سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٢٨ - خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) ٠٣

خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) ٠٣

کد مطلب: ٥٤٩٤ تاریخ انتشار: ٢٤ مرداد ١٣٨٩ تعداد بازدید: ١٧٥٨ سخنراني ها » شبکه ولايت خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) ٠٣
حبل المتين ٨٩/٠٥/٢٤

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢٤ / ٠٥ / ٨٩

آقاي كاشاني

بحث ما پيرامون ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) بود و الفاظي مختلفي كه در روايات بود را بررسي كرديم و الفاظ خليفة و وصي و ولي و ساير الفاظ را بحث كرديم.

ما در أحاديث و روايات شيعه اين را داريم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ١٢ جانشين براي خودش معين كرده است كه اول آنها أمير المؤمنين (عليه السلام) و بعد از ايشان هم امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و ٩ نفر از فرزندان امام حسين (عليه السلام) تا به امروز كه امام زمان (عليه السلام) هستند. در منابع أهل سنت هم أحاديثي شبيه اين مي باشد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، خلفاء خودش را تحت عنوان ائمه اثني عشر معرفي كرده باشند؟ آيا در كتاب هاي صحيح بخاري و صحيح مسلم از اين أحاديث آمده است؟ اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين حديث را فرموده باشند و صحيح السند باشد، برداشت شما از اين حديث چيست؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با سؤالي كه شما فرموديد آيا در صحيح بخاري و صحيح مسلم، مطالبي مربوط به اين كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اشاره كرده باشند كه جانشينان و خلفاء و ائمه بعد از من ١٢ نفر هستند، وارد شده است يا خير؟ بينندگان عزيز قطعاً شنيده اند كه صحيح بخاري و صحيح مسلم اين مسئله را به صراحت بيان كرده اند. آقايان مي توانند به صحيح مسلم، جلد ٦، صفحه ٣، حديث ٤٥٩٨ را ببينند كه در آنجا با صراحت نقل مي كند كه جابر بن سمره از پدرش نقل مي كند:

دخلت مع أبي علي النبي صلي الله عليه وسلم فسمعته يقول: إن هذا الأمر لا ينقضي حتي يمضي فيهم إثنا عشر خليفة. قال: ثم تكلم بكلام خفي علي، قال: فقلت لأبي: ما قال؟ قال: كلهم من قريش.

با پدرم داخل در مسجد شديم و شنيدم كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: اين دين پايدار است تا روزي كه ١٢ خليفه به خلافت برسند. سپس جابر مي گويد: پيامبر (صلي الله عليه و سلم) سخني را گفت كه بر من پنهان ماند و نشنيدم. به پدرم گفتم: پيامبر (صلي الله عليه و سلم) چه فرمود؟ گفت: فرمود كه تمام اين ١٢ خليفه از قريش هستند.

يعني پايداري و جاودانگي اسلام با ١٢ خليفه، كاملاً لازم و ملزوم هم هستند.

هم چنين در حديث ٤٥٩٩ نقل مي كند كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به صراحت فرمودند:

لا يزال أمر الناس ماضيا ما وليهم إثنا عشر رجلا، ثم تكلم النبي صلي الله عليه و سلم بكلمة خفيت علي، فسألت أبي: ماذا قال رسول الله صلي الله عليه و سلم؟ فقال: كلهم من قريش.

حيات بشري نابود نخواهد شد تا روزي كه ١٢ نفر از قريش بر مردم حكومت كنند ... .

در كتاب مسند احمد از مسروق نقل مي كند كه مردي نزد إبن مسعود آمد و گفت:

هل حدثكم نبيكم كم يكون من بعده خليفة؟ قال: نعم، كعدة نقباء بني إسرائيل.

آيا پيامبر شما به شما گفت كه خلفاء بعد از خودش چند نفر هستند؟ إبن مسعود گفت: بله، به تعداد جانشينان بني اسرائيل هستند.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ١، ص ٤٠٦

جالب اين است كه إبن مسعود گفت:

ما سألني عنها أحد قبلك.

قبل از تو كسي در اين مورد از من سؤال نكرده بود.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ١، ص ٣٩٨ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٥، ص ١٩٠ ـ فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج ١٣، ص ١٨٣ ـ تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج ٦، ص ٣٩٤ ـ تاريخ الخلفاء للسيوطي، ص ٨

پس سؤال اول جناب عالي اين پاسخ را دارد كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است: «بعد از من، خلفائي هستند كه تعدادشان ١٢ نفر است به تعداد نقباء و جانشينان بني اسرائيل». قرآن هم صراحت دارد كه جانشينان حضرت موسي (عليه السلام) ١٢ نفر هستند:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ بَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا

 

سوره مائده / آيه ١٢

* * * * * * *

آقاي كاشاني

ما كاري به اسامي اين خلفاء نداريم كه چه كساني هستند. سؤال من اين است كه برداشت أهل سنت از اين أحاديث چيست؟ آيا مي گويند همين ١٢ خليفه هستند و حديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) صحيح است؟ مي بينيم اين خلفائي كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آمدند و از أهل سنت هم هستند، بيش از ١٢ نفر هستند. آنها چه برداشتي از اين أحاديث دارند؟

استاد حسيني قزويني

سؤال خوبي است و شايد اين سؤال هم در ذهن بينندگان عزيز هم باشد، حتي سؤال بعضي از عزيزان أهل سنت كه الآن بيننده برنامه ما هستند هم باشد كه اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است جانشينان بعد از من ١٢ نفر هستند، آقايان و بزرگان أهل سنت مانند إبن حجر عسقلاني و نووي و ذهبي و ديگران چه موضعي دارند و اين ١٢ نفر را چه كساني مي دانند؟ خلفاء راشدين كه ٥ نفر بيشتر نيستند! از آن طرف هم خلفاء بني أميه بيش از ٢٠ نفر هستند و خلفاء بني عباس هم بيش از ٣٠ نفر هستند!

آقاي إبن حجر عسقلاني (متوفاي ٨٥٢ هجري) كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است، در كتاب فتح الباري في شرح صحيح البخاري، جلد ١٣، صفحه ١٨٣ نهايت تلاش خود را به كار برده است در تفسير اين حديث كه «پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: خلفاء بعد از من ١٢ نفر هستند»، اين ١٢ نفر چه كساني هستند؟ إبن حجر عسقلاني و نووي و ذهبي و ديگران مي گويند كه أبو بكر و عمر و عثمان و حضرت علي (عليه السلام)، ٤ خلفاء راشدين هستند و امام حسن (عليه السلام) را هم جزء خلفاء راشدين حساب مي كنند و بعد هم به معاويه مي رسند و بعد هم به يزيد شارب الخمر و ميمون باز مي رسند كه با خواهر و مادرش زنا مي كرد و مي بينند كه او نمي تواند خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) باشد. خلاصه همين طوري بعضي از خلفاء بني أميه را بالا و پايين مي كنند و عمر بن عبد العزيز را از آخر صف به اول صف مي آورند و آقاي إبن حجر عسقلاني در آخر مي گويد:

آقاي إبن جوزي در كتاب كشف المشكل مي گويد:

قد أطلت البحث عن معني هذا الحديث و تطلبت مظانه و سألت عنه، فما رايت أحدا وقع علي المقصود به.

نسبت به اين حديث، بررسي هاي طولاني انجام داده ام و هر جا كه احتمال دادم كسي در مورد اين حديث بحث كرده است، مطالعه كرده ام و از هر كسي كه انتظار داشتم مي توانست در رابطه با اين حديث سخن بگويد، سؤال كردم. ولي كسي از علماء أهل سنت را نيافتم كه مقصود پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را از اين حديث فهميده باشد.

به گمانم اگر آقاي إبن حجر عسقلاني مي گفت آن راوي اشتباه كرده يا ـ نستجير بالله ـ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هذيان گفته، خيلي بهتر از اين بود! ولي مي گويد: «ما نفهميديم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چه مي گويد»؟! من شبهه اي ندارم كه اينها فهميده اند. بعد هم مي گويد كه آقاي إبن بطّال از شارحين صحيح بخاري، از مهلّب كه از بزرگان أهل سنت است، نقل مي كند:

لم ألق أحدا يقطع في هذا الحديث يعني بشئ معين.

من با تمام تلاشي كه داشتم، كسي را در ديدارهايم ملاقات نكردم كه بگويد مقصود پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را از اين حديث فهميده است.

