سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٤٧ - نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن

نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن

کد مطلب: ٥٣٨٠ تاریخ انتشار: ٠١ مرداد ١٣٩١ تعداد بازدید: ٣٥٨٥ سخنراني ها » شبکه ولايت نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
حبل المتين ٩١/٠٥/٠١

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٩١/٠٥/٠١

استاد قزويني :

بنده خدمت همه بينندگان عزيز و گرامي، كه چشمان پر محبت خود را به اين برنامه دوخته اند و در انتظار اين برنامه نشسته و ما را مهمان سفره با صفاي معنوي خويش قرار داده اند، سلام عرض مي كنم و موفقيت همگان را از خدا خواهانم و خدا را به آبروي محمد و آل محمد سوگند مي دهم كه ما را در اين ضيافتي كه دعوت كرده و لياقت استفاده و بهره برداري شايسته از اين ضيافت الله را به همه ما كرم كند و همين جا من به همه عزيزان و سروران عرض مي كنم كه لحظه لحظه ماه رمضان را قدر بشماريد، خيلي فرصتي نيست و تا چشمي باز كنيم يك شب اعلام مي شود كه شب آخر ماه رمضان است و آن روايت نبي مكرم همواره نصب العين ما باشد كه شقي ترين انسانها كسي است كه ماه رمضان بيايد و بگذرد و نتواند بر گناهانش قلم عفو بكشأند، در اين ماهي كه :

أنفاسكم فيه تسبيح

نفس هاي شما عبادت است

ونومكم فيه عبادة

خوابيدن شما هم در اين ماه پاداش عبادت دارد

وسائل الشيعة ( آل البيت )، الحر العاملي، ج١٠، ص٣١٣

والشياطين مغلولة

شياطين در اين ماه بسته شده اند.

فاسألوا ربكم أن لا يسلطها عليكم.

از خدا بخواهيد تا ابد شياطين را بر شما مسلط نكند.

إن أبواب الجنان في هذا الشهر مفتحة، فاسألوا ربكم أن لا يغلقها عليكم، وأبواب النيران مغلقة، فاسألوا ربكم أن لا يفتحها عليكم.

درهاي بهشت بر روي شما در اين ماه باز است و از خدا بخواهيد هرگز اين درها را به سوي شما نبندد، درهاي جهنم بسته است و از خدا بخواهيد كه اين درها براي شما گشوده نشود.

الأمالي، الشيخ الصدوق، ص ١٥٥

و من اين نكته را بارها عرض كردم كه دوستان تلاش كنيم وقتي در محضر خداوند مي رويم، خداي خالق آسمان و زمين، خدايي كه :

انما أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ

سوره يس آيه ٨٢

خداوندي كه:

سبقت رحمته غضبه

رحمت براي عالميان است.

تفسير الآلوسي، الآلوسي، ج٥، ص٥٠

خداوند بخشنده است از هر پدر و مادري بر بندگانش مهربان تر است، تلاش كنيم از خداي عالم چيزي بخواهيم كه مناسب عظمت او باشد و من بارها گفتم كه درست است كه ما مي گوييم: خدايا گناهان ما را ببخش؛ ولي من احساس مي كنم اين مال آن بندگان دم دستي است و بندگاني كه وارد باغ عبوديت شده و از رحمت واسعه الهي آگاهي دارند،

الهم اغفر ذنوبنا

نمي گويند؛ بلكه مي گويند:

يبدل سيئاتنا بأضعافها من الحسنات.

خدايا گناهان ما را به چندين برابر حسنات مبدل كرد.

از محضر خداوند بايد اين را بخواهيم، از محضر خداي عالم درست است بهشت مي خواهيم ولي مهمتر از بهشت، بهشت لقاء است آن بهشتي است كه انسان موسي وار و نبي مكرم وار با خداي عالم رو در رو بنشيند و با او سخن بگويد:

اللهم يا رب ...

بگويد و از خداي عالم (لبيك يا عبدي) بشنود، از خداي عالم هم جواري محمد و آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين را بخواهيم كه اين بالاترين مقامي براي بهشتيان در بهشت است و من در پايان از همه عزيزان و بينندگان عزيز مي خواهم در هنگام افطاري، سحر و بعد از هر نمازي مسلمانان را دعا كنند، برادران عزيزي كه در ميانمار گرفتار دژخيمان بودائي و هندو هستند و به كمك نظاميان وحشي و وحشي تر از وحشي ميانمار مسلمانان را قتل عام مي كنند و در آتش زنده زنده مي سوزانند.

برادران و عزيزان ما را در سوريه كه گرفتار اين تروريست ها و وهابيت وحشي و پليد شده اند و دارند تمام مناطق را براي مسلمان ها به ويژه شيعيان نا امن مي كنند و حتي افكار پليد و نحسشأن گل كرده بود و تصميم داشتند در اين ٢-٣ روز قبل حرم مطهر حضرت زينب را ويران كنند و يقين بدانيد اگر اينها مسلط شوند بر سوريه همان بلايي را كه به اماكن مقدسه در مكه مكرمه آوردند و خانه خديجه كبري ام المؤمنين كه مدت مديدي محل نزول جبرئيل و محل هبوط جبرئيل و وحي بوده ويران كردند و به توالت تبديل كردند.

به قول يكي از علماي بزرگ سني كه نه از خدا ترسيدند و نه از پيامبر حيا كردند و نه از ام المؤمنين خديجه كبري شرم كردند، اينها يك قوم بي حيايي هستند كه بي حيايي را از دودمان نحس بني اميه ارث بردند و در اين كشت و كشتاري كه صورت مي گيرد اين جوان ها، زن هاي باردار و كودكاني كه امروز در سوريه كشته مي شوند، در مرحله اول مسؤليتش به عهده مفتيان مزدور و آنهايي كه در شبكه ها و رسانه ها ترور و نا امني و كشت و كشتار را در سوريه ترويج مي كنند، مي باشد و بعد آنهايي كه دست در دست يهود و صهيونيسم قرار دادند و خجالت نمي كشند و با كمال بي شرمي به همدستي با يهود براي نابودي مسلمانان و نابودي شيعه افتخار مي كنند.

انشاء الله عزيزان ما در مظان اجابت دعا عزيزان ما را در سوريه فراموش نكنند و عزيزان ما در بحرين گرفتار هستند، اينها را فراموش نكنند و همچنين در كشورهاي مختلف كه مسلمان ها گرفتار هستند بعد از دعا براي فرج حضرت ولي عصر ارواحنا فداه، رفع گرفتاري مسلمان ها را از خداي منان بخواهيم و خدا را قسم بدهيم به آبروي محمد و آل محمد كه جنايتكاران و مستكبران و مستبدان را به جزا و كيفر اعمال خودشأن برساند و اينها را رسواتر از هر رسوايي و نابود و محو كند و مسلمان ها به ويژه شيعيان را از دست اينها را خلاصي ببخشد.

من در خدمت شما هستم .

مجري:

حاج آقا من جديداً شنيدم و نمي دانم چقدر صحت دارد كه يكي از مفتيان گفته بود كه پرتاب سنگ به جنايتكاران اسرائيلي حرام است و اگر واقعاً اين گونه باشد بايد:

وعلي الاسلام السلام

بگوييم .

اكنون سؤالي كه بنده مي خواهم بپرسم اين است كه رابطه قرآن و سنت چگونه است ؟ آيا اينها مكمل يكديگر هستند يا خير؟

استاد قزويني:

ما در رابطه با آيه شريفه :

وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ

سوره نحل آيه ٨٩

اين را ما مطرح كرديم و ٣ محور را ما در جلسه گذشته پاسخ داديم و گفتيم كه پيامبر اكرم بيانگر مفاهيم قرآن هستند:

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ.

سوره نحل، آيه ٤٤

بحث از وجوب اطاعت از اوامر پيامبر را مطرح كرديم كه مي فرمايد:

وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.

سوره حشر، آيه٧

بعث از عصمت پيامبر بود كه مي فرمايد:

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم، آيه ٣-٤

اما در رابطه به سؤال شما رابطه قرآن با سنت و اين كه آيا مكمل هم هستند يا نه؟ بايد عرض كنم:

قرآن به منزله قانون اساسي اسلام است و متكفل بيان كليات معارف ديني است چه معارف اعتقادي، چه معارف تاريخي، احكام، اجتماعي، سياسي، اخلاقي و غيره، و سنت مبين و مفسر اين كليات است؛ يعني قرآن بدون سنت مفهوم ندارد و سنت بدون قرآن هم ارزش ندارد؛ ولي آنچه كه مهم است كه بعضي ها شعار مي دهند از قرآن با ما صحبت كنيد و به سنت كاري ندارند يا به قول جناب خليفه:

حسبناكتاب الله

مصنف عبد الرزاق، ج٥، ص٤٣٨

الطبقات الكبري، ج٢، ص٢٤٤

ابن عبد البر از علماي بزرگ اهل سنت است كه از اوزاعي (كه از فقهاء است) نقل مي كند كه:

الكتاب أحوج إلي السنةمن السنة إلي الكتاب.

نياز قرآن به سنت بيش از نياز سنت به قرآن است.

يعني قرآن بدون سنت هيچ مفهومي ندارد؛ ولي چه بسا اگر قرآن هم نباشد در درون سنت، قرآن خوابيده است و بعد ابن عبد البر مي گويد:

يريد أنها تقضي عليه.

سنت حاكم بر قرآن است.

وتبين المراد منه.

و مراد قرآن را هم سنت بيان مي كند.

جامع بيان العلم وفضله، ج٢، ص١٩١

همچنين ابن عبد البر از حسان بن عطية نقل مي كند كه مي گويد:

كان الوحي ينزل علي رسولالله ويحضره جبريل بالسنة التي تفسر ذلك.

