سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢٣٢ - چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟

چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟

کد مطلب: ٥٣٦٥ تاریخ انتشار: ٣٠ شهریور ١٣٩١ تعداد بازدید: ٨٤٥٦ سخنراني ها » شبکه ولايت چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
حبل المتين ٩١/٠٦/٣٠

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : ٩١/٠٦/٣٠

مجري:

يكي از اشكالاتي را كه مدتهاست وهابيون مطرح مي كنند اين است كه چرا نام اميرالمؤمنين در قرآن ذكر نشده است؟ لطف كنيد اين را به عنوان يك بسته آموزشي براي عزيزان و بينندگان ما صحبت بفرماييد.

استاد قزويني:

بله، يكي از مباحثي كه اينها مدتي است در شبكه هاي نفاق دنبال آن هستند و مغلطه مي كنند و به تصور خودشان شق القمر مي كنند، زير سؤال بردن امامت و ولايت امير المؤمنين است؛ به بهانه اينكه در قرآن نام علي عليه السلام نيامده است و اگر مي گوييد امامت از اصول دين است و منكر آن كافر است، يك آيه در قرآن درباره آن بايد آمده باشد.

اولاً: ما در اين زمينه مفصل صحبت كرديم ولي من با اينكه بنا است اين بحث ها به صورت بسته آموزشي در بيايد، مباحث را تلاش مي كنم كاملاً دسته بندي شده و فشرده بيان مي كنم كه انشاء الله عزيزان در هر كجاي اين كره خاكي هستند تلاش مي كنيم كه يا فايل ورد يا پاور پوينت آن را در سايت قرار مي دهيم و به صورت سي دي يا دي وي دي هم منتشر خواهد شد و تلاش مي كنيم كه اين بحث هايي كه انجام مي دهيم هم به صورت فارسي هم عربي و هم انگليسي در يك جزوه اي در كنار دي وي دي با عنايت حضرت ولي عصر در اختيار بينندگان عزيز قرار بدهيم.

جواب اول ما اين است كه شما كه اين همه در رابطه با جناب خليفه سر و صدا راه انداختيد و بحثي را مطرح كرديد كه هركس منكر صحابه بودن ابو بكر باشد، كافر است؛ يعني در ميان اين ١٢٠ هزار صحابه فقط آمدند روي ابو بكر زوم كردند.

جناب قرطبي تعبيرشان اين است:

ومن أنكر أن يكون أبو بكر رضي الله عنه صاحب رسول الله صلي الله عليه وسلم فهو كافر لأنه رد نص القرآن .

هركس منكر باشد ابو بكر صحابه پيامبر است كافر است؛ چون نص قرآن را رد كرده است.

تفسير القرطبي - ج ٨ - ص ١٤٦

جناب قرطبي مورد قبول همه مذاهب است، خوب اين آقايان آمدند و مي گويند منكر صحبت ابو بكر كافر است ولي اگر بگويند علي صحابه پيامبر نيست، كافر و مرتد نيست و حتي اگر بگويند حضرت زهرا سلام الله عليها صحابه پيامبر نبوده است جايي خراب نمي شود ولي اگر كسي بيايد و بگويد ابو بكر صحابه پيامبر نيست كافر مي شود.

فقهاي بزرگشان از مذاهب مختلف آمدند فتوا دادند كه هركس منكر خلافت ابو بكر و عمر باشد كافر است :

از آقايان شافعي ها امام سبكي متوفاي ٧٧١ هجري مي گويد :

من أنكر خلافة الصديق رضي الله عنه فهو كافر وكذلك من أنكر خلافة عمر بن الخطاب رضي الله عنه

هركس خلافت جناب ابو بكر و عمر را انكار كند كافر است.

فتاوي السبكي - ج ٢ - ص ٥٨٧

آقاي ابن حجر هيثمي در كتاب الصواعق المحرقة، ج ١، ص ١٣٨ همين تعبير را دارد.

از آقايان حنفي ها جناب ابن عابدين كه از فقهاي به نام و پرآوازه و مشهور ميان اهل سنت به ويژه عزيزان احناف دارد كه متوفاي ٢٥٢ هجري است كه در حاشية رد المختار ج١، ص٥٦١ مي گويد :

هركس منكر خلافت ابو بكر و عمر باشد كافر است.

ابن نجيم مصري كه از احناف است مي گويد:

اگر كسي حكومت ابو بكر و خلافت عمر را منكر باشد بنابر قول اصح كافر است.

جناب آقاي نووي كه از علماي بزرگ شافعي است متوفاي ٦٧٦ مي گويد :

من أنكر إمامة أبي بكر رضي الله عنه ردت شهادته.

روضة الطالبين - ج ١١ - ص ٢٤٠

از مذاهب مختلف گفته اند كه اگر كسي منكر خلافت و صحبت ابو بكر باشد، كافر است شما كه اين چنين حكمي را صادر كرديد در كجاي قرآن آمده است؟ يا در آيه غار كجا اسم ابو بكر آمده است كه شما مي گوييد هر كس صحبت ابو بكر را منكر باشد، نص قرآن را رد كرده است؟ هر وقت شما براي اين حرف خود دليلي آورديد ما هم دليل مي آوريم.

البته من به دوستاني كه دارند با اين وهابي ها مناظره مي كنند گفته ام كه ابتدا جواب نقضي را مطرح كنيد و اين منهج و روش بنده در مناظره است و جواب نقضي در حقيقت تار و پود فكري طرف را به هم مي ريزد و زمينه را براي جواب هاي حلي فراهم مي كند، بزرگان مي گويد جواب نقضي را در آخر كار قرار دهيد و ابتدا جواب حلي را مطرح كنيد ولي نه بنده طي تجربه اي كه داشتم اگر جواب نقضي در ابتداي كار قرار بگيرد كل بساط آقايان به هم مي ريزد.

مجري :

اگر بناست ما تسليم سخنان پيامبر باشيم و هرچه پيامبر مي فرمايد بايد به آن عمل كنيم، چه فرقي مي كند كه نام اميرالمؤمنين در قرآن باشد يا سنت؟ مگر سنت سخن خدا نيست؟ اين را لطفا توضيح دهيد.

استاد قزويني :

اين را ما قبلا هم اشاره كرديم و واقعا آقاياني كه قرآن را به دستشان مي گيرند كه با اين قرآن با ما سخن بگوييد همان روشي است كه معاويه داشت و قرآن را بالاي نيزه زد و آقايان هم در ماهواره قرآن را روي دست مي گيرند يا مثل خوارج كه مي گويند با قرآن با ما حرف بزنيد.

اولاً: سنت و قرآن هيچ تفاوتي با هم ندارد سنت همان قرآن و قرآن همان سنت است و با هم توأم هستند در خود آيه ٤٤ سوره نحل است كه :

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ.

سوره نحل - آيه ٤٤

كاملا خداي متعال آمده سخن پيامبر را هم رديف بلكه مبين قرآن دانسته است؛ يعني بدون تبيين پيامبر قرآن مفهوم ندارد و اگر بنا بود قرآن تمام آياتش براي مردم روشن و واضح باشد لتبين للناس معنايي ندارد.

و اضافه آقايان به ما بگويند در:

مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر - آيه ٧

«ما آتاكم» چه چيزهايي است «و ما نهاكم» چه چيزهايي است ؟ ما مي خواهيم به اين آيه عمل كنيم بگوييد ما آتاكم كجاست ؟

در آيه ٥٩ سوره نساء است:

أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ

اگر چنانچه در چيزي با هم اختلاف داشتيد

فَرُدُّوهُ إِلَي اللَّهِ وَالرَّسُولِ

آيا اين خودش ثابت نمي كند كه آقايان با قرآن آشنا نيستند و قرآن را زير پا گذاشته اند؟

قرآن مي فرمايد در هرچه كه اختلاف داشتيد، الان ما در بحث امامت با شما اختلاف داريم بايد چه كار كنيم؟

فَرُدُّوهُ إِلَي اللَّهِ وَالرَّسُولِ

الي الله قرآن است و الرسول سنت پيامبر است ، مگر شما نمي گوييد قرآن؟ خود قرآن مي گويد در موارد اختلافي در كنار قرآن سراغ سنت هم برويد و اضافه بزرگان شما عمدتا آورده اند كه جبرئيل همان طوري كه قرآن را بر پيامبر نازل مي كرد سنت را هم بر نبي مكرم نازل كرده است.

كان جبريل ينزل علي النبي بالسنة كما ينزل عليه بالقرآن.