 

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج ١٣، ص ١٨٢

من هيچ شبهه اي ندارم كه اينها فهميده اند؛ چون ١٢ خليفه، غير از مذهب شيعه اماميه، با هيچ يك از مذاهب سني و ديگر مذاهب شيعه هم خواني ندارد. زيدي مذهب ها، تا آقا امام سجاد (عليه السلام) را قبول دارند و بعد از او هم حدود ١٣٨ امام شان آمده و رفته است. آقايان اسماعيلي ها هم تا امام صادق (عليه السلام) را بيشتر قبول ندارند. آقايان أهل سنت هم مشخص است. يعني اين حديث يكي از بهترين دلايل حقانيت مذهب شيعه اماميه است. آقاي إبن حجر عسقلاني به جاي اين كه بگويد اين حديث فقط با مذهب شيعه تطبيق دارد، مي گويد:

فما رأيت أحدا وقع علي المقصود به.

كسي از علماء أهل سنت را نيافتم كه مقصود پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را از اين حديث فهميده باشد.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

پيامبري كه براي هدايت مردم آمده است و نقش معلم را دارد، وقتي يك آموزگاري درسي را براي دانش آموزان مطرح مي كند و سؤالي را مطرح مي كند، قطعاً جوابش را هم به گونه اي به دانش آموزان مي فهماند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه مي فرمايد ائمه بعد از من ١٢ نفر هستند و بعد هم هيچ اشاره اي به أسماء آنها نمي كند، كارش درست نيست. اگر اشاره اي به أسماء آنها دارد، سؤال من اين است كه آن ائمه اثنا عشري كه شيعه ادعا مي كند كه اول آنها آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) و آخر آنها حضرت مهدي صاحب الزمان (عليه السلام) است، آيا قرائني از كلام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در منابع أهل سنت پيدا مي شود كه ما اين ١٢ نفر را تطبيق بدهيم بر اين ائمه دوازده گانه شيعه يا نه؟

استاد حسيني قزويني

در اين زمينه إن شاء ا... در يك جلسه اي مفصل خدمت بينندگان عزيز عرض خواهم كرد كه نام ائمه (عليهم السلام)، از أمير المؤمنين (عليه السلام) تا آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) در كتاب هاي أهل سنت آمده است و هيچ شك و شبهه اي در آن نيست. من فقط براي نمونه مطالبي را خدمت بينندگان عزيز مطرح مي كنم.

در همين حديث، ٢ سؤال مطرح مي شود:

١. اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است كه خلفاء من ١٢ نفر هستند، آيا در همين حديث، قرائن و شواهدي هست كه با مذهب شيعه تطبيق كند؟

٢. آيا در منابع أهل سنت، نامي از ائمه اثنا عشر آمده است يا خير؟

نكته اول:

اگر همين رواياتي كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است را ملاحظه بفرماييد، مي بينيد كه صراحت دارد:

 

إن هذا الأمر لا ينقضي حتي يمضي فيهم إثنا عشر خليفة.

اين دين پايدار است تا روزي كه ١٢ خليفه به خلافت برسند.

 

صحيح مسلم لمسلم النيشابوري، ج ٦، ص ٣، ح ٤٥٩٨

اين كاملاً مشخص است كه اين ١٢ نفر، تا قيام قيامت با مردم هستند و اين فقط با مذهب شيعه هم خواني دارد كه ١١ نفر از آنها شهيد شده اند و رفته اند و يكي از آنها كه حضرت مهدي (أرواحنا فداه) است، در پشت پرده غيبت است و ١٢٨ نفر از علماء أهل سنت هم نام آن حضرت و ولادت آن حضرت را در كتاب هاي شان بيان كرده اند كه ما در بخش مهدويت، به صورت مفصل در اين زمينه براي بينندگان عزيز توضيح داده ايم.

در صحيح مسلم، جلد ٦، صفحه ٣ آمده است:

لا يزال أمر الناس ماضيا ما وليهم إثنا عشر رجلا.

و در مسند أبو عوانة، جلد ٤، صفحه ٣٩٤، طبع حيدر آباد آمده است:

 

لا يزال هذا الأمر عزيزا منيعا لا يضره من ناوأه حتي تقوم الساعة إلي اثني عشر خليفة كلهم من قريش.

اينها نشان مي دهد كه اين ١٢ خليفه، با همه مظلوميتي كه بر آنها از سوي امت روا داشته مي شود، در كتب أهل سنت ذكر شده اند.

هم چنين حديث شريف ثقلين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي و أنهما لن يفترقا.

من ٢ چيز گران بها ميان شما به يادگار مي گذارم: كتاب خدا و أهل بيتم و اين ٢ هرگز از هم جدا نمي شوند.

از آقايان أهل سنت مي پرسيم الآن كه ١٤٣١ سال از هجرت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي گذرد، امروز، عترتي كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در جوار قرآن قرار داده و عِدْل و هم سنگ قرآن است و فرموده است اين عترت از قرآن جدا نخواهد شد، شما به ما بگوييد اين عترتي كه بايد در كنار قرآن باشد و مايه هدايت أمت اسلامي باشد، كيست و يا چه كساني هستند؟ آيا غير از مذهب شيعه، با مذهب ديگري تطبيق مي كند؟

هم چنين مظلوميت أهل بيت (عليهم السلام) كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

لا يضره من فارقه او خالفه.

 

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٥، ص ٩٦ ـ صحيح إبن حبان، ج ٨، ص ٢٣٠

اين كاملاً نشان مي دهد مظلوميتي كه بر أهل بيت (عليهم السلام) رفته است و آن أهل بيتي كه عِدْل قرآن است و بعد از رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، ظلم ها و اذيت ها و مهجوريت ها بر آنها شده است، در همين حديثي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد، وجود دارد.

در سنن إبن ماجه، جلد ٢، صفحه ١٣٦٦ در روايتي صحيح از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند:

و إن أهل بيتي سيلقون بعدي بلاء و تشريدا و تطريدا.

أهل بيت من بعد از من، گرفتار بلاء و دربه دري و كشتار و نابودي خواهند شد.

اين واضح و روشن است كه جز با ائمه شيعه و أهل بيت (عليهم السلام) تطبيق ندارد.

وقتي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) خلفاء خود را به نقباء بني اسرائيل تشبيه مي كند و مي فرمايد:

يكونون عدة نقباء موسي إثني عشر خليفة.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ١، ص ٣٩٨ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٤، ص ٥٠١ ـ مسند أبي يعلي، ج ٩، ص ٢٢٢ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج ١٠، ص ١٥٨ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ١٦، ص ٢٨٦ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج ٣، ص ١٥

اين نشان مي دهد كه هيچ مذهبي از مذاهب اسلامي نمي تواند مصداق اين روايت خلفائي اثنا عشر باشد.

جالب اين است كه در بعضي از روايات آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

كلهم من بني هاشم.

تمام آن ١٢ نفر جانشين از بني هاشم هستند.

عبد الملك بن عمير از سماك بن حرب و جابر بن سمره نقل مي كند:

كنت مع أبي عند النبي (صلي الله عليه و سلم) فسمعته يقول: بعدي إثنا عشر خليفة، ثم أخفي صوته، فقلت لأبي: ما الذي أخفي صوته؟ قال: قال: كلهم من بني هاشم.

من با پدرم نزد پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بوديم و شنيدم كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: بعد از من ١٢ نفر جانشينم خواهند بود. سپس صداي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را نشنيدم و به پدرم گفتم: پيامبر (صلي الله عليه و سلم) چه فرمود؟ من صدايش را نشنيدم. گفت: آقاي حضرت فرمود: تمام آن ١٢ جانشين من از بني هاشم هستند.

ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج ٢، ص ٣١٥

البته ما انتظار نداريم و بينندگان عزيز هم انتظار نداشته باشند كه هم چنين روايتي كه با تار و پود فكري أمثال آقايان مسلم بن حجاج نيشابوري و محمد بن اسماعيل بخاري مخالف است، در صحيح مسلم و صحيح بخاري آمده باشد. هم چنين آقاي احمد بن حنبل اين روايت را در مسند احمد خود نياورده است. چون آوردن اين روايت، يعني إمضاء نابودي مباني فكري و باورهاي ديني خودشان.

نكته دوم:

نكته ديگري كه در اينجا بايد بينندگان عزيز توجه داشته باشند، اين است كه آقاي خوارزمي كه از علماء بزرگ أهل سنت است و ذهبي درباره او مي گويد امام، در كتاب مقتل الحسين نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد كه وقتي به معراج رفته بودم، خداوند به من فرمود:

أنظر إلي يمين العرش. فنظرت، فإذا علي و فاطمة و الحسن و الحسين و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و الحسن بن علي و محمد المهدي بن الحسن كأنه كوكب دري بينهم و قال: يا محمد! هؤلاء حججي علي عبادي و هم أوصياؤك و المهدي منهم، الثائر من قاتل عترتك و عزتي و جلالي إنه المنتقم من أعدائي و الممد لأوليائي.

