سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٥٥ - تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه

تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه

کد مطلب: ٥٢٨٧ تاریخ انتشار: ٣٠ بهمن ١٣٩٠ تعداد بازدید: ١٣٨٣ سخنراني ها » شبکه ولايت تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
حبل المتین ٩٠/١١/٣٠

      بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : ١٣٩٠/١١/٣٠

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم.

سلام خدمت بينندگان عزيز. ممنون هستيم كه اين برنامه را انتخاب كرديد و ما را مهمان خانه خودتان قرار داده ايد. قصد داريم در اين برنامه ها مباحث اسلامي تاريخي را كه منشأ اعتقادي هم دارد براي شما به صورت علمي مطرح كنيم.

در خدمت كارشناس محترم حضرت آيت الله دكترحسيني قزويني هستيم. سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزيزم.

استادحسيني قزويتي:

بسم الله الرحمن الرحيم.

سلام عليكم و رحمه الله و بركاته. بنده هم به بينندگان عزيز و گرامي سلام عرض مي كنم.

در رابطه با موانع وحدت عرض كرديم اگر بنا باشد ملاك تعامل شيعه و سني و حتي ملاك تعامل خود اهل سنت با يكديگر گذشته و مطالب نوشته شده در كتاب ها باشد قطعا هيچگاه وحدت و تقريب نه تنها ميان شيعه و سني بلكه ميان پيروان ديگر مذاهب اسلامي اهل سنت هم امكان پذير نخواهد بود. چون در گذشته برخوردهاي تند و خشن و درگيري و كشت و كشتار و امثال اين صورت گرفته كه در صفحات تاريخ همه ثبت شده است.

و ما ان شاءالله به حول و قوه الهي به درگيريهايي كه در گذشته ميان مذاهب اهل سنت بوده چه در كتابهاي معتبرشان و چه در ميدان نزاع و درگيري ها و كشت و كشتاري كه با هم داشتند اشاره مي كنيم و عزيزان خواهند ديد كه اين اختلاف فقط منحصر به شيعه و سني نيست. لذا گفتيم نبايد نسبت به گذشته حساس باشيم و شروع كنيم به كندن قبرهاي گذشته و بيرون آوردن مرده ها!

و اگر بنا است تلك أمة قد خلت شامل صدر اسلام باشد قطعا نسبت به بزرگان و علما هم بايد جاري باشد.

چرا نسبت به كساني كه در حق اميرالمومنين و نسبت به صديقه طاهره و اهل بيت ظلم كرده اند بلافاصله دوستان آيه شريفه

تلك أمة قد خلت

سوره بقره، آيه ١٣٤

را مطرح مي كنند؟ ولي اگر خودشان بخواهند اين مطالب را مطرح كنند ديگر تلك أمة قد خلت. معنا ندارد! و جالب اين بود كه يكي از همين كارشناس ها در شبكه شان مي گفت بياييد بحث كنيم ولي از آن جايي كه مذهب شيعه بنيانگزارش يهودي بوده و مذهبي ساخته و پرداخته است به ما حق بدهند كه عليه آنها هرچه خواستيم بگوييم!

نمي دانم كه اين منطق، منطق كجاست ؟ من گمان نمي كنم حتي در جنگل آمازون هم اين منطق را بپذيرند اگر ما حرف بزنيم ما حق داريم ولي آنها حق اعتراض به ما را ندارند! ما در جلسه گذشته براي بيننده هاي عزيز از بزرگان اهل سنت از احمد بن حنبل، از امام مالك و ديگران مطالبي را در تكفير شيعه نقل كرديم. اگر بنا باشد اين آقايان بگويند ما كسي را تكفير نمي كنيم، شايد متجاوز از صد مورد از بزرگان و استوانه هاي علمي شان در اين زمينه حرف داريم.

در هر عصري مراجع تقليد سخنشان سخن مكتب است. به فرض اگر دو تا فقيه از طرف ما در كتابهايشان مطالب تندي نسبت به اهل سنت داشته باشد بيست نفر هم از بزرگان شما عليه شيعه مطلب دارند.

اگر در گذشته يك سني قرباني اين اختلاف شده باشد. در برابرش ده ها و صد ها شيعه قرباني اختلاف شده اند. لذا گفته ايم نسبت به گذشته ها صرف نظر كنيم.

به قول معروف بر گذشته ها صلوات بفرستيم. الآن بايد ببينيم چه كار بايد كرد.

امام مالك به صراحت مي گويد از آيه شريفه ٢٩ سوره فتح استنباط مي كنم كه همه شيعه ها كافر هستند.

چرا؟

چون اينها(شيعيان) صحابه را دشمن مي دارند. بغض صحابه در دل اينها است.

ما يك سوالي مطرح كرديم. اي كاش اين آقايان كارشناسهاي اين شبكه ها بجاي اين فحاشي و اهانت و جسارتها مي آمدند اين عبارت ابن تيميه شيخ الاسلام خودشان را جواب مي دادند . ما آنجا نشان داديم كه ابن تيميه در كتاب منهاج السنه ج ٧ ص ١٣٧ و ص ١٣٨ همين كتابي كه جديدا در موسسه قرطبه عربستان سعودي سال ١٤٠٦ چاپ شده است.(با تحقيق جناب آقاي محمد رشاد سالم) به صراحت مي گويد:

فإن كثير من الصحابه و التابعين كانوا يبغضونه

بسياري از صحابه و تابعين بغض علي را در دل داشتند.

خودتان هم فرموديد كه بغض علي نشانه نفاق است. نفاق هم كه بدتر از كفر است!

إن المنافقين في الدرك الأسفل من النار.

سوره نساء، آيه١٤٥

چرا به اين جواب نمي دهيد ؟

و يا اين آقايي كه كارشناس مواد مخدر است. اي كاش اظهار لحيه مي كرد كه جناب ابن تيميه مواد مخدري مصرف فرموده بود و اين حرفها را زده است! و يا واقعا عقيده اش اين بوده است؟ عقيده شما چيست. شما هم عقيده تان اين است كه بسياري از صحابه و تابعين بغض علي را در دل داشتند. اگر اين است تكليف اميرالمومنين را براي ما روشن كنيد. آيا علي جزء صحابه است يا نه؟ خليفه چهارم هم نه. داماد پيغمبر هم نه .خليفه اول هم نه. آيا اميرالمومنين به عنوان صحابه مطرح است يا به عنوان صحابه هم مطرح نيست؟

به ما جواب بدهيد.

كثير من الصحابه و التابعين كانوا يبغضونه و يسبونه و يقاتلونه.

نه يك نفر نه دو نفر يعني بسياري از صحابه افراد زيادي از صحابه و هم چنين از تابعين نسبت به اميرالمومنين ناسزا مي گفتند. و با علي مي جنگيدند.

مگر نستجير بالله اميرالمومنين سلام الله عليه مرتد شده است و يا آدم كشته است. خداي نكرده يك جرمي مرتكب شده است. كه مستحق اين عمل صحابه و تابعين بوده ؟ اين را بيايند روشن كنند براي مردم.

آن عزيز از بزرگواران اهل سنت كه گفت ما كسي را كه نسبت به اهل بيت كوچك ترين كم احترامي داشته باشد و محبت اهل بيت را نداشته باشد مسلمان نمي دانيم ، ما خيلي دوست داريم اين بزرگوار و همفكرهايشان بيايند تكليف ابن تيميه را براي ما روشن كنند. اين از سوال هايي است كه ما يقين داريم جوابي برايش ندارند و جزء آن هزاران سوال بي پاسخ است. يا خود آقاي بخاري كه اين همه برايش قربان صدقه مي رويد و برنامه برايش مي گذاريد و ختم بخاري اش را مي گذاريد صراحتا مي گويد:

ما ابالي صليت خلف الجهمي و الرافضي أم صليت خلف اليهود و النصاري.

خلق افعال العباد، ص١٣

براي من فرقي نمي كند كه آيا پشت سر جهمي و شيعه نماز بخوانم و يا پشت سر يهود نماز بخوانم.

حالا من نمي دانم جناب آقاي بخاري پشت سر يهودي هم نماز مي خواندند يا نمي خواندند.

قضيه ي اين چيست؟ آيا پشت سر نصاري هم نماز مي خواند كه اين تعبير را بكار برده و يا نه؟ چون بناست مثال هايي هم كه زده مي شود بر امكانيات زده شود. بر مباحث واقع شده زده شود.

يا ابن تيميه در كتاب الصارم المسلول، ص٥٨٦ به صراحت اعلام مي كند كه شيعه كافر است. و هركس در كفر شيعه شك داشته باشد او هم كافر است!

اين آقا مي گويد ما كسي را تكفير نمي كنيم. پس اين چيست؟

تكفير شاخ و دم دارد؟ اگر ما دروغ مي گوييم بفرماييد اعلام كنيد كه فلاني اين مطلب را به ابن تيميه افترا بسته است.

در كتاب زيارة القبور ص ١٥٦ مي گويد: هر كسي نزد قبر پيغمبر به آن حضرت متوسل بشود

هذا شرك صريح يجب أن يستتاب صاحبه.

اين شرك صريح است.مثل اينكه مرتد شده است. بايد بروند او را توبه بدهند.

اگر توبه نكرد بايد كشته بشود.

آقاي محمد بن عبدالوهاب مي گويد اگر كسي به ملائكه و انبياء و اولياء متوسل بشود و شفاعت اينها را بخواهد

هو الذي احل دماءهم و أموالهم.

اينها اموالشان مصادره خواهد شد. و خودشان هم واجب القتل خواهند بود.

اينها براي ما كاملا واضح و روشن كنند ان شاءالله به حول و قوه الهي اگر بنا شد در مورد توسل بحث كنيم من ده دوازده جلسه نسبت به توسل مطلب بيان خواهم كرد. و قطعا اينها كه هيچ دليل و سخني براي پاسخ ندارند

بهت الذي كفر

سوره بقره، آيه٢٥٨

خواهند شد. من فقط براي نمونه عرض مي كنم كتاب موسوعةالفقهية الكويتية كه امروز يكي از معتبرترين موسوعه هاي فقهي اهل سنت است در ج١٤ ص ١٥٦ در رابطه با توسل مي گويد:

اختلف العلماء في مشروعية التوسل بالنبي

مي گويد:

ذَهَبَ جُمْهُورُ الْفُقَهَاءِ الْمَالِكِيَّةُ وَالشَّافِعِيَّةُ وَمُتَأَخِّرُو الْحَنَفِيَّةِ وَهُوَ الْمَذْهَبُ عِنْدَ الْحَنَابِلَةِإِلَي جَوَازِ هَذَا النَّوْعِ مِنَ التَّوَسُّل سَوَاءٌ فِي حَيَاةِ النَّبِيِّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَوْ بَعْدَ وَفَاتِهِ

اگر اين آقايان دروغ نوشته اند. در شبكه خودتان بياييد بگوييد اين

الموسوعة الفقهية الكويتة

اشتباه كرده است. و يا جناب سبكي از بزرگان و استوانه هاي علمي اهل سنت است و شافعي ها نسبت به او ارادت ويژه اي دارند خودش معاصر ابن تيميه بود. ابن تيميه متوفي٧٢٨ است سبك متوفي ٧٥٦ است. سبكي مي گويد:

أعلم يجوز و يحسن التوسل و الإستغاثه و التشفع بالنبي و جواز ذلك و حسنه من الامور المعلوم لكل ذي دين.

