سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٦٢ - شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن

شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن

کد مطلب: ٥٢٩٤ تاریخ انتشار: ٢٧ آذر ١٣٩٠ تعداد بازدید: ١٦٦٩ سخنراني ها » شبکه ولايت شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
حبل المتين ٩٠/٠٩/٢٧

لينک دانلود
    بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ ٩٠/٠٩/٢٧

مجري:

اگر خاطر شريف حضرت عالي و بينندگان عزيز باشد سلسله مباحثي كه در ايام محرم تقديم شما عزيزان شد پيرامون مباحثي بود و شبهاتي بود كه آقايان وهابيها در شبكه هايشان در بوق و كرنا مي كنند و خيلي براي ما خيلي عجيب و واقعا تعجب آور بود. ديگر فضاحت از اين بيشتر نمي شود اين قضيه دفاع از يزيد بود يزيدي كه مورد لعن و نفرين پيغمبر و اهل بيت و حتي علماي اهل سنت است اين يزيدي كه شرب الخمر و زنا و تمام جنايتها در پرونده اعمالش هست ، متأسفانه بعد از ١٤٠٠ سال از چنين فردي دفاع مي كنند. براي برادران اهل سنت هم جاي تعجب است كه چرا اين شبكه هاي وهابي دفاع مي كنند؟ لطف بفرماييد اين سلسله مباحث را يك مقداري توضيح بدهيد شايد بعضي از بينندگان عزيز ما تازه پاي گيرنده نشسته اند و اصلا مباحث را پيگيري نكرده باشند خلاصه اي از مطالب گذشته بفرماييد تا ان شاء الله سلسله بحث ادامه پيدا بكند.

استاد حسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم

ما در يك يا دو جلسه قبل درباره يزيد و شرب خمر و جنايات او و لعن و نفرين او توسط علماي اهل سنت بحثي داشتيم ولي متأسفانه يكي از عزيزان اهل سنت در جلسه گذشته زنگ زده بودند و مي گفتند نه شبكه وهابي از يزيد دفاع كرده است و نه يزيد دستور قتل امام حسين را صادر كرده است! والله من گمان مي كنم فارسي و خيلي واضح و روشن حرف مي زديم. حالا اين آقايان يا توجه نمي كنند يا دقت نمي كنند يا حواسشان جاي ديگر است! ما كليپ اين شبكه وهابي يا ناصبي را پخش كرديم كه با صراحت مي گويد اصلا يزيد دستور قتل نداده است! و خوشحال هم نشد بلكه وقتي قضيه شهادت امام حسين را شنيد خيلي ناراحت شد! دستور عزاداري داد! حتي اينها با كمال وقاحت مي گويند اولين كسي كه براي امام حسين عزاداري كرد يزيد بوده! يعني عزاداري را هم حتي زير سوال مي برند با اين وقاحت. كليپش را پخش كرديم و عرض كرديم در كتابهاي معتبر اهل سنت و بزرگانشان مثل آقاي ذهبي و ديگران به صراحت گفته اند كه يزيد دستور قتل امام حسين سلام الله عليه را صادر كرده است. از فتوح ابن اعثم ج ٥ ص ١٨ نقل كرديم كه يزيد به والي مدينه دستور مي دهد

وليكن مع جوابك اليّ رأس الحسين بن علي.

با نامه اي كه براي من مي خواهي پاسخ بدهي سر امام حسين هم ضميمه اين نامه باشد.

خود ذهبي كه از استوانه هاي علمي آنهاست به صراحت مي گويد:

يزيد كان ناصبيا.

اين ناصبي بوده. شراب مي خورده.

إفتتح دولته بمقتل الحسين

اصلا آغاز دولت يزيد با شهادت امام حسين شروع شد.

سير اعلام النبلاء ج ٤ ص ٣٧

در ج ٣ ص ٣٠٥ در نامه اي كه به عبيد الله بن زياد مي نويسد، به كشتن امام حسين دستور مي دهد و بعد از دستور

فقتله ابن زياد و بعث برأسه إليه.

ابن زياد به دستور يزيد امام حسين را شهيد كرد و سر مطهرش را براي يزيد فرستاد.

آقايان مراجعه كنند اين كتاب سير اعلام النبلا از كتابهاي مشهور است من گمان نمي كنم هيچ عالم سني باشد كه اين كتاب را نداشته باشد يا كتابخانه اي از اهل سنت از كتاب سير اعلام النبلاي ذهبي خالي باشد. كتابهاي تاريخ اسلام ذهبي ج ٥ ص ١٠ و البدايه و النهايه آقاي ابن كثير دمشقي ج ٨ ص ١٦٥ نيز اين مطلب را نقل كرده اند.

ابن اثير در الكامل ج ٣ ص ٤٧٤، صراحت دارد كه عبيدالله بن زياد گفت:

أما قتلي الحسين فإنه أشار علي يزيد بقتله أو قتلي فاخترت قتله.

يزيد به من گفت يا بايد امام حسين را بكشي يا خودت را مي كشم. من براي اينكه خودم كشته نشوم قتل امام حسين را انتخاب كردم.

و همچنين خوشحالي يزيد بن معاويه لعين خبيث بر شهادت امام حسين در كتابهايي مثل سير اعلام النبلاء، ج ٣ ص ٣١٧، و تاريخ الخلفا سيوطي ج ١ ص ٢٠٨، اينگونه تصريح شده است كه وقتي عبيدالله بن زياد سرهاي مطهر امام حسين و ديگر شهدا را به شام فرستاد، وقتي يزيد چشمش به سرهاي بريده افتاد

فسرً بقتلهم أولا.

خوشحال شد.

و بعد ديد كه مردم ناراحت هستند و او را سبً و لعنت مي كنند و دشمنش مي دارند شروع كرد اظهار ندامت كردن. حتي خود ابن اثير جزري در كتاب الكامل في التاريخ، ج ٤ ص ٨٧، مي گويد وقتي سر مطهر امام حسين به شام آمد يزيد خوشحال شد و به عبيدالله بن زياد صله و هدايايي داد.

و سرّه ما فعل ثمّ لم يلبث إلاّ يسيراً حتي بلغه بغض الناس له ولعنهم وسبّهم ، فندم علي قتل الحسين.

از كار عبيدالله بن زياد اظهار شادماني كرد. بعد از مدتي ديد كه مردم نسبت به يزيد همه او را دشمن مي دارند همه او را لعن مي كنند و فحشش مي دهند. اينجا ديگر اظهار ندامت كرد.

يا قضيه چوب زدن بر لبهاي حضرت سيد الشهدا سلام الله عليه كه اصلا نقلش براي من درد آور است. خود ابن جوزي كه از بزرگان مشهور اهل سنت است كتابي دارد به نام:

الرد علي المتعصّب العنيد المانع من ذمّ يزيد

ابو بكر ابن عربي از يزيد دفاع كرده به همين خاطر ابن جوزي در ردّ او كتاب مستقلي نوشته است. ابن جوزي در ص ٥٨ اين كتاب صراحت دارد كه وقتي يزيد لعين -كه واقعا اگر خدا بالاتر از لعن و بالاتر از عذاب در تحت قدرتش است بايد يزيد را به آن عذاب كند و به آن لعن كند و به آن گرفتارش كند- مي گويد وقتي كه سر مطهر امام حسين را جلويش ديد.

وضع رأس الحسين بين يدي يزيد

و ابوبرزه از اصحاب پيغمبر هم آنجا بود ديد كه دارد با چوب بر دهان و دندان امام حسين مي زند، ابوبرزه فرياد برآورد:

إرفع عصاك.

چوب را از لب و دندان حسين بردار.

والله من ديدم لبهاي پيغمبر بر اين دهان بوسه مي زد. اين مطلب را كامل ابن اثير ج ٤ ص ٨٥، تاريخ طبري ج ٤ ص ٣٥٦، نقل كرده اند. ابو الفرج اصفهاني در مقاتل الطالبيين ص ٨٠ بر مبناي نرم افزار مكتبه اهل بيت و در ج ١ ص ٣٤، بر مبناي نرم افزار الجامع الكبير، صراحت دارد كه:

وضع الرأس بين يدي يزيد لعنه الله في طست فجعل ينكته علي ثناياه بالقضيب.

در داخل تشتي سر مطهر امام حسين را گذاشتند اين خبيث لعين با چوب خيزران بر لبهاي آقا امام حسين سلام الله عليه مي زد.

اين قضايايي است كه در كتابهاي اهل سنت آمده است. ما مي گوييم واقعا با اين پرونده، خدا او را لعنت كند. خدا ناصرينش را لعنت كند. محبينش را لعنت كند و مدافعينش را هم لعنت كند. همانطوري كه مطالبي را از خود آقاي آلوسي در اين زمينه بطور مفصل نقل كرديم. اين در حقيقت خلاصه اي از بحث گذشته بود.

مجري:

يكي از شبهاتي كه پيرامون عزاداري امام حسين كه اين ايام توسط آقايان وهابيها خيلي بازارش داغ بود ، قضيه سياه پوشي براي عزاداري امام حسين عليه السلام بود كه مي گفتند از بدعتهاي شيعيان است و اصلا در اسلام نبوده است. حال سوال اين است كه آيا واقعا در صدر اسلام حضرت رسول صلي الله عليه وآله وسلم در مرگ يا شهادت صحابه سوگواري مي كردند يا نه؟ يا اصلا خود صحابه در رحلت حضرت رسول آيا سياه پوشيدند؟ نپوشيدند؟ اينها را لطف كنيد بيان كنيد كه مشخص بشود كه آيا سياه پوشي ما درست است يا نيست؟

استاد حسيني قزويني:

عزيزاني كه در اين ١٠ يا ١٥ روز اين شبكه هاي نواصب را ديدند، مي گفتند: شايد بيش از ٢٠ مورد اينها گفته اند كه اين سياه پوشيدنها همه بدعت است و اينها گناه و معصيت است. يك سري روايات هم از كتابهاي شيعه نمايش مي دهند و بعد مي گويند نه تنها مردم عوام مي پوشند علما هم خودشان سياه مي پوشند، خودشان اين بدعت را احيا مي كنند. خودشان اين لباس فرعون اهل نار را مي پوشند.

حال آيا واقعا پيغمبر اكرم دستور سياه پوشي داده است يا نه؟ در رابطه با شهادت حضرت حمزه سيدالشهداء سلام الله عليه كه در جنگ احد مظلومانه شهيد شد و مثله شد، زمخشري كه از ادبا و مفسرين مشهور قرن ٥ و ٦ هجري است، مي گويد:

بكت بنت أم سلمة علي حمزه رضي الله عنهما ثلاثة أيام و تسلّبت.