به طرف راست عرش نگاه كن. ديدم كه نام علي و فاطمه و حسن و حسين و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و محمد المهدي بن الحسن نوشته شده است و ديدم كه نام محمد المهدي بن الحسن مانند ستاره اي درخشان در ميان آنها مي درخشد. خداوند فرمود: اي محمد! اينها حجت هاي من بر بندگان من هستند و اينها أوصياء و جانشينان تو هستند و مهدي هم از اينهاست كه از قاتلين عترت تو انتقام خواهد گرفت. به عزت و جلالم سوگند! مهدي منتقم دشمنان من و محب أولياء من است.

مقتل الحسين للخوارزمي، ص ٩٥، ح ٢٠٣ ـ فرائد السمطين للجويني، ج ٢، ص ١٣٢، ح ٤٣١ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج ٣، ص ٣٨٠ ـ فصول المهمة لإبن صباغ المالكي، ص ٢٣٢

پس اسامي ائمه (عليهم السلام) در كتاب هاي أهل سنت آمده است. اگر آقايان به دنبال حجت و دليل هستند، اين اسامي در كتاب هاي بزرگان أهل سنت آمده است. آقاي جويني كسي است كه ذهبي درباره او مي گويد:

الإمام المحدث الأوحد.

پيشوا و محدث و يگانه زمانه خود بود.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج ٤، ص ١٥٠٥

* * * * * * *

آقاي كاشاني

اين حديثي كه شما فرموديد و به صراحت، نام اين ١٢ امام ذكر شده بود، طبعاً پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وقتي اين روايت را فرمودند، صحابه هم ديدند و شنيدند. آيا در مسانيد تاريخي ما در جايي آمده است كه عكس العمل صحابه را در مقابل اين سخن بسيار گويا و صريح پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بيان كرده باشد؟

استاد حسيني قزويني

اتفاقاً در همان صحيح بخاري و صحيح مسلم و در كتاب هاي ما مانند الأمالي شيخ صدوق (ره) و ديگر كتاب ها آمده است كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

خلفائي إثنا عشر.

خلفاء من ١٢ نفر هستند.

سر و صدا از مردم بلند شد. به طوري كه جابر بن سمره مي گويد:

فقال كلمة صمنيها الناس.

به قدري مردم سر و صدا كردند كه گويا من كر شدم و نتوانستم سخن پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را بشنوم.

صحيح مسلم لمسلم النيشابوري، ج ٦، ص ٤، ح ٤٦٠٣

در مسند احمد آمده است كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

حتي يملك إثنا عشر، كلهم

خلفاء من ١٢ نفر هستند، همه شان

سپس:

ثم لغط القوم و تكلموا فلم أفهم قوله بعد كلهم.

مردم داد و بيداد و سر و صدا كردند و با هم سخن گفتند و من نفهميدم كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بعد از كلمه «همه شان» چه فرمود.

 

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٥، ص ٩٩

در روايت ديگري آمده است:

فجعل الناس يقومون و يقعدون.

وقتي مردم سخن پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را شنيدند، بلند شدند و نشستند تا اين كه صداي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به گوش مردم نرسد.

 

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٥، ص ٩٩

در جاي ديگري هم آمده است:

فكبر الناس و ضجوا.

مردم تكبير گفتند و فرياد زدند.

 

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٥، ص ٩٨

من از بينندگان عزيز تقاضا دارم كه دقت كنند! پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بحث خلافت بعد از خويش را مطرح مي كند و مي خواهد جانشينان بعد از خويش را معين كند، ولي مردم تكبير گفتند و داد و بيداد كردند تا صداي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به گوش مردم نرسد! آيا مگر خود قرآن نمي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ

اي كساني كه ايمان آورده ايد! صداي تان را بلندتر از صداي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) قرار ندهيد.

 

سوره حجرات / آيه ٢

* * * * * * *

آقاي كاشاني

أهل سنت معتقدند كه كل صحابه عادل هستند. با توجه به اين آيه اي كه شما فرموديد و با توجه به شخصيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و آنچه كه ما شنيديم، طبعاً بايد صحابه اي كه به قول أهل سنت، همه شان عادل هستند و صحابه اي كه خدشه اي در هيچ كدام از آنها نيست، طبعاً بايد سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را بپذيرند. پس اين همه سر و صدا براي چه بود؟ چه برنامه اي پشت اين قضيه بود كه صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با شنيدن اين قضيه، در حضور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) سر و صدا مي كنند؟

استاد حسيني قزويني

نكته اول:

آقاي مسلم و بخاري و احمد بن حنبل تلاش كردند أحاديثي را نقل كنند كه با مباني فكري خودشان تضاد نداشته باشد. لذا جمله:

كلهم من قريش.

را به كار بردند. مي بينيم كه جناب قندوزي حنفي در ينابيع المودة لذوي القربي، چاپ جديد، جلد ٣، صفحه ٢٩٠ مي گويد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

كلهم من بني هاشم.

تمام جانشينان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از بني هاشم هستند.

قطعاً سر و صدا براي كسي است كه دوست ندارد خلافت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به بني هاشم برسد و امامت و جانشيني بني هاشم را نمي توانستند تحمل كنند. همان هايي كه گفتند:

لا تجتمع النبوة و الخلافة في بيت واحد.

نبوت و خلافت در يك جا جمع نمي شود.

يعني اگر نبوت از بني هاشم است، خلافت بايد از جاي ديگري باشد. گرچه در شوراي ٦ نفره، خود جناب عمر كه بنيان گزار اين قاعده اسلامي بود و گفت:

امكان پذير نيست كه خلافت و نبوت در يك جا جمع نمي شود.

ولي حضرت علي (عليه السلام) را جزء شوراي ٦ نفره معين كرد. جالب اين است كه إبن عباس اعتراض مي كند:

يا علي! تو كه مي دانستي در اين شوراي ٦ نفره، از همان اول در پشت پرده مسائلي بود كه نتيجه اش خلافت تو نشود، چرا به آنجا رفتي؟

حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

براي اين كه ثابت كنم حرف خليفه دوم باطل است كه گفت: «خلافت و نبوت در يك جا جمع نمي شود».

يعني خودش كلام خودش را نقض كرده است و ورود حضرت علي (عليه السلام) به شوراي ٦ نفره و پذيرفتن دعوت خليفه به خاطر اين بود كه بر همه ثابت كند اين سخن خليفه دوم باطل و نادرست و ناصحيح است كه گفت: «خلافت و نبوت در يك جا جمع نمي شود».

نكته دوم:

آقاي هيثمي در مجمع الزوائد و منبع الفوائد، جلد ٥، صفحه ١٩١ نقل مي كند از جابر:

سر و صدا بلند شد و صداي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را نشنيدم و مردم ضجه مي زدند و تكبير مي گفتند:

فالتفت خلفي فإذا أنا بعمر بن الخطاب.

پشت سرم را نگاه كردم، ديدم كه عمر بن خطاب هم جزء اينهاست.

 

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج ١٣، ص ١٨١ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج ٢، ص ٢٥٦

يعني عمر بن خطاب جزء كساني بود كه سر و صدا مي كردند و تكبير مي گفتند و بلند مي شدند و مي نشستند تا صداي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به مردم نرسد.

نكته سوم:

اين كه گفته شده است:

 

ثم لغط القوم.

مردم سر و صدا به راه انداختند.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٥، ص ٩٩

اين يادآور همان سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است كه به هنگام وصيتش در آخرين لحظات عمرش فرمود:

أكتب لكم كتابا لن تضلوا بعدي.

در آنجا هم:

لغط القوم.

مردم داد و بيداد كردند و نگذاشتند سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به پايان برسد و :

يردون عليه.

فاختلفوا و كثر اللغط.

صحيح البخاري لمحمد بن إسماعيل البخاري، ج ١ ص ٣٧ ـ ج ٥، ص ١٣٧

اين واضح و روشن است كه اين ٢ قضيه با همديگر مرتبط است.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

آيا اين يك قضيه اي از پيش تعيين شده بود؟ چون مي دانند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چه مي خواست بگويد و وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به اين مرحله از سخن مي رسد، گروهي كه از قبل هماهنگي كرده بودند، سر و صدا مي كنند.

اين حديث قرطاس هم كه واقعاً دردآور است و به پيامبري كه امين وحي إلهي است، نسبت هاي ناروايي داده مي شود. اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي خواست در آن قضيه نامه اي بنويسد، چه مي خواست بنويسد كه مردم اين گونه سر و صدا ايجاد كردند تا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آن را ننويسد و نسبت هذيان دادن به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بدهند؟

استاد حسيني قزويني

شما نكته ظريفي را فرموديد. من از بينندگان عزيز، حتي از جوانان أهل سنت و وهابي تقاضا دارم كه توجه كنند؛ ما شما را دوست داريم، شما عزيزان و فرزندان ما هستيد. ما دوست نداريم كه فرداي قيامت، شما گرفتار غضب خدا باشيد و به خاطر جهل يا جهل مركب و قصور يا تقصير، فردا تأسف بخوريد. والله العلي الأعلي! هدف ما اتمام حجت است و هدف ما اين نيست كه يك جوان سني را شيعه كنيم يا يك وهابي را شيعه كنيم.

وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي خواست نامه بنويسد:

أكتب لكم كتابا لن تضلوا بعدي.

چيزي بنويسم كه هرگز بعد از من گمراه نشويد.

صحيح البخاري لمحمد بن إسماعيل البخاري، ج ١ ص ٣٧ و ج ٤، ص ٣١ و ج ٥، ص ١٣٧ و ج ٧، ص ٩ و ج ٨، ص ١٦١ ـ صحيح مسلم لمسلم النيشابوري، ج ٥ ص ٧٥ و ٧٦

من نمي گويم كه كليني (ره)، علامه مجلسي (ره)، علامه حلي (ره)، شيخ طوسي (ره)، شيخ مفيد (ره) و شيخ صدوق (ره) گفته اند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چه مي خواست بنويسد. بلكه مي گويم بياييد كتاب هاي معتبر شما أهل سنت را ببينيم كه چه گفته اند و شارحين صحيح بخاري و صحيح مسلم چه گفته اند. برويد كتاب فتح الباري في شرح صحيح البخاري آقاي إبن حجر عسقلاني و عمدة القاري شرح صحيح البخاري آقاي عيني و شرح صحيح مسلم آقاي نووي را ببينيد كه چه گفته اند. همه شارحين از سفيان بن عيينه نقل كرده اند كه گفت:

أراد رسول الله (صلي الله عليه و سلم) أن ينص علي اسامي الخلفاء بعده، حتي لا يقع بينهم الإختلاف.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مي خواست در آن نامه، اسامي خلفاء بعد از خودش را بنويسد تا بعد از خودش، اختلافي در ميان أمت اسلامي نباشد.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج ١، ص ١٨٦ ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج ٢، ص ١٧١ ـ شرح صحيح مسلم للنووي، ج ١١، ص ٩٠

چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي دانست عمده اختلافي كه بعد از او خواهد بود، اختلاف در بحث خلافت است. به تعبير آقاي شهرستاني:

هيچ أمري به اندازه قضيه امامت، مورد كشت و كشتار و شمشيركشي واقع نشده است.

آقاي قسطلاني هم در إرشاد الساري شرح صحيح البخاري، جلد ١، صفحه ٢٠٧ مي گويد:

أكتب لكم كتابا فيه النص علي الأئمة بعدي.

مي خواهم چيزي بنويسم كه نام ائمه بعد از من در آن باشد.

اينها سخن شيعه و علماء شيعه نيست، بلكه سخن علماء و بزرگان أهل سنت است.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

قرآن در چه زماني جمع شد؟ جزاي كسي كه قرآن را آتش بزند، چيست؟ اين كه مي گويند خليفه سوم، قرآن را از حذيفه و سايرين جمع كرد و بعضي مي گويند قرآن ها را آتش زد يا جوشاند، آيا حقيقت دارد؟

جواب ١ :

عقيده ما شيعيان بر اين است و بسياري از بزرگان أهل سنت هم بر اين عقيده هستند كه قرآن در زمان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جمع آوري شد.

إعجاز القرآن للعلامه للرافعي، ص ٣٦ ـ الإتقان في علوم القرآن للسيوطي، ج ١، ص ٦٠

اين كه مي گويند زيد بن حارثه بود و به دستور أبو بكر و عمر بود، همه اش در زمان بني أميه ساخته شده است و يك فضيلت تراشي براي آنها بيشتر نيست.

در زمان عثمان هم قرآن هاي مختلفي بود و هر كدام از اينها به يك قرائتي بود و دستور داد تمام قرآن ها را آوردند و آتش زدند و فقط يك قرآن را انتخاب كردند و در ميان مردم منتشر كردند.

إن شاء ا... اگر فرصت شود، مفصل بحث خواهيم كرد و حدود ١٥ سؤال و جواب در اين زمينه بايد مطرح شود.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

در شبكه ماهواره اي المستقلة، علامه امين و آقاي سيد حسن حسيني از بحرين كه از بزرگان تشيع هستند و نظرشان بر ولايت است، علامه امين نظرش بر اين بود كه آن آيه اي كه حضرت علي (رضي الله عنه) مالك اشتر را به عنوان والي مصر انتخاب كرد، حضرت علي (رضي الله عنه) يك نامه اي به مالك اشتر نوشتند و آن آياتي كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَي اللَّهِ وَ الرَّسُولِ

 

سوره نساء / آيه ٥٩

اين آيات را مهم ترين استدلال مي داند بر اين كه خود حضرت علي (رضي الله عنه) هم هيچ وقت معتقد بر ولايت نبوده است و ولايت خودش را هيچ وقت از خود قرآن به دست نياورده است و حتي اين دو بزرگوار معتقد بر اين بودند كه اگر تمام قرآن را زير و رو كنيم، يك دليل قرآني براي امامت كه باعث اين همه اختلاف ميان مسلمانان شده است، به دست نمي آيد. اگر حضرت علي (رضي الله عنه) خودش معتقد به امامت و ولايت بود، براي مالك اشتر مي نوشت:

فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَي اللَّهِ وَ الرَّسُولِ و إلي

چرا فقط همان آيه قرآن را نوشته است؟ اين خودش دليل محكمي است كه امامت در اسلام وجود ندارد. اين نظريه برادران تشيع است كه اين قدر به آن رنگ مي دهند و موجب تشنج و بحران هاي فكري و مذهبي در جامعه اسلامي شده اند.

نظر شما در اين مورد چيست؟

جواب ٢ :

يكي از اين دو نفري كه به آنجا آورده اند، جناب آقاي سيد حسن حسيني از بحرين، از علماء وهابي هستند و ارتباطي با أهل سنت و شيعه ندارد. بنده خودم هم چند سال پيش با اين آقايان، ٣ شب مناظره داشتم در رابطه با شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و نوار صوتي آن و متن آن به صورت عربي و فارسي موجود است و روي سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com است. ايشان از وهابي هاي بحرين است و ارتباطي به شيعه و سني ندارد. حتي ايشان در برابر أدله اي كه بنده اقامه كردم مبني بر هجوم به خانه أمير المؤمنين (عليه السلام) و ضرب و شتم حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، نه تنها جوابي به من نداد، بلكه جز فحاشي و اهانت، چيز ديگري نداشتند.

نفر دوم آقاي امين است كه از لبنان آمده و در چند شب قبل هم يكي از بزرگان و علماء شيعه از لبنان زنگ زد و رسماً اعلام كرد كه آقاي امين ارتباطي به شيعه ندارد و يك مزدور عربستان سعودي است و عمامه را براي تجارت بر سرش گذاشته است و هيچ شيعه اي در لبنان ايشان را به عنوان يك شيعه نمي شناسند.

حرف هايي را كه ايشان مي زند، بنده خودم گوش مي دهم و حرف هاي ايشان هيچ ارتباطي به شيعه ندارد. بنده هم در همين جا رسماً اعلام مي كنم و تمام دنيا بدانند كه جناب آقاي امين، با همه احترامي كه ما به ايشان داريم، به هيچ وجه نظريه هايش نظر شيعه نيست و افكارش را افكار ١٠٠٪ ضد شيعه مي دانيم. اگر شما مي خواهيد نظر شيعه را بدانيد، بايد نظر شيخ مفيد (ره)، شيخ صدوق (ره)، علامه حلي (ره)، شهيد اول (ره) و شهيد ثاني (ره) كه از ديار لبنان هستند و نظر امام خميني (ره)، حضرت آيت ا... العظمي سيستاني و حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) را ببينيد. اين مراجع عظام تقليد ما هستند كه نظرشان بيان گر نظر شيعه است.

ديشب هم يك آقايي از لبنان زنگ زد و به آقاي امين گفت:

شما صراحتاً بگو نظرت درباره غدير و حضرت مهدي (عليه السلام) چيست؟ اگر واقعاً به صراحت نظر شيعه را گفتي، ما مي دانيم كه تو شيعه هستي، وگرنه ما تو را به عنوان شيعه قبول نداريم.

ايشان هم گفت:

آنچه كه براي ما مهم است، وحدت ميان أمت اسلامي است. هر چه كه مخالف وحدت باشد، آيه يا روايت، همه را به دريا مي ريزيم.

اين كه أمير المؤمنين (عليه السلام) معتقد به خلافت نبود، دروغ است. أمير المؤمنين (عليه السلام) در جاي جاي نهج البلاغه، بحث امامت خويش و ائمه أهل بيت (عليهم السلام) را مطرح كرده است و در زمان خلافتش هم وقتي در أمر خلافتش اختلاف شد، آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) مردم را سوگند داد به خداي عالم كه آيا روز غدير خم از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شنيديد كه فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه» و تمام اين قضايا مطرح است.

