سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٧٩ - پاسخ به شبهات مهدويت

پاسخ به شبهات مهدويت

کد مطلب: ٥٤٤٣ تاریخ انتشار: ٠٤ ارديبهشت ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٣٢٤٠ سخنراني ها » شبکه ولايت پاسخ به شبهات مهدويت
حبل المتين ٩٠/٠٢/٠٤

لينک دانلود

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٠٤ / ٠٢ / ٩٠ 

 

آقاي محسني

قبل از اين كه وارد بحث شويم، اين اتفاقاتي كه در منطقه به وجود آمده، مخصوصاً اين هجومي كه به مردم بحرين شده است را محكوم مي كنيم و از خداوند مي خواهيم كه اين مسلمانان را، مخصوصاً شيعيان عزيزي كه گرفتار شده اند را از دست اين وهابيت نجات دهد. اين وهابيت كارهايي را كه در عصر توحّش اتفاق مي افتاد را تكرار مي كنند و تجاوزات به عنفي كه به مردم مي شود، اميدواريم خداوند فرجي حاصل بكند و مردم و شيعيان عزيز بحرين را نجات بدهد.

استاد حسيني قزويني

در جهان امروز، در جهان عصر ارتباطات مي بينيم كه وهابيت باز هم همان جناياتي كه در سال ١٢١٦ در كربلاي معلي مرتكب شدند و حرم سيد الشهداء (عليه السلام) را ويران كردند و ضريح مطهرش را به غارت بردند، امروز هم با يورش به مساجد و حسينيه ها در بحرين، مساجد شيعيان را ويران مي كنند و حسينيه ها را با خاك يكسان مي كنند و حريم زنان را رعايت نمي كنند. اين عمل وحشيانه است و شايد به وحشي ها هم توهين بشود. چون آنها اين چنين هجوم ددمنشانه نسبت به هم نوعان خود ندارند.

من تأسف مي خورم از آن آقاياني كه براي خراب شدن يك مسجدي كه به تقاضاي خود أهل سنت در استان سيستان و بلوچستان و زابل بود، فريادشان، گوش جبروتيان را كر كرد و در خطبه هاي نماز جمعه و در جلسات، مجالس، روزنامه ها و سايت هاي خود فرياد زدند كه چرا مسجد أهل سنت را خراب كرديد، ولي امروز اين آقايان ساكت هستند. اگر يك مسجد سني خراب بشود، جرم نابخشودني است و بايد تمام جن و إنس به فرياد اين آقايان پاسخ بدهند، ولي اگر مسجدي از شيعه ويران بشود يا حسينيه اي با خاك يكسان شود و به حريم مردم تجاوز شود و حريم و حدود زنان رعايت نشود، هيچ مسئله اي نيست. چون لوله هاي نفت عربستان سعودي در جيب اينها است و نمي توانند در اين زمينه سخن بگويند و اگر سخن بگويند، شايد خيلي از مسائل به هم بريزد. ولي ما دوست داريم اين آقايان نسبت به شيعه و سني، در هر كجاي عالم كه مورد ظلم واقع مي شوند، عكس العمل نشان بدهند.

من واقعاً تشكر مي كنم از دكتر احمد طيب شيخ دانشگاه الأزهر كه خيلي مردانه جلوي جنايات وهابيت ايستاد و آنها را محكوم كرد و از وهابيت به عنوان خوارج عصر تعبير كرد.

ما نه تنها جنايات اينها را در بحرين محكوم مي كنيم، بلكه هرگونه جنايتي كه به بشريت انجام مي شود، اين نسل كشي كه امروز در ليبي، مصر، يمن و بحرين انجام مي شود و در هر كجاي عالم كه به حقوق بشر و انسانيت تجاوز مي شود را هم محكوم مي كنيم و از ديدگاه قرآن و أهل بيت (عليهم السلام) محكوم است:

وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا

و هر كسي فرد با ايماني را از روي عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است كه جاودانه در آن مي ماند و خداوند بر او غضب مي كند و از رحمتش او را دور مي سازد و عذاب عظيمي براي او آماده ساخته است.

سوره نساء / آيه ٩٣

ولي اين را بدانند، چه دولت عربستان سعودي و چه ديگر دولت ها كه اين قضايا مي گذرد، اين سنت إلهي است:

إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ

خداوند سرنوشت هيچ قوم و ملتي را تغيير نمي دهد، مگر آنكه آنها خود را تغيير دهند.

سوره رعد / آيه ١١

نتيجه ظلم و ستم، جاودانه نيست و به تعبير يكي از أعاظم:

روي سرنيزه مي شود تكيه داد، ولي روي سرنيزه نمي شود نشست.

الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم.

حكومت با كفر مي ماند و دوام مي يابد، ولي با ظلم و ستم باقي نمي ماند.

اينها يقين بدانند كه مردم پيروز و موفق خواهند شد، ولي وقتي آيندگان در تاريخ مي خوانند اين جنايات، ظلم ها و نسل كشي ها را، اوج نفرت و لعن خود را نثار آنها مي كنند و واقعاً مايه تأثر و تأسف است.

ما وارد بحث سياسي نمي شويم و بنا هم نداريم وارد شويم و اين موضوع هم ارتباطي به قضاياي سياسي ندارد و در هر كجاي دنيا، هر انساني كشته مي شود، چه شيعه و سني و چه مسيحي و يهودي، از ديدگاه ما محكوم است. مادامي كه انسان حريم خودش را حفظ كند و به حقوق ديگران تجاوز نكند و مرتكب گناهاني كه مستحق قتل است نشود، حسي حق تعرض به او را ندارد.

* * * * * * *

آقاي محسني

در جلسات قبل، كليپ هايي را پخش كرديم و نسبت به شبهات آنها هم پاسخ داده شد. در اين جلسه هم كليپي را پخش مي كنيم و پاسخ آن را از استاد حسيني قزويني مي شنويم:

پخش كليپ

كارشناس:

وقتي امام حسن عسكري به رحمت حق پيوستند، نه فرزندي داشتند و نه پسري داشتند و نه دختري داشتند كه آن را به عنوان امامت معرفي كنند؛ باز هم پيروانش دچار شك و حيرت شدند كه چه كار كنند. امام حسن عسكري تقريباً ـ اگر حافظه ام ياري كند ـ در سال ٢٦٠ هجري در سامرا ايشان وفات كرد كه هيچ گونه فرزندي، نه دختر و نه پسر، از خودشان به جا نگذاشتند. مورخان بزرگي برادران شيعه همانند نوبختي همان طور كه عرض كرده در كتابفِرَق شيعه، و .؟. اشعري قمي در كتاب .؟. و هم چنين شيخ صدوق در كتاب كمال الدين و المنةاين مسائل را به طور مفصل ذكر كرده اند و نكته اي را كه اينجا ذكر شده گفته:

إن جعفر بن علي الهادي أخا الحسن حاول أن يحوز كل ما تركه الإمام و لما وصل خبر وفاة الإمام بأمه و هي في المدينة خرجت حتي قدمت سر من رأي و ادعت الوصية و ثبت ذلك عند الفرق.

.؟. اسم مادر را بنويسند، يكي از كنيزكان امام حسن عسكري به نام صَقيل و در بعضي روايات آمده به نام صُقيل آمده ادعا كرد كه من حامله هستم، فرزندي از امام حسن عسكري در شكم من هست. پس قاضي دستور داد كه ميراث امام حسن عسكري را بين برادر و مادرش تقسيم نكنند، تا اين كه حقيقت أمر ادعاي اين صقيل خانم كه ادعاي حاملگي دارد، روشن بشود و بعد از آن ارث را تقسيم بكنند.

مجري:

در روايت علماء معتقد به ظهور مهدي و آنهايي كه از مهدي صحبت مي كنند كه غيب مي داند و صفات خدايي هم دارد و وحي براي او نازل مي شود، بحث ما اينجاست.

[پايان كليپ]

آقاي محسني

اين آقاي كارشناس ادعا كرد هنگامي كه امام عسكري (عليه السلام) شهيد شدند، هيچ فرزند دختر يا پسري نداشت. گرچه شما در جلسات قبل، أحاديثي را فرموديد و اينها را ردّ كردند. اما اين آقا ادعا كرد امام عسكري (عليه السلام) هيچ فرزندي ندارد و در سال ٢٦٠ هجري فوت كرد. سپس ايشان قضيه كنيز را مطرح كردند.

لطف بفرماييد اين شبهات را براي بينندگان عزيز پاسخ بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

ايشان در اين برنامه خود چند مرتبه اشاره مي كند كه امام عسكري (عليه السلام) عقيم بوده است. من نمي دانم ايشان اين مطلب را از كجا آورده است و از جيب كدام نجار و عطار و خياط در آورده است كه امام عسكري (عليه السلام) عقيم بوده است؟ آيا اين مطلب را بزرگان أهل سنت مانند ذهبي و إبن أثير و طبري يا ديگر كساني كه در علم رجال قلم فرسايي كرده اند، گفته اند؟ يا نه، اين آقايان خواب نما شده اند؟

من جلسه قبل هم اشاره كردم كه خود فخر رازي در الشجرة المباركة في أنساب الطالبية، صفحه ٧٨ و ٧٩ صراحت دارد:

أما الحسن العسكري فله إبنان و بنتان، أما الإبنان فأحدهما صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف.

امام عسكري ٤ فرزند داشتند؛ ٢ دختر و ٢ پسر و يكي از پسرانش صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است.

روايتي را كه ايشان از كتاب كافي مي خواند، كاملاً ضعيف است و ناقل روايت هم فردي است كه در خود روايت آمده:

و كان شديد النصب.

به شدت ناصبي بوده است.

الكافي للشيخ الكليني، ج ١، ص ٥٠٣

ايشان أهل بيت (عليهم السلام) را نصب مي كند و دشمن أهل بيت (عليهم السلام) و دشمن حضرت علي (عليه السلام) هم منافق است و:

إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ

سوره نساء / آيه ١٤٥

وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ

سوره منافقون / آيه ١

آنچه را كه ايشان ادعا مي كند صيقل خانم ادعاي حمل كرده، دروغ محض است و اين آقا اصلاً سواد خواندن ندارد و شيخ صدوق (ره) را تعبير به صُدُّوق مي كند و «سُرّ من رأي» را «سَرّ من رأي» تعبير مي كند، آن وقت مي آيد اظهار نظر مي كند و اين واقعاً مايه تأثر و تأسف است و يك شبكه جهاني بايد دقت كند كه صدها هزار نفر يا ميليون ها نفر اين برنامه را تماشا مي كنند و بايد بدانند كه در آشپزخانه يا در كنار كرسي و در كنار زن و بچه خود ننشسته اند كه براي خودشان قصه تعريف مي كنند. بايد مقداري دقت كنند و اين مطالبي را كه عليه شيعه نقل مي كنند، احساس كنند افرادي هم هستند كه حرف هاي اينها را نقد كنند و مشت اينها را باز كنند. آيا فردا بينندگان همين شبكه اعتراض نمي كنند كه اين چه حرف هايي است كه مي زنيد؟! حدأقل اين آقايان به فكر و حيثيت شبكه خود باشند و اين طور بي گدار به آب نزنند.

