سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٨٠ - شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)

شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)

کد مطلب: ٥٤٤٤ تاریخ انتشار: ٢٨ فروردين ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٢٦١٠ سخنراني ها » شبکه ولايت شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
حبل المتین ٩٠/٠١/٢٨


لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تاریخ : ٢٨ / ٠١ / ٩٠

آقاي محسني

مقداري در رابطه با جايگاه رفيع بانوي دو عالم، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از منابع أهل سنت توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با جايگاه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در ميان كتب شيعه و سني، بايد إبتداء عرض كنيم كه عقول، فكر و انديشه ما قصورش بيشتر از آن است كه بتواند به آن جايگاه رفيع حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) برسد. كسي بايد درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) سخن بگويد كه خودش از سرچشمه وحي، علوم را نوشيده است و بهره اي از علوم لدنّي دارد. ولي ما از باب اين كه:

آب دريا را اگر نتوان كشيدهم به قدر تشنگي بايد چشيد

آنچه كه ما مي فهميم و درك مي كنيم از رواياتي كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) با توجه به درك عقول بشري بيان كرده اند، نكاتي را خدمت بينندگان عزيز تقديم مي كنيم:

جايگاه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در نزد أهل سنت

نكته اول: حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، پاره تن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

اولين نكته اي كه ما در رابطه با جايگاه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي بينيم، اين است كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) پاره تن نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) معرفي شده است:

فاطمة بضعة مني.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٤، ص ٢١٠ ـ صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج ٧، ص ١٤١

اين تعبير، خيلي گرانسنگ و بزرگ است و اين تعبير نسبت به هيچ كس، حتي نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) و ساير فرزندان حضرت و نسبت به ديگر صحابه به كار نرفته است و مختص حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است و بعضي از بزرگان، از همين تعبير، عصمت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را استفاده كرده اند و هم سنگ با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودن در فضائل را، غير از نبوت.

نكته دوم: حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، سرور زنان

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) سرور زنان دنيا و آخرت و سرور زنان أمت اسلامي و سرور زنان بهشتي معرفي شده است. در اين مورد، ٣ واژه به كار رفته است:

فاطمة سيدة نساء أهل الجنة.

فاطمه سرور زنان بهشتي است.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٤، ص ٢٠٩

آقاي إبن اثير جزري در أسد الغابة في معرفة الصحابة، جلد ٤، صفحه ١٦ مي گويد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

فاطمة سيدة نساء العالمين.

فاطمه سرور زنان دنيا و آخرت است.

و در روايتي كه هيثمي نقل مي كند در مجمع الزوائد و منبع الفوائد، جلد ٩، صفحه ٢٠١ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

فاطمة سيدة نساء أمتي.

فاطمه سرور زنان أمت من است.

نكته سوم: حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، هم سنگ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در ديانت

آقاي طبراني روايتي را نقل مي كند از عايشه ـ همسر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ـ كه مي گويد:

ما رأيت أحدا من خلق الله أشبه برسول الله صلي الله عليه و آله دينا من فاطمة.

من كسي را نديدم كه در ديانت، هم سنگ و شبيه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) باشد، جز دخترش فاطمه.

المعجم الأوسط للطبراني، ج ٤، ص ٢٤٢

آقاي هيثمي باز هم از عايشه روايتي را نقل مي كند و اين روايت به تعابير متعدد آمده است و شايد در بيش از ٣٠ ، ٤٠ كتاب أهل سنت آمده است كه عايشه مي گويد:

ما رأيت أفضل [أصدق] من فاطمة غير أبيها.

من كسي را برتر [راستگوتر] از فاطمه نديدم، غير از پدرش.

مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج ٩، ص ٢٠١ ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج ٣، ص ١٣٧ ـ مسند أبي يعلي، ج ٨، ص ١٥٣ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج ٨، ص ٢٦٤

نكته چهارم: حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، برتر از عايشه و حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)

آقاي هيثمي در مجمع الزوائد و منبع الفوائد، جلد ٩، صفحه ٢٠١ روايتي را آورده كه همه راويانش ثقه هستند و روايت صحيح است و مي گويد:

أبو بكر وارد خانه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) شد و ديد عايشه با صداي بلند به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) اعتراض مي كند و مي گويد:

والله! لقد عرفت أن عليا و فاطمه أحب إليك مني و من أبي.

به خدا سوگند! براي من يقين شده است كه علي و فاطمه از من و پدرم أبو بكر در نزد تو محبوب تر هستند.

وقتي أبو بكر اين را شنيد، ناراحت شد:

فأهوي إليها، فقال: يا بنت فلانة! لا أسمعك ترفعين صوتك علي رسول الله صلي الله عليه و سلم؟!

به عايشه حمله كرد و گفت: اي دختر فلانة! نشنوم كه صدايت را بالاي صداي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) بلند كرده اي.

چون قرآن هم مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ

سوره حجرات / آيه ٢

و خطاب به همه مسلمانان است و زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم در رعايت كردن اين آيه، أولي هستند. چون اگر رعايت كنند، خداوند دو برابر پاداش مي دهد و اگر رعايت نكنند، دو برابر عذاب مي كند.

وقتي آقاي هيثمي اين روايت را نقل مي كند، مي گويد:

رواه أحمد و رجاله رجال الصحيح.

آقاي إبن حجر عسقلاني از امام سُبْكي (متوفاي ٧٥٦ هجري) نقل مي كند:

لعايشة من الفضائل ما لا يحصي و لكن الذي نختاره و ندين الله به أن فاطمة أفضل ثم خديجة ثم عائشة.

عايشه فضائل بي شماري دارد، ولي آنچه كه ما اختيار مي كنيم و به عنوان دين پذيرفته ايم، اين است كه فاطمه برتر از خديجه و عايشه است.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج ٧، ص ١٠٥ ـ تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج ١٠، ص ٢٦٥ ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج ٤، ص ٣٩٣ ـ روح المعاني للآلوسي، ج ٣، ص ١٥٦

نكته پنجم: حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، نطفه اش بهشتي بود

نطفه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، نطفه اي بهشتي بود. چون در ميان دختران رسول الله (صلي الله عليه و آله)، تنها دختري كه بعد از رسالت آن حضرت به دنيا آمده، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بود و ساير دختران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ـ أم كلثوم و رقيه و زينب (سلام الله عليهن) ـ قبل از رسالت ايشان به دنيا آمده بودند. گرچه أهل سنت معتقدند كه قبل از بعثت به دنيا آمده است و شيعه هم معتقد است كه در سال پنجم بعثت به دنيا آمده است و تعداد زيادي از أهل سنت هم معتقد هستند كه در سال اول بعثت به دنيا آمد و رسول الله (صلي الله عليه و آله) ٤١ سال داشت كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به دنيا آمد.

روايتي را جناب طبراني در المعجم الكبير، جلد ٢٢، صفحه ٤٠١ نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

وقتي من به معراج رفتم و وارد بهشت شدم، از درختان بهشتي تناول كردم و از جمله آنها، از سيب هاي بهشتي تناول كردم:

فتناولت ثمرة من ثمرتها فأكلتها، فصارت نطفة في صلبي، فلما هبطت الأرض، واقعت خديجة، فحملت بفاطمة، فإذا أنا اشتقت إلي رائحة الجنة شممت ريح فاطمة، يا حميراء! إن فاطمة ليست كنساء الآدميين و لا تعتل كما يعتلون.

همين ميوه بهشتي، نطفه اي در صلب من شد و وقتي به زمين برگشتم، با خديجه همبستر شدم و خديجه هم به فاطمه باردار شد. وقتي من مشتاق بوي بهشت مي شوم، بوي فاطمه را استشمام مي كنم. اي عايشه! فاطمه مانند ساير زنان عادي نيست و مسائل زنانه را ندارد.

برخي معتقدند كه روايات المعجم الكبير طبراني روايات صحيحي است.

نكته ششم: احترام ويژه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)

اين تعبير نسبت به هيچ كس نيامده است كه وقتي أمير المؤمنين (عليه السلام) يا ديگر صحابه وارد مي شدند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به صورت تمام قد در برابر آنها بايستد، ولي عايشه مي گويد:

كانت إذا دخلت عليه قام إليها، فقبلها و رحب بها و أخذ بيدها فأجلسها في مجلسه.

