سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٣٩ - بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي

بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي

کد مطلب: ٥٣٧٢ تاریخ انتشار: ٢٦ مرداد ١٣٩١ تعداد بازدید: ٥٣٥٤ سخنراني ها » شبکه ولايت بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
حبل المتين ٩١/٠٥/٢٦

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٢٦ / ٠٥ / ٩١

مجري:

اخيراً عبد الشيطان دمشقيه در شبكه هاي وهابيت مباحثي را مطرح كرده و نسبت به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها توهين كرده است كه من شرمم مي آيد آن را مطرح كنم و فقط بايد به صورت كلي مي خواستم كه اين جسارت و بي احترامي را كه توسط اين آقاي عبد الشيطان صورت گرفته، شما مطرح كنيد و بيانيه هايي را كه مراجع ما اعلام كردند خدمت دوستان بيان كنيد.

استاد قزويني:

واقعاً بعضي از قضايايي كه در جهان معاصر مي گذرد، مايه تأسف و تأثر است كه اگر ما در لابه لاي تاريخ مي خوانديم نسبت به اهل بيت جسارت و اهانت مي كردند و بالاي بيش از ٧٠ هزار منبر اميرالمومنين را سب و لعن مي كردند، توسط بنيانگذاران شجره ملعونه در قرآن و در رأس آن معاوية بن ابي سفيان. مي گفتيم آن زمان امكان دسترسي به حقايق و اطلاع رساني نيست و مردم بي توجه و بي اطلاع هستند ولي در عصر تشعشع طلايي اطلاعات و عصر رسانه كه اينترنت و ماهواره دنيا را به يك دهكده بلكه به يك سالن اجتماعات مبدل كرده است انسان مي بيند كه بعضي از اين ته مانده هاي خوارج و نواصب بغض و عداوت خود را نسبت به اهل بيت عليهم السلام هر روز به يك نوعي ابراز مي كنند و اين واقعاً جاي تأسف و تاثر است.

ولي اين را بدانند و ما بارها گفتيم كه گذشت آن زماني كه اميرالمومنين نتواند صداي خود را به گوش مردم برساند و در بيابان ها با چاه درد دل كند، گذشت آن زماني كه صداي صديقة طاهره پشت در خانه اش با

يا ابتا رسول الله

اعلام شود. امروز خدا را شاكر هستيم شيعه در عرصه بين الملل حضور فعال دارد، شيعه رسانه دارد، شيعه زبان گويا دارد، شيعه بيان و منطق رسا دارد و اجازه نمي دهد اين خوارج و ته مانده هاي نواصب جولان بدهند و به حول و قوه الهي، شيعه رسوا مي كند و كاري مي كند كه اين ها آبرو و حيثيتشان كه همه چيزشان است، از دست بدهند.

نسبت به همين فردي كه جناب آقاي محسني گفتند (عبد الشيطان)، ديشب يكي از بينندگان مي گفت: چرا شما به ايشان عبدالشيطان مي گوييد؟ آيا اهانت به عبد الرحمن نيست ؟

مي گويند: افرادي كه كچل هستند اسمشان را زلف علي مي گذارند و اين منطق قرآن است در سوره يس به صراحت مي گويد :

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آَدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ.

آيا ما عهد نكرديم كه شما عبدالشيطان نباشيد و او را عبادت نكنيد.

سوره يس آيه ٦٠

كساني كه مانند اين آقا هرگونه جسارتي را به حضرت زهرا و حضرت امير و ديگر بزرگان مي كننند و فتوا به قتل و تخريب حرم سيدة زينب مي دهد، آيا اين غير از عبادت شيطان چيز ديگري است؟

ما وقتي به اين آقا عبدالشيطان مي گوييم مي ترسيم شيطان هم ناراحت شود ما در بعضي از روايات داريم كه خيلي عجيب است .

من ٣٢ سال قبل نذري داشتم كه يك دوره بحار الانوار را از اول تا اخر به دقت مطالعه كنم، فصل تابستان بود و تصميم گرفتيم كه به نذرمان عمل كنيم و ٣ ماه تابستان را كه در يك منطقه ييلاقي بوديم و فرصت خوبي هم داشتيم هر روز يك جلد از آن را مطالعه و نوت برداري مي كردم و بركت خاصي هم داشت. در اين ٣ ماه كه اين كتاب را مطالعه كردم، چند روايت براي من خيلي تكان دهنده بود :

روايتي است از امام صادق سلام الله عليه كه مي فرمايد :

من روي علي مؤمن رواية يريد بها شينه وهدم مروته ليسقط من أعين الناس.

هركس سخني بگويد بر ضد يك مؤمن و بخواهد با آبروي او بازي كند و هتك حرمت كند،

أخرجه الله من ولايته إلي ولاية الشيطان فلا يقبله الشيطان.

خدا همچين فردي را از تحت عبوديت و ولايت خود خارج مي كند و تحت ولايت و عبوديت شيطان مي كند ولي شيطان هم او را نمي پذيرد.

الكافي - الشيخ الكليني، ج ٢، ص ٣٥٨

بحار الأنوار - العلامة المجلسي ، ج٧٢، ص ١٦٨

خيلي عجيب روايتي است بايد بگوييم :

ويل لمن كفره نمرود

ديشب بعضي از بينندها به اين آقا گفتند عبدالشيطان كه بيننده اي تماس گرفت و گفت چرا به ايشان عبد الشيطان مي گوييد ؟ من گمان مي كنم كه اين آقا از مصاديق همين روايت باشد كه واقعاً شيطان هم از اينكه به او بگوييم عبدالشيطان با توجه به سوابق و آثار اين آقا در سايت خود و اهانت ها و جسارت ها و هتاكي هايي كه نسبت به اهل بيت سلام الله عليهم دارد .

ما نمي دانيم اهل بيت چه چوب تري به اينها فروخته است؟ چه پدر كشتگي و عداوت و بغضي با اهل بيت دارند؟

آقا طوري روي صندلي نشسته و لم داده است كه از ادب انساني به دور است كه كسي كه مي خواهد صحبت كند براي مخاطبين خود ارزش قائل شود . و اين نشان دهنده اين است كه آنها از الفباي ادب انساني هم بهره اي نبردند .

اين منطق خود قرآن است كه بعضي ها را عبد الشيطان مي نامد، البته من نكته اي هم به ذهنم آمد كه بعضي از دوستان وقتي مي آيند نسبت به اهل بيت جسارت مي كنند، گاهاً عصباني و غضبناك مي شويم، مي گويند: فلاني با اين موقعيت علمي چرا عصباني مي شود و تصور مي كنند كه اگر كسي موقعيت علمي داشت به هيچ وجهي نبايد عصباني و ناراحت شود .

شخصي روحاني براي تبليغ به يكي از مناطق شاهسوند ها رفته بود و در آنجا به دستشويي رفت، مردم آنجا متعجب شدند و گفتند : آقا هم دستشويي مي رود؟ روحاني كه به دستشويي برود به درد امام جماعت نمي خورد و ما پشت سر او نماز نمي خوانيم .

اولاً: خود قرآن در سوره جمعه مي گويد :

مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا.

سوره جمعه آيه ٥

بعضي از افرادي كه نعثل هاي آن زمان بودند و به علم خود عمل نمي كردند، خداي عالم آنان را تشبيه به الاغ مي كند .

يا در سوره اعراف در رابطه با بلعم باعورا با اينكه فردي بوده كه مقرب درگاه خدا بوده و اسم اعظم الهي را داشته قرآن مي گويد :

أَخْلَدَ إِلَي الْأَرْضِ

يعني به جاي سربالايي، سرازيري رفت

وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ

داستان او مانند داستان سگ است .

سوره اعراف آيه ١٧٦

اين منطق قرآن است، و خداي عالم كه قابل نقد نيست. البته خداي وهابي ها قابل نقد است كه اين آقاي كارشناس مواد مخدر گفت خدا قابل نقد است ، قرآن قابل نقذ است و فقط تنها كسي كه قابل نقد نيست، ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب است.

حالا اگر نسبت به صحابه لطف كنند ٢ نفر از صحابه را هم مي گويند قابل نقد نيست :

١ عايشه ٢ عمربن خطابظف ولي اگر از اين ٢ نفر بگذرند حتي پيامبر و حضرت علي و عثمان و ديگران همه قابل نقد هستند.

اميرالمومنين كه مظهر ادب بوده است و حتي در ميدان جنگ مي گويد :

إني أكره لكم أن تكونوا سبابين.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج ٢ ص ١٨٥

شما ببنييند در خطبه ١٩ نهج البلاغه اشعث بن قيس اين مرد خبيث كه دارد :

كل فساد كان في خلافة علي ( ع ) ، وكل اضطراب حدث فأصله الأشعث.

سر منشأ تمام فساد در دوران خلافت اميرالمومنين، اشعث بن قيس بوده است.

اميرالمومنين مشغول صحبت است كه يك دفعه اين شخص اعتراض مي كند ، اميرالمومنين مي فرمايد :

عليك لعنة الله ولعنة اللاعنين.