إن شاء ا... در زمينه امامت حضرت علي (عليه السلام) از زبان خود حضرت علي (عليه السلام) در منابع أهل سنت بحث خواهيم كرد.

بيننده (ادامه بحث):

ايشان اصطلاحات قرآني را بيان مي كردند و أحاديث مهم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را و نقل ديگران را بيان نمي كردند. ما مسلمان هستيم، چه شيعه و چه سني، همه مان در زير يك سقفي زندگي مي كنيم به نام اسلام كه سندش قرآن است و بايد هر چيزي را از قرآن بياوريم. وقتي خود قرآن مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَي اللَّهِ وَ الرَّسُولِ

سوره نساء / آيه ٥٩

بايد رجوع دهيم به قرآن و سنت هاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و ديگر نبايد اين قدر نبايد به آن پر و بال بدهيم. من واقعاً خودم هميشه برنامه هاي شما عزيزان را و ديگر شبكه هاي أهل سنت را نگاه مي كنم. جناب عالي كه گفتيد از لبنان زنگ زدند، شيخ محمد الساتر بودند كه گفتند: «شما اصلاً شيعه نيستي، اگر شيعه هستي، كجاي لبنان مي نشيني تا من بيايم. گفت: من أهل شهرستان بعلبك هستم». ايشان گفتند كه من ذاتاً افتخار مي كنم به شيعه بودن خودم. ولي اين حقيقت اسلامي و قرآني است كه بايد بگويم تا چقدر در ميان هم تفرقه بياندازيم. وقتي كه قرآن مي فرمايد خداوند رضايت خودش را از صحابه اعلام مي كند، مسئله قرآن و بيان مسائل قرآني، مقطعي نيست؛ براي تمام ادوار تا انقراض عالم و تا روز قيامت پابرجاست؛ مانند نماز و روزه. وقتي خداوند اعلام رضايت از صحابه كرده، ديگر چيزي براي شبهه باقي نمي ماند. تا روز قيامت اين رضايت خداوند، شامل آنها شده است.

مسئله ديگر اين كه چرا ما بايد تكيه كنيم بر سر اين مسائل. خود كتاب نهج البلاغه كه نزد أهل تشيع واقعاً مقدس است و ما هم به آن احترام مي گذاريم، خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه فرموده است بعد از من ١٢ امام مي آيند، ٤ نفر از آن اماماني كه آمده اند، خلفاء راشدين بودند. بعد از آنها هم شما اگر حساب كنيد، اين ١٢ امام به نظر أهل تشيع چند نفرشان خلافت كردند؟ خود حضرت علي خلافت كرده، امام حسن ٦ ، ٧ ماه خلافت كرده است و ديگر تمام شد. اگر اين طوري باشد، خود سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تحقق پيدا نكرده است. ولي ٤ نفرشان، همين خلفاء راشدين بودند.

جواب:

پس آن ٨ نفر ديگر چه كساني بودند؟

بيننده:

اين را بايد حاج آقا جواب بدهند كه آن ٨ نفر چه كساني بودند؟ ما در قرآن يك سوره داريم به نام شوري:

وَ أَمْرُهُمْ شُورَي بَيْنَهُمْ

 

سوره شوري / آيه ٣٨

اسلام براي مسئله مشاورت و شورا، احترام خاصي دارد و يك سوره به نام شوري گذاشته است. آن وقتي كه صحابه آمده اند بعد از رحلت پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، مسئله انتخاب و جانشيني پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را گذاشتند، دستور قرآني و شورا بوده است، نه انتصابي. اسلام هيچ وقت، در هيچ زماني، هيچ كسي را به صورت انتصابي قبول نداشته و نخواهد داشت.

در قضيه آتش زدن خانه فاطمه (رضي الله عنها) به دست خليفه دومِ اسلام، مي خواستم اين را بگويم كه الآن كتابي در دست دارم به نام بازسازي باورهاي مسائل مورد اختلاف شيعه و سني و در آن نوشته است:

نخستين كسي كه به جعل اين داستان پرداخت، ابراهيم بن سيار نظّام، رئيس فرقه نظّاميه بود. چنانچه أبو الفتوح شهرستاني در كتاب خود الملل و النحل مي گويد.

يعني چيزي به نام آتش زدن خانه فاطمه نبوده است. فقط اين ابراهيم بن سيار نظام كه خودش يك يهودي بود، اولين بار آمد براي اين كه اختلاف را وارونه و بيشتر كند، اين نظريه را به شيعيان و پيروان علي داد و تا امروز دودش به چشم همه رفته است.

جواب:

أولاً:

أمر امامت، أمر الناس نيست، بلكه أمر الله است. خداوند در قرآن صراحت دارد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

اي ابراهيم! من تو را براي امامت مردم انتخاب مي كنم.

سوره بقره / آيه ١٢٤

يعني جعل امامت، أمر الله است و كارش به دست خداوند است، نه به دست مردم. حضرت موسي (عليه السلام) وقتي مي خواهد حضرت هارون (عليه السلام) را جانشين خود كند، نمي گويد:

إني جعلت هارون خليفة

بلكه مي فرمايد:

وَ اجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي / هَارُونَ أَخِي

خدايا! هارون را كه از أهل من است، جانشين من قرار بده.

سوره طه / آيه ٢٩ ـ ٣٠

خداوند هم مي فرمايد:

قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَي

سوره طه / آيه ٣٦

خداوند نسبت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

اي پيامبر! أمر امامت علي را براي مردم بيان كن و اگر اين كار را نكني، رسالت ناتمام است.

سوره مائده / آيه ٦٧

ثانياً:

برادر عزيزم! شما برو كتاب تفسيرالمنار محمد رشيد رضا و تفسير الدر المنثور سيوطي، ذيل همين آيه را ببينيد كه از عبد الله بن مسعود نقل مي كنند:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ "أن عليا مولي المؤمنين" وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ».

الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٢، ص ٢٩٨ ـ فتح القدير للشوكاني، ج ٢، ص ٦٠

هم چنين آقاي آلوسي در تفسير روح المعاني، جلد ٦، صفحه ١٩٣ نقل مي كند از عبد الله بن مسعود و مي گويد:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ "أن عليا ولي المؤمنين" وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ».

قرآن به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد كه به مردم برسان. يعني إبلاغ از ناحيه خداوند به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است. أمر امامت به يد الله است، نه به يد الناس. اين آيه:

وَ أَمْرُهُمْ شُورَي بَيْنَهُمْ

سوره شوري / آيه ٣٨

در مسائلي است كه مربوط به جنگ و زراعت و اقتصاد و اين گونه مسائل است.

ثالثاً:

شما كه اين چنين به نَظّام الدين سياري جسارت مي كنيد، من خيلي تعجب مي كنم كه شما مي گوييد ايشان يهودي بوده است كه اين قضيه را نقل كرده است!!! شما برويد تاريخ بغداد آقاي خطيب بغدادي، جلد ٦، صفحه ٩٤ را ببينيد و إكمال الكمال إبن ماكولا، جلد ٧، صفحه ٣٥٧ را ببينيد كه از ايشان اين گونه تعبير مي كنند:

أحد فرسان أهل النظر و الكلام.

يكي از شيران شخصيت هاي أهل نظر و كلام است.

آقاي شهرستاني از ايشان نقل مي كند:

إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتي ألقت الجنين من بطنها.

در روز بيعت، عمر آن چنان بر شكم فاطمه زد كه جنينش سقط شد.

الملل و النحل للشهرستاني، ج ١، ص ٥٧، چاپ دار المعرفة بيروت

اين چيزي نيست كه شيعه نقل كرده باشد. نَظّام، نه شيعه است و نه يهودي؛ بلكه از علماء بزرگ أهل سنت و از معتزله است.

رابعاً:

بر فرض كه اين دروغ باشد و آقاي نظام هم يهودي است، شما برو كتاب آقاي إبن أبي شيبة (متوفاي ٢٣٩ هجري) المصنف، جلد ٨، صفحه ٥٧٢ را ببين كه نقل مي كند از يكي از صحابه به نام أسلم، غلام خود آقاي خليفه دوم كه مي گويد:

و قد حلف بالله لئن عدتم ليحرقن عليكم البيت.

آقاي عمر آمد قسم خورد به خداوند كه اين خانه را آتش مي زنم.

اين روايت كه براي نظام نيست. روايت هم كاملاً صحيح است و هيچ مشكل سندي ندارد.

