سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٣١ - توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت

توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت

کد مطلب: ١٠٦٤٢ تاریخ انتشار: ١٩ دي ١٣٩٥ - ١١:٢٦ تعداد بازدید: ٩٨٣ سخنراني ها » شبکه ولايت توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
حبل المتین ٩٥/١٠/٠٥

  

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٩٥/١٠/٠٥

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمة و أبیها و بعلها و بنی‌ها و سرّ المستودع فی‌ها بعدد ما أحاط به علمک

صلوات خاصه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام و درود خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند و بزرگوار «شبکه جهانی ولایت». ان‌شاءالله خوب و خوش و سلامت باشید، در این شب‌های سرد زمستان کانون خانواده و کرسی دلتان گرمِ گرم باشد و در پرتو انوار اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) باشید.

الهی شکر که بازهم خدا به ما توفیق داد تا امشب هم با همکارانمان در «شبکه جهانی ولایت» به خانه‌های شما آمدیم برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم شما کنیم و در این شب‌های سرد زمستانی مهمان خانه‌های شما باشیم.

خیلی خوشحال می‌شویم که شما هم ارتباطتان را با ما برقرار کنید. شماره‌هایی که زیرنویس شده است، راه‌های ارتباطی ماست.

«٣٠٠٠١٢٠٣» سامانه پیام کوتاه ماست؛ شما عزیزانی که در جای جای ایران اسلامی هستید، می‌توانید عشق و ارادت و محبتتان را به ساحت نازنین حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در قالب یک پیام به ما انتقال بدهید.

همچنین شماره دیگری که زیرنویس شده است، شماره‌ای است که از طریق فضای مجازی با استفاده از برنامه‌های واتس آپ، تلگرام و وایبر با ما ارتباط داشته باشید. این نرم‌افزارها در اختیارتان هست و ما منتظر هستیم که پیام‌های شما را دریافت کنیم.

اگر از شمال و جنوب و شرق و غرب ایران اسلامی یا جای جای این عالم پهناور و این کره خاکی برنامه زنده «حبل المتین» را همراهی می‌کنید، بسیار خوشحال می‌شویم که پیام‌های شما را دریافت کنیم.

البته در بخشی از برنامه هم دوستان من زحمت می‌کشند شماره تلفن‌های «شبکه جهانی ولایت» را برای شما زیرنویس می‌کنند و معنای این کار این است که شما می‌توانید به صورت زنده و مستقیم با ما ارتباط داشته باشید و پیام‌های خودتان را برای ما ارسال کنید.

چند روز قبل سالروز اتفاقی مهم و تاریخی در شهر مقدس قم هست و آن هم ورود پرخیر و برکت و تاریخی حضرت کریمه اهلبیت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) به شهر مقدس قم بود که یک مراسم بسیار بسیار باشکوه در شهر مقدس قم برقرار شد.

در قم خیابانی به نام خیابان امامزاده شاه ابراهیم وجود دارد که از آنجا کاروان بسیار زیبا و نمادین با دسته‌های گل و پرچم‌های رنگی حرکت کردند تا شمایل روز ورود حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در ٢٣ ربیع الاول را به وجود آورند.

مردم قم به صورت نمادین از حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) استقبال کردند و بسیار مراسم باشکوهی بود. ان‌شاءالله شما هم برنامه ریزی کنید تا در سال‌های آینده بتوانید در این مراسم شرکت کنید.

مناسبت دیگری هم که امروز پشت سر گذاشتیم، سالروز ولادت حضرت عیسی مسیح نبی گرامی است که نامشان هم در قرآن کریم آمده است.

ولادت حضرت مسیح را خدمت تمام مسیحیان عالم، کسانی که موحد هستند و زیر پرچم حضرت مسیح هستند؛ تبریک عرض می‌کنم. ان‌شاءالله راه حق و حقیقت را در پرتو دین مبین اسلام پیدا کنند.

ما برای شروع می‌خواهیم یک میان برنامه از حرم حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در ایامی که متعلق به ورود این بانوی بزرگوار به شهر مقدس قم هست، ببینیم تا برنامه ما متبرک شود. سپس در خدمت شما هستیم و منتظر پیام‌هایتان هم خواهیم بود.

دارد دل ما راه نجاتی دیگر

در مشهد و در قم عتباتی دیگر

بر بانوی باکرامت قم صلوات

بر شاه خراسان صلواتی دیگر

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

همان‌طور که خدمتتان گفتم ایام، ایام بسیار مبارکی است. ایام ورود حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) به شهر مقدس قم هست و مردم قم ورود پرخیر و برکت این بانوی بافضیلت و باکرامت را جشن می‌گیرند.

امشب در برنامه زنده «حبل المتین» همانند برنامه هفته‌های گذشته توفیق داریم تا در محضر استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم و ان‌شاءالله از محضر این عزیز بزرگوار بهره‌مند بشویم. جناب استاد خدمت شما سلام عرض می‌کنم، خیلی خوش آمدید:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ خداوند جزای خیر به شما بدهد. خدمت شما و همه بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قرار دادند، خالصانه‌ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت بیش از پیش تقدیم می‌کنم.

خدا را قسم می‌دهم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما بقیة الله الأعظم را نزدیک نموده و همه ما را از یاران ویژه و از سربازان فداکار آن حضرت قرار بدهد.

از خداوند می‌خواهیم حوائج همه ما و شما را برآورده کند، دغدغه‌های فکری ما را برطرف سازد، دعاهای ما را به اجابت برساند، ان‌شاءالله.

مجری:

ان‌شاءالله؛ از حضور حضرتعالی خیلی ممنون و سپاسگذارم. جناب استاد ما در جلسات قبل به بهانه ایام ولادت ششمین امام شیعیان پیرامون زندگی وجود ششمین امام همام شیعیان امام جعفر صادق (علیه السلام) صحبت کردیم.

نکته مهمی که به نظر من لازم است پیرامون آن صحبت کنیم، توسل نزد امام صادق (علیه السلام) است که ما از دیدگاه شما استفاده می‌کنیم و مطالبی در این خصوص بیان خواهید فرمود.

مقایسه امام صادق(سلام الله علیه)با «محمدبن عبدالوهاب»!!!

متأسفانه شبکه‌های وهابی اخیراً موجی به راه انداختند و مقایسه باطلی انجام می‌دهند. آن‌ها دو شخصیت نور مطلق و ظلمت مطلق را در کنار هم قرار می‌دهند و امام صادق (علیه السلام) را با امام و پیغمبر وهابیت «محمد بن عبدالوهاب» مقایسه می‌کنند.

ابتدا دیدگاه امام صادق (علیه السلام) در خصوص توسل را بفرمایید و قبل از آن هم اشاره به موجی که راه انداختند و مقایسه باطلی که انجام می‌دهند، بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی اللهان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر

همان‌طور که اشاره کردید بعضی از شبکه‌های شیطانی و ماجراجو و سران فتنه پول‌هایی از صهیونیسم و آمریکا و عربستان سعودی دریافت می‌کنند و مأموریت دارند تا در قبال آن میان شیعه و سنی ایجاد کنند و آتش اختلاف را میان مسلمانان روشن کنند.

مردم ما کاملاً آگاه هستند و این مسائل را درک می‌کنند، مخصوصاً عزیزان اهل سنت ما خیلی نسبت به این مسائل آگاه هستند.

شبکه‌های وهابی علیه شیعه تبلیغات زیادی انجام دادند و مطالبی از کتب و علمای شیعه پخش کردند، اما مشاهده کردند که اهل سنت برای حرف آن‌ها ارزشی قائل نشدند.

آن‌ها صریحاً اظهار داشتند که هدف ما براندازی حکومت اسلامی و ایجاد ناامنی میان امت اسلامی است. همچنین مردم را تحریک کردند که به خیابان‌ها بریزید و در خیابان‌ها شعار بنویسید.

ما نمی‌دانیم سفارش آقایان به شعار نوشتن در توالت چه مناسبتی دارد، اما مهم این است که مردم حرف آنان را گوش نکردند و به همین دلیل این افراد شدیداً عصبانی هستند. «شهید بهشتی» در این زمینه تعبیری داشتند و می‌گفتند:

"ما می‌دانیم عصبانی هستید، اما بیشتر عصبانی شوید و از عصبانیت بمیرید!"

واضح و روشن است وهابیت به جهت اینکه اهل سنت برای حرف آنان ارزشی قائل نشدند، عصبانی هستند. ما بارها گفتیم اگر وهابیت بخواهند بحث علمی کنند ما حاضریم. اگر یک یا دو نفر مطلبی تندی دارد، در برابر آن ده نفر دیگر مطلب معتدلی دارد.

مراجع عظام تقلید از جمله آیت الله العظمی سیستانی، آیت الله العظمی وحید خراسانی و دیگر مراجع ما مطالب بسیار مهمی در رابطه با وحدت میان شیعه و سنی دارد.

بنده قرار نبود در این زمینه جواب بدهم به جهت اینکه مجریان ما در این زمینه به طور مفصل پاسخ خواهند داد. دانشمند جهان معاصر ماهیت کارشناسان شبکه‌های وهابی را مشخص کرده است و می‌گوید: آفتاب آمد دلیل آفتاب!!

علاوه بر این، این افراد فحاشی‌ها و اهانت‌های شدیدی دارند. اگر ما بخواهیم در مورد این افراد آیه ٥ سوره جمعه را بخوانیم، آنجا که می‌فرماید:

(مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یحْمِلُوها کمَثَلِ الْحِمارِ یحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِین)

وصف حال آنان که تحمل (علم) تورات کرده و خلاف آن عمل نمودند در مثل به حماری ماند که بار کتاب‌ها بر پشت کشد (و از آن هیچ نفهمد و بهره نبرد) آری قومی که مثل حالشان این است که آیات خدا را تکذیب کردند بسیار مردم بدی هستند و خدا هرگز (براه سعادت) ستمکاران را رهبری نخواهد کرد.

سوره جمعه (٦٢): آیه ٥

یقین داریم که به الاغ توهین شده است، زیرا الاغ هزار شرافت نسبت به این افراد دارد. همچنین اگر آیه ١٧٦ سوره مبارکه اعراف را بخوانیم که در رابطه با «بلعم باعورا» است و می‌فرماید:

(فَمَثَلُهُ کمَثَلِ الْکلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیهِ یلْهَث)

حکایت وی حکایت سگ است که اگر بر او هجوم بری پارس می‌کند و اگر او را واگذاری پارس می‌کند.

سوره اعراف (٧): آیه ١٧٦

بازهم به سگ توهین شده است و در آن هیچ شکی نیست. به نظر من بهترین آیه‌ای که در رابطه با این افراد باید بخوانیم، آیه ٤٤ سوره مبارکه فرقان است که می‌فرماید:

(إِنْ هُمْ إِلاَّ کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ)

آن‌ها جز به مانند حیوانات نیستند بلکه روش آنان گمراهانه‌تر است.

سوره فرقان (٢٥): آیه ٤٤

زیرا(بَلْ هُمْ أَضَلُّ)مصداق بارز این آقایان است. آن‌ها ادعا می‌کنند و می‌گویند: "ما هفتاد روز است به مراجع نامه نوشتیم و آن‌ها جواب ما را نمی‌دهند!" اصلاً مراجع شما را آدم حساب نمی‌کنند که به نامه‌های شما جواب بدهند.

اگر راست می‌گویید، مفتی اعظمتان نامه بنویسد. مشاهده کنید زمانی که «دکتر طیب» نامه نوشت، مراجع ما به ویژه آیت الله العظمی مکارم شیرازی (حفظه الله) بلافاصله جواب دادند. همچنین زمانی که «پاپ بزرگ» نامه نوشت، ایشان بلافاصله جواب دادند.

کسی برای این افراد ارزشی قائل نیست و شما را آدم حساب نمی‌کنند. آیاتی که از سوره مبارکه اعراف و جمعه برای این افراد تلاوت کردیم، در شأن این افراد نیست و همان آیه ٤٤ سوره مبارکه فرقان مصداق بارز این افراد است.

