سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣٢٤ - تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها ١٢ - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)

تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها ١٢ - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)

کد مطلب: ٥٤٨٨ تاریخ انتشار: ٠٩ شهریور ١٣٨٩ تعداد بازدید: ١٨٨٨ سخنراني ها » شبکه ولايت تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها ١٢ - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
حبل المتين ٨٩/٠٦/٠٩

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٠٩ / ٠٦ / ٨٩

آقاي كاشاني

در ابتداء برنامه، چند كلمه راجع به فضائل أمير المؤمنين (عليه السلام) براي ما صحبت بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

به حق بايد اعتراف كنيم كه سخن گفتن درباره أمير المؤمنين (عليه السلام) سخت است و عقل و زبان بشري و اين حروف ٢٨ گانه تهجّي، از بيان آن عاجز است. كسي مي تواند درباره حضرت علي (عليه السلام) سخن بگويد كه خودش از سرچشمه وحي، آب علم را نوشيده باشد. وگرنه سخن گفتن ما درباره حضرت علي (عليه السلام)، مطابق فكر، عقل و سطح معلومات خود ما است و شايد نسبت به ساحت مقدسش جسارت باشد. ولي ما از باب اين كه:

آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد

آنچه كه از آثار ائمه (عليهم السلام) و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به ما رسيده و با دركي كه عقول ما مي كند، نكاتي را براي بينندگان عزيز تبيين مي كنم.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

علي جان! غير از خدا و من، كسي تو را نشناخت.

روايت اول:

مرحوم حسن بن سليمان حلي (ره) در كتاب مختصر بصائر الدرجات كه از كتاب هاي معتبر شيعه است، روايتي را به همين مضمون از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند:

يا علي! ما عرف الله إلا أنا و أنت و ما عرفني إلا الله و أنت و ما عرفك إلا الله و أنا.

يا علي! خدا را جز من و تو، كسي نشناخت و مرا غير از خدا و تو، كسي نشناخت و تو را غير از خدا و من، كسي نشناخت.

مختصر بصائر الدرجات للحسن بن سليمان الحلي، ص١٢٥

روايت دوم:

جالب اين است كه جناب خوارزمي نقل مي كند از إبن عباس از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و مشابه اين روايت از خليفه دوم هم نقل شده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

لو أن الغياض أقلام و البحر مداد و الجن كتاب و الإنس حساب ما أحصوا فضائل علي.

اگر تمام درختان قلم شوند و درياها مركب شوند و تمام جن نويسنده شوند و تمام بشر حساب گر شوند، باز هم نمي توانند فضائل علي را بشمارند.

المناقب للموفق الخوارزمي، ص٣٢ ـ كفاية الطالب للكنجي الشافعي، ص١٥١ ـ فرائد السمطين للجويني، ج١، ص١٦ ـ التذكرة للسبط إبن الجوزي، ص٨

آقاي صاحب بن عبّاد، از شعراي نامي عرب، شعري زيبا دارد كه من غالبا آن را در اين گونه جلسات بيان مي كنم:

و قالوا: عليٌ عليٰ، قلت: لا فإن العليٰ بعلي عليٰ

مي گويند علي مرتبه بالايي گرفت والايي و برتري، به بركت وجود علي است

روايت سوم:

آقاي يعقوبي، مورخ نامي و إبن حجر عسقلاني و ديگران نقل مي كنند:

وقتي علي به خلافت رسيد، هر كدام از صحابه برخاستند و سخني درباره علي گفتند. در اين ميان، صعصعة بن سوهان برخاست و گفت:

والله! يا أمير المؤمنين! قد زينت الخلافة و ما زانتك و رفعتها و ما رفعتك و لهي إليك أحوج منك إليها.

به خدا قسم! اي أمير المؤمنين! اين تو بودي كه به خلافت زينت دادي، نه اين كه خلافت به تو زينت داده باشد و اين تو بودي كه مقام خلافت را بلند كردي، نه اين كه خلافت، مقام تو را بلند كرده باشد و نياز خلافت به تو، از نياز تو به خلافت بيشتر است.

تاريخ اليعقوبي، ج٢، ص١٧٩ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٤٠٧ ـ الصواعق المحرقة لإبن حجر عسقلاني، چاپ مصر، ص١٢٧ ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج٤، ص٤٦٩

روايت چهارم:

آقاي خوارزمي از خليفه دوم نقل مي كند كه درباره حضرت علي (عليه السلام) گفت:

عجزت النساء أن تلدن مثل علي بن أبي طالب.

زنان عالم، عاجزتر از آن هستند كه فرزندي مانند علي بن أبي طالب را به دنيا بياورند.

المناقب للموفق الخوارزمي، ص٨١ ـ مطالب السئول، ص١٣ ـ الأربعين للفخر الرازي، ص٤٦٦

روايت پنجم:

وقتي از أم المؤمنين عايشه درباره حضرت علي (عليه السلام) سؤال كردند، گفت:

ذلك خير البشر و لا يشك فيه إلا الكافر.

او بهترين انسان هاست و جز كافر، كسي در أفضليت او بر ديگران شكي نمي كند.

كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦٢٥ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٣، ص١٢٤ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٧٤ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٢٧٣ ـ الثقات لإبن حبان، ج٩، ص٨١ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٤، ص١٠ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٨، ص٢٠٥

روايت ششم:

آقاي مسلم نيشابوري در صحيح مسلم، جلد ١، صفحه ٦١ از خود أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كند:

و الذي فلق الحب و برأ النسمة! إنه لعهد النبي الأمي صلي الله عليه و سلم إلي أنه لا يحبني إلا مؤمن و لا يبغضني إلا منافق.

قسم به كسي كه دانه را شكافت و بشر را آفريد! از وصاياي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به من اين بود كه جز مؤمن، كسي مرا دوست نمي دارد و جز منافق، كسي با من دشمني نمي كند.

مسند احمد، ج١، ص٨٤ ـ سنن إبن ماجة، ج١، ص٤٢ ـ سنن النسائي، ج٨،ص ١١٧ ـ تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج١٠، ص١٥١ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٧، ص٤٩٤ ـ السنن الكبري للنسائي، ج٥، ص٤٧ ـ مسند أبي يعلي، ج١، ص٣٤٧ ـ صحيح إبن حبان، ج١٥، ص٣٦٧ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص١١٠٠ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص١٢٠

در روايتي هم داريم كه امام صادق (عليه السلام) به شيعيان فرمود:

اگر شيريني و حلاوت محبت حضرت علي (عليه السلام) را در دل تان احساس كرديد، در حق مادرتان دعا كنيد كه در حق پدرتان خيانت نكرده است.

شيريني محبت حضرت علي (عليه السلام)، چيزي نيست كه به هر كسي بدهند.

روايت هفتم:

امام قرطبي نقل مي كند:

عن جماعة من الصحابة أنهم قالوا : ما كنا نعرف المنافقين علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم إلا ببغضهم لعلي عليه السلام.

تعدادي از صحابه مي گفتند: اگر ما مي خواستيم در زمان رسول الله (صلي الله عليه و سلم) منافقين را بشناسيم، با كينه و بغض شان نسبت به علي عليه السلام مي شناختيم.

تفسير القرطبي، ج١، ص٢٦٧ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٦، ص٦٦ ـ تفسير الآلوسي، ج٢٦، ص٧٨ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١٣، ص١٥٥ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٢٨٤ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج٤، ص٣٠ ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص٣٢١ ـ العثمانية للجاحظ، ص٣٠٨ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٣٩٢ ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص٩٣ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٢٩ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج٢، ص٣٢٨ ـ الاستذكار لإبن عبد البر، ج٨، ص٤٤٦ ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج٤، ص٨٣ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص١٠٦

روايت هشتم:

اين روايت تير خلاص است و اگر اين روايت در منابع أهل سنت نبود، آن را عرض نمي كردم. اين روايت هم جزء فرهنگ مردم شده است و در كتاب هاي لغت أهل سنت مانند النهاية في غريب الحديث إبن أثير و لسان العرب إبن منظور و تاج العروس زبيدي در ماده بَوَرَ آمده است كه أبو سعيد خدري نقل مي كند:

كنا معاشر الأنصار نبور أولادنا بحبهم عليا عليه السلام، فإذا ولد فينا مولود فلم يحبه عرفنا أنه ليس منا.

ما گروه انصار، فرزندان مان را به محبت علي عليه السلام آزمايش مي كرديم. اگر فرزندي به دنيا مي آمد و مي ديديم كه علي را دوست نمي دارد، يقين مي كرديم كه آن فرزند از ما نيست و زن مان در حق مان خيانت كرده است.

