سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٩٩ - سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير ٠١

سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير ٠١

کد مطلب: ٥٤٦٣ تاریخ انتشار: ١٩ دي ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٤٠٥٣ سخنراني ها » شبکه ولايت سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير ٠١
حبل المتين ٨٩/١٠/١٩

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ١٩ / ١٠ / ٨٩ 

 آقاي محسني

امشب پيامك هاي زيادي داشتيم و قول داده بوديم كه امشب را به بيشتر به پيامك ها اختصاص بدهيم. بيشتر اين پيامك ها اختصاص دارد به سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير. دوستان به ما مي گفتند كه بعضي از شبكه هاي وهابيت، بعضي از برنامه هايي كه در مورد عبد الله بن زبير بود را ده بار تكرار كرده اند. معلوم است كه خيلي مشكل پيش آمده است.

ما مي خواهيم إن شاء ا... امشب از وجود شما استفاده كنيم و اين پرونده اي را كه قول داده بوديم نسبت به عبد الله بن زبير مفتوح كنيم و شما هم بيان بفرماييد.

ما كليپي را از شبكه نور پخش مي كنيم و سؤالاتي را از استاد حسيني قزويني مي پرسيم.

پخش كليپ از شبكه نور

كارشناس:

امير مؤمنين عبد الله بن زبير از جمله فقهاء مدينه بود. عبادله اربعه مشهور هستند: عبد الله بن زبير و عبد الله بن عباس و عبد الله بن عمرو بن العاص و عبد الله بن عمر. اينها عبادله اربعه هستند و از جمله فقهاء مدينه هم بودند اينها. مشهور هستند به كثرت عبادت و نماز و روزه. خيلي انسان فصيح و بليغي بود و بسيار شجاع بود و از شمشيرزنان مشهور قريش است. حتي در سن ٧٢ سالگي اش كه زماني با لشكريان شام مي جنگيد، همانند يك جوان شمشير مي زد. ولي وقتي محاصره شد، مردم براي كمك به عبد الله بن زبير از همه جا آمدند. از جمله كساني هم كه آمدند، مختار بن أبو عبيده ثقفي بود.

مجري برنامه:

اين ستاره برنامه خودمان.

كارشناس:

مردم از همه نقاط به كمك عبد الله بن زبير شتافتند.

مجري برنامه:

مختار در لشكر يزيد بود يا عبد الله بن زبير؟

كارشناس:

نه، مختار فعلا در خود طائف بود. ولي وقتي جريان را شنيد، در همان سال ٦٤ كه إبن نمير آمده بود مكه را محاصره كرده بود، يزيد در ماه ربيع الأول فوت مي كند و تا خبر به آنها برسد، بالأخره جنگ رخ داده بود و منجنيقي كه داخل كعبه انداختند، خود كعبه را سوزاند.

مجري برنامه:

پس حضرت عبد الله بن زبير (رضي الله عنه) با اين وضعيت شد أمير المؤمنين عبد الله بن زبير.

مختصري اشاره بفرماييد كه چه شد عبد الله بن زبير به شهادت رسيد و برويم سراغ مختار ثقفي.

كارشناس:

قبل از اين كه اين جواب را بدهم، بسياري از محققين در تاريخ اعتقاد دارند كه عبد الله بن زبير، أمير المؤمنين است. اما مروان بن الحكم، بعد از اين كه اجتماع كردند با قبائل مختلف، قرار شد مروان بن الحكم را به عنوان خليفه خودشان انتخاب كنند أهل شام و از اينجا بناي مخالفت با عبد الله بن زبير و جنگ با او گذاشتند و اينجا علماء مي گويند مروان بن الحكم، باغي بوده است، سركشي كرده است، خروج كرده است بر أمير المؤمنين عبد الله بن زبير.

مجري برنامه:

خروج مروان بن الحكم بر عبد الله بن زبير، آيا سبب كفر ايشان مي شود؟

كارشناس:

خير، خروج سبب كفر نمي شود. اما از گناهان كبيره است.

بيننده:

آقاي هاشمي! واقعاً باعث تأسف است و يك ميليارد و پانصد ميليون أهل سنت را جريحه دار كردند با اين سريال مختارنامه اي كه پخش مي كنند در تلويزيون شبكه يك جمهوري اسلامي. بنده مي خواستم خودم شخصاً اين آقايي كه اين سريال را درست كرده، به كتاب هاي شان مراجعه كنند و ببينند مختار ثقفي چه كسي بود؟ چه شخصي بود؟

كارشناس:

ما در اين برنامه، مفصل مختار ثقفي را معرفي خواهيم كرد.

بيننده:

من خودم در كتاب بحار الأنوار مجلسي، جلد ٤٥، صفحه ٣٨٩خوانده ام كه مختار سلفي دروغ پرور و به نفع خودش كار مي كرد.

[پايان كليپ]

آقاي محسني

اينها خيلي نسبت به آقاي عبد الله بن زبير و مختار ثقفي تعاريفي داشتند و يك سري مطالبي را مطرح كردند. ما قول پرونده آقاي مختار را به بينندگان عزيز مي دهيم كه بعد از اين برنامه ها، بحث آقاي مختار را هم مطرح خواهيم كرد. ولي فعلا بحث عبد الله بن زبير است كه آقايان وهابي ها خيلي خون شان به جوش آمده و مي گويند چرا تلويزيون، اين صحابي را اين گونه نقل مي كند و چهره بدي را از ايشان نشان مي دهد.

ما از حضرت عالي خواهش مي كنيم كه پله به پله اينها را براي ما باز بكنيد.

آيا صحت دارد كه عبد الله بن زبير، مولود متعه است؟ همين آقاياني كه اين همه به متعه اشكال مي گيرند. آيا در كتاب هاي أهل سنت اين موضوع وجود دارد؟

استاد حسيني قزويني

همان طور كه حضرت عالي هم اشاره فرموديد، پيامك هاي زيادي در اين مورد داشتيم و هجمه هاي زيادي شده است و بحث هايي كه نسبت به مختار ثقفي و عبد الله بن زبير وجود دارد و مخصوصا برنامه اي كه در شب شنبه پخش شد و مباحثي در آن مطرح شد و آيا واقعاً اينها صحت دارد يا ندارد؟

در شبكه هاي وهابي، به ويژه شبكه اي كه كليپي از آن پخش شد، يك برنامه شان را نزديك به ده بار پخش مي كنند و تصور مي كنند كه فتح الفتوح كرده اند. من نسبت به اين كليپي كه پخش شد، نكاتي را عرض مي كنم و بعد به جواب حضرت عالي مي پردازم.

نكاتي در مورد كليپ پخش شده

نكته اول:

اينكه در اين كليپ گفته شد «مختار، ستاره برنامه ما هست»، إن شاء ا... خواهيم ديد كه از اين ستاره برنامه شان چه چيزي دارند؟ آيا يك مدركي جز فحاشي و اهانت و إفتراء نسبت به خود مختار، چيز ديگري دارند؟ در زمان خود مختار، آيا إفترائات كم بود؟ خود بني أميه تا توانستند، به مختار إفتراء بستند كه ادعاي نبوت كرده و ادعاي وحي كرده و ادعاي مهدويت كرده است. يعني هر چه كه از دهان شان درآمد، نسبت به مختار مضايقه نكردند؛ چه در زمان خود مختار و چه بعد از مختار. إن شاء ا... عرض خواهم كرد كه پسر مختار خدمت امام باقر (عليه السلام) مي آيد و مي گويد:

به قدري هجمه عليه پدرم هست كه ما خجالت مي كشيم در كوچه ها راه برويم. نظر شما چيست؟

امام هم رسماً تائيد مي كند مختار و كارش را.

إن شاء ا... آن روايات را خواهيم خواند. مخصوصا حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) در كتاب گران سنگ رجالي شان معجم رجال الحديث كه اين كتاب، مايه آبروي شيعه در جهان است، مفصل در رابطه با مختار، روايات در مدح و روايات در ذمّ را آورده و إن شاء ا... در سر فرصت، پرونده مختار را باز خواهيم كرد و ثابت خواهيم كرد كه اين مباحث، همه اش ساخته و پرداخته دودمان بني أميه بوده است كه همان شجره ملعونه در قرآن است.

