سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٧٤ - شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٠٤

شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٠٤

کد مطلب: ٥٤٣٨ تاریخ انتشار: ٢٢ ارديبهشت ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٢٦٩٩ سخنراني ها » شبکه ولايت شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ٠٤
حبل المتين ٩٠/٠٢/٢٢


 

بسم الله الرحمن الرحيم  

تاریخ  : ٢٢ / ٠٢ / ٩٠

 

 آقاي محسني

همان طور كه مستحضريد و اطلاع داريد و لازم هست كه بينندگان عزيز ما هم با خبر باشند، در اين ايام فاطميه، آقايان وهابي ها خيلي جوّ عجيبي ايجاد كردند و به صورت گسترده، پيامك و فيلم و كليپ هايي را نسبت به افسانه بودن شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و ساير مسائل منتشر كردند و خيلي از اين مسائل، تاريخ گذشته است و چون دست آويزي ندارند، مجبورند اينها را دائماً تكرار كنند و مردم را فريب بدهند. گرچه مردم ما فهيم هستند و عصر ما هم عصر رسانه است و اين طور مسائل خيلي زود از بين مي رود.

در برخي از شب نامه هايي كه آقايان وهابي ها پخش كرده اند، آمده است كه:

شيعيان، افسانه شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را از كتب غير معتبر أهل سنت نقل مي كنند؛ مانند كتاب تاريخ طبري كه ارزش روائي ندارد.

در مورد اين شبهه توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

همان طور كه شما اشاره كرديد، يكي از مسائلي كه در چند سال أخير بعضي از أهل سنت تندرو و وهابيت تلاش مي كنند تا إلقاء شبهه كنند، اين است كه قضيه فاطميه و شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را مي خواهند زير سؤال ببرند. در سايت ها و ماهواره ها، يا به صورت پيامك و بلوتوث، مطالبي را إلقاء مي كنند تا بتوانند شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را زير سؤال ببرند. اين تلاش ها بي نتيجه است و هيچ فايده اي ندارد.

در برنامه هاي كه شبكه وهابي نور يا شبكه نفاق داشت كه اساس اين شبكه زير سؤال بردن موقعيت أهل بيت (عليهم السلام) و هجمه بر ضد شيعه است، چند شبي ميزگردي را گذاشته بودند پيرامون زندگي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و فضائل آن حضرت. وقتي بعضي از قسمت ها را گوش مي كردم، واقعاً نمي دانستم به بي سوادي اين آقايان گريه كنم يا به جهالت اين آقايان بخندم! خود اين كارشناسان هم مانده بودند كه چه بگويند و مجري يك سؤالي از كارشناس مي پرسد و مي گويد منبعي براي اين معرفي كنيد و كارشناس هم مي گويد: «نمي دانم، در كتاب هاي تاريخي آمده است»!!!. واقعاً خيلي عجيب است. جالب اين كه يكي از شيعيان تماس مي گيرد و مطلبي را نقل مي كند و مي گويد از صحيح بخاري نقل مي كنم و چون آدرس دقيق نمي دهد، شروع مي كنند به هو كردن او. واقعاً:

الحمدلله الذي جعل أعدائنا من الحمقاء.

مصداق بارز اين جمله، همين شبكه وهابي نور است. در بعضي از وبلاگ ها و سايت ها، مطالب را آورده اند، مخصوصاً سايت فتنه نيوز كه من همين امروز داشتم نگاه مي كردم، بعضي از مطالب خيلي نادرست و ناروا را نسبت به شهادت جانسوز حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مطرح كرده اند.

يكي از مطالبي كه من مي خواستم اشاره كنم، همايش دانشجويان أهل سنت در زاهدان بود كه إن شاء الله در جلسه بعد مفصل صحبت خواهم كرد. ما نسبت به صحبت هاي خود جناب مولوي عبد الحميد نقدهايي داريم و ايشان مطالبي را گفتند كه به نظر ما نادرست است و جناب مولوي مرادزهي هم مطالبي را گفتند كه من امروز در تماس تلفني، گلايه خود را إعلام كردم. بيان اين گونه مطالب، صحيح و صلاح نيست و جوّ جامعه اسلامي را به هم مي ريزد و جز اين كه سني را عليه شيعه و شيعه را عليه سني تحريك كند، ثمره ديگري ندارد. من به برادر عزيزم جناب آقاي مرادزهي گفتم:

شما كه دَم از گفت وگوي چهره به چهره و دوستانه مي زنيد، چرا فقط شعار مي دهيد؟ ما حدود ١١ ماه است كه از شما رسماً دعوت كرده ايم تا بياييد با هم صحبت كنيم و شما حرف خود را بزنيد و ما هم حرف خود را بزنيم و مردم هم قضاوت كنند.

قبلاً وقتي در شبكه سلام بوديم، شما مي گفتيد كه معذوريت داريم و نسبت به شبكه هاي داخلي هم مشكلات داشتيد. اين شبكه هم به اعتراف خودتان به كسي توهين نمي كند و ما توهين به معتقدات و مقدسات أهل سنت را گناه نابخشودني مي دانيم و تاوان زيادي هم به اين خاطر داده ايم و مورد هجمه بعضي از حمقاء خودي هم قرار گرفته ايم و بعضي از كساني كه كاسه هاي داغ تر از آش هستند و جلوتر از ائمه (عليهم السلام) و مراجع عظام تقليد حركت مي كنند، أراجيفي را عليه ما مي بافند. وظيفه ما و رسالتي كه تشخيص مي دهيم اين است كه با بيان نرم و لطيف، حقايق و معارف أهل بيت (عليهم السلام) را بيان كنيم و از مظلوميت أهل بيت (عليهم السلام) هم بدون كوچك ترين اجمال گويي دفاع كنيم و دفاع از أهل بيت (عليهم السلام) را هم وظيفه شرعي خود مي دانيم و مانند نماز واجب، بر خودمان واجب مي دانيم و هيچ گونه هم كوتاه نمي آييم و كوتاهي در دفاع از أهل بيت (عليهم السلام) را هم گناه نابخشودني مي دانيم و اگر كسي قدرت دفاع از أهل بيت (عليهم السلام) را داشته باشد و كوتاه بيايد، قطعاً از أهل بيت (عليهم السلام) و حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) سيلي خواهد خورد.

بيان شبهه:

از جمله چيزهايي كه در ايام فاطميه به صورت خيلي وفور، به صورت بلوتوث و پيامك و ايميل پخش كردند، چند شبهه بود كه يكي از آنها را شما نقل كرديد كه:

اين آخوندها آمده اند تاريخ مشهور طبري را مورد إستناد قرار داده اند براي شهادت حضرت فاطمه و اين افسانه است و آقاي طبري در كتابش از شيعه و سني و يهودي و منافق و زنديق روايت نقل كرده است و اين آخوندها براي اثبات شهادت حضرت فاطمه به هر حديثي كه در اين كتاب مي يابند، إستناد مي كنند.

جواب شبهه:

عزيزان بيننده به جواب اين شبهه دقت كنند. اين سؤالي بود كه در مناظره اي كه با برادر عزيزم جناب آقاي مرادزهي در شبكه سلام داشتيم، ايشان هم مطرح كرد و من به اجمال جواب دادم، ولي الآن مقداري به تفصيل جواب مي دهم.

جواب اول: نظر علماء بزرگ أهل سنت نسبت به آقاي طبري

١. إبن خلّكان

بزرگان أهل سنت مانند إبن خلّكان كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است، وقتي به أبو جعفر محمد بن جرير طبري مي رسد، مي گويد:

كان إماما في فنون كثيرة منها التفسير و الحديث و الفقه و التاريخ و غير ذلك و له مصنفات مليحة في فنون عديدة تدل علي سعة علمه و غزارة فضله و كان من الأئمة المجتهدين لم يقلد أحدا ... و كان ثقة في نقله و تاريخه أصح التواريخ و أثبتها.

