سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٣٠ - خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) ٠١

خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) ٠١

کد مطلب: ٥٤٩٦ تاریخ انتشار: ١٧ مرداد ١٣٨٩ تعداد بازدید: ١٦٥٤ سخنراني ها » شبکه ولايت خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) ٠١
حبل المتين ٨٩/٠٥/١٧

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ  : ١٧ / ٠٥ / ٨٩

آقاي كاشاني

هجمه هاي گسترده اي در جهان، عليه شيعه هست. گروه هاي مختلفي كه داخل در دين اسلام هستند، مانند وهابيت و گروه هايي كه خارج از دين اسلام هستند، مانند مسيحيت و يهوديت يا اديان ديگر، سعي مي كنند با هجمه هاي اعتقادي و شبهه افكني، مسلمانان و شيعيان را به دين شان سست بكنند. فعال ترين گروهي كه در اين زمينه كار مي كند، وهابيت هستند. بعضي از بزرگان اين فرقه مانند قرضاوي كه مردم حرف آنها را قبول دارند، شبهاتي را مطرح مي كنند. شبهه جديدي كه ايشان مطرح كرده را با اين كه بارها و بارها جوابش داده شده است، يك بار ديگر مطرح بفرماييد.

سؤال بعدي ما هم اين است كه آيا در كتب أهل سنت، حديث صريحي مي توانيم پيدا كنيم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، صراحتاً خلافت و وصايت أمير المؤمنين (عليه السلام) را تصريح كرده باشند؟

استاد حسيني قزويني

در جلسه گذشته، مطالبي درباره جناب آقاي قرضاوي، رئيس اتحاديه علماء جهان اسلام مطرح شد. نكته حائز اهميت اين است كه ايشان شبهه اي را مطرح كردند و گفتند:

با اين كه معتدل هستم و شيعه را كافر و مشرك نمي دانم، ولي مذهب شيعه را مذهب باطلي مي دانم و دليل من اين است كه شيعه معتقد است نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) علي را به عنوان وصي و خليفه خودش معين كرد و صحابه در اين قضيه خيانت كردند و اين أمر وصايت و امامت را كتمان كردند. لذا من مذهب شيعه را مذهب صحيحي نمي دانم.

در جلسه گذشته، مقداري از پاسخ را عرض كرديم كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در همان روزهاي آغازين رسالت شان، يعني بعد از ٣ سال رسالت سرّي و مخفيانه، رسالت علني خويش را بعد از نزول آيه شريفه:

وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ

سوره شعراء/آيه٢١٤

آغاز شد، اولين همايش را با حضور ٤٠ تن از سران قريش تشكيل داد و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در همان جا فرمودند:

علي بن أبي طالب برادر من، وصي من و خليفه من است.

در جلسه گذشته، مدارك اين روايت را عرض كرديم و اشاره كرديم كه جناب طبري، هيثمي و ذهبي و ديگران صراحت بر صحت روايت دارند و وعده داديم بحثي را كه هفته اي يك بار در شبكه جهاني ولايت پخش مي شود و إن شاء ا... هم به وعده مان عمل كنيم، بعد از بحث ولايت علي (عليه السلام) از منظر قرآن، بحث ولايت علي (عليه السلام) از منظر سنت را به حول و قوه إلهي آغاز خواهيم كرد. در آنجا نسبت به حديث دار، مصادر حديث دار، بررسي حديث دار، پيام حديث دار و شبهاتي كه در رابطه با حديث دار كه همان وصايت و خلافت حضرت علي (عليه السلام) بعد از نزول آيه فوق بوده را براي بينندگان عزيز تقديم خواهيم كرد.

اما نسبت به سؤال برنامه بايد بگوييم كه بله، روايات متعددي هست و هفته گذشته هم روايتي را عرض كردم كه فرصت نشد آن را به پايان ببريم. برادران أهل سنت در روايتي از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كنند كه فرمود:

لكل نبي وصي و وارث و إن عليا وصيي و وارثي.

هر پيامبري، وصي و وارثي دارد، وصي و وارث من هم علي است.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٩٢ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص٨٥ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٤، ص١٤ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج١، ص٢٣٥

ما هم در كتاب نقد شبهات دكتر قِفاري به نام «نقد كتاب أصول المذهب الشيعة»، جلد ١، صفحه ٣١١ سند اين روايت را بررسي كرديم و ثابت كرديم كه اين روايت از نظر سندي، كاملاً درست است.

هم چنين نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در روايتي ديگر فرمود:

وصي و وارث من و كسي كه بعد از من، متصدي امور من خواهد بود، علي است.

فضائل الصحابة لإحمد بن حنبل، ج٢، ص٦١٥، ح١٠٥٢

هم چنين اين را هم در كتابي نقد كتاب أصول المذهب الشيعة، جلد ٢، صفحه ٢٩٩ بررسي سندي كرده ايم.

نكته آخري كه در جلسه گذشته عرض كرديم و من به اشاره تقديم كنم، اين است كه تمام لغت نويسان مانند آقاي إبن منظور در كتاب لسان العرب و آقاي زبيدي در تاج العروس و آقاي مبرّد در الكامل في اللغة در ذيل ماده وصي مفصل آورده اند كه كلمه وصي، لقب علي بن أبي طالب (عليه السلام) بوده است. اگر واقعاً پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حضرت علي (عليه السلام) را به عنوان وصي معين نكرده است، اين وصي به عنوان لقب حضرت علي (عليه السلام) در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و در عرف مردم و در جامعه، از كجا پيدا شده است و شهرت پيدا كرده است؟

اين را هم اشاره كرديم كه معمولاً واژگاني وارد لغت خواهند شد كه داخل فرهنگ مردم شده باشد و مورد استعمال در عرف مردم است. لذا كلمه وصي كه وارد لغت مي شود، نشان گر اين است كه اين واژه به عنوان لقب علي بن أبي طالب (عليه السلام) وارد فرهنگ مردم شده و در عرف مردم و گفت و گو ها از اين استفاده مي كردند.

نكته ديگر در مورد كلمه وصي در لسان أهل بيت (عليهم السلام) است. عزيزان اگر مراجعه كنند به كتاب هاي برادران عزيز أهل سنت، مي بينند كه أمير المؤمنين (عليه السلام) خودش را به عنوان وصي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) معرفي مي كند. جناب خوارزمي در كتاب المناقب، صفحه ٢٢٢ نامه اي را نقل مي كند كه آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) به معاويه نوشت:

معاشر الناس! أنا أخو رسول الله (صلي الله عليه و آله) و وصيه.

اي مردم! من برادر رسول الله (صلي الله عليه و آله) و وصي او هستم.

در نامه اي كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به مصر مي نويسد، إبن أبي الحديد در شرح نهج البلاغة، جلد ٦، صفحه ٧٦ اين مسئله را مي آورد.

در إحتجاجي كه علي بن أبي طالب (عليه السلام) بر خوارج مي كند، در آنجا با صراحت، خود را وصي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي داند.

تاريخ يعقوبي، ج٢، ص١٩٣

جناب طبراني نقل مي كند بعد از شهادت آقا أمير المؤمنين (عليه السلام)، امام حسن (عليه السلام) بالاي منبر رفت و:

فحمد الله و أثني عليه و ذكر أمير المؤمنين عليا رضي الله عنه خاتم الأوصياء و وصي خاتم الأنبياء

المعجم الأوسط للطبراني، ج٢، ص٣٣٦

امام حسن (عليه السلام)، حضرت علي (عليه السلام) را به عنوان خاتم أوصياء و وصي خاتم پيامبران معرفي كرد. يعني امام حسن (عليه السلام) از پدر بزرگوارش به عنوان خاتم أوصياء و وصي خاتم الأنبياء تعبير مي كند.

