سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣١٧ - وهابيت و توحيد ٠٢

وهابيت و توحيد ٠٢

کد مطلب: ٥٤٨١ تاریخ انتشار: ٠٤ مهر ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٢٩٨٣ سخنراني ها » شبکه ولايت وهابيت و توحيد ٠٢
حبل المتين ٨٩/٠٧/٠٤

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٠٤ / ٠٧ / ٨٩

آقاي محسني

از استاد حسيني قزويني درخواست مي كنم صحبت مقدماتي را با بينندگان عزيز بفرمايند

استاد حسيني قزويني

. . .

ما در جلسه گذشته، بحثي را آغاز كرديم با عنوان «وهابيت و توحيد» و اشاره كرديم كه وهابيت، ما را مشرك مي دانند؛ نه تنها ما را، بلكه تمام أهل سنت را غير از خودشان، مشرك مي دانند و ما را دعوت به توحيد مي كنند.

در جلسه گذشته، چند برگ از توحيد و خداشناسي وهابيت تقديم كرديم. البته اين نكته را هم خدمت بينندگان عرض كنم با توجه به جوّي كه در رابطه با أم المؤمنين عايشه ايجاد شده و مخالفين شيعه و معاندين و وهابي ها، اين موضوع اهانت به عايشه را بهانه قرار داده اند تا عقائد شيعه را در رسانه هاي بين المللي و ماهواره ها مورد هجمه قرار بدهند، در تلفن ها يا پيامك هايي كه عزيزان داشتند، بسياري از عزيزان درخواست كردند چند جلسه در رابطه با أم المؤمنين عايشه از نظر قرآن و سنت و آنچه كه در گذر تاريخ در رابطه با عايشه اتفاق افتاده، به استناد كتب أهل سنت، برنامه اي داشته باشيم. ما در همين جا قول مي دهيم در مناسبت ويژه اي، مباحث مربوط به تمام أمهات المؤمنين را إن شاء ا... خدمت عزيزان بيننده تقديم خواهيم كرد. ولي چه كار كنيم كه گرفتار يك دسته از وهابيت افراطي هستيم كه نه خود را تابع قرآن مي دانند و نه تابع سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و نه براي ائمه عصمت و طهارت (عليهم السلام) ارزشي قائل هستند. چيزهايي را در ذهن شان جاي داده اند و حتي اگر قرآن، برخلاف نظر آنها باشد، آيه قرآن را تأويل و توجيه مي كنند و اگر سنت صريحي بر خلاف آن پيدا كنند، تلاش مي كنند آن را به نوعي توجيه كنند و يا با پديده نادرست نسخ، آيه قرآن را كنار بزنند. ما به حول و قوه إلهي و عنايت ويژه حضرت بقية الله الأعظم (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) در اين زمينه إن شاء ا... برنامه اي منصفانه و عادلانه خواهيم داشت.

* * * * * * *

آقاي محسني

وهابيت، عمدتا ما شيعيان را مشرك مي دانند. در عقايد، بحث توحيد يكي از مباحث مهمي است كه در بين وهابيت و شيعه مطرح است و عمدتا آنها ما را دعوت به توحيد مي كنند. در صورتي كه وقتي به كتب مراجعه مي كنيم و عقايد توحيدي آنها را نگاه مي كنيم، مي بينيم كه خيلي وحشتناك است و قائل به جسمانيت خداوند هستند كه مخالف صريح قرآن و روايات است. نظر شما در رابطه با تجسيم چيست؟

استاد حسيني قزويني

در جلسه گذشته هم اشاره كرديم كه خود إبن تيميه صراحتا اعلام مي كند كه در آيات قرآن و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، هيچ دليلي بر عدم جسمانيت خداوند نداريم. بعد از او هم إبن قيّم جوزيه و هيئت عالي إفتاء عربستان سعودي همين قضيه را دنبال كرده اند و براي خداوند، دست و پا و چشم و ساق و ساير اعضاي بدن را ترسيم كرده اند. به تعبير أبو يعلي كه ليدر وهابيت است، صراحتا اعلام مي كند:

در ذات اقدس ربوبي ما را معاف كنيد و من نمي توانم بگويم كه خداوند، ريش و عورت دارد. غير از اين دو مورد، هر آنچه را كه شما بخواهيد، من براي خداوند، تصور كردنش را خلاف قرآن و سنت نمي دانم.

اين را در جلسه گذشته با سندهاي معتبر از منابع أهل سنت بيان كرديم و اشاره كرديم كه اين، كاملا مخالف قرآن است و قرآن مي فرمايد:

لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ

سوره شوري/آيه١١

خداوند، مثل و مانندي ندارد. اگر بنا شد كه خداوند، چشم و گوش و دست داشته باشد همانند ما، در حقيقت مانند اين است كه ما براي خداوند، مثل و مانندي تصور كرده باشيم. قرآن مي فرمايد:

وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ

سوره إخلاص/آيه٤

هيچ كفو و همتايي براي خداوند نيست.

اولين اشكالي كه در تجسيم است، مخالفت با آيات قرآني است.

يكي از اساسي ترين اشكالاتي كه بر توحيد وهابيت است، اين است كه وقتي مي گويند خداوند، جسم است، جسم، در يك جا است و اين جسم نمي تواند تمام جهان را إشغال كند و بر آن إحاطه داشته باشد. يك جسم مي تواند جلوي چشمش را ببينيد و فراتر از آن را نمي تواند ببيند و شاهد و ناظر باشد. ولي متأسفانه آقايان وهابيت در اينجا، براي اين كه تثبيت كنند جسمانيت خداوند را، محدوديت نظارت و حضور را براي خداوند قائل هستند. شما بينندگان عزيز قضاوت كنيد! جوانان أهل سنت و وهابيت! من از شما تقاضا مي كنم به اين عبارت من توجه كنيد و سپس قضاوت كنيد:

هيئت عالي إفتاء عربستان سعودي كه در رأسش، مفتي اعظم عربستان سعودي است و بالاترين مركز علمي و فقهي وهابيت است و از سراسر جهان، وقتي سؤال علمي مي كنند، تنها مرجعي كه پاسخ گويي سؤالات فقهي وهابيت در سراسر دنيا است، هيئت عالي إفتاء عربستان سعودي است و اينها رسما اعلام كرده اند:

من اعتقد أن الله في كل مكان فهو من الحلولية فإن انقاد لما دل عليه الكتاب و السنة و الإجماع، و إلا فهو كافر مرتد عن الإسلام.

اگر كسي معتقد باشد كه خداوند در همه جا هست و ناظر و شاهد جهان هستي است، او جزء حلولي ها است و اول بايد او را نصيحت و موعظه كرد. اگر از كتاب و سنت و إجماع، دليل آورديم كه خدا نمي تواند همه جا باشد و او قانع شد كه هيچ، و اگر قانع نشد، كافر است و مرتد از اسلام.

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء، ج٣، ص٢١٦

البته اين كتاب الآن روي سايت هاي اينترنتي هست و در سايت خود مفتي اعظم عربستان سعودي و سايت دانشگاه أم القري و در غالب سايت هاي وهابيت اين كتاب وجود دارد.

اين را شما بگذاريد كنار آيه شريفه اي كه مي فرمايد:

وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ

هر كجا باشيد، خداوند با شماست.

سوره حديد/آيه٤

فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ

به هر سو بنگريد و رو كنيد، وجه خداوند آنجاست.

سوره بقره/آيه١١٥

وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

ما از رگ گردن، به انسان نزديك تر هستيم.

سوره ق/آيه١٦

اين آيات را اين آقايان مي خواهند چه كنند؟!

اين توحيد قرآني است و آن هم توحيد وهابيت است كه ما را به آن دعوت مي كنند.

جالب اين كه من در يكي از كتاب هاي معتبرشان به نام تفسير القرآن عبد الرزاق صنعاني (استاد بخاري)، جلد ٣، صفحه ٢٩٩ ديدم كه با صراحت اعلام مي كند:

لو دلي أحد حبلاً إلي الأرض السابعة لوصل إلي الباري عز وجل.

خداوند به گونه اي است كه اگر كسي سطلي را به طبقه هفتم زمين فرو ببرد.

مسند احمد، ج٢، ص٣٧٠ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ص٢٤٩ ـ تفسير مجاهد، ج٢، ص٦٥٥ ـ جامع البيان للطبري، ج٢٧، ص٢٨٢ ـ تفسير الثعلبي، ج٩، ص٢٣٠ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج١، ص٢١ ـ تفسير ابن كثير، ج٤، ص٣٢٥ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٦، ص١٧٠ ـ معجم البلدان للحموي، ج١، ص٢٤ ـ سنن الترمذي، ج٥، ص٧٨ ـ كتاب السنة لعمرو بن أبي عاصم، ص٢٥٥ ـ تفسير القرطبي، ج١، ص٢٦٠ ـ تفسير الآلوسي، ج٢٧، ص١٦٧ ـ العظمة لأبو الشيخ الإصفهاني، ج٢، ص٥٦٠

يعني اگر اين چاهي را بكنند و با اين دلو به زمين هفتم برسند، به خداوند رسيده است.

خيلي عجيب است! بايد ببينيم اين آقاياني كه براي چاه نفت، حفاري مي كنند و به عمق هزار متري و ده هزار متري زمين رسيده اند، آيا به خدا رسيده اند.

جالب اين است كه مي گويد:

اگر اين دلو و سطل را به آنجا بفرستند، خداوند آن را پر از طلا و جواهرات و هدايا مي كند.

ببينيد توحيدي كه اين آقايان ما را به آن دعوت مي كنند، چگونه است؟ آن وقت ببينيد قرآن چه مي فرمايد:

هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآَخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

سوره حديد/آيه٣

توحيدي كه اين حضرات، ما را به آن دعوت مي كنند، توحيدي است كه ساخته و پرداخته امثال كعب الأحبارهاي يهودي است. افرادي كه از تورات و انجيل تحريف شده، اين مطالب خرافي را آورده و وارد تراث أهل سنت كرده اند و امروز آقايان وهابيت، آن را به دست گرفته اند. جالب اين كه همين روايتي را كه خواندم، آقاي بيهقي در كتاب الأسماء و الصفات، صفحه ٥٠٣ نقل مي كند.