ايشان كه مي گويد: «صيقل خانم گفته است من حامله هستم»، در خود روايت آمده است:

وَ لَمْ يَزَلِ الَّذِينَ وُكِّلُوا بِحِفْظِ الْجَارِيَةِ الَّتِي تُوُهِّمَ عَلَيْهَا الْحَمْلُُ لَازِمِينَ حَتَّي تَبَيَّنَ بُطْلَانُ الْحَمْلِ

مأمورين حكومتي كه توهم مي كردند و گمان مي كردند كه اين زنْ باردار است، مراقب او بودند تا اين كه مشخص شد حملي در كار نبوده است.

اين قضيه كاملاً واضح و روشن است و يك دروغي را از قول صُقيل يا صِيْقل نقل مي كند.

در همين كتاب كافي، مرحوم شيخ كليني (ره) بعد از اين روايت يك باب مفصلي دارد با عنوان «بابُ مَوْلِدِ الصَّاحِبِ (عليه السلام)» و ٣١ روايت در رابطه با ولادت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) آورده است.

الكافي للشيخ الكليني، ج ١، ص ٥١٤

هم چنين بعد از اين باب، در «بَابُ مَا جَاءَ فِي الِاثْنَيْ عَشَرَ وَ النَّصِّ عَلَيْهِمْ (عليه السلام)» از صفحه ٥٢٥ تا صفحه ٥٣٥، ٢٠ روايت آورده كه نام ائمه (عليهم السلام) در آنجا ذكر شده است و اينها كاملاً واضح و روشن است. إن شاء الله اين حرف ايشان باعث شود كه بينندگان عزيز بروند كتاب كافي را باز كنند و همين صفحه اي را كه ايشان آدرس مي دهد را ببينند. من احساس مي كنم «عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد» و اين باعث شد ما اين بحث را باز كنيم. ما إن شاء الله اين بحث را در نيمه شعبان پيگيري خواهيم كرد، ولي چون بينندگان مرتب تماس مي گرفتند كه اين حرف هاي بي اساس ايشان بي جواب نماند، ما هم به اين شبهات پاسخ مي دهيم. چون بعضي ها اين شبهات را در اين ايام مي شنوند و نياز است كه در همين ايام پاسخش را بشنوند.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا اسامي ائمه اطهار (عليهم السلام) در كتب شيعه و سني بيان شده است؟

استاد حسيني قزويني

عزيزان دقت كنند كه در كتاب هاي معتبر أهل سنت، در كتاب هاي بعضي از شخصيت هاي برجسته أهل سنت اين موضوع نقل شده است:

الف) اسامي ائمه (عليهم السلام) از زبان بزرگان أهل سنت

١. خوارزمي

آقاي خوارزمي كه از او به أخطب الخواطب تعبير مي كنند و ذهبي و ديگران از او تجليل مي كنند، نقل مي كند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

در شبي كه به معراج رفته بودم، به سمت راست عرش نگاه كردم:

فنظرت فإذا علي و فاطمة و الحسن و الحسين و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و الحسن بن علي و محمد المهدي بن الحسن كأنه كوكب دري بينهم و قال: يا محمد! هؤلاء حججي علي عبادي و هم أوصياؤك و المهدي منهم، الثائر من قاتل عترتك، و عزتي و جلالي! إنه المنتقم من أعدائي و الممد لأوليائي.

و ديدم كه در آنجا نوشته شده است: علي و فاطمه و حسن و حسين و علي بن حسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و ديدم كه محمد المهدي بن حسن مانند ستاره اي درخشان است و خطاب آمد: اي محمد! آنها حجت هاي من بر بندگان من هستند و آنها جانشينان تو هستند و مهدي هم از آنهاست كه انتقام گيرنده از قاتلين أهل بيت تو است. به عزت و جلام سوگند! او انتقام گيرنده از دشمنان من است و أولياء مرا كمك مي كند.

مقتل الحسين للخوارزمي، ص ٩٥، ح ٢٠٣ـ فرائد السمطين للجويني، ج ٢، ص ٣١٩، ح ٥٧١

٢. جويني

آقاي جويني ـ استاد ذهبي ـ از إبن عباس نقل مي كند كه يك يهودي به نام نعثل خدمت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) آمد:

قدم يهودي يقال له نعثل، فقال: يا محمد! أسألك عن أشياء تلجلج في صدري منذ حين، فان أجبتني عنها أسلمت علي يديك ... فأخبرني عن وصيك من هو؟ فما من نبي إلا وله وصي و إن نبينا موسي بن عمران أوصي يوشع بن نون، فقال: إن وصيي علي بن أبي طالب و بعده سبطاي الحسن و الحسين، تتلوه تسعة أئمة من صلب الحسين، قال: يا محمد! فسمهم لي، قال: إذا مضي الحسين فابنه علي، فإذا مضي علي فابنه محمد، فإذا مضي محمد فابنه جعفر، فإذا مضي جعفر فابنه موسي، فإذا مضي موسي فابنه علي، فإذا مضي علي فابنه محمد، فإذا مضي محمد فابنه علي، فإذا مضي علي فابنه الحسن، فإذا مضي الحسن فابنه الحجة محمد المهدي، فهؤلاء إثنا عشر.

اي محمد! سؤالاتي در سينه دارم كه مي خواهم از تو بپرسم كه اگر جواب بدهي، به دست تو مسلمان مي شوم. به من خبر بده كه چه كسي جانشين تو است؟ چون هيچ پيامبري نبود، مگر اين كه جانشيني داشت و جانشين پيامبر ما موسي بن عمران هم يوشع بن نون بود. پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: وصي من علي بن أبي طالب است و بعد از او دو فرزندش حسن و حسين هستند و بعد از آنها هم ٩ امام از فرزندان حسين جانشينان من هستند. آن يهودي گفت: اي محمد! آن ٩ امام را نام ببر. حضرت هم فرمود: بعد از حسين، فرزندش علي است و بعد از علي، فرزندش محمد است و بعد از محمد، فرزندش جعفر است و بعد از جعفر، فرزندش موسي است و بعد از موسي، فرزندش علي است و بعد از علي، فرزندش محمد است و بعد از محمد، فرزندش علي است و بعد از علي، فرزندش حسن است و بعد از حسن هم فرزندش محمد المهدي است؛ اينها ١٢ جانشين من هستند.

فرائد السمطين للجويني، ج ٢، ص ١٣٢، ح ٤٣١ ـ الفصول المهمة لإبن صباغ المالكي، ص ٢٣٢

شما اين روايت را بگذاريد در كنار روايتي كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

خلفائي إثنا عشر.

اين كاملاً واضح و روشن است.

ب) اسامي ائمه (عليهم السلام) از زبان بزرگان شيعه

بحث مهدويت از ضروريات مذهب شيعه است و انكار مهدويت، از ديدگاه شيعه، برابر با إرتداد است. يعني اگر يك شيعه بخواهد وجود مقدس حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) را انكار كند، ما او را مرتدّ مي دانيم. البته اين در رابطه با غير شيعه جاري نيست و آقايان فوراً نگويند كه چون أهل سنت منكر وجود حضرت مهدي (عليه السلام) است، كافر هستند؛ خير. كسي كه شيعه باشد، يعني بعد از اثبات اين كه اين ١٢ نفر أوصياء نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هستند، آنها را انكار كند، انكار اينها برمي گردد به انكار نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و انكار نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هم كفر و إرتداد است.

١. شيخ كليني (ره)

از اين ٢٠ روايتي كه مرحوم شيخ كليني (ره) نقل كرده، حدود ٨، ٩ روايت آن از نظر سندي كاملاً صحيح هستند. ايشان در كتاب كافي، جلد ١، صفحه ٥٢٧، حديث ٣، قضيه جابر و لوح حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را مفصل بيان مي كند كه امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:

پدرم امام سجاد (عليه السلام) از جابر خواست آن لوح حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را كه در نزد او بود بياورد.

جابر هم رفت آن لوح را آورد و در آنجا أسماء ائمه (عليهم السلام) از أمير المؤمنين (عليه السلام) تا آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) در آنجا ثبت بود.

اين روايت هم با مبناي شيعه، از نظر سندي كاملاً صحيح است.

هم چنين در روايت اول كه در صفحه ٥٢٥ آمده، از أبو هاشم داود بن قاسم جعفري از امام جواد (عليه السلام) است و اين روايت هم صحيح است.

روايت دوم هم كه در صفحه ٥٢٦ آمده، كاملاً صحيح است.

در صفحه ٥٢٧، روايت ٣ هم كه روايت از أبو بصير است، نام ائمه (عليهم السلام) ذكر شده و روايت هم صحيح است.

در صفحه ٥٣١، روايت ٨ كه روايت از امام باقر (عليه السلام) است، زراره نقل مي كند و اين روايت هم صحيح است.

در صفحه ٥٣٢، روايت ١٠ كه أبو حمزه ثمالي از امام باقر (عليه السلام) نقل مي كند، اين روايت هم صحيح است.

در صفحه ٥٢٣، روايت ١١ كه حسن بن عباس بن جريش از امام باقر (عليه السلام) نقل مي كند، اين روايت هم صحيح است.

در صفحه ٥٣٣، روايت ١٥ كه أبو بصير از امام باقر (عليه السلام) نقل مي كند، اين روايت هم صحيح است.

در صفحه ٥٣٣، روايت ١٦ كه زراره از امام باقر (عليه السلام) نقل مي كند، اين روايت هم صحيح است.

در صفحه ٥٣٤، روايت ٢٠ كه محمد بن عمران از امام صادق (عليه السلام) نقل مي كند، اين روايت هم صحيح است.

