سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٤٧ - بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش

بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش

کد مطلب: ٥٢٧٩ تاریخ انتشار: ٠٢ بهمن ١٣٩٠ تعداد بازدید: ٢٠٩٥ سخنراني ها » شبکه ولايت بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
حبل المتین ٩٠/١١/٠٢

لينک دانلود
   بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ ٩٠/١١/٠٢

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام و عرض ادب دارم خدمت شما بينندگان عزيز.

در خدمت استاد عزيزم حضرت آيت الله دكتر حسيني قزويني هستيم. سلام و عرض ادب دارم در اين شام شهادت.

استاد حسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم و رحمةالله و بركاته بنده هم خدمت همه بينندگان عزيز سلام عرض مي كنم.

بعضيها در گوشه و كنار تبليغ مي كنند كه اين برنامه ها خلاف وحدت و موجب تفرقه است اگر چنين است اولين كساني كه متهم به تفرقه افكني هستند بزرگان اهل سنت و در رأس آن جناب بخاري و مسلم هستند. بينندگان عزيز در طول اين چند سال ديده اند ما در مباحثمان معمولا به منابع شيعي استناد نمي كنيم. هر چه مي گوييم از مصادر اهل سنت است و تلاش مي كنيم از منابع معتبر و با سندهاي صحيح مطالب را نقل كنيم. البته ما ناراحت نيستيم و گلايه نمي كنيم ولي چون اين مطالب به گوش مردم نرسيده يك دسته از مفتيان، مولويها كه واقعا احساس مي كنند مفتي بودن و مولوي بودن و عالم بودن آنها در حقيقت شغل براي آنهاست وقتي اين حقائق را بيان مي كنيم براي آنها گران تمام شود مريدان و دوستانشان مي پرسند آيا چنين چيزي كه فلاني گفت در كتابهاي ما وجود دارد؟

اگر بگويند نيست، از آنها دليل مي خواهند. اگر بگويند هست مي گويند چرا شما در طول اين مدت براي ما نگفته ايد؟ براي اينها خيلي گران و سنگين است و براي بعضيها هم كه اعتقاداتشان اعتقادات سنتي و تقليدي است از پدران و يا از علما به تعبير آيةالله العظمي خوئي تقليد داشته اند و برايشان غير قابل باور است كه يك دفعه ببينند مطالبي مؤدبانه و محترمانه در يكي از شبكه ها بيان مي شود و خيلي از اين گفته ها با عقائد و باورهاي تقليدي آنها در تضاد است يك زلزله ١٢ ريشتري در وجود آنها ايجاد مي كند و بعد از آن هم پس لرزه هايي. باور كردن اين قضايا براي آنها دشوار است. ولي دوستان! حقيقت تلخ است. من هم قبول دارم. ولي اين تلخيها دورانش كوتاه است اگر ما آيه شريفه

فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتّبعون احسنه.

سوره زمر، آيات ١٧و ١٨

را نصب العينمان قرار دهيم اين ايام تلخي به دوران شيريني مبدل مي شود . اين ايام سرد زمستاني كه بر افكار ما حاكم است اينها قطعا با فرا رسيدن بهار علم، بهار روشنايي، و بهار نورانيت علمي به پايان خواهد رسيد. ما بعضي وقتها مشكلات متعددي داريم و از جهات مختلف در فشار هستيم. اينكه چرا شما هنگام بردن نام خلفا با كلمه جناب ابوبكر و جناب عمر و امثال اين تعبير مي كنيد و اين درست نيست و اين در حقيقت بر خلاف سنت رايج است. ولي ما كاري به اين مسائل هم نداريم ما ضمن احترام به اين عزيزان براي خودمان يك مبنايي داريم. بنده خودم يك تجربه ٣٠ - ٣٥ ساله دارم و خودم را در اين زمينه متخصصتر از اينها مي دانم و يقين دارم ولايي تر از اينها هم هستم. و تمام زندگيم را در طول اين ٣٠ سال وقف ولايت كرده ام. يكي از دوستان مي گفت خوشا به حالت كه زندگيت با ولاي حضرت علي گره خورده است. گفتم نه، خوشحالم زندگي من با غبار حرم حضرت علي گره خورده است.

