سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٤٩ - تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي

تحليل تعبيرهاي: كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي

کد مطلب: ٥٣٨٢ تاریخ انتشار: ٢١ خرداد ١٣٩١ تعداد بازدید: ٢٢٥٦ سخنراني ها » شبکه ولايت تحليل تعبيرهاي: كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
حبل المتين ٩١/٠٣/٢١

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢١ / ٠٣ / ٩١

 

استاد قزويني:

بنده خدمت همه بينندگان عزيز و گرامي كه در هر كجاي اين كره خاكي هستند، سلام خودم را تقديم نموده و التماس دعا دارم و از همه عزيزان تقاضايمان اين است، همان طوري كه برادران بزرگوارمان اشاره كردند، بايد دقت شود كه مباحث علمي با مباحث احساسي قاطي نشود و عزيزاني كه روي خط مي آيند (چه عزيزان شيعه و چه اهل سنت) بزرگواري كنند ادب اسلامي و قرآني:

وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا.

سوره بقره آيه ٨٣

را رعايت كنند كه الحمد لله ما الآن مدت هاست دوستانمان رعايت مي كنند (چه دوستان شيعه و چه اهل سنت) و در بعضي شبكه هاي نفاق و معاند كه هم و غم آنان عمدتاً نابودي اسلام و قرآن است؛ ولي به نام اسلام و به نام قرآن متأسفانه همانگونه كه ديروز معاويه قرآن را بالاي نيزه زد و با قرآن مكتوب به جنگ قرآن ناطق آمد. اين ها هم امروز روششان اين است و الحمد لله مردم ما بيدار و روشن هستند و سطح معلومات مردم در يك حدي است كه شكر خداي عالم به خوبي دارند قضايا را پي مي گيرند و قضاوت مي كنند اين يك نعمتي است در عصر ما كه شايد در عصر هاي گذشته يا نبود يا خيلي كم بود.

و اينكه بعضي از اين آقايان شروع مي كنند به فحاشي ، هتاكي و اهانت، البته اين را ما بارها گفتيم كه اين آقايان نسبت به خود بنده آزاد هستند هر چقدر كه مي خواهند فحش و ناسزا بدهند توهين كنند بنده بر اين عقيده هستم كه هر گونه بخواهم دفاع از خودم بكنم اين اول شكست شبكه كلمه است. بنده به هيچ وجهي از خودم دفاع نكردم و نمي كنم و نخواهم كرد ولي ائمه عليهم السلام خط قرمز ما هستند، مراجع عظام تقليد خط قرمز ما هستند و هر كسي چه شيعه و چه سني چه ناصبي باشد چه وهابي باشد براي ما فرقي نمي كند اگر به حريم مراجع ما بخواهند جسارت كنند، ما با تمام توان در برابر آنها مي ايستيم و گذشته از نقد علمي، آنها را مفتضح مي كنيم و آبرو و حيثيتي براي آنان باقي نمي گذاريم و اين را هم براي خودمان تكليف مي دانيم؛ چون مراجع عظام تقليد ما امروز زبان گوياي مذهب ما هستند، استوانه هاي ديني و مذهبي ما هستند و ما اگر اينجا مانند بلبل شيدا حرف مي زنيم و دوستان ما مانند شير مي غرند، به پشتوانه مراجع عظام تقليد ما است .

همه مراجع براي ما عزيز هستند. بنده بارها گفتم من شخصا دست مراجع عظام را مي بوسم و به اين بوسه هم افتخار مي كنم. بعضي از اين بزرگان، مراجع هستند كه در نزد اهل سنت هم محبوبيت دارند مانند:

آيت الله العظمي سيستاني، امام راحل رضوان الله عليه ، حضرت آية الله مكارم شيرازي اينها خار چشم منافقان معاصر هستند، خار چشم خوارج هستند، خار چشم بعضي از اين وهابي هاي هتاك هستند. خوب اگر هتاكي نكنند، چه كنند؟ اگر غير اين باشد، خلاف انتظار است و ما بارها گفتيم كه اين افرادي كه هتاكي مي كنند از نظر علمي كه اصلاً ارزش ندارند و از نظر وجودي هم اين قدر بي ارزش هستند كه يك دستمالي بردارند زير نعلين آية الله سيستاني و آية الله مكارم و امام راحل را بخواهند پاك كنند اين را ما با تمام وجود معتقديم كه همچنين لياقتي را ندارند؛

يعني اگر چه اينها بيايند خاك زير نعلين اين بزرگان را بخواهند پاك كنند، براي اين بزرگان ننگ است و اين را باتمام وجود مي گوييم و من گمان نمي كنم بينندگان عزيز در اين قضيه كوچكترين شك وشبهه اي داشته باشند و اينها عبارت هاي امام راحل را تقطيع مي كنند و يك جمله اي كه اصلاً ارتباطي ندارد، مي گويند: ايها الناس ، آقاي مولوي فلان ، آقاي ماموستا فلان خبر داريد به قول امام خميني نسبت به آيه چه گفته است كه شما به اين شبكه مي رويد؟

اولا شبكه وابسته به احدي نيست و مستقل است و مسئوليت اين شبكه هم به عهده بنده است و حضرت آية الله مكارم شيرازي يك اشرافي دارد و اعتمادي كه به ما دارند هم ايشان و هم ديگر مراجع عظام تقليد ما اعتماد آنان را بالاترين سرمايه براي خود مي دانيم.

ولي اين تعابيري كه اين آقايان مي آورند اگر فرصتي شود يا اگر بينندگان سؤالي خواستند در اين رابطه مطرح كنند، من عبارت امام رضوان الله تعالي عليه را مي آورم و كه اين قضيه :

انجس من الكلاب.

اصلاً ارتباطي به صحابه، عايشه و طلحه ندارد؛ بلكه مربوط به نواصب است ما نواصب و آن كساني را كه به اهل بيت اهانت و جسارت كنند، نجس تر از سگ و خوك و كافر مي دانيم.

نه تنها ما، بلكه خود اهل سنت هم نظرشان در مورد نواصب همين است.

شما مي گوييد: امام در وصيت نامه خود به صحابه توهين كرده است ما سؤال كرديم كه بدترين توهين را ابن تيميه امام شما، پيامبر و خداي شما كرده است، خوب چرا حاضر نيستيد به اين جواب دهيد. من قبل از اينكه برادر عزيزم جناب آقاي محسني سؤالشان را طرح كنند، مطلبي را بيان كنم .

ببينيد اين كتاب منهاج السنه ابن تيميه است كه ايشان به صراحت مي گويد كه :

لم يكن كذلك علي؛

يعني علي بن ابيطالب مانند ابوبكر و عمر و عثمان نبودند.

فان كثيرا من الصحابة و التابعين كانوا يبغضونه

اكثر صحابه و تابعين بغض علي را داشتند و در ادامه ايشان مي گويد :

و يسبونه و يقاتلونه.

يعني اكثر صحابه، به آن حضرت دشنام مي دادند و با ايشان مي جنگيدند.

منهاج السنة النبوية ، ج ٧، ص ١٣٧

بارها ما گفتيم در صحيح مسلم، ج١، ص٨٦ آمده است كه امير المؤمنين مي گويد:

وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبي الْأُمِّيِّ إلي أَنْ لَا يُحِبَّنِي إلا مُؤْمِنٌ ولا يُبْغِضَنِي إلا مُنَافِقٌ

خوب اين چيست؟ يعني اكثريت صحابه منافق بودند، اكثريت تابعين منافق بودند؛ چون بغض علي بن ابيطالب را در دل داشتند. ايشان مي گويد كه :

اكثر صحابه و تابعين علي را سب مي كردند.

حاكم نيشابوري در مستدرك با سند صحيح از رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل كرده است كه فرمود :

من سب عليا فقد سبني.

هركس علي را سب كند من را سب كرده است.

هذا حديث صحيح الإسناد.

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ٤٦١٤

يعني اكثريت صحابه و تابعين پيامبر را سب مي كردند. اينها را شما بياييد جواب بدهيد براي ما اگر شما دم از صحابه مي زنيد، اين عبارت ابن تيميه را كه نسبت به صحابه گفته است را توضيح دهيد و من گمان نمي كنم كسي اين چنين به صحابه جسارت كرده باشد، آقايان، كتاب محمدبن عبد الوهاب را در آنجا قرار دادند و مي گويند: ايها الناس بياييد ببينيم يك دانه در داخل اين كتاب مخالف است يا نه؟

امثال آقاي شريفي و خانم صفايي و اسلامي و ديگران تماس مي گيرند؛ حتي همين غروب آقاي شريفي زنگ زد گفت من زنگ زدم بعد از ٤٠- ٥٠ دقيقه من را پشت خط نگه داشتند، گفتم آقا٥٠ دقيقه است من را پشت خط گذاشتيد، شروع كرد به من توهين و فحش داد و قطع كرد كه اين هم روش جديد آقايان است .

چند شب قبل هم يكي از بينندگان گفتند: براي پشت خط ماندگان شبكه كلمه، برنامه اي بگذاريد. اين دليل بر عجز و افلاس شما است، اين محمد بن عبد الوهاب است شما داريد از آيات قرآن استفاده مي كنيد آيه ١٠٠ سوره توبه ، آيه آخر سوره فتح و غيره و اينكه صحابه چنين و چنان هستند.

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ.

خدا از صحابه راضي بوده است.

سوره فتح، آيه ١٨

الذين قال الله فيهم

صحابه آن كساني هستند كه در حقشان گفته شده است :

يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ.

سوره توبه آيه ٧٤

اين عبارت محمدبن عبد الوهاب است از اين واضح تر مي خواهيد ضد قرآن داشته باشيد؟ از اين روشن تر توهين به صحابه؟

أما سمعت

آيا نمي شنوي ؟

الله كفرهم

خداي عالم صحابه را تكفير كرده است.