آقاي بلاذري (متوفاي ٢٧٠ هجري) كه معاصر آقاي بخاري (متوفاي ٢٥٦ هجري) و مسلم (متوفاي ٢٦١ هجري) بوده، از إبن عون (كه درباره او مي گويند: له صحبة) نقل مي كند:

فجاء عمر و معه فتيلة، فتلقته فاطمة علي الباب، فقالت فاطمة: يابن الخطاب! بابي؟! قال: نعم و ذلك أقوي فيما جاء به أبوك.

عمر آمد در حالي كه مواد آتش زا در دستش بود و با فاطمه در جلوي درب خانه روبه رو شد و فاطمه به او گفت: اي پسر خطاب! آمده اي خانه مرا به آتش بكشي؟ عمر گفت: بله، براي بقاء دين پدرت اين كار را مي كنم.

 

أنساب الأشراف للبلاذري، ج ١، ص ٥٨١

من در همان مناظره اي كه در شبكه المستقلة داشتم، تك تك اين روايات را بررسي كردم و گفتم كه در سندش، آقاي مدائني هست كه آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء، جلد ١٠، صفحه ٤٠١ در مورد او مي گويد: «ثقة ثقة ثقة» و آقاي مسلمة بن محارب هست كه آقاي إبن حبان او را در الثقات، جلد ٧، صفحه ٤٩٠ او را توثيق كرده است و آقاي سليمان بن تيمي هست كه آقاي مزي در تهذيب الكمال في أسماء الرجال، جلد ٤، صفحه ١٧٦ مي گويد إبن حنبل و اين معين و نسائي او را توثيق كرده اند و آقاي عبد الله بن عون هست كه در الطبقات الكبري محمد بن سعد، جلد ٧، صفحه ١٩٨ بعضي ها مي گويند جزء صحابه است. اين روايت كاملاً صحيح است و هيچ مشكلي ندارد.

آقاي طبري هم از زياد بن كليب از خود عمر بن خطاب نقل مي كند:

و الله! لأحرقن عليكم أو لتخرجن إلي البيعة.

به خدا قسم! يا خانه را به آتش مي كشم، يا بايد بياييد بيعت كنيد.

 

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٤٤٣

اينها ارتباطي به نظام ندارد كه شما مي گوييد قضيه شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و هجوم به خانه ايشان، فقط مربوط است به آقاي نظام كه يهودي بوده است.

خامساً:

مضافاً كه اگر به كتاب هاي خودتان نگاه كنيد، مي بينيد كه بزرگان شما هم شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را نقل كرده اند. آقاي جويني در فرائد السمطين، جلد ٢، صفحه ٣٦ شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را نقل مي كند. آقاي جويني كسي است كه آقاي ذهبي در تذكرة الحفاظ، جلد ٤، صفحه ١٥٠٥ صراحت دارد:

الإمام المحدث الأوحد.

اينها چه ارتباطي به آقاي نظام دارد؟!

نكته:

مقداري برويد مطالعه كنيد تا به اين شكل بي گدار به آب نزنيد.

ما اعلام مي كنيم كه به أهل سنت اهانت نمي كنيم و توهين به أهل سنت را گناه نابخشودني مي دانيم و آن شبكه هايي كه به أهل سنت و خلفاء اهانت مي كنند، ما از آن شبكه ها بيزار هستيم و آقايان مراجع عظام تقليد هم بيزار هستند و من اين را با صراحت اعلام مي كنم كه هر شبكه اي، حتي اگر شبكه جهاني ولايت هم روزي به خلفاء اهانت و ناسزاگويي كند و آن را ترويج دهد و به أهل سنت اهانت كند، آقايان مراجع عظام تقليد با هيچ كسي رو دربايستي ندارند و از شبكه جهاني ولايت هم تبرّي خواهند جست.

من هم رسماً اعلام مي كنم به اين عزيزان و برادران مان در شبكه هاي شيعي كه هرگونه اهانت به أهل سنت و خلفاء، امروز در حقيقت، شيعه را در آماج گلوله هاي وهابي قرار دادن است.

از آقاي عبد المالك ريگي كه چندي پيش به جزاي عملش رسيد، سؤال كرده بودند:

شما چه مي كنيد كه اين جوان سني و وهابي را شست و شوي مغزي مي دهيد و به اين مرحله مي رسند كه مواد منفجره را با كمربند انفجاري به خودشان مي بندند و خودشان و ده ها نفر ديگر را به خاك و خون مي كشند؟

بينندگان عزيز! برادران عزيز شبكه هاي شيعي! مي دانيد عبد المالك چه گفته بود؟ گفته بود:

ما كار علمي و عقيدتي روي اينها نمي كنيم. ما اين جوانان را مي آوريم و چند تا نوار از علماء شيعه را كه به أهل سنت فحش مي دهند و به خلفاء ناسزا مي گويند، به آنها نشان مي دهيم و وقتي مي شنوند كه يك عالم شيعي به خلفاء و أهل سنت فحش مي دهد، يك پارچه آتش مي شوند و سر از پا نمي شناسند.

برادران عزيزي كه در شبكه هاي ديگر نشسته ايد! برادراني كه بالاي منابر مي رويد! برادراني كه به نام حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) جلسه مي گيريد و با اهانت به أهل سنت و خلفاء، دل خوش كرده ايد و تصور مي كنيد كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) راضي است! من از ٣ تن از مراجع عظام تقليد كه الآن در قيد حيات هستند، سؤال كردم:

نظر شما چيست نسبت به آن دسته از روحانيوني كه بالاي منبر مي روند و به أهل سنت اهانت مي كنند و به خلفاء ناسزا مي گويند يا به نام حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، جلسه مي گيرند و ناسزا مي گويند؟

فرمودند:

به نظر من، ائمه (عليهم السلام) به اين كار راضي نيستند.

اگر ما مقلد اين مراجع عظام تقليد هستيم، بايد رعايت كنيم. آن آقاياني كه مي گويد حضرت آيت ا... العظمي سيستاني اجازه داده است كه چنين و چنان كنيم، بدانند كه حضرت آيت ا... العظمي سيستاني شعارش اين است:

لا تقولوا إخواننا أهل السنة، بل قولوا انفسنا أهل السنة!

نگوييد برادران أهل سنت ما، بلكه بگوييد عزيزان أهل سنت ما!

شما موضع گيري حضرت آيت ا... العظمي سيستاني را نسبت به أهل سنت نگاه كنيد و اين طور خودتان را به دروغ، وابسته به بعضي از مراجع عظام تقليد نشان ندهيد. من چند روز قبل به مسئولين يكي از شبكه ها زنگ زدم و گفتم:

برادر عزيزم! شما با اين تندي ها! ريگي پروري مي كنيد. كار شما با اين اهانت ها و توهين ها و ناسزاها، پروروش دادن ريگي هاست.

لذا، عزيزان أهل سنت بدانند كه ما نه تنها نظر خودمان را عرض مي كنيم، بلكه نظر مراجع عظام تقليد را اعلام مي كنيم و اگر نياز باشد، نظر آقايان مراجع عظام تقليد را به صورت مكتوب مي آوريم و اعلام مي كنيم كه اهانت به أهل سنت را خلاف شرع مي دانند و ناسزاگويي به خلفاء را گناه و معصيت مي دانند و مراجع عظام تقليد، روحانيوني كه به مناطق أهل سنت مي روند را توصيه مي كنند كه مقداري مراقب صحبت هاي خودشان باشند.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

١. اين شبكه ظلمت مطلبي را مطرح كردند كه آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) در نامه ٦نهج البلاغه فرموده اند:

همان هايي با من بيعت كردند كه با خليفه اول و خليفه دوم بيعت كردند و شورا، حق مهاجرين و انصار است.

البته آنها اشاره اي نكردند كه اين مطالب درباره نامه اي است كه آن حضرت به معاويه نوشتند. لطفاً در اين مورد توضيح بفرماييد.

٢. يكي ديگر از شبكه هايي كه شمشير را عليه شيعه از رو بسته است، أخيراً عنوان كرده است كه اعتقاد به آيه:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ

 

سوره مائده / آيه ٥٥

و اين كه آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) در حال نماز صدقه دادند، خرافات است. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

جواب ٣ :

من هم برنامه هاي اين شبكه را نگاه مي كردم و به قدري اعصابم خُرد شد كه تلويزيون را بستم. به قدري اين گوينده عبارات تند و غير مؤدب به كار مي برد كه من حوصله ادامه دادن به صحبت هاي او را نداشتم!

إن شاء ا... قول مي دهم به بينندگان عزيز كه إن شاء ا... در جلسات آينده، اين بحث را خواهيم كرد كه واقعاً أمير المؤمنين (عليه السلام) كه در نامه ٦نهج البلاغه مي فرمايد:

إنه بايعني القوم الذين بايعوا أبا بكر و عمر و عثمان علي ما بايعوهم عليه.