شفاءالسقام، ج٢٩٣

جايز است. و خوب است هم توسل و هم استغاثه به پيغمبر و هم طلب شفاعت از پيغمبر. هر كسي كه يك ذره دين داشته باشد. مشخص است كه توسل و استغاثه به پيغمبر جايز است و مورد تحسين است.

هر كسي بيايد أفعال أنبياء و سلف صالح و علماء و حتي عوام مسلمانان را بررسي كند، مي داند كه توسل امر جايزي بوده.

و لم ينكر احد ذلك من أهل الأديان و لا سمع به في زمن من الأزمان حتي جاء ابن تيميه و ابتدع ما لم يسبق عليهم في سائر الأعصار.

در گذشته احدي هم حرفي نزده است. تا اينكه ابن تيميه آمد و مسئله را براي يك سري افراد ضعيف و پست و كودن تلبيس كرد. ابن تيميهبدعتي گذاشت كه در اعصار گذشته يك چنين بدعتي سابقه نداشت.

فيض القدير مناوي ، شرح جامع صغير جناب سيوطي ج ٢ص ١٧٠ جناب آقاي سقاف از علماي بزرگ اردن است. ايشان هم يك مقدمه دارد بر كتاب ارغام المبتدع الغبي كه مفصل اين مباحث را دارد.

اگر اين آقايان واقعا راست مي گويند به جاي فحش دادن و اهانت و جسارت كردن اينها را جواب بدهند. چرا اينها را جواب نمي دهند؟ و شروع مي كنند به فحاشي و اهانت و جسارت و به مقدسات شيعه بي احترامي كردن. نسبت به ساحت مقدس حضرت ولي عصر ارواحنافداه ركيك ترين عبارتها را بيان مي كنند. عباراتي كه شايسته خودشان و بزرگانشان است نسبت به حضرت ولي عصر اروحنافداه دارند به كار مي برند. نسبت به حضرت زهرا نسبت به حضرت امير نسبت به امام حسين كه محرم امسال اينها بي حيايي را واقعا از حد گذراندند.

مجري:

خيلي ممنون هستيم. اخيرا شبكه هاي وهابي به خاطر سوالي كه در برنامه قبل يكي از بينندگان مسئله جيش أسامه را مطرح كرد و اين حديثي را كه پيغمبر فرمود:

جهزوا جيش أسامه لعن الله من تخلف عنه

اينها را كه حضرت عالي فرموديد و پاسخ داديد مثل اينكه برايشان خيلي گران تمام شده است. من از همكاران عزيزم در اتاق فرمان درخواست مي كنم. قبل از اين كه حاج آقا پاسخ بدهند كليپ ١١٠ را پخش بفرماييد بعد از كليپ، حاج آقا پاسخ را بفرمايند.

كليپ:

آقاي عبدالله حيدري:

ببخشيد آقاي هاشمي اين عبارتي كه من گفتم لعنت به ابوبكر و عمر بخاطر دروغ و روايت جعلي كه بزرگانشان اين را نسبت دادند به اهل سنت.

لعن الله من تخلف عنه (جيش أسامه).

اين دروغي را كه نسبت مي دهند كه گويا نعوذ بالله با يك قاطعيتي صحبت مي كنند كه پيامبر لعنت كرده ابوبكر و عمر را چون در جيش أسامه تخلف كردند. اين لعن بر شماي دروغگو! اين لعنت بر شماي دروغگو! لعن بر شماي دروغگو!

چرا اين طوري دروغ مي گوييد با اين وقاحت با اين خفت و با اين ذلت چرا اينقدر دروغ مي گوييد ؟اين روايت و اين حديث جعلي را اهل سنت روايت كرده اند؟

اين حديث منكري كه جوهره رافضي در كتاب سقيفه آورده و عبدالحسين موسوي رافضي اين را ترويج كرده است اين را شما آمده ايد حديث اهل سنت قرار داده ايد؟

خجالت نمي كشيد؟حيا نمي كنيد؟ از خدا نمي ترسيد ؟ از مخلوقش شرم نمي كنيد؟ از طلاب خودتان خجالت نمي كشيد؟ از زن و بچه خودتان خجالت نمي كشيد؟

واقعا كه چقدر وقاحت مي خواهد. با يك آب و تابي آمده اين روايت را اين حديث جعلي را به عنوان حديث اهل سنت مطرح مي كند.

لعن الله من تخلف عن جيش أسامه.

حديث منكر.

حديث منكر عبدالحسين موسوي آمده تلبيس كرده و استدلال مرسل را درباره اين حديث به كار برده يعني.

رواه مرسلا.

گويا اين را اينطوري وانمود كرده كه استدلال مرسل را درباره اين حديث به كار برده يعني.

رواه مرسلا.

اين را سندش را برداشته چرا ؟چون اين حديث جزء قطعيات بوده چون جزء قطعيات بوده سندش را از آن برداشتند.

مجري:

خيلي ممنون هستيم از همكاران عزيزمان . به هر صورت ما قضاوت را به عهده شما بينندگان عزيز مي گذاريم. حاج آقا چه فرمودند و اين آقا با اين آب و تابي كه لعن و جسارت كرد چه مي گفت!

استادحسيني قزويتي:

من بارها هم گفته ام اين آقايان هر چه كه به خود بنده فحش بدهند، ناسزا بگويند، لعن بگويند به هيچ وجهي دوستان بيننده يك بار هم نخواهند ديد كه بنده از خودم در اين جا دفاع كنم.چون آن ذره كه در حساب نيايد ماييم. اين ها به مقدسات ما فحش ندهند و به حضرت زهرا اهانت نكنند و به حضرت ولي عصر اهانت نكنند. هر شب بيايند يك ساعت به بنده لعن كنند. و الله تالله بالله راضي هستم. يعني ما خودمان را خاك بلكه غبار زير پاي صديقه طاهره و حضرت ولي عصر اروحنافداه مي دانيم. خودمان زن و بچه و هستي ما فداي غبار حرم حضرت امير سلام الله عليه.

بعضي از شبكه ها كه اهانت مي كنند حتي يكي از بزرگان ما از مراجع عظام تقليد گفت فلاني شما به هيچ وجهي حق نداريد در شبكه از من بخاطر اهانت هايي كه مي كنند دفاع كنيد.

ببينيد بحث ما شخصي نيست.

از كوزه همان برون تراود كه در اوست.

ما ديگر نهايت نهايت نهايت جوابمان اگر يك دفعه عصباني بشويم مي گوييم سلام عليكم غير از اين چيز ديگري قرآن به ما ياد نداده است.

بنده خودم نسبت به فحش هايي كه به من مي دهند همان سلام عليكم را هم عرض نمي كنم . شايد اينها بر اهانت يا جواب دادن حمل كنند.

ولي اين آقا كه مي گويد روايتي را جعل كرده اند و به بزرگان اهل سنت نسبت داده اند . اين كتاب الملل و النحل آقاي شهرستاني است. آقاي شهرستاني اگر شيعه است اگر رافضي است براي ما معين كنند. براي ما بيان كنند كه واقعا قضيه چيست؟

به صورت قطعي مطرح مي كند نه به صورت مرسل.

الخلاف الثاني في مرضه أنه قال جهزوا جيش أسامه لعن الله من تخلف عنه.

پيامبر به صحابه گفت كه شما سپاه اسامه را مجهز كنيد. خدا لعنت كند كسي را كه از سپاه اسامه تخلف كند.

الملل و النحل شهرستاني ج ١ ص ٢٣ دوستان هم دارند مي بينند اين نرم افزار شيعه نيست. نرم افزار اهل سنت است. نرم افزار الجامع الكبير. نرم افزاري است كه همين حضرات سلفيها در اردن درست كرده اند.

همچنين آقايان ببينند اين كتاب المواقف است.

مواقف كتاب عضدالدين ايجي است حالا من در اين رابطه باز توضيح خواهم داد. ايشان نقل مي كند از جناب عامدي كه از استوانه هاي علمي و كلامي اهل سنت است. از فارسين ميدان كلام اهل سنت است.

كاختلافهم بعد ذلك عن جيش أسامه.

اختلاف صحابه در اينكه تخلف كردند در جيش أسامه تا آنجا كه پيغمبر فرمود:

جهزوا جيش أسامه لعن الله من تخلف عنه.

خدا لعنت كند كسي را كه از جيش أسامه تخلف كرده.

آقا بفرماييد آيا آقاي عضدالدين الايجي رافضي است؟

آقاي عامدي رافضي است؟

آقاي شهرستاني رافضي است؟

عامدي كسي است كه ذهبي در سير أعلام النبلاء ج ٢٢ ص ٣٦٤ مي گويد:

العلامه المصنف فارس الكلام علي بن محمد عامدي الحنبلي ثم شافعي.

فارس ميدان علم كلام و علم دين، اول حنبلي بوده و بعد شافعي شده مگر اينكه بعد از اينكه شافعي شده باشد رافضي شده باشد! ما خبر نداريم اين آقايان متخصص -موادمخدر يكي از آنها متخصص پنچري است. و آن يكي متخصص كساني هستند كه ته چاه رفته اند- اينها بيايند بيان كنند جناب آقاي عامدي بعد از اينكه حنبلي بود و دوباره آمد شافعي شد، رافضي شده يا نه؟

اين را اگر بيان كنند ما ان شاء الله استفاده خواهيم كرد.

بله. آقاي جوهري و إبن أبي الحديد براي ديگران اين مطالب را نقل كرده اند.

ولي اينكه جوهري رافضي و خبيث باشد. و الله من نمي دانم آن هم از باب همان كه مي گفت مولوي هاي اثني عشري خدا لعنتشان كند.

يعني هر كسي كه آمد به نفع شيعه و يا به نفع نظام شيعه حرف زد اين مي شود رافضي!

حالا يك مولوي طراز اول اهل سنت هم باشد مي شود: مولوي اثني عشري لعنةالله عليه!