از بزرگان اينها، مانند هيثمي، وقتي به اين روايت مي رسد، مي گويد:

و رجاله رجال الصحيح

مجمع الزوائد للهيثمي، ج١، ص٨٦

آقايان وهابي ها نگويند كه فلاني آمد يك روايتي را كه ما قبول نداريم، خواند و مانور داد؛ اين روايت را آقاي هيثمي تصحيح كرده است.

جالب اين است كه آقاي إبن تيميه، بزرگ نظريه پرداز و ليدر وهابيت مي گويد:

في الحديث لو أدلي أحدكم دلوه لهبط علي الله.

اگر كسي دلو و سطل خودش را داخل زمين فرو برد، به خداوند مي رسد.

بيان تلبيس الجهمية، ج٢، ص٢٢٥

اين مطالبي است كه آقايان ما را متهم به شرك مي كنند و متهم مي كنند كه از توحيد فاصله گرفته ايم. ولي ما افتخار مي كنيم كه توحيدمان را از قرآن و ائمه عصمت و طهارت (عليهم السلام) أخذ كرده ايم. إن شاء ا... به حول و قوه إلهي اگر به بخش هاي بعدي برسيم، توحيد قرآني را با توحيد برگرفته از نهج البلاغه أمير المؤمنين (عليه السلام) و برگرفته از عيون أخبار الرضا امام رضا (عليه السلام) را براي بينندگان مي خوانيم تا ببينند چه صفا و لذتي دارد كه وقتي أمير المؤمنين (عليه السلام) خداوند را توصيف مي كند و امام رضا (عليه السلام) صفات خداوند را بيان مي كند، آن چنان خوشحالي و شعف به انسان دست مي دهد كه احساس مي كند در ملكوت أعلي پرواز مي كند! اين توحيد منطبق با قرآن و فطرت و عقل و منطق بشري است.

نكته اي را كه حيفم مي آيد در اينجا عرض نكنم، بيان مي كنم؛ گرچه بعدا در بحث رؤيت كه يكي از مشكلات و معضلات اساسي وهابيت است كه بعضي از أهل سنت هم مأثر شده اند و خدا را قابل رؤيت مي دانند، إن شاء ا... عرض خواهم كرد كه آقايان وهابيت كه معمولا خودشان را حنبلي معرفي مي كنند و تابع احمد بن حنبل مي دانند، در اين رابطه كه قائل به تجسيم هستند، مطالبي را نقل كرده اند كه از جمله آنها، اين است كه آقاي إبن جوزي نقل مي كند از أبو بكر بن مكانم بن أبو يعلي و مي گويد:

كان شيخا صالحا.

قبل از اين كه اين داستان را نقل كند، توثيق مي كند و مي گويد ايشان استاد و آدم صالحي بوده است.

ايشان مي گويد:

در يكي از سال ها، باران خيلي زيادي آمد و من آمدم كنار قبر آقاي احمد بن حنبل تا او را زيارت كنم و ديدم كه قبر او، به زمين چسبيده است:

فرأيت قبره قد إلتصق بالأرض، حتي بقي بينه و بين الأرض مقدار ساف أو سافين، فقلت: إنما تم هذا علي قبر الإمام أحمد من كثرة الغيث! فسمعته من القبر و هو يقول: لا، بل هذا من هيبة الحق عز و جل لأنه عز و جل قد زارني!

با خودم گفتم كه شايد به خاطر بارش باران بوده كه اين قبر، آثارش را كه بايد مقداري بلند باشد، از بين رفته است. همان گونه كه داشتم به اين مسئله فكر مي كردم، يك دفعه شنيدم كه ندائي از قبر آمد و آقاي احمد بن حنبل گفت: نه، اين كه مي بيني قبر من با زمين يكسان شده و هيچ برآمدگي ندارد، از هيبت خداوند است؛ زيرا خداوند به زيارت قبر من آمده بود.

به به از اين توحيد! بنازم به اين توحيد! اينها را براي مردم بيان كنيد. خداوند، به زيارت قبر آقاي احمد بن حنبل مي رود! آقاي مي فرمايند: «رفتن به زيارت قبر امام رضا (عليه السلام) شرك است»، ولي مي گويند: «خداوند به زيارت قبر احمد بن حنبل مي رود». شايد خداوند هم مشرك شده است!

راوي مي گويد كه احمد بن حنبل گفت:

فسألته عن سرّ زيارته إياي في كل عام، فقال عز وجل: يا أحمد! لأنك نصرت كلامي، فهو ينشر و يتلي في المحاريب.

سؤال كردم از خدا: چرا هر سال به زيارت قبر من مي آيي؟ خداوند فرمود: اي احمد! تو كلام مرا در ميان مردم منتشر كردي؛ كلام من در ميان مردم خوانده مي شود و در محراب ها تلاوت مي شود.

احمد بن حنبل مي گويد:

لذا، وقتي خداوند به زيارت قبر من مي آيد، خاك قبر من از هيبت خداوند، به لرزه مي افتد و با زمين يكسان مي شود.

بينندگان عزيز توجه كنند اين نكته را و نمي دانم بگويم بخنديد يا گريه كنيد؟! من نمي دانم!

براي اين كه وهابيت، غلوّ نكنند و بگويند حتما آقاي احمد بن حنبل، به قدري مقامش بالاست كه خداوند به زيارتش مي آيد، مي گويند:

فقال لي: يا بني! ليس هذا كرامة لي و لكن هذا كرامة لرسول الله (ص)! لأن معي شعرات من شعره! ألا و من يحبني يزورني في شهر رمضان! قال ذلك مرتين.

احمد بن حنبل به من گفت: فرزندم! خداوند كه به زيارت قبر من مي آيد، به خاطر جايگاه من نيست، بلكه به خاطر كرامت رسول الله (صلي الله عليه و سلم) است؛ زيرا همراه من، موئي از موهاي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) است و به خاطر آن است كه خداوند هر سال به زيارت قبر من مي آيد.

بايد گفت به به! يا باد بگوييم: إنا لله و إنا إليه راجعون. اگر بنا باشد خداوند ـ نستجير بالله ـ به خاطر موي بدن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، سالي يك بار به زيارت قبر احمد بن حنبل برود، بايد روزي چندين بار به زيارت قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) برود. خيلي عجيب است! واقعا من نمي دانم اسم اين توحيد را چه بگذاريم؟! اين خدا شناسي را چه بناميم؟!

آقاي آلوسي، از ليدرهاي وهابيت، در كتاب روح المعاني، در بعضي از جاها، ركيك ترين فحش ها را به شيعه داده است؛ بدترين جسارت ها و فحش ها را به بزرگان ما مانند شيخ مفيد (ره) و شيخ صدوق (ره) داده است و در ذيل بعضي از آيات، آورده است كه شيعيان مشرك هستند و ...، چون به معتقدند كه بايد به أهل بيت (عليهم السلام) متوسل شد. كتاب روح المعاني در غالب كتابخانه هاي أهل سنت هست و من گمان نمي كنم در هيچ كتابخانه اي در دنيا كه براي أهل سنت و وهابيت است، تفسير آلوسي در آنجا نباشد و اين كتاب در سايت هاي مختلف هم هست و در تمامي برنامه هاي نرم افزاري شيعه و سني، اين كتاب وجود دارد.

بدبختي اين است كه اين روايات جعلي و تجسيم را به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) چسبانده اند و از قول ايشان نقل كرده اند و اين بالاترين ظلم است. اگر واقعا اين شبكه هاي وهابي مي خواهند از عايشه دفاع كنند، بيايند جمع شوند از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دفاع كنند و اين اهانت ها به ساحت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را بزدايند.

ايشان در ذيل روايت:

رأيت ربي في أحسن صورة.

تفسير الآلوسي، ج٩، ص٥٢

مي گويد:

مراد از اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد «رأيت ربي»، بعضي ها مي گويند: «پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، خداوند را در خواب مي ديده است».

بعد مي گويد:

اگر اين است:

فأنا و لله تعالي الحمد قد رأيت ربي مناما ثلاث مرات.

من الحمد لله، خداوند را ٣ بار در خواب ديده ام.

بله، خدايي كه دست دارد و پا دارد و غير از ريش و عورت، همه چيز دارد، به خواب آقاي آلوسي هم مي آيد؛ آن هم ٣ بار، نه يك بار.

جالب اين است كه مي گويد:

بعضي وقت ها خداوند به خواب من مي آيد و با من شروع مي كند به صحبت هاي دوستانه كردن و به من دستور دادن و از من تشكر كردن.

مطالبي مي گويد كه واقعا آدم، بدنش به لرزه مي افتد و موي بدنش سيخ مي شود كه اين طور بي پروا در رابطه با توحيد ذات أقدس ربوبي، جسورانه حرف مي زنند.

قرآن مي فرمايد:

مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَ آَبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

سوره يوسف/آيه٤٠

اين خدايي كه شما مي پرستيد، خدايي است كه ساخته و پرداخته ذهن شما و پدران تان است و بتي را در ذهن خودتان درست كرده ايد و او را به عنوان خدا مي پرستيد و خداوند در قرآنش، هم چنين توحيدي را معرفي نكرده است و رسولش هم هم چنين خدايي را به مردم معرفي نكرده است و أهل بيت (عليهم السلام) با هم چنين خدايي آشنا نيستند. الحمد لله كه شيعه با تبعيت از أهل بيت (عليهم السلام) و با إلهام از قرآن، منكر هم چنين توحيدي هستند و شيعه، خدايي را مي پرستد كه:

وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ

سوره إخلاص/آيه٤

لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ

سوره شوري/آيه١١

هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآَخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ

سوره حديد/آيه٣

* * * * * * *

آقاي محسني

اين احاديثي كه در باب تجسيم فرموديد كه اينها قائل به دست و پا و زبان و گوش و غيره براي خداوند شده اند، اين مسائل كه مخالفت صريح با قرآن و عقل و شرع دارد، اينها چگونه وارد فرهنگ وهابيت شده است؟

استاد حسيني قزويني

اين سؤال، شايد سؤال همه بينندگان عزيز باشد. حتي عزيزان أهل سنت كه الآن پاي صحبت ما نشسته اند، اين مسئله به ذهن شان بيايد كه اين تجسيم و سخنان نادرست از كجا وارد فرهنگ وهابيت شده است؟

اين را جناب شهرستاني، از استوانه هاي علمي أهل سنت و شافعي مذهب، در كتاب الملل و النحل، جلد ١، صفحه ١١٧ خيلي بي پروا اين قضيه را روشن كرده است و مي گويد:

وضع كثير من اليهود الذين اعتنقوا الإسلام أحاديث متعددة في مسائل التجسيم و التشبيه و كلها مستمدة من التوراة.