وحي بر نبي مكرم نازل مي شد و جبرئيل در همان حين براي پيامبر تفسير مي كرد كه مراد خداوند از اين آيات چيست .

جامع بيان العلم وفضله، ج٢، ص١٩١

ِانَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا

مراد از «والذين آمنوا» چه كسي است؟

وَهُمْ رَاكِعُونَ

مراداز كساني كه صدقه مي دهند، چه كساني است؟

سوره مائده آيه ٥٥

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي

به چه چيزي اكملت لكم دينكم؟

سوره مائده آيه ٣

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ

مراد از ما موصوله چيست؟

سوره مائده آيه ٦٧

تمام اين ها را جبرئيل براي نبي مكرم تبيين و تفسير مي كرد، جالب اينجاست آقاي احمد بن حنبل متوفاي ٢٤١ مي گويد :

ان السنة تفسرالكتاب وتبينه.

سنت است كه كتاب و قرآن را تفسير و بيان مي كند .

تفسير قرطبي، ج١، ص٣٩

طبقات الحنابلة، ج١، ص٢٥٢

ابوحنيفه متوفاي ١٥٠ مي گويد :

لولا السنة ما فهم أحد منا القرآن.

اگر سنت نبود هيچ كدام از ما قرآن را نمي فهميديم.

حالا اين آقايان تازه به دوران رسيده وجوجه وهابي ها كه قرآن به دست مي گيرند كه آي مردم از اين قرآن با ما سخن بگوييد، اين حرفي كه مي زنيد كجاي اين قرآن خوابيده است؟ خوب ما هم كه بارها گفتيم شما كه اين همه داريد داد و فرياد مي كنيد و مي گوييد :

من أنكر خلافة الصديق أو عمر فهو كافر

ابن حجر الهيثمي، الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج ١، ص١٣٨

اين در كجاي قرآن آمده است ؟ اگر امامت ابوبكر جزء اصول دين است، چرا در قرآن نيست ؟ اگر جزء اصول دين نيست، چرا منكر آن كافر است ؟ و اضافه بر اين ما از اين آقايان سؤال مي كنيم در كجاي قرآن آمده است كه اصول دين بايد در قرآن باشد؟ يك آيه براي ما بگويند كه قرآن بگويد تمام اصول دين بايد در قرآن باشد واگر نبود جزء اصول دين نيست، والله ما نمي دانيم اين آقايان چكار مي كنند، اين را ابو حنيفه كه مي گويد :

لولا السنة ما فهم أحد منا القرآن

قواعد التحديث، ج١، ص٥٢

قواعد التحديث جناب قاسمي كه ايشأن شاگرد جناب سيوطي بوده است .

الباني متوفاي ١٤٢٠ يعني حدود ١٣ سال قبل از دنيا رفته است كه از او به بخاري دوران تعبيرمي كنند، مي گويد :

فحذار أيها المسلم !

بترس اي مسلمان.

أن تحاول فهم القرآن مستقلا عن السنة.

مبادا تلاش كني قرآن را بدون سنت بفهمي.

فإنك لن تستطيع ذلك.

هرگز نمي تواني قرآن را منهاي سنت بفهمي.

ولو كنت في اللغة سيبويه زمانك.

اگر چه در لغت سيبويه زمان هم باشي نمي تواني قرآن و آيات الهي را بدون سنت بفهمي.

صفة صلاة النبي للشيخ محمد ناصر الدين الألباني، ص : ١٧٢

سيبويه هم كه بنيانگذار ادبيات عرب است كه اگر سيبويه نبود، ادبياتي از عرب نبود ولي جالب اين است كه اين جناب نعثل العلما چندي قبل كليپش را دوستان ما پخش كردند كه ايشأن مي گويد: اصلاً بدون بيان صحابه نمي توان قرآن را فهميد، خيلي عجيب است كه اگر ما صحابه را كنار بگذاريم، قرآن معنا پيدا نمي كند ولي اگر ما آمديم گفتيم بايد به كمك اهل بيت كه عدل قرآن و يكي از دو ثقلين است بايد قرآن را فهميد مي گويند: نه هركس همچين فتوا و نظري بدهد زنش بر او حرام مي شود.

لعل التاريخ يضبطها.

اين قضايا در تاريخ مي ماند و تاريخ اينها را فراموش نمي كند.

مجري:

برخي از وهابي ها مي گويند: در مقابل ما فقط با قرآن سخن بگوييد، نه با سنت، شما لطف كنيد اين سخن آقايان وهابي را از ديدگاه علماي اهل سنت ارزيابي فرماييد تا بينندگان محترم به نتيجه درستي برسند.

استاد قزويني :

من فقط دو جمله از بزرگان اهل سنت نقل مي كنم و قضاوت را به عهده بينندگان مي گذارم:

آقاي ايوب سختياني از بزرگان اهل سنت است. ابن حجر مي گويد: ابن سعد در طبقات درباره او گفته است:

كان ثقه ثبتا في الحديث.

محكم و قوي در حديث است.

جامعاً عدلاً ورعاً كثير العلم حجة.

جامع علوم، عادل، با تقوا و داراي علوم فراوان و سخنش حجت بوده است.

الطبقات الكبري، ج٧، ص٢٤٦

ابوحاتم در باره او مي گويد :

ثقة لا يسال عن مثله.

از مثل آقاي ايوب سختياني نبايد سؤال كرد.

نسائي هم گفته :

ثقة.

تهذيب التهذيب، ج١، ص١٤٨

همين آقاي ايوب سختياني كه اين گونه نزد علماي اهل سنت اعتبار دارد، مي گويد:

إذا حدثت الرجل بسنه فقال دعنا من هذا

وقتي با يك مردي از سنت براي او مي گويي كه مي گويد : سنت را كنار بگذار

وأجبنا عن القرآن.

از قرآن با ما حرف بزن.

فاعلم أنه ضال.

بدان كه او گمراه است.

معرفة علوم الحديث، ج١، ص٦٥

آقاي ابو قلابه كه درباره او هم ذهبي مي گويد :

الامام شيخ الاسلام كان ثقة.

سير اعلام النبلاء، ج٤، ص٤٦٨

ايشأن مي گويد:

إذا حدثت الرجل بالسنة فقال دعنا من هذاوهات كتاب الله.

اگر چنانچه با كسي از سنت سخن مي گويي، بگويد اين سنت را كنار بگذار و قرآن را براي ما بگو.

فاعلم أنه ضال.

بدان كه او آدم گمراهي است.

الطبقات الكبري، ج٧، ص١٨٤

تاريخ الإسلام، ج٧، ص٢٩٨

در خانه كس است همين ٢ تا جمله آقاي سختياني و ابو قلابه، بس است .

البته به شرط اينكه اين آقايان قلبي آگاه و گوش شنوا داشته باشند ما نمي دانيم كه واقعاً دارند يا نه.

مجري :

الان اين مسائل را به صورت كلي بيان فرموديد، حالا من مي خواهم مساله را جزئي تر و مصداقي تر بحث كنيم . درباره احكام نماز سؤال مي كنم، آيا وهابيان مي توانند بدون كمك از سنت فقط احكام نماز را از قرآن براي ما اثبات بكنند؟

استاد قزويني:

نكته ظريفي است، ببينيد جناب عبدالله بن مبارك (متوفاي١٨١هجري) كه در حقيقت معاصر بوده با مالك و شافعي، ايشأن از عمران بن حصين نقل مي كند كه مي گويد:

أن رجلا أتاه فسأله عن شيء فحدثه

مردي نزد عمران بن حصين (كه از صحابي هم است) آمد و مطلبي را سؤال كرد و عمران بن حصين جواب او را از سنت داد.

فقال الرجل حدثوا عن كتاب الله ولا تحدثوا عن غيره.

آن مرد گفت: آقاي عمران بن حصين! با ما فقط از قرآن حرف بزن و از غير آن چيزي نگو.

فقال إنك امرؤ أحمق.

تو يك آدم احمقي هستي.

آقايان وهابي ها بگيرند، اين سخن از علامه مجلسي و علامه حلي و امام راحل نيست، از آقاي عمران بن حصين صحابي است و اين عبارت را شايد ٥٠ تا از مصادر اهل سنت نقل كردند.

فقال إنك امرؤ أحمق،

تو يك آدم احمقي هستي.

أتجد في كتاب الله أن صلاة الظهر أربعاً لا يجهرفيها،

در كجاي قرآن نوشته است نماز ظهر ٤ ركعت است و بايد آهسته خوانده شود

وعدد الصلوات

و تعداد نمازها.

كجا گفته است كه نماز صبح ٢ ركعت است ؟ به من نشان بده.

وعدد الزكاة ونحوها.

از چه چيزي بايد زكات داد؟ و چه مقداري بايد زكات داد؟ و شرائط زكات و زكات گيرنده آيا هست؟

ثم قال أتجد هذا مفسراً في كتاب الله،

بعد آيا اينها در كتاب خدا است؟

إن الله قد أحكمك ذلك والسنة تفسر ذلك.

بله قرآن آمده محكم كرده است و سنت آن را تفسير كرده است.

مسند ابن المبارك، ج١، ص١٤٣

فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآَتُوا الزَّكَاةَ

سوره حج آيه ٧٨

نماز بايد خوانده شود، وقتي قرآن قاطع و محكم گفت نماز بايد خوانده شود مردم مي آيند نزد پيامبراكرم و مي گويند اين نمازي كه چندين بار در قرآن آمده است چه مي خواهد بگويد؟ براي ما توضيح دهيد كه سنت آن را تفسير مي كند .