در شهادت حضرت حمزه سيدالشهدا ، دختر ام سلمه هم عزاداري كرد و هم ٣ شبانه روز لباس سياه پوشيد.

الفائق في غريب الحديث

ج ٢ ص ١٩٢، تحقيق علي محمد بجاوي، دار الفكر بيروت سال چاپش هم ١٣٩٩ هجري و ١٩٧٩ ميلادي.

ابن منظور هم در لسان العرب ج ١٥ ص ٣٢٨ در ماده (سلب) تصريح مي كند كه:

في الحديث ان أم سلمه تسلّبت علي حمزة ثلاثة أيام.

٣ روز عزاداري كرد و لباس سياه پوشيد.

آقاي زبيدي از بزرگان لغت نويس اهل سنت است در ماده (سلب) مي گويد:

السلاب خرقة سوداء تلبسه الثكلي.

سلاب لباس سياهي است كه مصيبت زده مي پوشد.

تاج العروس ج ٢ ص ٨٣، پس اين يك نمونه كه دختر ام سلمه در شهادت حضرت حمزه سيدالشهدا سه روز عزاداري كرد و لباس سياه پوشيد. صحابه و نبي مكرم هم شاهد بودند. درباره جعفر طيّار سلام الله عليه كه خداي عالم به او در بهشت ٢ بال خواهد داد، در كتاب غريب الحديث ج١ ص٤٩٠ و النهايه في غريب الحديث آقاي ابن اثير ج٢ ص٣٧٨ آمده است كه پيغمبر اكرم به اسماء بنت عميس دستور فرمود:

تسلبي ثلاثا.

٣ شبانه روز لباس سياه بپوش.

اين ديگر دستور پيغمبر است. آقاي ابن جوزي در غريب الحديث دارد كه

السلب الثياب السود. تسلبت و سلبت.

يعني لباس سياه پوشيد.

تسلبي ثلاثا ثم اصنعي ما شئت.

٣ شبانه روز لباس سياه بپوش

اگر واقعا لباس سياه بدعت است چرا پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله به پوشيدن آن دستور مي دهد؟! نمي دانم اين آقايان بدعت را از كجا درآورده اند ؟! همينطوري مثل محمد بن عبد الوهاب چشمش به هر چه مي افتاد مي گفت اين بدعت است چپ بدعت است! راست بدعت است! گويا تنها چيزي كه بدعت نبوده وجود آقاي محمد بن عبد الوهاب بوده! اين قضايا كاملا واضح و روشن است كه پيغمبر اكرم دستور مي دهد براي پوشيدن لباس سياه و معمولا هم در كتابهاي لغت آن مطالب و رواياتي مي آيد كه در جامعه فرهنگ شده باشد و تمام قنطره هاي علم رجال و حديث را گذرانده باشد. در رابطه با سوال اخير حضرتعالي نسبت به رحلت يا شهادت نبي مكرم من آنچه كه در ذهنم است روايتي از حسّان بن ثابت انصاري شاعر مشهور عصر نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم است كه وقتي آن حضرت از دنيا رفتند، آمد اين شعر را در كنار قبر نبي مكرم صلي الله عليه وآله سرود:

يا أفضل الناس إني كنت في نهرأصبحت منه كمثل المفرد الصادي

اي رسول گرامي! اي بهترين خلق خدا! من در يك دنياي وسيع در يك رودخانه و درياي وسيعي بودم الان در فقدان تو همانند يك انسان تنها و تشنه نشسته ام.

و امسي نساوك عطلن البيوت فأما يضربن خلف قفا ستر بأوتاد

اي پيغمبر خدا زنان تو خانه ها را به حال خود رها كرده اند و ميخي به ديوار نمي زنند.

اشاره به اينكه ديگر هيچ حركتي ندارند، غذايي نمي پزند و كاري نمي كنند. پخت و پز و غيره در خانه هاي زنها نيست.

مثل الرواهب يلبسن المسوح و قد أيقن بالبوس بعد النعمه البادي

همانند راهبه ها لباس مسوح مي پوشند اينها همانند زنان راهبه و كشيشها جامه هاي تيره و كبود مي پوشند.

آقايان مراجعه كنند كتابهاي لغت

المسوح

به معناي لباس تيره و كبود است. كتابي اخيرا چاپ شده است به نام ديوان حسان بن ثابت با شرح و مقدمه آقاي عبدالله محنا، در صفحه ٦٧، نقل كرده است. آقاي ابن سعد متوفي ٢٣٠ در كتاب الطبقات الكبري چاپ بيروت سال ١٣٧٦ هجري و ١٩٥٧ ميلادي، همين قضيه را مفصل در ج٢ ص٣٢١ نقل مي كند. اين مسئله كاملا واضح و روشن است كه در عزا و سوگ نبي گرامي طبق عبارتي كه حسان بن ثابت دارد زنها لباس تيره پوشيده بودند. ديگر از اين واضحتر؟! از اين روشنتر؟! اگر بدعت است! پس بدعت از زمان پيغمبر به دستور پيغمبر است و اگر بدعت نيست ، شما چرا مي گوييد بدعت است ؟ خود ابن تيميه مي گويد:

كل شي لك حلال، كل شي لك مباح.

در همه جا است مگر اين كه يقين كنيد اين حرام است يا مكروه است، شما يك روايتي بفرماييد از پيغمبر آمده كه اگر كسي در عزاي عزيزش لباس سياه بپوشد حرام است، اين را بفرماييد به ما، حالا آن رواياتي كه از منابع شيعه آورده اند مفصّل جواب خواهم داد.

مجري:

خيلي ممنون، يك مقدار بحث را ببريم جلوتر در زمان حضرت امير عليه السلام و امام حسن عليه السلام قضيه چطور بوده؟ آيا آنجا هم اصلا بحث سياه پوشي داشته ايم يا نه؟

استاد حسيني قزويني:

اين آقايان بايد به ما جواب بدهند. من عبارتي را از سير اعلام النبلا نقل مي كنم توپ را مي اندازيم در زمين اين آقايان، سير اعلام النبلاء ج ٣ ص ٢٦٧، آنجا از آقاي ابو رزين نقل مي كند:

بعد از شهادت امير المومنين سلام الله عليه كه همان روزي كه حضرت را دفن كردند حضرت امام مجتبي در مسجد سخنراني كرد

خطبنا الحسن بن علي و عليه ثياب سود و عمامه سوداء.

امام مجتبي در عزاي پدرشان لباس سياه پوشيده بود و عمامه سياه هم بر سر كرده بود. اين را هم از بحار و ديگر كتابهاي شيعه نمي گوييم بلكه از سير اعلام النبلاء ذهبي ج ٣ ص ٢٦٧ نقل مي كنيم. جالب اين است كه ابن كثير دمشقي سلفي كه مورد تأييد آقايان هم هست در كتاب البدايه و النهايه كه از كتابهاي زيباي اهل سنت است ج٨ ص٤٧ -بر مبناي نرم افزار مكتبه اهل بيت- در رابطه با شهادت امام مجتبي مي گويند آقا امام مجتبي را چندين بار زهر دادند و حضرت از اين زهرها خلاصي پيدا كرد، تا آخرين مرتبه اي كه به امام مجتبي آن هم به دستور معاويه سم دادند اين سم به قدري قوي بود كه كبد آقا امام مجتبي را پاره پاره كرد

لما مات أقام نساء بني هاشم عليه النوح شهرا.

بعد از شهادت امام مجتبي زنان بني هاشم يك ماه عزاداري كردند نوحه سرائي كردند.

بعد ايشان از عايشه نقل مي كند:

قالت حد نساء بني هاشم علي الحسن بن علي سنة

زنان بني هاشم در عزاي آقا امام مجتبي سلام الله عليه يك سال لباس سياه پوشيدند.

همين قضيه را آقاي حاكم نيشابوري در مستدرك ج٣ ص١٧٣ و آقاي ابن عساكر در تاريخ مدينه دمشق ج١٣ ص٢٩٥ نقل مي كند. اما كلمه

حداد

كه عرض كرديم لباس سياه است. از بزرگان شيعه آقاي طريحي در مجمع البحرين ج١ ص٤٧٣ مي گويد:

حدت المرأه علي زوجها

يعني يك زني در عزاي همسرش حد كرد.

حداد يعني چه؟ يعني

لبس ثياب الحزن.

لباس عزا پوشيد.

در لسان العرب ج٣ ص١٤٣ نيز همين تعبير را دارد. در تاج العروس ج ٤ ص ٤١٣، مي گويد فلاني كه حداد كرد در زوجش يا در فرزندش، معنايش چيست؟

إذا حزنت عليه و لبست ثياب الحزن.

لباس حزن پوشيد.

همين تعبير را در حاشيه مجمع الزوائد هيثمي ج٣ ص١٧ به اين شكل مطرح كردند. پس در عزاي امام مجتبي يك سال زنان بني هاشم حداد داشتند يعني لباس عزا به تن كرده بودند. لباس عزا هم همه مي دانند در تمام اقوام و ملل و اديان نماد عزا، لباس سياه است. كسي در عزا لباس قرمز و سبز و آبي و بنفش نمي پوشد.

مجري:

خيلي ممنون. در زمان حضرت سيدالشهدا عليه السلام قضيه چطور بوده است؟

استاد حسيني قزويني:

در آنجا روايات صحيح داريم در منابع شيعه كه مرحوم برقي رضوان الله تعالي عليه متوفي ٢٧٨ يا ٢٧٩ هجري است، معاصر با امام هادي و امام عسگري بوده، كتابي دارد به نام المحاسن در صفحه ٤٢٠ حديث ١٩٥ نقل مي كند. مرحوم شيخ حر عاملي هم در وسائل الشيعه ج ٣ ص ٢٣٨ حديث ٣٥٠٨، اين روايت را مي آورد روايت از نظر سندي هم كاملا معتبر است. از آقا امام سجاد سلام الله عليه نقل مي شود:

لما قتل الحسين بن علي لبسن نساء بني هاشم السواد و المسوح و كن لا يشتكين من حر و لا برد و كان علي بن الحسين يعمل لهن الطعام للمأتم.

وقتي كه امام حسين شهيد شد زنان بني هاشم لباس سياه و عزا پوشيدند. لباس سياه پوشيده بودند زمستان و تابستان اين لباس تنشان بود، نه در برابر گرما احساس ناراحتي مي كردند و نه در برابر سرما. آقا امام سجاد هم براي آنها غذاي مخصوص عزاداري تهيه مي كردند.