وقتي فاطمه وارد بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مي شد، آن حضرت تمام قد در برابر فاطمه مي ايستاد و او را مي بوسيد و به او خوش آمد مي گفت و دست او را مي گرفت و در جاي خودش مي نشاند.

حاكم نيشابوري مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين

اين روايت شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم را دارد.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٦٠ ـ سنن أبي داود، ج ٢، ص ٥٢٢ ـ تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج ٨، ص ٢٦ ـ الأدب المفرد للبخاري، ص ٢٠٩ ـ صحيح إبن حبان، ج ١٥، ص ٤٠٣ ـ الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ٤، ص ١٨٩٦ ـ نصب الراية للزيلعي، ج ٦، ص ١٥٦ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٤٦ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج ٧، ص ١٥١ ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج ٢، ص ٥٥

نكته هفتم: حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، أفضل از خلفاء اربعه

جناب مناوي از آقاي عراقي (كه جزء ٤ نفري است كه آقايان أهل سنت عيال كنار سفره او هستند) نقل مي كند و مي گويد:

أفضل من الخلفاء الأربعة بالإتفاق.

فاطمه از تمام خلفاء اربعه أفضل است.

فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج ٤، ص ٥٥٥

اين كه آيا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) أفضل است يا أمير المؤمنين (عليه السلام)؟ بحث ديگري است و در زيارت جامعه كبيره مي خوانيم:

خلقكم الله أنوارا فجعلكم بعرشه محدقين.

خداوند اين ١٤ معصوم را نور آفريده است.

در روايتي هم آمده است:

اولنا محمد و أوسطنا محمد و آخرنا محمد و كلنا محمد.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٢٦، ص ٦

تفكيك قائل شدن ميان اين انوار طيبه كار خيلي سختي است، مگر اين كه روايتي از اينها در اين زمينه داشته باشيم.

نكته هشتم: غضب و رضايت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، غضب و رضايت خداوند

غضب و رضايت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، مساوي است با غضب و رضايت خداوند و اين عين عصمت است. در المستدرك علي الصحيحين، جلد ٣، صفحه ١٥٤ در روايتي صحيح آمده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

يا فاطمة! إن الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك.

اي فاطمه! خداوند با غضب و رضايت تو، غضبناك و راضي مي شود.

يعني اگر تو از كسي غضبناك شوي، خداوند هم از او غضبناك است و اگر از كسي راضي شوي، خداوند هم از او راضي است.

نكته نهم: غضب و رضايت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، غضب و رضايت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

در روايتي معروف در صحيح بخاري آمده است:

فاطمة بضعة مني، من أغضبها أغضبني.

فاطمه پاره تن من است، هر كس او را غضبناك كند، مرا غضبناك كرده است.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٤، ص ٢١٠، ح ٣٧١٤

در صحيح مسلم، جلد ٧، صفحه ١٤١، حديث ٦٢٠٢ هم آمده است:

إنما فاطمة بضعة مني، يؤذيني ما آذاها.

فاطمه پاره تن من است، هر آنچه كه فاطمه را اذيت كند، مرا اذيت كرده است.

جالب اين كه در اين دو روايتي كه ذكر كرديم، قضيه خواستگاري دختر أبو جهل در ميان نيست.

نكته دهم: خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، أفضل از خانه پيامبران (عليهم السلام)

اين آقاياني كه مي گويند شما ائمه (عليهم السلام) يا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را بالاتر از أنبياء (عليهم السلام) مي دانيد، به اين روايت كه در كتاب هاي متعدد أهل سنت آمده، توجه كنند. بعد از نزول آيه شريفه:

فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآَصَالِ

سوره نور / آيه ٣٦

فقام إليه رجل فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله؟ قال: بيوت الأنبياء، فقام إليه أبو بكر فقال: يا رسول الله! هذا البيت منها لبيت علي و فاطمة؟ قال: نعم، من أفاضلها.

مردي بلند شد از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) پرسيد:

منظور از اين بيوت چيست؟ حضرت فرمود: بيوت أنبياء. أبو بكر بلند شد و گفت: يا رسول اللَّه! خانه علي و فاطمه هم جزء اين بيوت أنبياء است؟ فرمود: بله، از برترين آن بيوت است .

روح المعاني للآلوسي، ج ١٨، ص ١٧٤ ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٥، ص ٥٠ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ١، ص ٥٣٤ ـ تفسير الثعلبي، ج ٧، ص ١٠٧

تلك عشرة كاملة. پس روشن و واضح است كه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) جايگاه رفيعي دارد و:

لها جلال، ليس فوق جلالها إلا جلال الله جل جلاله، لها نوال، ليس فوق نوالها إلا نوال الله.

خوشا به حال آنهايي كه در دنيا، در زير سايه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) زندگي كردند و در آخرت هم مشمول عنايات ويژه آن حضرت خواهند شد.

* * * * * * *

آقاي محسني

اين روايت در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است:

فاطمة بضعة مني، من أغضبها أغضبني.

إنما فاطمة بضعة مني، يؤذيني ما آذاها.

از طرفي هم در صحيح بخاري يا در صحيح مسلم در مورد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آمده است:

ماتت و هي غضبان.

از دنيا رفت، در حالي كه از خلفاء غضبناك بودند.

اين دو روايت با هم چگونه جمع مي شوند؟

استاد حسيني قزويني

إن شاء الله ما اين را مفصل عرض خواهيم كرد. بعضي از آقايان أهل سنت از قضيه ايام فاطميه ناراحت هستند و بعضي ها مانند مولوي گرگيچ و قضيه زاهدان كه خيلي سر و صدا شد و گفتند:

اين آقايان دَم از وحدت مي زنند و از طرف ديگر مي آيند بحث شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و ايام فاطميه را مطرح مي كنند، با هم هم خواني ندارد و اگر آقايان راست مي گويند و دَم از وحدت مي زنند، ايام فاطميه را بردارند.

اين مشخص و واضح است كه قضيه فاطميه در حقيقت أُسّ اساس عقايد و زيربناي فكري و اعتقادي شيعه است و به خاطر همين قضيه است. چون از آن طرف مي بينند روايات متعدد دارند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

فاطمة بضعة مني، من أغضبها أغضبني.

إنما فاطمة بضعة مني، يؤذيني ما آذاها.

از آن طرف هم به صراحت نقل مي كنند:

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، فهجرت أبا بكر، فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٤، ص ٤٢، حديث ٣٠٩٣

* * * * * * *

آقاي محسني

رسول الله (صلي الله عليه و آله) فرزنداني داشتند و به قول شما، برخي از آنها قبل از بعثت و برخي از آنها مانند حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بعد از بعثت به دنيا آمدند. اما در ميان اينها، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) جايگاه ويژه و ممتازي داشتند. سؤال من اين است كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) چند فرزند داشتند؟ و چرا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) نسبت به ديگر فرزندان متمايز شدند و داراي اين فضائل شدند؟

استاد حسيني قزويني

در مورد تعداد فرزندان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اختلاف است.

علامه بدر الدين عيني ـ شارح صحيح بخاري ـ در عمدة القاري شرح صحيح البخاري، جلد ٨، صفحه ١٠٣ نكته اي را نقل مي كند و مي گويد:

و مجموع أولاد النبي صلي الله عليه و سلم ثمانية: القاسم و به كان يكني و الطاهر و الطيب و يقال أن الطاهر هو الطيب و إبراهيم و زينب زوجة إبن أبي العاص و رقية و أم كلثوم زوجا عثمان و فاطمة زوجة علي بن أبي طالب و جميع أولاده من خديجة رضي الله تعالي عنها إلا إبراهيم فإنه من مارية القبطية.

مجموع فرزندان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) ٨ فرزند است: ١. قاسم، كه كنيه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم أبو القاسم بود ٢. طاهر ٣. طيب؛ گفته شده است كه طاهر همان طيب است.

اين ٣ فرزند در مكه از دنيا رفتند و در قبرستان حضرت أبو طالب (عليه السلام)، بين قبر حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) و قبر حضرت أبو طالب (عليه السلام) و حضرت عبد المطلب (عليه السلام) دفن هستند.

٤. ابراهيم ٥. زينب، همسر إبن أبي العاص ٦. رقيه ٧. أم كلثوم، همسر عثمان ٨. فاطمه، همسر علي بن أبي طالب. تمام اين فرزندان از خديجه (رضي الله عنها) بودند، به غير از ابراهيم كه فرزند ماريه قبطيه بود.

