سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٩٣ - مهدويت

مهدويت

کد مطلب: ٥٤٥٧ تاریخ انتشار: ٢٤ بهمن ١٣٨٩ تعداد بازدید: ٣٨٩٠ سخنراني ها » شبکه ولايت مهدويت
حبل المتين ٨٩/١١/٢٤

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢٤ / ١١ / ٨٩

آقاي محسني

آيا در كتب أهل سنت، آيه اي از قرآن وجود دارد كه در تفسيرش گفته باشند اين آيه در شأن حضرت مهدي (عليه السلام) نازل شده است؟

استاد حسيني قزويني

يكي از اساسي ترين اختلافات ميان شيعه و أهل سنت و وهابيت، بحث مهدويت است. إن شاء الله اگر فرصت شد، بحث مهدويت نوعي و مهدويت شخصي را مطرح خواهم كرد. حتي وهابيت هم اصل مهدويت را منكر نيستند، مگر چند نفر كه در طول تاريخ بودند و منكر مهدويت بودند و خود آقايان أهل سنت و وهابيت هم به آنها پاسخ هاي محكم و دندان شكني دادند.

اصل مهدويت اصل قطعي و مسلّم ميان مذاهب اسلامي است. ولي اين كه آيا اين مهدويت، مهدويت نوعي است يا مهدويت شخصي، اختلاف ميان ما و أهل سنت و وهابيت است.

اما در رابطه با آيه قرآن، در نرم افزار شميم نرگس كه دوستان مان در مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به اشراف ما توليد كردند، حدود ٢٥٠ آيه از قرآن را ما سند ذكر كرده ايم كه در شأن حضرت مهدي (عليه السلام) نازل شده است و توسط نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) تفسير و تأويل شده است بر وجود مقدس امام زمان (عليه السلام). از جمله اين آيات، آيه ٣٣ سوره توبه و آيه ٩ سوره صف است:

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَي وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

خداوند به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بشارت مي دهد كه دين اسلام، دين جهاني خواهد بود. اين سؤال براي همه پيش مي آيد كه در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، دين اسلام از جزيرة العرب بيرون نرفت، پس اين آيه چه مي شود؟

آقاي سدي از بزرگان أهل سنت مي گويد:

ذاك عند خروج المهدي، لا يبقي أحد إلا دخل في الاسلام أو أدي الخراج.

اين كه دين اسلام بر تمام اديان غالب مي شود، هنگام ظهور مهدي است. أحدي در كره زمين نمي ماند، مگر اين كه وارد اسلام مي شود يا جزيه مي دهد.

تفسير الرازي، ج ١٦، ص ٤٠ ـ تفسير القرطبي، ج ٨، ص ١٢١ ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج ٥، ص ٣٤ ـ زاد المسير لإبن الجوزي، ج ٣، ص ٢٩٠ ـ تفسير الثعلبي، ج ٥، ص ٣٥ ـ تفسير مجمع البيان للشيخ الطبرسي، ج ٥، ص ٤٥

هم چنين در كتاب هاي ديگري مانند تفسير روح المعاني آقاي آلوسي وهابي آمده است:

وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ

سوره أنفال / آيه ٣٩

و سيتحقق مضمونها إذا ظهر المهدي، فإنه لا يبقي علي ظهر الأرض مشرك أصلا.

مضمون اين آيه در زمان ظهور مهدي محقق مي شود و در آن زمان، هيچ مشركي در كره زمين نمي ماند.

تفسير الآلوسي، ج ٩، ص ٢٠٧

* * * * * * *

آقاي محسني

تعداد رواياتي كه در كتاب هاي شيعه و سني در رابطه با حضرت مهدي (عليه السلام) آمده است، چقدر است؟ آيا به حد تواتر رسيده است؟

استاد حسيني قزويني

تعداد تأليفاتي كه ما توانستيم تا سال ١٣٨٤ جمع آوري كنيم، ١١٤٥ عنوان كتاب در شيعه و سني در رابطه با حضرت مهدي (عليه السلام) نوشته شده است. بينندگان عزيز توجه داشته باشند كه تعدادي از اين كتاب ها، قبل از ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) نوشته شده است. اگر كتاب رجال نجاشي (ره) و فهرست شيخ طوسي (ره) و معجم المؤلفين عمر رضا كحاله و الذريعة مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني (ره) را ببينيد، متوجه مي شويد كه تعدادي از كتاب هايي كه در رابطه با غيبت و امامت نوشته شده است، مربوط به قبل از ولادت آقا حضرت [ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) است. تعدادي از أصحاب امام سجاد (عليه السلام) اين كتاب ها را نوشته اند؛ يعني قبل از سال ١١٦ هجري اين كتاب ها نوشته شده است. عمده اين كتاب ها، مانند كتابي كه هشام و حسن بن محبوب نوشته اند در رابطه با غيبت، مربوط به قبل از سال ١٥٠ هجري يا قبل از سال ٢٠٠ هجري است. اين رواياتي كه ما داريم، همه اش مربوط به قبل از ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) است. در كدام يك از حوزه هاي علمي سراغ داريد كه اين همه كتاب تأليف شده باشد؟

در مورد آمار روايات، ما ٢ كتاب منتخب الأثر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني و كتاب معجم أحاديث الإمام المهدي (عليه السلام) حضرت آيت الله كوراني را بررسي كرديم و رواياتي كه ما توانستيم در منابع شيعه و سني آمار بگيريم، ٢٦٦٦ روايت بود. در كدام يك از مسائل اين همه روايات آمده است؟ در فقه، اخلاق، سياست و ... . اينها نشان مي دهد كه بحث مهدويت، يك بحث اساسي از ديدگاه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه اطهار (عليهم السلام) و از ديدگاه خود علماء بوده است.

إن شاء الله اگر فرصت شود، در رابطه با آفت هاي مهدويت بحث خواهيم كرد و موارد متعددي وجود دارد كه افرادي كه قبل از ولادت آقا امام زمان (عليه السلام) ادعاي مهدويت داشتند، به خاطر روايات و أحاديث متعددي بود كه از رسول الله (صلي الله عليه و آله) شنيده بودند و همه در انتظار اين بودند كه يك جهان پر از عدل و صلح و صفا را ببينند و عجله داشتند. حتي بعضي ها نسبت به امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) مدعي مهدويت شده اند؛ مانند كيساني ها و ناووسي ها. برخي هم مانند واقفي ها نسبت به امام كاظم (عليه السلام) مدعي مهدويت شده اند. اين نشان مي دهد كه حتي خود شيعيان هم براي ديدن جهان پر از عدل عجله داشتند و ره به بيراهه زدند.

من نمونه هايي از اين روايات را عرض مي كنم:

٩١ روايت در كتب شيعه و سني وجود دارد كه ائمه (عليهم السلام) ١٢ نفر هستند و اول شان حضرت علي (عليه السلام) و آخرشان حضرت مهدي (عليه السلام) است.

٩٤ روايت وجود دارد كه ائمه (عليهم السلام) ١٢ نفر هستند و آخرشان حضرت مهدي (عليه السلام) است.

١٠٧ روايت وجود دارد كه ائمه (عليهم السلام) ١٢ نفر هستند و نهمين فرزند امام حسين (عليه السلام)، حضرت مهدي (عليه السلام) است.

٥٠ روايت وجود دارد كه أسماء ائمه (عليهم السلام) از حضرت علي (عليه السلام) تا حضرت مهدي (عليه السلام) ذكر شده است.

١٤٨ روايت روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، نهمين فرزند امام حسين (عليه السلام) است.

٩٩ روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، ششمين فرزند امام صادق (عليه السلام) است.

٩٨ روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، پنجمين فرزند امام كاظم (عليه السلام) است.

٩٥ روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، چهارمين فرزند امام رضا (عليه السلام) است.

٩٠ روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، سومين فرزند امام جواد (عليه السلام) است.

٩٠ روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، دومين فرزند امام هادي (عليه السلام) است.

١٤٦ روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، فرزند امام عسگري (عليه السلام) است.

٩٠ روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، دوازدهمين امام و آخرين امام است.

٩١ روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام) داراي غيبت طولاني است.

٣١٨ روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام) داراي عمر طولاني است.

٤٤ روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام) ولادتش مخفي است.

١٢٣ روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام) جهان را پر از عدل و داد مي كند.

١١٨ روايت وجود دارد كه عده اي در زمان امام عسگري (عليه السلام)، حضرت مهدي (عليه السلام) را ديده اند و در زمان غيبت صغري مشرف به محضر آن حضرت شده اند.

اينها خلاصه اي بود از نمونه اي از رواياتي كه فوق حدّ تواتر است. يعني وقتي ٢٦٦٦ روايت در يك موضوع داريم، نامش را تواتر نمي گذارند، بلكه بالاتر از تواتر است و آقايان مؤسسين علم درايه، بايد واژه اي را بياورند كه فراتر از تواتر باشد تا ما هم آن واژه را در رابطه با أحاديث مهدويت به كار ببريم.

* * * * * * *

آقاي محسني

ما با أكثر علماء أهل سنت اختلافي در مهدويت نداريم و عمده اختلاف ما با وهابيت است و اين اختلاف بر اين است كه آنها مي گويند حضرت مهدي (عليه السلام) به دنيا نيامده است. پيرامون اين مسئله هم مطالبي را بيان بفرماييد تا بينندگان عزيز هم در جريان كار قرار بگيرند.

استاد حسيني قزويني

اين بحث هم مفصل است. شبهه عدم تولد حضرت مهدي (عليه السلام)، يكي از مباحث اختلافي اساسي ميان شيعه و سني است و وهابيت هم همين بحث را مطرح مي كنند و در كتاب هايي كه توسط وهابي ها مطرح شده توسط إبن تيميه و احسان إلهي ظهير و ديگران، مشكلاتي مطرح شده است و ما موظف هستيم كه به اين شبهات به نحو أحسن جواب بدهيم.

بيان شبهه: عدم تولد حضرت مهدي (عليه السلام)

بحث شبهه عدم تولد حضرت مهدي (عليه السلام)، عمدتاً توسط وهابيت و إبن تيميه حرّاني، بزرگ نظريه پرداز وهابيت مطرح شده است. إبن تيميه حرّاني اين تعبير را دارد:

قد ذكر محمد بن جرير الطبري و عبد الباقي إبن قانع و غيرهما من أهل العلم بالأنساب و التواريخ: إن الحسن بن علي العسكري لم يكن له نسل و لا عقب و الإمامية الذين يزعمون أنه كان له ولد يدعون أنه دخل السرداب بسامراء و هو صغير. منهم من قال: عمره سنتان و منهم من قال: ثلاث و منهم من قال: خمس سنين.