با خاك زير پاي خادمه حضرت علي فضه گره خورده است، زهراي مرضيه كه در مقام خيلي بالايي است كه شايد ما لايق خاك زير پايش هم نباشيم. همين كه ما خاك زير پاي همسر ماجده اش اسماء بنت عميس يك همسر بزرگوار و فداكار و مخلصش كه در خانه ابي بكر و محرم اسرار خانه علي است. محرم اسرار زهراست مرتبط باشيم افتخار مي كنيم و خدا را شاكر هستيم. ولي اين قضايا سپري خواهد شد براي همه حق روشن خواهد شد و ما از مسيري كه آغاز كرده ايم و در اين مصافي كه قرار گرفته ايم كه به حق بايد گفت كه

قد ظهر الايمان كله علي النفاق كلّه.

امروز ما به تنهايي در برابر اين شبكه هاي نفاق، شبكه هاي نصب، شبكه هاي دشمنان اهل بيت ايستاده ايم و يقين هم داريم

ان الله يدافع عن الذين آمنوا

سوره حج، آيه ٣٨

و

انّ نصر الله قريب

سوره بقره، آيه ٢١٤

ما هيچ شبهه اي در اين وعده الهي نداريم. ولي از عزيزان تقاضا داريم به جاي بعضي از انتقادات خصمانه انتقاداتشان را به انتقادات دوستانه مبدل كنند هم براي آنها شيرين است و هم براي ما لذت بخش.

مجري:

متشكريم. اتفاقات عجيب و غريبي موقع مريضي منتهي به فوت پيامبر گرامي اسلام پيش آمد كه واقعا براي تاريخ اسلام اتفاقات سياهي است . آن شب حضرتعالي فرموديد چند اتفاق قبل از رحلت بوده و چند اتفاق بعد از رحلت، از اتفاقات قبل از رحلت قضيه تخلف از جيش اسامه بود كه:

جهزوا جيش اسامه لعن الله من تخلف عنه .

ملل و نحل، ج١، ص٢٩

خدا لعنت كند آنهايي كه از جيش اسامه تخلف كردند.

بحث حديث قرطاس هم بود كه حضرت فرمود براي من قلم و كاغذ بياوريد تا من چيزي برايتان بنويسم كه

لن تضلوا بعده.

صحيح بخاري، ج٤، ص٣١

بعد از اين هرگز گمراه نشويد.

بعد آن قضايا اتفاق افتاد. ما مي خواهيم كه مجددا وارد بحث بشويم و اين قضيه حديث قرطاس را از زواياي مختلف بررسي كنيم. اولين سوال من اين است كه درباره كلمات

لغط. ، هجر و تنازع

كه در حديث قرطاس آمده توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

ما در جلسه گذشته در رابطه با جيش اسامه صحبت كرديم نبي گرامي در طول اين ٢٣ سال تمام تلاششان را براي تثبيت امر خلافت ، جانشيني و رهبري بعد از خود بكار گرفتند. با عبارتهاي مختلف و با تعابير متعدد قضيه خلافت امير المومنين را مطرح كردند.

علي خليفتي، علي وصيي، علي امام المتقين، علي ولي كل مؤمن بعدي.

المستدرك علي الصحيحين، ج٣، ص١٣٣ و ١٣٨ ؛ ينابيع المودة، ج١، ص٢٤٢

تعابير مختلف، يعني هر تعبيري كه دوستان اهل سنت معين بكنند ما از منابع خودشان با سندهاي معتبر و تواتر معنوي يا تواتر اجمالي اين را اعلام مي كنيم. ولي نبي گرامي بعد از غدير در فاصله بين غدير و رحلتشان احساس كردند كه يك مسائلي در بين است و حالا انشاءالله اينها را هم خواهيم رسيد كه واقعا قضيه سقيفه يك امر اتفاقي بود كه مثلا انصار بروند آنجا بعد هم مهاجرين ملحق بشوند و سر انصار كلاه بگذارند و يا نه اينها همه از قبل طراحي و زمينه سازي شده بود؟ حالا اين را هم ما به حول و قوه الهي از قول آقايان اهل سنت نقل مي كنيم. به هيچيك از منابع شيعه هم كاري نداريم. مگر جمله حضرت امير در نهج البلاغه كه براي ما خليفه اول و براي اهل سنت خليفه چهارم است.