كفاية الطالب للكنجي الشافعي، ص٧٠ ـ أسني المطالب لإبن الجزري، ص٨ ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج٤، ص١١٠ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج١، ص٤٤٩ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٢٨٧

آقاي إبن اثير در كتاب لغت خود النهاية في غريب الحديث عمدتاً رواياتي را آورده كه اين روايات، داخل فرهنگ مردم شده است و در جلد ١، صفحه ١٦١ و آقاي إبن منظور در لسان العرب، جلد ٤، صفحه ٨٧ و آقاي زبيدي در تاج العروس، جلد ٦، صفحه ١١٨ در ماده بَوَرَ آورده اند و اين نشان مي دهد كه اين روايت، تمام قنطره هاي رجالي را گذرانده است و آن چنان شهرت يافته كه وارد فرهنگ مردم شده است؛ به طوري كه لغت شناسان نامي أهل سنت، اين را به عنوان يك اصل مسلّم و داخل در فرهنگ مردم، در كتاب هاي شان آورده اند.

روايت نهم:

يكي از بالاترين نعمت ها كه حتي از نعمت توحيد و رسالت هم بالاتر است، نعمت ولايت است. در آيه ٦٧ سوره مائده، خطاب به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

آقاي سيوطي در الدر المنثور و آقاي آلوسي در روح المعاني و آقاي رشيد رضا در المنار آورده اند:

بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ «بأن عليا مولي المؤمنين (يا بأن عليا ولي المؤمنين)» وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

تفسير الآلوسي، ج٦، ص١٩٣ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٢، ص٢٩٨ ـ فتح القدير للشوكاني، ج٢، ص٦٠

اگر ولايت حضرت علي (عليه السلام) معرفي نشود، رسالت ناتمام مي ماند. اگر ما بخواهيم در رابطه با همين يك آيه، ده ها جلسه صحبت كنيم، باز هم حق مطلب أداء نشده است.

روايت دهم:

در روايت آمده است كه بعضي از افراد، خدمت امام صادق (عليه السلام) آمدند و طعنه زدند و گفتند:

شما مي گوييد كه همه شيعيان أهل بهشت هستند. حضرت فرمود: بله. گفتند: برخي از آنها گناه مي كنند و شراب مي خورند و نماز نمي خوانند و ظلم مي كنند! حضرت فرمود: چون خداوند شيعيان را دوست دارد، آنها را در دنيا به مصيبت هايي گرفتار مي كند و به خاطر اين گرفتاري ها، گناهان شان پاك مي شود.

در روايت هم داريم كه اگر خداوند، بنده اي را دوست داشته باشد، اگر آن بنده گناه كرد، خداوند او را به گرفتاري و ناراحتي مبتلا مي كند تا كفاره گناهانش شود. ولي خداوند نسبت به كفار كه آنها را دوست ندارد، هر چقدر هم كه گناه كنند، نعمت هاي بيشتري به آنها مي دهد تا زماني كه جان آنها را بگيرد.

گفتند: اگر گناهان شان به قدري زياد بود كه با اين گرفتاري هاي دنيوي هم پاك نشدند؟ حضرت فرمود: خداوند آنها را در قبر عذاب مي كند تا از گناهان شان پاك شوند. گفتند: اگر گناهان شان به قدري زياد بود كه با عذاب قبر هم پاك نشد؟ حضرت فرمود: وقتي خداوند آنها را در روز قيامت حاضر مي كند، بر آنها سخت گيري مي كند و مشكلاتي را براي شان پيش مي آورد تا كفاره گناهان شان شود. گفتند: اگر يك شيعه اي بود كه با گرفتاري هاي قيامت هم گناهانش پاك نشد؟ حضرت فرمود: پس ما در آنجا چه كاره هستيم؟ ما شفاعتش مي كنيم و نمي گذاريم به جهنم برود.

عزيزان شيعه! دوست داران أهل بيت (عليهم السلام) ! ـ حتي از أهل سنت هم خيلي ها دوست دار أهل بيت (عليهم السلام) هستند و چه بسا راه را گم كرده باشند و مسايلي براي شان مشتبه است و اگر آن مسايل روشن شود، آنها هم راه حق را از غير حق تشخيص مي دهند و ما مي بينيم كه روزانه، هزاران و ده ها هزار نفر از عزيزان أهل سنت به طرف أهل بيت (عليهم السلام) كشيده مي شوند ـ، نعمت أهل بيت (عليهم السلام)، نعمتي است كه هيچ چيزي با آن برابري نمي كند.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

با توجه به منابع أهل سنت، آيا مي توانيد چند آيه از قرآن بياوريد كه صراحتاً در حق أمير المؤمنين (عليه السلام) نازل شده باشد؟

استاد حسيني قزويني

جناب إبن عساكر، سيوطي و إبن حجر عسقلاني نقل كرده اند كه إبن عباس مي گويد:

نزلت في علي ثلاثمائة آية.

٣٠٠ آيه در حق علي نازل شده است.

 

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٦٤ ـ تاريخ الخلفاء للسيوطي، ص١٧١ ـ الصواعق المحرقة لإبن حجر عسقلاني، چاپ مصر، ص١٩٦ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٦، ص٢١٩ ـ السيرة الحلبية للحلبي، ج٢، ص٤٧٣

أخيراً هم كتاب هايي نوشته شده به نام علي في القرآن كه آيت ا... شيرازي در ٢ جلد نوشته اند و اين آيات را غالباً از منابع أهل سنت ذكر كرده اند و جديداً هم كتابي ٤ جلدي در همين رابطه نوشته شده است.

هم چنين آقاي سيوطي در تاريخ الخلفاء، صفحه ١٧٢ و آقاي زيني دحلان، مفتي مكه مكرمه در السيرة النبوية، جلد ٢، صفحه ١١ آورده اند:

نزلت في علي أكثر من ثلاثمائة آيه.

بيش از ٣٠٠ آيه در حق علي نازل شده است.

در اين زمينه، مطالب زيادي است و رواياتي كه أهل سنت آورده اند را اگر بخواهيم بيان كنيم، به ديگر سؤالات جناب عالي نمي رسيم.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

مهمترين آيه اي كه مي توانيم استناد كنيم كه در حق أمير المؤمنين (عليه السلام) نازل شده است، كدام است؟

استاد حسيني قزويني

آيات زيادي در اين مورد وجود دارد. در مورد خلافت أمير المؤمنين (عليه السلام)، بهترين آيه، آيه ٥٥ سوره مائده است. ولي آيه اي كه در فضيلت أمير المؤمنين (عليه السلام) آمده، آيه ٦١ سوره آل عمران، يعني آيه مباهله است:

فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَي الْكَاذِبِينَ

وقتي آيه نازل شد:

و لما نزلت هذه الآية، «فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ» دعا رسول الله صلي الله عليه و سلم عليا و فاطمة و حسنا و حسينا، فقال: أللهم هؤلاء أهلي.

صحيح مسلم، ج٧، ص١٢٠، ح٦٣٧٣

آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، حضرت علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و حسنين (عليهما السلام) را با خودشان براي مباهله بردند.

إبن كثير دمشقي هم صراحت دارد:

«وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ» رسول الله صلي الله عليه و سلم و علي بن أبي طالب.

مراد از «وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ»، رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و علي بن أبي طالب هستند.

تفسير إبن كثير، ج١، ص٣٧٩، چاپ دار المعرفة بيروت

آقاي زمخشري كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است، در تفسير الكشاف، جلد ١، صفحه ٣٧٠ وقتي به اين آيه مي رسد، مي گويد:

و فيه دليل لا شيء أقوي منه علي فضل اصحاب الكساء.

هيچ دليلي قوي تر از اين آيه براي فضيلت أصحاب كساء نيست.

الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الأقاويل للزمخشري، ج١، ص٤٣٤ ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج٢، ص٥٠٣

طبق اين آيه، أمير المؤمنين (عليه السلام)، نفْس و هم سطح و هم سنگ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و در تمام فضائل و مناقب با رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) يكسان است؛ غير از وحي و نبوت.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

ما در فضيلت أمير المؤمنين (عليه السلام) اين همه حديث داريم كه شيعه و سني هم آورده اند. مهمترين حديث در منابع أهل سنت كه مي توانيم در فضيلت أمير المؤمنين (عليه السلام) به آن استدلال كنيم و به آن افتخار كنيم، چيست؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه، شايد بعضي از بينندگان أهل سنت احساس كنند كه ما داريم غلوّ مي كنيم.

روايت اول:

آقاي احمد بن حنبل ـ رئيس حنابله ـ تعبيري را آورده است كه شايد در بيش از ٥٠ مصدر از مصادر معتبر أهل سنت هم آمده باشد كه گفته است:

ما جاء لأحد من اصحاب رسول الله صلي الله عليه و سلم من الفضائل بالأسانيد الصحاح مثل ما لعلي رضي الله عنه.

فضائلي كه درباره علي رضي الله عنه با سندهاي صحيح آمده، در حق هيچ يك از صحابه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نيامده است.