محمد إبن جرير طبري و عبد الباقي إبن قانع و ديگران از أهل علم انساب و تاريخ مي گويند: حسن بن علي عسگري فرزندي نداشت و نسلي از خودش باقي نگذاشت. شيعيان هم كه مدعي هستند او فرزندي دارد، ادعا مي كنند كه آن فرزند در داخل سرداب سامرا شده است و كوچك است. برخي مي گويند كه او ٢ سال داشت و برخي مي گويند ٣ سال داشت و برخي مي گويند ٥ سال داشت.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج ٤، ص ٨٧

بعد از إبن تيميه هم دكتر ناصر الدين قِفاري كه از ليدرهاي وهابيت است و كتاب اصول مذهب الشيعة الإثني عشري را نوشته است، در اين زمينه مطالبي را آورده اند و در جلد ٢، صفحه ١٠٠٤ اين كتاب نوشته است:

بعد از وفات امام عسگري (عليه السلام)، چون ايشان فرزندي نداشت، اموالش را بين وراث تقسيم كردند.

آقاي احسان إلهي ظهير هم همين روش را در كتاب الشيعة و أهل البيت، صفحه ٢٤٤ به كار مي برد.

اينها همه از همديگر گرفته اند و اصرار دارند كه ما دليلي بر اين كه امام عسگري (عليه السلام) فرزندي داشته باشد، نداريم و طبق نظر آقاي طبري، امام عسگري (عليه السلام) فرزندش نداشته است و آثاري از خود باقي نگذاشته است.

جواب شبهه:

نكته اول:

ايشان مي گويد كه طبري گفته است: «امام عسگري (عليه السلام) نسلي ندارد».

بينندگان عزيز بروند كتاب طبري را بخوانند و اين روشن و واضح است و تمام آثار آقاي طبري در سايت ها و نرم افزار هاي مختلف آمده است. هر كدام از اين وهابي ها بتوانند از كتاب تاريخ الطبري اين مطلب إبن تيميه را كه به نقل از طبري گفته است را پيدا كنند، بنده همين جا اعلام مي كنم كه ١٠٠ هزار تومان به او جايزه مي دهم. اگر هم نتوانستند بياورند، بدانند كه إبن تيميه از ١٠٠ مورد ادعايي كه در كتاب منهاج السنة دارد، ٩٠ موردش مانند همين است و إفتراء و تهمت است و هيچ يك از أهل علم و تاريخ هم چنين چيزي را نديده اند و نقل نكرده اند و نه در روايت ضعيف وجود دارد و نه در روايت صحيح. مثلاً در مورد اين حديث:

علي مع الحق و الحق مع علي.

مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٧، ص ٢٣٥ ـ تاريخ البغداد للخطيب البغدادي، ج ١٤، ص ٣٢٢ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٢٠، ص ٣٦١ و ج ٤٢، ص ٤٤٩ ـ مناقب علي بن أبي طالب (ع) لإبن مردويه الأصفهاني، ص ١١٣ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ٢، ص ٢٩٧ ـ الامامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري ، تحقيق الزيني، ج ١، ص ٧٣

مي گويد هيچ كدام از علماء ما اين حديث را نقل نكرده اند و در روايت ضعيفي هم نيامده است. عمده ادعاهاي إبن تيميه مبتني بر إفتراء است. لذا وقتي علامه حلي (ره) منهاج السنة را خواند، فرمود:

اگر مي دانستم إبن تيميه حرف مرا مي فهمد، جوابش را مي دادم. ولي يقين دارم كه إبن تيميه حرف مرا نمي فهمد.

جالب اينجاست كه جناب محمد رشاد سالم كه از محققان توانمند أهل سنت است، كتاب منهاج السنة را تحقيق كرده است و ما انتظار داشتيم كه حدأقل ايشان در پاورقي اشاره كند كه اين عبارت ايشان دروغ و إفتراء است؛ ولي اين شهامت را نداشت. نه تنها ايشان، بلكه هيچ كدام از كساني كه فعلاً در خدمت وهابي ها هستند، هم چنين شهامتي ندارند.

ايشان مي گويد اين سخن در تاريخ الطبري نيست، بلكه در صلة تاريخ الطبري است كه براي آقاي عريب بن سعد قرطبي است. شما برويد همين كتاب صلة تاريخ الطبري را كه چاپ شده است را نگاه كنيد كه آيا هم چنين تعبيري در اين كتاب آمده است يا خير؟ باز هم اگر پيدا كنيد، من ١٠٠ هزار تومان جايزه مي دهم. در كتاب صلة تاريخ الطبري، چاپ مؤسسه اعلمي بيروت، صفحه ٣٣ مي گويد:

اين قضيه مربوط به نوه امام رضا است به نام محمد بن حسن بن علي بن موسي الرضا و مربوط به سال ٣٠٢ هجري است در زمان مقتدر عباسي. ايشان ادعا مي كند كه من فرزند علي بن أبي طالب هستم و از آن زمان در قيد حيات هستم و با آقاي خليفه يك حرف ناگفتني دارم كه اگر دستم به خليفه نرسد، وقت مي گذرد و براي خليفه مشكلاتي درست مي شود و خطر جدي در كار است. وزراء و ديگران اصرار كردند كه قضيه چيست و به ما بگو تا به خليفه بگوييم، ولي ايشان مي گفت كه خودم شخصاً بايد به خليفه بگويم. تا اين كه اين شخص را آوردند و مطالبي گفته شد و گفتند بايد تحقيق كنيم كه آيا فرزند علي بن أبي طالب است يا نه و رفتند عالمين به أنساب را جمع كردند و معلوم شد كه اين آقا ادعاي دروغ كرده و فرزند علي بن أبي طالب نبوده و فرزند محمد بن حسن است كه از نواده هاي امام رضا است.

پس ارتباطي به قضيه مهدويت ندارد. بعد از اين قضيه هم هاشمي ها و اولاد أمير المؤمنين (عليه السلام) جمع شدند و از خليفه خواستند كه اين شخص بايد در ميان مردم مفتضح شود تا كسي هم چنين ادعايي نكند. يك اسب يا الاغي آوردند و اين شخص را وارونه سوار كردند و در كوچه ها گرداندند كه اين شخص ادعاي دروغ مي كرد كه فرزند علي بن أبي طالب (عليه السلام) است.

اين قضيه اي كه در كتاب صلة تاريخ الطبري است و صاحب كتاب مي گويد كه اين حسن بن علي:

لم يكن له نسل.

هيچ نسلي ندارد.

اين عبارت براي آقاي حسن بن علي از فرزندان امام رضا (عليه السلام) به كار رفته است، ولي آقاي إبن تيميه اين عبارت را به فرزندان امام عسگري (عليه السلام) تطبيق داده و هيچ ارتباطي به قضيه مهدويت ندارد.

* * * * * * *

آقاي محسني

قصد إبن تيميه از اين بيانش چيست؟ نظر شما در مورد اين عبارت إبن تيميه چيست؟ چرا اين إفترائات را گفته است؟

استاد حسيني قزويني

كلاً آقاي إبن تيميه يك روحيه ضد شيعي داشته و هدفش إحياء همان سنت هاي بني أميه بود. اگر كسي آثار إبن تيميه را منصفانه و بدون تعصب شيعي و سني و وهابي بخواند و عينك بي طرفي بگذارد و بعد هم فرهنگ بني أميه، اين شجره ملعونه در قرآن را ملاحظه كند، مي بيند كه دقيقاً اين هدف إبن تيميه تطبيق مي كند با إحياء فرهنگ بني أميه. فرهنگ بني أميه هم كلاً مشخص است كه خاموش كردن نور اسلام و مبارزه با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بوده است. يكي از بزرگان اينها هم مي گويد:

لعبت هاشم بالملك فلاخبر جاء ولا وحي نزل

و پدرش هم مي گويد:

تأسف مي خورم كه نام پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از مأذنه ها شنيده مي شود.

اين پسر عبد الله، همتش عالي بود و به كمتر از اين قانع نشد كه نامش در كنار نام خدا بيايد.

شما تاريخ أبو سفيان و بني أميه و معاويه و يزيد و مروان را مطالعه بفرماييد و سپس عصاره اي از اين فرهنگ درست كنيد و روي ميز بگذاريد و بعد هم اگر كتاب هاي إبن تيميه را مطالعه كنيد، مي بينيد كه با هم مطابقت مي كند و فتوكپي برابر اصل است.

وهابيت امروز واقعاً بي حدّ و حساب جولان مي دهند. شبكه ما چون سياسي نيست، بنا نداريم وارد مسائل سياسي شويم و دخالت كنيم. ولي با اين نهضت بيداري اسلامي كه در كشورهاي عربي ايجاد شده، مانند مصر و تونس و كشورهاي ديگر، وهابيت طوفان به پا كرده اند و تعداد زيادي از مبلغين وهابي سرازير تونس شده اند. در مساجد و مراكز فرهنگي و ديگر مراكز، وهابيت را تبليغ مي كنند. إن شاء الله اگر بخش عربي شبكه مان آغاز شد، در آنجا اعلام خواهيم كرد كه اين يك خطر جدي است و اگر در تونس و مصر و بحرين و جاهاي ديگر كه مردم به دنبال اين هستند كه از ظلم و استبداد خلاص شوند، مراقب باشند كه از چاله درنيايند و در چاه بيفتند! فريب وهابيت را نخورند. وهابيت بنيان گزار استبداد هستند. كشتارها و جناياتي كه در زمان خود محمد بن عبد الوهاب نسبت به أهل سنت بود، در ساير زمان ها نبود. فتوايي كه خود محمد بن عبد الوهاب و إبن تيميه عليه أهل سنت دادند، تا به حال در اين تاريخ و در اين ١٥ قرن سابقه نداشت. ما تقاضاي مان از عزيزان أهل سنت اين است كه يقين كنند وهابيت براي آنها، جز فتنه و بدترين استبدادها، چيز ديگري ندارد. فراتر از اين اين كه وهابيت، امروز چهره اسلام را در سطح بين المللي مخدوش كرده اند. بنده خودم به بعضي از كشورهاي اروپايي كه رفته ام، برخي وقتي اسم اسلام را مي شنيدند، مي گفتند اسلام يعني ترور و تروريست و آدم كشي. لذا در سخنراني هايي كه در آنجا داشتيم، مي گفتيم كه همت خودشان را روي اين قضيه بسيج كنند كه اسلام دين رأفت و محبت و صلح و صفا است. ٩٩٪ برنامه هاي اسلام مبتني بر رأفت است و ١٪ هم خشونت دارد در برابر كسي كه واقعاً ظالم است و إفساد مي كند و امنيت جامعه را به خطر مي اندازد و آزادي ديگران را به خطر مي اندازد. مثلاً كسي كه مي خواهد شراب بخورد و به خيابان بيايد و عربده بكشد و مزاحم ناموس مردم شود، بايد با او برخورد شود و ربطي به اسلام هم ندارد. حتي در خود آمريكا هم اگر كسي شراب بخورد و مست كند و به خيابان بيايد، با او برخورد مي كنند. إن شاء الله اگر فرصت شود، يكي از موضوعاتي كه جايش خالي است ـ و اين همه هجمه اي كه توسط مسيحيان متوجه جهان اسلام مي شود و وهابيت با اين كج انديشي خود اسلام را وارونه معرفي مي كنند، ـ بعضي از آياتي است كه در رابطه با حدود و ديات و جهاد است و بايد مقداري روي اينها كار شود و توضيح داده شود. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در طول اين ٢٣ سال، جز رأفت و جز رحمت، چيز ديگري نداشت و اين جنگ ها و اين غزواتي كه داشت، ١٠٠٪ دفاعي بود، نه جنگ هاي ابتدائي و هجومي. بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هم خلفاء كارهايي را انجام دادند و چهره اسلام را مخدوش كردند. چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وصيت نكرده بود به كشورگشايي و لشكركشي به كشورهاي ديگر. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دعوت نامه مي فرستاد و مردم را دعوت مي كرد و اگر با مشكلي مواجه مي شد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دستور به لشكركشي نمي داد. وقتي دشمنان لشكركشي كردند به داخل كشورهاي اسلامي، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم در جنگ تبوك دفاع كرد. دفاع، يك عمل عادي است و هر انساني احساس خطر كند، موظف است از خودش دفاع كند و دفاع كردن هم ارتباطي به اسلام ندارد.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا در ميان علماء أهل سنت، كساني هستند كه إقرار و إذعان داشته اند به ولادت حضرت مهدي (عليه السلام)؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با علماء أهل سنتي كه صراحت دارند بر ولادت حضرت مهدي (عليه السلام)، جناب فقيه ايماني از علماء و فرزانگان اصفهان است كه تاكنون ناشناخته مانده است، در كتاب الإصالة المهدوية في الإسلام، صفحه ٨١ نام ١١٢ نفر از علماء أهل سنت را مي آورد كه اعتراف كرده اند بر ولادت حضرت مهدي (عليه السلام).

