دستگير كردند و زندان انداختند و هنوز هم زندان هستند و از ورود شيعيان به آن منزل به طور كلي جلوگيري كردند. حتي براي حضور شيعه براي نماز جماعت در منازل شان هم حساسيت به خرج مي دهند.

* * * * * * *

سؤال:

در روايات اسلامي مي خوانيم كه اگر حكومت اسلامي از شخصي يا اشخاصي مطالبه زكات كنند و در برابر حكومت ايستادگي كنند، مي گوييم سر باز زدن، مرتدّ محسوب مي شود؛ در صورتي كه اندرز و موعظه سود ندارد. بعد اينجا يك اشاره اي هست كه اصحاب ردّه، همان گروهي كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از پرداخت زكات سر باز زدند، خليفه وقت به مبارزه با آنها برخاست و حتي حضرت علي (عليه السلام) اين مبارزه را امضاء كرد و شخصاً يكي از پرچم داران ميدان جنگ بود و در تواريخ اسلام مشهور است. مي خواستم آقاي قزويني توضيح بدهند كه كدام خليفه بوده و اين جريان چگونه بوده است؟

جواب:

در رابطه با قضيه إرتداد اصحاب ردّه، اين را ما قبلاً در يكي از شبكه ها مفصل صحبت كرديم و روي سايت مان هم هست. به كساني كه زكات به جناب خليفه اول نمي دادند، إتهام إرتداد زدند و واقعاً مرتد نبودند. بلكه اينها أهل نماز بودند، أهل عبادت بودند، معتقد به نبوت و رسالت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند. در صحيح بخاري از قول خود خليفه اول مي خوانيد كه ايشان مي گويد:

و الله! لأقاتلن من فرق بين الصلاة و الزكاة... والله! لو منعوني عناقا كانوا يؤدونها إلي رسول الله صلي الله عليه وسلم لقاتلتهم.

قسم به خدا! هر كس بين نماز و زكات فرق بگذارد من آنها را خواهم كشت. اگر يك تكه اي از زكاتي كه به رسول الله (صلي الله عليه و سلم) مي دادند به من ندهند، من همه را مي كشم.

صحيح البخاري، ج٢، ص١١٠ و ج٨، ص٥٠ ـ صحيح مسلم، ج١، ص٣٨

اين نشان مي دهد كه اين آقايان نماز مي خواندند، ولي زكات نمي دادند. معلوم است كه اينها معتقد به رسالت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند و زكات هم به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي دادند و هيچ شك و شبهه اي در اين نيست و مرتدّ نبودند. بله، يك دسته از طرفداران مسيلمه كذاب و امثال اينها كه اصلاً اينها مسلمان نبودند و از اول مشرك و كافر بودند، در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با حضرت جنگيدند و به خاطر ترس، به ظاهر مسلمان شدند و بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به همان كفر اوليه خودشان برگشتند.

* * * * * * *

سؤال:

١. وقتي فاطمه زهرا (سلام الله عليها) دختر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه در شأنش سوره و آيه نازل مي شود، أبو بكر ايشان را صديقه نمي داند، اين صديق بودن خود أبو بكر از كجا نشأت گرفته كه به او صديق مي گويند؟

٢. درباره توسل و تبرك به قبور يك توضيحاتي بفرماييد.

جواب:

١. اين كه سؤال كردند آيا كسي كه حضرت زهرا (سلام الله عليها) را اين چنين مورد هجوم قرار داد و در حق او ظلم و جفا كرد، صديق است، ولي فاطمه زهرا (سلام الله عليها) صديق نيست؟ و اين كه كلمه صديق از كجا آمده؟ آقاي إبن جوزي نقل مي كند از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه مي گويد: «من رفته بودم به معراج و در آنجا ديدم در كنار عرش إلهي، با نور روشن و سبز نوشته شده است: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، أبو بكر الصديق، عمر الفاروق : جز خدا، خدايي نيست؛ محمد پيامبر خداست، أبو بكر صديق است، عمر فاروق است». آقاي إبن جوزي بعد از نقل اين روايت مي گويد: «هذا حديث لا يصح : اين حديث صحيح نيست» و جاعل و سازنده اين حديث، عمر بن اسماعيل است كه يحيي بن نعيم درباره او گفته: «كذاب دجال سوء خبيث : ايشان كذاب و دجال و پست فطرت است».