رقيه إبتداء همسر عتبة بن أبو لهب بود و أم كلثوم هم إبتداء همسر عتيبة بن أبو لهب بود و بعد از نزول آيه «تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ»، أبو لهب فرزندانش را وادار كرد كه اينها را طلاق بدهند و بعد عثمان هم رقيه را گرفت و بعد از اين كه او از دنيا رفت، أم كلثوم را گرفت. يعني عثمان با دختران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ازدواج كرد كه قبلاً عروس أبو لهب بودند.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از ديگر زنانش هيچ فرزندي نداشتند.

مرحوم علامه مجلسي (ره) هم در بحار الأنوار، جلد ٢٢، صفحه ١٥١ مطالبي را در اين زمينه آورده است.

علت كرامات و فضائل بي شمار براي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)

اما اين كه چرا از ميان اين همه فرزندان، اين فضائل بي شمار و بي كران نصيب حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) شده است؟

علت اول: ملاك و معيار براي تشخيص حق از باطل

چون نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي دانستند كه أمتش بعد از او دچار حيرت و سرگرداني و گمراهي مي شوند و قبلاً هم خوانديم كه در حديث إفتراق أمت فرمود:

أمت حضرت موسي (عليه السلام) به ٧١ فرقه و أمت حضرت عيسي (عليه السلام) به ٧٢ فرقه و أمت من به ٧٣ فرقه منشعب مي شوند و تمام اينها، أهل آتش جهنم و هلاكت هستند، جز يك فرقه.

آقاي ترمذي در سنن الترمذي، جلد ٤، صفحه ١٣٤ اين روايت را تصحيح مي كند و جناب الباني در صحيح سنن إبن ماجه، جلد ٢، صفحه ٣٦٤ اين روايت را تصحيح مي كند و اين روايت از نظر صحت هيچ اشكالي ندارد.

پس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي بيند كه آينده به اين شكل است. لذا فردي بايد باشد كه تالي تلو پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) باشد و از نظر عصمت، گفتار و تمام جهات تا غصب و رضايت او و حركات او و سيره او مانند حركات، گفتار و كردار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) باشد تا مردم حق را از باطل و فرقه ناجيه را از فرقه هالكه تشخيص بدهند. اين يكي از علت هايي است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، رضايت و غضب حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را رضايت و غضب خداوند و خودش دانسته است.

علت دوم: معيار تشخيص امام

اين حديث كه مي فرمايد:

من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتة جاهلية.

يا:

اين روايات را قبلاً خوانده ايم و در مسند احمد، جلد ٤، صفحه ٩٦ آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

من مات بغير امام، مات ميتة جاهلية.

هر كس بدون امام از دنيا برود، مرگش به مرگ جاهلي است.

در خود صحيح مسلم، جلد ٦، صفحه ٢٢، حديث ١٤٧٨ هم قبلاً خوانديم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

من مات و ليس في عنقه بيعة، مات ميتة جاهلية.

هر كس بميرد و بيعت كسي بر گردنش نباشد، مرگش به مرگ جاهلي است.

مرحوم علامه اميني (ره)، صاحب الغدير، در سفري كه به مصر داشتند، با تعدادي از علماء گفت وگويي داشتند و از آنها سؤال كردند:

آيا حديث: «من مات بغير امام، مات ميتة جاهلية» را قبول داريد؟ همه گفتند: بله، از رواياتي است كه به سندهاي متعدد و صحيح وارد شده است. گفتم: آيا قبول داريد كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) با أبو بكر بيعت نكرد و ديگر با او صحبت نكرد و به حالت غضبناك از او از دنيا رفت؟:

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، فهجرت أبا بكر، فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.

گفتند: بله. گفتم: حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) كه با أبو بكر بيعت نكرد و از دنيا رفت، آيا او بدون امام از دنيا رفته است و ـ نستجير بالله ـ مرگش مرگ جاهلي است؟ گفتند: خير.

در خود صحيح بخاري هم خوانديم:

فاطمة سيدة نساء أهل الجنة.

فاطمه سرور زنان بهشتي است.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٤، ص ٢٠٩

پس حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) نه تنها به بهشت مي رود، بلكه سرور زنان بهشتي هم هست.

گفتم: آيا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اين روايت را قبول نداشت كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: «من مات بغير امام، مات ميتة جاهلية»؟ گفتند: خير، اين روايت با سندهاي صحيح آمده است و قابل انكار نيست و همه صحابه آن را نقل كرده اند. گفتم: پس چون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به بهشت مي رود و روايت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را هم قبول دارد، راه سومي مي ماند و آن اين است كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، أبو بكر را به عنوان خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام بر حق قبول نداشت.

مضافاً كه اگر حضرت علي (عليه السلام) واقعاً احساس مي كرد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، آقاي أبو بكر كه خليفه بر حق پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است را او قبول ندارد و او را به عنوان امام نمي شناسد، وظيفه اش اين بود كه به او تذكر بدهد، چون همسر اوست و در هيچ روايتي هم نداريم كه حضرت علي (عليه السلام) به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) تذكر داده باشد كه چرا أبو بكر را به عنوان امام و خليفه قبول نداري و بدون امام از دنيا مي روي و ـ نستجير بالله ـ مرگت به مرگ جاهلي خواهد بود.

هم چنين اگر حضرت علي (عليه السلام)، آقاي أبو بكر را خليفه مي دانست، بايد بلا فاصله با او بيعت مي كرد، حال آن كه طبق همين سند صحيح بخاري، حضرت علي (عليه السلام) تا ٦ ماه با أبو بكر بيعت نكرد و:

استنكر علي وجوه الناس.

مردم از علي روي گردان شدند.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٥، ص ٨٣ ـ صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج ٥، ص ١٥٤

و آن نقشي كه حضرت علي (عليه السلام) در حفظ دين اسلام و بيان حقايق و جلوگيري از انحراف دين داشت را نمي توانست انجام دهد:

فأمسكت بيدي حتي رأيت راجعه الناس قد رجعت عن الاسلام يدعون إلي مَحْق دين محمد صلي الله عليه و آله، فخشيت إن لم أنصر الاسلام و أهله أن أري فيه ثلما أو هدما.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ١٧، ص ١٥١ ـ الامامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج ١، ص ١٣٣

و ديد كه قضيه به جاهاي باريك كشيده مي شود و دين اسلام و دين محمد (صلي الله عليه و آله) در خطر است و آمد در صحنه حضور پيدا كرد.

علامه اميني (ره) مي فرمايد:

وقتي اين را گفتم، علماء أهل سنت سرشان را پايين انداخته بودند و هيچ يك از آنها نتوانستند جواب بدهند.

الغدير، ج ١٠، ص ٣٦١

در قضيه شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بعضي ها سر و صدا به راه انداخته اند و چندين سال است كه عليه ايام فاطميه در شبكه هاي ماهواره اي وهابيت و سايت هاي اينترنتي برنامه ها پخش مي كنند و بعضي ها هم عصباني هستند، احساس مي كنند با گسترش مراسم فاطميه و فرهنگ فاطميه، خيلي از برنامه هاي آنها به هم مي ريزد و خيلي از اعتقادات آنها زير سؤال مي رود؛ لذا اين همه حساسيت دارند. مي گويند:

شما در ايام فاطميه، شخصيت عمر بن خطاب را زير سؤال مي بريد. مگر مي شود حضرت عمر به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) جسارت كند؟

شما در صحيح بخاري و صحيح مسلم آورده ايد كه عمر بن خطاب در قضيه نماز خواندن بر جنازه عبد الله بن أبي در برابر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي ايستد و به آن حضرت جسارت مي كند و عباي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را مي گيرد مي كشد و بر آن حضرت اعتراض مي كند. عمر بن خطاب مي گويد:

لما مات عبد الله بن أبي إبن سلول، دعي له رسول الله صلي الله عليه و سلم ليصلي عليه، فلما قام رسول الله صلي الله عليه و سلم، وثبت إليه، فقلت: يا رسول الله! أتصلي علي إبن أبي و قد قال يوم كذا و كذا كذا و كذا؟ أعدد عليه قوله، فتبسم رسول الله صلي الله عليه و سلم و قال: أخّر عني يا عمر! فلما أكثرت عليه، قال: إني خيرت، فاخترت، لو أعلم أني إن زدت علي السبعين فغفر له لزدت عليها؛ قال: فصلي عليه رسول الله صلي الله عليه و سلم، ثم انصرف.