به سند صحيح است كه جبرئيل سنت را به پيامبر نازل مي كرد همانطور كه قرآن را نازل مي كرده است

و بعد مي گويد :

ويجمع ذلك كله

جمع كننده و زير پوشش

وما ينطق عن الهوي

فتح الباري - ج ١٣ - ص ٢٩١

ابن حجر نه شيعه است و نه هذيان گفته است و اگر آقايان بخواهند به حسان بن عطيه اشكال بگيرند كه او تابعي است بايد بگوييم كه جناب ملاعلي قاري كه از اعيان اهل سنت است مي گويد :

مرسل التابعي حجة عند الجمهور.

اگر يكي از تابعين مطلبي را به صورت مرسل نقل كند، نزد جمهور اهل سنت حجت است.

مرقاة المفاتيح - ج ٩ - ص ٤٣٤

يا اينكه آقايان مي گويند ما تابع احمد بن حنبل هستيم كه البته دروغ مي گويند و براي احمد بن حنبل هم ارزش قائل نيستند؛ چون احمد بن حنبل محدث بوده و باب اجتهاد را بسته و براي عقل هيچ ارزشي قائل نيست ولي اين آقايان، قائل به عقل و اجتهاد هستند و خيلي با احمد بن حنبل اختلاف دارند.

احمد بن حنبل مي گويد :

إن السنة تفسرالكتاب وتبينه.

سنت است كه قرآن را تفسير و بيان مي كند

تفسير القرطبي - ج ١ - ص ٣٩

ابو حنيفه (كه شايد بتوان گفت اكثر اهل سنت كره دنيا در عصر حاضر حنفي مذهب هستند حتي بعضي مي گويند ٥٠ درصد حنفي مذهبي هستند و ٤٥ درصد ٣ مذهب ديگر را قبول دارند)، مي گويد :

لولا السنة ما فهم أحد منا القرآن

اگر سنت نبود هيچ كدام ما قرآن را نمي فهميديم.

قواعد التحديث - ج ١ - ص ٥٢

اگر ابوحنيفه و احمد بن حنبل را قبول نداريد حداقل الباني را كه قبول داريد و به سر او قسم مي خوريد ايشان مي گويد :

فحذار أيها المسلم أن تحاول فهم القرآن مستقلا عن السنة.

اي مسلمان اجتناب كن و بترس و وحشت كن مبادا بخواهي قرآن را بدون سنت بفهمي نمي تواني ولو اينكه سيبويه عصر خود باشي.

صفة الصلاة - ج ١ - ص ١٧١

رواياتي كه خود شما نقل كرديد مانند آقاي سيوطي كه اميرالمؤمنين به ابن عباس مي گويد: برو با خوارج در رابطه با حقانيت اميرالمؤمنين و اثبات ايمان علي مناظره كن، ببينيد چقدر علي مظلوم است كه ابن عباس مي خواهد با خوارج مناظره كند براي اينكه علي بن ابي طالب كافر و مهدور الدم نيست.

ولا تحاجهم بالقرآن

مبادا با قران با آنها مناظره كني

فإنه ذو وجوه

قرآن ذو وجوه و ذو احتمال است

ولكن خاصمهم بالسنة

با سنت با خوارج مناظره كن

ابن عباس مي گويد :

يا أمير المؤمنين فانا أعلم بكتاب الله منهم في بيوتنا نزل

من در قرآن از همه خوارج اطلاعاتم بيشتر است قرآن در خاندان ما نازل شده است

اميرالمؤمنين مي فرمايد:

فقال صدقت

راست مي گويي

ولكن القرآن جمال ذو وجوه

وجوه مختلفي دارد

يقول ويقولون

تو مي گويي مراد اين است آنها مي گويند مراد اين است

فإنهم لن يجدوا عنها محيصا

اگر با سنت با آنها مناظره كني راه فرار ندارد

فخرج ابن عباس إليهم فحاجبهم بالسنن فلم يبق بأيديهم حجة.

ابن عباس رفت و با آنها مناظره كرد و آنها را خلع سلاح كرد و آمده است كه از آن ١٠-١٢ هزار نفر ٤-٥ هزار نفر توبه كردند و برگشتند.

الدر المنثور في التفسير بالمأثور - جلال الدين السيوطي - ج ١ - ص ١٥

الإتقان في علوم القرآن - جلال الدين السيوطي - ج ١ - ص ٤١٠

شوكاني در فتح الغدير - ج ١ - ص ١٢

زمخشري در ربيع الابرار - ج ١ - ص ١٠٧

جالب اينجاست كه يك روايتي را ديدم در سنن دارمي (كه مورد تاييد آقايان است و از سنن مشهور است و خود دارمي معاصر بخاري و مسلم هم بوده است) و از خليفه دوم نقل مي كند :

قال انه سَيَأْتِي نَاسٌ يُجَادِلُونَكُمْ بِشُبُهَاتِالْقُرْآنِ

در آينده افرادي مي آيند كه با شما در شبهات قرآن مناظره مي كنند

فَخُذُوهُمْ بِالسُّنَنِ

اينها را محكم بگيريد و از كار بندازيد و مغلوب كنيد به واسطه سنن

فإن أَصْحَابَ السُّنَنِ أَعْلَمُ بِكِتَابِ اللَّهِ

آنهايي كه با سنت پيامبر آشنايي دارند اعلم به كتاب خدا هستند نسبت به كساني كه با سنت سر و كار ندارند.

سنن الدارمي - ج ١ - ص ٦٢

ايوب سختياني كه از بزرگان اهل سنت است مي گويد :

اگر كسي بگويد فقط قرآن گمراه و گمراه كننده است

اين را جناب خطيب در الكفاية في علم الرواية كه از قديمي ترين كتاب دراية اهل سنت است صفحه ٣١ نقل مي كند. و بعضي از روايات دارد كه اگر چنانچه كسي گفت قرآن و نه سنت، بدانيد آن آدم احمقي است و عقل ندارد.

ذهبي يك جمله قشنگي دارد در رابطه با عبارت آقاي ابو بكر كه مي گويد:

بيننا وبينكم كتاب الله

ايشان مي گويد: ابو بكر گفت بيننا و بينكم كتاب الله

ولم يقل حسبنا كتاب الله

ابو بكر نگفت كتاب خدا براي ما بس است

كماتقوله الخوارج

همان طوري كه خوازج مي گفتند.

يعني اگر كسي بگويد فقط از قرآن يعني همان منطق خوارج است.

تذكرة الحفاظ - ج ١ - ص ٣

البته ما در اين زمينه حرف زياد داريم و عبارتي را مرحوم كليني از امام صادق سلام الله عليه با سند صحيح در كتاب كافي نقل مي كند كه راوي خدمت امام صادق مي آيد و مي گويد:

إن الناس يقولون : فما له لم يسم عليا وأهل بيته عليهم السلام في كتاب الله عز وجل

چرا نام علي و اهل بيتش در قرآن نيامده است ؟

قولوا لهم : إن رسول الله صلي الله عليه وآله نزلت عليه الصلاة ولم يسم الله لهم ثلاثا ولا أربعا ، حتي كان رسول الله صلي الله عليه وآله هو الذي فسر ذلك لهم.

حضرت مي فرمايد از آنها سوال كنيد در قرآن نماز وارد شده است ولي اينكه نماز ٢ ركعت يا ٣ ركعت يا ٤ ركعت است نيامده است و آنها را پيامبر براي مردم بيان كرده است.

الكافي - الشيخ الكليني - ج ١ - ص ٢٨٦

در رابطه با حج هيچ جاي قران نيامده است كه طواف بايد ٧ مرتبه باشد ولي پيامبر آمده اينها را بيان كرده است. در سوره نساء آيه ٥٩ مي فرمايد:

أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ

سوره نساء - آيه ٥٩

پيامبر فرموده است «اولي الامر» علي ، حسن و حسين سلام الله عليهم هستند و بعد از آن هم فرزندان امام حسين هستند.

من كنت مولاه فعلي مولاه

المستدرك علي الصحيحين - ج ٣ - ص ١١٩

أوصيكم بكتاب الله وعترتي

لسان العرب - ج ١١ - ص ١٣٧

تمام اين قضايا را نبي مكرم تبيين كرده است وقتي ٣٣ سوره احزاب آمد پيامبر اكرم علي ، حسن و حسين و فاطمه را خطاب قرار داد و گفت اينها اهل بيت من هستند، ام سلمه آمد و گفت :

ألست من أهلك ؟ فقال : إنك إلي خير ولكن هؤلاء أهلي وثقلي

آيا من از اهل بيت تو نيستم پيامبر فرمود : نه اهل بيت من اينها هستند و تو خانواده من هستي و آدم خوبي هستي.

