سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٨٩ - جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون

جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون

کد مطلب: ٥٣٢١ تاریخ انتشار: ١٨ فروردين ١٣٩٢ تعداد بازدید: ١٥٠٨ سخنراني ها » شبکه ولايت جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
حبل المتين ٩٢/٠١/١٨

 بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : ٩٢/٠١/١٨

مجري:

مباحث ما همان مباحث امامت بود كه به صورت سلسله اي پيگيري مي شد و تقديم شما عزيزان مي شد در جلسات قبل هم كه بحث به خلافت انتخابي يا انتصابي كه آيا واقعا ما بايد امام را انتخاب كنيم يا از طرف خداوند نصب مي شود اينها مباحثي بود كه مطرح كرديد كه من براي اينكه ارتباط برقرار شود با جلسات قبل از حضرت استاد خواهش مي كنم كه خلاصه اي از مباحث قبل را بفرمايند انشاءالله سوالات جديد را خدمت شما تقديم مي كنم.

استاد قزويني:

در رابطه با قضيه اينكه آيا خلافت انتخابي است يا انتصابي است ما در اين رابطه آياتي را كه در رابطه با حضرت آدم و حضرت داوود بوده است از سوره بقره آيه ٣٠، سوره ص آيه ٢٦ كه خداي عالم خلافت حضرت داوود و آدم را به خودش نسبت مي دهد:

إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً

من در زمين مي خواهم خليفه قرار بدهم

نسبت به داوود مي فرمايد:

إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ

و گفتيم كه امام قرطبي هم مي گويد اين آيه ٣٠ سوره بقره در حقيقت اصل در نصب امام و خليفه اي است كه واجب الاطاعة است و مطالبي آورديم تا آنجايي كه ايشان مي گويد اين قضيه خلافت ركني از اركان دين است قضيه حضرت موسي را آورديم كه ايشان مي گويد:

خدايا تو از خانواده من برادرم هارون را وزير و جانشين من قرار بده و بعد از آنكه خداي عالم پاسخ مثبت به او مي دهد:

قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَي

سوره طه آيه ٣٦

ايشان به برادرش مي گويد:

وَقَالَ مُوسَي لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي

سوره اعراف آيه ١٤٢

و همچنين قضيه حضرت طالوت را ما مطرح كرديم كه خداي عالم در قرآن داستانش را مطرح مي كند كه وقتي بني اسرائيل از پيامبرشان جناب اشموئيل مي خواهند بر اينكه يك فرماندهي براي آنها انتخاب كند

وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا

يا

انَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ

همه نسبت به خداي عالم مي دهند.

سوره بقره آيه ٢٤٧

در قضيه حضرت ابراهيم هم گفتيم كه همان گونه اي كه نبوت حضرت ابراهيم به جعل الهي و انتخاب الهي است

وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا

سوره مريم آيه ٤٩

امامت حضرت ابراهيم هم

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

منتسب به خداي عالم است. و بعد عرض بر اينكه امامت در اينجا به عنوان عهد الهي مطرح است

لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

وقتي حضرت ابراهيم مي گويد

وَمِنْ ذُرِّيَّتِي

آيا اين امامت به ذريه من هم مي رسد يا نه، خدا نفرمود مي رسد يا نمي رسد بلكه فرمود:

اين عهد من نگفت امامت، اين عهد من به ظالمين نخواهد رسيد.

سوره بقره آيه ١٢٤

اين را هم ما مفصل مطرح كرديم و بعد قضيه اينكه آيا امامت در فرزندان صالح حضرت ابراهيم هست اين را هم ما گفتيم كه همين امامتي كه

لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ

مي گويد:

وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ

اينها را ما صالح قرار داديم

وجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا

هم صالح بودن انها به دست خداست كه همان مقام عصمت و بالاترين مرتبه كمال است و هم امامت آنها هم مربوط به جعل الهي است.

سوره انبياء آيه ٧٢-٧٣

نسبت به نبي مكرم هم

انَّ أَوْلَي النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ

آنجايي كه

وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آَمَنُوا

سوره آل عمران آيه ٦٨

گفتيم مراد از والذين آمنوا ائمه عليهم السلام هستند طبق روايت صحيح كافي جلد ١ ص ٤١٦ و صحيح بخاري هم در ذيل آيه ٣٣ آل عمران كه مي گويد:

إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَي آَدَمَ وَنُوحًا وَآَلَ إِبْرَاهِيمَ وَآَلَ عِمْرَانَ

اينجا مي گويد و آل ياسين كه مراد آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم است.

اينها بحث هايي بود كه ما قبل از مسافرت اين برنامه را داشتيم. خب عزيزان ما كه در اين يك هفته مرتب مي گفتند كه چطور شده و چرا برنامه تكراري است؟ نه ما بعضا مسافرت هاي ضروري كه پيش مي آيد ما در خدمت آقاي محسني و ابوالقاسمي سفري داشتيم به ديار دوستان هم زبان خود تركيه و حدود ٦٠-٧٠ نفر از علما از سطح كشور از آنكارا و جاهاي ديگر به استانبول آمدند كه يك هفته خدمت اين دوستان عزيزمان بوديم با توجه به آغاز تبليغات شوم وهابيت در اين ديار الحمدلله كاري شد كه همه دوستان عزيزمان اظهار خوشنودي و رضايت مي كردند كه انشاءالله ما ٦٠-٧٠ تا نيروي ورزيده و آشنا به مباني كفر وهابيت انشاءالله طوفاني عليه وهابيت در سرزمين تركيه آغاز شد و ادامه خواهد يافت به حول و قوه الهي.

اينكه ما هفته گذشته ٣ تا از برنامه هاي ما هم قضاوت با شما، هم حبل المتين تكراري شد خواستيم عذر خواهي را بينندگان عزيزمان داشته باشيم.

مجري:

قضيه اي كه امام رضا عليه السلام با علماي اهل سنت داشتند، مامون يكي از كارهايي كه مي كرد علما را چه علماي اهل سنت و چه علماي اديان ديگر را جمع مي كرد و امام رضا عليه السلام را مي آوردند و مباحث را مطرح مي كردند و شايد ايشان قصدش قصد سوئي بود كه مثلا بخواهند امام رضا را مغلوب كنند ولي خب خدا از آن طرف هم چون حقانيت اهل بيت را دنبال مي كند خب امام رضا همه آنها را مغلوب مي كردند.

يكي از مباحثي كه در اين مجالس مطرح شده است در رابطه با همسنگ بودن آل محمد عليه السلام با پيامبران است كه امام رضا به آيات قرآن احتجاج كرده است.

لطف بفرماييد در اين زمينه براي ما قضيه را توضيح دهيد.

استاد قزويني:

اما بحث امشب ما كه همانطوري كه برادر بزرگوارم جناب آقاي محسني عزيز اشاره كردند بحث اينكه آيا جايگاه اهل بيت عصمت و طهارت در قرآن كجا است ما روايت كاملا صحيحي داريم از ريان بن صلت كه روايت مفصلي است كه مامون جلسه اي را تشكيل داد و علماي بزرگ عراق و خراسان را هم جمع كرده بود تا با امام هشتم سلام الله عليه مناظره داشته باشند.

پس معلوم مي شود كه قضيه مناظره گذشت از اينكه يك منطق قرآني است، حضرت ذات اقدس ربوبي خودش مناظرات و گفتگوي خودش را با شيطان مطرح مي كند و گفتگو و مناظره بين آدم و شيطان، مناظرات متعدد حضرت ابراهيم با مشركين و كفار و آفتاب پرستان و غيره، مناظرات متعددي از حضرت موسي با فرعونيان، مناظرات متعددي از نبي مكرم صلي الله عليه و آله وسلم با كفار قريش و نصاراي نجران و علماي ديگر.

اين قضيه بوده و حتي مناظرات متعددي بين خليفه دوم با ابن عباس در كتب شيعه و سني مطرح است، مناظرات متعددي بين علماي اهل سنت بوده كه حالا اگر يك وقتي فرصت شود تاريخ مناظره را مطرح مي كنم و اينكه اين قضيه يك قضيه اي بوده كه هم سبقه قرآني دارد و هم سيره انبيا و علماي و بزرگان چه شيعه و چه سني دارد.

چون بحث هايي كه يك طرفه مطرح مي شود چون هركس تنها به قاضي رود خوشنود بازمي گردد.

فرض ما مي آييم در اين شبكه مطالبي را مطرح مي كنيم شايد براي شيعه خيلي خوشايند باشد ولي يك سني مي گويد اگر علماي ما اينجا بودند جواب مي دادند، مطالبي در شبكه هاي سني يا وهابي مطرح مي شود كه شايد براي يك عده از وهابي ها و يا سني زده ها خوشايند باشد ولي شيعه وقتي مي شنود مي گويد اگر علماي ما بودند پاسخ مي دادند.

ولي اگر جلسه جلسه علمي و مناظره و چهره به چهره بود و عالم شيعي و سني و يا وهابي با هم به گفتگو پرداختند هم براي شيعه قضيه روشن مي شود و هم براي اهل سنت روشن مي شود.

