سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٩٥ - بررسي حديث ثقلين ٠١

بررسي حديث ثقلين ٠١

کد مطلب: ٥٤٥٩ تاریخ انتشار: ٠٧ بهمن ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٤١٤٥ سخنراني ها » شبکه ولايت بررسي حديث ثقلين ٠١
حبل المتين ٨٩/١١/٠٧

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ  : ٠٧ / ١١ / ٨٩

آقاي محسني

. . .

استاد حسيني قزويني

. . .

مسائلي را سؤال مي كرديم و صفوان و إبن أبي عمير و ديگران هم بودند و آنها رفتند، ولي چون سؤالات من بيشتر بود و تا پاسي از شب، سؤالات من ادامه داشت. نيمه هاي شب بود كه خواستم بروم، آقا امام هشتم (عليه السلام) به من فرمود:

احمد بن أبي نصر! مي شود امشب همين جا استراحت كنيد؟ وقت گذشته است.

من هم از خدا خواسته، در منزل علي بن موسي الرضا (عليه السلام) ماندم و اين را بالاترين سعادت دانستم. امام رضا (عليه السلام) به غلامش فرمود:

در آن اتاق اختصاصي من كه هر شب در آنجا مي خوابم، رختخواب اختصاصي مرا پهن كنيد تا احمد بن أبي نصر بزنطي در آنجا استراحت كند.

احمد بن أبي نصر مي گويد:

وقتي آمدم استراحت كنم، حالتي به من دست داد و در ذهنم خطور كرد كه در منزل امام عصر و زمانم، علي بن موسي الرضا (عليه السلام) و در اتاق و رختخواب اختصاصي اش هستم و همين طور در داخل رختخواب از خوشحالي بر خودم مي باليدم و خوابم نمي برد.

در همين حال ديدم كه امام رضا (عليه السلام) در را زدند و فرمودند:

آقاي احمد بن أبي نصر بزنطي! خوابيدن در خانه امام و در رختخواب اختصاصي امام، فخر نيست؛ فخر به تقواست، «إن أكرمكم عند الله أتقاكم».

يعني آنچه كه در ذهن ما مي گذرد در ظلمت شب و در اتاق بسته و در درون رختخواب، امام (عليه السلام) به إذن الله تبارك و تعالي از آن هم آگاه است.

* * * * * * *

آقاي محسني

همان طور كه بينندگان عزيزمان هم مستحضرند، در جلسه قبل، كليپي را پخش كرديم از شبكه نور كه جناب آقاي مولوي عبد الحميد پيرامون بعضي از مباحث، مطالبي را گفتند كه حضرت عالي در آن جلسه، مطالبي را فرموديد. امشب هم مي خواهيم كليپي كوتاه را پخش كنيم كه پيرامون حديث ثقلين است:

پخش كليپ صوتي و تصويري مولوي عبد الحميد مولوي

در يك جمله آن حضرت فرمودند:

تركت فيكم الثقلين.

دو تا چيز بسيار وزين و سنگين كه براي ما گذاشته شده: كتاب الله است و سنت حضرت رسول (صلي الله عليه و سلم). ما هر چه داريم از دين اسلام، از كتاب خدا داريم و از سنت سيد المرسلين، رحمة للعالمين (صلي الله عليه و سلم) داريم.

[پايان پخش كليپ]

آقاي محسني

من از حضرت عالي مي خواهم سؤال كنم پيرامون اصل حديث ثقلين. اصل حديث ثقلين را بفرماييد كه شايد براي بعضي از بينندگان عزيز ما جديد باشد و بحث «كتاب الله و عترتي» و «كتاب الله و سنتي» را هم توضيح بفرماييد.

هم چنين اين سؤال را دارم:

آقاياني كه اين همه دَم از «كتاب الله و سنتي» مي زنند، آيا اين حديث در صحاح سته آنها هم آمده است؟

استاد حسيني قزويني

همان طور كه حضرت عالي اشاره كرديد، يكي از گلايه هاي ما از اين بزرگواران اين است كه با اين كه حديث «كتاب الله و عترتي» با سندهاي صحيح و با دلالت كاملاً گويا در معتبرترين منابع أهل سنت آمده، حتي در خود صحيح مسلم، اما اينها اصلاً در خطبه هاي نماز جمعه، سخنراني ها و صحبت هاي شان، نامي از اين حديث نمي برند؛ ولي از «كتاب الله و سنتي» بسيار ياد مي كنند و نسبت به آن خيلي حسياسيت دارند.

البته إن شاء ا... اگر خدا توفيق بدهد، در بعضي از جلسات، به حول و قوه إلهي تلاش مي كنم نسبت به «كتاب الله و عترتي» مفصل صحبت كنم. امشب مختصر توضيحي نسبت به حديث ثقلين مي دهم و إن شاء ا... در جلسه بعد، نظر تحليلي نسبت به حديث ثقلين را خواهيم داشت و خواهيم گفت كه آيا حديث ثقلين، توصيه به «كتاب خدا و عترت» است يا توصيه به «كتاب خدا و سنت»؟

در رابطه با حديث ثقلين، تقريباً نزديك به ٧ نكته وجود دارد:

١. حديث ثقلين در صحيح مسلم،

٢. تكرار حديث ثقلين در موارد متعدد،

٣. صحت حديث ثقلين نزد علماء،

٤. علماء أهل سنت و تواتر حديث ثقلين،

٥. دلالت حديث ثقلين بر امامت أهل بيت (عليهم السلام)،

٦. اقوال علماء أهل سنت در دلالت حديث ثقلين،

٧. دلالت حديث ثقلين بر وجود آقا امام زمان (عليه السلام) از زبان علماء أهل سنت.

إن شاء ا... به بينندگان عزيز قول مي دهيم در جلسه بعد نسبت به اين ٧ مورد كه به عنوان مطلع بحث بيان كرديم، إن شاء ا... بحث خواهيم كرد.

حديث «كتاب الله و سنتي» در صحاح سته؟

اما در رابطه با فرمايش حضرت عالي كه «كتاب الله و سنتي» است، حرف براي گفتن زياد است. حضرت عالي فرموديد كه آيا اين حديث در منابع أهل سنت يا صحاح سته آمده است يا خير؟

اگر بگوييم كتاب الموطأ مالك جزء صحاح سته است، (چون بعضي از علماء أهل سنت، اين كتاب را جزء صحاح سته نمي دانند و به جاي آن، سنن إبن ماجه را جزء صحاح سته مي دانند) مالك در اين كتاب، به صورت مقطوع آورده است:

عن مالك أنه بلغه.

اين حديث به مالك رسيده است.

اين كه از چه كانالي به او رسيده، معين نشده است. چون مالك متوفاي ١٧٩ هجري است، يعني ١٦٩ سال بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله).

روايت به اين شكل است:

تركت فيكم أمرين لن تضلوا ما مسكتم بهما: كتاب الله و سنة نبيه.

 

كتاب الموطأ للإمام مالك، ج٢، ص٨٩٩

اعتبار كتاب الموطأ مالك نزد أهل سنت

اما در رابطه با خود كتاب الموطأ مالك كه آيا اعتبار دارد يا خير؟ خود آقايان أهل سنت در اين زمينه اختلاف دارند. ما در اين زمينه چيزي نمي گوييم و نسبت به ائمه أهل سنت احترام مي گذاريم و هرگونه اهانت و جسارت را، مخصوصاً به بزرگان آنها مانند امام أبو حنيفه، امام مالك، امام شافعي و امام احمد بن حنبل كه نزد أهل سنت از جايگاه ويژه اي برخوردارند، محكوم مي كنيم و احترام اينها را بر خودمان لازم مي دانيم.

آقاي إبن حزم آندلسي وقتي صحبت از كتاب الموطأ مالك مي كند، مي گويد:

في الموطأ ثلاثمائة و نيف مرسلاً و فيه نيف و سبعون حديثا قد ترك مالك نفسه العمل بها و فيه أحاديث ضعيفة و هاها جمهور العلماء.

سيصد و اندي روايت مرسل در اين كتاب وجود دارد و هفتاد و اندي روايت وجود دارد كه خود مالك به آنها عمل نكرده است و در اين كتاب أحاديث ضعيفي وجود دارد كه جمهور علماء اين أحاديث را تضعيف كرده اند.

 

تنوير الحوالك للسيوطي، ص٨

آقاي ليث بن سعد مي گويد:

أحصيت علي مالك سبعين مسألة و كلها مخالفة لسنة النبي (صلي الله عليه و سلم) مما قال مالك فيها برأيه.

من ٧٠ مورد از مسائل و فتاواي مالك را در كتابش شمردم و ديدم كه مخالف با سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) است.

جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج٢، ص١٤٨ ـ أضواء البيان للشنقيطي، ج٧، ص٣٦١ ـ أضواء علي السنة المحمدية لمحمود أبو رية، ص٢٩٩

اينها نشان مي دهد كه آقايان أهل سنت نسبت به مالك اين عقيده را دارند. البته حرف هاي زيادي نسبت به مالك هست كه كاملاً روشن است.

اما در مورد سؤال بعدي شما كه گفتيد: آيا روايت «كتاب الله و سنتي» در ساير صحاح سته آمده يا خير؟ بايد بگوييم كه در صحيح بخاري اين روايت نيامده است. در صحيح مسلم هم «كتاب الله و سنتي» نيامده است؛ ولي «كتاب الله و عترتي» آمده است.

احمد بن حنبل هم مي گويد:

اگر روايتي را در كتاب من پيدا نكرديد، بدانيد كه آن روايت ضعيف است.

 

مقدمه تحقيق مسند احمد

مجموع أحاديث مسند احمد حدود ٣٠ هزار حديث است. تعبير احمد بن حنبل اين است:

إن هذا الكتاب قد جمعته و انتقيته من أكثر من سبع مئة ألف و خمسين ألفا، فما اختلف فيه المسلمون من حديث رسول الله صلي الله عليه و سلم فارجعوا إليه، فإن وجدتموه و إلا فليس بحجة.

من اين كتاب را از ٧٥٠ هزار روايت گزينش و جمع آوري كردم. در هر روايتي كه مسلمانان اختلاف داشتند، به مسند من مراجعه كنيد و اگر در آن يافتيد، تكليف روشن است و اگر در آن نيافتيد، آن روايت حجت نيست.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج١١، ص٣٢٩ ـ أضواء علي السنة المحمدية لمحمود أبو رية، ص٣٢٨

بنابراين روايت «كتاب الله و سنتي» در مسند احمد نيست و آقاي احمد بن حنبل مي گويد اين روايت حجت نيست.

حاكم نيشابوري هم در المستدرك علي الصحيحين، هر دو روايت «كتاب الله و عترتي» و «كتاب الله و سنتي» آورده است. ولي وقتي «كتاب الله و عترتي» را مي آورد، مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين.

اين روايت شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم را دارد.

 

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٠٩

و وقتي روايت «كتاب الله و سنتي» را مي آورد، مي گويد:

و ذكر الإعتصام بالسنة في هذه الخطبة غريب.

ذكر تمسك جستن به سنت در اين خطبه، غريب و ناآشناست.

 

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج١، ص٩٣

جناب متقي هندي در كنز العمال، جلد ١، صفحه ١٨٧، حديث ٩٩٥ وقتي حديث «كتاب الله و سنتي» را نقل مي كند، مي گويد:

غريب جدا عن أبي هريره.

اين روايت أبو هريره جدا روايت غريبي است.

جناب أبو منذر صامي در الزهرة العترة في حديث العترة، صفحه ٤، نشر دار الفقيه مصر مي گويد:

فلا يصح من هذه الأحاديث في الإعتصام بالسنة مع الكتاب حديث بنفسه و لا بغيره و إن ذلك غريب كما ذكره الحاكم.

در مورد حديث «كتاب الله و سنتي»، نه يك حديث صحيحي وجود دارد كه به آن اعتماد كنيم و نه به خاطر روايات ديگر مي توانيم آن را تصحيح كنيم ... .

يعني نه خود اين حديثْ صحيح است و نه با پشتوانه روايات ديگر مي توانيم آن را صحيح بدانيم.

از همه مهمتر، آقاي حسن سقّاف، از علماء بزرگ اردن و از استوانه هاي علمي أهل سنت معاصر اردن، مي گويد:

و أما حديث «تركت فيكم ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي أبدا كتاب الله و سنتي» الذي يردده الناس فيما بينهم و يقوله الخطباء علي المنابر، فحديث موضوع مكذوب، وضعه الأمويون و أتباعهم ليصرفوا الناس عن هذا الحديث الصحيح في العترة، فانتبه لذلك جدا!! و قد ذكرت جميع طرقه و بينت ما في أسانيده من الكذابين و الوضاعين في آخر كتابي «صحيح صفة صلاة النبي صلي الله عليه و آله و سلم» ص ٢٨٩.

اين حديث «كتاب الله و سنتي» كه مردم بين خودشان ذكر مي كنند و خطيبان هم بر بالاي منابر اين حديث را مي گويند، حديثي جعلي و دروغين است و أمويون و پيروان شان آن را جعل كرده اند تا مردم را از حديث صحيح «كتاب الله و عترتي» منصرف كنند. پس جداً در اين مورد متوجه و آگاه باش!

 

صحيح شرح العقيدة الطحاوية لحسن بن علي السقاف، ص١٧٨

پس فرمايش جناب حسن سقاف اين است كه روايت «كتاب الله و سنتي»، جعلي و ساختگي و دروغين است و بني أميه آن را جعل كرده اند تا مردم را از حديث «كتاب الله و عترتي» منصرف كنند.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا كتاب الموطأ مالك از ديدگاه همه أهل سنت مورد تائيد است يا خير؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه و بعضي ديگر از قضايا، إن شاء ا... به حول و قوه إلهي خدمت بينندگان صحبت مي كنيم و قبلاً هم در اين مورد صحبت داشته ايم. مثلاً نسبت به جناب مالك، در سير أعلام النبلاء ذهبي، جلد ٨، صفحه ٧٧ اين تعبير آمده است كه از هيثم بن جميل نقل مي كند و مي گويد:

سمعت مالكا سئل عن ثمان و أربعين مسألة، فأجاب في إثنتين و ثلاثين منها ب "لا أدري".

شنيدم كه ٤٨ مسئله از مالك سؤال كردند و در جواب ٣٢ سؤال گفت: نمي دانم.

در همان صفحه از خادم بن خداش نقل مي كند:

قدمت علي مالك بأربعين مسألة، فما أجابني منها إلا في خمس مسائل.

٤٠ مسئله را از مالك سؤال كردم و فقط ٥ مسئله را توانست جواب داد.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٨، ص٧٧ ـ الإنتقاء في فضائل الثلاثة الأئمة الفقهاء لإبن عبد البر، ص٣٨

جناب خطيب بغدادي در تاريخ بغداد، جلد ١٠، صفحه ٢٣٩ مي گويد:

أن مالكا عابه جماعة من أهل العلم في زمانه.

تعدادي از علماء أهل سنت معاصر مالك، او را عيب جويي مي كردند و نقص بر او وارد مي كردند.

تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٢٤، ص٤١٥ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٧، ص٣٨

حتي إبن عبد البر در جامع بيان العلم و فضله، جلد ٢، صفحه ١٦٠ مي گويد:

و قد تكلم ابن أبي دؤيب في مالك بن أنس بكلام فيه جفاء و خشونة كرهت ذكره.

إبن أبي دؤيب (از بزرگان و موثقين أهل سنت) نسبت به مالك بن أنس، كلامي را گفته كه توأم با جفا و خشونت بود و من دوست ندارم آن را ذكر كنم.

هم چنين سعد بن ابراهيم كه قاضي مدينه بود و در صحاح سته، بخاري و مسلم و ديگران از او نقل روايت كرده اند، مي گويد:

و إنما ترك مالك الرواية عنه، لأنه تكلم في نسب مالك.

مالك در موطأ خود، از سعد بن ابراهيم روايتي را نقل نكرده است؛ زيرا او درباره نَسَب (حلال زادگي يا حرام زادگي) مالك سخن گفته است.

 

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٣، ص٤٠٤

آقايان توجه داشته باشند كه اين روايت در كتاب هاي شيعه نيست و كتاب هاي شيعه نسبت به ائمه أهل سنت با احترام برخورد كرده اند.

ـ من عذر مي خواهم از آقايان مالكي مذهب، گرچه بعضي از مالكي ها اين را به عنوان فضيلت براي مالك مي دانند ـ مادر مالك، ٣ سال مالك را در رحم خود نگه داشته بود. يعني دوران ماندن جناب مالك در رحم مادرش، ٣ سال بوده است.

 

العبر في خبر من غبر للذهبي، ج١، ص٢٧٢ ـ ترتيب المدارك، ج١، ص١١١

آقاي قرطبي كه مالكي مذهب است، مي گويد:

مالك أنه حمل به في بطن أمه سنتين و قيل: ثلاث سنين.

آنچه كه قطعي است، ايشان ٢ سال در رحم مادرش ماند، ولي ٣ سال هم گفته شده است.

 

تفسير القرطبي، ج٩، ص٢٨٨

البته آقايان حنفي ها معتقدند:

جناب مالك به دليل اين كه امام أبو حنيفه در قيد حيات بود، در رحم مادر بود؛ چون ايشان از أبو حنيفه خجالت مي كشيد قدم بر عرصه گيتي بگذارد و منتظر ماند تا أبو حنيفه از دنيا برود و تشريف بياورد. علت اين كه ٢ يا ٣ سال در رحم مادرش بود، احترام به امام أبو حنيفه بود.

