سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٦٦ - دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت

دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت

کد مطلب: ٥٢٩٨ تاریخ انتشار: ٠٥ آذر ١٣٩١ تعداد بازدید: ٦٠٧٤ سخنراني ها » شبکه ولايت دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
حبل المتين ٩١/٠٩/٠٥


بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : ٠٥ / ٠٩ / ٩١ 

مجري:

به پيشگاه مقدس مولاي مان حضرت صاحب الزمان عليه السلام عرض تسليت داريم و عرض مي كنيم:

يا بقية الله آجرك الله في مصيبة جدك الحسين

و نيز شام غيريبان حضرت سيد الشهدا عليه السلام را به خدمت شما بينندگان عزيز تسليت مي گوييم.

استاد قزويني:

من بر خودم لازم مي دانم كه تشكر كنم از همه عزيزاني كه در اين دهه محرم به ويژه تاسوعا و عاشورا در هر كجاي دنيا، اين حماسه پرشور حسيني را با شكوه تر از گذشته برگذار كردند و مشت محكمي بر دهان ياوه سرايان وهابي زدند؛ به ويژه در داخل كشور جمهوري اسلامي؛ حتي در سنندج و زاهدان كه من امروز مي ديدم، اين عزيزان ما امروز حماسه آفريدند و وظيفه را در حق امام حسين سلام الله عليه ادا كردند و صدا و سيماي جمهوري اسلامي كه نزديك ٥٠ شبكه داخلي و استاني و بين المللي شان را از ديروز و امروز اختصاص داده بودند به انعكاس اين عزاداري هاي گسترده، تشكر مي كنم از جناب آقاي ضرغامي و ديگر مسؤلين و ديگر شبكه هاي شيعي كه واقعاً در اين زمينه قدم هاي مثبت و خوبي برداشتند.

به حق، من مي توانم بگويم كه در طول اين ١٤٠٠ سال عزاداري هاي مردم چه در داخل و چه در خارج؛ حتي امروز شبكه ولايت عزاداري هاي عزيزان را در انگليس پخش مي كردند؛ واقعا بي نظير بوده است.

اين وهابي ها از غصه بميرند و دق كنند و جايگاه خودشان را در آتش جهنم ببينند.

به نظر من مشاهده اين عزاداري هاي با شكوه، جهنمي براي اين ها در دنيا فراهم كرده است. اين ها دارند از غصه مي ميرند.

هرچه عليه امام حسين و عزاداري بيشتر حرف مي زنند، مردم اين عزاداري ها را با شكوه تر برگذار مي كنند.

بدون هيچ مبالغه اي امروز مردم جهنمي سوزاني براي اين ها درست كرده اند.

امشب شام غريبان سرور آزادگان و سيد شباب اهل الجنة و ريحانه نبي مكرم است، كسي كه نبي مكرم همواره مي فرمودند: خدايا من حسين را دوست دارم و هر كس حسين را دوست داشته باشد، او را دوست بدار و لعنت مي فرستاد بر قاتلينش و مي فرمود:

حسين مني وأنا من حسين

الإرشاد، الشيخ المفيد، ج٢، ص١٢٧ و الأدب المفرد، ج١، ص ١٣٣ و مسند أحمد بن حنبل، ج٤، ص١٧٢

امروز نمي دانيم كه در كربلا و بر قلب مقدس حضرت بقية الله الاعظم چه گذشت؟

نقل مي كنند از علامه اميني صاحب الغدير، كه شيعيان شب و روز عاشورا براي سلامتي حضرت ولي عصر صدقه كنار بگذارند و صدقه دهند؛ چون تحمل اين مصائب و سرگذشت اين شهادت براي قلب مقدس حضرت ولي عصر تحملش خيلي سخت است.

امروز روز جانبازي عزيزان بود براي دفاع از حريم اسلام.

آنان كه بعد از رحلت نبي مكرم، كمر همت بستند براي نابودي اسلام و قرآن و سنت نبي مكرم، امام حسين ديد كه اگر بخواهد كوتاه بيايد، اسلام به فراموشي سپرده مي شود و قرآن از ميان مردم برچيده مي شود.

رواياتي كه خود آقايان اهل سنت در صحيح بخاري و مسلم آورده اند كه چيزي از سنت پيغمبر غير از اين كه مردم به قبله بايستند؛ حتي نمازشان هم نماز نبوده است.

اميرالمؤمنين بعد از جنگ صفين نماز مي خوانند:

ذَكَّرَنَا هذا الرَّجُلُ صَلَاةً كنا نُصَلِّيهَا مع رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم.

صحيح البخاري، ج١، ص٢٧١

علي يادآور نماز پيغمبر بوده است.

چه شد كه سنت پيامبر باقي نماند، در اين قضايا فعلا ما كاري نداريم.

امروز عزيزان امام حسين در كربلا كاري كرده اند كه حتي دشمنان مثل جرج جرداق مسيحي وقتي قلم به دست مي گيرد و در رابطه با حسين و يارانش سخن مي گويد، مي نويسد: ياران يزيد مي گفتند: به ما چقدر پول مي دهي كه در كربلا شركت كنيم؛ ولي ياران امام حسين مي گفتند: اي كاش هزاران جان داشتيم كه در راه تو فدا مي كرديم.

امروز كربلا معركه مسابقه جانبازان اسلامي بود.

اهل بيت در يك طرف و ديگر ياران امام حسين در طرف ديگر.

من دو نكته را از حماسه هاي امروز بگويم.

١. اين هفتاد دو نفري كه در كربلا شهيد شدند، همه مشخصات اين ها را مي دانيد، آقا قمر بني هاشم، علي اكبر، قاسم بن الحسن و ديگر عزيزان؛ ولي در ميان اين ها يك سرباز گمنامي است كه غلام ابوذر است كه بعضي ها مي گويند اسمش جون بوده است و سياه چهره است و جزء آخرين كساني است كه به شهادت مي رسد.

مي آيد خدمت امام حسين عرض مي كند: يا بن رسول الله به من هم اجازه رفتن به ميدان و جانبازي بده.

امام مي فرمايد: غلام، تو براي روزهاي خوش ما بودي، من بيعتم را از تو برداشتم برو، من كاري به تو ندارم.

اين غلام سرش را پايين مي اندازد و عرض مي كند: اي فرزند زهرا، گويا چهره ام سياه است و سياه پوست هستم و خونم كدر است و لياقت اين كه خون من به خون شهدا و خون علي اكبر و قاسم و عباس مخلوط شود ندارد.

نمي دانم اين غلام با اين جمله با قلب امام حسين چه كرد؟

اين ها در چه مكتبي بزرگ شده اند و در چه مكتبي تربيت شدند.

امام اجازه داد و به ميدان رفت.

امام حسين وقتي بالاي سر اين غلام سياه پوست آمد، آخرين لحظات عمرش بود.

امام حسين سر اين غلام را روي زانويش قرار داد.

اين غلام در آخرين رمق ديد كه سرش روي زانوي حسين است، سريع سرش از زانوي حسين حركت داد روي خاك و گفت: حسين سر من لياقت زانوي فرزند پيغمبر ندارد.

دوباره امام حسين سر اين غلام سياه را روي زانويش مي گذارد.

نمي دانم كه اين دشمنان اهل بيت، اين فرزندان بني مرجانه و بني اميه، اين ها را چه كار مي خواهند كنند و چه طور تفسير مي كنند؟

٢. نكته ديگري كه امروز خيلي دردآور بود و از طرف ديگر حماسه آفريد، آن لحظه اي كه آقا امام حسين براي آخرين مرتبه براي وداع از اهل بيتش مي آيد.

يكي از دردناك ترين مصائب امروز، مصيبت آخرين وداع است؛ حتي از مرحوم سيد بحرالعلوم نقل مي كنند كه حضرت ولي عصر فرمود: مي خواهيد روضه بخوانيد، روضه وداع جدم حسين را با اهل بيتش بخوانيد.

به هنگام خداحافظي صداي ناله اي از خيمه اي شنيد.

صداي ناله علي اصغر طفل شش ماهه بود.

امام حسين فرمود: خواهرم، اين عزيزم را بدهيد تا از او هم خداحافظي كنم.

امام حسين اين قنداقه شش ماهه را گرفت و لب هاي مباركش قبل از آن كه برسد به گونه هاي علي اصغر، تير ٣ شعبه حرمله آنچنان گلوي اصغر را پاره كرد، چشمان امام حسين همين طور باز، عرضه داشت: خدايا همين كه اين جنايات در جلوي تو انجام مي گيرد، براي من تحملش آسان است.

نمي دانم كه قلب امام حسين سوخت و به درد آورد.

دستش را گرفت زير گلوي علي اصغر و مشتش پر از خون شد و اين خون را به طرف آسمان پرت كرد.

از امام سجاد نقل است كه يك قطره از خون به زمين برنگشت.

ملائكه احساس كردند كه قلب امام حسين آن چنان مي سوزد، بالاتر از شهادت علي اكبر و بالاتر شهادت عباس.

مرحوم حائري مي گويد: يك دفعه منادي بين آسمان و زمين صدا زد:

دعه يا حسين فإنّ له مرضعاً في الجنّة

موسوعة كلمات الإمام الحسين (ع)، لجنة الحديث في معهد باقر العلوم، (ع)، ص٥٧٥

صبرا لك يا حسين

حسين جان خدا به تو صبر دهد، اين علي اصغر را به ما واگذار كن، دايه اي در بهشت براي او تهيه كرده ايم نگران علي اصغر نباش.

جانبازي هاي اهل بيت تمام شد و امام حسين وظيفه اش را انجام داد و علي اكبر و قاسم و ابوالفضل و ديگران از امروز غروب رسالت به عهده زينب كبري عقيله بني هاشم است.