مناقب احمد بن حنبل، ص١٦٣ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٠٧ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص٥١ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٧، ص٢٩٨ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج٤، ص٤٦٤ ـ تفسير الثعلبي، ج٤، ص٨١ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج١، ص٢٧ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٤١٨ ـ المناقب للخوارزمي، ص١١ ـ الكامل في التاريخ - ابن الأثير، ج٣، ص٣٩٩

روايت دوم:

بهترين روايتي كه آقايان أهل سنت در اينجا آورده اند و گفته اند بالاترين حديث در فضيلت أمير المؤمنين (عليه السلام) است، روايتي است كه جناب إبن أبي عاصم در كتاب السنة آورده است و تمام روايات آن محكوم به صحت است. ايشان نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت علي (عليه السلام) فرمودند:

ما سألت الله عز وجل شيئا إلا سألت لك مثله و لا سألت الله شيئا إلا أعطانيه. إلا أنه قال لي: لا نبي بعدك. قال القاضي: لا أعرف في فضيلة علي حديثا أفضل منه.

من هرچه را كه از خداوند خواستم، مانند همان را براي تو هم خواستم و چيزي از خدا نخواستم كه به من نداده باشد. ... قاضي عياض (از شخصيت هاي برجسته أهل سنت كه فقيه و محدث و متكلم است) مي گويد: من تا به حال بالاتر از اين حديث، در فضيلت علي نديده ام.

كتاب السنة لعمرو بن أبي عاصم، ص٥٨٢ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج٨،، ص٤٧ ـ أمالي للمحاملي، ص٢٠٤ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٩، ص١١٠ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج١١، ص٢٩٨

اين نشان مي دهد همان طور كه در آيه مباهله عرض كرديم، در تمام فضائل، غير از بحث نبوت و وحي، هم طراز و هم سنگ نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم از تمام ملائكه و أنبياء (عليهم السلام) برتر است، پس حضرت علي (عليه السلام) هم كه از ملائكه و أنبياء (عليهم السلام) برتر است.

روايت سوم:

روايتي از احمد بن حنبل و عبد الله بن عمر نقل شده كه خيلي جالب است و شايد مضمون اين روايت را خيلي از بنده شنيده باشند. راوي مي گويد از احمد بن حنبل سؤال كردم:

ما تقول في التفضيل؟ قال: في الخلافة أبو بكر و عمر و عثمان. فقلت: فعلي؟ قال: علي من أهل بيت، لا يقاس بهم أحد.

كدام يك از صحابه أفضل هستند؟ گفت: در خلافت، أبو بكر و عمر و عثمان. گفتم: پس علي چه شد؟ گفت: علي از أهل بيت است و أحدي با آنها قابل مقايسه نيست.

مناقب احمد لإبن الجوزي، ص١٦٣

از عبد الله بن عمر هم نقل مي كنند:

إذا عددنا، قلنا: أبو بكر و عمر و عثمان. فقال له رجل: يا أبا عبد الرحمان! فعلي؟ قال: ويحك! علي من أهل البيت لا يقاس بهم، علي مع رسول الله في درجته ، إن الله يقول : «وَ الَّذِينَ آَمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ (طور/٢١)» ففاطمة مع رسول الله في درجته و علي معهما.

وقتي صحابه را در أفضليت مي شمرديم، مي گفتيم: أبو بكر و عمر و عثمان. مردي به عبد الله بن عمر گفت: اي أبو عبد الرحمان! پس علي چه شد؟ عبد الله بن عمر گفت: واي بر تو! علي از أهل بيت است و با كسي با أهل بيت قابل مقايسه نيست؛ علي هم درجه رسول الله است. خداوند مي فرمايد: «وَ الَّذِينَ آَمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ» پس فاطمه هم هم درجه رسول الله است و علي هم هم درجه آنهاست.

شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص٢٧١ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٢٩٧

شعري از إبن أبي الحديد معتزلي در حق حضرت علي (عليه السلام)

آقاي إبن أبي الحديد المعتزلي سني كه از اول تا آخر شرح نهج البلاغه تلاش مي كند خلافت أبو بكر و عمر را تثبيت كند و از همان اول خطبه كه مي گويد:

الحمد لله الذي ... و قدم المفضول علي الأفضل.

شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج١، ص٣

عقيده خودش را نشان مي دهد، ولي وقتي به حضرت علي (عليه السلام) مي رسد، أشعاري دارد كه جالب است. عزيزاني كه به حرم أمير المؤمنين (عليه السلام) مشرف شده اند، وقتي وارد حرم مي شوند، در بالاي ضريح، در گنبد، مي بينند كه اشعاري از إبن أبي الحديد المعتزلي را در آنجا حكّ كرده اند:

يا برق! إن جئت الغري فقل له أتراك تعلم من بأرضك مودع؟

فيك إبن عمران الكليم و بعده عيسي يقفه و أحمد يتبع

بل فيك جبرئيل و ميكائيل و إسرافيل و الملأ المقدس أجمع

بل فيك نور الله جل جلاله لذوي البصائر يستشف و يلمع

فيك الأمام المرتضي، فيك الوصي المجتبي، فيك البطين الأنزع

اي برق! چون به سرزمين نجف رسيدي، به آن بگو: آيا مي داني چه كسي در تو مدفون است؟

موسي بن عمران كليم الله و پس از او عيسي و پس از وي احمد در تو نهان اند.

بلكه جبرئيل، ميكائيل، إسرافيل و همه فرشتگان عالم مقدس بالا در تو نهفته اند.

بلكه نور خداي ذو الجلال است كه براي بينندگان مي درخشد و تلألؤ دارد.

در تو امام مرتضي، در تو وصي برگزيده مصطفي، در تو آن مرد پر از علم و دور شده از شرك و كفر خفته است.

هذا ضمير العالم الموجود عن عدم و سر وجوده المستودع

اين باطن عالمي است كه از كتم عدم به وجود آمده و سر پنهان وجود آن است.

لولا حدوثك قلت إنك جاعل الأرواح في الأشباح و المستنزع

لولا مماتك قلت إنك باسط الأرزاق تقدر في العطاء و توسع

اگر نه اين بود كه تو خود حادث و مخلوقي، مي گفتم تويي كه ارواح را در اجساد قرار مي دهي و بيرون مي كشي.

و اگر مرگ تو نبود، مي گفتم تويي كه روزي ها را مي گستري و در بخشش تنگ مي گيري و گسترش مي دهي.

الروضة المختارة (شرح القصائد العلويات السبع) لإبن أبي الحديد المعتزلي، ص١٣٦ ـ الإمام علي بن أبي طالب لإحمد الرحماني الهمداني، ص٣٧٥

تعبير جرج جرداق مسيحي از حضرت علي (عليه السلام)

هم چنين جرج جرداق مسيحي در كتاب الإمام عليصوت العدالة الإنسانية، جلد ١، صفحه ٤٩ و در ترجمه اش امام علي و حقوق بشر، جلد ١، صفحه ٦٩ تعبيري در مورد حضرت علي (عليه السلام) دارد و مي گويد:

ماذا عليك يا دنيا لو حشدت قواك فأعطيت في كل زمن عليا بعقله وقلبه ولسانه وذي فقاره

اي دنيا! چه مي شد كه تمام قدرت خود را بسيج مي كردي و در هر دوره و عصري، شخصيتي همانند علي با همان عقل، قلب، زبان و ذو الفقارش به جامعه بشري تحويل مي دادي.

تعبير شبلي شميل از حضرت علي (عليه السلام)

آقاي شبلي شميل هم كه شاگرد داروين و ناشر نظريه تحول در شرق است و منكر مقدسات است، وقتي به حضرت علي (عليه السلام) مي رسد، مي گويد:

الإمام علي بن أبي طالب عظيم العظماء، نسخة مفردة، لم ير لها الشرق و لا الغرب صورة طبق الأصل، لا قديما و لا حديثا.

امام علي بن أبي طالب بزرگ بزرگان است و تنها شخصيت جهان است كه جهان هستي، نه در گذشته و نه در حال، همانند او را نديده است.

الإمام علي صوت العدالة الإنسانية، جلد ١، صفحه٣٧

* * * * * * *

آقاي كاشاني

شنيده ام كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در ماه شعبان، آن خطبه عجيب راجع به ماه رمضان را خواندند، أمير المؤمنين (عليه السلام) بلند شدند و فرمودند:

كدام عمل، با فضيلت ترين اعمال است؟

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

الورع عن محارم الله.

سپس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) گريه كردند و أمير المؤمنين (عليه السلام) علت گريه را پرسيدند و حضرت فرمود:

به خاطر تو گريه مي كنم كه در اين ماه، محاسنت به خون سرت خضاب مي شود.

اين يك نوع إخبار بود از قبل، از مظلوميت أمير المؤمنين (عليه السلام) كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از آن خبر دادند.

آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در جاهايي ديگر، خبر از مظلوميت أمير المؤمنين (عليه السلام) و ظلم هايي كه نسبت به ايشان مي شود، داده است؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه، سخن زياد است. روايتي را كه بزرگان أهل سنت آورده اند و بر صحت آن تصريح كرده اند، مي خوانم كه أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در يك باغي در اطراف مدينه بوديم كه ديدم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) گريه مي كند:

قلت: يا رسول الله! ما يبكيك؟ قال: ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك إلا من بعدي.