اگر واقعاً اين درست باشد، بايد آقايان احناف نسبت به جناب مالك ارادت ويژه اي داشته باشند كه به أبو حنيفه احترام گذاشته است.

جالب اين است كه آقايان از مالك نقل مي كنند كه از او سؤال كردند:

يك بچه تا چه مدتي مي تواند در رحم مادر توقف كند؟

ايشان گفت:

تا ٧ سال مي تواند در رحم مادر بماند.

اين كه بر مادر بيچاره در اين ٧ سال چه مي گذرد، ما نمي دانيم.

آقاي إبن حزم در المحلي، جلد ١٠، صفحه ٣١٧ مي گويد:

ذهب المالك إلي أن أقصي مدة الحمل سبع سنين.

مالك اعتقاد دارد كه بيشترين مدت حمل، ٧ سال است.

يعني اگر زني از شوهرش طلاق گرفت يا شوهرش مرد و بعد از ٧ سال، اين زن فرزندي به دنيا آورد، اين فرزند متعلق به آن شوهري است كه ٧ سال قبل از دنيا رفته است.

جالب اين است كه در كتاب الأحوال الشخصية آقاي محمد محي الدين از بزرگان دانشگاه الأزهر، صفحه ٤٧٤ مي گويد:

زنان فاسدي در مصر بودند كه وقتي فرزندان نامشروع خود را به دنيا مي آوردند، آنها را به اشخاص ثروتمندي كه مرده بودند، نسبت مي دادند و مثلاً مي گفتند ما زن فلان مردي هستيم كه ٦، ٧ سال قبل از دنيا رفته است و در آن موقع هم دفتر ثبت ازدواج هم نبود و ٢ شاهد از هم نوعان خودشان درست مي كردند و از اين طريق، اموال انبوهي را از آن افراد تصاحب مي كردند.

با اين كه در قرآن آمده است:

وَ حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا

مدت حمل و مدت شيرخوارگي، ٣٠ ماه است.

 

سوره أحقاف/آيه١٥

يعني حدأقل مدت حمل ٦ ماه است و حدأكثر ٩ ماه است و طول مدت شيرخوارگي ٢ سال كامل است:

وَ الْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ

 

سوره بقره/آيه٢٣٣

در همين كتاب الأحوال الشخصية آمده است:

تا اين كه آمدند در محاكم قضايي، قانون شماره ٢٥ را در سال ١٩٢٩ ميلادي تصويب كردند و در ماده ١٥ آورده اند:

حدأكثر مدت حمل، ٩ ماه تا يك سال است.

يعني مطابق با فقه شيعه اماميه و فقه امام صادق (عليه السلام).

* * * * * * *

آقاي محسني

در حديث ثقلين كه اصل حديث «كتاب الله و عترتي» است و آقايان أهل سنت به حديث «كتاب الله و سنتي» تكيه مي كنند، فرموديد كه در بين صحاح سته اگر كتاب الموطأ مالك را جزء صحاح سته بدانيم، حديث «كتاب الله و سنتي» فقط در اين كتاب آمده است.

سؤال اينجاست:

آيا حديث «كتاب الله و سنتي» با سند ديگري در كتاب هاي معتبر أهل سنت آمده است؟

هم چنين آيا در ٥ كتاب ديگر صحاح سته، غير از المستدرك علي الصحيحين حاكم نيشابوري بحث «كتاب الله و سنتي» آمده است يا خير؟

استاد حسيني قزويني

المستدرك علي الصحيحين آقاي حاكم نيشابوري جزء صحاح سته نيست. هم چنين در هيچ يك از كتاب هاي صحيح بخاري، صحيح مسلم، سنن نسائي و سنن إبن داود و سنن إبن ماجه حديث «كتاب الله و سنتي» نيامده است. ولي حديث «كتاب الله و عترتي» در غير از صحيح بخاري، در سنن نسائي و سنن أبو داود آمده است.

در كتاب هاي ديگري مانند المستدرك علي الصحيحين حاكم نيشابوري، هم «كتاب الله و سنتي» آمده است و هم «كتاب الله و عترتي». هم چنين عرض كرديم كه وقتي حديث «كتاب الله و عترتي» را مي آورد، مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين.

اين روايت شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم را دارد.

 

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج٣، ص١٠٩

و وقتي حديث «كتاب الله و سنتي» را مي آورد، مي گويد:

و ذكر الإعتصام بالسنة في هذه الخطبة غريب.

ذكر تمسك جستن به سنت در اين خطبه، غريب و نا آشناست.

 

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج١، ص٩٣

مضافاً كه در خود كتاب المستدرك علي الصحيحين وقتي اين بحث را مطرح مي كند، اين تعبير را مي آورد:

إني قد تركت فيكم ما إن إعتصمتم به فلن تضلوا أبداً كتاب الله و سنة نبيه (صلي الله عليه و آله).

سند اين روايت هم مشخص است:

(حدثنا) أبو بكر أحمد بن إسحاق الفقيه أنبأ العباس بن الفضل الأسفاطي ثنا إسماعيل بن أبي أويس (و أخبرني) إسماعيل بن محمد بن الفضل الشعراني ثنا جدي ثنا إبن أبي أويس حدثني أبي عن ثور بن زيد الديلي عن عكرمة عن إبن عباس.

بررسي سندي حديث «كتاب الله و سنتي» در المستدرك علي الصحيحين

١. اسماعيل بن أبي أويس

در سند اين روايت، آقاي اسماعيل بن أبي أويس هست و آقاي نسائي در مورد او مي گويد:

ضعيف.

 

الضعفاء و المتروكون، ص١٤

آقاي مروزي هم مي گويد:

كذاب.

 

ميزان الإعتدال للذهبي، ج١، ص٢٢٣

آقاي إبن حزم مي گويد:

كان يضع الحديث.

كار او جعل حديث بود.

 

المحلي لإبن حزم، ج١١، ص٧٨ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج١، ص٢٧٢

يحيي بن معين كه از استوانه هاي رجالي و از بنيان گزاران رجال أهل سنت است، مي گويد:

أبو أويس و أبنه ضعيفان.

أبو اويس و فرزندش اسماعيل ضعيف هستند.

تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٣، ص١٢٧ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٥، ص٢٤٦

هم چنين إبن معين در جايي ديگر مي گويد:

إبن أبي اويس يسوي فلسين.

إبن أبي اويس ٢ قران مي ارزد.

ميزان الإعتدال للذهبي، ج١، ص٢٢٣

٢. أبو هريره

هم چنين اين روايت به أبو هريره مي رسد. ما در رابطه با أبو هريره اختلاف نظر زيادي با آقايان أهل سنت داريم. ما روايات أبو هريره را به هيچ وجه حجت نمي دانيم و به روايتي كه در سندش أبو هريره باشد، علماء ما به هيچ وجه عمل نمي كنند. از خود آقايان أهل سنت هم آقاي إبن قتيبه دينوري در كتاب تأويل مختلف الحديث كه از كتاب هاي معتبر أهل سنت است، جلد ١، صفحه ٢٧ از يكي از بزرگان نقل مي كند و مي گويد:

أكذبه عمر و عثمان و علي و عايشة.

عمر و عثمان و علي و عايشه، أبو هريره را دروغ گو مي دانستند.

اگر اين آقايان به كتاب تأويل مختلف الحديث إبن قتيبه ايراد مي گيرند و براي آن ارزش زيادي قائل نيستند، من روايتي را از صحيح بخاري مي آورم تا إن شاء ا... بينندگان عزيز أهل سنت و وهابيت اگر عرض ما را مي شنوند، به اين عرض ما جواب بدهند:

آقاي بخاري، روايتي مفصل از أبو هريره مي آورد:

قال النبي (صلي الله عليه و سلم) أفضل الصدقة ما ترك غني و اليد العليا خير من اليد السفلي و ابدأ بمن تعول المرأة، إما أن تطعمني و إما أن تطلقني و يقول العبد أطعمني و استعملني و يقول الابن أطعمني إلي من تدعني، فقالوا: يا أبا هريرة! سمعت هذا من رسول الله (صلي الله عليه و سلم)؟ قال: لا، هذا من كيس أبي هريرة.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: برترين صدقه، صدقه اي است كه ثروتمندان از خودشان به يادگار بگذارند و دست بالا بهتر از دست پايين است و ... . به أبو هريره گفتند: اي أبو هريره! آيا اين را از خود رسول الله (صلي الله عليه و سلم) شنيدي؟! گفت: نه، اين از كيسه أبو هريره است.