بكلمة

يك جمله گفتند بودند.

مع كونهم في زمن رسول الله

با اينكه اين صحابه در زمان پيامبر بودند.

ويجاهدون معه

در ركاب پيامبر مي جنگيدند.

ويصلون ويزكون ويحجون

پشت سر پيامبر نماز مي خواندند و زكات مي دادند و حج مي رفتند.

ويوحدون

موحد بودند.

كشف الشبهات، ج١، ص ١٧٤

از اين واضح تر ؟ شما جواب اينها را بده چرا چسبيدي به يك جمله امام و بزرگان ؟ امام آمده در همان عبارتي كه ايشان نقل مي كند، نسبت به طلحه و زيير و عايشه مي گويد: به هيچ وجه ما نمي توانيم اينها را تكفير كنيم؛ چون اينها عذر داشتند و براي آنان عذر مي تراشد و بعد از آن مي گويد:

اما النواصب

آنها كساني هستند كه

كانوا أخبث من الكلاب والخنازير.

كتاب الطهارة ( ط.ج )، السيد الخميني، ج ٣، ص ٤٥٧

آقايان بر مي دارند اين جمله آخر را مي چسبانند به آن و اين نهايت پستي و رذالت و افلاس شما است اجازه هم نمي دهيد كه كسي بيايد جوابتان را بدهد. ما گفتيم شبكه جهاني ولايت آماده است هر كدام از اين كارشناسان تان راست مي گويند، زنگ بزنند ما وقت مي دهيم به آنها شما كه به ما وقت نمي دهيد، تماس بگيريد چه در برنامه بنده احترامشان را هم مي گذاريم ، برنامه آقاي ابو القاسمي برنامه سراب وهابيت به اينها وقت مي دهيم ، حتي از همان شبكه وصال باطل مي گويند كه ما با مراجع تماس گرفتيم و فلان كرديم شما به قدري پست هستيد كه اصلاً ادعا براي شما جسارت است شما اگر راست مي گوييد و سرمايه علمي داريد در شبكه ولايت به روي شما باز است؛ همان طوري كه ماموستاهاي عزيز از كردستان، مولوي هاي عزيز از زاهدان مي آيند، شما هم تشريف بياوريد نمي گويم كه تشريف بياوريد اينجا؛ چون به قدري پرونده تان سياه و خراب است كه جرات آمدن به ايران نداريد؛ ولي حداقل شما زنگ بزنيد، يا تلفن بدهيد ما زنگ بزنيم و اگر مي ترسيد از ما يك شماره اي تهيه كنيد بعد از اينكه صحبت ها را انجام داديم، شماره را نابود كنيد و دور بيندازيد.

بياييد تماس بگيريد (چه كارشناسان شبكه نفاق و وصال باطل) ما آمادگي كامل داريم؛ ولي ما گفتيم چند شرط اساسي داريم اينكه وارد هر بحثي كه مي خواهيد شويد اعلام كنيد و شرط ديگر اينكه وارد سياست نشويد؛ چون شبكه ما شبكه سياسي نيست ما نمي توانيم وارد بحث سياسي شويم و شرط ديگر هم اينكه اهانت به مقدسات مذاهب انجام نگيرد؛ چه مذاهب اهل سنت و چه مذهب شيعه .

در خدمت شما هستيم .

مجري:

انشاء الله اميدواريم اينهايي كه صاحب عقل و هوش هستند، اين مطالب را بپذيرند البته ما هدفمان شما بيننده عزيز است كه دنبال حقيقت هستيد اين آقايان كه انگشت در گوش خود گذاشتند و اصلاً حقيقت را نمي توانند قبول كنند.

استاد قزويني :

نه اين آقا مي گفت يك عبارتي از محمد بن عبد الوهاب بياوريد كه حديث نباشد؛ چون ما دفعه قبل آن حديثي را كه در اول كتاب توحيد بود، آورديم آقايان مستأصل شدند؛ اما اين عبارت را كه آورديم براي محمد بن عبد الوهاب است و حديث هم نيست:

أما سمعت اللهكفرهم بكلمة مع كونهم في زمن رسول الله ويجاهدون معه ويصلون ويزكون ويحجون ويوحدون.

كشف الشبهات، ج ١، ص ١٧٤

البته خيلي مفصل است و من فقط همين تكه اش را آوردم ، آيا اين مخالف قرآن است يا موافق قرآن؟ اگر موافق قرآن است؛ پس بخشي از صحابه كافر شدند، صحابه اي كه موحد بودند و با گفتن يك كلمه كافر شدند و اگر مخالف قرآن است، محمدبن عبد الوهاب شما هم مخاف قرآن گفته است .

من در خدمت شما هستم .

مجري:

اهل سنت نقل مي كنند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله به كتاب و سنت توصيه نموده و فرموده است: «كتاب الله وسنتي» از طرف ديگر در صحيح مسلم تعبير «كتاب الله وعترتي» آمده است آيا اين دو تعبير با يكديگر تنافي ندارند؟

استاد قزويني:

در رابطه با اين كه آيا واقعاً اين دو تعبير منافات دارد يا ندارد، كاملاً واضح و روشن است و من گمان نمي كنم براي احدي اين قضيه مخفي باشد كه اهل بيت عليهم السلام و خود امير المؤمنين سلام الله عليه، بر خلاف سنت نبي مكرم عمل كرده باشند و اين واضح و روشن است كه ائمه عليهم السلام همواره مدافع سنت نبي مكرم بوده است؛ ولي خوب اين آقايان كه آمده اند «كتاب الله وسنتي» را در كنار «كتاب الله و عترتي» تأسيس كرده اند.

من دفعه گذشته عرض كردم و از كتاب هاي معتبر اهل سنت مانند صحيح مسلم ، البداية و النهاية ابن كثير و ديگر كتاب ها ثابت كرديم كه حديث ثقلين با تعبير «كتاب و عترت» روايت صحيح است. بعضي ها هم ادعاي تواتر كرده اند حداقلش سنت پيامبر است .

پيامبر در يك روايت ديگري هم بر فرض صحت فرموده :

كتاب الله و سنتي.

چرا شما در خطبه هاي نماز جمعه و كتاب هاي تان همواره مي گوييد: كتاب الله وسنتي.

چرا يك دفعه «كتاب الله و عترتي» را نمي گوييد؟ اين يك سؤال است براي ما. حداقلش بفرماييد: تعبير «كتاب الله و عترتي» هم آمده و «كتاب الله وسنتي» هم آمده است ما واقعاً بدانيم كه شما نسبت به عترت عناد و حساسيت نداريد.

البته طرف خطابم عمدتاً شبكه هاي وهابي است كه تا به حال يك جمله نشنيدم از اينها كه «كتاب الله و عترتي» آمده؛ مگر اين كه مي گويند: ضعيف است و معتبر نيست.

در اينجا يك نكته اي را خدمت بينندگان عزيز عرض كنم كه بزرگواري كنند و دقت كنند چون نكته خيلي ظريفي است:

كتاب، سنت هم داخلش بوده است؛ يعني كتاب منهاي سنت، كتاب نيست؛ يعني اگر بيايد و بگويد:

كتاب الله و سنتي.

اين كلمه «سنتي» زائد است به چه دليل؟ دوستان ملاحظه كنند در سوره نحل آيه ٤٤ قرآن مي گويد:

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ.

پيامبر! قرآن را ما بر تو نازل كرديم تا بيان كني براي مردم آنچه را كه براي اينها نازل شده است تا اينها فكر كنند.

سوره نحل آيه ٤٤

تبيين پيغمبر دركنار قرآن است؛ يعني قرآن بدون تبيين پيامبر، قرآن نيست و چيز ديگري است اين را آقايان جواب بدهند به ما ، قرآن به صراحت مي گويد : مبين قرآن، پيامبر است؛ يعني سنت پيامبر در حقيقت مبين و مفسر قرآن است.

در سوره حشر آيه ٧ مي گويد :

وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.

دستورات پيامبر بايد مو به مو اجرا شود ، دستورات پيامبر هم سنت است؛ پس قرآن منهاي سنت، قرآن نيست، سنت در درون قرآن خوابيده است.

وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا.

سوره جن آيه ٢٣

هر كس خدا و پيامبر را معصيت كند، در آتش جهنم هميشه خواهد ماند.

پيامبر را معصيت كند يعني چه ؟ يعني سنت پيامبر را ناديده بگيرد در اين قضيه كه شك و شبهه اي نيست؛ پس مشخص است قرآن در كنار سنت مفهموم پيدا مي كند؛ يعني كتاب و سنت ملازم هم هستند.

ابن حجر هيثمي يك جمله قشنگي دارد من تقاضا دارم، بينندگان عزيز خوب دقت كنند كه مي گويد:

وفي رواية كتاب الله وسنتي وهي المراد من الأحاديث المقتصرة علي الكتاب

اصلاً كتاب الله و سنتي آمده احاديثي كه ما را تشويق مي كند به عمل به كتاب؛ يعني در آنجا سنت هم خوابيده است.

لأن السنة مبينة له.

سنت بيانگر قرآن است.

فأغني ذكره عن ذكرها.

اگر چنانچه ما كلمه كتاب را آوريم بي نياز هستيم از ذكر سنت.

والحاصل أن الحث وقع علي التمسك بالكتاب وبالسنة.

تمسك به كتاب و سنت با كلمه كتاب الله وسنتي

وبالعلماء بهما من أهل البيت ويستفاد من مجموع ذلك بقاء الأمور الثلاثة إلي قيام الساعة.

اين نشان مي دهد هم كتاب و هم سنت و هم اهل بيت تا قيام قيامت باقي هستند.

بفرماييد به اين جواب دهيد، آيا اين عبارت ابن حجر هيثمي كه از علماي بزرگ است و يك كتاب هم عليه شيعه نوشته است.