نبي گرامي كه اين همه اصرار داشت بر تجهيز جيش اسامه براي اين بود كه همه سران از مدينه بيرون بروند. چون ممكن بود آنهايي كه رزمنده بودند اگر قدرت دستشان باشد عليه اميرالمومنين استفاده كنند. لذا بايد مدينه از معارض خالي باشد و تا اينها به مدينه برگردند قضيه خلافت اميرالمومنين تثبيت شده باشد. كه متأسفانه اين نشد. و البته اينها را به تقدير الهي نبايد پيوند زد. حضرت نوح ٩٥٠ سال تبليغ مي كند.

و ما آمن معه إلا قليل.

سوره هود، آيه٤٠

جز تعداد اندكي به او ايمان نياوردند.

بني اسرائيل از نبي بزرگواري مثل حضرت موسي آن همه معجزات و كرامات ديدند ولي به مجرد اين كه پايشان را از رود نيل بيرون مي گذارند مي گويند:

إجعل لنا الها كما لهم آلهه.

سوره اعراف، آيه ١٣٨

يك بتي هم براي ما درست كن يا موسي ما هم آن را مثل بت پرستها بپرستيم!

پيغمبر هم فرمود كه شما

لتركبنّ سنن من كان قبلكم شبرا بشبر.

المستدرك علي الصحيحين، ج٤، ص٤٥٥

سنتهاي گذشته هم بايد وجب به وجب در اسلام همه پياده بشود.

قضيه تأسف باري كه در آخرين لحظات زندگي نبي مكرم اتفاق افتاد و قلب پيغمبر از اين امت شكست و با قلب شكسته از اين امت خداحافظي كرد و اينچنين در انبياي گذشته اتفاق نيفتاده بود همان قضيه قرطاس است. كه پيغمبر اكرم مي خواست اينها از مدينه بروند بيرون ولي برگشتند و مشخص هم بود پيغمبر مي دانست كه قضيه چيست. خواست يك چيزي را بنويسد تا پس از ايشان آنهايي كه واقعا معارض هستند توان مقابله نداشته باشند. فرمود كاغذ و قلمي بياوريد من چيزي بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد ولي متأسفانه به نبي گرامي نسبت هذيان بستند و نسبت به اينكه بيماريش غلبه كرده است و غيره، و البته انشاءالله به اين هم خواهيم رسيد كه اين مسائلي كه اين آقايان دارند مطرح مي كنند از آن طرف در قضيه قرطاس مي گويند:

إن رسول الله ليهجر!

صحيح مسلم، ج٥، ص٧٦

ولي در رابطه با نماز ابوبكر به جاي پيغمبر در همين بيماري به عنوان بزرگترين دليل براي امامت ابوبكر استفاده مي كنند. يك بام و صد هوا!

جريان مرحوم مظفر مشهور است كه آقاي آلوسي او را به بغداد دعوت كرد . آن زمان بغداد دست سنيها بود و قدرتي هم داشتند مجلس خيلي مفصلي هم گرفت . مرحوم مظفر هم يك عالم شيعه شاخص و بزرگي بود. آلوسي شروع كرد به سخنراني و در رابطه با خلافت ابوبكر گفت كه پيغمبر اكرم در آن دوران مريضي ابوبكر را به عنوان جانشين در نمازش معين كرد. اگر علي شايستگي داشت علي را انتخاب مي كرد! پيغمبر براي امر ديني ابوبكر را انتخاب كرده است ما براي امر دنيا قبول نكنيم؟! نيم ساعتي سخنراني كرد. در حقيقت يك توطئه اي بود عليه مرحوم مظفر. ايشان مي گويد يك دفعه چيزي به ذهنم آمد و دو كلمه گفتم: آقاي آلوسي!

شيخنا! دعه! فإن الرجل ليهجر!

اينها را بگذار كنار! پيغمبر داشت هذيان مي گفت!

