سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٢١٦ - وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران

وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران

کد مطلب: ٥٣٤٨ تاریخ انتشار: ١٩ آذر ١٣٩١ تعداد بازدید: ١٨٧١ سخنراني ها » شبکه ولايت وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
حبل المتين ٩١/٠٩/١٩



 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ١٩ / ٠٩ / ٩١

استاد قزويني:

شهادت جانسوز و مظلومانه امام سجاد زين العابدين علي بن الحسين يادگار دشت نينوا را به پيشگاه مقدس بقية الله الاعظم ارواحنا فداه و همه علاقه مندان و شيفتگان و دلباختگان اهل بيت عصمت و طهارت به ويژه شما عزيزان بيننده تسليت عرض مي كنم.

خدا را به قلب شكسته اين امام همام سوگند مي دهم پاداش ما را فرج مولاي مان حضرت بقية الله الاعظم قرار بدهد ان شاء الله

مجري:

ما هم ايام شهادت امام زين العابدين را خدمت مولاي مان امام زمان و خدمت شما تسليت عرض مي كنيم. سؤالي كه در اين برنامه مطرح مي كنيم اين است كه آيا واژه و كلمه «وصي» در كتب لغت در باره حضرت امير عليه السلام آمده است؟

استاد قزويني:

يكي از احاديثي كه در خلافت اميرالمؤمنين سلام الله عليه صراحت دارد، بحث حديث وصايت است كه نبي مكرم در روايات متعدد و در مكان هاي مختلف واژه وصي و خليفه را مطرح كرده اند؛ ولي متأسفانه، دست هاي خيانت كاري كه در طول تاريخ با ديگر مقدسات ديني بازي كرده اند، اينجا هم آمده اند بازي كردند كه من در جلسه گذشته مفصل مطرح كردم.

ما بينندگان عزيز و عزيزان اهل سنت و آن دسته از كساني كه پيروي ابن تيميه هستند؛ ولي فكر سالم دارند، را به داوري و قضاوت دعوت مي كنيم.

اگر كلمه «وصي» حقانيت اميرالمؤمنين و خلافت اميرالمؤمنين را اثبات نمي كند، چرا در طول تاريخ با اين احاديث اين چنين بازي مي كنند؟

اين واقعا جاي تأسف دارد.

آن آقاياني كه به علامه طباطبائي، نستجير بالله با كمال بي ادبي به عنوان دزد حرفه اي تعبير مي كنند، كه البته اين آقايان چون قول داده اند و تصميم گرفته اند كه بزرگان و مراجع شيعه جسارت نكنند، ما هم مادامي كه اين ها جسارت نكنند، ما به دوستان گفتيم: شما پاسخ هاي اين ها را اگر مي دهيد، تلاش كنيد كه در پاسخ ها هيچگونه مقابله به مثل نباشد.

در دفاع از ائمه عليهم السلام و در دفاع از مراجع مان، ما كوچك ترين كوتاهي نخواهيم كرد؛ چون قوام دين ما به امامان مان و بعد از آن به مراجع عظام و علماي كرام ما است.

هركسي بخواهد اين خط را بشكند و وارد خطوط قرمز ما شود، چه شيعه باشد و چه سني و چه وهابي، ما طبق دستور ائمه هدي سلام الله عليهم بدون هيچگونه ملاحظه دفاع مي كنيم و آن ها را رسوا مي كنيم.

من همين امروز برنامه اي كه اين آقا داشت كه دوستان تايپ كرده بودند و مشغول مطالعه آن بودم، ديدم كه در همين يك جلسه بالاي ٥٠ مورد به بزرگان و به مرحوم آيت الله العظمي خوئي و آيت الله العظمي سبحاني و مخصوصا به مرحوم علامه طباطبائي اهانت هاي صريح و واژه دزد حرفه اي و تعابيري را كه انسان خجالت مي كشد، بيان كند.

ما گفتيم: اگر شما واقعا اشكال علمي داريد، مثل بچه آدم بگوييد: علامه طباطبائي اين را گفته است و به نظر ما به اين دليل اشكال دارد.

اين واژه هاي زشت را به كار بردن، دليل بر اين است كه دست شما از دليل و برهان خالي است.

شما در آن حدي نيستيد بلكه خيلي از اين پايين تر هستيد كه بخواهيد نسبت به علامه طباطبائي عبارتش را نقل كنيد؛ خودشان هم مي گويند: كه من اين را نفهميدم كه چه مي گويد.

شما نمي توانيد متوجه شويد كه علامه طباطبائي چه گفته است.

البته ما بزرگان خود را معصوم نمي دانيم، ما فقط ١٤ نور پاك را معصوم مي دانيم.

حوزه هاي علميه ما با نقد و مناقشه بزرگان سپري مي شود؛ ولي خيلي مؤدبانه اين كار را انجام مي دهند.

خدا حفظ كند حضرت آيت الله العظمي سبحاني را، ايشان همواره از امام راحل و از اساتيد شان نقل مي كردند و اگر مي خواستند از يكي از اساتيد نقلي كنند، اول از او تجليل مي كردند و احترام مي گذاشتند و از جايگاه علمي ايشان صحبت مي كردند و بعد مي گفتند: به نظر ما اين صحبت ايشان قابل نظر و تأمل دارد:

وفيه نظر

با اين تعابير اشكال مي كردند.

خدا بيامرزد مرحوم كلباسي را، ايشان در ٣٠ سال كتاب سماء المقال را نوشت و بنده هم توفيق داشتم كه ٣ سال شبانه روزم را گذاشتم براي تحقيق اين كتاب كه كتاب برگزيده سال شد.

من تعابير خيلي قشنگي نسبت به بزرگان از اين مرد ديدم و برايم درس عجيبي بود.

ايشان وقتي نسبت به بعضي از بزرگان مي خواست نقدي داشته باشد؛ مثلا به شيخ طوسي و علامه حلي و صاحب جواهر تجليل مي كرد و مي گفت:

هذا من زلة القلم لا من زلة القدم

اين لغزش قلم اين بزرگوار بوده است و پاي ايشان محكم بوده است.

يك تعابيري مثل اين كه قلم شريف ايشان لغزش خورده است.

استاد ما آيت الله شاه آبادي هميشه توصيه مي كرد، يكي از چيزهايي كه هميشه توفيق را از انسان سلب مي كند، با بزرگان بي ادبانه برخورد كردن و با تندي برخورد كردن است.

اين مرد بزرگ حق حيات علمي و حيات معنوي به گردن من دارد.

خدا ان شاء الله روح شان كه شاد است، شادتر و مقام شان عالي است، عالي تر بگرداند.

مرحوم شيخ طوسي نسبت به استاد بزرگوارش شيخ مفيد اشكال مي كند و سيد مرتضي به ايشان اشكال مي كند و شيخ طوسي به سيد مرتضي و نوه دختري مرحوم شيخ طوسي مرحوم ابن ادريس به او اشكال مي كند و ابن زهره به او اشكال مي كند و محقق به شيخ طوسي و علامه حلي به استادش محقق اشكال مي كند.

وضع ادبيات شيعه با نقد و مناقشه مؤدبانه و محترمانه همراه است.

اين كه شما شروع مي كني به فحاشي كردن و توهين كردن، از كوزه همان برون تراود كه در اوست.

اگر ٤ حرف درست هم بزني، همان مخاطب وهابي هم از شما اين را به هيچ وجه قبول نمي كند.

اگر آقايان دنبال دزد مي گردند، ببينند كه روايات وصايت را كه طبري نقل مي كند در تاريخ خود، چرا در تفسيرش با كذا و كذا آمده است؟

ابن كثير اين را نقل نمي كند.

هيكل اين را در يك چاپ مي آورد و در چاپ ديگر حذف مي كند.

اگر ما بگوييم اين ها دزدان حرفه اي بودند و به قول دانشمند معاصر جهان اسلام [هاشمي در باره ملازاده، تعبير دانشمند معاصر جهان اسلام را به كار برده در حالي كه ملازاده هاشمي را دزدان دريايي خطاب كرده] شما دزدان دريايي بودند. اين تعابير، تعابير صحيحي نيست.

شما حرف تان را بزنيد و بگوييد: ايشان اين طور گفته است و ما حرف مان اين است.

بيننده ها عقل و شعور و فهم دارند و قضاوت مي كنند.

اين ها مادامي كه جسارت نكنند، ما هم پاسخ جسارت هاي اين ها را با تندي نمي گوييم. ما اعلام كرديم كه ما يك هفته به احترام جناب آقاي مولوي مراد زهي آتش بس مي كنيم.

اين آقايان در همان هفته، بدترين اهانت ها و فحش ها را به مقدسات شيعه دادند.

اين آقايان بدانند كه گذشت آن زماني كه شيعه در انزوا باشد و شيعه بخواهد از شما تو سري بخورد و شيعه فرياد نزند.

الحمد لله قرن ٢١ قرن گسترش شيعه و بلند شدن نداي شيعه در عرصه گيتي است.

شما در هر كجا برويد؛ حتي در قلب وهابيت، نداي شيعه برخواسته است و شيعه در حال گسترش است. شخصيت هاي علمي و دانشگاهي دارند دسته دسته به طرف مذهب اهل بيت سلام الله عليهم كشيده مي شوند.

اما پاسخ سؤال شما.

من از بينندگان عزيز تقاضا مي كنم كه به اين بخش صحبت هاي من خوب دقت كنند.

اين بحث آيه ولايت و ابلاغ و اكمال نيست.

اين كتب لغت مثل لسان العرب و تاج العروس و الكامل في اللغة را ببينيد كه اين ها چه دارند.

ابن منظور مي گويد:

وقيل لعلي عليه السلام وصي.

لسان العرب، ج ١٥، ص ٣٩٤

به علي بن ابي طالب مي گويند: وصي.

اگر مسئله وصايت اميرالمؤمنين سلام الله عليه توسط نبي مكرم مطرح نشده است و در قرآن و سنت يك امر مسلم و مفروغ عنه نيست، مردم براي چه به علي مي گويند: وصي؟

حداقل به اين يك مقداري فكر كنيم و عقل خدادادي را به كار بندازيم.

در خانه كس است يك حرف بس است.