الصواعق المحرقه، ج ٢، ص ٤٣٩

اين قضيه خيلي واضح و روشن است.

نكته ديگري را كه عزيزان دقت كنند اين است كه ما گفتيم: كتاب و سنت ملازم يكديگر هستند، ابن عبد البر از اوزاعي از حسان بن عطيه نقل مي كند مي گويد:

كان الوحي ينزل علي رسول الله صلي الله عليه وسلم ويحضره جبريل بالسنة التي تفسر ذلك.

جبرئيل كه مي آمد، ٢ چيز براي پيامبر مي آورد اول قرآن و دوم سنت.

جامع بيان العلم وفضله، ج ٢، ص ١٩١

سنت را مي آورد جبرئيل براي اينكه قرآن را تفسير كند؛ پس چه سنت و چه قرآن وحي است.

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم آيه ٣-٤

هر دو (هم كتاب و هم سنت) وحي بر پيامبر اكرم است؛ پس ديگر كلمه «كتاب الله» كه مي آيد سنت هم داخل آن است.

احمد بن حنبل مي گويد :

ان السنة تفسرالكتاب وتبينه.

اين سنت است كه كتاب را تفسير و تبيين مي كند.

تفسير القرطبي، ج١، ص ٣٩

طبقات الحنابلة، ج ١، ص ٢٥٢

ابو حنيفه امام اعظم مي گويد :

لولا السنة ما فهم أحد منا القرآن.

اگر چنانچه سنت نبود، هيچ كدام از ما قرآن را نمي فهميديم.

قواعد التحديث جناب قاسمي، ص ٥٢

الباني كه از او بت درست كرديد مي گويد:

فحذار أيها المسلم ! أن تحاول فهم القرآن مستقلا عن السنة.

بر حذر باش اي مسلمان اينكه بخواهي قرآن را مستقل و بدون سنت بخواهي بفهمي.

فإنك لن تستطيع ذلك

تو هرگز قدرت اينكه قرآن را بدون سنت بفهمي، نمي تواني.

ولو كنت في اللغة سيبويه زمانك

و لو اينكه در لغت سيبويه زمان باشيد.

صفة صلاة النبي للشيخ محمد ناصر الدين الألباني ، ص : ١٧٢

پس اولين نكته اين است كه در «كتاب الله و سنتي» كلمه سنتي در كتاب خوابيده است، كتاب الله؛ يعني كتاب + سنت ، كتاب است با تبيين سنت ، كتاب است با تفسير سنت.

ابن حجرهيثمي مي گويد : اين اهل بيت است كه مي آيد قرآن و سنت را براي مردم بيان مي كند؛ همان طوريء كه قرآن عام و خاص دارد، سنت هم دارد؛ همان طوري كه قرآن مطلق و مقيد دارد، سنت هم مطلق و مقيد دارد، قرآن ناسخ و منسوخ دارد، سنت هم ناسخ و منسوخ دارد.

الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ

سوره نساء آيه ١٦٢

ائمه هستند كه مي توانند قرآن را بيان كنند، اينها هستند كه مي توانند حقايق را بيان كنند. شما ببينيد خلفاي عصر ائمه عليهم السلام از آقا امام سجاد تا امام عسگري براي انزوا، محدودكردن اهل بيت و بدبين كردن جامعه نسبت به اهل بيت ، تمام تلاش شان را كردند. ببينيد آيا اين ها كوچك ترين نقطه ضعف اخلاقي و علمي توانستند از ائمه بگيرند؟ اگر هست براي ما بيان كنيد و بگوييد كه يكي از ائمه يك جا يك اشكال علمي خلاف قرآن و سنت داشته اند؛ بلكه امام جواد ٦ ساله بزرگترين عالم عصر خود يحيي بن اكثم را در مناظره علمي آنچنان ذليل كرد كه خودش اعتراف به ذلت و شكست كرد .

اينها ائمه ما هستند، اينها ائمه اهل بيت هستند، شما بياوريد يك مورد از بزرگان به ما نشان دهيد .

من در خدمت شما هستم .

مجري :

فرض مي گيريم كه ما «كتاب الله وسنتي» را قبول داريم و «كتاب الله وعترتي» را كنار مي گذاريم خوب از آن طرف رواياتي داريم كه پيامبراكرم در احاديثي كه در كتب اهل سنت هم هست اهل بيت را وارث سنت پيامبر معرفي كرده است ، خوب اگر اين باشد، سنت ناطق اهل بيت مي شوند شما لطف كنيد براي بينندگان عزيز توضيح دهيد .

استاد قزويني:

اهل بيت سلام الله عليهم كلاً وارث سنت پيامبر هستند و اصلاً غير از اهل بيت در جاي ديگر سنت پيامبر ديده نمي شود ، اگر چيز ديگري است آقايان بفرماييد.

در روايتي كه پيامبر اكرم به علي بن ابي طالب فرمودند :

والذي بعثنيبالحق ما اخرتك إلا لنفسي.

قضيه اين است كه پيامبر آمد بين صحابه عقد اخوت بست و امير المؤمنين را با هيچ كدام از صحابه عقد اخوت نبست ، امير المؤمنين ناراحت شد كه چرا اين گونه شد، آيا گناه يا ترك اولي از من سر زده است ؟ و خيلي ناراحت شد حتي به او گفتند كه فرزند ابو طالب از تو چه سر زده كه پيامبر اكرم تو را با هيچ يكي از صحابه عقد اخوت نبست ؟ آمد خدمت نبي مكرم ، پيامبر فرمود : علي جان قسم به خدايي كه مرا به حق به رسالت مبعوث كرده است تو را نگه داشتم براي خودم .

يعني عقد اخوت تو را با خودم مي خواهم ببندم و به جايگاه تو نسبت به من همان جايگاه حضرت هارون نسبت به موسي است و اين هم نشان مي دهد كه قضيه حديث منزلت در غير از تبوك هم بوده است و ارتباطي به تبوك ندارد كه اين آقايان مي گويند مربوط به تبوك است .

وأنت أخي ووارثي.

تو برادر و وارث من هستي.

علي بن ابيطالب شنيد اين سخن را ، من وارث تو هستم ؟ من كه فرزند تو نيستم ، برادر تو نيستم ، پسر عموي شما هستم و با وجود فرزندان و برادر و عمو نوبت به پسر عمو نمي رسد ، علي بن ابيطالب براي توضيح عرض كرد :

قال وما أرث منك يا رسول الله

من از تو چه ارث مي برم ؟

قال ما ورث الأنبياء قبلي

آنچه كه انبيا قبل ازمن ارث گذاشتند .

قال وما ورث الأنبياء قبلك

قبل از تو انبيا چه ارث گذاشتند ؟

قال كتاب الله وسنة نبيهم

كتاب پروردگارشان و سنت پيامبر شان.

بعد از من وارث سنت من تو هستي، خوب بفرماييد اين را خيلي از بزرگان نقل كردند :

احمدبن حنبل در فضائل الصحابه، ج ٢، ص ٦٣٨

حاكم نيشابوري، المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١٣٦

ابن حبان الثقات، ج١، ص ١٤٢

سبط ابن جوزي هم مي گويد:

رجاله ثقات.

اين خيلي واضح و روشن است و كاملاً مشخص مي كند كه ائمه عليهم السلام وارث سنت پيامبر اكرم هستند و «كتاب الله وعترتي»؛ يعني اين عترتي كه وارث سنت پيامبر هستند؛ پس «كتاب الله وسنتي» معنا ندارد؛ بلكه «كتاب الله وسنتي» در درون يكديگر هستند.

هم كتاب است و هم خود ائمه عليهم السلام سنت پيامبر را وارث و احيا كننده هستند .

مجري :

حاج آقا! يكي از شبهاتي كه آقايان در شبكه خودشان مطرح مي كنند، اين است كه امامان، مانند امام صادق مي گويند: جدم اين گونه گفته است .

آقايان مي گويند: امام صادق شما در فلان سال بوده است و صحابه و تابعين را نديده، چگونه از پيامبر روايت مي كند ؟ اين روايات مرسل است و براي ما قابل قبول نيست. در صورتي كه خودشان بعد از ١٥٠ سال به بعد روايات را ضبط كردند، شما لطف كنيد بفرماييد آيا ائمه عليهم السلام غير از سنت پيامبر، چيز ديگري را نقل كردند يا نه و آيا روايات آنها مرسل است؟

استاد قزويني :

نكته قشنگي است؛ ولي اگر شروع كنم اين قضيه را حداقل١٠ دقيقه وقت مي برد تا كاملاً توضيح دهم .

مجري :

اتاق فرمان مي گويند اشكالي ندارد بفرماييد .

استاد قزويني :

اهل بيت ناقل سنت پيامبر هستند. مرحوم كليني در كافي با سند صحيح از هشام بن سالم ، حماد بن عثمان و غيره مي گويد :

حديثي حديث أبي ، وحديث أبي حديث جدي ، وحديث جدي حديث الحسين ، وحديث الحسين حديث الحسن ، وحديث الحسن حديث أمير المؤمنين عليه السلام وحديث أمير المؤمنين حديث رسول الله صلي الله عليه وآله وحديث رسول الله قول الله عز وجل.

مردم هر چه من به شما روايت مي كنم اين روايت را از پدرم شنيده ام ، پدرم از پدرش از جدش امام حسين و او از امام حسن تا امير المؤمنين و حديث امير المؤمنين حديث رسول الله است و حديث رسول الله قول خداوند عزوجل است .

اگر راوي يك دفعه يك روايتي نقل كرد و گفت: من هر چه براي شما نقل مي كنم سندم اين است. حال اگر همان رواي روايت ديگري را نقل كرد و سند را بيان نكرد، طرف مقابل بايد عاقل باشد و متوجه شود كه سندش همان است، امام صادق هم وفتي مي گويد: ما هرچه براي شما مي گوييم سند ما اين است : پدرم از پدرش از جدش از امير المؤمنين از نبي مكرم، همه رواياتش اين گونه است.