الموضوعات لإبن جوزي، ج١، ص٣٢٧ و ٣٢٦

همين روايت را جناب آقاي هيثمي در مجمع الزوائد، جلد ٩، صفحه ٥٨ مي آورد و مي گويد: «روايت ضعيف است». متقي هندي در كنز العمال، جلد ١٣، صفحه ٢٣٦ مي آورد و مي گويد: «در سند اين روايت، محمد بن عامر كذاب وجود دارد». ذهبي هم در ميزان الإعتدال، جلد ١، صفحه ٥٤٠ به اين روايت مي رسد و مي گويد: «هذا باطل : اين روايت باطل است و صحيح نيست».

٢. عزيزمان گفتند كه در رابطه با تبرك و توسل، ما در جلسات قبل هم اشاره داشتيم و إن شاء ا... ١٠ ، ١٢ جلسه در رابطه با بحث توسل در آينده بحث خواهيم كرد. ولي بهترين دليل از قرآن براي توسل، آيه ٩٧ سوره يوسف است كه برادران يوسف (عليه السلام) به پدرشان مي گويند: «قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا : اي پدر ما! براي ما طلب مغفرت كن». اگر واقعاً توسل به غير خداوند شرك باشد، برادران يوسف (عليه السلام) عمل شرك انجام دادند و حضرت يعقوب (عليه السلام) هم جلوگيري نكرد و بلكه گفت: «سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ : براي شما طلب مغفرت مي كنم». اگر توجه به غير خدا شرك باشد، فرقي نمي كند آن طرف زنده باشد يا از دنيا رفته باشد. متوسل شدن به غير خدا طبق اين آيه قرآني اشكالي ندارد.

هم چنين در آيه ٦٤ سوره نساء:

وَ لَوْ أَنهُمْ إِذ ظلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرسُولُ لَوَجَدُواْ اللهَ تَوابًا رحِيمًا

قرآن صراحت دارد و از مسلمانان درخواست مي كند خدمت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بروند و از ايشان بخواهند براي آنها طلب مغفرت كند و تمام بزرگان أهل سنت هم نوشته اند اين آيه، هم شامل زمان حيات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و هم شامل بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله). اگر كتاب هاي معتبر فقهي أهل سنت را نگاه كنيد، همه فقهاء شان در زيارت نامه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اين آيه را آوردند. مي توانيد از كتاب هاي فقهي حنبلي كتاب المغني آقاي إبن قدامة را ببينيد؛ در حنفي ها المبسوط سرخسي؛ در شافعي ها المجموع نووي؛ در مالكي ها المدونة الكبري مالك بن أنس و همه اتفاق نظر دارند كه اين آيه در زيارت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) خوانده مي شود.

در رابطه با تبرك هم در آيه ٩٣ سوره يوسف، حضرت يوسف (عليه السلام) به برادرانش دستور مي دهد: «اين پيراهن مرا ببريد و بر صورت پدرم بكشيد، تا بينايي اش را باز يابد».

اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَي وَجْهِ أبي يَأْتِ بَصِيرًا وَ أْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ

اين پيراهن را ببريد به صورت پدرم بكشيد تا نابينايي پدرم از بين برود و بينا بشود و نزد من بيايد.

چطور مي شود در اينجا پيراهن حضرت يوسف (عليه السلام) عامل شفاي يك نابينايي كه پيامبر هم بود مي شود؟

* * * * * * *

سؤال:

آيا بعد از آخرين پيامبر، نبايد يك معجزه اي مثلاً مثل كتاب باشد و تمامي اعصار بعد از پيامبر را پوشش بدهد و تمام دستوراتش را بتواند به انسان بدهد؟ خب اين كتاب را پروردگار گذاشته است. نبايد كساني باشند كه از اين كتابي كه دخل و تصرفي در آن كتاب نمي تواند انجام بشود و معجزه است، انسان هاي كاملي باشند كه از معجزه حفظ صيانت كنند؟ كتاب انجيل دچار تحريف شد. به خاطر اين كه انسان هاي ناقصي كتاب انجيل را نتوانستند حفظ صيانت كنند. ولي بايد بعد از آخرين پيامبر، كتابي باشد تا معجزه باشد و انسان هاي ١٠٠٪ كامل در نهايت كمال داشته باشند كه بتوانند از آن كتاب ١٠٠٪ كامل حمايت و حفظ صيانت بكنند. بايد يك انسان ١٠٠٪ كامل باشد تا هم بتواند كتاب ١٠٠٪ كامل را حفظ صيانت بكند، هم بتواند كتاب ١٠٠٪ كامل را اجراء بكند. اين يك امر عقلي است، اصلاً كاري به نقل و روايت كاري ندارم؛ عقل، ولايت را تأييد مي كند. نبي اي كه ولي نباشد، نبي نيست.