هم چنين پژوهشگر توانا، جناب آقاي دكتر سامر عميدي كه از دوستان بنده هستند، در كتاب دفاع عن الكافي، جلد ١، صفحه ٥٦٨ نام ١٢٨ نفر از علماء و بزرگان أهل سنت را مي آورد كه اعتراف كرده اند بر ولادت حضرت مهدي (عليه السلام).

علماء أهل سنت كه اعتراف بر ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) دارند:

من نمونه اي از اعترافات دانشمندان أهل سنت را به صورت گذرا خدمت بينندگان عزيز عرض مي كنم:

١. ذهبي

شمس الدين ذهبي (متوفاي ٧٤٨ هجري) در اتفاقات سال ٢٥٦ مي گويد:

ولد محمد بن الحسن العسكري.

محمد بن حسن عسكري به دنيا آمد.

العبر في خبر من غبر، ج ٢، ص ٣٧ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ١٩، ص ١١٣

٢. فخر رازي

جناب آقاي فخر الدين رازي (متوفاي ٦٠٦ يا ٦٣٠ هجري) همين تعبير را دارد كه امام عسكري (عليه السلام) داراي ٢ پسر و ٢ دختر بود و يكي از پسرانش، حضرت مهدي (عليه السلام) است.

الشجرة المباركة في انساب الطالبية، ص ٧٨

٣. إبن حجر هيثمي

آقاي إبن حجر هيثمي (متوفاي ٩٧٣ يا ٩٧٤ هجري) در كتاب الصواعق المحرقة، جلد ٢، صفحه ٦٠١ مي گويد كه وقتي امام عسكري (عليه السلام) از دنيا مي رود، حضرت مهدي (عليه السلام) ٥ ساله بود.

٤. إبن أثير

آقاي إبن أثير جزري (متوفاي ٦٣٠ هجري) در كتاب الكامل في التاريخ، جلد ٧، صفحه ٢٧٤ صراحت دارد:

أبو محمد العلوي العسكري و هو أحد الأئمة الاثني عشر علي مذهب الامامية و هو والد محمد الذي يعتقدونه المنتظر بسرداب سامرا.

امام عسكري يكي از ائمه دوازده گانه شيعه است و پدر همان محمد است كه شيعيان معتقد هستند او همان مهدي منتظر است ... .

٥. إبن خلّكان

آقاي إبن خلّكان (متوفاي ٦٨١ هجري) مي گويد:

كانت ولادته يوم الجمعة منتصف شعبان سنة خمس وخمسين ومائتين.

ولادتش در روز جمعه نيمه شعبان سال ٢٥٥ هجري بود.

وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج ٤، ص ١٧٦

٦. صفدي

آقاي صفدي (متوفاي ٧٦٤ هجري) مي گويد:

ولد نصف شعبان سنة خمس و خمسين و مأتين.

الوافي بالوفيات للصفدي، ج ٢، ص ٢٤٩

٧. سبط إبن جوزي

آقاي سبط إبن جوزي (متوفاي ٦٥٤ هجري) در تذكرة الخواص همين تعبير را دارد.

٨. زِرِكْلي

آقاي خير الدين زركلي وهابي (متوفاي ١٤١٠ هجري) هم اين تعبير را دارد:

ولد في سامراء و مات أبوه و له من العمر نحو خمس سنين.

او در سامراء به دنيا آمد و وقتي پدرش از دنيا رفت، ٥ ساله بود.

الأعلام لخير الدين الزركلي، ج ٦، ص ٨٠

* * * * * * *

آقاي محسني

قضيه نماز خواندن حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر امام زمان (عليه السلام)، يكي از مباحثي است بعد از ظهور اتفاق مي افتد و بحث مفصلي دارد. آيا اين قضيه در كتب أهل سنت آمده است؟

استاد حسيني قزويني

بعضي ها شبهه وارد مي كنند كه قضيه نماز خواندن حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر حضرت مهدي (عليه السلام) مدركي ندارد. من تعجب مي كنم كه يا اين بزرگواران مطالعه ندارند يا مطالعه شان ناقص است يا چيزي را شنيده اند و مطرح مي كنند كه صحت ندارد. وقتي هم اين مطالب روي آنتن مي رود، براي خيلي از شيعيان هم شبهه مي شود.

حضرت مهدي (عليه السلام)، مقتداي حضرت عيسي (عليه السلام)

الف: كتب أهل سنت

در اين كه حضرت مهدي (عليه السلام)، مقتداي حضرت عيسي (عليه السلام) است، شك و شبهه اي نيست و در كتب شيعه و در صحيح بخاري و صحيح مسلم هم آمده است.

روايت اول:

در صحيح بخاري و صحيح مسلم نقل شده است:

كيف أنتم إذا نزل إبن مريم فيكم و إمامكم منكم.

حال شما چگونه است روزي كه حضرت عيسي (عليه السلام) مي آيد و امام جماعت هم از ميان شما مسلمان است؟

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٤، ص ١٤٣ ـ صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج ١، ص ٩٤

شرّاح صحيح بخاري و صحيح مسلم در ذيل همين روايت صراحت دارند كه اين حديث مربوط به حضرت مهدي (عليه السلام) است.

١. إبن حجر عسقلاني

إبن حجر عسقلاني هم صراحت دارد:

تواترت الأخبار بأن المهدي من هذه الأمة و أن عيسي يصلي خلفه.

روايات متواتري وجود دارد كه مهدي از امت اسلامي است و حضرت عيسي (عليه السلام) هم پشت سر او نماز مي خواند.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج ٦، ص ٣٥٨

مي گويند:

در خانه كس است، يك حرف بس است.

من گمان مي كنم همين عبارت إبن حجر عسقلاني كفايت مي كند.

٢. كشميري ديوبندي

جناب آقاي كشميري ديوبندي كه از علماء بزرگ أهل سنت است، مي گويد:

فهذا صريح في أن مصداق الإمام في الأحاديث هو المهدي.

روايات متعددي مي آورد و مي گويد:

اين روايات صراحت دارد كه مراد از كلمه امام در صحيح بخاري و صحيح مسلم، همان مهدي است.

فيض الباري علي صحيح البخاري، ج ٤، ص ٤٤

٣. علامه عيني

آقاي بدر الدين عيني هم مي گويد:

و في صلاة عيسي عليه الصلاة و السلام خلف رجل من هذه الأمة مع كونه في آخر الزمان و قرب قيام الساعة، دلالة للصحيح من الأقوال أنه الأرض لا تخلو عن قائم لله بحجة.

نماز خواندن حضرت عيسي (عليه الصلاة و السلام) در آخر الزمان پشت سر مردي از اين أمت، دلالت بر اين است كه اين زمين خالي از حجت نيست.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج ١٦، ص ٤٠

٤. عبد المحسن عباد

عبد المحسن عباد كه از اساتيد دانشگاه اسلامي مدينه منوره و از وهابي هاست، صراحت دارد كه اين دو روايتي كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده، نشان گر اين است كه مراد از جمله «إمامكم منكم»، حضرت مهدي (عليه السلام) است.

عقيدة أهل السنة و الأثر، ص ١٧٨، مجلة رسالة الثقلين، شماره ٢٥

روايت دوم:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

منا الذي يصلي عيسي بن مريم خلفه.

آن مردي كه حضرت عيسي بن مريم پشت سر او نماز مي خواند، از ماست.

الحاوي للفتاوي للسيوطي، ج ٢، ص ٦٥ ـ الجامع الصغير للسيوطي، ج ٢، ص ٥٤٦ ـ أبو نعيم الإصفهاني، ج ، صـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج ٦ ص ٢٣ ـ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج ١٤، ص ٢٦٦

اين روايت در كتب شيعه هم آمده است.

كشف الغمة لإبن أبي الفتح الإربلي، ج ٣، ص ٢٧٤ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٥١، ص ٨٤

روايت سوم:

آقاي إبن شيبه هم اين تعبير را دارد:

المهدي من هذه الأمة و هو الذي يؤم عيسي إبن مريم.

مهدي از أمت اسلامي است و كسي است كه حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر او نماز مي خواند.

المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج ٨، ص ٦٧٩، ح ١٩٥

روايت چهارم:

آقاي سيوطي مي گويد:

هذا من أعجب العجب، فإن صلاة عيسي خلف المهدي ثابتة في عدة أحاديث صحيحة بإخبار الرسول صلي الله عليه و سلم.

اين از أعجب عجائب است. نماز خواندن عيسي پشت سر مهدي، در تعدادي از أحاديث صحيحه كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) خبر داده، ثابت شده است.

الحاوي للفتاوي للسيوطي، ج ٢، ص ١٦٧

روايت پنجم:

در صحيح بخاري آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

و الذي نفسي بيده! ليوشكن أن ينزل فيكم إبن مريم حكما مقسطا فيكسر الصليب و يقتل الخنزير و يضع الجزية.

قسم به خدايي كه جان من در دست اوست! در آينده اي نزديك حضرت عيسي (عليه السلام) مي آيد و در ميان شما قضاوت مي كند به عدالت و صليب و بت ها را مي شكند و خوك ها را نابود مي كند و جزيه را ساقط مي كند.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٣، ص ٤٠، ح ٢٢٢٢ ـ صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج ١، ص ٩٣، ح ٢٨١

همين روايت كافي است كه به خيلي از مباحث اختلافي ميان شيعه و سني و وهابيت پايان دهد.