بعد از شهادت أمير المؤمنين (عليه السلام)، خطبه اي را حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين، جلد ٣، صفحه ١٧٢ با سند صحيح نقل مي كند كه امام حسن (عليه السلام) در مسجد كوفه بالاي منبر مي رود و مي فرمايد:

من عرفني فقد عرفني و من لم يعرفني، فأنا الحسن بن علي و أنا إبن النبي و أنا إبن الوصي.

هر كس مرا مي شناسد كه مي شناسد، هر كس مرا نمي شناسد، بداند كه من حسن بن علي هستم، فرزند نبي و فرزند وصي نبي هستم.

آقا امام حسين (عليه السلام) در روز عاشوراء خطبه مي خواند و به مردم مي گويد:

ألست إبن بنت نبيكم صلي الله عليه و سلم و إبن وصيه؟

آيا من فرزند دختر پيامبر شما و فرزند وصي پيامبر نيستم؟

تاريخ الطبري، ج٤، ص٣٢٢ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٤، ص٦١

بحث وصايت علي بن أبي طالب (عليه السلام) در كتاب هاي مختلف أهل سنت و كتاب هاي لغت آمده و در لسان أهل بيت (عليهم السلام) هم آمده است. حتي شعراي بزرگ شيعه و سني، واژه وصي را در اشعارشان به وفور آورده اند.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

يكي از احاديثي كه شيعيان براي امامت حضرت علي (عليه السلام) به آن استناد مي كنند، حديث ولايت است. ابتداء اين حديث را براي بينندگان عزيز توضيح دهيد و بفرماييد كه چگونه مي توان به اين حديث استناد كرد؟

استاد حسيني قزويني

ما يك آيه ولايت داريم:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ

سوره مائده/آيه٥٥

كه قبلاً بحث كرده ايم و بعضي از قسمت هايش از شبكه جهاني ولايت پخش شده است. حديث ديگري داريم به نام حديث ولايت كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در مكان هاي مختلف و به مناسبت هاي مختلف فرمودند: «علي بن أبي طالب (عليه السلام) ولي مؤمنين، بعد از من است».

اولين جايي كه ما اين حديث را مي بينيم، در المستدرك علي الصحيحين حاكم نيشابوري، جلد ٣، صفحه ١١١ است كه از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند:

إن عليا مني و أنا منه و ولي كل مؤمن.

علي از من است و من هم از او هستم و او ولي تمام مؤمنين است.

آقاي حاكم نيشابوري مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط مسلم و لم يخرجاه.

اين حديث صحيح است بنابر شرط صحيح مسلم، ولي او اين حديث را نياورده است.

آقاي ذهبي در ذيل المستدرك علي الصحيحين مي گويد: «روايت صحيح است».

آقايان أهل سنت يك مبنايي را دارند كه اگر يك روايتي را آقاي حاكم نيشابوري و ذهبي تصحيح كردند، به منزله ورود آن روايت در صحيح بخاري و صحيح مسلم است.

جناب آقاي ألباني كه از او به بخاري دوران و امام الحديث تعبير مي كنند، در كتاب السلسلة الأحاديث الصحيحة، جلد ٥، صفحه ٢٢٢ مي گويد: «اين روايت صحيح است».

آقاي ترمذي كه از بزرگان أهل سنت و صاحب كتاب صحيح كه يكي از صحاح سته است، مي گويد: «هذا حديث حسن».

سنن الترمذي، ج٥، ص٦٣٢

همين روايت را آقاي إبن عبد البر در الإستيعاب، جلد ٣، صفحه ١٠٩١ نقل مي كند. آقاي احمد بن حنبل در مسند، جلد ٤، صفحه ٤٣٨ نقل مي كند. هم چنين نقل مي كند كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

أنت وليي في كل مؤمن بعدي.

تو بعد از من، ولي تمام مؤمنين هستي.

مسند احمد، ج١، ص٣٣١ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٣٤ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١٢٠ ـ خصائص أمير المؤمنين للنسائي، ص٦٤ ـ مسند أبي داود الطيالسي، ص٣٦٠ ـ كتاب السنة لعمرو بن أبي عاصم، ص٥٥٢ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١٢، ص٧٨ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص١٠٢ و ١٩٩ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٧، ص٣٨١

آقاي احمد بن حنبل نقل مي كند از بُريْده كه بعد از شكايت سپاه يمن، از أمير المؤمنين (عليه السلام) گلايه كرد و حضرت فرمود:

لا تقع في علي، فإنه مني و أنا منه و هو وليكم بعدي.

نسبت به علي اعتراض نكنيد، او از من است و من از او هستم و او ولي شما مؤمنين، بعد از من است.

مسند احمد، ج٥، ص٣٥٦

عزيزان نسبت به اين روايات چه مي خواهند بگويند؟!

در المعجم الكبير طبراني، جلد ٢٢، صفحه ١٣٥ اين تعبير آمده است:

و هو أولي الناس بكم بعدي.

علي بعد از من، أولي از همه بر شماست.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١٠٩ ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج٤، ص٤٧١ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج٥، ص٤٢٥، ح٥٤٨٤ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦١٢، ح٣٢٩٦١

من گمان مي كنم اگر هيچ روايتي نداشته باشيم جز اين روايت، كافي است و حجت بر همگان تمام مي شود.

خداوند در رابطه با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، بالاترين مقامي كه بيان مي كند، اين است:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ

سوره أحزاب/آيه٦

يعني ولايت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بر همه مؤمنين از خود مؤمنين بالاتر است. در اينجا هم آقا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

بعد از من، ولايت علي بن أبي طالب (عليه السلام) بر همه شما، از خود شما بالاتر است.

ما متأسفانه از حديث غدير فقط اين تعبير را نقل مي كنيم و شنيده ايم كه آقا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

من كنت مولاه، فعلي مولاه

حال آن كه در منابع معتبر أهل سنت با سندهاي كاملاً صحيح و غير قابل خدشه، عبارت هاي مختلفي را نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در غدير مطرح كرده اند؛ به طوري كه عذر را بر همگان بستند. به تعبير حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) كه فرمود:

هل ترك أبي لأحد يو غدير خم عذرا؟

آيا پدرم در روز غدير خم، براي كسي جاي عذري باقي گذاشت؟

در همان حديث غدير اين تعبير آمده است:

ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم؟ قالوا: نعم، قال: فمن كنت وليه، فهذا وليه.

آيا ولايت من از تمام مؤمنين بر خودشان قوي تر نيست؟ گفتند: بله. حضرت فرمود: هر كس من ولي أمر او هستم، علي هم ولي أمر اوست.

كتاب السنة لعمرو بن أبي عاصم، ص٥٩٢، ح١٣٦٧ ـ مسند البزار، ج٤، ص٤١، ح١٢٠٣

آقايان أهل سنت بر اين عقيده هستند كه تمام روايات كتاب السنة عمرو بن أبي عاصم صحيح است. آيا اين جاي عذر باقي مي گذارد؟ آيا حجت تمام نيست؟

هم چنين آقاي احمد بن حنبل در حديث غدير نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

من كنت وليه، فعلي وليه.

هر كس كه من ولي أمر او هستم، پس علي هم ولي أمر اوست.