جناب آقاي زبيدي مي گويد:

والوَصِيُّ، كغَنِيَ: لَقَبُ عليَ رضِيَ اللهاُ تعالي عنه.

تاج العروس، ج ٤٠، ص ٢١٠

كلمه وصي بر وزن غني، لقب علي بن ابي طالب است.

اگر اين كلمه وصايت در كتاب و سنت مطرح نبوده است، اين از كجا آمده و شده لقب اميرالمؤمنين سلام الله عليه؟

آيا اين نشان از اين نيست كه بحث وصايت و خلافت و امامت و جانشيني اميرالمؤمنين سلام الله عليه يك امر ثابت بوده است كه بعد از رحلت نبي مكرم پرده پوشي شد؟

مبرد از لغت نگاران و بنيان گذاران علم صرف و نحو عرب است.

ابياتي را از كميت شاعر نقل مي كند كه كلمه وصي در آنجا وجود دارد:

كميت كه در اين شعرش واژه وصي را به كار برده است:

قوله الوصي، فهذا شئ كانوا يقولونه ويكثرون

معالم المدرستين، السيد مرتضي العسكري، ج ١، ص ٢٣٠

مردم كلمه وصي را نسبت به اميرالمؤمنين زياد به كار مي بردند.

آيا اين ها نشان از اين نيست كه بحث وصايت اميرالمؤمنين در كتاب و سنت و در جامعه اسلامي آن روز به طوري گسترده بود كه وارد كتب لغت شده بود؛ چون در كتب لغت، چيزي را مطرح مي كنند كه فرهنگ جامعه شده باشد.

مادامي كه يك واژه اي در عرف مردم به صورت فرهنگ درنيامده باشد، در كتب لغت نمي آيد.

اين ها نشان از اين است كه بحث وصايت اميرالمؤمنين سلام الله عليه در فرهنگ مردم به عنوان يك امر مسلم و ثابت بوده است.

مجري:

آيا كلمه وصي در اشعار شعراي مشهور عرب ذكر شده است كه وصايت اميرالمؤمنين را ثابت كرده باشد؟

استاد قزويني:

يكي از چيزهايي كه نشانگر تبيين عرف و فرهنگ مردم است، اشعار شعراء است.

معمولا در هر جامعه وقتي يك مسئله مهمي اتفاق مي افتد، شعراي آن عصر آن اتفاق مهم را در قالب هنر و شعر مطرح مي كنند.

اين قضيه يك امر ثابت و مسلم است.

شما اگر به شعر شعرا در طول تاريخ نگاه كنيد، معمولا در ادبيات شعراء مطالبي مي آيد كه در جامعه مطرح است و در جامعه مورد توجه و دقت است؛ چون شاعر وقتي يك شعري مي گويد، مي خواهد در جامعه عكس العمل داشته باشد و شعر اين شخص در مجالس و منابر و خطبه ها و در كوچه و بازار مطرح شود.

اگر ١٠ جلسه در رابطه با اشعاري كه در وصايت اميرالمؤمنين مطرح شده، بخواهيم صحبت كنيم و آن ها را بيان كنيم باز هم كم است.

كتاب الغدير علامه اميني كه ١١ جلد است و متأسفانه ١٢ جلد هم دست نويس ايشان بوده است كه در اين قضاياي عراق در كتابخانه ايشان از بين رفت.

اين ٢٣ جلد الغدير را كه مرحوم علامه اميني نوشته است، فقط آمده ولايت اميرالمؤمنين و بحث غدير در اشعار شعرا از قرن اول هجري تا قرن ١٤ هجري مطرح كرده است.

هر شاعري عباراتي در رابطه با اميرالمؤمنين يا وصايت و امامت علي را مطرح كرده است، علامه اميني اين شعر را مطرح كرده است و از آيات و روايات و گفتار بزرگان، آنچه كه مطلب اين شعر را تبيين و تثبيت مي كند بيان كرده است.

شعر كميت را مي آورد و شعر دعبل را مي آورد و شعر حسان بن ثابت را مي آورد و بعد مي گويد: اين عبارتي كه ايشان در شعر خود آورده است، اشاره به اين روايت دارد و بعد شروع مي كند اين روايت را از منابع متعدد بيان مي كند.

علامه عسكري رضوان الله تعالي عليه در كتاب معالم المدرستين، در اين قسمت سنگ تمام گذاشته است.

اشعار مربوط به وصايت را مطرح كرده است.

ابن ابي الحديد مفصل اين قضايا را مطرح كرده است.

ما مقداري كه وقت به ما فرصت دهد، به بخشي از اين اشعار شعراء اشاره مي كنيم.

حسان بن ثابت شاعر شناخته شده است و شاعر عصر نبوت است و پيغمبر اكرم او را دعا كرد و فرمود: مادامي كه از ما دفاع مي كني، خدا يار تو باشد و روح الامين بر زبان تو جاري شود؛ ولي متأسفانه حسان بن ثابت بعد از رحلت نبي مكرم به آن گونه كه انتظار مي رفت، عمل نكرد و براي همين نبي مكرم مقيد دعا كرد و فرمود: مادامي كه ما را حمايت مي كني.

زبير بن مكار در موفقيات صفحه ٤٧٧ و جناب مقرزي در كتاب النزاع والتخاصم صفحه ٩٨ مي آورد:

جزي الله عنا والجزاء بكفه أبا حسن عنا ومن كأبي حسن

حفظت رسول الله فينا وعهده إليك ومن أولي به منك من ومن

ألست أخاه في الهدي ووصيه وأعلم منهم بالكتاب وبالسنن

شرح نهج البلاغة، ج ٦، ص ٢٣

خدا جزاي خير بدهد به ابو الحسن و كدام شخصيتي است كه هم وزن ابو الحسن اميرالمؤمنين باشد، تو آنچه را كه نبي مكرم وصيت كرده بود و سنت پيغمبر و عهد پيغمبر را در ميان ما حفظ كردي و چه كسي مي تواند از تو برتر باشد، آيا تو برادر پيغمبر در هدايت امت و وصي او نيستي و عالم ترين صحابه به كتاب و سنن نيستي؟

اين شعر جناب حسان بن ثابت است.

فضل بن عباس كه داستان مفصلي دارد و من داستانش را صرف نظر مي كنم، مي گويد:

ألا إن خير الناس بعد محمد وصي النبي المصطفي عند ذي الذكر

تاريخ الطبري، ج ٢، ص ٦٩٦

بهترين مردم بعد از رسول اكرم وصي اوست در نزد كساني كه داراي عقل هستند.

آقاي نعمان بن عجلان كه از انصار است و زبان گوياي انصار و شاعر برجسته انصار بوده دوستداران اميرالمؤمنين است كه در عصر خلافت علي، حاكم بحرين بود، مي گويد:

وكان هوانا في علي وإنه لأهل لها يا عمرو من حيث لا تدري

تمام هوا و خواست دل ما با علي بن ابي طالب بود كه در رابطه با بعضي از افرادي كه اعتراض مي كردند به اميرالمؤمنين، مي گويد: علي بن ابي طالب اهليت دارد بر اين قضيه:

وصي النبي المصطفي وابن عمه وقاتل فرسان الضلالة والكفر

شرح نهج البلاغة، ج ٦، ص ٢٠

اين علي بن ابي طالبي كه وصي پيغمبر مصطفي است و پسر عموي او است و كشنده شيران ضلالت و كفر است.

در عبارت مغيرة بن حارث بن عبد المطلب ( وي جزء كساني بودند كه با ابوبكر هم بيعت نكردند، در قضيه جنگ صفين مردم عراق را بر كمك كردن به اميرالمؤمنين تحريك مي كرد) كه بر ضد معاويه اشعار مي گفت آمده است:

فيكم وصي رسول الله قائدكم وصهره وكتاب الله قد نشرا

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٥ و وقعة صفين، ج ١، ص ٣٨٥

وصي پيغمبر در ميان شما است و او رهبر شما است و داماد پيغمبر است.

اين كه مي گويند: وصي پيغمبر، اين چيزي است كه كتاب خدا بر او گواهي مي دهد.

علي بن ابي طالب كسي است كه كتاب الهي را در ميان مردم بازگو مي كند.

سيد حميري اشعار زيادي دارد كه اشعار ايشان يك استخواني است در گلوي دشمنان اهل بيت كه مي گويد:

إني أدين بما دان الوصي به يوم الخريبة من قتل المحلينا

ديوان السيد الحميري، ج ١، ص ٢٥٣ و الأغاني، ج ٧، ص ٢٩٣

من به همان ديني هستم كه دين وصي پيغمبر علي است، در روزي كه خوارج در برابر اميرالمؤمنين قيام كردند.

من يك نكته اي را در اينجا به صورت جمله معترضه و داخل پرانتز عرض كنم.

در بعضي از اين شبكه ها كه يا از جهالت شان است و يا از عنادشان است مي گويند: شمر بن ذي الجوشن در صفين جزء ياران علي بود و جزء شيعيان علي بوده است.

شما يك كتابي پيدا كنيد كه در آن نوشته باشد كه شمر از شيعيان علي بوده است.

در صفين تمام اين خوارجي كه در برابر علي شمشير كشيدند، خدا اين ها را لعنت كند و تابعين و محبين اين ها را خدا لعنت كند، در يك روز ٤ هزار نفر از اين خوراج را اميرالمؤمنين به درك واصل كرد، اين ها همه در سپاه علي بوده اند.

مگر در سپاه علي بودن دليل بر شيعه علي بودن است؟

نمي دانم كه اين ها عقل شان را چه كار كردند و به چه كسي اجاره دادند؟

مي گويند: شمر در جنگ صفين در سپاه علي بوده است پس شيعه علي بوده است.

جنگ صفين ملاك نيست. گوش تان را باز كنيد.

خوارجي كه ٤ هزار نفر از آن ها در يك روز به شمشير علي به درك واصل شدند، ما خوراج را از كفار بدتر مي دانيم و نواصب را از كفار بدتر مي دانيم.

اين هايي كه سب و قتل علي را جايز مي دانستند را از كفار بدتر مي دانيم.

اين ها نشانه اين است كه اين آقايان يا سواد ندارند و اگر هم سواد دارند يك مقداري تلاش شان بر اين است كه مسئله را بر مخاطبين مشتبه كنند.