يهودياني كه آمدند خودشان را به مسلماني زدند و دم از اسلام زدند و به ظاهر، ادعاي مسلماني كردند و خواستند با ادعاي اسلام، به اسلام ضربه بزنند، آمدند احاديث متعددي در تجسيم خداوند و تشبيه خداوند به مخلوفات، جعل كردند و وارد فرهنگ أهل سنت كردند و تمام اين مطالب تجسيم و تشبيه، برگفته از تورات است.

آقاي إبن خلدون كه يك چهره آشنا براي شيعه و سني است و من گمان نمي كنم كسي از بينندگان باشد كه با نام ايشان و كتاب تاريخش نا آشنا باشند، صراحتا مي نويسد:

عربِ صدر اسلام، بهره اي از علم و كتاب نداشتند و مطالب مربوط به آفرينش جهان و اسرار هستي را از علماء يهود و أهل تورات يا از نصاري، همانند كعب الأحبار و وهب بن منبه و عبد الله بن سلام مي پرسيدند.

من تقاضا دارم كه عزيزان، دقت كنند و علماء أهل سنت و وهابيت، آنهايي كه منصف هستند و ما احساس مي كنيم با وجدان شان گفت و شنودي دارند، اين عبارت را خوب دقت كنند.

آقاي إبن خلدون مي گويد:

فامتلأت التفاسير من المنقولات عندهم في أمثال هذه الأغراض أخبار موقوفة عليهم و ليست مما يرجع إلي الاحكام فتتحري في الصحة التي يجب بها العمل و تساهل المفسرون في مثل ذلك و ملأوا كتب التفسير بهذه المنقولات و أصلها كما قلنا عن أهل التوراة الذين يسكنون البادية و لا تحقيق عندهم بمعرفة ما ينقلونه من ذلك

تفاسير ما أهل سنت، مملو است از اين منقولات يهوديان و مسيحياني كه آمده اند مسائل خرافي تورات و انجيل را وارد تفاسير ما كرده اند و مفسرين ما أهل سنت هم در اين زمينه، سهل انگاري كرده اند و مفسرين ما أهل سنت، كتاب هاي تفسيري را مملو كرده اند از گفته هاي دروغ و ساخته و پرداخته يهوديان و تمام اين مطالبي كه در كتاب هاي تفسيري ما أهل سنت است در رابطه با تجسيم و اهانت به پيامبران و غيره، برگرفته از تورات است و توسط يهودياني مانند كعب الأحبار و وهب بن منبه و عبد الله بن سلام وارد فرهنگ ما أهل سنت شده است.

تاريخ إبن خلدون، ج١، ص٤٤٠

آقاي إبن كثير دمشقي كه يك چهره آشنا براي وهابيت است و تفسير ايشان براي وهابيت، شايد تالي تلو قرآن باشد و حتي روي واو و الف تفسير إبن كثير، اين آقايان، حساب مي كنند، ايشان در رابطه با احاديث جعلي و نادرستي كه از تورات گرفته شده و مخالف صريح قرآن است و حتي در صحيح مسلم آمده كه إن شاء ا... بعدا مفصلا بحث خواهيم كرد كه خداوند صراحت دارد:

وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ

سوره هود/آيه٧

خداوند، آسمان و زمين را در ٦ روز آفريده، ولي صحيح مسلم به نقل از أبو هريره مي گويد:

خداوند، آسمان و زمين را در ٧ روز آفريده است.

خلق الله عز و جل التربة يوم السبت و خلق فيها الجبال يوم الأحد و خلق الشجر يوم الاثنين و خلق المكروه يوم الثلاثاء و خلق النور يوم الأربعاء و بث فيها الدواب يوم الخميس و خلق آدم عليه السلام بعد العصر من يوم الجمعة في آخر الخلق في آخر ساعة من ساعات الجمعة فيما بين العصر إلي الليل.

صحيح مسلم، ج٨، ص١٢٧

جالب اين است كه إبن كثير مي گويد:

و هذا الحديث من غرائب صحيح مسلم و قد تكلم عليه علي بن المديني و البخاري و غير واحد من الحفاظ و جعلوه من كلام كعب و أن أبا هريرة إنما سمعه من كلام كعب الأحبار و إنما اشتبه علي بعض الرواة فجعلوه مرفوعا.

اين حديث، از احاديث عجيب و غريب صحيح مسلم است و بسياري از بزرگان مانند علي بن مديني و بخاري و بسياري از حافظان، اين را گرفته اند از كلام كعب الأحبار كه أبو هريره از او شنيده است و تصور كرده اند كه اين روايت از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) است.

تفسير إبن كثير، ج١، ص٧٢

آقاي محمد رشيد رضا، صاحب تفسير المنار و ناشر فرهنگ وهابيت و سلفي در شمال آفريقا و بارها گفته ايم كه الآن در مصر و ديگر كشورهاي شمال آفريقا، اگر افكار سلفي وجود دارد، عمدتا تأثيرگذاري سخنان آقاي سيد محمد رشيد رضا بوده است و ايشان مي گويد:

إن كعب الأحبار كان من زنادقة اليهود الذين أظهروا الإسلام و العبادة لتقبل أقوالهم في الدين و قد راجت دسائسه و انخدع به بعض الصحابة و رووا عنه و تناقلوا أقواله بدون اسناد إليه.

كعب الأحبار از زنديق ها و ملحدان يهود بوده است كه به ظاهر اسلام آوردند و نماز خواندند تا مسلمانان حرف اينها را بپذيرند و قبول بكنند، تا اين كه دسيسه ها كعب الأحبار در جامعه اسلامي جا افتاد و بعضي از صحابه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فريب خوردند و تصور كردند كعب الأحبار، مطالب درست و اسلامي را بيان مي كند و مطالب او را به عنوان يك مسئله اساسي پذيرفتند.

بعد ايشان مي گويد:

بعضي از افراد، به تبع اين قضايا، آمدند مطالب خلاف و اسرائيليات را از كعب الأحبار گرفتند و در ميان مردم منتشر كردند و غالب مطالب مربوط به خلقت و تكوين و پيامبران، همه اش برگرفته از دسيسه هاي كعب الأحبار زنديق است.

مجلة المنار، ش٢٧، ص٥٤١

اگر به اين كتاب مراجعه كنيد، ايشان مفصلا در رابطه با دسائس يهود و اسرائيلياتي كه از كانال اين معاندين و دشمنان سرسخت اسلام كه وارد حوزه اسلامي شده، سخن گفته است.

* * * * * * *

آقاي محسني

اخيرا در ١٥ ماهواره، قضيه اهانت به عايشه، همسر گرامي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مطرح شده است و سر و صدا و غوغاي عجيبي را راه انداري كرده اند. مي خواستم بدانم كه آيا واقعا اينها براي دفاع از همسر و ناموس رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) است؟ يا نه، هدف ديگري در كار است و قضيه ديگري را دنبال مي كنند؟

استاد حسيني قزويني

وهابي ها دنبال بهانه و سوژه هستند تا مطلبي را از زبان يك عالم شيعي يا يك جاهل بگيرند و شروع كنند به تاخت و تاز كردن به شيعه و فرهنگ شيعه. در ماه رمضان، آقايي به نام ياسر الحبيب در لندن، كار زشت و خلافي كرد و ما و مراجع عظام تقليدمان هم اين كار را محكوم كرديم و من نظريه مراجع عظام تقليد را در ٢ جلسه گذشته بيان كردم و نزديك به يكصد نفر از شخصيت هاي علمي شيعه در عربستان سعودي، در منطقه قطيف، اين أمر را محكوم كردند و حتي اين قضايا در روزنامه رسمي عربستان سعودي به نام الرياض چاپ شد. آقاي دكتر قرضاوي به عنوان رئيس هيئت علماء أهل سنت، نامه تشكري نوشت و از اين عملكرد علماء شيعه تشكر كرد. اين نامه را به جناب شيخ حسن صفار، از استوانه هاي علمي شيعه در عربستان سعودي نوشت و درتمام سايت ها هم آمد. هم چنين در كويت و جاهاي ديگر و مجمع جهاني أهل بيت (عليهم السلام) و شخصيت هايي مثل جناب آيت ا... حيدري در شبكه جهاني كوثر و ديگران محكوم كردند. ولي اين آقايان كاري نداشتند به اين عذرخواهي ها.