طبري، امام و پيشواي ما أهل سنت در فنون مختلف است، مانند تفسير و حديث و فقه و تاريخ و ديگر فنون ... و او از امامان و پيشوايان صاحب رأي و مجتهد است و از كسي تقليد نكرده است ... و در نقل مطالب، مورد وثوق است و كتاب تاريخش، صحيح ترين و متقن ترين كتاب هاي تاريخ است.

وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلّكان، ج ٤، ص ١٩١

٢. ذهبي

آقاي ذهبي كه جزء ٤ نفري است كه آقايان أهل سنت، عيال كنار سفره علمي اينها هستند، وقتي به طبري مي رسد، مي گويد:

كان ثقة صادقا حافظا رأسا في التفسير، امام في الفقه و الإجماع و الإختلاف، علامة في التاريخ.

طبري مورد اعتماد و صادق و حافظ و رأس در تفسير است و پيشوا در فقه و إجماع و اختلاف است و علامه در تاريخ است.

سير إعلام النبلاء للذهبي، ج ١٤، ص ٢٧٠

٣. خطيب بغدادي

وقتي جناب خطيب بغدادي به آقاي طبري مي رسد، مي گويد:

يكي از ائمه علماء أهل سنت، آقاي طبري است.

و مي گويد:

عارفا بأقوال الصحابة و التابعين ... عارفا بأيام الناس و أخبارهم و له الكتاب المشهور في تاريخ الأمم و الملوك و كتاب في التفسير لم يصنف أحد مثله.

عارف و آگاه به أقوال صحابه و تابعين است ... عارف و آگاه به تاريخ و أخبار مردم و گذشتگان است و براي او كتاب مشهوري است در تاريخ ملت ها و سلاطين و كتابي هم در تفسير دارد كه كسي مانند او آن را تصنيف نكرده است.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج ٢، ص ١٦١

٤. إبن تيميه

آقاي إبن تيميه حرّاني كه امام و پيشواي همين آقاي وهابيت است و او را از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم بالاتر مي دانند، وقتي مي خواهد در ردّ علامه حلي (ره) مطلبي بنويسد و مي خواهد نسبت به امام هادي (عليه السلام) و امام عسكري (عليه السلام) جسارت كند، مي گويد:

لا يشك عاقل أن رجوع مثل مالك و إبن أبي ذئب و إبن الماجشون و الليث بن سعد و الأوزاعي و الثوري و إبن أبي ليلي و شريك و أبي حنيفة و أبي يوسف و محمد بن الحسن و الحسن بن زياد اللؤلؤي و الشافعي و البويطي و المزني و أحمد بن حنبل و أبي داود السجستاني و الأثرم و إبراهيم الحربي و البخاري و عثمان بن سعيد الدارمي و أبي بكر ابن خزيمة و محمد بن جرير الطبري و محمد بن نصر المروزي و غير هؤلاء إلي اجتهادهم و اعتبارهم، مثل أن يعلموا سنة النبي صلي الله عليه و سلم الثابتة عنه و يجتهدوا في تحقيق مناط الأحكام و تنقيحها و تخريجها، خير لهم من أن يتمسكوا بنقل الروافض عن العسكريين و أمثالهما، فإن الواحد من هؤلاء لأعلم بدين الله و رسوله من العسكريين أنفسهما، فلو أفتاه أحدهما بفتيا كان رجوعه إلي اجتهاده أولي من رجوعه إلي فتيا أحدهما، بل ذلك هو الواجب عليه.

هيچ آدم عاقلي شك نمي كند كه رجوع به اجتهاد و اعتبار كساني همانند مالك و إبن أبي ذئب و إبن ماجشون و ليث بن سعد و أوزاعي و ثوري و إبن أبي ليلي و شريك و أبو حنيفة و أبو يوسف و محمد بن حسن و حسن بن زياد لؤلؤي و شافعي و بويطي و مزني و أحمد بن حنبل و أبو داود سجستاني و أثرم و إبراهيم حربي و بخاري و عثمان بن سعيد دارمي و أبو بكر إبن خزيمة و محمد بن جرير طبري و محمد بن نصر مروزي كه سنت قطعي نبي (صلي الله عليه و سلم) را مي دانند و در تحقيق مناط احكام و تنقيح و استخراج آنها تلاش مي كنند، بهتر است از مراجعه و تمسك كردن به روايات روافض كه نقل مي كنند از عسكريين (امام هادي و امام عسكري عليهما السلام) و مانند آن دو. تك تك اين علماء أهل سنت، أعلم از عسكريين هستند به دين خدا و رسولش.

واقعاً آدم نمي داند چه بگويد؟! فقط بايد بگوييم:

الحمدلله الذي جعل أعدائنا من الجهلاء.

امام هادي (عليه السلام) و امام عسكري (عليه السلام) كه علم شان برگرفته از علم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و برگرفته از سرچشمه وحي است و در دوران زندگي خود، در تمام مسائل تحدّي كردند و «هل من مبارز» طلبيدند و جد بزرگوارشان امام صادق (عليه السلام) به سلمة بن كهيل و حكم بن عتبية فرمود:

شرقا و غربا، فلا تجدان علما صحيحا إلا شيئا خرج من عندنا أهل البيت.

اگر شرق و غرب عالم را بگرديد و بخواهيد علم صحيح را پيدا كنيد، جز در نزد ما أهل بيت، در هيچ نقطه اي آن را نمي يابيد.

الكافي للشيخ الكليني، ج ١، ص ٣٩٩ ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ٢٧، ص ٦٩ ـ مستدرك الوسائل للميرزا النوري، ج ١٧، ص ٢٧٤ ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج ١، ص ١٦٩

خلاصه اين كه إبن تيميه مي گويد آقاي طبري و أمثال او آگاه تر هستند به دين إلهي از كساني مانند عسكريين (عليهما السلام)! وقتي ايشان نسبت به طبري اين تعبير را دارد، پس شما چرا اين همه داد و بيداد مي كنيد و طبري را چنين و چنان معرفي مي كنيد؟! ما بايد حرف شما را بپذيريم يا حرف إبن تيميه را؟! حرف شما را قبول كنيم يا حرف إبن خلّكان و ذهبي و خطيب بغدادي را؟!

جواب دوم: آقاي طبري مطالب را با سند آورده است

آقاي طبري هر مطلبي را آورده، واسطه بين خودش تا آن قضيه را ذكر كرده است. اگر اين راويان ثقه بودند، هيچ كسي شكي در وثاقت آن ندارد. ولي اگر آقاي طبري روايتي را نقل كرد كه ضعيف بود، ما هم مي گوييم كه روايت ضعيف قابل إعتناء نيست و ما هم مقيديم به رواياتي كه در نزد أهل سنت ضعيف باشد، إحتجاج و إستناد نكنيم.

روايت تاريخ طبريدر هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)

كتاب تاريخ طبري قضيه هجوم با خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و تهديد به آتش زدن را در جلد ٢، صفحه ٤٤٣ با سند آورده است:

إبن حميد قال: حدثنا جرير عن مغيرة عن زياد بن كليب قال: أتي عمر بن الخطاب ... فقال: و الله! لأحرقن عليكم أو لتخرجن إلي البيعة.

آقاي إبن حميد از جرير از مغيرة از زياد بن كليب از عمر بن خطاب نقل مي كند: ... عمر گفت: به خدا قسم! يا خانه را آتش مي زنم يا بايد براي بيعت از خانه خارج شويد.