و خودش هم بعداً مي گويد:

فعجبت بعد من جرأتي علي رسول الله صلي الله عليه و سلم يومئذ.

من تعجب كردم كه در آن روز چقدر جرأت داشتم اين همه در برابر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) ايستادم!

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٢، ص ١٠٠ و ج ٥، ص ٢٠٦ و ج ٧، ص ٣٦ ـ صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج ٧، ص ١١٦ و ج ٨، ص ١٢٠

هم چنين وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي خواهد وصيت كند، مي گويند:

هجر رسول الله صلي الله عليه و سلم.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٤، ص ٣١

إن رسول الله صلي الله عليه و سلم يهجر.

صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج ٥، ص ٧٦

وقتي جلوي چشم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين طور جسارت مي كنند، آيا نسبت به دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) احترام مي گذارند؟! خود آقايان أهل سنت در رابطه با خشونت عمر مطالبي را نقل كرده اند كه إن شاء الله اگر فرصت شود، مطرح خواهيم كرد و خواهيم گفت كه خود آقايان أهل سنت، مطالبي بدتر از قضيه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را از عمر بن خطاب در كتاب هاي خود با سندهاي صحيح نقل كرده اند.

پس آقايان كاسه داغ تر از آش نشوند. شما كه عمر بن خطاب و أبو بكر را معصوم نمي دانيد. اينها اشتباهات و خطاها و گناهان زيادي داشتند و از جمله آنها قضيه حمله به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و شكستن قلب آن حضرت و غضبناك كردن آن حضرت است.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) رسماً از خلافت أمير المؤمنين (عليه السلام) دفاع كردند يا خير؟

استاد حسيني قزويني

نكته اول:

اين خيلي واضح و روشن است و اگر به منابع شيعه و سني مراجعه كنيد، يكي از مواردي كه هم شيعه نقل كرده و هم أهل سنت، اين است كه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در واپسين روزهاي رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مسجد حضور پيدا كرد و در ميان زنان انصار سخنراني داشتند، در آنجا قضيه حديث غدير را مطرح كرد و فرمود:

أنسيتم قول رسول الله (صلي الله عليه و آله) يوم غدير خم «من كنت مولاه فعلي مولاه»؟ و قوله «أنت مني بمنزلة هارون من موسي»؟

آيا فراموش كرده ايد كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) در روز غدير خم فرمود: «هر كس من ولي او هستم، علي ولي اوست» و به حضرت علي (عليه السلام) فرمود: «جايگاه تو نسبت به من هماننر جايگاه حضرت هارون (عليه السلام) نسبت به حضرت موسي (عليه السلام) است»؟

أسني المطالب لإبن الجزري، ص ٣٣، ح ٥ ـ ضوء اللامع للسخاوي، ج ٩، ص ٢٥٦، ح ٨٠٦ ـ بدر الطالع للشوكاني، ج ٢، ص ٢٩٧

هم چنين آقاي طبري در دلائل الإمامة، صفحه ١٢٢ نقل مي كند كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فرمود:

فما جعله الله لأحد بعد غدير خم من حجة و لا عذر.

خداوند بعد از غدير خم، براي كسي حجت و عذري نگذاشت.

در كتاب هاي شيعه، مرحوم شيخ صدوق (ره) در الخصال، صفحه ١٧٣، حديث ٢٢٨ نقل مي كند كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فرمود:

هل ترك أبي يوم غدير خم لأحد عذرا؟

آيا پدرم در غدير خم براي كسي عذري باقي گذاشت؟

نكته دوم:

حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) شب ها سوار بر مركبي مي شد و به همراه امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) كه أمير المؤمنين (عليه السلام) هم در كنار اينها بود، به درب خانه انصار مي رفت و دق الباب مي كرد يا به مجالس انصار مي رفت و:

تسئلهم النصرة.

از آنها براي حفظ خلافت حضرت علي (عليه السلام) و عمل به وصيت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كمك مي خواست.

فكانوا يقولون: يا بنت رسول الله! قد مضت بيعتنا لهذا الرجل و لو أن زوجك و إبن عمك سبق إلينا قبل أبي بكر ما عدلنا به.

آنها هم مي گفتند: اي دختر رسول الله! ما با اين مرد (أبو بكر) بيعت كرديم و تمام شد و اگر تو و شوهرت قبل از أبو بكر مي آمديد، ما با او بيعت مي كرديم.

فيقول علي كرم الله وجهه: أفكنت أدع رسول الله صلي الله عليه و سلم في بيته لم أدفنه و أخرج أنازع الناس سلطانه؟ فقالت فاطمة: ما صنع أبو الحسن إلا ما كان ينبغي له.

علي كرم الله وجهه فرمود: آيا مي گوييد كه من جنازه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) را رها مي كردم و مي آمدم براي خلافت از مردم بيعت مي گرفتم؟ فاطمه فرمود: آنچه را كه علي انجام داد [انجام مراسم كفن و دفن پيامبر (صلي الله عليه و سلم)]، بر حق بود.

الامامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج ١، ص ١٩ ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ٦، ص ١٣

در شرح نهج البلاغة إبن أبي الحديد معتزلي، جلد ٢، صفحه ٤٧ در نامه اي كه معاويه به أمير المؤمنين (عليه السلام) مي نويسد، مي گويد:

تو با همسرت به درب خانه انصار رفتيد و آنها هم دعوت تو را نپذيرفتند.

معاويه اين مطلب را به عنوان يك حربه عليه أمير المؤمنين (عليه السلام) مي گويد.

نكته سوم:

خطبه اي را كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در مسجد خواندند، شيعه و سني نقل كرده اند و اين خطبه بنا به نقل خود بزرگان أهل سنت، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به مسجد آمد و شروع كرد به خطبه خواندن و بعد از حمد و ثناء إلهي و معرفي خود، فرمود:

فلما اختار الله لنبيه دار أنبيائه و محل أصفيائه، ظهرت فيكم حسيكة النقاق و إنسمل جلباب الدين و أخلق عهده و انتقض عقده و نطق كاظم و نبغ خامل و هدر فنيق الباطل يخطر في عرصاتكم و أطلع الشيطان رأسه من مغرزه صارخا بكم، فألفاكم لدعوته مصيخين و للغرة ملاحظين و استنهضكم فوجدكم خفافا و أحمشكم فألفاكم غضابا، فوسمتم غير إبلكم و أوردتموها غير شربكم، هذا و العهد قريب و الكلم رحيب و الجرح لما يندمل و الرسول لما يقبر، بدارا زعمتم خوف الفتنة! ألا في الفتنة سقطوا و إن جهنم لمحيطة بالكافرين.

وقتي خداوند، پيامبرش را به جايگاه پيامبران برد، خار و خاشاك نفاق در ميان شما ظاهر شد و جامه دين كهنه شد و عهد و پيمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) پاره شد و خاموشان گمراه، به سخن درآمدند و آنان كه رتبه پستي داشتند، منزلت يافتند ... و شيطان سرش را از مخفي گاه بيرون آورد و فرياد برآورد و شما را دعوت كرد و شما هم به دعوت او لبيك گفتيد ... وقتي از ترس فتنه، با أبو بكر بيعت كرديد، غافل از اين بوديد كه در خود فتنه ساقط شديد و جهنم هم كافرين را در خود قرار خواهد داد.

ما الذي نقموا من أبي الحسن؟! نقموا و الله شدة وطأته و نكال وقعته و نكير سيفه و تنمره في ذات الله.

چرا از حضرت علي (عليه السلام) انتقام مي گيريد؟ كساني كه با او عداوت كردند و از از او انتقام گرفتند و حقش را غضب كردند و او را كشان كشان به مسجد بردند و به خانه اش حمله كردند، فقط انتقام شمشير او را گرفتند ... .

كساني كه ضرب شست حضرت علي (عليه السلام) را در جنگ بدر و أحد و أحزاب ديدند، در اين روز از او انتقام گرفتند.