نمي دانيم كه بر اين دختر علي و دختر زهرا چه گذشت؟

به قول يكي از شعرا كه جمله قشنگي دارد كه مي گويد:

خدا در مكتب صبر علي پرداخت زينب را * براي كربلا با شير زهرا ساخت زينب را

بسان ليلة القدر كه پنهان است قدر او * كسي غير از حسين بن علي نشناخت زينب را

قضا به كرب بلا تا كشيد زينب را * بلا به قيمت جانش خريد زينب را

مگو چرا زحسينش جدا نمي گردد * خدا براي حسين آفريد زينب را

يكي از شرايط زمان عقد ازدواج زينب با همسرش اين بود كه فرمود: عبد الله هر وقتي داداشم حسينم بخواهد سفر برود، من هم بايد با داداشم به سفر بروم.

مجري:

بحثي كه ما مي خواهيم به آن اشاره كنيم، قضيه خاكي است كه حضرت رسول صلي الله عليه وآله به همسرشان ام المؤمنين ام سلمه دادند و فرمودند: اين خاك در روز عاشورا كه حسين من در آن روز شهيد مي شود، به خون تبديل خواهد شد.

حضرت ام سلمه اين خاك را در شيشه اي قرار دادند و نگاه شان مي كردند تا اين كه روز عاشورا اين قضيه اتفاق افتاد و به خون تبديل شد.

آيا اين قضيه در كتب اهل سنت آمده است؟

استاد قزويني:

عزيزاني كه اين شبكه هاي شيطاني نسل بني اميه را مي بينند، اين ها از اول محرم، همين طور نسبت به شهادت امام حسين القاء شبهه مي كنند و مي گويند: امام حسين براي چه رفت كربلا؟

اگر هم كشته مي شد، بهتر بود كه در مكه يا مدينه كشته مي شد.

نمي دانم كه اين آقاياني كه در الفباي طهارت شان مشكل دارند، آمدند براي امام حسين تعيين و تكليف مي كنند يا از يزيد بن معاويه دفاع مي كنند.

اين كارشناسان كار نشناس يا جاهل، نمي دانم كه چه اسمي براي اين ها بگذاريم؛ جز اين كه بگوييم ناصبي و دشمن اهل بيت، اسمي كه لايق اين ها باشد، به ذهن ما نمي رسد.

اصلاً ما هيچ مدركي نداريم كه يزيد دستور قتل امام حسين را صادر كرده باشد، تو بي سوادي يا احمقي و دشمن اهل بيت هستي و مدافع يزيد هستي و اين چنين عداوت خود را با اهل بيت به نمايش مي گذاري، گناه ديگران چيست؟

ده ها و صدها كتاب بزرگان اهل سنت مثل ذهبي و ديگران به صراحت اين قضيه را گفته اند.

اگر فرصتي شود من اين ها را مفصل براي شما بيان مي كنم و اين ها را رسوا و مفتضح مي كنم كه چطور و با چه جرأتي در اين عصر تشعشع طلائي علم و اطلاعات و رسانه، اين طور حرف هاي ياوه مي زنيد.

قطعاً همان تعبير امام حسين بر شما صدق مي كند كه اگر شما دين نداريد و از آخرت نمي ترسيد:

فكونوا أحرارا في دنياكم.

بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج٤٥، ص٥١ و الكامل في التاريخ، ابن الأثير، ج٤، ص٧٦

در دنيا آزاد مرد باشيد و براي آبرو و حيثيت خودتان ارزش قائل شويد.

اين چند دلار و ريال سعودي چقدر ارزش دارد كه اين قدر خودتان را در دنيا رسوا و مفتضح مي كنيد؟

يك بچه شيعه زنگ مي زند، رنگ از صورت تان مي پرد و بدن تان به لرزه مي افتد.

يكي از چيزهايي كه اين ها معمولا خودشان يا بينند ه هايشان مسخره مي كنند، همين قضيه است كه مي گويند: اين چيزها در هيچ جا نيست و اين ها ساخته ابن سبأ بوده است.

ما كه متوجه نشديم كه اين ابن سبأ چيست؟

ان شاء الله در بحث وصايت، ما بحث ابن سبأ را مطرح مي كنيم.

اين ها دچار توهم شدند.

آن جناياتي كه يزيد و يزيد زاده ها امروز مطرح مي كنند، از زبان ابن سبأ مطرح مي كنند.

ابن اثير جزري به صراحت اين قضيه را نقل مي كند:

وروي أن النبي أعطي أم سلمة ترابا من تربة الحسين حمله إليه جبريل فقال النبي لأم سلمة إذا صار هذا التراب دما فقد قتل الحسين فحفظت أم سلمة ذلك التراب في قارورة عندها فلما قتل الحسين صار التراب دما فأعلمت الناس بقتله أيضا.

الكامل في التاريخ، ج٣، ص٤٤٣

نبي گرامي به ام سلمه ام المؤمنين خاكي از خاك كربلا و خاك امام حسين كه جبرئيل براي او آورده بود، داد، پيامبر اكرم فرمود: ام سلمه وقتي اين خاك به خون مبدل شد بدان كه آن روز امام حسين به شهادت رسيده است، ام سلمه اين خاك را در يك شيشه اي كه در نزدش بود نگه داشت و در عصر عاشورا كه امام حسين به شهادت رسيد، اين خاك به خون مبدل شد و ام سلمه قضيه شهادت امام حسين را به مردم خبر داد.

در كتاب مسند احمد از ابن عباس نقل مي كند كه مي گويد:

عَنِ بن عَبَّاسٍ قال رأيت النبي صلي الله عليه وسلم في الْمَنَامِ بِنِصْفِ النَّهَارِ أَشْعَثَ أَغْبَرَ معه قَارُورَةٌ فيها دَمٌ يَلْتَقِطُهُ أو يَتَتَبَّع ُفِيهَا شَيْئاً قال قلت يا رَسُولَ اللَّهِ ما هذا قال دَمُ الْحُسَيْنِ وَأَصْحَابِهِ لم أَزَلْ أَتَتَبَّعُهُ مُنْذُ الْيَوْمَ قال عَمَّارٌ فَحَفِظْنَا ذلك الْيَوْمَ فَوَجَدْنَاهُ قُتِلَ ذلك الْيَوْمَ .

مسند أحمد بن حنبل، ج ١، ص ٢٤٢

ابن عباس مي گويد: من در روز عاشورا در خواب ديدم كه نبي مكرم يك شيشه اي در دست دارد و در آن خون است، گفتم: يا رسول الله اين چيست؟ فرمود: اين خون حسين و اصحاب اوست.

بعد عمار مي گويد: ما اين روز را حفظ كرديم و ياداشت كرديم، بعد متوجه شديم كه همان روزي كه ابن عباس در خواب ديده بود، همان روز، روز شهادت آقا امام حسين سلام الله عليه بوده است.

اين را حاكم نيشابوري در كتاب مستدرك شان نقل مي كند و مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط مسلم

المستدرك علي الصحيحين، ج ٤، ص ٤٣٩

اين حديث شرائط صحيح مسلم را دارد.

آقاي هيثمي هم اين را در كتاب مجمع الزوائد نقل مي كند و مي گويد:

رواه أحمد والطبراني ورجاله أحمد رجال الصحيح

مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٩٤

اين قضايايي است كه همه آقايان آورده اند.

اين نمونه بود كه آوردم و در كتب شيعه الي ما شاء الله زياد است.

اين آقايان وهابي مي خواهند نسب شان را به دودمان بني اميه و وفاداري شان را به يزيد اثبات كنند، اين قضايا را به استهزاء مي گيرند و مسخره مي كنند، بايد مردم قضاوت كنند.

مجري:

آيا در كتب اهل سنت آمده است كه محاسن پيامبر گرامي اسلام روز شهادت امام حسين خاك آلود شد؟

استاد قزويني:

در كتاب سنن ترمذي كه از صحاح اهل سنت است، از سلمي نقل مي كند:

دَخَلْتُ علي أُمِّ سَلَمَةَ وَهِيَ تَبْكِي فقلت ما يُبْكِيكِ قالت رأيت رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم تَعْنِي في الْمَنَامِ وَعَلَي رَأْسِهِ وَلِحْيَتِهِ التُّرَابُ فقلت ما لك يا رَسُولَ اللَّهِ قال شَهِدْتُ قَتْلَ الْحُسَيْنِ آنِفًا.

سنن الترمذي، ج ٥، ص ٦٥٧ و التاريخ الكبير، ج ٣، ص ٣٢٤ و الشريعة، ج ٥، ص ٢١٧٥ و المعجم الكبير، ج ٢٣، ص ٣٧٣ و المستدرك علي الصحيحين، ج ٤، ص ٢٠ و دلائل النبوة، ج ٧، ص ٤٨ و سير أعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣١٦ و البداية والنهاية، ج ٨، ص ٢٠٠

وارد بر ام سلمه شدم و ديدم كه گريه مي كند، گفتم: چرا گريه مي كني؟ گفت: من نبي مكرم را در عالم رؤيا ديدم (شيعه و سني هم معقتد هستند كه اگر كسي معصوم و پيغمبر را در خواب ببيند، مثل اين است كه در بيداري ديده است) ديدم كه بر سر مبارك نبي مكرم و بر محاسن شريف شان خاك نشسته است، گفتم: يا رسول الله چرا محاسن شما خاك آلود است؟ فرمود: من الان شاهد شهادت امام حسين سلام الله عليه بودم.

آقايان مي گويند: هر آنچه بخاري در تاريخ كبير خود آورده است، همه صحيح است.

ابن تيميه مي گويد: احاديثي كه آقاي بيهقي در كتاب دلائل النبوه آورده است، همه مورد تأييد است و صحيح است.

مصادر متعدد ديگري هم وجود دارد كه ٣٢ كتاب از كتب اهل سنت اين قضيه را كه نبي مكرم را ام سلمه در خواب ديد و سر مبارك و محاسن شريف شان غبار آلود بود، نقل كردند.

ذهبي با اين كه وضع ايشان نسبت به اهل بيت مشخص است اين قضيه را آورده است.