 

صحيح البخاري، ج٦، ص١٩٠

خوشبختانه يا متأسفانه، اين روايت در صحيح بخاري كه بعد از قرآن، أصح الكتب است، نقل شده است و أبو هريره در إبتداء مي گويد كه اين روايت را پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است و وقتي از او سؤال مي كنند كه آيا اين روايت را پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است، مي گويد نه، اين از كيسه خودم است.

من اين سؤال را دارم:

يك فردي كه حرف خودش را از كيسه خودش درمي آورد و به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نسبت مي دهد و وقتي از او سؤال مي كنند، خودش اعتراف مي كند كه اين را پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نگفته است و از كيسه خودم بوده، آيا با اين وضع مي توان روايات أبو هريره را قبول كرد به عنوان فردي كه حدود ٥ هزار و ٧٠٠ روايت از او نقل شده است؟!

٣. عكرمة

آقاي عكرمه، غلام إبن عباس بود و در دروغ گويي ضرب المثل بود. اين را ما نمي گوييم، بلكه خود آقايان أهل سنت مي گويند.

آقاي ذهبي در سير أعلام النبلاء، جلد ٥، صفحه ٢٣ مي گويد:

دخلت علي علي بن عبد الله بن عباس و عكرمة مقيد علي باب الحش، قال: قلت: ما لهذا كذا، قال: إنه يكذب علي أبي.

پسر إبن عباس، عكرمه را بر درب يك باغي بسته بود و از او سؤال كردم: چرا اين كار را مي كني؟ گفت: او بر پدرم دروغ مي بندد.

ميزان الإعتدال للذهبي، ج٣، ص٩٤ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٢٠، ص٢٨٠ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٧، ص٢٣٨ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤١، ص١١٣

آقاي عبد الله بن عمر به نافع (غلام يا شاگردش) مي گويد:

لا تكذب علي، كما كذب عكرمة علي إبن عباس.

بر من دروغ مبند، همان طور كه عكرمه بر إبن عباس دروغ مي بست.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج٧، ص٢٣٧ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٧، ص١٧٨ ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج١، ص٨ ـ الاستذكار لإبن عبد البر، ج٣، ص٢٧٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤١، ص١٠٧ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج٢٠، ص٢٧٩ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٥، ص٢٢

آقاي سعيد بن مسيب هم به غلامش مي گويد:

لا تكذب علي، كما كذب عكرمة علي إبن عباس.

بر من دروغ مبند، همان طور كه عكرمه بر إبن عباس دروغ مي بست.

تاريخ الإسلام للذهبي، ج٧، ص١٧٨ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج٣، ص٩٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج٤١، ص١٠٩ ـ مقدمة فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ص٤٢٥ ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج٢٠، ص٤٠

آقاي عكرمه در دروغ گويي ضرب المثل بوده است.

بعضي از اين بزرگواران أهل سنت، عكرمه را بزرگ كرده اند يا بعضي از علماء شيعه (كه معلوم نيست به چه انگيزه اي اين كار را مي كنند و گاهي مي خواهند ايجاد وحدت كنند، ولي چوب حرّاج به تراث شيعه مي زنند) او را بزرگ كرده اند. ما وحدت را قبول داريم و كسي كه منكر وحدت باشد، منكر قرآن است و قرآن مي فرمايد:

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا

سوره آل عمران/آيه١٠٣

بزرگ ترين دغدغه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) وحدت بود و دغدغه أمير المؤمنين (عليه السلام) وحدت بود و ائمه (عليهم السلام) هم روي مسئله وحدت حساس بودند. ولي معناي وحدت اين نيست كه ما بياييم مانند آن شخص كه در مجله نهج البلاغه، شماره ٤ و ٥ گفته بود:

اگر بخواهيم وحدت را برقرار كنيم، بايد دنبال اين باشيم كه مشروعيت شيخين را اثبات كنيم. من به حوزه هاي علميه توصيه مي كنم تا بروند دنبال دليل بگردند كه خلافت شيخين مشروع بوده است.

حوزه هاي علميه هم تو دهني به او زدند و همه آقايان، حتي من هم ردّيه اي بر او نوشتيم و من هم ردّيه ام را در مجله نهج البلاغه، شماره ٦ چاپ كردم و در سايت هم اين ردّ يه را گذاشته ايم با عنوان سخني با واعظ زاده خراساني.

هم چنين ايشان مي گويد:

اگر بخواهيم وحدت را برقرار كنيم، بايد از منصوص الخلافة بودن حضرت علي (عليه السلام) صرف نظر كنيم.

در اين صورت، چه چيزي براي شيعه مي ماند؟! چون شيعه در طول تاريخ با منصوص الخلافة بودن حضرت علي (عليه السلام) شناخته شده است. اگر از شيعيان سراسر جهان، از پير و جوان، زن و مرد، عالم و عادي، سؤال كنيد كه شاخصه شيعه بودن چيست؟ مي گويند: «شيعه كسي است كه معتقد است علي بن أبي طالب (عليه السلام) خليفه منصوص و بلا فصل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است». اگر ما از اين عقيده دست برداريم، شيعه اي نمي ماند. بعضي وقت ها اين آقايان چوب حراج به آثار و فرهنگ شيعه مي زنند، به بهانه اين كه وحدت برقرار كنند. اينها با اين كارشان خودشان را رسوا مي كنند. مرحوم شهيد مطهري (ره) و بزرگان ما و مراجع عظام تقليد ما در اين زمينه سخن ها گفته اند.

بحث وحدت يك چيز است و بحث اين كه به شيعه يا سني بگوييم از عقيده ات دست بردار، بحث ديگري است و اين امكان پذير نيست. ما شيعيان در تمام حوزه هاي اعتقادي با أهل سنت اختلاف داريم؛ در مسئله توحيد، نبوت، امامت، معاد، فقه، تاريخ و اخلاق. ولي ما بايد تلاش كنيم تا اختلافات را تقليل بدهيم و تا اندازه اي كه امكان پذير است، به حدأقل برسانيم. با وجود اين اختلافات، درگيري هايي ايجاد مي شود و بايد تلاش كنيم اين درگيري ها نباشد. از اين اختلافي كه مايه سبّ، شتم، خونريزي، ترور و آدم كشي است، بايد جلوگيري كرد. ما منكر اختلافات نيستيم، ولي اين اختلافات نبايد باعث شود تا من بيايم در اينجا و پشت تريبون بنشينم و شروع كنم به فحش دادن به أهل سنت و وهابيت و آنها هم بروند در پشت تريبون بنشينند و به شيعيان فحش بدهند. اينها مانع وحدت است و كساني كه اين كار را مي كنند، من احساس مي كنم كه قرآن و روايات ائمه (عليهم السلام) را درك نكرده اند و نظر فقهاء و مراجع عظام تقليد را توجه نمي كنند.

* * * * * * *

آقاي محسني

اين آقاياني كه دم از سنت مي زنند و مي گويند «كتاب الله و سنتي»، مگر نه اين است كه اولين مخالفت ها با سنت، توسط خود خلفاء صورت گرفته است؟ در اين مورد هم مقداري توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

جناب آقاي محسني! شما ما را روي خط قرمز و ميدان مين مي بريد.

مخالفت خلفاء با سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

١. مخالفت هاي أبو بكر

الف) آتش زدن روايات رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)

آقاي ذهبي از استوانه هاي علمي أهل سنت، در كتاب تذكرة الحفاظ، جلد ١، صفحه ٥ به نقل از عايشه مي گويد:

جمع أبي الحديث عن رسول الله صلي الله عليه و سلم و كانت خمسمائة حديث، فبات ليلته يتقلب كثيرا، قالت: فغمني فقلت: أتتقلب لشكوي أو لشئ بلغك؟ فلما أصبح قال: أي بنية! هلمي الأحاديث التي عندك، فجئته بها، فدعا بنار فحرقها.

پدرم تمام أحاديث رسول الله (صلي الله عليه و سلم) را جمع كرد و مجموعا ٥٠٠ حديث شد و شب شد و هنگام خواب از اين طرف به آن طرف مي غلطيد. ناراحت شدم و از او علت را جويا شدم. وقتي صبح شد، گفت: اي دخترم! آن احاديثي را كه نزد توست بياور. عايشه مي گويد: آنها را آوردم و آتشي از من خواست و تمامش را سوزاند.

شما مي گوييد «كتاب الله و سنتي»، ولي اولين مخالف سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، جناب أبو بكر است و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را مي سوزاند.

ب) ممانعت از نقل حديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

آقاي ذهبي مي گويد:

إن الصديق جمع الناس بعد وفاة نبيهم، فقال: إنكم تحدثون عن رسول الله صلي الله عليه و سلم أحاديث تختلفون فيها و الناس بعدكم أشد اختلافا، فلا تحدثوا عن رسول الله شيئا، فمن سألكم فقولوا: بيننا و بينكم كتاب الله، فاستحلوا حلاله و حرموا حرامه.