در شرح نهج البلاغة إبن أبي الحديد معتزلي آمده است كه خود أمير المؤمنين (عليه السلام) هم صراحت دارد:

آنهايي كه نسبت به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) تصميم داشتند جسارت كنند و او را از بين ببرند و خداوند بين پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و توطئه قريش حائل شد:

أللهم إني أستعديك علي قريش، فإنهم أضمروا لرسولك (صلي الله عليه و سلم) ضروبا من الشر و الغدر، فعجزوا عنها و حلت بينهم و بينها، فكانت الوجبة بي و الدائرة علي،أللهم احفظ حسنا و حسينا.

خدايا! من در برابر قريش از تو ياري مي جويم . آنها مي خواستند در برابر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) بايستند و او را از بين ببرند و از آن عاجز شدند و تو ميان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و توطئه آنها حائل شدي. وقتي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، امروز مردم انتقام آن حضرت را از من مي گيرند. خدايا! حسن و حسين را از شر قريش حفظ كن.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج ٢٠، ص ٢٩٨

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هم در اينجا علناً مي فرمايد كه اين همه اجحاف و حق كشي در برابر حضرت علي (عليه السلام)، به خاطر آن جنگ ها بود. مگر حضرت علي (عليه السلام) چه گناهي كرده است كه اين چنين در برابر او مي ايستند؟! حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بايد به چه زباني از حضرت علي (عليه السلام) دفاع كند؟ بايد به چه زباني غاصبين را اين چنين مفتضح كند؟ مي فرمايد:

ألا في الفتنة سقطوا و إن جهنم لمحيطة بالكافرين.

سوره توبه / آيه ٤٩

و أطلع الشيطان رأسه من مغرزه صارخا بكم، فألفاكم لدعوته مصيخين.

مثالب الطالب في شرح غريب الطوال لإبن اثير، ص ٥٠١

جالب اين است كه كتاب منال الطالب في شرح غريب الطوال در مكه مكرمه و چاپ دانشگاه أم القري است؛ يعني از چاپ هاي دانشكده شريعت و الدراسات الإسلامية مكه مكرمه، جامعة أم القري است. جالب تر اين كه خود آقاي إبن أثير از استوانه هاي علمي أهل سنت است و آقاي ذهبي وقتي به ترجمه ايشان مي رسد، در سير أعلام النبلاء، جلد ٢١، صفحه ٤٨٨ مي گويد:

القاضي الرئيس العلامة البارع الأوحد البليغ.

قال الإمام أبو شامة: ... و كان ورعا، عاقلا، بهيا، ذا بر و إحسان.

پس اينها واضح و روشن است كه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در دفاع از أمير المؤمنين (عليه السلام) كوتاه نيامده و آنچه را كه حق بود، براي مردم بيان كرد.

وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

فاطمة بضعة مني، من أغضبها أغضبني.

يا فاطمة! إن الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يك الگو، معيار و ملاكي براي آيندگان تعيين كرده است و اگر مردم به اين معيارها بي توجه هستند، بحث ديگري است.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

١. بعد از حمله به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، گويا يك نامه اي در اين وسط ردّ و بدل شده است كه عمر بن خطاب به معاويه مي نويسد يا معاويه به پسر أبو بكر نوشته است. لطفاً در مورد محتواي اين نامه توضيح بفرماييد.

٢. علت كناره گيري اسامه از حضرت علي (عليه السلام) و عبيد الله بن عباس از امام حسن (عليه السلام) چه بوده است؟

٣. در كتابي نوشته بود كه سيد رضي الدين علي بن طاووس و علي بن عيسي إربلي، مأمون را قاتل امام رضا (عليه السلام) نمي دانند. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

جواب ١ :

١. اي نامه، نامه اي است كه آقاي إبن مزاحم منقري در وقعة الصفين، صفحه ١٢٠ و آقاي مسعودي هم در مروج الذهب، جلد ٣، صفحه ١١ و آقاي إبن أبي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغة، جلد ٣، صفحه ١٩٠ و آقاي بلاذري در انساب الأشراف، صفحه ٣٩٦ آورده اند. از علماء شيعه هم مرحوم شيخ مفيد (ره) در كتاب الإختصاص، صفحه ١٢٦ و علامه مجلسي (ره) در بحار الأنوار، جلد ٣٣، صفحه ٥٧٩ آورده اند كه معاويه به محمد بن أبو بكر نامه نوشت و در اين نامه اين طور آمده است:

و قد كنا و أبوك معنا في حياة من نبينا (صلي الله عليه و سلم) نري حق علي إبن أبي طالب لازما لنا و فضله مبرزا علينا، فلما اختار الله لنبيه صلي الله عليه و سلم ما عنده و أتم له ما وعده و أظهر دعوته و أفلج حجته، قبضه الله إليه، فكان أبوك و فاروقه أول من ابتزه و خالفه علي ذلك اتفقا و اتسقا.

من و پدرت در زمان رسول الله (صلي الله عليه و سلم) يقين داشتيم كه حق با علي بن أبي طالب است و فضيلت او براي ما روشن است. ولي وقتي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، پدر تو و عمر با هم هماهنگ شدند كه حق علي را غصب كنند.

البته مشابه اين نامه را هم يزيد به پسر عمر نوشته است و يزيد به عبد الله بن عمر كه اعتراض كرده بود به خلافت او، نوشت:

يا أحمق! فإنا جئنا إلي بيوت متخذة و فرش ممهدة و وسائد منضدة، فقاتلنا عليها، فإن يكن الحق لنا فعن حقنا قاتلنا و إن يكن الحق لغيرنا فأبوك أول من سن هذا و آثر و استأثر بالحق علي أهله.

اي احمق! ما داخل خانه اي شده ايم كه كاملاً آماده است و براي آن زحمت ها كشيده ايم و جنگ ها كرده ايم. اگر حق با ما بود، پس ما به خاطر دفاع از حق خود جنگيده ايم و اگر حق براي ديگران و غير از ما بوده است، پس اولين كسي كه اين سنت را نهاد، پدرت بود كه حق ديگران را غصب كرد ... .

الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف للسيد إبن طاووس، ص ٢٤٧ به نقل از بلاذري در تاريخش ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٤٥، ص ٣٢٨

چند سال قبل كه تاريخ بلاذري را تورق كردم، در عبارت بلاذري نيافتم. ولي از آن طرف هم سيد بن طاووس انساني وجيه است و قطعاً دروغ نمي گويد.

٢. كناره گيري اسامه، به خاطر اختلافاتي و سليقه هايي كه اين آقايان داشتند، بود. بعضي ها دنبال اين بودند كه از أمير المؤمنين (عليه السلام) رانت خواري كنند و مسئوليت هايي را بگيرند؛ مانند طلحه و زبير و ديگران. اما وقتي ديدند أمير المؤمنين (عليه السلام) به كسي باج نمي دهد، از آن حضرت فاصله گرفتند.

٣. اين طور نيست و اينها اشتباه است و ما اين مطالب را در شب شهادت امام رضا (عليه السلام) نقل كرديم.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دو مرتبه بي ادبي شده است؛ يك مرتبه در خانه شان و يك مرتبه در كوچه. كدام يك إبتداء صورت گرفته است؟

جواب ٢ :

جناب آقاي عبد الزهراء در كتاب الهجوم علي بيت فاطمة (سلام الله عليها)، صفحه ١٠٣ و ١١٣ و ١١٦ مفصل مي گويد كه ٣ مرتبه به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هجوم بردند و در حمله سوم، قضيه شكسته شدن پهلوي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و سقط جنين محسن (عليه السلام) و به دنبال آن هم قضيه حمله در وسط كوچه صورت گرفت.

قضيه فدك هم قضيه ديگري است كه اگر بخواهيم آن را هم حساب كنيم، برخورد چهارم حساب مي شود.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

در رابطه با قضيه بعد از فوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، آيا از طرف يكي از أم المؤمنين، مثلاً عايشه، نقشه اي از قبل براي تعيين خلافت أبو بكر كشيده شده بود؟

جواب ٣ :

آقايان أهل سنت در اين زمينه مفصل آورده اند كه اين قضايا كاملاً مشخص بوده است و از روز اول اين مسائل مطرح شده و حتي بعضي از بزرگان أهل سنت هم در اين زمينه اظهار نظر دارند. مثلاً اسماعيل مير علي كه از علماء أهل سنت هند است، مي گويد:

تسلّم أبو بكر الخلافة بعد اتفاق تم بينه و بين عمر بن أبي الخطاب و أبي عبيدة الجراح.