گفتم: اي رسول خدا! چرا گريه مي كنيد؟ حضرت فرمود: كينه هايي خفته در سينه بعضي ها مي بينم كه بعد از من، به منصه ظهور خواهد رسيد.

در اينجا أمير المؤمنين (عليه السلام) نگران اين كنيه ها و ظلم ها نشد و عرضه داشت:

يا رسول الله! في سلامة من ديني؟ قال: في سلامة من دينك.

اي رسول خدا! آيا در آن حال، دين من سالم است؟ حضرت فرمود: دين تو در سلامت است.

مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٩، ص١١٨ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١١، ص٦٠ ـ مسند أبي يعلي، ج١، ص٤٢٧ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٧، ص١٧٣ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٣٢٢ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج٤، ص٤٨٠ ـ المناقب للخوارزمي، ص٦٥ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٢٣، ص٢٤٠

در روايت ديگري كه حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين، جلد ٣، صفحه ١٤٠ مي آورد و صراحت دارد كه اين روايت صحيح است، أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

مما عهد إلي النبي (صلي الله عليه و سلم) أن الأمة ستغدر بي بعده.

از وصاياي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به من اين بود كه أمت، بعد از پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، در حق من حيله مي كنند.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) روزي به أمير المؤمنين (عليه السلام) بشارت دادند:

من روزي را مي بينيم كه محاسن تو از خون فرقت خضاب شده است.

كه إن شاء ا... اينها را هم عرض خواهيم كرد.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

خيلي ها اين را نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و ديگر ائمه (عليهم السلام) مطرح كرده اند كه هر كسي، يك طوري از دنيا مي رود. مظلوميت أمير المؤمنين (عليه السلام) كه ما خود را سينه چاك ايشان مي دانيم و مدعي هستيم كه دنيا و بشريت بايد سياه پوش شود و عزاداري كند، آيا فقط اين است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) در محراب عبادت كشته شده است؟ يا نه، اوج مظلوميت او در چيز ديگري است؟

استاد حسيني قزويني

اين تعابير از أمير المؤمنين (عليه السلام) آمده است كه فرمود:

من مظلوم ترين انسان عالم هستم.

يا فرمود:

ما زلت مظلوما منذ قبض الله نبيه.

از روزي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت، مظلوميت قرين من بود.

شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج٢٠، ص٢٨٣ ـ الشافي في الإمامة، ج٣، ص٢٢٣

هم چنين در الإمامة و السياسة إبن قتيبة الدينوري نقل شده است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به امام حسن (عليه السلام) مي فرمايد:

أيم الله يا بني! ما زلت مبغيا علي منذ هلك جدك.

اي فرزندم! قسم به خدا! روزي كه جدت از دنيا رفت، همواره در حق من ظلم شد.

الإمامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج١، ص٤٩

در كتاب بحار الأنوار آمده است:

ما زلت مظلوما منذ ولدتني أمي.

از روزي كه از مادرم به دنيا آمدم، من همواره مظلوم بوده ام.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٢٧، ص٦٢ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج١٢، ص١٢٤ ـ علل الشرائع للشيخ الصدوق، ج١، ص٤٥

من هر وقت به ياد اين روايت مي افتم، بي اختيار منقلب مي شوم. علامه مجلسي (ره) در ذيل اين روايت آورده است:

حتي أن عقيلا كان يصيبه رمد فقال: لا تذروني حتي تذروا عليا، فيذروني و ما بي رمد.

به طوري كه گاهي عقيل به درد چشم مبتلا مي شد و مي گفت: من نمي گذارم دوا به چشم من بريزيد، مگر اين كه اول به چشم علي بريزيد؛ با اين كه من مبتلا به درد چشم نبودم .

جمله جالبي كه من در اين زمينه ديدم كه واقعا قلب انسان را كباب مي كند، اين است:

بينا علي عليه السلام يخطب إذ قام أعرابي، فصاح: وا مظلمتاه! فاستدناه علي عليه السلام، فلما دنا قال له: إنما لك مظلمة واحدة و أنا قد ظلمت عدد المدر و الوبر. قال: و في رواية عباد بن يعقوب، أنه دعاه فقال له: ويحك! و أنا و الله! مظلوم أيضا، هات فلندع علي من ظلمنا.

روزي علي (عليه السلام) بر بالاي منبر بود و يك شخص عرب بلند شد و فرياد زد: در حق من ظلم شده است. علي از او خواست كه جلوتر بيايد. وقتي جلو آمد، علي به او فرمود: در حق تو يك ظلم شده است و به اندازه گياهان و ريگ هاي روي زمين در حق من ظلم شده است. در روايت عباد بن يعقوب آمده است كه فرمود: واي بر تو! به خدا قسم! من هم مظلوم هستم. جلوتر بيا تا با هم نفرين كنيم نسبت به كسي كه در حق ما ظلم كرده است.

شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج٤، ص١٠٦ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٣٤، ص٣٣٧ ـ الغارات لإبراهيم بن محمد الثقفي، ج٢، ص٤٨٩

أمير المؤمنين (عليه السلام) در خطبه شقشقيه مي فرمايد:

فصبرت و في العين قذي و في الحلق شجا.

پس صبر كردم در حالي كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود.

اين اوج مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) است.

ولي باز هم من مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) را در اين نمي بينم كه حق او را غصب كردند و او را ٢٥ سال خانه نشين كردند و او را كشان كشان، مظلومانه به مسجد بردند و به زور بيعت گرفتند و به خانه اش حمله كردند و او را تهديد به آتش زدن كردند و بالاتر از اين؛ من مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) را در اين نمي بينم كه همسرش را جلوي چشمش كتك زدند و همسرش جلوي چشمش پرپر زد، به طوري كه أمير المؤمنين (عليه السلام) در خطبه ٢٠٢نهج البلاغه مي فرمايد:

قلّ يا رسول الله! عن صفيتك صبري و ورق عنها تجلدي ... أما حزني فسرمد ، وأما ليلي فمسهد

اي پيامبر خدا! صبر و بردباري من با از دست دادن فاطمه (سلام الله عليها) كم شده و توان خويشتن داري ندارم ... از اين پس اندوه من جاودانه و شب هايم، شب زنده داري است .

حتي بعد از حدود ٣٨ سال كه أمير المؤمنين (عليه السلام) در جنگ صفين است، إبن عباس، حنا درست كرده بود و به أمير المؤمنين (عليه السلام) تعارف كرد كه او مقداري حنا استفاده كند، أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود:

مگر خبر نداري كه هنوز هم ما عزادار حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هستيم.

ببينيد! مصيبت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اين قدر بر قلب حضرت علي (عليه السلام) اثر كرده است كه حتي بعد از گذشت سي و اندي سال هم فراموش نكرده است.

ولي من معتقدم كه مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) اين نبود، مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) اين بود كه مردم حضرت علي (عليه السلام) را نشناختند و نفهميدند حضرت علي (عليه السلام) كيست و چيست و چه جايگاهي دارد؟ آن دانشمند اروپايي مي گويد:

اي كاش! من در مسجد كوفه بودم يا يك مسجد كوفه اي درست بشود و أمير المؤمنين (عليه السلام) بالاي منبر بنشيند و آن حديث مشهور:

سلوني قبل أن تفقدوني.

را سر دهد و اگر من به جاي پدر عمر بن سعد بودم ـ كه به أمير المؤمنين (عليه السلام) گفت: «به من بگو كه تعداد موهاي سرم چقدر است؟» و أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود: «اگر بخواهم بگويم، مي گويم». ولي أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود: «در داخل خانه تو، گوساله اي در گهواره هست كه آن گوساله، فرزندم حسين را شهيد مي كند» ـ مي گفتم: يا علي! راهِ رفتن به كرات آسمان چگونه است؟ راه تسخير فضا چگونه است؟ راه پيروزي بر اين مشكلات و اين بيماري هاي صعب العلاجي كه دانشمندان امروز، با اين همه پيشرفت، در بن بست قرار گرفته اند، چيست؟ چون من معتقدم حضرت علي (عليه السلام) با آن دانش بي پاياني كه داشت، به گفته خودش، به راه هاي آسمان از راه هاي زمين آگاه تر است.

* * * * * * *

آقاي كاشاني

من سؤالي كردم كه جواب خودم را نگرفتم: آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از نحوه شهادت أمير المؤمنين (عليه السلام) خبر داده اند يا خير؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه، روايات متعددي داريم از كتاب هاي شيعه و سني، مخصوصا در كتاب أسد الغابة في معرفة الصحابة إبن أثير جزري كه از كتاب هاي معتبر أهل سنت است، إبن عباس نقل مي كند كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمودند:

إن الشهادة من وراءك، فكيف صبرك إذا خضبت هذه من هذه بدم و أهوي بيده إلي لحيته و رأسه، فقال علي: يا رسول الله! أما أن تثبت لي ما أثبت، فليس ذلك من مواطن الصبر و لكن من مواطن البشري و الكرامة.