حقيقت اين است. در هفته گذشته هم خدمت عزيزان اهل سنت عرض كردم: اگر ما گاهي يك سري مطالبي را مطرح مي كنيم عزيزان اين مسائل بخاطر اين است كه اينها دارند حمله مي كنند به ما و شروع مي كنند به جسارت كردن، اهانت كردن و اهانت به بزرگان ما. اهانت به مقدسات ما و اينكه اين مسائل را بياورند.

عبدالحسين شرف الدين رافضي با اين تعابير زشت و وقيح. آخر اين تعابير از يك عالم سني بعيد است.

ما هم مجبور هستيم در جواب يك سري مباحثي را كه آقايان در كتاب هايشان آورده اند را مطرح كنيم. دوستان اهل سنت به ما حق بدهيد. مادامي كه علماي اهل سنت حوزه هاي علميه داخل كشور،خارج كشور در برابر هتاكي اين شبكه ها قيام نكنند و اينها را از خودشان دور نكنند اعلام بيزاري و برائت از اينها نكنند ما ناگزير هستيم ضرب شصتي نشان بدهيم تا اينها دوباره جرأت حمله كردن به مقدسات ما و آمدن به درون خانه ما را نداشته باشند. اينها خودشان را اهل سنت و نماينده اهل سنت مي دانند! به تعبير حضرات آيات عظام صافي گلپايگاني، نوري همداني، و سبحاني امروز زمان دفاع نيست. هم بايد دفاع كرد و هم بايد هجمه كرد.

ما يك سوالي را طرح مي كنيم . اين آقايان بيايند جواب بدهند. اينها مي گويند:

لعن الله من تخلف عن جيش أسامه.

را ساخته اند به علماي اهل سنت.

نه بيننده اي سوال كرد آقا اين مدركي دارد يا ندارد؟

من هم گفتم اين مدارك است. و هيچ اظهار نظري هم نكردم. گفت عمر ابابكر و عثمان در جيش أسامه بودند يا نه؟

گفتم ابن حجر مي گويد:بودند.

شما برويد اين دعواها را اين لعن و فحش و ناسزا را نسبت به آقاي ابن حجر عسقلاني كه مي گويد اينها در جيش أسامه بوده اند يا نسبت به آقاي عضدالدين ايجي بگوييد . و جالب اين است كه بعد از عضدالدين الايجي سيد جرجاني كه از علماي بزرگ شماست در شرح مناقب ص ٦١٩ همين عبارت را نقل مي كند.

سيد جرجاني كه ديگر شيعه و رافضي نيست!

ما اين سوال را مطرح مي كنيم . در كتاب صحيح بخاري نقل مي كند:

در قضيه صلح حديبيه پيغمبراكرم تصميم گرفت با مشركين مكه صلح كند. جناب خليفه دوم مي آيد خدمت پيغمبر شروع مي كند به پيغمبر اعتراض كردن.

يا رسول الله ألسنا علي الحق و هم علي الباطل قال: بلي قال: أليس قتلانا في الجنه وقتلاهم في النار؟

صحيح بخاري ج ٤ ص ٧٠ ح٣١٨٢ ؛ صحيح مسلم ج٥ ص ١٧٥ حدي ٤٥٢٥

مگر ما حق نيستيم و مشركين بر باطل نيستند؟ اگر ما آنها را بكشيم آنها مي روند به جهنم از ما اگر كسي كشته شود ما مي رويم به بهشت.

آيا پيغمبر هيچ خبر ندارد كه حق است و مشركين باطل هستند؟!

البته اين در شعار خوب است. من عذر مي خواهم از عزيزان اهل سنت ما نتوانسته ايم پيدا كنيم كه جناب خليفه دوم در طول اين مدت ازسال نهم يا دهم بعثت كه مسلمان شده تا سال يازده هجري يك نفر از كفار يا يهود يا مشركين را كشته باشد. ما پيدا نكرده ايم. نمي خواهم جسارت كنم. اگر دوستان سراغ دارند اعلام كنند و بيايند روي خط اعلام كنند يا ايميل بزنند. ما هم آن را نشان مي دهيم. همچنين از جناب أبوبكر و از آقاي عثمان نتوانستيم پيدا كنيم. بزرگان اهل سنت هم گفته اند كه پيدا نكرده ايم.

عمر به پيغمبر مي گويد:

اگر ما بر حق هستيم و شهداي ما در بهشت هستند.

فعلي ما نعطي الدنيه في ديننا؟!

چرا اين قدر ما اين پستي در دينمان را قبول كنيم به عنوان يك پستي در دين و ذلت در دين.

يعني جناب خليفه از صلحي كه پيغمبر پذيرفته است به پستي در دين تعبير مي كند!

اينجا

و ما ينطق عن الهوي إن هو إلّا وحي يوحي.

سوره نجم، آيه٣ و ٤

كجا رفت ؟

و آن آيه شريفه:

وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَي اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا

سوره احزاب، آيه٣٦

كجا رفت ؟ اينها همه تمام شد رفت؟!

بعد پيغمبر اكرم فرمود كه اي عمر!

إني رسول الله لن يضع الله أبدا.

من پيغمبر خدا هستم. و خدا نمي گذارد كه من از بين بروم و ضايع بشوم.

جناب عمر با حرف پيغمبر قانع نشد!

فانطلق عمر إلي أبي بكر.

رفت پيش أبي بكر همان حرفها را زد.

جناب أبوبكر به او گفت: نه! پيغمبر است خدا او را ضايع نمي كند.

در روايت ديگر دارد:

فرجع متغيظا.

فتح القدير، ج٥، ص٥٧

عمر در حالي كه از اين عمل پيغمبر بغض و كينه داشت برگشت.

جناب صالحي شامي از علماي بزرگ شما است مي گويد: در روايت صحيح داريم كه عمر گفت:

والله ما شككت منذ أسلمت إلا يومئذ.

سبل الهدي والرشاد، ج ٥ ص ٥٣

از روزي كه مسلمان شدم تا به امروز در نبوت پيغمبر اينطوري (به اين شدت) شك نكرده بودم!

اگر چيز ديگري است براي ما بيان كنيد. عمل پيغمبر براي جناب خليفه گران آمده است!

مي گويد به خدا سوگند از روزي كه مسلمان شدم مثل امروز شك برايم ايجاد نشده بود.

و جعل يرد علي رسول الله.

بخاطر اينكه سخن پيغمبر را رد مي كرد و زير بار حرف پيغمبر نمي رفت.

آقاي ابن حبان در صحيحش مي گويد:

فقال عمر بن الخطاب: و الله ما شككت منذ اسلمت إلا يومئذ.

بخدا سوگند از روزي كه مسلمان شدم مثل امروز شك برايم ايجاد نشده بود.

جالب اين است در خود صحيح بخاري دارد به خاطر شكي كه عمر كرد اعمال ديگري انجام داد تا كفاره شك و اعتراضش به نبي مكرم بشود.

فقال زهري قال عمر:

فعملت لذلك أعمالا.

بخاطر اين اعتراضي كه كردم اعمال زيادي انجام دادم.

صحيح بخاري، ج٣، ص١٨٢

البته جناب احمد بن حنبل اين را توضيح مي دهد. در مسندش ج ٤ ص ٣٢٥حديث ١٨١٥٢ مي گويد:

قال عمر:ما زلت أصوم و اتصدّق و أصلّي و أعتق من الذي صنعت مخافة كلامي الذي تكلمت بيومئذ.

عمر گفت: من چقدر روز گرفته ام، صدقه داده ام، نماز خوانده ام و بنده آزادكرده ام بخاطر شكي كه آن روز كردم و اعتراضي كه به پيغمبر كردم.

ابن حجر هم در فتح الباري ج ٥ ص ١٤٦ دارد:

لقد أعطيت بسبب ذلك رقابا و صمت دهرا.

به خاطر اين شكي كه برايم ايجاد شد و اعتراضي كه به نبي مكرم كردم چندين بنده آزاد كرده ام يك عمري هم روزه گرفتم!

صحيح بخاري ج ٢ ص ٩٧٨ قضاياي همين اعتراض خليفه را مطرح مي كند. مي گويد:

قال الزهري قال عمر فعملت لذلك اعمالا.

به خاطر اين اعتراضم اعمال زيادي انجام دادم تا كفاره گناه من باشد.

يا اين روايت صحيح را جواب بدهيد و يا بفرماييد كه ابن حجر دروغ گفته و صالحي و شامي دروغ گفته كه اين يك روايت صحيح است! جوابي كه واقعا قانع كننده باشد.

ولي ضرب المثلي است جناب آقاي حيدري عزيز.

من كان بيته من الزجاج فلا يرم الحجر.

آن كسي كه خانه شيشه اي دارد سنگ پرت نمي كند چون جواب سنگ سنگ است.

سنگ اگر برگشت تمام تار و پود زندگي اش مي شكند از هم مي پاشد.

مجري:

مباحث بايد علمي باشد. و ايشان مي توانست بگويد ما اين حديث را نداريم و يا قبول نداريم و ردش مي كنيم . لزومي نبود كه اين مباحث را بگويند كه در هر صورت حضرت عالي با پاسخ علمي جوابشان را مي دهيد.

همانطور كه فرموديد بعضي از آقايان مثل ابن تيميه و ديگران فتوا داده اند كه حتي اگر كسي شيعه را كافر نداند او هم كافر است!

مي خواستم بگويم كه اين آقايان با آن توضيحاتي كه در آن جلسه و مقدمه امروز فرموديد نه تنها به كفر شيعه بلكه به كفر همه مسلمانها فتوا مي دهند.

استادحسيني قزويتي:

در اين رابطه سخن خيلي زياد است. من فقط تعبيري كه خود بزرگان اهل سنت از آقاي محمدبن عبد الوهاب نقل مي كنند همان را براي عزيزان بيننده عرض مي كنم.

كتاب الدرر السنيه في الرد علي الوهابيه از آقاي أحمد زيني دحلان متوفي ١٣٠٤ است.

ايشان مي گويد محمدبن عبد الوهاب تمام مسلمانها اعم از شيعه و سني را كافر و مشرك مي دانست.

و إذا أراد أحد من يتبعهم علي دينهم طوعا يأمرونها بالإتيان بالشهادتين أولا ثم يقولون له اشهد علي نفسك إنك كنت كافرا. و اشهد علي والديك إنهما ماتا كافرين و اشهد علي فلان و فلان إنه كان كافرا و يسمون له جماعة من أكابر العلماء الماضين. فإن شهدوا بذلك قبلوهم و إلا أمروا بقتلهم. كانوا يصرحون بتكفير الأمة من منذ ستمائة سنة و أول من صرح بذلك محمد بن عبدالوهاب. إذا دخل إنسان في دينهم و كان قد حج حجة الإسلام قبل ذلك يقولون له حج ثانيا. فإنّ حجتك الأولي فعلتها و أنت مشرك!