من در اينجا لازم مي دانم از برادرمان جناب آقاي سجودي تشكر كنم كه اين باب را باز كردند و اميدوارم كه انشاءالله شياطين تحريك نكنند كه اين باب بسته شود و ما اين را به فال نيك مي گيريم و من خيلي از اينكه دوستان آنجا زنگ مي زنند يا اينجا زنگ مي زنند بحث پيروزي و اين امثال اين قضايا من دوست دارم اين مسائل مطرح نشود كه اصلا بحث بحث پيروزي و شكست نيست بلكه روشن شدن حقايق است كه اگر اين برنامه ها به صورت علمي و دوستانه مستدل و مستند مطرح شود هم براي شيعه مفيد است و هم براي اهل سنت كه حجت تمام مي شود يعني شيعه مي آيد سخن يك كارشناس وهابي را مي شناسد و خوب قضاوت مي كند و يا شيعه مي شنود قضاوت مي كند.

اينجا ما بياييم مانور دهيم كه چنين و چنان است شايد زياد خوشايند و زيبنده نباشد و اضافه من مي ترسم اين تلفن هايي كه مي شود چون من يك مقداري بد خواب شده بوديم و تا ٢ نصف شب مشغول كار بودم و تكرار برنامه اين آقايان را نگاه مي كردم مي ديدم هركسي كه زنگ مي زند شيعه يا سني باشد بعضا چه بسا الفاظي كه زيبنده نيست من حداقل عزيزاني كه از بنده حرف شنوي دارند تقاضا مي كنم كه الفاظشان متناسب با فرهنگ اهل بيت و فرهنگ قرآني باشد

وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا

سوره بقره آيه ٨٣

بله اگر يك مطلبي در كتابهاي آقايان است مستند و مستدل بخواهيد مطرح كنيد آن آقايان برنجند يا نرنجند خيلي زياد رنجش آقايان براي ما ملاك نيست ولي اينكه ما بياييم از خودمان يك مطالب تند و نادرستي مطرح كنيم و باعث رنجش ديگران باشيم قطعا اين كار مرضي خداي عالم و مرضي اهل بيت و آقا ولي عصر ارواحنا فداه نيست و من انشاءالله اميدوارم اين برنامه مناظره و يا گفتگوي دوستانه در آن كه بين دوشبكه باز شد اميدوارم كه خدا توفيق دهد و شياطين و خناس ها مانع ادامه اين كار نشوند و اين دري كه گشوده شده است مسدود نشود.

به هرحال آقا امام هشتم سلام الله عليه در گفتگويي كه با علماي عراق و خراسان در جمعي كه مامون هم در آنجا بود داشت نسبت به قضيه اهل بيت روايت خيلي مفصل است و اگر يك وقتي باشد كل روايت را براي دوستان مي خوانيم يا عيون اخبار الرضا را آقايان ببينند صفحه ٢١٤ جلد دوم، يا از علماي اهل سنت جناب قندوزي حنفي در ينابيع الموده جلد اول صفحه ١٤٢ اين قضيه را مفصل آورده است.

در اين كه آيا جايگاه اهل بيت در قرآن است يا نه امام هشتم سلام الله عليه فرمود:

فقال أبو الحسن : نعم، أخبروني عن قول الله ( عز وجل ) : (يس والقرآن الحكيم إنك لمن المرسلين علي صراط مستقيم )، فمن عني بقوله ( يس ) ؟

امام رضا از علماي اهل سنت پرسيد به من بگوييد ياسين و القرآن الحكيم مراد از آن چه كسي است؟

قالت العلماء : ( يس ) محمد صلي الله عليه وآله وسلم لم يشك فيه أحد .

بدون شك مراد از ياسين رسول اكرم صلي الله عليه و اله و سلم است.

بعد امام هشتم سلام الله عليه فرمود: اگر مراد از ياسين نبي گرامي است خداي عالم بر محمد و آل محمد فضلي را عطا كرده كه :

لا يبلغ أحد كنه وصفه إلا من عقله

هيچ كسي نمي تواند به آن كنه وصف مقام محمد و آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم برسد الا كسي كه عقل خودش را به كار بيندازد.

دليلش چند تا آيه از سوره صافات را آقا امام هشتم سلام الله عليه قرائت فرمودند. گفت خداي عالم در قرآن دارد:

سَلَامٌ عَلَي نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ

درود بر حضرت نوح

صافات آيه ٧٩

و همچنين

سَلَامٌ عَلَي إِبْرَاهِيمَ

دومين پيامبري را كه خدا سلام داده است حضرت ابراهيم است.

صافات آيه ١٠٩

سلام علي موسي و هارون

سلام بر حضرت موسي و حضرت هارون

سوره صافات آيه ١٢٠

ولم يقل : سلام علي آل نوح . ولم يقل : سلام علي آل إبراهيم .

خداي مكرم فقط بر نبي گرامي حضرت نوح و حضرت ابراهيم و موسي و هارون سلام فرستاد و بر آل آنها سلام نفرستاد و لكن نسبت به آل ياسين كه همان آل محمد صلي الله عليه و اله وسلم است در سوره صافات آيه ١٣٠ فرمود:

سلام علي إل ياسين

يعني آل محمد صلي الله عليه و اله وسلم

پس معلوم مي شود كه آل محمد همسنگ و هم تراز انبيا است.

شما ببينيد سلام به حضرت نوح، سلام به حضرت ابراهيم، سلام به حضرت موسي و سلام به حضرت هارون، سلام به آل اين پيامبران نفرستاده است ولي به ياسين كه مي رسد مي فرمايد:

سلام علي آل ياسين

بعد مامون از پاسخ امام هشتم سلام الله عليه خوشحال مي شود و مي گويد:

فقال المأمون : لقد علمت أن في معدن النبوة شرح هذا وبيانه

اينكه آل محمد معدن نبوت هستند و توضيح آيات الهي هم به عهده اين بزرگواران است.

در اينجا آقا امام هشتم سلام الله عليه به صراحت مي فرمايد: سلام علي آل ياسين در صافات مراد آل رسول گرامي صلي الله عليه و آله وسلم است.

ينابيع المودة لذوي القربي - القندوزي - ج ١ ص ١٤٢

مجري:

اگر بخواهيم اين را در كتب برادران اهل سنت مخصوصا كتب تفسيري شان اين آيه ١٣٠ سوره صافات را بخواهيم نگاه كنيم آيا مطالبي را مي توانيم به بينندگان تقديم كنيم يا نه؟

استاد قزويني:

ببينيد ما يك مشكلي كه داريم عزيزان توجه ندارند در زمان رسول گرامي صلي الله عليه و آله وسلم اين آيات قرآني اعراب نداشت و بعدا گذاشته شده است و البته يكي از دوستانمان كه در ايام عيد نوروز مشرف بودند به عتبات عاليات گفتند در كتابخانه آيت الله اميني رضوان الله تعالي عليه و همچنين كتابخانه اميرالمؤمنين قرآني است به خط اميرالمؤمنين و با اعراب گذاري خود حضرت كه انشاءالله اميدواريم يك تصويري را دوستان ما تهيه كنند وبه حول و قوه الهي بتوانيم در اين شبكه نمايش دهيم و همچنين در موزه آستان قدس رضوي هم قرآني به دست خط آقا علي بن موسي الرضا سلام الله عليه موجود است و اين را هم به دوستان گفتيم كه اگر بتوانند يك نسخه اي از آن فتوكپي و تصويري بگيرند و منتشر شود خيلي با ارزش است.

حالا اگر كسي هم پيدا شود اين را چاپ كنند البته اينها به خط كوفي خط زمان صدر اسلام چه براي آقا اميرالمؤمنين باشد و چه علي بن موسي الرضا به نظر من اين بالاترين هديه اي است براي همه مسلمانان به ويژه همه شيعيان و ما پيشاپيش اين مژده را مي دهيم و دعا هم مي كنم كه در اين زمينه بتوانيم موفق باشيم.

پس در زمان نبي مكرم قرائت معلوم نبود چگونه بود يعني مشخص نيست كه آيا رسول اكرم وامسحوا بروسكم و ارجلَكم خوانده است يا ارجلٍكم خوانده اند.

قراء صدگانه يا دهگانه آمده اند يكي گفته است اين گونه مي خوانيم و يكي هم گفته است كه اين گونه مي خوانيم. مثلا مالك يوم الدين يا ملك يوم الدين.

حتي برخي از قرائاتي كه جناب خليفه دوم در نمازشان مي خواندند:

وكان عمر يقرأغير المغضوب وغير الضالين

، أبو القاسم الحسين بن محمد بن المفضل الأصفهاني، محاضرات الأدباء ج ٢، ص ٤٤٩

و حال اينكه اصلا به قول اين آقايان قرائت شاذه بوده است و حالا اين قرائت شاذه چه قرائتي است كه جناب خليفه در نماز يوميه نمازش را با قرائت شاذه مي خواند اين خودش جاي تامل و سوالي است كه از آن سوالات بي پاسخ است.

به هر حال در همين آيه ٦ سوره مائده هم مفصل ما آورديم ٥-٦ تا از قراء مي گويند:

و امسحوا بروسكم و ارجلِكم

يعني اگر اين گونه باشد قطعي است كه مسح براي پا ضرورت دارد گرچه اگر به نصب هم بخوانند طبق آن عبارتي كه ما آورديم از فخر رازي و ديگران عطف بر محل بروسكم است كه منصوب است.

به هرحال يكي مشكلاتي كه در قرائت قرآن است اين آيه ١٣٠ سوره صافات آوردند:

سَلَامٌ عَلَي إِلْ يَاسِينَ

اين هم جاي تامل دارد ان كساني كه به اين شكل خوانده اند روي چه اصلي بوده است؟

همين آيه ١٣٠ كه الان در قرآن هاي موجود سلام علي الياسين است طبري مي گويد:

وقرأ ذلك عامة قراء المدينة

عموم قاريان مدينه مي خوانند سلام علي آل ياسين

سلام علي آل ياسين بقطع آل من ياسين

يعني آل جدا ياسين هم جدا، عموم قاريان مدينه سلام علي الياسين نمي خوانند بلكه سلام علي آل ياسين مي خواندند.