أبو بكر بعد از وفات پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مردم را جمع كرد و گفت:

شما احاديثي را از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نقل مي كنيد و با هم اختلاف مي كنيد و مردم بعد از شما هم بيشتر از شما، با يكديگر اختلاف خواهند داشت. پس از اين به بعد هيچ حديثي را از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نقل نكنيد و هر كس از شما سؤالي از سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) پرسيد، بگوييد: ميان ما و شما، كتاب خدا هست و حلالش را حلال و حرامش را حرام بدانيد.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج١، ص٢

آقاي ذهبي اين حديث را به عنوان يك مسئله قطعي و مفروغ عنه نقل مي كند.

جناب مولوي عبد الحميد مي گويد:

آن آقاياني كه مي گويند فقط كتاب خدا بس است، اينها افكار نادرست و شيطاني دارند. خير، در كتاب خدا حتي ركعات نماز و مسائل زكات و حج نيست.

ما هم مي گوييم كه خود أبو بكر مي گويد:

 

فلا تحدثوا عن رسول الله شيئا، فمن سألكم فقولوا: بيننا و بينكم كتاب الله، فاستحلوا حلاله و حرموا حرامه.

پس از اين به بعد هيچ حديثي را از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نقل نكنيد و هر كس از شما سؤالي از سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) پرسيد، بگوييد: ميان ما و شما، كتاب خدا هست و حلالش را حلال و حرامش را حرام بدانيد.

٢. مخالفت هاي عمر بن خطاب

الف) آتش زدن روايات رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)

راوي مي گويد:

إن الأحاديث كثرت علي عهد عمر، فناشد الناس أن يأتوه بها، فلما أتوه بها، أمر بتحريقها.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج٥، ص٥٩ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج٧، ص٢٢٠ ـ الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج٥، ص١٨٨

با اين كه أبو بكر، أحاديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را سوزانده بوده و از نقل أحاديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ممانعت كرده بود، باز هم در زمان عمر، روايات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در دست مردم زياد شده بود. عمر بن خطاب مردم را قسم داد كه هر كسي حديثي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دارد، نزد او ببرند. وقتي مردم روايات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را آوردند، عمر بن خطاب دستور به آتش زدن آن روايات داد.

ب) ممانعت از نقل أحاديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

إن عمر بن الخطاب أراد أن يكتب السنة ثم بدا له أن لا يكتبها، ثم كتب في الأمصار من كان عنده شيء فليمحه.

عمر بن خطاب ابتداء تصميم گرفته بود سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را بنويسد، سپس بدا حاصل شد و آنها را ننوشت و بعد هم بخش نامه اي به تمام شهرها نوشت كه نزد هر كسي از اين أحاديث وجود دارد، آنها را از بين ببرد.

تقييد العلم للخطيب بغدادي، ج١، ص٥٣ ـ جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج١، ص٦٥ ـ أضواء علي السنة المحمدية لمحمود أبو رية، ص٤٧

ج) ممانعت از نوشتن أحاديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

در اينجا هم خيلي واضح و روشن است. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وصيت نامه مي نوشت، فرمود:

إئتوني بكتاب أكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده، قال عمر: إن النبي صلي الله عليه و سلم غلبه الوجع و عندنا كتاب الله حسبنا.

كتابي براي من بياوريد تا چيزي را براي شما بنويسم كه هرگز گمراه نشويد. عمر گفت: درد بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) غلبه كرده است و كتاب خدا نزد ماست و همان براي ما كفايت مي كند.

صحيح البخاري، ج١، ص٣٦ و ج٥، ص١٣٧ و ج٧، ص٩ و ج٨، ص١٦١ ـ صحيح مسلم، ج٥، ص٧٦

آيا از اين بهتر؟! عمر بن خطاب مي گويد ما احتياجي به نوشتن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نداريم! نمي گويد كه چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مريض است و وصيت نامه نوشتن سخت است و من دلم سوخت و از اين كار منع كردم. بعضي از اين آقايان در شبكه نور حرف هايي مي زنند كه من نمي دانم آيا خود اين آقايان به اين افسانه سرايي ها معتقد هستند؟!

* * * * * * *

آقاي محسني

وقتي عمر در همين جا مي گويد «حسبنا كتاب الله» و تنها كتاب خدا را مي گويد و سنت و عترت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را نمي گويد، او هم سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ترك مي كند.

استاد حسيني قزويني

بله، اين روايت در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است. همين كه مي گويد «حسبنا كتاب الله» نشان دهنده اين موضوع است. عمر بن خطاب نگفت كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مريض است و دلم به حال پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي سوزد و نامه نوشتن در حال مريضي سخت است. مگر نامه نوشتن چقدر زحمت دارد؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي خواست خودش نامه بنويسد. شيعه و سني معتقدند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) «أُمي» بوده است، نه اين كه بي سواد بوده است. چون بعضي از بي سوادها، كلمه «أُمي» را به بي سوادي معني مي كنند. خير، بلكه به اين معني است كه مدرسه نرفته بود؛ وگرنه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) علم لدنّي داشته است. نامه هايي را كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي سلاطين و أمراء و رؤساي قبائل مي نوشت، چگونه بود؟ يك كاتبي داشت كه مي آمد مي نوشت و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم مهر مي زد. آيا مهر زدن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين قدر مشكل بود كه اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در آن حال مريضي اش يك مهر بردارد، آسمان خراب مي شد و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به زحمت مي افتاد؟! يك حرف هايي بزنيد كه فرداي قيامت بتوانيد جواب بدهيد. اگر در قيامت هم جواب نداريد، به تعبير امام حسين (عليه السلام):

إن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد، فكونوا أحرارا في دنياكم هذه.

اگر دين نداريد و از روز معاد نمي ترسيد، حدأقل در اين دنياي تان آزاده باشيد.

كتاب الفتوح لأحمد بن أعثم الكوفي، ج٥، ص١١٧ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج٤، ص٧٦ ـ مطالب السؤول في مناقب آل الرسول لمحمد بن طلحة الشافعي، ص٤٠٢ ـ اللهوف في قتلي الطفوف السيد إبن طاووس، ص٧١

حدأقل اين روايت را براي مردم بخوانيد و بعد بگوييد اينها دل سوزي كردند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مريض بود و اگر مي خواست نامه بنويسد، موجب زحمت او مي شد. اين زحمت است يا اين كه نسبت هذيان به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بدهند؟! اينجا كه جناب عمر مي گويد «حسبنا كتاب الله» يعني چه؟ «و عندكم القرآن» يعني چه؟ بحث اين كه ما زحمت به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بدهيم نيست، بلكه مي گويد ما نيازي به سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نداريم! «حسبنا كتاب الله». همين آقايان شبكه نور، اميدواريم اين گفتار «حسبنا كتاب الله» آقاي عمر بن خطاب را كه خط بطلان بر سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي كشد، توضيح بدهند. اگر واقعاً حرف اينها دل سوزي بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود، چرا إبن عباس گريه مي كرد و قطرات اشكش جاري بود و مي گفت:

إن الرزية كل الرزية ما حال بين رسول الله (صلي الله عليه و سلم) وبين أن يكتب لهم ذلك الكتاب من إختلافهم و لغطهم.

تمام مصيبت هاي مسلمانان از آن روزي آغاز شد كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مي خواست چيزي را بنويسند و نگذاشتند بنويسد، به خاطر اختلاف و درگيري هايي كه داشتند.

صحيح البخاري، ج٥، ص١٣٨ و ج٧، ص٩ و ج٨، ص١٦١ ـ صحيح مسلم، ج٥، ص٧٦

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چه مي خواست بنويسد؟ چيزي را مي خواست بنويسد كه براي هميشه مردم را از گمراهي بيمه كند. ولي به خاطر اختلافات و درگيري هايي كه داشتند، نگذاشتند بنويسد و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

قوموا عني.

از خانه من برويد بيرون.

آيا اين بهتر شد؟ يعني آيا دل شان به حال پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي سوخت؟ پيامبري كه مفتخر است به:

وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ

سوره قلم/آيه٤

مردم را از خانه اش بيرون مي كند!

مي گويند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين وصيت نامه را مي خواست در روز پنجشنبه بنويسد و تا روز دوشنبه هم زنده بود، پس چرا در آن روزها ننوشتند؟ إبن عباس هم بعد از آن ماجرا گفت:

اجازه مي دهيد بنويسيم؟

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

بعد ما قال الرجل؟

بعد از اين كه آن مرد مرا متهم كرد به هذيان گفتن؟

بر فرض هم مي نوشت، چه ارزشي داشت؟ مي گفتند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هذيان مي گفت. نوشتن آن وصيت نامه، ديگر چه فايده اي داشت؟

در يكي از خطبه هاي نماز جمعه (در سال قبل يا ٢ سال قبل) جناب مولوي عبد الحميد گفت:

در كتاب تاريخ بخاري آمده كه بعد از اين كه جمعيت رفتند، علي بن أبي طالب رفت و كاغذ و قلمي آورد و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) اين نامه را نوشت و نگاه نكردند كه اين نامه چه بود.