بالاي منبر نشسته و مسجد كوفه از جمعيت موج مي زند اميرالمومنين مي فرمايد : اشعث بر تو لعنت خدا و لعنت لعنت كنندگان باد

حائك ابن حائك

حالا من در رابطه با اين نمي خواهم توضيح بدهم؛ چون نظرم غير از نظري است كه بعضي ها گفته اند : متكبر پسر متكبر

منافق بن كافر والله لقد أسرك الكفر مرة والاسلام أخري.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج ١، ص ٥٦

خوب ببينيد اين تعابير از اميرالمومنين است كه وقتي قضايايي را مي بيند، غير متوقع و فردي كه دارد توطئه مي كند و نعثل آن جمعيت بوده است كه شروع مي كند به كارشكني و توطئه چيني و اميرالمومنين با او اين چنين برخورد مي كند .

از آن طرف خود پيامبر اكرم شما ببنينيد، در كتب شيعه و سني شايد بيش از صد روايت داريم كه از غضب و عصبانيت پيامبر صحبت كرده است .

در تفسير طبري كه ابن تيميه تفسير طبري از تفاسير مورد اعتماد مي داند، آمده:

غضب رسول الله يوما من الأيام .

غضبناك شد و رفت بالاي منبر و فرمود: مردم خبر بدهم كه خانواده هاي پست چه كساني هستند؟ بعد گفت : فلاني مي داني پدر تو كيست ؟ پدر تو اين كسي كه مي گويي نيست و پدرت شخص ديگري بوده است.

پيامبر يكي يكي داشت همه را معرفي كرد كه عمر ديد اگر به اين شكل پيش برود:

گر حكم شود كه مست گيرند در شهر هر آنچه هست گيرند

آمد و افتاد پاي پيامبر را بوسيد

فقام إليه عمر فقبل رجله.

پاي پيامبر را عمر بوسيد

وقال يا رسول الله رضينا بالله ربا وبك نبيا وبالإسلام دينا وبالقرآن إماما فاعف عنا عفا الله عنك.

خلاصه اش اين است كه پرده ها را بالا مزن و بيش از اين ما را رسوا مكن.

تفسير الطبري، ج٧، ص٨١

البته من حرف زياد دارم نسبت به اين حرف ها ولي مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز .

فردي به نام كعب بن زهير بن ابي سلمي كه شعري مي گويد كه در آن شعر نبي گرامي صلي الله عليه و آله وسلم هجمه مي كند و مي گويد :

فلما بلغت أبياتههذه رسول الله غضب رسول الله.

غضبناك شد.

وأهدر دمه

و گفت اين كعب بن زهير مهدور الدم است.

قال: ومن لقي كعبا فليقتله

هركس او را ديد بكشد.

معرفة الصحابة، ج٥، ص ٢٣٧٨

اسد الغابة، ج ٤، ص ٥٠٢

در باره رسول خدا صلي الله عليه وآله قرآن مي فرمايد:

وَإِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ

سوره قلم آيه ٤

او هم عصباني مي شود و غضبناك مي شود وقتي كار زشتي را مي بيند و به قداست ها توهين مي شود .

عايشه همسر پيامبر است و وقتي پيامبر از خديجه حرف هايي مي زند و تمجيد مي كند از او عايشه عصباني مي شود و مي گويد :

ما أَكْثَرَ ما تُكْثِرُ ذِكْرَ خَدِيجَةَ

پيامبر ! چرا اين قدر از خديجه حرف مي زنيد؟

وقد أَخْلَفَ اللَّهُ لك من خَدِيجَةَ عَجُوزٌحَمْرَاءُ الشِّدْقَيْنِ قد هَلَكَتْ في دَهْرٍ

خدا يك زن جواني به جاي آن پيرزني كه دندانش افتاده بود به تو داده است.

فَغَضِبَ رسول اللَّهِ صلي اللَّهُ عليه وسلم غَضَبًا ما رَأَيْتُهُ غَضِبَ مثله قَطُّ.

خود عايشه مي گويد : پيامبر به گونه غضبناك شد كه اين چنين عصبانيتي در پيامبر من نديده بودم.

و حضرت مي فرمايد: بعد از خديجه مانند او خداي عالم نصيب من نكرد؛ يعني هيچكدام شما به پاي خديجه نمي رسيد

المعجم الكبير، ج ٢٣، ص ١١

هيثمي هم در مجمع الزوائد ج ٩ ص ٢٢٤ مي گويد روايت صحيح است.

يا در بعضي از روايت ها كه ما به مناسبت رحلت حضرت خديجه عرض كرديم كه عايشه مي گويد وقتي كه من نسبت به خديجه بي احترامي كردم:

فغضب حتي اهتز مقدم شعره من الغضب.

پيامبر عصباني و غضبناك شد به طوري كه موي سرش سيخ شد.

الاستيعاب، ج٤، ص ١٨٢٤

اسد الغابة، ج ٧ ، ص ٩٥

الوافي بالوفيات، ج ١٣، ص ١٨٢

پس اين قضايا بوده و اينكه اگر كسي بحث هاي علمي كرد، نبايد عصباني شود اشتباه است، بله عصبانيت بي خود اشتباه است ولي وقتي مي آيند به مقدس ترين مقدسات ما اهانت و بي حيايي مي كنند و شرف و وجدان را زير پا مي گذارند جاي عصبانيت دارد، قضيه اميرالمومنين قضيه شيعه نيست.

نمي دانم كه چه هيزم تري از اميرالمومنين دريافت كردند كه حتي

فزت و رب الكعبه.

أنساب الأشراف، ج ١، ص ٣٧٣

را هم براي علي زياد مي بينند.

حتي قضاوت علي را هم زياد مي دانند با اينكه در خود صحيح بخاري است كه:

اقضاكم علي .

قوي ترين فرد در قضاوت علي بن ابي طالب است.

يعني شما ببنيد اين آقايان در رابطه با خليفه دوم همين آقا آمده يك شب مفصل ٢٠ مورد روايت داريم كه پيامبر با عمر اختلاف داشت و جبرئيل آمد رأي عمربن خطاب را قبول كرد.

ولي اگر ما يك مورد پيدا كنيم كه فرض در قضيه اي بين حضرت رسول و حضرت امير اختلاف بود و خدا آمد نظر علي را تاييد كرد، از آن پس شيعه مي شود لا مذهب، مهدور الدم، نجس و مال و جان و همه چيزش مباح مي شود.

اگر مابياييم بگوييم:

لولم ابعث لبعث علي بن ابي طالب

تمام هفت آسمان را بر سر شيعه خراب مي كنند ولي اگر آمدند گفتند كه پيامبر فرموده :

لو لم أبعث لبعث عمر.

اگر من مبعوث نمي شدم جناب عمر مبعوث مي شد، هيچ اشكالي نداشت.

فيض القدير، ج ٥، ص ٣٢٥

به يكي از مراجع عظام گفتند: چرا نام علي بن ابي طالب در قران نيامده است ؟

گفت : آنهايي كه به پيامبر گفتند:

ان الرجل ليحجر.

پيامبر هذيان مي گويد

منهاج السنة النبوية ج ٦، ص ١٩

آيا از اين ها بعيد بود كه بگويند جبرئيل هذيان گفته است يا خدا در اينجا اشتباه و خطا كرده است و حالا به خاطر اشتباهي كه خداي عالم كرده است پاداشي هم خدا مي برد.

اما نسبت به سؤال آقاي محسني و اهانتي كه اين فرد خبيث و پليد نسبت به زهرا مرضيه سلام الله عليها كردند، ديشب دوستان ما بخشي از جوابيه ها را دادند و بعضي از مراجع ما هم رسماً بيانيه دادند:

بيانيه آيت الله سيد محمد صادق روحاني كه در سايت ايشان است درباره اسائه ادب برخي از ناصبي ها به حضرت فاطمه سلام الله عليها:

با دلي آكنده از درد خبر دار شدم كه شخصي به نام عبد الرحمن دمشقيه جايگاه رفيع صديقة طاهره عليه آلاف التحية و الثناء را مورد اهانت قرار داده است و در اين جسارت عظيم از هيچ اقدام و سخن زننده اي فروگذار نكرده است و هيچ اعتنايي هم به اعتقادات صدها ميليون مسلمان نسبت به جايگاه شريف و منزلت بالاي آن حضر ت عليه السلام ننموده است و من باتوجه به مسئوليت شرعي خود از تمام مسلمان جهان به خصوص سران دولت هاي اسلامي و علماي جهان اسلام مي خواهم در قبال اين ناصبي كه به حريم رسول خدا و اميرالمومنين تجاوز كرده، موضع سريع و قطعي اتخاذ كنند در غير اين صورت همگي در جرم گناه آشكار او شريك هستند، واقعاً نمي دانم وقتي حرمت دختر پيامبرشان هتك شده است آنان با چه رويي مي خواهند با پيروان ساير اديان مواجه شوند. پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله پيش چشم همه جهانيان مورد اهانت قرار مي گيرد و آنان هيچ حركتي نمي كنند با وجود اينكه اگر اين اتفاق براي يكي از دختران خود مي افتاد لحظه اي از پا نمي نشستند و نمي دانم با چه زباني در روز قيامت پاسخگوي رسول خدا صلي الله عليه و آله خواهند بود زماني كه آن حضرت امتش را فرا مي خواند و در برابر سكوت شرم آور و موضع گيري حقيرشان در برابر هتك حرمت ساحت سيدة نساء العالمين از آنان بازخواست مي كند.