بررسي سندي روايت

من در شبكه المستقلة هم اين روايت را بررسي سندي كردم و با اين كه ٣ نفر از وهابيت در يك طرف بودند و من هم در يك طرف، هيچ اشكال سندي نگرفتند و يك نفر هم نگفت كه اين بررسي سندي شما از ديدگاه ما أهل سنت اشكال دارد.

١. إبن حُمِيْد

همان آقاي محمد إبن حميد است و يحيي بن معين و أبو زرعه و احمد بن حنبل مي گويند او ثقه است.

تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٢٥، ص ١٠٠

٢. جرير

همان آقاي جرير بن عبد الحميد است و آقاي مزي مي گويد:

كان ثقة، كثير العلم، حجة، كانت كتبه صحاحا.

ثقه است و علم زيادي داشت و حجت است و كتاب هايش صحيح است.

تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٤، ص ٥٤٤

٣. مغيرة

همان مغيرة بن مقسم ضبي است و يحيي بن معين و إبن أبي حاتم و نسائي مي گويند او ثقه است.

تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي ، ج ٢٨، ص ٤٠٠

٤. زياد بن كليب

آقاي عجلي و نسائي مي گويند او ثقه است.

تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ٩، ص ٥٠٥

بنابراين، روايتي را كه آقاي طبري آورده، طبق مبناي آقايان أهل سنت صحيح است و اگر راست مي گوييد و اين قدر شجاعت و مردانگي داريد، بياييد وثاقت تك تك راويان را زير سؤال ببريد و صحت روايت را زير سؤال ببريد. وقتي صحت روايت قطعي شد، متنش هم ثابت مي شود كه «جناب خليفه دوم قسم مي خورد به آتش زدن خانه». ما از اين آقايان سؤال مي كنيم:

جناب عمر كه به لفظ جلاله قسم خورده است و قطعاً هم طبق عبارت آقاي بخاري، أمير المؤمنين (عليه السلام) تا ٦ ماه بيعت با آنها نكرده است، اگر واقعاً آقاي عمر خانه را آتش نزده است، حَنْث قسم كرده است و بايد كفاره اش را بدهد. شما يك روايت ضعيف بياوريد كه جناب عمر به خاطر اين حنث قسم، كفاره داده باشد. يا اين كه آتش زده است، همان طور كه در منابع شيعه و سني آمده است و مطلب ثابت مي شود.

جواب سوم: يك بام و دو هوا در نقل روايت از تاريخ الطبري

ما از اين آقايان سؤال مي كنيم كه وقتي ما قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و تهديد به آتش زدن و ده ها قضيه ديگر را از تاريخ الطبري نقل مي كنيم، اينها مي گويند كه «آقاي طبري از زنديق ها و يهودي ها و ديگران نقل كرده است»، ولي وقتي مي خواهند بگويند كه شيعه، نشأت گرفته از يهود است و عبد الله بن سبأ بنيان گزار و مؤسس مذهب شيعه بوده است، از طبري نقل روايت مي كنند! چطور شد كه وقتي مي خواهند بگويند مؤسس مذهب شيعه، يهودي ها بودند، كتاب تاريخ الطبري معتبر مي شود و هيچ اشكالي ندارد، ولي اگر قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را ما از اين كتاب نقل مي كنيم، اين كتاب داراي اشكال مي شود؟!

طبري مي گويد: آقاي عبد الله بن سبأ موسس مذهب شيعه است

ما هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و تهديد به آتش زدن را بررسي سندي كرديم و شما هم اگر واقعاً راست مي گوييد و سوادش را داريد و اگر مردانگي و شجاعتش را داريد، بياييد اين روايتي كه در مورد عبد الله بن سبأ آمده را بررسي سندي كنيد! تمام اين رواياتي كه آقاي طبري در اين مورد آورده است، از آقاي سيف بن عمر است. ببينيم كه نظر بزرگان شما در مورد او چيست؟

نظر علماء أهل سنت در مورد سيف بن عمر

١. آقاي يحيي بن معين مي گويد او ضعيف است.

تاريخ إبن معين، ج ١، ص ٣٣٦

٢. آقاي نسائي (متوفاي ٣٠٣ هجري) مي گويد او ضعيف است.

كتاب الضعفاء و المتروكين للنسائي، ص ١٨٧

٣. آقاي عُقِيْلي (متوفاي ٣٢٢ هجري) مي گويد او ضعيف است.

ضعفاء العقيلي، ج ٢، ص ١٧٥

٤. آقاي إبن أبي حاتم رازي مي گويد او ضعيف است.

الجرح و التعديل، ج ٤، ص ٢٧٨

٥. آقاي إبن حبّان (متوفاي ٣٥٤ هجري) مي گويد:

أتهم بالزندقة.

متهم به بي ديني و زنديق و إلحاد است.

كتاب المجروحين لإبن حبان، ج ١، ص ٣٤٥

٦. آقاي أبو نعيم أصفهاني (متوفاي ٤٣٥ هجري) مي گويد:

متهم في دينه، مرمي بالزندقة، ساقط الحديث، لا شئ.

در دينش متهم شده است و مردم او را رمي به زندقه و بي ديني كرده اند و تمام رواياتش بي ارزش است و هيچ ارزشي ندارد.

كتاب الضعفاء لأبو نعيم الأصبهاني، ص ٩٠، ش ٩٥

٧. آقاي مزي (متوفاي ٧٤٢ هجري) بعد از نقل اقوال بزرگان مي گويد:

يروي الموضوعات عن الاثبات و قالوا: إنه كان يضع الحديث.

أحاديث جعلي را از آدم هاي مورد اعتماد نقل مي كرد. مي گويند: كارش جعل حديث بود.

تهذيب الكمال في أسماء الرجال للمزي، ج ١٢، ص ٣٢٧

يعني وقتي مي خواست أحاديث جعلي نقل كند، از راوي ضعيف نقل نمي كرد، بلكه از شخصيت هاي برجسته نقل مي كرد تا مخاطب تصور نكند آن روايت ضعيف است.

٨. آقاي ذهبي مي گويد:

و قال إبن حبان: اتهم بالزندقة و قال إبن عدي: عامة حديثه منكر.

إبن حبان مي گويد: متهم به بي ديني و زنديق است و إبن عدي مي گويد: عموم أحاديثش منكر است.

و كان سيف يضع الحديث.

سيف بن عمر جعل حديث مي كرد.

ميزان الإعتدال للذهبي ، ج ٢، ص ٢٥٥ ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج ٤، ص ٢٥٩

همه گفته اند كه سيف بن عمر ضعيف است و متهم به بي ديني و زندقه است و جعل حديث مي كرده است. اگر واقعاً راست مي گوييد و مردانگي داريد و انصاف و وجدان در شما وجود دارد، در مورد سيف بن عمر صحبت كنيد. هر كس كه قضيه عبد الله بن سبأ را نقل كرده است، از تاريخ الطبري گرفته و طبري هم از سيف بن عمر نقل مي كند. حتي يك نفر هم غير از آقاي طبري و قبل از آقاي طبري، قضيه عبد الله بن سبأ را نقل نكرده است.

اين كه خود قضيه عبد الله بن سبأ، صحابه را زير سؤال مي برد، بحث ديگري است و عثمان را در مديريت زير سؤال مي برد. إن شاء الله اگر بحثي در اين زمينه پيش آمد، مفصل صحبت خواهيم كرد. در همين شبكه وهابي و نفاق نور و هم چنين آقاي ملازده، تكيه كلام شان اين است كه عبد الله بن سبأ مؤسس و بنيان گزار مذهب شيعه بوده است. اين سند و مدرك را ما ارائه كرديم. البته اين مطالبي كه ما درباره عبد الله بن سبأ گفتيم، نَمي از يَمي بود، وگرنه بحث عبد الله بن سبأ و سيف بن عمر خيلي زياد است و دوستاني كه سواد عربي دارند، مي توانند به جلد اول كتابي كه در نقد كتاب آقاي قِفاري نوشته ايم، مراجعه كنند كه مفصل بحث كرده ايم. حتي خيلي از اساتيد حوزه علميه و آيات عظام كه خوانده بودند، ما را خيلي تشويق كردند و گفتند: «ما با اين كتاب، گمشده خود را پيدا كرديم و آنچه كه حق تحقيق بوده، در اين كتاب أداء شده است». ما در جلد اول اين كتاب، حدود ٥٠ ، ٦٠ صفحه درباره عبد الله بن سبأ از منابع أهل سنت مطلب آورده ايم.