اين چيزي است كه همه آقايان نقل كرده اند.

مجري:

آيا حوادث خارق العاده اي كه بعد از شهادت امام حسين عليه السلام اتفاق افتاده در كتب برادران اهل سنت وجود دارد؟

استاد قزويني:

قبل از اين كه اين را عرض كنم، ناگزير هستم كه اين بنيان گذار فكري وهابيت، ابن تيميه كه اين ها از او به شيخ الاسلام تعبير مي كنند و به قول آقاي محمد بن محمد بخاري كه مي گويد: هر كس به ابن تيميه شيخ الاسلام بگويد، كافر است.

حصني دمشقي مي گويد: ابن تيميه زنديق است:

إمامه الشيطان.

دفع شبه من شبه وتمرد، ج ١، ص ٩٥

ايشان در كتاب منهاج السنة مي گويد: اين كه نقل مي شود كه آسمان خون باريد و خون زير سنگ ها بود:

هو أيضا كذب بين.

منهاج السنة النبوية، ج ٤، ص ٥٦٠

اين ها دروغ آشكار است.

دروغ آشكار چيست، عاقلان دانند.

در كتاب معجم كبير طبراني از زهري كه از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است و از فقهاي بنام اهل سنت است كه متوفاي ١٢٤ است، قاطعانه مي گويد:

لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ بن عَلِيٍّ رَضِي اللَّهُ عنه لم يُرْفَعْ حَجَرٌ بِبَيْتِ الْمَقْدِسِ إِلا وُجِدَ تَحْتَهُ دَمٌ عَبِيطٌ .

المعجم الكبير، ج ٣، ص ١١٣

وقتي كه امام حسين كشته شد، در بيت المقدس در فلسطين فعلي، هر سنگي را كه برداشتند، ديدند كه زيرش خون لخته است.

ابن سعد كه متوفاي ٢٣٠ است در كتاب طبقات كبري مي گويد: زهري مي گويد:

أول ما عرف الزهري أنه كان في مجلس عبد الملك بن مروان فسألهم عبد الملك فقال من منكم يعلم ما صنعت أحجار بيت المقدس يوم قتل الحسين قال فلم يكن عند أحد منهم من ذلك علم فقال الزهري بلغني أنه لم يقلب منها يومئذ حجر إلا وجد تحته دم عبيط.

الطبقات الكبري (القسم المتمم)، ج ١، ص ١٦٣

عبد الملك مروان گفت: چي شنيدي (يعني قضيه ظاهرا پخش شده بوده است و همه مي دانستند) كه بر سنگ هايي كه در فلسطين بوده و در بيت المقدس چه اتفاقي افتاده است؟ مي گويد: آن روز غير از زهري كسي آنجا نبود و ايشان گفت: هيچ سنگي را زير و رو نشد، مگر اين كه در زير آن خون لخته بوده است.

در كتب متعدد ديگري هم وجود دارد كه در ٢٤ مصدر از مصادر اهل سنت، اين قضايا آمده است.

المستدرك علي الصحيحين، ج ٣، ص ١٢٢ و دلائل النبوة، ج ٦، ص ٤٤١

در اينجا مي گويد:

لم يرفع حجر بالشام إلا رئي تحته دم عبيط.

معرفة الصحابة، ج ٢، ص ٦٦٢

در منطقه شامات هيچ سنگي را برنداشتند مگر اين كه ديدند خوني در زير آن سنگ وجود دارد.

ابن تيميه مي گويد: دلائل النبوه بيهقي صد در صد صحيح است.

در كتاب تهذيب الكمال مزي جلد ٦ صفحه ٤٣٤ آمده است.

همچنين در كتاب سير اعلام والنبلاء و تاريخ الاسلام ذهبي و البداية والنهاية ابن كثير جلد ٨ صفحه ٢٠١ و تفسير ابن كثير هم اين قضايا را نقل مي كنند.

بعضي ها به طبع شان نمي خورد و شروع به اشكال مي كنند؛ ولي قضيه چيزي است به اين سادگي قابل رد كردن نيست كه انسان بخواهد اين را رد كند.

هيثمي وقتي همين قضيه را در كتاب مجمع الزوائد جلد ٩ صفحه ١٩٦ نقل مي كند، مي گويد:

رواه الطبراني ورجاله ثقات.

مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٩٦

همچنين بعد از آن روايت ديگري از زهري نقل مي كند و مي گويد:

ورجاله رجال الصحيح.

مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٩٦

اين مباحثي است كه كاملا واضح و روشن است.

ذهبي در تاريخ الاسلام مي گويد: عبد الملك براي اين كه يقين پيدا كند، فرستاد به بيت المقدس و از يكي از علماي بزرگ يهود، رأس الجالوت سؤال كرد:

هل كان في قتل الحسين علامة قال: ما كشف يومئذ حجر إلا وجد تحته دم عبيط.

تاريخ الإسلام، ج ٥، ص ١٦

روزي كه امام حسين كشته شد، آيا در منطقه شما نشانه اي بود؟ روز ١٠ محرم نزديك غروب كه امام حسين شهيد شد، هيچ سنگي را برنداشتيم جز اين كه ديديم در زير آن خون لخته است.

ده ها قضاياي ديگر در اين زمينه يا برخورد ستاره ها به يكديگر، در كتاب معجم كبير طبراني در جلد ٣ صفحه ١١٤ از عيسي بن حارث كندي نقل مي كند كه مي گويد:

لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ رضي اللَّهُ عنه مَكَثْنَا سَبْعَةَ أَيَّامٍ إذا صَلَّيْنَا الْعَصْرَ نَظَرْنَا إلي الشَّمْسِ علي أَطْرَافِ الْحِيطَانِ كَأَنَّهَا الْمَلاحِفُ الْمُعَصْفَرَةُ وَنَظَرْنَا إلي الْكَوَاكِبِ يَضْرِبُ بَعْضُهَا بَعْضًا.

المعجم الكبير، ج ٣، ص ١١٤ و تهذيب الكمال، ج ٦، ص ٤٣٢

لحظه اي كه امام حسين سلام الله عليه به شهادت رسيد، ٦ روز حيران بوديم و بعد از نماز عصر نگاه مي كرديم كه روي ديوار ها گويا چادر هاي قرمز كشيده شده است و به ستاره ها نگاه مي كرديم، گويا اين ها همه به يكديگر برخورد مي كردند.

در كتاب تهذيب الكمال مي گويد:

لما أن قتل الحسين بن علي مطرت السماء دما، فأصبحت وكل شئ لنا ملآن دما.

تهذيب الكمال، ج ٦، ص ٤٣٣ و دلائل النبوة، ج ٦، ص ٤٧١ و الثقات، ج ٥، ص ٤٨٧ و تاريخ مدينة دمشق، ج ١٤، ص ٢٢٧ و التذكرة الحمدونية، ج ٩، ص ٢٤٥

وقتي كه امام حسين به شهادت رسيد، از آسمان خون باريد.

١١ كتاب از كتب اهل سنت، اين قضيه را كه وقتي امام حسين سلام الله عليه به شهادت رسيد آسمان خون باريد، نقل كرده است.

قضايايي كه تهذيب الكمال نقل مي كنند:

لما قتل الحسين اسودت السماء، وظهرت الكواكب نهارا حتي رأيت الجوزاء عند العصر وسقط التراب الاحمر.

تهذيب الكمال، ج ٦، ص ٤٣٢ و تهذيب التهذيب، ج ٢، ص ٣٠٥ و تاريخ مدينة دمشق، ج ١٤، ص ٢٢٦

وقتي كه امام حسين سلام الله عليه به شهادت رسيد، آسمان سياه شد و ستاره ها در روز روشن ديده مي شدند و ستاره جوزا را مي ديديم و اين كه از آسمان خاك سرخ مي بارد، اين را مشاهده مي كرديم.

ده ها مصادر ديگر اين قضايا را نقل كرده اند.

من نمونه اي از اين ها را براي شما گفتم.

قضاياي ديگري مثل گرفتن آفتاب و ظاهر شدن ستارگان و كسوف رخ داده است كه در منابع معتبر دسته اول اهل سنت آمده است.

ذهبي، ابن حجر، مزي كه اين ها را نقل مي كنند، يك مورد نقدي انجام نداده اند؛ غير از آن هايي كه آبشخور وهابيت داشته اند مثل: ابن تيميه و ابن كثير و ابن جوزي و محمد بن عبد الوهاب و بعد هم تخم و تركه اين ها كه الان در اين شبكه هاي وهابي دارند اظهار لحيه مي كنند و وفاداري شان را به يزيد و بني مروان اثبات و اعلام مي كنند.

مجري:

امروزه شبكه هاي وهابي به دفاع از يزيد مي پردازند و براي او رضي الله مي گويند، و مي گويند: يزيد در قتل امام حسين كاري نكرده است و دستور نداده است و در شبكه هاي خود سنگ يزيد را به سينه مي زنند با اين كه علماي اهل سنت يزيد را كوبيده اند و از او بي زار هستند.

لطف كنيد در اين رابطه يك مقداري توضيح دهيد.

استاد قزويني:

من نمي دانم كه چه بگويم جز همان رواياتي كه آقايان آورده اند كساني كه با اهل بيت دشمني دارند، بايد در انتساب به پدرشان شك كنند.

اين آقايان مثل علماي يهود در تحريف يد طولايي دارند.

من چند شب قبل كه برنامه داشتيم، گفتيم: كساني كه با امام زمان عداوت دارند، در اين ها شك است كه بچه پدرشان هستند.

رواياتي كه در كتب شيعه و سني آمده است، اثبات مي كند كه آن هايي كه با حضرت مهدي كه قطعا از اهل بيت است، عداوت داشته باشند، اين ها بچه پدرشان نيستند.

يك كليپ را ٣ بار پخش كردند و گفتند: فلاني گفته است هر كس امام زمان را قبول نداشته باشد، بچه پدرش نيست.