كتاب خلفاء محمد، ص ٨٧، چاپ بيروت

استاد احمد شرباسي هم در مورد اين قضايا مي گويد كه قبلاً هماهنگي كرده بودند تا خلافت را از حضرت علي (عليه السلام) بگيرند و خودشان آن را تصاحب كنند.

مجله لواء الإسلام قاهرة، ص ٣٨٧، سال چهاردهم، شماره ٦

علامه محمود أبو ريه هم نقل مي كند از لامنس ـ مستشرق مشهور ـ و مي گويد:

كانت بين أبي بكر و عمر و أبي عبيدة بن الجراح مؤامرة في صرف الخلافة عن أهل البيت (عليهم السلام) فيقول: إن الحزب القرشي الذي يرأسه أبو بكر و عمر و أبو عبيدة لم يكن وضعا حاضرا و لا وليد مفاجأة أو إرتجال و إنما كان وليد مؤامرات سرية مبرمة، حيكت أصولها و ربت أطرافها، بكل عناية و إحكام و إن أبطال هذه المؤامرة: أبو بكر، عمر بن الخطاب، أبو عبيدة بن الجراح و من أنصار هذا الحزب: عائشة و حفصة.

ميان أبو بكر و عمر و أبو عبيده جراح يك توطئه اي بود كه خلافت را از أهل بيت (عليهم السلام) انصراف بدهند به طرف خودشان. نبايد قبول كرد كه اين توطئه و خلافت أبو بكر، محصول چند ساعت مكالمه و درگيري در سقيفه است. بلكه خلافت أبو بكر نتيجه يك توطئه سري بود كه از قبل مقدمات آن را فراهم كرده بودند و پايه هاي آن را محكم كرده بودند. قهرمانان اين توطئه هم أبو بكر و عمر بن خطاب و أبو عبيده جراح بودند و پشتيباني اين حزب هم بر عهده عايشه و حفصه بود.

من حياة الخليفة عمر بن الخطاب لعبد الرحمن أحمد البكري، ص ١٨١ به نقل از كتاب: علي و ما لقيه من صحابة رسول الله لمحمود أبو ريّه، ص ٣٧٣ مخطوط ـ مع رجال الفكر في القاهرة للسيد مرتضي الرضوي، ج ٢، ص ١٠٦

جالب اين است كه مرحوم شهيد محمد باقر صدر (ره) در كتاب فدك في التاريخ، صفحه ٧٥، ١٢ دليل مي آورد كه خلافت أبو بكر يك أمري بود كه تمام مقدماتش از قبل فراهم شده بود و محصول آن كارها را در سقيفه چيدند.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

چند شب قبل در يكي از شبكه ها، شخصي به نام سادات صحبت مي كردند كه خيلي جالب بود. از كتاب علامه مجلسي (ره) و شيخ كليني (ره) نقل مي كرد كه حضرت علي (عليه السلام) مي گفتند:

هر كس مرا از أبو بكر و عمر بالاتر بداند، شلاقش مي زنم و كساني را زده ام.

آيا اين واقعيت دارد؟

جواب ٤ :

ما انتظار نداشتيم كه اين قضيه امشب مطرح شود. من اين را قبلاً به صورت مفصل در يكي از مجلات حوزه جواب داده ام و در سايت ما (مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com) آمده است. اين روايت را از فضائل الصحابة احمد بن حنبل نقل مي كنند كه علي بن أبي طالب (عليه السلام) فرمود:

لا يفضلني أحد علي أبي بكر و عمر إلا جلدته حدّ المفتري.

هر كس بگويد علي از أبو بكر و عمر بالاتر است، من بر او حدّ إفتراء مي زنم.

أولاً:

اين روايت كاملاً ضعيف است و خود آقايان أهل سنت هم صراحت دارند ضعيف است و محقق كتاب فضائل الصحابة در پاورقي آن مي نويسد:

اين روايت به خاطر أبو عبد الله بن احمد ضعيف است و محمد بن طلحه هم مجهول است.

فضائل الصحابة، ج ١، ص ٨٣، شماره ٤٩، با تحقيق دكتر وصي الله محمد عباس، چاپ مؤسسة الرسالة بيروت

آقاي عُقِيْلي هم در كتاب الضعفاء اين روايت را نقل مي كند و مي گويد اين روايت از نظر سندي ضعيف است.

الضعفاء العقيلي، ج ١، ص ١٠٨ ـ تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٢٥، ص ٤٢٠ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ٧، ص ٣٥٣ ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج ٣، ص ٣٦٥ ـ الجرح و التعديل للرازي، ج ٧، ص ٢٩٢ ـ الكامل في ضعفاء الرجال لإبن عدي، ج ٦، ص ٢٣٦

تمام اينها گفته اند كه اين روايت ضعيف است.

ثانياً:

من روايتي را مي خوانم تا آقايان ببينيد اين روايت به اين شكل است يا نه؟:

آقاي إبن جوزي از احمد بن حنبل نقل مي كند:

ما لأحد من الصحابة من الفضائل بالأسانيد الصحاح مثل ما لعلي (رضي الله عنه).

در حق علي (رضي الله عنه) فضائلي وارد شده است كه آن فضائل در حق هيچ يك از صحابه با سندهاي صحيح وارد نشده است.

مناقب احمد بن حنبل، ص ١٦٣، چاپ دار الآفاق الجديدة بيروت ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٠٧ ـ تفسير الثعلبي، ج ٤، ص ٨١ ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ١، ص ٢٦ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٤١٨ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج ٧، ص ٢٩٨ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٦٣٨ ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص ١١ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٣، ص ٣٩٩

ثالثاً:

خيلي از صحابه بر اين عقيده بودند كه حضرت علي (عليه السلام) از همه أفضل است. قبلاً هم عرض كرده ايم كه آقاي ترمذي با سند خودش از جميع بن عمير التيمي نقل مي كند:

جميع بن عمير التيمي قال: دخلت مع عمتي علي عائشة فسئلت: أي الناس كان أحب إلي رسول الله صلي الله عليه و سلم؟ قالت: فاطمة، فقيل: من الرجال، قالت: زوجها.

هذا حديث حسن غريب.

من و عمه ام وارد بر عايشه شديم و از او سؤال كردم: كدام يك از مردم محبوب ترين فرد نزد رسول الله (صلي الله عليه و سلم) بود؟ گفت: فاطمه. گفتم: از مردان چه كسي محبوب تر بود؟ گفت: شوهرش علي.

آقاي ترمذي مي گويد:

اين روايت حسن است و به تنهايي وارد شده است.

سنن الترمذي، ج ٥، ص ٣٦٢ ـ المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج ٣، ص ١٥٧

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بارها اين مسائل را مطرح كرده است.

رابعاً:

اگر بنا بود اين همه صحابه كه حضرت علي (عليه السلام) را أفضل مي دانستند، بايد حضرت علي (عليه السلام) به يكي از آنها حدّ زده باشد.

خود أمير المؤمنين (عليه السلام) در قضيه شوراي ٦ نفره، فضائلي براي خودش نقل كرد و فرمود:

هيچ يك از شما هم چنين فضائلي را نداريد و اگر كسي اين فضائل را دارد، بيان كند. گفتند: اين فضائل مختص تو است.

خامساً:

با سندهاي صحيح نقل كرده اند كه خود جناب أبو بكر گفت:

وليتكم و لست بخيركم.

من ولي أمر شما شدم، ولي بهترين شما نيستم.

الطبقات الكبري لمحمد بن سعد، ج ٣، ص ١٨٢ ـ الثقات لإبن حبان، ج ٢، ص ١٥٧ ـ المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج ١١، ص ٣٣٦ ـ تاريخ اليعقوبي، ج ٢، ص ١٢٧ ـ تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٤٥٠ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٢، ص ٣٣٢ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ١٤، ص ٢٩٢ ـ البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج ٥، ص ٢٦٩ ـ السيرة النبوية لإبن هشام الحميري، ج ٤، ص ١٠٧٥ ـ السيرة الحلبية للحلبي، ج ٣، ص ٤٨٣

سابعاً:

اين قضايا از بافته هاي دودمان بني أميه است. مضافاً كه در خود صحيح مسلم، جلد ٧، صفحه ١٢٠، حديث ٦٣٧٣ در ذيل آيه مباهله كه مي فرمايد:

فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَكُمْ

سوره آل عمران / آيه ٦١

أمير المؤمنين (عليه السلام) نفس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شمرده شده است و آقاي زمخشري در ذيل اين آيه مي گويد:

و فيه دليل لا شئ أقوي منه علي فضل أصحاب الكساء (عليهم السلام).