مسند احمد، ج٥، ص٣٥٠ ـ فضائل الصحابة للنسائي، ص١٤ ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج٩، ص١٠٨ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٧، ص٤٩٤ ـ كتاب السنة لعمرو بن أبي عاصم، ص٦٣٠ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٥، ص٤٥ ـ خصائص أمير المؤمنين للنسائي، ص٩٤ ـ صحيح إبن حبان، ج١٥، ص٣٧٥، ح٦٥٣٠ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٥، ص١٦٦ ـ الجامع الصغير للسيوطي، ج٢، ص٦٤٢ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦٠٢ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٢، ص٣٦٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص١٨٧ ـ انساب الأشراف للبلاذري، ص١٠٦ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٣، ص٦٢٩ ـ فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل، ج٢، ص٥٦٣

* * * * * * *

آقاي كاشاني

در مقالات و كتاب ها و سخنراني هاي وهابيون ديده ايم كه نسبت به حديث غدير كه شما فرموديد، نسبت به كل آن يا برخي ألفاظ آن شبهات و اشكالاتي را دارند. نسبت به لفظ مولا توجيهاتي را دارند. اما با توجه به اين رواياتي كه خوانديد و لفظ ولي در آنها بود، آيا نسبت به لفظ ولي هم توجيهاتي را دارند يا خير؟

استاد حسيني قزويني

سؤال تان خيلي زيبا بود و از بينندگان عزيز تقاضا دارم كه دقت داشته باشند.

نسبت به مولا مي گويند كه به معناي ناصر و دوست است، ولي در رابطه با كلمه ولي، بنده نديده ام كه آقايان أهل سنت توجيهي داشته باشند؛ چون كلمه ولي را استعمال مي كنند بر ولايت أمر.

اينها در رابطه با مولا مي گويند كه ٧٠ معني دارد و از كجا معلوم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وقتي فرمود: «من كنت مولاه، فعلي مولاه»، منظور از مولا به معناي ولايت أمر باشد؟

ولي در كلمه ولي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «من كنت وليه، فعلي وليه»، من گمان نمي كنم كسي بتواند اعتراض بكند و كلمه ولي كاملاً صراحت دارد بر ولايت أمر آقا أمير المؤمنين (عليه السلام). چون خود خلفاء هم همين واژه را استعمال كرده اند در خلافت و ولايت خودشان.

آقاي أبو بكر مي گويد:

و قد وليت أمركم و لست بخيركم.

من ولي أمر شما قرار گرفتم، با اين كه بهترين شما نيستم.

[يا: قد وليت عليكم و لست بخيركم]

الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج٣، ص١٨٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٠، ص٣٠١ ـ تخريج الأحاديث و الآثار للزيلعي، ج٢، ص٤٠٦ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج٥، ص٦٠٧ ـ المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج١١، ص٣٣٦ ـ المعيار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافي، ص٣٩ ـ تأويل مختلف الحديث لإبن قتيبة، ص١٠٩ ـ الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الأقاويل للزمخشري، ج٤، ص٣٠٩ ـ تفسير الرازي، ج٢٣، ص١١٧ ـ تفسير القرطبي، ج٣، ص٢٦٢ ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج٦، ص٣٨٧ ـ الثقات لإبن حبان، ج٢، ص١٥٧ ـ تاريخ اليعقوبي، ج٢، ص١٢٧ ـ تاريخ الطبري، ج٢، ص٤٥٠ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٢، ص٣٣٢ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج١٤، ص٢٩٢ ـ السيرة النبوية لإبن هشام الحميري، ج٤، ص١٠٧٥ ـ السيرة الحلبية للحلبي، ج٣، ص٤٨٣

آقاي إبن كثير دمشقي سلفي مي گويد:

هذا اسناد صحيح.

سند اين روايت صحيح است.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج٥، ص٢٦٩

آقاي أبو بكر وقتي مي خواهد آقاي عمر را به عنوان خليفه معين كند، مي گويد:

قد وليت عليكم عمر.

عمر را ولي شما قرار دادم.

تاريخ الطبري، ج٣، ص٤٢٩ ـ سيره عمر بن الخطاب لإبن الجوزي، ص٣٧ ـ تاريخ إبن خلدون، ج٢، ص٨٥

از كلمه ولي استفاده مي كند.

خود عمر هم در آخرين لحظات مي گويد:

لو أدركت سالم مولي أبي حذيفة لوليته و إستخلفته.

اگر سالم غلام أبو حذيفة زنده بود، او را ولي شما و خليفه شما قرار مي دادم.

تاريخ إبن خلدون، ج١، ص١٩٤ ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج٤، ص٣١٤ ـ تاريخ طبري، ج٣، ص٢٩٢ ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج٣، ص١٨١ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٢، ص١٦١ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج٢، ص٢٤٦

در اينجا هم كلمه ولي در خلافت استعمال شده است. جالب اين است كه جناب خليفه دوم، كلمه إستخلفته را عطف به وليته مي كند.

عمر در جاي ديگري مي گويد:

لو أدركت أبا عبيده بن الجراح لوليته.

اگر أبو عبيده جراج زنده بود، او را ولي قرار مي دادم.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٦، ص٢٤١ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج١، ص٣٧٢ ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج٣، ص٨٨٦ ـ الإمامة و السياسة لإبن قتيبه دينوري، تحقيق الزيني، ج١، ص٢٨

در جاي ديگري مي گويد:

لو أدركت معاذ بن جبل ثم وليته.

اگر معاذ بن جبل زنده بود، او را ولي قرار مي دادم.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٢٥، ص٤٦٢ ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج٣، ص٨٨٧ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج٥، ص٧٣٨ ـ الآحاد و المثاني للضحاك، ج٣، ص٤١٨

در جاي ديگري مي گويد:

لو أدركت خالد بن الوليد لوليته.

اگر خالد بن وليد زنده بود، او را ولي قرار مي دادم.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج١٦، ص٢٤١ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج١، ص٣٧٢ ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج٣، ص٨٨٧ ـ الإمامة و السياسة لإبن قتيبه دينوري، تحقيق الزيني، ج١، ص٢٨ ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج٣، ص٥٧٢ ـ الآحاد و المثاني للضحاك، ج٢، ص٢٦ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج٥، ص٧٣٩

پس اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حق حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

علي وليكم بعدي، من كنت وليه، فعلي وليه.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج٥، ص٣٥٠ ـ فضائل الصحابة للنسائي، ص١٤ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٢، ص١٣٠ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٩، ص١٠٧ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٧، ص٤٩٤ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٥، ص٤٥ ـ خصائص أمير المؤمنين (ع) للنسائي، ص٩٣ ـ صحيح إبن حبان، ج١٥، ص٣٧٥ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٥، ص١٦٦ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص١٠٤ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٢، ص٣٦٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص١٨٧ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج١، ص٣٠٨ ـ أنساب الأشراف للبلاذري، ص١٠٦ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٣، ص٦٢٩ ـ العثمانية للجاحظ، ص١٤٤ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص١٥٤

مطلب تمام است و هيچ عذري در اين زمينه پذيرفته نيست.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

١. شبكه ظلمت مطالبي را مطرح مي كند و اجازه نمي دهد كه ما هم سؤالات خودمان را مطرح كنيم. مي گويند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بعد از خودشان، خليفه اي را انتخاب نكردند. أخيراً هم مطرح كرده اند كه جناب أبو بكر بعد از مشورت با همه و اطمينان از اين كه همه موافق با خلافت جناب عمر هستند، جناب عمر را به عنوان خليفه دوم تعيين كردند. من سؤالم اين است كه آيا واقعاً مشورتي صورت گرفته و آيا ادعاي اين آقايان درست است؟

٢. استاد حسيني قزويني در جلسه قبل و امشب اشاره فرمودند كه جناب قرضاوي دليل بطلان عقيده شيعه را اعتقادشان به ولايت آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) مي دانند. اين همه روايت داريم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از آغاز دعوت خودشان تا آخرين لحظات زندگي شان به شكل ها و مناسبت هاي مختلف در مورد ولايت و وصايت أمير المؤمنين (عليه السلام) فرموده اند و ناديده مي گيرند و از كنارش مي گذرند. خودشان چه دليلي دارند بر خلافت جناب أبو بكر؟ ادعا مي كنند كه چون نماز برگزار كردند در ايام بيماري رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، پس خليفه مي شود! اگر فرض كنيم اين گونه باشد و ايشان اين نماز را برگزار كرده باشند، اين مجوز مي شود براي امام جماعت بودن ايشان. چطوري شما خلافت را از اين قضيه بيرون مي آوريد؟

در اين رابطه توضيح بفرماييد.