با اين جمله مرحوم مظفر مجلس بهم ريخت! تمام آن تلاشي كه آلوسي كرده بود كه خلافت ابوبكر را تثبيت بكند و يا اگر ايشان زير بار نرود مثل شوشتري، مثل شهيد اول، مثل شهيد ثاني، حكم قتل مرحوم مظفر را بدهد،از بين رفت. اينها در طول تاريخ هر كجا كه ديده اند بيان ندارند، نمي توانند ، كمبود دارند و شكست مي خورند متوسل به شمشير و حذف فيزيكي شده اند. همين الان هم در شبكه هاي وهابي مي گويند: ما دستمان به فلاني برسد چنين و چنان مي كنيم. ما كه گفته ايم آدرستان را بدهيد ما مي آييم در منزلتان، ما كه ترسي نداريم ما مي آييم صبحانه هم مي خوريم، ناهار هم مي خوريم، شام هم مي خوريم، اين حرفها خيلي زياد براي ما مطرح نيست اينها شعار مي دهند . ما عقيده داريم اينها انقدر پست نيستند كه به اين شكل عمل كنند. اينها در يك جو و فضايي افتاده اند كه دارند شعار مي دهند . ولي من عقيده دارم اگر دوستانه كنار هم بنشينيم با هم صحبت كنيم خيلي از اين قضايا حل مي شود.

ما با تندتر از اينها نشسته ايم صحبت كرده ايم و نتيجه داده است. البته ما گفتيم بيايند دوستانه با هم كنار هم بنشينيم حداقل اگر قضيه براي ما روشن بشود و هم براي اينها ، اگر هم قضيه براي ما روشن نشد مردم و بويژه جوانها از اين سردرگمي بيرون مي آيند. هر روز چند نفر را تحريك مي كنند كه زنگ بزنيد بگوييد من شيعه بودم سني شدم! اين حربه ها ديگر كهنه شده و تاريخ مصرفشان گذشته است. الان در موسسه مركز الابحاث العقائديه كه زير نظر حضرت آيةالله العظمي سيستاني است كتابي نوشته اند به نام

موسوعة من حياة المستبصرين.

دايرة المعارف مستبصرين.

مسئولش جناب فارس حسون - كه خدا رحمتش كند- مي گفت ما شايد از هر ٥٠٠ نفر تنها يك نفر را در اين دائرة المعارف آورده ايم. آنهايي كه از شخصيتهاي علمي بودند از دانشمندان داراي تأليف بودند. استبصارشان تحولي در جامعه ايجاد كرده است. مثل جناب انطاكي و يا تيجاني . اين دائرة المعارف ١٤ جلد شده است. و اگر بنا باشد اينها انجام بشود بايد از ٢٤ ساعت ١٢ ساعت فقط براي پخش صداي اينها اختصاص بدهيم!

إن اتّبع إلا الحق.

ما هم دنبال اين هستيم كه حق روشن بشود.

اگر مي توانند بيايند براي ما دليل بياورند و ما را مستبصر كنند!

مجري:

اگر يادتان باشد يك سال در يزد همايشي داشتيم. در مسير برگشت از آنجا فيلمبردارهايي كه همراه ما بودند خودشان براي من تعريف كردند كه در آنجا شيعه و سني هم بودند و يك وهابي هم بود كه ريش بلندي هم داشت. آن وهابي با فيلمبردارها صحبت كرده بود و گفته بوده كه ما آماده هستيم اگر شما قبول بكنيد ماهي ٥٠٠ هزار تومان به شما بدهيم و در خدمت شما باشيم! اين آقاي فيلمبردار ما يك ذره آدم شوخ طبعي است، به آن بنده خدا گفته بوده كه نه ٥٠٠ هزار تومان نمي ارزد اگر ماهي يك ميليون تومان بدهيد من مي آيم! حالا اگر ماهي يك ميليون تومان بدهند بعضيها مي آيند!

استاد حسيني قزويني:

جالب بود در همان همايش يزد كه اساتيد بزرگ حوزه هم بودند، يكي از بزرگان اهل سنت كه شايد صلاح نباشد نامشان را ذكر كنم، در روز سوم پشت تريوون آمد و گفت من ٣٠ - ٤٠ سال دارم تدريس مي كنم ولي امروز با صحبتهاي فلاني تازه فهميدم كه شيعه يعني چه؟ و امروز واقعا احساس مي كنم شيعه شدم و به شيعه بودن خودم افتخار مي كنم .