اين هم كاملا درست است. اگر شيعه مي آيد در عزاي امام حسين مي خواهد لباس عزا بپوشد اين سيره و دستور ائمه عليهم السلام است و احتياجي به فضولي ديگران ندارد.

مجري:

خيلي ممنون براي ما روشن كرديد ممنون هستيم. به هر صورت مشخص شد كه قضيه سياه پوشي چيست و بوق و كرناي آقايان وهابي هم قضاوتش با شما عزيزان.

جناب استاد: مباحث را فرموديد ولي حالا مي خواهم بحث را طور ديگري هم مطرح بكنم. آقايان يك ذره زحمت كشيده اند، رفته اند مطالعه كرده اند و يك سري احاديث را براي ما از كتب شيعه در آورده اند كه مبني بر حرمت پوشيدن لباس سياه است و اينكه هر كسي كه لباس سياه بپوشد اهل آتش جهنم است. لطف كنيد درباره اين احاديث براي ما توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

عزيزان در سند اين حديث ملاحظه مي فرمايند ابو علي الأشعري همان احمد بن ادريس از مشايخ كليني و ثقه است.

عن بعض أصحابه

اينجا روايت مرسل مي شود، قطع شد.

محمد بن سنان، مرحوم آيت الله العظمي خوئي در ترجمه شان از ابن غضائري و شيخ و ديگران تضعيفش را نقل كرده است. همچنين نسبت به حذيفه بن منصور؛ او كسي است كه از ولات بني اميه بوده در زمان مهدي عباسي، هادي عباسي، ابو جعفر، منصور دوانقي، وزير اينها بوده است، پس سندا كاملا مخدوش است. اين از ديدگاه شيعه به هيچ وجه قابل استناد نيست. همين آقاي حذيفه بن منصور مي گويد

كنت عند أبي عبدالله بالحيره فأتاه رسول أبي جعفر الخليفة يدعوه

من در حيره خدمت امام صادق بودم فرستاده ابي جعفر منصور دوانقي آمد و گفت: ابو جعفر منصور مي گويد شما بياييد پيش ما،

فدعا بممطر.

امروزيها مي گويند باراني، يا پالتويي كه ٢ تا لايه دارد هم آستر دارد و هم رو دارد. يك پالتويي را برداشت.

أحد وجهيه أسود و الآخر أبيض فلبسه ثم قال أبوعبدالله أما إني ألبسه و أنا أعلم أنه لباس أهل النار.

يك طرفش سفيد بود و يك طرف ديگر سياه بود. من اين لباس را مي پوشم و مي دانم كه اين لباس، لباس اهل آتش جهنم است.

اينجا كاملا مشخص است منصور دوانقي فرستاده، لباس سياه، نماد دودمان بني العباس بوده، مانند كلاههاي شاپو و پهلوي كه نماد دودمان رضا خان بود. هر نظامي براي خودش يك نماد خاصي داشت، نماد دودمان بني العباس هم عبارت بود از لباس سياه.

از آن طرف هم گفته است:

عن بعض أصحابه

كاملا مرسل است. محمد بن سنان كه خود نجاشي دارد

رجل ضعيف جدا لا يعوّل عليه.

جدّا مردي ضعيف است و قابل اعتماد نيست.

از اين جهت كاملا واضح و روشن است كه ديگر نيازي به گفتن نيست.

روايت بعدي را كه اين آقايان آورده اند.

و بإسناده عن حذيفة بن منصور

در اينجا هم روايت را مرحوم شيخ صدوق رضوان الله تعالي عليه به اسنادش از حذيفه نقل مي كند. اسناد شيخ صدوق هم به حذيفه مشخص نيست و لذا از نظر اعتبار قضيه كاملا اشكال دارد و به هيچ وجهي قابل استناد نيست. و همچنين در وسائل الشيعه از مرحوم شيخ صدوق رضوان الله تعالي عليه نقل شده كه:

فعل ذلك كله تقية لأنه كان متهما عند الأعداء بأنه لا يري لبس السواد

امام صادق كه لباس سياه پوشيد به خاطر رعايت تقيه بوده زيرا در نزد دشمنان كه دودمان بني العباس باشند متهمش كرده بودند كه لباس اينها را نمي پوشد و لباس سياه هم لباس ويژه بني العباس بوده

و امام صادق سلام الله عليه هم با تمام توانشان تلاش مي كردند كه خودشان و شيعيان خودشان را حفظ بكنند. اين ديگر كاملا واضح و روشن است. شما اگر روايت را مي خوانيد ذيل روايت را هم بخوانيد كه بزرگان ما در اين زمينه چه گفته اند. همه كه مثل اجداد شما آزاد نبودند هر كاري بكنند هر برنامه اي داشته باشند و كسي متعرض نشود. آقا امام صادق سلام الله عليه و دوستدارانشان در شدت فشار و تقيه بودند اگر اينها تقيه را رعايت نمي كردند با مشكل مواجه مي شدند. همين تعبير را هم مرحوم شيخ صدوق در كتاب علل الشرائع ج ٢ ص ٣٤٧ نقل مي كند.

شما ببينيد اين آقايان يك روايت را روي مانيتور مي آورند و مي گويند اي مردم ببينيد در كتابهاي شيعه اين آمده است. ولي در اينكه آيا سند چه است و براي چه امام پوشيده است و اينكه فرستاده منصور دوانقي آنجاست دقتي ندارند. كتاب تاريخ الخلفاي سيوطي در ص٢٨٦، صراحت دارد بر اينكه لباس سياه نماد دودمان بني العباس بوده و دستور داده بودند همه لباس سياه بپوشند هر كس لباس سياه نمي پوشيد متهمش مي كردند كه ضد حكومت است. در تاريخ طبري ج ٦ ص ٢٤٨ آمده است:

اخذ أبو جعفر الناس بالسواد

ابو جعفر منصور دوانقي به مردم دستور داده بود كه لباس سياه بپوشند.

و حتي در ذيلش هم دارد كه علي بن جعد مي گويد من ديدم مردم كوفه را در دوران بني العباس،

أخذوا بلبس ثياب السود.

حتي فروشنده ها هم در مغازه هايشان لباس سياه مي پوشيدند.

و جالب اين است كه مرحوم علامه مجلسي در بحار الانوار ج٢٨، ص٢٩١ نقل مي كند كه جبرئيل نازل شد بر نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم و حال آنكه قباي سياه پوشيده بود و يك خنجر و شمشيري هم از خودش آويزان كرده بود، پيغمبر فرمود:

يا جبرئيل ما هذا ؟ فقال : زي ولد عمك العباس يا محمد ، ويل لولدك من ولد عمك العباس

اين چه قيافه اي است كه امروز با اين قيافه آمدي؟ جبرئيل عرض كرد: اين لباس فرزندان عمويت عباس است. واي بر فرزندانت از جناياتي كه فرزندان عباس در حق آنها مرتكب مي شوند.

يعني فرزندان عباس وقتي به حكومت مي رسند لباسشان اين است.

فخرج نبي الي العباس فقال يا عمً ويل لولدي من ولدك. فقال يا رسول الله أفأجب نفسي قال جفّ القلم بما فيه.

آقا رسول اكرم صلي الله عليه وآله نزد عباس آمدند و فرمودند: واي بر فرزندان من كه چه مصيبتهايي بر فرزندان من از سوي فرزندان تو خواهد رسيد. عرض كرد: آيا من بيايم خودم را طوري كنم كه نسلم بريده بشود؟

فرمود نه! تقدير الهي بر اين بوده است. حضرت صادق لباس سياه نمي پوشد و مي گويد اين لباس دشمنان ما است. لباس اهل آتش است يعني اشاره دارد كه لباس بني العباس لباس آتش جهنم است، لباس دشمنان دين است. اگرحضرت صادق هم مي پوشد بخاطر تقيه مي پوشد. اين مسئله كاملا واضح و روشن است.

مجري:

حضرت استاد! يك سري روايت را در مورد نماز هم جمع كرده اند و گفته اند كه در لباس سياه نماز نخوانيد چون اين لباس، لباس جهنم است. چه پاسخي براي اين داريد؟

استاد حسيني قزويني:

در رابطه با اين هم رواياتي آورده اند در منابع شيعه در علل الشرائع ج ٢ ص ٣٤٢ اين روايت آمده كه كسي از امام صادق سلام الله عليه سوال كرد كه آيا من مي توانم در عرقچين سياه نماز بخوانم؟ حضرت فرموده:

لا تصل فيها فإنها لباس أهل النار.

در سند روايت شيخ صدوق مي گويد:

أبي رحمه الله قال:

مرحوم شيخ صدوق از پدرشان ابن بابويه نقل مي كند

حدثنا محمد بن يحيي العطار

ابو جعفر عطار قمي است از بزرگان شيعه و استاد كليني هم است.

عن محمد بن أحمد، محمد بن يحيي بن عمران أشعري.، عن سهل بن زياد

سهل بن زياد كسي است كه نجاشي مي گويد ضعيف است، شيخ طوسي تضعيف كرده است، آقاي ابن غضائري تضعيف كرده است و مذهب فاسد دارد، آيت الله العظمي خوئي هم در معجم رجالشان صريحا مي گويند ما به روايات سهل بن زياد عمل نمي كنيم. محمد بن سليمان مجهول است.

عن رجل

عزيزان دقت كنند.

عن رجل

از يك مردي

باز هم روايت شد مرسل، اضافه بر اينكه سند هم ضعيف است روايت مرسل است اين روايت به هيچ وجه صلاحيت براي استناد ندارد. حداقل اين آقايان اين اندازه بايد درك و شعور و معرفت داشته باشند كه وقتي در روايت آمده:

لا تصل فيها فإنها لباس أهل النار

يك نگاهي بكنيد اين ديگر احتياجي به علم رجال هم ندارد. يك كسي اگر الفباي علم حديث بلد باشد اصلا لازم نيست بداند كه سهل بن زياد ضعيف است، محمد بن سليمان چه موردي دارد! همين كه مي گويد:

عن رجل عن أبي عبد الله

مشخص است كه روايت مرسل شد. ما نمي دانيم اين رجل ثقه است يا ضعيف است. نتيجه هم تابع اخسً مقدمات است. يعني رجل مي شود ضعيف و لذا به روايت نمي شود عمل كرد. و همچنين همين عبارت در كافي آمده است

علي بن محمد، عن سهل بن زياد، عن محسن بن أحمد، عمن ذكره

عمن ذكره

از كسي كه براي او گفته است. كه بوده؟ معلوم نيست. اين روايت هم مرسل است و به روايات مرسل نه شيعه عمل مي كند و نه سني. البته آنها در مرسلات صحابه حرفهاي بي اساسي دارند كه در مباني جرح و تعديل مردود است.