فضيلتي بالاتر از اين براي أصحاب كساء نمي بينيم.

الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الأقاويل للزمخشري، ج ١، ص ٤٣٤

* * * * * * *

سؤال ٥ :

١. آيا عمر از بني أميه بود يا خير؟

٢. آيا اينها اين همه فضائلي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فرموده بود را نشنيده بودند؟ يا شنيده بودند و خودشان را به آن راه زدند و رياست فريب شان داد؟

جواب ٥ :

١. خير، از بني أميه نبود.

٢. خود آقاي أبو حامد غزالي در اين رابطه مي گويد:

ثم بعد هذا غلب الهوي لحب الرياسة و حمل عمود الخلافة ... .

سر العالمين للغزالي، ص ٩

* * * * * * *

سؤال ٦ :

مدتي است كتابي توسط يكي از دانش آموزانم به دستم رسيده است به نام حضرت فاطمه (سلام الله عليها)، از ولادت تا وفات و تأليف أبو عمر علي علوي است. جاهاي مختلف اين كتاب را كه مطالعه مي كردم، ديدم كه نكاتي عجيب و غريب در آن نوشته شده و قسمتي از آن را نقل مي كنم:

منابعي حتي در كتب شيعه دالّ بر اين است كه أبو بكر بر جنازه حضرت زهراء (سلام الله عليها) حاضر شدند و نماز خواندند.

روايتي از امام صادق (عليه السلام) نقل مي كند كه ايشان از پدرش امام باقر (عليه السلام) روايت مي كند:

هنگامي كه حضرت فاطمه وفات يافت، أبو بكر و عمر آمدند تا بر جنازه ايشان نماز بخوانند. حضرت أبو بكر به حضرت علي فرمود: شما امام شويد. حضرت علي فرمود: شما خليفه هستيد، من امامِ نماز نمي شوم و حضرت أبو بكر نماز جنازه ايشان را امامت كردند.

درباره اين كتاب توضيح بفرماييد و قسمت هاي مختلف آن را نقد بفرماييد. چون مطالبي كه در اين كتاب نوشته شده، براي خود من واقعاً عجيب و غريب است. مثلاً در جاي ديگري روايتي را نقل كرده است كه:

حضرت علي، پدر خانم حضرت عمر فرمودند: ما مسلمانان بعيد نمي دانستيم كه وحي با زبان حضرت عمر صحبت كند.

ولي متأسفانه منبع را ذكر نكرده است و نكته جالب اين كتاب همين است كه وقتي مي خواهد روايتي را نقل بكند كه:

حضرت محمد فرمودند: خداوند حق را در زبان و قلب عمر قرار داده است.

منبع را ذكر نمي كند. ولي وقتي مي خواهد بگويد امام صادق (عليه السلام) و امام باقر (عليه السلام) هم چنين حرف هاي را زده اند، آدرس و منبع را ذكر مي كند. در آخر كتاب هم رواياتي آمده كه از امام صادق (عليه السلام) و ائمه طاهرين (عليهم السلام) نقل مي كند كه ايشان فرمودند:

هنگام مصيبت، موي سر را نكنيد، فرياد نزنيد، عزاداري نكنيد.

اينها را در اين كتاب آورده كه به نوعي إلقاء كند كه عزاداري رسميت و جنبه تاريخي ندارد.

جواب ٦ :

در خود صحيح بخاري و صحيح مسلم روايتي آمده كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) وصيت كرد كسي به أبو بكر اطلاع ندهد آن حضرت از دنيا رفته است و آن حضرت را شبانه دفن كردند:

فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا و لم يؤذن بها أبا بكر و صلي عليها.

وقتي فاطمه از دنيا رفت، شوهرش علي او را شبانه دفن كرد و أبو بكر را خبر نكردند و علي بر جنازه او نماز خواند.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج ٥، ص ٨٣ ـ صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج ٥، ص ١٥٤

وقتي عايشه مي خواهد به عيادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) برود، آن حضرت اجازه نمي دهد به عيادتش بيايد و أسماء بنت عميس جلوي عايشه را مي گيرد و بعد هم عايشه نزد پدرش أبو بكر مي آيد و مي گويد:

همسرت أسماء جلوي مرا گرفت و نگذاشت به عيادت فاطمه بروم.

أبو بكر هم خيلي عصباني شد و آمد جلوي درب منزل حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و أسماء را صدا كرد و گفت:

چرا به دختر من اجازه ندادي فاطمه را عيادت كند.

فقالت: أمرتني أن لا يدخل عليها.

أسماء گفت: خود فاطمه به من دستور داده كه كسي داخل خانه نشود.

قال أبو بكر: فاصنعي ما أمرتك.

أبو بكر گفت: هر چه كه فاطمه دستور داد، انجام بده.

ثم انصرف و غسلها علي وأسماء.

سپس أبو بكر برگشت و علي و أسماء هم فاطمه را غسل دادند.

السنن الكبري للبيهقي، ج ٤، ص ٣٥ ـ الإستيعاب في معرفة الأصحاب لإبن عبد البر، ج ٤، ص ١٨٩٨ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج ١٣، ص ٦٨٧ ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير الجزري، ج ٥، ص ٥٢٤ ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج ٢، ص ١٢٩ ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٣، ص ٤٨

* * * * * * *

سؤال ٧ :

در كتاب بيشتر بدانيم كه از كتب أهل سنت است، آمده است كه بعد از مسلمان شدن عمر، خدمت جناب رسول الله (صلي الله عليه و آله) مي آيد و مي گويد:

من يك عملي انجام داده ام كه خيلي براي من شرم آور است. رسول الله (صلي الله عليه و سلم) مي فرمايد: بگو چه عملي انجام داده اي؟ گفت: زماني كه من جاهل بودم، با يك دختر مرده كه از دنيا رفته بود و در جواني عاشق او بودم، عمل شنيعي انجام داده ام. يا رسول الله! شما ما را دعا بفرماييد تا اين دعاي شما مستجاب شود. رسول الله عرض كرد: با اين عمل شما، عرش به لرزه درآمده است.

در اين كتاب نوشته بود كه توبه نصوح عمر قبول شده است. در اين موضوع، ما برادران أهل سنت را روشن بفرماييد.

جواب ٧ :

ما اين قضايا را نقل نكنيم بهتر است. خيلي از اين روايات سند ندارد. سند هم داشته باشد، چه بسا ذكر بعضي از مطالب، احساسات و عواطف أهل سنت را جريحه دار مي كند. ما بايد سراغ اصل و ريشه برويم. وقتي اصل و ريشه روشن شد كه واقعاً خلافت و امامت حق چه كسي است، فروعات خيلي مهم نيست. بايد بحث امامت را مطرح كنيم و بحث عدالت صحابه كه اساس قضيه است را بايد مطرح كنيم. بقيه از فروعات بحث است و نبايد روي مسائل فرعي، جزئي و حاشيه اي، آن هم با استفاده از گفته ها تكيه كرد.

* * * * * * *

سؤال ٨ :

از آنجايي كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از نطفه بهشتي بوده و ارزش بسيار عظيم و بالايي داشته و حضرت علي (عليه السلام) هم به اين قضيه كاملاً واقف بوده، چطور راضي شده كه بعد از وفات حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) با زوجه ديگري همبستر شود؟ علي رغم اين كه ما مي بينيم مردان عادي، چنانچه يك زن ايده آلي داشته باشند، به سختي ممكن است خودشان را راضي كنند كه تجديد فراش داشته باشند. با توجه به اين كه آيه قرآن هم مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ

اين كساني كه ايمان آورده ايد، به عهد خودتان وفادار باشيد.

سوره مائده / آيه ١

جواب ٨ :

حضرت علي (عليه السلام) بالاتر از رسول الله (صلي الله عليه و آله) نبود. وقتي حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) از دنيا رفت، رسول الله (صلي الله عليه و آله) ازدواج كرد. مضافاً كه خود حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) وصيت كرد:

بعد از من همسر انتخاب كن و اگر هم انتخاب مي كني، خواهرزاده مرا انتخاب كن، چون او با فرزندانم مهربان است.