شما هر سال، ختم صحيح بخاري داريد، نه ختم تاريخ بخاري. مضافاً كه جناب خليفه دوم در اينجا صراحت دارد:

إن النبي صلي الله عليه و سلم غلبه الوجع.

بيماري بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) غلبه كرده است و هذيان مي گويد.

حتي در جايي كه آمده است:

إن الرجل ليهجر.

مي گويند خود عمر اين را گفته است، نه كسي ديگر. ايشان مي گويد:

حسبنا كتاب الله.

يعني نيازي به سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نداريم.

جناب مولوي عبد الحميد! شما كه چند شب پيش در شبكه نور مي گفتيد هر كسي بگويد «حسبنا كتاب الله» چنين و چنان است و درباره قائلين «حسبنا كتاب الله» خيلي مذمت مي كرديد، اي كاش حضرت عالي مي فرموديد كه جناب عمر است كه مي گويد «حسبنا كتاب الله» و نظرتان را نسبت به ايشان مي گفتيد.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا اين جمله «لن تضلوا بعده ابدا» در غير از حديث ثقلين هم از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل شده است يا خير؟

چون من خودم جستجو كردم و در غير از حديث ثقلين اين عبارت را نديدم. من اين عبارت را «بيمه نامه اسلامي» از طرف رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) براي امتش مي دانم.

استاد حسيني قزويني

اين عبارت فقط در حديث ثقلين و حديث قرطاس هست. پس معلوم است كه حديث قرطاس، همان حديث ثقلين است.

خود إبن حجر عسقلاني و نووي، حتي قسطلاني در إرشاد الساري شرح صحيح البخاري مي گويد:

أراد أن يعين علي اسامي الخلفاء بعده حتي لا يقع بينهم الإختلاف.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مي خواست اسامي خلفاء بعدش را معين كند تا ميان مردم اختلاف نيفتد.

إرشاد الساري شرح صحيح البخاري للقسطلاني ـ فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج١، ص١٨٦ ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج٢، ص١٧١

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

اين آيه قرآن كه مي فرمايد:

وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلَي عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

 

سوره توبه/آيه١٠٥

در تفاسير نوشته است كه حرف «سين» در «فَسَيَرَي» را سين استقبال توصيف كرده اند و در تمام ترجمه ها، مخصوصا ترجمه حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي نوشته اند «به زودي». بعضي جاها تعبير كرده اند از «به زودي»، كه همان دوشنبه ها يا پنج شنبه ها هست. ولي در آيه:

كَلَّا سَيَعْلَمُونَ / ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ

 

سوره نبأ/آيه٥

اين حرف «سين» به عنوان قيامت است و قيامت هم هنوز نيامده است. اين حرف سين استقبال به عنوان دور و آينده است و الآن نيست كه ببينند.

معمولا اين گونه تفسير كرده اند كه «جزاي عمل خود را در روز قيامت، خدا و رسولش و مؤمنين مي بينند». در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ١ :

خير، حرف «فاء» در «فَسَيَرَي» فاء تفريع است و نتيجه مي گيرد. كلمه سين يعني بلا فاصله و به دنبال عمل، خداوند و رسولش و مؤمنين، اعمال شما را خواهند ديد. دليل بر اين كه مربوط به دنيا هست، اين است كه بلا فاصله قرآن مي فرمايد:

وَ سَتُرَدُّونَ إِلَي عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

به زودي شما را به سوي داناي غيب و شهود مي برند و خدا شما را از اعمالي كه در دنيا مي كرديد، خبر مي دهد.

مرحوم علامه طباطبائي (ره) در الميزان في تفسير القرآن، جلد ٩، صفحه ٣٧٩ مي فرمايد اين كه خداوند و رسولش و مؤمنين شاهد اعمال هستند، براي دنيا است و ارتباطي به آخرت ندارد و ذيل آيه براي آخرت است.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

١. در صحيح بخاري آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به ١٢ جانشين و امام اشاره كرده است. لطفاً آدرس اين حديث را اشاره بفرماييد.

٢. در جنگ جمل، حضرت علي (عليه السلام) مي گويد «وقتي خيلي به عايشه احترام داشتم، به خاطر اين كه عايشه از شتر راحت پياده شود، هر ٤ پاي شتر را راحت قطع كردم تا عايشه اذيت نشود». در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٢ :

١. در كتاب صحيح بخاري، جلد ٨، صفحه ١٢٧، كتاب الأحكام، باب الإستخلاف از جابر بن سمره نقل شده است كه مي گويد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شنيدم كه فرمود:

يكون إثنا عشر أميراً، فقال كلمة لم أسمعها، فقال أبي: أنه قال: كلهم من قريش.

در صحيح مسلم، جلد ٦، صفحه ٣ آمده است:

إن هذا الامر لا ينقضي حتي يمضي فيهم إثنا عشر خليفة.

اما در مورد اسامي ائمه (عليهم السلام) در كتب أهل سنت، جناب موفق بن احمد بن خوارزمي كه از علماء بزرگ أهل سنت است و از او به امام و أخطب الخطباء تعبير مي كنند و خود ذهبي و ديگران از او تجليل مي كنند، نقل مي كند از أبي سليمان ـ چوپان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ـ كه مي گويد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شنيدم:

وقتي مرا به معراج بردند، خداوند به من فرمود:

أنظر إلي يمين العرش.

به سمت راست عرش نگاه كن:

فنظرت، فإذا علي و فاطمة و الحسن و الحسين و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و الحسن بن علي و محمد المهدي بن الحسن كأنه كوكب دري بينهم و قال: يا محمد! هؤلاء حججي علي عبادي و هم أوصياؤك و المهدي منهم، الثائر من قاتل عترتك و عزتي و جلالي إنه المنتقم من أعدائي و الممد لأوليائي.

من هم ديدم كه علي و فاطمة و حسن و حسين و علي بن حسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي بودند و محمد مهدي بن حسن همانند ستاره اي درخشان در ميان اينها بود. خداوند فرمود: اي محمد! اين افرادي كه مي بيني، حجت هاي من بر بندگان من هستند و أوصياء تو هستند و مهدي هم از اينهاست و از قاتل عترت تو انتقام مي گيرد و به عزت جلالم سوگند! او انتقام گيرنده از دشمنان من است و ادامه دهنده أولياء من است.

 

مقتل الحسين للخوارزمي، ص٩٥، ح٢٠٣ ـ فرائد السمطين للجويني، ج٢، ص٣١٩، ح٥٧١ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٣، ص٣٨١

آقاي جويني كه استاد ذهبي است و از او به الإمام الأوحد تعبير مي كند، در فرائد السمطين نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إن وصيي علي بن أبي طالب و بعده سبطاي الحسن و الحسين، تتلوه تسعة أئمة من صلب الحسين. قال: يا محمد! فسمهم لي، قال: إذا مضي الحسين فابنه علي، فإذا مضي علي فابنه محمد، فإذا مضي محمد فابنه جعفر، فإذا مضي جعفر فابنه موسي، فإذا مضي موسي فابنه علي، فإذا مضي علي فابنه محمد، فإذا مضي محمد فابنه علي، فإذا مضي علي فابنه الحسن، فإذا مضي الحسن فابنه الحجة محمد المهدي، فهؤلاء إثنا عشر.

علي بن أبي طالب وصي من است و بعد از او هم ٢ فرزند من حسن و حسين وصي من هستند و بعد از حسين هم ٩ امام از نسل حسين مي آيند. راوي گفت: اي محمد! نام آن ٩ امام را ذكر كن. حضرت هم فرمود: بعد از حسين، فرزندش علي مي آيد و بعد از علي، فرزندش محمد مي آيد و بعد از محمد، فرزندش جعفر مي آيد و بعد از جعفر، فرزندش موسي مي آيد و بعد از موسي، فرزندش علي مي آيد و بعد از علي، فرزندش محمد مي آيد و بعد از محمد، فرزندش علي مي آيد و بعد از علي، فرزندش حسن مي آيد و بعد از حسن، فرزندش حجت، محمد مهدي مي آيد؛ اينها ١٢ نفر هستند.