الدرر السنيه، ص٤٦

اگر كسي مي خواست وارد دين محمدبن عبدالوهاب شود دستور مي داد اول بايد شهادت به وحدانيت خدا بدهي و بعد هم شهادت به نبي مكرم بدهي و شهادت سوم گواهي بدهي كه قبلا كافر بوده اي و با ورودت به دين ما تازه داري مسلمان مي شوي! بايد شما شهادت بدهي كه پدر و مادرت كافر از دنيا رفته اند! تعدادي از علما و بزرگان گذشته را نام مي بردند. بايد شهادت بدهيد كه اينها همه كافر هستند. اگر اين مسلمانها شهادت مي دادند به اين قبول مي كردند وگرنه دستور مي دادند اين ها را بكشند و گردن بزنند. در طول اين ششصد - هفتصد سال گذشته مي گفتند تمام مسلمانها در امت اسلامي همه كافر بودند. اول كسي كه آمد امت اسلامي را اعلام كرد همه كافر بودند آقاي محمدبن عبدالوهاب بود. اگر يك كسي مي خواست وارد دين محمدبن عبدالوهاب بشود. هرچند قبلا حج واجب انجام داده بود مي گفتند دوباره بايد بروي حج را انجام دهي. قبلا خيال مي كردي كه مسلمان هستي خيال مي كردي كه مي گفتي: اللهم لبيك دچار توهم شده اي كه اطراف بيت الله الحرام طواف مي كردي. نماز كه مي خواندي اشتباهي بود كافر بودي! تمام حجي را كه انجام دادي در حال شرك انجام دادي!

حالا اين دين چه ديني است ما نمي دانيم! آقايان از زيني دحلان سوال كنند.

دريادار سرتيپ أيوب صبري متوفاي سال ١٣٠٨ معاصر آقاي زيني دحلان و سرپرست مدرسه عالي نيروي دريايي دولت عثماني بود كاملا معاصر با جنايات وهابيت بوده است . او در كتاب تاريخ وهابيان ص ٣٣ از قول آقاي عبدالعزيزبن سعود كه تحت تأثير سخنان محمدبن عبدالوهاب قرار گرفته بود اعلام كرد اگر ما بخواهيم صداي خودمان را به همه مسلمانها برسانيم به بغداد برسانيم بايد تمام اين شهرها را تصرف كنيم. و بخاطر اينكه اگر بخواهيم كه صداي وهابيت و صداي محمدبن عبدالوهاب را به جاهاي ديگر برسانيم.

و لاجل تحقق هذا الامل فلابد أن نجتثّ دابر علماء العامه الذين يدعون أنهم يتبعون سنة السنيه و الشريعة المحمدية العليه. بعبارة أخري نستاصل شأفة المشركين الذين يسمون أنفسهم بإسم علماء أهل السنه.

براي رسيدن به اين آرزو بايد دم علماي اهل سنت را ببريم اين علماي اهل سنتي كه ادعا مي كنند تابع سنت پيغمبر و شريعت محمديه صلي الله عليه و آله و سلم هستند.

-آقاياني كه يك سره كليپ پخش مي كنند دقت كنند- مي گويد اگر ما بخواهيم فرهنگ وهابيت را منتشر كنيم بايد تمام علماي اهل سنت را از دم شمشير بگذرانيم.

الفباي فكري وهابيت كشتن مردم است.

در ص ٩٥ چاپ مصر ٧٤ فارسي مي گويد:

سعودبن عبدالعزيز در سال ١٢١٨ به هنگام تسلط در مكه مكرمه بسياري از علماي اهل سنت را بي دليل به شهادت رساند و بسياري از اعيان و اشراف را بدون هيچ اتهامي به دار آويخت.

در طائف سال ١٢١٧ اهل سنت را قتل عام كردند زن و مرد و پير و جوان همه را قتل عام كردند.حتي زيني دحلان و ديگران مي گويند:

كانوا يذبحون الطفل الرضيع علي صدر أمّه.

بچه شيرخواره را در دامن مادر سر مي بريدند.

ما به حول و قوه الهي در رابطه با الفباي فكري وهابيت در جلسات آينده با بينندگان عزيزمان سخن زياد خواهيم داشت.

مي گويند عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد. شما اين كليپ ها را پخش بفرماييد، ما هم مستنداتمان را براي عموم مردم دنيا از كتابهاي خود شما اعلام مي كنيم .بعد معلوم مي شود كه قضيه از چه قرار است!

تماس بينندگان:

مجري:

خيلي ممنون هستيم. دوستان عزيزم اعلام مي كنند كه جناب آقاي احمدي از گيلان از برادران اهل سنت پشت خط هستند. سلام و عرض ادب دارم خدمت اولين بيننده عزيز كه روي خط آمده اند.

بيننده:

خسته نباشيد. من از آقاي قزويني يك سوال دارم كه مي گويند كه ما بايد ظرفيت داشته باشيم من خودم اهل سنت هستم. و مذهب شافعي هم دارم و هيچ اعتقادي به وهابيت ندارم.

و اين آقاي قزويني كه مي گويند ما بايد وحدت داشته باشيم. فردي از علماي شما كه خودش را عالم مي داند و اسمش آقاي دانشمند است واضح مي گويد هر چه سني است حرام زاده است. آقاي قزويني اين را بايد براي من جواب بدهد كه چرا ايشان اين تهمت را به اهل سنت زده اند.

استادحسيني قزويتي:

البته اين صحبت مربوط به هفده يا هجده سال قبل است. ايشان از دوستان نزديك ما است و از من هم حرف شنوي دارد و نسبت به ما محبت فوق العاده دارد. حدود هفت يا هشت سال قبل بنده خودم ايشان را دعوت كردم منزل. صحبتي داشتيم ايشان گفت اگر يك جلسه اين طوري گفتم جلسات متعدد هم تجليل كرده ام. و بعد هم گفت الآن به اين نتيجه رسيده ام روشم در گذشته تند بود. ايشان بعد از آن چند تا از سي دي هايش را به من داد از جمله اينكه در خرم آباد منبر رفته بود و در آنجا از اهل سنت تجليل كرده است.

شما مي گوييد كه صحابه آمده اند در جنگ جمل در جنگ صفين ١٥٠ هزار نفر را كشتند بعد رفته اند توبه كرده اند و اهل بهشت شده اند. حالا يك انسان فحشي داده است بعد آمده مي گويد من پشيمان هستم توبه كردم. درشبكه ها هم آن فحش را نقل مي كنند و هم آن تجليلش را نقل مي كنند.

واقعا

الحمدلله الذي جعل اعداءنا من الحمقا.

فرضا هم جناب آقاي احمدي بزرگوار اگر يك عالم شيعه چنين حرفي را مي زند علماي وهابي و يا علماي اهل سنت هم موارد متعددي نه يك مورد و نه دو مورد و نه سه مورد ده ها مورد را آورده اند حالا ما نمي خواهيم آن را روي آنتن ببريم. ولي ببينيد برادر بزرگوار من ملاك آقاي دانشمند و آقاي احمدي و فلاني نيست.شما ببينيد بزرگان ما مراجع ما آن هايي كه نظرشان نظر شيعه است، چه چيزي مي فرمايند. اگر آنها يك حرفي زدند. ما موظف هستيم كه دفاع كنيم. اينكه ما اينجا الآن شش هفت سال است مي گوييم اهانت به مقدسات اهل سنت

ذنب لا يغفر.

گناه نا بخشودني است.

چرا اينها را مورد توجه قرار نمي دهيد؟ حداقل ما دوست داريم كه عزيزان ما يك مقداري با چشم انصاف نگاه كنند يك كسي يك زماني اشتباه كرده و پشيمان شده است. آيا درب توبه براي آقايان اهل سنت باز است ولي براي شيعه بسته است؟

مجري:

جناب آقاي اثني عشر از اهواز. سلام و عرض ادب دارم بفرماييد.

بيننده:

بسم الله الرحمن الرحيم.

با سلام

سوالي داشتم از جناب آقاي دكتر. اخيرا شبكه هاي ضاله مساله اي را روي آنتن برده اند مبني بر اين كه آقاي دكتر قبلا يك سخنراني در مهاباد استان كردستان داشته اند و در آن خواهش كرده اند هر كسي در جمهوري اسلامي ايران عقيده وهابي داشته باشد اعدام شود. مي خواستم كم و كيف اين جريان را از خود آقاي دكتر بشنوم .

اگر ممكن است از حاج آقا يك درخواست ديگر هم داشتم اگر اجازه بفرماييد. شماره حساب را لطف كنند شايد مردم نذري داشته باشند.

مجري:

خدا به شما خير دهد.

استادحسيني قزويتي:

شماره حسابي به نام خود شبكه است. و مسئوليتش هم با بنده است. دوستاني كه نسبت به بنده بزرگواري و عقيده دارند از همان بدو شبكه متعهد شدند كه هزينه هايي را بدهند .اخيرا با وضع دلار كه تقريبا دو برابر رفته بالا و واقعا خيلي كمر شكن است چون ما تقريبا نزديك پنجاه شصت يورو مي دهيم و حدود سي چهل هزار دلار مي دهيم. و تقريبا در اين ماه نزديك پنجاه يا شصت ميليون و يك مقدار از آن هم تجاوز كرد.

فشارهاي زياد عمدتا روي دوش بنده است. و از آن طرف دوستان اصرار دارند بخش عربي را راه بياندازيد. بخش اردو راه بياندازيد، بخش انگليسي راه بياندازيد، بخش تركي راه بياندازيد. حتي ماه گذشته از شركتي كه با آن قرارداد داريم خواستم برنامه نايل ست را قطع كنند. چون با اين وضع كه فقط براي مناطق عرب نشين پخش مي شود ما نزديك سي وپنج يا چهل وپنج ميليون هزينه مي كنيم .

اگر دوستاني مي توانند در اين زمينه تعهد بدهند تعهدي كه به آن عمل كنند فقط شعار نباشد ما آمادگي داريم و امتحان مان را هم در اين دو سال داده ايم. و خط و خطوط ما هم كاملا مشخص است. ما هم ان شاء الله بخش عربي را هفته آينده و لو هر شب يك ساعت به صورت زنده پخش خواهيم كرد تا برسيم به جايي كه ان شاء الله بيست و چهار ساعته بخش عربي را فعال كنيم.

ان شاء الله شايد براي بعد از عيد هم براي پخش انگليسي و اردو اقدام كنيم. اولا توكل بر خداي عالم و كمك گرفتن از ساحت مقدس ولي عصر و در مرتبه دوم كمك و ياري شما بينندگان عزيز و گرامي و دلباخته اهل بيت.