١. عيني

علامه بدر الدين عيني مي گويد:

مشروعية الجزية مقيدة بنزول عيسي عليه الصلاة و السلام و قد قلنا أن عيسي عليه الصلاة و السلام لا يقبل إلا الإسلام.

مشروعيت جزيه مقيد است به نزول حضرت عيسي (عليه السلام)، با اين كه حضرت عيسي (عليه السلام) جز اسلام، دين ديگري را قبول نمي كند.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج ١٦، ص ٣٩

٢. آلوسي

آلوسي هم مي گويد:

و إنما يحكم بما يتلقي عن نبينا عليه الصلاة و السلام.

آنچه را كه حضرت عيسي (عليه السلام) از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرا مي گيرد، در ميان مسلمانان حكم به عدالت مي كند.

تفسير الآلوسي، ج ٢٢، ص ٣٥

إن شاء الله در سر فرصت عرض خواهيم كرد كه روايات متعددي وجود دارد كه حضرت عيسي (عليه السلام) كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي آيد و از محضر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و از كنار قبر ايشان، مباحث اسلامي را فرا مي گيرد.

اشاره شد كه حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر حضرت مهدي (عليه السلام) نماز مي خواند و اين دليل بر أفضليت حضرت مهدي (عليه السلام) بر حضرت عيسي (عليه السلام) است. چون آقايان أهل سنت قاطعانه مي گويند امام جماعت بايد أفضل از مأموم باشد. در صحيح مسلم، جلد ٢، صفحه ١٣٣، صحيح ١٤١٧ از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كنند:

كسي كه قرائتش از همه بهتر است و به سنت بيشتر آگاهي دارد و هجرتش زودتر از بقيه بود و بزرگ تر است و علمش بيشتر است، بايد به عنوان امام جماعت انتخاب شود.

مادامي كه أفضل باشد، غير أفضل نمي تواند امام جماعت باشد و اين اجماع در تمام مذاهب أهل سنت است.

جالب اين است كه جناب گنجي صراحت دارد:

اين كه حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر مهدي نماز مي خواند، دليل قطعي است بر اين كه حضرت عيسي (عليه السلام) خودش مي داند مهدي از او أفضل است و مهدي هم مي داند كه از حضرت عيسي (عليه السلام) أفضل است. وگرنه نه حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر مهدي نماز مي خواند و نه مهدي به خودش اجازه مي دهد جلوتر از حضرت عيسي (عليه السلام) نماز بخواند.

البيان في أخبار صاحب الزمان، ص ٢١

جناب سبط إبن جوزي هم همين تعبير را دارد.

* * * * * * *

آقاي محسني

پس طبق اين أحاديث، امام ما از أنبياء بني اسرائيل (عليهم السلام) هم بالاتر است.

استاد حسيني قزويني

بله، حضرت عيسي (عليه السلام) هم جزء أنبياء اولوا العزم (عليهم السلام) است. أمير المؤمنين (عليه السلام) كه نفس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم از همه أنبياء (عليهم السلام) أفضل است، پس أمير المؤمنين (عليه السلام) از تمام أنبياء (عليهم السلام) أفضل است و تمام مقاماتي كه أمير المؤمنين (عليه السلام) دارد، خداوند بر ديگر ائمه (عليهم السلام) تفويض كرده است.

ب: كتب شيعه

روايت اول:

در كتاب كمال الدين و تمام النعمة شيخ صدوق (ره) كه يكي از كتاب هاي معتبر شيعه است و در حد كتاب هاي كافي و تهذيب الأحكام است و به أمر خود امام زمان (عليه السلام) نوشته شده است، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

و الذي بعثني بالحق نبيا! لو لم يبق من الدنيا إلا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم، حتي يخرج فيه ولدي المهدي، فينزل روح الله عيسي بن مريم، فيصلي خلفه و تشرق الأرض بنوره و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب.

قسم به خدايي كه مرا به حق مبعوث كرد! اگر از دنيا فقط يك روز مانده باشد، خداوند آن روز را به قدري طولاني مي كند تا فرزندم مهدي بيايد و روح الله عيسي بن مريم هم مي آيد و پشت سر او نماز مي خواهند و خداوند هم در آن زمان، زمين را به نور خودش روشن مي كند و حكومت مهدي سراسر شرق و غرب عالم را فرا مي گيرد.

كمال الدين و تمام النعمة للشيخ الصدوق، ص ٢٨٠ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٥١، ص ٧١

روايت دوم:

در كتاب الغيبة نعماني كه از كتاب هاي معتبر شيعه است، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ائمه (عليهم السلام) را توصيف مي كند و مي فرمايد:

آخرهم يصلي عيسي بن مريم (عليه السلام) خلفه.

آخرين ائمه كسي است كه عيسي بن مريم (عليه السلام) پشت سر او نماز مي خواند.

كتاب الغيبة لمحمد بن إبراهيم النعماني، ص ٦٥

روايت سوم:

شيخ صدوق (ره) در كمال الدين و إتمام النعمة، صفحه ٧٨ از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كند:

إن الذي يصلي عيسي بن مريم خلفه هو الثاني العشر من العترة التاسع من ولد الحسين بن علي عليهما السلام.

كسي كه عيسي بن مريم پشت سرش نماز مي خواند، دوازدهمين امام است و نهمين فرزند حسين بن علي (عليه السلام) است.

روايت چهارم:

شيخ صدوق (ره) از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كند:

يقتله الله عز وجل ... علي يد من يصلي المسيح عيسي بن مريم عليهما السلام خلفه.

كسي كه دجال به دست او كشته مي شود، همان كسي است كه عيسي بن مريم پشت سر او نماز مي خواند.

كمال الدين و تمام النعمة للشيخ الصدوق، ص ٥٢٧

روايت پنجم:

امام حسن (عليه السلام) مي فرمايد:

أما علمتم أنه ما منا أحد إلا و يقع في عنقه بيعة لطاغية زمانه إلا القائم الذي يصلي روح الله عيسي بن مريم عليه السلام خلفه؟

آيا نمي دانيد كه هيچ يك از ما ائمّه نيست جز آن كه بيعت سركش زمانش بر گردن اوست، مگر قائمي كه روح اللَّه عيسي بن مريم پشت سر او نماز مي خواند؟

كمال الدين و تمام النعمة للشيخ الصدوق، ص ٣١٦

روايت ششم:

امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:

ألا تري أن عيسي يصلي خلفنا و هو نبي إلا و نحن أفضل منه؟

آيا نمي بينيد كه حضرت عيسي (عليه السلام) كه نبي است، پشت سر ما نماز مي خواند و اين دليل بر اين است كه ما أفضل از او هستيم؟

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ١٤، ص ٣٤٨

روايت هفتم:

امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:

دوازدهمين فردي كه حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر او نماز مي خواند، از ما است.

اينها خلاصه اي بود از بحث ما.

* * * * * * *

آقاي محسني

يكي از إفترائاتي كه وهابيت بيان مي كنند، اين است كه مي گويند شيعه عقيده دارد:

امام زمان (عليه السلام) در سرداب غائب شده است و هر روز هم منتظر آمدن او هستند و مي روند جلوي درب سرداب مي ايستند و منتظر او هستند.

در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

بله، يكي از إفترائاتي كه اينها از هزار سال قبل مطرح كرده اند، همين مطلب است و الآن هم متأسفانه بعضي از اين آقايان وهابي ها، أمثال آقايان حيدري ها و ديگران در شبكه وهابي نور و صفا و وصال، اين مباحث را مطرح مي كنند و تصور مي كنند كه فتح الفتوح مي كنند. حال آنكه غير از اين كه خودشان و مخاطبين را به سخره بگيرند، چيز ديگري ندارند.

وهابيت و تهمت ظهور از سرداب

١. إبن تيميه

إبن تيميه به عنوان ليدر وهابيت و به عنوان فردي كه آقايان به او شيخ الإسلام مي گويند، اين تعبير را دارد:

أنهم يجعلون للمنتظر عدة مشاهد ينتظرونه فيها كالسرداب الذي بسامراء الذي يزعمون أنه غاب فيه و مشاهد أخر و قد يقيمون هناك دابة ـ إما بغلة و إما فرسا و إما غير ذلك ـ ليركبها إذا خرج و يقيمون هناك إما في طرفي النهار و إما في أوقات أخر من ينادي عليه بالخروج: «يا مولانا أخرج! يا مولانا أخرج!» و يشهرون السلاح و لا أحد هناك يقاتلهم.

يكي از حماقت هاي شيعيان اين است كه براي مهدي منتظر، مشاهد متعددي مانند سرداب را معين كرده اند و در آنجا منتظر او هستند و معتقدند كه مهدي در آنجا غائب شده است. شيعيان به سرداب مي روند و با خود يك حيوان يا اسب و قاطري مي برند و نگه مي دارند تا وقتي مهدي از سرداب خروج كرد، سوار اين حيوان شود. شيعيان به سرداب مي روند و در اول و آخر روز شعار مي دهند: «اي مولا! قيام كن، اي مولا! قيام كن». شيعيان با خودشان شمشير مي برند و بيرون مي كشند، بدون اين كه كسي در آنجا باشد تا با او بجنگند.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج ١، ص ٤٤

بينندگان عزيز خودشان قضاوت كنند. من قبل از اين كه جواب بدهم، يقين دارم كه بينندگان عزيز به ريش إبن تيميه و همه طرفداران إبن تيميه مي خندند؛ مخصوصاً آن دسته از عزيزاني كه در شهرها و روستاها با شيعيان زندگي مي كنند و از فرهنگ شيعه آگاهي دارند و مي دانند كه اين حرف إبن تيميه، چقدر مسخره و خنده آور است!

جالب اين است كه إبن تيميه در همان جلد و صفحه مي گويد:

و فيهم من يقوم في أوقات الصلاة دائما لا يصلي خشية أن يخرج و هو في الصلاة فيشتغل بها عن خروجه و خدمته و هم في أماكن بعيدة عن مشهدة، كمدينة النبي صلي الله عليه و سلم، إما في العشر الأواخر من رمضان و إما في غير ذلك، يتوجهون إلي المشرق و ينادونه بأصوات عالية يطلبون خروجه.

برخي از شيعياني كه به سرداب مي روند و منتظر ظهور مهدي هستند، نماز نمي خوانند. چون مي ترسند كه مهدي ظهور كند و اينها هم مشغول نماز باشند و نتوانند در خدمت او باشند. ... و شيعياني كه در مدينه يا ديگر شهرها هستند، رو به مشرق مي كنند و با صداي بلند، قيام و خروج مهدي را طلب مي كنند.

اين به عنوان بزرگ نظريه پرداز وهابيت است كه به اين شكل بيان مي كند.