تمام اين موارد را آقا امام صادق عليه السلام در روايتي كه حدود ٢ صفحه است بيان فرموده است.

كافي - ج ١ - ص ٢٨٦

مجري :

اگر اينها تابع قرآن هستند مگر ذكر وصف اميرالمؤمنين در قرآن نيامده است مانند :

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ

سوره مائده - آيه ٥٥

و آيات ديگر ، آيات جاي بحث باقي مانده است كه آقايان اشكال تراشي كنند؟

استاد قزويني :

نكته قشنگي است، ببينيد من يك مقدمه كوتاهي عرض كنم در قرآن بعضي از جاها هست كه مي خواهد يك فردي را معرفي كند با اسمش معرفي مي كند مانند سوره صف آيه ٦ كه مي فرمايد:

وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ

خيلي در كتابهاي گذشته مخصوصا در كتاب مقدس مي گويد:

وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي

بشارت مي دهد حضرت عيسي به پيامبري كه مي آيد

اسْمُهُ أَحْمَدُ

اين يك نوع معرفي است . يك دفعه معرفي به عدد است مانند سوره مائده آيه ١٢ كه مي فرمايد :

وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا

١٢ نقيب و جانشين و ولي

اينجا با عدد آورده است، حالا اگر كسي بگويد كه چرا وقتي گفته است ١٢ جانشين اسامي آنان را معرفي نكرده است؟ اين منطق قرآني است.

در بعضي از جاهاي قرآن است كه نه با اسم است و نه با عدد؛ بلكه با وصف است كه در باره نبي مكرم آمده است :

الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ

سوره اعراف - آيه ١٥٧

متابعت مي كنند آن رسولي كه امي و درس نخوانده است؛ نه بي سواد.

بعضي از بي سوادها امي را بي سواد معنا مي كنند در حالي كه امي به معناي درس نخوانده است.

نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مساله آموز صد مدرس شد

الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ

در تورات و انجيل اوصاف او نوشته شده است.

يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ

ببينيد تماما اوصاف را ذكرمي كند، اين پيامبري كه مي آيد امر به معروف مي كند نهي از منكر مي كند ،طيبات را حلال مي كند، خبائث را حرام مي كند و آن زنجير اسارت و عبوديت ديگران و غير خدا را از گردن آنها مي اندازد.

سوره اعراف - آيه ١٥٧

ببينيد قرآن در معرفي، اين ٣ روش را دارد : ١ـ با اسم ٢ـ با عدد ٣ـ با وصف

لغويين بر اين عقيده هستند كه :

ذكر الوصف ابلغ تاثيرا و تاكيدا من ذكر الاسم

اگر فردي را با وصف معرفي كنيد به مراتب بهتر از اين است كه با اسم معرفي كنيد مانند :

پسر من همان آقايي است كه الان پشت خودرو نشسته است و لباس فلان پوشيده است، با تمام مشخصات بيان مي كند ولي اگر بگوييم :

پسر من علي است

كدام علي؟ و لذا با توجه به اين در آيه ٥٥ سوره مائده كه حضرتعالي اشاره كرديد:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

هم به خدا ايمان دارد هم نماز مي خواند و در ركوع صدقه مي دهد.

انشاء الله ما در رابطه با اين آيه صحبت خواهيم كرد؛ چون بعضي مي گويند كه اينجا جمع است و ما حداقل ٥٠ مورد در قرآن داريم كه خداي عالم جمع گفته است و فرد اراده كرده است كه واضح ترين آن آيه مباهله است :

َنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ

كه منظور از نسائنا فقط حضرت زهرا است

وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ

انفس جمع است كه اشاره به حضرت امير دارد

و همچنين از اولاد نام مي برد كه :

أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ

كه ابناء جمع است و غير از حسن و حسين كسي را شامل نمي شود و بايد علي القاعده تثنيه آورده مي شد و مطالب متعدد ديگري كه موجود است ، قرآن آمده اينجا و با وصف مي فرمايد :

آقايي كه به خدا ايمان دارد نماز مي خواند و در حال ركوع هم به سائل صدقه مي دهد.

در تاريخ اسلام اين ماجرا يك مصداق بيشتر نداشته است و اگر دارد به ما نشان دهيد ، خود جناب آلوسي كه تفكر سلفي دارد مي گويد:

وغالب الأخباريين علي أنها نزلت في علي كرم الله تعالي وجهه

غالب اخباريين بر اين عقيده اند كه اين آيه در حق علي عليه السلام نازل شده است.

روح المعاني - ج ٦ - ص ١٦٧

ابن ابي خاتم كه از مفسرين به نام اهل سنت است مي گويد:

انما وليكم الله والذين آمنوا با سند از سلمة بن كحيل است

تصدق علي بخاتمه وهو راكع

علي در حالي كه در ركوع بود انگشتر خود را به سائل داد

فنزلت انما وليكم الله

تفسير ابن أبي حاتم - ج ٤ - ص ١١٦٢

طبري در تفسيرش ج ٦، ص ٣٨٩ همين قضيه را نقل ميكند از عتبة بن ابي حكيم و مي گويد :

آيه انما وليكم الله در حق علي نازل شده است آن وقتي كه انگشتر به سائل داد.

حالا اينكه مي گويند در نماز نمي شود صدقه داد و غيره، فضولي آن به شما نيامده است، خداي عالم آمده علي بن ابي طالب را به اين خاطر مدح كرده است و عنوان هم داده است.

تفسير طبري - ج ٦ - ص ٣٨٩

ابن تيميه هم در منهاج السنة در باره تفسير طبري و تفسير ابن ابي حاتم مي گويد:

تفاسيرهم متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير

اين تفاسير متضمن يك سري احاديثي است كه مي توان به آنها اعتماد كرد.

منهاج السنة النبوية - ج ٧ - ص ١٧٩

اگر واقعا شما مريض نيستيد و دنبال بهانه نمي گرديد و تعصب جلوي چشمان شما را نگرفته است خوب بفرماييد جواب دهيد.

بعد از اين ما تمام شبهاتي را كه در رابطه با اين ايه آمده است، به حول و قوه الهي دانه دانه مطرح مي كنيم و جواب قاطع و كوبنده خواهيم داد.

آيه ٦٧ سوره مائده مي فرمايد :

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ

همين آقاي ابن ابي حاتم در ج ٤ ص ١٧٧٢ مي گويد :

بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ

در حق علي نازل شده است . آقاي آلوسي نقل مي كند از عبد الله بن مسعود كه ما در زمان پيامبر اين گونه مي خوانديم كه :

ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

روح المعاني - ج ٦ - ص ١٩٣

مناقب ابن مردويه - ص ٢٤٠

درالمنثور - ج ٢ - ص ٢٩٨

فتح الغدير - ج ٢ - ص ٦٠

المنار - ج ٦ - ص ٤٦٣

آيا اين ها نفهميدند قضيه چيست؟

يا در رابطه با آيه ٣ سوره مائده كه مي فرمايد :

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ

آقاي خطيب بغدادي با سند صحيح مي گويد كه اين آيه شريفه، روز ١٨ ذي الحجة در حق علي بن ابي طالب نازل شده است و جناب خليفه هم آمد و گفت :

فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي ومولي كل مسلم.

تاريخ بغداد - ج ٨ - ص ٢٨٩

ابن كثير دمشقي در البداية و النهاية مي گويد :

فقال عمر بن الخطاب هنيئا لك يا ابن أبي طالب اصبحت اليوم ولي كل مؤمن.

البداية والنهاية ج ٧ ص ٣٥٠

مولا هم ندارد.

شما اگر شأن نزول را همه جا قبول داريد بفرماييد ، خود جناب ابن تيميه مي گويد:

وَمَعْرِفَةُ " سَبَبِ النُّزُولِ " يُعِينُ عَلَي فَهْمِ الْآيَةِ

شان نزول به دانستن انسان كمك مي كند تا مراد آيه را بفهمد.

فَإِنَّ الْعِلْمَ بِالسَّبَبِ يُورِثُ الْعِلْمَ بِالْمُسَبِّبِ

علم به سبب موجب علم به مسبب مي شود.