خلاصه اين كه وقتي اين آقايان به قضيه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در تاريخ الطبري برخورد مي كنند، مي گويند آقاي طبري ضعيف است، ولي وقتي همين كتاب، عليه شيعه مطلب مي نويسد، مي گويند اين كتاب از معتبرترين كتاب هاي تاريخ است و در ماهواره هاي خود يك سري مطالب نادرست و بي اساس را با هتاكي و فحاشي نسبت به شيعه و مراجع عظام تقليد مطرح مي كنند.

* * * * * * *

آقاي محسني

وقتي ما قضيه شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را از كتاب الإمامة و السياسة إبن قتيبة دينوري مطرح مي كنيم، اين آقايان در مورد اين كتاب هم همين مطلب را دارند و مي گويند «اين كتاب براي إبن قتيبه نيست و مؤلف آن مجهول است». در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

در اين زمينه هم اين آقايان مقداري كم لطفي مي كنند. وقتي مي خواهند چيزي را نقل كنند كه به نفع خودشان باشد، خيلي با آب و تاب نقل مي كنند و وقتي هم شيعه مي خواهد مطالبي را از همان كتاب ها نقل كنند، شروع مي كنند به جوّسازي كردن.

اعتراف علماء أهل سنت به إنتساب كتاب الإمامة و السياسة به إبن قتيبة دينوري

در رابطه با كتاب الإمامة و السياسة إبن قتيبة دينوري كه آيا براي ايشان است يا خير؟

١. أبو بكر بن عربي

يكي از إعلام و بزرگان أهل سنت مانند أبو بكر بن عربي (متوفاي ٥٤٣ هجري) كه از استوانه هاي علمي أهل سنت و از سرشناسان وهابي است، در كتاب العواصم من القواصم ـ كه از اول تا آخرش فحاشي به شيعه كرده است و شايد در طول اين ١٤ قرن، كمتر كسي را سراغ داشته باشيم كه مانند ايشان نسبت به شيعه هتاكي كرده باشد، البته به إستثناء آقاي إبن تيميه ـ در صفحه ٢٤٨ مطلبي را از الإمامة و السياسة إبن قتيبة دينوري نقل مي كند و شروع مي كند به حمله كردن به ايشان و مي گويد:

اين مطالبي كه إبن قتيبه دينوري نقل مي كند، غالباً صحيح است، ولي ايشان عقل نداشته است و ديوانه بوده است و همه مطالب صحيح و غير صحيح را نقل كرده است و نبايد اين مطالب صحيح را نقل مي كرد. چون باعث مي شود كه مردم نسبت به صحابه بدبين شوند.

اين هم يك نوع قرائت است كه ما نبايد حقايق مربوط به صحابه را نقل كنيم تا مردم به صحابه خوش بين باشند.

٢. يوسف بن محمد آندلسي

آقاي يوسف بن محمد آندلسي (متوفاي ٦٠٤ هجري) در كتاب الألف و الباء في المحاضرات، صفحه ٤٧٨ انتساب اين كتاب را به إبن قتيبه قطعي مي داند و مطلب از آن نقل مي كند.

٣. إبن خلدون

آقاي إبن خلدون (متوفاي ٨٠٨ هجري) كه ضد مهدويت است، در تاريخش، جلد ٢، صفحه ١٦٦ مطالبي را از الإمامة و السياسة آقاي إبن قتيبة دينوري نقل مي كند.

٤. تقي الدين فاسي مكي

آقاي تقي الدين فاسي مكي (متوفاي ٨٣٢ هجري) در كتاب العقد الثمين، جلد ٦، صفحه ٧٢ مطالبي را از اين كتاب نقل مي كند.

٥. عمر بن فهد مكي

آقاي عمر بن فهد مكي (متوفاي ٨٨٥ هجري) در تطهير الجنان و اللسان، صفحه ٧٢ مطالبي را از اين كتاب نقل مي كند.

افراد زيادي از بزرگان و استوانه هاي أهل سنت، با علم و انتساب اين كتاب به إبن قتيبه دينوري، مطالبي را از اين كتاب نقل مي كنند؛ ولي اين آقايان سر و صدا ايجاد مي كنند و پناه برده اند به پيامك و بلوتوث و ايميل. ما حرف اينها را قبول بكنيم يا اين شخصيت هاي برجسته أهل سنت را؟!

٦. فريد وجدي

آقاي فريد وجدي در كتاب دائرة المعارف قرن بيستم، انتساب كتاب الإمامة و السياسة را به إبن قتيبة قطعي مي داند.

٧. عمر رضا كحاله

آقاي عمر رضا كحاله كه از بزرگان أهل سنت است، در كتاب معجم المؤلفين، انتساب اين كتاب به إبن قتيبه را قطعي مي داند.

٨. الياس سرگين

آقاي الياس سرگين در كتاب معجم المطبوعات العربية كه واقعاً كاري گسترده و خوبي كرده است، انتساب اين كتاب به إبن قتيبه را قطعي مي داند.

٩. جرجي زيدان

آقاي جرجي زيدان در كتاب آداب اللغة العربية مي گويد:

و منه نسخ خطية في مكاتب لندن و باريس.

از اين كتاب، نسخه هاي خطي وجود دارد در كتابخانه لندن و پاريس.

من اينها را به اختصار عرض كردم، وگرنه سخن در اين زمينه بسيار است و اگر بخواهيم در موضوع انتساب اين كتاب به إبن قتيبه يك ساعت صحبت كنيم، مطلب براي گفتن داريم. من نمي دانم كه آيا با اين وضع، باز هم اين آقايان انكار مي كنند؟! با اين مطالبي كه ما عرض كرديم، كاملاً روشن و واضح مي شود كه كتاب الإمامة و السياسة براي إبن قتيبة است. بعضي از آقاياني كه براي شنيدن حقايق گوش شنوا ندارند و قلب شان خيلي از حقايق را نمي پذيرند، ناگزير هستند كه اين كتاب را از آقاي إبن قتيبه ندانند. مانند آقاي ذهبي كه وقتي به حديثي مي رسد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

يا علي! عدوك عدوي و عدوي عدو الله.

اي علي! دشمن تو دشمن من است و دشمن من هم دشمن خداست.

وقتي بررسي سندي مي كند و مي بيند صحيح است، مي گويد:

يشهد القلب أنه باطل.

قلب من شهادت مي دهد كه اين باطل است.

ميزان الإعتدال للذهبي، ج ١، ص ٨٢

يعني يكي از ملاك هاي قبول يا ردّ يك روايت، قلب آقاي ذهبي است. وقتي در مكه بودم و با چند نفر از دانشجويان آنها بحث مي كردم، گفتم:

شما بايد در كتاب هاي رجالي خود بنويسيد كه يكي از ضوابط جرح و تعديل، قلب آقاي ذهبي است و هر روايتي را كه قلب آقاي ذهبي قبول كرد، مورد تائيد كرد، وگرنه مردود است.

به نظر من اينها جزء معجزات و عنايات أهل بيت (عليهم السلام) بوده است كه اينها در طول تاريخ تمام تلاش خود را به كار گرفتند براي محو آثار أهل بيت (عليهم السلام)، ولي با اين حال مي بينيم كه اين همه آثار از أهل بيت (عليهم السلام) مانده و بعد از ١٥ قرن به آنها دسترسي داريم.