ما نسبت به نامه نگاری این افراد گفتیم: "جواب ابلهان خاموشی است!"، اما در یکی از شبکه‌ها دیدم که آقای «سجودی» مرتباً می‌گوید: "این‌ها ما را ول نمی‌کنند. اگر آقای قزوینی جواب بدهد، بنده متعهد می‌شوم که جواب ایشان را پخش کنم."

ما و این افراد اختلافات زیادی باهم داریم و این افراد توهین‌های زیادی به شیعه و اهل سنت دارد. او حتی به جناب «مولوی عبدالحمید» هم توهین می‌کند، اما در مقایسه با دیگر کارشناسان وهابی مقداری معتدل است.

من به احترام ایشان جواب نامه‌شان را می‌دهم، حال خواهیم دید که ایشان مردانگی دارد تا جواب ما را پخش کند یانه!!

ما بارها گفتیم که آقای «کالکرابی» به تمام زنان شیعه توهین کرده است. ما به این شخص می‌گوییم: خودت گفتی که من قبلاً شیعه بوده‌ام. آیا قبل از اینکه وهابی شوی، آیا خدای نکرده ناموس شما به همین صورت بوده است؟!

در حال حاضر پدر و مادر و خواهر و برادر شما شیعه هستند. آیا واقعاً حرف ایشان را تأیید می‌کنند یا تکذیب می‌کنند؟!

ما کلیپ صحبت‌های این شخص را بارها پخش کردیم، اما چنین و چنانی از این فرد مشاهده نکردیم. بعد از اینکه اختلافشان بالا گرفت، ایشان از این شبکه خداحافظی کرد.

سؤالی که ایشان پرسیده مربوط به قسمت‌هایی از کتاب «صحیح بخاری» است که اصلاً ارزش جواب دادن ندارد، اما بنده به حول قوه الهی جواب می‌دهم. سؤال دیگرش مبنی بر اینکه «ابن تیمیه» تمامی اهل سنت را کافر و مرتد می‌داند را هم جواب خواهم داد.

به سؤال آقایانی که ادعا می‌کنند میان ائمه اهلبیت (علیهم السلام) و امام وهابیت «محمد بن عبدالوهاب» مقایسه کنیم، جواب خواهم داد و هیچ ابایی در جواب دادن نداریم.

ما این جواب‌ها را به این افراد نمی‌دهیم، زیرا این افراد اصلاً ارزش جواب دادن ندارند و همان آیه ٤٤ سوره مبارکه فرقان برای این افراد بهترین و شایسته‌ترین جواب است.

اولاً مقایسه کردن ائمه طاهرین (علیهم السلام) با افرادی مانند «محمد بن عبدالوهاب» به تعبیر خودتان مقایسه نور و ظلمت و همچنین مقایسه طهارت با نجاست است.

این افراد اصلاً قابل مقایسه با ائمه طاهرین (علیهم السلام) نیستند، اما به جهت اینکه روشن شود و مقایسه‌ای انجام شود بنده قدری نظر بزرگان اهل سنت را نسبت به ائمه طاهرین (علیهم السلام) و قدری هم نظر بزرگان اهل سنت را نسبت به این شخص می‌آورم.

بعد از بیان این روایات قضاوت با بینندگان عزیز!! ما بارها گفتیم که آقای «ذهبی» در کتاب «سیر أعلام النبلاء» جلد ١٣ صفحه ١٢٠ نسبت به ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌نویسد:

«وابناه الحسن والحسین فسبطا رسول الله وسیدا شباب اهل الجنة لو استخلفا لکانا اهلا لذلک»

حسن و حسین نوه پیغمبر اکرم و سروران جوانان اهل بهشت هستند و اگر آن‌ها خلیفه مسلمین می‌شدند شایسته‌ترین فرد بودند.

در مورد امام سجاد (علیه السلام) می‌نویسد:

«وزین العابدین کبیر القدر من سادة العلماء العاملین یصلح للامامة»

همچنین در مورد امام باقر (علیه السلام) می‌نویسد:

«وکذلک ابنه أبو جعفر الباقر سید امام فقیه یصلح للخلافة»

سپس در مورد امام صادق (علیه السلام) می‌نویسد:

«وکذا ولده جعفر الصادق کبیر الشان من ائمة العلم کان اولی بالامر من أبی جعفر المنصور»

امام صادق بلند مرتبه و دارای مقام والاست، او از ائمه علم هست و شایسته‌تر از منصور دوانیقی به امر امامت بود.

همچنین در مورد امام کاظم (علیه السلام) می‌نویسد:

«وکان ولده موسی کبیر القدر جید العلم اولی بالخلافة من هارون وله نظراء»

او امام رضا (علیه السلام) را چنین معرفی می‌کند:

«وابنه علی بن موسی الرضا کبیر الشان له علم وبیان»

او همچنین حضرت جواد الائمه (علیه السلام) را این‌طور معرفی می‌کند:

«وابنه محمد الجواد من سادة قومه»

در مورد امام هادی (علیه السلام) می‌نویسد:

«وکذلک ولده الملقب بالهادی شریف جلیل»

سپس امام حسن عسکری (علیه السلام) را اینگونه معرفی می‌کند:

«وکذلک ابنه الحسن بن علی العسکری رحمهم الله تعالی»

او زمانی که به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌رسد، می‌گوید:

«فاما محمد بن الحسن هذا فنقل أبو محمد بن حزمان الحسن مات عن غیر عقب قال وثبت جمهور الرافضة علیان للحسن ابنا اخفاه»

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - ١٤١٣، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج ١٣، ص ١٢٠، ح ٥٩

مشاهده کنید که این روایت نظر ذهبی در رابطه با ائمه طاهرین (علیهم السلام) است. در کتاب «تحفه اثنی عشریه» آقای «آلوسی» در مورد «ابوحنیفه» امام اعظم اهل سنت می‌نویسد:

«وهذا أبو حنیفة - رضی الله تعالی عنه - وهو هو بین أهل السنة کان یفتخر ویقول بأفصح لسان: لولا السنتان لهلک النعمان، یرید السنتین اللتین صحب فیهما لأخذ العلم الإمام جعفر الصادق - رضی الله تعالی عنه -»

ابوحنیفه شخصی است که جایگاه بزرگی میان اهل سنت دارد. او افتخار می‌کند و با فصیح‌ترین زبان می‌گوید: اگر دو سال در مکتب امام صادق (علیه السلام) شاگردی نمی‌کردم بیچاره می‌شدم.

مختصر التحفة الاثنی عشریة، علامة اله‌اند شاه عبد العزیز غلام حکیم الدهلوی، الناشر: المطبعة السلفیة، القاهرة، عام النشر: ١٣٧٣ هـ، ج ١، ص ٨، باب الشیعة السبیة

ملاحظه کنید این اوصاف مربوط به ائمه شیعیان است. حال ملاحظه کنید علمای اهل سنت نسبت به «محمد بن عبدالوهاب» چه نظری دارند. دوستان عزیز شما را به هر خدایی که می‌پرستید و هر پیغمبری که او را دوست دارید، به این مطالب دقت کنید.

در کتاب «دعاوی المناوئین لدعوة الشیخ محمد بن عبد الوهاب» اثر «عبد العزیز بن محمد بن علی العبد اللطیف» در رابطه با «محمد بن عبدالوهاب» از «امام محمد بن فیروز» مطالبی بیان کرده است.

دقت کنید که اهل سنت در مورد هرکسی لفظ امام را به کار نمی‌برند. «ذهبی» می‌گوید: اگر به کسی امام بگویند، طعن طاعنین دیگر در مورد او اثری ندارد. «عبداللطیف» در مورد «ابن فیروز» می‌گوید:

«ولکن تعرف ابن فیروز أنه أقربهم إلی الإسلام، وهو رجل من الحنابلة وینتحل کلام الشیخ (ابن تیمیة) وابن القیم خاصة...»

ابن فیروز نزدیک‌ترین افراد به اسلام بود، او مردی از حنابله بود که پایبند سخنان ابن تیمیه و ابن قیم بود.

دعاوی المناوئین لدعوة الشیخ محمد بن عبد الوهاب، عرض ونقض، المؤلف: عبد العزیز بن محمد بن علی العبد اللطیف، مصدر الکتاب: موقع الدرر السنّیة؛ ج ١، ص ٣٩، باب دراسة استقرائیة مجملة لمؤلفات المناوئین

همین شخص با این توصیفات زمانی که به «محمد بن عبدالوهاب» می‌رسد، می‌گوید:

«.. بل لعل الشیخ - یعنی عبد الوهاب - غفل عن مواقعة أمه - یعنی محمد بن عبد الوهاب - فسبقه الشیطان إلیها فکان أبا لهذا المارد … الخ إنا لله وإنا إلیه راجعون»

عبدالوهاب پدر محمد از اینکه با مادر محمد همبستر شود مقداری غافل ماند و به جای عبدالوهاب شیطان با مادر محمد همبستر شد و شیطان پدر این آدم پست و متمرد بوده است. انا لله و انا الیه راجعون!

دعاوی المناوئین لدعوة الشیخ محمد بن عبد الوهاب، عرض ونقض، المؤلف: عبد العزیز بن محمد بن علی العبد اللطیف، مصدر الکتاب: موقع الدرر السنّیة؛ ج ١، ص ٤١، باب دراسة استقرائیة مجملة لمؤلفات المناوئین

مشاهده کنید «ابن فیروز» که از اتباع «ابن تیمیه» بوده است، این حرف را می‌زند. اگر این شخص «شافعی»، «مالکی» یا «حنفی» بود؛ می‌گفتیم میان آن‌ها اختلاف مذهبی وجود دارد. این شخص از اتباع «ابن تیمیه» است که به صراحت می‌گوید: "«محمد بن عبدالوهاب» فرزند شیطان است!!"

وهابیت تلاش دارند این فرد با این توصیفات را با ائمه طاهرین (علیهم السلام) مقایسه کند که «ذهبی» در مورد تک تک آن بزرگواران کلمات والا مطرح می‌کند!! من نمی‌دانم این افراد چرا تلاش دارند این مقایسه باطل را انجام بدهند!!

همچنین در کتاب «الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة» اثر آقای «زینی دحلان» وارد شده است: بسیاری از علمای مدینه از جمله «محمد بن سلیمان کردی شافعی» و «شیخ محمد حیاة الحنفی» از اساتید «محمد بن عبدالوهاب» بودند.

«یفترسون فیه الإلحاد و الضلال»

آن‌ها در محمد بن عبدالوهاب بی‌دینی و گمراهی مشاهده می‌کردند.

والله آقای «زینی دحلان» شیعه نیست!! او مفتی مکه مکرمه بوده است، در مهد وهابیت پرورش یافته است و نزدیک ١٣٠ سال قبل هم از دنیا رفته است.

«و کان والده عبدالوهاب من العلماء الصالحین فکان أیضا یفترس فی ولده المذکور الإلحاد و یذمه کثیرا و یحذر الناس»

پدر او عبدالوهاب از علمای صالحین بود ولی فرزندش را آدم ملحد می‌دانست و او را مذمت می‌کرد و به مردم می‌گفت از او برحذر باشید.

الدرر السنية في الرد علي الوهابية؛ زيني دحلان، أحمد بن السيّد، دار غار حراء، الدمشق، الطبعة الأولي، ١٤٢٤ هـ. ق؛ ص ١١٢

برادر او «سلیمان بن عبدالوهاب» در مورد او گفته است: او گمراهی‌ها و بدعت‌ها و عقیده‌های فاسدی که داشت را انکار می‌کرد.

شما می‌خواهید چنین شخصی را با بزرگانی همچون امام صادق (علیه السلام) که «ابوحنیفه» به شاگردی ایشان افتخار می‌کند، مقایسه کنید؟! یا می‌خواهید با امام باقر (علیه السلام) یا امام کاظم (علیه السلام) مقایسه کنید؟!

شما از این مقایسه خجالت نمی‌کشید؟! احساس نمی‌کنید روزی این مدارک روی آنتن خواهد آمد و شما مفتضح و رسوا خواهید شد؟!