مجموعة الفتاوي - ابن تيمية - ج ١٣ - ص ٣٣٩

شما همانطوري كه از شأن نزول آيه ٤٠ استفاده كرديد كه در رابطه با ابو بكر نازل شده و آيه ١١ سوره نور را درباره عايشه استفاده كرديد، خوب آقاي ابن كثير دمشقي كه در تفسيرش ج ٢ ص ٤٤٩ مي آيد در رابطه با آيه افك مطرح مي كند با قاطعيت مي گويد :

اين آيه در حق عايشه بنت الصديق زوج النبي آمده است.

آيا در خود آيه ١١ اسمي از عايشه آمده است يا با كمك شأن نزول مطرح كرده ايد؟ اگر شأن نزول دخيل است همه جا بايد دليل باشد نه اينكه اگر به نفع شما شد دخيل است و اگر به ضرر شما شد دخيل نيست .

اين آقايان مي گويند كه شبكه ولايت آنقدر از ما كليپ پخش كرده است كه شبكه ما را مشهور كرده اند و به ضرر آنهاست ، نه عزيزم اگر مردم شبكه شما و حرف هاي بي اساس و مضحك شما را ببينند اولاً: شيعه ها در ايمانشان قوي و محكم مي شوند و ثانياً: خيلي از بينندگان شما نگاه مي كنند به حرف هاي بي اساس شما و در عقايدشان حداقل متزلزل مي شوند و اين انگيزه در آنها ايجاد مي شود كه بروند و تحقيق كنند و نتيجه تحقيق آنها هم مشخص است كه چه مي شود.

مجري :

حاج آقا مي خواستم نظرتان را بدانم كه اگر نام اميرالمؤمنين در قرآن بود با آن چگونه برخورد مي كردند ؟

استاد قزويني :

در اين قضيه حرف خيلي زياد است و شما دست روي درد دل ما مي گذاريد ، من در چند قضيه ٢-٣ تا نمونه مي آورم كه ببينيد اينها چكار كردند:

در آيه ٢٤ سوره نساء در رابطه با ازدواج موقت مي گويد :

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً

خود امام قرطبي مي گويد:

وقال الجمهور المراد نكاح المتعة

جمهور؛ يعني كل علماي اهل سنت بر اين عقيده هستند كه مراد ازدواج موقت است نكاح المتعه

تفسير القرطبي - ج ٥ - ص ١٣٠

شما كه مي گوييد متعه زنا است يعني در صدر اسلام اين آيه مردم را به زنا نستجير بالله دعوت مي كرده است ؟

طبري مي گويد از مجاهد

فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ

يعني نكاح المتعه.

تفسير طبري - ج ٥ - ص ١٨

جابر بن عبدالله انصاري مي گويد :

كنا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ من التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ الْأَيَّامَ علي عَهْدِ رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم وَأَبِي بَكْرٍ حتي نهي عنه عُمَرُ في شَأْنِ عَمْرِو بن حُرَيْثٍ.

ما در زمان پيامبر با يك مشت خرما و آرد زنان را صيغه مي كرديم.

صحيح مسلم - ج ٢ - ص ١٠٢٣

مي گويند كه جابر نسخ متعه به گوشش نرسيده بوده ، عجب! جابر بعد از پيامبر در ايام ابو بكر هم بوده است اگر نسخ شده است چرا به گوشش نرسيده است.

و اضافه آقاي مسلم كه اين را نقل مي كند حاشيه اي كنار آن نزده است كه اين متعه نسخ شده است. ما هركجا مي رويم مي گويند صحابه نمي دانستند كه نسخ شده است اگر صحابه نداند كه نسخ شده است به درد مرجعيت علمي نمي خورد و بايد او را كنار طاقچه بگذاريد و سلام به او بدهيد ولي گفتار او را نمي توانيد حجت براي خود قرار دهيد.

جناب سرخسي كه از فقهاي بزرگ احناف است مي گويد:

وقد صح أن عمر رضي الله عنه نهي الناس عن المتعة

صحيح است اين روايت كه عمربن خطاب از متعه نهي كرده است و گفته است

فقال متعتان كانتا علي عهد رسول الله وأنا أنهي الناس.

من نهي مي كنم از آن دو كه در زمان رسول خدا جايز بود.

مي گويند كه پيامبر نسخ كرده بود و اين را جناب عمر شنيده بود ولي ديگران نشنيده بودند حالا اين چه حكمي است كه از ١٢٠ هزار صصحابه فقط و فقط جناب عمر شنيده بوده است و هيچكس ديگر نشنيده بوده است و در طول زمان ابو بكر مي دانسته كه نسخ شده است و همه صيغه مي كنند ولي چيزي نگفته است جابر مي گويد ما زمان پيامبر و ابو بكر با يك مشت خرما صيغه ميكرديم مدتي هم در ايام عمربن خطاب صيغه مي كردند .

خوب اگر صيغه زنا است چرا جناب عمر چيزي نگفته است؟ يعني راضي شده است كه مردم زنا كنند؟ و اضافه مي گويد :

وأنا أنهي الناس

من نهي مي كنم صيغه را، نمي گويد كه پيامبر نهي كرده است و من نسخ پيامبر را نقل مي كنم.

من نمي دانم آقايان عقل خدادادي را چكار مي خواهند كنند و فرداي قيامت چه جوابي دارند؟ اين كتاب فقهي است و كتاب روايي هم نيست كه بگوييد سندش چنين و چنان است و خود آقاي سرخسي مي گويد :

و قد صح

و اين صحيح است كه جناب عمر گفت دو تا متعه بوده است و من نهي مي كنم.

المبسوط للسرخسي - ج ٤ - ص ٢٧

مغني ابن قدامه - ج ٧ - ص ٥٧١

اين قضايا خيلي واضح و روشن است و با اين روشني در قرآن آمده است ولي آقايان مخالفت مي كنند. خوب اگر نام اميرالمؤمنين آمده بود چه كار مي كردند ؟

يا در رابطه با ارث انبياء در سوره نمل آيه ١٦ كه مي فرمايد :

وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ

و سوره مريم آيه ٥-٦ در رابطه با حضرت ذكريا ميفرمايد :

فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آَلِ يَعْقُوبَ

خوب جناب ابو بكر يك روايتي را درست مي كند مي گويد پيامبر اكرم فرمود :

نحن معاشر الأنبياء لا نورّث

تفسير الثعلبي - ج ٤ - ص ٣٥٩

ما پيامبران ارث نمي بريم

آمدند ديدند كه اين فرمايش آقاي ابو بكر با قرآن منافات دارد، بعضي ها گفتند كه اين روايت قرآن را نسخ كرده است.

از ابن خراش در مورد اين روايت مي پرسند :

قلت لابن خراش حديث : لا نورث ، ما تركناه صدقة !

ابن خراش مي گويد :

باطل

روايت جناب ابو بكر روايت باطل است و خلاف قرآن است.

ميزان الاعتدال - الذهبي - ج ٢ - ص ٦٠٠

لسان الميزان - ابن حجر - ج ٣ - ص ٤٤٤

آقاي ابن خراش شيعه نيست. آقاي ذهبي كه از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است وقتي اين حرف را از ابن خراش مي شنود به او مي گويد :

أيها الحافظ البارع

اي آقاي ابن خراشي كه حافظ و بارعي

الذي شربت بولك

ادرارت را خوردي

فأنت زنديق

تو آدم زنديق هستي

معاند للحق

معاند حق هستي

فلا رضي الله عنك

خدا از تو راضي نباشد

مات بن خراش إلي غير رحمة الله.

تذكرة الحفاظ - ج ٢ - ص ٦٨٥

آيا اين نحوه برخورد است ؟ آيا اينها بيانگر چيست ؟ ذهبي كه از آدم هاي علقه مضغه نيست كه ما بگوييم ايشان اشتباه كرده است.

خوب وقتي انسان بناست آنچه كه در ذهنش آن را به عنوان عقيده پذيرفته و هر چه خلاف آن پيدا كرد از بين ببرد يا به ابن خراش بگويد : شربت بولك ، يا نسبت به روايتي كه درباره فضيلت اميرالمؤمنين است كه :

عدوك عدوالله و حبيبك حبيب الله

مي گويد :

والقلب يشهد بأنه كذاب.

قلب من شهادت مي دهد كه اين باطل است.