مجري:

جناب استاد! يكي از مباحث ديگري كه دارند مطرح مي كنند اين است كه مي گويند لباس سياه لباس فرعون است. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

من خيلي سريع از طريق مانيتور جواب بدهم. خيلي روشن و واضح است كه اين روايتي كه آقايان نقل مي كنند. اين روايتي است كه مرحوم شيخ صدوق در علل الشرايع، ج ٢ ص ١٤٦ نقل مي كند:

و بهذا الاسناد

كه در روايت قبلي هم آمده، پدرشان از

محمد بن يحيي، عن أحمد بن عمران اشعري، عن محمد بن عيسي

كه محمد بن عيسي بن عبيد يقطيني است كه مرحوم شيخ صدوق او را ثقه نمي دانند. قاسم بن يحيي ضعيف است، از جدش حسن بن راشد نقل مي كند كه او هم كاملا ضعيف است چون از دوستداران بني اميه بوده است، از ابو بصير نقل مي كند كه امام صادق از اميرالمومنين

فيما علم أصحابه لا تلبسوا السواد فإنه لباس فرعون.

لباس سياه نپوشيد براي اينكه لباس سياه لباس فرعون است.

آقا مي گويد در كتاب

من لا يحضر

هم آمده است! بله آمده است حداقل اگر شما اين اندازه شعور رجالي داشته باشيد شيخ صدوق مي گويد

و قال أميرالمؤمنين

شيخ صدوق متوفي ٣٨١، آقا اميرالمومنين سال ٤٠ شهيد شده است، يعني ٣٤١ سال بين شيخ صدوق تا اميرالمومنين فاصله است. من نمي دانم كه اين آقايان آن عقل و شعورشان را چه كرده اند؟ و همچنين در روايت بعدي هم ببينيد

محمد بن يعقوب عن عدة من أصحابنا

تا اينجا ما مشكل نداريم

عن أحمد بن محمد. رفعه عن أبي عبد الله.

باز هم روايت مرفوعه شد، احمد بن محمد بن يحيي طبقه هفتم راويان، از امام صادق كه در طبقه چهارم است، نقل مي كند. حداقل ٢ راوي، حداكثر ٣ راوي بين احمد بن محمد تا امام صادق سلام الله عليه حذف شده است. اين روايات اين شكلي را آقايان دارند همينطوري فلًه اي نقل مي كنند در كتابهايشان. همين روايت در كافي هم آمده است. آقايان مراجعه مي فرمايند احمد بن ابي عبدالله كه احمد بن ابي عبدالله برقي است

عن بعض أصحابه

باز هم مرسل است.

رفعه

مرفوعه شد. احمد بن محمد بن خالد برقي متوفي ٢٧٩ از بعضي اصحابش نقل كرده و او يك دفعه روايت را از نبي مكرم نقل مي كند.

مجري:

حاج آقا مرفوعه را هم توضيح بدهيد كه ما با اهل سنت در مفهومش تفاوت داريم.

استاد حسيني قزويني:

حديث مرفوع يك اصطلاح است كه از ديدگاه اهل سنت يعني حديث منسوب به پيغمبر مثلا،

عائشة رفعه عن رسول الله

ولي حديث مرفوع از ديدگاه شيعه آن حديثي را مي گويند كه يك يا چند راوي حذف شده باشد و سند بريده شده باشد از يك راوي به مصدر، البته اين رواياتي كه ما داريم ضعيف است ولي بزرگان ما مي گويند حداقل دلالت بر كراهت است. اصلا لباس سياه در نماز ارتباطي با لباس سياه در عزاداري ندارد. لباس عزاداري يك دنيايي براي خودش دارد فرضا اگر روايت هم باشد حداكثر نقل بر كراهت مي كند بيش از اين نيست. شما مراجعه بفرماييد كتاب جواهر كه از كتابهاي مشهور و مفصل فقهي شيعه است. ج٨ ص٢٣٠، مرحوم صاحب جواهر تمام روايات را آورده و نظرش را داده است در همان روايت امام صادق

فإني ألبسه و أعلم أنه لباس أهل النار.

جواب داده است. و لذا من به اين آقايان توصيه مي كنم كه اينطور آبروريزي نكنند. اگر چه ديگر آبرويي برايشان نمانده است. شبكه ولايت آبرويي برايشان نگذاشته است. بيش از اين خودشان را رسوا و مفتضح نكنند.

تماس بينندگان

مجري:

سر كار خانم اسلامي، سلام و عرض ادب دارم.

بيننده:

سلام عرض مي كنم. در ابتدا مي خواستم تشكر كنم از حاج آقاي قزويني كه همه شبهاتي را كه براي شيعيان بوجود مي آيد برايشان با سند و مدرك رفع مي كنند. صحبت من در مورد برنامه چند شب پيش آن شبكه وهابي است كه يكي از كارشناسهايشان خطبه ١٧٦ نهج البلاغه را مي خواندند و به همه هم توصيه مي كردند كه خطبه را بخوانيد ولي همه خطبه هاي نهج البلاغه را نه! چون درست نيست و سند ندارد. من اين را مي خواستم عرض كنم كه خطبه هاي نهج البلاغه درست است ولي اين آقايان از خواندن خيلي از خطبه ها احساس خطر مي كنند چون خودشان بارها در صحبتهايشان گفته اند اگر خلافت حق حضرت علي بود چرا سكوت كرد؟ و در مورد دفاع از حقش چيزي نگفت؟ اگر همه نهج البلاغه را بخوانند مي بينند كه در خطبه هاي زيادي حضرت از ابو بكر و عمر و عثمان و غصب خلافت شكوه كرده اند. مطالب زيادي در نهج البلاغه بر خلاف ميل آقايان است. در نهج البلاغه مكرّر به فتنه هاي بني اميه اشاره فرموده اند و در خطبه ها اهل بيت پيامبر را توصيف كردند در چندين خطبه خبر از ظهور حضرت مهدي داده اند. ويژگيهاي ١٢ امام را بيان كرده اند، همچنين در خطبه ١٧٣ نهج البلاغه كه در مورد شكايت از قريش و ناكثين هست در قسمتي از اين خطبه فرموده اند كه

و آنها طلحه و زبير و يارانشان بر من خروج كردند و همسر رسول خدا عايشه را به همراه خود مي كشيدند چنان كنيزي كه به بازار برده فروشان مي برند، به بصره روي آوردند در حالي كه همسران خود را پشت پرده نگه داشتند و اما پرده نشين حرم پيامبر را در برابر ديدگان خود و ديگران قرار دادند.

خواندن اين خطبه ها براي آن آقايان و امثال آن آقايان خوشايند نيست و بايد هم از خواندن خطبه هاي نهج البلاغه احساس خطر بكنند.

مطلب ديگر در مورد شخصي است كه به اين شبكه زنگ مي زند و شاعر شده است و شعرهاي بي قافيه و رديف مي خواند! ما نشنيده بوديم كه كسي شعر بگويد و خودش نتواند آن را بخواند! اين را بايد ٢ ساعت قبل به او برسانند تا ٢ يا ٣ مرتبه از رويش بخواند كه اينقدر توپوق نزند! اينها هر چند به دروغ مي آيند مي گويند ما شيعه بوديم و سني شديم ولي اگر راست هم كه بگويند براي ما شيعيان افتخار بزرگي است كه هستند كه چنين كساني كه حزب باد هستند راهشان را جدا كنند و شيعه را از وجود چنين كساني پاك كنند. ممنون هستم از اين وقتي كه به من داديد.

مجري:

جناب آقاي حسيني از آلمان از برادران اهل سنت كه هميشه هم خدمتشان هستيم. سلام عرض مي كنيم.

بيننده:

بسم الله الرحمن الرحيم. الحمد لله رب العالمين. و سلام علي سيدنا محمد مصطفي و علي آله و اصحابه أجمعين و علينا و علي عباد الله صالحين.

البته در رابطه با مسئله سياه پوشي و در مسئله حد و سلب در كتابهاي لغت است كه در واقع بيشتر براي زنها است. آيا خود پيغمبر يا مردان لباس سياه مي پوشيدند؟ يا به عزا مي نشستند؟ اين يك مسئله. البته من بحث امروزم در رابطه با مسائل ديگري است كه انشاءالله اگر وقت شد عرض مي كنم. شما در چند هفته پيش حديثي را از حضرت رسول نقل فرموديد، كه فرموده:

إذا رأيتم معاوية علي منبري قاقتلوه.

سير اعلام النبلاء، ج٣، ص١٤٩

در استناد اين حديث معاويه مهدور الدم است. چرا حضرت علي راجع به معاويه اعلام جهاد نكردند؟ بعد از صلح امام حسن كه ايشان بايد بعد از خود كسي را جانشين خودش نكند و بلكه به مهاجرين و انصار واگذار بشود چرا در سال ٥٦ اينطور شد؟ بعد از آن كه معاويه به زور شمشير گفت من از شما بيعت با يزيد را خواهم گرفت، چرا امام حسين، عبدالله بن زبير، عبدالله بن عمر كه اينها هر ٣ در مدينه بودند و خيلي طرفدار داشتند چرا مجتمعا عليه معاويه اعلام نكردند كه ايشان نقض عهد كرده و قابل اطاعت نيست و عليه يزيد عليه اللعنه اعلام جهاد نكردند ؟ السلام عليكم و رحمت الله وبركاته.

استاد حسيني قزويني:

گفتند چرا اميرالمومنين اعلام جهاد نكردند؟ ١٨ ماه اميرالمومنين با معاويه با آن سابقه ننگين و سياهش جنگيدند و در نامه ١٦ نهج البلاغه مي گويد معاويه و يارانش كه در فتح مكه اسلام آوردند مسلمان نبودند و بلكه كافر بودند سرپوشي براي اسلامشان گذاشتند. امير المومنين دهها خطبه و نامه در نهج البلاغه درباره خباثت معاويه دارد يا تعابير ديگري كه از ديگر صحابه است. حالا در رابطه با

إذا رأيتم معاوية علي منبري فاقتلوه.