به نظر من اگر كسي مي خواهد ثلثي را وقف يا هديه كند شبكه ولايت از بهترين و با ارزش ترين جاهايي است كه براي نشر فرهنگ اهل بيت است.

البته آقايان مراجع هم كه ما خدمتشان بوده ايم بعضي به صورت مطلق و تمام اجازه دادند كه ما صددرصد وجوهات را صرف كنيم در اين شبكه بعضي از آقايان هم گفته اند نصفش را صرف كنيد اگر ضرورت داشت بيش از نصف را هم اجازه مي دهيم. بعضي ثلث گفته اند و در صورت نياز حتي بيشتر از ثلث. مراجع بزرگوار در طول اين دو سال كار ما را ديده اند و بزرگواري دارند .

البته من گفتم هر كس مي خواهد وجوهات بدهد خودش هماهنگي كند .

حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي بارها گفته اند هر كس از مقلدين و دوستان ما بخواهند به شبكه كمك كنند ما صددرصد آن را قبول داريم. اگر بخواهند رسيد هم به آن ها مي دهيم. ولي نسبت به ديگر مراجع مقداري براي ما مشكل است. و خود دوستان مراجعه كنند.

اما در رابطه با فرمايش اول جناب آقاي اثني عشري كه اين شبكه هاي ضاله برنامه اي كه تقريبا مربوط به سه يا چهار سال قبل بود را نمايش مي دهند كليپي پخش مي كنند كه جمهوري اسلامي هركسي عقيده وهابي داشته باشد را اعدام مي كند.

من گفته ام الفباي فكري وهابيت براندازي جمهوري اسلامي است. براندازي هر نوع حكومت شيعي است. همين جناب آقاي ملك عبدالله چند روز قبل در خبرها پيچيد ايشان گفت كه من براي جنگ عراق با ايران بيست ميليارد دلارخرج كرده ام. براي نجات كويت از حمله صدام چهل ميليارد دلار خرج كردم.

حاضر هستم براي سقوط حكومت شيعي نوري المالكي و جلوگيري از فرهنگ شيعه بيايم ٢٥٠ ميليارد دلار خرج كنم. امروز هم ما خوانديم خود آقاي محمدبن عبد الوهاب اصلا نه تنها شيعه بلكه مي گويد هر سني هم كه جلوي نشر فرهنگ ما را بگيرد بايد كشته شود.

شما مراجعه كنيد كتاب هاي ابن تيميه و كتاب هاي محمدبن عبدالوهاب نظريات آقاي بن جبريل يا آقاي صالح فوزان روي سايت هاي مختلف است. ببينيد آيا الفباي فكري وهابيت انفجار و انسان كشي هست يا نيست؟

تاريخ وهابيت را ببينيد كشتاري كه در طائف داشتند در مكه داشتند و در كربلا داشتند و در نجف داشتند و در مدينه داشتند. در حمله به مكه كشت و كشتاري كه داشتند مردم چه گناهي كرده بودند به چه جرمي مردم را كشتند؟ جز اينكه گفتند ما حاضر نيستيم عقيده شما را بپذيريم. اگر آزادي عقيده است اينها چيست؟

و از آن طرف هم يك بحث سياسي پيش كشيدند. گفتند كه جمهوري اسلامي هيچ رودروايستي ندارد چه شيعه و چه سني.

در اهواز چند نفر شيعه فريب وهابيت را خورده اند انفجار هم انجام داده اند. جمهوري اسلامي هم طبق قانون بالاي دار فرستاد. در چابهار هم چند نفر سني آمده اند انفجار انجام داده اند جمهوري اسلامي اينها را هم بالاي دار فرستاد.

نه تنها جمهوري اسلامي آيا عربستان سعودي چنين كاري نمي كند؟ ديگر كشورهاي اسلامي اگر كسي به فكر براندازي باشد جايزه به او مي دهند ؟يا با آنها برخورد مي كنند؟ من از بينندگان عزيز عذر مي خواهم ديگر ناگزير هستم هفته قبل مي خواستيم كليپي را پخش كنيم جناب آقاي محسني فرمودند: فعلا درست نيست.اين كليپ قسمت اولش مشكلي ندارد. قسمت پاياني اش من تقاضا دارم عزيزان ما بچه هاي كوچك را از پاي تلويزيون ببرند كنار. يك كليپي را پخش كنيم تا اين آقايان ببينند قضيه از چه قرار است.

كليپ:

اينجانب محمديوسف سهرابي.

اينجانب مولوي عبدالقدوس ملازاده.

بنده حبيب الله بزرگ زاده هستم.

من ياسر ستوان.

اينجانب ابراهيم ميركاظمي.

من عبدالرشيد ملازاده هستم.

بنده مولوي عبدالزكريا حسيني.

بنده محمديوسف سهرابي نكهچي فرزند علي محمد تابع شهرستان نيك شهر به جرم همكاري با گروه تروريستي عبدالمالك دستگير شدم آمدم به ايرانشهر چاه جمال پيش مولوي عبدالقدوس.

مولوي عبدالقدوس مدير مدرسه چاه جمال بود. در خانه اش آمدم و با او صحبت كردم كه يك كارهايي در ايرانشهر انجام بدهيم. انفجارهايي انجام بدهيم.

مولوي عبدالقدوس ملازاده:

اينجانب مولوي عبدالقدوس ملازاده فرزند ملا عبدالغفور متولد سال ١٣٤٩ ساكن شهرستان ايرانشهر چاه جمال دستگير شدم به جرم همكاري با گروه عبدالمالك.

قضيه از اين قرار بود كه آقاي محمد يوسف آمد منزل من و در آخرين ديدار با من مطرح كرد كه من مي خواهم يك نهضت جهادي در بلوچستان راه بياندازم و يا در اماكن خاصي افراد دارم و مي خواهم بروم پاكستان.

و ما اگر بياييم و افراد بياوريم اينجا جا براي ما پيدا مي شود. جا پيدا مي كنيد. منزل است؟

من هم گفتم پيدا مي شود بله پيدا مي كنم.

محمديوسف سهرابي:

و بنده به همراهي سه طلبه يكي به نام ابراهيم ميركاظمي، حبيب الله بزرگ زاده و ياسرستوان به طرف دو راهي گورناك آمديم. در همين راه كه مي آمديم اين سه طلبه پيشنهاد كردند: شما براي عمليات انتحاري آماده هستيد؟

وسايلي كه اين تيم آوردند در مكتب خانه خواهران چاه جمال پياده كردند عبارت بودند از يك بلبل و يك آرپي جي هفت و يك كلاشينكف و يك كلت و بقيه وسايل موادمنفجره بودند و آنجا را خالي كردند.

من و مولوي عبدالقدوس و اين بچه ها كه عبارت بود از ياسر، صلاح الدين، سيف الله ملاعلي اينها را برديم در همان مكتب خانه خواهران و از آنجا دوباره براي استراحت و خواب آمديم خانه مولوي عبدالقدوس.

بعد از ناهار جلسه داشتيم كه يكي از برنامه هايشان اين بود كه حاج آقاي سليماني يك همايش دارد با علماي اهل سنت. اين ها برنامه شان اين بود كه در همين جلسه انفجار كنند.

مولوي عبدالقدوس ملازاده:

كارهايي را ما بايد انجام مي داديم در ايرانشهر افراد شاخص اين شهر چه كساني هستند. كه ما آن ها را هدف قرار بدهيم. محمديوسف اسم امام جمعه را گرفت كه امام جمعه هم هدف گرفته بشود خوب است.

محمديوسف سهرابي:

در جلسه آنجا صحبت شد مولوي عبدالقدوس پيشنهاد داد و گفت كه فرماندار بايد زده بشود و رئيس ثبت احوال بايد زده بشود. و من پيشنهاد كردم و گفتم كه امام جمعه و نمازگزاران زده شوند.

مولوي عبدالقدوس ملازاده:

كه آنها رأيشان بر اين بود كه اگر بشود در مساجد انفجاري به وجود بياوريم. و يا به نحوي ديگر كه موفق بشويم و بالاخره در آن مسجد كاري كنيم.

محمديوسف سهرابي:

شام شد و شام خورديم بعد از شام.

استادحسيني قزويتي:

ببينند اين اعتراف خود آقايان است. مي گويد حوزه علميه خواهران را مملو از مواد منفجره كرديم، ما امام جمعه را بايد بكشيم. رئيس ثبت احوال را بايد بكشيم. فرماندار را و اين انفجار بايد در مسجد انجام بگيرد. عجيب است مي گويد بايد اين انفجار در مسجد انجام بگيرد. و نمازگزاران هم بايد كشته شوند.

اين الفباي فكري وهابيت است. محمد بن عبدالوهاب فكرش اين است. ابن تيميه فكرش اين است. آيا اگر چنين قضيه اي در عربستان سعودي اتفاق بيافتد دولت عربستان سعودي نازشان را مي كشد؟

آقايان شايد بگويند اينها در فشار بودند و اعتراف كردند!

نه !اين ها خودشان مي دانند كه اعدام مي شوند چه اعتراف بكنند و چه اعتراف نكنند. جرمشان مشخص است.

بله اگر كسي اعتراف كند به بهانه خلاصي از زندان يا تقليل مدت زندان شايد بتوان گفت در فشار بودند ولي قضيه اين است كه اين آقايان كاملا با اختيارشان دارند اين حرفها را مي زنند.

حالا ادامه اعترافات اين ها را ببينيد.

محمديوسف سهرابي:

ابراهيم عبدالقدوس اين چهار نفر كه ياسر و صلاح الدين و سيف الله و ملاعلي بودند. همراه شديم رفتيم در همان مكتب خانه خواهران در آنجا كه جاي مستقرشان بود رفتند.

و من و عبدالقدوس برگشتيم و من رفتم در دفتر مدرسه خوابيدم و مولوي عبدالقدوس در خانه خودش رفت و در همان شب ساعت ٣ دستگير شديم.

استادحسيني قزويتي:

عزيزان در گوشه فيلم آرمي كه ديدند. اين آرم صدا و سيماي جيحون زاهدان است. يعني اين برنامه چندين بار از صدا و سيماي رسمي جمهوري اسلامي منطقه استان سيستان و بلوچستان پخش شده است.

الآن اين تفكر را كه اين آقا مي گويد ما تابع عبدالمالك ريگي هستيم در قضيه تاسوكي كه حدود ٢٢ نفر انسانهاي بي گناه را شبانه كشتند. و يك انساني را مثل حيوان سر بريدند. اين را هم عزيزان ببينند.