تفسير الطبري ج ٢٣، ص ٩٦

خب اين آقايان بيايند به ما جواب دهند كه اگر عموم قراء سلام علي آل ياسين مي خواندند چرا در اين قرآن موجود سلام علي آل ياسين نيست بلكه سلام علي الياسين است؟

اين جامع البيان جلد ٢٣ صفحه ١١٥ آقاي ابن تيميه هم كه در منهاج السنه خود جلد ٧ صفحه ١٧٨ و ١٧٩ مي گويد:

تفسير طبري از تفاسيري است كه:

تفاسيرهم متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير

جناب امام قرطبي و جناب آقاي شوكاني كه:

قرأ نافع وابن عامروالأعرج وشيبة علي آل ياسينباضافة آل بمعني آل ياسين

خب بفرماييد اين آقايان هم از بزرگان اهل سنت هستند و از قراء مشهور هستند كه مي فرمايند اين قراء گفته اند آل ياسين نه الياسين.

فتح القدير ج ٤، ص ٤٠٩

تفسير قرطبي ج ١٥، ص ١١٨

آقاي ابن ابي حاتم از جناب حسن بصري مي گويد:

يس و القرآن الحكيم تا آنجايي مي آيد مي گويد كه خداي عالم قسم مي خورد به هرچه بخواهد

ثم نزع بهذه الآيه سلام علي آل ياسين كانه يري انه سلم علي رسوله

تفسير ابن ابي حاتم ج ١٠ ، ص ٣١٨٨

تفسير ابن ابي حاتم هم از همان تفاسيري است كه ابن تيميه در همان آدرسي كه داديم مي گويد:

تفاسيرهم متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير

باز ابن ابي حاتم در جلد ١٠ صفحه ٣٢٢٥ از ابن عباس مي گويد:

سلام علي آل ياسين

مي گويد مراد آل محمد همان آل ياسين است.

همين را جناب آقاي آلوسي وهابي هم همين قضيه را به اين شكلي مطرح مي كند جلد ٢٣ ص ١٤٢.

باز جناب آقاي قرطبي از ابن عباس و عبدالله مسعود و غيره مي گويد:

أن معناه يا إنسان و قالوا في قوله تعالي: سلام علي آل ياسين اي علي آل محمد.

از اين واضح تر و روشن تر؟

تفسير قرطبي جلد ١٥ صفحه ٤

ابن كثير دمشقي سلفي متوفاي ٧٧٤ مي گويد:

سلام علي آل ياسين

يعني آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم

تفسير ابن كثير جلد ٤ ، ص ٢٢

فتح القدير شوكاني ج ٤ ، ص ٣٥٩

حاكم حسكاني از ابن عباس نقل مي كند و مي گويد:

سلام علي آل ياسين قال علي آل محمد

شواهد التنزيل ج٢، ص ١٦٥

باز از اميرالمؤمنين مي گويد:

ياسين: محمد و نحن آل ياسين.

مراد از ياسين رسول اكرم است و مراد از آل ياسين ما آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم هستيم.

شواهد التنزيل جلد ٢، ص ١٦٧

جناب آقاي حسكاني هم ملتزم است كه در تفسير خود فقط احاديث صحيح را نقل كند.

باز از ابومالك قفاري مي كند كه:

(سلام علي آل ياسين) (قال) هو محمد و آله اهل بيته

شواهد التنزيل ج٢، ص ١٦٩

اين ديگر خيلي قضيه را روشن و واضح مي كند، سلام علي آل ياسين نه الياسين.

و بحث ديگر جناب آقاي ابن حجر هيثمي يك نكته ظريفي دارد از فخر رازي نقل مي كند كه مي گويد: اهل بيت پيامبر با پيامبر در ٥ چيز همسنگ هستند:

يكي در نماز كه ما در سلام مي گوييم السلام عليك ايها النبي، خب قطعا اين سلام نماز ما هم طبق وحي صورت گرفته چون كه پيامبر اكرم

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم آيه ٣-٤

پيامبر گفته بگوييد السلام عليك ايها النبي يعني قال الله قولوا

و همچنين در قرآن هم سلام علي آل ياسين آمده است.

پس آل محمد با رسول اكرم در سلام دادن هم تراز هستند و همچنين در صلات صلوات بر اينها در تشهد كه مي گوييم اللهم صل علي محمد و آل محمد كما صليت علي ابراهيم و آل ابراهيم كه صلوات ابراهيمي است.

همچنين در طهارت كه خداي عالم خطاب به نبي مكرم مي گويد:

طه

سوره طه آيه ١

مراد از طه يعني يا طاهر

نسبت به اهل بيت هم مي گويد:

وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

سوره احزاب آيه ٣٣

و همچنين در تحريم صدقه همانطور كه بر رسول اكرم صدقه حرام است بر آل محمد هم حرام است.

همچنين در محبت كه قرآن نسبت به نبي مكرم مي گويد:

فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ

تبعيت كنيد از من تا خدا شما را دوست داشته باشد.

سوره آل عمران آيه ٣١

همچنين در سوره شوري هم مي گويد:

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

سوره شوري آيه ٢٣

پس نبي گرامي با اهل بيت عصمت و طهارت در اين ٥ چيز در سلام و صلوات و طهارت و تحريم صدقه و محبت يكسان هستند.

صواعق محرقه ج ٢ ص ٤٣٦

بعد آقاي ابن حجر هيثمي متوفاي ٩٧٤ از علماي بزرگ شافعي مي گويد:

در آيه چهارم كه مراد صافات آيه ٢٤ است مي گويد:

وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ

مردم را در قيامت نگه داريد تا از اينها مواخذه شود

بعد مي گويد يعني چه؟ از چه چيزي مي خواهند سوال كنند؟ از آقاي ابوسعيد خدري مي گويد پيامبر اكرم فرمود:

وقفوهم انهم مسئوولون عن ولاية علي

يعني چيزهايي كه فرداي قيامت سوال مي كنند از ولايت علي بن ابي طالب است و اين كلام آقاي كليني و شيخ طوسي و علامه مجلسي و حلي نيست. اين آقايان بيايند و دهانشان را باز كنند و شروع كنند به فحاشي كردن، اين عبارت آقاي ابن حجر هيثمي است كه ملتزم به اين مضامين است. بعد مي گويد:

و كأن هذا هو مراد الواحدي بقوله روي في قوله تعالي (وقفوهم انهم مسئوولون) اي عن ولاية علي و اهل البيت

خب اين مشخص است كه عبارتي كه جناب آقاي واحدي در اسباب النزول آورده كه در آيه شريفه

وقفوهم انهم مسئولون

سوره صافات آيه ٢٤

گفته كه مسئولون از چه چيزي سوال مي كنند فرداي قيامت؟ از ولايت علي و اهل بيتش

اين را برادر شيعه، برادر سني اين را داشته باش. اين جمله كه به گوشت رسيد من گمانم ديگر حجت تمام است و فرداي قيامت اگر بگويي من نمي دانستم مي گويند آقا فلان روز و فلان ساعت و فلان دقيقه اين روايت را از قول جناب آقاي ابن حجر هيثمي نقل شد كه ايشان آورده وقفوهم عندهم مسئولون يعني از ولايت علي بن ابي طالب.

و مفصل است داستان، آقايان مي توانند كتاب الصواعق المحرقه ابن حجر جلد ٢ صفحه ٤٣٧ را ببينند.

اين خلاصه سخن در رابطه با اين قضيه بود.

مجري:

آيا امامت بالاتر از نبوت است يا خير؟

استاد قزويني:

در اين رابطه شما ببينيد در رابطه با حضرت ابراهيم كه قرآن مي گويد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره آيه ١٢٤

خب حضرت ابراهيم كي به نبوت رسيده است؟ اين را عزيزان چند تا آيه را من كنار هم مي گذارم و قضاوت را به عهده بينندگان مي گذاريم.

در رابطه با اينكه حضرت ابراهيم در آن روز موعود كه همه از شهر بيرون رفتند و تبر گرفت و رفت و بت ها را شكست

قَالُوا مَنْ فَعَلَ هَذَا

چه كسي آمد اين بت هاي ما و خدايان دروغي ما را به هم زد؟

قَالُوا سَمِعْنَا فَتًي

فتي يعني جوان كه به او مي گويند ابراهيم او همچنين كاري را كرده است.

سوره انبياء آيه ٥٩-٦٠

پس معلوم مي شود كه حضرت ابراهيم در همان جواني پيامبر بوده و به عنوان نبي مردم را دعوت كرده و آمده اين بت ها را شكسته است.

از آن طرف هم حضرت ابراهيم تا سن پيري فرزند نداشت وقتي ملائكه مي آيند به حضرت ابراهيم بشارت فرزند مي دهند كه خدا به تو اسحاق و اسماعيل مي خواهد بدهد:

قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي

داريد من را بشارت فرزند مي دهيد ؟

عَلَي أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ

من ديگر پير شدم و ديگر اصلا در آن سني كه بچه دار شوم نيستم.

سوره حجر آيه ٥٤

و همچنين همسرش بر مي گردد

وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ

همسر حضرت ابراهيم ايستاده بود و مي خنديد و او را بشارت به اسحاق داديم و بعد از اسحاق به يعقوب

قَالَتْ يَا وَيْلَتَي أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ

چه بشارتي به من مي دهيد من ديگر پيرزن هستم. آيا من ديگر در اين سن پيري مي توانم بچه دار شوم؟

وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا

اين همسر من ديگر پير شده است و از كار افتاده است.

إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ

اين چيز خيلي شگفت آور است كه من پيرزن و همسر پيرمرد داريد به من بشارت فرزند مي دهيد.

سوره هود آيه ٧١-٧٢

پس اينها مشخص است كه حضرت ابراهيم در دوران جواني مي رود بت مي شكند.

قَالُوا سَمِعْنَا فَتًي

و تا سن پيري هم بچه نداشته است و خودش هم مي گويد:

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَي الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ

خدا را شاكرم كه به من در سن پيري فرزند داده است.

سوره ابراهيم آيه ٣٩

و همچنين خداي عالم دارد:

وَإِذِ ابْتَلَي إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ

حضرت ابراهيم پيامبر را ما امتحان كرديم به كلمات

فَأَتَمَّهُنَّ

از تمام اين امتحانات موفق پيروز و سربلند در آمد. بعد از آن كه سربلند در آمد گفتيم:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره آيه ١٢٤

و خب يكي از بالاترين امتحان، سخت ترين امتحان و مشكل ترين امتحان قضيه دستور ذبح حضرت اسماعيل بوده است

قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَي فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ

اي پس من در خواب ديدم كه به من دستور دادند كه تو را ذبح كنم كه اسماعيل هم مي گويد:

افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ

ما را انشاءالله از صابرين خواهي يافت من حرفي ندارم، من مطيع فرمان تو هستم.

سوره صافات آيه ١٠٢

مشخص است بر اينكه حضرت ابراهيم در دوران جواني به نبوت رسيده و امتحاناتي را پس داده و بعد از آنكه پيامبر بوده و امتحانات را پس داده و بچه دار هم شده است خداي عالم بعد از امتحانات مي گويد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره آيه ١٢٤

پس معلوم مي شود كه مقام امامت بالاتر از نبوت است.

و مهمتر از همه اينها وقتي حضرت ابراهيم نبي مي شود نمي گويد خدايا و من ذريتي، ولي وقتي به امامت مي رسد از كبر و عظمت مقام امامت مي گويد خدايا اين مقام بزرگ آيا به فرزندان من هم خواهد رسيد يا خير؟

و اينها همه نشان مي دهد بر اينكه حضرت ابراهيم بعد از آنكه نبي بوده دوران امتحانات را گذرانده و سني از او گذشته و بعد از آن امتحانات خداي عالم او را به مقام امامت نايل كرده و اضافه بر اينكه ما معتقديم نبي گرامي صلي الله عليه و آله و سلم هم نبي بوده و هم امام بوده است.

همين امامت حضرت است كه در آيه ٦ سوره احزاب

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ

سوره احزاب آيه ٦

از همين جا است كه در حديث غدير خم هم از مردم سوال مي كرد:

أَلَسْتُ أَوْلَي بِكُمْ من أَنْفُسِكُمْ

بعد از آن مي گويد:

مَنْ كنت مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ

المعجم الكبير ج ٥، ص ١٩٥، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني

و امثال اين قضايا. اين خلاصه جواب اين بزرگوارمان جناب آقاي محسني عزيز.

بيننده: عبدالله پور از خرمشهر

اول از همه از مسئول وصل كردن تلفن تشكر مي كنم. آخه من يك مقدار عصباني بودم چون ٢ سال است كه پشت خط هستم و عصباني بودم ولي ايشان با حسن نيت و اخلاق علوي واقعا من را شرمنده خود كردند و از همين جا دست ايشان را مي بوسم و معذرت مي خواهم.

والله تبريك بگويم براي مناظره چون آقاي سجودي كه واسه مناظره چيزي ندارد و ايشان هم خودشان همين طوري از قبل باخته بودند و همان ٥ ثانيه اول آقاي عباسي با يك آيه به قول معروف شستند و روفتند و بعدش هم من از آقاي عباسي واقعا تشكر مي كنم چون واقعا يك شيعه واقعي هستند.

مجري:

البته آقاي عبدالله پور حاج آقا هم تذكر دادند اين مباحث را اجازه بدهيد باز شود و ما نگوييم كه چه كسي پيروز شدو چه كسي مغلوب، اگر اين دريچه باز باشد و مطالب گفته شود و هم آنها حرف خود را بزنند و ما هم حرف خود را قضاوت را براي شما عزيزان خواهيم گذاشت و اگر ما بخواهيم جانب يك طرف را بگيريم و طرف ديگر را مسخره كنيم كه باعث شود كه آنها زده شوند و ادامه ندهند.

به قول حاج آقا ديگر آقايان بيايند اين دريچه را ببندند شايد خيلي پسنديده نباشد و ما درخواست مي كنيم از آن آقايان كه اين در باز باشد تا بتوانيم مباحث را خيلي دوستانه و در جلو چشم همه عزيزان مطرح كنيم و قضاوت هم به شما بينندگان عزيز مربوط مي شود.

بيننده: زارعي از همدان

تبريك اين عزيزان را لطفا به مناظره اي كه در مفتضح نمودن وهابيت صورت گرفت و تشكر از اساتيد شبكه جهاني ولايت را پذيرا باشيد.

اول عرضم اينكه ما چند روز قبل خدمت آقاي نعثل العلما رسيديم آقاي نعثل بعد از سلام و عليك ما را قطع كردند و گفتند كه:

لا مرحبا بكم

هيچ وقت به شما خوش آمد نمي گوييم

اما آقاي حيدري بدانيد ما براي كسر نواصب هم كه شده باز هم خدمت شما خواهيم رسيد حتي اگر شما به ما خوش آمد نگوييد.

مطلب دوم من به آقاي سجودي اول يك تبريك بگويم كه لااقل اين جرات را داشتند مثل آنهايي كه در خرابه هاي سقيفه پنهان شدند لا اقل اين يك بار را جرات كردند كه با شيران ولايت در شبكه ولايت صحبتي را بكنند هرچند كه مفتضح شدند و مانند كسان ديگر از عكس علماي شيعه هم نترسيدند.

مطلب بعد اينكه جناب آقاي سجودي اهانتي را فرمودند به يكي از ائمه بزرگوار و به قبر مطهر اين امام بزرگوار كه من به خاطر اينكه جريحه دار نشوند عزيزان شيعه اسم نخواهم برد.

ادعا كردند كه ضريح ايشان از پول ماليات زنان روسپي ساخته شده است و يك همچين ادعاي مضحك و وقيحانه اي را كردند.

اولين مطلبي كه اين را اثبات مي كند ما از روايات متعدد داريم كه رسول گرامي اسلام فرمود:

علي جان تو و فرزندان تو را دوست نمي دارند مگر كساني كه طاهر الولادة باشند و بغض شما را ندارند مگر كساني كه خبيث الولاده باشند.

پس با توجه به اين روايات مطمئن هستيم كه جناب آقاي سجودي ولادت طاهري ندارند و در اين شكي نداريم.

اما مطلب بعد اينكه ايشان فرمودند كه من مادرم مي رود به زيارت امامزاده سيد خليل در شهر لنگرود خودشان، جناب آقاي سجودي من از شما سوال مي كنم كه آيا مادر شما هم كه به امامزاده سيد خليل مي روند آن نذر و نذوراتي كه مي برند آيا از ماليات روسپي گريشان است؟ آيا واقعا ايشان هم از روسپي گري خودشان آن پول ها را در ضريح مي ريزند؟ اگر اين را انشاءالله شما در برنامه آينده جواب داديد يا اينكه شما فقط به خاطر اينكه خودتان را به فضاحت بكشيد اين مباحث را مطرح مي كنيد.

اميدوارم كه از اين قياس هاي مع الفارق و اين قياسي كه شما فرموديد واقعا قياس مع الفارقي بود و اميدوارم كه شما يك سري به نسب خودتان به پدر و مادر خودتان بزنيد ببينيد اتفاقاتي به هر حال افتاده در زماني كه پدر بزرگوار در مسافرتي تشريف داشتند يا خير.

اما بدانيد كه ما هميشه در هر جايي كه باشيم از ولايت مولانا اميرالمؤمنين و مظلوميت شان و ائمه طاهرين دفاع خواهيم كرد در هرجايي كه باشيم و انشاءالله شما نواصب روسياه را روسياه تر خواهيم كرد.

اگر استاد قزويني هم در اين زمينه توانستند يك تعليقي بزنند ممنون مي شويم و گرنه كه شما را به خداوند منان مي سپاريم عرض سلام مجدد دوستان در سالن نداي شيعه خدمت شما و خدا يار و نگهدار شما باشد.

استاد قزويني:

البته اين را بينندگان عزيز داشته باشند كه اين آقايان وقتي كه ميدان را خالي مي بينند شروع مي كنند به هتاكي و اهانت و جسارت و واقعا نمي دانيم اينها دنبال چه مي گردند و حداقل اين حرف ها و اهانت هايي كه اينها دارند چه حيدري، چه ايشان و چه خدمتي دارند نسبت به ائمه عليهم السلام و نسبت به حضرت مهدي ارواحنا فداه حداقل اين ماده بَوَرَ را در كتاب هاي لغت نگاه كنند كه ديگر فرهنگ شده است و من نمي خواهم روي كتاب هاي روايي بروم. از ابوسعيد خدري كه مي گويد:

كنا معاشر الأنصار نبور أولادنا بحبهم عليا عليه السلام

أسني المطالب ص ٥٨

ما امتحان مي كرديم فرزندان خود را با حب علي بن ابي طالب و اگر فرزندي به دنيا مي آمد و علي را دوست نداشت مي فهميدم كه از زنا متولد شده است.