اگر آن آيه كه مي فرمايد:

كَمَثَلِ الْحِمَارِ

سوره جمعة آيه ٥

را در شأن اين ها بخوانيم، مي ترسيم كه به حمار توهين شود.

كليپ را پخش مي كند و مي گويد: فلاني گفته است: كسي كه امام زمان را قبول نداشته باشد، بچه بابايش نيست.

ما اين روايات را مفصل از منابع شيعه و اهل سنت آورده ايم.

پيغمبر اكرم مي فرمايد: كسي كه عداوت و دشمني اهل بيت من را داشته باشد، بچه پدرش نيست و حرام زاده است.

اگر لازم باشد ما اين روايات را دوباره نشان مي دهيم.

روايت در كتب شيعه و سني آمده است كه دشمنان اهل بيت يا زنا زاده هستند يا نطفه شان در حال حيض منعقد شده است.

شما به اين روايات جواب دهيد.

يك سري خزعبلاتي كه جز رذل و پستي خودشان را نشان دهند چيز ديگري ندارند.

در كتاب هاي شيعه آمده است كه وقتي خواستيد با كسي ازدواج كنيد، تحقيق نكن كه اين شوهر دارد يا نه.

تو كه بي سواد و احمق هستي و شعور نداري، كتاب هاي فقهي اهل سنت را نگاه كني، ٥٠٠ مورد در كتب فقهي اهل سنت است.

مواردي كه زن قابل تأييد است و سخنش را بايد تأييد كرد، يكي از آن ها همين مسئله است كه وقتي يك زني مي گويد: شوهر ندارم شما بايد تأييد كني و مي گويد: من مطلقه هستم و عده ام تمام شده است.

شما سواد نداري و دشمني اهل بيت از سر و روي شما مي بارد.

اين را شايد فردا شب دوستان مان جناب آقاي يزداني و ابوالقاسمي، ان شاء الله اين را جواب دهند.

آقاي هاشمي كه به آقاي ملا زاده مي گفت: دانشمند يگانه جهان معاصر، در جواب آقاي ملا زاده مي گويد: عقيل بي عقل و از شبكه آن ها به اسم شبكه لاشخوران تعبير كرد.

دوستان ما يك كليپ تهيه كرده بودند به نام ١٠٠ فحش در ٢٠ دقيقه و مي خواستند در اين دهه اول محرم پخش كنند، من نگذاشتم و گفتم: بگذاريد كه دهه تمام شود.

آقايان هم از خودشان هيچ دفاعي نكردند؛ معلوم است كه همه را قبول دارند.

اگر قبول نداشتند دفاع مي كردند.

اهل سنت زنگ مي زنند و مي گويند: اين عبارت هايي كه ملا زاده گفته است، چرا اين ها دفاع نمي كنند؟

چون قبول دارند.

ايشان حقايقي را بيان كردند و اين ها نمي توانند دفاع كنند.

اگر دفاع كنند، ايشان همه را با مدرك و سند نشان مي دهد.

مجري:

مصداق اين احاديثي كه گفتيد كه كسي كه اهل بيت را قبول نداشته باشد يا معاند باشد، تعداد معدودي هستند كه شامل نواصب و خوارج عصر مي شوند.

عمده اهل سنتي كه ما مي شناسيم و با آن ها زندگي مي كنيم، محب اهل بيت هستند و دوست دار اهل بيت هستند و اين روزها در تلويزيون ها ديديم كه چگونه بر سر و سينه زدند و در عزاي امام حسين گريستند.

استاد قزويني:

اهل سنت از اين ها بي زار هستند.

علماي اهل سنت را آورديم كه همگي اعلام كردند كه ما از اين ها بي زار هستيم و ما اين ها را سني نمي دانيم.

كلمه بور را در كتب لغت بگردند كه ابو سعيد خدري مي گويد:

كنا معاشر الأنصار نبور أولادنا بحبهم عليا رضي الله عنه، فإذا ولد فينا مولود فلم يحبه عرفنا أنه ليس منا.

أسني المطالب، للحافظ الجزري الشافعي، ص ٥٨ و لسان العرب، ج ٤، ص ٨٧ و تاج العروس، ج ١٠، ص ٢٥٧ و نهاية ابن الأثير، ١، ص ١١٨

ما صحابه بچه هاي مان را با محبت علي آزمايش مي كرديم، اگر كسي از بچه هاي ما كه به دنيا مي آمد و علي را دوست نداشت، متوجه مي شديم كه از نسل ما نيست و زنا زاده است.

اين ها چيزي نيست كه ما بخواهيم از خودمان در بياوريم.

آقاي خوارزمي در كتاب مناقب شان از زيد بن يثيع نقل مي كند كه نبي گرامي كنار خيمه اي بود و در داخل خيمه حضرت علي و فاطمه و حسن و حسين سلام الله عليهم بودند، فرمود: من آشتي هستم با كساني كه با آن ها در آشتي باشد و دشمن هستم با كساني كه با آن ها دشمن باشند و هر كس با اين ها بجنگد، با من جنگيده است:

لا يحبهم إلا سعيد الجد، طيب المولد، ولا يبغضهم إلا شقي الجد، ردي الولادة.

المناقب، الموفق الخوارزمي، ص ٢٩٧

اين ها را دوست نمي دارد، مگر كساني كه نطفه پاك دارند و از نسل پدرشان هستند و هركس اين ها را دشمن بدارد، جدشان شقي است و حرام زاده هستند.

بعد راوي مي گويد: به زيد بن يثيع گفتيم:

أأنت سمعت منه؟ قال أي ورب الكعبة.

المناقب، الموفق الخوارزمي، ص ٢٩٧ و فرائد السمطين، ج ٢، ص٤٠

آيا تو از پيغمبر شنيدي؟ گفت: قسم به خداي كعبه من اين حديث را از پيغمبر شنيدم.

كتاب هاي ديگر اين قضيه را مفصل نقل كردند، هم كتب شيعه دارد و هم كتب اهل سنت دارد. اين آقايان تكليف خودشان را در اينجا روشن كنند.

سال گذشته امام جماعت مسجد قبا در شبكه ماهواره اي اقرأ كه قبلا اين شبكه در مصر بود كه مال عربستان سعودي است و اخيرا به رياض منتقل شد، اين شخص نامش شيخ صالح بن عواد است.

در آنجا ايشان برنامه داشت كه حدودا ١٢ محرم بود.

ايشان گفت: لعنت خدا و ملائكه بر كساني كه امام حسين را به قتل رساندند يا از اين كار خوشحال شدند و بعد آن شعر مشهوري را كه از حاكم نيشابوري است و همه نقل كردند، خواند.

در نرم افزار مكتبة اهل بيت بيش از ٥٠ كتاب اين را نقل كرده اند.

شعر هم اين است:

جاءوا برأسك يا بن بنت محمد متزملا بدمائه تزميلا

وكأنما بك يا ابن بنت محمد قتلوا جهارا عاقدين رسولا

قتلوك عطشانا ولم يترقبوا في قتلك التنزيل والتأويلا

ويكبرون بأن قتلت وإنما قتلوا بك التكبير والتهليلا

تهذيب الكمال، ج ٦، ص ٤٤٨

اي فرزند پيغمبر! سر بريده تو را آوردند در حالي كه سرت مطهرت آغشته به خون بوده است.

من احساس مي كنم كه با كشتن تو، اين ها پيغمبر را كشتند.

تو را با لب تشنه كشتند و به هيچ وجهي آياتي را كه در حق تو در قرآن نازل شده است رعايت نكردند.

به هنگام كشتن تو اين ها تكبير مي گفتند و به خدا اين ها تو را نكشتند، با كشتن تو الله اكبر و لا اله الا الله را كشتند.

من خواستم يك اشاره به اين قضيه داشته باشم كه مسئله روشن شود.

امروز آقاي خدمت گذار به يزيد و يزيديان مي گويد: ما دليل و مدركي نداريم كه يزيد دستور قتل امام حسين عليه السلام را صادر كرده باشد.

چقدر اين ها وقيح و بي حياء و بي شرم هستند.

آن روايت پيغمبر به قطعيت بر اين ها صدق مي كند.

مي گويد: تنها جرم يزيد اين بود كه از قاتلين امام حسين انتقام نگرفت.

علي هم از قاتلين عثمان انتقام نگرفت.

تف و خاك بر دهانت تو آدم رذل و پست.

مي گويد: اگر كسي بگويد: معاويه يزيد را آورد روي كار، اين همه صحابه بودند و يك نفر هم اعتراض نكرد، تو بي سواد هستي و بدتر از مثل الحمار هستي من چه كار كنم و گناه شيعه چيست؟

در رابطه با امام حسين خون انسان به جوش مي آيد و نمي تواند خودش را كنترل كند.

اين قدر وقيحانه در روز روشن؟

مي گويند: اگر بنا باشد كه امامت مورثي باشد، معاويه هم بچه اش را آورده آنجا.

يك سگ توله اي كه شراب مي خورد و با مادر و خواهرش زنا مي كند و قاتل فرزند پيغمبر است، تو كه هميشه از صحابه دفاع مي كني، اين شخص در قضيه حره ٧٠٠ نفر از مهاجرين و انصار را كشت.

شما خيلي غلط مي كنيد كه اين همه سنگ صحابه را به سينه مي زنيد و اين همه دم از مكه مكرمه مي زنيد.

چه كسي بود كه دستور داد كه خانه خدا را با منجنيق آتش زدند غير از اين آدم كثيف و لجن؟

اين شخص دفاع دارد.

خدا را قسم مي دهيم به آبروي امام حسين شما را با يزيد و معاويه محشور كند و ما را هم با امام حسين و علي و قنبر و فضه در خانه علي محشور كند.

اين ها چيزي نيست.