شهادت به دنبال تو مي آيد. چگونه صبر مي كني روزي كه محاسنت از خون فرقت خضاب شود و ... علي فرمود: اي رسول خدا! اگر شهادت نصيب من است، اينجا جاي صبر نيست، اينجا جاي بشارت و كرامت و افتخار است.

أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج٤، ص٣٤ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١١، ص٢٩٥

از جابر بن عبد الله انصاري نقل مي كنند كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

إنك مقتول و هذه مخضوبة من هذه لحيتة من رأسه.

تو كشته مي شوي و اين محاسنت از خون سرت آغشته خواهد شد.

المعجم الأوسط للطبراني، ج٧، ص٢١٨ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٢، ص٢٤٧ ـ دلائل النبوة لأبو نعيم الإصفهاني، ص٥٥٣ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٥٣٦ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٧، ص٤٧

روايت ديگري در مسند أبو يعلي، جلد ٨، صفحه ٥٥ نقل شده است كه روزي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت علي (عليه السلام) فرمودند:

بأبي الوحيد الشهيد! بأبي الوحيد الشهيد!

پدرم فداي تو باد كه تنها و شهيدي! پدرم فداي تو باد كه تنها و شهيدي!

كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٦١٨ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٥٤٩ ـ المناقب للخوارزمي، ص٦٥ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٣٩٧

* * * * * * *

آقاي كاشاني

اين كه فرموديد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نسبت به شهادت حضرت علي (عليه السلام) اين گونه خبر دادند، آيا خود أمير المؤمنين (عليه السلام) هم از شهادت خودشان خبر داشتند و مطلبي را گفته اند يا خير؟ هم چنين در منابع أهل سنت، از قاتل أمير المؤمنين (عليه السلام) چگونه ياد شده است؟

استاد حسيني قزويني

در روايت متعددي داريم كه جناب احمد بن حنبل در مسند خود، جلد ١، صفحه ٩١ نقل مي كند كه أمير المؤمنين (عليه السلام) با خوارج بحث مي كردند و جعد بن بعجه به حضرت گفت:

فإنك ميت.

تو هم روزي خواهي مرد.

فقال علي رضي الله عنه: بل مقتول، ضربة علي هذا تخضب هذه، يعني لحيته من رأسه، عهد معهود و قضاء مقضي و قد خاب من إفتري و عاتبه في لباسه.

علي (رضي الله عنه) فرمود: من كشته خواهم شد. ضربه اي بر فرق من زده مي شود كه محاسن من از خون فرقم خضاب خواهد شد و اين پيماني است كه خداوند كرده است و قضاي إلهي است كه انجام خواهد شد و هر كس به خداوند إفتراء ببندد، ضرر كرده است ... .

كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ص٢٩٧ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٥٤٤ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٣، ص٦٤٧

در رابطه با قاتل أمير المؤمنين (عليه السلام) هم بايد بگويم كه غالب أهل سنت معتقدند كه او جزء أشقي الآخرين است. چون اين عبارت در عمده منابع أهل سنت آمده است.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج٧، ص٦٠ ـ مسند أبي يعلي، ج١، ص٣٧٧ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج٨، ص٣٨ ـ الاستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص١١٢٥ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص١٣٦ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج٢، ص٤٣٤ ـ تفسير القرطبي، ج٢٠، ص٧٨ ـ تفسير الآلوسي، ج٨، ص١٦٨ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١، ص١٤٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٥٤٦ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج٤، ص٣٥ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٧، ص٣٥٨

فقط وهابيت و سركرده و تئورسين وهابيت، مانند إبن تيميه هستند كه نسبت به قاتل أمير المؤمنين (عليه السلام) جسورانه حرف مي زنند و اين نشان دهنده نفاق آنهاست. إبن تيمية مي گويد:

و الذي قتل عليا كان يصلي و يصوم و يقرأ القرآن وقتله معتقدا أن الله و رسوله يحب قتل علي وفعل ذلك محبة لله و رسوله في زعمه.

كسي كه علي را كشت، أهل نماز و روزه و قرائت قرآن بود و در حالي علي را كشت كه معتقد بود خدا و رسولش اين قتل را دوست دارند و اين كار را به خاطر محبت به خدا و رسولش انجام داد.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج١، ص١٥٣

البته آقاي إبن حزم آندلسي هم در كتاب الفِصَل، در مورد قاتل حضرت علي (عليه السلام) مي گويد:

إجتهد فأخطأ و له أجر واحد.

او اجتهاد كرد و در اجتهادش به خطا رفت و به خاطر اجتهادش يك أجر دارد.

الآن به من خبر دادند كه جناب آقاي عبد الله حيدري از كارشناسان شبكه نور اعلام كرده است كه من حاضرم به فلاني به ٣ شرط مناظره كنم:

١. به زبان عربي، ٢. از قرآن، ٣. رو در رو.

أولاً: به زبان عربي نيازي نيست. ما مي خواهيم براي فارسي زبانان صحبت كنيم. اگر بنا شد به زبان عربي حرف بزنيم، يا در شبكه ماهواره اي صفا حرف مي زنيم يا در ساير شبكه هاي عربي زبان يا ايشان بيايد در شبكه ماهواره اي الكوثر و با هم به زبان عربي حرف مي زنيم و هيچ مشكلي نداريم يا در شبكه ماهواره اي العالم يا آنهايي كه احساس مي كنيم عدالت را رعايت مي كنند و مانند مجريان شما نيستند كه اگر وقت را تقسيم مي كنند، ٩٠٪ وقت را به آقايان أهل سنت و وهابي ها مي دهند و ١٠٪ وقت را به شيعه مي دهند. ما آنچه كه در شبكه ماهواره اي المستقلة و در شبكه ماهواره اي صفا ديديم، به اين شكل بوده است. وهابي ها كه مي خواهند لاطائلات مطرح كنند، آزاد هستند و هيچ وقت حرف شان قطع نمي شود، ولي وقتي شيعه مي خواهد حرف بزند، بلافاصله حرف شان قطع مي شود و حرف وسط حرف شان مي اندازند.

ما حاضريم در شبكه جهاني ولايت يا شبكه ماهواره اي نور، فرقي نمي كند براي ما، بنده آماده هستم براي مناظره با ايشان به زبان فارسي. چون ايشان فارس است و بنده هم زبان مادري ام فارسي است.

ثانياً: اين كه ايشان مي گويد «از قرآن باشد»، مرادش چيست؟ قرآن بدون سنت؟ قرآن بدون سنت، قرآن نيست. چون خود قرآن مي گويد:

وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

هر آنچه كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد، عمل كنيد و هر آنچه نهي مي كند، از آن اجتناب كنيد.

 

سوره حشر/آيه٧

بعضي از بزرگان أهل سنت هم مي گويد:

هر كس بگويد قرآن، ولي سنت را قبول نداشته باشد، او ضالّ و مضلّ است.

قرآن بدون سنت، هيچ مفهومي ندارد.

ثالثاً: اين كه ايشان مي گويد «رو در رو باشد»، ما هيچ حرفي نداريم، ايشان اگر مي توانند به ايران تشريف بياورند، ما در خدمت شان هستيم و پذيرايي هم مي كنيم و با كمال احترام، وسيله إياب و ذهاب شان را هم فراهم مي كنيم. البته ما جايزه نمي توانيم بدهيم، چون نه دلارهاي آن چناني داريم و نه ريال هاي عربستاني داريم و امكان اين كه جايزه ٦٠٠ ميليون توماني تعيين كنيم، نداريم. ما با ايشان بحث مي كنيم و بينندگان عزيز ما هم قضاوت كنند. قضاوت بينندگان، بالاترين جايزه است و احتياجي به جايزه قرار دادن ندارد.

ما كاملاً آماده مناظره با ايشان هستيم و ايشان را هم جزء آن افرادي كه من إستثناء كرده بودم، قرار نداده ام. چون ايشان در جلسه هفته گذشته گفته بود:

فلاني گفته است من با كارشناسان شبكه ماهواره اي نور مناظره مي كنم، غير از يكي دو نفري كه بدزبان هستند و فحاشي مي كنند.

من ايشان را جزء آن فحّاش ها نمي دانم. آن آقاي فحّاشي كه از لندن، چشمش را مي بندد و دهانش را باز مي كند و خودش هم نمي فهمد چه مي گويد، ما ارزشي براي افراد قائل نيستيم. اينها ارزش حرف زدن ندارند. ولي اگر جناب آقاي عبد الله حيدري آمادگي داشته باشد، بنده كاملا آمادگي دارم با ايشان، بي قيد و شرط، به زبان فارسي، از كتاب و أهل سنت مناظره كنم. ايشان مي گويد ما أهل سنت هستيم، چطور شد سنت را كنار گذاشته و مي خواهد از قرآن مناظره كنم. ايشان اول بگويد من أهل سنت نيستم و اهل كتاب هستم، ما حرفي نداريم و با ايشان با كتاب صحبت مي كنيم؛ ولي به شرطي كه ايشان بگويد من أهل سنت نيستم و اهل كتاب هستم.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

سؤال من درباره روزه است. مي خواهم به شهرستان بروم، ولي متولد آنجا نيستم و ١٢٠ كيلومتر تا آنجا فاصله دارد. آيا مي توانم روزه را كامل بگيرم؟

جواب:

اگر بعد از ظهر حركت كنيد، روزه آن روز را مي توانيد بگيريد. اگر فردا هم قبل از اذان ظهر به شهرتان برگرديد، مي توانيد نيت روزه بكنيد. ولي اگر تا قبل از اذان ظهر نرسيديد، روزه آن روز بر شما واجب نيست.