آن كساني كه نامه براي امام حسين عليه السلام نوشته بودند، اين ها اسامي شان مشخص است.

در روز عاشورا امام حسين مي فرمايد: فلاني شما بوديد كه براي من نامه نوشتيد.

با كمال وقاحت گفتند: ما براي شما نامه ننوشتيم.

در بعضي از مقاتل آمده است كه امام حسين يك خورجيني را كه در آن نامه ها بود و فرمود: اين نامه ها و امضاي شما نيست؟

آن وقت

فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ

سوره بقره آيه ٢٥٨

جمله حضرت امام حسين كه در روز عاشورا مي فرمايد:

يا شيعة آل أبي سفيان

اللهوف في قتلي الطفوف، السيد ابن طاووس، ص ٧١

اين ها كاملا نشانگر اين است كه اين ها از شيعيان آل ابي سفيان بودند.

در نامه اي كه يزيد مي نويسد و مي گويد: در كوفه بعضي از شيعيان معاويه هستند، از اين ها بر عليه امام حسين استفاده كنيد.

از همه اين ها بالاتر، اين ها همه شيعه علي بودند؛ ولي وقتي كه آمدند با امام حسين جنگيدن، اين شيعه ناخلف تبديل شد به يك منافق و به يك ناصبي و به دشمن امام حسين.

ما مي گوييم: خدا همه شان را لعنت كند. محبين شان را هم لعنت كند و مدافعين شان را هم لعنت كند.

شيعه يعني تابع و پيرو بودن.

كسي كه مي آيد در برابر امام حسين شمشير مي كشد، هرچه سابقه داشته باشد از بين مي رود.

مگر از كاتبين وحي شما مثل ابن ابي سعد نبود كه مرتد شد؟

آيا شيعه بودن از كاتب وحي بالاتر است؟

اين كاتب وحي بوده است و از صحابه رسول خدا بوده است.

قتيله همسر پيغمبر بوده است كه مرتد شد، از اين بالاتر كه نيست.

اصحاب رده كه ابو بكر با اين ها جنگيد و هزار نفر هم قتل عام شد، اين ها از صحابه نبودند؟ اين ها نه يهودي بودند و نه مسيحي.

جز تعداد اندكي كه در اطراف مسيلمه كذاب جمع شده بودند كه از اول هم مدعي نبوت دروغين بودند، مابقي همه صحابه پيغمبر بودند.

همه جزء اصحاب بودند و همه گفتند: ما پيغمبر را قبول داريم و نماز را مي خوانيم و حج هم مي رويم؛ ولي زكات نمي دهيم.

به قول ابن كثير كه مي گويد: اين ها گفتند: ما زكات مي دهيم؛ ولي زكات را به ابو بكر نمي دهيم.

گفت: اگر يك عقال شتر را هم منع كردند همه را گردن مي زنم و گردن هم زدند.

اين آقايان كه اين شعارها را مي دهند، اين ها همه شعارهاي پوچ و تاريخ مصرف گذشته است.

از كساني كه در رابطه با وصايت شعر گفته است، ابو الاسود دوئلي است كه از شخصيت هاي برجسته و از فقها و اعيان اهل سنت است و از شعراي بزرگ است و اول كسي است كه مشهور است كه قرآن را نقطه و اعراب گذاري كرد.

در سال ٦٩ كه ٨ سال بعد از واقعه كربلا مي شود، ايشان از دنيا رفت.

خود آقاي مبرد به اشعار ابو الاسود دوئلي استناد مي كند كه مي گويد:

أحبُّ محمداً حبّاً شديداً وعبّاساً وحمزةَ والوصيّا

من اسمه عمرو من الشعراء، ج ١، ص ١١٤

به پيغمبر محبت زيادي دارم و همچنين به عباس عموي پيغمبر و حمزه عموي پيغمبر و وصي پيغمبر كه اميرالمؤمنين سلام الله عليه باشد.

همچنين آقاي ابن ابي الحديد وقتي اين قضايا را مطرح مي كند، در ذيل خطبه ٢ نهج البلاغه كه مي فرمايد:

ولهم خصائص حق الولاية، وفيهم الوصية والوراثة

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٨٩

اميرالمؤمنين مي فرمايد: آل محمد صلي الله عليه وآله، جايگاه ويژه اي دارند و هيچ كسي در رتبه به آل محمد صلي الله عليه وآله نمي رسد و ولايت بر مردم حق مخصوص اين ها است و وصيت در اين ها است.

ابن ابي الحديد مي گويد: بحث وصيت علي بن ابي طالب يك بحث گسترده بود كه در اشعار شعرا كاملا تجلي كرده است.

اين شارح نهج البلاغه از عبد الله بن ابو سفيان بن حارث بن عبد المطلب (غير از او ابو سفيان آن چناني است) نقل مي كند:

ومنا علي ذاك صاحب خيبرٍ وصاحب بدرٍ يوم سالت كتائبه

وصي النبي المصطفي وابن عمه فمن ذا يدانيه ومن ذا يقاربه

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٢

از ما است فاتح خيبر و از ما است آن كسي كه در جنگ بدر با شمشيرش دشمنان را به هلاكت رساند و از ما است وصي نبي مصطفي و پسر عموي او، چه كسي است كه بيايد هم تراز و هم سطح و هم سنگ علي باشد.

از عبد الرحمن بن جعيل شعري را نقل مي كند كه وقتي بعد از عثمان با علي بيعت كردند، شروع كرد به شعر گفتن:

لعمري لقد بايعتم ذا حفيظة علي الدين، معروف العفاف موفقا

علياً وصي المصطفي وابن عمه وأول من صلي أخا الدين والتقي

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٢

به جان خودم امروز بيعت كرديد با كسي كه حافظ دين است و در عفت شهرت دارد و موفق بوده است، شما بيعت كرديد با علي كه وصي مصطفي بوده است و اول كسي است كه با پيغمبر نماز خوانده است.

ابو الهيثم بن تيهان كه از بدريين است، در روز جمل شعري مي خواند:

إن الوصي إمامنا وولينا برح الخفاء وباحت الأسرار

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٢

اين وصي پيغمبر ، امام و ولي ما است؛ ولي متأسفانه اين حقايق همه مخفي ماند و اين اسرار ناگفته ماند.

عمر بن حارثه انصاري مي گويد:

سمي النبي وشبه الوصي ورايته لونها العندم

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٢

اميرالمؤمنين سلام الله عليه هم رتبه پيغمبر است و پرچم او امروز برافراشته است.

ابن ابي الحديد دارد: در روز جمل مردي از قبيله ازد بلند شد گفت:

هذا علي وهو الوصي آخاه يوم النجوة النبي

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٢

اين علي است و وصي پيغمبر است.

روز جنگ جمل جواني از قبيله بني ضبه كه مشهور بودند به عداوت با اميرالمؤمنين، شعري خواند:

نحن بني ضبة أعداء علي ذاك الذي يعرف قدماً بالوصي

وفارس الخيل علي عهد النبي ما أنا عن فضل علي بالعمي

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٢

ما قبيله بنو ضبه هستيم و در دشمني علي شهره آفاق هستيم، آن علي كه از قديم الايام مشهور به وصي پيغمبر بوده است و در عهد پيغمبر هم بزرگ فارس ميدان جنگ ها بوده است، فضل علي براي ما پوشيده نيست.

البته من احساس مي كنم كه اين حرفي را كه در اينجا اين جوان بني ضبه مي گويد، به ياد روايتي از ابراهيم بن محمد بيهقي افتادم كه بعد از ٣٢٠ از دنيا رفته است مي گويد: مردي از قبيله ضبه آمده بود مهار و افسار شتر عائشه را گرفته بود و برروي آن شتر كجاوه بوده است.

كجاوه اي كه عائشه را در داخل آن قرار داده بودند، با آهن پنجره پنجره كرده بودند كه شمشير به او اصابت نكند.

عائشه به اين كسي كه افسار جمل او را مي كشيد، گفت:

أين تري علي بن أبي طالب، رضي الله عنه؟ قال: ها هوذا واقف رافع يده إلي السماء، فنظرت فقالت: ما أشبهه بأخيه قال الضبي: ومن أخوه؟ قالت: رسول الله، صلي الله عليه وسلم، قال: فلا أراني أقاتل رجلاً هو أخو رسول الله، صلي الله عليه وسلم، فنبذ خطام راحلتها من يده ومال إليه.

المحاسن والمساوي، ج ١، ص ٤٣ و سمط النجوم العوالي، ج ٢، ص ٥٦٧

گفت: علي كجاست؟ اين مرد مي گويد: نشان دادم همان رو به روي ما علي است كه دست خود را به آسمان بلند كرده است، عائشه به علي نگاه كرد و گفت: چقدر شبيه برادرش پيغمبر است، اين مرد ضبي گفت: برادر علي كيست؟ عائشه گفت: برادر علي بن ابي طالب، پيغمبر بوده است.

اين مرد يك مقداري تكان خورد و يك ذره انصاف در وجودش بوده است و گفت: من هرگز با كسي كه به اعتراف عائشه همسر پيغمبر، برادر پيغمبر است نخواهم جنگيد.

افسار شتر عائشه را رها كرد و به طرف سپاه اميرالمؤمنين سلام الله عليه رفت.

همچنين سعيد بن قيس همداني در جمل در رابطه با اميرالمؤمنين شعري مي گويد و در آن شعرش وصايت اميرالمؤمنين را مطرح مي كند.

زياد بن لبيد انصاري كه از اصحاب علي است، شعري مي گويد و در آن شعر وصايت اميرالمؤمنين را مطرح مي كند:

ولا نبالي في الوصي من غضب وإنما الأنصار جد لا لعب

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٣

حجر بن عدي كندي كه به دستور معاويه مظلومانه شهيدش كردند، در رابطه با حضرت امير سلام الله عليه شعر خيلي زيبايي دارد:

يا ربنا سلم لنا عليا سلم لنا المبارك المضيا

المؤمن الموحد التقيا لا خطل الرأي ولا غويا

بل هادياً موفقاً مهديا واحفظه ربي واحفظ النبيا

فيه فقد كان له وليا ثم ارتضاه بعده وصيا

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٣

خدايا علي را براي ما سالم نگه دار، اين كسي كه براي ما در گذشته هم مبارك بوده است.