آقاي خطيب بغدادي هم همين تعبير را آورده و اضافه كرده است كه آيا اين كه ٧ مرتبه بايد كنار بيت الله الحرام طواف كنيم در كجاي قرآن آمده است؟ بين صفا و مروه بايد سعي كنيم از كجا آمده است؟

بعد گفت: اگر اين احاديث را نگيريد و بهانه قرآن كنيد، بدانيد شما گمراه خواهيد شد.

نكته ظريفي كه من ميخواهم عرض كنم براي بينندگان به ويژه براي عزيزان شيعه كه با اين عزيزان وهابي تماس مي گيرند، خوب اينها مي گويند: در رابطه با امامت در قرآن آيه نداريم ولي در رابطه با نماز آيه داريم، قرآن گفته است:

أَقِيمُوا الصَّلَاةَ

سوره انعام آيه ٧٢

و مي گويند كه در كجاي قرآن آمده است كه امامت هم لازم است؟ البته ما امامت در قرآن را مفصل عرض خواهيم كرد كه آيه ١٢٤ سوره آل عمران، مفصل آورده است:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره، آيه ١٢٤

يا

جَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا

سوره سجده، آيه ٢٤

و غيره، ببينيد بينندگان عزيز من يك نكاتي را امشب مي خواهم بگويم شايد اين آقايان:

عَلَي قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا

سوره محمد، آيه ٢٤

شايد قلوبشأن را قفل كردند قفل هاي خيلي محكم و كليدش را هم زير زمين دفن كردند و پوسيده شده است كه امكان باز شدن نيست .

ما از اين آقايان سؤال مي كنيم كه :

أَقِيمُوا الصَّلَاةَ

به چه معناست ؟ آيا به معناي نماز است؟ از كجا مي گوييد به معناي نماز است؟ صلاة در قرآن آمده است به معناي دعا

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ

سوره توبه، آيه ١٠٣

آيا اينجا يعني نماز بخوان براي ذكات دهنده ها؟

إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ.

سوره توبه، آيه ١٠٣

اگر تو نماز براي آنان بخواني، يعني هركس زكات داد او را داخل تابوت كني و براي او نمازي هم بخوان، معني اش اين است؟ نووي مي گويد:

وصل عليهم، أي ادع لهم.

دعا كن براي آنها.

المجموع، ج٦، ص١٥٤

الأذكار، ج١، ص١٤٩

از كجا معلوم واقيموا الصلاة به معناي دعا نباشد؟ و همچنين ابو بكر كاشأني حنفي مي گويد:

وَالصَّلَاةُ في الْآيَةِ بِمَعْنَي الدُّعَاءِ.

و صل عليهم؛ يعني دعا كن.

بدائع الصنائع، ج١، ص٣١٥

دعا به معناي رحمت:

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ.

يعني اين كه خداوند وملائكه بر پيامبر نماز مي خوانند؟

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ.

سوره احزاب، آيه٥٦

يعني نستجير بالله بر پيامبر نماز بخوانيد؟ اين جا «صَلُّوا عَلَيْهِ»؛ يعني نماز بر پيامبر بخوانيد؟

قرطبي دارد كه:

والصلاة من الله رحمتهورضوانه.

خداي عالم بر پيامبر صلوات مي فرستد؛ يعني رحمت را بر او نازل مي كند، ملائكه صلوات مي فرستند؛ يعني دعا مي كنند.

تفسير القرطبي، ج١٤، ص٢٣٢

ما تنها آيه اي كه داريم در قرآن درباره اوقات نماز آيه ٧٨ سوره اسراء است و اگر از اول سوره حمد تا سوره ناس را بخوانيد غير از اين آيه، آيه ديگري نمي توانيد پيدا كنيد در رابطه با اوقات نماز:

أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَي غَسَقِ اللَّيْلِ.

نماز ظهر بخوانيد، مغرب بخوانيد، نماز صبح هم بخوانيد.

در كجاي اين آيه است كه نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء؟

خود آقاي ابن كثير دمشقي مي گويد:

(لدلوك الشمس إلي غسق الليل) وهو ظلامه وقيل غروب الشمس أخذ منه الظهروالعصر والمغرب والعشاء

أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَي غَسَقِ اللَّيْلِ

از اول نيمروز آن وقتي كه آفتاب در وسط آسمان قرار گرفت تا آن وقتي كه هوا تاريك مي شود نماز بخوانيد.

تفسير ابن كثير، ج٣، ص٥٥

آيا معني اش اين است كه از ظهر تا هنگام تاريكي پشت سر هم، نماز بخوانيم؟ حالا اگر غسق الليل را تا سپيده دم بگيريم؛ يعني از اول ظهر تا سپيده دم شما بايد نماز بخوانيد؟

حال غير از اين يك آيه، آيه ديگر بياوريد اوقات نماز و تعداد ركعات را بيان كرده باشد. در قرآن كلمه «صلاة» به معناي رحمت و به معناي دعا آمده و معناي اوليه «صلاة» هم دعا است.

خود آقاي آمدي كه از متكلمين و فقهاي به نام است مي گويد:

أقيموا الصلاة.

مطلق دعا است اجماعا و حال آن كه كلمه دعا به اين مقترن نشده است پيامبر هم در كنار اقيموا الصلاة نيامده است توضيح بدهد ايها الناس يعني :

صلوا صلاة الضهر و المغرب و العشا و الصبح.

بلكه:

بل أخر بيان أفعالالصلاة وأوقاتها إلي أن بين ذلك.

الإحكام للآمدي، ج٣، ص٤٧

«أقيموا الصلاة» را براي مردم خوانده است و بعد از مدتي آقاي جبرئيل آمده يا رسول الله: أقيموا الصلاة؛ يعني نماز صبح، نماز صبح چند ركعت است؟ ٢ ركعت است، چگونه بايد خوانده شود؟ اول تكبير بعد از آن حمد، سوره، ركوع، سجده، تشهد و غيره، مبطلات نماز اين است، واجبات نماز اين است و حكم شكيات اين است، جبرئيل براي پيامبر بيان كرده است پيامبر هم براي مردم بيان كرده است و لذا اين آقاياني كه دم از قرآن مي زنند كه ظاهراً قرآن نخوانده اند يا اگر هم خوانده باشند، خداي عالم در اثر گمراهي ها و گناهان بي شماري كه اينها مرتكب شده اند قلب هاي اين ها را قفل زده:

خَتَمَ اللَّهُ عَلَي قُلُوبِهِمْ وَعَلَي سَمْعِهِمْ وَعَلَي أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ

سوره بقره، آيه ٧

در خدمت شما هستيم .

مجري :

نقش شأن نزول آيات در فهم معاني آيات از ديدگاه علماي اهل سنت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

استاد قزويني:

عزيزان خوب دقت كنند نكته ظريفي است و شايد بشود گفت اُسّ اساس كار همين جا خوابيده است كه اين آقايان وقتي به خودشأن مي رسند از اين روش استفاده مي كنند ولي به شيعه مي رسند مي گويند كه شما حق نداريد .

در رابطه با شأن نزول هر آيه كه بر پيامبر نازل شده است، يك اتفاقي افتاده است و به تناسب آن اتفاق آيه نازل شده است و نبي مكرم هم در آنجا معين كرده كه اين آيه به تناسب اين قضيه نازل شد.

البته شأن نزول دلالت آيه را منحصر به يك مورد نمي كند؛ يعني اگر در يك قضيه اي شأن نزول آيه آمد، تمام فقهاء و بزرگان ما از اينجا به عنوان يك قاعده فقهي استفاده كردند و در تمام موارد مشابه هم همين آيه را ملاك قرار مي دهند.

واحدي يكي از بزرگان اهل سنت، در مقدمه كتاب «اسباب النزول» مي گويد: من در اين كتابم تلاش مي كنم كه به هيچ وجهي روايت ضعيف نياورم . ايشأن يك بحثي را دارد و در پايان آن بحث مي گويد :

لامتناع معرفة تفسير الآية وقصد سبيلها، دون الوقوف علي قصتها وبيان نزولها، ولا يحل القول في أسباب نزول الكتاب، إلا بالرواية والسماع ممن شاهدوا التنزيل، ووقفوا علي الأسباب،

اصلاً ممكن نيست ما تفسير آيه را بفهميم و هدف آِيه براي ما روشن شود بدون اينكه به داستان و شأن نزول آيه آگاهي داشته باشيم و وقتي كه اين دو را فهميديم تازه مي دانيم كه قضيه چيست.

أسباب نزول الآيات ، الواحدي النيسابوري، ص٤

خوب شما بفرماييد:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي

امروز دين را كامل كردم.

سوره مائده، آيه ٣

خوب امروز كدام روز بود؟ الف و لام اليوم چه الف و لامي است؟ الف و لام عهد ذكري است يا نه؟

يا در مورد:

ِاذْ هُمَا فِي الْغَارِ

سوره توبه، آيه٤٠

آقايان مي آورند كه آن ٢ نفر در غار بودند، خوب اين آيه به چه مناسبتي نازل شده است؟ ضمير «اذهما» اينجا چيست؟ نه نام پيامبر آمده و نه نام ابوبكر و نه شخص ديگري، داستان نزول اين آيه چه بوده است؟ و هدف چه بوده است؟ اين را شأن نزول آيه و قصه بيان مي كند.

جناب زركشي از بزرگان اهل سنت است در علوم قرآني يد طولايي دارد و مي شود گفت جزء قهرمانان علوم قرآني است از ابو الفتح قشري نقل مي كند كه مي گويد:

بيان سبب النزول طريق قوي في فهم معاني الكتاب العزيز.

بيان سبب نزول آيات راه قوي و محكمي در فهم معاني قرآن كريم است.