تا ايشان مي فرمايد:

در پايان عرض تسليت به ساحت مقدس بقية الله الاعظم ارواحنا فداه را لازم مي دانم كه بگويم اين ناصبي خبيث مهدور الدم است و جان او و افرادي كه جسارت او را تاييد كرده اند هيچ ارزش ندارد؛ مگر آنكه فورا از جنايت شنيع خود به درگاه الهي نسبت به پيامبرش و صديقة طاهره و همه مسلمانان عذر بخواهند.

وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ

سوره شعراء آيه ٢٢٧

محمد صادق حسيني روحاني ٩ رمضان ١٤٣٣

http://www.rohani.ir/page-١٧٢٣.htm

وقتي يك فردي اين چنين شروع به جسارت و اهانت مي كند كه به قول آقاي محسني خجالت مي كشم بيان كنم و اگر بنا باشد عمل مباح باشد ما هم خيلي مي توانيم حتي نسبت به مقدس ترين افراد شما مثال بزنيم.

ما مي توانيم نسبت به خودتان و مادرانتان و دختران و همسرانتان مثال بزنيم ولي حيا مانع ما مي شود، نكنيد والله به صلاح شما نيست و شما رسوا تر مي شويد، بني اميه اين شجره ملعونه در قرآن چه نسبت به اهل بيت كردند ؟ ولي ببينيد الآن اهل سنت نسبت به بني اميه چه قضاوتي دارند و نسبت به اهل بيت چه قضاوتي دارند.

مجري :

ما مي خواستيم بگوييم وقتي كه حب اميرالمومنين نشانه پاكي ولادت است و بغضش نشانه حرام زادگي و عدم طيب ولادت است و از طرفي هم مي بينيم كه در تاريخ كساني بودند كه نسبت به اهل بيت جسارت مي كردند و اينها را وقتي نگاه مي كرديم مي بينيم كه نسب آنها مشكل داشته است مانند معاويه، عمرو عاص و همين آقاي عبد الشيطان كه اين گونه جسارت مي كند.

ما مي خواستيم لطف بكنيد و براي بينندگان عزيز اين ارتباط را برقرار كنيد.

استاد قزويني:

عبارتي كه جناب گنجي شافعي و ديگران از ابوسعيد خدري آوردند كه :

كنا نبور اولادنا بحب علي بن ابي طالب رضي الله عنه فاذا رأينا احدهم لا يحب علي بن ابي طالب علمنا انه ليس منا و انه لغير رشده.

ما انصار امتحان مي كرديم فرزندان خود را با محبت علي عليه السلام و اگر بچه اي به دنيا مي آمد و علي را دوست نداشت، مي فهميديم اين زنا ناده است و از نسل ما نيست .

اسني المطالب ص ٥٧-٥٨

جالب اين است كه اين مطلب را ابن اثير در النهاية كه از كتاب هاي معتبر اهل سنت است آورده است .

آقاي ابن منظور در لسان العرب، زبيدي در تاج العروس خود كه كتاب لغت است اين مطلب را نقل مي كند .

از طرفي هم مي بينيم در كتابهاي معتبر اهل سنت اين مطالب نقل شده است و گناه ما چيست وقتي مسلم در صحيح خود كه بعد از قرآن صحيح ترين كتاب است حديث ٦١١٤ ج ٧ ص ١٢٠ نقل مي كند: كه وقتي مي آيد و با سعد بن ابي وقاص مواجه مي شود:

أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بن أبي سُفْيَانَ سَعْدًا فقال ما مَنَعَكَ ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ

دستور داد سعد كه علي را ناسزا بگويد و گفت چرا ناسزا نمي گويي ؟

صحيح مسلم، ج٤، ص١٨٧١

در اين روايت آقاي مسلم، مفعول به را حذف كردند ولي آقاي ابن تيميه زحمت كشيدند و در منهاج السنة ج ٣ ص ١٥ مفعول به را هم آورده است كه :

أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا بالسب فأبي

معاويه به سعد بن ابي وقاص دستور داد كه علي را ناسزا بگو.

فقال ما منعك أن تسب علي بن أبي طالب

چرا به علي فحش نمي دهي؟

منهاج السنة النبوية، ج٥، ص٤٠

گويا يك نماز و حج واجبي از سعد بن ابي وقاص ترك شده است .

آقاي دكتر عبدالله غنيمان در مختصر منهاج السنة مفصل اين قضيه را آورده است كه تلخيصي از منهاج السنة است.

جناب شاهين از علماي معاصر اهل سنت است كتابي دارد در شرح صحيح مسلم به نام فتح المنعم في شرح صحيح مسلم ج ٩ ص ٣٣٢ مي گويد :

امر معاوية بن ابي سفيان سعدا المامور به محذوف

مسلم مفعول به را حذف كرده است .

لصيانة اللسان عنه

براي اينكه مردم به معاويه بدبين نشوند .

و التقدير امره بسب علي رضي الله عنه.

علي بن ابي طالب رضي الله را معاويه رضي الله عنه لعن مي كرده است .

خيلي جالب است، مثل قضيه حجر بن عدي كه از صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله كه به دست معاويه رضي الله عنه به شهادت رسيده است . خيلي عجيب است واقعاً، ما نمي دانيم كه چه كسي بايد اين معماها و پارادوكس ها را حل كند.

علي بن ابي طالب رضي الله عنه را معاويه رضي الله عنه فحش مي داده است.

ابن كثير دمشقي در البدايه مي گويد :

معاويه وقتي حج را انجام داد دستور داد سعد بن ابي وقاص بيايد به ديدن او، وقتي سعد بن ابي وقاص پيش معاويه آمد، معاويه شروع كرد به علي بن ابي طالب فحش دادن ، سعد عصباني شد و گفت :

ادخلتني دارك واجلستني علي سريرك ثم وقعت في علي تشتمه.

من را آوردي اينجا نشاندي كنار تخت خود و به علي ناسزا و فحش مي دهي؟

البداية والنهاية، ج ٧، ص٣٤١

يا جالب تر از همه اينها كه در تاريخ طبري است باب اجتماع الحكمين مي گويد :

معاوية فكان إذا قنت.

وقتي قنوت مي كرد.

لعن عليا وابن عباس والأشتر وحسنا وحسينا

تاريخ الطبري، ج٣، ص ١١٣

بايد بگوييم معاويه رضي الله عنه علي رضي الله عنه و ابن عباس و امام حسن و امام حسين رضي الله عنهم را لعنت مي كرده است.

آيا كسي كه حلال زاده باشد و از نسل پدرش باشد مي آيد نسبت به اميرالمومنين و امام حسن و امام حسين لعن و ناسزا مي گويد؟ والله نمي دانم آقايان فرداي قيامت چه جوابي دارند؟

امير المومنين در نهج البلاغه نامه ١٧ كه به معاويه كه نامه مي نويسد مي گويد:

معاويه، مهاجر با طلقا يكسان نيست؛ يعني تو جزء طلقا هستي و پيامبر بايد تمام شما را گردن مي زد و اسير اسلام مي بوديد ولي پيامبر منت گذاشت بر شما و گفت :

انتم الطلقا.

معرفة السنن والآثار، ج٧، ص ٦٤

و گرنه شما با آن جناياتي كه ٢١ سال عليه اسلام كرده بوديد؛ حتي اگر پيامبر فقط خون حضرت حمزه را از دودمان بني اميه بگيرد معاويه و برادرش و يزيد و ابوسفيان تمامش را بايد گردن مي زدند ولي پيامبر منت گذاشت بر آنها.

اميرالمومنين مي گويد: شما جزء طلقا هستيد ولي من مهاجر هستم:

ولا الصريح كاللصيق.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع )، ج ٣، ص ١٧

من پدر و مادرم كاملاً مشخص است. معاويه، پدرت كيست؟ آيا تو كه بچه كنار راه هستي خودت را با من مقايسه مي كني؟

شما ببينيد خود دكتر صبحي صالحي از علماي اهل سنت است و نهج البلاغه نوشته است و در ذيل اللصيق مي گويد:

الملصق بغير ابيه.

كسي كه منتسب به غير پدرش است.

يعني حرامزاده و زنا زاده است.

نهج البلاغه پاورقي شماره ٣٤١٨

اختيار مصباح السالكين ص ٤٨٦ مي گويد :

خالص النسب . واللصيق: الدعيّ

لصيق؛ يعني كسي كه زنا زاده است و جالب اينجا است كه خود سبط ابن جوزي يكي از علماي بزرگ اهل سنت است كه ذهبي و ديگران او را امام تعبير كردند ايشان در تذكرة الخواص ص ١١٦، نقل مي كند كه امام حسن سلام الله عليه كه با معاويه رو در رو شد و گفتگو داشتند، به معاويه گفت:

قد علمت الفراش الذي ولدت في.