مجري:

ببخشيد حاج آقا يك تذكر ديگر هم بدهيد. دوستان ما بچه هايي كه پاي گيرنده هستند حتما ببرند كنار .چون اين صحنه ها خيلي دلخراش است من از حاج آقا خواهش كردم بعضي از صحنه ها را نشان ندهند اصلا اينها را شطرنجي كنيد كه ديده نشود خيلي صحنه ها و جنايت ها سنگين است.دوستان همكاري كنند كه انشاء الله خاطره بدي نشود.

استادحسيني قزويتي:

فيلم را بينندگان عزيز ديديد. اين جنايات جزئي از الفباي فكري وهابيت است جالب اين است اين فيلم را توسط عبدالمالك ريگي در سي دي قرار دادند و براي ايجاد رعب و وحشت در كل استان سيستان و بلوچستان منتشر كردند. اينها در برنامه بعدي بچه هاي هشت و نه ساله را مي برند بيابان آدم كشي و شيعه كشي را به اينها ياد ميدهند. بينندگان ببينند.

اين بچه هفت يا هشت ساله است اينها را مي برند. حالا ما بخشي از قسمت ها را كه چاقو مي دهند دست بچه ها سانسور كرده ايم كه الآن نمونه اش را دوستان مي بينند.

مجري:

لا إله إلا الله.

چه كارهايي مي كنند.

استادحسيني قزويتي:

آنچه را بينندگان ديدند الفباي فكري وهابيت است . ما نمي خواستيم كار به اينجا كشيده شود. اينها كه دارند بي حيايي مي كنند و اين آقا عربده مي كشد شيعه چنين است و ما چنان هستيم. و افترا مي بندند به ما و آزادي عقيده در جمهوري اسلامي نيست. اين نمونه اش است.

اين را هم كه عزيزان دارند مشاهده مي كنند فيلم عزاداري شيعيان پاكستان است كه با انفجاري كه انجام دادند. بيش از ٢٠٠ نفر را به خاك و خون كشيدند.بينندگان ببينند صداي يا حسين مردم به گوش مي رسد.

مجري:

اين هم كه مال نجف است حاج آقا.

الله أكبر

استادحسيني قزويتي:

اين هم انفجار كنار حرم حضرت علي سلام الله عليه است.

مجري:

اين صحنه هم خيلي دلخراش است.

استادحسيني قزويتي:

بله. دوستان عزيز اگر بزرگواري كنند بچه هاي كوچك و يا خانم هايي كه نمي توانند ببينند لطف كنند نگاه نكنند اينها تعدادي از بچه شيعه ها را اسير كرده اند و دستشان را بسته اند دارند در همان لحظه تير خلاصي مي زنند.

بينندگان ببينند.

اين شعر رهبر وهابي هاي عراق است. كه دارند مي خوانند.

اين هم نمونه اي از الفباي فكري وهابيت است. بينندگان عزيز ببينند. اينها حتي مي گويند ما براي كشتن حيوان منع داريم.

حالا اين آقايان چه گناهي مرتكب شده اند كه بايد به اين شكل دست بسته و پا بسته بايد به رگبار بسته شوند؟

اين هم يك انسان شيعه است. دستگير كرده اند آب دهان مي اندازند به صورت او و بعد مثل يك گوسفند .....

از بينندگان عزيز تقاضا دارم آنهايي كه طاقت ديدن اين صحنه ها را ندارند لطف كنند نگاه نكنند. اين هم نمونه اي از جنايات در پاچنار است كه اينها مي گويند ما آدم نمي كشيم الفباي فكري وهابيت بفرماييد.

آيا حيوان را ما اجازه داريم اين طور مثله كنيم. آقاي هاشمي و حيدري خجالت بكشيد حيا كنيد و شرم كنيد از خدا با اين پرونده سياه و ننگين .

اين هم يك افسر عراقي است. محاكمه اش مي كنند اين را هم مثل گوسفند مي خوابانند زمين سرش را مي برند. براي اينكه ثابت كنند كه الفباي فكري ما الفباي فكري انسانيت است!

شما ببينيد در دنياي وحشي ها با هم نوعان خودشان اين طوري معامله مي كنند كه وهابي ها اين طور مي كنند. آيا پيغمبراكرم با مخالفينشان اين طوري كرد كه شما داريد مي كنيد.

حالا ما از اين قبيل كليپ ها الي ماشاءالله داريم دوستان مي توانند مراجعه كنند به سايت وهابيت و اسلام و وهابي دات كام.

اين جنايت هايي كه اينها در طول اين مدت مخصوصا بعد از روي كار آمدن محمد بن عبدالوهاب انجام داده اند. اين ها را مراجعه كنند ببينند كه آيا اين الفباي فكري وهابيت الفباي آدم كشي است يا نه؟

الفباي ترور است يا نه؟

الفباي جنايت است يا نه؟

الفباي مبارزه با هر حكومت شيعي است يا نه؟

شما عزيزان اهل سنت بفرماييد اگر يك چنين فردي و لو يهودي باشد و چنين تفكري داشته باشد حكمش چيست؟

بايد رفت نازش را كشيد؟

احترامش كرد؟ هديه داد به او ؟و يا نه !اين تفكر، پاداشي جز بالاي چوبه دار ندارد؟ شايد هم چوبه دار براي اينها خيلي كم است.

اينها صحبت هاي بنده را پخش مي كنند و تصاويري از مولوي عبدالقدوس و مولوي سليمي را پخش مي كنند!

اين هم اعتراف هاي خودشان. اگر يك مقدار بي حيايي كنند ما بعضي از بخش هاي ديگر اين اعتراف ها را كه واقعا قلب هر بيننده را به درد مي آورد و حتي خود علماي بزرگ اهل سنت آنها را محكوم كردند را نمايش خواهيم داد. البته ما اهل سنت را از اين تفكر كاملا مبري مي دانيم. علماي بزرگوار اهل سنت اين عمل را محكوم كردند. حتي خود عبدالحميد يكي از كساني بود كه عملكرد اين ها را محكوم كرد و ما اعتراف ها و محكوم كردنش را هم داريم اگر نياز شد همان را هم پخش خواهيم كرد.

از ميان علماي اهل سنت شايد كمتر از نيم درصد در حد خيلي اندك يعني از هر هزار نفر شايد يك نفر يا هرده هزار نفر يك نفر اين تفكر را دارد و گرنه علماي اهل سنت براي ما عزيز و بزرگوار هستند. هم نسبت به شيعه احترام دارند. و هم نسبت به نظام شيعه احترام دارند. حتي همين آقاي دهواري ما چندين جلسه داشتيم. با اينكه تفكر سلفي داشت ايشان در جلساتي كه در مكه بود از شيعه دفاع مي كرد حتي خودش در جلسه اي كه بيش از ٢٠٠ نفر از علماي اهل سنت در استانداري زاهدان بودند ايشان گفت در جلسه اي در مكه يكي از وهابيها گفت شيعه ها معتقد به تحريف قرآن هستند.

گفت من بلند شدم. آنجا گفتم آقا ما داريم با شيعه زندگي مي كنيم اينها دروغ است اينها افترا است. همان قرآني كه ما داريم. عين همان قرآن را شيعه دارند. قرآن شيعه ها نه يك آيه و نه يك حرف و كلمه با قرآن هاي ما تفاوت ندارد. ما اينطور روحانيون هم داشتيم و الآن هم داريم.

اينها حمل بر اين نباشد كه خداي نكرده ما نسبت به علماي اهل سنت و يا عزيزان اهل سنت بخواهيم كم مهري كنيم.

مجري:

عذرخواهي مي كنيم از بينندگان عزيز مجبور بوديم اين مباحث و تصاوير را پخش كنيم به خاطر اين كه خيلي به شيعيان بي ادبي و جسارت مي كنند.

جناب آقاي ولايتي از چابهار از برادران اهل سنت.

بيننده:

سلام خدمت حاج آقا قزويني و مجري گرامي.

من سوال داشتم در مورد موضوعي كه مطرح شد در مورد عمر شما فرموديد كه عمر يك يهودي را هم نكشته ولي من مي گويم همين اسلامي كه من و شما داريم به بركت چه كسي داريم؟ حتي اسلام در زمان اهل سنت به روم و اروپا هم رسيد.

و سوال دوم نبايد كه هر عالمي را اهل سنت بناميم.

مجري:

دوست عزيز شما توجه نكرديد حاج آقا فرمودند از سال نهم كه ايمان آورد تا سال يازدهم كه حضرت رسول از دنيا رفتند به هر صورت صحنه جنگ و جهاد و معركه بود همه صحابه در جنگها و غزوات مختلف شركت و مقاتله كردند. حاج آقا سوال كردند كه آيا يك چنين چيزي در كتب اهل سنت است كه جناب خليفه اول يا جناب خليفه دوم يا جناب خليفه سوم فردي از دشمنان را كشته باشند؟ حاج آقا گفتند ما نديده ايم. اگر شما ديديد لطف كنيد ما را ارشاد كنيد.

بيننده:

من اطلاعات ديني زيادي ندارم ولي سوال بعدي اين بود نبايد هر عالمي را از علماي اهل سنت بناميم علماي اهل سنت ما در ايران جناب مولانا عبدالحميد است و علماي ديگر را كه به نام علماي اهل سنت مي گويند نبايد آنها را اهل سنت بدانيم. و سوال ديگر از جناب آقاي قزويني آيا شما شكي داريد بر اينكه ام كلثوم دختر حضرت فاطمه رضي الله عنها بوده اند يا نه؟

در آن كليپي كه شبكه كلمه پخش كرد چه ادعايي داريد كه مي گوييد ام كلثوم دختر حضرت زهرا بودند؟

استادحسيني قزويتي:

جناب آقاي ولايتي ما هم گفته ايم علماي اهل سنت حسابشان از آنهايي كه اينطور فريب مي خورند جداست. ما گفته ايم شايد از ده هزار نفر يكي دو نفر دارند اين طور فريب مي خورند. ما از علماي اهل سنت تجليل كرديم. گفتم كه اينها عزيزان ما هستند. در طول اين سي سال برخي از علماي شيعه هم به فكر براندازي نظام بودند و اعدام شدند و بالاي چوبه دار رفتند. اينها تنها اختصاص به علماي اهل سنت ندارد. يعني عالم بودن مصونيت نمي آورد.