البرهان في علوم القرآن، ج ١، ص٢٢

ابن تيميه حراني مي گويد:

مَعْرِفَةُ سَبَبِ النُّزُولِ يُعِينُ عَلَي فَهْمِ الْآيَةِ.

شناختن سبب نزول آيه انسان را بر فهم آيه كمك مي كند.

فَإِنَّ الْعِلْمَ بِالسَّبَبِ يُورِثُ الْعِلْمَ بِالْمُسَبِّبِ.

علم پيدا كردن به سبب نزول باعث مي شود علم پيدا كنيم به آيه اي كه در اين زمينه نازل شده است.

مجموع الفتاوي، ج١٣، ص٣٣٩

اين آقايان مي گويند اصلاً بدون سبب نزول، نمي شود مراد آيه را فهميد، اگر شأن نزول را ما بدانيم، قطعاً آيه را خوب مي توانيم بفهميم، از اين آقايان سؤال مي كنيم اسم عايشه در آيه ١١ سوره نور نيامده و در آيه افك اسمي از عايشه و ديگران نيست، خوب از كجا اين همه مي گوييد براي برائت عايشه آيه نازل شده است؟ كجاي اين آيه اسم عايشه آمده؟ به ما نشان بدهيد، والله در قرآن هايي كه ما داريم و شما چاپ كرديد ما نديديم؛ مگر اين كه وهابي ها يك قرآن داشته باشند كه تا به حال منتشر نكرده باشند و پشت درهاي بسته نگه داشتند براي روز مبادا و در اين قرآن هايي كه منتشر نكردند، اسم عايشه در آيه ١١ سوره نور باشد.

همچنين در آيه٤٠ سوره توبه اسم ابو بكر نيامده، در قرآن هايي كه ما ديديم در كشورهاي اسلامي؛ حتي عربستان تا به حال نديديم در قرآن نوشته باشد؛ مگر اينكه وهابي ها يك قرآني غير از قرآن مسلمان ها داشته باشند و در آنجا نوشته شده باشد كه اگر كسي منكر صحبت ابي بكر باشد كافر است.

مي گويند: شأن نزول آيه افك، عايشه است، شأن نزول آيه ٤٠ سوره توبه ابوبكر است، خوب آقا جان اگر بناست شأن نزول، در آيه ١١ سوره نور و آيه ٤٠ و آيه ٤٠ سوره توبه مراد آيه را نشان بدهد، چطور در آيه ٦٧ سوره مائده نيايد نشان بدهد؟ آيا بيان شأن نزول اينجا كند است؟ در آيه ٥٥ سوره مائده :

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ

آنجا ديگر شأن نزول ارزش ندارد؟ آيه ٣ مائده:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي

نشان نمي دهد؟ در آيه ٣٣ سوره احزاب آيه تطهير در شأن نزولش ٧٠ روايت داريم ولي قبول نمي كنند در فلان آيه در رابطه با حضرت هود اين گونه آمده در رابطه با حضرت نوح آيات آمده اهل بيت را معنا كرده است، اگر بناست ما فقط از آيات استفاده كنيم خوب بفرماييد در كجاي آيات آمده (اذ هما في الغار) را معين كرده است؟ بنا به نظر مرحوم شيخ مفيد اگر بناست آيه به آيه معنا كنيم در آيه ٤٠ سوره توبه :

فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ

سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ به كجا رفت؟ چرا ضمير مفرد آورد؟ چرا ضمير تثنيه نياورد؟ بعد از آيه غار اگر واقعاً به اين شكلي است كه :

فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ

اگر مومني در آنجا بود، بايد مي گفت.

در همين سوه توبه در آيه ٢٦ آمده است كه :

أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَي رَسُولِهِ وَعَلَي الْمُؤْمِنِينَ

در آيه ٢٦ سوره فتح هم آمده :

أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَي رَسُولِهِ وَعَلَي الْمُؤْمِنِينَ

خوب چرا پس در آيه غار

«وانزل الله سكينته عليهما» نيامده؟ اگر بناست با آيات معنا كنيم، آيا اثبات نمي كند كه غير از پيامبر مؤمن ديگري نبوده؟ اگر شيخ مفيد مي آيد همچنين عبارتي مطرح مي كند چرا بايد آقاي آلوسي بيايد آن قلم هتاكش را باز كند و از هر عبارت وقيح كه حتي كلمه كلب در رابطه با شيخ مفيد استفاده مي كند كه مي گويد اين آيه :

فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ

اينجا چنين و چنان است، اگر بناست از آيات استفاده كنيد، خوب اينجا هم از آيات استفاده كنيد چرا هزاران فحش و ناسزا به شيخ مفيد نثار مي كنيد؟

به هر حال، قضيه شأن نزول، يك جايگاه ويژه اي در تمام آيات قرآن دارد. البته اين را هم ما مي گوييم اين آياتي كه آقايان مي گويند كه شايد به ٣٠ - ٤٠ تا آيه برسد كه شأن نزولش ابوبكر بوده است، شأن نزولش فلاني بوده، از اين چرندياتي كه هيچ كدامش به سنار نمي ارزد، روايات جعلي، روايات دروغين و روايات ضعيفي كه در دوران بني اميه ساخته شده است مانند :

و يتجنبها الاتقي

و امثال اين كه خود آقايان مانند فخر رازي و ديگران خود شان را هلاك مي كنند تا ثابت كنند شأن نزول اين آيات ابوبكر است.

بيننده : عبدالله از كرمانشاه

افتخار مي كنم به شبكه ولايت با اين همه ظرفيت روحي و معنوي كه مخالفين به راحتي و بدون هيچ مزاحمتي زنگ مي زنند و اظهار نظر مي كنند مخصوصاً در برنامه سراب وهابيت كه حتي تبريك سالگرد شبكه منحرف كلمه را بيان مي كنند بدون اينكه مجري و كارشناس شبكه دست پاچه شوند و قطع كنند و در نهايت ادب و احترام بدون اينكه وسط حرف كسي صحبت كنند و نگذارند حرف خود را بيان كند به جاي ٣ دقيقه ١٢ دقيقه وقت مي دهند. واقعاً اين شبكه مايه افتخار ما شيعيان است ظرفيت بالاي روحي و معنوي شبكه نشان از ظرفيت بالاي علمي و حقانيت مذهب تشيع دارد كه نه تنها صداي مخالفين را قطع نمي كند؛ بلكه به مخالفين از شيعيان بيشتر وقت مي دهد واقعاً انصاف شما كجا رفته است آقايان اهل سنت؟

شما كه برنامه كلمه را مي بينيد واقعاً برخورد آنها با شيعيان مانند برخورد شبكه ولايت با اهل تسنن است حتي وهابيت؟ بنده چندين بار با شماره هاي مختلف و با اسامي عبدالله، سعيد، كمال، رضا از كرمانشاه با موضوعات صيغه، علم غيب، صحيفه حضرت زهرا سلام الله عليها و آيه تطهير از سد امنيتي و ديوار آتشين شبكه كلمه عبور كردم و با مجري شبكه صحبت كردم.

البته ديگر خودتان مي دانيد كه منظور از سد امنيتي چيست هر شيعه اي كه حرفي براي گفتن دارد، بعد از اينكه با بي ادبي مجري شبكه كلمه حرفهايش قطع مي شود يا اجازه حرف زدن به او نمي دهد يا بحث را منحرف مي كند خلاصه شماره اش به ليست سياه مي رود، شبكه كلمه به دفعات او را پشت خط مي گذارد و وصل هم نمي كند و اين ناشي از بطلان عقيده شبكه كلمه دارد و گرنه بايد مانند شبكه ولايت با شهامت تمام با مخالفين بيشتر صحبت كند و بيشتر وقت بدهد الحمدلله هرچه هاشمي اين رفتار را بيشتر انجام دهد، بينندگان اين شبكه چه شيعه ها و چه سني ها بهتر انحراف آنها را مي شناسند، اين ها چند نفر به نام هاي: فرهاد از قزوين، بهزاد از عراق، محمد از قم و آرش از تهران را دارند كه آن هم خدا مي داند شايد از اتاق بغل دستي آقاي هاشمي تماس مي گيرند و آقاي هاشمي بدون اينكه كوچكترين بي احترامي به آنان بكند اجازه مي دهد مدت هاي طولاني حرف بزند و اين نشان مي دهد كه شبكه كلمه بيشتر خواهان فحاشي و توهين به طرف مقابل است تا بحث منطقي و علمي در يك فضاي محترمانه، در آخر من طرف صحبتم با آقاي هاشمي مجري شبكه كلمه است :

آقاي هاشمي! از همين جا به شما اعلام مي كنم كه بنده هفته آينده با اسم عبدالله از كرمانشاه با موضوع آيه تطهير روي خط شما مي آيم البته با آن روشي كه خودم بلدم و همه شيعيان و برادران اهل سنت بشنوند. آقاي هاشمي اگر فكر مي كنيد سر سوزني مذهب شما منطقي و بر حق است، ٥ تا ١٠ دقيقه به من اجازه بده تا بحث كنم؛ ولي اگر به من اجازه صحبت ندهي و خط من را قطع كنيد به همه ثابت كردي كه هيچ حرفي براي گفتن نداري و مذهبي كه تو از آن طرفداري مي كني پوشالي و منحرف و گمراه است و كساني كه فريب حرف هاي اين آقا را مي خورند قضاوت كنيد اين مكتب به اصطلاح خودشأن توحيدي آيا ظرفيت دارد كه ٥ تا ١٠ دقيقه راجع به آيه تطهير با من كه طلبه و آموزش ديده نيستم و يك فرهنگي ساده هستم بحث كند يا نه .

ببخشيد زياد صحبت كردم خدا حافظ شما .