من از بينندگان عزيز، از آن سني هايي كه در ميان شيعه زندگي مي كنند، چه در ايران و چه در افغانستان و پاكستان و عربستان سعودي (كه حدود ٣٣٪ آنها شيعه هستند) و بحرين (كه حدود ٧٠٪ شيعه هستند) و كشورهاي ديگر، آيا تا به حال شنيده اند يا در تاريخ خوانده اند يا از آباء و اجدادشان شنيده اند كه شيعيان به سرداب سامراء مي روند و حيوان و اسب و قاطر مي برند تا امام زمان (عليه السلام) ظهور كند و سوار بر آنها شود؟ يا شنيده اند كه شيعيان نماز نمي خوانند و نمازشان را به تأخير مي اندازند از ترس اين كه اگر مشغول نماز شوند و امام زمان (عليه السلام) بيايد، نمي توانند به امام زمان (عليه السلام) خدمت كنند؟! اين مسخره بازي هايي كه إبن تيميه به عنوان شيخ الإسلام مطرح مي كند، انسان خجالت مي كشد كه مطرح كند. به نظر من اگر عزيزان روحاني يا جوانان شيعه كه مي خواهند با وهابيت مبارزه علمي كنند، لازم نيست پاسخ شبهات را بدهند، بلكه همين ها را مطرح كنند و اين حرف ها، آنها را مفتضح مي كند. آقاي إبن تيميه حدود ٩٥٪ حرف هايش به اين شكل است. يعني يك إفتراء مي بندد بدون اين كه هيچ دليل و مدركي داشته باشد. اين حرف هايي كه إبن تيميه مي زند، در كدام كتاب آمده است و چه كسي ديده است و به كدام مدرك استناد مي كند؟ اگر اين طور باشد، كسي هم اينجا مي نشيند و ده ها إفتراء به شما مي بندد. آيا شما خوش تان مي آيد؟

٢. محمد بن عبد الوهاب

آقاي محمد بن عبد الوهاب هم كمتر از امام و رهبرش نيست. در كتاب رسالة في الرد علي الرافضة، جلد ١، صفحه ٣٣ همين بحث را دارد. محمد بن عبد الوهاب مي گويد:

اين كه شيعيان، نماز ظهر را با نماز عصر و نماز مغرب را با نماز عشاء با هم مي خوانند، به اين دليل است كه اينها وحشت دارند مهدي ناگهان ظهور كند و اينها عقب بمانند. لذا نماز ظهر را تا نزديك غروب به تأخير مي اندازند و به صورت فرادي و بدون جماعت و بدون خشوع و طمأنينه، نمازشان را جمع مي خوانند تا از غافله مهدي عقب نمانند.

٣. إبن خلدون

آقاي إبن خلدون هم كه قبل از اينها بود، در كتاب تاريخش، جلد ١، صفحه ١٩٩ همين حرف را مي زند.

ما نمي دانيم كه در برابر اين حضرات، انسان بخندد يا گريه كند؟!

* * * * * * *

آقاي محسني

تحليل شما از اين نظر إبن تيميه چيست؟

استاد حسيني قزويني

هيچ شيعه اي در طول تاريخ، منتظر ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) از سرداب نبوده است. ما اين را قاطعانه اعلام مي كنيم. هيچ شيعه اي نماز ظهر و عصرش را به خاطر اين قضيه به تأخير نمي اندازد. إبن خلدون مي گويد كه سرداب مقدس در حلّه بوده است. اين آقا از نظر جغرافيايي قاطي كرده است. حال آن كه امام زمان (عليه السلام) از مكه ظهور مي كند، نه از سامراء.

نكته جالب اين است كه تمام اين بحث هايي كه اين آقايان آورده اند، ساخته و پرداخته آقايان أهل سنت است و افسانه سرداب در كتاب هاي شيعه به چشم نمي خورد.

افسانه سرداب در كتاب هاي أهل سنت

١. إبن خلكان

آقاي إبن خلّكان (متوفاي ٦٨١ هجري) مي گويد:

هو والد المنتظر صاحب السرداب.

وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج ٢، ص ٩٤ و ج ٤، ص ١٧٦

در كدام يك از كتاب هاي شيعه آمده است كه امام زمان (عليه السلام)، صاحب سرداب است؟!

٢. إبن خلدون

آقاي إبن خلدون (متوفاي ٨٠٨ هجري) مي گويد:

و يلقبونه المهدي، دخل في سرداب بدارهم في الحلة ... .

... مهدي وارد سرداب در حله شد و آنجا ماند ... .

تاريخ إبن خلدون، ج ١، ص ١٩٩

٣. إبن حجر هيثمي

آقاي إبن حجر هيثمي مي گويد:

الإمام المنتظر و هو صاحب السرداب عندهم.

الصواعق المحرقة لإبن حجر الهيثمي، چاپ مصر، ص ١٠٠

٤. سويدي

آقاي سويدي كه از مورخان بنام أهل سنت است، مي گويد:

تزعم الشيعه أنه غاب في السرداب بسر من رأي و الحرس عليه.

سبائك الذهب، ص ٧٨

تمام اين بحث هايي كه اين حضرات آورده اند، مربوط به افسانه سازي هاي آقايان أهل سنت است.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا علماء بزرگ در اين زمينه پاسخي داشته اند؟

استاد حسيني قزويني

بله، علماء شيعه جواب داده اند.

جواب علماء شيعه از تهمت افسانه سرداب

١. علامه اميني (ره)

علامه اميني (ره) بزرگ مدافع شيعه در طول تاريخ مي فرمايد:

و فرية السرداب أشنع لكنه زاد في الطمور نغمات بضم الحمير إلي الخيول و ادعائه اطراد العادة في كل ليلة و اتصالها منذ أكثر من ألف عام و الشيعة لا تري أن غيبة الإمام في السرداب و لا هم غيبوه فيه و لا إنه يظهر منه.

ايشان يك عبارتي را از قصيمي وهابي نقل مي كند و مي فرمايد:

وقيح ترين و شنيع ترين إفترائات، إفتراء سرداب است. ... و در طول اين هزار سال إفتراء بسته اند و شيعه هم چنين عقيده اي ندارد كه حضرت مهدي (عليه السلام) در سرداب است و از آنجا ظهور مي كند.

الغدير للشيخ الأميني، ج ٣، ص ٣٠٨

جالب اين كه علامه اميني (ره) مي فرمايد:

و ليت هؤلاء المتقولون في أمر السرداب اتفقوا علي رأي واحد في الأكذوبة حتي لا تلوح عليها لوائح الإفتعال فتفضحهم.

اي كاش اين آقاياني كه إفتراء سرداب را بسته اند، حرف شان يكي بود. ولي حرف هاي ضد و نقيض زيادي دارند.

الغدير للشيخ الأميني، ج ٣، ص ٣٠٩

مثلاً إبن بطوطه در كتاب رحلة خود مي گويد سرداب در شهر حلّه است. إبن خلدون هم مي گويد سرداب در شهر حلّه است. آقاي قرماني در أخبار الدول مي گويد سرداب در بغداد است. برخي هم مي گويند كه در سامراء است.

٢. باقر شريف قرشي

هم چنين جناب باقر شريف قرشي كه از علماء بزرگ شيعه در نجف است، مي فرمايد:

إن هذا المكان الشريف كان مصلي لأئمة ثلاثة من أئمة أهل البيت: الإمام الهادي و إبنه الحسن العسكري و إبنه الحجة المنتظر عليهم السلام.

اين مكان، مكاني شريف است به خاطر اين كه اين سرداب، محل نماز ٣ تن از ائمه (عليهم السلام) بوده است؛ امام هادي (عليه السلام) و امام عسكري (عليه السلام) و حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) كه در طول اين سال ها در آنجا نماز خوانده اند.

حياة الإمام مهدي (عليه السلام) لباقر شريف القرشي، ص ١١٩

٣. محدث نوري (ره)

هم چنين جناب باقر شريف قرشي از كشف الأستار محدث نوري (ره) نقل مي كند كه مي فرمايد:

نحن كلما راجعنا و تفحصنا لم نجد لما ذكروه أثرا، بل ليس في الأحاديث ذكر للسرداب أصلا.

ما هر چقدر كتاب هاي شيعه را گشتيم، اثري نيافتيم از اين كه قضيه سرداب را پيوند بدهد به حضرت مهدي (عليه السلام) كه در آنجا زندگي مي كند و از آنجا ظهور مي كند،

٤. علامه صدر الدين

هم چنين از علامه صدر الدين صدر (ره) نقل مي كند:

ما نسبه إلينا ـ من غيابه في السرداب ـ كثير من خواص أهل السنة، فلا أعرف له مدركا و لم أجد له مستندا.

آنچه كه بسياري از بزرگان أهل سنت در مورد سرداب به ما شيعيان إفتراء بسته اند، نه مدركي پيدا كردم و نه مستندي يافتم.

المهدي، ص ١٥٥

٤. إربلي

مرحوم إربلي (ره) مي فرمايد:

و الذين يقولون بوجوده لا يقولون إنه في سرداب، بل يقولون إنه حي موجودة يحل و يرتحل و يطوف في الأرض.

كساني كه معتقد به وجود حضرت مهدي (عليه السلام) هستند، معتقد نيستند كه ايشان در سرداب زندگي مي كند، بلكه معتقدند كه او زنده است و در ميان مردم زندگي مي كند و ... .

كشف الغمة لإبن أبي الفتح الإربلي، ج ٣، ص ٢٩٦

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

شما در رابطه با جنگ اعراب با ايران [بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)] صحبت كرديد. لطفا نظر شرعي و فقهي خودتان را درباره جايز بودن يا نبودن اين جنگ بيان بفرماييد.

جواب ١ :

ما معتقديم اين جنگي كه بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) توسط خلفاء صورت گرفت، شرعي نبوده است و نه دليل قرآني داشته اند و نه دليلي از سنت داشته اند و نه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وصيت كرده بود. دليل ما هم اين است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) كه در طول ٢٣ سال نبوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه به تعبير خليفه دوم:

لو لا سيف علي لما قام عمود الإسلام.

اگر شمشير علي نبود، پرچم اسلام برافراشته نمي شد.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ١٢، ص ٨٢

أمير المؤمنين (عليه السلام) كوچك ترين كمكي در اين جنگ ها نكردند. اين بهترين دليل بر عدم مشروعيت اين جنگ هاست از ديدگاه ما.

ما در سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com در مورد اين مطالب مقاله نوشته ايم. مقاله اي در مجله أفق حوزه كه براي دفتر تبليغات اسلامي است، چاپ شده است در جواب آقاي واعظ زاده خراساني كه گفته بود: «از بني أميه تجليل شده بود و اسلام هماني است كه بني أميه ترويج داده است». جناب حضرت آيت الله حسيني بوشهري، رئيس حوزه علميه قم در آن زمان هم به من زنگ زد و گفت: «در اين ميدان، شما بايد وارد شويد و جواب بدهيد تا ما در مجله أفق حوزه چاپ كنيم». بنده ٣ شماره مقاله نوشتم و در رابطه با جنگ هايي كه بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) انجام شد و جناياتي كه در اين جنگ ها صورت گرفت و چهره اسلام را مخدوش كرد، از كتاب هاي معتبر أهل سنت بيان كرده ام.