مجري:

حاج آقا اين بخش اول را اجازه بدهيد من توضيح بدهم. سوالي كه شما چرا در مورد خليفه اول اينطور مطرح مي فرماييد. حاج آقا فرمودند ما كتابها را جستجو كرديم و در كتب تاريخي نديديم كه در اين بيست و سه سال زحمت پيامبر گرامي اسلام كه حضرت علي عليه السلام اين همه جنگ و جهاد و ارشاد داشته و خيلي از صحابه ديگر ولي ما درباره اين سه خليفه اين موارد را نديديم. اگر هست به ما اطلاع بدهيد. در جلسه اي با حضورحاج آقا شايد پنج يا شش سال قبل تعدادي از دانشجويان اهل سنت بودند. مباحث تندي رد و بدل مي شد. يكي از برادران اهل سنت دانشجوي كارشناسي بود گفت حاج آقا شما اينقدر مي گوييد علي علي علي علي و اين قدر در موردش صحبت مي كنيد. و مي گوييد علي اين كار را كرد و علي اين كار را كرد با همين تعبير هم صحبت مي كرد علي اين كار را كرد علي مثلا اين را كشت علي آن را كشت و اين همه مباحث را در مورد علي عليه السلام مي گوييد ايشان يك صحابي بود خليفه اول و خليفه دوم و خليفه سوم هم صحابي بودند. اين فضايلي را كه براي حضرت علي عليه السلام نقل مي كنيد براي اين صحابي ها هم نقل كنيد. حاج آقا پاسخ زيبايي دادند. فرمودند ما در تمام كتب گشتيم هيچ چيزي نديديم كه بگويند اين بزرگواران از صحابه رفتند خودشان اين كار را كرده باشند. اگر شما در اين كتب پيدا كرديد كه اين سه خليفه اول و دوم و سوم با كمك هم توانسته اند يك حيوان و چهارپا از دشمن را كشته باشند نه يهود و كفار و مشركين را شما بزرگواري كنيد ارشادي بفرماييد ما هم اين مباحث را ياد بگيريم. بر عكسش زياد است كه مثل بز كوهي بودند و كجا رفتند ولي اينكه بگويند مثلا اين تعداد را كشته اند ما نديده ايم. شما نفرماييد وقتي كه خليفه شدند اين كارها را كردند اين بحثي جدا است. ما مقاتلات و غزواتي كه در زمان پيغمبر بوده را مطرح مي كنيم .

استادحسيني قزويتي:

گمان نمي كنم هر منصفي نسبت به شجاعت حضرت امير عليه السلام شك داشته باشد. حتي ابن أبي الحديد دارد كه علي بن ابيطالب نام شجاعان گذشته را محو كرد جايي هم براي شجاعان آينده نگذاشت.

يا خود خليفه دوم دارد :

لولا سيف عليا لما قام عمود الإسلام.

شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج١٢، ص٨٢

اگر شمشير علي نبود پرچم اسلام بر افراشته نمي شد.

ابن تيميه در برابر حرف علامه حلي وقتي مي بيند چيزي نمي تواند از اين خلفا پيدا كند كه در جنگها واقعا كاري كرده باشند. مي گويد : قتال و جهاد دو نوع است. يك قتال با شمشير و يك قتال با دعا.

والقتال يكون بالدعاء كما يكون باليد!

منهاج السنه ابن تيميه ج ٤ ص ٤٨٢

اگر جناب عمر و جناب ابوبكر مثلا شمشير در دستشان نگرفتند جهاد كنند دعا كردند. علي بن ابيطالب رفت و در جنگها موفق شد.

حتي خود ابن تيميه نتوانسته چيزي پيدا كند.

آقاي ابن تيميه! اگر بنا بر اين باشد پيرزن هاي مدينه هم بلد بودند دعا كنند! بيوه زن ها هم بلد بودند دعا كنند! آيات فضيلت جهاد چه شد؟!

فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم علي القاعدين أجرا عظيما.

سوره نساء، آيه ٩٥

چه شد؟!

و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم

سوره توبه، آيه٢٠

چه شد؟!

مجري:

جناب آقاي امير از تهران از برادران شيعه سلام و عرض ادب داريم.

بيننده:

سلام خدمت شما مجري گرامي و آقاي حسيني قزويني.

در پاسخ اين آقايي كه قبل از من تماس گرفت شما بايد اين را جواب بدهيد:

لا فتي إلا علي لا سيف إلا ذوالفقار.

اين خودش جواب همه چيز است. در اين جهت البته من نمي خواهم وارد بحث سياسي بشوم من رشته ام علوم سياسي است ناچار هستم كه اين را بگويم. به ما سركوفت مي زنند كه عمر اسلام را وارد ايران كرد. اگر عمر اسلام را وارد كرد پس چرا مردم ايران شيعه شدند؟ مردم ايران چون مردم با فرهنگ و فهميده اي بودند درستي اسلام را فهميدند و فهميدند كه چه مذهبي را انتخاب كنند. و اين به كسي كه ايران را فتح كرد ربطي ندارد.

همانطور كه آيت الله قزويني هم فرمودند عمر كه خودش نيامد. سپاهي از مسلمانان فرستاد كه اعراب بودند و آمدند ايران را فتح كردند. و درباره اين وهابيت هم مي خواستم عرض كنم بايد به اين شبكه كلمه گفت شبكه حرمله. اسم خودشان را مي گذارند دفاع از اهل بيت. و مي بينيم كه چه دفاعي از اهل بيت مي كنند!

جمعه بود برنامه اي دارند به عنوان آخر هفته گذاشته بودند تحولات سوريه را بررسي مي كرد . از بحرين هيچ چيزي نمي گفتند چون مردم بحرين بيشتر شيعه هستند. و جمعيت بحرين يك ميليون و دويست هزار نفر است. از اين تعداد ٩٠٠ هزار نفر شيعه است. و آنها اين حكومت را قبول ندارند. خودشان مي گويند خلفاي ما به وسيله دموكراسي انتخاب شدند. اين چه دموكراسي است كه اكثريت شما را نمي خواهد. پس شما چرا در حكومت مانده ايد؟

اينها همه حتي عربستان همانطور كه آقاي قزويني فرمودند ضد شيعه هستند اينها هدف اصلي شان نابودي شيعه است. و هدفشان دشمني با اهل بيت پيغمبر است.

مجري:

جناب آقا امير متشكر هستيم البته من يادم آمد كه يكي از دوستان ما اهل سوريه است ايشان مي گفت كه چند خانواده شيعه را سر بريدند. خودش مي گفت از دست وهابيها و آن كساني كه دارند آنجا كار مي كنند پدر و مادرم از ترسشان مي خواهند فرار كنند بيايند به مناطق امن تري.

عبارتي را آقاي امير از تهران مطرح كردند

لا فتي إلا علي لا سيف إلا ذوالفقار.

شما لطف كنيد يك سند از اين حديث به ما نشان بدهيد. اينها واقعا نمونه و همتا ندارد.

استادحسيني قزويتي:

در قضاياي احد كه مسائلي پيش آمد و اميرالمومنين سلام الله عليه تعدادي از مشركين قريش را به هلاكت رساند نبي گرامي فرمودند كه جبرئيل بين آسمان و زمين گفت:

لا سيف إلا ذوالفقار و لا فتي إلا علي.

اين را از آقايان اهل سنت مراجعه كنند كتاب تاريخ طبري ج ٢ ص ١٩٧ كامل ابن الأثير نقل كرده ج ٢ ص ١٥٤ و البدايه و النهايه ابن كثير ج ٦ ص ٦ ج ٧ ص ٢٥٠ اين ها تقريبا مداركي است كه در ذهنم بود كه توانستم براي بينندگان عزيز عرض كنم.

مجري:

حاج آقا پس در يك فرصت ديگر هم.

ضربة علي

را براي ما در بياوريد.

استادحسيني قزويتي:

ضربة عليّ يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين.

شرح مواهب ج٨ ص ٣٧١، تفسيرفخر رازي ج ٦ ص ١٩٦، مستدرك صحيحين ج ٣ ص ٣٤ در بعضي از جاها دارد كه:

أفضل من عبادة الأمه إلي يوم القيامه.

ضربت علي در روز خندق افضل از عبادت امت تا قيام قيامت است.

مجري:

اينكه استمرار دارد خيلي عجيب است.

استادحسيني قزويتي:

حاكم نيشابوري ج ٣ ص ٣٢، كنز العمال متقي هندي ج ١٢ ص ٢١٩

جالب اين جا است. بينندگان عزيز دقت كنند در كتاب هاي لغت تعبيري آمده آقايان مراجعه كنند كلمه ق د. ق ط مي گويد جوهري در صحاح مي گويد:

كان ضربات علي رضي الله عنه أبكارا إذا اعتلي قد و إذا اعترض قط.

صحاح اللغه جوهري ج ٢ ص ٥٩٧ ؛ لسان العرب ابن المنذور ج ٣ ص ٣٤٤ ؛ تاج العروس زبيقي ج ٥ ص ١٧٨.

علي بن ابيطالب شمشيرش شمشير بكر بوده اگر از عمود مي زد طرف مقابل دو نيمه مي شد. يك نصفش به اين طرف يك نصفش به آن طرف. و اگر از وسط مي زد نصف بالاي تن به طرفي مي افتاد و نصف پايين تنه به جاي ديگر.

مجري:

جناب آقاي عمر از شيراز. سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

بيننده:

خدمت مجري محترم برنامه و هم چنين آقاي آيت الله دكترحسيني قزويني سلام و عرض ادب دارم.

استادحسيني قزويتي:

سلام عليكم و رحمه الله.

بيننده:

با توجه به كليپي كه پخش كرديد. اينطور منظور شما را مي رساند كه كانال كلمه كشتارها و خونريزي ها را تأييد مي كنند. از بينندگان عزيز تقاضا دارم تعصب را كنار بگذارند و خدا را شاهد بگيرند. اين كليپ را براي كانال كلمه بفرستيد و بگوييد شما اين را تأييد مي كنيد يا نه. اگر تأييد كردند من همين الآن مي گويم تمام كانال كلمه همه وهابي هستند و بارها در شبكه ولايت اين را خدمت شيعيان عرض مي كنم.

البته عرض بنده اين نبود چون اين كلبپ را پخش كرديد اين را خواستم بگويم.

مجري:

البته آقاي عمر نگاه كنيد اين تفكر وهابيت است. ممكن است آقايان از روي سياستشان بگويند ما اين را محكوم مي كنيم . ولي نتيجه آن فتوايي كه داده شده اين مي شود. وقتي كه در جنگ لبنان مي آيند آنطور به مسلمانها مي گويند يهودي در مقابل است و اين حرف را مي زنند .

بيننده:

صحبت من اين بود كه آيت الله ابوالقاسمي يا يزداني بودند اگر اشتباه نكنم زماني كه اسم فاطمه مي آمد مي گفتند فاطمه الزهرا سلام الله عليها. اين از ديدگاه اهل سنت قابل تأييد است. اما زماني كه به حضرت عايشه مي رسيدند با تمسخر و طعنه همديگر را نگاه مي كردند و نيشخندي هم مي زدند. در قرآن كريم آورده است:

النبي أولي بالمؤمنين من أنفسهم و ازواجه أمهاتهم

سوره احزاب، آيه٦

در اينجا مي گويد پيامبر از مومنين بهتر است. و فضيلت پيامبر گرامي را مي گويد همسران پيامبر مادران مومنين هستند.