٣. شبكه جهاني ولايت يك شبكه استثنائي است و مورد تائيد آقايان مراجع عظام تقليد است و دوستاني هم مايل هستند كه در ثواب اين شبكه شريك باشند، آيا اين أمر شدني است؟ اگر شدني است، چگونه و از چه طريقي مي توانند كمك كنند؟

جواب ١ :

١. اين كه آيا خلافت أبو بكر، مبتني بر مشورتي بوده است يا نه؟ و اين كه در بعضي از شبكه هاي وابسته به وهابيون، كارشناس شان با قاطعيت تمام و با وجود اين كه اين قضيه مثل روز روشن است و «آفتاب آمد دليل آفتاب» كه «آقاي أبو بكر قبل از رحلت شان، با صحابه و مهاجرين و انصار و علي و طلحه و زبير مشورت كرد و همه تائيد كردند كه آقاي عمر، صالح ترين فرد براي خلافت است، لذا أبو بكر، عمر را انتخاب كرد»؛ اين آقايان هيچ مدركي را ذكر نمي كنند براي گفته شان و حرف بدون مدرك، حرف مفت و بي اساس و بي پايه است. واقعاً اگر اين آقايان راست مي گويند، يك روايت يا سند ولو ضعيف هم باشد، بياورند كه جناب أبو بكر با ديگران مشورت كرده باشد.

اين شبهه، مطلب و ادعاي جديدي نيست. بنده در اين زمينه، خيلي كار كرده ام تا ببينم واقعاً آيا مطلبي يا روايتي وجود دارد كه أبو بكر با صحابه مشورت كرده باشد يا نه؟ در كتابي به نام الآداب الشرعية (كه جديداً توسط موسسه رسالت بيروت چاپ شده) از امام محمد بن مفلح مقدسي (از بزرگان أهل سنت كه از او به عنوان امام تعبير مي كنند و متوفاي ٧٦٣ هجري است) اين تعبير آمده است:

لما استخلف أبو بكر عمر (رضي الله عنهما)، قال لمعيقيب الدوسي: ما يقول الناس في استخلافي عمر؟ قال: كرهه قوم و رضيه قوم آخرون. قال: الذين كرهوه أكثر أم الذين رضوه؟ بل الذين كرهوه.

وقتي أبو بكر مي خواست عمر را به عنوان خليفه معين كند، يكي از صحابه به نام معيقيب گفت: شما از مردم سؤال كن و ببين نظرشان درباره خلافت عمر چيست؟ ايشان رفت از مردم سؤال كرد و گفت: بعضي از خلافت عمر ناراضي هستند و بعضي هم راضي به خلافت عمر هستند. أبو بكر گفت: كساني كه از خلافت عمر ناراضي هستند بيشتر هستند يا كساني كه به خلافت عمر راضي هستند؟ گفت: كساني كه از خلافت عمر ناراضي هستند.

الآداب الشرعية، ج١، ص٧١، با تحقيق شعيب الأرنؤود، موسسه الرسالة ـ بيروت، چاپ ١٤١٧ هجري

بينندگان، اين روايت را اولين بار است كه از من مي شنوند و شايد از هيچ شبكه اي نشنيده باشند. من يك نرم افزاري از عربستان سعودي با قيمت بالايي تهيه كردم و خيلي آن را بالا و پايين كردم و استفاده من از اين نرم افزار، فقط همين يك روايت بوده است.

جالب اين است كه آقاي إبن أبي شيبه (استاد بخاري) مي گويد:

فقال الناس: تستخلف علينا فظا غليظا و لو قد ولينا كان أفظ و أغلظ، فما تقول لربك إذا لقيته و قد إستخلفت علينا عمر؟ قال أبو بكر: أبربي تخوفونني؟! أقول: أللهم إستخلفت عليهم خير خلقك.

وقتي مردم شنيدند أبو بكر، عمر را به عنوان خليفه انتخاب كرده است، آمدند به أبو بكر اعتراض كردند و گفتند: آيا مي خواهي يك آدم خشن و بد اخلاق و تند را بر ما خليفه كني؟ تو كه عمر را به عنوان خليفه بر ما تحميل كردي، فرداي قيامت جواب خدا را چه خواهي داد؟ أبو بكر گفت: آيا مرا از خدا مي ترسانيد؟! مي گويم: خدايا! بهترين خلقت را بر مردم خليفه كردم.

المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٨، ص٥٧٤ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج٥، ص٦٧٨ ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج٣، ص١٩٩ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٠، ص٤١١ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج٤، ص٦٩ ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج٢، ص٦٦٨ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٣، ص١١٦

اين روايت خيلي تند است. اگر اين روايت را كتاب هاي شيعه نقل كرده بودند، آسمان را بر سر آن عالم شيعي خراب مي كردند؟ پس اين روايت نشان مي دهد كه تعيين عمر، نظر شخصي خود أبو بكر بوده است. اين روايت از نظر سندي هم كاملاً صحيح است.

در كتاب الإمامة و السياسة إبن قتيبه دينوري هم آمده است كه مهاجرين و انصار آمدند اعتراض كردند.

الامامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الشيري، ج١، ص٣٧

آقاي إبن تيميه حراني، تئورسين وهابيت و بزرگ نظريه پرداز وهابيت هم مي گويد:

مردم اعتراض كردند به أبو بكر كه چرا عمر را به عنوان خليفه، بر ما تحميل كردي؟

پس اين شبكه هايي كه مي گويند خلافت عمر مبتني بر مشورت بوده، دروغ بيّن و آشكار است.

٢. اما در رابطه با دلائل خلافت أبو بكر، عزيزان دقت كنند و ببينند در رابطه با نماز خواندن أبو بكر به جاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، خودشان چه حرف هايي زده اند؛ ما اصلاً كاري نداريم.

أولاً:

در خود صحيح بخاري از عايشه نقل شده است و مي گويد:

مروا أبا بكر فليصل بالناس، فخرج أبو بكر فصلي، فوجد النبي صلي الله عليه و سلم من نفسه خفه، فخرج يهادي بين رجلين كأني أنظر رجليه يخطان الأرض من الوجع، فأراد أبو بكر أن يتأخر، فأومأ إليه النبي صلي الله عليه و سلم أن مكانك، ثم أتي به، حتي جلس إلي جنبه. فقيل للأعمش: و كان النبي صلي الله عليه و سلم يصلي و أبو بكر يصلي بصلاته و الناس يصلون بصلاة أبي بكر؟ فقال برأسه: نعم.

 

به أبو بكر بگوييد برود براي مردم نماز بخواند. وقتي أبو بكر رفت نماز بخواند، رسول الله (صلي الله عليه و سلم) احساس كرد حالش بهتر شده است و خودش رفت مسجد و أبو بكر را كنار زد و جلو ايستاد و نماز خواند. به أعمش گفته شد: آيا پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نماز خواند و و أبو بكر به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) إقتداء كرد و مردم هم به نماز أبو بكر إقتداء كردند؟ أعمش با تكان دادن سر خود گفت: بله.