إن شاء الله در آينده هم درباره حمله عرب به ايران و كيفيت مسلمان شده ايراني ها صحبت مي كنيم. اين را هم بارها گفته ايم كه مسلمان شدن ايراني ها ارتباطي به حمله عرب در زمان عمر بن خطاب نداشت و در زمان خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، يمن مسلمان شد به دست حضرت علي (عليه السلام) و يمن در آن زمان، جزء ايران بود و حاكم يمن را پادشاه ايران معين كرده بود و يمن يكي از استان هاي ايران بود. حتي نامه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه به ايران آمد، پادشاه ايران به حاكم يمن نوشت: «يك فردي را بفرست تا ـ نستجير بالله ـ سر كسي را كه ادعاي پيامبري كرده است ببرد و همراه جواب نامه براي من بفرست». يعني اسلام از طريق خود يمن و رفت و آمدهايي كه به داخل ايران بود، مسلمان شدند و در زمان خود رسول الله (صلي الله عليه و آله)، مردم ايران با مباني اسلامي آشنا شدند.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

١. در شبكه ظلمت، آقاي حيدري مي گفت:

بپرسيد از اين آقايان كه چرا نسل امامت بعد از امام حسن (عليه السلام) ادامه پيدا نكرد؟

٢. آقاي هاشمي در همين شبكه ظلمت، قضيه ظهور امام زمان (عليه السلام) و انتظار امام زمان (عليه السلام) را افسانه مي دانستند. سپس قضيه دجال را مطرح كرد و فكر مي كنم بيشتر به افسانه شبيه بود تا به اعتقاد ما شيعيان.

جواب ٢ :

١. أولاً:

بر فرض اگر از نسل امام حسن (عليه السلام) بود، اينها مي گفتند كه چرا از نسل امام حسين (عليه السلام) نبود. بالأخره بايد امامت از يك نسلي ادامه پيدا مي كرد. مانند اين است كه بگويند چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از نسل حضرت عبد الله (عليه السلام) بود و از نسل كسي ديگر نبود.

ثانياً:

هم چنين عرض كرديم كه به خاطر جانبازي هاي حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) و مسائل كربلاء كه امام حسين (عليه السلام) از روز ألست قبول كرد، خداوند هم به خاطر آن، امامت را از نسل امام حسين (عليه السلام) قرار داد.

ثالثاً:

امام حسن (عليه السلام) امام اول بود و امام حسين (عليه السلام) هم امام بعد از او بود و بنا نبود كه بعد از امام حسين (عليه السلام)، اين نسل برگردد به امام قبلي.

رابعاً:

ما صدها روايت داريم از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه فرمودند:

حضرت مهدي (عليه السلام) نهمين فرزند از فرزندان امام حسين (عليه السلام) است.

خامساً:

بعد از امام باقر (عليه السلام)، نسل امامت از ناحيه پدر و مادر، متصل شد به امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام).

٢. إن شاء الله اگر روزي قرار شد به شبهه افسانه بودن ظهور امام زمان (عليه السلام) جواب بدهيم، خيلي از معقتدات آقايان أهل سنت زير سؤال مي رود. حتي در نسب خيلي از مقدسين اين آقايان حرف زياد داريم. جالب اين است كه خود بن باز مفتي اعظم سابق عربستان سعودي، وقتي به مسئله مهدويت مي رسد، مي گويد:

أمر المهدي معلوم و الأحاديث فيه مستفيضة، بل متواترة، تدل علي أن هذا الشخص الموعود به أمره ثابت و خروجه حق.

أمر مهدويت قطعي است و روايات در اين زمينه مستفيض است، بلكه متواتر است و اين روايات دلالت مي كند كه قضيه مهدي موعود ثابت است و قيامش هم به حق است.

مجله دانشگاه اسلامي مدينه منوره، شماره ٣، سال اول، ١٣٨٨ هجري

جالب اين است كه آقاي بن باز اين را در جواب كسي مي گويد كه منكر مهدويت بود.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

در مورد مسجد جمكران و آن چاه و نامه هايي كه مردم در آن چاه مي ريزند توضيح بفرماييد.

جواب ٣ :

مسجد جمكران، حق است و به أمر آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) ساخته شده و همه مراجع عظام تقليد هم به آن اعتراف دارند و بنده هم خودم شاهد بودم كه حضرت آيت الله العظمي نجفي مرعشي (ره)، حضرت آيت الله العظمي اراكي (ره)، حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني (ره) و حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره) و ساير مراجع عظام تقليدي كه بنده در اين ٤٠ سال اخير در قم درك كرده ام، همه شان به مسجد جمكران مشرف مي شدند و به آنجا احترام مي گذاشتند. الآن هم مراجع عظام تقليد معاصر ما مانند حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي، حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني و حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني و ديگران نسبت به مسجد جمكران با نظر قداست نگاه مي كنند و صحبت هاي مفصلي دارند و در آن هيچ شك و شبهه اي نيست.

در رابطه با قضيه چاه جمكران، زماني كه حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) دستور به ساختن اين مسجد دادند، أمر به ساخت هم چنين چاهي ندادند و ما روايات صحيحي در اين زمينه نداريم. اينها معمولاً بعضي از خرافاتي است كه به بعضي از مقدسات آميخته مي شود و بهانه به دست مخالفين و دشمنان أهل بيت (عليهم السلام) مي دهد. برخي هم مانند ملازاده، هر روز عربده مي كشند كه امام زمان (عليه السلام) در آن چاه انداختند و مي خواهد از چاه در بيايد و مانند اينها را مطرح مي كنند.

اين چاه به هيچ وجه سنديت ندارد و روايتي ضعيف هم در اين زمينه نداريم و اين چاه، ساخته و پرداخته سال هاي بعد از آن است و الآن هم چاه را كلاً بسته اند و هيچ چاهي در جمكران وجود ندارد.

در بعضي از روايات آمده است:

كساني كه در زمان غيبت مي خواهند به آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) مرتبط شوند، نامه اي را بنويسند و آن را در چاهي كه آب دارد يا در رودخانه اي كه آب دارد بياندازند و يكي از نواب خاص آن حضرت را صدا كند و ايشان هم به إذن الله تبارك و تعالي نامه را به محضر حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) مي رساند.

ولي اين چاه، چاه جمكران نيست و اين چاه، از خرافات است و ساخته و پرداخته بعضي از افرادي است كه به مباحث شرعي هيچ گونه آگاهي ندارند.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

مباني فكري رافضي ها را چه چيزي تشكيل مي دهد و تفاوت شان با تشيع چقدر است و مركز اينها كجاست و چقدر پيروان دارند؟

جواب ٤ :

ما اصلاً و ابداً مذهبي به نام مذهب رافضي نداريم و نه رافضي داريم و نه كسي گفته است من رافضي هستم و نه بنيان گزار دارند و نه مباني فكري دارند. آنچه كه مطرح است اين است كه وهابيت براي اين كه بتوانند شيعه را تخريب كنند، از شيعه به عنوان رافضي تعبير مي كنند و اين تعبيري است كه وهابيت از شيعيان دارند. بنيان گزار شيعه هم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است و تشيع و نبوت با هم روئيده شدند و با هم رشد كردند و بيش از ٤٢ روايت از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در رابطه با شيعه در منابع أهل سنت داريم:

يا علي! أنت و شيعتك هم الفائزون.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٣٣٣ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ١١١

يا علي! أنت و شيعتك تأتي يوم القيامة راضين مرضيين.

الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٦، ص ٣٧٩ ـ فتح القدير للشوكاني، ج ٥، ص ٤٧٧ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ٢، ص ٤٦١ و ٤٦٥ ـ تفسير الآلوسي، ج ٣٠، ص ٢٠٧ ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص ٣٤٦ ـ نظم درر السمطين - الزرندي الحنفي - ص ٩٢

يا علي! أنت و شيعتك في الجنة.

المعجم الأوسط للطبراني، ج ٦، ص ٣٥٤ ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج ٧، ص ٢١٣ ـ تاريخ البغداد للخطيب البغدادي، ج ١٢، ص ٢٨٤ و ٣٥٣ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٣٣٢ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ١١٣

* * * * * * *

سؤال ٥ :

١. با توجه به اين كه امامت يك اصل عقلي در شيعه است، مولود كعبه خواندن أمير المؤمنين (عليه السلام) يك تعبير كنايي است يا واقعي؟

٢. ظاهراً امام زمان (عليه السلام) يك كودك ٥ ساله بودند كه پدر بزرگوارشان فوت كردند. امامت يك كودك ٥ ساله از نظر عقلي چگونه است؟

جواب ٥ :

١. امامت هم دليل عقلي دارد و هم دليل قرآني دارد و هم دليل از سنت دارد؛ هر ٣ به كمك هم آمده اند براي اثبات امامت.

اين كه أمير المؤمنين (عليه السلام) مولود كعبه است، واقعي است يا كنابي؟ ما در سايت مان مقاله مفصلي داريم و آقاي حاكم نيشابوري مي فرمايد:

فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب (كرم الله وجهه) في جوفه الكعبة.

تحقيقاً و قطعاً أخبار متواتري وجود دارد كه فاطمه بنت أسد، أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه را در درون كعبه به دنيا آورده است.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ٤٨٣

و ده ها عالم ديگر اين قضيه را نقل كرده اند و هيچ شك و شبهه اي در آن نيست.