اگر اين ها را جلوي زن و بچه اش در آشپزخانه خانه اش بگويد، حرفي نيست؛ ولي توي يك شبكه ماهواره اي كه به قول خودشان ميليون ها بيننده دارد، اين طور نقل كند و اين طور وفاداري را به يزيد و بني اميه نشان دهد، من نمي دانم.

اين ها همان تخم و تركه ابن تيميه هستند در خود مجموع فتاوا جلد ٤ صفحه٤٨٦ (همان مجموع فتوايي كه ان الشياطين ليوحون الي اوليائهم) بر خلاف نظر همه علماء اهل سنت مي گويد:

وأما قتل الحسين فلم يأمر به ولم يرض به.

مجموع الفتاوي، ج ٤، ص ٤٨٦

يزيد به هيچ وجه دستور به قتل امام حسين نداد.

ما چه كار كنيم از اين حضرات كه با اين وضعي كه اين ها دارند.

ذهبي كه مورد تأييد شما است، ببينيد كه واقعا چه قضايايي را مطرح مي كند.

اين آقا در رابطه با يزيد مي گويد:

افتتح دولته بمقتل الشهيد الحسين واختتمها بواقعة الحرة فمقته الناس ولم يبارك في عمره.

سير أعلام النبلاء، ج ٤، ص ٣٨

يزيد جانور، دولت خودش را با شهادت امام حسين آغاز كرد و پايان دولتش هم با واقعه حره بود و در عمرش روز خوشي نديد.

آقاي خدمت گذار به يزيد اين را نگاه كن.

آقائي كه به قول آقاي ملا زاده عقيل بي عقل هستي.

در صفحه قبل خودش مي گويد و نقل قول هم نمي كند:

وكان ناصبيا فظا غليظا جلفا يتناول المسكر ويفعل المنكر

سير أعلام النبلاء، ج ٤، ص ٣٧

يزيد ناصبي بوده است و آدم بد اخلاق و تند خو و جلف بوده و شراب مي خورده و منكرات را انجام مي داده است.

آيا همين عبارت ذهبي كافي نيست كه شما تلنگري بر آن عقل ها كه قلوب اقفالها است زده شود؟

ابن اعثم در كتاب فتوح خود به صراحت مي نويسد: يزيد بن معاويه (عليه لعنت الله و لعنت الاعنين و علي محبيه ومدافعيه لعنت الله و ملائكته وجميع جن و انس) نامه نوشت به وليد بن عتبه قبل از اين كه امام حسين حركت كند به طرف مكه:

وليكن مع جوابك إلي رأس الحسين بن علي

الفتوح، أحمد بن أعثم الكوفي، ج ٥، ص ١٨

اين نامه را كه مي نويسم، يا بيعت بگير يا جواب نامه من را با سر بريده امام حسين به شام بفرست.

ابن اثير جزري در تاريخ خود كه خلاصه تاريخ طبري است، عبيد الله زياد مي گويد:

أما قتلي الحسين فإنه أشار علي يزيد بقتله أو قتلي فاخترت قتله.

الكامل في التاريخ، ج ٣، ص ٤٧٤

اين كه من امام حسين را كشتم، يزيد به من گفت: يا حسين را مي كشي يا تو را مي كشم و من هم قتل امام حسين را انتخاب كردم.

من اين ها را از نرم افزار الجامع الكبير مي آورم كه نگويند كه نرم افزار مال خودشان بوده است.

همين عبارت در انساب الاشراف بلاذري جلد٢ صفحه ٢٢٤ و تاريخ طبري جلد ٣ صفحه ٣٧٤ آمده است.

همچنين تاريخ الاسلام ذهبي در جلد ٥ صفحه ١٠ و سير أعلام النبلاء جلد ٣ صفحه ٣٠٥، تمام اين قضايا را آورده اند.

براي اين آقايان اين قضايا خيلي مهم نيست.

اين عبارت تاريخ دمشق است كه مي گويد: يزيد به عبيد الله زياد نامه نوشت:

أن حسينا قد صار إلي الكوفة وقد ابتلي به زمانك من بين الأزمان وبلدك من بين البلدان وابتليت به أنت من بين العمال وعندها تعتق أو تعود عبدا كما يعتبد العبيد.

تاريخ مدينة دمشق، ج ١٤، ص ٢١٤ و بغية الطلب في تاريخ حلب، ج ٦، ص ٢٦١٤

امام حسين دارد به طرف كوفه مي آيد، تو سخت در امتحان هستي و كوفه هم امتحان سختي بايد دهد و در ميان كارگذاران، تو بايد امتحان سختي دهي، يا در اين امتحان موفق مي شوي و جايزه مي گيري يا عبد مي شوي.

بعد مي گويد:

فقتله ابن زياد وبعث برأسه إليه.

تاريخ مدينة دمشق، ج ١٤، ص ٢١٤ و بغية الطلب في تاريخ حلب، ج ٦، ص ٢٦١٤

به دنبال اين نامه يزيد بن معاويه، عبيد الله زياد، امام حسين را شهيد كرد و سر مطهرش را نزد يزيد فرستاد.

سير أعلام النبلاء مي گويد:

فكتب يزيد إلي ابن زياد نائبه إن حسينا صائر إلي الكوفة وقد ابتلي به زمانك من بين الأزمان وبلدك من بين البلدان وأنت من بين العمال وعندها تعتق أو تعود عبدا فقتله ابن زياد وبعث برأسه إليه.

سير أعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣٠٥

مي گويند: هيچ دليلي نداريم كه يزيد دستور قتل امام حسين را صادر كند.

آقاي خدمتي مي داني يا نمي داني؟

ان كنت تدري فذاك مصيبة

شما كه به عنوان كارشناس مي آيي، اين عيب و ننگ است براي تو كه بدون مطالعه حرف بزني.

وان كنت لاتدري فالمصيبة اعظم

اگر واقعا نمي داني، مصيبت بزرگ تري است.

مي داني، پس اين عناد و نصب و عداوت تو نسبت به آقا امام حسين سلام الله عليه است كه به اين شكل صحبت مي كني.

جناب دينوري كه اسمش هم ابو حنيفه است و متوفاي ٢٨٢ است و غير از ابو حنيفة امام اعظم است، ايشان كتابي دارد به نام الاخبار الطوال كه در آن به صراحت مي نويسد:

وكتب إلي الإمام يأمرني بقتله

الأخبار الطوال، ج ١، ص ٤١٩

از يزيد بن معاويه به امام تعبير مي كند.

به من دستور داد كه امام حسين را بكشم.

برويد اين ها را مطالعه كنيد.

در تاريخ دمشق مي گويد:

فكتب إلي عبيد الله بن زياد وهو عامله علي العراق يأمره بمحاربته وحمله إليه إن ظفر به.

تاريخ مدينة دمشق، ج ١٤، ص ٢١٣

دستور جنگ با امام حسين را صادر كرد.

در كتاب الاتحاف بحب الاشراف كه مال جناب شبراوي از فقهاي بزرگ اهل سنت است، در صفحه ٦٢ مي گويد:

لا يشك عاقل أن يزيد بن معاوية هو القاتل للحسين.

هيچ عاقلي شك نمي كند كه يزيد بن معاويه قاتل حسين است.

معلوم نيست كه بي عقل فقط عقيل نيست، آن آقايان هم بي عقل هستند، بندگان خدا فقط اسم شان عقيل نشده است.

ما نمي دانيم كه در اين ١٠٠ فحش در ٢٠ دقيقه در رابطه با اين آقايان و آقاي خدمتي، آقاي ملازاده چه هديه اي دارد.

ان شاء الله فردا شب شايد ببينيم، بنده خودم هم نديده ام؛ ولي به صورت پراكنده شنيديم كه چيست.

اين ها عنايت خداي عالم و معجزه اهل بيت است كه خودشان را به جان خودشان مي اندازد.

اللهم اشغل الظالمين بالظالمين

ايشان همه مباحث را رو كرده است و اين ها را مفتضح كرده است.

فردا نگويند: شاگردان آقاي قزويني بي احترامي مي كنند.

خودم شنيدم كه آقاي هاشمي خودش مي گفت: ملا زاده عالم و از دانشمندان يگانه معاصر جهان اسلام است.

يك عبارت هاي قلمبه و سلمبه مي گفت كه ما در حق مراجع همچين تعبيري به كار نمي بريم كه اين آقا در حق ملا زاده داشت.

راوي مي گويد:

لا يشك عاقل أن يزيد بن معاوية هو القاتل للحسين لأنه هو الذي ندب عبيد الله بن زياد لقتل الحسين.

الاتحاف بحب الاشراف، صفحه ٦٢

هيچ عاقلي شك نمي كند كه يزيد بن معاويه قاتل امام حسين بوده است؛ چون آن كسي كه عبيد الله بن زياد را وادار كرد كه امام حسين را بكشد، يزيد بن معاويه بوده است.

آقاي دهلوي وهابي شما هم اين قدر منصف است و مثل شما لا مذهب و بي دين نيست، مي گويد:

كان استشهاد الامام حسين علي اشقياء الشام والعراق بامر يزيد الخبيث.

تحفة اثنا عشرية، ص١٤و ٥٤

شهادت امام حسين به دست شقاوت مندان شام و عراق و به دستور يزيد خبيث صورت گرفته است.

اين عبارت آقاي دهلوي است كه در كتابي كه عليه شيعه نوشته است.

اگر دوستان اين چاپ جديدش را بياورند تا براي آقايان نشان دهند.

دهلوي مي گويد: به امر يزيد خبيث امام حسين را كشته اند، آن وقت اين آقا مي گويد: دليلي نداريم كه يزيد دستور داده باشد كه امام حسين را بكشند.

يزيد فقط انتقام از قاتلينش نگرفت.

اگر مي خواست انتقام بگيرد، بايد اول خودش را مي كشت.

خدا لعنت كند قاتلين حسين را.

خدا لعنت كند قاتلين ياران حسين را.

خدا لعنت كند بر زمينه سازان قتل حسين.