روايت فوق هم سندش كاملاً صحيح است.

الكافي، الشيخ الكليني، ج١، ص٥٣، حديث ١٤

در روايت ديگر شخصي از امام صادق عليه السلام سؤال كرد در رابطه با روايات گفت:

مه ما أجبتك فيه من شئ فهو عن رسول الله صلي الله عليه وآله

هر چه كه ما به شما مي گوييم تمامي اينها از پيامبراكرم است.

لسنا من أرأيت في شئ.

روايت ما بر مبناي رأي و قياس و نظر و فتوا نيست؛ بلكه تمام حرف هاي ما مستند به نبي مكرم است.

الكافي، الشيخ الكليني، ج١، ص ٥٨

در روايت بصائر الدرجات فضيل از ابو جعفر نقل مي كند كه :

انا علي بينة من ربنا بينها لنبيه فبينها نبيه لنا.

ما آنچه كه براي شما بيان مي كنيم، بر مبناي يك بينه و دليلي است كه خداي عالم آن را براي پيامبر بيان كرده و پيامبر هم آن را براي ما بيان كرده است از طريق جدمان : امير المؤمنين به امام حسين به امام سجاد به امام باقر و به ما رسيده است.

فلولا ذلك كنا كهؤلاء الناس.

اگر اين گونه نبود، ما هم مانند ديگران بر مبناي آراي خود نظر مي داديم.

بصائر الدرجات، محمد بن الحسن بن فروخ ( الصفار )، ص ٣٢١

نه ما به هيچ وجهي بر رأي و قياس و استحسان و امثال اين نظر نمي دهيم و آنچه كه براي شما بيان مي كنيم مرتبط است بر گفتار نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم .

بيننده : محمدي از كردستان

من ضمن عرض پوزش از محضر شما و حاج آقا مي خواستم اولاً يك پيشنهاد بدهم بعد هم ٢ مطلب را بيان كنم :

پيشنهاد من اين است كه با توجه به اينكه وهابيت خودشان را پشت اهل سنت پنهان كردند يك سري بحث ها پيش ميايد كه يك سري مطالبي ناچاراً گفته مي شود كه به به مقدسات و عقائد اهل سنت برخورد مي كند من خواهش مي كنم از حاج آقا كه يك سري مطالب را كاملاً دسته بندي با علماي اهل سنت مانند حاج آقا راستي كه تشريف آوردند و صحبت كردند و با اينكه من شيعه هستم ولي از دور، دست آن آقايان را مي بوسم به خاطر شهامت و درستي كارشان ، اين مطالب مشخص شود كه آن جيزهايي كه وهابيت با شيعه و اهل سنت اختلاف دارد و مخالف آنان است دسته بندي شود و عمدتاً راجع به آن مسائل با علماي اهل سنت بحث شود كه آنها نتوانند از پنهان شدن پشت اهل سنت استفاده كنند در جهت تفرقه و ايجاد تفرقه .

مطلب ديگر اين است كه اينها خيلي به عزاداري شيعيان و زيارت خيلي ايراد مي گيرند من برداشت خودم را مي خواستم عرض كنم و آن اين است :

كه هر چه كه از ديده برود از دل هم برود

اگر ما قرار باشد از امام حسين عليه السلام ياد نكنيم، اگر ما اين عزاداري اهل بيت و ائمه را برگزار نكنيم، به مرور مانند بقيه افرادي كه از ذهن رفتند، اهل بيت هم از اذهان مي روند و شيعه در طول تاريخ يك مسلمان پرخاشگر بوده است نسبت به جائر و ظالم وحكومت هاي ظلم، اينها همه زورشان اين است كه عقائد شيعه را متزلزل بكنند تا در برابر آنان پرخاشگر نباشد؛ چون به نفع آنان است و واقعيتش آنها ماموريتي براي تفرقه بين مسلمين دارند، اين همه كافر و زنديق در اين دنيا را رها كرده اند، چسبيدند به شيعيان كه اينها كافر هستند و زنديق هستند.

حالا اگر كافر بودن من را ثابت كرديد، چه مشكلي از بحث اسلام حل مي شود ؟ كدام مشكل جهان اسلام حل مي شود ؟ الان دنياي اسلام و كشورهاي اسلامي با اين همه ثروت هاي خدادادي كه خداوند اين همه نعمت به اين كشورها داده است همه به جان هم افتادند و در ميان آنان تفرقه است در عوض كفار كه سرتاسر قرآن خداوند توصيه مي كند به مؤمنين كه غير مسلم را نبايد به اربابي قبول بگيريد و نبايد سرور غير مسلم داشته باشيد آيا واقعاً اين گونه است ؟

دليل اين همه مشكلاتي كه اين همه دنياي اسلام دارد همين كارهاست .

يك عرض كوچك هم داشتم، از حاج آقا خواهش مي كنم كه مانند آنها صحبت نكند و اسم آنها را هم نبايد بياورد. من ادبياتم خوب نيست ولي حاج آقا از زبان غائب استفاده كنند و اسم آنان را نياورد به خدا قسم من بحث تحقير ندارم ولي آنها در حدي نيستند كه حاج آقا اسمشان را به زبان بياورد .

من خيلي ممنونم و تشكر مي كنم و از خداوند مي خواهم كه عزت به تمام مسلمين در سراسر جهان بدهد .

بيننده : نوري از سنندج

 

 

تقدير و تشكر مي كنم از برنامه خوب تان و تشكري هم مي كنم از ماموستا راستي كه واقعاً پوزه اي اين شبكه هايي را كه حرفي براي گفتن ندارند، به خاك ماليدند.

 

يك گله هم از حاج آقاي قزويني دارم كه در شبكه سلام آقاي ملازاده را مي شناختيد و اگر از تمامي اهل سنت سؤال كنيد آنها آقاي ملازاده را مي شناسند به عنوان يك آدم بي سواد ، چرا شما با ايشان مناظره كرديد ؟ اين گله اي است كه من از شما دارم .

استاد قزويني :

البته ما در آن زمان با آقاي ملا زاده شرط گذاشتيم كه هيچ گونه اهانت و توهين نكند و اين اهانت ها را كنار بگذارد و ايشان در همان جلسه اهانت كرد و نسبت به مؤمن الطاق واژه شيطان الطاق را به كار برد و باز هم با اين حال ما تصميم داشتيم اگر ايشان ادب را رعايت كند، به مناظرات ادامه دهيم؛ ولي امشب كه ما با او مناظره كرديم فردا رفت در يك شبكه مستهجن و ركيك ترين فحش ها را داد. بعد من به دوستان گفتم: ايشان اين طور دهانش آلوده است و حاضر نيست توبه كند و حاضر نيست از اين روش ضد ديني و ضد قرآني دست بر دارد، بعد از آن ايشان هر كاري كرد، گفتم ما حاضر نيستيم يك كلمه هم با شما صحبت كنيم .

بيننده :

مطلب ديگر هم اينكه جناب آقاي قزويني بايد يك بهائي به اين شبكه ها وهابي كه چيزي براي گفتن ندارند ، خدا شاهد است من مي نشينم گوش مي دهم نه اينكه بگويم شبكه ولايت را كلاً و تماماً قبول دارم؛ ولي مي نشينم شبكه هاي وهابي را هم نگاه مي كنم ولي به والله غير از اينكه بگردند در كوچه پس كوچه ها، يك نفر ايراني يا شيعه را پيدا كنند و او را علم كنند كه او حرفي براي گفتن نداشته است و غيره و به نخدا قسم هيچ كلمه علمي در اين شبكه ها بيان نشده است .

استاد قزويني :

حداقل شما نگاه مي كرديد مي ديديد نسبت به اين برادر بزرگوارمان جناب آقاي ماموستا راستي در همين چند روز چقدر اهانت كردند چقدر جسارت كردند به اين بنده خدا .

بيننده :

حاج آقا خيلي از اينها نگران نشويد، حتي اگر شبكه هاي مستهجن هم بر عليه او حرف بزنند بالاخره يك نفر هست كه از او طرفداري كند .

استاد قزويني :

آقاي نوري بنده خودم عرض كردم كه هر چقدر به خود بنده اهانت كنند ، فحش بدهند و ناسزا بدهند بنده به هيچ وجه بناي دفاع از شخص خودم را نداشتم و انشاء الله نخواهم داشت:

إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آَمَنُوا

سوره حج آيه ٣٨

كافيست براي ما ؛ ولي وقتي اين عزيزان اهل سنت با عشق علاقه تشريف مي آورند و همان طوري كه شما مي فرماييد كه همه حرف هاي شبكه ولايت را قبول نداريم اين حق شماست ، شبكه ولايت كلاً شبكه شيعه است و اگر شما بخواهيد همه حرف هاي شبكه ولايت را قبول بكنيد كه ديگر سني نيستيد، همچنين ما هم تمامي حرف هاي مولوي ها و ماموستاها را قبول نداريم ولي اين قدر اين آقايان حريت دارند و ما به آقايان آزادي داديم كه بيايند و بزرگواري كنند عقائد خودشان را در اينجا مطرح كنند و مردم بيايند قضاوت كنند

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

زمر ١٧- ١٨

بنده مي آيم مطالب شيعه را مطرح مي كنم، آقاي ماموستا هم مي آيد مطالب اهل سنت را بيان مي كند؛ همان طوري كه آقاي ماموستا همه حرف هاي من را قبول ندارد، بنده هم همه حرف هاي اين بزرگوار را قبول ندارم؛ ولي ببنيد ما دوست داريم در اين شبكه بزرگواران اهل سنت بيايند عقائد خودشان را مطرح كنند. الآن عمدتاً بحث هاي ما روي وهابيت بود؛ ولي شما ديديد ماموستا بهمني خيلي از عقائد اهل سنت را بيان كرد و ما هيچ محدوديتي قرار نداديم، خيلي از بحث هايي كه اينجا مطرح كرده اند، مورد تاييد ما نبود؛ ولي ما افتخارمي كنيم كه يك ماموستا بيايد اينجا و مطالبش را مطرح كند .