من از جناب آقای «سجودی» تقاضا دارم اگر واقعاً مردانگی دارد و سر حرفش است، این بحث من را منتشر کند؛ البته من گمان نمی‌کنم این بحث را منتشر کند. من از او تقاضا دارم این بحث را منتشر کند و نسبت به آن پاسخ بدهد.

اگر این شخص این مطالب را منتشر کند و به آن جواب علمی بدهد؛ ما قول می‌دهیم که اگر جواب علمی ایشان قانع کننده بود، اعلام کنیم که قانع شدیم و اگر جواب علمی ایشان قانع کننده نبود، ما مجدداً جواب می‌دهیم.

بحث علمی که دعوا و فحش و لاطائلات گفتن ندارد!! آدم نمی‌داند افرادی که شبانه روز کارشان فحاشی و اهانت است و این مباحث را مطرح می‌کنند، از این فحاشی‌ها چه سودی می‌برند؟!

تمام دنیا می‌دانند فحش کار کسی است که حرفی برای زدن ندارد! اگر کسی حرفی برای گفتن داشته باشد، به هیچ وجهی فحش نمی‌دهد.

بنده تنها روایتی از ائمه طاهرین (علیهم السلام) در رابطه با کسانی که فحاشی می‌کنند، برای شما بخوانم. فرقی نمی‌کند فحاشی مربوط به شبکه‌های شیعه باشد که شبانه روز فحاشی می‌کنند، یا شبکه‌های وهابی؛ برای ما هیچ فرقی نمی‌کند!

هرکدام از این شبکه‌ها فحاشی کنند، از دیدگاه ما انسان‌های فاسدی هستند. مرحوم «کلینی» در کتاب «کافی» جلد دوم صفحه ٣٢٣ نقل می کند که پیغمبر فرمود:

«إِذَا رَأَیتُمُ الرَّجُلَ لَا یبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ‌»

اگر دیدید کسی کارش فحش دادن و فحش خوردن است

حال مشاهده کنید که این شخص چقدر با فحش سروکار دارد؛ هم او فحش می‌دهد و هم مردم زنگ می‌زنند به او فحش می‌دهند.

همچنین به شخصی که از لس آنجلس روی آنتن می‌آید دقت کنید که چقدر مردم به او فحش دادند تا رفت دستگاه دلی خرید تا بتواند فحش‌های مردم را کنترل کند و نگذارد روی آنتن برود.

«فَإِنَّهُ لِغَیةٍ أَوْ شِرْک شَیطَان»

بدانید که این شخص یا زنازاده است و یا نطفه شیطان است.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٢، ص ٣٢٣، ح ٢

«محمد بن عبدالوهاب» مصداق بارز این روایتی است که امام صادق (علیه السلام) از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) توصیف کرده است. این روایت و روایت بعدی آن صددرصد صحیح است؛ مخصوصاً روایت دوم که شکی در صحت آن نیست.

همچنین در کتاب «صحیح بخاری» حدیث ١٢٩٢ در رابطه با اینکه«غَی»چه هست، وارد شده است:

«یصلی علی کل مَوْلُودٍ مُتَوَفًّی وَإِنْ کان لِغَیةٍ»

برای هر بچه‌ای نماز می‌خواند، ولو اینکه این بچه زنازاده باشد.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ١، ص ٤٥٦، ح ١٢٩٢

شارحین از جمله «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «فتح الباری» هم در شرح این قضیه می‌گوید:

«أَی مِنْ زِنًا وَمُرَادُهُ أَنَّهُ یصَلَّی عَلَی وَلَدِ الزِّنَا»

فتح الباری شرح صحیح البخاری، المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، الناشر: دار المعرفة - بیروت، ١٣٧٩، تحقیق: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، ج ٣، ص ٢٢١، شماره ١٣٥٦

همچنین در کتاب «عمدة القاری» اثر «بدرالدین عینی» جلد ٨ صفحه ١٧٧ همین تعبیر وارد شده است. این آقایی که این‌قدر فحاشی می‌کند، بهتر است یک آزمایش «دی ان ای» بدهد تا تکلیفش مشخص شود.

همچنین مشاهده کنید در کتاب شیعیان و اهل سنت روایات زیادی وارد شده است و مؤمنان را از فحاشی و دشنام دادن منع کرده است؛ حال ما نمی‌دانیم فحاشی این آقایان به چه دلیل است و چرا این‌طور می‌کنند!!

دیدگاه ائمه اطهار(علیهم السلام)در مورد توسل

بنابراین این مطلب نکته‌ای بود که خواستیم به این افراد بیان کنیم، اما در مورد دیدگاه امام صادق (علیه السلام) در مورد توسل به کتاب «فروع کافی» مراجعه کنید که در جلد پنجم این کتاب روایت مفصلی وارد شده است که سند آن هم صددرصد صحیح است.

امام صادق (علیه السلام) در این روایت فرمودند:

«شِعَارُنَا یا مُحَمَّدُ یا مُحَمَّد»

شعار ما ائمه یا محمد یا محمد است.

این فرمایش امام صادق (علیه السلام) در حالی است که «محمد بن عبدالوهاب» معتقد است که هرکسی «یا علی» بگوید، کافر و مرتد است!!

«وَ شِعَارُ الْحُسَینِ یا مُحَمَّدُ وَ شِعَارُنَا یا مُحَمَّدُ»

شعار امام حسین هم یا محمدا بوده است و شعار ما هم یا محمد است.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٥، ص ٤٧، ح ١

حال این افراد می‌گویند که دعای غیر الله شرک است. همچنین در کتاب «اصول کافی» جلد دوم وارد شده است که امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:

«اللَّهُمَّ إِنِّی أَتَوَجَّهُ إِلَیک- بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أُقَدِّمُهُمْ بَینَ یدَی صَلَاتِی»

خدایا من به طرف تو می‌آیم و محمد و آل محمد را واسطه قرار می‌دهم و این‌ها را در پیشاپیش خودم قرار می‌دهم.

«وَ أَتَقَرَّبُ بِهِمْ إِلَیک»

و به برکت آن‌ها به تو تقرب می‌جویم.

أصول الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، مترجم: مصطفوی، سید جواد، ج ٤، ص ٣٢٢، ح ١

ما در رابطه با «علی بن ابراهیم» به طور مفصل عرض کردیم که این شخص ثقه است. همچنین در مورد «ابراهیم بن هاشم» هم به طور مفصل مطالبی را بیان کردیم.

فقهای ما درطول تاریخ به روایات «ابراهیم بن هاشم» عمل کردند و «سید بن طاووس» سندی را نقل می‌کند که در حدیث «ابراهیم بن هاشم» است که می‌گوید تمام این افراد ثقه هستند.

همچنین «علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه)» روایتی را در کتاب «روضة المتقین می‌آورد و می‌گوید:

«(و علی) ثقة (و أبوه) ممدوح کالثقة باعتماد القمیین، بل غیرهم علی حدیثه»

او در ادامه می‌گوید:

«بل لم نجد أحدا یرد حدیثه»

ندیدیم کسی از علمای شیعه حدیث ابراهیم بن هاشم را رد کرده باشد.

روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، نویسنده: مجلسی، محمدتقی بن مقصودعلی، محقق / مصحح: موسوی کرمانی، حسین و اشتهاردی علی پناه، ج ٦، ص ٤٥

همچنین «احمد بن ابی نصر بزنطی» از علمای بزرگ شیعه و از روات جلیل القدر ماست و جزو اصحاب اجماع و مشایخ الثقات است. «شیخ طوسی» در مورد او می‌گوید:

«کوفی، ثقة، لقی الرضا علیه السّلام، و کان عظیم المنزلة عنده، و روی عنه کتابا»

فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنّفین و أصحاب الأصول، نویسنده: طوسی، محمد بن الحسن، محقق / مصحح: طباطبائی، عبدالعزیز، النص، ص ٥٠، باب أحمد

همچنین مرحوم «کشی» ایشان را جزو اصحاب اجماع آورده است. راوی بعدی «معاویة بن عمار» است که مشاهده کنید مرحوم «نجاشی» در مورد او می‌گوید:

«و کان وجها فی أصحابنا و مقدما»

او از آبروداران و شخصیت‌های برجسته در میان شیعه بوده است.

«کبیر الشأن عظیم المحل ثقة»

رجال النجاشی، نویسنده: نجاشی، احمد بن علی، ص ٤١١، ح ١٠٩٦

روایت زمانی که به این صورت مطرح شود، گمان نمی‌کنم دیگر نیازی به ترجمه باشد. همچنین در کتاب «کافی» جلد دوم صفحه ٥٤٤ روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است.

همچنین از امام باقر (علیه السلام) روایتی بیان شده است که حضرت می‌فرماید:

«یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی أَتَوَجَّهُ بِک إِلَی اللَّهِ رَبِّک وَ رَبِّی»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٢، ص ٥٥٢، ح ٦

همچنین آقایان وهابی مفصل مطرح می‌کنند: "امیرالمؤمنین در کتاب «نهج البلاغه» بیان کرده است:

«إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَی اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی الْإِیمَانُ بِهِ وَ بِ رَسُولِهِ»

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص ١٦٣، خ ١١٠

درحالی‌که می گویند توسل شرک و کفر است!!" تنها به حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) افترا نبسته بودید که به ایشان هم بستید! ما بارها گفتیم که توسل سه قسم دارد؛

قسم اولتوسل به اسماء الهی است.

«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک بِاسْمِک الْعَظِیمِ الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَکرَمِ الْمَخْزُونِ الْمَکنُونِ النُّورِ الْحَقِّ الْبُرْهَانِ الْمُبِینِ»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٢، ص ٥٨٢، ح ١٧

و دعاهای دیگری از جمله دعای افتتاح، دعای جوشن کبیر، دعای صحیفه سجادیه و دیگر دعاها اسماء الهی است و توسل به آن‌ها مشروع است.

قسم دومتوسل به عمل صالح مشروع است.

(رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً ینادِی لِلْإِیمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کفِّرْ عَنَّا سَیئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرار)

پروردگارا ما چون صدای منادی‌ای را که خلق را به ایمان می‌خواند شنیدیم اجابت کردیم و ایمان آوردیم، پروردگارا از گناهان ما درگذر و زشتی کردار ما را بپوشان و هنگام جان سپردن، ما را با نیکان محشور گردان.

سوره آل عمران (٣): آیه ١٩٣

همچنین در روایات بسیاری از ائمه طاهرین (علیهم السلام) وارد شده است که یکی از بهترین وسیله تقرب به خدا اعتراف بنده به تقصیر و گنهکار بودن است.

قسم سومتوسل به انبیاء، اولیاء و صالحین است. فرزندان حضرت یعقوب پیغمبر است و تربیت شده در مکتب پیغمبر خدا هستند که به پدر خود عرضه می‌دارند:

(یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا)

ای پدر! برای گناهان ما آمرزش بخواه.

سوره یوسف (١٢): آیه ٩٧

همچنین در سوره مبارکه نساء وارد شده است:

(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُک فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِیماً)

و اگر نامبردگان بعد از آن خلاف‌کاری‌ها- یعنی تحاکم نزد طاغوت و اعراض از رسول و سوگند دروغ- از در توبه نزد تو آمده بودند، و از خدا طلب آمرزش کرده بودند، و رسول برایشان طلب مغفرت کرده بود می‌دیدند که خدا توبه پذیر و مهربان است.

سوره نساء (٤): آیه ٦٤

همچنین در سوره مبارکه مائده وارد شده است:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ)

هان ای کسانی که در زمره مؤمنین در آمده‌اید، از خدا پروا داشته باشید، و در جستجوی وسیله‌ای برای نزدیک شدن به ساحتش- که همان عبودیت و به دنبالش علم و عمل است برآئید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار گردید.

سوره مائده (٥): آیه ٣٥

خداوند متعال در این آیه شریفه نفرموده است که وسیله تنها منحصر به عمل صالح است، بلکه اگر کسی عمل صالح داشته باشد قطعاً توسل به عمل صالح شاید افضل از توسل به انبیاء و اولیاء باشد. شخص با این عمل صالح خود را به خداوند متعال نزدیک کرده است.