بيننده : نوري از سنندج (اهل سنت)

انشاء الله كه نماز و روزه تان قبول درگاه حق باشد، اتفاقاً من يك فرصت طلايي را از دست دادم من داشتم شبكه هاي ديگر را تماشا مي كردم يك دفعه يادم آمد كه شما برنامه داريد بنده يكي از مخاطبين و يكي از طرفداران شما هستم با اينكه اهل سنت هستم ولي هر حرفي از هر دهاني چه شيعه باشد چه سني باشد چه وهابي باشد، اگر حق باشد مي پسندم و مي پذيريم.

والله گاهي اوقات وجود و درونم ناراحت مي شود كه شبكه هاي وهابيت را شما مخاطب قرار مي دهيد و با آنان صحبت مي كنيد شايد بگويند كه بنده شيعه هستم ولي نه والله نه بالله اين گونه نيست و اينكه هيچ كسي مانند خودش نمي تواند خودش را رسوا كند وقتي كه آقاي سجودي درباره قرآن مي گويد كه : انتقاد پذير است خدا هم امكان دارد اشتباه كند ديگر حرفي براي گفتن باقي نمي ماند من اگر جاي آقاي قزويني بودم تبليغ مي كردم و مي گفتم همه اين شبكه را ببينيد و اين كار را هم مي كنم.

چند وقت قبل كه اين شبكه ها نيامده بودند، مردم كردستان و سنندج به وهابيت افتخار مي كردند؛ ولي از آن موقع كه آقاي كلهر و سجودي و آقايان ديگر آمدند براي مردم همه چيز روشن شده است. من متأسفانه دير يادم آمد و كامل برنامه شما را نديدم و تقدير و تشكر دارم از شما و برنامه زيباي شما و اين را هم بگويم كه هيچ اهل سنتي قائل به اين نيست كه قرآن به تنهايي جواب گوي همه مسائل باشد و بايد سنت در كنار آن باشد .

من وقت بينندگان را نمي گيرم انشاء الله يك وقت ديگر براي بحث درباره امامت اگر فرصت بدهيد تماس مي گيرم .

استاد قزويني:

ما تعدادي بينندگان بزرگوار داريم كه با اينكه نظر شان مخالف نظر ماست مي آيند انتقاد و بحث مي كنند؛ ولي ما مي بينيم اين طور منصانه حرف مي زنند واقعاً لذت مي بريم همانطوري كه اين عزيزمان اشاره كردند هيچ كس به اندازه خود اينها آبروي اينها را نبرده است. جالب اين است كه من كليپ شان را دفعه قبل پخش كردم كه ايشأن آيه ٢٣ سوره بقره را مي خواند كه :

وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَي عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ

يعني اينكه قرآن انتقاد پذير است، نمي دانم در طول اين ١٥ قرن كسي همچين جسارتي به قرآن كرده است يا نه ؟ آيا قرآن مي خوانند يا نه ؟ در اينجا قرآن دارد تحدي مي كند و مي گويد: اگر چنانچه شك داريد راست مي گوييد يك آيه مانند قرآن بياوريد و در ذيل آيه هم مي گويد :

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا

اگر امروز نياوريد، تا ابد هم نمي توانيد بياوريد، قرآن دارد تحدي مي كند.

اين آقاي بي‌سواد، نمي‌دانم اسمش را چه بگويم.

شنيده بوديم و در ادبيات مي‌خوانديم «احمق من هبنقه»، نمي‌توانستيم مصداقش را پيدا كنيم، ولي الآن پيدا كرديم.

قرآن مي‌فرمايد:

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا

سوره بقره، آيه ٢٤

مي‌گويد: قرآن مي‌فرمايد من هم نقد پذير هستم.

من معتقد هستم كه اين كليپش را چندين بار پخش كنيم كه اين آقايان بدانند قضيه چيست.

بيننده آقاي عمراني از بوشهر

برادران اهل سنت مي‌گويند: كتاب قرآن براي ما كافي است؛ پس طبق چه دليلي خود اين‌ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و براي مردم‌شان مسائل قرآني را توضيح مي‌دهند؟

خود مردم را با قرآن رها كنند تا ببينند مردم چه چيزي از قرآن متوجه مي‌شوند.

اگر قرار باشد قرآن مبين داشته باشد، چه كسي بهتر از خاندان رسالت؟

برخي از اهل سنت مي‌گويند: امام حسن صلح كرده با معاويه است، چرا امام حسين صلح نكرده است و جنگيدند؟
اگر امام حسن مي‌جنگيدند نمي‌گفتند: چرا امام حسن صلح نكرد؟

كار امام حسن و كار امام حسين مكمل همديگر بود.

امام حسن صلح كرد تا بهانه براي آن‌هايي كه بعد ايراد از امام حسين بگيرند كه چرا صلح نكرد بسته باشد.

امام حسن اول صلح مي‌كند تا راه براي آن‌هايي كه به امام حسين مي‌خواهند ايراد بگيرند، بسته باشد.

آقاياني كه ادعا مي‌كنند فرقه وهابيت از اسلام است، اصلاً فرقه وهابيت و بهائيت هيچ كدام از اسلام نيستند. اين‌ها دست پرورده‌هاي استعمار هستند.

اكنون فرقه بهائيت در اسرائيل جا گرفته است و اين‌ها هم تمام برنامه‌هاي اسرائيل و آمريكا را دارند در جامعه اسلامي اجرا مي‌كنند و پيرو آمريكا و اسرائيل هستند مگر قرآن نمي‌فرمايد: يهود و نصاري را ولي خود قرار ندهيد.

ولي اين‌ها الآن كيست؟

ولي امارات و عربستان و قطر و امثال اين‌ها كيست؟

اين‌ها به سود چه كسي در جامعه اسلامي توطئه مي‌كنند؟

استاد قزويني

برادر عزيز شما كه گفتيد: آقايان اهل سنت مي‌گويند: قرآن براي ما كافي است، اگر دقت مي‌كرديد برادرمان آقاي نوري همين الآن گفتند: ما اهل سنت به هيچ وجه نمي‌گوئيم كه قرآن براي ما كافي است و سنت را مبين و مفسر قرآن مي‌دانيم و اين مال يك دسته از آقايان تازه به دوران رسيده و از اين وهابي‌هايي (كه قلوب اقفالها) است كه مي‌گويند: قرآن براي ما كافي است و قرآن را در دست‌ مي‌گيرند و مي‌گويند: از اين قرآن براي ما سخن بگوييد.

اين نكته اخير را هم كه گفتيد ما هم از اين آقايان سؤال مي‌كنيم كه در آيه ٥١ سوره مائده كه قرآن به صراحت مي‌فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَي أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ.

اي مؤمنين يهود و نصاري را به عنوان ولي خودتان قرار ندهيد.

اين آقاياني كه در سوريه و در جاهاي ديگر دست در دست يهود و نصاري داده‌اند، جواب بدهند آيا اين آيه را واقعاً قبول دارند و جزء يهود هستند؟

قرآن مي‌فرمايد: آن‌هايي كه با يهود هم پيمان هستند اين‌ها هم يهودي هستند و مسلمان نيستند.

يكي از مفتيان اخير وهابي در سوريه رسماً رفت در شبكه دو اسرائيل اعلام كرد، ما به هيچ وجه عداوت و دشمني با يهود و اسرائيل نداريم و با هم رفيق و دوست هستيم.

پس معلوم شد اين‌كه بزرگان ما مي‌گفتند: وهابيت زائيده يهود است و دودمان آل سعود از نسل يهوديان خيبر هستند، حرف درستي بوده است.

اين‌هايي كه مي‌آيند آثار پيغمبر را در مدينه و خانه امير المؤمنين و خانه نبي مكرم و خانه خديجه كبري و حتي خانه ابوبكر را ويران مي‌كنند؛ ولي قلعه خيبر اجداد شأن را به عنوان آثار باستاني نگه مي‌دارند.

اين بهترين دليل است كه اين‌ها خودشان ماهيت خودشان را مشخص مي‌كنند و به قول آقا اين‌ها خودشان بهتر از هر كسي خودشان را رسوا مي‌كنند.

مجري

ما واقعاً خدا را شاكر هستيم كه بيننده‌هاي ما به اين رشد و بالندگي رسيده‌اند كه اين گونه مي‌توانند راحت و با بصيرت قضاوت كنند، مثل آقاي نوري با اينكه اهل سنت است ولي خيلي راحت و آزاد مي‌گويند: مطالبي را كه مي‌بينم صحيح است، قبول مي‌كنم.

ما از بينندگان مخصوصاً برادران اهل سنت همين را مي‌خواهيم كه اين مطالبي را كه استاد يا ديگر كارشناسان مي‌گويند، تحقيق كنند تا حقائق براي‌شان روشن شود.

بيننده محمد از جوان رود (اهل سنت)

من مدتي است كه با بچه‌هاي مذهبي كرمانشاه بودم يك مقداري از حقائق را طي تحقيقاتي كه كرديم به دست آورده‌ام.

ايران و ايراني از زمان كورش تا الان كه ما مي‌گوئيم: نوادگان او هستيم يكتا پرست بوده است.

وقتي كه اسلام آمد ما ديديم كه اين دين خوبي است آن را قبول كرديم و بعد از اين‌كه اين دين را قبول كرديم؛ يعني از زمان قديم دنبال حق بوديم الآن آمديم بهترين مذهب را كه شيعه است انتخاب كرديم؛ يعني كساني را ما انتخاب كرديم كه تك هستند.

آمديم به علي مي‌نازيم كه در خيبر را شكست و خيلي از كارهاي بزرگ را انجام داد.

عربستان به چه چيزي مي‌خواهند بنازند به مارمولك خوري يا تمدنش مي‌خواهد بنازد و ديگر به چه چيزي مي‌خواهد بنازد؟

به عمر مي‌خواهد بنازد كه هيچ كافري را تا به حال نكشته است.