جواب:

قرآن با صراحت مي فرمايد: «النبي أولي بالمؤمنين من أنفسهم : ولايت پيامبر بر مؤمنين، از ولايت مؤمنين بر خودشان بيشتر است» و ما معتقد هستيم كه امامت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام) همان استمرار رسالت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است.

* * * * * * *

سؤال:

امام رضا (عليه السلام) دليلي كه خلافت را نپذيرفتند، مي شود با قضيه امام علي (عليه السلام) مقايسه كرد يا نه؟

جواب:

در رابطه با آقا امام رضا (عليه السلام) هم إن شاء ا... ما اين را در يك جلسه اي مفصل عرض خواهيم كرد علت اين كه حضرت رضا (عليه السلام) ولايت عهدي را پذيرفتند چه بود؟ حضرت مجبور بودند و مضافا كه يك سنگري شد براي نشر أهل بيت (عليهم السلام) و خواستند با اين كارشان آن لباس قداست دروغيني كه مأمون به نام اسلام بر تن كرده بود، آن را از تن مأمون بيرون كند و ايشان را مفتضح و رسوا كنند.

* * * * * * *

سؤال:

١. در شبكه خودتان ديدم كه به صورت زيرنويس نوشته شده بود: «روستائي ها به خاطر جهل شان به جهنم مي روند».

جواب:

آقاي تقوي: ما در شبكه خودمان اصلا زير نويس نداريم. شايد با شبكه ديگري اشتباه گرفته ايد.

استاد حسيني قزويني:اين تعبير از آقا امام حسين (عليه السلام) است در رابطه با اين كه افرادي كه مثلاً در روستاها زندگي مي كنند، اگر مثلاً درس نخوانند و خودشان به جايي را نرسانند، جهل شان به هيچ وجه صلاح و درست نيست و اين تعبير را دارد: «عالماني كه نتوانند به علم شان عمل كنند و روستائيان جاهل به جهنم مي روند». يعني اگر افرادي كه خارج از شهر هستند، دنبال علم و تحصيلات علمي نروند، همين جهل شان چه بسا در قيامت مشكلات ساز باشد و هم چنين عالماني كه خودشان علم دارند و ظلم مي كنند، همين هم در روز قيامت براي شان مشكل درست مي كند.

* * * * * * *

سؤال:

١. در مستدرك حاكم نيشابوري، جلد ٣، صفحه ٥٩ نوشته: «داوود مي گويد: از شعبي شنيدم: به خدا قسم! رسول خدا و أبو بكر با هم كشته شدند و عمر و عثمان و علي بن أبي طالب با شمشير».

هم چنين در السيرة النبوية إبن كثير، جلد ٤، صفحه ٤٤٩ الي ٤٥٠ آمده از عبدالله بن مسعود روايت كرده و مي گويد: «اگر ٩ بار قسم بخوري كه رسول خدا كشته شده است، برايم محبوب تر است از اين كه قسم بخوري به اين كه او كشته نشده».

اين را در روايت خيلي بزرگ باز هم در تهذيب الأحكام از شيخ طوسي (ره)، جلد ٦، صفحه ٢ هم آمده: «رسول خدا (صلي الله عليه و آله) با مرگ معمولي از دنيا نرفته و شهيد و كشته شدند».

اگر اين درست باشد، خواهش مي كنم از حاج آقا قزويني يا در اين برنامه يا برنامه اي بگذارند مفصل درباره اين صحبت بشود كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) كشته شده و كساني كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را به شهادت رساندند، به چه دليلي بود؟ و در كتاب هاي تاريخي چطور مي شود ثابت كرد كه آنها چه كساني هستند كه قصد جان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را كردند و ايشان را به شهادت رساندند؟

٢. هم چنين درباره آن ٤ نفر و يا ٨ نفري كه مي خواستند رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را از بالاي كوه يا از آن گردنه پرت بكنند و ايشان را به شهادت برسانند، آيا همان نفرات بودند كه ايشان را به شهادت رساندند يا كسان ديگري بودند؟

جواب:

١. در رابطه با شهادت آقا نبي گرامي (صلي الله عليه و آله) ما در سايت مان در همين ٢ ، ٣ ماه قبل يك مقاله مفصلي نوشتيم تحت عنوان «آيا پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) مسموم از دنيا رفت؟». در آنجا أدله زيادي از كتب معتبر شيعه و أهل سنت نقل كرديم بر اين كه آقا رسول گرامي (صلي الله عليه و آله) مسموم و شهيد از دنيا رفتند. اين كه اين قضيه چه بوده يا چه نبوده؟ آيا مربوط به مسموم شدن توسط يهود بوده يا توسط بعضي از افراد ديگر، مطلبي است كه احتياج به يك بررسي بيشتري دارد.

٢. در رابطه با آن افرادي كه تصميم گرفتند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ترور كنند و از بالاي بلندي بياندازند، آقايان مي توانند به كتاب المحلي إبن حزم آندلسي، جلد ١١، صفحه ٢٢٤، كتاب الحدود باب حد المرتد مراجعه كنند كه آقاي إبن حزم اندولسي اسامي تعدادي از افرادي كه تصميم داشتند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ترور كنند و از بالاي بلندي بياندازند را آورده است. اين كه روايت صحيح است يا صحيح نه؟ آن را ما به هيچ وجهي كاري نداريم. ولي ناقل از فقهاي بزرگ أهل سنت هست.

* * * * * * *

سؤال: [ملازاده]

١. با سلام، بر شما من ملازاده هستم. عرض به خدمت شما خطبه فدكيه آقاي دكتر قزويني گفتند، اين خطبه سندش درست نيست. به دليل اين كه اگر اين خطبه درست باشد، آن قضيه ريسمان انداختن به گردن و به زور بيعت گرفتن و دست شكستن نمي تواند درست باشد. اين خطبه دليل بر اين است كه آزادي بوده كه اين خطبه را خوانده است، وإلا ٢ تا چيز متناقض كه قابل جمع نيست.

٢. اين كه آقاي قزويني فرمودند: «روش وهابيت تقطيع از روايت هاست». عموما وقتي انسان روايتي را نقل مي كند، آن قسمتي را نقل مي كند كه شاهد موضوع است؛ هم شيعه و هم سني. وليكن انسان مخالف كه نمي تواند همه موضوعش را به آن روايت يا خطبه اختصاص بدهد؛ اين يك چيز طبيعي است.

٣. آقاي قزويني استشهاد مي كنند به «نعمة البدعة» راجع به نماز تراويح كه نماز تراويح را بدعت مي دانند. بدعت عموماً چيزي است كه با قواعد شرع مخالف باشد، نه موافق. وقتي كه خود پيامبر خدا نماز تراويح خوانده و مردم خواندند و با اصول اسلام موافق است و فقط در جماعت و يك جا كردن، اين كه نمي شود بدعت شرعي. لذا «نعمة البدعة» به خاطر لغوي بودنش است، نه به خاطر اين كه خلاف قواعد شرع است. اما آنچه كه خلاف قواعد شرع است، به نظر ما آن است كه برادران شيعه إستحداث كردند از زنجيرزني و نوحه خواني و اين چيزهايي كه ما با آنها اختلاف داريم.

٤. ايشان فرمودند به نقل از شيخ الإسلام إبن تيميه كه: «طبري در كتاب خودش حديث موضوع نقل نكرده است». با وجودي كه خود امام طبري مي گويد من اين كتاب را قبول ندارم. من هر چه شنيدم، نقل كردم و برعهده خوانندگان است و لذا چنين سخني نمي تواند از إبن تيميه باشد. لذا من خواهش مي كنم از آقاي قزويني وقتي كه مطالب را از أهل سنت نقل مي كنند، دقيق نقل بكنند؛ يعني استشهادها، برداشت ها و فهم هاي خودشان به أهل سنت نسبت ندهند. إبن تيميه محال است چنين حرفي را به اين شكلي كه ايشان نقل كردند، بگويد.

٥. راجع به كتاب الامامة و السياسة كه ايشان مي گويند متفقٌ عليه است، اين حرف درست نيست و بسياري از أهل سنت، الامامة و السياسة را از إبن قتيبه اصلاً نمي دانند؛ بلكه مي گويند شيعيان اين كتاب را نوشتند و به إبن قتيبه چسباندند. به دليل اين كه سخنان ديگر إبن قتيبه در كتاب هاي ديگرش متفاوت با اين حرف هايي است كه در اينجاست.