٢. به همان دليلي كه خداوند به حضرت عيسي (عليه السلام) كه چند ساعتي بيشتر نبود كه به دنيا آمده بود، نبوت را إعطاء كرد و حضرت عيسي (عليه السلام) هم فرمود:

إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آَتَانِيَ الْكِتَابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا / وَ جَعَلَنِي مُبَارَكًا

سوره مريم / آيه ٣٠ و ٣١

و قرآن نسبت به حضرت يحيي (عليه السلام) مي فرمايد:

يَا يَحْيَي خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَ آَتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا

سوره مريم / آيه ١٢

خدايي كه قادر است به حضرت عيسي (عليه السلام) كه چند ساعت نبود كه به دنيا آمده بود، نبوت دهد و قدرت تكلم به او دهد و حضرت يحيي (عليه السلام) را هم در دوران طفوليت نبوت مي دهد، آيا آن خداوند قادر نيست كه امام زمان (عليه السلام) را كه ٥ سال دارد، امام قرار دهد؟

جالب اين است امام جواد (عليه السلام) ٥ يا ٦ ساله بود كه پدر بزرگوارش از دنيا رفت و اين براي أهل سنت يك حربه اي شد براي كوباندن شيعه. از مأمون خواستند كه علماء را جمع كنند و امام جواد (عليه السلام) را مفتضح كنند. تمام شخصيت هاي بزرگ أهل سنت مانند يحيي بن أكثم و ديگران را جمع كردند و امام جواد (عليه السلام) كه ٥ سال داشت، همه شان را از نظر علمي متقاعد و زمين گير كرد.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

در مورد آيه بيعت رضوان و آيه مهاجرين اولين كه خداوند وعده بهشت داده است، مفصل توضيح بفرماييد. چون در آنجا اسمي از خليفه اول و خليفه دوم نيست. اين آيات در شبكه ظلمت بسيار مطرح مي شود. اگر خداوند به اينها وعده بهشت داده است، چرا اينها در اسلام خود شك كردند؟ بنابر نقل ذهبي در جلد ٣، چرا عمر بن خطاب مكرراً از حذيفه سؤال مي كرد كه آيا ما جزء منافقين هستيم يا خير؟ اگر كسي كه خداوند آنها را وعده به بهشت داده است، وعده خداوند را نپذيرند و در اسلام خود شك كنند، آيا واقعاً جزء آيه مهاجرين اولينو آيه بيعت رضوان هستند؟ در اين مورد توضيح بفرماييد. چون يك اسلحه اي شده است براي عوام فريبي أهل سنت.

جواب ٦ :

ما اين را قبلاً مفصل مطرح كرده ايم و به نظر من نيايد خيلي روي اين مسئله مانور بدهيم.

همان طور كه حضرت عالي اشاره فرموديد، اين مباحث واضح و روشن است و آقايان أهل سنت هم گمان نمي كنم با اين توضيحاتي كه ما در جلسات قبلي داديم، بتوانند روي اين قضيه مانور بدهند. مثلاً در آيه ١٠٠ سوره توبه كه مي فرمايد:

وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

كلمه «مِنْ» در «مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ» تبعيضيه است.

در مورد آيه بيعت رضوان قرآن مي فرمايد:

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا

سوره فتح / آيه ١٨

حتي همان ١٤٠٠ نفري كه در بيعت رضوان بودند را هم شامل نمي شود. يعني خداوند در زماني در زير شجره رضوان بيعت مي كردند، از آنها راضي شده است.

ما موارد متعددي داريم كه اين حضرات مرتدّ شدند؛ مانند همين حديث حوض كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

تعدادي از صحابه مرا در كنار حوض، به طرف آتش جهنم مي كشند و:

فلا أراه يخلص منهم إلا مثل همل النعم.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٧، ص ٢٠٨

* * * * * * *

سؤال ٧ :

آيا دانشمندان و مفسرين أهل سنت ايران و افغانستان و پاكستان درباره امام زمان (عليه السلام) كتاب هايي نوشته اند يا خير؟

جواب ٧ :

بسيار زياد است و كتاب هاي متعددي نوشته شده است. آقاي گنجي و حاكم نيشابوري در اين زمينه مطلب نوشته اند. إن شاء الله اگر فرصت شود، در جلسه آينده درباره ليست كتاب هايي كه آقايان أهل سنت درباره حضرت مهدي (عليه السلام) نوشته اند، مفصل مطرح خواهم كرد. كتاب فتن آقاي أبو حماد كتابي مفصل است در رابطه با قضيه حضرت مهدي (عليه السلام).

* * * * * * *

سؤال ٨ :

وقتي امام زمان (عليه السلام) ظهور مي كند، قبلش حضرت عيسي (عليه السلام) ظهور مي كند و پشت سر امام زمان (عليه السلام) نماز مي خواند و اين موضوع باعث مي شود كه بسياري از مسيحيان ايمان بياورند و حقانيت امام زمان (عليه السلام) را قبول كنند. اما در جامعه اسلامي بر عكس است و امام زمان (عليه السلام) مجبور است كلي مبارزه كند با كساني كه داعيه دين دارند، ولي در عمل بي دين هستند. سؤال من اين است كه چرا امام زمان (عليه السلام) پس از ظهور، اين قدر كه با ما مسلمانان درگير است و مبارزه مي كند، با مسيحيان مبارزه نمي كند؟ دليلش چيست؟

جواب ٨ :

اين واضح و روشن است كه وقتي حضرت مهدي (عليه السلام) مي آيد:

يأتي بدين جديد.

يا:

بقرآن جديد.

و اين قرآني كه امروز در ميان أكثريت مسلمانان هست و اين رواياتي كه أكثريت مسلمانان مطرح مي كنند را به شكل جديدي ارائه مي دهد و آن قرآني كه بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نازل شده است و آن تفسيري كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و أمير المؤمنين (عليه السلام) از قرآن كرده اند را به مردم عرضه مي كند و مي فرمايد كه اين روايات صحيح بخاري و صحيح مسلم از اسرائيليات است و اين مسلمان هم حاضر نيست بپذيرد، لذا به مخالفت با امام زمان (عليه السلام) برمي خيزند. وقتي حضرت مهدي (عليه السلام) مي فرمايد كه اين أبو بكر و عمر خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نبودند و غاصب حق حضرت علي (عليه السلام) بودند، اين مسلمانان به مخالفت برمي خيزند. شما تصور مي كنيد حدود ٧٠٪ مسلمانان كه معتقد به حقانيت أبو بكر هستند، آيا با اين سخن حضرت مهدي (عليه السلام)، بَه بَه و چَه چَه مي كنند و مي گويند كه دست شما درد نكند؟ خير، بلكه در برابر آن حضرت مي ايستند. يعني حضرت مهدي (أرواحنا فداه) با اعتقادات اينها بازي مي كند و بر تمام آنچه كه اينها به عنوان عقيده تصور كرده بودند، خط بطلان مي كشد. وقتي يك عزيز سني مي بيند كه بر ٩٩٪ معتقداتش قلم قرمز كشيده شد، معلوم است كه در برابر حضرت مهدي (عليه السلام) مي ايستد. لذا تحريفاتي كه در دين اسلام صورت گرفته و تغييراتي كه بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) انجام شده و امروز هم شاهد آن هستيم، مسلّم و واضح و روشن است كه حضرت مهدي (عليه السلام) آنها را تغيير مي دهد.

* * * * * * *

سؤال ٩ :

در مورد مسح سر و پا كه در قرآن آمده است، توضيح بفرماييد.

جواب ٩ :

ما در برنامه خارج فقه مقارن كه از شبكه جهاني ولايت پخش مي شود، مفصل بحث كرده ايم. قرآن مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَي الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَي الْمَرَافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَي الْكَعْبَيْنِ

سوره مائده / آيه ٦

أولاً: قرائت آيه

حدود ٦ ، ٧ نفر از قرّاء، حرف «لام» در كلمه «أَرْجُلَكُمْ» را به كسره خوانده اند و بعضي هم به فتحه خوانده اند.

ثانياً: وضوي صحابه

در كتاب صحيح بخاري، جلد ١، صفحه ٢١ و ٣٢ و صحيح مسلم، جلد ١، صفحه ١٤٨ از صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، عبد الله بن عمرو نقل مي كند:

با پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در يكي از سفرها بوديم (ظاهراً سفر حجة الودع است) و:

و نحن نتوضأ، فجعلنا نمسح علي أرجلنا.

ما صحابه وضو مي گرفتيم و بر روي پاهاي خود مسح مي كشيديم.

ما از آقايان أهل سنت سؤال مي كنيم اين صحابه اي كه مسح مي كشيدند، اين مسح كشيدن را از كجا ياد گرفته بودند؟ آيا اين را از قرآن استفاده كرده بودند؟ از كدام آيه؟ آيا از سنت استفاده كرده بودند؟ از كدام سنت؟ يا نه، آيا صحابه بر خلاف قرآن و سنت عمل مي كردند؟ اگر شما مي گوييد «فجعلنا نمسح علي أرجلنا» خلاف قرآن و سنت بوده، تمام تار و پود فكري شما أهل سنت بر باد مي رود! يعني صحابه اي كه بر خلاف قرآن و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، به جاي شستن پا، مسح مي كشيد، آيا اين صحابه صلاحيت مرجعيت علمي را دارند؟

ثالثاً: وضوي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

در روايات صحيح از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل كرده اند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله):

يمسح برأسه و رجليه إلي الكعبين.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) سر و پاهاي مباركش را مسح مي كشيد.

سنن الدارمي، ج ١، ص ٣٠٥ ـ سنن إبن ماجة، ج ١، ص ١٥٦ ـ سنن أبي داود، ج ١، ص ١٩٧ ـ سنن النسائي، ج ٢، ص ٢٢٦ ـ السنن الكبري للبيهقي، ج ٢، ص ٣٤٥ ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج ٢، ص ٢٤٠ ـ السنن الكبري للنسائي، ج ١، ص ٢٤١ ـ شرح معاني الآثار لأحمد بن محمد بن سلمة، ج ١، ص ٣٥ ـ تفسير القرطبي، ج ١، ص ٣٤٨ ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٢، ص ٢٦٢ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج ١، ص ١٨

وقتي حاكم نيشابوري اين روايت را نقل مي كند در المستدرك علي الصحيحين، جلد ١، صفحه ٢٤٢ مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين.

اين روايت طبق شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم صحيح است.

آقاي ذهبي هم مي گويد اين روايت صحيح است.

هم چنين در مسند احمد، جلد ١، صفحه ١١٤ راوي مي گويد:

رأيت رسول الله (صلي الله عليه و سلم) يمسح ظاهرهما.

ديدم رسول الله (صلي الله عليه و سلم) را كه بر روي پاهايش مسح مي كشيد.

آقاي إبن حجر عسقلاني اين روايت را در تلخيص الحبير، جلد ٢، صفحه ٣٩٢ مي آورد و مي گويد:

و إسناده صحيح.

آقاي عثمان بن عفان، خليفه سوم مي گويد:

رأيت رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و مسح برأسه و ظهر قدميه.

ديدم كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) سر و پايش را مسح كشيد.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ١، ص ٥٨

آقاي هيثمي در مجمع الزوائد و منبع الفوائد، جلد ١، صفحه ٢٢٤ مي گويد:

و رجاله ثقات.

ثالثاً: وضوي أمير المؤمنين (عليه السلام)

در مسند احمد، جلد ١، صفحه ١١٤ روايتي نقل شده كه إبن حجر عسقلاني در تلخيص الحبير، جلد ٢، صفحه ٣٩٢ مي گويد:

إسناده صحيح.

در اين روايت، أمير المؤمنين (عليه السلام) در هنگام وضو گرفتن، مسح مي كشيد.

در مسند احمد، جلد ١، صفحه ١٥٨ نقل شده است:

و مسح رأسه ... و رجليه إلي الكعبين.

آقاي حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين، جلد ٤، صفحه ٢١٩ مي گويد:

هذا حديث صحيح الإسناد.

إبن حجر عسقلاني در لسان الميزان، جلد ٧، صفحه ٤٨٣ مي گويد:

وثقه إبن حبان.