خدا لعنت كند بر كساني كه راضي شدند به قتل حسين.

خدا لعنت كند كساني را كه از قاتلين حسين دفاع مي كنند؛ به ويژه يزيد بن معاويه.

من همين چند روز قبل روي سايت ها ديدم كه يك جمله اي آمده است كه آقاي ملنگ زاده رسما اعلام كرده كه ما دهه محرم را تبريك مي گوييم.

مي گويد:

عاشورا يوم فرح و سرور لا حزن و بكاء

روز عاشورا، روز شادي و سرور است نه روز حزن و گريه.

بعد مي گويد: در روز عاشورا سيدنا نوح از غرق نجات پيدا كرد. سيد شما نوح نيست، سيد شما يزيد و معاويه و ابن مرجانه و شمر است. بي دليل نگوييد: سيدنا نوح و سيدنا ابراهيم.

ايشان مي گويد:

فهل استشهاد سيدنا الحسين مظهر يستحق الفرح؟

آيا در شهادت امام حسين انسان بايد شادي بگيرد يا عزاداري كند؟

بعد مي گويد: در امام حسين سلام الله عليه (دوستان عزيز اين را قشنگ دقت كنند و من تقاضا دارم كه اهل سنت هم دقت كنند) تمام ويژگي هاي شادي در امام حسين بوده است و روز شهادت امام حسين براي چه ماتم بگيريم و گريه كنيم؟

بعد مي گويد: لحظه شهادت امام حسين، لحظه اي بود كه با سيدنا فاطمه و پيغمبر و علي بن ابي طالب ملاقات كرد.

آيا ملاقات با حضرت علي و حضرت زهرا و پيغمبر باعث خوشحالي است يا نگراني؟

مي گويد: چون امام حسين كه شهيد شد به بهشت رفت و با پدر بزرگوارش و مادر بزرگوارش و پيغمبر و ديگر شهداء ملاقات كرد، ما بايد شادي كنيم و شيريني پخش كنيم؛ همان طور كه دوستان مان در هفته گذشته در كويت و اروپا شيريني پخش مي كردند و از يزيد دفاع مي كردند.

عزيزان اهل سنت من از شما عذر مي خواهم و مخاطب من شما نيستيد، با اين نسل يزيد بن معاويه و بني اميه هستم.

شما كه مي گوييد: امام حسين به بهشت رفته است، بايد ما خوشحال شويم، شما چرا نسبت به قتل خليفه دوم كه بعضي از شيعه ها شادي مي كنند، مي گوييد: اين ها نجس و كافر و مرتد هستند كه روز شهادت عمر بن خطاب شادي مي گيرند و جلسات عمركشان مي گيرند؟

اگر شما معتقد هستيد كه جناب عمر به بهشت رفته است، بايد شادي كنيد و در ماهواره هايتان و در دانشگاه هايتان و در عربستان سعودي خيابان ها را آزين بندي كنيد و اعلام كنيد كه امروز روزي است كه جناب عمر به بهشت رفته است.

عقيده شما اين است كه روزي كه عثمان كشته شد به بهشت رفت، روز قتل عثمان را هم شما آزين ببنديد و شادي كنيد و در ماهواره هايتان شيريني پخش كنيد.

چرا آنجا نسبت به قضيه خليفه دوم و سوم شما اين كار را نمي كنيد؟

دو سه سال قبل يك شيخ بي عقل ديوانه اي در لندن به خاطر مرگ عائشه جشن گرفته بود، شما بايد از او تشكر مي كرديد؛ چون جناب عائشه با پيغمبر و ديگر امهات المؤمنين ديدار كرده است و بايد بگوييد: جناب ياسر حبيب دست شما درد نكنه، كار خوبي كردي كه جشن گرفتي.

آقايان از مفتي اعظم گرفته تا اين شبكه ها، شروع كردند اين را مذمت كردند و گفتند: اين زنديق و مرتد و لامذهب است.

البته ما كار ايشان را محكوم كرديم و مراجع ما محكوم كردند و حتي حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي گفت: اين شيخ ديوانه است، رهبري عمل ايشان را محكوم كرد.

همين آقاي ملنگ زاده در ماهواره اش شروع كرد به گريه كردن.

كسي كه به عائشه توهين مي كند، آقا گريه مي كند؛ ولي ما براي شهادت امام حسين و قطعه قطعه شدن امام حسين و شهادت با لب عطشان ايشان و عزيزان شان گريه مي كنيم، مي گويند: چرا شما گريه مي كنيد، اين بدعت است؛ ولي اگر به عائشه توهين مي شود، آقا گريه مي كند.

شما تا كي مي خواهيد سر مردم شيره بماليد و حقائق را نگوييد و گزينشي با قضايا برخورد كنيد؟

در آن شبكه مرتب مي گفتند: امام حسين به بهشت رفته است، ما بايد شادي كنيم، چرا گريه مي كنيم؟

اگر شما در روز قتل خليفه دوم و سوم شادي كرديد، آن وقت حق داريد بگوييد: ما به اين سنت عمل كرديم، چرا شما عمل نمي كنيد؟

ما به اهل سنت مشكلي نداريم، اهل سنت هم اين ها را قبول ندارند.

چند روز قبل يك آقايي از سنندج زنگ زده بود و گفت: محرم در كردستان خبري نيست و همه اين ها حرف است و سنندج همه اهل سنت هستند و تعدادي از اين شيعيان در ادارات هستند كه جرأت نمي كنند بيرون بيايند.

اين ها يك مقداري خجالت و حياء كنند و ببينند كه امروز سنندج و زاهدان در عزاداري نه تنها كمتر نبودند، از خيلي از شهرهاي شيعه نشين هم بهتر بودند.

پخش كليپ عزاداري سنندج و زاهدان

استاد قزويني:

جمعيت انبوه آن هم با آمدن باران در خيابان جمع شدند و براي آقا امام حسين سلام الله عليه عزاداري كردند و ما از صدا و سيماي جمهوري اسلامي و كردستان تشكر مي كنيم.

مردم امروز در زاهدان غوغا كردند.

بيننده آقا ابوذر از قزوين:

من شيعه هستم.

شب شام غريبان امام حسين عليه السلام را تسليت مي گويم.

من به همراه خانم خودم تقريبا ٥٠ روز در كربلا بوديم و نائب الزيارة شما بوديم.

به صورت ويژه به ياد شما بوديم.

چند روز پيش آقاي سجودي بود يا خدمتي بود كه شربت مگس خورده بودند يا مواد مصرف كرده بودند كه اين حرف ها را مي زدند، مي گفتند: امام حسين عليه السلام اگر مي دانستند كه اين بلاها اگر مي خواهد سرشان بيايد، پا به كربلا نمي گذاشتند.

چون ايشان خبر نداشتند اين اتفاق افتاد.

مجري:

اين هم از بي سوادي اين ها است؛ چون خطبه اي كه حضرت مي خوانند، از اول بسم الله تا آخر خط را مشخص مي كند.

بيننده:

من يك جواب كوچكي داشتم كه اگر نقص يا كم و كثري داشت، حضرت استاد درست كند.

پيشگويي هايي در اين مورد از لسان مبارك حضرت رسول و حضرت امير شده بود كه حضرت امير دستان حضرت ابالفضل را بوسيدند و حضرت رسول زير گلوي امام حسين را مي بوسيدند و پيشگويي هايي در اين مورد داشتند.

از اينجا مشخص مي شود كه نه ايشان؛ بلكه تمام اصحاب و كساني كه حضرات را درك كرده بودند، از اين قضيه خبر داشتند و مطلع بودند.

امام حسين كاملاً مطلع بود كه وارد چه صحنه اي مي شود و چه چيزي در انتظارش خواهد بود. من اسنادش را نمي دانم چيست.

اين دست استاد را مي بوسد كه اسنادش را مشخص كند كه دهان اين ها بسته شود.

در مورد عزاداري كه اين ها اين قدر دور عزاداري مي پيچند، يكي از فلسفه هاي عزاداري مي تواند اين باشد، اين را من به چشم خودم ديدم كه تقريبا شب عيد بود كه زائر بقيع بوديم، آنجا ديدم كه رفيق هايشان سر مقبره چهار امام معصوم داشتند انكار مي كردند و مي گفتند: سند قاطعي وجود ندارد كه اين ٤ نفر از ائمه شيعه باشند.

اين را من به چشم خودم ديدم.

من احساس مي كنم كه اگر ما سر قضيه عاشورا و فاطميه و ديگر قضايا كه شايد صلاح نباشد كه بگوييم، كوتاه بياييم، فردا اين ها تشكيك مي كنند و مي گويند: حضرت رسول اصلا نوه نداشتند.

اگر براي شما مقدور است، من نمي دانم كه الان در موردش صحبت شود، تشخيص آن با شما و اگر هم نيست در يك فرصت ديگر.

در مورد زيارت عاشورا كه سند آن و راوي آن و ترتيب خواندن آن و اين كه خوب است كه بخوانيم يا نخوانيم، مي خواستم يك مقداري براي ما صحبت كنيد.

به نظر من نسبت به زيارت عاشورا خيلي كم كاري مي شود؛ نه از طرف رسانه ها، از طرف مردم و حتي از طرف من.

استاد قزويني:

در رابطه با خبر شهادت امام حسين از نبي مكرم، ما اين را مفصل نقل كرديم؛ امام در رابطه با علم غيب كه آقايان مي گويند: از آينده خبر دادن خلاف قرآن است و خدا مي فرمايد:

وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هو

سوره انعام آيه ٥٩

اين دشمنان اهل بيت كتاب صحيح مسلم را نگاه كنند كه از حذيفه نقل مي كند:

أخبرني رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم بِمَا هو كَائِنٌ إلي أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ.

صحيح مسلم، ج ٤، ص ٢٢١٧

پيغمبر تا قيام قيامت، اين كه چه اتفاقي مي خواهد بيافتد به من خبر داد.