فرائد السمطين، ج٢، ص١٣٢، ح٤٣١ ـ الفصول المهمة لإبن الصباغ المالكي، ص٢٣٢ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج٣، ص٢٨٢

٢. اينها همه افسانه هايي است كه در قوطي بعضي از مداح ها ديده مي شود؛ وگرنه ما هم چنين چيزي را نديده ايم.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

آيا تمام أحاديثي كه ما در كتب اربعه خودمان داريم، صحيح هستند يا خير؟

در كتاب تهذيب الأحكام شيخ طوسي (ره)، جلد ٣، صفحه ٤٠، چاپ نجف آمده است:

صلي علي عليه السلام بالناس علي غير طهر و كانت الظهر.

علي (عليه السلام) نماز ظهر را بدون وضو خواند.

آيا اين حديث صحيح است يا صحيح نيست؟ اگر صحيح نيست، پس در كتب اربعه ما هم أحاديث غير صحيح هم هست. اگر هست، بحث عصمت زير سؤال مي رود. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٣ :

أولاً:

ما خدمت بينندگان عزيز بارها گفته ايم كه كتب اربعه ما، هم روايات صحيح دارد و هم روايات ضعيف دارد و هم رواياتي كه از روي تقيه صادر شده است. فقهاء ما مي آيند و بررسي سندي مي كنند و هر روايتي كه از نظر قواعد و ضوابط رجالي، راويانش ثقه بودند و روايت معتبر بود، به آن عمل مي كنند و اگر روايت معتبر بود، به آن عمل نمي كنند. خود شيخ طوسي (ره) هم كه اين كتاب را نوشته، نگفته است كه تمام روايات صحيح را در اين كتاب نقل كردم و فرصتي هم نبود. مرحوم شيخ طوسي (ره) در آن مدت كوتاهش ٢٠ جلد تفسير تبيان نوشته و چندين كتاب اصولي، كلامي و فقهي نوشته است، مانند ١٠ جلد كتاب المبسوط و ٤ جلد كتاب الخلاف و كتاب روايي الإستبصار و تهذيب الأحكام را نوشته است و براي اين كه اين روايات از بين نرود، اين روايات را جمع آوري كرده است. بحث بررسي سندي بر عهده ديگران است.

روايت بدين شكل است:

صلي علي عليه السلام بالناس علي غير طهر و كانت الظهر، ثم دخل فخرج مناديه أن أمير المؤمنين عليه السلام صلي علي غير طهر، فأعيدوا و ليبلغ الشاهد الغائب.

علي (عليه السلام) بدون وضو نماز ظهر را خواند و بعد از نماز، منادي صدا كرد كه أمير المؤمنين (عليه السلام) بدون وضو نماز خوانده است و نمازتان را اعاده كنيد و كساني كه اين خبر را شنيدند به كساني كه نشنيدند، خبر بدهند.

تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج٣، ص٤٠

ثانياً:

بر فرض هم اين باشد، أمير المؤمنين (عليه السلام) مي خواهد با اين عمل توضيح دهد كه اگر يك امام جماعت، نمازش را بدون طهر خواند، وظيفه اش اين است كه اطلاع بدهد.

ثالثاً:

مضافاً كه آقايان أهل سنت از خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كنند كه در حال جنابت آمد به مسجد و متوجه شد كه جنب است و رفت غسل كرد و برگشت نماز خواند.

رابعاً:

مضافاً كه وقتي شيخ طوسي (ره) اين روايت را نقل مي كند، مي فرمايد:

فهذا خبر شاذ مخالف للأخبار كلها و ما هذا حكمه لا يجوز العمل به، علي أن فيه ما يبطله و هو أن أمير المؤمنين عليه السلام أدي فريضة علي غير طهر ساهياً عن ذلك و قد آمننا من ذلك دلالة عصمته عليه السلام.

اين روايت، خبري شاذ و مخالف عقائد و اخبار شيعه است و به هم چنين روايتي جايز نيست عمل كرد. در همين روايت، چيزي هست كه اين روايت را باطل مي كند و آن اين است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) نماز واجب را سهواً بدون وضو خوانده است، حال آن كه ما أدله اي داريم كه أمير المؤمنين (عليه السلام) معصوم از خطا و سهو بوده است.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

١. مدتي پيش در زير نويس شبكه نور روايتي از نهج البلاغه أمير المؤمنين (عليه السلام) درج كرده بودند كه به اين مضمون بود:

ايمان به خداوند، انسان را كفايت مي كند.

و اين را دليل بر عدم نياز به شفاعت دانسته بودند و طوري صحبت مي كردند كه شفاعت، بدعت است.

در جمعه هفته گذشته هم وقتي داشتم خطبه هاي نماز جمعه مسجد الحرام را گوش مي كردم، امام جمعه در مقدمه خطبه دوم، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را با لقب شفيع و مشفع اسم آورد و من تعجب مي كنم از اين آقايان كه بايد به اين مفتي هم بفرمايند كه ايشان هم بدعت گذاشته است كه اين لقب را براي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به كار مي برد.

٢. اين سوره هاي طولاني قرآن، مانند سوره بقره و آل عمران و مائده، ترتيب نزول شان به چه صورت بوده و چگونه و چه موقع اينها را تقسيم و نام گذاري كردند؟ در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٤ :

١. أمير المؤمنين (عليه السلام) در خطبه ١١٠نهج البلاغه هم مي فرمايد:

إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلي الله سبحانه الإيمان به و برسوله.

يكي از أفضل توسلات، ايمان است و حضرت علي (عليه السلام) نمي گويد به غير از ايمان توسلي نيست. ولي إن شاء ا... در هفته آينده به صورت مفصل عرض خواهم كرد كه توسل به خدا، به عدد أنفاس خلائق است. ولي بهترين اينها همان آيه قرآن است كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

سوره مائده/آيه٣٥

هم چنين آيه ٦٤ سوره نساء كه مي فرمايد:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

اينها كاملاً واضح و روشن است.

هم چنين آيه ٩٧ سوره يوسف مي فرمايد:

قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ

روايتي را إبن حجر عسقلاني در فتح الباري في شرح صحيح البخاري، جلد ٢، صفحه ٤١٢ و إبن كثير دمشقي در البداية و النهاية، جلد ٧، صفحه ١٠٥ از بلال بن حارث نقل مي كنند:

نزد قبر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مي آيد و مي گويد:

يا رسول الله! أستسق الله لأمتك، فإنهم قد هلكوا.

يا رسول الله! از خداوند براي مردم طلب باران كن، نزديك است كه مردم هلاك شوند.

بلال بن حارث، صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و اين كار در زمان عمر بن خطاب اتفاق افتاد و وقتي اين خبر را به جناب عمر بن خطاب مي دهند، خوشحال مي شود و تحسين مي كند؛ حتي اين را از كرامات آقاي عمر بن خطاب آورده اند. چون بلال بن حارث، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را در خواب ديد و حضرت به ايشان فرمود:

از قول من به عمر سلام برسان و بگو:

 

عليك بالكيس.

وقتي به عمر خبر دادند، عمر گريه كرد و ... .

اين قضايا در منابع معتبر أهل سنت آمده و جاي شك و ترديد نيست. ولي اين آقايان به خاطر برخي مسائل، مغالطه مي كنند.

٢. اين سوره ها، آيه به آيه نازل شده است و حدأكثر ٢ يا ٣ آيه با هم نازل شده است. سوره بقره، بعضي از آياتش در مكه نازل شده و بعضي از آياتش در مدينه نازل شده است. نام گذاري اين سوره ها هم به دست پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بوده است. قرار دادن ترتيب آيات هم به دست پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود و مثلاً مي فرمود فلان آيه را كه در مكه نازل شده است، در فلان سوره و بعد از فلان آيه قرار بدهيد و فلان آيه را كه در مدينه نازل شده است، در فلان سوره، بعد از فلان آيه قرار بدهيد. ما و بعضي از آقايان أهل سنت معتقديم كه ترتيب سوره هاي قرآن به اين شكل است كه ابتداء سوره حمد است و سپس سوره بقره و آل عمران است تا سوره فلق و ناس و همه اش به دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چيده شده است و چيدن اين آيات هم به دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بوده است. افراد زيادي بودند (حدود ١١ نفر) كه مأمور نوشتن قرآن بودند و در رأس آنها آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) بود. إن شاء ا... ما از حجت الإسلام و المسلمين رضايي اصفهاني كه در شب هاي چهارشنبه بحث دارند، تقاضا مي كنيم درباره كيفيت جمع آوري قرآن صحبت كنند. اينهايي كه مي گويند زيد بن ثابت به دستور خليفه، قرآن را جمع كرده است، خلاف واقع و نادرست هستند و پيامبري كه تنها معجزه اش قرآن است، اگر بخواهد آن را بدون اين كه جمع آوري كند و برود، ـ نستجير بالله ـ نقص بر وجود مقدس خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است. اگر قرآن جمع آوري نشده بود، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي فرمود:

إني تارك فيكم الثقلين: كتاب الله و عترتي.

يا به تعبير أهل سنت: كتاب الله و سنتي.