آيا ميداني تو پدرت چه كسي است و نطفه ات از چه كسي بسته شده است ؟

قال يقال انه من اربعة من قريش

وقتي معاويه به دنيا آمد ٤ نفر سر آن دعوا مي كردند.

امارة بن وليد مي گفت اين بچه از نطفه من است، مسافرة بن ابي عمرو مي گفت از نطفه من است، ابوسفيان مي گفت از نطفه من است و عباس بن عبد المطلب هم مي گفت از نطفه من است؛ يعني ٤ نفر دعوا داشتند كه معاويه فرزند كداميك است.

خود زمخشري در ربيع الأبرار صراحتاً مي گويد :

وكان معاوية يعزي إلي أربعة.

معاويه نسبت داده مي شود به ٤ پدر.

ربيع الأبرار ونصوص الأخبار - الزمخشري - ج ٤، ص ٢٧٥

مراجعه كنيد ببينيد واقعاً اين قضايايي كه نقل شده صحت دارد يا نه .

جالب است حسان بن ثابت كه از شعراي به نام عصر نبوت است، عمر بن خطاب به حسان گفت: حسان! نديدي هند مادر معاويه در جنگ احد چه شادماني مي كرد و اي كاش بودي و هجوهاي او را جواب ميدادي. حسان بن ثابت همان جا شروع كرد به شعر گفتن :

أشرت لكاع وكان عادتها لؤما إذا أشرت مع الكفر

لعن الإله وزوجها معها هند الهنودعظيمة البظر

زن بدكاره و پليدي كه از خود نشان داد و عادت او پستي بود؛ زيرا پليدي را با كفر هند همگام كرده بود و خداي عالم لعنت كند او و شوهرش را؛ هندي كه آلت زنانه اش بزرگ بوده است.

زعم الولائد أنها ولدت ولدا صغيرا كان من عهر

همه مي دانند كه ايشان فرزندي كه به دنيا آورده بود، از زنا بوده است .

ونسيت فاحشة أتيت بها يا هند ويحك سبة الدهر

هند! آيا فحشايي كه انجام دادي فراموش كردي؟ واي بر تو مايه آبرو ريزي زمانه شدي.

تمام زن هاي قابله مي دانندكه فرزند او فرزند نامشروعي بوده است .

تاريخ الطبري، ج ٢، ص٧٠

ديوان حسان بن ثابت، ج ٢، ص ٧٠

الأغاني، ج ١٥، ص ١٩٢

و جالب اين است كه معاويه نامه اي نوشت به زياد بن ابيه كه خود زياد بن ابيه مادرش كه مشخص است، سميه است؛ ولي پدرش معلوم نبود و ابوسفيان هم آمد و گفت اين فرزند من است به خاطر رابطه نامشروعي كه با سميه داشته ام، اين بچه از من است و اين قضيه داستان بلندي دارد كه معاويه هم آمد و زياد را برادر خطاب كرد و گفت كه او برادرمن است و از نطفه پدرمن است .

نامه نوشت معاويه به زياد بن ابيه گفت: بيچاره! تو پدر نداري و فقط مادرت مشخص است كه چه كسي است، زياد بن ابيه جواب نوشت كه :

وأما تعييرك لي بسمية فإن كنت أبن سمية فأنت أبن جماعة.

اگر من فرزند سميه هستم، اقلاً مادرم معلوم است؛ ولي تو فرزند چند نفر هستي و پدرت گروهي بوده است.

شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد، ج١٦، ص١٨٣

در تاريخ، شير زن هايي بودند كه واقعاً طوفان كردند و موج آفريدند، مانند سوده كه در برابر معاويه مي آيد و آنچنان با شجاعت حرف مي زند تمام تار و پود معاويه به لرزه مي افتد و يكي از اين شير زن هايي كه واقعاً نامش در تاريخ مانده است، غانمه دختر غانم است كه از زنان بني هاشم است. وقتي به گوش اين شيرزن رسيد كه معاويه و عمروعاص نسبت به اميرالمومنين و امام حسن و امام حسين و ديگر بني هاشم ناسزا مي گويند گفت: من اگر چنانچه دستم برسد به معاويه و عمرو عاص حقشان را كف دستشان مي گذارم.

غانمه ساكن مكه و برادرش در مدينه بود، آمده بود منزل برادرش مهماني، از آن طرف هم معاويه اتفاقاً در مدينه بود وقتي معاويه مي شنود كه غانمه آن زن شجاع و سخنور در مدينه است، گفت: فرشي پهن كنيد و اينجا را سرو سامان دهيد و به يزيد گفت: برو به غانمه بگو: پدرم معاويه مي گويد بيا تا با هم ديداري داشته باشيم، يزيد آمد در زد غانمه دم در امد و گفت :

فقالت : من أنت كلأك الله ؟

تو كي هستي؟

قال : يزيد بن معاوية .

قالت : فلا رعاك الله يا ناقص لست بزائد

تو چيز اضافه اي نداري غير از نقص.

يزيد خيلي جا خورد و آمد به پدر خود خبر داد

فأتي أباه فأخبره

پدرش گفت: كارت نباشد اين زن از زن هاي عادي نيست.

غانمه به مجلس معاويه آمد و همين كه رسيد، معاويه به او سلام داد

فقالت : علي المؤمنين السلام وعلي الكافرين الهوان.

سلام و درود بر مومنين و خواري بر كفار باد.

ثم قالت : من منكم ابن العاص ؟

عمرو عاص كيست ؟

قال عمرو : ها أنا ذا

عمروعاص گفت من هستم

فقالت : وأنت تسبّ قريشاً وبني هاشم

تو هستي كه به بني هاشم و قريش فحش مي دهي ؟

وأنت أهل السب وفيك السبّ وإليك يعود السبّ يا عمرو

تو خودت اهل فحش دادن هستي و تمام فحش ها هم به تو بر مي گردد .

إني والله لعارفة بعيوبك وعيوب أمك

تمام عيب هاي خودت و مادرت كف دست من است .

وإني أذكر لك ذلك عيباً عيبا

دانه دانه عيب هايت را برايت مي شمارم .

ولدت من أمة سوداء مجنونة حمقاء

مادرت يك كنيز سياه و ديوانه و احمق بوده است

تبول من قيام

مادرت هميشه ايستاده قيام مي كرده است.

ويعلوها اللئام

مردان پست هم همواره بر مادرت سوار مي شدند.

إذا لامسها الفحل كانت نطفتها أنفذ من نطفته

اگر مردان زنا كاري با مادرت زنا مي كردند، نطفه مادرت كثيف تر بود از نطفه آنها.

ركبها في يوم واحد أربعون رجلاً

عمرو عاص، بر مادر تو در يك روز ٤٠ نفر زنا كردند.

چقدر زيبا گفته است و واقعاً هيچ چيز جا نگذاشته است.

وأما أنت

و اما تو

فقد رأيتك غاوياً غير راشد ومفسداً غير صالح

تو يك آدم گمراه و مفسد هستي

ولقد رأيت فحل زوجتك علي فراشك فما غرت

عمرو عاص تو رفتي ديدي يك اجنبي با زنت در حال زنا است ولي هيچ غيرتي نداشتي كه از ناموست دفاع كني.

ولا أنكرت

و نگفتي اين ناموس من است

بعد شروع كرد نسبت به معاويه سخن گفتن كه داستان مفصلي دارد.

المحاسن والمساوي، ج١، ص ٧٥

اين عمروعاص دشمن علي بن ابي طالب، دشمن اهل بيت، دشمن اهل بيت و دشمن امام حسن و امام حسين است .

شما ببينيد دانه دانه كساني كه با اهل بيت بناي ناسازگاري داشتند اگر تفتيش كنيد آنها را همان طوري كه در روايت امام صادق خوانديم ما كه كساني كه نسبت به اهل بيت بد مي گويند اگر نسب آنها را تفتيش كنيد يا زنا زاده هستند يا نطفه شان در حال حيض منعقد شده است .

اين چيزي است كه ثابت است و اين چند نمونه اي كه ما ذكر كرديم و نمونه ها زياد است از كساني كه دشمني با اميرالمومنين و اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم داشتند.

ما يقين داريم كه اين آقايان اگر يك آزمايش DNA بدهند و خون پدرشان را هم آزمايش كنند، مشخص است كه از نسل بني اميه شجره ملعونه در قرآن هستند.

اين آقا خودشان اقرار كرده اند كه وقتي جوان بودند همجنس باز بودند، خوب كسي كه اين گونه بوده باشد، چيزي جز عداوت با اميرالمومنين و حضرت زهرا سلام الله عليها از او ساخته نيست.

از كوزه همان تراود كه در اوست

حتي ديشب دوستان ما از يكي از علماي بزرگ اهل سنت كليپي را پخش كردند كه خود اين آقا مي گويد ايشان فساد اخلاقي داشته است و به همين دليل از الازهر اخراج شده است.

لطفا كليپي را كه براي خود آقايان اهل سنت است را پخش كنيد تا براي بينندگان عزيز قضيه روشن شود.