سبل الهدي والرشاد - ج ٤ - ص ١٢

بيننده : منصوري از تهران

من يك شبهه اي دارم كه واقعاً جوابش را نمي توانم به اين دوستاني كه صحبت مي كنيد بدهم و آن هم اين است كه الان آيت الله قزويني خيلي از مسائلي را كه ما شيعه ها برداشت مي كنيم از كتب اهل سنت كاملاً مثل ما برداشت مي شود حالا چرا همين علماي اهل سنت تمام اين مسائل را قبول دارند خودشان مثل ما فكر نمي كنند؟ يعني وقتي آقاي سيوطي قبول مي كند كه اين آيه متعلق به مولاي ما علي عليه اسلام است؛ چرا شيعه نمي شود و قبول نمي كند و چرا با اون عقيده اي كه ما برداشت مي كنيم برداشت نمي كند ؟ من مي خواستم حاج آقا لطف كنند و جواب اين سوال را بيان كنند.

ممنونم شب شما بخير

بيننده : چراغ زاده از دزفول

مي خواستم بدانم ما هم مانند اهل سنت صحاح داريم؟ يعني كتابي مانند بحارالانوار و كافي همه سندها و حديث هايش صحيح است؟

استاد قزويني :

خير

بيننده :

يعني ما بعضي از احاديث مان ممكن است صحيح نباشد.

استاد قزويني :

بله

بيننده :

بعد مي خواستم خطاب به شبكه وهابي بگويم كه اگر عمر با معاويه وارد جنگ ميشد باز هم معاويه را حضرت مي ناميدند و او را با حسنين مقايسه مي كردند؟ و مي خواستم به آنها بگويم كه در جريان باشند كه شما كه هميشه مي گوييد بايد كسي را هم دوست داشته باشيد كه حضرت محمد او را دوست داشته است حضرت محمد حضرت فاطمه زهرا ، حضرت علي ، امام حسن و امام حسين را دوست داشته است ولي متاسفانه فكر نمي كنم كه معاويه را دوست داشته باشد كه به او حضرت مي گويند.

يك لطفي كنيد اگر اشكالي ندارد دوست دارم بدانم آقاي هاشمي و همكارانشان مانند آقاي انصاري آيا ايراني هستند يا نه ؟

استاد قزويني :

بله ايراني هستند و از استان فارس مي باشند و حتي روستاي آنها را هم مي دانيم كجاست چون دوستاني از روستاي آنها با ما بارها تماس گرفتند و صحبت كردند ولي مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز.

ايشان هم اگر مانند حيدري خواست پايش را از گليم خود درازتر كند و به نواميس شيعه توهين كند آن وقت ما مي دانيم با آنها چكار كنيم.

بيننده :

مطالب آنها بيشتر به ضد ايراني ها شبيه است.

استاد قزويني :

بعضي ها وطن فروش هستند، در رابطه با سوال اول شما اگر چنانچه عمر با معاويه مي جنگيد قطعاً اين آقايان همان طوري كه جنگ كنندگان با ابو بكر را برچسب ارتداد زدند و گفتند اينها اصحاب رده هستند اگر عمر كسي را مي فرستاد و معاويه را مي كشت و به زن او تجاوز مي كرد عمر مي گفت ايشان رفته و اجتهاد كرده است و ثواب هم كرده است مانند همان كاري كه خالد با مالك بن نويره كرد.

بيننده :

تشكر مي كنم كه شبهات را جواب مي دهيد.

بيننده : مرتضوي از مالزي

من امشب از طرف روم نداي شيعه منتظران حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در مسنجر پالتاگ مزاحم شما مي شوم آمدم كه چند تا نكته را با اجازه شما عرض كنم :

اولاً: استاد همانطوري كه بارها خود شما در اين برنامه و برنامه هاي ديگر گفتيد هجمه كه امروزه جهان كفر و بدعت عليه شيعه دارد در تاريخ بي نظير بوده است و همچنين با پيشرفت علم و تكنولوژي و وسايل ارتباطات جمعي كه دسترسي از يك نقطه به نقطه ديگر را به راحتي امكان پذير كرده است در فضاي سايبري شاهد هجمه بي سابقه عليه فرهنگ تشيع و فرهنگ ناب محمدي صلي الله عليه وآله و سلم هستيم و هتاكي ها و بي ادبي ها و شبهه هايي كه عليه فرهنگ اهل بيت امروزه مطرح مي شود بي سابقه بوده است ، مسنجري در اينترنت وجود دارد به نام پالتاگ كه شايد بتوان گفت بيشتر از مسنجرهاي ديگر در اين مسنجر كساني كه ملتزم به عقيده اي هستند مي آيند و سعي در تبليغ و دفاع از عقيده خود دارند كه از سست ترين عقايد هم در اين مسنجر روم دارند و در حال تبليغ هستند.

من زنگ زدم تا اول تشكر اساسي بكنم از شبكه جهاني ولايت و از شخص شما به عنوان مجري شبكه ولايت به خاطر اينكه ما از وقتي اين روم را در مسنجر پالتاگ راه انداختيم به لطف خدا و توجهات حضرت ولي عصر و حضرت زهرا سلام الله عليهم و بعد هم به لطف اساتيد شبكه ولايت واقعا كمك بي دريغي كه به اين روم كردند و تشريف آوردند و سوال بچه شيعه ها را جواب دادند و شبهات را از بين بردند كه جواب دندان شكني به تمامي مخالفان اسلام از جمله وهابيت و مسيحيت و جديدا هم فرقه هاي نو ظهوري مانند همين فرقه موهوم احمد الحسن اليماني داده شده است و به تهمت هايي كه به علماي شيعه از جمله خود حضرتعالي و آيت الله كوراني و بقيه علما زده مي شود الحمدلله به لطف اساتيد شبكه ولايت جواب داده شده است .

من فقط آمدم كه يك تشكر اساسي كنم و يك سوال هم بپرسم كه :

ما ديشب در روم يكي از اصلي ترين مبلغين همين فرقه يماني براي بحث آمده بود و بحثي صورت گرفت با يكي از اساتيد شبكه ولايت و خدا را شكر به لطف حضرت ولي عصر به قدري ايشان مفتضح شد و به پوشالي بودن عقيده اش پي برد توسط حتي خود طرفداران ايشان و ايشان در آخر كار فراركردند و فرار را بر قرار ترجيح داد.

من مي خواستم بدانم كه نظر مراجع شيعه و نظر شخص شما به عنوان يكي از بزرگان شيعه راجع به اين فرقه نو ظهور و موهوم و شخص آقاي احمد الحسن اليماني كه اصلا نمي دانيم كي هست و كجا هست در اين ١٣ ـ ١٤ سالي كه ادعا كرده اند چيست ؟

بيش از اين وقت شما را نمي گيرم و اميدوارم ما را بي بهره نگذاريد و ما را از خدمتي كه به جهان تشيع مي كنيد شريك بدانيد.

بيننده : موسوي از زاهدان

از اين برنامه هاي شما واقعا ما استفاده هاي خوبي داريم و موضوعي كه الان براي ما پيش آمده است در رابطه با عيد غدير است كه مي فرمايند ٣ روز آقا رسول الله و اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب در غدير ماندند تا همگي با او بيعت كنند لطف كنيد در اين رابطه توضيحي بفرماييد ممنون مي شوم.

خسته نباشيد ما را هم در حرم معصومه سلام الله عليها دعا كنيد.

بيننده : احمد از دماوند (اهل سنت)

مي خواستم چند تا سوال مطرح كنم اگر مشكلي ندارد

استاد قزويني :

بفرماييد

بيننده :

آقاي قزويني اگر در اوايل اسلام ارث پيامبر را كه فدك بود به حضرت فاطمه مي دادند الان چه فايده اي براي ما داشت ؟

سوال دوم هم اينكه چرا رواياتي كه از كتب اهل تسنن مي خوانيد و در مانيتور نشان مي دهيد احاديث ناقص و نصفه نشان داده مي شود؟ و كل احاديث را نشان نمي دهيد.

مجري :

مي توانيد يك نمونه را بگوييد؟

بيننده :

بله؟

مجري :

آن حديثي كه نصفه گفته شده است را چون بعضي احاديث انقدر طولاني است كه لزومي ندارد آورده شود.

بيننده :

من ٢-٣ شب پيش هم صحبتي راجع به حديثي كه راجع به حضرت ابراهيم بوده و ساره زن او كه آقاي ابوالقاسمي نصف آن را نشان داد و بقيه اش را نشان نداد و قيچي كرد.

سوال سوم هم اينكه آقاي قزويني يعني پيامبر اسلام آمد مردم را به يك دين و به يك قبله هدايت كند آيا در زمان پيامبر مشركين مكه نمي گفتند خدايي هست ؟ مگر مشركين نمي گفتندكه ما به وسيله اين بت ها مي خواهيم به الله برسيم؟ محمد آمد و اينها را از بين برد.