کسی که عمل صالحی در خود نمی‌بیند و خود را گنهکار می‌بیند و می‌خواهد به دنبال کسی برود که نزد خداوند متعال آبرودار است، می‌گوید:

«یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّه»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ٩٩، ص ٢٤٧، ح ٨

در نتیجه حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید:

«إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُون»

با فضیلت‌ترین توسل، عمل صالح است.

آیا معنای این فرمایش حضرت این است که به دلیل اینکه این عمل با فضیلت‌تر است، اعمال دیگر کفر است؟! همچنین در کتاب «موطأ» اثر «مالک» وارد شده است:

«أفضل الصلاة صلاتکم فی بیوتکم»

با فضیلت‌ترین نماز، نماز در خانه است.

الموطأ، نویسنده: الإمام مالک، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، سال چاپ: ١٤٠٦ - ١٩٨٥ م، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت – لبنان، ج ١، ص ١٣٠، ح ٤

آیا معنای این حرف این است که اگر شما در بیرون از خانه نماز بخوانید، نماز شما باطل است؟! یا از پیغمبر سؤال می کنند که:

«أی الصَّلاَةِ أَفْضَلُ بَعْدَ الْمَکتُوبَةِ قال الصَّلاَةُ فی جَوْفِ اللَّیلِ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ٢، ص ٣٠٣، ح ٨٠١٣

آیا معنای این روایت این است که اگر کسی در طول روز نماز بخواند، نماز او باطل است؟! همچنین در روایت دیگری وارد شده است:

«صلاة العصر هی الوسطی لانه افضل الصلوات»

آیا نستجیر بالله معنای این روایت این است که نماز صبح و ظهر و مغرب و عشاء باطل و کفر است؟! این چه حرف‌هایی است که شما می‌زنید؟!

شما که مصداق تعبیر «ذهبی» هستید، چنانکه در نامه‌ای به «ابن تیمیه» می‌نویسد: اتباع تو قلیل العقل هستند؛ ولی لااقل برای بینندگان خودتان یک احترامی قائل شوید!!

همچنین حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) زمانی که آیه شریفه:

(اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ)

از خدا پروا داشته باشید، و در جستجوی وسیله‌ای برای نزدیک شدن به ساحتش.

سوره مائده (٥): آیه ٣٥

می‌خوانند، می‌فرمایند:

«وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ أَنَا وَسِیلَتُهُ وَ أَنَا وَ وُلْدِی ذُرِّیتُه»

مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، نویسنده: ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن علی، ج ٣، ص ٧٥، فصل فی أنه السبیل و الصراط المستقیم و الوسیلة

همچنین حضر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) نقل می‌کنند و می‌فرمایند:

«الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِ مَنْ أَطَاعَهُمْ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ فَقَدْ عَصَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ هُمُ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی وَ هُمُ الْوَسِیلَةُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»

عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، ج ٢، ص ٥٨، ح ٢١٧

این‌ها فرمایش حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است. همچنین از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که حضرت فرمودند:

«اللَّهُمَّ یا رَبِّ أَنْتَ عَظَّمْتَ حَقَّنَا أَهْلَ الْبَیت فَتَوَسَّلُوا بِنَا کمَا أَمَرْتَ»

مردم همان‌طور که دستور داده شده به ما توسل بجویید.

عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، ج ٢، ص ١٦٨، ح ١

همچنین امام باقر (علیه السلام) فرمودند:

«اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ فقال: تقربوا الیه بالإمام»

تفسیر نور الثقلین، نویسنده: العروسی الحویزی، عبد علی بن جمعة، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم، ج ١، ص ٦٢٧، ح ١٧٩

همچنین به «صحیفه سجادیه» مراجعه کنید که از ابتدا تا انتهای آن سرشار از توسلات است. در کتاب «صحیفه سجادیه» با تألیف مرحوم «ابطحی» وارد شده است:

«رَبِّ صَلِّ عَلَی أَطَایبِ أَهْلِ بَیتِهِ الَّذِینَ اخْتَرْتَهُمْ لِأَمْرِک، وَ جَعَلْتَهُمْ خَزَنَةَ عِلْمِک، وَ حَفَظَةَ دِینِک، وَ خُلَفَاءَک فِی أَرْضِک، وَ حُجَجَک عَلَی عِبَادِک، وَ طَهَّرْتَهُمْ مِنَ الرِّجْسِ وَ الدَّنَسِ تَطْهِیراً بِإِرَادَتِک، وَ جَعَلْتَهُمُ الْوَسِیلَةَ إِلَیک»

الصحیفة السجادیة، ص ٢١٦، باب ٤٧

همچنین در کتاب «اقبال الأعمال» وارد شده است:

«فَإِنِّی بِمُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ أَوْصِیائِهِمَا إِلَیک أَتَوَسَّل»

خدایا من به محمد و علی و اوصیاء آن‌ها متوسل می‌شوم.

إقبال الأعمال، نویسنده: ابن طاووس، علی بن موسی، ج ٢، ص ٧١٦، فصل فیما نذکره من بیان صفات صلاة اللیل فی لیلة النصف من شعبان

این موارد یکی دوتا نیست؛ بلکه حداقل دویست مورد روایت از ائمه طاهرین (علیهم السلام) در رابطه با قضیه توسل بیان شده است که این‌ها کاملاً واضح و روشن است.

بنابراین عزیزان ما مقداری دقت کنند که این نسبت‌هایی که به ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌دهند، نسبت‌های نادرست و ناروا است.

مجری:

استاد ممنونم. می‌خواهیم ببینیم آن تعبیری که شما از وجود نازنین امام صادق (علیه السلام) آوردید که فرموده بودند«شِعَارُنَا یا مُحَمَّدُ یا مُحَمَّد»حتی از امام حسین (علیه السلام) هم این روایت را فرمودید، در منابع اهل سنت به چه صورتی است.

توسل و استغاثه از دیدگاه اهل سنت

توسل و استغاثه از زبان امام صادق (علیه السلام) که درواقع همان توسل است، از دیدگاه اهل سنت به چه صورتی است؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ببینید دوستان روشی که ائمه طاهرین (علیهم السلام) داشتند به این صورتی بود که بیان کردیم. حال در رابطه با «عبدالله بن عمر» در کتاب «طبقات الکبری» اثر «ابن سعد» روایتی وارد شده است که می‌گوید:

پسر عمر عضلات پایش منقبض شده بود و نمی‌توانست حرکت کند. به او گفتند محبوب‌ترین انسان‌ها توسل کن، سپس گفت:

« یا محمد فبسطها»

گفت: یا محمد و عضلاتش باز شد.

الطبقات الکبری، اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منیع أبو عبدالله البصری الزهری، دار النشر: دار صادر – بیروت، ج ٤، ص ١٥٤، باب و من بنی عدی بن کعب

آیا شما نسبت به این روایت هم ادعا می‌کنید که شرک گفته است؟! همان‌طور که امام صادق (علیه السلام) فرمودند،«شِعَارُنَا یا مُحَمَّدُ یا مُحَمَّد»و شعار امام حسین (علیه السلام) هم یا محمد بوده است. جالب اینجاست که «ابن تیمیه» همین عبارت را نقل می‌کند و می‌گوید:

«کنا عند عبد الله بن عمر رضی الله عنهما فخدرت رجله فقال له رجل: اذکر أحب الناس إلیک فقال: یا محمد فکأنما نشط من عقال»

الکلم الطیب، المؤلف: شیخ الإسلام ابن تیمیة، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، الناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعة: الثالثة – ١٩٧٧، ج ١، ص ١٧٣، ح ٢٣٦

«ابن تیمیه» در این روایت می‌گوید: گویا این شخص را در زنجیر بسته بودند و همین که «یا محمد» گفت، پاهایش باز شد.

همچنین در کتاب «البدایة و النهایة» اثر «ابن کثیر دمشقی» جلد ٩ با تحقیق «دکتر ترکی» روایتی وارد شده است که می‌گوید: در جنگ یمامه که همان جنگ رده است و یک سال بعد از رحلت پیغمبر اکرم بود، لشکری به فرماندهی «خالد بن ولید» حمله کردند؛

«ثم نادی بشعار المسلمین وکان شعارهم یومئذ یا محمداه»

به شعار مسلمانان ندا کردند و شعار مسلمانان در آنجا یا محمداه بود.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج ٦، ص ٣٢٤، فصل فی خبر مالک بن نویرة الیربوعی التمیمی

طبق این روایت باید بگوییم تمام آن صحابه‌ای که در آن جنگ بودند همگی به واسطه توسل به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) مشرک شدند و به تعبیر آقای «محمد بن عبدالوهاب» واجب القتل شدند!!

همچنین در کتاب «مصنف» اثر «ابن ابی شیبه» که استاد «بخاری» است، وارد شده است که در زمان عمر بن خطاب نزد قبر پیغمبر اکرم آمد و گفت:

«یا رسول الله استسق لأمتک»

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - ١٤٠٩، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج ٦، ص ٣٥٦، ح ٣٢٠٠٢

این روایت از هر جهت صحیح است، در حالی که آقایان وهابی معتقدند که استغاثه و توسل شرک و کفر است. «ابن کثیر دمشقی» در کتاب «البدایة و النهایة» جلد ٧ صفحه ٢٠٥ روایتی بیان کرده است:

«یارسول الله استسق الله لامتک»

نویسنده در مورد سند روایت می‌نویسد:

«وهذا اسناد صحیح»

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج ٧، ص ٩٢، باب ذکر فتح تستر ثانیة واسر الهرمزان وبعثه إلی عمر

همچنین در کتاب «فتح الباری» روایتی وارد شده است که می‌گوید:

«روی بن أَبِی شَیبَةَ بِإِسْنَادٍ صَحِیحٍ مِنْ رِوَایةِ أَبِی صَالِحٍ السَّمَّانِ عَنْ مَالِک الدَّارِی»

«مَالِک الدَّارِی»خزانه‌دار و وزیر امور اقتصادی عمر بن خطاب بوده است. این شخص با سند صحیح نقل کرده است و گفته است:

«یا رَسُولَ اللَّهِ اسْتَسْقِ لِأُمَّتِک فَإِنَّهُمْ قَدْ هَلَکوا»

فتح الباری شرح صحیح البخاری، المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، الناشر: دار المعرفة - بیروت، ١٣٧٩، رقم کتبه وأبوابه وأحادیثه: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ٢، ص ٤٩٥، قَوْلُهُ بَابُ سُؤَالِ النَّاسِ الْإِمَامَ الِاسْتِسْقَاءَ إِذَا قحطوا

بنابراین این شخص که معتقد است واسطه قرار دادن بین خود و خدا شرک است، باید دستور قتل تمامی این افراد را صادر کند و گردنشان بزنند و بدنشان را زنده زنده به آتش بسوزانند. ما روایات فراوانی با این مضمون داریم و یک مورد یا دو مورد نیست.

بعد از رحلت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «سهل بن حنیف» از «عثمان بن حنیف» نقل می‌کند و می‌گوید: شخصی مشکلی داشت و نزد عثمان می‌رفت و عثمان به او توجهی نمی‌کرد. این شخص نزد «عثمان بن حنیف» آمد و گفت: چکار کنم؟!

«عثمان بن حنیف» به او گفت: برو وضو بگیر و به مسجد برو و بگو:

«یا مُحَمَّدُ إِنِّی أَتَوَجَّهُ بِک إِلَی رَبِّک»

این استغاثه همانند استغاثه ما شیعیان است که می‌گوییم:

«یا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّه»

استغاثه بالاتر از دعاها و توسل است. معروف است که می‌گویند: هر توسلی استغاثه نیست، ولی هر استغاثه‌ای توسل است. هر دعایی استغاثه نیست، ولی هر استغاثه‌ای دعا است!!