اگر پيغمبر علم غيب نمي داند از كجا خبر داد؟

آقاي حذيفه مي گويد:

فما منه شَيْءٌ إلا قد سَأَلْتُهُ إلا أَنِّي لم أَسْأَلْهُ ما يُخْرِجُ أَهْلَ الْمَدِينَةِ من الْمَدِينَةِ

صحيح مسلم، ج ٤، ص ٢٢١٧

هيچ چيزي تا قيام قيامت نبود مگر اين كه از پيغمبر سؤال كردم.

در حديث ديگري مي گويد:

صلي بِنَا رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم الْفَجْرَ وَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتي حَضَرَتْ الظُّهْرُ فَنَزَلَ فَصَلَّي ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتي حَضَرَتْ الْعَصْرُ ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّي ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حتي غَرَبَتْ الشَّمْسُ فَأَخْبَرَنَا بِمَا كان وَبِمَا هو كَائِنٌ فَأَعْلَمُنَا أَحْفَظُنَا.

صحيح مسلم، ج ٤، ص ٢٢١٧

پيغمبر نماز صبح را خواند و بالاي منبر رفت و تا اذان ظهر سخن گفت؛ يعني پيغمبر از اول طلوع آفتاب تا غروب آفتاب براي صحابه سخن گفت و پيغمبر از تمام گذشته و آينده براي ما خبر داد و هر كس علمش بالاتر بود و حافظه اش قوي تر بود بيشتر اين مطالب را گرفت.

اين كه در صحيح مسلم شما است.

آقايان گفته اند: بني اميه در صحيح مسلم دست نبرده اند.

در اين صحيح مسلم بني شيطان دست بردند؟

شايد ملائكه اين را نوشته اند؟

اين كه مي گويد: پيغمبر از تمام حوادث تا قيام قيامت خبر داده است.

اگر پيغمبر علم غيب نداشت چرا خبر داد؟

پيغمبري كه ما كان و ما هو كائن را خبر دارد، قطعاً مي دانست كه در جنگ احد شكست مي خورد، براي چه به جنگ احد رفت؟

پيغمبر مي دانست يا نمي دانست؟

اگر بگويي نمي دانست، بر خلاف اين روايت است و اگر نمي دانست از كجا براي مردم خبر مي داد؟

اگر مي دانست پس چه طور رفت؟

هر جوابي شما اينجا داديد ما هم مي دهيم.

البته براي اين ها سوره ياسين خواندن است.

ما اين ها را براي عزيزان اهل سنت يا براي شيعيان عرض مي كنيم.

ائمه عليهم السلام و نبي مكرم صلي الله عليه وآله، از تمام حقائق به اذن الله و آنچه را خدا مصلحت ببيند، به ما كان و به ما هو كائن خبر دارند؛ ولي اين ها موظف نيستند كه به علم غيب شان عمل كنند؛ بلكه اين ها در تكاليف همانند ديگران هستند.

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ

سوره كهف آيه ١١٠

فقط تفكيك مي كند به اين كه مي فرمايد:

يُوحَي إِلَيَّ

سوره كهف آيه ١١٠

نبي مكرم و ائمه عليهم السلام از همه چيز خبر دارند؛ ولي مكلف به عمل به علم غيب شان نيستند.

پيغمبر مي فرمايد:

إنما اقضي بينكم بالبينات والايمان.

الكافي، الشيخ الكليني، ج ٧، ص ٤١٤

من اگر بخواهم در ميان شما قضاوت كنم، با بينه و قسم قضاوت مي كنم.

اگر كسي گفت: فلاني پدرم را كشته و فلاني مال من را دزديده است، اگر دو شاهد آورد، من حكم مي كنم با اين كه مي دانم و عالم به ما كان و ما هو كائن هستم و به صحابه خبر دادم؛ ولي من در قضاوت هايم به هيچ وجه به علم غيبم عمل نمي كنم.

طبق دستور الهي و احكام، ائمه عليهم السلام و نبي گرامي، احكامي كه براي ما آمده است، براي آن ها هم همين احكام آمده است.

اگر در يك جا هدايت يك انساني بستگي داشته باشد كه پيغمبر يا امام از علم غيبش و يا از علم لدني اش و يا از ولايت تكويني اش استفاده كند، آنجا از اين ها استفاده مي كنند.

در رابطه با زيارت عاشورا، ما در سايت ولي عصر مفصل آورده ايم كه ٣ سند دارد و هر ٣ سند آن تصحيح كرديم.

عزيزان به سايت ولي عصر مراجعه كنند كه هر چه در رابطه با زيارت عاشورا گفتني است، ما گفته ايم.

بيننده احمد زاده از بانه از اهل سنت:

چند شب پيش كه برنامه حبل المتين بود، حاج آقا روايتي آوردند كه پيامبر براي عزيزان و نزديكان خود گريه كردند.

روايتي كه آوردند؛ مثلا براي حضرت ابو طالب در زير تابوت ايشان اشك مي ريخت يا بعد از شهادت حضرت حمزه حضرت گريه كردند يا براي فوت ابراهيم گريه كردند و همه روايات را از كتب اهل سنت آوردند.

اين كه حاج آقا با دليل صحبت مي كنند و آدرس ها را مي دهند، اين كار خوبي است.

حاج آقا مي دانند كه اهل سنت با گريه و اشك ريختن آن هم در زمان وقوع حادثه مخالفتي ندارد.

عمل گريه پيامبر هم زمان وقوع حادثه بوده است.

فكر نمي كنم كه دلائلي كه حاج آقا آورده بودند خودشان را هم قانع كرده باشد.

حاج آقا بايد لطف كنند و دليل بياورند كه در فلان كتاب روايت شده است كه پيامبر در سالگردهاي عزيزانش عزاداري كرده اند؛ مثلا دليل بياورند كه بعد از يك سال از وفات حضرت حمزه، پيامبر در كوچه هاي مدينه عزاداري راه انداختند يا حضرت حسن و حسين براي شهادت پدر بزرگوارشان، حضرت علي در سالگردها عزاداري راه انداختند.

حاج آقا بايد از اين دست دليل بياورد.

استاد قزويني:

اين كه نبي مكرم بعد از گذشتن نزديك ٥٠ سال بالاي قبر مادر بزرگوارشان گريه و فزع مي كنند، اين را چه مي گوييد؟

نبي مكرم ٦ ساله بوده است كه مادرشان را از دست داده اند.

در قضيه فتح مكه پيامبر ٦٠ ساله بوده است كه يعني ٥٤ سال قبل مادرشان از دنيا رفته است و ايشان بعد از ٥٤ سال بالاي قبر مادرشان گريه مي كنند.

بيننده:

اين كاري كه پيامبر انجام داده است عزاداري نيست.

استاد قزويني:

اگر عزاداري نيست پس چيست؟

مي گويد: پيغمبر به قدري گريه كرد:

فقد أبكانا وأفزعنا.

المستدرك علي الصحيحين، ج ٢، ص ٣٦٦

پيغمبر بي تابي كرد.

من روايات را از صحيح مسلم براي شما خواندم.

بيننده:

مي دانم كه در صحيح مسلم است.

اين كاري كه پيامبر سر مزار مادرش انجام داده است، عزاداري نيست.

استاد قزويني:

پس اسم اين چيست؟

بيننده:

براي پيامبري كه در ٦ سالگي مادرش را از دست داده است و حالا كه مكه فتح شده و به سر مزار مادرش رفته است و گريه كرده است، اين عزاداري نيست.

استاد قزويني:

مردم بايد قضاوت كنند. عزاداري هست يا عزاداري نيست، آن مربوط به مردم است.

مجوز گريه است؛ چون بعد از ٥٤ سال بالاي قبرشان گريه مي كند؛ آن هم كه مظلوم و عطشان كشته نشده است؛ بلكه به مرگ طبيعي از دنيا رفته است.

بيننده:

دليل براي ما بياوريد كه حضرت حسن و حسين و حضرت علي در سالگردهاي عزيزان شان عزاداري كردند.

استاد قزويني:

پيغمبر اكرم فرمود:

حمزة لا بواكي له

شرح كتاب السير الكبير، ج ١، ص ١٠٨ و مسند أحمد بن حنبل، ج ٢، ص ٤٠

حمزه گريه كن ندارد.

بعد از او ابن كثير دمشقي كه متوفاي ٧٧٤ است، اين را از مسند احمد نقل مي كند كه احمد متوفاي ٢٤١ است نقل مي كند و مي گويد:

وهذا علي شرط مسلم

البداية والنهاية، ج ٤، ص ٤٨

اين روايت شرط صحيح مسلم را دارد.

مي گويد: زنان انصار تا ٣ قرن هرگاه عزيزي از آن ها از دنيا مي رفت، اول براي حمزه گريه و عزاداري مي كردند و بعد براي عزيزشان گريه مي كردند.

اگر اين كار، كار زشت و بدعت است، چرا صحابه نهي نكردند؟ چرا تابعين نهي نكردند؟

احمد بن حنبل امام حنابله است، وقتي اين روايت را نقل مي كند، نمي گويد: اين زنان انصار كار بدعتي انجام دادند.

ابن كثير دمشقي وقتي مي گويد: اين روايت شرط صحيح مسلم دارد، اشكال سندي و دلالي نمي كند. شما اين را چه طور توجيه مي كنيد؟

بيننده:

شما به اين نكته رسيديد كه پيامبر براي حضرت حمزه و ابو طالب و جعفر عزاداري كرده است.

استاد قزويني:

حاشيه نرو. من گفتم: آقاي احمد بن حنبل كه متوفاي ٢٤١ است، به فرض ٢٠ سال قبل از فوتش اين كتاب را نوشته باشد، يعني ٢١٥ سال بعد از شهادت حمزه در ميان مسلمان ها عزاداري براي حمزه بوده است و پيغمبر هم فرمود:

قَالَ النَّبِيّ صلي الله عليه وسلم خَيْرُ الْقٌرُونِ قَرْنِي ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ.