صحيح البخاري، ج١، ص١٦٢، كتاب الأذان، باب حد المريض أن يشهد الجماعة

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نماز مي خواند و آقاي أبو بكر به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) إقتداء مي كند و مردم هم به أبو بكر إقتداء مي كنند! آيا در طول اين ٢٣ نبوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، هم چنين اتفاقي افتاده است؟ آيا آقايان أهل سنت حاضر هستند مثلاً آقاي ملك عبد الله بيايد جلو بايستد و مفتي اعظم عربستان سعودي به ايشان إقتداء كند و مردم هم به مفتي اعظم إقتداء كنند؟! خيلي عجيب است.

ثانياً:

از آن بالاتر، خود آقاي إبن تيميه صراحت دارد:

نماز خواندن به جاي پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، دليل بر اين نيست كه آن شخص، خليفه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) باشد.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج٧، ص٣٣٩

چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) افراد زيادي را به عنوان نماينده در نماز معين كرده است. إبن أم مكتوم و ديگران به عنوان نماينده پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نماز خوانده اند.

آقاي إبن حزم آندلسي در كتاب الفصل،جلد ٤، صفحه ١٠٩ مي نويسد:

نماز خواندن به جاي كسي، دليل بر جانشيني نيست.

ثالثاً:

من از آقايان أهل سنت سؤالي دارم و اميدوارم به اين سؤال جواب بدهند:

كان سالم مولي أبي حذيفة يؤم المهاجرين الأولين و أصحاب النبي صلي الله عليه و سلم في مسجد قباء، فيهم أبو بكر و عمر و أبو سلمة و زيد و عامر بن ربيعة.

آقاي سالم، غلام أبو حذيفه در مدينه در مسجد قباء نماز خوانده و مهاجرين و تمام اصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، از جمله أبو بكر و عمر و أبو سلمة و زيد و عامر بن ربيعة پشت سر او نماز خوانده اند.

صحيح البخاري، ج٨، ص١١٥

اگر بنا است كه نماز خواندن دليل بر خلافت باشد، سالم، غلام أبو حذيفه أولي از همه است؛ چون جناب أبو بكر و عمر هم پشت سر ايشان نماز خوانده اند. آقاي إبن أم مكتوم هم حدود ١٢ بار از طرف پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، امام جماعت شده است.

آقايان أهل سنت و وهابيت، مقداري فكر و عقل خدادادي خود را به كار بياندازند:

بزرگان أهل سنت متفق القول هستند كه آقاي عبد الرحمن بن عوف در يكي از غزوات نماز خواند و صحابه و مهاجرين و انصار هم پشت سر او نماز خواندند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم خودش به او إقتداء كرد.

آقاي محمد بن ادريس شافعي، رئيس شافعي ها مي گويد:

قد صلي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) خلف عبد الرحمن بن عوف في سفره إلي تبوك.

كتاب الأم للإمام الشافعي، ج١، ص٢٠٣

آقاي إبن أبي شيبه مي گويد:

أن النبي صلي الله عليه و سلم صلي خلف عبد الرحمن بن عوف.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) پشت سر عبد الرحمن بن عوف نماز خواند.

المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٢، ص٢٢٩ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٢٠، ص٤٢٧ ـ مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج٤، ص٢٤٧ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٤، ص٢٠٢

اگر بنا است كه نماز خواندن دليل بر خلافت باشد، عبد الرحمن بن عوف شايسته ترين افراد است براي خلافت.

رابعاً:

جالب اين است كه خود حضرات معتقدند كه پشت سر هر امام برّ و فاجري مي توان نماز خواند.

٣. دوستان زيادي از داخل و خارج كشور در اين مورد با خود بنده تماس گرفته اند كه اگر بخواهيم به شبكه جهاني ولايت كمك كنيم و در اين پاداش بزرگي كه شبكه جهاني ولايت در نشر فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) دارد، سهيم باشيم، چه كنيم؟ حتي يك عزيزي از مشهد زنگ زده بود و مصرّ بود كه من مي خواهم تمام اموالم را براي شبكه جهاني ولايت وقف كنم.

ما با بعضي از دوستان و بزرگواران صحبت كرديم و ديديم كه اگر درِ اين فيض را بخواهيم ببنديم، شايد أهل بيت (عليهم السلام) راضي نباشند. إن شاء ا... در همين روزها يك شماره حساب در ايران و يك شماره حساب در اروپا و يك شماره حساب در آمريكا اعلام مي كنيم و دوستاني كه مي خواهند در اين پاداش بزرگ نشر فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) سهيم باشند، كمك كنند. ما هم دوستان را ملتزم كرديم تمام كساني كه كمك مي كنند را در سايت شبكه جهاني ولايت :www.velayattv.com ذكر كنند و براي همه شان هم رسماً يك رسيد ارسال شود كه هم به عنوان يادگاري و هم به عنوان بركت زندگي شان داشته باشند و هم اين كه نوه و نواده هاي شان احساس كنند كه پدربزرگ شان براي شبكه جهاني ولايت كه نشر فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) را دنبال مي كند، كمك كرده است تا شايد تأثيرگذار باشد.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

١. آيا تشرف در زمان غيبت كبري امكان دارد؟ اگر امكان دارد، آيا كسي در ٥٠ سال أخير خدمت امام زمان (عليه السلام) مشرف شده اند يا نه؟

٢. اگر مي شود، شما با ديگر شبكه هاي مذهبي كه برنامه هاي زنده دارند، هماهنگ كنيد تا در يك شب و هم زمان، برنامه هاي زنده نداشته باشند. چون يك آقايي يك سؤال از شما مطرح كرد و با توجه به اين كه جواب محكمي از استاد حسيني قزويني گرفت، در همان لحظه با ديگر شبكه ها هم تماس گرفت و همان سؤال را مطرح كرد و جواب هاي متفاوتي شنيد. اين جواب ها، انسان را دچار تحيّر مي كند. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

جواب ٢ :

١. در زمان غيبت كبري، به اندازه بي نهايت، شخصيت هاي برجسته اي مانند مرحوم مقدس اردبيلي (ره)، مرحوم سيد بن طاووس (ره) و سيد بحر العلوم (ره) به محضر آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) مشرف شده اند و مطالبي از آن حضرت دريافت كرده اند. مرحوم مقدس اردبيلي (ره) از فقهاء بنام شيعه است و گفته شده است كه بيشتر از همه خدمت امام زمان (عليه السلام) مشرف شده است و احكام اسلامي و شرعي از محضر مقدس آن حضرت فرا مي گرفت و نقل مي كرد و خصّيصين از شاگردانش اين رمز را داشتند كه وقتي مرحوم مقدس اردبيلي (ره) در سر جلسه درس مي گفت:

حكم إلهي اين است. برويد مطابق اين حكم، روايت پيدا كنيد.

مي فهميدند كه مرحوم مقدس اردبيلي (ره) اين مطلب را از محضر مقدس حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) گرفته و به اين قاطعيت مي گويد «حكم الله اين است».