مجری:

زمانی که کلمه«یا»به کار می‌رود و خطاب می‌شود، استغاثه است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله. آقای طبرانی در ادامه نسبت به سند این حدیث می‌گوید:

«وَالْحَدِیثُ صَحِیحٌ»

الروض الدانی (المعجم الصغیر)، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: المکتب الإسلامی, دار عمار - بیروت, عمان - ١٤٠٥ - ١٩٨٥، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد شکور محمود الحاج أمریر، ج ١، ص ٣٠٦، ح ٥٠٨

همچنین مشاهده کنید در کتاب «مکة المشرفة و المسجد الحرام» وارد شده است که شخصی نزد قبر رسول گرامی اسلام آمده است و می‌گوید:

«یا رسول الله الشفاعة الشفاعة»

تاریخ مکة المشرفة والمسجد الحرام، المؤلف: ابن الضیاء، مصدر الکتاب: موقع الوراق، ج ١، ص ١٧٦، باب کیفیة السلام علیه صلی الله علیه وسلم حال الزیارة

جالب این است که این آقایان حتی «ابن تیمیه» تعبیری در کتاب «الکلم الطیب» دارد که این روایت قطعی است که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: هرگاه در بیابان ماندید، ماشینتان گم شد، راه را گم کردید و در جنگل ماندید؛

«فلیناد: یا عباد الله احبسوا [علی] یا عباد الله احبسوا»

صدا بزنید: ای بندگان خدا به داد من برسید، ای بندگان خدا به داد من برسید.

الکلم الطیب، المؤلف: شیخ الإسلام ابن تیمیة، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، الناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعة: الثالثة – ١٩٧٧، ج ١، ص ١٤٦، ح ١٧٨

این روایت مصداق بارز استغاثه است. آیا پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) نمی‌دانستند که همانجا باید خداوند متعال را صدا بزنند؟! چرا«یا عباد الله احبسوا»می‌گویند؟!

همچنین مشاهده کنید که «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «مختصر زوائد» می‌گوید:

«فإذا أصاب أحدکم عرجة بأرض فلاة فلیناد: یا عباد الله! اغیثوا»

چطور خداوند عالم نگفت که اگر در بیابان گم شدید، بگویید:«یا الله! اغثنی»؟! مگر خداوند متعال نمی‌فرماید:

(وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِید)

و ما از رگ گردن به او نزدیک‌تریم.

سوره ق (٥٠): آیه ١٦

و یا فرمود:

(ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ)

مرا بخوانید تا استجابت کنم.

سوره غافر (٤٠): آیه ٦٠

اگر این‌طور باشد، آیا پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) دستور شرک داده‌اند؟! آقای «عسقلانی» در مورد سند این روایت می‌گوید:

«اسناده حسن»

سپس در پاورقی وارد شده است:

«رواه الطبرانی ورجاله ثقات»

مشاهده کنید که این موارد نشانگر نقل تعبیر یاد شده هستند. همچنین در کتاب «مسائل أحمد بن حنبل روایة ابنه عبد الله» وارد شده است که «عبدالله» می‌گوید:

«حججت خمس حجج منها ثنتین راکبا وثلاثة ماشیا أو ثنتین ماشیا وثلاثة راکبا فضللت الطریق فی حجة وکنت ماشیا فجعلت اقول»

من با پدرم بودم و پدرم گفت که من پنج مرتبه به حج رفتم؛ دو مرتبه سواره و سه مرتبه پیاده رفتم. یک مرتبه راه را گم کردم و هرکجا می‌رفتم، راه را پیدا نمی‌کردم. در این حال گفتم:

«یا عباد الله دلونا علی الطریق»

ای بندگان خدا به دادم برسید و راه را به من نشان بدهید.

«فلم ازل اقول ذلک حتی وقعت الطریق»

به قدری این جمله را تکرار کردم تا بندگان خدا به دادم رسیدند و راه را پیدا کردم.

مسائل أحمد بن حنبل روایة ابنه عبد الله، اسم المؤلف: عبد الله بن أحمد بن حنبل، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - ١٤٠١ هـ ١٩٨١ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: زهیر الشاویش، ج ١، ص ٢٤٥، ح ٩١٢

آقای «البانی» هم در کتاب خود همین تعبیر را می‌آورد و می‌گوید:

«وهذا اسناد حسن کما قالوا، فإن رجاله کلهم ثقات غیر أسامة بن زید وهو اللیثی وهو من رجال مسلم»

سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة وأثرها السيئ في الأمة؛ المؤلف: محمد ناصر الدين بن الحاج نوح الألباني؛ دار النشر: دار المعارف؛ البلد: الرياض - الممكلة العربية السعودية؛ الطبعة: الأولى، سنة الطبع : ١٤١٢ هـ / ١٩٩٢ م؛ج٢، ص ١١١، ح ٢١٧

«ابن حجر» هم در مورد این روایت گفته است:

«صدوق یهم»

همان تعبیری که امام صادق (علیه السلام) دارند، اهل سنت هم همان تعبیر را دارند. در بحث توسل اهل سنت با شیعه هیچ تفاوتی ندارند. همچنین آقای «سبکی» که «ذهبی» درباره او می‌گوید:

«الْإِمَامُ الْعَلَّامَةُ الْفَقِیهُ الْمُحَدِّثُ الْحَافِظُ فَخْرُ الْعُلَمَاءِ تَقِی الدِّینِ أَبُو الْحَسَنِ السُّبْکی»

یکی از سلفیون این عبارت را معنا می‌کرد و می‌گفت:«الْحَافِظُ»به معنای این است که حافظ قرآن بوده است!!

سپس می‌گوید:

«وَکانَ صَادِقًا مُتَثَبِّتًا خَیرًا دَینًا مُتَوَاضِعًا حَسَنَ السَّمْتِ، مِنْ أَوْعِیةِ الْعِلْمِ یدْرِی الْفِقْهَ وَیقَرِّرُهُ»

المعجم المختص بالمحدثین، المؤلف: شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَایماز الذهبی (المتوفی: ٧٤٨ هـ)، تحقیق: د. محمد الحبیب الهیلة، الناشر: مکتبة الصدیق، الطائف، الطبعة: الأولی، ١٤٠٨ هـ - ١٩٨٨ م، ج، ص ١٦٦، باب حرف العین

آقای سلفی که فریب وهابیت را خوردید، مشاهده کنید که همین آقای «سبکی» که او را«الْإِمَامُ الْعَلَّامَةُ»خطاب می‌کند، در کتاب «شفاء السقام فی زیارة خیر الأنام» می‌گوید:

«إعلم: أنه یجوز ویحسن التوسل، والاستغاثة، والتشفع بالنبی صلی الله علیه وآله وسلم إلی ربه سبحانه وتعالی»

بدان که توسل، استغاثه و طلب شفاعت کردن به سوی خداوند عالم خوب است.

«وجواز ذلک وحسنه من الأمور المعلومة لکل ذی دین»

هرکسی که دین دارد می‌داند که این کار خوب است.

«المعروفة من فعل الأنبیاء والمرسلین، وسیر السلف الصالحین، والعلماء والعوام من المسلمین»

معروف است که این سیره انبیاء و مرسلین، سلف صالحین، علماء و عوام مسلمین بوده است.

سپس می‌گوید:

«ولم ینکر أحد ذلک من أهل الأدیان، ولا سمع به فی زمن من الأزمان، حتی جاء ابن تیمیة، فتکلم فی ذلک بکلام یلبس فیه علی الضعفاء الأغمار، وابتدع ما لم یسبق إلیه فی سائر الأعصار»

ابن تیمیه بعضی از افرادی که عقل سالمی ندارند و ضعیف العقل و ضعیف العلم هستند را از راه به در کرده است.

شفاء السقام فی زیارة خیر الأنام علیه الصلاة والسلام، المؤلف: الإمام السبکی، تقی الدین علی بن عبد الکافی الأنصاری، الخزرجی، المصری، الشافعی (٦٨٣ ه‍ - ٧٥٦ ه‍)، ج ٩، ص ٣، باب مشروعیة الزیارة

همچنین جناب آقای «سمهودی» همان کسی که آقای «ابن عماد» در کتاب «شذرات الذهب» در مورد او می‌گوید:

«نزیل المدینة المنورة وعالمها ومفتیها ومدرسها ومؤرخها الشافعی الإمام القدوة الحجة المفنن»

شذرات الذهب فی أخبار من ذهب، اسم المؤلف: عبد الحی بن أحمد بن محمد العکری الحنبلی، دار النشر: دار بن کثیر- دمشق - ١٤٠٦ هـ، الطبعة: ط ١، تحقیق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط، ج ٨، ص ٥٠، باب سنة إحدی عشرة وتسعمائة

آقای «سمهودی» در کتاب «وفاء الوفاء» همین تعبیر را دارد و می‌گوید:

«اعلم أن الاستغاثة والتشفع بالنبی صلی الله علیه وسلم وبجاهه وبرکته إلی ربه تعالی من فعل الأنبیاء والمرسلین، وسیر السلف الصالحین، واقع فی کل حال، قبل خلقه صلی الله تعالی علیه وسلم وبعد خلقه، فی حیاته الدنیویة ومدة البرزخ وعرصات القیامة»

استغاثه و طلب شفاعت از پیغمبر اکرم و بجاه و برکت آن از فعل انبیاء مرسلین و سیره سلف صالحین بوده است و در تمام احوال قبل و بعد از خلقت پیغمبر اکرم و در زمان حیات و وفات پیغمبر اکرم و همچنین در قیامت استغاثه و تشفع به پیغمبر اکرم درست است.

وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، المؤلف: علی بن عبد الله بن أحمد الحسنی الشافعی، نور الدین أبو الحسن السمهودی (المتوفی: ٩١١ هـ)، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی – ١٤١٩، ج ٤، ص ١٩٣، الفصل الثالث فی توسّل الزائر

مشاهده کنید که عقیده ائمه شیعیان و ائمه اهل سنت چقدر به هم نزدیک است!!

مجری:

خیلی متشکرم. بنابراین در اینجا ما باید به عقیده «محمد بن عبدالوهاب» هم بپردازیم. ما نظر اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) از جمله حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)، امام صادق (علیه السلام) و سایر ائمه طاهرین را در خصوص استغاثه و توسل بیان کردیم.

همچنین در ادامه به بیان نظر علمای اهل سنت در این خصوص پرداختیم. حال باید تکلیف خود را با کسانی که نظرشان متفاوت از شیعه و اهل سنت است، روشن کنیم. این افراد وهابیت هستند که پیغمبرشان «محمد بن عبدالوهاب» است.

بخشی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

تا استاد نفسی تازه کنند، چند مورد از پیامک‌های عزیزان بیننده را بخوانم و بعد از آن دومرتبه به ادامه بحث بپردازیم.

از آقای شهاب الدین غلامی از پرند ممنونیم؛ ایشان اشاره‌ای به موضوع بحث ما در مورد وهابیت داشتند و گفتند: این افراد شیطان و شیطان پرست هستند.

علی آقا از مشهد پیام فرستادند و از «شبکه جهانی ولایت» و تلاش‌های جناب استاد تشکر کردند.

عزیز دیگری از مشهد برای ما پیام فرستادند و گفتند: "در حرم کریمه اهلبیت برای ما دعا کنید؛ من از حرم امام مهربانی علی بن موسی الرضا (علیه السلام) نایب الزیاره شما هستم." حتماً دعاگوی شما هستیم و از شما ممنونیم.

از آقای ناصری از قزوین هم ممنون و سپاسگذاریم که بزرگواری کردند و برای ما پیام فرستادند.

آقای علی دلشادی از تبریز هم بزرگواری کردند و همراهی خودشان را با ما اعلام کردند و خسته نباشید و (یا حیدر مدد) برای ما فرستادند.

عزیزی خودشان را معرفی نکردند و گفتند: "اگر امکان دارد در زیارت به حرم حضرت معصومه نایب الزیاره ما هم باشید." حتماً اگر لایق باشیم دعاگو و نایب الزیاره شما هستیم.

آقای زمانی از شیراز هم برای ما پیام فرستادند و از ایشان هم ممنون و سپاسگذار هستیم.