اگر كتاب خدا جمع آوري نشده است، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به كدام كتاب توصيه مي كرد؟ وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در يك ركعت، نصف قرآن را مي خواند يا فلان آقا حافظ قرآن بوده و اين كه در جنگ يمامه، حدود ٧٠ نفر از حافظان قرآن كشته شدند، اگر واقعاً قرآن جمع آوري نشده بوده، اينها حافظ چه چيزي بودند و از كجا قرآن را حفظ مي كردند؟

خلاصه اين كه قرآن، در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و به دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جمع آوري شده و ترتيب و چينش آيات و سوره ها به دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بوده است.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

تمام اين حج عمره اي كه اين مردم مي روند و پول خرج مي كنند، به جيب وهابيت ريخته مي شود و تيغ شان را به روي ما شيعيان مي كشند. آيا راهي هست كه ما اين مردم را تعليم بدهيم كه از رفتن حج عمره كه واجب نيست، بكاهند؟ چون ما تمام اين پول را خرج وهابيت مي كنيم.

جواب ٥ :

خير، اين گونه نيست. عربستان سعودي به قدري پول دارد كه پول حج عمره ما، پول آدامس آنها هم حساب نمي شود. آنها در حدّي نيستند كه پول عمره ما براي آنها درآمدي داشته باشد و در حدّ همان آدامس و بستني آنها هم حساب نمي شود. آنهايي كه پول دار هستند، ميلياردر هستند و آنهايي كه پول دار نيستند، با پول هاي ما، چيزي به جيب آنها نمي رود.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

سؤال اول من درباره أبو بكر است. آيا حضرت أبو بكر جزء اولين كساني بود كه ايمان آورد؟ اگر بود، آيه ١٠٠ سوره توبه مي فرمايد كه خداوند از اينها راضي شده است و آنها هم از خدا راضي هستند.

جواب ٦ :

اين شبهه را بارها و بارها توضيح داده ايم. اين كاملاً مشخص است كه خداوند حتي با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) رو در بايستي ندارد و به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه أشرف خلائق است، مي فرمايد:

لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ

اگر مشرك شوي، تمام اعمالت نابود مي شود، و از زيان كاران خواهي بود.

سوره زمر/آيه٦٥

وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ / لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ / ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ

اگر او سخني دروغ بر ما مي بست / ما او را با قدرت مي گرفتيم / سپس رگ قلبش را قطع مي كرديم .

سوره حاقه/آيه٤٦

وَ لَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ

ما از رسولان به طور قطع سؤال خواهيم كرد.

سوره أعراف/آيه٦

اين كه جناب أبو بكر، اولين مسلمان بود، خير، اولين مسلمان نبود و تاريخ هم همين را مي گويد و همه همين را مي گويند. اولين كسي كه اسلام آورد، علي بن أبي طالب (عليه السلام) بود. براي اينها فضائلي درست كرده اند تا بتوانند در برابر أمير المؤمنين (عليه السلام) چيزي را بسازند. بر فرض هم كه اولين مسلمان باشد، بحث بر اين نيست. بحث بر اين است كه هر كسي اولين مسلمان باشد، تكليفش بيشتر از ديگران است و بايد بيشتر عمل بكند. اگر او اولين مسلمان بود، در آن ١٣ سال چه عملكردي داشت؟ ما بارها سؤال كرده ايم كه در آن ٢ سالي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در شعب أبي طالب بود و بدترين شكنجه ها را بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و يارانش انجام دادند، براي ما يك روايت بياوريد كه جناب أبو بكر و عمر و عثمان در آن ٢ سال چه خدمتي داشتند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه در مكه آن همه شكنجه مي شد و اذيتش مي كردند، اين آقايان كجا بودند؟ غير از آقا أمير المؤمنين (عليه السلام)، آيا كسي ديگر بود كه از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دفاع كند؟ حتي در بعضي از كتب آمده است كه وقتي كفار و مشركين، بچه هاي شان را وادار مي كردند و مي آمدند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را در هنگام رفتن، اذيت مي كردند و خوار در زير پاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي انداختند، أمير المؤمنين (عليه السلام) مي آمد و گردن اين بچه ها را مشت و مالي مي داد و وقتي أمير المؤمنين (عليه السلام) مي آمد، مي گفتند آن كسي كه گردن ها را مي شكند، مي آيد. حتي وقتي علي بن أبي طالب (عليه السلام) يك بچه كوچكي بود، از آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) دفاع مي كرد.

إن شاء ا... ما اينها را بعداً به صورت مفصل صحبت خواهيم كرد.

* * * * * * *

آقاي محسني

در هفته گذشته به دوستان وعده داديد كه دعايي را براي توسعه رزق از أمير المؤمنين (عليه السلام) بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

بله، اين را دوستان مرتباً زنگ زدند و گفتند. اين دعا را هم در قسمت كتابخانه سايت شبكه جهاني ولايت : www.velayattv.com آورده ايم و هم در قسمت يادداشت هاي سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com با عنوان دعاي استغفار أمير المؤمنين (عليه السلام) جهت فزوني رزق و أولاد آورده ايم و خودم هم ترجمه كرده ام و مي توانيد دانلود كنيد و پرينت بگيريد و از آن استفاده كنيد. داستانش را هم در ابتداء دعا از امام رضا (عليه السلام) آورده ام كه ايشان از پدرش نقل مي كند تا اين كه مي رسد به امام حسين (عليه السلام) كه فرمود:

روزي در خدمت حضرت علي (عليه السلام) نشسته بوديم و مرد عربي وارد شد و گفت: يا أمير المؤمنين! مردي هستم عيال وار و چيزي از مال دنيا ندارم. أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود: چرا استغفار نمي كني تا حالت اصلاح شود؟ مرد عرب گفت: يا أمير المؤمنين! من بسيار استغفار كرده ام حالم تغيير نمي كند. أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود: خداوند مي فرمايد:

فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا / يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا / وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا (سوره نوح/آيه١٢)

بعد حضرت فرمود:

اينك من استغفاري به تو ياد مي دهم تا در هنگام خواب آن را بخواني و خداوند روزي ات را زياد گرداند.

آنگاه أمير المؤمنين (عليه السلام) استغفاري را نوشت و به مرد عرب داد و فرمود:

هنگامي كه خواستي بخوابي و به بستر بروي، اين استغفار را با حالت گريه بخوان و اگر گريه ات نيامد، خود را به حالت گريه كنندگان درآور.

امام حسين (عليه السلام) مي فرمايد:

در سال بعد، آن مرد عرب نزد پدرم آمد و گفت: يا أمير المؤمنين! خداوند نعمتش را بر من تمام نموده تا جايي كه براي نگه داري مال و حيوانات خود، جايي ندارم.

. . .

أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود:

برادر عرب! سوگند به خدايي كه محمد را به حق به رسالت برگزيد، هيچ بنده اي اين استغفار را نمي خواند، جز آن كه خداوند گناهانش را آمرزيده، حوائج مشروعش را برآورده و به بركت اين استغفار، مال و فرزندانش را افزايش مي دهد.

الصحيفة العلوية الجامعة، ص١٦٤، دعاي شماره ٧٠

اين را به هر كدام از دوستاني كه توصيه كردم و عمل كردند و خدا توفيق شان داد با اين شرايطي كه أمير المؤمنين (عليه السلام) دستور داده خوانده اند، خداوند زندگي شان را از اين رو به آن رو كرده است. البته عزيزان دقت كنند كه يا شروع نكنند و يا اگر شروع كردند، ادامه بدهند؛ در سفر و حضر، خوشي و ناخوشي. اگر شما ٣٠ روز بخواني و يك روز نخواني، سبب تاريكي مي شود و أثر وضعي اش در زندگي پيدا مي شود.

يكي از دوستان ما گفت:

من بچه دار نمي شدم و حدود ١٠ ، ١٥ سال بود ازدواج كرده بودم و به هر دكتري رفتم و جواب نگرفتم. تا اين كه خواب ديدم كه اين دعا را بخوانم. حدود ٦ ماه اين دعا را خواندم و خداوند فرزندي به ما داد و سال بعد هم خداوند به ما فرزند داد و الآن هم حدود ٧ ، ٨ فرزند دارم.

إن شاء ا... دوستان عزيز دقت داشته باشند كه اين دعا را با حضور قلب بخوانند. دعايي كه بدون حضور قلب خوانده شود، أثري ندارد. دعايي أثر دارد كه با حضور قلب باشد. اگر شما بدون حضور قلب، ١٠ ساعت دعا بخوانيد، به اندازه ١٠ ثانيه دعاي با حضور قلب ارزش ندارد.

إن شاء ا... دوستاني كه اين دعا را خواندند، اگر حال داشتند و صلاح ديدند، ما را هم دعا كنند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»