پخش كليپ:

؟؟؟

استاد قزويني:

اين اعترافي است كه خود آقايان مي كنند و اين كاملاً واضح و روشن است و كسي كه همچين سوابقي دارد، اگر نيايد و نسبت به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت نكند جاي تعجب دارد و گرنه اين مسائل از اين افراد طبيعي است.

مجري:

وقتي خداوند حب اميرالمومنين را نشانه حلال زادگي و بغض او را نشانه نفاق مي داند، يك رابطه مستقيمي است و من درخواست مي كنم به شخصيت هاي علمي كه حتي بتوانند مقالات و پايان نامه هاي علمي داشته باشند كه آيا افرادي كه در طول تاريخ با اهل بيت نفاق و بغض و كينه داشتند و ناصبي بودند نسب اينها را رصد كنند كه آيا اين گونه بوده است يا نه آنگاه ادعاي پيامبر اكرم اثبات خواهد شد كه حتي يك استثنا نخواهند كه داشت كه هركسي كه با اميرالمومنين دشمني و بي ادبي كند مشخص است اصل او مشخص مشكل دارد و اين هم گفته رسول الله است و گفته وحي است.

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي

سوره نجم آيه ٣

البته ما آقايان اهل سنت را كه محب آقا اميرالمومنين هستند، از ناصبي ها كاملاً جدا مي دانيم و خود برادران اهل سنت هم اين را اعلام كردند و مي دانند. فقط تعداد معدودي كه عمدتا در اين شبكه هاي وهابي جيره خوار استكبار و چاه هاي نفت هستند، پول مي گيرند و اين گونه با اهل بيت رسول خدا دشمني مي كنند و البته انشاء الله خداوند هم پاسخ گوي آنها خواهد بود.

استاد قزويني :

با توجه به صحبتي كه شما كرديد، ما حاضريم يك مسابقه مقاله خواني بگذاريم كه هر كدام از بيندگان عزيز ما بيايند و مقاله اي را بنويسند و حداقل ١٠ نفر از مخالفين اهل بيت را كه نسب شان مشكل داشته است، بيان كنند كه ما براي ٥ نفر جايزه اي قرار مي دهيم.

براي نفر اول ٣ ميليون تومان، براي نفر دوم ٢ ميليون تومان، نفر سوم ١ ميليون تومان و نفر چهارم و پنجم هم نفري ٥٠٠ هزار تومان و اين را ما حاضريم هر كدام از بينندگان عزيز مقاله بنويسند و حداقل ١٠ نفر از كساني را كه با اهل بيت عداوت داشتند و از نسل پدرشان نبودند و يك تحقيق خوب و ميداني انجام دهند و براي ما بفرستند. چه از عزيزان شيعه و چه از عزيزان اهل سنت؛ چون اينجا بحث شيعه و سني نيست ، بحث اينكه اميرالمؤمنين سلام الله عليه عداوتش نشانه نفاق و نشانه حرام زادگي است.

ما از كتابه هاي اهل سنت آورديم و از كتب شيعه نقل نكرديم.

بيننده: رجبي از شيراز

روي ماه شما را از اينجا مي بوسم، بنده ٧ ماه است كه پشت خط هستم تا با شما صحبت كنم و خواستم كه ٢ تا مطلب را بگويم .

اول اينكه من هميشه در ذهنم بود كه خدايا چطور مي شود كه ما افراد حرامزاده را ببينيم و از آنجا كه خداوند ستار العيوب است و عيب ها را مي پوشاند خيلي جالب است كه بعضي ها با وجودي كه خداوند ستار العيوب است و عيب ها را مي پوشاند خودشان اينقدر كثيف و پليد هستند خودشان و مادرشان را رسوا مي كنند و اين خيلي براي من جالب بود كه با وجود ستاريت خداوند خودشان اينقدر پليد هستند با توهين اهل بيت ماهيت خودشان و مادرشان را نشان مي دهند.

استاد قزويني :

البته جناب آقاي رجبي در دعاي افتتاح جمله خيلي جالبي است كه :

أيقنت أنك أرحم الراحمين في موضع العفو والرحمة.

خدايا يقين دارم در جاي بخشش، بخشنده ترين و مهربان ترين هستي

وأشد المعاقبين في موضع النكال

و شديد ترين انتقام گيرنده و عذاب كننده هستي، آنجايي كه بخواهي نسبت به فردي غضب كني و او را رسوا و عذاب كني.

مصباح المتهجد - الشيخ الطوسي، ص٥٧٨

بيننده :

بله.

مطلب ديگر هم اينكه اينها الآن جديداً تشكيك كردند كه قبر حضرت علي در نجف نيست، مي خواستم بگويم كه به اين دليل كه حضرت علي در خانه كعبه به دنيا آمده است اينها بعيد نيست كه چند وقت ديگر بگويند اين كعبه اي كه ما نماز مي خوانيم، كعبه ديگري است و اشتباه است و مكان ديگري را براي كعبه مشخص كنند؛ چرا كه حضرت علي عليه السلام در خانه كعبه متولد شده است، بعيد نيست كه اين آقايان بگويند كه كعبه واقعي اين نيست، نماز خواندن به سمت آن اشتباه است و بايد به سمت ديگري نماز خواند.

خدا انشاءالله كه در دنيا و آخرت رسوايشان كند.

بيننده : حاجي رسول از دهلران(اهل سنت)

حاج آقاي قزويني! يك سؤالي بپرسم شما خدا حفظ كند پدر و مادرتان زنده هستند؟

استاد قزويني :

نه به رحمت خدا رفته اند.

بيننده :

خدا رحمت كند پدر را و خدا رحمت كند مادرت را كه شير به شما دادند، من دفعه قبل كه با شما تماس گرفتم گفتم: آقاي قزويني؛ ولي الان مي گويم، حاج آقاي قزويني خدا رحمت كند پدر و مادرت را.

يك عذر خواهي هم به شما بدهكار هستم؛ چون شما را رافضي خواندم حتي در شبكه كلمه هم رفتم و شما را رافضي خواندم. البته بنده را ببخشيد ولي واقعاً حاج آقا خدا مادرت را رحمت كند با آن شير حلالي كه به شما داده است كه شما آرامش را به ما برگردانديد.

من آقاي خدمتي را دوست دارم؛ چون شكل و شمايلش شبيه برادرم است، ولي به ايشان گفتم پيغام من را به آقاي حيدري برساند ولي نرساندند.

اين آقاي حيدري ادعاي مولوي و ادعاي علم و دانش و فضيلت مي كند آمده است از حضرت عايشه مايه گذاشته است و من هم به آقاي خدمتي گفتم كه به حيدري بگوييد كه اگر شما سواد داريد مناظره كن و درس بده ولي اگر سواد نداري، خدا لعنتت بكند كه از حضرت عايشه رضي الله عنها مايه بگذاريد. باز هم مي گويم كه خدا امواتت را رحمت كند.

ما را يادت آمد حاج آقا ؟

استاد قزويني :

بله بله كاملاً.

بيننده :

زنگ زدم درباره آن صحبتي كه امام خميني فرموده بود، صحبت كردم و از بچه ها هم سؤال كردم گفتند كه اين را آخوند سيدها گفتند.

يك مطلب ديگر هم بگويم كه من ديگر با اين كارهايي كه اينها كردند اين باعث شد كه من كلمه رافضي را از روي شما بردارم، اول به خاطر كاري كه آقاي حيدري كرد و دوم اينكه ما حضرت فاطمه رضي الله و سلام الله عليها جان ما است و ما حضرت فاطمه و عايشه را از هم جدا نمي دانيم و خدا انشاء الله آقاي دمشقيه را به خواري و ذلت گرفتار كند و هركسي كه دشمني با اهل بيت مي كنند.

خدا اموات شما را بيامرزد ولي من ٢ـ٣ باري زنگ زدم و رفقاي شما من را وصل نكردند.

استاد قزويني :

من عذرمي خواهم از حضرتعالي.

مجري :

آقاي رجبي قبل از شما تماس گرفتند گفتند كه ٧ ماه است منتظر هستند.

بيننده :

اما واقعاً ذات كثيف و روي سياه آقاي عبد الله حيدري و دمشقيه براي ما روشن شد

خدا حفظتان كند.

استاد قزويني :

جالب بود كه حسن آقا از اهل سنت بغداد كه قبلا زنگ مي زد و با ما شوخي مي كرد ولي آخر سر باهم رفيق شديم و با ايشان آشتي كرديم كه ظاهراً ديشب تماس گرفته بود و حال اين آقايان را تو قوطي گذاشته بود و گفت من سني هستم ولي اين حرف هايي كه شما مي زنيد در مورد امام راحل و دفاعي كه از صدام مي كنيد، كاملاً ظلم و جفا و خيانت است و شما جز دروغ چيزي نمي گوييد .

الحمد لله اگر هيچ بركتي اين شبكه ولايت نداشت، جز اينكه چندتن از اهل سنت را كه ابتدا آمدند و با ما بگو مگو كردند و حتي خيلي تند بودند نسبت به شيعه و شبكه ما ولي انصاف داشتند و الحق و الانصاف دوستان حرف هايشان را تايپ مي كنند، مطالعه مي كنم و ديدم كه واقعاً اين حسن آقا دست مريزاد و هر وقت هم كه روي خط آمدند دوستان وصل كنند.