آقای وزواری از گلستان بندر گز هم که شاگرد همیشگی «شبکه جهانی ولایت» هستند هم برای ما پیام فرستادند.

آقای غلام حسن زردوست از زابل هم بزرگواری کردند و برای ما پیام فرستادند.

آقا هادی عزیز از مشهد مقدس هم برای ما پیام فرستادند.

دیدگاه «محمد بن عبدالوهاب» نسب به استغاثه و توسل

استاد نظر اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)، علمای شیعه و همچنین علمای اهل سنت را در خصوص استغاثه و توسل را بیان کردید. حال نوبت به نظر «محمد بن عبدالوهاب» نسب به استغاثه و توسل است که باید این مورد را هم بیان کنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

دوستان عزیز مشاهده کنید که نظر علمای شیعه و علمای اهل سنت را بیان کردیم. حال بیایید نظر شخصی که به تعبیر «ابن فیروز» فرزند شیطان هست را بیان کنیم.

در کتاب «الرسائل الشخصیة» اثر «امام محمد بن عبدالوهاب» که شک نیست امام شیاطین بود است مطلبی وارد شده است که می‌گوید:

«فی (الإقناع) فی باب حکم المرتد إجماع المذاهب کلهم علی أن من جعل بینه وبین الله وسائط یدعوهم أنه کافر مرتد حلال المال والدم»

تمام مذاهب اتفاق نظر دارند بر اینکه هرکسی بین خود و خدا واسطه قرار بدهد و او را صدا کند کافر است، مرتد است و جان و مالش هم حلال است.

الرسائل الشخصیة، اسم المؤلف: محمد بن عبد الوهاب، دار النشر: مطابع الریاض - الریاض، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد العزیز بن زید الرومی، د. محمد بلتاجی، د. سید حجاب، ج ١، ص ١٤٧، باب ٤ - الرسالة الحادیة والعشرون

البته در ادامه عرض خواهم کرد که «الإقناع» چه کتابی است و مؤلف این کتاب کیست! این شخص بیان نکرده است که«وسائط»زنده باشد یا مرده باشد، اسماء و صفات الهی باشد، عمل صالح باشد، انبیاء و صالحین باشد!!

در یکی از مناظراتی که آقای «عقیل بی‌عقل» با هم نوع خود داشت، می‌گفت: «محمد بن عبدالوهاب» از صاحب کتاب «الاقناع» نقل قول کرده است و حرف خودش نیست!!

مشاهده کنید که در صفحه ١٦٧ این کتاب وارد شده است:

«وتأمل ما ذکروه فی الأمور التی تجعل المسلم مرتداً یحل دمه وماله منها:»

دقت کن آنچه باعث می‌شود یک مسلمان مرتد شود و باعث می‌شود که جان و مالش هدر رود این است:

«من جعل بینه وبین الله وسائط یدعوهم»

بین خودش و خداوند واسطه‌ای قرار بدهد.

«کیف حکی الإجماع فی (الإقناع)»

ببین چطور اجماعی در کتاب الاقناع نقل کرده است.

سپس می‌گوید:

«فإن عرفت أن فی المسألة خلافاً ولو فی بعض المذاهب فنبهنی»

اگر دیدید در بعضی از مذاهب خلافی هست به من خبر بدهید.

الرسائل الشخصیة، اسم المؤلف: محمد بن عبد الوهاب، دار النشر: مطابع الریاض - الریاض، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد العزیز بن زید الرومی، د. محمد بلتاجی، د. سید حجاب، ج ١، ص ١٦٧، باب الرسالة الرابعة والعشرون

باید به این شخص بگوییم: تو مصداق آیه شریفه:

(بَلْ هُمْ أَضَل)

بلکه آنان گمراه‌ترند.

سوره اعراف (٧): آیه ١٧٩

هستی! آیا مطالبی که ما آوردیم را ندیدی؟! عبارت «ابن حجر هیثمی که ادعای اجماع می‌کند، «سبکی» که ادعای اجماع می‌کند، «سمهودی» که ادعای اجماع می‌کند و ده‌ها عالم اهل سنت که بر مشروعیت توسل و تشفع و استغاثه ادعای اجماع می‌کنند را ندیدی؟!

او می‌گوید: ببینید که اجماع در اقناع نقل کرده است. اگر خلاف دیدی، به من خبر بده و اگر چنانچه دیدی که اجماع صحیح است بر تکفیر هرکسی که این‌طور کار بده است و یا اصلاً راضی بشود. خود او واسطه قرار ندهد، ولی به واسطه دیگران راضی باشد؛ انکار دین است.

در رابطه با مؤلف «الإقناع» عزیزان به «سایت مکتبه شامله» بروید و مشاهده کنید که مؤلف آن «موسی بن احمد بن موسی بن سالم» است و یکی از کتاب‌هایی که نوشته است، «الإقناع فی فقه إمام احمد بن حنبل» است.

همچنین در «سایت ویکی پدیا» وارد شده است که لقب او «الحجاوی» بوده است و در سال ٩٦٨ هجری از دنیا رفته است. او «شرف الدین أبو النجا موسی بن أحمد» نام دارد و همچنین در مورد مؤلفات او می‌گوید:

«الإقناع و هو من أجل کتب الفقه عند حنابلة جرد فیه الصحیح من مذهب الإمام أحمد»

همچنین «ابن عماد» در مورد او گفته است:

«لم یؤلف أحد مؤلفا مثله فی تحریر النقول»

ما همین کتاب حرف «ابن تیمیه» را بیرون کشیدیم. دوستان عزیز ما اولین بار است کتاب «الإقناع» را نشان می‌دهیم تا ببینیم آقای «سجودی» چقدر مردانگی دارد.

کتاب «الإقناع فی فقه الإمام احمد بن حنبل» به تألیف«قاضی دمشق، العلامة المتبحر شیخ الاسلام المحقق أبی النجا شرف الدین موسی الحجاوی المقدسی»جلد چهارم که در «الأزهر» هم به چاپ رسیده است. ایشان در «باب حکم المرتد» می‌گوید:

«هو الذی یکفر بعد إسلامه»

مواردی که باعث می‌شود بعد از مسلمان شدن کافر شود.

او در ادامه تمام این موارد را بیان می‌کند و سپس می‌گوید:

«أو جعل بینه وبین الله وسائط یتوکل علیهم ویدعوهم ویسألهم إجماعا»

الإقناع فی فقه الإمام أحمد بن حنبل، المؤلف: موسی بن أحمد بن موسی بن سالم بن عیسی بن سالم الحجاوی المقدسی، ثم الصالحی، شرف الدین، أبو النجا (المتوفی: ٩٦٨ هـ)، المحقق: عبد اللطیف محمد موسی السبکی، الناشر: دار المعرفة بیروت – لبنان، ج ٤، ص ٢٩٧، باب حکم المرتد

او در اینجا این موارد را نقل می‌کند، اما اینکه:

«کافر مرتد حلال المال والدم»

است را ندیدیم؛ اگر دوستان این موارد را در این کتاب پیدا کردند به ما هم خبر دهند. دقت کنید که در «باب حکم المرتد» هستیم. حال دومرتبه به عبارتی که در کتاب «الرسائل الشخصیة» وارد شده است، دقت کنید:

«فی (الإقناع) فی باب حکم المرتد إجماع المذاهب کلهم علی أن من جعل بینه وبین الله وسائط یدعوهم أنه کافر مرتد حلال المال والدم»

ما نمی‌دانیم «محمد بن عبدالوهاب» عبارت «کافر مرتد حلال المال والدم» را از کجا آورده است!! شاید پدر او شیطان این مسائل را به او وحی کرده است؛ زیرا به فرموده قرآن کریم:

(إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ)

دیو نهادان به دوستان خود القا می‌کنند.

سوره انعام (٦): آیه ١٢١

ما ندیدیم، حال اگر بوده است آقایان به ما نشان بدهند. بنابراین معلوم شد که «محمد بن عبدالوهاب» خود چنین عقیده‌ای را دارد و برای عقیده خودش به حرف صاحب کتاب «الإقناع» استناد می‌کند.

برخی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

مجری:

من نگاهی به پیام‌های عزیزان داشته باشم. همچنان پیام‌های شما به دست من می‌رسد. برخی از بزرگان زمانی که لطف می‌کنند از طریق راه‌های ارتباطی که برایشان زیرنویس می‌شود پیام می‌دهند، اسم و نام شهر و دیارشان را نمی‌گویند.

تنها شماره تلفن این عزیزان روی صفحه مانیتور ما قرار می‌گیرد که ما نمی‌دانیم نام زیبای این عزیزان چیست و از کدام دیار برای ما پیام فرستادند.

با توجه به ایامی که در ابتدای برنامه گفتم و در آغاز سالروز ورود پرخیر و برکت کریمه اهلبیت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) به شهر مقدس قم است، بسیاری از عزیزان سفارش کردند که ما را هم دعا کنید و در حرم به یاد ما باشید. حتماً به یادتان خواهیم بود!

برخی از دوستان حاضری خودشان را سر کلاس درس استاد قزوینی زدند و گفتند: ما در برنامه «حبل المتین» حاضر هستیم!!

آقای زمانی از زرند پیام فرستادند.

آقای نیازمندی از شیراز گفتند: "از دیدار شما خوشحالیم"؛ ممنونم. واقعاً این احساس دوطرفه است. همان‌طور که شما نسبت به ما لطف و عنایت و مرحمت دارید، ما هم نسبت به شما ارادت ویژه داریم.

آقا رضا از علی آباد کارزین برای ما پیام فرستادند و یک یا علی مدد گفتند.

عزیز دیگری هم از برنامه تشکر کردند و گفتند: "خواهش می‌کنم وقتی به مسجد جمکران و حرم بی‌بی حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) رفتید، التماس دعا دارم."

آقای غفار باقری نژاد از خراسان شمالی برای ما پیام فرستادند که از این عزیز هم ممنون و سپاسگذار هستیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

دومرتبه به کتاب «الرسائل الشخصیة» دقت کنید:

«من أعظم نواقض الإسلام عشرة:»

بزرگ‌ترین مواردی که انسان اسلام را نقض می‌کند ده مورد است:

«الأول: الشرک فی عبادة الله»

سپس می‌گوید:

«الثانی: من جعل بینه وبین الله وسائط یدعوهم ویسألهم الشفاعة کفر إجماعاً»

دوم: هرکسی بین خود و خدا واسطه قرار بدهد، اجماعا کافر است.

دقت کنید که این مورد دیگر حرف خود اوست و از صاحب کتاب «الإقناع» نقل قول نکرده است.

«الثالث: من لم یکفر المشرکین، أو شک فی کفرهم، أو صحح مذهبهم کفر إجماعاً»

سوم: هرکسی این افراد را کافر نداند، یا در کافر بودن آن‌ها شک کند، او هم کافر است.

الرسائل الشخصیة، اسم المؤلف: محمد بن عبد الوهاب، دار النشر: مطابع الریاض - الریاض، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد العزیز بن زید الرومی، د. محمد بلتاجی، د. سید حجاب، ج ١، ص ٢١٢، باب الرسالة الثانیة والثلاثون

به عبارت دیگر هرکسی افرادی که توسل می‌جویند را کافر نداند، او هم کافر است. دوستان عزیز مقداری دقت کنید و ببینید این شخص چکار می‌کند.

دوستان عزیز آقایان وهابی ادعا کردند که ما هشتاد و سه روز است به مراجع نامه نوشتیم و آن‌ها به ما جوابی ندادند. ما عرض کردیم جواب شما کاملاً مشخص است؛ مراجع عظام تقلید شما را آدم حساب نمی‌کنند.

بنده در سال ١٣٨٢ دیداری با «آل شیخ» مفتی اعظم عربستان سعودی داشتم که در تاریخ ٢٥ جمادی الاولی بود که من به ایشان گفتم که بعضاً سؤالاتی برای ما پیش می‌آید.

این شخص شماره تلفن خود را در ریاض به همراه ایمیل و شماره فکس خود را در اختیار من گذاشت. بنده بعد از این دیدار به قم برگشتم و بعد از ده روز نامه‌ای به ایشان نوشتم و در آن نامه سه سؤال از ایشان پرسیدم و برای ایشان فرستادم.