ما اگر ٢ يا ٣ روايت صحيح داشته باشيم، مسئله حلّ است. ولي ما در اينجا حدود ١١ روايت صحيح داريم كه صريحاً در رابطه با اسامي ائمه (عليهم السلام) است كه خلفاء پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بعد از آن حضرت، أمير المؤمنين (عليه السلام) تا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) هستند.

٢. حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني

در پايان اين قسمت هم دوستان بيننده را توصيه مي كنم به مطالعه كتاب منتخب الأثر تأليف حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني كه در رابطه با حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) نوشته است و يكي از مراجع عظام تقليد مي فرمود:

در تاريخ شيعه، كتابي مانند منتخب الأثر تأليف نشده است.

بنده ديشب خدمت ايشان بودم و ايشان خيلي مشوّق بنده هستند و شايد يك سري از توفيقات بنده، محصول تشويقات اين بزرگوار است. از جمله فرمايشات ايشان كه خيلي براي من جالب بود، اين بود كه ايشان به من فرمودند:

شما با اين كاري كه در اين شبكه شروع كرده ايد در نشر معارف اسلامي، وظيفه ما را سبك كرده ايد. اگر فرداي قيامت از ما سؤال كنند كه چرا شما تحرك نداشتيد، مي گوييم كه فلاني كافي بود و تكليف از ما ساقط شده است.

الحق فرمايشات و تشويقات و رهنمودهاي ايشان در رابطه با شبكه و پاسخ گويي به شبهات، براي من خيلي ارزشمند بوده است.

در صفحه ٩٩ كتاب منتخب الأثر، ٩١ روايت ذكر كرده است كه ائمه (عليهم السلام) ١٢ نفر هستند و اولين آنها حضرت علي (عليه السلام) و آخرين آنها حضرت مهدي (عليه السلام) است.

در صفحه ١٠٥همين كتاب، ٩٤ روايت ذكر كرده است كه ائمه (عليهم السلام) ١٢ نفر هستند و آخرين آنها حضرت مهدي (عليه السلام) است.

در صفحه ١٢٤ همين كتاب، ١٠٧ روايت ذكر كرده است كه ائمه (عليهم السلام) ١٢ نفر هستند و ٩ نفر از آنها از نسل امام حسين (عليه السلام) هستند و نهمين نفر آنها حضرت مهدي (عليه السلام) است.

در صفحه ١٤٣همين كتاب، ٥٠ روايت ذكر كرده است كه اسامي تك تك ائمه (عليهم السلام) ذكر شده است از علي بن أبي طالب (عليه السلام) و حسن بن علي (عليه السلام) و حسين بن علي (عليه السلام) تا آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء).

در صفحه ٢٦٧همين كتاب، ١٤٨ روايت ذكر كرده است كه حضرت مهدي (عليه السلام) نهمين فرزند امام حسين (عليه السلام) است.

در صفحه ٢٧٩همين كتاب، ٩٩ روايت ذكر كرده است كه حضرت مهدي (عليه السلام) ششمين فرزند امام صادق (عليه السلام) است.

در صفحه ٢٨٢همين كتاب، ٩٨ روايت ذكر كرده است كه حضرت مهدي (عليه السلام) پنجمين فرزند امام كاظم (عليه السلام) است.

در صفحه ٢٨٥همين كتاب، ٩٥ روايت ذكر كرده است كه حضرت مهدي (عليه السلام) چهارمين فرزند امام رضا (عليه السلام) است.

در صفحه ٢٨٨همين كتاب، ٩٠ روايت ذكر كرده است كه حضرت مهدي (عليه السلام) سومين فرزند امام جواد (عليه السلام) است.

در صفحه ٢٩٠همين كتاب، ٩٠ روايت ذكر كرده است كه حضرت مهدي (عليه السلام) دومين فرزند امام هادي (عليه السلام) است.

در صفحه ٢٩١همين كتاب، ١٤٦ روايت ذكر كرده است كه حضرت مهدي (عليه السلام) فرزند امام عسكري (عليه السلام) است.

٣١٨ روايت آورده است كه حضرت مهدي (عليه السلام) عمر طولاني دارد.

١٤ روايت آورده است كه ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) مخفي است.

١٩ روايت آورده است در مورد كساني كه حضرت مهدي (عليه السلام) را در آن ٥، ٦ سال كودكي اش زيارت كرده اند.

جناب حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مجموعاً ١٩٤١ روايت آورده است در رابطه با ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) و دلالت بر وجود حضرت مهدي (عليه السلام) و اين كه دوازدهمين جانشين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است.

من نمي دانم در كدام يك از موضوعات، ١٩٤١ روايت وارد شده است؟ من همه اين روايات را شمارش كرده ام و اين آمار هم دقيق است و در مورد حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) آمده است. آن وقت اين آقا يك سري حرف هاي دروغ به هم مي بافد و منكر وجود حضرت مهدي (عليه السلام) مي شود!!!

* * * * * * *

آقاي محسني

در صحيح مسلم نقل شده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده اند: «جانشينان من ١٢ نفر هستند». اين روايت را هم براي بينندگان عزيز بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

در صحيح مسلم، جلد ٦، صفحه ٤، حديث ٤٦٠٣ نقل شده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

لا يزال هذا الدين عزيزا منيعا إلي إثني عشر خليفة.

جالب اين است كه وقتي كلمه ١٢ خليفه ذكر شد، همان طور كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

قلم و كاغذي بياوريد تا من وصيت بنويسم.

سر و صدا كردند؛ در آنجا هم سر و صدا كردند. اين كه چه رمزي در اين است، شنونده بايد عاقل باشد.

* * * * * * *

آقاي محسني

كليپ بعدي آماده پخش است و آن را با هم مي بينيم.

پخش كليپ

كارشناس:

اين ثابت شد كه مهدويت، فكر مهدي، فكر امام زمان، يك موهومي بيش نيست، اصلاً يك خرافه اي بيش نيست، اصلاً وجود خارجي ندارد.

مجري:

ما روي هم رفته مي خواهيم به اين نتيجه برسيم كه الآن مسلمانان با توجه به اين كه دو مرجع اساسي دارند، يكي قرآن و ديگري سنت صحيح رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و با استناد از تاريخ صحيح مي خواهند بدانند كه در تمامي اينها آيا دليلي بر وجود مهدي هست يا نيست؟ خاصاً در قرآن مجيد كه به عنوان يك حجت براي تمام مسلمانان جهان مطرح است. اگر امكان دارد، در اين بحث بيشتر توضيح بفرماييد.

كارشناس:

اصلاً و ابداً هيچ گونه وجودي. در قرآن كه قطعاً هيچ گونه وجود نيست و تمامي مصادر تاريخي ثابت كرده اند كه امام عسكري (رحمة الله و رضوان الله و سلام الله عليه) عقيم بوده و هيچ فرزندي، نه پسر و نه دختر داشته است.

[پايان كليپ]

آقاي محسني

خيلي وقيحانه صحبت كردند و گفتند كه موضوع مهدويت موهوم است و ما چيزي را كه الآن قبول داريم، كتاب و سنت صحيح است. حتي از اين آقاي كارشناس هم سؤال شد كه آيا در كتاب و سنت صحيح، بحثي از حضرت مهدي (عليه السلام) و وجود ايشان داريم يا نداريم؟ ايشان هم خيلي وقيحانه ردّ كردند و گفتند امام عسكري (عليه السلام) عقيم بوده است.

در اين مورد مطالبي را توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

الحق و الإنصاف ما بايد قضاوت را بر عهده بينندگان عزيز بگذاريم تا آنها بيايند قضاوت بكنند. رواياتي كه خود آقايان أهل سنت آورده اند در ذيل آيات قرآن، دليل بر دروغ بودن سخن اين آقاي كارشناس است.

آقايان أهل سنت به رواياتي استناد مي كنند و مي گويند مراد از آيه غار، أبو بكر بوده است؛ با اين كه نامي از أبو بكر نيامده است. مي گويند اگر كسي منكر اين باشد كه اين آيه درباره أبو بكر است، كافر و زنديق است. هم چنين مي گويند آيه إفك مربوط به عايشه است. ما از اين آقايان سؤال مي كنيم كه در كجاي قرآن نام عايشه و أبو بكر آمده است؟ از كجا فهميديد؟

بنده با توجه به بررسي هايي كه داشتم، حدود ٢٥٠ آيه درباره حضرت مهدي (عليه السلام) است و حضرت آيت الله طبسي هم كه بيشتر از بنده در اين زمينه تحقيق داشته اند، چند شب پيش هم در همين شبكه برنامه داشتند، فرمودند كه ٤٠٠ آيه در قرآن وجود دارد در منابع شيعه و سني كه به حضرت مهدي (أرواحنا فداه) تفسير شده است. چطور شد كه اگر حديثي آمد كه گفت مراد از آيه غار، أبو بكر است، اشكالي ندارد، ولي اگر در آيه ٣٣ سوره توبه كه امامت مي فرمايد:

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَي وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

او كسي است كه رسولش را با هدايت و آئين حق فرستاد تا او را بر همه آئين ها غالب گرداند؛ هر چند مشركان كراهت داشته باشند.

اشكال دارد؟! در ذيل اين آيه، خود آقاي امام قرطبي كه از استوانه هاي تفسيري أهل سنت است، مي گويد:

و قال السدي: ذلك عند خروج المهدي لا يبقي أحد إلا دخل في الإسلام.

الجامع لأحكام القرآن للقرطبي، ج ٨، ص ١٢١ ـ تفسير الكبير للرازي، ج ١٦، ص ٤٠ ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج ٥، ص ٣٤ ـ تفسير الثعلبي، ج ٥، ص ٣٥ ـ تفسير إبن جوزي، ج ٣، ص ٢٩٠

همان طور كه عرض كرديم، ١٩٤١ روايت در موضوع مهدويت در كتب شيعه و سني آمده است. در مورد اين همه روايات چه جوابي دارند؟ بر فرض ٢ روايت دروغ است، ٣ روايت دروغ است، صد روايت دروغ است، هزار روايت دروغ است، آيا همه ١٩٤١ روايت دروغ و نادرست است؟! اينها به نوعي ايستادن در برابر حقايق است. اين آقاياني كه دَم از قرآن و سند صحيح مي زنند، نسبت به بعضي از احكام، مانند مسح در وضو و بحث متعه كه نصّ قرآن است، ولي آقايان به هيچ وجه سراغ اين آيات نمي روند. به تعبير يكي از مفسران أهل سنت به نام محمد رشيد رضا كه در تفسير المنار مي گويد:

اين همه روايات در رابطه با مسح در وضو داريم، ولي آقايان روايات را كنار گذاشته اند و مي گويند ائمه ما مانند أبو حنيفه و مالك و شافعي و احمد بن حنبل، چون گفته اند بايد پا را شست، ما هم بايد پاي خود را بشوييم.