اين بحثي است كه مربوط به جناب آقاي يزداني بود ايشان فردا شب تشريف مي آورند و جوابشان را از ايشان بگيرند.

بيننده:

سلام و صلوات بر محمد وآل محمد. و سلام و درود بر شما مجري توانا و حضرت آيت الله قزويني عزيز.

بنده مي خواستم خدمتتان عرض كنم انشاءالله كه اين شبكه وهابي بتواند جواب من را بدهد. اين شبكه حرمله چندين مرتبه است كه دارد اعلام مي كند كه آقاي قزويني يك پايش آمريكا است و يك پايش قم است. من در شبكه اعلام مي كنم كه قربان شما بروم كه وسط كار قرار داريد. و يك مطلب ديگر كه مطرح مي كنند مي گويند كه هر كس مي رود آمريكا لختش مي كنند و واكاويش مي كنند اين آقاي كلهر مي خواهم ببينم چند بار رفته است آمريكا لختش كرده اند؟ و يك سوال خيلي مهمي مي خواهم بكنم اگر آقاي قزويني اجازه بدهند اين سوال را مطرح كنم.

مي خواهم ببينم اولوالامر اينها كه آقاي ملك عبدالله است وقتي به آمريكا رفت و با رئيس جمهور آمريكا مشروبات الكلي خورد، آيا اول لختش كردند بعد شراب به او دادند و يا اول شراب به او دادند و بعد لختش كردند؟!

اينها ديگر بي حيايي را به آخر رسانده اند. اين شبكه شما بحمدلله چنان به پوزه اينها زده است چنان دهن اينها را خورد كرده است كه اصلا از مسائل مذهبي خارج شده اند و رو به مسائل سياسي آورده اند و صبح و شب دارند فحش مي دهند.

مجري:

بله متأسفانه همينطور است كه شما مي فرماييد.

بيننده:

سومين مطلب در مورد اين شبكه وصال است اين بنده خدا صبح تا شب اعلام مي كند كه من دكتر هستم و من مي خواهم با آيت الله قزويني مناظره كنم. من سوال از ايشان دارم اين مدرك دكتري را در تلويزيون نشان بدهند كه ما ببينيم اصلا شما دكتر هستيد يا نيستيد؟ اگر دكتر هستيد كه هيچ بحثي نيست اگر هم نيستيد كه اصلا ما كاري با شما نداريم ولي خواسته اي كه از آقاي قزويني دارم اين است كه آقاي قزويني عزيز اين شاگردهايي كه نو پا هستند و جديد آمده اند و شاگردانِ شاگردانِ شاگردان شما هستند معرفي كنيد كه بروند مناظره اي با اين بكنند كه دق كرد! يك موقع سكته نكند و از بين نرود! حالا اين سوالهاي من را مطرح كنيد كه اين آقايان جواب بدهند.

مجري:

سلام خدمت جناب آقا سعيد از خراسان از برادران اهل سنت

بيننده:

سلام و با عرض تسليت به مناسبت ايام سوگواري سيد شهدا.

مجري:

سلام عليكم. ممنون هستيم ما هم عرض تسليت داريم خدمت شما و همه برادران اهل سنت.

بيننده:

خدمت شما مجري گرامي و استاد بزرگوار جناب آقاي قزويني، از استاد گرانقدر كمال تشكر را دارم ولي اين سوالاتي كه جنابعالي در بحثها و توضيحها پاسخ داده شد، يك مقدار سوالات هم به ذهن ما ناخداگاه خطور مي كند. ما در يك جامعه اي زندگي مي كنيم كه شيعه و سني با هم همسايه هستند دوست هستند، سركار مي روند. حتي در عروسي ها و عزاداريهاي همديگر هستيم. سوالم اين است كه ما در مراسم عزاداري برادران تشيع را مي بينيم كه زنجير مي زنند ، طبل و شيپور مي زنند كه ريتم و موسيقي خاصي دارد حال موسيقيها را ما كارشناسش نيستيم كه در مورد آن صحبتي بكنيم كه ما موسيقي عزا داريم و موسيقي غير عزا، ولي مي خواهم بگويم كه بزرگان ما به ما ياد داده اند اگر كسي از دنيا رحلت كرد براي آن عزا بگيريم تا ٣ روز . چون در جامعه اي نشسته ايم كه مثلا هفته مي گيرند و چهلم مي گيرند ما هم اهل سنت هستيم ٤٠ هم مي گيرند و هفته هم مي گيرند ولي اين معنايش اين است كه مثلا به ما آن طوري كه ياد داده اند كسي كه از دنيا رحلت كرد برايش خيرات و احسان انجام بدهيد مثلا برايشان بعد از رحلت ايشان كارهاي ثواب دار انجام بدهيد.

حال چرا در اول محرم تا روز ده محرم نشسته اند عزاداري مي كنند. امام حسين ١٠ روز بعد از محرم به شهادت مي رسند اين ١٠ روز مرثيه خواني يك جوري با احاديثي كه به ما ياد داده اند تناقض دارد دوست دارم حاج آقا اين را براي ما توضيح بدهد

من كار ندارم به وهابيت و بهاييت و اينها. ولي از حاج آقا يك خواهشي دارم سعي كنيد وقتي كه شما صحبت مي كنيد به مقدسات اهل سنت اهانت نكنيد شما يكي به ميخ مي زنيد يكي به نعل، مثلا خلفا خط قرمز اهل سنت است. حالا من كار ندارم با يزيد و امثال يزيد ولي دوست دارم وقتي كه حاج آقا توضيح مي دهند ما بيننده هستيم درست است شبكه، شبكه ولايت است ولي بيننده اهل سنت هم زياد دارد چون در كشور خودمان است.

مجري:

ما كه به خلفا جسارت نكرديم.

بيننده:

نه گاها بوده حاج آقاي محسني، تشكر مي كنم و مي خواهم در مورد اين زنجير زني و ريتم جواب بدهيد. در مورد قمه زني گفتند ولي در مورد زنجير و غيره مي خواهم براي ما توضيح بدهند.

مجري:

جناب آقاي هادي از اردبيل سلام عرض مي كنم.

بيننده:

سلام عليكم محضر مبارك استاد بزرگوار افتخار عالم تشيع جناب آقاي دكتر قزويني و مجري محترم جناب آقاي محسني.

استاد بزرگوار امروز مسئله اي كه اذهان عمومي را به خود مشغول كرده است چه اهل سنت و چه شيعه بر اين باور هستند كه جهت رفع شبهات فيما بين بهترين راه حل همان مناظره و گفتگوي رو در رو است. بنده خود شخصا با چند تن از كارشناسان شبكه كلمه تماس گرفتم جهت مناظره با حضرتعالي و سائر كارشناسان شبكه ولايت، از جمله آقاي خدمتي قبل از رفتن به مكه مكرمه قول مساعد داده بود كه جهت مناظره آمادگي خودش را اعلام بكند. متأسفانه تا كنون موفق تماس با ايشان نشده ام. ولي ديروز با آقاي سجودي تماس گرفتم در خصوص مناظره و گفتگو صحبت كردم و ايشان ظاهرا آماده مناظره و گفتگو باشند و اين است كه صداي ايشان و تصوير ايشان از شبكه ولايت پخش شود. اميدوارم كه اين با مديريت شبكه ولايت فراهم شود و مردم هم اين حقائق را ببينند.

اما آقاي ملازاده اخيرا در شبكه خود اعلام كرده است كه آماده مناظره و گفتگو است. در اين خصوص بنده شخصا با چند تن از علماي اهل سنت منطقه كه خودم با اينها صحبت كردم در خصوص كاركنان شبكه كلمه و كارشناسان شبكه كلمه نظر علماي اهل سنت مبني بر اين است كه آقاي ملازاده و حيدري به هيچ عنوان نماينده اهل سنت نيستند نه تنها نماينده اهل سنت نيستند كه هيچ بلكه ما آنها را مسلمان هم نمي دانيم. مسلماني كه در تلاش براي تبرئه يزيد ملعون است اين را ما مسلمان نمي دانيم.

مجري:

جناب آقا هادي ما در برنامه قضاوت با شما اصلا آنجا گذاشته ايم كه آنها بيايند روي خط ما هم مي خواهيم با آنها مناظره كنيم. ٢ ساعت ٣ ساعت صحبت كنند ولي حتي آنجا هم راضي نيستند بيايند.

حاج آقا! اگر اجازه بفرماييد بحث خانم اسلامي بود كه حالا سوالاتي را مطرح كردند كه گفتند اين خطبه ١٧٦ از نهج البلاغه را آقايان وهابيها مطرح مي كنند و به قول حضرتعالي اين همه مطالب در نهج البلاغه است اينها را رها مي كنند و مي آيند يك مطلبي را پيدا مي كنند كه شايد يك مقداري به سودشان باشد و در بوق و كرنا مي كنند. اين را لطف كنيد توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني:

بله همان طوري كه خواهرمان اشاره كردند اين كاملا مشخص و واضح است كه اين آقايان دنبال اين مسائل و حقائق نيستند. خطبه شقشقيه را ما مطرح مي كنيم اينها مي گويند اين خطبه ساخته و پرداخته مرحوم سيد رضي است! خطبه ٥٣ را نقل مي كنيم مي گوييم اميرالمومنين سلام الله عليه مي گويد:

إن هذا الدين كان أسيرا في أيدي الأشرار.

اين دين در دست اشرار اسير بوده.

خطبه ١٥١ را نقل مي كنيم كه صراحت دارد افرادي بعد از پيغمبر اكرم به دوران جاهليت برگشته اند و مرتد شده اند.

علي سنة من آل فرعون.

نهج البلاغه ، خطبه ١٥٠

قبول نمي كنند. پس آقايان بيايند بگويند از نهج البلاغه فقط يك يا دو تا خطبه را قبول دارند كه گفته است:

لله بلاد فلان.

نهج البلاغه، خطبه ٢٢٣

مي گويند اينجا از عمر تعريف كرده است. حالا در كجاي اين عبارت از عمر تعريف كرده است ما نفهميديم! در رابطه با خطبه ١٧٦ هم كه خطبه اي طولاني و مفصل است آنجا اميرالمومنين سلام الله عليه خيلي از عقائد توحيدي و غيره را آورده است. حالا من نمي دانم اين آقايان مي گويند خطبه ١٧٦ را بخوانيد كدام فرازش بوده؟ هر فرازش كه منظورشان بوده بگويند تا ما همان را مستقلا جواب بدهيم.