با من بيعت كردند همان كساني كه با أبو بكر و عمر و عثمان بيعت كردند.

آيا خلافت أبو بكر و عمر و عثمان را مشروع مي داند؟ يا نامه اي به معاويه است و از اين باب است:

وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ

 

سوره نحل / آيه ١٢٥

يك جواب كوتاهي هم بگويم كه آقاي خوارزمي كه از بزرگان أهل سنت و أخطب الخواطب است و ذهبي هم از او به امام تعبير مي كند، مي گويد:

كتب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام قبل نهضته إلي صفين إلي معاوية لأخذ الحجة عليه.

أمير المؤمنين علي بن أبي طالب (عليه السلام) قبل از آغاز جنگ صفين، براي اتمام حجت بر معاويه، نامه اي به او مي نويسد.

أما بعد: إنه لزمتك بيعتي بالمدينة و أنت بالشام، لأنه بايعني القوم الذين بايعوا أبا بكر و عمر و عثمان علي ما بويعوا عليه.

اي معاويه! بيعت من بر گردن تو لازم و ضروري است، با اين كه تو در شام هستي... .

المناقب الخوارزمي، ص ٢٠٢

بعد از قضيه قتل عمر، مردم آمدند إصرار كردند:

ما مي خواهيم با تو [علي] بيعت كنيم به شرط عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و سيره شيخين.

ولي علي بن أبي طالب (عليه السلام) زير بار نرفت و فرمود:

من حاضر نيستم به سيره شيخين عمل كنم. چون شايد سيره شيخين، سيره نادرستي باشد.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ١، ص ٧٥ ـ تاريخ الطبري، ج ٣، ص ٣٠١

در خود صحيح بخاري خود أمير المؤمنين (عليه السلام) خطاب به أبو بكر مي فرمايد:

و لكنك إستبددت علينا بالأمر.

تو در أمر خلافت در حق ما استبداد كردي.

صحيح البخاري لمحمد بن إسماعيل البخاري، ج ٥، ص ٨٣، ح ٤٢٤١، كتاب المغازي، باب غزوة خبير ـ صحيح مسلم لمسلم النيشابوري، ج ٥، ص ١٥٤، ح ٤٤٧١، كتاب الجهاد، باب قول النبي (صلي الله عليه و سلم) لا نورث

معناي استبداد چيست؟ آيا به معناي خدمت كردن و دسته گل آوردن است؟

حتي در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است:

حتي فاضت عينا أبي بكر.

چشمان أبو بكر از سخن علي گريان شد.

هم چنين أمير المؤمنين (عليه السلام) به أبو بكر مي فرمايد كه به خانه من بيا، ولي كسي را با خودت نياور:

كراهية لمحضر عمر.

من دوست ندارم حتي با عمر هم مجلس بشوم.

اين مسائل در كتاب صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است.

٢. آقاي عرعور كه ناصبي و بدتر از منافق است و جز فحاشي به شيعه و اهانت هاي ركيك و ناموسي به شيعه چيز ديگري نمي داند را در آن شبكه آورده اند و او هم اين مطالب را مي گويد. ايشان در برابر يك شيعه اي كه استدلال مي كند، مي گويد: «اين قضيه انگشتر دادن حضرت علي (عليه السلام) به سائل در حال نماز، از خرافات است».

اين روايت در كتاب هاي معتبر أهل سنت، از خود آقا علي بن أبي طالب (عليه السلام) نقل شده است.

 

معرفة علوم الحديث للحاكم النيشابوري، ص ١٠٢ ـ المناقب للخوارزمي، ص ٢٦٦ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج ٧، ص ٣٩٤

از عمار بن ياسر هم اين روايت نقل شده است.

 

المعجم الأوسط للطبراني، ج ٦، ص ٢١٨

از سلمة بن كهيل، صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم نقل شده است.

الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٢، ص ٢٩٣ ـ تفسير إبن كثير، ج ٢، ص ٧٣

هم چنين از مجاهد و سُدْي و عتبة بن حكيم از أبو جعفر امام باقر (عليه السلام) نقل شده است.

الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٢، ص ٢٩٣

مفسران بزرگ أهل سنت هم اين روايت را نقل كرده اند.

تفسير الطبري، ج ٦، ص ٣٨٩ ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٢، ص ٢٩٣ ـ تفسير القرطبي، ج ٦، ص ٢٢١ ـ زاد المسير لإبن الجوزي، ج ٢، ص ٢٩٢ ـ تفسير إبن كثير، ج ٢، ص ٧٢

جالب اين است كه آقاي آلوسي وهابي ضد شيعه كه حتي از علماء شيعه ـ عذر مي خواهم ـ به عنوان كَلْب تعبير مي كند، در كتاب تفسيري روح المعاني، جلد ٦، صفحه ١٦٧ صراحتاً مي گويد:

و غالب الأخباريين علي أن هذه الأيه نزلت في علي كرم الله تعالي وجهه.

غالب اخباريين و محدثين بر اين عقيده هستند كه اين روايت در حق علي نازل شده است.

در جلد ٦، صفحه ١٨٦ هم مي گويد:

و الآية عند معظم المحدثين نزلت في علي كرم الله تعالي وجهه.

اين آيه در نزد اكثر محدثين ما اين است كه در حق علي نازل شده است.

جالب اين است كه آقاي تفتازاني در شرح المقاصد، جلد ٢، صفحه ٢٨٨ نقل مي كند:

نزلت باتفاق المفسرين في علي بن أبي طالب رضي الله عنه حين أعطي السائل خاتمه و هو راكع في صلاته.

و در كتاب المواقف آقاي إيجي، جلد ٣، صفحه ٦١٤ آمده است:

و قد أجمع أئمة التفسير علي أن المراد بـ«الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ» إلي قوله تعالي: «وَ هُمْ رَاكِعُونَ» علي، فإنه كان في الصلاة راكعاً، فسأله سائل، فأعطاه خاتمه فنزلت الآية.

إجماع ائمه تفسير است بر اين كه مراد از آيه ٥٥ سوره مائده، علي است كه در حال ركوع، انگشتر به سائل داد و اين آيه نازل شد.

شرح المواقف للقاضي الجرجاني، ج ٨، ص ٣٦٠

تمام اين آقايان، تفتازاني و ايجي و قاضي جرجاني به صراحت اين قضيه را از خواجه نصير الدين طوسي (ره) نقل كرده اند و آن را ردّ نكرده اند.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

اين شبكه أهل سنت [شبكه نور] كه ما نگاه مي كنيم، آيا گناه دارد يا خير؟

جواب ٤ :

اگر كسي اين توانايي علمي را دارد كه اين سخنان ضد شيعي و ضد قرآني و ضد سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در روحيه اش أثر نمي گذارد، ديدن اين شبكه اشكالي ندارد. ولي اگر كسي هم چنين توانايي را ندارد و اعتقادات شيعي اش قوي نيست، نبايد نگاه كند. چه بسا بعضي از مطالب خلافي كه در آنجا نقل مي كنند، در او تأثير مي گذارد. چون بعضاً اين آقايان مي آيند سراب را نشان مي دهند و مخاطب تصور مي كند كه آب است. براي هم چنين افرادي، قطعاً نگاه كردن به هم چنين شبكه اي خلاف شرع است.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

١. در مورد روايتي كه مي گويند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

اولين كسي كه از أهل بيت من به من ملحق مي شود، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است.

اين روايت چطور با شهادت حضرت محسن (عليه السلام) هم خواني دارد؟

٢. حديثي كه در بحار الأنوار است كه مي گويند:

امام علي (عليه السلام) با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و أم المؤمنين عايشه در زير يك پتو بودند.

آيا صحت دارد؟

٣. در شبكه ظلمت حديثي را آوردند كه امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:

نعم الصديق، نعم الصديق، نعم الصديق.

قضيه اين چيست؟ آيا صحت دارد؟

٤. چرا با شبكه ظلمت مناظره نمي گذاريد؟

جواب ٤ :

١. حضرت محسن (عليه السلام) جزء أهل بيت (عليهم السلام) نيست. أهل بيت (عليهم السلام) آن خمسه طيبه [پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حضرت علي (عليه السلام)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام)] هستند. حتي حضرت زينب كبري (سلام الله عليها) هم جزء أهل بيت (عليهم السلام) نيست.

٢. خير، اين حديث از دروغ هاي بني أميه است. ما اين را مفصل جواب داده ايم و ردّ كرده ايم. اين روايت در منابع أهل سنت آمده است، نه در منابع شيعه. اگر هم در منابع شيعه باشد، روايات ضعيف و جعلي هستند. اين گونه روايات دروغ است و نه با غيرت و عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي سازد و نه با عصمت آقا أمير المؤمنين (عليه السلام).