شيعه و سني حرف ايشان را بشنوند و همان طوري كه حرفهاي آنان را مي شنوند حرف هاي ما را بشنوند .

ما متشكريم از جناب آقاي نوري بزرگوار .

بيننده :

در حقيقت عقيده اهل تسنن همين است كه آقاي ماموستا راستي مطرح مي كنند ولي كساني هم پيدا مي شوند كه اينها را قبول كنند .

حساب وهابيت با اهل تسنن كاملاً جدا است .

ممنون و تشكر از شما .

بيننده : خانم صفايي از تهران

عرض سلام دارم خدمت علامه بزرگوار جناب آقاي قزويني، مايه فخر شيعه و نواصب شكن و سلام عرض مي كنم خدمت آقاي محسني بزرگوار.

غرض از مزاحمت امشب من اين است كه عقيده خودم را در قالب يك پيام به زبان خيلي ساده بيان كنم اينكه آقاي حيدري مي گفتند كه اينها را بچه هاي كوچك هم متوجه مي شوند اگر بچه هاي كوچك هم پاي تلويزيون نشسته باشند، به آقاي حيدري مي گويم : اينكه ايشان فرمودند ما با خلاف عقيده خودمان به مصلحت ها كار مي كنيم و تماس مي گيريم با شبكه ها و غيره ، البته من در برابر تهمت هايي كه به مراجع بزرگوار ما و امام خميني رحمة الله عليه و آية الله قزويني مي زنند، اين فقط ابراز عقيده من است كه به قولي ايشان تمام قواي خودشان را به بگيرند آيا نديدند كب كبه و دبدبه صدام را ؟ آيا سر انجام آنان را نديدند ؟ عبرت نگرفتند ؟

آقاي حيدري! به الله قسم مي خورم امشب در اين شبكه ولايت با زبان ساده به الله قسم مي خورم از روز اول كه من با شبكه ها آشنا شدم و تماس گرفتم فقط براي تحقيق بوده است كما اينكه عشق ائمه عليهم السلام در دل ما بوده و هست و حريم از دفاع آنان بوده و هست و وظيفه خودم مي دانستم كه تماس بگيرم به خاطر همين عشق، حالا اخلاصي بوده يا چيزي ديگر الطاف خداوند باعث شده است كه طي رؤياي صادقانه كه از رسول الله و امام حسين عليه السلام آية الله قزويني را ديدم كه اين عقيده من ديگر كامل شد نسبت به مذهب شيعه و مطمئن باشيد با اين اهانت ها خداوند قلب شما را هر روز سخت تر خواهد كرد و همين دليل سبب شده كه دل شما پر شده از زنگار و نسبت به همه بد بين شده ايد .

ما را بر خلاف كدام عقيده مي گوييد سخن نگوييم ؟ عقيده شما چيست ؟ اون از تفسير

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

سوره فاتحه آيه ٥

كه مي گوييد صفت مسبب الاسباب بودن خداوند را قبول نداريد و خدا را هم مسقف مي دانيد و هم اسباب ، اگر چنين است اگر بيمار شويد به پزشك مراجعه نمي كنيد ؟ و در روز هزاران بار كمك و ياري از ديگران طلب نمي كنيد ؟

اگر مي گوييد كه رسول الله مرده و آنها زنده اند، پس چرا در نماز سلام خطاب مي كنيد به پيامبر ؟ و آيا آيه ٨ سوره فتح :

اإِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا

فقط براي چند نفر در آن زمان نازل شده است ؟ به كدام عقيده ؟ و يا به اسامي پشت خطي كه هر كدام را به ٤٠ دقيقه نگه مي داريد و بعد قطع مي كنيد كه اين فعل حرام است كه مرتكب مي شويد به كدام عقيده اين كارها را مرتكب مي شويد ؟ آدم آه و دم است آقاي حيدري ، امروز شما را به عنوان يك خواهر كوچكتر نصيحت مي كنم كه انسان آه و دم است و به يك چشم به هم زدن بايد در آن دنيا سؤال پس دهيد يك مقدار انديشه كنيد و مردم را اغفال نكنيد .

سلام و درود بر شما بزرگواران و شبكه نوراني شما .

بيننده : حسيني از بوكان (اهل سنت)

حاج آقا قزويني! ما براي اينكه به وحدت برسيم؛ يعني نه اينكه شما و ما اختلافات خود را كنار بگذاريم ، ما بايد آنچه در كتاب ها است هم در كتب شيعه و هم اهل سنت ، مثلا در كتابهاي اهل تسن براي نمونه آقاي شيخ الاسلام ابن تيميه تند روي هايي كرده است اين اجتهادي است كه ايشان كرده است. مجتهد اگر اشتباه نكند، خداي متعال براي او ٢ ثواب مي نويسد و اگر اشتباه كند ١ ثواب است ، حسن هم داشته است؛ بعني آقاي ابن تيميه سوء نيت نداشته است؛ ولي بايد اصلاح شود و همچنين در كتب اهل سنت مثلا صاحب بحار الانوار آقاي مجلسي و يا شيخ طوسي در كتابهاي شان خيلي تندي وجود دارد ، نخبگان اهل تسنن و اهل تشيع بايد بيايند و اينها را براي مردم روشن كنند و بگويند اينها تندروي كرده اند و اين اجتهادي كه آقاي مجلسي كرده است در اين اجتهادشان خطا صورت گرفته است و يا ابن تيميه يا امثال او اگر ابن تيميه يك بار يا دو بار اشتباه كرده است دليل نيست كه كلاً نظرات ابن تيميه و كتب او را رد كنيم .

يا امام شافعي در بعضي جاها در اجتهاد خطا كرده است؛ ولي آنچه ربط به اهل تسنن و اهل تشيع دارد اين است كه بايد برادران اهل تشيع اين كتابهاي بحار الانوار كه در آن رواياتي است كه من خواندم مانند :

من احب ابابكر و عمر ؟؟؟

كسي كه حب ابا بكر و عمر را دارد، كافر است و آنها هم خودشان كافر هستند.

اين در بحار الانوار است و محمد باقر مجلسي اجتهاد و خطا كرده است و در آن سوء نيت هم نداشته است؛ ولي ما بايد اجتهاد را كنار بگذاريم تا اين مسأله اي كه باعث تفرقه امت اسلامي شده است و خون هاي زيادي در اين بين هدر رفته است بايد از آن جلوگيري كنيم و اين نياز به تصميم قاطع دارد و با حرف گفتن و شبكه راه انداختن اين اختلاف حل نمي شود تا روز قيامت مگر اينكه نخبگان و بزرگواران اهل سنت و تشيع اين ها را اصلاح و اعلام كنيم ، ما

لا نكفر اهل القبلة

ما اهل قبله كافر نمي دانيم

استاد قزويني :

جناب آقاي حسيني هر وقت فرمايش شما تمام شد، بنده ٢ تا سؤال از حضرتعالي دارم نمي خواهم حرف شما را قطع كنم ولي هر وقت تمام شد صحبت تان بگوييد تا من سؤالاتم را بپرسم .

بيننده :

حاج آقا عرض كنم مسأله اين است كه اين اختلافات و اين روايات ضعيفي كه در بحار الانوار است شمايي كه عالم هستيد و تشخيص مي دهيد كه ضعيف است وقتي اين را مي بينيد، قطعاً به آن عمل مي كنيد و مي گوييد كه كسي كه ابو بكر و عمر را دوست دارد، كافر است و از برادران اهل تسنن هم در كتابهاي ابن تيميه زياده روي هايي هست چند موردي ما بايد خطاهاي خود را قبول كنيم چه اهل تسنن و چه اهل تشيع .

استاد قزويني :

جناب آقاي حسيني الآن نزديك ٤ دقيقه و نيم حضرتعالي صحبت مي كنيد ، ببينيد عزيز من اگر بناست ما اجتهاد را معذر بدانيم، چه شيعه و چه سني، بايد يكنواخت برخورد كنيم اين گونه درست نيست كه اگر ابن تيميه بيايد بر خلاف آيات قرآن به نظر خود شما بگويد، كه اكثر صحابه عداوت علي را در دل داشتند و اكثر آنان به علي بن ابي طالب فحش مي دادند، ببينيد اين بحث اجتهاد نيست برادر عزيزم. ايشان مي گويد : صحابه اين چنين بودند و يك واقعيتي را بيان مي كند.

اجتهاد اين است كه انسان از آيات و روايات يك مطلبي را استنباط بكند و در اين استنباطش دچار اشتباه شود به گونه اي كه يك روايت ضعيف است و به تصور اينكه اين روايت صحيح است آمده طبق او فتوا داده است اينجا اشتباه كرده است ، يك آيه مطلق است توجه به مقيدش نداشته است و بر طبق اطلاق فتوا داده است. اين را مي گوييم اشتباه كرده است .

بيننده :

حاج آقا

استاد قزويني :

ولي اگر چنانچه

بيننده :

بيننده صحبت استاد را قطع مي كند .

استاد قزويني :

ببين برادر بزرگوار وقتي كه آقاي ابن تيميه مي آيد و مي گويد ....

بيننده :

بيننده صحبت استاد را قطع مي كند .

استاد قزويني :

ببين جناب آقاي حسيني عزيز، بنده تحمل كردم حضرتعالي نزديك به ٤ دقيقه و نيم صحبت كرديد .

شما نگاه كنيد ابن تيميه وقتي اين طور مي گويد آقاي محمد بن عبد الوهاب مي گويد: خداي عالم صحابه را تكفير كرده است؛ صحابه اي كه با پيامبر نماز مي خواندند، حج مي كردند و موحد بودند .