نكته دوم:

ايشان در رابطه با مروان بن حكم كه در برابر عبد الله بن زبير كه به عنوان أمير المؤمنين بود، قيام كرد، سخن گفتند و معين نكردند كه عبد الله بن زبير كه أمير المؤمنين خليفه شد، آيا با شور مردم بود؟ آيا ايشان را اصحاب حلّ و عقد انتخاب كردند؟ آيا ايشان را صحابه و مهاجرين انتخاب كردند؟ چطور شد كه ايشان أمير المؤمنين شد؟ اي كاش معين مي كردند كه به خلافت رسيدن ايشان كه خودش را خليفه و أمير المؤمنين ملقب كرده، از كجا آمده است؟ آيا از زير سنگ روئيده يا از بالاي آسمان آمده است؟

نكته سوم:

اين كه گفتند «مروان بن حكم كه در برابر ايشان قيام كرد، باغي بود» و بعد گفتند: «خروج سبب كفر نمي شود. اما از گناهان كبيره است». ما از اين آقايان سؤال مي كنيم:

چطور شد مروان بن حكم و عبد الله بن زبير كه صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هستند، اگر كسي در برابر عبد الله بن زبير خليفه از پيش خود خوانده، قيام كند، باغي و ياغي است و گناه كبيره كرده است، ولي كساني كه در برابر أمير المؤمنين علي بن أبي طالب (عليه السلام) قيام كردند، نه باغي هستند و نه ياغي و نه گناه كردند، بلكه اجتهاد كرده اند و يك ثواپ و پاداش هم دارند؟

قربان روم خدا را يك بام و دو هوا را

يك طرف بام گرما را يك طرف بام سرما را

اين دو نوع برخورد كردن در اين شبكه ها، حدأقل براي خود جوانان أهل سنت سؤال است كه اگر واقعاً قيام كردن در برابر خليفه وقت، مساوي است با بغي و گناه كبيره است، أمير المؤمنين (عليه السلام) كه منتخب صحابه و مهاجرين و انصار بود و تنها خليفه اي بود كه با إجماع مردم انتخاب شد و غير از كساني كه در شام بودند و به تعبير أمير المؤمنين (عليه السلام): «آن كفاري كه در زير پوشش اسلام كار مي كردند»، همه با علي بن أبي طالب (عليه السلام) بيعت كردند و طلحه و زبير هم با أمير المؤمنين (عليه السلام) بيعت كردند، كسي كه در برابر ايشان قيام كند، پاداش و ثواب هم دارد و كسي كه بگويد طلحه و زبير و أم المؤمنين عايشه اشتباه كردند، مستحق قتل و اعدام و تكفير و تفسيق است؟

نكته چهارم:

اين برادرمان كه از زاهدان زنگ زده بود و گفت: «واقعاً باعث تأسف است و يك ميليارد و پانصد ميليون أهل سنت را جريحه دار كردند»، بدانند كه اين گونه نيست و ما اطلاع داريم از خيلي از كشورهاي اسلامي، أهل سنت اين برنامه را نگاه مي كنند و الآن هم به چندين زبان زنده دنيا ترجمه و پخش مي شود و اين گونه نيست كه جريحه دار شده باشند.

من كه چند مورد را از سريال مختارنامه نگاه كردم، مطالب خلاف تاريخ أهل سنت را يا اصلاً نديدم و يا اگر باشد، خيلي كم است. البته هر كسي براي خودش نظري دارد و بنده هم چه بسا به همين سريال مختارنامه نقدهايي را داشته باشم، ولي اين كه اين سريال بخواهد احساسات و عواطف أهل سنت را جريحه دار كند، اين گونه نيست و اگر واقعاً اين مطالب در سريال مختارنامه، احساسات و عواطف شما را جريحه دار مي كند، برادر عزيزم! پدر بزرگوارم! مقصر كتاب هاي شما هستند. شما برويد كتاب هاي خودتان مانند تاريخ طبري، الكامل إبن اثير و أنساب الأشراف بلاذري و ديگر كتاب هاي معتبر را نگاه كنيد كه اين مطالب را آورده اند. اين گناه شيعه نيست، گناه علماء شماست كه اين مطالب را در كتاب هاي شما و غالباً با سندهاي معتبر آورده اند؛ شما برويد مشكل خودتان را حلّ كنيد.

نكته پنجم:

اين كه اين بيننده گفت: «من خودم در كتاب بحار الأنوار مجلسي، جلد ٤٥، صفحه ٣٨٩خوانده ام كه مختار سلفي دروغ پرور و به نفع خودش كار مي كرد»، يا ايشان فراموش كرده و يا اين كه ايشان دروغ گفته است. من همين صفحه را خدمت بينندگان عزيز نشان مي دهم تا ببينند هيچ مطلبي در اين زمينه وجود ندارد. عجيب اين است كه ايشان مي گويد: «مختار سلفي». ايشان كه اين تشخيص را ميان «ثقفي» و «سلفي» نمي دهد، اين گونه به دروغ آدرس مي دهد. موضوع اين صفحه اين است: «ذكر مقتل عمر بن سعد و عبيد الله بن زياد و من تابعه ... » و اسمي از مختار نيامده است.

اما در رابطه با سؤال شما كه مي گويند ايشان از متعه به دنيا آمده است، من خيلي دوست نداشتم وارد اين موضوع شوم، ولي اگر بنا است كه پرونده باز شود، بهتر است از همان ولادت باز شود.

در همين شبكه اي كه كليپي از آن پخش شد، يكي از كارشناسان شان كه واقعاً اربده مي كشيد ـ همان آقايي كه گاهي از لندن مي آيد و من هم به خود مدير آن شبكه اعتراض كردم كه اين تعابير زشت و وقيح، زيبنده أهل سنت و وهابيت نيست ـ ايشان از متعه، تعبير به روسپي گري مي كرد و روايتي را مثلاً از وسائل الشيعة و كافي مي آورد كه مثلاً «سئل الصادق عن المتعه: از امام صادق (عليه السلام) درباره روسپي گري سؤال كردند»، به اين شكل معنا مي كرد. آقايان أهل سنت معتقدند كه ازدواج موقت و متعه را گناه، معصيت و زنا مي دانند و اگر كسي در كشورهاي عربي عقد موقت كند، به ويژه در عربستان سعودي، حكمش مساوي است با زنا. اگر كسي برود ده ها زنا و لواط بكند، كاري با او ندارند يا اگر برود نكاح مسيار يا نكاح بنية الطلاق كه همان ازدواج موقت است را انجام دهد، هيچ اشكالي ندارد.

حلال بودن متعه از منظر قرآن، سنت، صحابه و تابعين

أولاً:

از بينندگان عزيز تقاضا دارم كه حدأقل قرآن را باز كنند و آيه ٢٤ سوره نساء را ببينند:

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً

و زناني را كه متعه مي كنيد، واجب است مهر آنها را بپردازيد.

ثانياً:

در تفسير طبري ـ كه إبن تيميه مي گويد: «كتاب تفسير طبري، كتابي است كه مي شود به روايات او اعتماد كرد» ـ جلد ٥، صفحه ١٨ از مجاهد كه از ائمه تفسير أهل سنت است نقل مي كند:

«فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ»قال: يعني نكاح المتعة.

منظور از اين آيه، نكاح متعه است.

ثالثاً:

در صحيح مسلم كه نزد آقايان أهل سنت، صحيح ترين كتاب ها بعد از قرآن است، جلد ٤، صفحه ١٣١، كتاب النكاح، باب نكاح المتعة از جابر بن عبد الله انصاري نقل مي كند:

كنا نستمتع بالقبضة من التمر و الدقيق الأيام علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم و أبي بكر، حتي نهي عنه عمر في شأن عمرو بن حريث.

ما در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، زنان را متعه مي كرديم در برابر يك مشت خرما و گندم و در زمان أبو بكر هم اين متعه رايج بود. تا اين كه عمر بن خطاب در مسئله عمرو بن حريث از آن نهي كرد.

اين تعبيري است كه آقايان در صحيح مسلم آورده اند.

قضيه عمرو بن حريث هم اين است كه يك زني آمد گفت: «فلاني با من عقد موقت كرده بود و وقتي بچه دار شدم، مرا رها كرد». خليفه دوم هم گفت:

متعتان كانتا علي عهد رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و أنا أنهي عنهما و أعاقب عليهما.

السنن الكبري للبيهقي، ج٧، ص٢٠٦ ـ المغني لعبد الله بن قدامه، ج٧، ص٥٧١ ـ المحلي لإبن حزم، ج٧، ص١٠٧ ـ الإستذكار لإبن عبد البر، ج٥، ص٥٠٥ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٦، ص٥١٩ ـ أحكام القرآن للجصاص، ج٢، ص١٩١ ـ تفسير الرازي، ج٥، ص١٦٧ ـ تفسير القرطبي، ج٢، ص٣٩٢ ـ تذكرة الحفاظ للذهبي، ج١، ص٣٦٦ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج١٥، ص٤١٨ ـ شرح معاني الآثار لأحمد بن محمد بن سلمة، ج٢، ص١٤٦ ـ علل الدار قطني، ج٢، ص١٥٦ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١٤، ص٢٠٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٦٤، ص٧١ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٣١، ص٢١٤ ـ مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج٣، ص٣٢٥

حتي شايد در بيش از ٢٠ كتاب أهل سنت از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كنند كه فرمود:

لو لا أن عمر نهي عن المتعة ما زني إلا شقي.

اگر عمر از متعه نهي نكرده بود، جز افراد پست فطرت، كسي گرفتار زنا نمي شد.

جامع البيان لإبن جرير الطبري، ج٥، ص١٩ ـ تفسير الرازي، ج١٠، ص٥٠ ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج٣، ص٢٢٥ ـ تفسير الثعلبي، ج٣، ص٢٨٦ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٢، ص١٤٠ ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج١٢، ص٢٥٣ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٦، ص٥٢٢

إن شاء ا... در برنامه اي مفصل درباره متعه بحث خواهيم كرد. چون دوستان زيادي از بنده خواسته اند در رابطه با خود متعه، فلسفه متعه، نقش متعه براي جلوگيري از فحشاء در جامعه امروزي و ساير مسائل متعه بحث كنيم.