اين قضايا كاملاً واضح و روشن است و اينها كاري به قرآن و سنت صحيح هم ندارند و آنچه كه در ذهن خود به عنوان دين پذيرفته اند، براي آنها همان ملاك است و اگر آيه اي يا روايتي برخلاف آن عقيده ذهني آنها باشد، بايد تأويل شود و به نوعي تفسير شود كه مطابق نظرات و عقايد ذهني اين آقايان باشد.

* * * * * * *

آقاي محسني

سؤالي كه براي خود من پيش آمد اين است كه اين آقا فرمود: «مهدويت موهوم است»، ما و عمدتاً آقايان أهل سنت مهدويت را قبول داريم و بعضي از أهل سنت فقط معتقدند كه حضرت مهدي (عليه السلام) متولد نشده است. ولي قائل هستند كه يك منجي به نام حضرت مهدي (عليه السلام) مي آيد و ظلم و بي داد را از بين مي برد. ولي اين آقا اصل مهدويت را منكر شده است!!!

استاد حسيني قزويني

خود وهابيت و خود بن باز هم صراحت دارد كه موضوع مهدويت، يك موضوع قطعي است و روايات متواتري در اين زمينه داريم و حتي بعضي از بزرگان أهل سنت گفته اند:

من أنكر المهدي فقد كفر.

اين كارشناس براي نفي مهدويت، به كتاب هاي شيعي استناد مي كند كه مثلاً علماء شيعه مانند شيخ كليني (ره) گفته اند كه مهدويت چنين و چنان است. اين كارشناس نقل مي كند از سعد بن عبد الله اشعري و توصيه مي كند به بينندگان كه: «بروند كتاب المقالات و الفرق سعد بن عبد الله اشعري شيعي را بخوانيد و بدانيد كه ايشان منكر مهدويت است».

واقعاً من نمي دانم چه بگويم؟! جز اين كه بگويم:

الحمد لله الذي جعل أعدائنا من الجهلاء.

شما برويد كتاب المقالات و الفرق سعد بن عبد الله اشعري را بخوانيد و مطالعه كنيد. در صفحه ١٠٢ و ١٠٣ اين كتاب، ايشان فرقه هاي شيعي را مطرح مي كند و مي گويد:

و فرقة منها و هي المعروفة بالإمامية.

يكي از فرقه هاي شيعه، فرقه معروف اماميه است.

بعد هم مي گويد كه اماميه مي گويند:

فنحن متمسكون بإمامة حسن بن علي، مقرون بوفاته، مؤمنون بأن له خلفا من صلبه متدينون بذلك و أنه الإمام من بعد أبيه الحسن بن علي و أنه في هذه الحالة مستتر خائف مغمور مأمور بذلك، حتي يأذن الله عز وجل له فيظهر و يعلن أمره . . . " و قوله بعد ذلك " وقد رويت الأخبار الكثيرة الصحيحة ان القائم تخفي علي الناس ولادته و يخمل ذكره . . . " .

ما معتقد به امامت امام عسكري (عليه السلام) هستيم و اقرار به وفات او داريم و معتقد هستيم كه بعد از آن حضرت، فرزندي به عنوان جانشني او هست و ما هم به اين قضيه تديّن داريم و او امام ما بعد از امام عسكري (عليه السلام) است و او از نظرها پنهان است تا اين كه خداوند اجازه بدهد و ظهور كند ... .

خود آقاي سعد بن عبد الله اشعري به اين شكل مي گويد، ولي اين آقاي كارشناس مي گويد كه سعد بن عبد الله اشعري منكر مهدويت است!

ما چيزي نمي گوييم، چون مبناي اهانت نداريم، مبناي جسارت هم نداريم، ولي آنچه كه زيبنده اين آقا هست، قضاوت با بينندگان عزيز است.

همان كاري كه مرحوم علامه اميني (ره)، مرحوم علامه حلي (ره) و مرحوم مير حامد حسين (ره) كرده اند و رفته اند از كتاب هاي آنها دليل آورده براي اثبات حقانيت أمير المؤمنين (عليه السلام) و بطلان آنها، اين آقا تصور مي كند كه مي خواهد أداء آنها را دربياورد و مي خواهد توپ را به زمين طرف مقابل بياندازد.

* * * * * * *

آقاي محسني

بحث ولادت امام زمان (عليه السلام) در كتب شيعه را به صورت مستدل بيان بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

الف) بحث ولادت امام زمان (عليه السلام) در كتب شيعه

روايت اول:

در كتاب كافي، جلد ١، صفحه ٣٢٨ با سند صحيح نقل شده است:

محمد بن يحيي، عن أحمد بن إسحاق، عن أبي هاشم الجعفري قال: قلت لأبي محمد عليه السلام: جلالتك تمنعني من مسألتك، فتأذن لي أن أسألك؟ فقال: سل، قلت: يا سيدي! هل لك ولد؟ فقال: نعم، فقلت: فإن بك حدث فأين أسأل عنه؟ فقال: بالمدينة.

محمد بن يحيي از أحمد بن إسحاق از ابو هاشم جعفري نقل مي كند كه مي گويد: به امام عسكري (عليه السلام) گفتم: جلالت و بزرگي و جايگاه شما مرا از پرسش از شما باز مي دارد، اجازه مي فرمائيد از شما سؤالي كنم؟ فرمود: بپرس. گفتم: آقاي من! شما فرزندي داريد؟ فرمود: بله، گفتم: اگر براي شما اتفاقي بيفتد، كجا بروم از او بپرسم؟ فرمود: در مدينه.

اين روايت از نظر سندي كاملاً صحيح است. محمد بن يحيي عطار ثقه است و نجاشي او را توثيق كرده است و أحمد بن إسحاق قمي ثقه است و أبو هاشم جعفري هم ثقه است و نجاشي او را توثيق كرده است.

روايت دوم:

باز هم در كتاب كافي، جلد ١، صفحه ٣٢٨ روايتي صحيح نقل شده است:

علي بن محمد، عن محمد بن علي بن بلال قال: خرج إلي من أبي محمد قبل مضيه بسنتين يخبرني بالخلف من بعده، ثم خرج إلي من قبل مضيه بثلاثة أيام يخبرني بالخلف من بعده.

علي بن محمد از محمد بن علي بن بلال نقل مي كند و مي گويد: از جانب امام حسن عسگري (عليه السلام)، دو سال پيش از وفاتش پيامي به من رسيد كه از جانشين بعد از خود به من خبر داد. بار ديگر سه روز پيش از وفاتش پيامي رسيد و از جانشين بعد از خود به من خبر داد.

روايت سوم:

اين روايت از أبو غانم خادم است و مي گويد:

ولد لأبي محمد (عليه السلام) مولود فسماه محمدا و عرضه علي أصحابه يوم الثالث و قال: هذا صاحبكم من بعدي و خليفتي عليكم و هو القائم الذي تمتد اليه الأعناق بالانتظار، فإذا امتلأت الأرض جورا و ظلما، خرج فملأها قسطا و عدلا.

براي امام عسكري (عليه السلام) فرزندي به دنيا آمد و نامش را محمد گذاشت و در روز سوم ولادتش اين نوزاد را به أصحاب خود نشان داد و فرمود: اين ولي أمر شما بعد از من است و جانشين من بر شماست و او همان قائمي است كه تمام گردن ها به طرف او كشيده مي شود در ايام انتظار و وقتي زمين پر از ظلم و جور شد، او خواهد آمد و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد.

كمال الدين و تمام النعمة للشيخ الصدوق، ص ٤٣١ ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج ١٤، ص ٥٦٨ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ١٦، ص ٢٤٣

اين رواياتي بود كه دال بر ولادت امام زمان (عليه السلام) داشت.

ب) شهادات حسّيه بر ولادت امام زمان (عليه السلام)

از طرف ديگر هم شهادات حسّيه داريم:

شاهد اول: حكيمه خاتون

خانم حكيمه خاتون كه در همان حرم امام عسكري (عليه السلام) در سامراء دفن است، دختر امام جواد (عليه السلام)، خواهر امام هادي (عليه السلام) و عمه امام عسكري (عليه السلام) است و بزرگان ما از او اين گونه تعبير مي گويد:

النجيبة الكريمة العالمة الفاضلة التقية الرضية.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٩٩، ص ٧٩

مرحوم شيخ كليني (ره) هم در كتاب كافي، جلد ١، صفحه ٣٣١ قضيه ولادت امام زمان (عليه السلام) را از زبان همين حكيمه خاتون نقل مي كند.

مرحوم شيخ صدوق (ره) هم در كتاب كمال الدين و تمام النعمة، صفحه ٤٢٤ اين قضيه را نقل مي كند.

شاهد دوم: أبو عمرو عمري و فرزندش

دومين شاهد، آقاي أبو عمرو عمري است كه از وكلاي امام هادي (عليه السلام) و امام عسكري (عليه السلام) بود و جلالت و وثاقت او در ميان شيعه، متفق عليه است و همه رجاليون در رابطه با ايشان مي گويند:

العمري و ابنه ثقتان، فما أديا إليك عني فعني يؤديان.

معجم رجال الحديث للسيد الخوئي، ج ١٢، ص ١٢٣

و اين جمله، ضرب المثل سطوح عالي و دروس خارج فقه و اصول شيعه است.

مرحوم شيخ مفيد (ره) در كتاب الإرشاد، جلد ٢، صفحه ٣٥١ از ايشان نقل مي كند و مي گويد:

من خودم حضرت مهدي (عليه السلام) را ديدم و قد رشيدي داشت.

هم چنين فرزند او، محمد بن عثمان عمري از وكلاي ائمه (عليهم السلام) است و ايشان هم نقل مي كند:

من خدمت امام عسكري (عليه السلام) رسيده بودم و عرض كردم: من ايمان دارم، ولي همان كاري كه حضرت ابراهيم (عليه السلام) از خداوند خواست تا قلبش مطمئن شود:

وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَي قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَي وَ لَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي

(به خاطر بياور) هنگامي را كه ابراهيم گفت: خدايا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مي كني؟ فرمود: مگر ايمان نياورده اي؟! عرض كرد: آري، ولي مي خواهم قلبم آرامش يابد.