جناب حسيني كه از آلمان زنگ زدند سوال كردند كه لباس سياه براي زنان بوده، شما كه اصلا لباس سياه را بدعت مي دانيد چه براي زنان و چه براي مردان، از آن طرف وقتي براي زنان ثابت شد پيغمبر هم نفرمود مردان نپوشند. الغاء خصوصيت مي شود.

حكم الامثال فيما يجوز و فيما لايجوز سيّان.

بحث ديگر كه امير المومنين اعلام جهاد نكرده را جواب داديم، با معاويه و غيره عهد و پيماني كه امام حسن بست امام حسن مي خواست ديني كه معاويه به خودش گرفته است اين چهره ديني معاويه را از بين ببرد آن ماهيت واقعي معاويه را به مردم نشان بدهد كه اين جز دشمني با خدا و پيغمبر و اهلبيت پيغمبر برنامه اي ندارد.

مجري:

آقاي امير از اصفهان يك سري مطالبي گفتند كه دكتراي آقاي ملازاده را مي خواستند.

استاد حسيني قزويني:

ما تقريبا ٥ يا ٦ سال قبل در شبكه سلام با ايشان بنا بود مناظره داشته باشيم، شبكه سلام زنگ زدند كه آقا ما اينجا مي خواهيم از حضرتعالي به عنوان مجتهد و دكتر تعبير كنيم ما دوست داريم شما هم مدرك اجتهادتان و دكترايتان را براي ما فكس كنيد. من تمام مدارك علمي را فكس كردم. به ملازاده گفتند شما مدركت را براي ما بفرست فلاني فرستاده است. ايشان گفته بود من مگر مي خواهم استخدام بشوم در شبكه سلام بفرستم؟ اين را ما بارها گفته ايم اگر واقعا دكتر است نشان بدهد ما كه تمام مدارك علمي مان را در سايتمان گذاشته ايم كه آقايان آنجا ببينند. حالا اينها عددي نيست بنده خودم نه به آيت الله و نه به دكترا و نه به غيره اش، اعتنا ندارم. من حتي خيلي وقتها در حوزه يا دانشگاه جلسه يا همايشهايي دارم مي گويم نه آيت الله بگوييد نه چيز ديگر فقط بگوييد استاد قزويني به همين اندازه من راضي هستم و به هيچ وجهي هم ما شبكه را مقدمه اي براي بعضي از كارها قرار نداده ايم.

با اينكه بنده خودم سال ٦٨ گواهي اجتهاد از مراجع گرفتم بارها در اين شبكه اعلام كرده ام باز هم دارم مي گويم و خواهم گفت بنده مقلد هيچ كدام از مراجع عظام تقليد نيستم خودم حاشيه بر عروه دارم ولي دست همه مراجع را مي بوسم و بر اين بوسه ام افتخار مي كنم. اين را ما بارها گفته ايم.

كسي كه مجتهد باشد تقليد برايش حرام است. بنده از همان سال ٦٨ و ٦٩ حاشيه بر عروه را نوشته ام براي عمل خودم، نسبت به قضيه مناظره اي كه جناب آقاي آقا هادي هم مطرح كردند حالا اگر آقاي خدمتي فقط به آقا هادي اردبيلي قول داده اند آقاي حيدري رسما در سايتها اعلام كرده اند كه من آماده مناظره هستم ولي بعدا گفت نه آقا اعلام كرده بوديم بعدا به ما گفته اند كه خلاصه صلاح نيست!

بايد بگوييم اين آقايان ابتدا از مامي جان اجازه بگيرند و بعد بيايند اعلام بكنند! ما حرفي نداريم اسمش را مي خواهند مناظره بگذارند، گفتگوي دوستانه بگذارند! آقايان معتقد هستند ما مشرك ، بدعتگذار و كافر هستيم! بيايند در يك شبكه رو در رو با هم بنشينيم ثابت كنند و ما را از شرك نجات بدهند! چه كسي دوست ندارد از شرك و از آتش جهنم نجات پيدا كند؟! اينكه نمي شود شما آن طرف دنيا ما اين طرف دنيا برداريم شما حرف بزنيد ما هم حرف بزنيم. ما گفته ايم آمادگي داريم اگر چنانچه واقعا كارشناسهاي آقايان در استوديوي خودشان بنشينند ما حاضر هستيم و اين امكانات را داريم كه از همين استوديوي قم استوديوي آنها را هم پشتيباني كنيم. نصف تلويزيون مخصوص استوديوي آقايان باشد و نصفش هم مخصوص استوديوي ما باشد.

حالا چون نه رفتن ما به آنجا مقدور است و نه آمدن آن آقايان به اينجا مقدور است. من كاملا نسبت به جناب آقاي خدمتي و هم جناب آقاي سجودي و هم ديگر افرادي كه خيلي زبان فحاش ندارند اعلام مي كنيم ما آمادگي داريم. حتي آنهايي كه در شبكه نور يا ظلمت هم بودند گفته اند يكي يا دو تا از افرادي كه آنجا دهن درنده اي دارند و فحاشي مي كنند، ما آنها را اصلا آدم حساب نمي كنيم تا بخواهيم با آنها مناظره بكنيم. يك فردي كه از اول تا آخر شروع مي كند به فحاشي و اهانت و جسارت و غيره، ما امثال ملا زاده و آقاي دراني را اصلا اينها را عددي حساب نمي كنيم.

بعد در رابطه با آقاي ملازاده ايشان خود آقايان اهل سنت ايشان را از اتباع بني اميه و ناصبي مي دانند در شبكه المستقله يك مناظره و گفتگويي داشت آقاي ملازاده با يكي از شخصيتهاي برجسته عربستان سعودي، حسن بن فرحان مالكي، من نمي دانم اتاق فرمان اگر در آرشيو داشته باشند بتوانند يك يا دو دقيقه اين را پخش كنند. خود آقاي حسن بن فرحان مالكي يك سني است و شيعه هم نيست گفت ملازاده از اتباع بني اميه و ناصبي است. احمق است و شعور ندارد حتي وضع عربستان سعودي را به هم زده و تفرقه ايجاد كرده است، و جالب اين است كه گفت ايشان قيافه زشت و قبيحي دارد، چون قلبش قبيح و زشت است خدا قيافه اش را هم زشت قرار داده است تا خلاصه مردم بدانند اين قيافه وقيح و زشت ايشان نشانگر آن سيرت وقيح ايشان است.

خيلي جالب است. وقتي كه يك نويسنده مشهور عربستان سعودي مي گويد كه تو احمق هستي، ما ديگر حرفي نمي زنيم.

ما هم از اين ديوانه ها داريم به قول معروف ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد. برود با آن آقاياني كه از شيعه ها هستند و فحاشي مي كنند مناظره كند.

مجري:

آقا سعيد از اهل سنت هم از ايشان ممنون هستيم. گفتند اگر عزاداري امام حسين است، و امام حسين دهم محرم شهيد شدند، چرا از اول شروع مي كنيد به عزاداري؟

استاد حسيني قزويني:

ببينيد عزيز من ما اين روايات را در اول محرم آورده ايم آقا امام رضا سلام الله عليه فرموده اند وقتي ماه محرم مي رسيد پدرم امام كاظم عزادار بودند و لبشان به تبسم و خنده گشوده نمي شد و گريه مي كردند تا روز دهم گريه شان به اوج مي رسيد. اين ماه را ما ماه عزا مي دانيم. نه فقط روز عاشورا را، بلكه اين ماه را ماه عزا مي دانيم اين هم به تبعيت از امامان معصوممان است. اما اينكه شما فرموديد قضيه زنجير و طبل و شيپور و غيره، در اين موارد، نظر آقايان مراجع بايد لحاظ بشود آقايان مراجع نسبت به زنجيرزني و سينه زني مي گويند اينها از نمادهاي عزاداري است و روايتي هم در نهي از اينها از پيغمبر و ائمه نيامده است و اصاله الاباحه شاملش مي شود و از شعائر اسلامي هم شمرده مي شود.

اصالة الاباحه

در تمام امور هست

إلا ما خرج بالدليل

يعني مثلا الان نوشابه هايي مانند كانادا و پپسي در بازار است. روايتي هم نداريم پيغمبر هم نفرموده است پپسي حرام است يا حلال است! كانادا حلال است يا حرام است! يا مثلا سيگار حلال است يا حرام است! آقايان فقها از شيعه و سني حتي خود ابن تيميه مي گويد اصاله الاباحه در همه جا حاكم است مگر آنجا كه حرمت يا وجوب ثابت بشود.

مجري:

بعضي جاها كه مي نويسند نشان پپسي نشان از يك استعماري است اين را مراجع حرمت مي دهند كه مثلا چون تقويت است.

استاد حسيني قزويني:

بله قضيه تنباكو كه در استعمار انگليس بود مرحوم آقاي شيرازي آمد فتوا به حرمت داد، يك مسائل ديگري است . مثلا الان مردم ماكاراني مي خورند زمان پيغمبر و ائمه نبوده، آيا اين ماكاراني حلال است يا حرام؟ اصاله الاباحه در همه جا است. در رابطه با زنجيرزني و نسبت به سينه زني و غيره آقايان حتي خودشان هم سينه مي زنند. شما ببينيد مراجع با دستشان سينه مي زنند اين در حقيقت يك نوعي اظهار درد و ناله و اعلام عزاداري و سوگواري است. در رابطه با طبل و شيپور و موسيقي ، خيلي از بزرگان اينها را حلال نمي دانند و جايز نمي دانند و بعضي مي گويند آن دسته از طبل و شيپور يا موسيقي كه مخصوص شادي نباشد در آنجا طرب و رقص ايجاد نشود اشكالي ندارد. در اينجا هر فردي مي تواند از دفتر مرجع خودش سوال كند كه استعمال طبل و شيپور و موسيقي -نه هر موسيقي- بلكه موسيقي هايي كه مثلا در ارتش است آقايان غالبا اشكال نمي دانند چون آنها يك سري برنامه هاي مخصوصي است كه آن حالت طَرَب را ندارد.

در رابطه با عزاداري كه شما فرموديد ما ٣ روز عزا مي گيريم، شما قطعا روايتي داريد و به روايتهايتان هم عمل مي كنيد ما هم در اين زمينه رواياتي داريم كه بني هاشم در عزاي امام حسين يك سال عزا گرفتند و لباس سياه پوشيدند. در مورد خيرات و احسان ما هم قبول داريم نسبت به مرده ها بايد خيرات و احسان داد. فقط وهابي ها قبول ندارند. اين وهابي هايي كه هر روز مثل قارچ مي رويند يك فتواي كفر و ضد قرآن صادر مي كنند. مثلا نماز خواندن به نيت مرده حرام است! قرآن خواندن كه ثوابش براي مرده باشد، حرام و بدعت است! احسان كردن به نيت مرده بدعت است! ما حساب اهل سنت را با حساب وهابيت جدا مي دانيم.