* * * * * * *

آقاي محسني

در بحث كتاب أسرار آل محمد (عليهم السلام) آقاي سُلِيْم بن قيس هلالي مي گويند:

شما و علماء شيعه كه اين همه به اين كتاب إستناد مي كنيد و قضاياي شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را از آن نقل مي كنيد، اين كتاب اعتبار ندارد و شيخ مفيد (ره) اين كتاب را غير معتبر مي داند.

در مورد اين كتاب توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

اين سؤال را قبلاً جواب داده ايم و وقتي در مشهد بوديم، اين سؤال را پرسيدند و جواب داديم. شيعه مانند أهل سنت نيست و أهل سنت معتقدند كه كتاب صحيح بخاري و صحيح مسلم از اول تا آخر صحيح هستند و تالي تلو قرآن هستند؛ ولي شيعه هم چنين كتابي ندارد. كتاب هايي كه شيعه دارد، مانند الكافي و تهذيب الأحكام و من لا يحضره الفقيه و الاستبصار كه كتب اربعه شيعه است، هم روايات صحيح دارد و هم روايات ضعيف. فقيه و مستنبط و مجتهد با توجه به ضوابط و قواعد رجالي شيعه كه بزرگان ما و ائمه (عليهم السلام) إلقاء كرده اند، تشخيص مي دهند كه روايتي صحيح يا ضعيف است.

نكته اول:

در مورد شيخ مفيد (ره) هم مرحوم تستري (ره) كه يكي از قهرمانان دنياي رجال بوده، در قاموس الرجال، در ترجمه أبان إبن أبي عياش مي فرمايد:

أوجب الشيخ المفيد عدم الاعتماد علي كل ما ورد في الكتاب دون تحقيق.

شيخ مفيد مي گويد كسي نبايد بدون تحقيق به مطالب كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي إستناد كند.

يعني اول بايد تحقيق و بررسي كند و اگر روايت صحيح بود، قبول كند و اگر صحيح نبود، ردّ كند. اين مطلب اختصاصي به كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي ندارد، كتاب كافي هم همين طور است و اگر كسي بدون بررسي سندي، مانند همين آقايان بي سواد شبكه نور، بخواهد به روايات اين كتاب إستناد كند، قبول نيست. ما معتقديم كه كتاب كافي روايات ضيعف هم زياد دارد. اگر شما راست مي گوييد، همان طور كه ما مي آييم طبق مباني أهل سنت، روايات شما را بررسي سندي مي كنيم، شما هم با توجه به مباني رجالي شيعه، با استفاده از قول مرحوم كشي (ره) و مرحوم نجاشي (ره) و شيخ طوسي (ره) و مرحوم إبن شهر آشوب (ره) و علامه حلي (ره) كه قهرمان رجال بوده اند و سخني براي گفتن دارند، بررسي سندي كنيد و اگر ثابت كرديد كه روايتي صحيح است، به آن إستناد كنيد. ما خوشحال مي شويم كه شما بياييد بحث علمي بكنيد و ما هم بياييم به بحث هاي علمي شما جواب بدهيم. واقعاً براي ما خيلي ارزش دارد كه كارشناس يك شبكه اي بيايد چند مورد بحث علمي كند تا ما هم حدأقل اين بحث علمي را پاسخ علمي بدهيم؛ ولي دريغ! حتي مطالبي كه خودشان هم نقل مي كنند، وقتي مجري از آنها سؤال مي كند: «از كدام منبع نقل مي كنيد؟»، مي گويند: «در كتاب هاي تاريخي آمده است». اين آقايان وقتي مي خواهند بيايند آنجا بررسي كنند، قبلش بروند مطالعه كنند. بنده خودم با توجه به سابقه حدوداً ٣٠ ساله در اين زمينه، چه بسا براي يك ساعت بحثي كه قرار است انجام بدهم، تنظيم مطالبم شايد ٢٠ تا ٣٠ ساعت وقت ببرد و بدون مطالعه و بررسي نمي آيم بحث كنم و حرف هاي بي اساس بزنم و فردا هم بچه هاي شيعه بگويند كه فلاني با اين هم تخصص، مطالب بي اساس و بدون سند و مدرك گفته است. ما بارها گفته ايم كه هر مدركي را كه إعلام مي كنيم، هر كس بيايد ثابت كند كه اين مدرك دروغ است، براي هر مدرك، ١٠٠ هزار تومان جايزه مي دهيم. چون بعضي ها مي گويند چرا شما مانند سيد كمال حيدري كتاب ها را نمي آوريد؟ ما هم گفتيم اين كار، جز وقت گرفتن، چيز ديگري ندارد و ما مي خواهيم در اين يك ساعتي كه در خدمت عزيزان هستيم، مطالب زيادي را مطرح كنيم و اگر قرار باشد كه براي هر مطلبي يك كتاب بياوريم، يك دهم اين مطالب را هم نمي توانيم بيان كنيم. گاهي اوقات كه در مورد موضوعي، ٥٠ صفحه تحقيق كرده ام، وقتي مي خواهم بيايم در اينجا آن را مطرح كنم، آن را به ٥ صفحه تلخيص مي كنم و شايد عمده وقت مرا تلخيص كردن و مرور كردن آدرس ها مي گيرد. لذا، اين كارها از ما وقت مي گيرد و آن آقا هم مي آيد بدون هيچ مطالعه و بررسي، به عنوان كارشناس در آن شبكه كذايي مي نشيند و وقتي از او در مورد منبع صحبت هايش سؤال مي شود، مي گويد: «در كتاب هاي تاريخي آمده است». روزي هم يكي از مخاطبين آنها زنگ زد و گفت: «اين چه منطقي است كه داريد و هر چه از كارشناس سؤال مي كنيد، مي گويد در تاريخ آمده است؟ در كدام تاريخ؟ كدام كتاب؟ كدام جلد؟ كدام صفحه؟».

اما در مورد كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي به نام أسرار آل محمد (عليهم السلام)، شيخ مفيد (ره) مي فرمايد كه «نبايد بدون تحقيق، مطلبي را پذيرفت». البته اين را بنده خودم بررسي كردم و در كتاب هاي شيخ مفيد (ره) كه در اختيار بنده بود، نديدم. گرچه نمي گويم اين مطلب وجود ندارد، ولي مرحوم تستري (ره) يك عالم توانمند و قهرمان رجال است و من به قهرمان بودن ايشان در رجال شهادت مي دهم و اعتراف مي كنم.

هم چنين آقاي سيد سامي بدري در كتاب شبهات و ردود، جلد ١، صفحه ٩٤ اين مطلب را آورده و از قاموس الرجال نقل مي كند.

خود مرحوم شيخ مفيد (ره) مطالب زيادي از كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي در كتاب هاي زيادي آورده است و در كتاب المغنعة، صفحه ٢٧٧ روايات كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي را نقل مي كند و به آنها إستناد مي كند و بر اساس آنها فتوا مي دهد. پس چطور مي شود كه شيخ مفيد (ره) اين كتاب را قبول ندارد، ولي از آن طرف هم بيايد از اين كتاب استفاده كند براي إستنباط مسائل شرعي؟!

همين عبارت را هم مرحوم شيخ صدوق (ره) و مرحوم شيخ مفيد (ره) و ديگران از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده اند كه فرمود:

من لم يكن عنده من شيعتنا و محبينا كتاب سُلِيْم بن قيس الهلالي، فليس عنده من أمرنا شئ.

هر كس از شيعيان و محبين ما كه كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي را نداشته باشند، چيزي از معارف ما را ندارند.