مرحوم سيد بن طاووس (ره) هم مي گويد:

من به قدري خدمت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) مشرف شده ام كه با صداي آن حضرت آشنا هستم. اگر از پشت ديواري، صدايي را بشنوم، تشخيص مي دهم كه صداي امام زمان (عليه السلام) هست يا خير؟

اما اين كه در اين ٥٠ سال أخير، كسي توفيق ديدار با امام زمان (عليه السلام) را داشته است يا خير؟ بنده اين توفيق را داشته ام كه از نزديك با بعضي از بزرگاني كه خدمت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) مشرف شده بودند، ديدار داشته ام. حدود يك سال و اندي در محضر حضرت آيت ا... العظمي بهجت (ره) شاگردي كرده ام و شايد ايشان به صراحت نمي گفت، ولي در جلسات خصوصي، به كنايه از تشرفاتش خدمت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) مطالبي را مي فرمودند. هم چنين جناب شيخ جعفر مجتهدي (ره) كه حدود ١٢ سال من نزد ايشان بودم، شايد ايشان به اندازه تعداد موهاي سرش خدمت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) مشرف شده بودند. من مطالبي از اين مرد بزرگ مي دانم كه اگر بدانم روح ايشان راضي هست، آنها را در شبكه جهاني ولايت مطرح خواهم كرد.

٢. ما شرط و شروط هايي براي برنامه هاي مان داريم و عرض كرده ايم كه هيچ وجه وارد مباحث سياسي و جناحي، تحت هيچ شرايطي نخواهيم شد. شبكه هايي كه به صورت اشاره اي و كنايه اي وارد بحث سياسي مي شوند، رسماً عرض مي كنيم كه نمي توانيم با آنها همكاري كنيم.

ما نسبت به أهل سنت و وهابيت هم تلاش مي كنيم با كمال ادب صحبت كنيم. حتي اگر آنها به ما فحش بدهند و صداي شيعه را به صداي وق وق سگ تشبيه بكنند، ما از آنها به عنوان آقاي كارشناس تعبير مي كنيم.

شبكه هاي ديگري كه اين خط قرمزها را رعايت نكنند، ما با آنها مشكل داريم. ولي از آن عزيزان تقاضا داريم و دست شان را مي فشاريم كه اگر در اين ٢ مسئله با هم به توافق برسيم، ما كاملاً آماده توافق هستيم.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

١. در مورد آيه ٤١ سوره عنكبوت:

مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ

مي خواستم بدانم كه قبول نكردن حضرت علي (عليه السلام) به عنوان ولي الله، آيا مصداق اين آيه است؟

٢. اخيراً يونسكو مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي را در اردبيل و بازار قديمي تبريز را به ليست ميراث فرهنگي جهاني خود اضافه كرده اند كه خبر خوبي است. آيا در اين رابطه نمي توانيم بگوييم كه قبور ائمه معصومين (عليهم السلام) در ايران و عراق و عربستان سعودي و سوريه به ميراث فرهنگي جهاني اضافه كنيم تا از تخريب آنها جلوگيري شود و يك مجراي قانوني درست شود؟

جواب ٣ :

١. إن شاء ا... در اين رابطه مفصل صحبت خواهيم كرد. اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مأمور مي شود ولايت حضرت علي (عليه السلام) را معرفي كند با اين آيه شريفه:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملاً (به مردم) برسان و اگر اين كار را نكني، رسالت او را انجام نداده اي و خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم نگاه مي دارد، و خداوند جمعيت كافران را هدايت نمي كند.

سوره مائده/آيه٦٧

و مشخص است كه رسالت، بدون ولايت حضرت علي (عليه السلام)، رسالتي ناتمام است و تكليف اسلامِ منهايِ ولايت حضرت علي (عليه السلام) كاملاً روشن و واضح است..

٢. آنچه كه من در ذهنم هست، قبور ائمه (عليهم السلام) به عنوان مركز فرهنگي مذهبي شناخته شده و ثبت شده است. اين كه وهابيت راه ديگري پيش گرفته اند، بحث ديگري است. چون هدف آنها نابودي آثار أهل بيت (عليهم السلام) بوده است و اين مسير را ادامه خواهند داد و نه تنها به يونسكو و يونيسف و سازمان ملل پايبند نيستند، قبلاً هم عرض كرده بودم كه در يكي از سايت هاي وهابي نوشته شده بود:

اگر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم زنده شود و بگويد توسل جايز است، ما حرف او را قبول نمي كنيم. چون إبن تيميه گفته است توسل شرك است.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

سؤال من در رابطه با سوره زخرف است. نام اين سوره، هم خانواده كلمه مزخرف است. مزخرف هم يعني «زينت داده شده و آرايش داده شده به چيز بد». در صورتي كه اول سوره زخرف با حروف مقطعه شروع مي شود و آيه سومش هم در رابطه با قرآن است كه مي گويد به زبان عربي نازل شده است:

حم / وَ الْكِتَابِ الْمُبِينِ / إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآَنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

هم چنين اشاراتي به بهشت و جهنم دارد و هم چنين در رابطه با حضرت موسي (عليه السلام) و حضرت عيسي (عليه السلام) صحبت مي كند.

اين براي من مقداري شبهه شده است كه نام اين سوره، زخرف است. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٤ :

شما اگر به آيه ٣٤ و ٣٥ سوره زخرف نگاه كنيد، جواب خود را مي بينيد:

وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَ سُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ / وَ زُخْرُفًا وَ إِنْ كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ الْآَخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ

و براي خانه هاي آنها درها و تخت هايي (زيبا و نقره گون) قرار مي داديم كه بر آن تكيه كنند / و انواع وسائل تجملي قرار مي داديم. ولي تمام اينها متاع زندگي دنياست و آخرت نزد پروردگارت از آنِ پرهيزگاران است.

كلمه زخرف و مزخرف يكي نيستند. زخرف به معناي زينت است و ارتباطي به كلمه «زُخْرُفَ الْقَوْلِ» به معناي «حرف بي اساس» كه در سوره انعام، آيه ١١٢ آمده است ندارد.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

چرا با اين كه آقايان وهابي اين همه عليه شيعيان صحبت مي كنند و اعتقادات ما شيعيان را زير سؤال مي برند، چرا استاد حسيني قزويني در برنامه هاي شان مي گويند «برادران أهل سنت، برادران وهابي»؟ اينها خائن هستند و اينها از زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تا به امروز، هميشه شيعيان را زير سؤال بردند و امامت امامان (عليهم السلام) را قبول ندارند. آيا واجب است كه مثلاً وقتي اسم اولي را مي آورند، بگويند لعنة الله عليه؟ طبق دستور قرآن، در حدود ٤٢ تا ٤٩ آيه از قرآن، دشمنان لعن شده اند.

جواب ٥ :

از كوزه همان برون تراود كه در اوست.

ما مدعي هستيم كه تربيت شده أهل بيت (عليهم السلام) هستيم. أهل بيت (عليهم السلام) هم ما را طوري عادت داده اند و تربيت كرده اند كه وقتي از زبان ما يا علي و يا حسين خارج مي شود، فحش و اهانت خارج نشود. بحث لعن و برائت هم مسئله ديگري است و ارتباطي به اين قضيه ندارد. ما تربيت شده مكتب حضرت علي (عليه السلام) هستيم و حضرت علي (عليه السلام) نسبت به خوارج كه بدتر از آنها را نداريم و در بعضي از روايات آمده است كه خوارج، بدتر از يهود هستند، مي فرمايد:

هؤلاء إخواننا بغوا علينا.

اينها برادران ما هستند كه در حق ما ظلم كردند.