مؤمن و موحد و متدين بوده است و هرگز رأي باطل و لغزش نداشته است.

همواره هدايتگر و موفق و هدايت شده بوده است، خدايا علي و پيغمبر را براي ما حفظ كن.

اين كسي كه ولي و جانشين پيغمبر بوده است و پيغمبر اكرم او را به عنوان وصي معين كرده است.

خزيمه از اهل بدر است كه در جنگ جمل اشعاري مي گويد:

يا وصي النبي قد أجلت الحر ب العادي وسارت الأظعان

أعائش خلي عن علي وعيبه بما ليس فيه إنما أنت والده

وصي رسول الله من دون أهله وأنت علي ما كان من ذاك شاهده

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٣

وصي پيغمبر است و در ميان صحابه هم كسي غير از او وصي نيست.

عبد الله بن بديل بن ورقاء خزاعي از قهرمانان صحابه است و در صفين او و برادرش عبد الرحمن شهيد شده اند، ايشان هم شعري بيان مي كند و در شعر وصايت اميرالمؤمنين را مطرح مي كند.

عمرو بن أحيحة بعد از اين كه امام حسن سلام الله عليه در جمل خطبه اي بيان مي كند، ايشان بحث وصايت اميرالمؤمنين را مطرح مي كند:

وأبي الله أن يقوم بما قا م به ابن الوصي وابن النجيب

إن شخصاً بين النبي لك الخير وبين الوصي غير مشوب

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٤

ابن ابي الحديد بعد از اين كه اين قضايا را مي آورد، مي گويد: اين اشعار و ارجوزه هايي كه نقل شد، ابو مخنف لوط بن يحيي در كتاب «وقعة الجمل» آورده و ابو مخنف از محدثين آورده است و اين ها هيچ كدام شان شيعه نيستند و از علماي شيعه هم به حساب نمي آيند.

نصر بن مزاحم هم شعري به اشعث بن قيس گفته است:

رسول الوصي وصي النبي له السبق والفضل في المؤمنينا

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٤

از شعر خود اميرالمؤمنين سلام الله عليه در رابطه با وصايت خودش مطرح مي كند:

ما كان يرضي أحمد لو أخبرا أن يقرنوا وصيه والأبترا

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٤

پيغمبر اگر با خبر شود، نمي آيد وصي خودش را با كسي كه ابتر است (اشاره به معاويه دارد) در يك سطح قرار دهد.

جرير بن عبد الله بجلي صحابي است كه مي گويد:

وصي رسول الله من دون أهله وفارسه الحامي به يضرب المثل

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٥

وصي پيغمبر در ميان خانواده اش است و غير از او وصي نبوده است و فارس جنگ هايي است كه به او ضرب المثل است.

نعمان بن عجلان مي گويد:

كيف التفرق والوصي إمامنا لا كيف إلا حيرةً وتخاذلا

وذروا معاوية الغوي وتابعوا دين الوصي لتحمدوه آجلا

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٥

چگونه ما بخواهيم متفرق و پراكنده شويم و حال آن كه وصي پيغمبر، امام ما است و ما هرگز دچار حيرت و خذلان نخواهيم شد.

رها كنيد معاويه گمراه را و متابعت كنيد از دين وصي تا بتوانيد در نزد ديگران مورد ستايش قرار بگيريد.

عبد الرحمن بن ذؤيب مي گويد:

يقودهم الوصي إليك حتي يردك عن ضلالٍ وارتياب

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٥

آقاي ابن ابي الحديد، اين همه اشعار را كه نقل مي كند، مي گويد: اين اشعاري كه ما آورديم، بخشي از اشعار بوده است و تمامي اشعاري كه در صفين و جمل و ديگر مكان ها، بحث وصايت اميرالمؤمنين را مطرح كرده است:

فإنه يجل عن الحصر، ويعظم عن الإحصاء والعد، ولولا خوف الملالة والإضجار، لذكرنا من ذلك ما يملأ أوراقاً كثيرة.

شرح نهج البلاغة، ج ١، ص ٩٥

قابل شمارش نيست و اگر من نمي ترسيدم كه خوانندگان من خسته شوند، صفحات متعددي از اشعار شعرا كه وصايت اميرالمؤمنين سلام الله عليه در آنجا مطرح شده است، من بيان مي كردم.

ما يك بخشي از اين اشعار را انتخاب كرديم.

نتوانستيم تمامي اشعاري كه ابن ابي الحديد آورده است بياوريم.

تمامي آن ها را مرحوم علامه عسگري آورده است، نتوانستيم بياوريم.

اين اشعار، اگر يكي دروغ باشد يا دو تا دروغ باشد و يا اين كه سه تاي آن دروغ باشد، اين كه شما مواجه مي شويد با انبوهي از اشعار شخصيت هاي برجسته صدر اسلام نه قرن ١٠، همان زماني كه با عصر نبوت آشنا هستند و از حوادث زمان پيغمبر آگاه هستند و قضايا را از نزديك لمس كردند و تعدادي از اين شعرا از صحابه بودند و تعدادي بدري بودند.

اين نشان بر اين است كه بحث وصايت آقا اميرالمؤمنين سلام الله عليه يك بحث ثابت و قطعي است كه هيچ شبهه اي در آن نيست.

بيننده خانم روشن ضمير از تهران:

از ميان دوازده امام، يازده امام ما توسط زهر كشته شدند.

مجري:

بعضي از امامان با شمشير به شهادت رسيدند؛ مثل حضرت امير و امام حسين عليهما السلام.

بيننده:

امام هاي ما مگر با علمي كه داشتند، نمي دانستند؟، اين كار خود كشي است، براي چه اين كار را كردند؟

چند نفر اين سؤال را از من پرسيدند، من مجبور شدم كه زنگ بزنم و اين سؤال را بپرسم؛ چون من از چند نفر سؤال كردم، گفتند: مجبورشان كردند كه اين كار را انجام دهند.

دليل قانع كننده اي پيش من نبود.

من مي خواستم ببينم كه با اين علمي كه داشتند، اين كار براي شان خودكشي نبوده است؟ بعضي از افرادي كه امام زمان را انكار مي كنند، ما به چه شكل مي توانيم وجود امام زمان را براي اين ها ثابت كنيم؟

بيننده آقا جاويد از امارات (اهل سنت):

شما در برنامه هاي تان بارها مطرح كرديد كه هر كس مهدويت را انكار يا اين كه توهين به امام زمان كند، در اصل و نسبش بايد شك كرد. اين درست است؟

مجري:

كسي كه به اميرالمؤمنين توهين كند طبق روايات اهل سنت اين درست است.

بيننده:

من فكر كردم كه اين در مورد مهدويت است.

استاد قزويني:

اگر كسي نسبت به اهل بيت زبان اهانت داشته باشد، اين كه حضرت مهديجزء اهل بيت است، در آن شكي نيست.

شيعه و سني، همه معتقد هستند؛ حتي وهابي ها مثل بن باز مي گويد: قضيه مهدويت يك قضيه قطعي است و روايات متواتر داريم.

سازمان تبليغات وهابيت كه رابطة العالم الاسلامي نام دارد، بيانيه داده است و در آن گفته است: كساني كه منكر مهدويت باشند، اين ها عقل ندارند و از اسلام بيرون هستند.

اصل مهدويت و اين كه حضرت مهدي جزء اهل بيت است، شيعه و سني قبول دارند.

اختلاف در اين است كه آيا حضرت مهدي كه پيغمبر به او وعده داده است، متولد شده است يا متولد نشده است.

اين اختلافي است ميان شيعه و برخي از علماي اهل سنت.

وقتي ثابت شود كه حضرت مهدي ارواحنا فداه جزء اهل بيت است، كسي به اهل بيت پيغمبر اهانت كند، طبق روايات متعدد ايشان در نصبش بايد تحقيق كند.

بيننده:

اين تكليف جعفر كذاب چه مي شود؟ ايشان كه عموي امام زمان بوده است و مهدويت را انكار كرده است.

استاد قزويني:

انكار مهدويت غير از توهين به حضرت مهدي است.

شخصي مي گويد: براي من قضيه حضرت مهدي ثابت نشده است و منكر مي شود.

يك دفعه شخصي توهين و اهانت مي كند؛ ما مي گوييم: اگر كسي اهانت كند اين چنين است. انكار يك چيز است و اهانت كردن يك چيز ديگري است.

بيننده:

اگر امكان دارد، يكي از توهين هايي كه شبكه كلمه به اهل بيت كردند را نشان دهيد.

استاد قزويني:

اين را در برنامه كلمه طيبه ببينيد.

اين ها وقتي اسم حضرت مهدي را مي آورند، وقيح ترين تعابير را نسبت به حضرت مهدي دارند يا نسبت به حضرت زهرا، همين عبد الشيطان دمشقيه را كه آوردند، وقيح ترين عبارت را نسبت به حضرت زهرا داشت؛ حتي خود علماي اهل سنت هم كه به اينجا آمده بودند، گفتند: اين كسي كه به حضرت زهرا توهين كرده است، اين ها ناصبي و دشمن اهل بيت هستند.

اگر خواستيد اين ها را در برنامه فردا شب از دوستان ما در برنامه كلمه طيبه زنگ بزنيد و درخواست كنيد.

نه تنها يك اهانت، شايد بالاي ٢٠٠ كليپ دوستان مان از اين برنامه هاي شبكه هاي وهابي ثبت كردند كه به اهل بيت توهين كردند و به حضرت ولي عصر ناسزا گفتند.

همين آقايي كه از لندن برنامه دارد و وبال گردن اين ها شده است، عبارت هايي كه نسبت به حضرت مهدي به كار مي برد، اين عبارات را نسبت به بي حياترين انسان ها نمي شود به كار برد.

شما يك شب برنامه اين آقايان را ببينيد، متوجه مي شويد كه ادبيات اين حضرات چه ادبياتي است.

بيننده آقا محمد از اصفهان:

خواهشي كه از برادارني مثل آقا عبد الله از آلمان و مشابه ايشان دارم اين است كه: لطفا با آزاد انديشي و مروت، اين مسئله اي كه من مي گويم را قضاوت كنند.