ببينيد برادران اهل سنت اين آقا الان آمد و سلام و درود فرستاد بر مقدسات خود و ما هم كاري با او نداشتيم ولي همين انداز ه كه بيايد و حق را بگويد اين براي ما لذت بخش است و واقعاً مايه خوشبختي است و اينكه مردم بدانند حساب وهابيت از اهل سنت جدا است.

همين كليپي هم كه امشب پخش شد، عالم سني علناً گفت كه مناظره اي بود بين اهل سنت و وهابيت كه من نماينده اهل سنت بودم و دمشقيه هم نماينده وهابيت بوده است .

علي اي حال، اين مايه افتخار و من باز هم عرض مي كنم كه اهانت به مقدسات اهل سنت را گناه نابخشودني مي دانيم. حالا بعضاً تلفن هايي مي شود و مطالبي ناخودآگاه مطرح مي شود بنده خودم به نوبه خودم از عزيزان اهل سنت عذر مي خواهم و پوزش مي طلبم و حتي اگر خود بنده گاهي عصباني مي شوم و مطلبي را بيان مي كنم شايد بعضي از اهل سنت دلخور بشوند. من از راه دور پيشاني اين عزيزان را مي بوسم و دست آنان را مي فشارم و از آنان عذر خواهي مي كنم و پوزش مي طلبم.

و از عزيزان شيعه هم درخواست مي كنم چه كساني كه روي خط شبكه ولايت مي آيند و چه كساني كه در مجالس و مساجد و مغازه ها و شركت ها و كارخانه ها با اهل سنت ارتباط دارند، تقاضا مي كنم كه اخلاق علوي را به نمايش بگذاريد و ادب اهل بيتي را در برخورد با اهل سنت رعايت كنيد.

كونوا دعاة الناس بغير ألسنتكم.

روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه - محمد تقي المجلسي ( الأول )، ج ١٢، ص ٧٦

الكافي - الشيخ الكليني، ج ٢، ص ٧٨

همواره اين جمله امام صادق در ذهن شيعيان باشد كه فرمودند وقتي كه شما اخلاق و برخوردتان خوب است، اهل سنت مي گويند: خدا رحمت كند امام صادق را كه شيعيان مؤدبي تربيت كرده است و اگر برخورد شما نامناسب باشد، مي گويند امام صادق نتوانسته است شيعيان خوبي را تربيت كند.

لذا ما نمود آن اخلاق صادقي و علوي و نبوي باشيم انشاء الله .

بيننده: احمدي از شيراز

حاج آقا من جسارتاً يك پيشنهاد خدمت شما داشتم .

عرض شود كه حضرتعالي و ديگرا ن هزينه زيادي داريد مي كنيد و اين شبكه را راه انداختيد كه اميدوارم مورد عنايت حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه قرار بگيريد.

ولي مي خواستم بگويم اگر صلاح بدانيد از جناب آقاي سيدكمال حيدري دعوت بكنيد چون ايشان يك شخصيت واقعاً كارشناس است و مي تواند خيلي مسائل را پاسخگو باشد.

اگر ايشان دعوت شوند بسيار مفيد است براي بينندگان شما

استاد قزويني :

البته ايشان به زبان فارسي مسلط نيستند و عربي صحبت مي كنند و ايشان هم در شبكه كوثر مرتب برنامه دارند.

بيننده :

اگر بشود در برنامه عربي از ايشان دعوت بكنيد.

استادقزويني :

انشاء الله انشاء الله

بيننده:

خيلي ممنون خداحافظ شما

بيننده: محسن از چابهار (اهل سنت)

مگر در قرآن نيامده است كه از غير خدا چيزي نخواهيد ؟

استاد قزويني :

بله.

بيننده :

پس شما چگونه فتوا مي دهيدكه از امام حسين و امام علي بخواهيد كه آنها گرامي و محترم هستند ولي چگونه از آنان بخواهيم وقتي كه در قرآن مي گويد :

وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ.

سوره انعام آيه ١٧

اگر خود خدا به شما ضرري برساند آيا كسي غير از خدا هست كه آن ضرر را از شما بردارد ؟

مگر علي و حسين غير از خدا را صدا مي زنند كه شما صدا مي زنيد ؟ آنها هم محتاج خدا هستند و هيچكسي نيست كه از خدا مبرا باشد.

مجري :

چند وقت است كه بيننده برنامه ما هستيد ؟

بيننده :

حدوداً يك سال مي شود

مجري :

ما در اين يك سال چندين بار پاسخ داده ايم قانع نشديد ؟

بيننده :

نه من اصلاً قانع نشده ام.

مجري :

پاسخ آقاي قزويني را شنيديد ؟

بيننده :

نه آقاي قزويني همين الان بگويند من پشت خط هستم لطفا قطع نكنيد.

استاد قزويني :

شما قرآن جلوتان است برادر عزيزم ؟

بيننده :

نه نه قرآن جلوم نيست.

استاد قزويني :

من دوتا آيه را خدمتتان مي گويم برادر عزيزم :

آيه ٩٧ سوره يوسف مي گويد :

فرزندان يعقوب آمدند گفتند:

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

آيا اين دعاي غير الله است يا نه ؟

بيننده :

يعقوب زنده بوده يا نه ؟

استاد قزويني :

شما كه نگفتيد زنده و مرده بودنش را عزيز دل من

مجري :

الان پدر، غير خدا است يا نيست ؟

بيننده :

پدر غير خدا هست ولي حاجتي را كه بايد از خدا بخواهم را نبايد از پدرم بخواهم.

استاد قزويني :

احسنت خدا اموات شما را بيامرزد، الان فرزندان يعقوب مي گويند :

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

پدر تو بيا واسطه شو تا خدا گناه ما را ببخشد.

چرا نرفتند بگويند خدايا تو گناه ما را ببخش.

بيننده :

اينها گفته اند كه پدر تو ما را ببخش نگفته اند كه پدر تو بيا واسطه شو تا خدا ما را ببخشد

استاد قزويني :

شما عربي متوجه مي شويد يا نه ؟

بيننده :

بله

استاد قزويني :

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

با

أَبَانَا اغفر لنا

فرقش چيست؟

بيننده:

اينجا مشخص است كه يعقوب زنده بوده است.

استاد قزويني :

اصلا بحث زنده و مرده بودن را كنار بگذاريد برادر عزيزم.

بيننده :

اصل مطلب اين است كه از زنده خوب است ولي از مرده نه.

استاد قزويني :

پس اگر زنده را به جاي خدا بخوانيم شرك نيست.

بيننده :

بله در كارهايي كه مخصوص خدا است نمي توان از زنده خواست و شرك است ولي مي توانيم از زنده بخواهيم مثلا من مي توانم از شما بخواهم كه براي من دعا بكنيد ولي نمي توانم از حضرت علي عليه السلام و امام حسين رضي الله عنه بخواهم كه براي من شفاعت كنند؛ چرا كه آنها خودشان محتاج خدا هستند.

استاد قزويني :

عزيز من شما كه از من مي خواهي برات دعا كنم من خدا هستم يا غير خدا ؟

بيننده :

شما غير خدا هستيد

استاد قزويني :

خدا امواتت را بيامرزد ، چرا شما از من كه غير خدا هستم مي خواهي كه براي شما دعا كنم ؟ مگر قرآن نمي گويد :

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ

سوره غافر آيه ٦٠

پس چرا به من مي گوييد كه برايتان دعا كنم ؟

بيننده :

اين در زمان پيامبر هم بوده است ، شما زنده ايد و من به شما مي گويم براي من دعا كنيد ولي آن كسي كه وفات كرده است چگونه مي تواند ؟

استاد قزويني :

اجازه بدهيد اول زنده را حل كنيم بعد مرده را هم حل مي كنيم .

بيننده :

چرا بحث را عوض مي كنيد ؟

استاد قزويني:

پس از نظر شما كه گفتيد ما غير خدا را مي خوانيم شرك است اگر غير خدا زنده باشد و او را بخوانيم شرك نيست.

بيننده :

نه؛ يعني بخواهيم كاري كه آن كار براي خدا نباشد ، شما مي گوييد كه امام رضا، امام حسين به من فرزند بده، مگر قدرت فرزند دادن دست امام حسين و امام رضا است؟

استاد قزويني :

اگر كسي از عيسي بخواهد كه يا عيسي! مادر من را زنده كنز آيا اين شرك است يا شرك نيست ؟

بيننده :

الأن اگر بخواهد شرك استز

استاد قزويني :

نه در همان زمان خودشان.

بيننده :

در زمان خودش اين معجزه حضرت عيسي بوده است و در قرآن هم آمده است .

استاد قزويني :

آيا زنده و مرده كردن كار خدا است يا كار بنده خدا ؟

بيننده :

كار خدا است ولي به اذن خدا حضرت عيسي مرده را زنده مي كند.