جواب:

اين كه جناب آقاي ملازاده سؤالاتي را طرح كردند، ايشان در شبكه خودشان كه چقدر نسبت به ائمه (عليهم السلام)، مخصوصاً به ساحت مقدس آقا ولي عصر (ارواحنا فداء) كه عقيده مسلّم و قطعي ميليون ها شيعه در جهان است، هر روز اهانت و جسارت مي كند؛ از كوزه همان برون تراود كه در اوست. ما بنا نداريم ايشان روي خط بيايند، به هيچ وجه. از جناب آقاي نقوي هم تقاضا دارم تماس ايشان را حتي اگر مؤدب هم باشد، قطع كنند. بينندگان عزيز ما تحمل شنيدن صداي ايشان را ندارند. همان طور كه بعد از ايشان هم تعدادي از افراد آمدند و اعتراض كردند.

اما جواب سؤالات ايشان؛

١. در مورد خطبه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) كه گفتند سندش صحيح نيست، ما حدود ٨ يا ٩ سند داريم كه تمام اين سندها صحيح هستند. إن شاء ا... اگر بنا شد درباره خطبه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) صحبت بكنيم، مفصل در اين زمينه اسناد را ارائه خواهيم داد. بينندگان عزيز هم مي توانند مراجعه كنند به كتاب ظلامات فاطمة (سلام الله عليها) كه يكي از دوستان و محققين مؤسسه ما به نام دكتر دوخي نوشته است و ايشان اسناد متعددي آورده و بنده خودم هم كم و بيش نظارت بر اين كتاب داشته ام و سند خطبه فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را از كتب رجالي أهل سنت اثبات كردند

٢. اما در رابطه با تقطيع روايت توسط وهابي ها كه ايشان گفتند؛ عزيز من! اين را شما شنيده ايد كه انسان آنچه را كه به نفع خودش هست، استدلال مي كند و آنچه به ضرر خودش هست، استدلال نمي كند. اين در جايي است كه ٢ روايت مستقل باشد، نه در يك روايت. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) روايتي را مطرح مي كند و صدر روايت با ذيل روايت با هم پيوستگي دارد و نمي شود صدر روايت را انسان استناد كند و ذيل روايت را رها كند و يا ذيل روايت را استناد كند و صدر را رها كند. مگر اين كه ذيل و صدر روايت، دو تا موضوع مستقلي باشد و اين مسئله اي است اتفاقي ميان تمام شيعه و سني.

علماء بزرگ أهل سنت، بدعت بودن نماز تراويح را تأييد مي كنند

٣. اين كه ايشان در رابطه با بدعت عمر گفت: «اين بدعت لغوي است»؛ شما ببينيد جناب آقاي عيني (از استوانه هاي علمي أهل سنت) مي گويد:

و إنما دعاها بدعة، لأن رسول الله صلي الله عليه و سلم لم يسنها لهم و لا كانت في زمن أبي بكر رضي الله تعالي عنه.

علت اين كه جناب عمر اين را بدعت گفت اين است كه جناب پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نماز تراويح را پيامبر سنت قرار نداد و در زمان أبو بكر هم نماز تراويح نبود.

عمدة القاري للعيني، ج١١، ص١٢٦

آقاي قسطلاني (از شارحين صحيح بخاري) مي گويد:

سماها عمر بدعة، لأن رسول الله لم يسنها لهم و لا كانت في زمن الصديق.

عمر، نماز تراويح را بدعت ناميد؛ زيرا رسول الله آن را نخواند و سنت قرار نداد و در زمان أبو بكر هم هم چنين نمازي نبود.

إرشاد الساري شرح صحيح البخاري للقسطلاني، ج٤، ص٦٥٧

إبن قدامه مقدسي كه از علماي بزرگ حنبلي است و وهابي ها كاملاً ايشان را قبول دارند، در كتاب المغني، جلد ١، صفحه ٧٩٨ مي گويد:

و نسبت التراويح إلي عمر بن الخطاب رضي الله عنه، لأنه جمع الناس علي أبي ابن كعب، فكان يصليها بهم.

نماز تراويح به عمر بن خطاب نسبت داده شده است؛ زيرا او بود كه مردم را وادار كرد بر خواندن نماز تراويح به جماعت به امامت أبي بن كعب.