قرب الاسناد للحميري القمي، ص٩٤، ح٣١٨ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج١٥، ص٨٣، ح٢٠٠٣٢ ـ جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام للشيخ محمد حسن النجفي، ج٢١، ص٣٣٨

پس اگر ما نسبت به وهابيت مي گوييم: «برادران وهابي ما»، به اين دليل است و ادب را رعايت مي كنيم. حتي وهابي هايي كه حكم به كفر و شرك و قتل ما داده اند، ما آنها را مسلمان مي دانيم و ذبيحه آنها را حلال مي دانيم و ازدواج با آنها را جايز مي دانيم و غذايي را كه مي پزند، پاك مي دانيم و مي خوريم و به منزل آنها مي رويم و در بعضي از موارد، پشت سرشان نماز مي خوانيم و ميان آنها و أهل سنت فرقي قائل نيستيم. بله، آن وهابي كه اسلحه به دست گرفته و مي خواهد ما را بكشد، قتل او را واجب مي دانيم و جهنمي هم مي دانيم:

وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا

سوره نساء/آيه٩٣

ولي او را كافر نمي دانيم. وهابي اي كه اسلحه به دست گرفته و شيعه را مي كشد، كشتنش واجب است؛ ولي ما او را نه نجس مي دانيم و نه كافر مي دانيم و نه مشرك مي دانيم. بلكه ما او را مسلماني طغيان گر و فاسق مي دانيم و قتلش را هم واجب مي دانيم. ما به خاطر فتوا صادر كردن براي قتل شيعه، حكم به كفرش نمي دهيم.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

من از آقاي قزويني و از اين ادبي كه مراعات مي كنند و مقدسات أهل سنت را احترام مي گذارند، تشكر مي كنم. متأسفانه در ميان أهل سنت كم هستند كه فحش بدهند و مي بينيم كه در شبكه هاي ديگر، چگونه فحش به عمر و صحابه مي دهند و چه كلمات ركيكي به كار مي برند! آن شبكه كه كليپي از آن گذاشتيد كه صداي عوعو سگ در مي آورد، عكس العمل نشان مي دهد. شما به شبكه هاي ديگر نگاه كنيد كه چقدر به صحابه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فحش مي دهند! آن دنيا از ما مؤاخذه نمي كنند و قرآن مي فرمايد: «آنها قومي هستند كه گذشته اند». ما بايد خودسازي بكنيم و به خودمان برسيم و ببينيم الآن در چه حالي هستيم. چرا چيزهايي كه ضروري هست، ما متوجه نيستيم و قرآن أمر مي كند به نماز جماعت و جمعه و حج اهميت نمي دهيم؟ من صفحات قرآن را كه نگاه مي كنيم، همه اش درباره شرك است. چرا اين همه خداوند درباره شرك گفته است؟ چون تمام امت ها به اين مرض مبتلا شده اند. چون خدا را فراموش كرده اند و كساني ديگر را مقدس قرار داده اند. مثلاً با برخي كه صحبت مي كنم، مي بينم كه امام رضا (عليه السلام) براي شان به مراتب بالاتر از خداوند و حضرت محمد (صلي الله عليه و سلم) است. بايد اين خرافات كمتر شود.

جواب ٦ :

أولاً:

ما با أهل سنت مشكلي نداريم. ولي شما به سايت ها و شبكه هاي وهابي نگاه كنيد كه ركيك ترين فحش ها را به شيعه و علماء و مراجع عظام تقليد مي دهند؛ حتي نسبت به أهل بيت (عليهم السلام) كه يك مسئله مشتركي است، جسارت مي كنند. خداوند مودت أهل بيت (عليهم السلام) را اجر رسالت قرار داده است:

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

سوره شوري/آيه٢٣

ولي شما برنامه هاي زنده همين شبكه اي كه به نام شبكه ظلمت نام مي برند را نگاه كنيد كه چقدر جسورانه نسبت به أهل بيت (عليهم السلام) حرف مي زنند!

در بعضي از شبكه هاي شيعه هم نسبت به صحابه جسارت مي كنند و ما هم اين را محكوم مي كنيم و اگر اين عزيزان از من حرف شنوي داشته باشند، بنده بارها گفته ام كه: «اهانت به أهل سنت، گناهي نابخشودني است» و نه تنها أهل سنت را از ما گريزان مي كند، بلكه جوانان شيعه را هم از ما گريزان مي كند. وقتي يك جوان شيعه مي بيند من كه روحاني هستم، فحش مي دهم به طرف مخالف، با خودش مي گويد اگر اين روحاني شيعه حرفي براي زدن و دليلي براي اقامه داشته باشد، نبايد فحش بدهد. فحش و اهانت كردن، دليل كسي است كه منطق ندارد.

ثانياً:

ولي برادر عزيزم! فحش دادن يك چيز است و نقل مطالب تاريخي هم چيز ديگري است. ما نسبت به فحش و اهانت، خط قرمز كشيده ايم و آنجا را واقعاً خط قرمز مي دانيم و بارها هم گفته ايم: «اگر به صورت ناخودآگاه هم از بنده يا ديگر عزيزان در شبكه جهاني ولايت مطلبي پخش شود كه بو و شائبه اهانت به أهل سنت داشته باشد، ما پيشاپيش از أهل سنت پوزش مي طلبيم». ولي در نقل مطالب تاريخي و دفاع از أهل بيت (عليهم السلام)، ما براي خودمان حدّ و مرزي قائل نيستيم و خط قرمزي در آنجا نمي شناسيم. البته مشروط بر اين كه نقل مطالب، مستند باشد با ذكر نام كتاب و جلد و صفحه و شماره حديث و در مواردي كه نياز به بررسي سندي باشد، بررسي سندي مي كنيم. چه شيعه و چه سني، هر روايتي را قبول نداريم و بايد بررسي سندي شود.

ثالثاً:

اما اين كه گذشته ها رفته اند و ما نبايد نسبت به آنها حرف بزنيم:

تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ لَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَ لَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ

سوره بقره/آيه١٣٤

اينها حرف كساني است كه مي خواهند بر خلاف قرآن حركت كنند. قرآن در رابطه با صحابه، آياتي در مدح و ذم شان دارد و نسبت به امت هاي گذشته هم مطالبي را مطرح مي كند و نسبت به فرزند حضرت نوح (عليه السلام) آن مطالب را مطرح مي كند و يك سوره در رابطه با منافقين مطرح مي كند و اين منافقين، جزء صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند. إن شاء ا... عرض خواهيم كرد كه شما نمي توانيد منافقين را جزء صحابه نشماريد؛ اين اصلاً امكان پذير نيست. حتي وقتي عمر مي خواهد عبد الله بن أبيّ كه سركرده منافقين است را بكشد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

لا يتحدث الناس ان محمدا يقتل أصحابه.

دوست ندارم كه مردم بگويند محمد، اصحابش را مي كشد.

صحيح البخاري، ج٤، ص١٦٠ و ج٦، ص٦٦ ـ صحيح مسلم، ج٨، ص١٩

رابعاً:

عقيده شيعه اين است كه صحابه ٢ دسته هستند:

يك دسته از صحابه آنهايي هستند كه در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تابع آن حضرت بودند و بعد از آن حضرت هم به وصيت او عمل كردند. ما آنها را مردان خوبي مي دانيم و براي آنها ترضّي مي كنيم و آنها را أهل بهشت مي دانيم و روايات آنها را هم قبول داريم.

يك دسته از صحابه آنهايي هستند كه در صف منافقين بودند و ما آنها را قبول نداريم. افرادي كه قرآن نسبت به آنها كلمه فاسق به كار برده است را قبول نداريم. آنهايي كه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گفتند: «هو أذن : پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) گوش است» و آنهايي كه «يؤذون النبي : پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را اذيت مي كردند (سوره توبه/آيه٦١)»، ما آنها را به هيچ وجه قبول نداريم.