چند روز پيش براي من سي دي هايي فرستادند كه حدود ١٥ شبكه ماهواره وهابي ها، اين مسئله را براي كوباندن شيعه، براي خودشان سوژه قرار دادند؛ آن هم به نام دفاع از أم المؤمنين عايشه. شما برويد اين برنامه هاي شان را ببينيد، بعضي ها ديده اند و در جلسه گذشته هم بعضي از بينندگان ما تماس گرفتند و گفتند اينها برنامه هاي شان به طوري بود كه عايشه را از خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و از خود قرآن هم بالاتر دانسته اند و گفتند اهانت به عايشه، اهميتش از نوشتن كتاب آيات شيطاني كمتر نيست؛ بلكه بيشتر است. يعني مشخص است كه بحث عايشه و حفصه و أمهات المؤمنين نيست. اينها بغض و كينه خودشان را نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) ابراز مي كنند. چون در ميان أمهات المؤمنين، تنها كسي كه در برابر أمير المؤمنين (عليه السلام) ايستاد و جنگ جمل را راه انداخت و حدود ٣٠ هزار انسان بي گناه در اين وسط كشته شد، عايشه بود و ديگر أمهات المؤمنين با او كاملا مخالف بودند. حتي حفصه، دختر عمر، با عايشه مخالف بود و أم سلمه هم رسما مخالفتش را اعلام كرد و قسم خورد بعد از اين قضيه، ديگر با عايشه، يك جمله هم سخن نگويد و نگفت. تمام اينها به صورت مستند در كتب أهل سنت ثبت است. يا اگر مي آيند بحث معاويه را پيش مي كشند و او را به عنوان خال المؤمنين معرفي مي كنند، مي خواهند آن عداوت شان را با أمير المؤمنين (عليه السلام) بيان كنند. وگرنه اگر واقعا برادر أم المؤمنين بودن، خال المؤمنين و دايي مؤمنين مي شود، چرا اينها يك بار هم نسبت به محمد بن أبي بكر كه برادر عايشه است، خال المؤمنين نمي گويند؟ چون محمد بن أبي بكر موافق حضرت علي (عليه السلام) بود و مخالف آنها. لذا اين واژه «أم المؤمنين»، «مادرم! غم مخور»، «مادرم! تنها نيستي»، اينها مشخص است كه اگر كسي برنامه ها را ملاحظه كند، مي بيند كه اينها بهانه اي است براي كوباندن شيعه و زير سؤال بردن فرهنگ شيعه و آن عقده و حقد و كينه اي كه نسبت به شيعه دارند را با اين وسيله، ابراز كنند و شيعه را در سطح جهان، بكوبند يا زمينه كشتن شيعه را فراهم كنند و به مردم بگويند: «اي مردم! اي جوانان أهل سنت! اي جوانان وهابيت! اگر مي خواهيد از ناموس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دفاع كنيد، ... ». اينها براي شان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مطرح نيست. إن شاء ا... اگر بنا شد در رابطه با أم المؤمنين عايشه برنامه داشته باشيم، من كليپ هايي از برنامه هاي اينها را به زبان فارسي و عربي در اينجا پخش مي كنم و بينندگان عزيز را به قضاوت فرا مي خوانيم كه اينها به دنبال دفاع از ناموش پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيستند. اگر مي خواهند ناموس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دفاع كنيد، بياييد در صحيح بخاري و صحيح مسلم و صحاح سته و كتاب هاي معتبرشان كه بدترين جسارت ها به نواميس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شده را درست كنيد! شما بياييد كتاب صحيح بخاري و صحيح مسلم كه ناموس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را آن هم از زبان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مورد اتهام قرار داده، به مردم اعلام كنيد كه اين روايات، همه اش اسرائيليات است و كعب الأحبارها وارد كرده اند. اين مطالبي را كه در رابطه با عايشه است را بياييد علناً اعلام كنيد كه چه كساني بودند كه به عايشه تهمت زدند؟ آيا صحابه بودند؟ آن روز يكي از بينندگان سؤال كرد آيا كسي كه اتهام فحشاء به عايشه زد، شيعيان بودند؟ علامه مجلسي (ره)، علامه حلي (ره)، شيخ صدوق (ره)، شيخ طوسي (ره) بودند يا محمد بن أبي بكر و سلمان ابوذر بودند؟ يا نه، همين صحابه اي بودند كه امروز آقايان وهابيت، سنگ آنها را به سينه مي زنند و اگر كسي به آنها بگويد بالاي چشم شان ابروست، چشم شان را كور مي كنند. لذا، آنچه كه براي من ثابت است و إن شاء ا... اين را براي بينندگان عزيز هم اثبات خواهيم كرد، اين است كه بحث دفاع از أم المؤمنين عايشه و ناموس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مطرح نيست، اينها دنبال سوژه مي گردند تا شيعه را بكوبند. بعضي از افراد نادان و جاهل و يا مغرض مي آيند در اين دنياي پر غوغايي كه وهابيت دنبال بهانه مي گردند تا شيعه را قلع و قمع كنند، اين چنين كار بي ادبانه جسورانه اي مي كنند و خلاف نظر أهل بيت (عليهم السلام) و مراجع عظام تقليد هم چنين جلسه اي را مي گيرند. گيريم كه قضيه ناموس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست، حداقل اين است كه اين كار، احساسات أهل سنت را جريحه دار مي كنند. اين كار، چه سود و فايده اي براي شيعه دارد؟ من نمي دانم آيا اينها عقل خدادادي را به كار نمي اندازند؟ من با صراحت عرض مي كنم كه اين كارها، جز حماقت، چيز ديگري نيست. ما اسم اين كارها را مي گذاريم حماقت و نفهمي و بي شعوري و جهل. نتيجه اين حماقت ها، خيانت به شيعه است و شيعه را در برابر گلوله وهابي ها قرار دادن است و انتحاري هاي وهابي ها را تحريك كردن است. من يك دفعه عرض كردم كه وقتي عبد المالك ريگي را دستگير كردند، در سؤالاتي كه از ايشان شده بود، اين بود كه گفته بودند:

شما با اين جوانان وهابي چه كار مي كنيد و چه مدتي روي آنها كار مي كنيد كه آماده مي شوند كمربند انفجاري به خودشان ببندند و به مجامع شيعي بيايند و اين كمربند انفجاري را منفجر كنند و هم خودشان را نابود كنند و هم ده ها و صدها انسان بي گناه را نابود كنند. عبد المالك ريگي گفت: ما روي آنها كار علمي و مذهبي نمي كنيم. ما اولين كاري كه مي كنيم، اين است كه چند تا از نوارهاي علماء شيعه را كه به صحابه اهانت و جسارت كردند و به خلفاء اهانت كردند را به آنها نشان مي دهيم و مي گوييم ببينيد آنها كه هستند؟ وقتي يك عالم يا جوان سني مي بينيد كه يك عالم شيعي به صحابه اهانت مي كند و به خلفاء جسارت مي كند، يك پارچه آتش مي شود و سر از پا نمي شناسد و حاضر از تمام وجودش را نه يك بار، چندين بار منفجر كند و ده ها نفر از شيعيان را بكشد.

برادر عزيزم! سرورم! چرا كاري مي كنيد كه قلب مقدس حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) را با اين كارتان جريحه دار مي كنيد و شيعه را در برابر گلوله وهابي ها قرار مي دهيد؟ لذا، عزيزان بايد مقداري دقت كنند.

يكي از اين علماء مشهور، جناب دانشمند اصفهاني، خودش براي من نقل مي كردند:

من در زاهدان بودم و يكي از سران شان به من گفت: فلاني! ما اگر دست شما را هم ببوسيم، كار كمي كرده ايم. گفتم: چطور؟ گفت: بعد از قضيه حزب ا... لبنان، اكثر جوانان ما أهل سنت، متمايل به شيعه شده بودند و داشتند به طرف مذهب شيعه مي رفتند، وقتي نوار اهانت شما به أهل سنت آمد و باز كرديم، همه برگشتند و در مذهب خودشان ثابت قدم ماندند.

آقاي بزرگوار! وقتي شما مي بينيد يك اهانت كردن، باعث مي شود كه اولا خود جوانان شيعه مشكوك مي شود و مي گويند اگر علماء ما دليلي براي اقامه دارند و حرف براي زدن دارند، چرا فحش مي دهند؟ فحش براي اراذل و اوباش است. اين لباس، زيبنده فحش نيست. أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود:

لا تتكلموا بالفحش، فإنه لا يليق بنا و لا بشيعتنا.

زبان تان را به فحش باز نكنيد كه نه زيبنده ما ائمه است و نه زيبنده شما شيعيان.

دعائم الإسلام للقاضي النعمان المغربي، ج٢، ص٣٥٢ ـ مستدرك الوسائل للميرزا النوري، ج١٢، ص٨٢ ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج١٣، ص٤٣٢

لذا ما در اينجا اين را خدمت بينندگان عزيز رسماً اعلام مي كنيم:

اينهايي كه اين چنين بي پروا به أهل سنت اهانت و جسارت مي كنند و احساسات و عواطف أهل سنت را جريحه دار مي كنند، هيچ ارتباطي به شيعه ندارند و سخن شيعه، از زبان مرجعيت شيعه بايد شنيده شود. اگر از زبان مراجع عظام تقليد، مطلبي را شنيده باشند، ما سخن مراجع عظام تقليد خودمان را براي خودمان در زمان غيبت، حجت مي دانيم، نه غير آنها را.

در گذشته در كتاب هاي ما بوده و در كتاب هاي شما هم بوده است. اگر بنا باشد نبش قبر شود، كتاب هاي شما بيش از كتاب هاي شيعه، به صحابه جسارت و اهانت كرده و فحش داده اند و ما إن شاء ا... سر فرصت بيان خواهيم كرد فحش هايي را كه صريحا در كتاب هاي شما نسبت به صحابه داده شده است. ما بايد مقداري بر گذشته ها صلوات بفرستيم و امروز بياييم ببينيم صلاح شيعه و صلاح سني چيست؟ الآن دشمنان اسلام، با همان سلاحي كه در فلوجه، سني ها را كشتند، در شهرك شهيد صدر (ره)، شيعيان را كشتند. همان هايي كه در كابل، سني ها را قلع و قمع كردند، همان ها در مزار شريف، شيعيان را قلع و قمع كردند. برادر عزيزم! از خواب بيدار شو و دقت كند. امروز دشمنان مي خواهند اسلام را از بين ببرند و مي خواهند قرآن را از بين ببرند. آيات شيطاني مي نويسند و به ساحت مقدس نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت مي كنند و كاريكاتور مي كشند. اين كه ما بياييم جنگ شيعه و سني راه بياندازيم، صحيح نيست. بله، بحث هاي علمي، بايد باشد. هم علماء أهل سنت بياييد بحث علمي كنند و علماء شيعه. بحث هاي علمي، به تعبير شهيد مطهري (ره): «سر و كارش با عقل و منطق است». ولي بحث هاي تند و اهانت، كار عاقلان نيست.