جالب اين كه آقاي آقاي عيني مي گويد:

أن عمر رضي الله تعالي عنه كان لا يواظب الصلاة معهم و كأنه يري أن الصلاة في بيته أفضل.

عمر به همراه مردم نماز تراويج را به جماعت نمي خواند و معتقد بود در منزل خواندن أفضل است.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج١١، ص١٢٦

جالب اين است كه عبد الله بن عمر، آقازاده خليفه: «كان لا يقوم خلف الإمام في رمضان: پشت سر هيچ كس نماز تراويح نمي خواند».

المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج٤، ص٢٦٤

من از عزيزان أهل سنت عذر مي خواهم، من مجبورم اين روايت را بخوانم:

سأل رجل إبن عمر: أقوم خلف الإمام في شهر رمضان؟ فقال: تنصت كأنك حمار!

مردي آمد از عبد الله بن عمر سؤال كرد: آيا من پشت سر امام جماعت نماز تروايح بخوانم؟ گفت: مي خواهي نماز تروايح بخواني و مثل يك الاغ ساكت بايستي؟

المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٢، ص٢٨٨ ـ المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج٤، ص٢٦٤ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج٢، ص٤٩٤

يعني مي خواهي پشت سر امام جماعت نماز تراويح بخواني و ساكت باشي و حمد و سوره نخواني؟!

خب اينها كاملاً مشخص و روشن و واضح است. حتي خيلي از بزرگان أهل سنت گفتند: «اين كه آمدند بدعت را به بدعت حسنه و سيئه تقسيم كردند، مسخره است و بازي كردن با مقدسات هست».

٤. اما اين كه ايشان در رابطه با قضيه آقاي طبري كه ايشان گفتند آدم مورد اعتمادي نيست و آقاي إبن تيميه چنين چيزي نگفته؛ براداران أهل سنت و شيعيان هم دقت كنند، آقاي إبن خلكان (از استوانه هاي علمي أهل سنت) وقتي به آقاي طبري مي رسد، مي گويد:

كان إماما في فنون كثيرة منها التفسير و الحديث و الفقه و التاريخ ... و تاريخه أصح التواريخ و أثبتها.

امام و پيشواي أهل سنت در فنون مختلف است؛ از جمله در علم تفسير و حديث و فقه و تاريخ و ... تاريخ طبري از صحيح ترين تاريخ ها و متقن ترين تاريخ هاست.

وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج٤، ص١٩١

آقاي ذهبي مي گويد:

كان ثقة، صادقا، حافظا، رأسا في التفسير، إماما في الفقه و الإجماع و الإختلاف، علامة في التاريخ ... .

مورد وثوق، راستگو و حافظ بود و از كساني بود كه در علم تفسير بنيان گزار بود و در فقه و إجكاع و اختلاف، پيشوا بود و در تاريخ علامه بود ... .

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج١٤، ص٢٧٠ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٢، ص١٦١

آقاي إبن تيميه، آقاي طبري و كتاب تفسيرش را تعريف و تمجيد مي كند

آقاي ملازاده در رابطه با سخن آقاي إبن تيميه درباره آقاي طبري، مراجعه بفرماييد به كتاب منهاج السنه (به قول آقاي سقّاف: منهاج البدعة)، جلد ٢، صفحه ١٢٧ مي گويد:

و محمد بن جرير طبري و محمد بن نصر المروزي و غير هؤلاء إلي إجتهادهم و إعتبارهم، مثل أن يعلموا سنة النبي صلي الله عليه و سلم الثابتة عنه و يجتهدوا ... فإن الواحد من هؤلاء أعلم بدين الله و رسوله من العسكريين

... اينها آگاه به دين خدا و رسول بودند. اينها از امام عسكري و امام هادي از نظر آگاهي به دين خدا و رسول خدا بالاتر بودند.

هم چنين إبن تيميه در منهاج السنة، جلد ٧، صفحه ١٣ رد رابطه با تفسير طبري صراحت دارد و مي گويد:

أهل العلم الكبار، أهل التفسير، مثل: الطبري ... أمثالهم لم يذكروا الموضوعات.

در مفسيريني مانند طبري و .... ، روايت دروغ و جعلي نقل نمي كنند.

هم چنين در منهاج السنة، جلد ٧، صفحه ١٧٨ ايشان از تفسير إبن جرير طبري و إبن أبي حاتم مي گويد:

الذين لهم في الإسلام لسان صدق و تفاسيرهم متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير

اينها جزء اكابري هستند كه در اسلام، زبان گويايي داشتند و تفاسيرشان از تفاسير قابل اعتماد است.