الآن سیزده سال از آن ماجرا گذشته است و ایشان هنوز جواب نامه مرا نداده است. این در حالی است که خود این شخص شماره تلفن و فکس خود را در اختیار من گذاشت و گفت اگر سؤالی داشتی برای من ارسال کن.

مراجع عظام تقلید برای این آقایان ارزشی قائل نیستند که به سؤالات ایشان پاسخ بدهند؛ حال ٨٠ روز هم از تاریخ ارسال نامه گذشته باشد تفاوتی ندارد. الآن سیزده سال از تاریخ ارسال نامه ما می‌گذرد و ما هنوز منتظر جواب نامه هستیم.

مجری:

حاج آقا ایشان نامه را دریافت کرده است، ولی جوابی ندارد که به نامه بدهد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

البته سؤالاتی که از ایشان پرسیدم مقداری تند است و حتی از «پروفسور غامدی» و «شیخ محمد بن زیلو» هم این سؤالات را پرسیدم، اما ایشان هم جوابی به سؤالات من ندادند.

بنده همچنین این سؤالات را از دانشجویان آن‌ها پرسیدم و آن‌ها هم جوابی برای سؤالات من نداشتند و گفتند که از استادان خود سؤال می‌کنیم و هنوز جوابی از اساتید خود برای ما دریافت نکردند.

«محمد بن عبدالوهاب» معتقد است که توسل زنده و مرده ندارد؛ شخص هرکسی را بین خود و خدا قرار بدهد مرتکب کفر شده است.

دوستان عزیز مشاهده کنید کتاب «الدرر السنیة فی الأجوبة النجدیة» کتابی است که در آن مجموعه نامه‌ها و سؤالاتی که از علمای نجد از زمان «محمد بن عبدالوهاب» تا الآن جمع‌آوری شده است.

جلد اول این کتاب که «کتاب العقاید» نام دارد، عبارتی از «شیخ محمد بن عبدالوهاب» وارد شده است که می‌گوید:

«الذی أنکرناه علیهم، وکفرناهم به فإنما هو:»

آنچه ما بر مسلمانان انکار می‌کنیم و به واسطه آن مسلمانان را کافر خطاب می‌کنیم این است:

«الشرک بالله، مثل أن تدعو نبیا من الأنبیاء، أو ملکا من الملائکة»

شرک به خداوند به صورتی که پیغمبر اکرم یا ملکی از ملائکه را صدا کنند.

الدرر السنیة فی الأجوبة النجدیة، المؤلف: علماء نجد الأعلام، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الطبعة: السادسة، ١٤١٧ هـ/١٩٩٦ م، ج ١، ص ١٤٤، باب کتاب العقائد

این شخص در اینجا ادعا می‌کند که اگر کسی ملائکه را صدا کند کافر است؛ آیا ملائکه مرده و زنده دارند؟! مشاهده کنید که بحث زنده و مرده نیست!!

همچنین او در کتاب «کشف الشبهات» که یکی از ننگین‌ترین کتب «محمد بن عبدالوهاب» است، می‌گوید:

«وأن قصدهم الملائکة، والأنبیاء، والأولیاء، یریدون شفاعتهم والتقرب إلی الله بذلک هو الذی أحل دماءهم وأموالهم»

کسانی که ملائکه، انبیاء و اولیاء را قصد می‌کنند و از آن‌ها شفاعت می‌خواهند تا به خداوند نزدیک شوند، قتل و تصرف اموال این شخص واجب است.

کشف الشبهات، المؤلف: الإمام محمد بن عبد الوهاب، الطبعة: الأولی، الناشر: وزارة الشؤون الإسلامیة والأوقاف والدعوة والإرشاد - المملکة العربیة السعودیة، تاریخ النشر: ١٤١٨ هـ، ج ١، ص ٤، الفصل الثانی بیان الأدلة علی أن المشرکین الذین قاتلهم رسول الله

دیگر از این واضح‌تر و روشن‌تر بیان کنیم. همچنین در کتاب «الدرر السنیة فی الأجوبة النجدیة» وارد شده است:

«من دعا علی بن أبی طالب فهو کافر، ومن شک فی کفره فهو کافر»

هرکسی علی بن أبی طالب را صدا بزند کافر است و هرکسی هم در کفر او شک کند کافر است.

الدرر السنیة فی الأجوبة النجدیة، المؤلف: علماء نجد الأعلام، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الطبعة: السادسة، ١٤١٧ هـ/١٩٩٦ م، ج ٨، ص ٢١٩

مشاهده کنید که مبنای کار آقایان این است که هرکسی «یا علی» بگوید کافر است!!

همچنین در لجنه افتاء عربستان وارد شده است که هرکسی «یا علی»، «یا حسن» و «یا حسین» بگوید مشرک و از اسلام مرتد هستند و ذبیحه آنان را هم نمی‌توان خورد؛ گرچه بسم الله الرحمن الرحیم گفته باشند!!

این در حالی است که آقایان به صراحت می‌گویند: ما تکفیری نیستیم و اصلاً «محمد بن عبدالوهاب» کسی را تکفیر نکرده است!! این افراد زمانی که دروغ می‌گویند، خودشان هم باور می‌کنند که دارند راست می‌گویند.

می گویند شخصی قصد فروش الاغ خود را داشت و آن را به یک دلال سپرده بود. دلال شروع به تعریف کرد و به مردم گفت که این الاغ روزی نیم کیلو یونجه می‌خورد و به چهار نفر سواری می‌دهد، از اسب و قاطر هم جلوتر می‌رود و از بیست و چهار ساعت دو ساعت بیشتر نمی‌خوابد. صاحب الاغ که این تعاریف را شنید، پولی به دلال داد و الاغ را پس گرفت!!

این حکایت آقایان وهابی است؛ آن‌ها در مواقعی به قدری دروغ می‌گویند تا حتی خودشان هم دروغ‌های خود را باور می‌کنند!! مشاهده کنید که بنده حتی یک مورد از این مدارک را بدون تصویر بیان نکردم.

بنده بازهم به آقای «سجودی» با تمام اختلافاتی که با هم داریم عرض می‌کنم: شما دیشب ادعا کردید که اگر آقای «قزوینی» جواب من را بدهد، من قول می‌دهم این مطالب را پخش کنم؛ خب بفرمایید!!

اگر این مطالب را پخش کردید، بنده مطالبی در رابطه با تضعیف آقای «ذهبی» نسبت به «بخاری» مطالبی بیان خواهم کرد، همچنین مطالبی در رابطه با اینکه «ابن تیمیه» تمام اهل سنت را کافر دانسته است نشان خواهم داد.

در این زمان معلوم خواهد شد که ما دروغ می‌گوییم یا راست می‌گوییم. از این آقای شریک دزد سؤال می‌کنند که خواستند شما مدارکتان را بدهید. این شخص می‌گوید: سؤال من مدرک من است.

خدا می‌داند سؤالاتی نسبت به حضرت ابوطالب (سلام الله علیه) داشت که بنده در فرصتی مناسب شخصاً به این سؤالات پاسخ خواهم داد.

در این زمینه تنها جمله‌ای از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نقل می‌کنم. شخصی نزد حضرت آمد و به ایشان عرض کرد: یا علی! تو چنین جایگاهی داری و پدرت در آتش جهنم است.

حضرت به او فرمود: دهانت بشکند!! من«قَسِیمُ الْجَنَّةِ وَ النَّار»هستم، آنوقت پدرم در آتش جهنم باشد؟!

شخصی به امام رضا (علیه السلام) عرض کرد: یابن رسول الله! می‌گویند «ابوطالب» در آتش است. حضرت به او گفت:

«کان مسیرک الی النّار»

یقین داشته باش آخر کار در آتش جهنم هستی.

الطرائف / ترجمه داود إلهامی، نویسنده: ابن طاووس، علی بن موسی، مترجم: الهامی، داوود، ص ٤٤٩، باب ایمان ابو طالب (علیه السلام)

ما حضرت ابوطالب (سلام الله علیه) را بعد از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) افضل‌ترین صحابه می‌دانیم؛ زیرا خدمات آن بزرگوار خدماتی غیر قابل انکار است و در این رابطه ادله مفصلی هم داریم.

آقای «سقاف» مقاله‌ای نوشته است که در اینترنت هم موجود است. ان‌شاءالله اگر آقای اسماعیلی به بنده یادآوری کنند، من مطالبی در این زمینه بیان خواهم کرد.

«سقاف» یکی از بزرگان و شخصیت‌های اهل سنت است که علیه «ابن تیمیه» بزرگ‌ترین کتاب را نوشته است. من گمان نمی‌کنم در میان علمای شیعه کسی به اندازه «سقاف» اقدامات پلید «ابن تیمیه» را برملا کرده باشد!!

ایشان در «شبکه المستقله» مناظره مفصلی داشتند که واقعاً سنگ تمام گذاشتند. من از دوستان واحد تدوین درخواست می‌کنم که مناظره ایشان را پیدا کنند و ترجمه کنند تا آن را به صورت فارسی و عربی پخش کنیم.

حضرت آیت الله العظمی سبحانی (حفظه الله) و آقای «نواب» که چندین سال در مکه بودند به همراه چند تن از دوستان به منزل ما تشریف آوردند و مناظرات ایشان را در منزل ما تماشا کردند. مناظره ایشان واقعاً عالی است!

آقای «سقاف» مقاله‌ای در رابطه با ایمان حضرت ابوطالب (سلام الله علیه) دارد. «علامه امینی»، «سید محسن امین» و دیگران در این زمینه مقالات بسیاری نوشتند؛ اما به نظر من بهترین مقاله در ایمان حضرت ابوطالب مقاله ای است که آقای «سقاف» نوشته است.

بنده هر زمانی که این مقاله را می‌خوانم، از صمیم قلب این شخص را دعا می‌کنم. من در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد از شما ممنونم. خیلی فرصت نداریم، با این حال دوستان تلاش کردند و چند دقیقه‌ای به ما فرصت دادند. با توجه به اینکه در ساعت ده به وقت ایران باید برنامه زنده دیگری پخش شود، فرصت زیادی نداریم. ان‌شاءالله ما در فرصت‌های بعدی در خدمت عزیزان بیننده باشیم.

بخشی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

بنده چند مورد از پیام‌های عزیزان بینده بخوانم و بعد ان‌شاءالله دعای جناب استاد را داشته باشیم.

آقای حسن علی اف از جمهوری آذربایجان منطقه نخجوان برای ما پیام فرستادند. از این عزیزمان بسیار ممنونیم.

آقای حسین ملکی از قم از همه اساتید «شبکه جهانی ولایت» تشکر کردند و گفتند: اساتید «شبکه جهانی ولایت» با وهابیت کاری کردند که آن‌ها دیگر جرئت بردن کلمه مناظره را ندارند.

امید سامریان خسته نباشید گفتند و در ادامه گفتند: ما هم سر کلاس درس استاد حاضر هستیم. از این عزیزمان ممنونیم.

آقای علیرضا از داراب هم بزرگواری کردند و از ایشان هم ممنونیم.

آقای محمد حسین یوسفی از کابل هم پیام فرستادند.

آقا یاسر از آبادان برای ما پیام فرستادند.

آقای قیس از خوزستان هم بزرگواری کردند و برای ما پیام فرستادند.

احمد آقا از گلستان و همچنین آقای حسین قویدل از تبریز برای ما پیام فرستادند.

عزیزی هم گفتند: ما را در حرم از دعا فراموش نکنید.

آقا محمود از آلمان پیام فرستادند که حتماً دعاگوی این عزیزان هستیم.

تماس بینندگان برنامه:

در حد چند دقیقه‌ای که از برنامه باقی مانده است چند تلفن داشته باشیم. آقا رضا از مشهد مقدس پشت خط ارتباطی ما هستند. آقا رضا سلام به شما:

بیننده(آقا رضا از مشهد – شیعه):

خدمت جناب آقای اسماعیلی و دکتر قزوینی سلام و عرض ادب دارم.