آقايان مراجعه كنند كتاب النهاية ابن اثير جزري و لسان العرب ابن منظور و تاج العروس زبيدي و ديگران و در روايتي كه جناب محب الدين طبري آورده است در الرياض النضرة جلد ٢ صفحه ١٨٩ از نبي مكرم كه نسبت به اهل بيتش مي گويد:

لا يحبهم إلا سعيد الجد، طيب المولد، ولا يبغضهم إلا شقي الجد، ردي الولادة

بعد راجب به زيد بن يسع مي گويد كه آيا اين را از پيامبر شنيدي؟

قال أي ورب الكعبة

بله قسم به خداي كعبه از نبي مكرم شنيدم.

فرائد السمطين جلد ٢ صفحه ٤٠

خوارزمي مناقب صفحه ٢٩٧

و بزرگان ديگر هم اين روايت را آوردند. اگر شما بحث علمي داريد بفرماييد و مطرح كنيد كه ما اين سوالات را داريم. حالا انشاءالله در رابطه با اين قضيه اي كه اين آقا مطرح كردند اين امامزاده ها چنين و چنان هستند و ما از كجا معلوم اينها اهل بهشت هستند؟ خب الحمدلله جناب آقاي عباسي ما شكر خداي عالم جواب كافي را دادند و من گمان نمي كنم كه ديگر نيازي به پاسخ باشد.

ولي من فقط يك نكته را جناب آقاي سجودي بزرگوار اگر شما به كتابهاي همين پيامبر و خداي خود آقاي ابن تيميه مراجعه مي كرديد ايشان هم حتي نسبت به قبور صالحين حرفي دارد كه ديگر مسئله را روشن كرده است كه مي گويد:

ما يروي من أن قوما سمعوا رد السلام من قبر النبي صلي الله عليه وسلم أو قبور غيره من الصالحين

اينكه در قبر صالحين اينها سلام مي دادند و جواب سلام را مي شنيدند يا سعيد بن مسيب اذان را در ليالي حره از قبر مطهر نبي مكرم مي شنيد همين خداي شما ابن تيميه مي گويد:

فهذا كله حق

بعد مي گويد:

ليس مما نحن فيه

بحث ايشان در رابطه با اينكه استحباب دعا در كنار قبور است، بعد مي گويد:

والأمر أجل من ذلك وأعظم

اينكه صالحين يا نبي مكرم به سلام مردم جواب بدهند و سلام دهنده هم بشنود سلام را اين خيلي واضح و روشن است. بعد ايشان مفصل مي آيد در رابطه با قضاياي ديگر توضيح مي دهد و مي گويد:

وكذلك ما يذكر من الكرامات وخوارق العادات التي توجد عند قبور الأنبياء والصالحين

جناب آقاي سجودي يك مقداري دقت كن، آنكه از كرامات و خوارق عاداتي كه در كنار قبور انبيا و صالحين ديده شده مانند نزول انوار و ملائكه و شيطان از آنها فرار مي كند و اينكه

واندفاع النار عنها وعمن جاورها

اينكه آتش از قبر انبيا و صالحين دور است

وشفاعة بعضهم في جيرانه من الموتي

اينكه همين مرده ها، صالحين و انبيا شفاعت مي كنند در حق همسايه هايشان

ما در روايت داريم كه اگر يك صالح در يك قبرستان دفن شود خدا به بركت اين مرد صالح عذاب را از كل قبرستان برمي دارد و همچنين

واستحباب الاندفان عند بعضهم

اينكه مستحب است مرده ها را در كنار قبر صالحين دفن كنيم و اينكه انس و سكينه در نزد آنها حاصل مي شود و تا آنجايي مي گويد:

فجنس هذا حق

تمام اينها حق است، البته ارتباط به اين ندارد كه استحباب دعا را داشته باشيم، بعد ايشان مي گويد:

وما في قبور الأنبياء والصالحين

نمي دانم جناب آقاي سجودي يك لحظه اگر اين پنبه را از گوشتان خارج كنيد اين ديگر حرف ابن حجر و امثال او نيست كه بگوييد اشتباه كرده است بلكه حرف امام و پيامبر و خداي شماست كه مي گويد:

وما في قبور الأنبياء والصالحين من كرامة الله ورحمته

آنچه كه در كنار قبر انبيا و صالحين كرامت خدا و رحمت خدا ديده مي شود

وما لها عند الله من الحرمة والكرامة فوق ما يتوهمه أكثر الخلق

اينها بالاتر از آن است كه مردم تصور مي كنند.

اقتضاء الصراط ج ١، ص ٣٧٥، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني

ببينيد اينها همه نشان مي دهد كه كنار قبور انبيا و صالحين فضائلي هست و كراماتي ديده شده كه پيامبر شما اين گونه بيان مي كند. حالا فرض به قول اين آقاي نعثل كه ديشب من تكرار برنامه را مي ديدم مي گفت كه ٨ هزار امام زاده در ايران است كه ٢ هزار تاي آن شناسنامه دارد.

اصلا ٢ هزار تا نه، ٢ تاي آن هم شناسنامه داشته باشد پس معلوم است كه اگر يك امام زاده اي شناسنامه داشت و حسب و نسب او مشخص شد و در ميان مردم به عنوان فرد صالح مطرح شد حرف اين خداي شما ابن تيميه درباره او صادق است. در يكي از همين برنامه هايشان وقتي گفتند كه زيد بن ارقم مي گويد: زنان پيامبر اهل بهشت نيستند گفت زيد بن ارقم اشتباه كرده است، آقا مسلم آورده مي گويند مسلم هم اشتباه كرده است.

اگر بنا باشد زيد بن ارقم اشتباه كرده باشد تمام روايات ديگرش هم اشتباه است فرقي ندارد، اگر بگويند ابن تيميه اشتباه كرده است از كجا معلوم تو اشتباه نمي كني؟ تو معصومي كه همچنين حرف مي زني؟ اگر بنا باشد ابن تيميه اينجا اشتباه كرده باشد و حرف غلط زده باشد پس در رابطه با بحث توسل و غيره هم ايشان اشتباه كرده است، اگر بنا باشد شما اينجا حرف ابن تيميه را زير سوال ببريد ما در همه جا حرف ابن تيميه را زير سوال مي بريم.

اضافه بر اينكه اين براي شما خيلي گنده تر است كه بياييد وبگوييد ابن تيميه اينجا اشتباه كرده و ذهبي در اينجا اشتباه كرده است. حالا اگر مناسبتي پيش بيايد اينكه خود ذهبي و ديگران در كنار قبور اوليا و صالحين و استحباب توسل به صالحين نه انبياء حداقل من ١٠٠ تا مطلب به شما ارائه بدهم كه بزرگان شما ابن حجر عسقلاني، ابن حجر هيثمي، آقاي ذهبي، آقاي خطيب بغدادي ده ها قضايا نقل كردند از توسل به اوليا و صالحين و نتيجه گرفتند.

اگر به آقايان بگوييد كه امام رضا شفا داده است فورا بر مي گردند با آن الفاظ وقيح و پليد و پست خود و آن نسب آنچنانه خود را به نمايش مي گذارد و مي گويد كه گاو پرستان هم توسل مي كنند و حاجت مي گيرند من به آنها مي گويم كه ابن تيميه به اندازه گاو هم ارزش ندارد چون كسي به او توسل نكرده و حاجت نگرفته است.

وقتي اينها مي آيند معجزات انبيا و اوليا و صالحين را با گاو پرستان مقايسه مي كنند همين جواب براي آنها كافي است كه چرا ابن تيميه شما به اندازه گاو پرستان ارزش ندارد كه بروند به آن متوسل شوند و حاجت بگيرند؟

من عذر مي خواهم از بينندگان عزيزي كه پشت خط هستند.

بيننده: رحيم از ياسوج (اهل سنت)

من ٢ تا سوال داشتم ولي قبل از آن مي خواستم يك تشكري از اين برادري كه تماس ها را وصل مي كند بكنم.

سوال اول من اين است كه اگر امام علي علم غيب داشت چرا گذاشت همسرش را حضرت عمر كتك بزند؟

سوال دوم هم اينكه اگر حضرت فاطمه به حرف شما وقتي اين بلا سرش آمد چرا نگفت يا علي مدد همانطوري كه شما الان مي گوييد يا علي مدد

استاد قزويني:

جناب آقا رحيم عزيز من مي توانم از حضرت عالي سوال كنم؟ آيا پيامبر اكرم علم غيب داشت يا نداشت؟

بيننده:

نه

استاد قزويني:

پس آيه ٢٦ سوره جن را شما چكار مي كنيد؟

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَي غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضَي مِنْ رَسُولٍ

بيننده:

مي شود معني كنيد؟

استاد قزويني:

خداوند عالم بر غيبش كسي را آگاه نمي كند مگر پيامبر

تمام علماي اهل سنت از ابن ابي حاتم، طبري، ابن كثير و غيره مي گويند اين آيه دليل است كه پيامبران علم غيب داشتند به تعليم الله، اينكه اگر پيامبر علم غيب ندارد اينكه از آينده و بهشت و قيامت خبر داده است، از اتفاقات آخر الزمان و فتن آن خبر داده است از كجا خبر داده؟

بيننده:

يك آيه يا روايتي هم هست كه پيامبر مي فرمايد كه اگر من علم غيب داشتم مال زيادي براي خود قرار مي دادم.

بعد هم من سوالم از اميرالمؤمنين بود سوال من را جواب بدهيد.