اين‌ها يك مسائلي است كه بايد قشنگ روي آن فكر كنيم.

اين وهابيتي كه در داخل سوريه اين همه جنايت مي‌كنند مگر داخل يمن كشته نمي‌دهند؟

مگر در شهرهاي ديگر و يا در كشورهاي ديگر يا در عربستان كشته نمي‌دهند؟

مگر خون‌هايي كه از اين‌ها در جاهاي ديگر ريخته مي‌شود نقض حقوق بشر نيست؟

فقط سوريه جزء حقوق بشر است؟

اين همه دشمني كه تمام كشورها مثل آمريكا و انگليس و اسرائيل مي‌كنند پس اين‌ها چيست؟

پادشاه عربستان و وليعهد عربستان زماني كه در ضيافت مي‌نشيند با وزير امور خارجه آمريكا و مشروب مي‌خورند اين‌ها حرام نيست؟

استاد قزويني

رئيس جمهور آمريكا بود.

بيننده

وليعهد عربستان با ماشيني كه از طلا ساخته شده است رفت و آمد مي‌كند اين‌ها چيست؟

اين چه جور دمكراسي است كه زن‌هاي عربستان حق رأي دادن ندارند؟

مجري

سؤال شما از ما چي بود؟

بيننده

اين كه مي‌گويند: هر كس گناه كند، جايش در جهنم است، چرا عائشه وقتي پيامبر فرمود: هر كس با علي بجنگد با من جنگيده است، با حضرت علي جنگيد؟

اگر حضرت علي كشته مي‌شد آيا اين كساني كه قاتلين حضرت بودند مثل قاتلين عثمان، لعن مي‌شدند؟

اين فقط يك آيه را گرفتند كه خدا مي‌فرمايد: آن كساني كه زير درخت بودند و ايمان آوردند جاي آن‌ها در بهشت است.

بعد از آن كافر شدند.

ايمان هم مثل يك لباس كهنه مي‌شود و اين طور نيست كه ايمان تا آخر در تنت بماند؛ بلكه كهنه مي‌شود و بعد از آن اگر تا آخر با ايمان بماني مرد هستي.

چهل سال عمر شمشير زن كفر بود.

اين‌ها بعد از چهل سال سريع مسلمان شدند.

استاد قزويني

يك مجري جديدي شبكه كلمه آورده‌اند به نام آقاي كياني كه يك كشفيات جديدي داشت. آن روز كسي سؤال كرد كه چرا عائشه رفت بجنگد؟

ايشأن جواب داد عائشه رفته بود كه نسل عبدالله سبأ را نابود كند تا شيعه‌ها از عبدالله سبأ به دنيا نيايند.

پس معلوم مي‌شود كه ايشأن خيلي در كارش ناموفق بوده است.

كسي كه نتوانست با اين همه لشكر كشي و ٣٠ هزار كشته عبد الله سبأ را نابود كند و اين همه عبد الله سبأ كار كرده است و اين همه نيرو داشته بر عليه عثمان و در جنگ جمل اين همه كار كرده است و در جنگ صفين هم همين طور، يعني واقعاً معلوم مي‌شود كه اين آقاي عبد الله سبأ خيلي آدم قدري بوده است و بالاتر از عائشه و طلحه و زبير و حتي بالاتر از امير المؤمنين هم بوده است؛ چون آقايان مي‌گويند كه عبدالله سبأ آمد امير المؤمنين را فريب داد.

اين صحابه چه صحابه بودند (عذر مي‌خواهم) عرضه نداشتند كه از عهده يك يهودي بر بيايند.

پس اين‌كه شما رفتيد سراغ يهودي‌ها و زير پرچم يهود داريد سينه مي‌زنيد و فدائي يهود هستيد و دست در دست يهود گذاشتيد، حتما ديديد قدرت يهود را كه در صدر اسلام چه كار كرده‌اند و عبد الله سبأ يهودي چه كار كرده است؟

براي همين شما مي‌خواهيد از تاريخ عبرت بگيريد كه امروز رفتيد با يهود دست به دست هم داديد عليه مسلمان‌ها در سوريه و در بحرين و عربستان سعودي و در جاهاي ديگر، پس مشخص شد كه قضيه اين بوده است.

من همين پريشب داشتم يكي از اين شبكه‌هايي كه سريالي در رابطه با عمر پخش مي‌كند (بعضي وقت‌ها جناب آقاي يزداني كه نقل مي‌كرد مي‌گفتيم خداي ناكرده اهانت به اهل سنت نشود و خيلي زياد در قيد اين قضايا نشويد.) ديدم يك آقايي كه اين سريال را تحليل مي‌كند كه دكتري هم بود از عربستان سعودي، شروع كرد از جناب عمر (احتمالا آقاي يزداني پخش كند بخش‌هايي از اين صحبت ايشان را) تعريف كردن كه جناب عمر شخصيت بي‌نظيري بوده است و قبل از ظهور پيغمبر اسلام در كنار بت‌ها خوابيده بوده است و پشت به پشت بت‌ها داده بود و در خواب ديد كه صدايي آمد گفت: يا عليم.

بعد پيغمبر آمد ولي به پيغمبر ايمان نياورد و شش سال گذشت و همه ايمان آورده بودند و خيلي از صحابه ايمان آورده بودند ولي جناب عمر دلش روا نمي‌داد به پيغمبر ايمان بياورد و نه تنها ايمان نياورد؛ بلكه كساني كه مسلمان شده بودند شكنجه مي‌كرد و اذيت و آزار مي‌داد و يكي از شكنجه گران مسلمان‌ها بود.

در سال ششم بعثت كه مسلمان‌ها هجرت مي‌كردند به حبشه يك خانمي به نام ام عبد الله همسر عامر كه داشت مي‌رفت، جناب عمر هنوز مسلمان نشده بود و دلش آرام نگرفته كه مسلمان شود، آمد به ام عبد الله گفت: كجا مي‌روي خانم؟
ام عبد الله گفت: از شكنجه‌ها و عذاب‌هايي كه شما به ما مي‌داديد فرار مي‌كنيم و از دست شما به حبشه مي‌رويم.

جناب عمر گفت: خدا با شما باشد.

اين عمري كه هنوز بت پرست است و مسلمان نشده است «خدا با شما باشد» يعني چه ما نفهميديم.

اين خانم وقتي كه شوهرش آمد گفت: گمانم قلب عمر نرم شده است، شايد ايمان بياورد و مسلمان شود.

شوهرش گفت: نه، خر خطاب مسلمان مي‌شود ولي عمر مسلمان نمي‌شود.

احتمال اين‌كه خر خطاب مسلمان شود وجود دارد ولي احتمال اين‌كه عمر مسلمان شود، نيست.

به قول اين آقاي نوري بهتر از خودشان كسي خودشأن را رسوا نمي‌كند.

اگر اين عبارت را ما در شبكه ولايت مي‌گفتيم آسمان و زمين را ويران مي‌كردند كه شبكه ولايت به جناب خليفه دوم توهين كرد؛ ولي اين آقا در يك شبكه كه مال برادر ملك عبد الله و مال دودمان آل سعود است (من نمي‌خواهم اسمش را هم ببرم كه به قدري اسمش كثيف است) آمده يك دكتر و كارشناس و مفتي مي‌گويد: خر عمر بن خطاب احتمال دارد ايمان بياورد ولي عمر بن خطاب ايمان نمي‌آورد.

توهيني و جسارتي از اين بالاتر مي‌شود كرد؟.

اين شبكه‌هاي وهابي اين‌ها را كه دارند مي‌بينند چرا در برابر اين‌ها موضع نمي‌گيرند؟.

من همين جا از برادر عزيزم جناب آقاي يزداني كه قطعاً برنامه را مي‌بيند درخواست مي‌كنم، فردا حتماً اين تيكه را پخش كنند و ببينند كه آيا اين شبكه‌هاي وهابي در برابر اين اهانت يك مفتي عربستان سعودي عكس العمل نشان مي‌دهند يا نه؟

بيننده آقاي شريفي از مشهد

ما يك مهره سوخته در شبكه كلمه شديم و وصل شدن به اين شبكه براي ما يك خاطره شده است.

طبق اين روال ما روي آورديم به روم و سايت تالار كلمه و يك مقدار آنجا با بعضي از اين‌ دوستان گفتگو داريم.

بحثي شد چند شب پيش در رابطه با مناظره و اين آقايان (به قول آقاي سجودي كه مي‌گفت: علماي شيعه چرا از مناظره فرار مي‌كنند) جك‌هايي به همين صورت تعريف كردند در رابطه با فرار علماي شيعه از مناظره.

بعد يك مقدار ما گوشزد كرديم خاطرات قديم فرار آقاي حيدري را، اين‌ها يك ادعايي كردند و من را گذاشتند واسطه كه اين خبر را به شما بدهم و من هم به رسم امانت اين خبر را به شما مي‌دهم كه اين افراد از همين جوجه وهابي‌هاي همين شبكه هستند و آموزش ديده همين شبكه هستند و ادعا كردند اگر شبكه ولايت مدعي بر اين است كه كارشناسانشان علم دارد از جمله شما و ديگر كارشناسان، چرا مثل شبكه كلمه برنامه اسكايپ را درست نمي‌كنند؛ چون ما از طرق تلفن اگر زنگ بزنيم از نظر امنيتي براي ما مشكل ايجاد مي‌شود و اگر برنامه اسكايپ را شبكه ولايت درست كند، ما به عرض يك هفته يا دو هفته شبكه ولايت را روي سرتان خراب مي‌كنيم.