عيون أخبار الرضا (ع) للشيخ الصدوق، ج ٢، حاشيه ص ٥٣ ـ مستدرك الوسائل للميرزا النوري، ج ١٧، ص ٢٩٨

البته اين روايت به صورت مرسل آمده است.

نكته دوم: تائيد كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي توسط علماء بزرگ شيعه

١. شيخ نعماني (ره)

يكي از بزرگان شيعه مانند مرحوم نعماني (ره) (متوفاي ٣٨٠ هجري) كه از استوانه هاي علمي شيعه است و از اعيان قرن چهارم هجري است و معاصر شيخ صدوق (ره) (متوفاي ٣٨١ هجري) است، وقتي به كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي مي رسد، مي فرمايد:

أن كتاب سليم بن قيس الهلالي أصل من أكبر كتب الأصول. . . و هو من الأصول التي ترجع الشيعة إليها و يعول عليها.

كتاب سُلِيْم بن قِيْس هلالي اصلي از بزرگ ترين كتب اصولي شيعه است و شيعه به آن مراجعه مي كند و به اعتماد دارد.

كتاب الغيبة لمحمد بن إبراهيم النعماني، ص ١٠٣

٢. سيد بن طاووس (ره)

سيد بن طاووس (متوفاي ٦٧٣ هجري) كه از استوانه هاي علمي شيعه است، در مورد اين كتاب مي فرمايد:

تضمن الكتاب ما يشهد بشكره و صحة كتابه.

اين كتاب، كتابي است كه محتويات آن شهادت مي دهد بر صحت كتاب.

التحرير الطاووسي، ص ٢٥٣

٣. علامه حلي (ره)

علامه حلي (ره) (متوفاي ٧٢٦ هجري) هم شهادت مي دهد بر اين كه مطالب صحيح اين كتاب زياد است و مطالب غير صحيح هم دارد و مي فرمايد:

و التوقف في الفاسد من كتابه.

بايد در موارد غير صحيح توقف كرد.

خلاصة الأقوال في معرفة الرجال للعلامة الحلي، صفحه ١٦٣

٤. علامه مجلسي (ره)

مرحوم علامه مجلسي (ره) هم مي فرمايد:

و الحق أنه من الأصول المعتبرة.

حق اين است كه اين كتاب از كتاب هاي معتبر شيعه است.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج ١، ص ٣٢

٥. شيخ حرّ عاملي (ره)

مرحوم شيخ حرّ عاملي (ره) (متوفاي ١١٠١ هجري) مي فرمايد:

و الذي وصل إلينا من نسخه ليس فيه شئ فاسد.

آنچه كه به ما رسيده است از سليم بن قيس، چيز فاسدي نيست.

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج ٣٠، ص ٣٨٦

٦. حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره)

مرحوم حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره) كه از استوانه هاي رجالي و مفاخر شيعه است و كتاب معجم رجال الحديث ايشان موجب آبروي شيعه است و أهل سنت در اين ١٥ قرن، يك جلد مانند اين كتاب را ننوشته اند، وقتي به سُلِيْم بن قيس هلالي مي رسد، مي فرمايد:

أن سليم بن قيس في نفسه ثقة جليل القدر ... .

خود آقاي سُلِيْم بن قيس هلالي آدم مورد وثوق و با عظمتي است ... .

أن كتاب سليم بن قيس من الأصول المعتبرة، بل من أكبرها.

اين كتاب از اصول معتبر شيعه است، بلكه از بزرگ ترين آنهاست.

و أن جميع ما فيه صحيح قد صدر من المعصوم عليه السلام، أو ممن لابد من تصديقه و قبول روايته.

تمام مطالبي كه در اين كتاب آمده، صحيح است و از معصوم (عليه السلام) صادر شده است و يا جزء كساني است كه ما بايد او را تصديق بكنيم و رواياتش را قبول بكنيم.

معجم رجال الحديث للسيد الخوئي، ج ٩، ص ٢٣٠، ش ٥٤٠١

٧. مامقاني (ره)

مرحوم مامقاني (ره) هم در تنقيح المقال، جلد ٢، صفحه ٥٢ همين تعبير را دارد.

٨. علامه تستري (ره)

علامه تستري (ره) (متوفاي ١٤١٤ هجري) مي فرمايد:

الحق في كتابه أن اصله كان صحيحا، قد نقل عنه الأجلة المشايخ.

حق درباره اين كتاب اين است كه اصل اين كتاب كاملاً صحيح است و أجلّاي اساتيد شيعه هم از اين كتاب نقل كرده اند.

قاموس الرجال، چاپ جديد جامعه مدرسين، ج ٥، ص ٢٣٩، ش ٣٣٥٦

اين عباراتي است كه بزرگان شيعه در مورد كتاب سُلِيْم بن قيس هلالي نقل كرده اند، ولي اين آقايان هم گويا فتح الفتوح كرده اند و مي خواهند قيصريه را به آتش بكشند و مي گويند:

اين كتاب در نزد شيعه معتبر نيست و شيخ مفيد اين كتاب را معتبر نمي داند و آخوندها آمده اند براي شهادت حضرت فاطمه به اين كتاب إستناد مي كنند.

اين حرف هاي ما است و مطالب آنها هم روي سايت ها و پيامك ها و ايميل ها آمده است و عزيزان بيننده هم خودشان قضاوت كنند.

* * * * * * *

آقاي محسني

وقتي ما به سراغ آقاي سبط إبن جوزي مي رويم و به بعضي از رواياتي كه در كتاب هاي ايشان آمده إستناد مي كنيم، باز هم اين آقايان مي گويند كه سبط إبن جوزي آدم درستي نبوده است و از اين طور حرف ها مي گويند. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

بله، باز هم خيلي جالب است و بايد بگوييم:

الحمدلله الذي جعل أعدائنا من الجهلاء.

اينها براي اين كه قضيه شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را زير سؤال ببرند، همه چيز خود را زير سؤال برده اند و مثلاً مي گويند:

اين إبن جوزي كه مورد وثوق است، همان إبن جوزي صاحب المنتظم است، نه سبط إبن جوزي. سبط إبن جوزي يك خائني بود كه در جنگ مغول به آنها پيوسته است.

اين هم يك قرائت جديدي بود كه ما در اين ايميل هاي جديد حضرات أهل سنت أهل ايران پيدا كرديم.

من تقاضا دارم از علماء و طلاب أهل سنت كه دقت كنند. اين آقايان گويا فتح الفتوح كرده اند و به تصور خودشان مي گويند كه سبط إبن جوزي آدم خائني بوده است. آقاي ذهبي كه استوانه هاي رجالي أهل سنت است، وقتي به سبط إبن جوزي مي رسد، مي گويد:

الإمام، الواعظ، المورخ شمس الدين.

پيشوا و واعظ و مورخ بوده است.

و كان إماما، فقيها، واعظا، وحيدا في الوعظ، علامة في التاريخ و السير، وافر الحرمة، محببا إلي الناس، حلو الوعظ، لطيف الشمائل، صاحب قبول تام.

پيشوا و فقيه و واعظ و يگانه در وعظ بود و در تاريخ و سيره علامه بود و احترام زيادي داشت ... همه او را به صورت كامل قبول دارند.

تاريخ الإسلام للذهبي، ج ٤٨، ص ١٨٣

قبلاً هم عرض كرده ايم كه آقايان أهل سنت به هر كسي «امام» نمي گويند و واژه «امام» در نزد أهل سنت و علماء رجال آنها از يك قداست خاصي برخوردار است. آقاي ذهبي هم چنين تعبيري را نسبت به سبط إبن جوزي دارد، آن وقت اين آقايان مي گويند كه ايشان آدم خوبي نبود و خائن بوده است!