استاد قزويني:

نه ببين عزيزم من وقتي مي آيم اين قضيه را مطرح كنم من مي خواهم بگويم پيامبر علم غيب داشت يا نداشت؟ اول اين مسئله روشن شود.

صحيح مسلم را قبول داريد؟

بيننده:

اول سوال من را جواب بدهيد

استاد قزويني:

نه اجازه بدهيد من مي خواهم جواب شما را عرض كنم، جواب شما مبتني بر اين است كه اگر شما نسبت به پيامبر هم معتقد هستيد كه علم غيب ندارد كه هيچ و اصلا جوابي نداريم به شما بدهيم.

شما بايد برويد اول قرآن را بخوانيد و آياتي كه اثبات مي كند پيامبر علم غيب دارد، صحيح مسلم را بخوانيد كه حذيفة مي گويد:

أخبرني رسول اللَّهِ e بِمَا هو كَائِنٌ إلي أَنْتَقُومَ السَّاعَةُ

پيامبر به من خبر داد از تمام اتفاقاتي كه تا قيام قيامت مي افتد.

صحيح مسلم ج ٤، ص ٢٢١٧

حداقل اين را شما نمي دانم تا چقدر قبول داريد؟ يا خود جناب آقاي عمر در مدينه نماز مي خواند از همان جا اعلام كرد كه :

ياسارية الجبل

ساريه اسم فرماندهان بوده كه عمر در نماز به آنها دستور كه به كوه پناه بگيريد

مردم از عمر جريان را پرسيدند گفت كه من ديدم در كوه نهاوند دارند سپاه اسلام شكست مي خورند و از اينجا ديدم و از مدينه به فرمانده آن گفتم كه به كوه برويد و سنگر بگيريد و بعد از چند ماهي آمدند گفتند كه بله ما در آنجا نزديك بود كه شكست بخوريم و صداي جناب خليفه دوم پيچيد و ما در كوه پناه گرفتيم.

تاريخ الطبري ج ٢، ص ٥٥٣

و اين هم از مسائلي است كه تمام بزرگان اهل سنت بالاتفاق اين قضيه را نقل كردند و از كرامات خليفه دوم آوردند.

آيا شما مي توانيد بگوييد كه اينها علم غيبشان خلاف قرآن بوده است يا نه؟

بيننده:

آقاي قزويني شما گفتيد كرامت ولي من سوالم اين نيست سوال من از حضرت علي عليه السلام است

استاد قزويني:

ببين برادر بزرگوار من از حضرت علي سوال كردي من مي خواهم بگويم كه پيامبر كه علم غيب دارد، آقاي عمر كه علم غيب دارد، آقاي عثمان كه علم غيب دارد، اتباع ابوبكر و عمر به تعبير ابن تيميه علم غيب دارند پس پيامبري كه علم غيب دارد و مي داند كه در جنگ احد شكست مي خورد براي چه رفت به جنگ؟ هرجوابي داديد براي اميرالمؤمنين هم من همان جواب را مي دهم.

بيننده:

آقاي قزويني ببينيد

استاد قزويني:

نه جواب شما چيه؟ من ثابت كردم از قرآن و سنت كه پيامبر علم غيب دارد

بيننده:

پيامبر علم غيب دارد چه ربطي به حضرت علي دارد؟

استاد قزويني:

عزيز من گفتم پيامبر اكرم وقتي علم غيب دارد ولي پيامبر موظف نيست كه به علم غيب خود عمل كند، پيامبر در مسائل عادي علم غيب هم دارد به علم غيبش عمل نمي كند و طبق ظواهر جلو مي رود.

امير المؤمنين هم علم غيب دارد موظف نيست كه به علم غيب خود عمل كند و طبق قضيه عادي عمل مي كند.

اين جواب شما

بيننده:

يعني همسرش را بزنند

استاد قزويني:

شما مي فرماييدبر اينكه علم غيب داشت چرا گذاشت همسرش را كتك بزنند و دفاع نكرد، گفتم كه علم غيب داشت ولي موظف نبود مانند پيامبري كه علم غيب دارد و موظف نيست كه به علم غيب خود عمل كند اميرالمؤمنين هم علم غيب داشت ولي موظف نبود عمل كند.

اينكه آيا دفاع كرد از همسرش يا نه جواب ديگري است.

بيننده:

چرا مواظب نبود؟ چرا از همسرش دفاع نكرد؟

مجري:

به دستور پيامبر عمل كرد

بيننده:

يعني پيامبر گفت اگر به همسرت حمله كردند

مجري:

پيامبر فرمود بايد صبور باشي در مقابل اين فتن و اين قضايايي كه پيش مي آيد بايد خويشتن داري كني

بيننده:

اگر در مقابل كسي كه زن شما را مي زند سكوت كنيم اين صبوري است؟ آيا اين حرفهايي كه شما مي گوييد فضيلت حضرت علي را كمرنگ نمي كند؟

استاد قزويني:

اجازه بده تا من جواب بدهم

اولا اميرالمؤمنين وقتي اين قضايا را ديد بلند شد آمد

فوثب علي عليه السلام فأخذ بتلابيبه ثم نتره فصرعه ووجأ أنفه ورقبته وهم بقتله، فذكر قول رسول الله صلي الله عليه وآله

اميرالمؤمنين آمد از كمربند عمر گرفت و او را بلند كرد و به زمين كوبيد و با مشت دماغ و گردن عمر را مورد ضرب و شتم قرار داد و تصميم گرفت عمر را بكشد

فذكر قول رسول الله

به يادش آمد كه پيامبر وصيت كرده بود كه يا علي به خاطر حفظ اسلام از خودت دفاع نكن

كتاب سليم بن قيس - سليم بن قيس الهلالي الكوفي - ص ١٥٠

بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج ٢٨ ص ٢٦٩

فرض گيريم اميرالمؤمنين خليفه دوم را مي كشت و طرفداران خليفه و علي قيام مي كردند و كشت و كشتار بين مسلمانان ايجاد مي شد و اين ٤ تا مسلماني كه تازه اسلام آوردند و هنوز اسلام در خون و رگ آنها نفوذ نكرده از بين مي رفتند و از آن طرف منافقين از داخل، حكومت روم از غرب، حكومت ايران از شرق دست به دست هم مي دادند و اسلام را نابود مي كردند و قرآن را از بين مي بردند و اينكه اميرالمؤمنين از زهرا دفاع نمي كند يعني زهرا فداي اسلام، چون دفاع از زهرا مساوي است با نابودي اسلام، لذا اميرالمؤمنين سلام الله عليه دفاع نمي كند چون دفاع او مساوي است با نابودي اسلام و همانطوري كه پيامبر اكرم در مكه مي بيند كه جلو چشمش دارند سميه را شكنجه و اذيت مي كنند ولي پيامبر اكرم ازسميه دفاع نمي كند.

اگر واقعا پيامبر اكرم دارد مي بيند كه يك مسلمان و يك زن كه اولين شهيده در اسلام هست و دفاع نمي كند، همانطوري كه پيامبر اكرم مي بيند كه عمار پدرش را مي كشند، سميه را به انواع شكنجه هاي وقيحانه شكنجه مي كنند ولي دفاع نمي كند و مي گويد:

صبرا يا آل ياسرموعدكم الجنة

الإصابة في تمييز الصحابة ج ٧، ص ٧١٢، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي

عثمان چرا در آخرين لحظه اي كه دارند حمله مي كنند ولي با اينكه مي داند كه كشته مي شود مي آيند و نسبت به همسر عثمان شروع مي كنند وقيحانه به او جلو چشم عثمان اهانت مي كنند و دست به باسن او مي زنند و مي گويند:

إنها لكبيرة العجيزة

تاريخ الطبري ج ٢، ص ٦٧٦

عبارت وقيح و زشت كه هيچ آدم با غيرتي نمي آيد به زنش اين طور عبارت زشتي بزنند و دفاع نكند.

شما بفرماييد اينها را هر جوابي داديد ما همان جواب را براي اميرالمؤمنين مي دهيم.

بيننده:

آقاي قزويني چه مي شد اگر از زن خود دفاع مي كرد؟ بعدا هم چرا دخترش را به او داد؟

استاد قزويني:

ببين شما از اين شاخه به آن شاخه مي پريد، شما اول اين قضيه را روشن كن بعد قضيه دخترش را من جواب مي دهم.

مجري:

استاد فرمود كه اسلام تازه ظهور پيدا كرده بود و تازه مسلمانان شكل گرفته بودند و از آن طرف هم روم و دشمنان خارجي هم در كمين بودند كه ريشه اسلام را بخشكانند و اين درخت را بر كنند. خب اگر حضرت بخواهد اين كار را بكند جنگ داخلي شروع مي شود و همه به هم مشغول مي شوند و دشمن هم كار خود را مي كند به هر صورت دستور پيامبر است، و روايت هم براي شما خواند و از آن طرف هم نشان دادند كه سليم بن قيس گفته است كه حضرت آن درگيري را انجام داده است ولي عهد پيامبر يادش آمد.

استاد قزويني:

اصلا خود اميرالمؤمنين در نهج البلاغه خطبه ٧٤ مي گويد:

لقد علمتم أني أحق الناس بها من غيري .