و به دنبالش فضيلت همسران پيغمبر را بيان مي كند.

شما چطور چيزي را كه خداوند در قرآن مي فرمايد و مادر مومنين قرار داده است شما هيچ صفتي را در اينجا برايش بيان نمي كنيد مثلا براي عايشه رضي الله عنها نمي گوييد؟

شما الآن در رسانه جمهوري اسلامي حرف از وحدت مي زنيد و بعد هم مداحان شما مي گويند هر كسي كه به ولايت علي شك دارد با مادر خود در ميان بگذارد. نماز بي ولايت بي نمازي است. پس ما هم كافر شده ايم درست است؟ شما ما را تكفير كنيد و ما شما را تكفير كنيم اين درست نيست. نبايد در رسانه جمهوري اسلامي مداحان بگويند ما اين برادري را قبول نداريم!

ما علي را به عنوان خليفه چهارم قبول داريم. چرا شما مي گوييد هركس ولايت علي را قبول ندارد با مادر خود در ميان بگذارد يعني ما حرامزاده هستيم؟ اگر نيستيم چرا اجازه مي دهند در شبكه ها در ملأ عام مطرح شود؟

مجري:

در شبكه هاي جمهوري اسلامي اين مباحث به هيچ وجه گفته نمي شود. اگر يك مداحي در يك گوشه اي حرفي بزند اين جمهوري اسلامي نيست. اين به عهده خودش است.

حاج آقا هم الآن صحبت كردند. اولين بيننده بود كه تماس گرفت نسبت به اين آقا يك حرفي زد حاج آقا فرمودند كه اين نظر خود ايشان بوده. حالا شايد از نظرش برگشته باشد و توبه كرده باشد. و اشتباه كرده باشد. اين نظر جمهوري اسلامي نيست و نظر علماي شيعه هم نيست. اگر يك مداحي به هر صورت تابع احساساتش بشود و تابع هيجانش بشود و يك حرفي را بزند نبايد اين را به عهده شيعه بگذاريد. و اين يك تفكر نيست. يك نظر شخصي است.

حاج آقا هم در جلسه قبل حديثي را از كتب اهل سنت خواند اگر كسي عبادت انبياء را بكند و به اندازه كوه در راه خدا صدقه بدهد ولي ولايت علي عليه السلام را نداشته باشد عبادتش پذيرفته نيست.

استادحسيني قزويتي:

مناقب خوارزمي ص ٦٤ .

مجري:

اين حديثي است كه شما خودتان نقل كرده ايد چرا به ما ايراد مي گيريد؟ آقايان مداح هم شايد طبق احاديث شما بخواهند اين حرفها را بزنند.

بيننده:

چرا زماني كه اسم ام المومنين عايشه را مي آوريد فقط عايشه خالي مي گوييد؟

استادحسيني قزويتي:

اينكه نسبت به عايشه و يا نسبت به عمر و ابابكر سلام الله عليها نمي گوييم عليه السلام نمي گوييم نظر شيعه نسبت به اينها مشخص است. ما معتقديم پيغمبراكرم اميرالمومنين را به عنوان خليفه اول نصب كرده است. و اينها حق اميرالمومنين را غصب كردند. شيعه اينها را غاصب حقوق اميرالمومنين و غاصب حقوق اهل بيت مي دانند. ما فحش نمي دهيم و اهانت هم نمي كنيم . طبق نظر ائمه عليه السلام و نظر مراجع ما اهانت و جسارت نمي كنيم . ولي چون ما معتقد هستيم اينها حقوق ائمه را غصب كردند تجليل هم نمي كنيم .

شما نبايد اين انتظار را داشته باشيد فرضا كسي كه آمده در برابر علي شمشير كشيده و قيام و جنگ كرده ٣٠ هزار نفر را كشته است شيعه بيايد بگويد فلاني سلام الله عليها. اين انتظار، انتظار صحيحي نيست. بله اگر كسي بخواهد اهانت كند و جسارت كند ما آن را محكوم مي كنيم . و يا خداي نكرده حرف هاي ناربط و نسبت فحشا بدهد ما اين را جسارت به پبغمير مي دانيم. مراجع و بزرگان ما و خود رهبري در اين زمينه رسما فتوا داده اند. اگر كسي نيشخند بزند ما محكوم مي كنيم . شما اگر كليپي از جناب آقاي يزداني و آقاي ابوالقاسمي كه اسم عايشه آمده و اينها نيشخند زدند و خنديدند نشان بدهيد ما توبيخ مي كنيم . عذر خواهي و پوزش هم از بينندگان عزيز اهل سنت مي كنيم .

مجري:

جناب آقا فرهاد از قزوين سلام و عرض ادب دارم خدمت شما دوست عزيز.

بيننده:

سلام عليكم و خسته نباشيد. البته يك گلايه دارم نسبت به شما . ما خودمان باعث مي شويم كه اين آقايان توقع شان بالا مي رود. تا كي بايد حقيقت را فداي مصلحت كنيم. حاج آقا؟حقيقت هميشه پيروز بوده پس بايد مدافع حقيقت باشيم!

البته اين نظر بنده است. در رابطه با وحدتي كه حاج آقا خيلي اصرار دارند. وحدت در بعد سياسي و ملي مي تواند باشد ولي در مسائل مذهبي به هيچ وجه و عنواني نيست. چون امر محالي است. ما وقتي نتوانيم از حقيقت دفاع كنيم. مثلا ما نتوانيم حقايق تاريخ را مطرح كنيم به عنوان اينكه ما بايد وحدت داشته باشيم پس حقيقت مذهب آن مذهبي كه ائمه برايش جانفدايي كردند كجا مي رود؟

مجري:

الآن كه حاج آقا فرمودند. نگاه كنيد ما داريم همه مباحث را مي گوييم كه آقايان خلافت را غصب كردند. ديگر بهتر از اين دارد حقيقت را بيان مي كند. ولي احترامش هم هست و احترام خلفا را هم داريم. و توهين و جسارتي هم نمي كنيم و مي گوييم حق اميرالمومنين عليه السلام غصب شده است. حق اهل بيت عليهم السلام نسبت به خلافت غصب شده است. اين حقيقت الحمدلله در اين رسانه كه در اين روزگار در اختيار شيعه قرار گرفته است گفته مي شود. خدا را شاكر هستيم وان شاء الله اينها همه از نشانه هاي ظهور آقا امام زمان عليه السلام است.

استادحسيني قزويتي:

در جاي جاي نهج البلاغه اين مطلب را دارد در خود كتب اهل سنت اين قضايا آمده است. اين چيزي نيست كه بخواهيم خودمان اينها را بگوييم.

بيننده:

حاج آقا در اين زمينه ها بحث خيلي زياد است. من شايد دو ماهي باشد كه با برنامه شما تماس دارم.

اينها اصولا منطق را زير پا گذاشته اند و همه اش تعصبات بيجاست.

آن آقايي كه از چابهار زنگ زد و گفت عمر باعث شده كه ما مسلمان شده ايم. نه خير آقا! ما مردم ايران پنج هزار سال قبل از اسلام هم موحد بوده ايم. خواهي نخواهي مسلمان مي شديم. و طبق گفته پيامبر خودمان هم بهترين مذهب و راه را انتخاب مي كنيم .

فرمودند كه ملت ايران اسلام را به اوج ميرساند اين درست است يا نيست؟

اين مسائلي است كه بعضي از برادران مي گويند توجه به مسائل تاريخي نمي كنند و فقط تعصب دارند در رابطه با وحدت.

مذهبي كه پايه و اساسش بر دروغ و جعل بوده حديثي كه در روز اول پايه و اساس خلافت ابوبكر بود كه فرمود از خودش حديث در آورديم ما اهل بيتي هستيم كه خداوند ما را انتخاب كرده و ما را بزرگوار داشته و آخرت را براي ما بر دنيا ترجيح داده و بر اساس همين جعل حديث به خلافت رسيده ما چطور مي توانيم با اينها وحدت داشته باشيم.

اين مذهب وقتي كه انحراف است از كجا معلوم است اين مذاهب وهابيت در طول زمان ايجاد نشده باشد؟

مجري:

بحث وحدت بحثي است كه ما نمي خواهيم در مقابل همديگر بايستيم. ما يك سري مشتركات داريم. مثل كتاب قرآن و قبله و پيغمبر. اينها همه از مشتركات بين همه مسلمانان است. ولي اينكه اختلاف مذهبي داريم مي خواهيم كنار همديگر دليل اختلاف مذهب را منطقي بحث كنيم. و به هر صورت حجت را براي همديگر تمام كنيم و فرداي قيامت كسي كه حجت داشته باشد رستگار مي شود. ما نمي خواهيم يكديگر را تكفير كنيم و بكشيم. و از اين عمليات انتحاري وهابيت انجام دهيم. هر كجا شيعه است انفجاري است. نمي دانم اين چه نسبتي است كه اينها با هم ارتباط برقرار كرده اند. هر جا كه شيعه است از عراق گرفته تا هركجا كه شيعه دارد بايد يك بمبي منفجر بشود و اين عزيزان تكه پاره بشوند.

استادحسيني قزويتي:

فقط نكته اي را كه در رابطه با غصب عرض كردم خود اميرالمومنين عليه السلام در نهج البلاغه خطبه دوم صراحت دارند.

و لهم خصائص حق الولايه.

ولايت حق مسلم اهل بيت است.

و هم چنين در كتاب الإمامه و السياسه ص ١٨ دارد.

و تأخذون منا أهل البيت غصبا.

شما اين خلافت را از ما اهل بيت غصب كرديد.

و روايات متعدد ديگر كه در منابع اهل سنت آمده از جمله در صحيح مسلم ج ٥ ص ١٥٢ حديث ٤٤٦٨ تقريبا از همين قبيل است.

همانطور كه حضرت عالي فرموديد ما وحدت مذهبي و ديني نداريم. مرحوم مطهري مي گويد كه ما شيعه هستيم و پيرو اهل بيت هستيم و حاضر نيستيم در مسائل وحدت يك مستحب كوچك مكروه كوچكمان را وجه المصادره قرار بدهيم.

ما به همديگر اهانت نكنيم و بجاي اينكه شمشير به روي هم بگيريم و در انفجارها همديگر را بكشيم بحثهاي علمي داشته باشيم و در صف واحد در برابر دشمن قرار بگيريم و تمام اين قدرت ها را براي دشمن واحدمان بسيج كنيم.

مجري:

خيلي ممنون هستيم و شما را به خداي بزرگ مي سپاريم.