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال ١ (دكتر آذر سينا) :

من چند شب پيش در بيمارستان بودم و يك خانمي به خاطر عمل سزارين آنجا آمده بود. اين خانم، فارغ التحصيل يكي از دانشگاه هاي كشور بود و جراح اين خانم هم يك خانم دكتري بود كه موضوعي را به نقل از اين خانم بيمار به من گفتند و خيلي ناراحت شدم و از شما مي خواهم كه در اين موضوع تذكري را بفرماييد و اگر فرصت شد، يك نقدي هم بر آن داشته باشيد. موضوع اين بود كه يكي از اساتيد آن دانشگاه مقاله اي نوشته بودند و اسم خود را به عنوان نويسنده دوم مقاله گذاشته بودند و متأسفانه نويسنده اول مقاله را امام زمان (عليه السلام) نوشته بودند. وقتي من اين را شنيدم، خيلي ناراحت و منقلب شدم. شما مي دانيد كه وقتي يك استاد، يك مقاله يا تحقيق و پژوهشي را مي نويسد، به خاطر إرتقاء علمي و حقوقي خودش است و مي خواهد خدمتي به جامعه علمي دنيا و كشور بكند و در جهت پيشرفت علم، گامي را برداشته باشد. ولي وقتي ائمه معصومين (عليهم السلام) ما، همه شان باب علم النبي (صلي الله عليه و آله) هستند و علم خدادادي دارند و معلم بشري به جز ائمه معصومين (عليهم السلام) و بزرگان خودشان نداشتند، چرا بايد امام زمان (عليه السلام) نويسنده يك مقاله باشد؟ آيا مي خواهد درجه علمي اش بيشتر شود؟ آيا مي خواهد علم خود را افزايش بدهد؟ يا مي خواهد كمكي به جامعه علمي بكند يا حقوق بيشتري از جامعه دانشگاهي نصيبش شود؟ اين يك كار كاملاً غير عقلاني و توهين آميزي در اين راستا است و ماهيت و وجود ائمه معصومين و حجج خدا (عليهم السلام) كه به أنحاء مختلف در كشور و دنيا لوث مي شود و ملعبه دست بعضي گروه هاي معلوم الحال مي شود، در اينجا هم به اين شكل دچار توهين و تحقير و اهانت نابخشودني شده است. نقد بيشتر را بر عهده شما مي گذاريم.

جواب ١ :

اين آقايي كه مقداري بي هويت و خيلي جسور است، وقتي اولين نامه اش آمد، مسئولين كشوري با او برخورد نكردند و دومين نامه اش را هم با إمضاء امام زمان (عليه السلام) منتشر كرد و چند روز پيش هم من از طريق ايميل آن را دريافت كردم. بعضي از افراد مُتهتِّك، با اين كارهاي شان خوراكي براي وهابيت و دشمنان أهل بيت (عليهم السلام) آماده مي كنند. إن شاء الله اگر فرصت شد، در جلسات بعدي اين بحث را مفصل باز خواهم كرد و هم چنين حرف هاي بي اساس و بي پايه و دروغي كه مفتي اعظم عربستان سعودي در جمعه گذشته در نماز جمعه رياض نسبت به ساحت مقدس حضرت مهدي (عليه السلام) جسارت كردند، إن شاء الله در جلسات بعدي صحبت خواهيم كرد.

* * * * * * *

سؤال ٢ :

لطفاً يك برنامه اي بگذاريد و در خصوص شبهاتي كه اين شبكه هاي مسيحي در رابطه با اسلام مطرح مي كنند، پاسخ بدهيد. يكي از اين شبكه ها، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را متهم مي كرد كه «با عايشه ازدواج كرده، در حالي كه عايشه يك دختر بچه ٩ ساله بيشتر نبوده است». آيا اين واقعاً درست است؟

جواب ٢ :

ما در اين چند ماهه، درگير بالا بردن كيفيت شبكه بوديم و در اين راستا، خيلي خون دل خورديم تا بتوانيم وضعيت شبكه را از آن نابساماني خارج كنيم.

إن شاء الله ما قول مي دهيم به بينندگان عزيز كه در آينده، هم در بخش مسيحيت بيشتر كار بكنيم و هم بخش عربي را راه بياندازيم و شايد هم شبكه جديدي به نام الولاية تأسيس كنيم. إن شاء الله هم براي مناطق پاكستان و هند برنامه را پخش خواهيم كرد. ما با بعضي از دوستان صحبت هايي داشته ايم كه إن شاء الله از سوئيس برنامه هايي به صورت زنده و توليدي، در رابطه با مسيحيت داشته باشند.

ما قبلاً هم در رابطه با سن عايشه صحبت كرده ايم و آنچه كه مشخص و محرز است، وقتي عايشه با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ازدواج كرد، ١٧ ساله بود. اين آقايان كه نسبت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اشكال مي كنند كه با يك دختر ٨ يا ٩ ساله ازدواج كرده است، اين قضيه در آن زمان يك مسئله عادي بوده و الآن هم در ميان عرب ها يك مسئله عادي است.

* * * * * * *

سؤال ٣ :

تا آنجايي كه مي دانيم، سر امام حسين (عليه السلام) را شمر جدا كرده است، ولي در فيلم مختارنامه، به گونه اي ديگر بيان شده است. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب ٣ :

إن شاء الله نسبت به خود مختار و بعضي از تكه هايي از آن فيلم صحبت خواهيم كرد. مثلاً در مورد كشته شدن فرزند عمر بن سعد، نشان دادند كه مادرش او را كشت، حال آن كه خود مختار، خواهرزاده اش را كه فرزند عمر بن سعد بود، با شمشير زد او را كشت و او را به پدرش ملحق كرد. از اين طور قضايا در اين فيلم آمده است و إن شاء الله در آينده نسبت به آن صحبت خواهيم كرد. قبلاً هم در مورد سريال مسافر ري هم نقدهايي داشتم و اگر قبل از پخش، بنده آن را مشاهده مي كردم، خيلي از بخش هايش را حذف مي كردم؛ مانند بعضي از تندي هايي كه به أهل سنت شده است. حتي اگر بعضي مطالب واقعيت داشته باشد، نبايد در سريال ها مطرح شود و يا اين كه بايد به صورت محترمانه اي مطرح شود.

* * * * * * *

سؤال ٤ :

آقايان أهل سنت، فقط عايشه را به عنوان أم المؤمنين خطاب مي كنند و ساير زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مانند حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) را اين گونه خطاب نمي كنند. آيا واقعاً مقام همسران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يكي است؟ قطعاً اين چنين نيست. پس چرا آقايان أهل سنت ساير زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را به عنوان أم المؤمنين خطاب نمي كنند؟

جواب ٤ :

اين سؤال را بايد از آقايان أهل سنت پرسيد. تنها اين مسئله نيست، آنها معاويه را «خال المؤمنين: دائي مؤمنين» مي نامند. اگر بنا باشد كه عايشه أم المؤمنين باشد، بايد محمد بن أبو بكر هم «خال المؤمنين» باشد؛ ولي نسبت به ايشان هيچ حرفي نمي زنند. چون عايشه در جنگ جمل در برابر أمير المؤمنين (عليه السلام) ايستاد، اينها مي خواهند با عنوان أم المؤمنين، آن كارهايي را كه از ايشان سر زد و بيش از ٣٠ هزار نفر را به كشتن داد، تقليل بدهند. هم چنين مي خواهند با عنوان «خال المؤمنين»، جناياتي كه معاويه در جنگ صفين داشت كه حدود ١١٠ هزار نفر از طرفين كشته شد را به نوعي توجيه كنند. وگرنه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) از نظر جايگاه و مقام، به مراتب بالاتر از عايشه است و رواياتي هم در اين زمينه در صحيح بخاري و صحيح مسلم و ديگر كتب آمده است. پس اين سؤال را بايد خود آقايان أهل سنت به ما جواب بدهند كه چرا از ميان اين همه زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، فقط نسبت به عايشه، أم المؤمنين مي گويند؟ حتي نسبت به حفصه دختر عمر كه همسر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود، واژه أم المؤمنين را به كار نمي برند.