اين عزيزمان گفتند نسبت به مقدسات اهل سنت، اهانت شده، برادر بزرگوار! ما گفته ايم كسي به مقدسات اهل سنت اهانت بكند اين را ترك مي كنيم و گناه بزرگ مي دانيم ولي اين شبكه هاي وهابي به حضرت زهرا سلام الله عليها توهين مي كنند، به اميرالمومنين جسارت مي كنند، به امام حسين وقيح ترين عبارت را نثار مي كنند، از يزيد دفاع مي كنند. همانطوري كه مراجع ما نسبت به اين ٢ شبكه فدك و اهل بيت اعلام برائت كردند و محكوم كردند، علماي شما هم بيايند اين شبكه هاي وهابي را محكوم كنند. اصلا ما به هيچ وجهي درباره اينها حرف نمي زنيم. ولي وقتي كه اينها مي آيند ما مطالبي از كتب اهل سنت مطرح مي كنيم. اگر چنانچه مثلا مطلبي را ما از صحيح بخاري، صحيح مسلم نسبت به خليفه اول و دوم و يا عايشه نقل مي كنيم اگر چنانچه اين را اهانت مي دانيد به مقدسات اهل سنت! پس شما بياييد اعلام كنيد اين صحيح بخاري و صحيح مسلم رواياتي در اهانت به اهل سنت دارد.

اگر ما از خودمان آمده ايم مطلبي گفته ايم و از كتابهاي شيعه چيزي گفته ايم از ما گلايه بفرماييد ولي اگر ما مطالبي داريم نقل مي كنيم از كتابهاي خودتان نقل مي كنيم. اگر اهانت است بزرگان شما اين اهانت را روا داشته اند. اگر جسارت به خط قرمز اهل سنت است آقاي بخاري و مسلم و نسائي و ابوداود و امثال اينها داشته اند.

مجري:

جناب آقا محسن از فرانسه پشت خط هستند سلام و عرض ادب دارم خدمت اين دوست عزيز.

بيننده:

خدمت شما و خدمت جناب آقاي قزويني هم سلام مي كنم و دست مبارك ايشان را هم از راه دور مي بوسيم. عرضم به حضورتان حاج آقا كه خدا توفيق داد يكي از دوستان اهل سنت كه وهابي هم بودند در منزل بنده كه در همين كشور فرانسه بوديم يكي دو ماه پيش به مذهب حق شيعه اثنا عشري مشرف شدند.

مطلب دوم هم آقاي برقعي در اين كانالهاي وهابي دارد رشد علمي مي كند مثلا آيت الله بوده الان شده آيت الله العظمي! گفتند ايشان مرجع بود! و به نقلي رشد مي كنند ايشان و بعد مي گويند سر نماز كشته شده است! حالا يك سوال دارم نمي دانم صحبت ما پخش بشود آنجا، مثلا يك حاج خانمي يا ننه بلقيسي يا مثلا مش قربوني سر نماز بميرد در يك كانال مثل بي بي سي يا سي ان ان پخش مي كنند كه جمهوري اسلامي ترور كرد. آقا برداريد اين را تاريخش را به ما بگوييد كه چه تاريخي بوده كه ما ببينيم چطور سر نماز ترور شده است. اين يك مطلب، ولي در ارتباط با توسل به ائمه در اينترنت آقاي علي جمعه و ديگران در سايتهاي اينترنتي شان آن را تأييد كرده اند . اگر امكان دارد اينها را دانلود كنيد بگذاريد مردم ببينند كه علماي اهل سنت اصلا مي گويند توسل كنيد و شرك هم نيست. به ائمه مي توانيد توسل كنيد به پيامبر مي شود توسل كرد به صحابه مي توانيد توسل كنيد. اين صحبتي است كه آنجا خودشان داشته اند.

مطلب بعدي هم كه مي خواستم بپرسم كه برايم تعجب است اينكه آقايان وهابي مي گويند هر كاري ما بكنيم وارد بهشت مي شويم چه ديني داريم ما؟ آدم بكشيم ثواب داريم، نكشيم ثواب داريم، بنشينيم ثواب داريم، بايستيم ثواب داريم، پس خدا چرا دين را فرستاد؟ مي گفت آقا همان چيزي كه مثلا مسيحيها اعتقاد دارند! شما به حضرت عيسي اعتقاد داشته باشي وارد بهشت مي شوي! آخرين مطلبم در ارتباط با اين است كه اينها گفتند كه چرا حضرت امير اسمش در قرآن نيست. امروز الحمد الله يك نفر با شبكه اينها تماس گرفت و گفت چرا خدا اسم عايشه را در سوره نور نياورده است؟ آقاي خدمتي گفتند كه نود و نه و نيم درصد در روايات آمده است.

مجري:

جناب آقاي محمد عمر از زاهدان از برادران اهل تسنن سلام و عرض ادب دارم.

بيننده:

سلام عرض مي كنم. مذهب شيعه چند فرقه هستند براي ما توضيح بدهيد كه اختلافاتشان هم در چه موضوعي است؟ بعد بنا به ادعاي روحانيون برادران شيعه كه نامگزاري جبرئيل توسط حضرت علي رضي الله عنه بوده، بعد اينكه يك سوال پيش مي آيد جبرئيل در زمان حضرت آدم هم بوده پس حضرت علي آن موقع كجا بوده؟

استاد حسيني قزويني:

مي توانيد مدرك اين مطلب را بفرماييد؟

بيننده:

روي كليپ ديدم البته، يك روحاني داشت حرف مي زد، كليپ كه مدرك نمي خواهد واضح و روشن داريم خودمان مي شنويم.

سوال سوم از جناب آقاي قزويني مي خواهم بپرسم از كي تا به حال فحش شده است عبادت؟ شيعه فحش مي دهد و لعن مي فرستند.

مجري:

از آقاي ملا زاده نمي پرسيد اين سوال را؟

بيننده:

ما از ملا زاده فحشي نشنيده ايم تا به حال!

مجري:

عجب است! اين ديگر واقعا خيلي جالب بود! اين از آن سوال ها بود آقاي محمد.

بيننده:

تا به حال ديده ايد كه فحش به صحابه بدهد؟ به كدام صحابه فحش داده؟

استاد حسيني قزويني:

آقاي محمد عمر عزيز! ايشان كه دارد به حضرت وليعصر ارواحنافداه تعابير وقيح و زشتي مثل ديكتاتور و اينكه از هيتلر بدتر است، بكار مي برد و نسبت به مراجع مي گويد اينها درنده و چرنده هستند، اينها فحش نيست؟

مجري:

من فكر مي كنم شما برنامه آقاي ملازاده را نديده ايد.

بيننده:

من نگاه مي كنم ملا زاده را، آقايان شبكه كلمه سوال طرح كردند كه يك آيه از قرآن بياوريد درباره وجود امام زمان، يك روايت بياوريد بر امامت حضرت امام علي، ما جوابي هم نشنيده ايم. شما بياييد جواب بدهيد جلوي عام مردم، تمام عام مردم بشنوند.

مجري:

ما بارها جواب داده ايم آقاي محمد عمر، خيلي ممنون هستيم.

بيننده:

سلام عرض مي كنم. بنده سوالي داشتم از محضر حضرت استاد. آقاي هاشمي صراحتا مي گويد در كتابهاي معتبر شيعه آمده است كه موسس و پايه گذار امامت مذهب شيعه عبد الله بن سبأ يهودي بوده! من با برنامه استاد ساجدي تماس گرفتم من را ارجاع دادند به كتاب «اهل بيت از خودش دفاع مي كند» و با توجه به اطلاعاتي كه خود بنده جلد اول صفحه ي ٣٢٤ رجال كشي دارم اولا اين مطلب سند ندارد ثانيا روايت كرده است بعضي از اهل علم آورده اند. يعني از قول خودشان مطلبي نياورده اند. ثالثا آورده شده است مشهور كرد، شهرت جهاني داد، يعني امامت وجود داشته ولي مشهور نبوده، يعني ننوشته است كه پايه گذاري كرده است. رابعا آخر همين صفحه آورده شده است مخالفين شيعه گفتند اصل شيعه از يهود گرفته شده است از زبان مخالفين مي گويد.

و سوال ديگر اينكه آقا سعيد كه در مورد عزاداري و زنجيرزني و طبل اشكال مي كند، اگر ما بخواهيم ضرب نفس و ضرب سماع را به چشم نگاه كنيم اگر يك فرمانده اي دستور شيپور جنگ را بدهد به جاي سرازير شدن به نبرد بايد بلند بشوند برقصند!

استاد حسيني قزويني:

همانطوري كه خانم صفايي هم اشاره كردند من خودم هم داشتم برنامه را كه اتفاقي مشغول كار بودم و حوصله ديدنش را واقعا نداشتم اينها به قدري كارهايشان وقيح است كه اصلا آدم بدش مي آيد قيافه هايشان را ببيند و حرفهايشان را گوش بدهد. ولي آقاي هاشمي گفت در يكي از كتابهاي معتبر شيعه يعني رجال كشي آمده كه عبدالله سبأ بنيانگذار مذهب شيعه بوده!

دوستان مانيتور من را به آنتن بدهند:

اين كتاب رجال كشي است. بينندگان عزيز ببينند رجال كشي ج ١ ص ٣٢٤، - كه البته اصل كتاب رجال كشي از بين رفته است و مرحوم شيخ طوسي آن را تلخيص كرده به نام كتاب اختيار معرفه رجال الكشي-

إختيار معرفة رجال الكشي.

و ذكر بعض أهل العلم

يعني عبارت خود «كشي» هم نيست. بعضي از اهل علم گفته اند كه عبدالله بن سبأ يهودي بوده و مسلمان شد و علي را دوست داشت و با اينكه يهودي بود در يوشع بن نون وصي حضرت موسي غلو مي كرد. و بعد از وفات نبي مكرم در رابطه با علي بن ابي طالب چنين حرفي زد.

و كان أول من شهر بالقول بفرض امامة علي.

اول كسي كه مشهور كرد گفتار وجوب امامت علي را ايشان بوده.