* * * * * * *

سؤال: (مولوي علاقي،امام جمعه أهل سنت)

در مسئله خلافت، قرآن مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ

 

سوره نساء/آيه٥٩

در مورد «مِنْكُمْ» مي خواهم صحبت كنيم، يعني رهبران و مقتداهاي شما از خودتان. واضح است كه قيد «مِنْكُمْ» اطلاق بر تمامي انسان هايي است كه در زمان به شرايطي از شايسته سالاري مي رسند كه آن شاخصه هاي رهبري در آنها متبلور مي شود. قيد «مِنْكُمْ»، لفظي عام است كه بر شخصي معين اطلاق نمي شود. يعني مسئله امامت بر اساس اين فرموده قرآني منتفي است و مسئله خلافت در اين آيه واضح است.

پيامبر خدا فرمود:

كانت بنو إسرائيل تسوسهم الأنبياء، كلما هلك نبي خلفه نبي.

پيامبران بني اسرائيل، ملت هاي شان را رهبري مي كردند. هر پيامبري كه فوت مي كرد، پيامبري بعد از او مي آمد.

ممكن است برادران اين را به عنوان نصّي بگيرند كه به جاي هر پيامبري، پيامبري است. اما تكمله حديث، مسئله را واضح تر مي كند كه پيامبر خدا فرمود:

و أنه لا نبي بعدي و سيكون خلفاء فيكثرون، قالوا: فما تأمرنا؟ قال: فوا ببيعة الأول فالأول.

ولي پيامبري بعد از من نخواهد آمد و به زودي خلفاء و جانشينان حقيقي و كاذب زيادي پيدا خواهند شد. گفتند: ما را به چه فرمان مي دهي؟ فرمود: وفا كنيد به بيعت اول، پس بيعت اول.

 

صحيح البخاري، ج٤، ص١٤٤ ـ صحيح مسلم، ج٦، ص١٧

با توجه به اين فرمايش و نصّ كه پيامبر خدا فرمود:

إذا بويعتم لخليفتين، فوا ببيعة الأول.

اگر در يك زمان، ٢ خليفه ادعاي پيشوايي أمت را كردند، به بيعت اول وفا كنيد.

مسئله مشروعيت امام علي بن أبي طالب بر اساس اين نصوص، كاملاً واضح است و مشروعيت كسي ديگر هم كه در برابر امام علي بن أبي طالب قرار مي گيرد، كاملاً بطلانش ثابت است.

برمي گرديم به خلافتي كه حضرت أبو بكر صديق داشتند. أبو بكر صديق، يا بگوييم إجماع يا بگوييم در يك حدّي كه بخش عمده اي از أمت اسلام، رهبري ايشان را پذيرفتند و اين جاي شك نيست. اين روايتي كه برادران أهل تشيع به عنوان اعتراض به خليفه دوم مطرح مي كنند كه حمله آورد به خانه علي بن أبي طالب، خودشان اين را ذكر مي كنند و من اين را حقيقتا بعيد مي دانم و بر فرض، بر اصل مي گيريم كه اين قضيه حمله به خانه به بيت فاطمه زهراء و بيت امام علي بن أبي طالب، اگر راست باشد و اگر اين مسئله را بپذيريم و اگر بر اساس واقعيت هاي تاريخي، در آن شك نباشد، آورده اند كه فاطمه زهراء به عمر بن خطاب عرض كرد:

آيا شما به خانه ما حمله مي آوريد و با ما سر دعوا داريد؟

ببينيد انگيزه چه بوده است؟ اين نص را به عنوان توضيح مسئله بايستي در نظر داشته باشيم و اين توضيح را عمر بن خطاب گفت. يعني كسي كه مخالفت مي كند با خليفه اي كه إجماع أمت و أكثريت قريب به اتفاق أمت آن را قبول مي كنند. فرمود:

اگر بنا باشد و مستلزم اين باشد و احتياج به اين باشد كه با دخترش هم بجنگم، با دخترش هم مي جنگم، فقط به خاطر بقاء دين.

هر چند ما اين مسئله را در هاله اي از ابهام مي بينيم. من هميشه خدمت دوستان عرض كردم و گفتند كه از اين شاخه به آن شاخه مي پريد. مسئله از اين شاخه به آن شاخه پريدن نيست. من عرض كردم كه در مباحث، بايد يك جايگاهي به عنوان بحث روان كاوي شخصيات صحابه را به عنوان مسئله مهم در بحث هاي مان داشته باشيم. يعني بايستي به درون اشخاص نفوذ كنيم كه اينها تا چه اندازه، تا چه حدّ وفا داشتند و محبت پيامبر را داشتند. در جنگ بدر، در ميان آن ٧٢ نفر، عباس اسير شد و عمر بن خطاب گفت: «اي عباس! مسلمان شو و ايمان بياور. به خدا قسم! اسلام آوردن تو پيش من، از اسلام آوردن پدرم خطاب، محب تر و محبوب تر و دوست داشتني تر است».

خليفه كه از طرف امت تعيين مي شود، پيامبر خدا فرمود:

در صورتي كه دوم شخص وارد اين قضيه مي شود و مخالفت مي كنند در برابر بيعت أبو بكر، اين بيعت دوم و مخالفت، مشروعيت ندارد.

مثلا رسول الله مي فرمايد:

لو كان فاطمة بنت محمد.

يعني [حتي] فاطمه به اين سروري، قانون بالا دست اوست، نه رابطه و قرابت. مسئله قرابت، جايگاهش هست، در مورد أهل بيت پيامبر قرآن مي فرمايد:

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

 

سوره شوري/آيه٢٣

اينها همه واضح است. منتهيٰ مسئله قانون، برتر از قوم و خويش گرايي است.

جواب:

صحبت شما مقداري متفرقه بود و شما اين بحث را كرديد كه «وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» و از كلمه «مِنْكُمْ»، تعبير كرديد به «از ميان شما»، پس مشخص است كه اين فرد، فوق بشري نيست و بايد از ميان مردم انتخاب شود.

برادر عزيزم! در آيه ١٥١ سوره بقره آمده است:

كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ

رسولي از ميان شما براي شما فرستاديم.

آيا باز هم در اينجا مي فرماييد كه اين انتخاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، از ميان مردم است و فوق بشري نيست.

در آيه ١٢٨ سوره توبه آمده است:

لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ

پيامبري كه از ميان خود شما آمده است.

در آيه ٢ سوره جمعه آمده است:

هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ

او خدايي است كه پيامبري از ميان شما برگزيد.

در اين گونه مسائل دقت كنيد و حرف هايي را كه بعضي از علماء، بدون حساب و كتاب مي زنند، نياييم همين طوري روي آنتن و در برابر ميليون ها بيننده مطرح كنيم.

اين كه در مورد بيعت فرموديد و دفعه قبل هم گفتم، بحث بيعت، غير از انتخاب خليفه است. با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم بيعت كردند، ولي بيعت مردم براي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، به نبوت مشروعيت نداد. بيعت يعني: «پيمان بر وفاداري بر عقدي كه بسته مي شود». در صحيح مسلم، جلد ٦، صفحه ٢٣ ، حديث ٤٦٩٢ هم آمده است:

و إذا بويع لخليفتين، فاقتلوا الآخر منهما.

اگر در يك عصري، براي ٢ خليفه بيعت كنند ...

يعني خليفه قبلاً معين شده است و اين خليفه، يا با انتصاب است و يا با انتخاب؛ فرقي نمي كند، خليفه معين شده و براي آن خليفه اي كه معين شده، بيعت مي گيرند. بحث خليفه تمام شده و بحث بيعت رسيده است.

اما اين كه شما راجع به قضاياي أبو بكر گفتيد، خود أبو بكر صراحتاً مي گويد:

إن بيعتي كانت فلتة.

 

أنساب الأشراف للبلاذري، ج١، ص٥٩٠

يعني بيعت من كاملاً اتفاقي و ناگهاني و بدون مشورت بود و متكي بر نصب و مشورت با مردم نبوده است.

جناب عمر، وقتي درباره بيعت أبو بكر مي خواهد صحبت كند، مي گويد:

فلا يغترن إمرؤ أن يقول: إنما كانت بيعة أبي بكر فلتة و تمت، ألا و إنها قد كانت كذلك و لكن الله وقي شرها.

بيعت أبو بكر، اتفاقي و بدون مشورت و فكر و ناگهاني بود. من هم قبول دارم كه بيعت أبو بكر اتفاقي بوده است. بيعت أبو بكر، شرّ خيز و مفسده خيز بود، ولي خداوند شرش را حفظ كرد.