استاد قزويني :

خدا اموات شما را بيامرزد. برادر عزيزم قرآن را خوب بخوانيد و ببينيد بزرگان شما چه گفته اند ، شما كه مي گوييد :

الَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آَخَرَ

سوره فرقان آيه ٦٨

ندارد كه زنده باشد يا مرده، در قرآن به صراحت در سوره مائده آيه ٣٥ مي فرمايد :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

٢ چيز خدا از ما خواسته است اول تقوا و دركنار تقوا مي گويد: دنبال وسيله و واسطه باشيد.

سوره اسراء آيه ٥٧ مي گويد :

يَبْتَغُونَ إِلَي رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ

آنهايي كه شما آنها را عبادت مي كنيد، خودشان دنبال وسيله هستند.

در اينجا

يبتغون اليه الوسيله ايهم اقرب

هركدام از وسيله ها كه نزديك تر هستند، آن را مي گيرند.

پس ببينيد،

اولاً: توسل به اولياي خدا منطق قرآني است.

ثانياً: توسل يك دفعه اين است كه ما متوسل مي شويم به اسماء الهي:

وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَي فَادْعُوهُ بِهَا

سوره اعراف آيه ١٨٠

يك دفعه ما متوسل مي شويم به عمل صالح خودمان:

رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آَمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآَمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

سوره آل عمران آيه ١٩٣

يك بار توسل به اولياي خدا است، مثل توسل به حضرت يعقوب:

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

سوره يوسف آيه ٩٧

بيننده :

بيننده براي چندمين بار صحبت استاد را قطع كرد.

استاد قزويني :

عزيز من اجازه بده من صحبت كنم شما اين مطالبي را كه مي گويم يادداشت كن عجله نكن من اينها را به ترتيب مي گويم و در آخر هم نتيجه مي گيرم بعد در خدمت شما هستيم .

توسل به اولياي خدا مانند توسل به حضرت يعقوب:

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

توسل به حضرت موسي:

يَا مُوسَي ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ

اي موسي اين بلا را از ما بر طرف كنيد.

سوره اعراف آيه ١٣٤

بيننده :

بيننده باز صحبت استاد را قطع مي كند

استاد قزويني :

عزيز من بگذار صحبت من تمام شود بعد در خدمت شما هستم اين كار شما خلاف سنت پيامبر و اخلاق اسلامي است. در سيره اخلاقي و رفتاي پيامبر آمده است:

ولا يقطع علي أحد حديثه حتي يجوزه فيقطعه بنهي أو قيام.

پيامبر اكرم كلام كسي را قطع نمي كرد ...

مجمع الزوائد، الهيثمي، ج ٨، ص٢٧٥

المعجم الكبير، الطبراني، ج ٢٢، ص١٥٨

در سوره نساء آيه٦٤ خداي عالم مي گويد برويد نزد پيامبر و از او بخواهيد واسطه شود و از خدا طلب مغفرت كند و خدا گناهان شما را ببخشد.

پس آنهايي كه مي گويند توسل به ديگران شرك و كفر است خدا مي گويد:

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ .

سوره غافر آيه ٦٠

وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ.

سوره بقره آيه ١٨٦

اينها منافاتي با توسل ندارد.

پس در زمان حيات پيامبران اگر كسي متوسل بشود هيچ اشكالي ندارد و اين عين توحيد است چه من بگويم خدايا من را ببخش يا بگويم يا رسول الله از خدا بخواه من را ببخشد. حالا اگر در اين زمينه فرمايشي داريد بفرماييد.

بيننده :

شما گفتيد از پيامبر خواستند كه شفاعت ما را بكنيد تا خدا ما را ببخشد. پيامبر رو به روي آنها بوده و از او خواستند، پيامبر چرا نگفته است برويد سر قبر حضرت عيسي عليه السلام كسي كه مرده را زنده مي كرده؟ پيامبر خودش زنده بوده و واسطه آنها بين خدا مي شده است ولي اين طور نبوده است كه كسي كه مرده است سر قبر او برويد و از او بخواهيد كه من فرزند و مال مي خواهم ، اين منافات با توحيد است.

شما خودتان مي دانيد ولي انكار مي كنيد.

استاد قزويني :

چرا منافات با قرآن دارد؟

بيننده :

مشركان زمان پيامبر چه كار مي كردند كه پيامبر با آنان جنگ كرد.

استاد قزويني :

عزيز من شما مي گوييد منافات با توحيد دارد اين حرف شما چه ربطي با جنگ و مشركين دارد؟ شما مي گوييد اگر كسي بگويد كنار قبر پيامبر برود و از او چيزي بخواهد اين با توحيد منافات دارد اين را براي من معنا كن.

بيننده :

نه.

استاد قزويني :

نه شما بگو چرا با توحيد منافات دارد ؟

بيننده :

منافات با توحيد دارد؛ چون دعوت پيامبر اين بوده كه غير خدا را رها كنند به اين دليل كه مشركان زمان پيامبر از غير خدا طلب مي كردند.

استاد قزويني:

آقاي بزرگوار عذر مي خواهم اين علماي وهابي چقدر احمق و بي شعور هستند كه آمدند پيامبر را با بت لات و عزي يكي مي كنند، برادر عزيز من يك مقدار رعايت كنيد.

من مي گويم چطور در زمان حيات پيامبر توسل به ايشان اشكال نداشته است و عين توحيد بوده است ولي الان كه پيامبر از دنيا رفته است چه شد اين توسلي كه در زمان پيامبر عين توحيد بود، الان كه از دنيا رفته است، منافات با پيامبر دارد ؟

مجري :

من نوعي الان به مدينه زيارت حضرت رسول مي روم و درخواست مي كنم به درگاه خدا و ايشان را واسطه قرار مي دهم آيا اين منافات با توحيد دارد و من مشرك هستم ؟ دليل آن را بفرماييد.

بيننده :

اصلاً نمي توانم به شرك فتوا بدهم؛ ولي اين كار كار شرك است و منافات با توحيد دارد.

توحيد، يعني يگانگي خدا و خواستن از خدا، اگر اين صفتي كه براي خدا است براي بنده خدا نسبت دهيم از اين بدتر است ؟

مجري :

يعني پيامبر نمي تواند صداي من را بشنود و به من كمك كند و واسطه خير من باشد؟

بيننده :

زماني كه زنده بود براي اصحاب ولي وقتي كه از دنيا رفته است ديگر هيچ ارتباطي با پيامبر نداريم.

مجري :

وقتي بميرد ما هيچ ارتباطي با پيامبر نداريم ؟ ولي در نماز كه هميشه با خطاب با ايشان صحبت مي كنيم:

السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته.

بيننده :

در خطاب به ايشان، درود مي فرستيم و اين را خدا مي شنود و به پيامبر مي رساند.

مجري :

عجب، شما شأن پيامبر را از شهدا هم پايين تر آورديد خدا مي گويد :

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ

سوره آل عمران آيه ١٦٩

شهداء زنده اند، شما اين را براي پيامبر هم قائل نيستيد.

بيننده :

بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

سوره آل عمران آيه ١٦٩

در نزد پروردگارشان

استاد قزويني :

ما عند الشيطان زنده هستيم ؟

مجري :

عالم محضر خدا هست.

بيننده :

ما در محضر خدا هستيم ولي آنها در يك عالم ديگري هستند و كسي كه اعتقاد به آخرت داشته باشد.

استاد قزويني :

عزيز من ما اجازه داديم شما حرف هايتان را گفتيد و معلوم مي شود كه مغز مبارك خود را قفل كرديد عزيز من و كليد آن را هم گم كرديد.

من مي گويم چرا منافات با توحيد دارد، بحث مشركين را وسط مي كشي، شما برو مطالعه كن عزيز من، اتاق فرمان مانيتور بنده را نشان دهيد لطفاً.

شما فقط چند لحظه نگاه كن به حرف هايي كه بزرگان اهل سنت زده اند و حداقل از زن و بچه ات خجالت بكش، شما مي آييد و پيامبر را نعوذ بالله با لات و عزي يكي مي كنيد .

ببين برادر من! شما اگر حنبلي، شافعي، مالكي يا هر مذهبي كه هستيد.

ابن قدامه مقدسي از فقهاي به نام حنبلي است مي گويد : كسي كه مكه مكرمه مي رود و بعد از آن به مدينه مي رود نزد قبر پيامبر برود و بگويد :

السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته.

سلام بدهد و اين آيه را بخواند:

اللهم إنك قلت وقولك الحق.

تو گفتي و گفتارت هم حق است آنهايي كه در حق خودشان ظلم كردند بيايند و تو در حق آنها دعا كني خدا مي بخشد.

خطاب به پيامبر است و اين حرف علامه مجلسي نيست؛ بلكه ابن قدامه مقدسي از بزرگ فقهاي حنبلي است مي گويد :

وقد أتيتك

پيغمبر! آمدم خدمت تو.

مستغفرا من ذنوبي

از گناهانم استغفار مي كنم و تو را بين خودم و خدا شفيع قرار ميدهم.

المغني، ج ٣، ص٢٩٨

آيا اين را كه آقاي ابن قدامه مقدسيدستور مي دهد كه تمام حنبلي هاي عالم عيناً اين كار را كنار قبر پيامبر انجام دهندبه اندازه حضرتعالي نمي فهميد؟ شعور نداشته كه رفتن كنار قبر پيامبر و از او طلب حاجت كردن كفر است و با توحيد منافات دارد؟

اين براي كساني كه حنبلي هستند.