سوره بقره / آيه ٢٦٠

من هم مي خواهم قبلم اطمينان داشته باشد و از صاحب اين أمر به من خبر بده. سپس حضرت مهدي (عليه السلام) را به من نشان داد و ديدم كه قدي رشيد و تنومند دارد.

كمال الدين و تمام النعمة للصدوق، ص ٤٣٥

شاهد سوم: معاوية بن حكيم

آقاي معاوية بن حكيم هم نقل مي كند كه من حضرت مهدي (عليه السلام) را ديدم.

حدثني معاوية بن حكيم... : عرض علينا أبو محمد الحسن بن علي (عليهما السلام) و نحن في منزله و كنا أربعين رجلا فقال: هذا إمامكم من بعدي و خليفتي عليكم، أطيعوه و لا تتفرقوا من بعدي في أديانكم فتهلكوا، أما إنكم لا ترونه بعد يومكم هذا.

معاوية بن حكيم ... مي گويد: امام عسكري (عليه السلام) پسرش را در منزل خودش با حضور ٤٠ نفر به ما نشان داد و فرمود: اين امام شما پس از من و خليفه من بر شماست. از او اطاعت كنيد و پس از من در دين خود متفرّق نشويد كه هلاك خواهيد شد. بدانيد كه بعد از اين او را نخواهيد ديد.

كمال الدين و تمام النعمة للشيخ الصدوق، ص ٤٣٥

شاهد چهارم: يعقوب بن منقوش

آقاي يعقوب بن منقوش مي گويد:

دخلت علي أبي محمد الحسن بن علي عليهما السلام و هو جالس علي دكان في الدار و عن يمينه بيت عليه ستر مسبل، فقلت له: يا سيدي! من صاحب هذا الامر؟ فقال: ارفع الستر، فرفعته فخرج إلينا غلام خماسي له عشر أو ثمان أو نحو ذلك، واضح الجبين، أبيض الوجه، دري المقلتين، شثن الكفين، معطوف الركبتين، في خده الأيمن خال و في رأسه ذؤابة، فجلس علي فخذ أبي محمد عليه السلام، ثم قال لي: هذا صاحبكم.

وارد بر امام عسكري (عليه السلام) شدم و او در منزلش بر نيمكت سنگي نشسته بود و در سمت راستش اتاقي بود كه بر در آن پرده اي آويزان بود. به ايشان گفتم: سرورم! صاحب الأمر كيست؟ فرمود: پرده را بردار. آن را بالا بردم و پسر بچه اي كه حدود ٥ وجب طول او بود و سنّش ٨ يا ١٠ سال بود با پيشاني نوراني و رويي سفيد و چشماني درخشان ... بر گونه راستش خالي بود و بر سرش گيسواني داشت، بيرون آمد و بر زانوي پدرش امام عسكري (عليه السلام) نشست. آنگاه به من فرمود: اين صاحب شماست.

كمال الدين و تمام النعمة للشيخ الصدوق، ص ٤٠٧

شاهد پنجم: محمد بن فارس نيشابوري

آقاي ابراهيم بن محمد بن فارس نيشابوري هم مانند همين قضيه را مطرح مي كند.

مستدرك الوسائل للميرزا النوري، ج ١٢، ص ٢٨١

روايات متعددي وجود دارد كه افراد متعددي، حضرت مهدي (عليه السلام) را در دوران كودكي اش ديده اند.

شاهد ششم: تعداد زيادي از بزرگان شهرهاي كشور اسلامي

مرحوم شيخ صدوق (ره) در كمال الدين و تمام النعمة، صفحه ٤٤٢ نقل مي كند و مي گويد:

تعدادي از بزرگان از بغداد و خراسان و نيشابور و قم خدمت امام عسكري (عليه السلام) رفته بودند و در آنجا وجود نازنين حضرت مهدي (عليه السلام) را به آنها نشان داد و فرمود: اين فرزند من است و بعد از من، امام شما و خليفه من است.

ج) عقيقه كردن براي حضرت مهدي (عليه السلام)

هم چنين وقتي حضرت مهدي (عليه السلام) به دنيا مي آيد، امام عسكري (عليه السلام) به وكلاء و شيعيانش دستور مي دهد كه گوسفندي يا قوچي را بكشند به عنوان عقيقه حضرت مهدي (عليه السلام) و به تمام شيعيان تقسيم بكنند به خاطر اين كه شيعيان يقين كنند حضرت مهدي (عليه السلام) به دنيا آمده و گوشت عقيقه او را خورده اند. اين كار امام عسكري (عليه السلام) براي فرهنگ كردن موضوع وجود مقدس حضرت مهدي (أرواحنا فداه) است.

روايت اول:

آقاي ابو جعفر عمري مي گويد:

لما ولد السيد (عليه السلام) قال أبو محمد (عليه السلام): ابعثوا إلي أبي عمرو، فبعث إليه فصار إليه فقال له: إشتر عشرة آلاف رطل خبز و عشرة آلاف رطل لحم و فرقه، أحسبه قال: علي بني هاشم و عق عنه بكذا و كذا شاة.

چون حضرت مهدي (عليه السلام) متولّد شد، امام عسكري (عليه السلام) فرمود: به دنبال ابو عمرو بفرستيد تا بيايد. چون به دنبال او فرستادند و به نزد امام آمد، به او فرمود: ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت خريداري كن. به گمانم فرمود: آن را ميان بني هاشم تقسيم كن و تعداد زيادي گوسفند از طرف او عقيقه كن .

روايت دوم:

ابراهيم كه يكي از أصحاب امام عسكري (عليه السلام) است، مي گويد:

وَجَّهَ إلي مولاي أبو الحسن (عليه السلام) بأربعة أَكْبُشٍ و كتب إلي: بسم الله الرحمن الرحيم، عُقَّ هذه عن إبني محمد المهدي و كُلْ هَنَّأَكَ و أطعم من وجدت من شيعتنا.

امام عسكري (عليه السلام) ٤ قوچ همراه نامه اي براي من فرستاد و در آن نامه نوشت: بسم اللَّه الرحمن الرحيم، اين گوسفندان را براي فرزندم محمد المهدي عقيقه كن و با گوارائي، خود و هر كس از شيعيان ما را كه يافتي بخوريد.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ٥١، ص ٢٨

خوشا به حال كساني كه از گوشت عقيقه حضرت مهدي (عليه السلام) را خوردند. اينها براي فرهنگ كردن ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) است.

دولت عباسي با چراغ موشي به دنبال امام زمان (عليه السلام) مي گشتند. اگر واقعاً حضرت مهدي (عليه السلام) به دنيا نيامده بود و به قول اين كارشناس معلوم شد كه خانم صقيل باردار نيست و قضيه منتفي شد و وجود حضرت مهدي (عليه السلام) موهوم است، پس اين دولت عباسي به دنبال چه كسي مي گشتند؟ بعد از اين كه امام عسكري (عليه السلام) از دنيا رفت، تمام كنيزان آن حضرت را زنداني كردند و أصحاب آن حضرت را شكنجه كردند و حتي بعضي را به بدترين شكل شكنجه كردند تا محل مخفي شدن حضرت مهدي (عليه السلام) را به آنها نشان بدهند. ظاهراً در سال ١٣٧٨ يا ١٣٧٩ بود كه در روزنامه ها نوشتند تعدادي از سربازان آمريكايي در عراق، يك روحاني را كه سيد و نوراني بود را گرفتند به اتهام اين كه همان مهدي موعود است و مدتي هم زير شكنجه نگه داشتند و بعد از اين كه متوجه مي شوند اشتباه كرده اند و مشخصات او با مشخصات مهدي موعود تفاوت دارد، او را آزاد كردند. جالب اين كه وقتي خواستند او را آزاد كنند، نظاميان آمريكايي از او تعهد گرفتند كه اگر از جايگاه آن مهدي موعود باخبر شد، سريعاً آنها را در جريان بگذارد تا براي دستگيري او اقدام كنند.

اين مطلب را هم خدمت بينندگان عزيز بگويم كه در اين سال هاي أخير، افرادي كه ادعاي مهدويت يا بابيت كرده اند يا ادعا كرده اند فرزند حضرت مهدي (عليه السلام) يا نائب آن حضرت هستند، همه شان دروغ پردازان و شيّاداني هستند كه مي خواهند از اين طريق، جيب مردم را خالي كنند و در روايات صحيح داريم كه هر كس بخواهد توقيت كند يا ادعاي ارتباط ويژه با حضرت مهدي (عليه السلام) داشته باشد، دروغگو هستند و بايد آنها را تكذيب كرد. از اين ادعاها در ايران و در كشورهاي ديگر هم رخ داده است.

* * * * * * *

آقاي محسني

اين مطالبي را كه حضرت عالي پيرامون ولادت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از كتب شيعه فرموديد، آيا در كتب أهل سنت هم علماء بزرگ أهل سنت اشاره اي به اين مطلب دارند؟

استاد حسيني قزويني

در اين زمينه، كتاب هاي زيادي نوشته شده و تصريح كرده اند. محقق فرزانه، جناب آقاي فقيه ايماني ـ كه از علماء بزرگ بزرگوار اصفهان هستند و من هم شخصاً نسبت به ايشان ارادت فوق العاده اي دارم و ايشان از محققان گمنام شيعه هستند ، ـ كتاب هاي زيادي نوشته اند و در كتاب الإصالة المهدوية في الإسلام، صفحه ٨١ اسامي ١١٢ نفر از علماء أهل سنت را آروده است كه صراحت دارند بر ولادت حضرت مهدي (أرواحنا فداه). هم چنين پژوهشگر توانا، جناب آقاي دكتر سيد سامر عميدي از فضلاء حوزه ـ كه بنده هم در رساله دكتراي ايشان در دانشگاه بين المللي اسلامي لندن به عنوان استاد داور شركت داشتم، ـ در كتاب دفاع عن الكافي، جلد ١، صفحه ٥٦٩ اسامي ١٢٨ نفر از علماء أهل سنت را آورده كه صراحت بر ولادت حضرت مهدي (أرواحنا فداه) دارند.

من نمي دانم اين آقا با چه دل و جرأتي و با چه بي حيائي اي مي گويد مسئله مهدويت موهوم و خيالي است! اگر مسئله رعايت ادب نبود، به ايشان ثابت مي كردم كه چه چيزي موهوم است تا بفهمد قضيه چيست تا اين طور نسبت به عقايد شيعه جسارت نكند!