 

صحيح البخاري، ج ٨ ص ٢٦، ح٦٨٣٠

خود أمير المؤمنين (عليه السلام) در صحيح بخاري، جلد ٥، صفحه ٨٣، حديث ٤٢٤٠ و صحيح مسلم ، جلد ٥، صفحه ١٥٤ خطاب به أبو بكر مي فرمايد:

إستبددت علينا بالأمر.

در أمر خلافت، تو در حق ما استبداد كردي.

اين استبداد را براي ما معني كنيد كه چيست؟

در صحيح بخاري، جلد ٤، صفحه ١٩٥، حديث ٣٦٦٩ عايشه صراحت دارد:

لقد خَوَّفَ عمر الناس و إن فيهم لنفاقاً.

عمر براي بيعت با أبو بكر، در ميان مردم، رعب و وحشت ايجاد كرد و مردم را ترساند، چون مردم منافق بودند.

خود عمر هم صراحت دارد:

حين توفي الله نبيه صلي الله عليه و سلم إن الأنصار خالفونا و اجتمعوا بأسرهم في سقيفة بني ساعدة و خالف عنا علي و الزبير و من معهما.

وقتي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، تمام انصار با ما (أبو بكر و عمر) مخالفت كردند و علي و زبير و تمام كساني كه با آنها بودند، با ما مخالفت كردند.

 

صحيح البخاري، ج٨، ص٢٦، ح٦٨٣٠

جالب اين است:

قال رجل للزهري: فلم يبايع علي ستة أشهر؟ قال: لا و لا أحد من بني هاشم

مردي به شهاب الدين زهري گفت: درست است كه علي تا ٦ ماه بيعت نكرد؟ گفت: نه تنها علي، بلكه هيچ يك از بني هاشم هم در اين ٦ ماه بيعت نكردند.

المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج٥، ص٤٧٢ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج٦، ص٣٠٠ ـ تاريخ طبري، ج٢، ص٤٤٨

در رابطه با قضيه حمله به خانه أمير المؤمنين (عليه السلام) هم مفصلاً با بينندگان عزيز صحبت كرديم و نيازي به صحبت دوباره نيست. خود جناب أبو بكر در آخر عمرش مي گويد:

من از ٣ كار پشيمانم كه اي كاش انجام نمي دادم:

فوددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة و أن أغلق علي الحرب ...

اي كاش! من دستور حمله به خانه فاطمه را نمي دادم، اگر چه خانه فاطمه به عنوان پايگاه نظامي بود ... .

تاريخ الإسلام للذهبي، ج٣، ص١١٧ ـ المعجم الكبير للطبراني، ج١، ص٦٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٠، ص٤١٨ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج٣، ص١٠٩ ـ لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج٤، ص١٨٩

آقاي ضياء الدين مقدسي هم مي گويد اين روايت صحيح است و سيوطي هم در مسند فاطمة، صفحه ٣٤ مي گويد اين روايت صحيح است و إبن تيميه حرّاني با آن عداوتي كه با أهل بيت (عليهم السلام) دارد، مي گويد:

أنه كبس البيت.

عمر و أبو بكر دستور دادند و به زور وارد خانه فاطمه شدند.

 

منهاج السنة لإبن تيمية، ج٤، ص٢٢٠

آن وقت اين برادر عزيزم مي گويند:

اگر به زور وارد خانه شدند و تهديد به آتش كردند، به خاطر حفظ دين بوده است.

شما مصدرش را هم نگفتيد و ما عرض مي كنيم أنساب الأشراف بلاذري، جلد ١، صفحه ٥٧٦ كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در جلوي درب، عمر را ديد:

و قالت فاطمة: يابن الخطاب! أتراك محرقا علي بابي؟ قال: نعم و ذلك أقوي في ما جاء به أبوك.

فاطمه گفت: آيا آمده اي خانه مرا آتش بزني؟ عمر گفت: بله، اين كار به خاطر تقويت دين پدرت است.

من از جناب علاقي سؤال مي كنم:

آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي مسلمان شدن افراد، دستور حمله به خانه آنها را داد؟ آيا اين دستور جناب خليفه براي حفظ دين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، مخالف آيه قرآن نيست كه مي فرمايد:

لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ

 

سوره بقره/آيه٢٥٦

آيا اين مخالف با سيره پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟ آيا خود أمير المؤمنين (عليه السلام) با مخالفينش اين گونه برخورد كردند كه اينجا عمر مي گويد: «من براي حفظ دين پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، مي خواهم خانه فاطمه را به آتش بكشم»؟ اين با كدام يك از آيات قرآن و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تطبيق مي كند كه اگر كسي با خليفه اي بيعت نكرد، مستوجب اين است كه خانه اش بايد به آتش كشيده شود. قرآن مي فرمايد:

فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ

هر كس كه مي خواهد ايمان بياورد و هر كس كه مي خواهد كافر شود.

 

سوره كهف/آيه٢٩

اين عمل جناب عمر، قابل توجيه نيست.

* * * * * * *

سؤال:

خداوند در سوره واقعه، انسان ها را تقسيم كرده است:

فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ / ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ / وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآَخِرِينَ

 

سوره واقعه/آيه١٤-١٢

و عده زيادي از آنهايي كه به بهشت مي روند، أهل قديم هستند و عده قليلي هم از انسان هايي امروزي به بهشت مي روند. الآن عده قليلي كه در ميان مسلمانان وجود داردند، همين شيعيان و پيروان أهل بيت (عليهم السلام) هستند. اين را براي ما توضيح بفرماييد.

جواب:

از برادران عزيز تقاضا مي كنم سؤالات تفسيري خود را از حجت الإسلام و المسلمين دكتر رضايي اصفهاني سؤال كنند كه در عرصه تفسير قرآن و علوم قرآني، شايد بگويم كه ايشان در خاورميانه منحصر به فرد هستند. حتي من با خيلي از اساتيد أهل سنت كه در حوزه علوم قرآني ديدار داشتم، در ميان آنها هم كسي مانند ايشان مسلّط به تفسير و علوم قرآني نديدم. من توصيه مي كنم به برادران عزيز كه هر نوع سؤالات قرآني و تفسيري دارند، با برنامه ايشان كه در شب هاي چهارشنبه پخش مي شود، تماس بگيرند و جواب خود را دريافت كنند.

* * * * * * *

سؤال:

در اكثر سال ها، ماه رمضان ايران، يك روز ديرتر از عربستان سعودي آغاز مي شود و شب قدر هم كه يك شب است و ارزش بالايي دارد، بايد دقيقا بررسي كنيم كه اين شب، چه زماني است؟ اين شب را ما بايد بر اساس مكه حساب كنيم يا بر اساس ايران؟ اگر بگوييم هر دو درست است، پس بايد شب قدر بيشتر از ٢٤ ساعت باشد كه عقلاً هم جور درنمي آيد.

جواب:

اين مسئله را برادرمان حجت الإسلام و المسلمين دكتر رضايي اصفهاني صحبت كردند كه شب قدر، شبي است كه از اولين نقطه اي كه در كره زمين، شب ١٩ يا ٢١ يا ٢٣ ماه رمضان آغاز مي شود تا به آن نقطه برسد. الآن مثلاً در ايران و خاورميانه شب است و بعد از ١٠ ساعت در اروپا شب مي شود و بعد از ١٢ ساعت در آمريكا شب مي شود و شب در حال گردش است. اين مسئله بر مبناي رؤيت هلال در هر كشور است و مثلاً براي كسي كه در روز شنبه، اول ماه رمضان ثابت شده است، ايشان بر مبناي ثبوت ماه رمضان، شب قدرش هم بعد از ١٩ روز است و براي كسي كه روز يكشنبه، اول ماه رمضان ثابت شده است، شب قدرش هم بعد از ١٩ روز است. كَرَم خداوند بالاتر از اين است كه اگر كسي اشتباهاً، ولو يك روز، زودتر روزه ماه رمضان را بگيرد يا ديرتر، او را بخواهد از فضيلت شب قدر محروم بكند.

* * * * * * *

سؤال:

در مورد كتاب سليم بن قيس هلالي كه به أسرار آل محمد معروف است، توضيح بفرماييد كه چقدر قابل وثوق است؟

جواب:

إن شاء ا... در فرصتي مناسب در مورد كتاب سليم بن قيس هلالي كه از كتاب هاي معتبر شيعه است و هم خود سليم بن قيس هلالي كه از روات مورد وثوق است، صحبت خواهيم كرد. بنده در مناظره اي كه در شبكه ماهواره اي المستقلة داشتم و در آنجا از من سؤال كردند، مفصل صحبت كردم كه جناب برقي (ره)، از علماء بزرگ شيعه و از استوانه هاي رجالي شيعه، در رابطه با سليم بن قيس هلالي مي گويد:

من الأولياء من اصحاب أمير المؤمنين (عليه السلام).

 

رجال البرقي، ص٤

مرحوم كشي (ره) كه معاصر مرحوم كليني (ره) بود، مي گويد:

قال الباقر (عليه السلام): صدق سليم.