* * * * * * *

آقاي محسني

وقتي قضيه اي پيرامون أم المؤمنين عايشه پيش مي آيد و اين گونه سر و صدا مي شود و اين گونه مطالب گفته مي شود و اين قدر علماء أهل سنت و وهابيت موضع مي گيرند، خيلي از اين مطالب در كتب أهل سنت هم آمده است؛ از جمله بي احترامي ها و جسارت هايي كه در كتب أهل سنت نسبت به پيامبران (عليهم السلام) گذشته است و اينها اهانت هاي زيادي به پيامبران (عليهم السلام) گذشته كرده اند. در صورتي كه در قرآن آمده است:

لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ

سوره بقره/آيه٢٨٥

هيچ فرقي بين أنبياء إلهي (عليهم السلام) نيست. در اين مورد توضيحاتي را بيان بفرماييد كه اين گونه مسائل در كتاب هاي أهل سنت هم آمده است و اين قدر مسئله را بزرگ نكنند.

استاد حسيني قزويني

إن شاء ا... ما بايد بحث مفصلي را به حول و قوه إلهي داشته باشيم در رابطه با مطالب خرافي در صحاح و كتب أهل سنت و از آقايان أهل سنت بخواهيم كه اگر ما سؤالي در اينجا مطرح مي كنيم و نظرمان را اعلام مي كنيم، دوست داريم كه از دانشمندان أهل سنت و شخصيت هاي علمي آنها هم بيايند روي خط و نظرشان را بدهند. ولي همان طوري كه ما از إبن خلدون و إبن كثير نقل كرديم، از محمد رشيد رضا نقل كرديم، أيادي اي در صدر اسلام بوده كه مطالب خرافي را عناداً و عدواناً للإسلام، وارد كتب أهل سنت كرده اند. ما نمي گوييم در كتاب هاي ما اصلا نيست، ولي ما افتخارمان اين است كه ٢٥٠ سال و اندي، ائمه (عليهم السلام) در عرصه و صحنه بودند و در طول اين مدت كه مباني فكري شيعه شكل گرفت، ائمه (عليهم السلام) در آن دوران حضورشان در صحنه، با پديده حديث سازي، مبارزه شديد داشتند و تعدادي را معرفي مي كردند تا از افراد مورد وثوق أخذ روايت كنند و آنهايي كه جعل حديث مي كردند و كارخانه حديث سازي داشتند را به مردم معرفي مي كردند. إمامي كه مظهر رحمت و رأفت بود، وقتي مي رسد به حديث ساز و كسي كه مي خواهد با ساختن حديث، با شريعت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بازي كند، آن چنان با شدت برخورد مي كند كه انسان تعجب مي كند. وقتي امام صادق (عليه السلام) به يونس بن ظبيان كه يكي از افرادي است كه كارش، جعل حديث از زبان ائمه (عليهم السلام) بود، مي رسد، مي فرمايد:

لعن الله يونس بن ظبيان ألف لعنة، تتبع من كل لعنة ألف لعنة.

خداوند يونس بن ظبيان را هزار مرتبه لعنت كند و از هر لعنتي، هزار لعنت منشعب شود.

رجال ابن داود، ص٢٨٥ ـ معجم رجال الحديث للسيد الخوئي، ج٢١، ص٢٠٨

المغيرة بن سعيد لعنه الله، دس في كتب أصحاب أبي أحاديث لم يحدث بها أبي.

خداوند مغيرة بن سعيد را لعنت كند كه احاديثي را در لابه لاي احاديث اصحاب پدرم جاي داد.

رجال ابن داود، ص٢٧٩ ـ معجم رجال الحديث للسيد الخوئي، ج١٩، ص٣٠٠

ائمه (عليهم السلام) حضورشان در صحنه، باعث شد تا ورود روايات نادرست در تراث شيعه، يا از بين رفت، يا آن چنان به حدأقل رسيد كه قابل ذكر نيست. إن شاء ا... در اين زمينه با بينندگان، سخن ها خواهيم داشت. ولي من نمونه اي ذكر مي كنم:

شما ببينيد كه نسبت به ساحت مقدس أنبياء عظام (عليهم السلام) در همين صحاح، چه جسارت هايي شده است! بنده آن روز نسبت به حضرت موسي (عليه السلام) عرض كردم و بعضي از دوستان گفتند كه آدرسش كجاست؟

حضرت موسي كنار جوي آبي مي آيد و غسل مي كند و لباس هايش را روي سنگ مي گذارد و سنگ هم لباس هاي حضرت موسي را برمي دارد و حضرت موسي هم به دنبال سنگ مي رود:

ثوبي حجر، ثوبي حجر، حتي إنتهي إلي ملأ من بني إسرائيل، فرأوه عرياناّ.

اي سنگ! لباسم، اي سنگ! لباسم. تا جايي مي رسند كه بني اسرائيل، حضرت موسي را لخت مادرزاد مي بينند ... .

صحيح بخاري، ج١، ص٧٣ و ج٤، ص١٢٩ ـ صحيح مسلم، ج١، ص١٨٣ و ج٧، ص٩٩

اين جسارت به ساحت مقدس حضرت موسي (علي نبينا و آله عليه السلام) است. صحيح بخاري و صحيح مسلم، قرآن را اين گونه معرفي مي كنند، قرآن هم مي فرمايد:

وَ اذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَي إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَ كَانَ رَسُولًا نَبِيًّا

سوره مريم/آيه٥١

حضرت موسي (عليه السلام)، مخلص و نبي بوده است.

قَالَ يَا مُوسَي إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَي النَّاسِ بِرِسَالَاتِي وَ بِكَلَامِي فَخُذْ مَا آَتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ

سوره أعراف/آيه١٤٤

هم چنين در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است كه وقتي حضرت عزرائيل مي آيد حضرت موسي (عليه السلام) را قبض روح كند، حضرت موسي (عليه السلام) آن چنان سيلي به صورت عزرائيل مي زند كه چشمش از حدقه مي افتد. اينها جسارت به أنبياء (عليهم السلام) و حضرت موسي (عليه السلام) است. نسبت به حضرت ابراهيم (عليه السلام) مي گويند كه ايشان ٣ مرتبه دروغ گفته است؛ ٢ مرتبه درباره خداوند گفت:

إِنِّي سَقِيمٌ

سوره صافات/آيه٨٩

سپس گفت:

بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ

سوره أنبياء/آيه٦٣

 

سپس يك داستان خلاف و ساختگي را از تورات نقل مي كنند حضرت ابراهيم (عليه السلام) داشت مي رفت و حضرت ساره (سلام الله عليها) را هم با خودش مي برد تا اين كه به يك جباري از جبابره برخورد كرد و مأمورين سلطان با او برخورد كردند و از حضرت ابراهيم (عليه السلام) سؤال كردند كه اين زن كيست؟ حضرت ابراهيم (عليه السلام) گفت: خواهر من است. مأمورين رفتند و سپس بحث خواستگاري از حضرت ساره (سلام الله عليها) پيش آمد و آقاي أبو هريره هم شروع كرده به داستان سازي. وقتي كار به جاهاي باريك مي كشد، من خجالت مي كشم عرض كنم. سپس حضرت ابراهيم (عليه السلام) مي گويد: من دروغ گفتم كه خواهرم است، بلكه همسر من است.

صحيح بخاري، ج٤، ص١١٢، ح٣٣٥٨

إن شاء ا... در اين زمينه با بينندگان عزيز، سخن زياد داريم و به حول و قوه إلهي در جلسه بعد اين را ادامه خواهيم داد.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

به خداوندي خدا قسم! به مكه اي كه رفته ام قسم! شيعه بودن خودم را مديون استاد حسيني قزويني و سخنراني خيرشاهي و امثال شيخ پردل و نشانه ها و آياتي كه شما داده ايد و مراجعه كردم، مي دانم و خدا را شاكر هستم. در مورد اين خودكشي ها و عمليات هاي انتحاري وهابيت به صرف يك بحث توهين به خلفاء نيست. من در اين خانواده بزرگ شده ام. اينها در زمان طاغوت، خليفه كشي داشتند و خودشان راه مي افتادند و پدر و دايي من راه مي افتادند و آب از آب تكان نمي خورد. معلوم نيست كه چه قرص إكس يا چه چيزهايي به خورد اينها مي دهند تا اينها اين كار را بكنند. و إلا بايد الآن در رابطه با أم المؤمنين عايشه، جنگ خون راه مي افتاد. نه، به خدا اين طور نيست. من با اينها بزرگ شده ام. به مكه اي كه رفتم قسم! از زبان يكي از اقوام خودم، فحش به خليفه را من شنيدم كه مي گفت ما چوب اينها را مي خوريم كه حالا اينها كمربند انفجاري مي بندند به خاطر فلان موضوع. پدربزرگ ما گفت كه ما ادامه ندهيم اين بحث را. خدا شاهد است كه اين طور نيست. اينها چرا آن زمان اعتراضي نمي كردند روي بحث خليفه كشي؟ ما نظام جمهوري اسلامي داريم كه الآن موبايل و برق و تلفن در همه جا فراوان شده است و حالا ما بياييم اين را به حرف آمريكا بكنيم و خودمان را از يك مسئله كوچك كه چند نفر انجام داده اند يا نداده اند، بزرگ كنيم و شروع به گريه كنيم. اينها در تضاد با آن چيزهايي است كه مولوي سربازي خودش گفته است و اينها باعث شيعه شدن من شدند. من كتاب مولوي محمد عمر سربازي را خوانده ام كه زشت است اگر من در اينجا بگويم. به يكي از علماء مراجعه كردم و گفت: او ناقص العقل بوده است. شك من از آنجا شروع شد و بعد با شما آشنا شدم و با ساير برادران.

چرا در خطبه هاي نماز جمعه نگفتند برادران أهل تشيع نيستند؟ بعد فهميدم كه خيلي از اينها با عربستان سعودي دستِ همكاري دارند. خواهش من اين است كه اين كتاب ها خيلي در زندگي ما تأثير دارند و اين كتاب ها را به آنها بگوييد و اعلام كنيد و فهرست بياوريد. از شما ممنون.