جناب آقا عبد الله يا امثال ايشان زنگ زدند به شبكه ولايت و چندين بار پشت سر هم توانستند زنگ بزنند؛ حتي يك بار آقا عبد الله تا ٢٠ دقيقه با بالاترين مقام شبكه توانست صحبت كند، بدون اين كه جناب آقاي دكتر وسط صحبت ايشان بپرد.

بعد از ٢٠ دقيقه وقت برنامه تمام شد و تماس قطع شد و دوباره در برنامه هاي بعدي ايشان شركت كردند. لطف كنيد اين طرف مسئله را ببينيد.

آن زماني كه من يا آقاي زارعي يا آقاي باقري به شبكه كلمه زنگ مي زديم، ٣ دقيقه به ما وقت مي دادند و در اين ٣ دقيقه، ٢ دقيقه را آقاي هاشمي و آقاي كياني با پريدن وسط صحبت مي گرفتند و ١ دقيقه مي گذاشتند كه ما صحبت كنيم.

من و آقاي زارعي و باقري و امثال ما را از ماه رمضان تا حالا، به هيچ عنوان به شبكه كلمه وصل نمي كنند.

گناه من اين بود كه در برنامه زنده با آقاي حيدري كه منكر توسل شد، حديثي از صحيح بخاري خواندم كه خليفه دوم توسل به قبر پيامبر مي كرد.

من خواهش مي كنم از آقا عبد الله و ساير بينندگان كه به اين آزاد انديشي شبكه ولايت نگاه كنند.

مجري:

شما در ليست سياه قرار گرفتيد؛ ولي شبكه ولايت ليست سياه ندارد.

بيننده:

اين مسئله ليست سياه و آزاد انديشي را مردم با وجدان پاك شان قضاوت كنند.

از آقا عبد الله خواهش مي كنم؛ چون ايشان مي گويند: من تحقيق كردم و به حقايق رسيدم، خواهش مي كنم كه از سايت حق ١١٠ دات كام وارد شوند تا ما ايشان را به عنوان مهمان ويژه صفحات زيادي را در اختيارشان قرار دهيم و وظيفه شرعي شان است كه بيايند در اين سايت و ما را روشن كنند.

عزت نفس و بزرگواري آقاي دكتر قزويني و توكل ايشان به رب العالمين، باعث شد كه سوء استفاده دشمنان ايشان، به قول دانشمند بزرگ جهان اسلام: عقيل بي عقل يا آن حيدري بي سواد شده است و آن ها مرتب در شبكه هاي خودشان اعلام مي كنند كه شبكه ولايت دولتي است و از دولت بودجه مي گيرد.

ما عوام، خودمان را از حمايت شبكه ولايت كنار بكشيم.

من در محضر تمام مردم عزيز به الله سوگند مي خورم كه خود من فقط به خاطر تعصبم به شيعه اين سخنان را مي گويم.

خودتان قضاوت كنيد، وقتي آقاي ملا زاده مي گويد: كارشناسان شبكه كلمه ١٥ هزار پوند پول مي گيرند كه بالاي ٥٠ ميليون تومان مي شود يا مي گويد: شبكه كلمه اول كارش گفت: ما ديروز خبر دار شديم كه به روي شبكه ما پارازيت انداختند، يك ماهواره ديگر هم اجاره كردند.

ظرف يك هفته توانستند كه ماهواره دوم را اجاره كنند.

دوستان اين مسئله را داشته باشند.

خود من از نزديك شاهد بودم، شبكه ولايت كه دشمنان شيعه و وهابي هاي جيره خوار عربستان مي گويند: شبكه ولايت دولتي است، خودم از نزديك شاهد بودم كه شبكه ولايت براي كارهاي ضروري اش از بازاري قرض كرد و دستي پول گرفت.

من از شما خواهش مي كنم، اگر حضرت ابا عبد الله الحسين به آن مرد گفتند: من اسب تو را نمي خواهم خود تو را مي خواهم، از ما عوام اسب مان را قبول كنيد و اجازه دهيد كه ما عوام هم به طريقي شما را ياري كنيم.

واقعا اين بزرگ ترين سعادت من است.

از شما خواهش مي كنم.

شما در كنار احاديثي كه زير نويس مي كنيد، يك شماره كارت، نه شماره حساب بنويسيد جهت همياري و همه شيعيان كه دارند مي بينند چاه هاي نفت پشتيبان شبكه كلمه و شبكه وصال است، حالا كه دلار دو يا سه برابر شده است، شبكه ولايت در يك ماه مخارجش ٣ برابر شده است و منبع درآمدش كمتر شد.

اين شماره حساب را بنويسيد.

مجري:

درخواست هاي مردمي زيادي داريم.

ان شاء الله حاج آقا يك ساماني به اين قضيه مي دهند.

بيننده:

ان شاء الله شماره كارت را كه گذاشتيد، من براي شروع كار ٥٠٠ هزار تومان به حساب تان مي ريزم و از تمام بينندگان خواهش مي كنم كه از ١٠٠٠ تومان تا هر مقداري كه مي توانند، اين شبكه را ياري كنند كه حمايت از اين شبكه حمايت از امام زمان است.

استاد قزويني:

من تشكر مي كنم از شما.

در رابطه با آقا عبد الله كه از آلمان زنگ زد، ما از خداي مان است كه اين آقايان بيايند و صحبت كنند.

بعضي از دوستان ما معتقد هستند كه نه آلماني در كار است و نه ايشان اهل قم است.

آن اصطلاح قمي را هم كه سؤال كردند، جواب ندادند.

قمي ها يك اصطلاح مخصوصي دارند.

مجري:

مثل اشمشه

استاد قزويني:

كسي كه اصفهان باشد يا مشهد باشد، هرجا يك اصطلاحات ويژه اي دارد.

ايشان از اين طرف به من گفت: من سني نشدم و هنوز دارم تحقيق مي كنم و از آن طرف در آن شبكه مي گويد: كسي عقل داشته باشد شيعه نمي شود.

ثابت كرد كه پدر و مادرشان كه شيعه هستند، عقل ندارند.

ايشان وقتي شيعه بوده و سني شده است، يك آدم بي عقل سني شده است.

يك آدم ديوانه چه سني شود و چه شيعه شود، هيچ ارزشي ندارد؛ ولي ما باز هم اگر ايشان و ديگران عزيزان اهل سنت بخواهند اينجا بيايند و صحبت كنند، ما استقبال مي كنيم.

بارها بوده است كه براي عزيزان شيعه ٢ دقيقه فرصت داديم؛ ولي به اهل سنت ٢٠ دقيقه هم براي اين ها وقت داديم؛ چون ما دوست داريم كه اين ها حرف شان را بزنند و ما جواب دهيم و بينندگان هم قضاوت كنند.

در رابطه با اين كه شبكه ولايت دولتي است يا نه، تمام مردم مي دانند؛ حتي حدود ٢ ماه قبل خبرگذاري فارس با ما مصاحبه كرد و گفت: دولت به شما كمك مي كند يا نه؟

گفتم: دولت جمهوري اسلامي در اين ٢ سال، يك برگ كاغذ به ما كمك نكرده است و يك خودكار هم به ما نداده اند.

ما خواستيم كه وضع دلار كه نزديك ٣٠٠٠ تومان شده است، دلار دولتي در اختيار ما قرار دهند يا دلار مبادلاتي در اختيار ما قرار دهند، از آب هم مضايقه كردند كوفيان.

ما به هيچ وجه نيازي نداريم.

آن عزيزان بيننده، يك هزار توماني به شبكه كمك كنند، ما قبول مي كنيم.

آن روز صبيه جناب آقاي محسني قلك شان را شكسته بودند و يك مبلغ خيلي كمي بود كه زير ١٠ هزار تومان بود و گفته بود اين را براي شبكه ببريد.

گفتم: اين براي من ارزشش از ميلياردها هم بالاتر است.

ايشان كه قلكش را مي شكند و ١٠ هزار تومان را مي فرستد، خدا شاهد است كه اين براي من از ميليارد ها بالاتر است.

آن شاعر مي گويد:

از مردم افتاده مدد گير كه اين قوم با بي پروبالي، پر و بال دگرانند

ما همين اندازه اي كه دولت جمهوري اسلامي مانع كار ما نشده است و دفتر شبكه ما را نبسته است، ما تشكر مي كنيم.

همه مي دانند كه از نظر قوانين نبايد با ما؛ بلكه با ديگر شبكه ها كه دارند فعاليت مي كنند، اين ها مجوز رسمي ندارند.

ما علناً اين را گفتيم و در گفتن اين ها هيچ مشكلي هم نداريم.

ان شاء الله ما اين بحث ولايت ياوران را سر و سامان مي دهيم.

همان طوري كه حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي در پيام شان در شب عيد غدير فرمودند: بر همه واجب است كه شبكه ولايت را كمك كنند.

ايشان فرمود: من تا آخر عمر بر خودم واجب عيني مي دانم كه از شبكه حمايت كنم.

ان شاء الله ما مي خواهيم كار را گسترده كنيم.

ما به بعضي از دوستان اصفهاني بدهكار هستيم كه مبلغ زيادي بود و مقداري از آن را پرداخت كرديم و گفتيم:

فَنَظِرَةٌ إِلَي مَيْسَرَةٍ

خوب شد كه پته ما را روي آب نريخت.

به حول و قوه الهي ما قضيه ولايت ياوران را مطرح مي كنيم.

يكي از دوستان ما آمد در طبقه سوم ما و ديد كه ما يك حال ٢٠ متري داريم و در آن ظهرها نماز مي خوانيم كه يك طرف اين حال بخش اداري و مالي است و بعد از ظهر هم براي بعضي از فضلا كلاس داريم كه دوستان صندلي را در آنجا مي چينند و وقتي كلاس تمام مي شود، براي نماز مغرب صندلي ها را جمع مي كنند و گوشه اي مي گذارند و در آنجا نماز مي خوانيم؛ ولي به همين ما افتخار مي كنيم و خوشحال هستيم.

پول هاي كلان و دلارهاي آن چناني نداريم.