رابعاً:

جالب اين است كه آقاي إبن حزم آندلسي، رديف كرده است عده اي از صحابه و تابعين كه معتقد به جواز متعه بوده اند:

و قد ثبت علي تحليلها بعد رسول الله صلي الله عليه و سلم جماعة من السلف رضي الله عنهم، منهم من الصحابة رضي الله عنهم: أسماء بنت أبي بكر الصديق و جابر بن عبد الله و ابن مسعود و إبن عباس و معاوية بن أبي سفيان و عمرو بن حريث و أبو سعيد الخدري و سلمة و معبد أبناء أمية بن خلف.

بعد از پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، تعدادي از صحابه معتقد به جواز متعه بودند، مانند أسماء دختر أبو بكر و جابر بن عبد الله و إبن مسعود و إبن عباس و معاوية بن أبي سفيان و عمرو بن حريث و أبو سعيد خدري و سلمة و معبد دو فرزند أمية بن خلف.

و رواه جابر بن عبد الله عن جميع الصحابة مدة رسول الله صلي الله عليه و سلم و مدة أبي بكر و عمر إلي قرب آخر خلافة عمر.

جابر بن عبد الله از جميع صحابه نقل كرده است كه در زمان رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و أبو بكر و تا اواخر خلافت عمر، متعه را انجام مي دادند.

و من التابعين طاوس و عطاء و سعيد بن جبير و سائر فقهاء مكة.

و از تابعيني كه معتقد به حليّت متعه بودند: طاوس و عطاء و سعيد بن جبير و ساير فقهاء مكه.

المحلي لإبن حزم، ج٩، ص٥٢٠ ـ تفسير القرطبي، ج٥، ص١٣٣

اينها مقدمه اي بود بر فرمايشات حضرت عالي در مسئله متعه تا به اين آقاياني كه متعه را در شبكه هاي ماهواره اي با تعابير وقيح نام مي برند، بگوييم اينها برگي از هزاران برگ پرونده متعه است.

بررسي شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير در منابع أهل سنت

اما اين كه حضرت عالي فرموديد مشهور است كه جناب عبد الله بن زبير از متعه متولد شده است، واقعاً در اين زمينه، يكي از مواردي كه حساس است و بايد اين آقايان جواب بدهند، همين مسئله است و اينها كه اين همه مطالب عليه متعه نقل مي كنند، چگونگي تولد عبد الله بن زبير را ما جواب بدهند.

ما مي خواهيم تمام شخصيت و عملكرد عبد الله بن زبير را در منابع أهل سنت بررسي كنيم.

عبد الله بن زبير، مولود متعه

آقاي عبد الله بن زبير، نخستين ثمره ازدواج موقت است. ما تك تك مباحث مان را از منابع أهل سنت، با بررسي سندي مي آوريم. جناب آقاي طحاوي (متوفاي ٣٢١ هجري) كه از فقهاء و متكلمان بنام أهل سنت و حنفي مذهب است و تمام علماء مذاهب اسلامي، نظر ايشان را قبول دارند، نقل مي كند:

عن سعيد بن جبير قال: سمعت عبد الله بن الزبير يخطب و هو يعرض بإبن عباس يعيب عليه قوله في المتعة، فقال بن عباس: يسأل أمه إن كان صادقا، فسألها فقالت: صدق بن عباس، قد كان ذلك. فقال بن عباس رضي الله عنهما: لو شئت لسميت رجالا من قريش ولدوا فيها.

سعيد بن جبير مي گويد: شنيدم كه عبد الله بن زبير در مكه، بر بالاي منبر خطبه مي خواند و بر إبن عباس خُرده مي گيرد و اعتراض مي كند و عيب مي شمارد كه إبن عباس معتقد به متعه است. إبن عباس گفت: اگر عبد الله بن زبير واقعاً راست مي گويد، اين قضيه را از مادرش سؤال كند. عبد الله بن زبير از مادرش سؤال كرد و مادرش گفت: إبن عباس راست مي گويد، اين چنين است و من در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، متعه پدرت زبير بودم. إبن عباس (رضي الله عنه) گفت: اگر بخواهم، تعدادي از قريش را كه متعه زاده هستند نام مي برم.

شرح معاني الآثار لأحمد بن محمد بن سلمة الطحاوي ،ج٣، ص٢٤

بررسي سندي روايت:

سند اين روايت به اين شكل است:

حدثنا صالح بن عبد الرحمن قال: ثنا سعيد بن منصور قال: ثنا هشام قال: أخبرنا أبو بشر عن سعيد بن جبير

١. سعيد بن جبير

إبن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب،جلد ٤، صفحه ١٢ به نقل از آقاي أبو القاسم طبري گفته است:

هو ثقة امام حجة علي المسلمين.

٢. أبو بُشر، جعفر بن أبي وحشية

آقاي إبن حجر عسقلاني در تقريب التهذيب،جلد ١، صفحه ١٦٠ در مورد ايشان گفته است:

ثقة من أثبت الناس في سعيد بن جبير.

ثقه است و معتبرترين افراد در روايت از سعيد بن جبير است.

٣. هشام بن سنبر دستوايي

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء،جلد ٧، صفحه ١٤٩ در مورد ايشان گفته است:

مجمع عليه هو الحافظ الحجة الإمام الصادق.

... او حافظ و حجت و پيشوا و راستگو بوده است.

٤. سعيد بن منصور بن شعبة

آقاي ذهبي در تاريخ الإسلام،جلد ١٦، صفحه ١٨٤ در مورد ايشان گفته است:

الحافظ الحجة.

٥. صالح بن عبد الرحمن انصاري

آقاي إبن أبي حاتم كه از استوانه هاي رجالي أهل سنت است در الجرح و التعديل ، جلد ٤، صفحه ٤٠٨ در مورد ايشان گفته است:

محله الصدق.

٦. طحاوي

خود آقاي طحاوي هم صاحب اين كتاب است و آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء،جلد ١٥، صفحه ٢٧ در مورد ايشان گفته است:

الطحاوي: الإمام العلامة الحافظ الكبير محدث الديار.

اعتراف مادر عبد الله بن زبير بر انجام متعه

برگ ديگري كه در اينجا هست، اعتراف مادر عبد الله بن زبير بر انجام متعه است.

جناب نسائي در السنن الكبري،جلد ٣، صفحه ٢٣٦، حديث ٥٥٤٠ از مسلم قري نقل مي كند و مي گويد:

دخلنا علي أسماء إبنة أبي بكر، فسألناها عن متعة النساء، فقالت: فعلناها علي عهد رسول الله (صلي الله عليه و سلم).

ما وارد شديم بر منزل أسماء دختر أبو بكر (مادر عبد الله بن زبير) و از او درباره متعة النساء پرسيديم و گفت: ما در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) اين كار را انجام مي داديم.

المعجم الكبير للطبراني، ج٢٤، ص١٠٣ ـ مسند أبي داود الطيالسي، ص٢٢٧

اين روايت هم كاملاً صحيح است و هيچ شبهه اي در صحّت آن نيست.

بررسي سندي روايت

سند روايت به اين شكل است:

محمود بن غيلان المروزي قال: ثنا أبو داود قال: ثنا شعبة عن مسلم القري.

١. مسلم القري (يا قرشي)

آقاي إبن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب، جلد ١٠، صفحه ١٢٣ در مورد ايشان گفته است:

قال أبو حاتم: شيخ و قال النسائي: ثقة و ذكره إبن حبان في الثقات.

آقاي أبو حاتم (كه از استوانه هاي رجالي أهل سنت است) مي گويد: او از اساتيد است. آقاي نسائي مي گويد: ثقه است. آقاي إبن حبان هم او را در كتاب الثقات خودش آورده است.

٢. شعبة بن حجاج

آقاي إبن كثير در البداية و النهاية، جلد ١٠، صفحه ١٤١ در مورد ايشان گفته است:

و هو شيخ المحدثين، الملقب فيهم بأمير المؤمنين، قاله الثوري و قال يحيي بن معين: هو إمام المتقين.

آقاي ثوري مي گويد: او استاد محدثين است و در ميان آنها به أمير المؤمنين ملقب شده است. يحيي بن معين مي گويد: او پيشواي پرهيزكاران است.

٣. سليمان بن داود، أبو داود

آقاي مزي در تهذيب الكمال في أسماء الرجال، جلد ١١، صفحه ٤٠٦ به نقل از آقاي احمد بن حنبل مي گويد:

ثقة صدوق.

مورد اعتماد و راستگو است.

٤. محمود بن غيلان المروزي

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء،جلد ١٢، صفحه ٢٢٣ در مورد ايشان گفته است:

الإمام الحافظ الحجة، من ائمة الأثر.

پيشوا و حافظ و حجت است و از پيشوايان حديث است.

٥. عبد الرحمن نسائي

ايشان هم صاحب كتاب است، آقاي إبن كثير در البداية و النهاية،جلد ١١، صفحه ١٤٠ در مورد ايشان گفته شده است:

الإمام في عصره.

اين آقاياني كه در مورد متعه، به شيعه خرده مي گيرند، به اين مطالب مطرح شده توجه داشته باشند؛ با اين كه متعه، يك بحث قرآني است و پشتوانه اش سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و عمل و سيره صحابه. حالا اين آقايان بيايند در رابطه با عبد الله بن زبير، به اين شكلي كه ما بيان كرديم، جواب بدهند.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا در كتب أهل سنت، روايتي پيرامون آقاي عبد الله بن زبير مطرح شده است يا خير؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با عبد الله بن زبير در منابع أهل سنت، مطالبي زيادي هست، آن هم با سندهاي صحيح و معتبر.