جواب:

اين قضيه انتحار، پديده جديدي است كه وهابي هاي تندرو و تكفيري، وارد فرهنگ شان كرده اند و با اين كارشان، الحق و الإنصاف آبروي وهابيت را هم برده اند. البته ما وهابي ها را دو دسته مي كنيم؛ وهابي ها معتدل و وهابي هاي افراطي و تكفيري. با توجه به اطلاعي كه بنده دارم، وهابي هاي تكفيري شايد ١٠٪ وهابي ها را تشكيل بدهند و ٩٠٪ آنها، وهابي هاي معتدل هستند و تكفيري نيستند و عقايدشان را دارند و شيعه را مشرك و كافر و مهدور الدم نمي دانند. ولي با توجه به سخنراني هايي مانند عبد المالك ريگي كه بعد از قضيه فاجعه تاسوكي صحبت كرد و به صورت صوتي و تصويري و بيانيه در تمام زاهدان و سيستان و بلوچستان پخش شد و هم چنين بيانيه اي كه زرقاوي، رهبر وهابي هاي عراق داشتند را اگر ملاحظه بفرماييد، يا حرف هايي كه بعضي از سران القاعده نسبت به شيعه مطرح مي كنند را ببينيد، بعدا خواهيد ديد آن حرفي كه بنده نسبت به وهابيت گفتم، خواهيد ديد كه امروز اينها از چه كانالي استفاده مي كنند. در زمان سابق، اگر يك اتفاقي مي افتاد، در يك روستا يا در گوشه يك شهر بود. ولي امروز اگر در گوشه لندن در يك حسينيه اي كه حدود ٤٠ ، ٥٠ نفر جمع شوند و مطالبي را بيان كنند، اينها از كاه، كوه ساختند و در سطح جهان در بيش از ١٥ ماهواره، چند روز است كه بر طبل تكفير و تفسيق عليه شيعه مي كوبند. اينها كاملا مشخص و روشن است.

* * * * * * *

سؤال:

أم المؤمنين عايشه در زمان جنگ جمل، چند سال داشتند؟ كسي كه حرف پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را زمين بگذارد و نشنيده بگيرد، آيا مسلمان هست يا نيست؟

جواب:

إن شاء ا... در رابطه با جنگ جمل، بعداً بحث خواهيم كرد.

در مورد سنّ عايشه، اين مسئله، ميان شيعه و سني، اختلافي است. چون أهل سنت معتقدند كه عايشه، ٦ يا ٧ ساله بود كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با او ازدواج كرد و وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا مي رفت، ظاهرا عايشه ١٨ سال بيشتر نداشت. حدود ٢٥ سال بعد هم أمير المؤمنين (عليه السلام) به عنوان خليفه چهارم انتخاب شد كه با آن ١٨ سال، حدوداً ٤٣ ساله مي شود. البته ما عقيده داريم كه سنّ عايشه، بيش از اين بوده است.

اما اين كه آيا عايشه مسلمان هست يا نه، از عزيزان خواهش مي كنم اين طور مطالب را مطرح نكنند. شما فرض بفرماييد كه بنده و جناب عالي، دروغ مي گوييم و غيبت مي كنيم و ديگري دزدي مي كند، حرف پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را زمين مي گذاريم. حرف پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را زمين انداختن، لازمه اش اين نيست كه مسلمان نباشد. مسلمان بودن يك شاخصه اي دارد، إرتداد هم يك شاخصه ديگري. كسي كه گوينده لا إله إلا الله، محمد رسول الله باشد، از هر مذهبي كه باشد، مسلمان است. خروج از اسلام هم يا بايد منكر خدا باشد يا منكر نبوت يا منكر ضرورياتي ديني باشد كه بازگشتش به انكار نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) باشد.

* * * * * * *

سؤال:

در رابطه با اين كه خداوند دست و پا دارد، در قرآن در سوره هاي متعدد، كلماتي مانند سميع و بصير و يد آمده است. در اين مورد، توضيحاتي را بيان بفرماييد.

جواب:

در اين رابطه هم إن شاء ا... بعداً عرض خواهيم كرد كه مثلا در كلمه يد، در اين آيه:

يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ

سوره فتح/آيه١٠

يعني قدرت خداوند، بالاي ساير قدرت هاست و اين را هم علماء بزرگ أهل سنت دارند.

* * * * * * *

سؤال:

اين آقايان شيعه را متهم مي كنند به بدعت و خودشان را أهل سنت مي دانند، در حالي كه مي بينيم سنت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) را جناب أبو بكر و عمر، يك جا سوزاندند؛ ما را متهم مي كنند به قائل بودن به تحريف قرآن، در حالي كه جناب عمر و أم المؤمنين عايشه، صراحتا در حديثي از آنها آمده است كه قرآن تحريف شده است؛ ما را متهم مي كنند كه بنيان گزار تشيع، يهوديان هستند، در حالي كه تمام خط و ربط هاي جناب أبو بكر و عمر را كعب الأحبارها و أبو هريره ها تعيين كرده اند؛ ما را متهم مي كنند به شرك، در حالي كه خداي إبن حنبل و آلوسي و غيره، يك بت مجسم است؛ ما را متهم مي كنند به خرافه، در حالي كه خداي خودشان سوار چهارپا مي شود و به زيارت أبو حنيفه مي رود. سؤال من اين است كه چگونه اين آقايان همه چيز را تا اين حد، فرا فكني مي كنند و مشكلات خودشان را به ديگران نسبت مي دهند؟

جواب:

واقعا همين گونه است. اينها كه ما را متهم به بدعت مي كنند، هزاران بدعت را خودشان بنيان گزاري كرده اند و قائل به تحريف قرآن هستند و در صحيح بخاري آمده است. حتي از خود عايشه نقل مي كنند:

وقتي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، ما مشغول غسل و كفن و دفن پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بوديم و يك آيه اي را كه نازل شده بود، من در زير متكّا گذاشته بودم و يك بز آمد و اين آيه را كه داخل يك برگ نوشته بودم، خورد.

حتي عايشه مي گويد:

هيچ كس از اين آيه خبر نداشت و فقط من نوشته بودم روي برگ.

مطالبي را در مورد تحريف، از خود خليفه دوم هم نقل مي كنند كه قبلا هم عرض كرده ايم. در مورد عبد الله بن سبأ هم إن شاء ا... چند جلسه صحبت خواهيم كرد و اين افترائي است كه هر روز در شبكه هاي و ماهواره هاي وهابي ها مطرح مي كنند و شيعه را متهم مي كنند كه بنيان گزارش، يك يهودي بود به نام عبد الله بن سبأ و إن شاء ا... عرض خواهيم كرد كه اين قضيه، بالاترين توهين به صحابه است. آنهايي كه مي گويند جنگ جمل را عبد الله بن سبأ راه انداخت، بدترين اهانت را به صحابه مي كنند و مي گويند حضرت علي (عليه السلام) و عايشه نمي خواستند دعوا بشوند، ولي يك يهودي آمد و اين صحابه را كه ـ نستجير بالله ـ به قدري بي عرضه بودند، به جان هم انداخت و ٣٠ هزار كشته داد. يك نفر نيست از اين آقايان سؤال كند:

اين صحابه اي كه يك يهودي بيايد اينها را به جان هم بياندازد و ٣٠ هزار كشته بر جاي بگذارد، آيا اين صحابه، صلاحيت مرجعيت اسلامي را دارند؟ آيا اين عرضه دارند قرآن و اسلام را معرفي كنند؟

يك حرفي بزنيد كه حدأقل در قافيه آن فكر كرده باشيد.

* * * * * * *

سؤال:

استاد حسيني قزويني در سخنان خود گفتند كه بعضي از علماء و شيعيان، در مورد أم المؤمنين عايشه، موضع گيري كرده اند كه اين موضع گيري، باعث شده تا أهل سنت هم بيايند موضع گيري كنند.

من مدتي است كه از طريق شبكه جهاني ولايت و شبكه أهل بيت و از طريق كتب، مطالعه كرده ام و مطالعات جزئي دارم و متوجه شده ام كه شبكه شيعه أهل بيت در مواضعي كه در قبال عايشه دارند، در مورد غيرت و حياء عايشه و اين كه غيرت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مقابل تهمت هايي كه زده اند، بسيار مورد جدي دارد و با قاطعيت برخورد مي كند كه اصلا كسي نبايد وارد اين موضوع بشود و اين موضوع در قرآن اشاره شده است. ولي اين كه أهل سنت عنوان مي كنند در مورد حضرت عايشه، عنوان أم المؤمنين در قرآن آمده است و اين را توجيهي قرار مي دهند براي طول عمر عايشه و تمام اعمال و كردار عايشه، اين صحيح نيست. چرا كه تاريخ حكايت دارد كه عايشه، جنگ جمل را به وجود آورده است و آن را مديريت كرده است در مقابل حضرت علي (عليه السلام). آيا بعد از ١٤٠٠ سال، باز هم آقاي حسيني قزويني بايد بگويد موضع گيري نكنيد؟ من كه يك جوان ٢ ساله دانشجوي شيعه هستم، خيلي چيزها را نمي دانستم و از طريق شبكه أهل بيت و جاهاي ديگر دارم متوجه مي شوم، آيا باز هم بايد چيزي نگوييم و آنها بگويند «أم المؤمنين! مادر ما! غم مخور»؟ ما يك مادر داريم و آن هم حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است و تمام.

جواب:

ما با ساير شبكه ها هيچ ارتباطي نداريم و مسئوليت هر شبكه اي بر عهده خودش است. ولي ما معتقديم برخورد ما با أهل سنت و وهابيت، برخوردي باشد كه برگرفته از سيره ائمه (عليهم السلام) و رهنمود مراجع عظام تقليد ما باشد. اگر با سيره أهل بيت (عليهم السلام) و رهنمود مراجع عظام تقليد نسازد، ما آن را خلاف شرع مي دانيم؛ از هر كسي كه باشد. حتي اگر بنده در شبكه جهاني ولايت يا ديگر كارشناسان، بر خلاف نظر مراجع عظام تقليد و خلاف سيره ائمه (عليهم السلام) بخواهند صحبت بكنند، بنده به عنوان مسئول اين شبكه، در برابر آنها مي ايستم. حتي اگر از خود من هم ناخودآگاه، مطالب تندي عليه أهل سنت باشد، بلافاصله استدراك مي كنم و پوزش مي طلبم. چون ما معتقديم مذهب شيعه، مذهب رأفت و رحمت است و ائمه (عليهم السلام) مظهر و نماد رأفت و رحمت بوده اند و به ما هم گفته اند:

كونوا دعاة للناس بغير ألسنتكم، ليروا منكم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخير، فإن ذلك داعية.