خامساً:

اين كه گفتيد «امام رضا (عليه السلام) را بالاتر از خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي دانند»، ما بارها گفته ايم كه اگر كسي نسبت به ائمه (عليهم السلام) غلوّ كند، نه تنها آنها را از خدا بالاتر، بلكه هم رديف خدا بداند، ما آنها را غالي مي دانيم و ما غاليان را نه تنها شيعه نمي دانيم، بلكه مسلمان هم نمي دانيم و آنها را از كفار هم بدتر مي دانيم. اين فتواي علماء است كه «أهل غلوّ و كساني كه ائمه (عليهم السلام) را هم رتبه خدا بدانند، نجس هستند و اگر بميرند، نبايد بر آنها نماز خواند و نبايد در قبرستان مسلمانان دفن شوند».

اين كه ائمه (عليهم السلام) را بالاتر از خدا مي دانند، يعني چه؟ ما در كلياتش مشكل نداريم، ولي در صغراي قضيه مشكل داريم. اگر كسي آمد گفت:

يا امام رضا (عليه السلام)! فرزندم را شفا بده.

آيا اين غلوّ است؟ آيا اين از خدا بالاتر دانستن است؟ يا دليل بر ضعف فرهنگ ماست و دليل بر جهل ماست؟ مثلاً اگر كسي به حضرت عيسي (عليه السلام) بگويد:

يا عيسي! بچه من كور مادرزاد است، او را شفا بده.

يا عيسي! بچه من معلول جسمي مادرزاد است، او را شفا بده.

آيا اين شرك و كفر است؟ يا بگويد:

يا عيسي! بچه من مرده است، او را زنده كن.

آيا اين كفر است؟ آيا حضرت عيسي (عليه السلام) را بالاتر از خدا دانستن است؟ يا اين كه حضرت عيسي (عليه السلام):

أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتي بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في بُيُوتِكُم

به إذن الله تبارك و تعالي، مردگان را زنده مي كند و به إذن الله تبارك و تعالي، كور مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسي ] را بهبودي مي بخشد و به إذن الله تبارك و تعالي، از گِل، چيزي به شكل پرنده مي سازد و در آن مي دمد و پرنده مي گردد.

وقتي خداوند به حضرت عيسي (عليه السلام) اين قدرت را مي دهد كه بيمار را شفا دهد و مرده را زنده كند و چيزي را از گِل به شكل حيوان درست كند و در آن بدمد و به صورت حيوان درآيد، همان خدا هم مي تواند به امام رضا (عليه السلام) اين قدرت را بدهد و اگر كسي از او چيزي را بخواهد، نه تنها كفر و شرك نيست، بلكه عين توحيد است. اگر كسي خدمت امام رضا (عليه السلام) مي آيد و مي گويد:

يا امام رضا (عليه السلام)! قرضم را بده، بچه ام را شفا بده.

به اين معتقد نيست كه ـ نستجير بالله ـ امام رضا (عليه السلام) در كنار خداوند، دكان ديگري باز كرده است. هيچ عالمي و هيچ متعلمي و هيچ جاهل و پيرزن شيعه هم اين عقيده را ندارد كه امام رضا (عليه السلام) بدون ارتباط با خدا، مريض را شفا مي دهد؛ امام رضا (عليه السلام) به إذن الله تبارك و تعالي شفا مي دهد.

* * * * * * *

سؤال ٧ :

١. آيه اي از قرآن كه اشاره به تقليد از مرجعيت مي كند را بيان بفرماييد. عده اي از دوستان كه شيعه بودند، مي گفتند ما تقليد را قبول نداريم و خودمان مي رويم تحقيق مي كنيم و به آن چيزي كه مي خواهيم مي رسيم. آيا اين امكان دارد كسي شيعه باشد، ولي مرجعيت را قبول نداشته باشد؟

٢. در آيه ٥٩ سوره نساء، آيا أولي الأمر شامل مراجع عظام تقليد هم مي شود يا فقط براي ١٢ امام و ١٤ معصوم است؟

جواب ٧ :

١. عده اي هستند به نام اخباري ها كه منكر تقليد بودند و ما آنها را مطرود و جزء فرقه هاي ضالّه مي دانيم. چون انكار مرجعيت شيعه، طبق روايت امام صادق (عليه السلام) كه فرمود:

الراد عليهم كالراد علينا.

كساني كه به مرجعيت شيعه اهانت كنند و سخن آنها را ردّ كنند، مانند اين است كه سخن ما را ردّ كرده اند.

الكافي للشيخ الكليني، ج١، ص٦٧ ـ تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج٦، ص٢١٨ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج١، ص٣٤

٢. خير، آيه أولي الأمر فقط شامل ائمه (عليهم السلام) است.

* * * * * * *

سؤال ٨ :

آيا اگر حق أمير المؤمنين (عليه السلام) را نمي خوردند، أمير المؤمنين (عليه السلام) كار اضافي تر از ساير خلفاء مي كردند؟ چون وقتي ايشان به خلافت رسيدند، اثراتي كه مي خواستند بگذارند، گذاشتند. آيا در مورد اين مسئله، خيلي بزرگ نمايي نمي كنيم؟ اگر أمير المؤمنين (عليه السلام) در همان ابتداء در جريان سقيفه به خلافت مي رسيدند، آيا كار ديگري قرار بود انجام بدهند كه در آن مدت ٥ سال نتوانستند انجام بدهند؟

جواب ٨ :

ما بر اين عقيده هستيم كه در آن ٢٥ سال، تمام آثار اسلامي و تمام سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از بين رفت. بايد ببينيم كه بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) چه اتفاقاتي افتاد و چه تغييراتي در سنت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) ايجاد شد؟ به طوري كه:

دخلت علي أنس بن مالك بدمشق و هو يبكي، فقلت له: ما يبكيك؟ فقال: لا أعرف شيئا مما أدركت إلا هذه الصلاة و هذه الصلاة قد ضيعت.

آقاي أنس، غلام پيامبر (صلي الله عليه و سلم) گريه مي كند و وقتي علت گريه او را مي پرسند، مي گويد: از چيزهايي كه در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بود و آن را درك كرده بودم، فقط نماز تحريف نشده بود كه آن هم ضايع شد.

صحيح البخاري، ج١، ص١٣٤

وقتي أمير المؤمنين (عليه السلام) بعد از جنگ جمل نماز مي خواند، صحابه به ايشان مي گويند:

صلي بنا علي يوم الجمل صلاة ذكرنا صلاة رسول الله صلي الله عليه و سلم. فإما أن نكون نسيناها و إما أن نكون تركناها، فسلم علي يمينه و علي شماله.

... براي ما، نماز علي، ياد آور نماز پيامبر (صلي الله عليه و سلم) است ... .

سنن إبن ماجة، ج١، ص٢٩٦ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج١، ص٢٧٢ ـ مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج٤، ص٣٩٢ و ٤٠٠ ـ نصب الراية للزيلعي، ج١، ص٥٦٢ ـ مسند أبي داود الطيالسي، ص١١١ ـ شرح معاني الآثار لأحمد بن محمد بن سلمة، ج١، ص٢٦٧ ـ الاستذكار لإبن عبد البر، ج١، ص٤١٦ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج٨، ص١٦٢ ـ تفسير القرطبي، ج١، ص١٧٢ ـ فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٢٢٤ ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج٦، ص٥٧ ـ علل الدارقطني، ج٧، ص٢٢٤

به قول آقاي حسن بصري:

لو خرج عليكم أصحاب رسول الله ( صلي الله عليه و سلم) ما عرفوا منكم إلا قبلتكم.

اگر الآن صحابه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بيايند و وضعيت سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را ببينند، غير از قبله شما، چيزي را نمي شناسند.

جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج٢، ص٢٠٠

شما ببينيد كه در اين ٢٥ سال، چه انحرافات و تغييراتي انجام شده است؟! اينها در كتب أهل سنت آمده است.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»