عبد الله بن زبير از منظر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)

روايت اول:

جناب ضحاك شيباني (متوفاي ٢٧٨ هجري) در كتاب الأحاد و المثاني،جلد ١، صفحه ٤١٤ نقل مي كند:

سمعت عامر بن عبد الله بن الزبير أن أباه حدثه: أنه أتي النبي صلي الله عليه و سلم و هو يحتجم، فلما فرغ قال: يا عبد الله! إذهب بهذا الدم فأهرقه حتي لا يراه أحد، فلما برز عن النبي صلي الله عليه و سلم عمد إلي الدم فشربه، فقال: يا عبد الله! ما صنعت؟ قال جعلته في أخفي مكان ظننت أنه يخفي علي الناس، قال: لعلك شربته، قال: نعم، قال و لم شربت الدم؟ ويل للناس منك و ويل لك من الناس.

از عامر بن عبد الله بن زبير شنيدم كه مي گفت: پدرش عبد الله بن زبير نقل كرده است: خدمت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) رفت، در حالي كه آن حضرت حجامت كرده بود. وقتي حجامت كردن تمام شد، پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به عبد الله بن زبير فرمود: اي عبد الله! اين خون حجامت را با خود ببر و به جايي به دور از چشم مردم بريز. ولي عبد الله بن زبير آن خون را آشاميد. ... حضرت فرمود: چرا آن خون را نوشيدي؟ واي بر مردم از دست تو و واي بر تو از دست مردم.

اين تعبير «ويل»، يكي از موارد بشارت به آتش جهنم است؛ مانند:

وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ

سوره مطففين/آيه١

وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ

سوره همزه/آيه١

تهديدي است هم در زبان قرآن است و هم در زبان سنت كه در موارد خلاف شرع و گناه آمده است.

اما آيا اين روايت صحيح است يا خير؟ شايد بعضي ها بگويند از اين روايات در كتاب هاي ما زياد است.

بررسي سندي روايت:

سند اين روايت به اين شكل است:

حدثنا محمد بن المثني انا موسي بن إسماعيل نا هنيد بن القاسم قال: سمعت عامر بن عبد الله بن الزبير أن أباه حدثه ... .

١. عبد الله بن زبير

ايشان صحابي است و آقايان أهل سنت معتقدند كه صحابه، فوق وثاقت هستند.

٢. عامر بن عبد الله بن زبير

آقاي ذهبي در تاريخ الإسلام،جلد ٨، صفحه ١٤٤ بعد از نقل أقوال مي گويد:

أجمعوا علي ثقة عامر.

علماء إجماع دارند بر وثاقت عامر بن عبد الله بن زبير.

٣. هنيد بن القاسم

آقاي إبن حبان او را در كتاب الثقات، جلد ٥، صفحه ٥١٥، شماره ٦٠١ جزء موثقين آورده است.

٤. موسي بن إسماعيل

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء،جلد ١٠ ، صفحه ٣٦٠ درباره او مي گويد:

الحافظ الإمام الحجة، شيخ الإسلام.

حافظ و پيشوا و حجت و شيخ الإسلام بود.

٥. محمد بن المثني

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء،جلد ١٢، صفحه ١٢٣ درباره او مي گويد:

الإمام الحافظ الثبت.

پيشوا و حافظ و مورد اعتماد بود.

٦. احمد بن عمرو بن الضحاك

ايشان هم مؤلف كتاب الآحاد و المثاني است و آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء،جلد ١٣، صفحه ٤٣٠ مي گويد:

حافظ كبير إمام بارع متبع للآثار كثير التصانيف ... و كان ثقة نبيلا معمرا.

حافظ و كبير و پيشوا و و همواره دنبال آثار پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و سنت بوده است و تأليفات و تصنيفات زيادي داشته است... و ثقه و نمونه بود و عمر زيادي داشت.

پس اين روايت از نظر أهل سنت كاملاً صحيح است.

روايت دوم:

روايت ديگر از عثمان بن عفان، خليفه سوم است:

عن عثمان بن عفان رضي الله عنه قال: قال له عبد الله بن الزبير حين حصر: أن عندي نجائب قد أعددتها لك، فهل لك أن تحول إلي مكة فيأتيك من أراد أن يأتيك؟ قال: لا، إني سمعت رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول: يلحد بمكة كبش من قريش، إسمه عبد الله، عليه مثل نصف أوزار الناس.

عثمان بن عفان نقل مي كند كه وقتي صحابه، خانه اش را محاصره كرده بودند، عبد الله بن زبير به او گفت: من حاضرم شترها و اسب هاي خوبي را فراهم كنم تا به مكه پناهنده شوي. عثمان گفت: خير، من از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شنيده ام: فردي از قريش در مكه به نام عبد الله، بي دين و ملحد مي شود و نصف گناه تمام مردم بر گردن اوست.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج١، ص٦٤ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٢٨، ص٢١٨ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٣، ص٣٧٦ ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج١٧، ص٩٢ ـ السيرة الحلبية، ج١، ص٢٨٤ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص٣٧٤

بررسي سندي روايت

وقتي آقاي هيثمي اين روايت را نقل مي كند، مي گويد:

رواه احمد و رجاله ثقات.

احمد بن حنبل اين روايت را نقل كرده است و تمام راويانش ثقه هستند.

مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٣، ص٢٨٥

روايت سوم:

حالا بايد ببينيم اين إلحاد كننده در حرم كيست؟

إبن الزبير و هو يقول للحسين: إن شئت أن تقيم أقمت فوليت هذا الأمر، فآزرناك و ساعدناك و نصحنا لك و بايعناك، فقال له الحسين: إن أبي حدثني أن بها كبشا يستحل حرمتها، فما أحب أن أكون أنا ذلك الكبش.

عبد الله بن زبير خطاب به امام حسين مي گويد: اگر تو در مكه بماني، با همديگر در برابر يزيد قيام مي كنيم و تو هم والي مي شوي و من تو را نصيحت مي كنم و مساعدت مي كنم و بيعت مي كنم. امام حسين خطاب به عبد الله بن زبير مي فرمايد: پدرم روايت كرد كه يك مردي در مكه هست كه حرمت مكه را زير پا مي گذارد و من دوست ندارم آن مرد حرمت شكن مكه باشم.

تاريخ الطبري، ج٤، ص٢٨٩ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص١٧٩

اتفاقاً همين روايت را در شبكه نور خواندند، ولي يك بخش آن را خواندند و چون قسمت آخرش به صلاح آنها نبود، نخواندند. من از آقاي هاشمي، مدير اين شبكه درخواست مي كنم اين كارشناساني را كه مي آورند و روايت مي خوانند، اين گونه نباشد كه بخشي را بخوانند و بخش ديگر را رها كنند و مواردي را در تاريخ مخفي كنند. نام برنامه شان را هم گذاشته اند «حقيقت هاي پنهان تاريخ» و ما هم مي گوييم «پنهان كردن حقيقت هاي تاريخ».

روايت چهارم:

در روايتي از عبد الله بن عمرو بن عاص آمده است:

أتي عبد الله بن عمرو عبد الله بن الزبير، فقال: إياك و الالحاد في حرم الله! فأشهد لسمعت رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول : " يحلها ـ و تحل به ـ رجل من قريش، لو وزنت ذنوبه بذنوب الثقلين لو زنتها. قال: فانظر يا إبن عمرو لا تكونه.

عبد الله بن عمرو بن عاص نزد عبد الله بن زبير آمد و گفت: بترس از اين كه دست به بي ديني در حرم خدا بزني! گواهي مي دهم كه از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) شنيدم كه فرمود: مردي از مكه، حرمت مكه را زير پا مي گذارد. اگر گناه آن فرد را با گناه تمام جن و أنس مقايسه كنند، گناه او بيشتر است. عبد الله بن عمرو بن عاص گفت: مراقب باش اي عبد الله بن زبير كه آن مرد نباشي.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٣، ص٣٧٦ ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج٣، ص٢٨٤ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٢٨، ص٢٢٠ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٥، ص٤٤٥ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص٣٧٤

هم چنين در روايت ديگري آمده است:

أتي عبد الله بن عمر عبد الله بن الزبير، فقال: يا إبن الزبير! إياك و الالحاد في حرم الله تبارك و تعالي، فإني سمعت رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول: إنه سيلحد فيه رجل من قريش، لو وزنت ذنوبه بذنوب الثقلين لرجحت، قال: فانظر لا تكونه.

عبد الله بن عمر نزد عبد الله بن زبير آمد و گفت: بترس از اين كه دست به بي ديني در حرم خدا بزني! چون شنيدم كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) فرمود: مردي از مكه، حرمت مكه را زير پا مي گذارد. اگر گناه آن فرد را با گناه تمام جن و أنس مقايسه كنند، گناه او بيشتر است. عبد الله بن عمر به عبد الله بن زبير گفت: مراقب باش كه آن مرد نباشي.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج٢، ص١٣٦ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج٧، ص٢٧٥ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج١٣، ص٤٧٣ ـ تفسير إبن كثير، ج٣، ص٢٢٥ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٢، ص٣٨٨

روايت پنجم:

عثمان بن عفان مي گويد:

إني سمعت رسول الله (صلي الله عليه و سلم) يقول: «يلحد بمكة كبش من قريش إسمه عبد الله، عليه مثل أوزار الناس» و لا أراك إلا إياه أو عبد الله بن عمر.