استاد قزويني :

مي توانيد آيه آن را بيان بفرماييد؟

بيننده :

اجازه بدهيد صحبت كنم

استاد قزويني :

شما به صورت متكلم وحده پشت سر هم بيان مي كنيد، بعضي از سوالات است كه در عرض ٣٠ ثانيه سوال طرح مي شود ولي جوابش به مدت زيادي نياز دارد.

اين را كه مي فرماييد در زمان پيامبر اكرم مشركان مكه هم خدا را قبول داشتند و مي گفتند اين بت ها واسطه ما هستند ، آيا مي توانيد آيه آن را بخوانيد ؟

ee.بيننده :

والله آقاي قزويني من راجع به علم قرآني زياد مسلط نيستم ولي در رابطه با احاديث تا اندازه اي از طريق شبكه شما و شبكه هاي ديگر گوش مي دهم و آدمي هم هستم كه به خدا اعتقاد دارم و آدمي هستم كه از تنها كسي كه مي ترسم خداست.

دوما هم اگر نهج البلاغه نامه ١١٠ حضرت علي مي فرمايد:

توسل به ١٠ چيز است كه از نماز شروع مي شود.

در اين نامه اي كه در نهج البلاغه است درباره توسل چيزي نگفته است كه به من يا اولاد من توسل كنيد و تمام توسلاتي كه فرموده به عبادت خود انسان باز مي گردد.

استاد قزويني :

در رابطه با بت ها، آيا بت پرستان كه مي گفتند خدا آسمان و زمين را آفريده است نماز مي خواندند؟ در نماز خود

أشهد أن لا إله إلا الله وأشهد ان محمدا عبده و رسوله

مي گفتند يا نمي گفتند ؟

بيننده :

آقاي قزويني

استاد قزويني :

نه جواب ما را بده

بيننده :

اگر اعتقادي به محمد داشتند در مقابل او نمي ايستادند و صف آرايي نمي كردند.

استاد قزويني :

خدا امواتت را بيامرزد، آيا مي گفتند لااله الا الله يا نمي گفتند ؟

بيننده :

مي گفتند الله

استاد قزويني :

خدا امواتت را بيامرزد، خودت قشنگ جواب خودت را دادي

اولا بر اينكه آنها مي گفتند الله نمي گفتند لا اله ، الان مسلمانهاي كره زمين و خود شيعه ها هر روز در اذان و اقامه و نمازشان چندين بار مي گويند :

لااله الا الله

اين طور مقايسه كردن شيعيان با مشركان مكه اين نوعي عناد است و خلاف منطق مي باشد، من سوالي از شما كردم كه آيا آنها مي گفتند لا اله الا الله ؟ گفتيد : نه .

دوم آنها مي گفتند :

مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَي اللَّهِ زُلْفَي

سوره زمر - آيه ٣

ما اين بت ها را عبادت مي كنيم، مي پرستيم تا ما را در نزد خداي عالم شفاعت كنند.

آيا هيچ شيعه اي را سراغ داريد كه پيامبر يا امامي را عبادت كند؟

بيننده :

بله الان همسايه هاي من هنگام نشستن و بلند شدن و خوابيدن يا علي و يا حسين مي گويند.

استاد قزويني :

بنده هم اينجا بارها گفتم شيعيان براي كوري چشم وهابي ها هر وقت بلند مي شوند بگويند يا علي، مي نشينيد بگوييد يا علي ، غذا مي خوريد بگوييد: يا علي ، خداحافظي مي كنيد بگوييد: ياعلي

آيا يا علي گفتن عبادت كردن علي است ؟

oo.بيننده :

خدا مي گويد هرچه كه خواستيد از من بخواهيد.

استاد قزويني :

عزيز من بنا نيست كه پرت و پلا حرف بزنيم ، ما به حضرتعالي احترام گذاشتيم و روي خط نگه داشته ايم.

بيننده :

حضرتعالي الان زنده هستيد من دم درب خانه شما مي آيم و مي گويم برادر بزرگوار من آقاي قزويني بنده نان براي بچه هايم ندارم ١٠ تا نان به من بده ، و در حال حاضر هم زنده هستيد و دست مي بريد در سفره خود ٥ تا نان به بنده مي دهيد ، خاك زير پاي ائمه اطهار و اهل بيت پيامبر و خود حضرت علي سرمه چشم ما است ولي فرق اهل تسنن با حضرتعالي يا برادران اهل تشيع اين است كه شماها حضرت علي را الان در همين جايي كه بنده هستم همه مدد از علي مي خواهند ، درست است كه احترام حضرت علي براي همه ما واجب است ولي وقتي خود حضرت علي شب تا صبح اكثر وقت به نماز مي ايستاد به خاطر ترس از خدا نبود ؟

استاد قزويني :

حرفتان تمام شد؟

بيننده :

بله من از شما خداحافظي مي كنم

استاد قزويني :

نه نه خداحافظي نكن اجازه بده برادر من.

شما كه مي گوييد وقتي ياعلي مي گوييد همه كمك را از علي مي خواهيد اين غلط است ، اگر كسي بيايد بگويد ياعلي و براي علي بن ابي طالب دكاني در برابر دكان خدا بسازد اين كفر و شرك و ارتداد است ولي اگر كسي بگويد يا علي به اين نيت كه ياعلي تو پيش خدا آبرو داري و زنده هستي طبق منطق قرآن چون حداقل علي شهيد كه شده است

وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ

سوره بقره - آيه ١٥٤

علي زنده است و اين منطق قرآن است و روايت متعدد هم شما داريد بر اينكه انبياء نمي ميرند و در قبرشان زنده هستند و عبادت مي كنند ، اگر من به اين نيت كه علي بن ابي طالب زنده است ، به اذن خداي عالم صداي من را مي شنود ، به اذن خداي عالم به صداي من جواب مي دهد و به اذن خداي عالم حاجت من را يا خودش مستقيما يا از خداي عالم طلب مي كند كه حاجت من را بدهد.

كجاي اين شرك است ؟ كجاي آن از خدا روي گرداندن است ؟

بيننده :

هيچكس اسم بردن از علي را شرك نمي داند.

استاد قزويني :

شما الان مي گوييد يا علي گفتن شرك است.

بيننده :

كمك خواستن از علي.

استاد قزويني :

عزيز من كمك خواستن از علي چه اشكالي دارد ؟ اگر كسي معتقد باشد علي طبق آيه قرآن زنده است و صداي ما را هم مي شنود و خدا به او قدرت داده است كه حاجت ما را بدهد اگر با اين نيت از علي حاجت بخواهد چه اشكالي دارد ؟

بيننده :

آقاي قزويني خدا در قرآن مي گويد شهدا زنده هستند ، و قبول هم داريم كه حضرت علي شهيد محراب هستند ولي شهدا در نزد خداوند زنده هستند و روزي مي خورند.

استاد قزويني :

يعني من و شما پيش شيطان زنده هستيم؟

بيننده :

كجاي آيه قرآن مي گويد شهدا زنده هستند و بر مردم دارند حكومت مي كنند؟

استاد قزويني :

عزيز من چرا پرت و پلا مي گويي برادر عزيزم سرور من ، مگر ما گفتيم ائمه حكومت مي كنند؟ اينكه عبد الله عمر پايش فلج مي شود و مي گويد :

يا محمد

و مشكل پايش برطرف مي شود آيا اين يا محمد گفتن عبدالله عمر كفر او را ثابت مي كند ؟

بيننده :

نه .

استاد قزويني :

خدا امواتت را بيامرزد.

بيننده :

مدد گرفتن از غير خدا.

استاد قزويني :

عزيز دل من اين عبارتي است كه جناب آقاي بخاري در كتاب الأدب المفرد ص ٢٠٧ حديث ٩٩٣ نقل مي كند كه اواخر عمر آقاي عبدالله عمر بود و سكته مي كند و پايش فلج شده بود بنده خدايي به او گفت :

اذكر أحب الناس إليك

محبوبترين افراد را صدا كن تا شفايت بدهد.

فقال محمد

اي محمد مرا نجات بده

فانبسطت.

با گفتن يا محمد مشكل پايش برطرف شد.

روايت هم صحيح است .