الكافي للشيخ الكليني، ج٢، ص٧٨ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج١، ص٧٦

مردم را با عمل تان به طرف مذهب شيعه دعوت كنيد. ولي برادر عزيزم! آنچه كه مطرح است، اين آيه قرآن است:

وَ أَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ

زنان پيامبر، مادران مؤمنين هستند.

سوره أحزاب/آيه٦

در آنجا نياورده است كه غير از عايشه يا حفصه يا أم سلمه، بقيه همسران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، مادر مؤمنين هستند. مادامي كه ما اين آيات را مي خوانيم و اينها زن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هستند، اين آيه صادق است. ولي اين كه بحث علمي بكنيم كه آيا أم المؤمنين بودن، چه بار علمي و فضيلتي دارد، بايد اين را براي مردم بيان بكنيم. ما كه نبايد خلاف قرآن عمل كنيم و داغ تر از آش باشيم و بگوييم اينها أم المؤمنين نيستند.

نزول اين آيه به خاطر اين بود كه تعدادي از صحابه گفتند:

اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا برود، ما با زنانش ازدواج مي كنيم.

طلحه گفت:

اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بميرد، من با عايشه ازدواج مي كنم.

آيه در اين زمينه نازل شده است. إن شاء ا... مداركش را بعداً مفصل عرض خواهم كرد. چون اگر بخواهم وارد بحث بشوم، به ساير تلفن ها نمي توانيم برسيم.

أم المؤمنين بودن، اگر فضيلت داشته باشد، فقط يك بار فضيلتي دارد و آن هم اين است كه ازدواج با زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) حرام است و بيش از اين نيست.

مثلا خواهر زن تان براي شما چه حكمي دارد؟ حكمش اين است كه نه با شما محرم است و و نه شما مي توانيد با او ازدواج كنيد. الآن اگر عايشه بيايد و يك سني و يك وهابي و يك شيعه، نمي تواند به عنوان يك مادر به او نگاه بكند؛ او نامحرم است؛ حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) أم المؤمنين نامحرم است. لذا در روايات آقايان أهل سنت هم آمده است كه عايشه به خواهرش مي گفت:

به بعضي از جواناني كه با او رفت و آمد دارند، شير بدهد تا محرم شوند و بتوانند نزد عايشه بيايند.

حتي زن پدر، حتي اگر فقط ١٠ دقيقه با پدر شما محرم بوده، براي هميشه براي شما محرم شده است؛ ولي أم المؤمنين همين مقدار هم بار فضيلتي ندارد. اين كه ما مي گوييم أم المؤمنين، منطق قرآن است و مادامي كه ما دليل قطعي نداشته باشيم كه اين آيه، نسخ شده است و يا از ائمه (عليهم السلام) دليل صريحي نداشته باشيم كه فلان زن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از أم المؤمنين بودن خارج شده است، آنها أم المؤمنين هستند. مثلا ما داريم كه بعضي از زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، مرتدّ شدند و از أم المؤمنين خارج شدند و ما نمي توانيم به آنها أم المؤمنين بگوييم. اگر إرتداد يكي از اينها محرز شود و يا طلاق اينها توسط پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يا وصي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) محرز شود، ما مي گوييم آنها ديگر أم المؤمنين نيستند.

* * * * * * *

سؤال:

آقاي ياسر الحبيب چه مطالبي را در لندن گفته است؟ با توجه به اين كه آقا امام حسن (عليه السلام)، إبن عباس هم شركت داشته است، إبن عباس خطاب با عايشه مي گويد:

يوم الحسن الهادي تجملت تبلغت و إن عشت تفيلت، لك التسع من الثمن و في كل تصرفت، و في بيت رسول الله بالظلم تحكمت.

يعني زماني سوار بر استر شدي و زماني سوار بر شتر شدي و زماني هم سوار بر فيل هم مي شوي و اگر زنده بماني، سوار بر فيل هم مي شوي. يك نهم از يك هشتم از ارث، سهم تو است و مي خواهي در همه اش تصرف كني و ... .

در اين مورد شبكه هاي ماهواره اي شديدا گرد و خاك مي كنند و ما هم بايد فكري بكنيم.

جواب:

شما اگر برويد داخل سايت ها يا در سايت گوگل جستجو كنيد كلمه «ياسر الحبيب» يا «موقع ياسر الحبيب»، مي توانيد به متن آن دسترسي پيدا كنيد. عبارات ايشان به قدري تند است كه من از نقل آنها پوزش مي طلبم. در سايت يوتوب هم تمام سخنراني هاي ايشان را به صورت صوت و تصوير گذاشته اند و فتاواي آقايان علماء هم در سايت هاي مختلف آمده است. اگر شما جستجو كنيد كلمات «ياسر الحبيب عايشه»، شايد بيش از ٣٠٠ سايت، حرف هاي ايشان را آورده و محكوميتي كه علماء شيعه در اين مورد داشته اند را بيان كرده اند.

در رابطه با سخن إبن عباس، ما قبلا مفصل عرض كرده ايم و اگر بنا شد بحثي در رابطه با عايشه داشته باشيم، يكي از بحث هاي مان با عنوان برخورد عايشه با أهل بيت (عليهم السلام) است كه بعد از شنيدن شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، ايشان چه عكس العملي داشت و بعد از شنيدن شهادت أمير المؤمنين (عليه السلام)، از خوشحالي، سجده كردند. در رابطه با امام حسن (عليه السلام) كه آنها مانع شدند از دفن آن حضرت در كنار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، إن شاء ا... با منابع متعدد أهل سنت، در خدمت بينندگان عزيز خواهيم بود.

* * * * * * *

سؤال:

در خواست من از آقاي قزويني اين است كه در اين مدتي كه مسئله عايشه پيش آمده و موضع گيري هاي مختلفي كه شده است، خيلي مسائل در غالب اين، به خورد مردم دادند، خواهش مي كنم يك برنامه اي بگذاريد در رابطه با تمام القابي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) نسبت داده اند، صحبت داشته باشيد. الآن لقب صديق و صديقه را كه لقب حضرت علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است را الآن به أبو بكر و عايشه نسبت مي دهند.

هم چنين قرار بود برنامه اي داشته باشيد كه در حين اين كه ما از شيعه دفاع مي كنيم، مطالبي را كه آنها مطرح مي كنند يا در كتب شان وجود دارد، آنها را مورد حمله قرار بدهيم و ما هميشه در حال دفاع كردن هستيم و اين اصلا درست نيست. الآن در رابطه با همين قضيه عايشه، خيلي از مسائلي كه در كتب خودشان وجود داشته و اصلا صحيح نيست، به صورت زير نويس يا از طرف بينندگان يا در برنامه هاي شان اعلام مي كنند. درخواست من اين است كه خواهش مي كنم يك برنامه جداگانه در رابطه با اين مسئله بگذارند.

اين خواهران و برادران أهل سنت كه سوره نور را دست مايه قرار مي دهند براي أم المؤمنين عايشه، من مي خواهم بگويم كه اين سوره، فقط در رابطه با اين است كه ايشان مرتكب فحشاء نشده است و قرار نيست اگر يك نفر به خاطر يك مسئله، مورد غضب إلهي واقع نشود، در مورد مسائل ديگر هم مورد غضب إلهي واقع نشود. هزاران اتفاق و كار است كه انسان مي تواند انجام دهد و خدا و پيامبرش از او ناراضي باشند و هيچ كدام ديگر از اين صفات و خصوصيات در اين سوره نيامده است.

در شبكه ماهواره اي ظلمت، اين قدر مقام عايشه را بالا برده اند كه در زيرنويس هاي شان آورده اند:

خداوند بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) منت گذاشته است كه همسري مانند عايشه به ايشان عطا كرده است.

اين ايراداتي كه به شيعه مي گيرند براي اين كه حضرت علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را بالا مي برند، خودشان در رابطه با عايشه، به عبارتي، روي دست شيعيان بلند شده اند.

جواب:

اين را ما بارها گفته ايم و باز هم عرض مي كنيم:

اين آقاياني كه رواياتي را نقل مي كنند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حق أبو بكر گفته است «صديق» و در حق عمر گفته است «فاروق»، خود بزرگان أهل سنت، اين را ردّ كرده اند و صراحت دارند كه جعلي و دروغ است.

آقاي إبن حبان در كتاب المجروحين، ٢ روايت نقل مي كند:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) در معراج ديد كه نام أبو بكر و عمر در گوشه عرش إلهي، اين گونه نوشته شده است «أبو بكر الصديق» و «عمر الفاروق».

إبن حبان بعد از نقل اين ٢ روايت، مي گويد:

هذان خبران باطلان موضوعان، لا شك فيه.

اين ٢ روايت، باطل و جعلي هستند و هيچ شكي در آن نيست.

المجروحين لإبن حبان، ج٢، ص١١٦ ـ الكامل في الضعفاء لإبن عدي، ج٥، ص٢١٥ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج٧، ص٣٤٧ ـ الموضوعات لإبن الجوزي، ج١، ص٣٢٧

حتي كار به جايي مي رسد كه آقاي ذهبي در ميزان الإعتدال، جلد ١، صفحه ٥٤٠ مي گويد:

هذا باطل.

إبن حجر هم مي گويد اين روايت باطل است.

لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج٢، ص٢٩٥

در روايات متعدد كه در كتاب هاي متعدد أهل سنت آمده، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حق علي بن أبي طالب (عليه السلام) فرمود:

علي هو الصديق الأكبر و هو فاروق هذه الأمة، يفرق بين الحق و الباطل و هذا يعسوب الدين.

المعجم الكبير للطبراني، ج٦، ص٢٦٩ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج٥، ص٢٨٧ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١١، ٦١٦

اينها مطالبي است كه آقايان با سندهاي معتبر و صحيح نقل كرده اند. إن شاء ا... اگر فرصتي پيش بيايد، بيش از اين عرض خواهيم كرد.

إن شاء ا... در رابطه با القاب أمير المؤمنين (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بحث خواهيم كرد؛ گرچه اينها تا حدودي مشخص است.