ما اين افتخار را داريم كه دوستان ما كه زنگ مي زنند، ما تلفن هاي شان را مي گيريم و با همه مشكلات مالي كه داريم، نمي گذاريم آن عزيزي كه زنگ مي زند، چه شيعه و چه سني، به خاطر تلفن به شبكه ولايت پول تلفن بدهد.

اين افتخار براي ما كافي است كه با همه مشكلات ما شماره عزيزان را مي گيرم و خودمان با اين شخص تماس مي گيريم.

ما بارها سؤال كرديم از اين آقايان كه شما داريد در امارات زندگي مي كنيد، آدرس دفتر و مشخصات تان را داريم، چرا شماره تلفن لندن را به مردم مي دهيد؟

اين پولي كه شما به آن شركت انگليسي قرار داد بسته ايد كه بخشي از هزينه اين شماره تلفن ها را به شما دهند، آيا اين ظلم در حق بينندگان تان نيست؟

شيعه ها هيچ، اين اهل سنتي كه زنگ مي زنند چه؟

بعضي از آقايان به خاطر تماس ٣٠٠ هزار تومان مجبور مي شوند كه پول تماس دهند.

از اين ٣٠٠ هزار تومان، ١٥٠ هزار تومان به جيب انگليسي مي رود و ١٥٠ هزار تومان هم به جيب آقاي هاشمي آن عقيل با عقل مي رود.

ما نخواستيم جسارت كنيم.

اين ها نشان مي دهد كه اين ها ضوابط اسلامي را رعايت نمي كنند و فقط حرف آن را مي زنند.

قرآن را مثل قضيه معاويه بالاي نيزه مي گيرند و مي گويند: اي مردم ما به اين قرآن عمل مي كنيم، با اين قرآن با ما حرف بزنيد.

ما به سؤال سركار خانم روشن ضمير بارها جواب داديم، ائمه عليهم السلام علم غيب دارند؛ ولي موظف نيستند كه از علم غيب شان استفاده كنند.

آن ها از نظر كارهاي تكليفي در واجبات و محرمات، مثل ما هستند.

ما هستيم كه اگر نسبت به قضايايي علم داشته باشيم و با علم مان بخواهيم اقدام كنيم، اين در حقيقت خودكشي است؛ ولي امامي كه همه چيز را مي داند و موظف است كه اين مسير را طي كند:

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَي إِلَيَّ

سوره كهف آيه ١١٠

من يك بشري هستم مثل شما.

مي خورم و مي خوابم و زندگي مي كنم و ازدواج مي كنم.

حضرت عيسي هم مي دانست و علم غيب داشت و مرده زنده مي كرد و از گل پرنده مي سازد و مي فرمايد:

وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ

سوره آل عمران آيه ٤٩

هر آنچه كه شما در خانه هاي تان مي خوريد من خبر دارم.

اين صريح آيه است.

حضرت عيسي به قول آقايان مي دانست كه فلان روز يهوديان مي خواهند او را به دار بكشند يا او را بكشند يا عليه او توطئه كنند؛ نمي رفت.

پس نستجير بالله رفته خودكشي كرده است؟

خود نبي مكرم در جنگ احد، يقينا مي دانست كه شكست مي خورد، چرا رفته است؟

آيا اين كه هفتاد نفر از عزيزانش را به آنجا برد، آيا پيغمبر در قتل آن ها شريك بوده است؟

ائمه عليهم السلام علم غيب دارند؛ مثل ماشين هاي دولتي كه نوشته شده است استفاده اختصاصي ممنوع.

از علم غيب شان براي هدايت مردم استفاده مي كنند.

در رابطه با حضرت مهدي ارواحنا فداه، شما جواب مفصل تان را در برنامه به سوي ظهور از برادر عزيزم آيت الله طبسي و جناب آقاي كلباسي سؤال كنيد؛ ولي در رابطه با انكار حضرت مهدي ارواحنا فداه و اثبات او، اگر از نظر شيعه دنبال اين قضيه هستيد، كتاب هاي مفصلي در اين زمينه نوشته شده است و روايات متعددي ما در ولايت و ولادت حضرت مهدي ارواحنا فداه داريم.

كساني كه شاهد ولادت حضرت مهدي بودند؛ چه آن قابله و چه حكيمه خاتون و چه شيعياني كه حضرت مهدي ارواحنا فداه را ديده اند.

اين ها زياد هستند.

آن هايي كه در دوران غيبت صغري حضرت مهدي ارواحنا فداه را ديده اند و كساني كه در غيبت كبري حضرت را ديده اند.

مرحوم مجلسي اين ها را مفصل آورده است.

مرحوم نوري، كساني كه بعد از ولادت و زمان غيبت صغري و كبري، حضرت مهدي ارواحنا فداه را ديده اند و معجزات و كراماتي مشاهده كرده اند، اسامي اين ها را آورده است.

مرحوم كليني ١٨ روايت صحيح در رابطه با ولادت حضرت مهدي ارواحنا فداه مي آورد.

از نظر اهل سنت هم ما مفصل گفتيم: بالاي ١٤٨ نفر از علماي اهل سنت نظر داده اند كه حضرت مهدي فرزند امام عسكري در سال ٢٥٥ هجري روز جمعه نيمه شعبان به دنيا آمده است.

ما مفصل بيان كرديم.

اگر من بدانم كه نياز است دوباره در رابطه با حضرت ولي عصر ارواحنا فداه كه در حبل المتين صحبت كرديم، بعد از اثبات ولايت حضرت امير، امامت ائمه را مطرح مي كنيم و ٨ جلسه هم در رابطه با حضرت مهدي صحبت خواهيم كرد.

بيننده آقا حسين از كردستان (اهل سنت):

شما نزديك به ٢ ماه است كه با ادله و آيات قرآني و روايات كتب اهل سنت، مسئله امامت و ولايت سيدنا علي بن ابي طالب را اثبات مي كنيد.

من از شبكه هاي اهل سنت؛ مثل كلمه و وصال اين را مي خواهم كه چرا جواب اين مستندات شما را نمي دهند؟

شما يك آيه را بررسي مي كنيد و ٥ شاهد روايي برايش مي آوريد، آن ها در برنامه فرداي شان كلامي از آن مستندات شما صحبت نمي كنند.

آيا اين ها جوابي دارند بدهند؟ ما هر كاري كرديم نتوانستيم با اين ها تماس بگيريم.

ما به عنوان توده مردم شايد بلد نباشيم كه به حق و حقيقت برسيم، آن ها به عنوان اين كه الان خودشان را نماينده اهل سنت مي دانند، موظف به جواب گويي هستند.

من از برادران اهل سنت و خواهران مي خواهم، راه حق و حقيقت اين نيست كه ما بگوييم؛ چون آن ها هيچ چيز نمي گويند؛ پس ما هم چيزي نگوييم و همان راه را كج و اشتباه برويم. اين كاملا نادرست است.

من از تمام برادران اهل سنت مي خواهم كه روي خط اين ها بروند.

الان ٣ ماه است كه آقاي قزويني از قبل از ذي الحجة آيه اكمال و ولايت و ابلاغ را شروع كردند تا امشب كه رسيدند به حديث وصايت، من يك جلسه اش را از دست ندادم و هر هفته برنامه را مي بينم.

چند ماه است آقاي قزويني در مورد اين مسائل صحبت مي كنند، من به عنوان اين كه اين شبكه خودش را نماينده اهل سنت مي داند، من تعجب مي كنم كه چرا اهل سنت از اين ها نمي خواهند كه جواب دهند.

من سني هرچه خواستم كه بروم روي خط اين ها نتوانستم بروم.

مخاطب من شبكه كلمه است و من اين سؤال را از آن ها دارم.

مجري:

اميدوار هستيم كه با اين حرف شما به غيرت بيايند و جواب دهند.

استاد قزويني:

ما چند هدف از اين بحث داريم.

هدف اوليه ما اين است كه عزيزان شيعه با اعتقادات سنتي بزرگ شده اند؛ چون پدر مادرم گفته شيعه خوبه من هم مي گويم شيعه خوب است.

غالب جامعه ما اين طوري است؛ همان طوري كه اهل سنت هم اين گونه هستند و مي گويند: پدر و مادر من اين گونه بوده اند؛ پس اهل سنت حق است و من هم مذهب اهل سنت را پذيرفتم.

هدف ما اين است كه اعتقادات عزيزان شيعه را تقويت كنيم.

اگر شما شيعه هستيد، فلان چيز دليل شما است.

جناب آقاي طبسي از سوئد آمده بودند و مي گفتند: جوان ها مي گفتند: ما شيعه بوديم ولي امروز داريم به شيعه بودن مان افتخار مي كنيم.

شبكه ولايت هويت شيعه بودن ما را اثبات كرد.

من در يكي از همايش ها، استاد يك حوزه و امام جمعه يك شهر بزرگ بعد از اين كه من در رابطه با امامت اميرالمؤمنين از نظر عقلي مطرح كردم، ٨٠٠ طلبه داخل و خارج كه در آنجا بودند، آمد گفت: من امروز فهميدم شيعه بودن يعني چه.

امروز دارم به شيعه بودن افتخار مي كنم.

نمي دانستم كه شيعه اين قدر دليل محكم و قوي دارد.

ما دنبال اين هستيم كه دوستان شيعه ما اعتقادات شان قوي شود و بدانند كه شيعه دليل دارد.

هدف دوم ما اين است كه بعضي از وهابي ها يا چه بسا از اهل سنت تبليغ مي كنند كه شيعه نه دليل دارد و نه مدرك دارد و جامعه را به شيعه بد بين مي كنند.

جوان هاي اهل سنت را به شيعه بد بين مي كنند و مي گويند: شيعه مذهبي است كه يهودي ها ساخته اند.

ما مي خواهيم اين بد بيني ها را از عزيزان اهل سنت برداريم.

به آن جوان اهل سنت و به آن عالم و دانشجو و طلبه اهل سنت مي گوييم: اگر ما شيعه هستيم، اين دليل را داريم و اين ادله ما است.

حداقل آن روحيه بد بيني را نسبت به شيعه از عزيزان اهل سنت برداريم.

الحمد الله ما به اين هدف رسيده ايم.