* * * * * * *

سؤال ٩ :

درباره زندگي حضرت خضر (عليه السلام) مقداري توضيح بفرماييد.

جواب ٩ :

آقاي إبن حجر عسقلاني و سيوطي نقل مي كنند:

أربعة من الأنبياء أحياء أمان لأهل الأرض؛ إثنان في الأرض: الخضر و الياس و إثنان في السماء: إدريس و عيسي.

٤ نفر از أنبياء زنده هستند و مايه امنيت مردم زمين هستند؛ ٢ نفر در روي زمين هستند: خضر و الياس و ٢ نفر هم در آسمان هستند: ادريس و عيسي.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج ٦، ص ٣١٠ ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٤، ص ٢٣٩ ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج ٢، ص ٢٥٢ ـ تفسير البغوي، ج ٣، ص ٢٠٠ ـ ربيع الأبرار للزمخشري، ج ١، ص ٣٩٧ ـ الجامع لأحكام القرآن للقرطبي، ج ١١، ص ٤٣ ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج ١، ص ٢٥٦

* * * * * * *

سؤال ١٠ :

چندي پيش در سررسيدها و تقويم ها نوشته بود وفات بي بي فاطمه (رضي الله تعالي عنها)، بعد از مدت ها تبديل شد به شهادت. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ١٠ :

أولاً:

ايشان از كجا مي داند كه قبلاً در تقويم ها كلمه وفات نوشته شده بود و الآن كلمه شهادت؟ من تقويم هايي از سال ١٣٤٨ و ١٣٥٠ دارم كه در آنجا هم نوشته است شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها).

ثانياً:

اين قضيه را امروز كشف نكردند. در مجلس شوراي اسلامي، تصويب كردند كه روز شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) تعطيل رسمي بشود؛ آن هم به پيشنهاد يكي از مراجع عظام تقليد به نام حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني. مجلس شوراي اسلامي روي بحث تعطيلي اين روز مصوبه داشتند، نه اين كه وفات باشد يا شهادت.

ثالثاً:

شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از همان روزهاي اول مطرح بوده است. قبلاً هم عرض كردم كه مرحوم شيخ كليني (ره) در كتاب كافي، جلد ١، صفحه ٤٥٨ از امام كاظم (عليه السلام) نقل مي كند:

إن فاطمة (عليها السلام) صديقة شهيدة.

معناي اين چيست؟ اين را براي ما معنا كنيد. اين روايت براي چه زماني است؟ امام كاظم (عليه السلام) در سال ١٨٣ هجري به شهادت رسيده است. پس معلوم است كه در قرن اول و دوم هجري، بحث شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مطرح بوده است.

امروز از دانشگاه اديان زنگ زده بودند كه رئيس دانشگاه گفته است:

شيخ مفيد (ره) منكر شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است.

من هم گفتم اين از آن غلط هايي است كه به شيخ مفيد (ره) إفتراء مي بندند.

شيخ مفيد (ره) كه متوفاي ٤١٣ هجري است، در كتاب فقهي المقنعة، صفحه ٤٥٩ در زيارت نامه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) نقل مي كند:

السلام عليك اليها البتول الشهيدة الطاهرة.

اين سخن آقاي شيخ مفيد (ره) است. هم چنين ده ها مطالب ديگر در رابطه با شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دارد در كتاب هاي الأمالي و الإختصاص.

رابعاً:

از علماء أهل سنت هم جناب آقاي جويني (متوفاي ٧٣٠ هجري) از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را.

فرائد السمطين، ج ٢، ص ٣٤

خامساً:

كلمه وفات با كلمه شهادت متضاد نيست. يعني اين طور نيست كه اگر گفته شد وفات حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، يعني شهيد نشده است. آقايان أهل سنت درباره أمير المؤمنين (عليه السلام) آيا قائل به شهادت هستند يا نيستند؟ تمام دنيا، شيعه، سني، مسيحي و يهودي معتقدند كه أمير المؤمنين (عليه السلام) شهيد شده است. ولي در كتاب هاي شيعه از شهادت أمير المؤمنين (عليه السلام) به وفات أمير المؤمنين (عليه السلام) تعبير مي كنند؛ هم چنين وفات امام حسن (عليه السلام) و وفات امام حسين (عليه السلام).

مرحوم إربلي (ره) (متوفاي ٦٩٣ هجري) در كشف الغمة اين تعبير را دارد:

و كان [الحسين] مع أخيه الحسن بعد وفاة أبيه (عليهم السلام) عشر سنين و بقي بعد وفاة أخيه الحسن عليه السلام إلي وقت مقتله عشر سنين.

امام حسين (عليه السلام) بعد از وفات پدرش، ١٠ سال با برادرش زندگي كرد و بعد از وفات برادرش امام حسن (عليه السلام) هم تا روز كشته شدنش ١٠ سال زندگي كرد.

كشف الغمة لإبن أبي الفتح الإربلي، ج ٢، ص ٢٥٠

آقاي إبن أبي شيبة (متوفاي ٢٣٥ هجري) در كتاب المصنف، جلد ٦، صفحه ٣٧١ نقل مي كند:

خطبنا الحسن بن علي بعد وفاة علي ... .

آيا بايد ما بگوييم استادِ بخاري منكر شهادت حضرت علي (عليه السلام) است؟!

در رابطه با امام حسين (عليه السلام) هم در كامل الزيارات إبن قولويه، صفحه ١٤٤ از خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند:

فمن زاره بعد وفاته، كتب الله له حجة من حججي.

هر كس امام حسين (عليه السلام) را بعد از وفاتش زيارت كند، خداوند پاداش يكي از حج هاي مرا به او مي دهد.

آيا چون كلمه وفات را گفته است، پس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) منكر شهادت امام حسين (عليه السلام) است؟!

سادساً:

خود آقايان أهل سنت در رابطه با عمر بن خطاب معتقدند كه شهيد شده است و در اين هيچ شكي نيست. ولي آقاي بلاذري (متوفاي ٢٧٩ هجري) اين تعبير را دارد:

و خطب فاطمة بنت عمر بعد وفاة عمر.

أنساب الأشراف للبلاذري، ج ٢، ص ٢٥٧

آيا بايد بگوييم كه شما اشتباه مي كنيد كه مي گوييد عمر شهيد شده است؟!

آقاي طبري (متوفاي ٣١٠ هجري) در تاريخ الطبري، جلد ٣، صفحه ٢٢٩ مي گويد:

كان فتح الري قبل وفاة عمر بسنتين.

هم چنين هيچ شك و شبهه اي نيست كه آقايان أهل سنت در رابطه با عثمان قائل به شهادت او هستند و در اين سريال مختارنامه هم مي گفتند: «يا لثارات عثمان». آقاي إبن جوزي (متوفاي ٥٩٧ هجري) كه از علماء بزرگ شما است، مي گويد:

ذكر وفاة عثمان بن عفان.

الثبات عند الممات لإبن الجوزي، ج ١، ص ١٠١

پس آقاي إبن جوزي منكر شهادت آقاي عثمان است و شما اشتباه مي كنيد كه مي گوييد او شهيد شده است.

خود آقاي سخاوي (متوفاي ٩٠٢ هجري) هم مي گويد:

وفاة عمر بن خطاب.

وفاة عثمان بن عفان.

الغاية في شرح الهداية للسخاوي، ج ١، ص ٣١٥

پس در مورد اين قضيه وفات كه اين آقايان روي آن مانور مي دهند، من گمان نمي كنم كه شق القمر كرده باشند و تصور مي كنند اين يك شبهه است و در سايت سني آنلاين و سني نيوز و خيلي از شبكه هاي ماهواره اي هم خيلي با آب و تاب بحث مي كنند كه جمهوري اسلامي ايران چيز جديدي كشف كرده كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) شهيد شده است؛ چون همه در مورد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي گفتند وفات و أخيراً در تقويم ها مي گويند شهيد شده است. گويا اگر در تقويم نوشته شد شهيد، همه چيز به هم مي ريزد. اين حضرات دنبال بهانه مي گردند تا در برابر فضائل أهل بيت (عليهم السلام)، به ويژه در برابر ايام فاطميه بهانه جويي كنند. ولي تلاش اينها بيهوده است و هيچ فايده اي ندارد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»