امام باقر (عليه السلام) فرمود: آنچه را كه سليم بن قيس در اين كتاب آورده، راست گفته است.

 

رجال كشي، ص١٠٥، ش١٦٧

هم چنين جناب نجاشي (ره) در كتاب رجال خود، صفحه ٤ و ٨ و حضرت آيت ا... العظمي خوئي (ره) در معجم رجال الحديث، جلد ٩، صفحه ٢٢٧ مفصل درباره وثاقت آقاي سليم بن قيس آورده اند.

در رابطه با كتاب سليم بن قيس، مرحوم نعماني (ره) (متوفاي ٣٨٠ هجري) مي گويد:

كتابه من الأصول التي ترجع الشيعة إليها و تعول إليها.

كتاب سليم بن قيس، از كتب اصل و مادر شيعه است و شيعه به آن مراجعه مي كند و مورد اعتمادش است.

 

الغيبة للنعماني، ص١٠٢

مرحوم سيد بن طاووس (ره) در كتاب التحرير الطاووسي، صفحه ١٣٦ اين كتاب را تائيد مي كند.

مرحوم علامه حلي (ره) اين كتاب را تائيد مي كند و نويسنده اش را مورد اعتماد مي داند.

 

خلاصة الأقوال في علم الرجال، ص٨٣، ش١

* * * * * * *

سؤال:

عمر در چند جا گفته بود:

لولا علي، لهلك عمر.

لطفا سند اين حديث را بيان كنيد.

جواب:

آقاي إبن عبد البر، از استوانه هاي علمي أهل سنت، در كتاب الإستيعاب، جلد ٣، صفحه ١١٠٣ اين تعبير را دارد:

فكان عمر يقول لولا علي لهلك عمر.

عمر همواره مي گفت: اگر علي نبود، عمر هلاك مي شد.

تأويل مختلف الحديث لإبن قتيبة الدينوري، ج١، ص١٦٢ ـ الرياض النضرة في مناقب العشرة، ج٤، ص١٩٤ ـ المناقب للخوارزمي، ص٨١ ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج٤، ص٤٧٠

هم چنين آقاي مناوي در فيض القدير شرح الجامع الصغير، جلد ٤، صفحه ٤٧٠ نقل مي كند كه أبو بكر هم مي گفت:

لولا علي لهلك أبو بكر.

* * * * * * *

سؤال:

أمير المؤمنين (عليه السلام) در خطبه ١٦٤ نهج البلاغه به عثمان مي فرمايد:

چيزي نيست، مگر اين كه ما بدانيم و شما در آن شريك نباشيد.

يعني هر چه ما مي دانيم، شما هم مي دانيد.

و در چيزي سبقت نگرفتيم، مگر اين كه شما هم همراه ما باشيد.

يعني ما از شما پيشي نگرفتيم و در تائيد خلافت عثمان است. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب:

در رابطه با عثمان، نيازي به گفتن نيست. شما به كتاب نهج البلاغه، خطبه سوم مراجعه كنيد كه أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

إلي أن قام ثالث القوم نافجا حضنيه بين نثيله و معتلفه و قام معه بنو أبيه يخضمون مال الله خضمة الإبل نبتة الربيع إلي أن انتكث فتله و أجهز عليه عمله و كبت به بطنته.

تا آن كه سومي (عثمان) به خلافت رسيد، دو پهلويش از پرخوري باد كرده، همواره بين آشپزخانه و دستشويي سرگردان بود و خويشاوندان پدري او از بني اميّه به پاخاستند و همراه او بيت المال را خوردند و بر باد دادند، چون شتر گرسنه اي كه به جان گياه بهاري بيفتد، عثمان آن قدر إسراف كرد كه ريسمان بافته او باز شد و أعمال او مردم را برانگيخت و شكم بارگي او نابودش ساخت.

من گمان مي كنم تندتر از اين نمي شود گفت.

هم چنين أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

من به قدري از عثمان دفاع كردم كه احساس مي كنم خودم را مقصر مي دانم.

نسبت به خليفه اول و خليفه دوم و خليفه سوم هم أمير المؤمنين (عليه السلام) قيام و جنگ نكرد، ولي اينها را غاصب حق خودش مي دانست. ما در اين رابطه، خطبه هاي متعددي از نهج البلاغه را ذكر كرده ايم؛ مانند خطبه ٢٦ و ٥١. حتي أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

فإن هذا الدين قد كان أسيرا في أيدي الأشرار، يعمل فيه بالهوي و تطلب به الدنيا.

همانا اين دين در دست بد كاران اسير گشته بود، كه با نام دين، به هوا پرستي پرداخته و دنياي خود را به دست مي آوردند.

نهج البلاغه، نامه٥٣

* * * * * * *

آقاي كاشاني

شنيده ايم كه أمير المؤمنين (عليه السلام) قبل از شهادت، جمله اي را فرمودند. آن جمله چه بود؟

استاد حسيني قزويني

در هنگامي كه ضربه بر فرق مبارك أمير المؤمنين (عليه السلام) وارد شد، حضرت فرمود:

فزت و رب الكعبة.

اين مربوط به شب ١٩ ماه رمضان است. اما در رابطه با شب شهادت، آنچه كه استوانه هاي علمي أهل سنت نقل كرده اند، مانند إبن أثير جزري در كتاب أسد الغابة في معرفة الصحابة، جلد ٤، صفحه ١١٤ مي گويد:

وقتي أثرات ضربت بر بدن علي تأثير زيادي گذاشت، ... از فرزندانش خداحافظي كرد و فرمود:

إني مفارقكم، فبكت أم كلثوم من وراء الحجاب، فقال لها: أسكتي! فلو ترين ما أري، لما بكيت، قال: فقلت: يا أمير المؤمنين! ماذا تري؟ قال: هذه الملائكة وفود و النبيون و هذا محمد صلي الله عليه و سلم يقول: يا علي! أبشر.

وقت خداحافظي رسيده است. در اين هنگام، ناله أم كلثوم از پشت پرده بلند شد. حضرت فرمود: دخترم ساكت باش! اگر مي ديدي آنچه را كه من مي بينم، گريه نمي كردي. راوي مي گويد: گفتم: يا أمير المؤمنين! چه چيزي مي بيني؟ حضرت فرمود: مي بينم كه ملائكه و أنبياء، دسته دسته به استقبال من آمده اند و اين محمد (صلي الله عليه و سلم) است كه مي گويد: اي علي! بر تو بشارت باد.

در روايت ديگري آمده است كه آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) اين آيه را خواند:

وَ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ (سوره آل عمران/آيه١٩٨)

آنچه كه نزد خداوند است، براي بندگان خوب بهتر است.

نهج البلاغه، نامه ٢٦

جالب اين كه خود زمخشري، از علماء أهل سنت، از أسماء بنت عميس، همسر أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كند و مي گويد:

علي بر اثر آن زهري كه در شمشير إبن ملجم بود، در شب ٢١ از هوش رفت:

ثم أفاق، فقال: مرحبا! الحمد لله الذي صدقنا وعده و أورثنا الجنة، فقيل له: ما تري؟ قال: هذا رسول الله صلي الله عليه و سلم و أخي جعفر و عمي حمزة و أبواب السماء مفتحة و الملائكة ينزلون يسلمون علي و يبشرون، هذه فاطمة قد أطاف بها و صايفها من الحور و هذه منازلي في الجنة، لمثل هذا فليعمل العاملون.

به هوش آمد و فرمود: مرحبا. خدا را شكر كه به وعده هايش عمل كرد و بهشت را ارث ما قرار داد. به او گفته شد: چه مي بيني؟ فرمود: اين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) است و اين برادرم جعفر و عمويم حمزه هستند كه به استقبال من آمده اند و درهاي آسمان به روي من گشوده شده است و ملائكه هم دسته دسته بر من نازل مي شوند و بر من سلام مي كنند و مرا بشارت مي دهند. فاطمه را مي بينم كه به استقبال من آمده و اطرافش را حوريان بهشتي احاطه كرده اند و اين منازل و جايگاه من در بهشت است.

ربيع الأبرار للزمخشري، ص٥٩٩

به نظر من، بالاترين چيزي كه در اين شب، براي أمير المؤمنين (عليه السلام) شگفت انگيز و مايه خوشحالي بود، اين بود كه بعد از سي و اندي سال، به ديدار حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي رود. فاطمه اي كه از بدو شهادتش، حضرت علي (عليه السلام) عزادار او بود و در شب شهادتش و به هنگام دفنش فرمود:

و ستنبئك إبنتك بتضافر أمتك علي هضمها، فأحفها السؤال و استخبرها الحال.

به زودي دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستم كاري بر او اجتماع كردند، از فاطمه بپرس و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير.

نهج البلاغه، خطه ٢٠٢

در بعضي از روايات آمده است كه آقا أمير المؤمنين (عليه السلام)، فرزندان را سفارش كرد به امام حسن (عليه السلام) و فرمود كه بعد از من، او امام است و اطاعتش بر همگان واجب است.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»