غريب الحديث للحربي - ج ٢ - ص ٦٧٤

مسند ابن الجعد - ج ١ - ص ٣٦٩

الطبقات الكبري - ج ٤ - ص ١٥٤

آيا شما معتقديد عبد الله عمر كه از پيامبر اكرم طلب شفا خواست و پيامبر هم او را كمك كرد و پاي او را شفا داد آيا معتقديد عبدالله عمر كافر شد ؟ از دين خارج شد ؟

بيننده :

آقاي قزويني.

استاد قزويني :

عزيز من جواب به من بده اين طرف و آن طرف نرو

بيننده :

الان تنها چيزي كه من مي دانم هرجايي از قرآن را كه باز مي كنيم خداوند مي فرمايد :

بنده غفور هستم ، بنده رحمان هستم ، بنده رحيم هستم ، از هر چيزي به شما نزديك تر هستم آيا درست است وقتي شما نزديك و دم دست من هستيد ابتدا بيايم پيش مجري برنامه آقاي محسني و به ايشان بگويم كه از شما فلان سوال را بپرسد؟

استاد قزويني :

اگر اين گونه است كه شما مي گوييد پس اعتراض شما به خود قرآن است و شما با اين با اين نگاه كافر مي شويد.

بيننده :

شما به من نشان بده كه فلان جاي قرآن نوشته است از خلق خدا فلان كار را بخواهيد اگر نشان داديد بنده گواه مي دهم فردا تشريف بياورم قم و در شبكه شما بگويم : اشهد ان عليا ولي الله.

استاد قزويني :

ما مي دانيم كه شما دروغ مي گوييد ولي نشان مي دهم

بيننده :

خدا گواه است مي آيم ولي به اين شرط كه اين آيه قرآن را حداقل ١٠ نفر از علما و مفسرين اسلام تاييد كرده باشند .

استاد قزويني :

باشه اشكالي ندارد الان تلويزيون را مي بينيد ؟

بيننده :

ممنونم خداحافظ من شارژم تمام است از تلويزيون صداي شما را مي شنوم

استاد قزويني :

نه همينطور حضور داشته باشيد من با شما كار دارم.

بيننده :

بيننده تلفن خود را قطع مي كند.

استاد قزويني :

بله قطع كردند، گرچه ما مي دانيم كه شما دروغ مي گوييد؛ چون يوسف هم از بندر عباس گفت يك دليل بياوريد من شيعه مي شوم ولي ديگر جرأت نكرد به برنامه ما بيايد؛ چون ما سوالي طرح كرديم براي ايشان ولي رفت و نيامد.

در سوره يوسف آيه ٩٧ مي فرمايد كه فرزندان حضرت يعقوب خدمت پدر مي آيند و مي گويند:

قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ

آيا اين فرزندان حضرت يعقوب كه نزد پدر آمدند و گفتند كه اي پدر! تو واسطه شو تا خدا گناه ما را ببخشد؟ حضرت يعقوب نگفت كه خدا به شما نزديك تر است شرك نگوييد و از خدا بخواهيد كه گناه شما را ببخشد؟ و نگفتند كه اي پدر ما را ببخش ، فرق است بين اينكه بگويند :

يا ابانا اغفر لنا

پدر ما را ببخش

و بين

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا

اي پدر از خداي عالم براي ما طلب مغفرت كن ما خطاكاريم .

حضرت يعقوب پيامبر مي گويد:

سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي

من براي شما از خداي عالم طلب مغفرت مي كنم خداي عالم غفور و رحيم است.

اگر

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ

سوره غافر- آيه ٦٠

درست است

فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ

سوره بقره - آيه ١٨٦

درست است ، اگر :

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ

سوره ق - آيه ١٦

درست است؛ پس چرا حضرت يعقوب نگفت خدا كه نزديك است از خدا بخواهيد و از او طلب مغفرت كنيد؟

در آيه ٦٣ سوره نساء در رابطه با نبي مكرم صلي الله عليه و آله وسلم است كه مي فرمايد:

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

اين آيه را برادر عزيزمان دقت كنند تا بعد از حداقل ٥٠ نفر از بزرگان اهل سنت در اين باره صحبت كنم.

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ

آنهايي كه در حق خودشان ظلم كردند.

جَاءُوكَ

پيش تو بيايند اي پيامبر

فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ

استغفار كنند

وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

پيامبر هم براي آنها استغفار كند خدا آنها را مي بخشد

پيامبر واسطه است ، پس چرا اينجا نمي گويد : مردم برويد و مستقيم از خدا بخواهيد بلكه مي گويد: پيامبر اكرم بايد براي آنها طلب بخشش كند.

حداقل بالاي ٥٠ نفر از علماي اهل سنت اين آيه را از آداب زيارت رسول اكرم آورده اند كه اگر كسي آمد به زيارت قبر نبي مكرم بيايد بگويد : اي پيامبر من در حق خودم ظلم كردم مرا ببخش.

امام سبكي مي گويد :

دلت الآية علي الحث علي المجئ إلي الرسول صلي الله عليه وآله وسلم والاستغفار عنده.

اين آيه ٦٤ سوره نساء كه مي گويد نزد پيامبر بيايند و از پيامبر طلب مغفرت كنند دلالت مي كند كه هم در زمان حيات پيامبر به او متوسل شويم و هم بعد از رحلت ايشان .

شفاء السقام - السبكي - ص ١٨١

سمهودي شافعي مي گويد :

علماي اهل سنت از اين آيه استفاده كرده اند هم در زمان حيات پيامبر و هم بعد از رحلت ايشان.

جناب آقاي شوكاني همين مطلب را بيان كرده است .

آقاي ابن قدامه مقدسي كه حنبلي مذهب است در كتاب المغني ج ٣ ص ٥٩٠ مي گويد :

كسي كه خدمت نبي مكرم مي آيد بگويد:

انك قلت وقولك الحق

تو حرف حق زدي

وقد أتيتك

پيامبر! من نزد تو آمدم

مستغفرا من ذنوبي

از گناهانم استغفار مي كنم

مستشفعا بك إلي ربي

تو را بين خود و خدا شفيع قرار مي دهم.

الشرح الكبير لابن قدامة - ج ٣ - ص ٤٩٥

المغني - ج ٣ - ص ٢٩٨

المجموع نووي - ج ٨ - ص ٢٧٤

الاختيار - ج ١ - ص ١٨٩

الدرر الثنيه - ص ٩

اگر واقعاً كسي دنبال حقيقت است بفرماييد اين هم حقيقت.

در آيه ٣٥ سوره مائده مي فرمايد:

وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

واسطه نزد خداي عالم ببريد و هرگز نگفته است كه واسطه شما زنده باشد يا مرده باشد، پيامبر باشد، عمل صالح باشد.

در خطبه ١١٠ نهج البلاغه علي مي فرمايد :

إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلي الله سبحانه الإيمان به وبرسوله والجهاد في سبيله.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج ١ ص ٢١٥

با فضيلت ترين چيزي كه مي توان به خدا متوسل شد، ايمان به خدا و ايمان به پيامبر و جهاد است.

پس معلوم مي شودكه توسل جايز است، شما كه مي گوييد توسل شرك است و ما نياز به واسطه نداريم و خدا از همه به ما نزديك تر است اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي گويند كه توسل است.

اولا ما توسل را هم به اعمال صالحه جايز مي دانيم كه اين منطق قرآن است :

رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آَمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآَمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

سوره آل عمران - آيه ١٩٣

هم توسل به عمل صالح و هم توسل به اسماء الهي :

وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَي فَادْعُوهُ بِهَا

سوره اعراف - آيه ١٨٠

و هم توسل به انبيا، مانند آيه ٩٧ سوره يوسف و آيه ٦٤ سوره نساء كه دلالت مي كند كه توسل به پيامبران هم هيچ اشكالي ندارد.

من يك سوالي از شما دارم گرچه كارشناسان شبكه هاي وهابي نمي توانند پاسخ دهند ولي حداقل احمد آقا مقداري فكر كنيد:

اميرالمؤمنين نگفتند كه توسل به پيامبر و ائمه حرام است بلكه مي گويد :

با فضيلت ترين توسل ايمان به خداست.

آيا اگر ايمان به خدا با فضيلت ترين توسل باشد، توسل هاي ديگر حرام مي شود؟ در كتب اهل سنت آمده است كه :

أفضل الصلوات وهي العصر

با فضيلت ترين نماز ها نماز عصر است.