إقرار علماء أهل سنت بر ولادت حضرت مهدي (عليه السلام)

من اسامي چند نفر از علماء أهل سنت را مي آورم كه ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) را قبول دارند:

١. إبن أثير جزري

جناب آقاي إبن أثير جزري (متوفاي ٦٣٠ هجري) در كتاب الكامل في التاريخ كه از كتاب هاي مورد تائيد أهل سنت است، در حوادث سال ٢٦٠ هجري مي گويد:

و فيها توفي الحسن بن علي ... و هو أبو محمد العلوي العسكري و هو أحد الأئمة الاثني عشر علي مذهب الامامية و هو والد محمد الذي يعتقدونه المنتظر.

الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٧، ص ٢٧٤

٢. إبن خلّكان

آقاي إبن خلّكان (متوفاي ٦٨١ هجري) مورخ و علامه شهير أهل سنت مي گويد:

كانت ولادته يوم الجمعة منتصف شعبان سنة خمس و خمسين و مائتين.

ولادت او در روز جمعه، نيمه شعبان سال ٢٥٥ هجري قمري بود.

وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج ٤، ص ١٧٦

٣. شمس الدين ذهبي

آقاي ذهبي در تاريخ الإسلام، جلد ١٩، صفحه ١١٣، حوادث و وفيات ٢٥١ تا ٢٦٠ هجري، قضيه ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) را در سال ٢٥٥ هجري تصريح مي كند. در سير أعلام النبلاء، جلد ١٣، صفحه ١١٩ همين تعبير را دارد.

٤. إبن حجر هيثمي

آقاي إبن حجر هيثمي در كتاب الصواعق المحرقة، چاپ اول، صفحه ١٢٤ همين تعبير را دارد.

٥. خير الدين زركلي

جالب اين است كه آقاي خير الدين زركلي وهابي كه خدمت بزرگي به عربستان سعودي و وهابيت كرده است، در كتاب الأعلام، جلد ٦، صفحه ٨٠ در ترجمه حضرت مهدي (عليه السلام) مي گويد:

محمد بن الحسن العسكري (الخالص) بن علي الهادي، أبو القاسم: آخر الأئمة الاثني عشر عند الإمامية و هو المعروف عندهم بالمهدي ... ولد في سامراء و مات أبوه و له من العمر نحو خمس سنين ... و قيل في تاريخ مولده: ليلة نصف شعبان سنة ٢٥٥ و في تاريخ غيبته: سنة ٢٦٥.

... وقتي پدرش از دنيا رفت، او ٥ ساله بود ... و در تاريخ تولد او گفته شده است: در شب نيمه شعبان سال ٢٥٥ هجري بوده است و ... .

آيا اينها كافي نيست كه اين آقايان مقداري از خواب بيدار بشوند؟! يا براي أمثال آقاي ملازاده ها كه شروع مي كنند به جسارت كردن و اهانت كردن و موهوم خواندن و در اين شبكه هم تعابير وقيحانه به كار مي برند، آيا اينها كفايت نمي كند؟!

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ :

در رابطه با پسر مهزيار كه مي گويند خدمت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) رسيده اند، توضيح بفرماييد.

جواب ١ :

إن شاء الله در اين مورد، در سر فرصت جناب آيت الله طبسي صحبت مي كنند.

اما در مورد بحث هايي كه در مورد پسر مهزيار است، آنچه كه در زبان هاي مردم است را بنده شخصاً اعتقاد ندارم، ولي خود علي بن مهزيار مورد وثوق بوده و تشرفاتي هم داشته به آن گونه اي كه در منابع شيعه آمده است، نه با آن آب و تابي كه بعضي از منبري ها بيان مي كنند. بنده هر وقت به اهواز رفته ام، به زيارت قبر اين بزرگوار مشرف شده ام و عقيده هم دارم.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

١. بنده يك انتقادي از آقاي محسني دارم كه شما در يكي از جلسات قبلي كه مصادف با شب شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بود، شما در روخواني سؤال يكي از أهل سنت، عمداً يا سهواً، عمر بن خطاب را حضرت عمر خطاب كرديد و اگر واقعاً از روي عمد باشد، بايد گفت «إنا لله و إنا إليه راجعون».

٢. همان طور كه استحضار داريد، شيعه در طول تاريخ مظلوم واقع شده است؛ از همان زمان رسول الله (صلي الله عليه و آله) تا امروز. ٤ قرن پيش، در غرب ايران، سلطان سليم دستور داد مردان شيعه بين سنين ٧ إلي ٧٠ سال را گردن بزنند و خارج از اين سنين را يك نشاني بر جبين بگذارند كه نشان دهنده رافضي بودن آنها باشد.

امروز هم عليرغم اين كه در جمهوري اسلامي ايران به عنايت آقا امام زمان (عليه السلام) شيعيان حاكم است، باز هم ما واقعاً مظلوم واقع شده ايم. عنايت داريد كه تمام بمب گذاري ها در مناطق أهل سنت، عليه عزاداري هاي ما صورت مي پذيرد، اما باز هم أهل سنت در تمام مراكز قدرت نظام جمهوري اسلامي ايران حضور دارند، حتي در سطح قواي حاكم نماينده دارند و هماهنگ با شيعيان حق سهام و غيره دريافت مي كنند.

در رابطه با رسانه ها هم بنده چندين بار با شبكه ظلمت تماس گرفته ام و نگذاشتند صحبت كنم. ولي از اين طرف، شما به برادران أهل سنت، بيش از ما وقت مي دهيد. آنچه كه واقعاً جاي تعجب است و ما را بسيار ناراحت مي كند اين است كه كساني از داخل كشور و از تهران، از وهابيون با شبكه ظلمت تماس مي گيرند كه سابقه نمايندگي مجلس را دارند يا مولوي كوردل آنها، مولوي وهابي عبد الحميد از بلوچستان با شبكه ظلمت تماس مي گيرند و به شيعه توهين مي كنند. بنده با مسئوليت خودم، مصرّاً از مسئولين محترم نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران انتظار دارم موارد مقتضي را در اين مورد اعمال فرمايند.

جواب ٢ :

ما از دوستان تقاضا داريم كه مقداري مؤدب صحبت كنند و نسبت به مولوي ها اين تعابير را به كار نبرند. ما نقد خود را مي گوييم و مطالب علمي خود را مطرح مي كنيم. در مورد واژه حضرت عمر هم بنده نمي دانم و معمولاً آقاي عمر يا جناب عمر مي گويم و اينها دليل بر قبول داشتن آنها نيست. بحث هاي علمي و نقدهاي ما سر جاي خودش است و اگر الفاظي را به كار مي بريم، به عنوان تعظيم و قبول داشتن نيست. همان طور كه ما دوست داريم آنها نسبت به ائمه (عليهم السلام) ما مؤدبانه صحبت كنند، ما هم بايد نسبت به بزرگان آنها مؤدبانه صحبت كنيم. بنده خودم ديشب در خدمت حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني بودم و روز قبلش هم خدمت حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي بودم و چندي پيش هم خدمت حضرت آيت الله العظمي شبيري زنجاني بودم و هر وقت اين عزيزان بنده را ديدند، توصيه كرده اند به مؤدبانه صحبت كردن.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

١. من مدتي است كه ٤٠ روز يا ٤٠ جمعه كه زيارت عاشوراء مي خواندم، در خواب به خدمت ائمه معصومين (عليهم السلام) مي رسيدم. درباره خواب چه مي فرماييد. اين كه بعضي از علماء مي گويند خواب حجت نيست، در اين مورد توضيح بفرماييد.

٢. احساس مي كنم كمي ايمانم ضعيف شده است. مقداري راهنمايي بفرماييد.

جواب ٣ :

اگر معصوم (عليه السلام) را در خواب ببيند و يقين داشته باشد كه معصوم (عليه السلام) است و خيالات نباشد، درست است. چون گاهي انسان خواب مي بيند و تصور مي كند كه معصوم يا امام (عليه السلام) است و مي گويد به من الهام شد كه او معصوم (عليه السلام) بوده است، درست نيست. اگر كسي خواب ببيند و يقين كند كه او معصوم و امام (عليه السلام) است، هيچ شك و شبهه اي نيست كه خواب ائمه (عليهم السلام) تعبير ندارد و خواب، عين واقعيت است. بنده خودم هم كه ديشب قبل خدمت حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني بودم، خوابي را كه چند شب پيش ديده بودم را خدمت ايشان عرض كردم و ايشان هم تائيد كردند.

خواب براي خود بيننده حجت است و براي ديگران حجت آور و الزام آور نيست. مگر اين كه خواب، پيامي داشته باشد كه مثلاً بايد هم چنين پيامي را به فردي بگوييد و اگر آن فرد موثق باشد، پيام هايي كه امام (عليه السلام) در خواب صادر مي كند، قطعاً حجت است.

٢. از خود آقا رسول الله (صلي الله عليه و آله) سؤال كردند:

گاهي شيطان مي آيد و ما را وسوسه مي كند و ايمان ما ضعيف مي شود، چه كنيم؟

حضرت فرمود:

أكثروا قول لا حول و لا قوة إلا بالله.

زياد بگوييد: لا به حول و قوه إلا بالله.

هم چنين اين آيات را زياد بگوييد:

وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ / وَ أَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ

سوره مؤمنون / آيه ٩٨ـ٩٧

و اين جمله را زياد تكرار كنيد:

أللهم إني مؤمن بما آمن به محمد و آل محمد و كافر بما كفر به محمد و آل محمد.

خدايا! هر چه را كه محمد و آل محمد به آن ايمان دارند، من هم ايمان دارم و هر چه را كه محمد و آل محمد به آن كافر شده اند، من هم كافر هستم.

يعني هر چه كه حضرت علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) عقيده دارند، ما هم به آن عقيده داريم. اين براي تقويت ايمان و تقليل وساوس خيلي أثر دارد. مقداري هم تلاش كنيد كتاب هايي كه مربوط به اعتقادات است را مطالعه كنيد.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

١. وقتي حضرت موسي (عليه السلام) به قصر فرعون رفتند، از هيچ زني شير نخوردند، غير از مادر خود. اين براي من سؤال است كه چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با اين كه در آغوش مادر خود بودند و مادر خود هم شير داشتند، چطور شد كه از شير دايه خود حليمه خوردند و معلوم است كه اين دايه در آن زمان زني مشركه بودند. چطور يك پيامبر اولوا العزم از يك زن مشركه شير خورده است؟

٢. در يكي از شبكه هاي ايران كه هر جمعه يك استاد محترم و بزرگواري برنامه دارد، فرمودند كه امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) پشت سر مروان نماز خواندند. اين براي من خيلي تأسف آور و دردناك بود. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٤ :

١. اين طور نيست. ما در روايات صحيح داريم و مرحوم شيخ كليني (ره) در كافي، جلد ١، صفحه ٤٤٨، حديث ٢٧ آورده است كه امام صادق (عليه السلام) فرمود:

لما ولد النبي صلي الله عليه و آله مكث أياما ليس له لبن، فألقاه أبو طالب علي ثدي نفسه، فأنزل الله فيه لبنا فرضع منه أياما حتي وقع أبو طالب علي حليمة السعدية فدفعه إليها.

وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متولد شد، چند روز را بدون شير به سر برد و أبو طالب آن حضرت را به سينه خود افكند و خدا هم در سينه او شير جاري ساخت و تا چند روز از آن شير مي خورد تا اين كه أبو طالب، حليمه سعديه را پيدا كرد و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را به او داد.

حليمه سعديه يك زن مؤمنه بود، نه يك زن مشرك و كافر. اين طور نبود كه در جزيرة العرب، همه مشرك باشند. خود آقا حضرت أبو طالب (عليه السلام) هم از مؤمنين بوده است و حتي بعضي مي گويند كه از خلفاء و أوصياء حضرت ابراهيم (عليه السلام) بود و عبادت داشت و به شريعت حضرت ابراهيم (عليه السلام) عمل مي كرد. حليمه سعديه هم جزء زنان مؤمن بود و قطعاً نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) شير يك زن مؤمنه را خورده است. اين كه رمز و رموزش چيست، ما نمي دانيم.

٢. خير، اين دروغ محض است و از بافته هاي بني أميه است. در بعضي از موارد آمده است كه نماز خواندند به نماز خودشان و أمير المؤمنين (عليه السلام) هم پشت سر خلفاء نماز مي خواند، ولي نماز خودش را به صورت فراديٰ مي خواند:

و كان يصلي بصلاة نفسه.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

١. يكي از بينندگان زنگ زد و يك توهين به شيخ الإسلام مولوي عبد الحميد كرد و خيلي متأثر شدم از اين حرف بيننده أهل تشيع. چون ما أهل سنت اين برنامه را نگاه مي كنيم و دنبال مي كنيم. متأسفانه بعضي از بينندگان أهل سنت يا أهل تشيع احساسي مي شوند و من خواهش مي كنم احساسات خود را كنار بگذارند. من احساس مي كنم اين برنامه مقداري از روال عادي خود منحرف شده است و به سمتي پيچيده كه شايد در آينده نزديك ايجاد اختلاف بكند. چون از حرف هايي كه پيش مي آيد، شما را وادار مي كنند كه حرف هايي را بزنيد و بيننده هم برداشت بدي بكند.

٢. شما كه در بين أهل سنت بوده ايد و كاملاً أهل سنت را درك مي كنيد و در مناطق أهل سنت با مولوي هاي بلوچستان و كردستان بوده ايد و بيشتر با مولوي هاي بلوچستان در ارتباط هستيد، من از شما سؤال دارم و مي خواهم كه واقعاً از روي تحقيق و درك خود جواب بدهيد كه آيا أهل سنت حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را بيشتر دوست دارند يا حضرت عمر را؟

٣. شما كه از كتب أهل سنت، از صحيح مسلم و صحيح مسلم، دليل هاي خود را بيان مي كنيد، آيا صحيح بخاري و صحيح مسلم كتاب هايي بوده اند كه نويسندگان آن بر اساس حقيقت و واقعيت نوشته اند يا بر اساس دوگانگي؟ اگر حقيقي است و شما از آنها مثال مي زنيد، آيا قبول شان داريد و مثال مي زنيد؟ اگر قبول نداريد، نبايد از آنها مثال بزنيد؛ چون دوگانگي ايجاد مي شود. مثلاً كتابي هست به عنوان كافي در أهل تشيع و منِ سني به خاطر اين كه در آن شبهاتي هست و چون من آن شبهات را بررسي كرده ام و قبلاً كه من در شبكه سلام از آقاي قزويني سؤال كرده بودم در مورد شبهاتي كه در كتاب كافي هست، گفتند اين شبهات در كتاب هاي أهل سنت هم هست. من كه جوان سني هستم و الآن اين برنامه را نگاه مي كنم و بعد به اين كتاب ها مراجعه مي كنم، آن شبهه اي كه در كتاب هاي أهل سنت هست، آن كتاب ها و نويسنده اش را من قبول ندارم. به خاطر اين كه عقل من آن دليل و مدرك را قبول نمي كند. مثلاً در كتاب كافي روايتي در مورد تحريف قرآن آمده است. چون حضرت استاد فرموده اند كه در كتاب هاي أهل سنت هم تحريف قرآن آمده است و من به خاطر اين كه قبول داريم قرآن به هيچ عنوان قابل تحريف نيست، آن كتابي كه براي أهل سنت است و نوشته شده كه تحريف قرآن وجود دارد، به هيچ عنوان نه كتاب را قبول دارم و نه نويسنده اش را. پس چون من آن كتاب را قبول ندارم، آقاي قزويني هم به نظر من نبايد از صحيح مسلم و صحيح بخاري دليلي بر حقانيت آن حرفي كه مي زنند بياورند. چون من آن كتاب را قبول ندارم.

جواب ٥ :

١. بنده هم اعتراض كردم و تذكر دادم.

٢. اين كه أهل سنت، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را بيشتر قبول دارند يا عمر و أبو بكر را؟ من گمان نمي كنم كسي در أهل سنت پيدا شود كه بگويد من عمر و أبو بكر با بيش از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) قبول دارم. اين يك قضيه قطعي است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي همه يك جايگاه ويژه اي دارد. ولي يك سري بحث ها در كتاب هاي أهل سنت آمده در رابطه با تعامل خليفه دوم با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و اينها جاي سؤال و شبهه است. مثلاً وقتي إبن حجر عسقلاني در قضيه عبد الله بن أُبي نقل مي كند:

عمر به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اعتراض كرد كه چرا بر او نماز مي خواني؟ مگر خداوند نفرموده است كه نماز نخوان؟ بعد هم جبرئيل نازل شد در تائيد عمر و مخالفت با پيامبر (صلي الله عليه و سلم) آيه نازل كرد.

ايشان مي گويد:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم اجتهاد كرد، عمر هم اجتهاد كرد و معلوم شد كه اجتهاد عمر صحيح بوده است.

اين را ما نمي توانيم بپذيريم. طبق آيه قرآن كه مي فرمايد:

وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي / إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم / آيه ٤ـ٣

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) رفتار و گفتارش صحيح است.

ولي در مجموع، ما فرمايش ايشان را تائيد مي كنم و أهل سنت، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را بيش از همه قبول دارند.

٣. اين كه ما به بعضي از عبارت صحيح بخاري و صحيح مسلم استناد مي كنيم، از باب:

وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ

سوره نحل / آيه ١٢٥

است. اين يك قانون كلي است كه «إقرار العقلاء علي أنفسهم جايز أو نافذ». مثلاً الآن بنده با آقاي محسني به دادگاه رفته ايم و آقاي محسني مي گويد: «اين عبائي كه بر دوش آقاي قزويني است براي من است و عبائي كه بر دوش من است، براي آقاي قزويني است». من هم مي گويم: «ايشان دروغ مي گويد كه عباي من براي ايشان است». قاضي هم عباي آقاي محسني را مي گيرد و به من مي دهد، ولي عباي من را به ايشان نمي دهد. چرا؟ چون آقاي محسني يك ادعا كرده و يك اعتراف و گفت «اين عبائي كه بر دوش من است، براي آقاي قزويني است» و اعتراف كرده است كه اين عباء براي آقاي قزويني است و قاضي هم مي گويد كه خودت اعتراف كردي كه اين عباء براي آقاي قزويني است و بايد به او بدهي. از طرف ديگر هم گفته است «عبائي كه بر دوش آقاي قزويني است، براي من است» و اين يك ادعا است و بايد براي آن دليل و بيّنه بياورد. اين يك قانون كلي است. هر كجا مطلبي باشد به ضرر فرد، حاكم آن را قبول مي كند و هر جا كه به نفع فرد باشد، حاكم قبول نمي كند.

شما كه بحث تحريف را پيش آورده ايد، در كجاي كتاب كافي پيدا كرده ايد كه با سند صحيح آورده باشد قرآن تحريف شده است؟! يك روايت صريحي براي ما بياوريد. ما بارها گفته ايم در صحيح مسلم، جلد ٣، صفحه ١٠٠ از قول آقاي أبو موسي أشعري و از قول آقاي عمر بن خطاب و ديگران نقل كرده اند:

ما سوره اي را شبيه مسبّحات مي خوانديم، ولي در قرآني كه موجود است، اين سوره حذف شده است.

هم چنين در صحيح مسلم، جلد ٤، صفحه ١٦٧ از قول عايشه نقل مي كند:

كان فيما أنزل من القرآن عشر رضعات معلومات يحرمن، ثم نسخن بخمس معلومات، فتوفي رسول الله صلي الله عليه و سلم و هن فيما يقرأ من القرآن.

آنچه كه در قرآن آمده، در ده جا شير دادن موجب تحريم مي شود، سپس نسخ شد به ٥ شير دادن و وقتي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، اينها جزء قرآن بود، ولي الآن نيست.

اين نشان مي دهد كه به عقيده ايشان، اين قرآني كه موجود است، غير از قرآني است كه در زمان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) وجود داشت.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

١. اين كه فرموديد تاريخ تولد امام زمان (عليه السلام) در كتاب هاي أهل سنت وجود دارد و آنها نمي توانند ادعا كنند كه رواياتي ندارند، آيا آنها با اعتقاد اين مطالب در كتاب هاي خود آورده اند يا صرفاً نقل قول از شيعيان كرده اند؟ اگر صرفاً نقل قول از شيعيان باشد، ما نمي توانيم آن را قبول كنيم.

٢. آيا نويسنده كتاب تاريخ يعقوبي شيعه بوده اند يا سني؟

جواب ٦ :

١. خير، قطعاً از شيعيان نقل قول نكرده اند. هيچ كدام از مطالبي كه بنده ذكر كردم، از شيعيان نقل قول نكرده اند.

٢. ظاهراً شيعه بوده است و به نظر من هم شيعه است.