مجری:

ممنون و متشکرم، در خدمت شما هستیم.

بیننده:

با نام علی اگر هلاکم سازند

در عرض روم چو زیر خاکم سازند

گفتند که ناپاک مبر نام علی

من نام علی برم که پاکم سازند

این مطلبی در رابطه با حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بود. یک کلمه خطاب به دشمنانی که پا را فراتر گذاشتند و به نظام و رهبر نظام و همچنین دولت مردان توهین می‌کنند، بیان می‌کنم:

بدانید و آگاه باشید من با مقام معظم رهبری در یک طرف کارزار و شما سیل جمعیت در طرف دیگر میدان کارزار باشید. من خود را سپر بلای وجود رهبرم می‌کنم، تا تیرهای بلا به من اصابت کند و وجود آن بزرگوار از هرگونه تیر بلا پاک و در امان باشد.

مجری:

آقا رضا از لطف شما ممنونم و از شما تشکر می‌کنم. فرصت ما خیلی کم هست و باید تلفن‌های دیگر را هم جواب بدهیم و دوستان پشت خط ارتباطی هستند.

از این همه رشادت و دلیری و شجاعت و جانبازی و سرافرازی شما ممنونیم. ان‌شاءالله خداوند به شما سلامتی بدهد. آقا الیاس از دزفول سلام به شما:

بیننده(آقا الیاس از دزفول – شیعه):

سلام. امیدوارم حال شما خوب باشد. سلام عرض می‌کنم خدمت جناب آقای قزوینی و آقای اسماعیلی. جناب آقای قزوینی من یک سؤال مهم از شما داشتم. شما دوست دارید که این اختلافات میان شیعه و اهل سنت برطرف شود و یک امت واحد شوند؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله؛ این دستور قرآن کریم و ائمه طاهرین (علیهم السلام) و مراجع ما است.

بییننده:

شما دوست دارید علاوه بر اینکه شیعه و اهل سنت یک امت واحده شوند، تمام مردم دنیا مسلمان شوند و امت واحدی را تشکیل بدهند؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

عزیزم بحث وحدت، وحدت مذهبی نیست؛ بلکه وحدت اجتماعی است. در سایه سار این وحدت باید به همدیگر توهین نکنیم، فحش ندهیم، ناسزا نگوییم، در صف واحد در برابر دشمنانی که می‌خواهند اسلام را از بین ببرند بایستیم و به جان هم نیفتیم.

مشاهده کنید در سوریه و عراق چقدر مردم کشته شدند؛ درحالی‌که هردو طرف مسلمان هستند. والله ما راضی نیستیم حتی خاری به انگشت آن تروریستی که برای جنگ به این کشورها آمده است، برود؛ زیرا گوینده«لا اله الا الله»و«محمد رسول الله»است!!

بیننده:

آقای قزوینی ان‌شاءالله بنده می‌توانم این کار را انجام بدهم، اما این کار یک هزینه‌ای دارد و هزینه آن هم جواب دادن به یک سؤال بسیار بسیار مهم درباره دین خداوند است!!

مجری:

آقا الیاس چکار می‌خواهید بکنید؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سؤالتان را بفرمایید.

بیننده:

بنده قبل از اینکه این سؤال خیلی مهم را مطرح کنم، خودم را به صورت مختصر معرفی کنم.

مجری:

شما شیعه هستید یا اهل سنت هستید؟!

بیننده:

فرقی نمی‌کند.

مجری:

برای ما فرق می‌کند.

بیننده:

من شیعه هستم. اجازه بدهید خیلی کوتاه خود را برای بینندگان عزیز معرفی کنم.

مجری:

فقط سریع خودتان را معرفی کنید، زیرا وقت کمی داریم.

بیننده:

بنده محقق قرآن کریم هستم و تحقیقات گسترده‌ای روی قرآن کریم و احادیث معصومین داشتم. بنده از سی سال پیش شروع به این کار کردم و تا پنج سال خواندن هر کتابی غیر از قرآن کریم را بر خود حرام کردم؛ مگر کتابی که در رابطه با قرآن کریم باشد.

بنده یک کتاب قرآن کشف الآیات‌دار هم تهیه کردم و شروع به نوشتن آیات قرآن کریم به صورت موضوعی کردم که این کار دوازده سال طول کشید.

بنده با نوشتن آیات قرآن کریم به صورت موضوعی بود که فهمیدم یک اصولی بر آیات قرآن کریم حاکم است. خداوند متعال خواست که با مسلط شدن بر این اصول به باطن کتاب خدا راه پیدا کنم.

مجری:

آقا الیاس سؤالتان را بگویید، فرصت نداریم.

بیننده:

این را بگویم که روی تورات، انجیل، اوستا، گیتا و همچنین مذاهب باستانی از جمله میترائیسم و همچنین مذاهب دیگر دنیا تحقیق کردم. سؤال من این است که:

"اگر من در یک مناظره تلویزیونی با استناد محکم به کتاب خدا و احادیث مطابق با کتاب خدا به همه شما صاحبان مذاهب اعم از شیعه، سنی، یهودی، نصاری، بودائی، زرتشتی و هندو ثابت کنم که این مذاهب شما ربطی به دین خداوند ندارند و دین خداوند چیز دیگری است؛ آیا حاضرید دست از این مذاهب برداشته، به دین خدا گرویده اسلام بیاورید تا رستگار شوید؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ما اسلام شما را به شما تبریک می‌گوییم و نیازی به چنین اسلامی نداریم. خیلی رک بگویم که ما چنین اسلامی را قبول نداریم!!

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) حدود ٤٠ روایت بلکه بیشتر دارند، مبنی بر اینکه:

«أَنْتَ وَ شِیعَتُک هُمُ الْفَائِزُون»

الأمالی، نویسنده: طوسی، محمد بن الحسن، محقق / مصحح: مؤسسة البعثة، ص ٥٥١، ح ١١٦٨

و:

«یا عَلِی أَنْتَ وَ شِیعَتُک فِی الْجَنَّة»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ٦٥، ص ١٣٦، ح ٧٢

بنیانگذار بحث تشیع که ما افتخار داریم که نام آن روی ما است، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله وسلم) است. بزرگان اهل سنت هم اعتراف کردند که بنیانگذار تشیع پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) بوده است.

تعدادی از صحابه در زمان پیغمبر اکرم اعتراف کردند که شیعه تربیت یافته پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) بودند.

برادر من ما از زحمات شما تشکر می‌کنیم؛ اما ضمن احترام به شما باید بگویم قرآن خواندنی که این‌قدر ما را از قرآن دور کند به درد نمی‌خورد!!

(وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلاَّ خَسارا)

و ما آنچه از قرآن فرستیم شفای دل و رحمت الهی بر اهل ایمان است، لیکن کافران را به جز زیان چیزی نخواهد افزود.

سوره إسراء (١٧): آیه ٨٢

مجری:

ایشان ادعای بزرگی کردند و گفتند که به باطن قرآن پی بردم!!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بنده در سال ١٣٦٣ دوستی داشتم که ایشان قبل از نماز مغرب که ما حرم می‌رفتیم و پشت سر آیت الله العظمی مرعشی نجفی نماز می‌خواندیم، ایشان صحبت‌های قرآنی می‌کرد و اطلاعات زیبایی از آیات قرآن کریم داشتند و آیات را کنار هم می‌چیدند.

یک روز ایشان گفت: من احساس می‌کنیم امام صادق (علیه السلام) چنین تسلطی که من به قرآن کریم دارم را نداشت!!

همین که این شخص این حرف را زد، بنده به او گفتم: من نمی‌دانستم جنابعالی از خر، خرتر هستی!! کسی که چنین نگاهی به قرآن کریم داشته باشد، مصداق این آیه از قرآن کریم است که می‌فرماید:

(وَ لا یزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلاَّ خَسارا)

قرآن کریم هم جواب این افراد را به این صورت داده است:

(مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یحْمِلُوها کمَثَلِ الْحِمارِ یحْمِلُ أَسْفاراً‌)

وصف حال آنان که تحمل (علم) تورات کرده و خلاف آن عمل نمودند در مثل به حماری ماند که بار کتاب‌ها بر پشت کشد (و از آن هیچ نفهمد و بهره نبرد).

سوره جمعه (٦٢): آیه ٥

پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

«إِنِّی تَارِک فِیکمُ الثَّقَلَینِ کتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی وَ لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّی یرِدَا عَلَی الْحَوْض»

کتاب بدون عترت ضلالت‌آور است؛ چنانکه عترت بدون کتاب هم ضلالت‌آور است و در او هیچ شکی نیست!!

کسانی که عترت را چسبیدند و قرآن را رها کردند و به نماز و روزه و سایر اعمال عبادی اهمیت نمی‌دهند، ما آن‌ها را گمراه می‌دانیم.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: شیعیان هیچ ارتباطی میان ما و خداوند متعال نیست،

«مَنْ کانَ لِلَّهِ مُطِیعاً فَهُوَ لَنَا وَلِی»

هرکسی مطیع خداوند باشد، او دوست ماست.

«وَ مَنْ کانَ لِلَّهِ عَاصِیاً فَهُوَ لَنَا عَدُو»

کسی که قرآن را کنار بگذارد و معصیت کند، او دشمن ماست.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٢، ص ٧٥، ح ٣

ائمه طاهرین (علیهم السلام) احیاگر و ناشر قرآن کریم هستند.

مجری:

بسیار عالی، از شما ممنونم. با توجه به اینکه کسی چنین ادعایی کند که من به باطن قرآن کریم پی بردم، دیگر کاملاً مشخص است و قضاوت را به عهده بینندگان عزیز خواهیم گذاشت.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

جالب است که ایشان به عنوان وحدت قدم پیش می‌گذارد، درحالی‌که این اقدام اول اختلاف است. در این صورت باید همگی بر عقایدمان خط بطلان بکشیم و وحدت ایجاد کنیم.

من از این برادر عزیزم عذرخواهی می‌کنم و به زحمات شما احترام می‌گذارم، اما حداقل شما احساس کنید الآن حدود ٥٠ میلیون این برنامه را می‌بیند؛ اگر ما موضع صحیح نگیریم اختلاف ایجاد خواهد شد.

ما با شیعه، سنی و وهابی تعارف نداریم؛ آنچه تشخیص بدهیم حق است عرض می‌کنیم.«حَتَّی بَلَغَ مَا بَلَغَ». ما معصوم نیستیم و ادعای عصمت هم نداریم، اما اگر نسبت به کسی تشخیص صحیح بدهیم و نسبت به او قطع و یقین داشته باشیم از او حمایت می‌کنیم.

مجری:

بسیار از شما متشکرم و از عزیزان بیننده‌ای که اسامی‌شان را هم به من دادند، اما فرصت نشد تا صدایشان را بشنویم و برنامه به پایان رسید. از همکارانم تشکر می‌کنم که مقداری وقت اضافه به ما دادند که حداقل بتوانیم چند تلفن پخش کنیم. استاد دعا بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک بگردان، ما را از یاران مخلص و سربازان فداکار آن نازنین وجود قرار بده.

خدایا به حق محمد و آل محمد چشمان گنهکار ما را به دیدن جمال نورانیش منور بگردان و افتخار خدمتگزاری و شهادت در رکاب آن حضرت را نصیب ما بگردان.

خدایا به حق محمد و آل محمد ما را با قرآن و اهلبیت در دنیا و آخرت محشور بگردان، ما را یک لحظه از قرآن کریم و اهلبیت جدا نکن.

خدایا به حق محمد و آل محمد رفع گرفتاری از همه گرفتاران بفرما، حوائج حاجت مندان روا نما.

خدایا به حق محمد و آل محمد حوائج ما، حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت»، حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً عزیزان ولایت یاور برآورده نما، دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

از تک تک شما دوستان خوب بیننده که برنامه زنده «حبل المتین» را همراهی کردید ممنونم، در پناه حضرت حق و زیر سایه حضرت مرتضی علی (سلام الله علیه) باشید.

یا علی مدد، خدانگهدار