* * * * * * *

سؤال:

نامه اي را عمر به معاويه مي نويسد:

عثمان، قدرت حكومت و خلافت را ندارد. اگر مي خواهي در دنيا خلافت كني، مانند من باش. من، نه دين پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را قبول كردم و نه خداي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را قبول كردم و نه كتاب پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را قبول كردم. اگر قبول كردم، به خاطر فريب دادن پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بوده است. پهلوي زهرا را من شكستم. سيلي به صورت زهرا، من زدم. طناب به گردن علي، من انداختم. باعث مرگ زهرا، من شدم.

جواب:

اين نامه، از نظر بنده كه رجال شناس هستم و ٢٠ سال است كه در حوزه علميه، تدريس رجال دارم، سند ندارد و لحن عبارات، به گونه اي نيست كه بتواند به گردن اين آقايان انداخت.

* * * * * * *

سؤال:

حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) قبل از ادواج با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، باكرده و عذراء بوده اند. آيا اين موضوع صحت دارد كه عايشه قبل از ازدواج با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، ازدواج كرده بود؟

جواب:

اين را در بعضي از شبكه هاي ماهواره اي مطرح كردند و آنچه كه در كتاب هاي معتبر أهل سنت مطرح است، اين است كه آقاي إبن حجر عسقلاني در كتاب الإصابة في تمييز الصحابة، جلد ٨، صفحه ٢٣٢ اين قضيه را نقل كرده و هم چنين آقاي الطبقات الكبري إبن سعد، جلد ٨، صفحه ٥٩ نقل مي كند كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) رفت براي خواستگاري عايشه، أبو بكر گفت:

إني كنت أعطيتها مطعما لإبنه جبير، فدعني حتي أسلها منهم، فاستسلها منهم فطلقها فتزوجها رسول الله صلي الله عليه و سلم.

من دخترم را به عقد جبير بن مطعم درآورده ام. اجازه بده من از آنها سؤال كنم تا ببينم نظرشان چيست. رفت از آنها سؤال كرد و به جبير بن مطعم گفت عايشه را طلاق بده تا پيامبر (صلي الله عليه و سلم) با او ازدواج كند.

اين چيزي است كه آقايان أهل سنت نقل كرده اند؛ به ما چه. اين كه عقد بوده يا ازدواج واقعي بوده يا با او همبستر شده يا نشده يا سنّش چقدر بوده؟ بحث ديگري است. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به خواستگاري عايشه رفت، أبو بكر مي گويد من او را به جبير بن مطعم داده ام. اگر او طلاق داد، به عقد شما در مي آورم.

اما در رابطه با حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)، بعضي از مورخان بزرگ شيعه، مانند أبو القاسم كوفي و سيد مرتضي (ره) و شيخ طوسي (ره) و از علماء أهل سنت آقاي احمد بلاذري معتقدند كه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) أم المؤمنين، هنگام ازدواج با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، باكره بوده است. اينهايي كه گفته اند ازدواج كرده بود و بچه داشته است، همه اش براي تنقيص مقام حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) و مقام سازي براي عايشه بوده است.

تنقيح المقال للمامقاني، ج٣، ص٧٧، چاپ حجري ـ بنات النبي أم ربائبه للسيد جعفر مرتضي، ص٨٨

* * * * * * *

سؤال:

اسامي آن ١٤ نفري كه مي خواستند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را در اوائل هجرت شان به قتل برسانند يا ترور كنند، نام ببريد تا براي ما واضح شود چه كساني بودند؟ چون هر جا اين مطلب را مي شنويم، اشاره به تعداد مي شود و اسامي را نام نمي برند.

جواب:

ما اسامي را نمي توانيم ذكر كنيم. اگر برنامه هاي نرم افزاري أهل سنت را ببينيد، در كتاب المحلي إبن حزم، جلد ١١، صفحه ٢٢٤، كتاب الحد، باب حد المرتد، ايشان نام تعدادي را آورده است و به قولي، هر چه هست، خوب يا بد، راست يا دروغ، العهدة علي الراوي.

* * * * * * *

سؤال:

دكتر شريعتي در نوشته هايش نوشته بود:

اي خدا! اي كاش من كافر مي شدم و دوباره تو را مي شناختم و دوباره مؤمن مي شدم.

آيا اين گفته، اشكالي دارد؟ چون ما بايد خودمان تحقيق كنيم و بدانيم چه ديني بهتر است.

جواب:

اين عبارت ايشان اشتباه است. چون اگر كسي مسلمان باشد و كافر شود، مرتدّ فطري است و توبه اش قبول نيست و قطعا بايد كشته شود و اسلامش هم پذيرفته نيست. اينها حرف هايي است كه فقهاء ما در كتاب هاي شان در فرق بين مرتدّ ملي و فطري بيان كرده اند. در رابطه با شريعتي، من خيلي صلاح نمي بينم وارد بشوم. البته حرف هاي خوبي هم دارد، حرف هاي نادرستي هم دارد. موضع گيري هاي صحيح هم دارد، موضع گيري نا صحيح هم دارد. بنده خودم نظرم همان نظر علامه شهيد مطهري (ره) است در مورد ايشان.

* * * * * * *

سؤال:

هفته گذشته در يكي از ماهواره ها بيان شد كه شيعيان حرف أهل بيت (عليهم السلام) را قبول ندارند و قبول نمي كنند و دليل شان اين بود كه در كتاب منتهي الآمال شيخ عباس قمي (ره) اين گونه آمده است كه امام حسن (عليه السلام) به معاويه گفت: «به سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و كتاب الله و سيره خلفاء راشدين بايد عمل كني».

جواب:

إن شاء ا... در اين مورد عرض خواهيم كرد كه ما روايات متعدد داريم در همان صلح نامه، امام حسن (عليه السلام) ثابت كرده كه معاويه، اصلا مسلمان نبوده است. معاويه يك آدم مكار و حيله گر و خائن بوده و امام حسن (عليه السلام) مي فرمايد: «من صلح كردم تا چهره واقعي معاويه را به مردم معرفي كنم و اگر اين صلح را نمي كردم، مردم تصور مي كردند كه معاويه، مسلمان است و خيرخواه مسلمانان است و اگر من به جنگ ادامه مي دادم، تمام شيعيان أمير المؤمنين (عليه السلام) و دوست داران ما را معاويه از لب شمشير مي گذراند». إن شاء ا... اگر فرصت شد، در رابطه با صلح امام حسن (عليه السلام) مفصل توضيح خواهم داد.

* * * * * * *

سؤال:

علي بن أبي طالب (عليه السلام) وقتي خليفه دوم را كفن مي كرد، آنجا گفت: «اي كاش من اعمال عمر را داشتم و با اعمال او در روز قيامت، خدمت حضرت حق مي رسيدم»

جواب:

اينها دروغ محض است و هيچ سندي ندارد. اينها إفترائاتي است كه به شيعه بسته اند.

* * * * * * *

سؤال:

نظر شما در مورد سخنان آيت ا... أبو الفضل برقعي چيست؟

جواب:

ما ايشان را آيت ا... نمي دانيم؛ بلكه ايشان را آيت الشيطان مي دانيم. ايشان آدمي بود كه كاملا منحرف شد و ايشان را از قم اخراج كردند و رفت به تهران و از آنجا هم اخراج كردند. گرچه در آخر عمرش پشيمان شد و در روستاي كن، در كنار امام زاده دفن كردند.

* * * * * * *

سؤال:

شما مي گوييد كه فحش دادن به صحابه، حماقت است، در صورتي كه امام صادق (عليه السلام) در بحار الأنوار، أمر به سبّ افراد شده است.

جواب:

برادر عزيزم! آمدن يك روايت در كتاب ها، ملاك نيست. آنچه كه ملاك است، روايت صحيح است و من فقط اين روايت را از امام رضا (عليه السلام) مي خوانم و آدرسش را هم مي دهم و إن شاء ا... ختامه مسك و ملاك باشد براي تمام رواياتي كه در كتاب ها، در سبّ افراد آمده است. امام رضا (عليه السلام) به إبن أبي محمود مي فرمايد:

 

يا إبن أبي محمود! إن مخالفينا وضعوا أخبارا في فضائلنا و جعلوها علي ثلاثة أقسام أحدها الغلو و ثانيها التقصير في أمرنا و ثالثها التصريح بمثالب أعدائنا. فإذا سمع الناس الغلو فينا، كفروا شيعتنا و نسبوهم إلي القول بربوبيتنا و إذا سمعوا التقصير، اعتقدوه فينا و إذا سمعوا مثالب أعداءنا بأسمائهم، ثلبونا بأسماءنا و قد قال الله عز و جل: «و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم».

اي إبن أبي محمود! مخالفين ما آمده اند يك سري فضائل غلوّ آميز در مورد ما گفته اند و اين احاديث بر ٣ دسته هستند: ١. در مورد ما غلوّ كرده اند و ما را به مرتبه الوهيت رسانده اند. ٢. ما را در حد افراد عادي معرفي كرده اند. ٣. از قول ما روايتي نقل كرده اند در فحش به دشمنان ما. وقتي دشمنان ما، روايات غلوّ را مي شنوند، شيعيان را كافر مي دانند، چون نسبت به ائمه شان ادعاي ربوبيت مي كنند. وقتي دشمنان ما، رواياتي را مي شنوند كه ما را در حد افراد عادي معرفي مي كند، تصور مي كنند كه ما يك فرد عادي بوديم. وقتي دشمنان ما، رواياتي كه در فحش به دشمنان ما است را با ذكر نام شان مي شنوند، آنها هم به ما فحش مي دهند. خداوند مي فرمايد: «و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم».

عيون أخبار الرضا للشيخ الصدوق، ج٢، ص٢٧٢ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٢٦، ص٢٣٩ ـ بشارة المصطفي لمحمد بن علي الطبري، ص٣٤٠

يعني اين كار دشمنان است كه رواياتي را در فحش دشمنان ما از قول ما نقل مي كنند و در ميان مردم منتشر مي كنند و وقتي سني ها و وهابي ها اين روايات را مي شنوند، عصباني مي شوند و به ما أهل بيت (عليهم السلام) فحش مي دهند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»