از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شنيدم كه فرمود: «فردي به نام عبد الله در مكه، اقدام به بي ديني و الحاد مي كند و به اندازه تمام مردم گناه دارد». عثمان در خطاب به عبد الله بن زبير گفت: آن فردي كه حرمت مكه را مي شكند، يا تو هستي يا عبد الله بن عمر.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٢٨، ص٢١٩

اينها نمونه اي بود رواياتي كه أهل سنت نقل كرده اند. جالب اين است كه وقتي عبد الله بن زبير و عبد الله بن عمرو بن عاص با هم درگير مي شوند، عبد الله بن زبير به عبد الله بن عمرو بن عاص گفت:

مراقب باش كه تو آن نباشي.

عبد الله بن عمرو بن عاص گفت:

نه، من از مكه خارج مي روم تا آن عبد الله نباشم.

* * * * * * *

آقاي محسني

عبد الله بن زبير را از منظر أمير المؤمنين (عليه السلام) توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

در اينجا سخن خيلي زياد است و براي اين كه به تلفن بينندگان عزيز هم برسيم، مختصر توضيح مي دهم و دوست داشتم مطالبي را مطرح كنم كه نشان دهنده عداوت عبد الله بن زبير نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) است و بغضي حضرت علي (عليه السلام) را در دل داشتند و به ايشان جسارت مي كردند و أمير المؤمنين (عليه السلام) هم نسبت به او بدبين بود و عبد الله بن زبير، بني هاشم را در شِعْب أبي طالب قرار داد و آنها را در درّه آتش زد و عبد الله بن عباس و بني هاشم را زنداني كرده بود و اينها را تبعيد كرد و در خطبه هايش، صلوات بر پيامبر و آلش را ممنوع كرد. إن شاء ا... اگر نرسيديم، الباقي پرونده آقاي عبد الله بن زبير را از منابع أهل سنت در جلسه بعد بيان خواهيم كرد.

عبد الله بن زبير از منظر أمير المؤمنين (عليه السلام)

در تاريخ طبري،جلد ٣، صفحه ٥١٩ با سند صحيح نقل مي كند كه آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) در جنگ جمل با زبير روبه رو شد و أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود بيا برويم در گوشه اي با هم صحبت كنيم:

فقال علي للزبير: ما جاء بك؟ قال: أنت و لا أراك لهذا الامر أهلا و لا أولي به منا، فقال علي: لست له أهلا بعد عثمان رضي الله عنه، قد كنا نعدك من بني عبد المطلب، حتي بلغ إبنك إبن السوء، ففرّق بيننا و بينك.

علي به زبير فرمود: چرا به جنگ با من آمده اي؟ زبير گفت: شايستگي من براي خلافت نسبت به تو بيشتر است. علي گفت: تو بعد از عثمان، شايستگي خلافت را نداشتي. ما تو را جزء بني عبد المطلب و ياوران خودمان به شمار مي آورديم، تا اين كه فرزند بد و نادرست تو بزرگ شد و ميان ما و تو جدايي انداخت.

أنساب الأشراف للبلاذري، ص٢٥٥

بررسي سندي روايت

سند روايت به اين شكل است:

ما حدثنيه أحمد بن زهير قال: حدثنا أبي أبو خيثمة قال: حدثنا وهب بن جرير بن حازم قال: سمعت أبي قال: سمعت يونس بن يزيد الأيلي عن الزهري.

١. زهري

آقاي زهري (متوفاي ١٢٤ هجري) هم كاملاً مشخص است و إبن حجر عسقلاني در تقريب التهذيب،جلد ٢، صفحه ١٣٣ مي گويد:

الفقيه الحافظ، متفق علي جلالته و إتقانه.

فقيه و حافظ است و اتفاق نظر در جلالت و إتقان او وجود دارد.

٢. يونس بن يزيد الأيلي

آقاي ذهبي در العبر في خبر من غبر، جلد ١، صفحه ٢١٨ در مورد او مي گويد:

صاحب الزهري و أوثق اصحابه.

از موثق ترين اصحاب شهاب الدين زهري است.

٣. جرير بن حازم

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء،جلد ٧، صفحه ٩٨ مي گويد:

الإمام الحافظ الثقة.

پيشوا و حافظ و مورد وثوق است.

٤. وهب بن جرير بن حازم

آقاي إبن حجر عسقلاني در تقريب التهذيب،جلد ٢، صفحه ٢٩١، شماره ٧٤٩٩ درباره او مي گويد:

ثقة.

٥. زهير بن حرب، أبو خيثمة

إبن حجر عسقلاني تقريب التهذيب،جلد ١، صفحه ٣١٥، شماره ٢٠٤٧ درباره او مي گويد:

ثقة ثبت.

مورد وثوق و قابل اعتماد است.

٦. أحمد بن زهير بن حرب

آقاي ذهبي در تذكرة الحفاظ،جلد ٢، صفحه ٥٩٦، شماره ١٩ مي گويد:

الحافظ الحجة.

قال الدارقطني: ثقة مأمونوقال الخطيب: ثقة عالم متقن حافظ.

دار قطني در مورد او گفته است: مورد وثوق و امانت دار است. خطيب بغدادي هم در مورد او گفته است: مورد وثوق و عالم و ... است.

٧. محمد بن جرير طبري

صاحب كتاب تاريخ طبري است و ذهبي در تذكرة الحفاظ،جلد ٢، صفحه ٧١٠ در مورد او مي گويد:

الإمام العلم الفرد الحافظ أبو جعفر الطبري أحد الأعلام.

پيشوا و پرچمدار و نمونه و يكي از شخصيت هاي برجسته أهل سنت است.

عبد الله بن زبير، عامل اصلي حضور عايشه در جنگ جمل

آقاي عبد الرزاق صنعاني در كتاب المصنف،جلد ١١، صفحه ٣٦٥، حديث ٢٠٧٥٣ نقل مي كند:

وقتي عايشه از مكه حركت كرد به طرف بصره، در وسط راه تعدادي از سگ ها دسته جمعي آمدند و به عايشه عوعو كردند. عايشه رنگش پريد و ناراحت شد و گفت: نام اين منطقه چيست؟ گفتند: حوأب. وقتي عايشه اين را شنيد، گفت: مرا برگردانيد. چون روزي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: «به يكي از زنان من در كنار سرزمين حوأب، سگ ها حمله و عوعو مي كنند و بدانيد كه شما باطل هستيد و مسيرتان جز آتش جهنم، چيز ديگري نيست». مي ترسم كه من آن باشم:

فقالت: ردوني، فأبي عليها إبن الزبير.

عايشه گفت: مرا برگردانيد. ولي عبد الله بن زبير ممانعت كرد از بازگشتن عايشه.

يعني اگر عايشه برمي گشت، فتنه به آن بزرگي (جنگ جمل) كه بيش از ٣٠ هزار انسان بي گناه از طرفين كشته شدند، اتفاق نمي افتاد. اگر عايشه برمي گشت، قطعاً طلحه و زبير و ديگران هم برمي گشتند. ولي فتنه اصلي در اينجا به آقاي عبد الله بن زبير برمي گردد.

در روايت ديگري آمده است كه وقتي عايشه متوجه شد اين منطقه حوأب است، گفت:

إنا لله و إنا إليه راجعون، ردوني ردوني، فإني سمعت رسول الله صلي الله عليه و سلم يقول: و عنده نساؤه: «أيتكن ينبحها كلاب الحوأب» و عزمت علي الرجوع.

فأتاها عبد الله بن الزبير فقال: كذب من زعم أن هذا الماء الحوأب و جاء بخمسين من بني عامر فشهدوا و حلفوا علي صدق عبد الله.

آيه استرجاع را خواند و گفت: مرا برگردانيد، مرا برگردانيد. «من از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) شنيدم كه در حضور زنانش فرمود: سگان حوأب براي يكي از شما عوعو مي كنند». ايشان تصميم بر بازگشت گرفت.

عبد الله بن زبير آمد و گفت: كساني كه گفته اند اينجا حوأب است، دروغ گفته اند. سپس ٥٠ نفر از بني عامر را آورد و شهادت دادند و قسم خوردند كه عبد الله بن زبير راست مي گويد.

 

أنساب الأشراف للبلاذري، ص٢٢٤

اين روايت در كتب شيعه نيست، در كتب أهل سنت است.

بررسي سندي روايت:

سند روايت به اين شكل است:

عبد الرزاق عن معمر عن إبن طاووس عن أبيه.

١. طاوس بن كيسان اليماني

آقاي ذهبي در تذكرة الحفاظ، جلد ١، صفحه ٩٠ مي گويد:

و كان رأسا في العلم و العمل.

او در علم و عمل، سرآمد عصرش بود.

٢. عبد الله بن طاوس

آقاي ذهبي در تاريخ الإسلام،جلد ٨، صفحه ٤٦٣ مي گويد:

وثقوه.

٣. معمر بن راشد الأزدي

آقاي ذهبي در تذكرة الحفاظ، جلد ١، صفحه ١٩٠ مي گويد:

الإمام الحجة.