كتاب الإمامة و السياسة، متعلق به آقاي إبن قتيبه دينوري است

٥. در رابطه با كتاب آقاي إبن قنيبه دينوري كه شما مي فرماييد اين كتاب الإمامة و السياسة را شيعه ها ساختند؛ ظاهراً جناب عالي يا ضعف علمي داريد و يا خودتان را به تجاهل مي زنيد. آقاي إبن عربي مالكي ناصبي (متوفاي ٥٤٣ هجري) در كتاب العواصم من القواصم، صفحه ٢٤٨ از اين كتاب نقل مي كند و مي گويد اين كتاب براي إبن قتيبه است.

آقاي يوسف بن محمد آندلسي مالكي (متوفاي ٦٠٤ هجري) در كتاب الألف و الباء في المحاضرات، صفحه ٤٧٨ از اين كتاب نقل مي كند.

آقاي تقي الدين فارسي، (متوفاي ٨٣٢ هجري) در عقد الثمين في تاريخ البلد الامين، جلد ٦، صفحه ٧٢ از اين كتاب نقل مي كند.

آقاي عمر بن فهد مكي (متوفاي ٨٨٥ هجري) در كتاب إتحاف الوري بأخبار أم القري، در حوادث نود و سه از اين كتاب نقل مي كند.

إبن حجر هيثمي مكي (متوفاي ٩٧٤ هجري) در كتاب تطهير الجنان، صفحه ٧٢ از اين كتاب نقل مي كند.

إبن خلدون در تاريخ ش، جلد ٢، صفحه ١٦٦ مي گويد اين كتاب براي آقاي إبن قتيبه است.

آقاي سعيد مجلي در كتاب دائرة المعارف قرن بيستم مي گويد اين كتاب براي آقاي إبن قتيبه است.

عمر رضا كحاله در معجم المؤلفين مي گويد اين كتاب براي آقاي إبن قتيبه است.

آقاي الياس سركيس در كتاب معجم المطبوعات العربية مي گويد اين كتاب براي آقاي إبن قتيبه است.

آقاي جرجي زيدان در كتاب تاريخ آداب اللغة العربية مي گويد اين كتاب براي آقاي إبن قتيبه است.

در كتابخانه هاي پاريس هم نسخه خطي اين كتاب موجود است.

من نمي دانم با توجه به اين، باز هم جا دارد بگوييم الإمامة و السياسة براي إبن قتيبه نيست؟ و بگوييم اين كتاب را شيعه ها ساختند؟ بله، خيلي از مسائل هست كه آقايان وقتي مي آيند مي بينند مطالب حقي در آنجا گفته شده، مي بينند هيچ راهي ندارند جز اين كه بگويند شيعه ساخته است.

حتي اخيراً ديدم يكي از اين علماء گفته در كتاب صحيح بخاري كه حديث حوض آمده و در آنجا گفته «أكثر صحابه أهل جهنم هستند»، اينها را هم شيعه ها در صحيح بخاري و صحيح مسلم وارد كردند.

* * * * * * *

سؤال:

سؤالي داشتم آن هم در رابطه با ديدگاه اسلام نسبت به حجاب كه آيا دين اسلام به حجاب اجباري معتقد است؟ يا مي گويد نه، هر كه دوست دارد سرش كند، هر كس هم دوست ندارد، سرش نكند. وقتي آيه حجاب نازل شد، پيامبر چگونه رفتار كرد؟ يعني گشت ارشاد راه انداخت، يا نه، برخوردي نكرد در برابر كساني كه نمي خواستند داشته باشند؟

جواب:

اين كه سؤال كردند كه روش پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مورد حجاب چگونه بود؟ آيا حجاب اجباري بود يا نبود؟ قطعاً عزيز من در يك جامعه اي كه بي حجابي به صورت يك امر نادرست و ناهنجار باشد، حكومت ها ناگزير هستند جلوي ناهنجاري ها و مسائلي كه مربوط به فحشاء و فساد است و موجب مي شود جوانان منحرف بشوند را بگيرند. اين مسائل مربوط به مسائل حكومتي است و سياسي است و ما گفتيم اين شبكه جهاني ولايت در مسائل سياسي به هيچ وجهي تصميم بر دخالت ندارد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»