هدف سوم اتمام حجت است كه مثل جناب حسين آقا بزرگوار كه وقتي ادله به گوشش مي رسد، حجت بر او تمام شود. پيغمبر اكرم هم هدف شان اتمام حجت بوده است.

مي گوييم: آقاي حسين آقا، شيعه اگر مي گويد: علي وصي پيغمبر و امام و خليفه است، نه از كتب خودش؛ بلكه از كتب خود شما دليل براي خودش دارد.

ما اتمام حجت مي كنيم.

فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ

سوره كهف آيه ٢٩

هر كس اين حرف ما را قبول كند يا قبول نكند، ما در اين مقام نيستيم كه سني و وهابي شيعه كنيم يا مسيحي شيعه كنيم.

ما دنبال اين نيستيم كه بگويند: اين ها دنبال اين هستند كه سني ها را شيعه كنند.

بارها بوده است كه بعضي از دانشجويان پيش ما آمده اند و مي گويند: مي خواهيم شيعه شويم، ما مي گوييم: بلند شويد و به جاي ديگري برويد، پيش ما نياييد.

شايد الان بيننده برنامه ما هستند.

ما اينجا بساط سني شيعه كردن نداريم؛ چون هدف و برنامه ما اين نيست.

وقتي شايعه شود كه چندين نفر به دست فلاني شيعه شدند؛ پس فلاني شبكه را تأسيس كرده كه سني ها را شيعه كند.

ما از اين آقايان بارها خواستيم كه بيايند بنشينيم در كنار هم يا شبكه به شبكه با هم گفتگوي دوستانه داشته باشيم، فحش و اهانت را كنار بگذارند، اگر آن روز اين ها سر عقل بيايند و از خر شيطان پايين بيايند و بيايند استديو به استديو با همديگر صبحت كنيم.

آن ها هم حرف شان را بزنند، بيننده هاي ما هم حرف آن ها را بشنوند و ما هم حرف بزنيم و بيننده هاي آن ها حرف ما را بشنوند. آنجا است كه حقيقت روشن مي شود.

آن روز آقاي سيد عقيل هاشمي با آقاي اسدي نيا برنامه داشتند و ايشان گفت: آقاي قزويني چرا خودش نمي آيد؟

خودش آدم منطقي و مؤدبي است.

من بارها اعلام كردم و من كاري هم ندارم كه با دوستان مان مثل حاج آقاي ابو القاسمي و يزداني و ديگر دوستان، بنده اين را بارها گفتم: آمادگي دارم كه با تك تك كارشناسان محترم شبكه كلمه بنشينم براي مناظره و براي خودم عيب نمي دانم و تحقيرشان هم نمي كنم كه بگويم در حد بنده نيستند.

فرضا هم اگر گفتيم: الان پوزش مي طلبيم.

تشريف بياورند، منت شان را هم مي كشيم و التماس شان هم مي كنيم و هر شرطي هم بگذارند، ما فقط گفتيم كه وارد بحث سياست نشوند و توهين هم نكنند، غير از اين دو هر شرطي و هر موضوعي معين كنند، بنده آمادگي دارم كه با اين عزيزان يا شبكه به شبكه يا حداقل ما يك تلفني مخصوصي براي اين كارشناسان اعلام مي كنيم.

ما چند جلسه بحث برنامه حبل المتين مان را هم تعطيل مي كنيم.

ما يك تلفن خدمت اين آقايان مي دهيم، تماس بگيرند، ١٠ دقيقه من صحبت كنم و ١٠ دقيقه هم آن كارشناس صبحت كند.

اگر چنانچه ديدند كه عزيزان ما به اندازه يك ثانيه بيشتر از آن آقايان وقت دادند يا حرف آن ها را قطع كردند، بگويند: ما آمديم شبكه ولايت حرف ما را قطع كرديد يا به فلاني بيش از ما وقت داديد ما به آنجا نمي آييم.

حسين آقا و ديگر عزيزان مثل آقا عبد الله كه نمي دانيم از آلمان زنگ مي زنند يا از اتاق بغل، (ما مي گوييم ان شاء الله از آلمان زنگ مي زنند و ان شاء الله اهل قم بودند و ان شاء الله اين سنارويي كه مي سازيد كه در مورد عائشه اين طور مي گفتند و جبرئيل نازل مي شد.

من خواهشي كه از امثال آقا عبد الله دارم، ايشان مي گويد: من دانشجو هستم.

ما براي دانشجو احترام ويژه اي قائل هستيم.

يك دانشجو بخواهد يك سناريو بسازد، سناريوي خوب و عاقلانه اي مي سازد.

بعضي وقت ها اين عزيزمان در آنجا مي رود و يك سناريوهايي مي سازد، من نمي دانم ايشان دچار تخيلات شده است يا همان شربت مگسي كه آقاي سجودي درست مي كند، خدايي نكرده به خورد ايشان هم داده اند.

ما بيش از ٤٠ سال است كه در قم هستيم.

اين حرف هايي كه ايشان مي زند، مردم قم خيلي فرهنگ شان بالاتر از اين است.

بيننده آقاي شيخي از شهر پرند:

من نزديك ٢ سال است كه بيننده شبكه هستم و خيلي هم استفاده كردم.

از هفت روز هفته، من ٤ شب نمي توانم برنامه شما را ببينم.

در يكي از برنامه هايي كه داشتم نگاه مي كردم، استاد قزويني گفتند: برنامه ولايت را مي توان از طريق موبايل هم نگاه كرد.

استاد قزويني:

اگر گوشي تان سرويس جي پي آر اس داشته باشد، مي توانيد با دوستان ما هماهنگي كنيد و شبكه را از موبايل نگاه كنيد.

در آنجا ٤ گزينه دارد.

از ٦٤ بيت داريم و ١٢٨ بيت داريم و ٢٥٦ بيت داريم.

در بعضي از گوشي ها اگر خوب آنتن ندهد، ما به صورت صوتي هم گذاشته ايم.

ما دنبال اين هستيم كه بتوانيم، چندي قبل هم ما صحبت كرديم كه اين برنامه هايمان از طريق راديو پخش شود؛ ولي تا الان موفق نبوديم.

بلكه بتوانيم با دوستان مان صحبت كنيم كه اين برنامه هاي حساس ما از طريق راديو معارف پخش شود.

اگر دوستان ما كه مسؤل راديو معارف هستند، در اين زمينه احساس كنند كه خدمتي است و خيلي از بينندگان ما در روستا ها يا در ماشين هستند و دسترسي به ماهواره ندارند، بتوانند اين برنامه ساعت ٨ تا ١٠ را از طريق راديو معارف كه يك راديو سراسري است پخش كنند، ما يك طرح هايي در آينده داريم كه ان شاء الله با بعضي از دوستان صحبت كرديم و توافق هم شده است و به ما قول دادند؛ ولي ما الان نمي توانيم بگوييم.

ما بعدها خبرهاي خوبي براي عزيزان بيننده مان در داخل كشور جمهوري اسلامي ايران داريم.

اگر امكانش است، يك شماره از واحد فني تان به ما بدهيد كه با آن تماس بگيريم و مزاحم شما نشويم.

استاد قزويني:

همان شماره را زنگ بزنيد به شما مي گويد كه اگر فلان قسمت را مي خواهيد فلان شماره را بگيريد.

شماره ٧٧٣٥٨٣١ خود منشي تلفني اعلام مي كند.

بيننده آقاي ميرزائي از امارات (اهل سنت):

من مدت زيادي است كه برنامه شما را دنبال مي كنم و از اين كه با شما صحبت مي كنم خيلي خوشحال هستم.

بدون شك شما از بزرگان جامعه شيعه هستيد.

چند تا سؤال داشتم كه خيلي براي من مهم بود و مي خواستم از شما بپرسم.

بدون شك ايران در زمان حضرت عمر رضي الله تعالي عنه فتح شده است و در عرض ٣ سال سرتاسر مردم ايران به اسلام روي آوردند. در آن زمان به اين صورت كه الان دعوت مي شود، اين گونه نبود. چه چيزي سبب شد كه مردم ايران به اسلام روي بياورند؟

مجري:

مردم ايران وقتي در آن زمان به هر ديني كه بودند، آئيني داشتند به نام آئين زرتشت، اگر آن موقع از دين و آئيني كه داشتند كه اختلاف طبقاتي شديدي به وجود آورده بود و مردم به نوعي از دست دين شان خسته شده بودند، وقتي شنيدند كه آئين جديدي توسط حضرت رسول آمده است و اين آئين اختلاف طبقاتي ندارد و همه مردم در يك سطح هستند، به سهولت اين دين را قبول كردند.

وقتي ايراني ها اين قدر رزمنده و شجاع و دلير بودند و اين همه جنگجو داشتند، خيلي راحت در برابر سپاه اسلام كرنش كردند و ايستادگي نكردند، فقط به خاطر اين بود كه مي خواهند اين آئين جديد را بگيرند.

بيننده:

چون فقط ابو هريره و سلمان فارسي، زبان فارسي بلد بودند و بقيه صحابه فارسي بلد نبودند.

استاد قزويني:

شما اگر كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران آقاي مطهري را بخوانيد در آن اين قضايا آمده است.

بيننده:

آيا حضرت علي رضي الله تعالي عنه و بقيه علماء و دانشمندان اهل بيت يعني امام باقر و امام سجاد و امام صادق، آيا قرآن را از حفظ داشتند؟

نسخه اي كه الان در دسترس ما است، همان نسخه در آن زمان وجود داشته است؟

اگر شخصي پيدا شود كه معتقد به تحريف قرآن كريم باشد، از نظر شيعه و سني، چه حكمي دارد؟

شما هميشه در برنامه هايتان گفتيد: اهل سنت برادران ديني ما هستند.

شما خبر داريد كه در تهران حدود ٤٠ هزار اهل سنت زندگي مي كنند.

علت عدم همكاري شيعيان با اهل سنت چيست؟

چون اهل سنت در تهران مسجد ندارند؛ چون دولت و حكومت شما اسلامي است و هميشه وحدت شيعه و سني را اعلام مي كند.

در كشورهاي غربي اهل سنت مسجد دارند.