٤. عبد الرزاق الصنعاني

ايشان صاحب كتاب است و آقاي ذهبي هم در تذكرة الحفاظ، جلد ١، صفحه ٣٦٤ مي گويد:

الحافظ الكبير، وثقه غير واحد.

حافظ و كبير است و افراد زيادي او را توثيق كرده اند.

بينندگان عزيز به اين عبارت دقت كنند:

قال يحيي بن معين: لو إرتدّ عبد الرزاق عن الإسلام، ما تركنا حديثه.

آقاي يحيي بن معين (از استوانه هاي رجالي أهل سنت) مي گويد: اگر عبد الرزاق از اسلام برگردد و مرتدّ شود، ما به روايات او عمل مي كنيم و حديث او را ترك نمي كنيم.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج٣، ص٩٣٠ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٩، ص٥٧٣ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٣٦، ص١٩٢ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٦، ص٢٨٠ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج٥، ص٣١١

شايد بيش از ٤٠ نفر از بزرگان أهل سنت اين عبارت را از يحيي بن معين نقل كرده اند.

خونخواهي عثمان، بهانه اي بيش نبود

إن شاء ا... اين آقاياني كه حرف هاي بي پايه اي را بلغور مي فرمايند كه «در جنگ جمل مسئله اي نبود و جناب عايشه براي خونخواهي آمده بود»، به ما جواب بدهند كه خونخواهي براي چه؟ خداوند به زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است:

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ

 

سوره أحزاب/آيه٣٣

آيا عايشه، دختر عثمان است؟ برادر عثمان است؟ نوه عثمان است؟ خليفه مسلمانان است؟ قضيه چيست؟ براي چه آمده بود؟

مي گويند: «علي هم نمي خواست جنگ شود و انسان ها كشته شوند. حتما يك سري از شيعيان يا يهوديان در آنجا بودند كه جنگ را مغلوبه كردند» اينها خبر ندارند كه با اين كارشان، توهين به صحابه مي كنند! صحابه، زبير، عبد الله بن زبير، طلحه، عايشه و غيره در يك طرف و آقا أمير المؤمنين (عليه السلام)، عبد الله بن عباس، امام حسن (عليه السلام)، امام حسين (عليه السلام) و عمار ياسر و ديگران در طرف ديگر بودند. اگر يك يهودي به نام عبد الله بن سبأ اين قدر عرضه داشته باشد كه اين صحابه را دست بياندازد و جنگ مغلوبه اي را درست كند كه ٣٠ هزار كشته داشته باشد ـ عذر مي خواهم ـ اين صحابه اي كه آلت دست يك يهودي باشند، به درد مرجعيت و إقتداء كردن نمي خورند. شما حرفي مي زنيد و شعري مي گوييد كه در قافيه اش، جفنگيات مي بافيد.

وقتي معاويه به مدينه مي آيد، با عبد الله بن زبير ملاقات مي كند. وقتي اين گفت و گو طول مي كشد، معاويه شب را در كنار او مي ماند. عبد الله بن زبير به معاويه مي گويد:

إني لو شئت أن أقتلك لقتلتك، قال: لست هناك لست من قتال الملوك، انما يصيد كل طائر قدره، فقال إبن الزبير: أما و الله! لقد سرت تحت لواء أبي إلي ابن أبي طالب و هو من تعلم، فقال: لا جرم والله! لقد قتلكم بشماله، فقال: أما أن ذلك في نصره عثمان، ثم لم نجز بها، قال: والله! ما كان بك نصرة عثمان و لولا بغض علي بن أبي طالب لجررت برجلي عثمان مع الضبع.

اگر بخواهم تو را مي كشم. معاويه گفت: تو عرضه كشتن پادشاهان را نداري. هر پرنده اي به اندازه لياقت خودش مي تواند صيد كند و صيد معاويه براي دهان تو بزرگ است. عبد الله بن زبير گفت: معاويه! مرا كم مي شماري؟ به خدا قسم! من همان هستم كه در ركاب پدرم به جنگ با علي بن أبي طالب رفتم! معاويه مي گويد: به خدا قسم! اگر واقعاً علي مي خواست با شما بجنگد، با دست چپش شما را مي كشت. ... ، معاويه گفت: به خدا قسم! شما براي خونخواهي عثمان نرفته بوديد و اگر نسبت به علي بغض نداشتي، تو پاهاي عثمان را بعد از مرگش به همراه درندگان، در كوچه ها مي كشاندي.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٢٨، ص٢٠١ ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج٨، ص٣٧٢

اين خلاصه اي بود از نظر أمير المؤمنين (عليه السلام) نسبت به عبد الله بن زبير.

إن شاء ا... اهانت ها و ناسزاهاي عبد الله بن زبير به أمير المؤمنين (عليه السلام) و ممانعت از صلوات فرستادن بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و تصميم بر آتش زدن بني هاشم را در جلسه آينده به حول و قوه إلهي بيان خواهم كرد.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

وقتي فيلم مختار را نگاه مي كردم، عبد الله بن زبير از ترس جانش، به خانه خدا پناه آورد و باعث شد خانه خدا آتش بگيرد. ولي مولاي ما آقا امام حسين (عليه السلام) وقتي احساس كرد خونش را در خانه خدا مي ريزند و هتك حرمت كعبه مي شود، از مكه خروج كرد.

جواب ١ :

ما هم همين را ثابت كرديم.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

در رابطه با علوم حديث و رجال و برتري ما مكتب أهل بيت (عليهم السلام) بر أهل سنت صحبت بفرماييد.

جواب ٢ :

اين آقاياني كه مي گويند رجال شيعه در قرن ششم تدوين شده است، بنده اين افتخار را داشته ام كه ٢٠ سال در حوزه علميه، استاد رجال بوده ام و رسماً اعلام مي كنم كه اگر رجال أهل سنت از قرن سوم آغاز شده است، رجال شيعه توسط إبن أبي رافع، صحابي أمير المؤمنين (عليه السلام) تدوين شده است و اولين كسي است كه در علم رجال شيعه قلم زده است. آقاي زراره از اصحاب امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام)، كتاب رجالي داشته است. آقاي يونس بن عبد الرحمن از اصحاب امام كاظم (عليه السلام) و امام رضا (عليه السلام)، كتاب رجالي داشته است. فضل بن شاذان از شخصيت هاي برجسته رجالي شيعه است كه در عصر امام هادي (عليه السلام) و امام عسكري (عليه السلام) بوده است؛ فضالة بن ايوب هم هم چنين. الآن كتاب رجالي قديمي ما مربوط به احمد بن محمد بن خالد برقي است كه و متوفاي ٢٧٤ هجري و از اصحاب امام هادي (عليه السلام) و امام عسكري (عليه السلام) بوده است. در طول گذر زمان، مخالفين شيعه و نواصب و حكومت هايي كه بناي ناسازگاري با شيعه داشتند، حمله كردند و كتاب هاي شيعه را از بين بردند. فقط در سال ٤٤٥ هجري، كتابخانه مرحوم شيخ طوسي (ره) در بغداد كه ٨٠ هزار جلد كتاب شيعه در آنجا بود، توسط نواصب و مخالفين شيعه آتش زده و به خاكستر مبدّل كردند. در قرن ٤ و ٥، ٨٠ هزار جلد كتاب، كم نبود. مرحوم شيخ حر عاملي (ره)، صاحب وسائل الشيعة، در جلد ٣٠، الفائده الرابعة مي گويد:

در زمان ائمه (عليهم السلام)، توسط اصحاب ائمه (عليهم السلام) از أمير المؤمنين (عليه السلام) تا امام عسكري (عليه السلام)، بيش از ٦ هزار و ٦٠٠ كتاب توسط اصحاب ائمه (عليهم السلام) تدوين و تأليف شده است.

اين افتخار شيعه است.

در بحثي كه با جناب پروفسور غامدي داشتم، او هم هم چنين حرفي را زد و گفتم:

ما كار به گذشته نداريم. ما مي آييم معجم رجال الحديث حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) را روي ميز مي گذاريم و شما هم تمام كتاب هاي رجالي تان را از يحيي بن معين و إبن أبي حاتم تا رجال نويسان معاصرتان جمع كنيد و ببينيد آيا يك كتاب با ويژگي هاي معجم رجال الحديث داريد يا نداريد؟

بنده رسماً به عنوان متخصص رجال عرض مي كنم:

با اين همه كتاب هاي رجالي ـ كه من الآن بيش از ٢٤٠ عنوان كتاب رجالي أهل سنت را در كتابخانه ام دارم ـ ، هيچ كتاب رجالي أهل سنت در رديف معجم رجال الحديث حضرت آيت ا... العظمي خويي (ره) نيست.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

در مورد دست بسته نماز خواندن أهل سنت و استفاده كردن مهر نماز توضيح بفرماييد.