* * * * * * *

سؤال ٧ :

در مورد خطبه ٨٠ نهج البلاغه كه چند خط بيشتر نيست، لطف كنيد بخوانيد و نظر خود را بدهيد و نظر حضرت علي (عليه السلام) را در مورد زنان بيان كنيد.

جواب ٧ :

أمير المؤمنين (عليه السلام) اين خطبه را بعد از جنگ جمل كه توسط عايشه، همسر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به راه افتاد، بيان فرمود و مردم به دنبال اين بودند كه اطراف يك زن جمع شوند، زني كه خداوند جهاد را از او برداشته است و امامت و قضاوت و أمثال آن را از او برداشته است و براي اين كه مقداري ذهن مردم از آن آلودگي ها پاك شود، فرمود:

معاشر الناس! إن النساء نواقص الإيمان، نواقص الحظوظ نواقص العقول. فأما نقصان إيمانهن فقعودهن عن الصلاة و الصيام في أيام حيضهن و أما نقصان حظوظهن فمواريثهن علي الانصاف من مواريث الرجال و أما نقصان عقولهن فشهادة امرأتين كشهادة الرجل الواحد. فاتقوا شرار النساء و كونوا من خيارهن علي حذر و لا تطيعوهن في المعروف حتي لا يطمعن في المنكر.

اي مردم! همانا زنان در مقايسه با مردان، در ايمان و بهره وري از اموال و عقل متفاوت هستند. اما تفاوت ايمان بانوان در بر كنار بودن از نماز و روزه در ايّام «عادت حيض» آنان است و اما تفاوت عقل زنان با مردان بدان جهت است كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد است و علّت تفاوت در بهره وري از اموال هم آن است كه ارث بانوان نصف ارث مردان است. پس، از زنان بد بپرهيزيد و مراقب نيكان شان باشيد و در خواسته هاي نيكو، همواره فرمانبردارشان نباشيد تا در انجام منكرات طمع ورزند.

أمير المؤمنين (عليه السلام) علت اين مطلب را مي فرماييد. يعني وقتي زنان حدود ١٠ روز خداوند را عبادت نمي كند و أنس با خداوند ندارد، در حقيقت يك خلائي ايجاد مي شود. مطالب ديگري هم كه در اينجا هست، مربوط به مورد خاصي است تا أمير المؤمنين (عليه السلام) مردم را بر حذر كند تا اگر روزي عايشه يا يك زن ديگري آمد و جنگي را به راه انداخت، مردم به اطراف او نروند و زير پرچم او سينه نزنند. قبل از اين خطبه هم آمده است:

بعد حرب الجمل.

يعني بعد از پايان جنگ جمل، أمير المؤمنين (عليه السلام) اين خطبه را خواند.

* * * * * * *

سؤال ٨ :

در مورد آقاي برقعي توضيح بفرماييد كه چه كسي بوده است؟ آيا واقعاً در آخر عمرش سني شده است كه تمام اين حرف هايش را در شبكه هاي مختلف مي زند؟

جواب ٨ :

خير، آقاي برقعي سني نشده بود و به خيال اين كه با خرافات مبارزه مي كند، يك سري مطالب نادرستي را بيان كردند و ايشان را از حوزه علميه قم بيرون كردند و به تهران رفت و از آنجا هم بيرون كردند و آقايان فقهاء و مراجع هم ايشان را طرد كردند و عاقبت هم در روستاي كن در اطراف تهران در منزل پسرش سكونت كرد و در آخر عمر هم در وصيت نامه اي خود نوشتند كه «من معتقد به امامت ١٢ امام هستم» و وصيت كرد كه «مرا در امام زاده شعيب (عليه السلام) كه در روستاي كن هست، دفن كنند». الآن هم ايشان در همان جا دفن شده است و اين هم بهترين دليل است بر اين كه ايشان سني نبوده است و شيعه بوده است.

يكي از شاگردان ايشان و كسي كه يك عمر با ايشان بوده، جناب آقاي حسيني ورجاني را دعوت كرده ايم تا إن شاء الله برنامه هايي در شبكه جهاني ولايت داشته باشند. ايشان ١٨ سال با اينها بوده و مبلّغ اينها بوده است؛ با برقعي و طباطبائي ناصبي و غيره. وقتي هم متوجه مي شود تمام كار اينها غلط و اشتباه است و مردم را فريب مي دهند، سؤالاتي برايش پيش آمد و از آنها سؤال كرد و آنها هم نتوانستند جواب بدهند و برگشت شيعه شد و الآن هم عليه اينها افشاءگري مي كند. إن شاء الله ما برنامه هايي را با حضور ايشان برگزار خواهيم كرد و دوستان هر سؤالي را كه نسبت به آقاي برقعي دارند، از ايشان بپرسند.

* * * * * * *

سؤال ٩ :

ارمني ها و يهودي ها مي گويند كه امام زمان (عليه السلام) در سال ٢٥٥ هجري متولد شده است و همه قبول دارند و اين شبكه ظلمت اين مطلب را قبول ندارد. من شنيده ام كه آقاي قزويني مرتب مي گويند كه من بليط مي گيرم و خرج شما را مي دهم كه يا بياييد اينجا يا من بيايم آنجا تا اين مناظره صورت بگيرد. اينها هم از اين طرف مي گويند كه ما از آقاي قزويني و شبكه جهاني ولايت مي خواهيم، ولي نمي آيند. يك داور مشخص كنيد تا اين برنامه را هماهنگ كند تا ثابت كنيد تولد آقا امام زمان (عليه السلام) را.

جواب ٩ :

بينندگان عزيز اين را توجه داشته باشند كه وقتي ما مي گوييم آماده مناظره هستيم، اين طور نيست كه با هر علقه مضغه اي مناظره كنيم. مثلاً آقاي عبد الله حيدري آمد و تقريباً مؤدب حرف مي زد، گرچه گاهي هتاكي هم مي كرد و خيلي منم منم مي كرد، ما گفتيم كه چون ايشان به عنوان كارشناس اين شبكه است، ما آماده مناظره با ايشان هستيم. ديگر كارشناساني كه اين شبكه مي آورد، مانند همين آقايي كه از لندن تماس مي گيرد و هتاكي مي كند، من اصلاً ارزشي براي اين آقا قائل نيستم كه بخواهم با او مناظره كنيم و شاگرد شاگردم را هم اجازه نمي دهم با ايشان وارد مناظره بشود. چون ايشان خيلي پست تر از اين است كه بخواهيم با ايشان مناظره كنيم. ولي ديگر كارشناسان اين شبكه كه مؤدب هستند، ما آمادگي كامل براي مناظره داريم كه يا به شبكه جهاني ولايت تشريف بياورند يا به ما اجازه بدهند به آنجا برويم. آنها تا به حال از ما دعوت نكرده اند و نگفته اند كه ما با آقاي فلاني آماده هستيم. ما نزديك به ١٠ ماه است كه آنها را به مناظره دعوت مي كنيم و گفته ايم كه نامش را مناظره نمي گذاريم و گفت وگوي دوستانه و صحبت دوستانه يا نشست دوستانه مي ناميم. اين آقايان بيايند و ما هم بياييم در اين نشست دوستانه با هم صحبت كنيم و آنها هم حرف خود را بزنند و ما هم حرف خود را بزنيم. آنها تا به حال جوابي به ما نداده اند.

* * * * * * *

آقاي محسني

به دليل زياد بودن تماس هاي تلفني، بايد يك وقتي را به صورت مجزا، فقط براي پاسخ دادن به تماس هاي تلفني اختصاص بدهيم. مثلاً يكشنبه ها را مخصوص تماس هاي بينندگان عزيز بگذاريم.

استاد حسيني قزويني

ما حرفي نداريم، شما يك وقتي را معين كنيد براي اين برنامه. بنده خودم معتقدم كه اگر به سؤالات دوستان پاسخ بدهيم، شايد تأثير بيشتري داشته باشد. بحث هايي كه الآن شروع مي كنيم هم عمدتاً برمي گردد به پاسخ گويي به شبهات و اينها هم بايد جواب داده شود.

من بارها گفته ام كه اگر ما امروز بخواهيم يك واجب عيني تعييني تعيّني فوري پيدا كنيم، مصداقش همين پاسخ گويي به شبهات است. شبهات تأثير دارد و وقتي امام عسكري (عليه السلام) احساس مي كند كه در يك شهري، يك مسيحي كاري مي كند يا يكي از افراد منحرف شبهه ايجاد مي كند، به شاگردانش تَشَر مي زند و مي فرمايد:

أما فيكم رجل رشيد ... ؟!

آيا شما يك انسان رشيد و قهرماني نداريد كه برود به اين شبهات جواب بدهد؟

مناقب آل أبي طالب لإبن شهر آشوب، ج ٣، ص ٥٢٦ ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ١٠، ص ٣٩٢

امام صادق (عليه السلام)، امام باقر (عليه السلام) و امام رضا (عليه السلام) هم به همين شكل بودند و يكي از دغدغه هاي ائمه (عليهم السلام) پاسخ گويي به شبهات بود. لذا امروز هم كه عصر رسانه است و جنگ هم جنگ رسانه اي است و هر روز، شبكه هاي وهابي مانند قارچ از زمين مي رويند و ما هم إبائي نداريم از رشد اين شبكه هاي أهل سنت و از خدا هم مي خواهيم كه فعاليت داشته باشند و اگر واقعاً آقايان أهل سنت شبكه اي راه اندازي كنند، بنده حاضرم در حدّ وُسْع خود به آنها كمك و راهنمايي كنم تا بيايند فرهنگ أهل سنت را منتشر كنند و ما مخالف نشر فرهنگ أهل سنت نيستيم؛ شبكه اي كه عزيزان أهل سنت در رأس آن باشند، نه وهابيت و آنهايي كه زير پرچم عربستان سعودي سينه مي زنند. ما با نشر فرهنگ وهابيت مخالف هستيم كه الفباي فكري وهابيت، آدم كشي است، نه شيعه كشي. ما با اين فرهنگ مخالف هستيم و در اين زمينه هم تلاش مي كنيم به آنها جواب بدهيم. اگر بتوانيم، از هفته هاي آينده بحث خود را حدود ٢٠ دقيقه دنبال مي كنيم و باقي وقت را به تماس بينندگان عزيز اختصاص مي دهيم و چون خيلي وقت است كه پيام هاي بينندگان عزيز را هم نمي خوانيم، دوستان از ما گلايه مي كنند و وقتي را هم به آنها اختصاص مي دهيم.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»