تفسير ابن كثير - ج ١ - ص ١٩١

تفسير القرطبي - ج ٢٠ - ص ١٧٩

آيا معني آن اين است كه نماز ظهر حرام است ؟ نماز مغرب و عشاء حرام است؟ اگر شخصي آمد و گفت فلان كار افضل است در برابر چه است ؟ يعني ديگران باطل است؟ علي كه مي گويد:

إن أفضل ما توسل به المتوسلون إلي الله

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج ١ - ص ٢١٦

يعني توسل به پيامبر باطل و شرك است؟ توسل به انبياء شرك است؟

ابونعيم نقل مي كند كه :

أفضل الصلوات عند الله صلاة الصبح يوم الجمعة.

با فضيلت ترين نماز ها نماز صبح روز جمعه است.

حلية الأولياء - ج ٧ - ص ٢٠٧

شعب الإيمان - ج ٣ - ص ١١٥

فضائل الأوقات - ج ١ - ص ٥١٢

بيان الوهم والإيهام في كتاب الأحكام - ج ٣ - ص ٢٠٣

آيا وقتي اين گونه گفت يعني ديگر نماز ها همگي باطل است؟

در جاي ديگر آمده است:

أَفْضَلُ الصَّلاَة صَلَاةُ الْمَرْءِ في بَيْتِهِ

بافضيلت ترين نماز ها نمازي است كه در خانه مي خوانند.

صحيح البخاري - ج ١ - ص ٢٥٦

مصنف ابن أبي شيبة - ج ٢ - ص ٥٢

پس با اين حساب نمازهايي كه به صورت جماعت بيرون از خانه خوانده مي شود شرك و باطل است؛ چون پيامبر فرموده است كه بهترين نماز نمازي است كه مرد در خانه بخواند.

شما مقيد هستيدكه در ماه رمضان نماز تراويح مي خوانيد، جناب عمربن خطاب مي گويد: آنهايي كه در خانه خود مي خوابند افضل هستند از كساني كه نماز تراويح مي خوانند.

قال عُمَرُ نِعْمَ الْبِدْعَةُ هذه وَالَّتِي يَنَامُونَ عنها أَفْضَلُ من التي يَقُومُونَ.

آنهايي كه شبهاي ماه رمضان در خانه مي خوابند افضل هستند از كساني كه نماز تراويح مي خوانند.

اگر خواب افضل است پس آنهايي كه نماز تراويح مي خوانند شرك است؟

صحيح البخاري - ج ٢ - ص ٧٠٧

و دهها قضاياي ديگر داريم كه كلمه افضل آمده است. آقايان كارشناس عقل درست و حسابي ندارند، مي گويند مردم ببينيد علي مي گويد :

أفضل ما توسل به المتوسلون إلي الله سبحانه الإيمان به.

علي مي گويد توسل به پيامبر توسل به من توسل به ائمه حرام است.

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج ١ - ص ٢١٦

كجاي عبارت اميرالمؤمنين آمده است كه حرام است ؟

ما نمي خواهيم كه احمد آقا بيايد و شيعه شود ولي تقاضا دارم حداقل احساس كند آن چيزي كه در ذهن او خوانده اند يك سري خرافات و مطالب ضد دين و قرآن است. و كساني كه مي گويند توسل به پيامبر شرك است مخالف قرآن، مخالف دين و دشمن اهل بيت هستند. اگر چنانچه در كتب آنها توسل به عمر و ابابكر جايز بود آنها در تمام دنيا مي نوشتندكه دعاي توسل به ابو بكر و عمر ولي توسل به ائمه اطهار بوده است و لذا اينها مي خواهند توسل را رد كنند.

البته اهل سنت اين گونه نيست چون اهل سنت همگي توسل را قبول دارند چون خود جناب سبكي مي گويد كه : تمام علماء، عقلا و عوام اهل سنت و همه آنهايي كه دين دارند، معتقد به توسل هستند.

جواب استاد به سوال آقاي موسوي :

در رابطه با غدير انشاء الله ما داريم بحث ها را دنبال مي كنيم تا كل شبهاتي كه پيرامون غدير است را مطرح كنيم و پاسخ دهيم .

در رابطه با افرادي كه به قولي

هر دم از اين باغ بري مي رسد تازه تر از تازه تري مي رسد

اولين فتنه اي كه ما با آن مواجه هستيم آقاي احمد الحسن نيست؛ چون قبل از او هم دجال هاي زيادي آمدند كه ادعاي مهدويت و بابيت كردند مانند : علي محمد باب بنيانگذار بهائي ها كه ادعا كردند ما سيد يماني هستيم و ايشان وقتي كه آمد در رابطه با مباحث بابيت صحبت كرد و اينكه من اين چنين و چنان هستم و آن كسي كه پيامبر به آن وعده داده است من هستم.

احمد الحسن در محرم ١٢٠٨ حدود ٥٠٠ نفر از افراد بي خبر و نا آگاه را جمع كرد و روز عاشورا در بصره و ناصريه قيام كردند ، مردم در حال عزاداري بودند كه اين احمد الحسن دجال كه تعبير بزرگان ما اين است كه اين آقا هم ضال است و هم مضل است بعضي از مراجع ما فتوا به ارتداد و وجوب قتل او دادند مانند آيت الله حائري چون او از مصاديق مفسد في الارض است.

آمد و شروع كرد به حمله كردن و گفت :

جاء المهدي

مهدي آمد مهدي آمد

و با نيروهاي دولتي درگير شدند و فقط در خود بصره ٨٠ نفر انسان بي گناه كشته شد و در ناصريه ٧٠ نفر كشته شد سپس از عراق به امارات فرار كرد و زير پرچم وهابي ها زندگي مي كند.

اين چگونه سيد يماني است كه فرار مي كند و پشت چادرهاي زنان مي رود و خود را مخفي مي كند. جالب است ايشان يك نامه اي نوشته بود با اين مضمون كه :

اما بعد الي السيد الخامنه اي: السلام عليكم و رحمة الله ، الي السيد القزويني في ايران : السلام عليكم و رحمة الله ، شيخ عبدالحميد مهاجر السلام عليكم ، شيخ علي كوراني السلام عليكم

شما همين نامه را اگر دوستان ببينند كاملا مي فهمند كه اين آقا اصلا عقل ندارد و يك ديوانه هزار بار بر اين آقا شرافت دارد و در نوشتن نامه از او بهتر است.

ما ايشان را آدم بي دين ، لا مذهب ، گمراه ، گمراه گر ، فاسد و از مصاديق مفسد في الارض مي دانيم و اهانت هايي كه ايشان به مراجع ما كرده است باالاخص خدمت آيت الله العظمي سيستاني همين كافي است كه ارتداد ايشان را صادر كند.

مي گويند چرا براي مناظره نمي آييد؟ بنده رسماً اينجا آماده هستم كه براي مناظره بيايند تا ما ثابت كنيم كه تو عقل نداري و ديوانه و گمراه و گمراه گر هستي اگر توانستيم ثابت كنيم كه هيچ ولي اگر ثابت نكرديم ما هم تابع شما هستيم.

آقا مي گويد: مباهله ، بنده آماده هستم ايشان با اسكايپ اينجا بيايد با اينكه چند نفر از علماي بزرگ شيعه اعلام مباهله كردند ولي ايشان فرار كردند و لذا اينها را ما گروه فاسد مي دانيم و از عزيزاني كه در روم ها هستند توصيه مي كنيم كه حيف است كه اينها روم شما را با حضورشان آلوه كنند چرا كه صدا و منطق آنها آلوه كنند است و نظر بزرگان و علماي شيعه نسبت به ايشان و امثال ايشان هم اين بوده است.

ايشان ادعا كرده بود كه حضرت آيت الله كوراني از آقاي احمد الحسن معجزه و كرامت ديده است ، بر پدر آدم دروغگو لعنت ، لعنت خدا و ملائكه بر احمد الحسن كه او را امام مي خوانيد.

ما مي خواستيم امروز آيت الله كوراني روي خط بيايند و كتابي هم ايشان نوشتند به نام دجال البصرة كه در اين كتاب حداقل ٥٠ جا ايشان را دجال ، ضال ، مضل ، ديوانه خوانده است.

آقاي كوراني در قسمتي از كتاب به صورت مسخره گفته است كه :

پس شما كرامت هم داريد

به اين عنوان كه بگويد اين شخص عقل ندارد و ديوانه است ولي گرفتند اين عبارت را در روم ها قرار دارند و گفتند كه آيت الله كوراني كرامت ايشان را قبول دارد.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد، فرج مولاي ما ولي عصر نزديك بگردان و ما را از ياران آن بزرگوار قرار بده.

«والسلام عليكم و رحمة الله وبركاته»

اللهم عجل لوليك الفرج