جواب ٣ :

ما الآن در بحث خارج فقه مقارن، بحث وضو را داريم كه آيا بايد مسح بكشيم يا بايد پا را بشوييم؟ إن شاء ا... بعد از بحث وضو، اين بحث ها را خواهيم كرد.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

١. با اين همه مدارك و مستنداتي كه استاد معرفي فرمودند و ارائه دادند، آقايان أهل سنت و وهابيت چه جوابي دارند؟ غير از تهمت هايي كه مي زنند، آيا واقعاً جواب منطقي و قانع كننده نسبت به اين شواهد و مستندات محكم دارند؟

٢. آيا أم المؤمنين بودن، يك خط قرمز و يك حريمي درست مي كند براي زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه ما هيچ نگوييم و كارهايي كه اينها انجام داده اند را نگوييم و بر تاريخ و حقايق آن، خط بكشيم و ديگر صحبتي نكنيم؟ آيا أم المؤمنين بودن، هم چنين مجوّزي را مي دهد؟

٣. در شبكه نور و ساير شبكه ها به زبان هاي عربي و انگليسي شبهه كرده اند كه:

شما شيعيان، چرا كاسه داغ تر از آش مي شويد؟ حضرت علي (عليه السلام) بعد از جنگ جمل، عايشه را با احترام به مدينه فرستاد. حضرت علي (عليه السلام) مي توانست در همان جا لعن بكند يا كاري انجام بدهد، ولي او اين كار را نكرد و با احترام او را فرستاد. شما شيعيان هم مانند حضرت علي (عليه السلام) احترام بگذاريد به زن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و اين صحبت ها را نكنيد.

اين شبهه را محبت بفرماييد به صورت مستدل و منطقي پاسخ بدهيد.

جواب ٤ :

١. سؤال اول شما نيازي به جواب ندارد. شما صحبت هاي ما را در اينجا مي بينيد و صحبت هاي شبكه نور و شبكه صفا و شبكه وصال و آقاي ملازاده را ببينيد و جواب آنها مشخص و واضح است و نيازي به مناظره ندارد. يكي از آقايان از آلمان زنگ زده بود و گفت:

مناظره يعني چه؟ اگر كسي بيايد ٢ جلسه از برنامه هاي شبكه جهاني ولايت را ببيند و شبكه نور و آقاي ملازاده را ببيند، مسئله كاملاً روشن مي شود و نيازي به مناظره نيست.

٢. اين كه گفتيد «أم المؤمنين خط قرمز است كه ما چيزي نگوييم»، خير. ما به زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) احترام مي گذاريم و فحش نمي دهيم و نسبت فحشاء به آنها نمي دهيم و جسارت نمي كنيم و ناسزا نمي دهيم. ولي اين كه حقايق تاريخ را بخواهيم بيان نكنيم، اين را خيانت مي دانيم. بايد نسل حاضر و نسل هاي بعدي از حقايق تاريخي كاملاً آگاهي داشته باشند و مستدل و مستند براي آنها بيان شود و به بهانه حقيقت هاي پنهان تاريخ، حقيقت هاي تاريخ را پنهان كنيم.

٣. اين كه أمير المؤمنين (عليه السلام) به عايشه احترام مي گذاشتند، اين گونه نبود كه به عايشه بگويد دستت درد نكند كه آمدي ٣٠ هزار انسان را به كشتن دادي؛ خير. أمير المؤمنين (عليه السلام) در مدينه تندي كرد و در همان جنگ جمل به عايشه گفت:

خداوند به تو دستور داده در خانه بنشيني، بر خلاف قرآن آمده اي اينجا و بر خلاف سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) عمل مي كني؛ وظيفه تو اين نيست. تو را چه رسد به خونخواهي عثمان؟

اين مطالب در نهج البلاغه و غيره هم موجود است و برادرمان حجت الإسلام و المسلمين أبو القاسمي هم در رابطه با أم المؤمنين عايشه صحبت كرده است.

ما به دوستان مي گوييم كه ما منطق داريم و حرف براي زدن داريم. ما تمام كتاب هاي أهل سنت را ورق به ورق، از خودشان بهتر براي مردم بيان مي كنيم و نيازي به فحش نداريم. كساني كه متوسل به فحش و ناسزا مي شوند، ما آنها را محكوم مي كنيم و به هيچ وجه به خودمان هم اجازه نمي دهيم ناسزا بگوييم. ولي ناسزا نگفتن يك چيز است و بيان نكردن حقايق تاريخي، چيز ديگري است.

إن شاء ا... خودم هم در سر فرصت، در رابطه جنگ جمل و عايشه صحبت خواهم كرد و سخنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را كه به عايشه گفت تو چنين و چنان خواهي كرد و نسبت به مارقين و ناكثين و قاسطين هم صحبت خواهيم كرد و در روايات صحيحي كه در منابع أهل سنت هست، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در عصر خودش اينها را بيان كرده است و نيازي به گفتن ما نيست.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

١. بعضي از شبكه هايي كه كلمه «بكري و عمري» را به كار مي برند، به اين دليل است كه روش و سيره مخالفان شيعه را قبول ندارند و قصد توهين ندارند؛ ولي شما عصباني مي شويد.

٢. در قبرستان بقيع، مامورين عربستان سعودي، مخصوصا شرطه ها برخورد بسيار نامناسبي با زنان دارند. اين شرطه هاي مرد وارد محل عبور و مرور زنان مي شدند و خيلي بي احترامي مي كردند. كساني كه دم از وحدت و برادري مي زنند، مخصوصا أهل سنت داخل كشور ما، يك بار به قبرستان بقيع بروند و ببينند كه اينها چه برخوردي دارند؟ آيا اين درست است؟

شما كه دانا هستيد، در برابر علم شما به شما تعظيم مي كنند. اگر آقاي أللهياري هم صحبتي مي كند، در برابر آن رفتاري است كه با ايشان شده است. بايد ببينيم كه در چه محيطي بوده و چه رفتاري با ايشان شده است؟

جواب ٥ :

١. قرآن مي فرمايد:

َلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ

سوره حجرات/آيه١١

فرقي نمي كند. اگر به يك فردي كه كور و نابينا است، بگويند كور و نابينا و از اين كلمه هم بدش بيايد، اين اهانت به اوست. الآن اين آقايان أهل سنت مي گويند كه ما از اين تعابير بدمان مي آيد و اين را توهين به خودمان مي دانيم؛ همان طور كه ما دوست نداريم به ما «رافضي» بگويند. حال آن كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: «ما افتخار مي كنيم به رفض». رفض يعني انداختن باطل ها و دوري كردن از باطل ها. معناي رافضه، معناي بدي نيست؛ ولي الآن وهابيت براي اين كه به ما توهين كنند، مي گويند كه ما رافضي هستيم.

ما نه با كسي عداوت داريم و نه با شبكه اي عداوت داريم. والله! خيرخواه اين آقايان هستيم. اگر اين آقايان ديروز و امروز به ميدان آمده اند، من حدأقل ٣٠ تا ٣٥ سال است كه وارد اين وادي شده ام. اولين روحاني أهل سنت كه در منزل من مشرف به مذهب شيعه شد، تقريباً در سال ١٣٦٢ يا ١٣٦٣ بود و حضرات آيات عظام شبيري زنجاني، سبحاني، مقتدايي و خزعلي هم بودند و نوارش را هم داريم.

چون تجربه داريم، مي گوييم كه هر چقدر با اينها با زبان نرم و ليّن صحبت كنيم، تأثيرگذاري اش بيشتر است. حتي وقتي به يكي از اين آقايان در شبكه سلام صحبت داشتم، گفتم كه شما شيخ و عامي هستيد و به خاطر عشق شيعه بودن تان به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و أمير المؤمنين (عليه السلام)، اين همه حرص و جوش مي خوريد، اين را هم تصور كنيد كه ما هم شيعه هستيم و هم فرزند حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و حضرت علي (عليه السلام) هستيم. اگر شما به خاطر ظلمي كه بر حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) وارد شده است، به اندازه ٥٠ درجه مي سوزيد، ما به اندازه ١٠٠ درجه مي سوزيم. اضافه بر شيعه بودن، مادرمان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است و آن قدر ظلم ها و بي مهري ها و جنايت ها بر او شد و فرمود:

صبت علي مصائب لو أنها صبت علي الأيام صرن لياليا

به قدري بر من مصيبت وارد شد كه اگر اين مصيبت ها بر روز روشن وارد مي شد، به شب تار مبدل مي شد.

تفسير الآلوسي، ج١٩، ص١٤٩ ـ نظم درر السمطين للزرندي الحنفي، ص١٨١ ـ فدك في التاريخ للسيد محمد باقر الصدر، ص٤٣ ـ مناقب آل أبي طالب لإبن شهر آشوب، ج١، ص٢٠٨ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج٧٩، ص١٠٦ ـ الغدير للشيخ الأميني، ج٦، ص١٦٥

ما به خاطر اين كه خون آنها در رگ ماست، بيش از شما حرص و جوش داريم. يعني اگر بنده بدانم فحش دادن و تندي كردن أثر دارد، والله! تالله! قسم به عصمت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)! ٢٠٠ هزار برابر اينها در اينجا فحش مي دهم تا حدأقل عقده دلم را خالي كنم؛ ولي مي دانم أثر ندارد.