اگر اهل سنت در تهران مسجد داشته باشند بسياري از ناهنجاري ها حل مي شود.

استاد قزويني:

حضرت عالي در آنجا شبكه ولايت را از طريق هاتبرد مي گيرد يا از طريق نايل ست؟

بيننده:

ما از طريق هاتبرد مي گيريم. من دنبال تحقيق هستم و دارم تحقيق مي كنم.

مي شود كه شما توسل را از قرآن ثابت كنيد.

شما مي گوييد: شبكه هاي وهابي توسل را قبول ندارند، مي توانيد از خود اهل سنت از نظرات ابو حنيفه و از خود امام شافعي در رابطه با توسل بيان كنيد.

من هميشه قرآن را تلاوت مي كنم؛ خداوند در قرآن مي فرمايد: مردگان مانند شما زندگان نيستند. آن آيه را هم خوانده ام كه مي فرمايد:

وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

سوره مائده آيه ٣٥

در اين آيه اشاره به مردگان نشده است.

شما توسل به مردگان را صحبت كنيد و از اهل سنت هم ثابت كنيد و اسناد آن را هم نشان دهيد.

استاد قزويني:

در رابطه با توسل، همان آيه ٣٥ سوره مائده، خداي عالم در آنجا ٣ مسئله را بيان مي كند:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

تقوا پيشه كنيد و بين خودتان و خدا واسطه قرار دهيد.

در اينجا نفرموده است كه واسطه زنده باشد يا اين كه واسطه مرده باشد.

بيننده:

من از علماي خودمان شنيدم، اين توسلي كه شما صحبت مي كنيد، توسل به اعمال مان است. شما مي گوييد: خدايا اگر اين كار من درست شود من فلان كار نيك را انجام مي دهم.

استاد قزويني:

شما از همان علماي خود سؤال كن كه آيا در اين آيه اشاره اي دارد كه به اعمال خودتان توسل كنيد و اعمال را واسطه قرار دهيد؟

كجاي اين آيه دارد؟

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

سوره مائده آيه ٣٥

نفرموده است كه وسيله چه باشد.

ما معتقد هستيم كه وسيله مي تواند اسماء الهي باشد.

وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَي فَادْعُوهُ بِهَا

سوره اعراف آيه ١٨٠

مي تواند عمل صالح باشد:

رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آَمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآَمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

سوره آل عمران آيه ١٩٣

واسطه مي تواند انبياء و پيامبران باشد.

همان طوري كه در سوره يوسف آيه ٩٧، فرزندان يعقوب پدرشان را واسطه قرار مي دهند.

اگر واسطه قرار دادن شرك است، در آنجا حضرت يعقوب بايد بفرمايد: بچه هاي من شما مشرك شده ايد.

در آيه ٦٤ سوره نساء قرآن مي فرمايد:

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا.

برويد پيغمبر را واسطه قرار دهيد.

اگر آن آياتي كه آقايان مي خوانند:

وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آَخَرَ.

سوره فرقان آيه ٦٨

آنجا نگفته است كه به زنده متوسل شويد درست است و اگر به مرده متوسل شويد درست نيست.

در خود صحيح بخاري از خليفه دوم نقل شده است كه مي گويد:

اللهم إِنَّا كنا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا قال فَيُسْقَوْنَ.

صحيح البخاري، ج ١، ص ٣٤٢

ما صحابه به پيغمبر متوسل مي شديم.

نمي گويد: در حال حيات.

اين جمله آقاي خليفه دوم سال ١٧ هجرت است كه ٧ سال بعد از رحلت پيغمبر اين را مي گويد.

اين روايت هم زمان حيات را مي گيرد و هم بعد از رحلت را مي گيرد.

شما كتاب فتح الباري ابن حجر عسقلاني را مطالعه كنيد كه با سند صحيح نقل مي كند: يكي از صحابه به نام بلال بن حارث در سال ١٧ يا ١٨ هجري كه در زمان خليفه دوم قحطي مي آيد، كنار قبر پيامبر مي آيد و مي گويد:

فقال يا رسول الله استسق لامتك فإنهم قد هلكوا

فتح الباري، ج ٢، ص ٤٩٥

متوسل مي شود و باران هم مي آيد.

خبر به خليفه دوم مي دهند، خليفه دوم هم تجليل و تأييد مي كند و ابن حجر مي گويد: روايت صحيح است.

ابن كثير دمشقي در كتاب البداية والنهاية جلد ٥ صفحه ١٠٧ مي گويد: اين روايت صحيح است.

من بيش از ٢٠٠ عبارت از علماي اهل سنت براي شما مي آورم كه بزرگان اهل سنت به قبر پيغمبر و قبر آقا موسي بن جعفر و به قبر آقا امام رضا و به قبر ابو حنيفه متوسل مي شدند.

بيش از ٢٠٠ مورد من براي شما مي آورم.

آيا حضرت عالي قانع مي شويد يا نه قانع نمي شويد؟

اين قضيه يك قضيه ثابت و روشن است. اين چيزي نيست كه ما بگوييم اين طور است.

شما اين عبارتي كه آقاي سبكي از علماي بزرگ اهل سنت است كه از او به امام تعبير مي كنند كه مي گويد:

يجوز ويحسن التوسل، والاستغاثة، والتشفع بالنبي صلي الله عليه وآله وسلم إلي ربه سبحانه وتعالي.

شفاء السقام، السبكي، ص ٢٩٣

هم مي شود به پيغمبر متوسل شد و هم به پيغمبر استغاثه كرد و مي گويد:

وجواز ذلك وحسنه من الأمور المعلومة لكل ذي دين، المعروفة من فعل الأنبياء والمرسلين، وسير السلف الصالحين، والعلماء والعوام من المسلمين.

شفاء السقام، السبكي، ص ٢٩٣

هر كس دين دارد برايش روشن است كه توسل و استغاثه به پيغمبر جايز است و از افعال انبياء و علماء است.

آقاي سبكي متوفاي ٧٥٦ هجري است كه در قرن ٨ بوده است كه بعد مي گويد: تا قرن ٨ هيچ كدام از علماء توسل به قبر پيغمبر را منكر نشده اند تا اين كه ابن تيميه آمد:

حتي جاء ابن تيمية، فتكلم في ذلك بكلام يلبس فيه علي الضعفاء الأغمار، وابتدع ما لم يسبق إليه في سائر الأعصار.

شفاء السقام، السبكي، ص ٢٩٣

يك سري حرف هايي زد كه ذهن ضعفاء و بد بخت ها را مشوش كرده است.

همين عبارت را جناب آقاي مناوي در كتاب فيض القدير جلد ٢ صفحه ١٧٠ مي آورد.

شما خواستيد كه من از علماي اهل سنت براي شما بياورم، اين هم يك نمونه از علماي اهل سنت.

در رابطه با تحريف، چه شيعه و چه سني، هر كس بخواهد معتقد باشد كه اين قرآن غير آن قرآني است كه بر پيغمبر نازل شده است، خود مرحوم آقاي خوئي مي گويد: قول به تحريف قول خرافاتي و خيال پردازي است.

خود امام راحل مي گويد: كسي كه عقل داشته باشد، قائل به تحريف قرآن نمي شود.

اگر روايات ملاك باشد، روايات اهل سنت در صحيح بخاري و مسلم و در سنن و مسانيدشان، ١٠ برابر كتاب هاي شيعه روايت دارند در رابطه با تحريف قرآن.

آقايان مي گويند: درست است كه اين ها دليل بر تحريف است، معنايش اين است كه اين ها در زمان پيغمبر خوانده مي شد، اين آيات الفاظش نسخ شده است؛ ولي معنايش مانده است.

در حالي كه قرآن مي فرمايد:

مَا نَنْسَخْ مِنْ آَيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا.

سوره بقره آيه ١٠٦

عمر قائل به تحريف بوده است همچنين ابي بن كعب و عائشه و ابو سعيد خدري قائل به تحريف بوده اند.

آقاي عبد الله مسعود مي گفت: اين معوذتين (سوره ناس و فلق) جزء قرآن نيست و اين را از قرآنش حذف كرده بود.

در يك روايتي كه يكي از دوستان پيدا كرده بود مي گويد: سوره حمد را از قرآنش حذف كرده بوده است.

آيا تحريف از اين بالاتر؟

يكي از علماي اهل سنت نوشته بود: چون آقاي عبد الله مسعود سوره حمد را حفظ بود، به خاطر اين حذف كرده بوده است.

ما هم گفتيم: آن آقاياني كه حافظ قرآن هستند يك كاغذ سفيد جيب شان بگذارند و بگويند: چون ديگر آيات را حفظ هستيم، همه را حذف مي كنيم.

اين كه در تهران مسجد نيست، اين به ما مربوط نيست.

نه ما شبكه حكومتي هستيم و نه وكيل مدافع اين ها هستيم.

همان طوري كه در عربستان سعودي در مكه مكرمه اعلام كردند كه ٢٠٠ مسجد دارند كه قبله اش خراب است؛ يعني در محاذي مسجد الحرام نيست.

آيا شيعيان در رياض و در مدينه و در جده مسجد دارند؟

چرا دولت عربستان سعودي به شيعه ها اجازه مسجد سازي نمي دهد.

دولت است و صلاح نمي داند كه در مكه و در رياض شيعيان مسجد داشته باشند.

حكومت جمهوري اسلامي صلاح مي داند كه در تهران مسجد نداشته باشند.

اگر بنا بود كه با مسجد اهل سنت مبارزه كنند، الان در سيستان و بلوچستان روزهاي جمعه، اهل سنت ٢٥٦ نماز جمعه دارند كه شيعيان مجموعا ١٤ نماز جمعه دارند.

مساجد اهل سنت با توجه به بافت جمعيت، ٢ برابر شيعه در ايران مسجد دارند.

الان در سنندج شيعيان مسجد ندارند؛ ولي سني ها مسجد دارند و مي روند در نماز جمعه اهل سنت شركت مي كنند، مشكلي نيست.

ما وكيل مدافع نيستيم؛ ولي اگر واقعا حضرت عالي دنبال حقيقت هستيد، ببينيد كه آن آقايان چه جوابي مي دهند، همان جواب را هم براي اين ها بگذاريد.


پايان.