٣. خير، اين روايت هم به هيچ وجه صحيح نيست و جعلي و ضعيف است. اين روايت به هيچ وجه در منابع شيعه هم نيامده است. اين را اين آقايان نقل كرده اند و إبن أبي الحديد معتزلي نقل كرده است و ما اين را مفصل جواب داده ايم. اين روايت در تاريخ مدينة دمشق آقاي إبن عساكر، جلد ٥ صفحه ٤٥٥ و جلد ٥٤ ، صفحه ٢٨٣ آمده است. اگر در بعضي از كتاب هاي شيعه آمده است، به نقل از كتاب هاي أهل سنت آمده است و ردّ كرده اند. اين آقايان مي آيند نقل را مي گيرند و ردّ را نقل نمي كنند.

٤. ما بارها گفته ايم و از آنها دعوت كرده ايم، ولي آنها استقبال نكرده اند.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

آقاياني كه مي گويند وهابيت وهابيت، كسي كه پيامبر را با نام زيبا صدا كند و ـ نعوذ بالله ـ به زنش توهين نكند و به علي توهين نكند كه ـ نعوذ بالله ـ در خانه اش خوابيده و زنش را شكسته و امام حسين را زير پاي دار و دسته بني أميه له نكرده است، اگر اين آقايان وهابيت هستند، واقعاً من هم وهابي هستم. اين حرف ها چيست؟ اين چرنديات چيست كه مي گوييد شبكه ظلمت؟ همه شبكه ها محترم هستند براي خودشان! اين شبكه أهل بيت براي كيست؟ كسي بگويد ـ نعوذ بالله ـ به اين شبكه توهين كند، خوش تان مي آيد؟ نور، از نور قرآن آمده است. واقعاً نبايد در مملكت ما از اين حرف ها بزنند.

از آقاي قزويني گلايه دارم. به گفته تاريخ عمومي ايران، ١٤٪ سني هستند. ولي ايشان گفتند كه اين سني ها ٢ ميليون نفر هستند؛ اين درست نيست. ما كاري به شيعه و سني نداريم؛ ما همه برادر هستيم؛ اين حرف ها در ايران خوب نيست.

جواب ٥ :

حضرت عالي مي فرماييد كه من گفته ام مجموع أهل سنت در ايران ٢ ميليون نفر هستند، اگر مدركي براي من آورديد كه در برنامه ها و سخنراني هاي كه داشته ام، گفته باشم أهل سنت ايران ٢ ميليون نفر هستند، هر چقدر بخواهيد به شما جايزه مي دهم. ولي اگر دروغ بود، بايد مردانه بگوييد كه من به قزويني بهتان بستم.

بيننده (ادامه بحث):

وقتي شبكه سلام از شما سؤال كردند، گفتيد كه حنبلي ها اين قدر جمعيت دارند و مالكي ها اين قدر جمعيت دارند و گفتيد نزديك به ٢ ميليون نفر و اندي جمعيت دارند.

جواب:

نوار شبكه سلام موجود است و پياده شده اش هم در سايت موجود است.

بيننده (ادامه بحث):

من نوارش را ندارم. خودم نوشته ام و الآن هم پيدا كردم و زنگ زدم.

جواب:

اصلاً هم چنين چيزي را بنده در عمرم نگفته ام كه أهل سنت در ايران مجموعاً ٢ ميليون نفر هستند. آماري در آنجا عرض كردم و گفتم كه مثلاً در استان سيستان و بلوچستان چند نفر هستند و در استان كردستان چند نفر هستند و در استان خراسان چند نفر هستند و آمار را عرض كردم و نوارش هم موجود است و متن اين نوار هم در سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com موجود است و صداي من الآن موجود است. نبايد پشت سر آدم زنده إفتراء بست. من عرض كردم كه قريب ١٠٪ مردم ايران أهل سنت هستند. در همان جا هم گفتم كه حدود ٧ ميليون و اندي در ايران سني هستند. شما فكرتان در جايي ديگر بوده است و به جاي عدد ٧، عدد ٢ را نوشته ايد. شما نبايد اين طور بي گدار، جلوي ميليون ها انسان إفتراء ببنديد. اين زيبنده بزرگواري مانند حضرت عالي نيست.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

من از امام باقر (عليه السلام) چند روايت مي خوانم.

١. درباره بيعت حضرت علي (عليه السلام)، حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايد:

و بيعة أبو بكر كما ... فبيعة عثمان فبيعة، إن ذلك في بيتي ثم ... .

با أبو بكر بيعت كردم، همان گونه كه شما بيعت كرديد و با عمر بيعت كردم، همان گونه كه شما بيعت كرديد و در بيعت با او وفادار بودم و با عثمان بيعت كردند و من هم با او بيعت كردم.

 

مستدرك نهج البلاغه، شيخ كاشف الغطاء، چاپ لبنان، ص ١١٩ و ١٢٠

٢. امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:

و لست بمنكر فضل أبي بكر و ... ؟

اين روايت هم در كشف الغمة إربلي، ج ٣، ص ٧٨ آمده است.

٣. آيه قرآن كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَي الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

 

سوره مائده / آيه ٥٤

سؤال من اين است كساني كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مرتدّ شدند، خداوند خيلي زود قومي را مي آورد، آن قوم چه كساني بودند كه بعد از ٢٥ سال كه آنها حكومت كردند و نوبت علي شد؟ آيا اگر أبو بكر ـ نعوذ بالله ـ ظالم يا كافر بود، مي آمد خليفه اسلام به دست بگيرد كه براي مسلمانان سرافراز بودند و چند كشورها را گرفتند مانند حضرت عمر كه شما برادران شيعه مي گوييد اصلاً به ايران نيامده، وقتي حضرت عمر به ايران آمد و ... . من دوست دارم همين الآن جواب مرا بدهيد.

جواب ٦ :

شما كتاب صحيح مسلم، جلد ٥، صفحه ١٥٢، كتاب الجهاد، باب الفيء را بخوانيد كه از قول خود جناب عمر بن خطاب نقل مي كند كه به حضرت علي (عليه السلام) و عباس گفت:

فلما توفي رسول الله صلي الله عليه و سلم قال أبو بكر: أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم ... فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا ... ثم توفي أبو بكر و أنا ولي رسول الله صلي الله عليه و سلم و ولي أبي بكر، فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا ... .

وقتي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، أبو بكر گفت: من جانشين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هستم و شما دو نفر [علي و عباس] عقيده تان درباره او اين بود كه او دروغ گو و گنه كار و حيله گر و خائن بود و وقتي أبو بكر از دنيا رفت، من جانشين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و جانشين أبو بكر شدم و شما دو نفر عقيده تان درباره من اين بود كه من دروغ گو و گنه كار و حيله گر و خائن هستم.

در صحيح بخاري، جلد ٥، صفحه ٨٢ و صحيح مسلم، جلد ٥، صفحه ١٥٤ صراحت دارد كه أمير المؤمنين (عليه السلام) تا ٦ ماه بيعت نكرد:

و لم يكن يبايع تلك الأشهر.

اين نظريه آقايان أهل سنت است. اگر واقعاً حضرت علي (عليه السلام) خلافت أبو بكر را مشروع و صحيح مي دانست، در اين ٦ ماه چرا بيعت نكرد؟ يا بايد بگوييد كه ـ نستجير بالله ـ حضرت علي (عليه السلام) مقصر بوده و كار خلاف كرده است، كه خودتان هم اين را قبول نداريد و حضرت علي (عليه السلام) را جزء عشره مبشره مي دانيد و اگر بگوييد كه حضرت علي (عليه السلام) خلافت أبو بكر را قبول نداشته است، همان طور كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هم به هيچ وجه بيعت نكرد و با حالت غضب از دنيا رفت.

شما رفته ايد عبارتي را از كتاب كشف الغمة به غلط مي خوانيد و اين روايات خودتان را رها كرده ايد. شما رفته ايد از كتاب هاي دست سوم و چهارم، روايات ضعيف مي آوريد. ما وقتي حرف مي زنيم، بررسي مي كنيم و از صحيح بخاري و صحيح مسلم روايت مي آوريم و جلد و صفحه و شماره حديث را مي گوييم و اگر از كتاب هاي ديگر مي آوريم، بررسي سندي مي كنيم و مي گوييم كه اين روايت از ديدگاه آقايان أهل سنت، صحيح يا ضعيف است و تمام اين قضايا را مطرح مي كنيم. شما اگر راست مي گوييد، يك روايت از كتاب هاي شيعه بياوريد و بررسي سندي بكنيد و مثلاً بگوييد در كتاب الكافي فلان روايت هست و كليني (ره)، علامه مجلسي (ره)، علامه حلي (ره) و شيخ طوسي (ره) هم گفته اند روايت صحيح است. وگرنه هر روايتي را آوردن و نقل كردن، كار هر نقالي است و ارزشي ندارد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»