٢. ما هم در عربستان سعودي، با اين وهابي هاي تند و بي ادب و بي منطق، هميشه درگير بوده ايم. مثلاً يك بار كتاب دست من بود و يك وهابي آمد و كتاب را از دست من گرفت و محكم بر زمين كوبيد و چند تا فحش هم دارد. ما يك دفعه با آنها صحبت مي كرديم و كاغذي از جيبم درآوردم تا روايتي را بخوانم و از دست من گرفتند و پاره پاره كردند و بلند شدند رفتند. بارها ما هم اين طور مسائل را ديده ايم، نه يك بار و دوبار. ولي ما حساب اين افراد تكفيري و تندرو و بي ادب را با آن وهابي معتدل جدا مي دانيم. مثلاً در خود مدينه منوره كه چند سال قبل مشرف بوديم، يكي از هم كاروان هاي ما كه دختر يكي از اساتيد حوزه علميه است و خودش هم استاد زبان است، به مسجد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) رفته بود و خانم هاي شرطه در حق ايشان خيلي جفا كردند و حتي برخورد فيزيكي با ايشان داشتند و روي دستش هم زخم شده بود و خيلي ناراحت بود. من با اين خانم رفتم نزد آقاي شيخ عبد العزيز، رئيس حرم مطهر نبوي كه توسط ملك فهد نصب شده بود و الآن هم توسط ملك عبد الله نصب شده است و گفتم:

بر فرض اين خانم مشرك بوده است، آيا بالاتر از اين؟ آيا با مشرك هم اين گونه برخورد مي كنند؟ قرآن مي فرمايد:

وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّي يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ

اگر يك مشركي خواست به طرف هدايت قدم بردارد، به او امان بدهيد تا كلام خدا را بشنود.

سوره توبه/آيه٦

بينندگان عزيز! خدا را شاهد مي گيرم! قسم به والله العلي الأعلي! ايشان در جلوي چشم من، ٢ ، ٣ بار از اين خانم عذرخواهي كرد و زنگ زد به مسئول أمر به معروف و نهي از منكر مسجد نبوي و غير از فحش و خواهر و مادر، هر فحشي را به آنها داد و گفت:

شما با اين كار، آبروي عربستان سعودي و اسلام و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را مي بريد.

سپس به ما گفت:

فردا به اينجا بياييد تا آن خانم هايي كه برخورد خشن با ايشان داشتند را بياورم تا جلوي من از ايشان رسماً عذرخواهي كنند.

برخوردها خيلي فرق مي كند. گاهي من مي گويم بنشين و گاهي مي گويم بفرما و گاهي مي گويم بتمرگ. من گاهي اين مثال را مي زنم و شايد دوستان به ياد داشته باشند:

مي گويند كه يكي از پادشاهان در خواب ديد تمام دندان هايش ريخته است. به سراغ تعبير خواب و معبّر رفتند. معبّر گفت: تعبيرش اين است كه تمام فرزندان و برادر و خواهر و مادر شاه، قبل از شاه مي ميرند. شاه از او بدش آمد و گفت: گردن او را بزنيد. يك معبّر ديگر آوردند و گفت: خداوند به اعلي حضرت، بيش از تمام فاميل هايش عمر خواهد داد. پادشاه هم دستور داد تا به او هدايايي بدهند.

تعبيرها فرق مي كند. اگر ما گاهي به برادران عزيزمان ايراد مي گيريم، والله! دلسوز اينها هستيم و علاقمنديم و دوست نداريم يك روحاني و يك شبكه به نام شيعه زير سؤال برود. بنده خودم نه تنها فقط به آنها اعتراض كردم، بلكه يكي از دوستان مان كه در شبكه ثامن هم برنامه اي داشت، زنگ زدم و اعتراض كردم كه برنامه اش تند است. مدير آن شبكه ٢ روز بعد به من زنگ زد و گفت ما آن برنامه را كنسل كرديم و گفتيم كه ديگر برنامه اي از آن كارشناس پخش نكنند.

بنده خودم هم چند شب قبل در شبكه جهاني ولايت ديدم كه برنامه اي تند است و تمام دوستان را توبيخ كردم و گفتم كه ديگر از اين كارشناس، حتي يك ثانيه هم برنامه پخش نشود. ما با كسي شوخي نداريم؛ چه شبكه جهاني ولايت باشد و چه غير آن.

امروز ما در دنيا با انبوهي از دشمنان أهل بيت (عليهم السلام) مواجه هستيم و بايد تمام حرف هاي ما حساب شده باشد.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

حديثي كه مي فرمايد:

لو إجتمع الناس علي حب علي بن أبي طالب، لما خلق الله النار.

آدرسش را بيان بفرماييد.

جواب ٦ :

اين حديث، هم از خود أبو بكر نقل شده است و هم از عبد الله بن عباس؛ از صحابه مختلف هم نقل شده است. ولي بالاتر از آن، حديثي است كه مي فرمايد:

حب علي ايمان و بغضه كفر.

ولي آن تعبيري را كه فرموديد:

لو إجتمع الناس علي حب علي بن أبي طالب، لما خلق الله النار.

اگر تمام مردم بر حب علي بن أبي طالب اجتماع مي كردند، خداوند آتش جهنم را نمي آفريد.

المناقب للخوارزمي، ص٦٧ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج١، ص٢٧٢ و ٣٧٦ ـ مقتل الحسين للخوارزمي، ج١، ص٢٨

در بعضي از روايات أهل سنت آمده است، ولي سند محكمي نتوانستم از كتب أهل سنت براي آن پيدا كنم. هم چنين روايتي را از عبد الله بن عباس نقل مي كنند كه گفت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود:

لو أن الغياض أقلام و البحر مداد و الجن حساب و الإنس كتاب ما أحصوا فضائل علي بن أبي طالب.

اگر تمام درختان قلم شوند و درياها مركب شوند و جنيان حساب گر شوند و انسان ها نويسنده شوند، نمي توانند فضائل علي بن أبي طالب را بشمارند.

المناقب للخوارزمي، ص٣٢ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج١، ص٣٦٤ ـ كفاية الطالب للكنجي، ص١٢٣ ـ تذكرة الخواص للسبط إبن الجوزي، ص٨

در صحيح مسلم،جلد ١، صفحه ٦١، كتاب الإيمان هم آمده است كه حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

و الذي فلق الحبة و برأ النسمة! إنه لعهد النبي الأمي صلي الله عليه و سلم إلي أن لا يحبني إلا مؤمن و لا يبغضني إلا منافق.

قسم به كسي كه دانه را شكافت و بشر را آفريد! پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به من فرمود: جز مؤمن، كسي مرا دوست نمي دارد و جز منافق، كسي با من دشمني نمي كند.

محبت حضرت علي (عليه السلام)، نشانه ايمان است و بغض حضرت علي (عليه السلام)، نشانه نفاق است.

حب حضرت علي (عليه السلام)، نشانه ايمان و حلال زادگي

اين روايت را هم به عنوان حسن ختام، خدمت بينندگان عزيز عرض مي كنم:

روايت اول:

امام قرطبي مي گويد:

روي عن جماعة من الصحابة أنهم قالوا: ما كنا نعرف المنافقين علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم إلا ببغضهم لعلي عليه السلام.

از گروهي از صحابه نقل شده است كه گفتند: ما در زمان رسول الله (صلي الله عليه و سلم) منافقين را از روي بغض نسبت به علي (عليه السلام) مي شناختيم.

تفسير القرطبي، ج١، ص٢٦٧ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج٢، ص٣٢٨ ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج٣، ص١١١٠ ـ الدر المنثور للسيوطي، ج٦، ص٦٦ ـ تفسير الآلوسي، ج٢٦، ص٧٨ ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج١٣، ص١٥٥ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤٢، ص٢٨٥ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج٤، ص٢٩ ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص٣٢١ ـ العثمانية للجاحظ، ص٣٠٨ ـ سبل الهدي و الرشاد لالصالحي الشامي، ج١١، ص٢٩٠ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٢، ص٣٩٢ ـ النصائح الكافية لمحمد بن عقيل، ص٩٣ ـ المناقب للخوارزمي، ص٣٣٢

حاكم نيشابوري هم مي گويد اين روايت صحيح است و شرط صحيح مسلم را دارد.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٢٩

جالب اين كه در بعضي از روايات آمده است كه ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام)، شرط قبولي اعمال است.

روايت دوم:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

ولايت علي بن أبي طالب و فرزندانش، نشانه حلال زادگي است و بغض آنها هم نشانه حرام زادگي است.

فرائد السمطين للجويني، ج٢، ص٤٠ ـ أسني المطالب لإبن الجزري، ص٥٩

روايت سوم:

مرحوم علامه اميني (ره) در كتاب الغدير،جلد ٤، صفحه ٣٢١ با سند صحيح نقل مي كند از بعضي از صحابه از جابر بن عبد الله كه مي گويد:

وقتي زنان ما بچه به دنيا مي آوردند، ما در حلال زاده بودن آنها شك مي كرديم. براي اين كه بدانيم آنها پاك هستند، بدون اين كه آنها علي را بشناسند، كنار خيابان مي آورديم و علي را كه در حال عبور بود، به او نشان مي داديم. اگر او را دوست مي داشت، مي فهميديم كه حلال زاده و از نسل ماست.

اينها عبارتي است كه در كتاب هاي خودشان آمده است. ولي بنده توصيه مي كنم به دوستان، همان روايتي كه از صحيح مسلم، جلد ١، صفحه ٦١ خواندم را ملاك قرار بدهند كه حضرت علي (عليه السلام) فرمود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به من فرمود:

لا يحبني إلا مؤمن و لا يبغضني إلا منافق.

جز مؤمن، كسي مرا دوست نمي دارد و جز منافق، كسي با من دشمني نمي كند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»