هم چنين مسند أبو داود الطيالسي، صفحه ٢٢ آمده است.

در تفسير جامع البيان طبري، جلد ٦، صفحه ١٥٢ نقل شده است:

مسح برأسه و رجليه.

فقط يك روايت نيست، دو روايت نيست، سه روايت نيست؛ ده ها روايت است.

خامساً: إبن عباس: در قرآن، أمر به مسح شده است

اين إبن عباس كه شما او را بيشتر از ما قبولش داريد، مي گويد:

أبي الناس إلا الغسل و لا أجد في كتاب الله إلا المسح.

مردم زير بار وضوي مسحي نمي روند و مقيد هستند كه حتما پاي خود را بشويند. در حالي كه در كتاب خدا چيزي جز مسح نيافتم.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج ٦، ص ٣٥٨ ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج ٢، ص ٢٣٨ ـ المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج ١، ص ٢٢ ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج ١، ص ٣٢ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج ٩، ص ٤٣٢ و ٤٣٣ ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٢، ص ٢٦٢ ـ سنن إبن ماجة، ج ١، ص ١٥٦

سادساً: إبن عباس: در قرآن، ٢ غسل و ٢ مسح آمده است

آقاي إبن قدامه مقدسي كه از فقهاء بزرگ حنابله است، در كتاب المغني، جلد ١، صفحه ١٢٠ به نقل از إبن عباس مي گويد:

ما أجد في كتاب الله إلا غسلتين و مسحتين.

من در كتاب خدا، جز ٢ شستشو (صورت و دست) و ٢ مسح (سر و پا) نيافتم.

السنن الكبري للبيهقي، ج ١، ص ٧٢ ـ سنن الدارقطني، ج ١، ص ١٠١

يعني مي گويد كتاب خدا دستور به مسح پا داده، ولي مردم بر خلاف كتاب خدا، پاي خود را مي شويند.

آقاي سرخسي كه از فقهاء بزرگ احناف است، در كتاب المبسوط، جلد ١، صفحه ٨ به نقل از إبن عباس مي گويد:

نزل القرآن بغسلين و مسحين.

المبسوط للسرخسي، ج ١، ص ٨

آقاي عبد الرزاق صنعاني در المصنف، جلد ١، صفحه ١٩ به نقل از إبن عباس مي گويد:

إفترض الله غسلتين و مسحتين.

اين آقايان بارها اين شبهه را مطرح كرده اند. يك نفر مي آيد در ماهواره و چرنديات مي بافد كه:

علي بن أبي طالب (عليه السلام) پايش را مي شست و من خودم اين را به چشم خودم، هزار بار در كتاب من لا يحضره الفقيه ديدم.

اين مسخره بازي ها گذشت. يك زماني إبن تيميه در كنار كرسي خود مي نشست و حرف هايي را مي نوشت و كسي هم سؤال و جواب نمي كرد. حالا هم اين استاد دانشگاه آمريكا (كه ما دانشگاهي به نام آمريكا نداريم) مي گويد:

علي بن أبي طالب (عليه السلام) پايش را مي شست و من خودم اين را به چشم خودم، هزار بار در كتاب من لا يحضره الفقيه ديدم.

به قول يكي از آقايان:

شما هزار بار ديده اي، هزار بار ديگر هم ببين، هزار بار ديگر هم ببين، هزار بار هم براي بار چهارم ببين و در پنجمين بار، ما اين آيه را مي خوانيم:

وَ الْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ

سوره نور / آيه ٧

چرا اين دروغ ها را مي بافيد؟ مي گويد:

هر اعتباري كه صحيح مسلم در نزد ما دارد، كتاب من لا يحضره الفقيه در نزد شيعه هم چنين اعتباري دارد!

اگر تو راست مي گويي، بر پدر دروغ گو لعنت! اگر در يك جا آمده باشد يا يك روحاني عادي و يا يك روضه خوان هم چنين اعتقادي داشته باشد، نشان بدهيد. كتاب من لا يحضره الفقيه از حدود ٥ هزار اندي روايت، حدود ٢ هزار روايتش مرسل است و شيعه مرسلات را قبول ندارد.

با اين كه ما بارها اين شبهه وضو را جواب داده ايم، ولي اين آقايان تصور مي كنند كه مي توانند ادعا كنند كه اين شبهه وجود دارد.

* * * * * * *

سؤال ١٠ :

آيا هيچ حديث و روايتي از معصومين (عليهم السلام) در رابطه با ملاقات و ديدن حضرت مهدي (عليه السلام) توسط مردم در عصر غيبت آمده است يا خير؟

جواب ١٠ :

بحث تشرف به محضر حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) از قطعيات عقيده شيعه است. چه در زمان غيبت صغري و چه در زمان غيبت كبري، افرادي زيادي خدمت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) مشرف شده اند؛ مانند شيخ مفيد (ره)، علامه حلي (ره)، سيد بحر العلوم (ره) و مقدس اردبيلي (ره). اينها از شخصيت هايي هستند كه مشرف به خدمت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) شده اند و هيچ شك و شبهه اي در اين نداريم. ولي اين را هم عزيزان بدانند در آن روايتي كه حضرت به محمد سمري فرمودند:

من إدعي الرؤية فكذبوه.

سرور عزيزمان حضرت آيت الله العظمي شبيري زنجاني مي فرمود:

نظر من بر اين است كه اين روايت يك قاعده كلي براي شيعه بيان كرده است. مثل قاعده إصالة الحلّية است كه مي گويد:

كل شئ لك حلال حتي تعرف الحرام بعينه.

تمام أشياء بر تو حلال است، مگر اين كه حرام را بشناسي كه فلان شئ حرام است.

الكافي للشيخ الكليني، ج ٦، ص ٣٣٩ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ٢٥، ص ١١٨

و قاعده هاي إصالة الإباحة و إصالة الطهارة هم اين چنين است. إصالة الطهارة يعني همه چيز پاك است و اگر شما به رستوران و هتل مي رويد، موظف هستيد همه چيز را طاهر و پاك بدانيد، مگر اين كه نجس را ببيني و تشخيص بدهي.

ايشان مي فرمود:

قاعده كلي در رابطه با رؤيت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء)، تكذيب است و عدم صداقت و عدم تحقق است.

يعني هر كسي ادعا كرد من امام زمان (عليه السلام) را ديدم، دروغ است و بايد تكذيبش كنيم؛ مگر اين كه ثابت شود اين تشرف، تشرف واقعي بوده است. هر كسي كه بگويد من امام زمان (عليه السلام) را ديدم، وظيفه ما تكذيب كردن اوست؛ اين اصل اوليه است. مگر مواردي كه قطع داريم حقيقت دارد و اين مدعي صادق است؛ مانند مرحوم مقدس اردبيلي (ره) و سيد بحر العلوم (ره) و سيد بن طاووس (ره). سيد بن طاووس (ره) مي گويد:

من به قدري خدمت امام زمان (عليه السلام) مشرف شده ام كه با تُن صداي ايشان آشنا هستم و اگر از پشت ديواري صدا بيايد، من تشخيص مي دهم كه اين صدا براي حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) است يا صداي كسي ديگر است.

ما بايد مقداري مراقب باشيم و بايد با افرادي كه در اين زمينه دكان و بازار باز مي كنند تا بتوانند پول مردم را به جيب بكشند، مبارزه كنيم. ولي اگر كسي ادعاي رؤيت كرد كه بزرگوار و صالح بود، مانند حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره) و آيت الله مرحوم كشميري (ره) و آيت الله مجتهدي (ره)، شك و شبهه اي وجود ندارد كه اين مسائل حقيقت دارد.

* * * * * * *

سؤال ١١ :

در بحث اعتقادي، وقتي به بحث امامت مي رسيم، امامت را از طرق قاعده لطف، قاعده حكمت، قاعده لزوم فيض، و از طريق عقل و شرع ثابت مي كنيم. وقتي به بحث غيبت امام زمان (عليه السلام) مي رسيم، در أحاديث آمده است كه دليل غيبت، ما مردم هستيم. من اين گونه احساس مي كنم كه دلايل وجود امام با دلايل غيبت متناقض است. يعني اگر قرار است امام به دلايل قاعده لطف و ادامه فيض باشد، پس اين امام چرا رفته است؟ اگر قرار باشد كه ما بد باشيم و شيعيان بد باشند و عمده دليلش هم همين است، ما قبول مي كنيم، ولي وجود امام براي اين است كه ما را خوب بكند. آن ١١ امام بزرگوار ديگري كه بودند، براي اين بودند كه ما را راهنمايي كنند. اين كه ١٢٠٠ سال پيش عده اي از مردم در عربستان كارهايي انجام دادند، چوبش را ما مسلمانان در اين دوره مي خوريم كه غيبت امام زمان (عليه السلام) به تأخير مي افتد.

توضيح بفرماييد كه اگر ما وجود امام را به اين دلايل ثابت مي كنيم، وجود امام به همان دلايل، نبايد غيبت داشته باشد و بايد امام حاضر باشد. دليل وجود امام و دليل غيبت امام در تناقض هستند.

جواب ١١ :

من در بحث هاي گذشته اين مسئله را در حرم امام رضا (عليه السلام) يا حرم حضرت معصومه (سلام الله عليها) مفصل بحث كرده ام با موضوع فلسفه غيبت امام زمان (عليه السلام) و اين كه آيا با قاعده لطف و اصل نصب امامت تنافي دارد يا خير؟

آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) گرچه الآن در پس پرده غيبت است، ولي طبق رواياتي كه وجود دارد:

من كان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدينه، مخالفا علي هواه، مطيعا لأمر مولاه، فللعوام أن يقلدوه.

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ٢٧، ص ١٣١ ـ الإحتجاج للشيخ الطبرسي، ج ٢، ص ٢٦٣

به دستور خود ائمه (عليهم السلام) و امام زمان (عليه السلام)، امروز مسئوليت همان امام را فقهاء و مراجع عظام تقليد بر عهده دارند و امام زمان (عليه السلام) هم همانند حضرت خضر (عليه السلام) در ميان ما هست و دست مراجع عظام تقليد را بدون آن كه آنها متوجه شوند، مي گيرد و راهنمايي هاي لازم را انجام مي دهد. خيلي از موارد هست كه آقايان مراجع عظام تقليد ما بنا به دلايلي، خيلي از مسائل را مطرح نمي كنند و برخي هم وصيت مي كنند كه بعد از ما اين قضايا گفته شود. حتي از آقايان مراجع معاصر كه از نزديك با آنها مأنوس بوديم، قطع داريم كه به محضر آقا امام زمان (عليه السلام) مشرف شده اند؛ مانند مرحوم حضرت آيت الله العظمي سيد احمد خوانساري (ره) كه ما شكي در تشرف ايشان نداشتيم و مرحوم حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره). اگر اين آقايان براي بعضي از آقايان بيان مي كنند:

هر كه را أسرار حق آموختندمُهر كردند و دهانش دوختند

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»