* * * * * * *

سؤال ٥ :

شما فرموديد كه امام، منصب يا مقامي است كه از طرف خدا تعيين مي شود، حتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم نمي تواند امام را تعيين كند. در حديث دار كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) عشيره خود را براي تبليغ دعوت كرد و فرمود «هر كس به وحدانيت خدا ايمان بياورد، وصي من مي شود». حضرت علي (عليه السلام) هم بلند شد و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود كه حضرت علي (عليه السلام) وصي من است و بعد از من امام است. پس چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در اينجا امام را تعيين كرد؟ اگر حضرت أبو طالب (عليه السلام) يا كسان ديگري كه در آنجا بودند و بلند مي شدند و لبيك مي گفتند به فرمايشات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، آيا آنها هم وصي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي شدند؟ آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي توانست چند وصي در يك زمان داشته باشد؟

جواب ٥ :

نكته اول:

خداوند در قرآن نسبت به منصب امامت مي فرمايد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إماماً

من تو را امام براي مردم قرار مي دهم.

سوره بقره / آيه ١٢٤

هم چنين در آيه ٦٧ سوره مائده مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مأمور است كه امامت حضرت علي (عليه السلام) را به مردم ابلاغ كند و بعضي از بزرگان أهل سنت مانند سيوطي و شوكاني و رشيد رضا و آلوسي از عبد الله بن مسعود نقل مي كنند كه مي گفت:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ "ان عليا ولي المؤمنين" وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ».

ما در زمان رسول الله (صلي الله عليه و سلم) اين آيه را اين گونه قرائت مي كرديم: «اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملاً (به مردم) برسان "كه علي ولي مؤمنين است" و اگر اين كار را نكني، رسالت او را انجام نداده اي».

روح المعاني للآلوسي ،ج ٦، ص ١٩٣ ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج ٢، ص ٢٩٨ ـ فتح القدير للشوكاني، ج ٢، ص ٦٠ ـ المنار لرشيد رضا، ج ٦، ص ٤٦٣

نكته دوم:

با توجه به اين كه قرآن مي فرمايد:

وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوي / إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحي

سوره نجم / آيه ٤ـ٣

اگر در مواردي هم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

إن هذا أخي و وصيي و خليفتي من بعدي.

شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج ١، ص ٤٨٦ ـ تفسير البغوي للبغوي، ج ٣، ص ٤٠٠ ـ جامع البيان لإبن جرير الطبري، ج ١٩، ص ١٤٩ ـ تفسير القرآن العظيم لإبن كثير الدمشقي، ج ٣، ص ٣٦٤ ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج ٤٢، ص ٤٩ ـ تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٦٣ ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج ٢، ص ٦٣ ـ البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج ٣، ص ٥٣

كاملاً نشان مي دهد كه تمام سخنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بر محور وحي است.

نكته سوم:

در قضيه حديث دار، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كاملاً يقين دارد كه به إذن إلهي، كسي غير از علي بن أبي طالب (عليه السلام) پاسخ گو نيست و مي خواهد حجت را بر همگان تمام كند و بگويد فردا قريشيان نگويند كه «چرا پسر عمويش را براي خلافت و جانشيني انتخاب كرد؟» هيچ كدام از آنها إعلام آمادگي نكردند و اين يك إلزام بر خصم است و رسول الله (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد كه «اگر بنا باشد من از ميان شما انتخاب كنم، آيا كسي هست از ميان شما كه اين أمر مرا قبول كند؟» در حقيقت اين يك جمله شرطيه اي است مانند همان آيه شريفه اي كه مي فرمايد:

وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّي يَلِجَ الْجَمَلُ في سَمِّ الْخِياطِ

(كفار هيچ گاه) داخل بهشت نمي شوند، مگر اين كه شتر از سوراخ سوزن خياطي بگذرد.

سوره أعراف / آيه ٤٠

اين جز به دستور إلهي و وحي إلهي نبوده است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

فأيكم يوازرني علي هذا الأمر علي أن يكون أخي و وصيي و خليفتي.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي دانستند كه غير از علي بن أبي طالب (عليه السلام)، كسي إعلام آمادگي نمي كند. بر فرض اگر حضرت أبو طالب (عليه السلام) يا عبد المطلب إعلام آمادگي مي كردند، شايد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمود كه شما شرايط آن را نداريد و وقتي حضرت علي (عليه السلام) إعلام آمادگي كرد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إن هذا أخي و وصيي و خليفتي من بعدي.

قسمت اول كه مي فرمايد:

فأيكم يوازرني.

إعلان عمومي است و بعد از آن اين طور نيست كه هر كس إعلام آمادگي كرد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) قبول بكند؛ خير. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نفرمود:

من يوازرني، فهو وصيي.

ميان اين دو جمله، زمين تا آسمان تفاوت است. اگر ديگران إعلام آمادگي مي كردند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به آنها مي فرمود كه شما شرايطش را نداريد و وقتي أمير المؤمنين (عليه السلام) إعلام آمادگي كرد، حضرت هم ايشان را به عنوان جانشين انتخاب كرد. همان طور كه خدا مي داند كفار به هيچ وجه زير بار ايمان نمي روند. حضرت نوح (عليه السلام) ٩٥٠ سال مردم را به سوي خدا دعوت مي كند و خدا از روز اول هم مي داند كه أكثر اين مردم زير بار سخن حضرت نوح (عليه السلام) نمي روند، ولي براي اين كه براي مردم حجت تمام شود، اين كار را مي كند.

* * * * * * *

سؤال ٦ :

١. در باب ٦ از باب ٤ كتاب المهدي الموعود، صفحه ١٤٦ (بحار الأنوار علامه مجلسي (ره) جلد ١٣) بيان مي كنند:

حكومت امام زمان (عليه السلام) اگر كوتاه باشد، ٧ سال و اگر طولاني باشد، ٩ سال است.

اين متناقض با دعاي فرج است كه مي فرمايد:

تمتعه فيها طويلا.

خداوندا! سايه امام زمان (عليه السلام) را بر سر ما طولاني قرار بده.

آيا واقعاً امام زمان (عليه السلام) ٩ سال حكومت مي كنند؟

٢. هم چنين در اين كتاب آمده است كه امام زمان (عليه السلام) در توقيعات خود فرموده است:

ملعون است كسي كه در مجالس نام مرا ببرد.

آيا اين روايت فقط مخصوص آن زمان بوده يا الآن هم اين حكم جاري است؟ منظورش كدام مجالس است؟

جواب ٦ :

شما سؤالات مهدويت را در شب شنبه از حضرت آيت الله طبسي و روز جمعه هم از حجت الإسلام و المسلمين كلباسي در همين شبكه جهاني ولايت بپرسيد و آنها به صورت مفصل جواب مي دهند.

١. در اين زمينه روايات مختلفي داريم؛ ٧ سال و ٩ سال و ٧٠ سال و ٣٠٠ سال. ولي آنچه مشخص است و براي بنده ثابت است، روايت ٧٠ سال معتبرتر از ديگر روايات است.

٢. در مورد نام حضرت مهدي (عليه السلام)، بايد بگوييم كه لقب آن حضرت «مهدي» است و نامش هم نام حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) است. اين هم به خاطر اين بود كه در آن زمان، نامي از آن حضرت برده نشود تا مورد شناسائي حكومت جور قرار نگيرد. البته بعضي از علماء هم در كتاب هاي خود، نام آن حضرت را به صورت «م ح م د» مي نويسند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

«««والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»