شايسته ترين فرد براي خلافت و امامت من هستم

ووالله لأسلمن ما سلمت أمور المسلمين

من تسليم تمام اين ظلم ها مي شوم و همه آنها را تحمل مي كنم، همسرم را كتك مي زنند، به زور دخترم را به ازدواج خود در مي آورند، كشان كشان من را به مسجد مي برند و غيره من همه اينها را قبول مي كنم

ما سلمت أمور المسلمين

امور مسلمان ها به هم نريزد

ولم يكن فيها جور إلا علي خاصة

اين ظلم فقط مال من باشد نه مال اسلام و مسلمانان برادر بزرگوارم.

شما بفرماييد اين عبارت اميرالمؤمنين در خطبه ٧٤

بيننده :

شما مي دانيد كه نهج البلاغه سند ندارد، حالا اين بحث را تمام مي كنم و قضاوت را به بينندگان مي سپاريم.

سوال دوم من را مي شود جواب بدهيد كه گفتم وقتي حضرت زهرا كتك خورد چرا نفرمود يا علي مدد؟

استاد قزويني:

در آنجا حضرت زهرا سلام الله عليها پدرش را صدا كرد

يا أبت يا رسول الله، ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب وابن أبي قحافة

يا رسول الله ببين من از دست ابوبكر و عمر چه مي كشم

الامامة والسياسة - ابن قتيبة الدينوري ( تحقيق الزيني ) - ج ١ ص ٢٠

حالا فرقي نمي كند وقتي مي فرمايد يا رسول الله كفايت مي كند. اگر شما مي خواهي بگويي يا علي نگفته است حضرت زهرا به جاي يا علي فرموده است يا رسول الله.

بيننده:

يا رسول الله گفته است؟ كجا گفته است؟

استاد قزويني:

در تمام كتاب ها هست عزيز من

يا رسول الله ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب وابن أبي قحافة

بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج ٢٨ ص ٣٥٦

بيننده:

پس چرا حضرت محمد هيچ چيز به خليفه دوم نگفت؟

استاد قزويني:

ديگه حالا چيزي گفت يا نگفت بحث ديگري است، شما مي گوييد چرا ياعلي نگفت ما مي گوييم به جاي يا علي فرمودند يا رسول الله.

بيننده: خوانساري از لرستان

من جلمه اي را به حضرت آيت الله قزويني و حضرت عالي مجري محترم عرض بكنم كه سعه صدر شما بزرگواران سبب مي شود كه بسياري از افرادي كه تلفن مي كنند و صحبت مي كنند احتمال اين هست يا ظن نزديك به قطع اين است كه اين افراد بدون مطالعه بسياري هستند و يا اينكه خدايي نكرده تعمد به اين مسئله داشته باشند.

اولا من بياناتم تسليت عرض مي كنم ايام شهادت صديقه طاهره فاطمه زهرا عليها سلام الله و از همه مسلمين شيعيان و اهل تسنن كه بسيار در كتب خودشان در مورد سيدة النساء العالمين مطالب بزرگي هست و انشاءالله اين ايام را تكريم بدارند.

حضرت آيت الله قزويني و مجري محترم شما مستحضريد كه شيعيان و به خصوص حوزه هاي علميه لا اقل از زمان مرحوم آيت الله العظمي بروجردي تا اكنون نسبت به روشن گري و تبيين حقايق بدون تعصب گام هاي موثري را برداشته اند، مسئله شيخ شلتوت، اعزام علما از قم به مصر و دانشگاه الازهر، من يادم هست حتي افرادي در گوشه و كنار حوزه علميه قم كه بد نيست ياد كنم در اين ايام مثل مرحوم حاج شيخ قوام الدين قمي مي نوشتند كتاب حديث الثقلين، غزوة خيبر، اهل البيت و آية المباهله و اين را مي فرستادند براي الازهر مصر و انصافا آنها هم چاپ مي كردند و مطالعه مي نمودند و مورد توجه قرار مي دادند.

مسئله اهل بيت مسئله اميرالمؤمنين من گمان مي كنم حاج آقا جمله اي كه خود حضرت فرمودند تطمس يعني يك لباسي كه به كسي نمي خورد بپوشانند اين تطمس ادامه دارد به خاطر تعصب جاهليت بسياري از اطراف، عزيزان اهل تسنن برادران بزرگوار در هرجاي جهان كه نشستيد و صداي بنده را مي شنويد خدا شاهد است كه در قيامت حساب و كتاب دارد، درشب اول قبر از اين فرصت ها حساب و كتاب مي كنند كه يك شبكه اي نشسته و با هزينه هاي بزرگ و با كارشناسان بزرگ و بزرگاني كه نتيجه صدها ساعت مطالعه خود و آنها هم علماي ما گرفتند اگر بخواهيد با تعصب هاي كارشناسي شده باز مسر باشيد من نظرم اين است لا اقل نسل جوان اهل تسنن و آنهايي كه واقعا مي خواهند حقيقت را بفهمند چه كنيم كه بگوييم به اميرالمؤمنين ظلم شده است؟ عزيزان چه كنيم و با چه بياني بگوييم شوراي سقيفه باب علم را بسته است؟ انا المدينة و علي بابها اگر شوراي سقيفه هيچ كاري نكرده بود در تاريخ جز اينكه درب علم را به روي بشريت بست و اين همه ضربه هاي هولناكي كه بشريت مي خورد و همين الان مانند آيت الله قزويني ها و بزرگان ما به جاي اينكه بنشينند مطالب را بيشتر از اينها بيان كنند ولي باز ما بايد بنشينيم وثابت كنيم كه اميرالمؤمنين مظلوم بوده است و حق ايشان از بين رفته است.

اگر اين در بسته نمي شد امروز از اين علوم استفاده مي شد، راجب حضرت زهرا سلام الله عليها كه مسئله شهادتين ايشان هست در يكي از كشورها يك روزي زيارت اين حضرت را مي خوانديم ديديم يكي از برادران بزرگوار اهل تسنن كه واقعا اين شبكه بسيار خوب است كه اهل توهين نيست و اهل روشن گري و تبيين است و به فكر اعتقادات و شب اول قبر مردم است، يكي از بزرگان اهل سنت نشسته بود زيارت نامه را مي شنيد يك مرتبه ايشان گفت:

من استشهده؟

كي حضرت زهرا را شهادت كرده است؟

عرض كردم آقا وقتي كه تعصب هاي بي مورد باشد فرض بفرماييد مثال به ايشان زدم بياد بگم حضرت زهرا در نماز جمعه نيامده پس بايد درب خانه او را آتش زد، از عوام مردم استفاده ابزاري كنند مي شود درب خانه ايشان را آتش بزنند و ايشان را كتك بزنند و توهين هم كنند و لو دختر پيامبر باشد.

ولي اگر مردم به دستور قرآن تعقل بكنند و از عقل خود استفاده بكنند كه اين همه قرآن توصيه كرده است و درب خانه علي را نبندند، درب علم را نبندند، درب حقيقت را نبندند اين اتفاقات نمي افتد و وقتي بسته شد جهل جايگزين آن مي شود.

و من يك جمله عرضم تمام حضرت آيت الله قزويني من فكر مي كنم پيام اين شبكه اين بايد باشد كه عزيزان با جهل بايد مبارزه كرد ولي با علم و عقل نمي شود مبارزه كرد، مبارزه با عقل، مبارزه با علم بدون كارشناسي سبب مي شود كه بشر باز به قهقري برود و از اين هم بدتر بشود.

برادران والله علي مظلوم بود و مظلوم زندگي كرد، علم درب علم بود، علم درب مدينه رسول الله بود، برادر پيامبر بود، كسي بود كه جانش را براي پيامبر فدا كرد و در محضر رسول خدا وصي بلا فصل پيامبر اكرم بود.

ببينيد مظلوميت شيعه كجاست كه شيعه بلند مي شود از اينجا به مكه مي رود، هزاران كيلومتر، خب براي مكه رفته است و معتقد به حج است خب فتواي آن اين است كه روي مهر مي توان سجده كرد، يك مرتبه مي آيند اتهام شرك مي زنند و مي گويند كه شما مشرك هستيد، بابا هزاران كيلومتر از يك كشوري رفته طواف خانه خدا كند ولي مي گويند مشرك، آن وقت خود آن آقايي كه روي گل و بلبل و فرش و حتي گاهي ديده شده است روي نجاست سجده مي كند ولي ما باز استخوان در گلو مانند مولايمان علي عليه السلام براي حفظ وحدت و براي اينكه امر مسلمين از بين نرود سكوت مي كنيم.

برادران اهل تسنن از علماي خود بپرسيد كه آيا اتهام شرك به يك موحد به كسي كه مي گويد لا اله الاالله و محمد رسول الله گناه سنگيني نيست؟

من ٢ بيت شعر هم چون هم شهادت حضرت صديقه زهرا است تقديم بكنم به تمام دوست داران و مخصوصا به حضرت ولي الله الاعظم حجة بن الحسن المهدي ارواحنا لتراب مقدمه الفداه:

گلي كه بود جهاني معطر از بويش

شكست باد خزان شاخه اي ز پهلويش

ز تندباد حوادث خميده شد كمرش

ز ضرب سيلي دشمن كبود شد رويش

السلام عليك يا فاطمه الزهرا سلام الله عليها، السلام عليك يا بقية الله، سلام به همه مسلمين و من به عنوان يك شيعه عرض مي كنم برادران مسلمان از هر مذهبي كه هستيد دست شما را مي فشاريم و بياييد درب مدينه علمي كه بستند را باز كنيم و از اميرالمؤمنين استفاده كنيد.