اين دليل و بهانه است كه اين‌ها آورده‌اند.

اين را من به رسم امانت ارجاع مي‌دهم به شما و بدانند آقايان كه من شريفي اين خبر را به حاج آقا رساندم.

ما ترسي از اين مطلب نداريم و شما حاج آقا اگر اين برنامه اسكايپ را بچينيد ديگر اين آقايان وهابي ادعايي نداشته باشند.

يك سؤالي برادران اهل سنت در رابطه با برنامه قضاوت با شما كه حاج آقا گذاشته بوديد در بحث مهدويت كه آيا بحث مهدويت انتصاب الهي است يا از جانب مردم است؟

من در آن برنامه نتوانستم تماس بگيرم.

سؤالم را اينجا مطرح مي‌كنم چون اينجا آقايان سؤالاتي مي‌پرسند در رابطه با اين‌كه امامت اگر جزئي از اصول دين است و الهي است اسم حضرت علي بايد در قرآن باشد يا اسم ائمه؟

من امروز اين سؤال را از يكي از برادران اهل سنت پرسيدم ايشأن رفت جواب بدهد و انشاء الله برادران ديگر هم كه صداي من را مي‌شنوند روي اين مطلب فكر كنند.

شما مطلب را اين طور گفتيد: كه اگر مهدويت از جانب مردم است؛ چرا جمع نمي‌شوند و شوري تشكيل نمي‌دهند كه اين مبحث را جمع كنند و ١٣٠٠ سال جهان اسلام اين طور سر در گم نماند.

اين دوست من كه امروز به عنوان اهل سنت با ايشان صحبت مي‌كردم ايشان گفت: نه، الهي است و ما بحث مهدويت و بحث امام مهدي را الهي مي‌دانيم.

سؤال من اينجا است كه آقاياني كه شما بحث مهدويت و امام مهدي را به عقائد خودتان بحث الهي مي‌دانيد شما مدعي هستيد كه بحث الهي بود بايد در قرآن آمده باشد.

من از شما سؤال مي‌كنم اسم حضرت مهدي را در قرآن براي من بياوريد اگر الهي است؟

شما در رابطه با آقاي كياني مجري جديد اين شبكه گفتيد، ايشأن يك كشفيات ديگر هم چند وقت پيش داشتند كه مي‌گفت: من تحقيق كامل كردم و كتاب هم نوشتم كل كشتار جنگ جمل ٢٠٠ نفر بيشتر نيستند.

منبع هم ذكر نكردند كه ما هم برويم دنبالش و اين را ببينيم.

اگر صداي من را ايشان مي‌شنوند (چون برنامه‌هاي شما را بهتر از ما نگاه مي‌كنند) در برنامه بعدي بگويند اين منابعي كه اين تحقيق را از آن آورده چي بوده است اگر از علم غيب استفاده نكرده باشند.

استاد قزويني

تحقيق شايد نكرده باشند چون:

وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَي أَوْلِيَائِهِمْ

سوره انعام آيه ١٢١

بيننده

البته اين را بايد از آقاي سجودي پرسيد كه ايشان اين مطلب را گفته‌اند در حالت طبيعي بوده است يا نبوده است اين را آقاي سجودي بايد جواب دهد.

استاد قزويني

از كوزه جناب خليفه خوردند و آب قاطي نكردند و مست كردند.

بيننده خانم منعم از افغانستان

اهل سنت كه مي‌گويند: عشره مبشره در قرآن آمده است، در كجاي قرآن آمده است؟

وقتي كه جنازه حضرت امام حسن را مي‌خواستند در كنار قبر پيغمبر دفن كنند عائشه مخالفت كرد و تير اندازي كرد آيا اين در كتب اهل سنت آمده است يا نه؟

بيننده سعيد از زاهدان

آيا در خلافت حضرت عمر كه اسلام به ايران آمد يا به تعبير ديگر حمله اعراب به ايران آيا حضرت علي و امام حسن و امام حسين شركت كردند؟

اگر حمله بود چرا اين بزرگان شركت كردند؟

چرا در زمان حضرت عمر بيشترين ممالك فتح شدند اسلام در آنجا راه پيدا كردد؟

چرا در خلافت آن بزرگوار بيشترين امنيت در اسلام بود؟

استاد قزويني

آن‌ها ادعا ندارند كه عشره مبشره در قرآن آمده است.

اين‌ها معتقد هستند كه پيغمبر اكرم به ده نفر بشارت بهشت داده است.

اين آقايان كه اين همه دم از حمايت از عائشه مي‌زنند بيان كنند كه آيا خود عائشه جزء عشره مبشره است يا نه؟

چرا عائشه از عشره مبشره خارج است؟

خديجه ام المؤمنين است چرا از عشره مبشره خارج شده است؟

ابن عباس از عشره مبشره است يا نه و چرا خارج شده است؟

سؤالي كه در رابطه با جلوگيري عائشه از دفن امام مجتبي سلام الله عليه داشتند بگويم كه: آقاي ابن عبد البر كه از بزرگان اهل سنت و از استوانه‌هاي رجالي است كه متوفاي ٤٦٣ هجري است.

ايشأن كتابي دارد به نام بهجة المجالس در آن نقل مي‌كند كه:

لما مات الحسن أرادوا أن يدفنوه في بيت رسول الله صلي الله عليه وسلم، فأبت ذلك عائشة وركبت بغلة وجمعت الناس فقال لها ابن عباس: كأنك أردت أن يقال: يوم البغلة كما قيل يوم الجمل؟! قالت: رحمك الله، ذاك يوم نسي. قال: لا يوم أذكر منه علي الدهر.

بهجة المجالس وأنس المجالس باب من الأجوبة وحسن البديهة جزء١ صفحه١٦

وقتي امام حسن از دنيا رفت خواستند در كنار قبر پيغمبر دفن كنند عائشه از اين كار جلوگيري كرد و سوار يك قاطري شد و مردم را دورش جمع كرد (كه بيايد جلوگيري كند) ابن عباس به عائشه گفت: مي‌خواهي مردم همان طوري كه روز جمل سوار بر شتر شدي و جنگ جمل راه انداختي و اين قضيه در زبان‌ها افتاد مي‌خواهي امروز هم سوار قاطر شوي و جنگ قاطر راه بيندازي مثل جنگ جمل و مردم به جاي جنگ جمل بگويند جنگ قاطر

همين تعبير را جناب آقاي بلاذري در كتاب انساب الاشراف و يعقوبي و ديگران دارند و اين قضيه را نقل مي‌كنند و همچنين جناب آقاي ابو الفداء كه از مورخين نامي اهل سنت است كتابي دارد به نام المختصر في اخبار البشر ايشان در آنجا مفصل آورده است.

عزيزمان آقا سعيد گفتند: چرا در جنگ ايران شركت كردند، جناب عمر ما شاء الله از پيغمبر خيلي بالاتر بوده است در ٢٣ سال دوران پيغمبر هيچ جا فتح نشد؛ ولي جناب عمر قطعاً موفقيتش از پيغمبر خيلي بالاتر بوده است.

شما اين را به ما جواب بدهيد بعد ما نسبت به ديگر سؤالاتي كه حضرت عالي داشتيد جواب مي‌دهيم.

در اين ٢٣ سال پيغمبر، كجا فتح شد؟

شما حضرت امير را به عنوان خليفه چهارم قبول داريد، آيا در عصر حضرت امير سلام الله عليه كجا را فتح كردند و چرا هيچ جا فتح نشد؟

يك سؤالي ما داريم سعيد آقا از شما هم نمي‌خواهيم سؤال كنيم شما بزرگواري بفرمائيد از اين شبكه‌هاي وهابي سؤال كنيد يا يكي از بيننده‌هايي كه الان برنامه ما را مي‌بينند آدرسش را ياداشت كنند و بروند ببينند كه واقعاً اين روايت صحيح است يا صحيح نيست كه در صحيح بخاري (ايشان مي‌گويد: كه دين در زمان عمر بن خطاب گسترش پيدا كرد) دارد كه پيغمبر فرمود:

وَإِنَّ اللَّهَ لَيُؤَيِّدُ هذا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِرِ.

صحيح البخاري، ج٦، ص٢٤٣٦ و ج٣، ص١١١٤

خدا دين اسلام را توسط يك مرد فاجر و فاسق تأييد مي‌كند و گسترش مي‌دهد.

شما در برابر اين قضيه چه جوابي داريد؟

اگر كسي از شما سؤال كند شما چه جوابي مي‌دهيد؟

آقاي بخاري يك باب درست كرده است به نام:

بَاب إِنَّ اللَّهَ يُؤَيِّدُ الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِرِ

صحيح البخاري، ج٣، ص١١١٤

روايات متعددي در اينجا آورده است.

در صحيح مسلم آمده است كه:

وإن اللَّهَ يُؤَيِّدُ هذا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِرِ

صحيح مسلم، ج١، ص ١٠٥

البته من قصد جسارت ندارم؛ ولي اين عزيزمان يك سؤالي را مطرح كردند ما هم در جواب اين مسائل را مطرح كرديم.

مجري

البته سؤال ايشان اين بود كه آيا امام علي و امام حسن و امام حسين در اين جنگ‌ها بودند يا نه؟

استاد قزويني

به هيچ وجه نه امام حسن و نه امام حسين در جنگ ها نبوده است و تمام اين‌ها دروغ است و رواياتي هم كه نقل كردند، مال دودمان بني اميه است و يك روايت صحيح هم نداريم و خود امام راحل هم در كتاب مكاسب محرمه قاطعانه مي‌گويد: به هيچ وجه امام حسن و امام حسين در فتح ايران ميان سپاهيان مسلمان نبوده‌اند.