از اين طرف شافعي ها، محي الدين نووي همين عبارت را مي آورد و مي گويد :

شافعي ها كه مي روند كنار قبر پيامبر آيه ٦٤ سوره نساء را بخوانند و بگويند :

وقد جئتك.

پيامبر خدمت شما آمديم

مستغفرا من ذنبي مستشفعابك إلي ربي

المجموع ج ٨ ص ٢٠٢

از آقايان حنفي ها در كتاب الاختيار تعليل المختار عبدالله بن محمود بن مودود متوفاي ٦٨٣ مي گويد :

ادب زيارت قبر پيامبر اين است كسي كه كنار قبر پيامبر رفت بگويد :

يا رسول الله

خطاب به پيامبر.

آقاي دمشقيه عبدالشيطان به قول آقايان اينها را ديده يا نديده كه مي گويد كسي كه هر نوع دعا عبادت غير الله است و شرك است.

آقاي عبدالله بن محمود حنفي مي گويد شما در كنار قبر پيامبر بگو :

يا رسول الله نحن وفدك وزوار قبرك

ما امده ايم خدمت تو به زيارت تو

جئناك من بلاد شاسعة، ونواح بعيدة

از شهر ها و ناحيه هاي دور آمده ايم

قاصدين قضاء حقك.

آمده ايم حق تو را ادا كنيم و به زيارت تو تيمن كنيم و به سبب تو نزد خداي عالم استشفاع كنيم و تو را شفيع خود قرار دهيم چرا كه گناهانمان كمرمان را شكسته.

وأنت الشافع المشفع

تا آيه ٦٤ سوره نساء را بخوانيد بعد بگوييد

وقد جئناك ظالمين لأنفسنا

خطاب به پيامبر است در كنار قبر ايشان ، آيا اين منافات با توحيد است ؟ پس آقاي فقيه حنفي نفهميده كه توحيد يعني چه ؟

فاشفع لنا إلي ربك

الاختيار تعليل المختار، ج ١، ص ١٨٩

آقاي زيني دحلان مي گويد: وقتي كه منصور دوانقي كنار قبر پيامبر آمده بود از مالك سوال كرد آقاي مالك من رو به قبله بايستم يا رو به قبر پيامبر ؟

گفت :

ولم تصرف وجهكعنه

چرا مي خواهي صورتت را از قبر پيامبر برگرداني؟

وهو وسيلتك ووسيلة أبيك آدم إلي الله تعالي بل استقبل واستشفع به.

اين پيامبر واسطه تو و واسطه پدرت آدم به سوي خدا بوده است.

الدرر السنية في الرد علي الوهابية - أحمد زيني دحلان - ص ١٠

امام مالك نفهميد توحيد يعني چه ؟

آقاي زرقاني مالكي مي گويد :

كنار قبر پيامبر بيايد و خدا را به جاه و مقام پيامبر قسم بدهد و به پيامبر متوسل شود كه توسل به پيامبر كوه هايي از گناه را نابود مي كند و بركت شفاعت پيامبر و جايگاه او در نزد خدا، گناهي نمي گذارد.

آقاي بزرگوار گوش كن

ومن اعتقد خلاف ذلك

هركس خلاف اين را عقيده داشته باشد،

فهو المحروم الذي طمس الله بصيرته

او محرومي است كه خداي عالم بصيرت و بينايي اش را نابود كرده است .

وأضل سريرته

باطنش را گمراه كرده است.

كسي كه معتقد باشد پيامبر نمي شنود و توسل به قبر پيامبر با توحيد منافات دارد. آقاي زرقاني مي گويد او بي بصيرت و كور و بدبخت است و خداي عالم بر قلب و عقل و فكرش پرده كشانده است

بعد مي گويد :

ألم يسمعقوله تعالي

نمي شنود قول خداي عالم را در سوره نساء آيه ٦٤ مي فرمايد :

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا.

شرح المواهب، ج٨، ص ٣١٧

برادر عزيزم آيا اين بزرگان اهل سنت نمي فهميدند؟ از مالكي ها آوردم ، از حنفي ها آوردم از حنبلي ها آوردم از شافعي ها هم آوردم كه مي گويد :

كنار قبر پيامبر آيه ٦٤ سوره نساء را بخوانيد و پيامبر را واسطه قرار دهيد.

اين علما هيچكدام نفهميدند كه توسل به قبر پيامبر با توحيد منافات دارد ولي آقاي عبدالشيطان مي گويد رفتن كنار قبر پيامبر و از او شفاعت خواستن منافات با توحيد دارد.

و اضافه بر آن، آقاي ابن حجر عسقلاني در كتاب فتح الباري ج ٢ ص ٤١٢ مي گويد :

زمان عمر بن خطاب قحطي مي آيد و بلال بن حارث يكي از صحابه كنار قبر پيامبر مي آيد و مي گويد:

يا رسول الله

اي پيامبر خدا مردم به هلاكت رسيدند، از خدا بخواه باران رحمت بيايد، بعد پيامبر به خواب او مي آيد و مي فرمايد :

برو به عمر سلام برسان بگو باران رحمت مي آيد.

خوب، چرا عمر نگفته است آقاي بلال بن حارث! تو كه متوسل به قبر پيامبر شده اي مشرك شدي و توسل به قبر پيامبر با توحيد منافات دارد؟

آقاي ابن حجرعسقلاني مي گويد: روايت صحيح است .

آقاي ابن كثير دمشقي در البداية و النهاية ج ٧ ص ١٠٥ مي گويد روايت صحيح است.

از همه اينها بالاتر برادر عزيزم! خود آقاي عبد الله بن عمر كه حداقل او را قبول داريد داشته مي رفته كه يك دفعه سكته ناقصي كرد و پاهايش فلج شد، عبد الرحمن بن سعد كه همراه او بود گفته است آقاي عبدالله بن عمر

ادع أحب الناس إليك.

محبوب ترين خلائق را بخوان تا خدا از اين فلج نجاتت دهد.

قال : يا محمد

عبدالله عمر گفت يا محمد.

فبسطها

بلا فاصله پاهايش از حالت فلج خارج شد.

غريب الحديث للحربي، ج٢، ص٦٧٤

خوب آقاي عبدالله بن عمر نمي فهميد كه اگر متوسل به پيامبر شود بعد از رحلت ايشان پيامبر نمي شنود؟

روايت هم صد در صد صحيح است.

آقاي بخاري در الأدب المفرد هم اين روايت را آورده است. و جالب اين است كه خود ابن تيميه همين روايت را كه عبد الله بن عمر از راه دور كه در مكه بود متوسل به پيامبر شد و گفت :

يا محمد.

اگر چنانچه اين آقايان آنجا بودند گمانم خون عبد الله بن عمر را مباح مي دانستند و به او مي گفتند تو كافر و مشرك شده اي.

كتاب كلم الطيب كه براي آقاي ابن تيميه است كه مي گويد :

عن الهيثم بن حنش قال: كنا عند عبد الله بن عمر رضي الله عنهما فخدرت رجله.

پاهايش بي حس و فلج شد.

فقال له رجل : اذكر أحب الناس إليك

عبدالله عمر محبوب ترين خلائق را صدا كن تا شفا بگيري

فقال : يا محمد فكأنما نشط من عقال

گويا از گردابي نجات پيدا كرد

اين را آقاي ابن تيميه خداي شما نقل كرده است.

الكلم الطيب، ج١، ص١٧٣

آيا واقعاً عبد الله بن عمر هم نمي فهيده كه يا محمد گفتن شرك و كفر است يا نه؟ اگر عبد الله بن عمر بگويد يا محمد، عين توحيد است ولي اگر شيعه بگويد: يا علي، اين عين شرك است.

اگر اين را مي فرماييد ما قبول مي كنيم از شما و اين واقعاً حرف درست و زيبايي است.

آقا محسن! ما پدر كشتگي با شما و ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب نداريم، وقتي شما مي آييد قرآن را عوضي مي خوانيد، يك آيه را مي گيريد و ١٠ آيه را كنار مي گذاريد، من قشنگ دارم صحبت مي كنم مي گويم كه توسل به پيامبر در زمان حياتش عين توحيد بوده چطور شد اين عين توحيد بعد از رحلت پيامبر عين شرك شد؟ چه اتفاقي افتاد؟ شما مي گوييد پيامبر نمي شنود خوب بر فرض اين كه پيامبر هم نشنود اين يك عمل باطل است ولي عمل شرك نيست .

برادر من دقت كنيد والله اين عباراتي كه شما مي گوييد و شيعه را متهم به شرك مي كنيد خداي عالم خودتان را فرداي قيامت مشرك محشور مي كند.

در روايات شيعه و سني داريم كه نقل كردند اگر كسي به ديگري نسبت كفر و شرك بدهد، خدا آن كسي را كه به ناحق مي گويد، كافر و مشرك محشور مي كند.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد فرج مولايمان بقية الله الأعظم را نزديك نموده و ما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده.


اللهم عجل لوليك الفرج