يا ابن تيميه مي آيد و مي گويد شيعيان همه زنا زاده هستند .

محمد بن عبد الوهاب مي گويد شيعيان همه زنا زاده هستند .

اين اجتهاد نيست اين در حقيقت حرف ركيك ، نامربوط و ضد قرآن زدن است. خوب ابن تيميه بايد به تعداد تمام شيعيان تاريخ حد قذف بخورد، شلاق بخورد، در دنيا هم اگر شيعيان به او دسترسي نداشته باشند، يقين بدانيد فرداي قيامت در دادگاه عدل الهي شيعيان از ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب شكايت مي كنند همان گونه كه تمام شيعيان معاصر از اين حيدري (نعثل) كه آمد نسبت زنا به تمام نواميس شيعه داد اگر چه در دنيا البته ما در خواست مي كنيم از آقاياني كه واقعاً اهل مطالعه و پيگيري هستند از وكلا و حقوق دانان اين قضيه را پيگيري بكنند كه اين آقا به اين سادگي نبايد خلاص شود كه وقتي مي آيد و مي گويد تمام زنان شيعه اهل زنا هستند. اين ها بايد پيگيري شود و در مجامع بين المللي بايد محاكمه شود؛ حتي در خود عربستان سعودي بايد دادگاه تشكيل شود براي اين بابا ، كسي كه اين حرف را مي زند اين قضيه ١٠٠ سال ٢٠٠ سال قبل نيست، اين آقا بايد يا بيايد ثابت كند يا بايد به تعداد تمام شيعيان تعزير شود.

يا خانم هتاكي كه مي گويد: تمام كساني كه دارند خمس مي دهند، بلانسبت خر و از خر هم بد تر هستند اين خانم بايد پيگيري قضائي بشود يا بايد بيايد اين قضيه را ثابت كند با بايد تعذير شود و شلاق بخورد .

بيننده :

حاج آقا استاد بزرگوار

استاد قزويني :

جان دلم

بيننده :

عرض كنم كه خداي ما يك خداست، قرآن ما يك قرآن است، پيامبرمان يك نفر است قبله مان يك قبله است، ما در فروع دين اختلاف داريم؛ ولي شما كه قضاوت درباره ابن تيميه مي كنيد، بايد درباه صاحب بحار الانوار هم قضاوت كنيد و بگوييد او هم اين خطاها را داشته است كه مثلا روايات ضعيف فراواني را آورده است .

شما كه استاد هستيد شما كه بزرگوار هستيد و از استادان حوزه علميه قم هستيد و مي توانيد روايت ضعيف را از صحيح تشخيص دهيد؛ ولي مردم اكثراً عوام هستند و درك اين را ندارند و ما بايد اين را براي مردم روشن كنيم ، تقاضا مي كنم از همه برادران اهل سنت كه اينها را قبول نكنند و برادران اهل تشيع به اين روايات عمل نكنند .

استاد قزويني :

بله ما هم همين را مي گوييم ما هم با شما در اين جا هم عقيده هستيم من بارها گفتم كه يكي از راه هاي وحدت اين است كه ما نبش قبر نكنيم ، نياييم بگوييم فلان عالم شيعه فلان جا اين گونه گفته است يا ما بگوييم فلان عالم سني اين گونه گفته است ما بايد بياييم با هم بنشينيم بزرگان قوم؛ يعني كساني كه حرفشان در ميان مردم ارزش دارد؛ نه هر كسي بلكه افرادي كه در ميان اهل سنت ، در ميان وهابيت حرفشان مقبول است اينها بيايند از طرف بزرگان شيعه بنشينند با همديگر يك همايشي تشكيل دهند و در آنجا به يك اتفاق قاطع برسند .

بيننده : باقري از يزد

سلام عرض مي كنم خدمت شما مجري محترم و حضرت استاد قزويني

استاد قزويني :

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته

آقاي باقري هم رفتند جزء بلك ليست ها .

بيننده :

بله

حضرت آية الله ما را گهگاهي وصل مي كردند الآن يك سؤال فقهي از جنابعالي دارم :

آيا حق كسي را خوردن حرام است يا نه ؟ حالا چه شيعه باشد چه وهابي .

مجري :

به زعم برادران شبكه هاي وهابي نه

بيننده :

خوب حضرت آية الله ، آقاي محسني ما زنگ مي زنيم آقاي هاشمي اپراتورشان وصل مي كند كه مثلا حدود ٤٠ دقيقه پشت خط مي مانيم بعد حتي چند وقت قبل برنامه شان هم تمام شد با خودم گفتم ببينم كسي ميايد كه بگويد وقت تمام شده است، جلسات ديگر تماس بگير ولي هيچ كس نيامد؛ حتي تا ٢٠ دقيقه بعد هم قطع نكردم . حتي من امروز گفتم آقا اگر آقاي هاشمي گفته است كه وصل نكنيد، من بروم دنبال كار خودم گفت : نه آقا ٥ دقيقه ديگر وصل مي كنيم، ٥ دقيقه شد ٢٥ دقيقه ولي وصل نكردند .

من آمدم كاري كردم يك تلويزيون ديگر هم خريدم گذاشتم كنار اين تلويزيون شبكه خبر جمهوري اسلامي را زدم كه مثلاً اگر يك وقتي اينها را گذاشتم در اينترنت و براي اينها آبروريزي شد آقاي هاشمي نگويد كه اين براي ٤ ماه قبل است چون شبكه خبر در قسمت پايينش مرتب تاريخ روز را مي نويسد و الان حدود يك ماه است كه به هيچ عنوان وصل نمي كنند و بارها نيم ساعت، ٤٠ دقيقه من را پشت خط گذاشتند .

آقاي هاشمي من از همين شبكه ولايت مي گويم، شما مي توانيد بگوييد كه آقا ما شما را وصل نمي كنيم، نه اينكه بعد از اينكه ما زنگ مي زنيم شروع كنند مطالبي را گفتن .

حضرت آية الله من يك سؤال دارم از شما اول :

آيا حضرت رسول هيچ جايي اشاره كردند يا فرمودند كه شما به كشوري حمله كنيد يا نه ؟ جداً براي من و خيلي از دانشجويان حتي دانشجويان اهل سنت كه با ما هستند اين سؤالات مطرح مي شود كه آيا در جايي فرمودند كه پس از من يا در حين حيات من كسي را كه كاري به شما ندارد شما مسلمانان كشور گشايي كنيد يا نه ؟

استاد قزويني :

نه خير ما هيچ روايتي قاطعانه نداريم خود شهيد مطهري هم در چند جاي كتابهايش دارد كه نبي مكرم به هيچ وجهي دستور كشور گشايي ندادند .

بيننده :

خدا انشاء الله خير به شما بدهد ، من همين سؤال را از وهابيون دارم و قبلا اين سؤال را كردم و بعضي از آقايان مانند آقا مسعود همكار ما يك بحث ادبياتي و تاريخي با اينها داشتند اينها گفتند فرض مي كنيم به زور شمشير خليفه دوم ايراني ها مسلمان شدند اگر اين گونه بود چرا بعدش اسلام را پذيرفتند ؟ مي توانستند نپذيرند ، حالا من يك سؤال دارم از آقاي هاشمي مي كنم كه هميشه اين حرف را مي زنند كه مي گويند : شاه اسماعيل صفوي مذهب كل رسمي ايران صددرصد سني بودند با زور شمشير اينها را شيعه كرد و در بازارها مي جنگيد و مي كشت كه شيعه شوند .

من مي گويم آقا چرا بعد از دولت صفويه اينها باز بر نگشتند تا سني شوند ؟ آقا مگر ايراني ها به ضرب شمشير اسماعيل صفوي شيعه نشدند؟ خوب قاعدتا بايد بعد از آن برگردند به مذهب سني و خيلي هم از وهابي ها هم تند تر باشند .

پس اين حرفي كه آقايان مي زنند صد درصد اشتباه است و من مي خواهم بگويم كه آقايان مي گويند كه كشورگشايي خليفه اين همه كار كرد و من با احترام به همه برادران اهل سنت و خلفاي آنها مي گويم كه پيامبر كجا گفته بود ؟ حالا گيريم ٢ نفر از ايراني ها رفتند به آنها حمله كردند كه نكردند ، چه كسي گفته است كه كشور گشايي كنيد ؟

من مي گويم حضرت آية الله! من از تاريخ شكايت مي كنم مي گويم خليفه دوم اگر به ايران حمله نكرده بود، شايد خيلي بهتر و زيباتر اسلام گسترش پيدا مي كرد؛ حتي به كشور هاي ديگر ما هيچ جاي قرآن نداريم هيچ جاي سنت نداريم هيچ جا خدا نگفته است امروز هم نگفته است كه كشور گشايي كنيم و شمشير بگذاريم بالاي سر كسي تامسلمان شود؛ بلكه با آن رأفت اسلامي و مردم و كل امت هاي در طول تاريخ ١٤٠٠ساله و بعد از اين بايد با رفتار مسلمان ها مسلمان شوند نه با شمشير .

امروز هم كه قربونشون برم غير از تروريست و بمب و انتحار چيزي به ما معرفي نكرده اند .

من عذر خواهي مي كنم از اينكه وقت شما را گرفتم .