شرح صحيح البخاري لابن بطال، ج ٦، ص ١٥٥ و البداية والنهاية، ج ٦، ص ٢٥٢

در اين سه قرن طلائي براي حمزه عزاداري مي كردند.

بيننده:

شما خودتان اين عمل را قبول داري؟

استاد قزويني:

شما گفتي براي من دليل بياور، من هم براي شما دليل آوردم.

بيننده:

سؤال براي من پيش مي آيد.

استاد قزويني:

اين عزاداري بود يا نه؟

بيننده:

اگر اين طوري باشد كه شما مي گوييد: عزاداري بود.

استاد قزويني:

من نمي گويم برادرم، من آدرس دادم عزيز من. وقتي زنگ مي زنيد، يك مقداري دقت كنيد كه وقتي دليل مي آورند، بزرگواري كنيد و در برابر دليل مقاومت نكنيد.

مجري:

قبول داريد كه به امام حسين در روز عاشورا ظلم شده است؟

بيننده:

بله، اهل سنت يزيد را قبول ندارند.

مجري:

لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا.

سوره نساء آيه ١٤٨

اشكال دارد ما براي امام حسيني كه به مظلوميت كشته شده و به او ظلم شده است، جهر به قول مي كنيم و آه و ناله مي كنيم به خاطر ظلمي كه شده؟

اين هم مبناي قرآني است.

بيننده:

اشكالي ندارد، اين سؤال براي بنده پيش آمده است.

حضرت محمد براي حضرت جعفر و حمزه عزاداري كردند، اين سؤال براي من پيش مي آيد.

مجري:

از جهت قرآن هم مشكلي ندارد؛ چون شما خودتان قبول داريد كه به امام حسين ظلم شده است.

بيننده:

اين سؤال براي من پيش مي آيد.

شيعه مي گويد: تابع علي هستيم، اگر تابع علي هستند بايد تابع پيامبر هم باشند.

شيعه در ايام وفات اين بزرگواران عزاداري نمي كند تا اين سنت پيامبر را اجرا كند؟

استاد قزويني:

شهادت چه كسي؟

بيننده:

مثلا شهادت حضرت حمزه و جعفر طيار.

استاد قزويني:

روز شهادت حضرت حمزه و روز احد، معمولا اين قضايا را مطرح مي كنيم.

مجري:

من خودم چندين بار تسليت گفتم، بله مثل امام حسين گرفته نمي شود.

استاد قزويني:

امام حسين قضيه اش جدا است.

اين ها آيه تطهير در موردشان نازل شده است و اهل بيت پيامبر هستند و ائمه عليهم السلام به ما دستور دادند كه اگر مي خواهيد گريه كنيد براي حسين گريه و عزاداري كنيد و سخن اهل بيت براي ما عين سخن پيغمبر است و فرقي نمي كند.

اگر از ديدگاه ما مي گوييد، ما روايات متعددي داريم و بخشي از اين ها را نقل كرديم.

از خود حضرت علي و امام صادق و امام كاظم و امام رضا سلام الله عليهم، همه به ما دستور دادند كه عزاداري براي امام حسين كنيم.

امام رضا مستشهد ٢٠٢ هجري است كه در حقيقت ١٤٠ سال بعد از شهادت امام حسين بوده است، ايشان مجلس عزا مي گيرد و دعبل روضه خواني مي كند و آن شعر معروف را مي خواند:

أفاطم لو خلت الحسين مجدلا وقد مات عطشانا بشط فرات

بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج ٤٥، ص ٢٥٧

حضرت رضا سلام الله عليه به ايشان صله مي دهد.

امام باقر مي فرمايد: ١٠ سال روي قبر من عزاداري كنيد.

حضرت يعقوب، هشتاد سال در فراق يوسف گريه مي كند.

اين را ما مفصل نقل كرديم.

بيننده:

قضيه حضرت يعقوب عزاداري نيست.

استاد قزويني:

اگر يك عزيزي مثلا در جبهه ها مفقود شده است، يك ماه يا دو ماه يا سه ماه گريه مي كنند و اين قضيه سرد مي شود و تمام مي شود؛ ولي حضرت يعقوب در عبارتي كه از كتب شما آورديم مثل الكشاف زمخشري كه در جلد ٢ صفحه ٣٣٩ مي گويد: حضرت يعقوب ٨٠ سال در فراق يوسف گريه كرد.

قرآن هم مي فرمايد:

وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ

سوره يوسف آيه ٨٤

چشم هايش از شدت گريه سفيد شد.

به قول امروزي ها مي گويند: آب مرواريد گرفت، اين منطق قرآن است برادر من.

شما از اهل بيت جدا شده ايد و براي تان خيلي مهم نيست، بر شيعه نبايد ايراد بگيريد.

الان همين عزاداري ها به تعبير امام رضوان الله تعالي عليه، اين عزاداري ها است كه اسلام را زنده نگه داشته است.

ان شاء الله شب جمعه يا شب چهارشنبه، صحبت مي كنيم كه چرا عاشورا تأسيس شده است و تأثير عاشورا در احياء دين چه بوده است؟

ما اين را از منابع اهل سنت مي خوانيم.

عزيزان يك مقدار تلنگري به عقل و فكر مبارك شان بزنند كه يك مقداري ببينند كه امام حسين چه كرده است كه وقتي يك مسيحي مي گويد: اگر امام حسين از ما مسيحي ها بود، در هر شهر و كوچه و خيابان و روستايي، پرچمي به نام حسين مي زديم و مردم را با نام امام حسين به طرف مسيحيت دعوت مي كرديم.

بيننده آقاي حيدري از شيراز:

السلام عليك يا ابا عبد الله السلام عليك يا ابالفضل العباس

عرض تسليت و تعزيت دارم به مناسبت ايام عزاداري و سوگواري سرور و سالار شهيدان به ساحت مقدس حضرت ولي عصر عج الله تعالي فرجه.

يا كاشف الكرب عن وجه الحسين عليه السلام، اكشف كروبنا بحق أخيك الحسين عليه السلام

تشكر مي كنم از شما به خاطر مجاهدت و تلاش هايي كه در زمينه احياي دين خدا و دفاع از اهل بيت مظلوم رسول الله به كار مي بريد، از شما تشكر ويژه داريم و اميدواريم كه خداوند اين اجر و پاداش عظيم براي شما در نظر بگيرد.

در جواب اين برادرمان احمد زاده كه دنبال بدعت مي گردند، خوب است كه ايشان توجه مي كردند كه پادشاهي يزيد، آيا بدعت نبود؟

بدعت از كجا شروع شد؟

شما كه عزاداري را به عنوان بدعت تلقي مي كنيد، نظام پادشاهي كه جانشيني پيامبر خدا را غصب كردند و سيره نبوي و سيره علوي را به انحراف كشاندند، از سقيفه شروع شد.

عقبه سقيفه در كربلا اگر نمودار نمي شد و اگر امام حسين به شهادت نمي رسيد و اگر اين واقعه جانگداز و جانسوز اتفاق نمي افتاد، الان نه اثري از دين بود و نه از كتاب و نه از سني و نه از شيعه.

درسته كه ايام، ايام سوگواري است؛ ولي بايد من به شما تبريك بگويم كه آقايان را وادار به عقب نشيني كرديد.

من مي خواهم به آن شبكه ها ياد بگيرند كه نحوه وقت دادن و صحبت كردن با طرف مخالف چگونه است.

من مي خواستم به اثبات برسانم كه اين ها نه تنها مسلمان نيستند؛ بلكه وهابي هستند.

دقيقا مي توانم بگويم: كه اين تريبوني كه در اختيار اين ها است و بسياري از شبكه ها كه متصل هستند به اين شبكه، از طريق پول كليه مسلمين اعم از شيعه و سني تهيه مي شود و در اختيار اين ها گذاشته مي شود.

استاد قزويني:

من از بينندگان عزيز كه زنگ مي زنند خواهش مي كنم كه واژه آيت الله العظمي را نگويند، من از اين واژه ناراحت مي شوم.

لطف كنند اين واژه را به كار نبرند؛ چون مراتب بايد نسبت به آقايان مراجع بايد حفظ شود.

ما فقط به مراجع عظام تقليد كه صاحب رساله هستند و مقلد دارند، نسبت به اين ها آيت الله العظمي تعبير مي كنيم.

اين تعبير كه مي آيد، من واقعا روحاً ناراحت مي شوم؛ چون من بارها گفته ام: درست است كه ٢٥ سال است گواهي اجتهاد داريم و بر عروه مطالبي هم نوشته ايم و مقلد هم نيستيم؛ ولي نسبت به مراجع عظام تقليد، همواره دست شان را مي بوسم و به اين بوسه هم افتخار مي كنم.

ما بايد آن حرمت مراجع عظام مان را حفظ كنيم.

اين بحثي هم كه داشتند نسبت به بدعت، نكات قشنگي را ايشان گفتند.

اگر واقعاً اين آقايان دنبال بدعت مي گردند، در همان صحيح بخاري و مسلم كه جناب خليفه در رابطه با تراويح مي گويد:

نِعْمَ الْبِدْعَةُ هذه.

صحيح البخاري، ج ٢، ص ٧٠٧

اگر دنبال بدعت مي گردند، آنجا را بروند درست كنند.

لازم نيست براي شيعيان تعيين تكليف كنند.

شيعه همواره در طول تاريخ با عزاداري آقا امام حسين زنده بوده است و اسلام را مرهون اين عزاداري ها مي داند؛ حتي اگر خودشان و زن و بچه آن ها قطعه قطعه شوند، از اين عزاداري ها دست برنمي دارند.

هرچه دشمنان اهل بيت بيشتر در اين زمينه تلاش مذبوحانه كنند، يقينا شيعه ها اين مراسم را با شكوه تر انجام مي دهند و خون شيعه بيش از گذشته به جوش مي آيد.

پايان