يعني بعضي از اهل علم گفته اند عبارت كشي نيست. عبارت اهل علم است و اضافه بنيانگذار هم نيست يعني امامت امام علي قبلا بوده است، ايشان امامت امام علي را نه، بلكه وجوب امامت آن حضرت را اعلام كرده است.

و أظهر البراءة.

و در آخرش هم دارد.

قال من خالف الشيعة

مخالفين شيعه گفته اند.

اصل التشيع و الرفض مأخوذ من اليهودية.

اين آقا كه مي آيد نخوانده و مطالعه نكرده مي گويد كتاب رجال كشي از كتابهاي معتبر شيعه است. اولا چه كسي گفته است كه از كتابهاي معتبر شيعه است؟ در رجال كشي هم روايات ضعيف است و هم روايات صحيح است. هم روايات مسند است و هم روايات مرفوع ، روايات متصل است، روايات منقطع است. رواياتي كه معتبر است قبول مي كنيم رواياتي كه ضعيف ، مرفوع، منقطع يا موقوف است كنار مي گذاريم . اينجا هم كه روايت داريم سند ندارد و افزون بر اين مي گويد مخالفين شيعه چنين غلطي كرده اند.

قال من خالف الشيعة أصل الشعية مأخوذ من اليهودية.

اين عبارت را آقا حذف مي كند اصلا اشاره هم نمي كند. مشخص است خواهرم يك مذهبي كه پايه و اساسش بر دروغ، افترا، تهمت، اهانت، باشد و ترور و كشتن مخالف از بهترين عبادات باشد بهتر از اين و بيشتر از اين هم از اينها انتظار نمي رود. برادرمان جناب آقاي محمد عمر از زاهدان، برادر عزيزم در شيعه زيديه، اسماعيليه و شيعه اماميه داريم. ما فعلا مدافع شيعه اماميه هستيم و معتقد هستيم كه هر دو مذهب چه زيديه و چه اسماعيليه امر برايشان مشتبه شده است و آنها را ما باطل مي دانيم.

نامگذاري اسم جبرئيل توسط حضرت امير دروغ است، حالا اگر يك آخوندي آمد چنين حرفي زد و يك مداحي چنين حرفي زد، ملاك نيست. ما بارها گفته ايم گفتار مراجع نشانگر عقيده يك مذهب است. اگر مراجع ما گفته اند اسمگذاري جبرئيل توسط حضرت امير بوده، ما يا مي پذيريم يا اگر هم خواستيم نقد بكنيم مي گوييم دليل ما اين است. ايشان كه مي فرمايند فحش و لعن شده است عبادت اينطور نيست كه فحش و لعن عبادت شده باشد. فحش عبادت نيست ولي لعن در قرآن ما يك آيه در سب داريم، آيه ي ١٠٨ سوره ي انعام

و لا تسبّوا الذين يدعون من دون الله فيسبّوا الله عدوا بغير علم.

ولي در قرآن ما ٣٨ يا ٣٧ آيه درباره لعن داريم. لعنت خداي عالم بر شيطان، لعنت خدا نسبت به يهود و نصارا، لعن ظالمين

ألا لعنت الله علي الظالمين.

سوره اعراف، آيه ٤٤ و سوره هود، آيه ١٨

يا نسبت به كاذبين كه مي گويد

و الخامسة أن لعنة الله عليه إن كان من الكاذبين.

سوره نور، آيه ٧

اين لعن در حقيقت طلب دعا من الله است. مي گوييم خدايا فلاني را از رحمتت دور كن. اين در حقيقت خواستي از خداي عالم است. بله لعن عبادت است در آن شكي نيست. اگر لعن عبادت نيست پس اين ٣٨ آيه در قرآن براي چيست؟ و همانطوري كه ما مي گوييم خدايا به فلاني رحمت بفرست يا مي گوييم فلاني را از رحمتت دور كن. اين منطق قرآن است. ولي از آن طرف هم داريم اگر كسي فردي را لعن كند و آن فرد شايستگي لعن نداشته باشد خداي عالم لعن را به لعنت كننده مي فرستد يعني اگر فردي مثلا آقاي زيد را لعن كرده، آقاي زيد آدم خوبي است و صحابه پيغمبر است، جليل القدر است در بهشت است، خداي عالم اين لعنت را به خود همان فرد لعن كننده مي فرستد.

مجري:

آقاي محسن سوالاتي داشتند و بحثهاي خيلي خوبي مطرح كردند كه آقاي علي جمعه و ديگران در مباحثشان توسل را قبول دارند چرا اين را در سايت نمي گذاريد كه بقيه هم بفهمند.

استاد حسيني قزويني:

البته بعضي از اين مطالب را برادر عزيزمان جناب آقاي يزداني و آقاي ابوالقاسمي در بحث كلمه طيبه آورده اند و بعض ديگر را هم انشاءالله خواهند آورد و ما هم در پاسخ قفاري در جلد ٣ و همچنين پاسخ آقاي غامدي در جلد ٢ مفصل بحث توسل را آورده ايم. شايد نزديك ٤٠ مورد از علماي اهل سنت كه معتقد به توسل بودند تمامي اينها را ما ليست كرديم و با بررسي سندي آورده ايم. حالا انشاءالله اگر خودمان بحث توسل را شروع كرديم حداقل ١٠ يا ١٢ جلسه بحث توسل را خيلي عميق و علمي بحث خواهيم كرد.

مجري:

آقاي برقعي رشد علمي مي كنند. با اينكه از دنيا رفته اند! از حجت الاسلام مي رود تا به مرجع تقليد مي رسد!

استاد حسيني قزويني:

جالب اين است كه خانم صفايي زنگ زده بود به آقاي سجودي مي گفت اين بحثهايي كه شما كرده ايد كه در كتاب كشي آمده است، ايشان جواب داد بله در كتاب «اهل بيت از خود دفاع مي كنند» آمده است، اين آقايان چون دليلي ندارند حرفي براي زدن ندارند شروع كرده اند شخصيت سازي كردن! ما نسبت به بعضي از بحثها كه اين آقايان داشتند و شخصيتهاي دروغي داشتند كه فلان آقا حجت الاسلام بوده و حوزه علميه درس خوانده است، در دانشگاه شهيد بهشتي بوده، خواهرش عروس آيت الله العظمي مكارم شيرازي بوده! اينها را ما مطرح كرديم و دروغشان را بر ملا كرديم. اگر راست مي گويند اين بحثهاي گذشته ما را يكي يكي جواب بدهند بعد ما نسبت به برقعي كه از او چه ساخته اند، از قلمداران چه ساخته اند، كه در همان كتابش دهها خلاف قرآن و خلاف سنت است، بحث مي كنيم. آنها عددي نيستند كه ما بخواهيم برايشان بحث كنيم.

آقاي برقعي با اجل خودش مرد و طبق وصيت خودش او را در امامزاده شعيب در روستاي كن، اطراف تهران دفن كردند. حالا دروغ اين آقايان يكي دوتا كه نيست. مي گويند به شتر گفتند گردنت كج است گفت كجاي من راست است؟! آقايان ديگر با اين وضعي كه دارند ما به هر كجا دست مي گذاريم آقا كج است، دروغ است، افترا است، فلان دكتر چنين و چنان بوده، دكتري كه وقتي نظام مي گويد اين آقا جاسوس اسرائيل و جاسوس آمريكا بوده و به جرم عمل لواط اعدام شده است، از او شهيد درست كردند! ملا محمد عمر سربازي به مرگ خودش با سكته مرد مي گويند آقا اين شهيد شده است! آقاي توحيدي تصادف كرده است مرده است اين شد شهيد! يك دفعه اعلام كنيد در ايران هر آخوند سني از دنيا برود شهيد است!

من مات علي حب عمر مات شهيدا!

يكدفعه ما راحت كنيد ديگر! اينطور قضاياي شهيد سازي و افراد گمنام و دروغ سازي و امثال اينها لازم نيست.

مجري:

اينها كار ديگري ندارند ديگر اجازه بدهيد چنين كاري بكنند حاج آقا! چرا اينقدر سخت مي گيريد؟!

استاد حسيني قزويني:

ما حرفي نداريم آقايان بيايند اساسي بگويند هر كس از علماي اهل سنت در ايران از دنيا رفت حالا با تصادف باشد، در خانه اش بميرد، سكته كند، همه اينها شهيد هستند! يكجا شيعه ها در قتل اين دخيل بودند! مي گويند علماي ما در زندان هستند بله در هر كشوري يك قوانيني است عزيز من! چطور شما از علماي اهل سنت در زندان ايران مي گوييد؟ ولي اين علماي شيعه كه در زندانهاي سعودي دارند شكنجه مي شوند از آنها حرفي نمي زنيد؟ اگر در ايران ١٥ تا يا ١٦ تا آخوند سني زندان است ٢ برابر يا ٣ برابرش هم آخوند شيعه زندان است، هر كسي خلاف قانون انجا م بدهد طبق قانون با او برخورد مي كنند. اين همه نزديك ٢ هزار امام جمعه و نزديك ١٨ هزار روحاني كه الان حقوق بگير نظام هستند. چرا در مورد اينها مطلبي نمي گوييد؟ يا آن آقايي كه مي آيد وقيحانه شروع مي كند به بالاترين مقام كشور زشتترين عبارت را نثار مي كند اين را شما با كمال وقاحت و بي حيايي در شبكه مي آييد مطرح مي كنيد انتظار داريد نظام متعرض اين علقه مضغه ها و اين افراد لجن نشود؟

 

 

آيا در كدام يك از حكومتهاي دنيا اگر كسي به بالاترين مقام آن كشور اهانت كند وقيحترين عبارت را بگويد به راحتي از آن مي گذرند؟ وقتي شما قانون شكني مي كنيد بايد تقاصش را هم پس بدهيد. بحث ما نه سياسي است و نه دفاع از يك نظام است. ولي ما مي گوييم قانون در هر كجاي دنيا محترم است. حضرت آيت الله العظمي سيستاني مي گويد در كشور كفر هم كه هستيد شما به قانون آن كشور بايد احترام بگذاريد. شما فرض كنيد رفته ايد فرانسه، رفته ايد لندن آيا مي توانيد چراغ قرمز را رد كنيد؟ مي شود توقف ممنوع بايستيد؟ اگر توقف ممنوع ايستاديد افسر لندن آمد شما را جريمه كرد، آيا داد و بيداد مي كنيد؟ مي گويند چشمت كور، دنده ات نرم! مي خواستي در محل توقف ممنوع پارك نكني تا جريمه ات نكنند.