استاد قزويني :

دست شما درد نكند ولي جناب آقاي باقري ببينيد شما در خود قزوين ما آقاي رافعي متوفي ٦٢٣ هجري است ، آقاي عبد الجليل قزويني متوفاي ٥٨٤ يا ٥٨٥ هجري است كه در آن زمان خود باقوت حموي دارد كه اكثريت مردم قزوين شيعه بودند، اكثريت مردم قم شيعه بودند ، اكثريت مردم نيشابور شيعه بودند؛ يعني اين ارتباطي به قضيه شاه اسماعيل صفوي نداشته است. بله حكومت ها غالبا در اختيار اهل سنت بوده اين چنين نبوده است ، حتي شما ببينيد در خود قزوين طبق عبارتي كه رافعي در التدوين في اخبار قزوين دارد ج ١ ص ١٨ مي گويد : حاكم قزوين شروع كرد به امير المؤمنين اهانت كردن و ناسزا گفتن و به مردم هم دستور داد كه ناسزا بگوييد كه يكي از همين شيعيان از جا بلند شد و شمشير كشيد و حاكم و خطيب را بالاي منبر گردن زد و مردم هم تاييدش كردند.

شما ببينيد مصر را چه كسي فتح كرده است ؟ الآن در هندوستان ٢٢٠ ميليون مسلمان است در اندونزي يا كشورهاي آفريقايي اينها را خلفا رفتند فتح كردند ؟ اينها حرف هايي است كه اين آقايان مي گويند كه اصلاً منشا علمي ندارد .

ما يكي از اين دوستانمان وقتي خيلي ديديم كه دارد داد بيداد مي كند كه خليفه اين گونه كرده است، گفتم: بفرماييد در صحيح بخاري است كه :

وَإِنَّ اللَّهَ لَيُؤَيِّدُ هذا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِرِ

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١١٧٧

خداي عالم دين اسلام را با يك رجل فاجر تأييد مي كند.

بفرماييد جواب بدهيد براي ما، كه خشكش زد .

بيننده : حسن از كردستان (اهل سنت)

چند شب قبل كه تماس گرفتم تلفن من قطع شد، صداي شما را نشنيدم؛ يعني نشنيدم چه گفتيد ولي فكر كنم گفتيد: خود پيامبر قرآن را جمع آوري كردند شما اين طوري گفتيد يا نه ؟

استاد قزويني:

بله در زمان خود پيامبر جمع آوري شد.

بيننده:

اولاً: من تعجب مي كنم كه استاد فرق بين كتابت قرآن و جمع آوري قرآن را نمي دانند؛ چون در زمان پيامبر جمع آوري قرآن در هيچ جايي اشاره نشده است؛ منتها اشاره شده است كه قرآن كتابت شده است آن هم بر روي كاغذ يا پوست و چرم و غيره، اين جواب اين گفته شما است .

بعد شما گفتيد احاديث را حضرت عمر دستور دادند كه بسوزانند. من از آقاي قزويني سؤال مي كنم شما كه مي گوييد: تمام صحابه بعد از پيامبر مرتد شدند، حالا بعضي وقت ها مي گوييد به جز ٣ نفر از صحابه و يا ٥ نفر از صحابه، اين ها مهم نيست؛ مهم اين است كه اگر حضرت عمر احاديث را نمي سوزاندند، همين آقايانِ مرتد نبودند كه احاديث را جمع آوري مي كردند؟ بعد انتظار داريد از همان احاديث كه مرتدين جمع كردند و قبلاً هم خلافت امير المؤمنين را به قول شما غصب كردند، انتظار داريد احاديثي را جمع كنند كه به نفع حضرت علي باشد؟ اين يك سؤالي است براي من و خيلي تناقض دارد .

استاد قزويني:

اولاً: در رابطه با جمع با قرآن و غيره اين در حوزه كار تخصصي برنامه حبل المتين نيست و من از حضرتعالي تقاضا دارم برنامه برادر بزرگوارم جناب آقاي دكتر رضايي اصفهاني كه شنبه ها ساعت ٩ شب برنامه دارند با ايشان تماس بگيريد و در رابطه با جمع آوري قرآن از او سؤال كنيد .

ببين آقاي بزرگوار! شما حرفي بزنيد كه با كتاب هاي خودتان همخواني داشته باشد در صحيح بخاري از انس بن مالك كه صحابه پيامبر بوده مي گويد :

عن أَنَسٍ رضي الله عنه جَمَعَ الْقُرْآنَعلي عَهْدِ النبيأَرْبَعَةٌ.

صحيح البخاري، ج ٣، ص ١٤٧

قرآن را جمع كرد، نه اين كه قرآن را نوشت برادر عزيزم، شما خيلي بي حساب حرف نزنيد ما قصد جسارت به شما نداريم، حداقل من آن دفعه خدمتتان عرض كردم، خواهش كردم كه اين مطالب را مطالعه كنيد، از بزرگان و علماي خودتان سؤال كنيد بعد تشريف بياوريد ولي شما بعد از يك هفته آمديد و مي گوييد كه ما جمع قرآن را با كتابت آن اشتباه گرفته ايم و شروع مي كنيد هر چيزي كه در ذهن تان در ميايد و صغري و كبري مي چينيد .

اين صحيح بخاري شماست برادر عزيزم!

قرآن را چهار تن از انصار مثل اُبَي بن كعب، معاذبن جبل، ابو زيد و زيد بن ثابت در زمان پيامبر جمع كردند. شما براي اين چه جوابي مي فرماييد ؟

بيننده:

آقاي قزويني ببينيد

استاد قزويني:

نه آقا حسن اين مطلبي را كه من گفتم جواب بدهيد تا بعدا برويم به بحث ديگر.

بيننده :

حاج آقا من يك سؤال از شما پرسيدم ولي شما جواب من را نداديد .

استاد قزويني :

نه جواب بده

بيننده :

شما گفتيد آقاي كليني احاديث را جمع كرده است، خدا خيرش بدهد كه ١٦هزار حديث جمع كرده است شما نگفتيد كه از اين ١٦ هزار حديث چند روايت صحيح است و چند تاي آن باطل؟

استاد قزويني:

به شما چه ارتباطي دارد كه چند تاي آن صحيح است و يا باطل است ؟ اصلا اين سؤال شما چه ارتباطي به بحث ما دارد ؟ اين مال شيعه است و شيعه خودش قواعد رجالي دارد و هر كدام از اين روايات را هر فقيهي صحيح مي داند، عمل مي كند و هر روايتي را كه ضعيف مي داند، عمل نمي كند مانند مسند احمد ، مانند مسند ابو داود، مانند سنن ترمذي ، شما در سنن ترمذي تمام روايات را عمل مي كنيد ؟ خير

اولين فرمايش حضرتعالي اين بود كه اتهام زديد به بنده كه جمع قرآن را با كتابت آن اشتباهي گرفتيد، بفرماييد اين صحيح بخاري است، يا اعتراف بفرماييد كه من اشتباه كردم و بهتان زدم به شما

بيننده:

نه آقاي قزويني من همچين حرفي نمي زنم ، اولاً من اگر ضعيف تر از صحيح بخاري هم باشم، نمي توانم منكر شوم ولي شما از صحيح بخاري و صحيح مسلم احاديثي را نقل مي كنيد كه به نفع خودتان است .

استاد قزويني :

خوب عزيز من اين را شما به من جواب بده، ببينيد اول روايت :

حدثني محمد بن بَشَّارٍ حدثنا يحيي حدثنا شُعْبَةُ عن قَتَادَةَ عن أَنَسٍ رضي الله عنه

كه از اول حديث تا آخر حديث اين است و اين روايت نه مقدمه دارد نه موخره دارد و مانند كتاب هم نيست كه شما بگوييد اين نسخه از صحيح بخاري را ندارم اين نرم افزار را هم از بازار قم نخريدم؛ بلكه از اينترنت گرفته ايم، حضرتعالي هم مي توانيد وارد اينترنت شويد اين نرم افزار را تهيه كنيد و در كامپيوتر تان باشد.

شما براي اين روايتي كه من خواندم چه جوابي داريد؟

بيننده:

من مي گويم شما از كتب اهل سنت رواياتي را انتخاب مي كنيد كه به نفع خوتان است.

استاد قزويني :

آقاي بزرگوار ، برادر عزيز من ، آقاي حسن آقاي عزيز

مجري :

شما اول صحبتتان يك ادعا و تهمتي زديد كه حاج آقا جواب دادند شما پاسخ خود را بدهيد .

استاد قزويني :

خوب بفرماييد اين حديث را جواب بده به من

جَمَعَ الْقُرْآنَ علي عَهْدِ النبي أَرْبَعَةٌ

اين درست است يا درست نيست ؟ قبول داريد يا قبول نداريد ؟

بيننده :

نه قبول ندارم ، گوش كنيد چرا :

امام شافعي رضي الله عنه مي فرمايد: كسي بدون تحقيق حرف من را قبول نكند و اگر چيزي از من شنيد، ابتدا تحقيق كند ، در ضمن امام غزالي مي گويد من در شرعيات مذهب قرآن و در عقليات مذهب برهان را دارم .

استاد قزويني :

خوب بفرماييد اين روايت با كدام يك از آيات قرآن منافات دارد ؟

بيننده :

در قرآن نيامده است و مخاف قرآن نيست ، ادامه حرف هاي من را گوش كنيد تا كامل متوجه شويد.

استاد قزويني:

نه عزيز من حرف من را جواب ندادي برادر عزيزم.

مجري :

حاج آقا يك كار اتفاقي كه جديدا پيش آمده است اين است كه آقايان ديگر ملتزم به صحيح بخاري هم نمي شوند اينكه شما مي گوييد من حديث صحيح بخاري را قبول ندارم اين يك چيز جديدي است كه شما داريد مي گوييد.

بيننده :

شما گوش كنيد من كلي مي گويم : شما در كل برنامه هايتان كتاب صحيح بخاري و مسلم را باز كرديد كل رواياتي كه شما مي گوييد از صحيح مسلم و بخاري است ، شما اگر مي خواهيد وحدت ايجاد شود اگر از شبكه هاي وهابي مطالبي نادرستي پخش مي شود يك آيه قرآن بياوريد بگوييد كه فلان آقا مثل آنها كه كليپ درست كردند شما هم كليپ درست كنيد .......