السلام عليكم و رحمة و بركاته

استاد قزويني:

قبل از اينكه بيننده بعدي وصل شود من يك مطلبي را عرض كنم كه اين اقا رحيم از ياسوج من به احترام شما اين عبارتي است كه از علماي بزرگ اهل سنت آقاي ابن قتيبه دينوري با تحقيق آقاي علي شيري كه اكثر كتاب هاي مثل ابن عساكر و غيره ايشان تحقيق كرده كه مي گويد:

ثم قام عمر، فمشي معه جماعة، حتي أتوا باب فاطمة، فدقوا الباب

عمر بن خطاب بعد از اينكه ابوبكر دستور داد آمدند در خانه حضرت زهرا و در خانه را دق الباب كردند و حضرت زهرا وقتي كه ديد كه آنها به فكر حمله هستند

نادت بأعلي صوتها

با صداي بلند فرياد زد

يا أبت يا رسول الله

اي پدر اي پيامبر خدا

ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب وابن أبي قحافة

ببين ما بعد از تو از فرزند خطاب و فرزند ابي قحافه چه مي كشيم كه اينها به فكر حمله به خانه من هستند.

مي گويد وقتي جماعتي كه با عمر آمده بودند وقتي شنيدند صداي زهرا و ناله و گريه زهرا را با حال گريه برگشتند و نزديك قلب آنها بتركد و جگر ها كباب شود

وبقي عمر ومعه قوم

جناب عمر با يك عده اي ماند و علي را به زور نزد ابوبكر آوردند و گفتند بيعت كن، علي گفت اگر بيعت نكنم چه مي شود؟ گفتند اگر بيعت نكني قسم به خداي لاشريك له گردنت را مي زنيم، علي گفت پس در اين هنگام يك بنده خدا و برادر پيامبر را كشته ايد.

عمر گفت بنده خدا بله اما برادر رسول الله را نه

وأبو بكر ساكت لا يتكلم

جناب ابوبكر هم ساكت بود و حرف نمي زد

عمر برگشت گفت

ألا تأمر فيه بأمرك

دستور نهايي را درباره علي نمي دهي؟ يعني دستور نمي دهي علي را بكشيم؟

لا أكرهه علي شئ ما كانت فاطمة إلي جنبه

من علي را وادار نمي كنم به چيزي مادامي كه زهرا در كنار او است.

يعني اول بايد زهرا از بين برد بعد به فكر از بين بردن علي بود. در اين هنگام آن صداي يا رسول الله زهرا، حضرت اميرالمؤمنين متوجه قبر پيامبر شد و خطاب به پيامبر فرمود:

يابن ام

اي پسر عمو

يا بن أم إن القوم استضعفوني وكادوا يقتلونني

همان حرف هارون را زد، هم اميرالمؤمنين پيامبر را صدا زد و هم حضرت زهرا سلام الله عليها

اين هم براي كتب خود اهل سنت است و كتاب بحار و كافي نيست.

الامامة والسياسة - ابن قتيبة الدينوري ( تحقيق الزيني ) - ج ١ ص ٢٠

حالا شما مراجعه بفرماييد.

بيننده: رضايي از بهبهان (اهل سنت)

٢ تا سوال داشتم، در زمان خلافت حضرت علي سلام الله عليه مسلمان بيشتر كشته شده است يا در زمان ديگر خلفا؟

سوال دوم هم اينكه چرا مذهب شيعه بيشتر از مذاهب ديگر از زمان حضرت علي تا بحال كشته مي دهد و كشته مي شود؟

اين دو تا سوال را مي خواهم كه آقاي قزويني جواب بدهند.

ممنونم خداحافظ شما.

استاد قزويني:

در رابطه با سوال اول شما از اينكه در زمان خلفا بيشتر كشته شده است خب مشخص است شما ببينيد حمله اي كه به ايران كردند در زمان خليفه دوم كشت و كشتار چقدر بوده است، حتي اينها ٤ فرسخ ٤ فرسخ مردم را رديف مي كردند و گردن مي زدند و در يك روز هزار تا چشم از مردم را در آوردند و واقعا طوري است كه نقل آن انسان را به خجالت وا مي دارد.

حالا اگر فرصت بود من جناياتي كه در حمله فقط به ايران و فلسطين و غيره و آدم هايي كه كشته شده است از حد فزون است و اضافه در قضيه اميرالمؤمنين سلام الله عليه بنا به نقل آقاي يعقوبي ٣٠ هزار نفر در جنگ جمل كشته شد، خب آتش جنگ جمل را چه كسي روشن كرد؟ آيا حضرت علي روشن كرد؟ يا نه؟ قرآني كه مي گويد:

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ

سوره احزاب آيه ٣٣

جناب عايشه از مدينه رفت به مكه و از مكه به بصره رفت

اگر اينها به دنبال آشتي بودند در بصره چه كساني دعوا كردند كه مي خواست بين آنها آتشي بدهد كه اين اقايان كارشناسان مي گويند رفته بود براي صلح، صلح بين چه كسي؟ اگر چنانچه مي گويند قاتلين عثمان هست خب فرزندان عثمان زنده بودند و آنها بايد مي رفتند و اضافه علي بن ابيطالب خليفه است و صلاح نمي بيند و انجام نمي دهد و به ديگران مربوط نيست همانطوري كه بعد از قضيه قتل عمر پسر عمر آمد دختر صغيره ابولولو را كشت، هرمزان را كشت به او گفتند نمي خواهد انتقام بگيري و بايد اين آقا پسر خليفه عبدالرحمن بايد انتقام شود، نه آقا خليفه صلاح نمي داند جناب عثمان صلاح نمي داند.

چرا وقتي عثمان صلاح نمي بيند از فرزند ابولولو و هرمزان انتقام بگيرند آنجا هيچكس حرفي نمي زند، اينجا هم امير المؤمنين مي گويد اين جاني و جنايتكار است و آدم كشته است و بايد قصاص شود.

در جنگ جمل هم اميرالمؤمنين فرزند عمر را كشت و آن هم به قصد كشتن فرزند خردسال ابولولو، حالا ابولولو يك جرم كرده است

وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآَنُ قَوْمٍ عَلَي أَلَّا تَعْدِلُوا

سوره مائده آيه ٨

پدر جرم كرده است چه ارتباطي به دختر خردسال دارد؟ و اضافه اين اقاياني كه مي گويند در جنگ جمل فرزندان عبدالله سباء كشته شد فقط به ما جواب بدهند قبل از آمدن اميرالمؤمنين به بصره چه جناياتي مرتكب شده است؟ چقدر از انسان ها را كشته اند؟ علي بن ابيطالب هنوز به بصره نرسيده و قبل از رسيدن به بصره آمار كشته ها و كساني كه بيت المال مسلمين را غارت كردند و تحريك كردند چه بوده است؟ آن هم عبدالله سباء بود آمد جنگ را مغلوب كرد؟

در قضيه صفين هم ١٨ ماه طول كشيد و ١١٠ هزار نفر كشته شد و ما اين سوال را داشتيم كه معاويه وقتي به قدرت رسيد چرا نيامد از قاتلين عثمان انتقام بگيرد؟ چرا يك نفر هم بلند نشد معاويه اي كه پيامبر فرمود:

إذا رأيتم معاوية علي منبر فاقتلوه

اگر ديديد معاويه بر بالاي منبر هست او را بكشيد

الأنساب - السمعاني - ج ٣ ص ٩٥

و پيامبر به صراحت گفت كه معاويه بر غير دين من از دنيا مي رود و در درون آتش جهنم است

اركسهما في النار في الفتنة ركسا

مجمع الزوائد - الهيثمي - ج ٨ ص ١٢١

اين مطالبي است كه در مورد معاويه است ولي آقايان مي گويند كه نه آقا معاويه هيچ اشكالي ندارد معاويه حضرت امير است و هيچ مسئله اي نيست و اگر تصميم هم گرفت از قاتلين عثمان انتقام نگيرد خب امير و خليفه بوده است ولي علي بن ابي طالب نه امير بوده و نه خليفه بوده و بايد بيايند در برابر او قيام كنند و اين همه كشت و كشتار.

اما اينكه فرموديد چرا شيعه ها كشته مي شوند خب برادر بزرگوارم همواره در دنيا مظلومين و به حق ها كشته شده اند، شما شيعه را ملاك قرار نده شما تاريخ را نگاه كن و ببين كه از زمان حضرت هابيل و قابيل ببينيد كه هابيل مظلوم است و قتل نصيب اين آقا مي شود، حضرت زكريا مظلوم است و قتل نصيب او مي شود، بني اسرائيل مظلوم هستند توسط فرعونيان جوانان و مردانشان كشته و زنانشان اسير شدند، به همين شكل تا زمان ما برادر بزرگوارم.

من فقط آخرين جمله ام چون بحث حمله به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها بود و اينكه خود ابوبكر مي گويد من علي را نمي كشم مادامي كه فاطمه در كنار او هست يكي از شعراي معاصر يك شعر زيبايي دارد كه مي گويد:

آتش زدن به خانه مولا بهانه بود

مقصود خصم كشتن بانوي خانه بود

با آن همه سفارش پيغمبر خدا

پاداش دوستي علي تازيانه بود

آن شب قوي ترين سند غربت علي

تشييع مخفيانه و دفن شبانه بود

يا مولاتنا يا فاطمة الزهرا يا وجيهة عندالله اشفعي لنا عندالله.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي زهرا به آبروي زهرا به آبروي زهرا اگر بناست براي ما يك دعايي به اجابت برساني آن دعا و حاجت ما خدايا فرج مولايمان بقية الله الاعظم است به آبروي زهرا هر چه سريعتر لباس فرج بر اندام ملكوتي مولايمان بپوشان و ما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده.

اللهم عجل لوليك الفرج