بيننده آقاي معزي از زابل

آقايان شبكه كلمه مي‌گويند: اگر معاويه بد بود و شجره ملعونه در قرآن بود پس چه كسي به او خلافت را داد؟

اين آقايان مي‌خواهند با اين حرف بگويند كه: امام حسن خلافت را به معاويه واگذار كرد پس معاويه آدم خوبي بود كه اين مهم را واگذار كرد.

امام حسن عليه السلام مجبور به اين كار شدند.

امام حسن فرمودند: اگر من يك يار داشتم هرگز جنگ را با معاويه ترك نمي‌كردم.

و آقايان مي‌گويند: ما دوستدار اهل بيت هستيم چون اسم فرزندانمان را از اسم ائمه مي‌گذاريم اما شيعه اين كار را نمي‌كند پس ما دوستدار اهل بيت هستيم.

استاد قزويني

شيعه‌ها از جناب ابوبكر و عمر تقليد مي‌كردند.

آن‌ها اسم بچه‌هايشان را حسن و حسين و علي نگذاشتند و اين‌ها خواستند بگويند: اين‌ها خيلي زياد مهم نيست و دوست داشتن و دوست نداشتن ملاك نيست.

من ديدم چند شب قبل كارشناسان يا مجريانشان بود كه جواب داد كه حضرت علي بعد از اين‌كه عمر و ابابكر از دنيا رفته بودند، اسم بچه‌اش را گذاشت ابابكر و عمر و اين نشانگر اين بود كه مي‌خواست نام اين‌ها زنده بماند.

همان آقا قاطعانه مي‌گفت: در قضاياي مادر حضرت ولي عصر جنگي اصلاً در بين مسلمان‌ها و روم اتفاق نيفتاده است.

ما و دوستان جنگ بزرگي كه بين مسلمانان و روم در سال ٢٤٨ ليست كرديم و چند سال هم اين جنگ طول كشيده است.

اين قضايا كه بعد از اين كه عمر از دنيا رفت، امير المؤمنين عليه السلام آمد اسم بچه اش را عمر و ابوبكر گذاشت براي اين كه ياد اين‌ها در اسم ها بماند.

نمي دانم اين آقايان روايات را مي خوانند يا نمي خوانند.

آقاي مجري بي‌سواد و آقايي كه همين طوري حرف مي‌زني و مي‌گوئي بعد از اين‌كه عمر از دنيا رفت علي بن ابي طالب اسم بچه‌اش را گذاشت عمر تا نام عمر زنده بماند.

آنقدر سواد داري كه كارشناسي يا كارشناسي ارشدي كه از دانشگاه محمد بن سعود رياض گرفتي آنقدر مي‌تواني سير اعلام النبلاء ذهبي را مطالعه كني.

ذهبي مي‌گويد: علي بن ابي طالب تو مسجد نشسته بود و عمر هم نشسته بود. به علي بن ابي طالب خبر دادند كه خانم شما فرزند پسر به دنيا آورده است.

قبل از اين‌كه امير المؤمنين براي اين بچه اسم بگذارند:

فعمر سماه باسمه.

سير أعلام النبلاء، ج٤، ص ١٣٤

عمر پريد گفت: يا علي اسم اين بچه‌ات را من عمر مي‌گذارم.

حداقل بريد اين سير اعلام النبلاء را ببينيد و اين چيزهاي خيلي ساده را بخوانيد بعد بياييد بگوييد: حضرت علي بعد از مرگ عمر اسم بچه‌اش را عمر گذاشت تا نام عمر زنده بماند.

اين عبارت دلالت مي‌كند كه علي بن ابي طالب اسم بچه‌اش را عمر نگذاشته است بلكه عمر بوده است كه اسم بچه علي بن ابي طالب را به نام خودش گذاشته است.

در حيات عمر و در مسجد بوده است و دوران خلافت البته جناب عمر آن شلاقي كه داشتند كسي جرأت نمي‌كرد و امير المؤمنين هم بنا نداشت با اين‌ها مخالفت داشته باشد.

بيننده آقا ميلاد از زنجان

لعن الله أمة أسست أساس الظلم والجور

شبكه‌هاي وهابي يك برنامه دارند به نام هزار و يك سؤال كه چيزي جز تفرقه بين شيعه و سني نمي‌اندازد.

من زنگ زدم به اين شبكه‌هاي وهابي فقط يك سؤال كردم ايشان به مادر من فحش داد.

سؤال من اين بود در جريان جنگ ٢٢ روزه كه اسرائيل يهودي مذهب عليه نوار باريكه غزه سني مذهب اتفاق افتاد يكي از علماي وهابيت نيامد بگويد اسرائيلسرزمين فلسطين را غصب كرده است و دشمن خدا است.

شما فتواهاي ابن تيميه و بن باز را ببينيد بعد بياييد بگوييد كه آيا اين‌ها مسلمان هستند؟

ما در سوره مباركه مائده آيه ٤١ داريم كه خداوند به پيغمبر نويد مي دهد: اي پيغمبر نگران نباش گروهي از يهوديان به سرزمين هاي اسلامي براي جاسوسي مي آيند.

آيا اين را قبول داريد؟

مي گويند كه: چرا ما به معاويه نمي‌گوييم رضي الله عنها كه زمين و زمان مي دانند كه اهل سنت به ابوبكر و عمر و عثمان مي گويند: رضي الله عنه.

اين سؤال را مي كنند بعد مي گويند: چرا علماي شيعه به ابوبكر و عمر و عثمان توهين مي كنند در حالي كه مراجع محترم تقليد با احترام نسبت به اين اشخاص صحبت مي كنند.

كتاب هايشان چاپ شده است و چاپش هم مال الان نيست، بريد بخوانيد.

در جريان جنگ ٣٣ روزه اسرائيل عليه شيعيان جنوب لبنان شما سيد حسن نصرالله را كافر دانستيد.

مصداق آيه شريفه كه خداوند به پيغمبر نويد مي دهد: كه يهوديت در سايه سرزمين هاي اسلامي مي آيند براي جاسوسي.

مي گويند: كه امام زمان با شمشير مي آيد؟

به فرض ما مي گوييم آري.

مي گويند: آيا مي تواند بمب اتم را نگه دارد در دستش.

من فقط جواب اين را مي گويم: كه امام حسين در روز عاشورا هفتاد و دو نفر يار داشت در حالي كه روايتي داريم كه لشكر ابن زياد يا عمر سعد ٣٠ هزار نفر بوده است.

امام حسين درست است كه در روز عاشورا به شهادت رسيد آيا پيروز شد يا نه؟

ايشان دوباره به مادر من فحش دادند.

استاد قزويني

برادر عزيزمان كه از زنجان زنگ زدند و با اين لهجه آذري كه صحبت كردند تشكر مي كنيم.

اين آقايان در قضيه نوار غزه ( نمي خواهيم وارد بحث سياسي شويم و اگر مي خواستيم وارد بحث سياسي شويم هفته دفاع از سوريه مي گذاشتيم هم به زبان فارسي و هم به زبان عربي آن وقت آقايان مي ديدند كه اهل سنت چه دل پر خوني از اين وهابي ها دارند و قلبشأن براي شيعه ها و سني هاي دارد مي تپد) نه تنها كوچك ترين حركتي در دفاع از فلسطيني ها نكردند؛ بلكه مفتي اعظم عربستان سعودي جناب آل شيخ فتوا داد هرگونه تظاهرات در عربستان سعودي به نفع مسلمانان فلسطيني نوار غزه حرام و بدعت است.

حتي در داخل عربستان گفت: كسي حق تظاهرات ندارد.

در قضيه جنگ ٣٣ روزه اين آقايان براك و حوالي همه فتوا دادند كه نه تنها كمك به حزب الله حرام است، دعا كردن براي پيروزي حزب الله هم حرام است.

وزير امور خارجه عربستان سعودي همان زمان مسافرتي داشت به فلسطين اشغالي و رسماً اعلام كرد كه اسرائيل عليه لبنان وارد جنگ شود و تمام هزينه جنگ را عربستان سعودي تأمين مي كند.

اين كه اين آقايان خانه حضرت خديجه را ويران مي كنند و آثار نبوت را در مكه و مدينه ويران مي كنند؛ ولي قلعه خيبر را در بيابان به عنوان آثار باستاني نگه مي دارند، از اينجا پي توان بردن كه در دريا چه طوفان است.

خيلي از مسائل است كه ما نمي توانيم بگوئيم؛ چون شبكه ما شبكه سياسي نيست و به قدري دردها در سينه داريم كه فعلاً اين ها را در سينه فرو مي بريم و دنبال فرصتي هستيم يا بياباني برويم و يك چاله بكنيم و دردهاي دلمان را به آن چاله ها بگوئيم.

مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز.

اگر روزي كار به جايي برسد كه اين پرده ها برون بيافتد، آقايان خواهند ديد كه قضيه از چه قرار است.

مجري

كوه آتش به جگر دارد اگر خاموش است.

استاد قزويني

ما بعد از ١٤٠٠ سال مظلوميت امير المؤمنين را داريم هر روز بيش از روز ديگر مشاهده مي كنيم.

حضرت فرمود كه:

ما زلت مظلوما منذ ولدتني أمي

علل الشرائع، الشيخ الصدوق، ج١، ص٤٥

انشاء الله منتقم خون مظلو مان حضرت بقية الله الاعظم بيايد و در آن هنگام قضيه روشن خواهد شد.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد به ويژه به آبروي زهراي مرضيه، به آبروي زهراي مرضيه، به آبروي زهراي مرضيه، هر چه سريع تر فرج مولاي ما، ولي عصر ما، تاج سر ما، اميد قلب ما، حضرت ولي عصر را نزديك نموده و ما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده .


اللهم عجل لوليك الفرج