استاد قزويني :

عزيز من اين چه ربطي به بحث ما دارد ؟

آقاي حسن آقا شما فقط وقت تلف مي كنيد وقت ديگران را هم مي گيريد. شما بزرگواري كنيد باز يك هفته به شما وقت مي دهيم تشريف ببريد نسبت به اين روايتي كه نشان دادم و اين افترائي كه حضرتعالي بستيد كه فلاني جمع قرآن را با كتابت قرآن اشتباه گرفته است اين را به دقت مطالعه كنيد و اينكه مي گوييد من صحيح بخاري را قبول ندارم من عذر ميخواهم اين اولاً توهين به عموم اهل سنت است؛ چون عموم اهل سنت صحيح بخاري را قبول دارند. در همايش چند سال قبل زاهدان در ختم صحيح بخاري گفتند: اگر كسي بگويد من مي خواهم در صحيح بخاري تحقيق كنم اين بدعت است .

كسي بايد بگويد من صحيح بخاري را قبول ندارم كه فقيه يا بزرگي يا صاحب نظري باشد .

بيننده : محمد امين از تهران

آقا ما مي گوييم اينها وهابي هستند، داريم هندوانه زير بغلشان مي گذاريم، اين ها بهائي هستند باور كنيد اگر بخواهيد تحقيق كنيد اين ها در اسرائيل در شهر حيفا صد درصد ويزا دارند .

يك سؤالي از اين دوستي دارم كه الآن تماسش را قطع كرديد، من مطالعه مي كردم ديدم كه آقاي شافعي در هنگام مرگش گفته بود كه :

و مات الشّافعيّ و ليس يدري عليّ ربّه ام ربّه الله.

الذريعة - آقا بزرگ الطهراني، ج ١٦، ص ١٣٦

درست است اين حرف؟

استاد قزويني:

نقل شده است حالا نمي دانيم درست است يا درست نيست؛ ولي چيزي است كه نقل شده است. ما شنيدم كه شافع اين سخن را گفته است :

و مات الشّافعيّ

من از ٥ سالگي شعر شافعي را حفظ شده بودم .

بيننده :

ايشان بايد برود و درباره اين شعر تحقيق كند، خيلي بهتر است تا اينكه بيايد وقت برنامه ارزشمند شما را بگيرد البته جسارت هم به او نمي كنم؛ چون يك چيزي است كه جهاني پخش شده است .

آقاي استاد قزويني در نهج البلاغه ترجمه آقاي فيض الاسلام ص ٧١٢ سخن ٢١٩ از امير المؤمنين آمده است كه آفرين بر عمر كه كجي را راست كرد و درد را درمان نمود و سنت رسول را بر پا داشت و فتنه را پشت سر گذاشت، پاكدامن رفت اندكي خير خلافت را به چنگ آورد و از شرش پيشي جست، طاعت خداوند را ادا كرد و بر حقش تقوا ورزيد ، رحلت كرد و خلق را در راه هاي شعبه شعبه رها كرد ، آنچنان گمراه در آن راه نمي آورد و انسان در راه استوار نمي ماند .

اين را البته من يك نهج البلاغه جديد دارم ولي هر قدر گشتم پيدا نكردم.

استاد قزويني:

خطبه ٢٢٨ نهج البلاغه است مراجعه بفرماييد، اولاً به هيچ وجهي اسم عمر در آن نيامده است و اگر بنا بود امير المؤمنين از عمر تجليل كند، اسمش را مي آورد .

بيننده:

نه تجليل نيست، من اصلاً هيچ وقت همچنين كاري نخواهم كرد ، من گفتم كه اندكي در اينجا جاي تعجب دارد بعد يك قسمتش هم گفتم كه خلق را در راههاي شعبه شعبه رها كرد؛ يعني اصلاً خلق را چنان متفرق كرد كه اين گمان كنم كنايه است .

استاد قزويني:

حالا آنها بحث ديگري است ، شما اگر به نهج البلاغه جناب آقاي صبحي صالح مراجعه كنيد مي گويد : در اين خطبه امير المؤمنين يكي از اصحاب خود را مدح كرده است ، بزرگان شيعه هم دارند كه در رابطه با جناب مالك اشتر است.

بيننده:

عرض به حضرتان آقاي قزويني اين دوستان سني ما اكثراً الآن با سواد هستند من والله نظريه علمي مي خواهم به آنان پيشنهاد كنم كه يك مقدار منطقي به آن فكر كنند كه اكثراً هم تحصيل كرده هستند .

پس از ٢٠ سال بزرگترين انقلاب در اروپا در فرانسه بوده است و هنوز هم باز شك دارند كه دموكراسي در آنجا درست برگزار مي شود يا نمي شود؛ يعني چه جوري است كه چندين سال بعد از فوت پيامبر چگونه از قبيله اوس و خزرج مثلاً بيايند پشتيبانه اينها را ببينند از دوزان جاهليت چندين سال آمدند به اين طرف؛ يعني چنين دموكراسي برگزار كردند كه مي خواهد زبانزد باشد اصلاً خودشان بيايند عقلي با تمام دموكراسي هايي كه در كل دنيا برگزار شده و بعدش هزاران حرف و حديث روي آن بوده مقايسه كنند اصلاً براي خودشان جاي شك به وجود نمي آيد؟

استاد قزويني:

اون بحث ديگري است؛ ولي من در رابطه با امام شافعي شما به جاي اينكه آن عبارت را بخوانيد كه انتسابش به امام شافعي هم خيلي محرز نيست ولي امام شافعي اشعار خيلي خوبي دارد در ديوان خود .

بيننده :

آقاي قزويني فرصت كم است من يك موضوع ديگر را هم بيان كنم :

من در يك كتابي خواندم كه حضرت علي عليه السلام به حضرت محمد صلي الله علي و آله و سلم در صورتي دارند قرينه گفتند :

رشته هاي مهري كه علي و محمد را به هم مي پيوندد هر دو از عبد المطلب سرزده اند، مادر علي محمد را از ٨ سالگي مادري مي كرده است و پدرش ابو طالب پدري مي كرده است محمد از ٨ سالگي تا ٢٥ سالگي در خانه علي بزرگ شده است و علي از طفوليت تا ٢٥ سالگي در خانه محمد بزرگ شده است خديجه او را مادري مي كرده است و پيامبر هم او را پدري مي كرده است چه پيوند هاي نزديك و متقابلي خويشاوندي هاي متشابهي ، دو انسان قرينه همديگر .

اصلاً اگر بخواهند عقلي از كتاب اروپايي ها نه كتاب شيعيان تحقيق كنند به يك نتيجه هاي خيلي خوبي مي رسند و اصلاً نياز نيست كه اين را ببينند بنده خودم ٢ بار با اين شبكه ها تماس گرفتم ديگه غلط بكنم كه اين كار را انجام دهم كه آخر سر بگويد ما دشمن ملت ايران هستيم .

در تاريخ ٢٩/٣ مي توانند كليپش را از اينترنت بردارند نگاه كنند كه آقاي هاشمي گفتند ما دشمن ملت ايران هستيم .

مجري :

آقاي محمد امين وقت بسيار كم است اگر اجازه بدهيد با شما خداحافظي كنيم سپاسگذاري مي كنيم كه با ما تماس گرفتيد .

استاد قزويني :

من فقط ٢ تا نكته را عرض كنم ما به جاي آن :

و مات الشّافعيّ

عبارتي كه جناب آقاي شافعي دارد در ديوانش ص ٢٥ و آقاي ابن حجر هيثمي هم نقل مي كند در كتاب الصواعق المحرقة كه مي گويد :

آل النبي ذريعتي و هم إليه وسيلتي

أرجو بهم أعطي غدايبدي اليمين صحيفتي

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ٢، ص ٥٢٤

اين كامل واضح و روشن است كه نيازي به هيچ توضيحي هم ندارد .

و آن برادر عزيزمان هم كه راجع به بدعت عزاداري صحبتي داشتند، اين را آن دوستاني كه زنگ مي زنند به اين شبكه ها اين را اگر بنا باشد، سينه زدن و نوحه سرايي بدعت باشد. يكي از كساني كه بدعت كرده است، عايشه ام المؤمنين است. شما ببينيد احمد بن حنبل در مسندش ج ٦ ص ٢٧٤ از خود عايشه نقل مي كند كه مي گويد بعد از رحلت نبي مكرم :

وَقُمْتُ أَلْتَدِمُ مع النِّسَاءِ واضرب وجهي.

بعد از پيامبر ما به سينه ها مي زديم و به صورتمان مي كوفتيم .

مسند أحمد بن حنبل، ج ٦، ص ٢٧٤

ابن كثير دمشقي در سيره نبوية، ج ٤، ص ٤٧٧

آقاي صالحي شامي در كتاب سبل الهدي و الرشاد ج ١٢ ص ٢٦٧ مي گويد :

روايت حسن و معتبر است .

و از اين مهمتر، در صحيح بخاري است كه حضرت زهرا بعد از رحلت نبي مكرم، نوحه سرايي مي كند :

يا أَبَتَاهُ أَجَابَ رَبًّا دَعَاهُ يا أَبَتَاهْ من جَنَّةُ الْفِرْدَوْسِ مَأْوَاهْ يا أَبَتَاهْ إلي جِبْرِيلَ نَنْعَاهْ.

صحيح البخاري، ج ٤، ص ٤١٩٠

خوب اين همان نوحه سرايي است كه شيعه ها دارند. اگر شما مي گوييد: كه بدعت است، اين قضايا در كتابهاي معتبر شما آمده است.

خدايا تو را به آبروي محمد و آل محمد و به اسماء حسني و به عزت و جلالت سوگند مي دهيم هر چه سريعتر لباس فرج بر اندام ملكوتي مولايمان حضرت بقية الله الاعظم بپوشان.

اللهم عجل لوليك الفرج