خيلي عجيب بود. در واقع از تواضع ايشان بود.

اما در رابطه با حديث قرطاس ما عرض كرديم در حدود ١٧ يا ١٨ جاي صحيح بخاري و صحيح مسلم با عبارتهاي مختلف آمده و ابن عباس هميشه گريه مي كرد و مي گفت كه

إن الرزية كل الرزية ما حال بين رسول الله صلي الله عليه وسلم وبين ان يكتب لهم ذلك الكتاب

صحيح بخاري ج ٧ ص ٩ و ج٤، ص٣١

تمام مصيبتهاي جهان اسلام از روزي شروع شد كه نگذاشتند اين نامه نوشته بشود.

يكي از واژه هايي كه در حديث قرطاس به كار رفته است كلمه لغط است.

فاختلفوا و كثر اللغط. قال قوموا عني و لا ينبغي عندي التنازع.

صحيح بخاري، ج١، ص٣٧

اختلاف كردند و لغط زياد شد حضرت فرمود: از خانه من برويد بيرون.

اين هم حديث ١١٤، معناي لغط چيست؟ ابن اثير مي گويد:

صوت و ضجة لا يفهم معناها.

النهايه في غريب الحديث، ج٤، ص٢٥٧

صداي بلند و داد و فريادي است كه هيچ مفهومي ندارد.

شايد بارها براي شما اتفاق افتاده باشد كه يك دفعه مثلا مي روند در يك جمعيتي سر و صدا زياد است و يا هو مي كنند و خيلي سر و صدا زياد است و هيچكس نمي فهمد كه اصلا چه دارند مي گويند؟

از خود عمر بن الخطاب نقل شده است:

لا تكثروا اللغط يعني في المسجد

در مسجد كسي حق ندارد سر و صداي بزرگي براه بيندازد.

عمر داخل مسجد شد و ديد ٢ نفر دارند با صداي بلند حرف مي زنند. اينها را با شلاقش كتك زد و گفت:

إن مسجدنا هذا لا يرفع فيه الصوت.

در مسجد ما كسي حق ندارد صدايش را بالا ببرد.

مصنف عبدالرزاق ج١ ص٤٣٧ ح ١٧١١

ما از جناب خليفه دوم سوال مي كنيم آيا احترام مسجد پيامبر بالاتر است يا احترام خود پيغمبر؟ حتي در بالاي قبر مطهر رسول اكرم نوشته اند

لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبي.

سوره حجرات، آيه ٢

حتي اين شرطه ها وقتي ببينند كه كسي با صداي بلند دارد زيارتنامه مي خواند فوري اين آيه را مي خوانند. در رابطه با تنازع كه پيغمبر اكرم فرمود

و لا ينبغي عند نبي تنازع فقالوا هجر رسول الله.

صحيح بخاري ، ج٤، ص٣١

اينها با يكديگر درگير شدند و نزاع كردند.

بدر الدين عيني صاحب كتاب عمدة القاري في شرح صحيح بخاري در ج ١٨ ص ٦٢ مي گويد:

لا ينبغي عندي التنازع و من جملة تنازعهم ردهم عليه.

نزد من پيغمبر كسي حق ندارد نزاع كند با هم در گير بشود. اينها داشتند سخنان پيغمبر را برمي گرداندند.

يعني پيغمبر مي گفت قلم و كاغذ بياوريد و سخن پيغمبر را بر خودش بر مي گرداندند و رد مي كردند مي گفتند نه! ما قلم و كاغذ نمي آوريم و قرآن كافي است.

و هو معني قوله: فذهبوا يردون عليه.

و همچنين

قوله دعوني فالذي أنا فيه خير مما تدعوني إليه.

كاملا به درگيريها اشاره دارد كه نبي گرامي مي فرمود قلم و كاغذ بياوريد و اينها مي گفتند ما نيازي نداريم يكي مي گفت پيغمبر نستجير بالله دارد هذيان مي گويد و يك عده هم به طرفداري از او و يك عده مي گفتند كه قلم و كاغذ بدهيد پيغمبر دارد از شما قلم و كاغذ مطالبه مي كند. ولي متأسفانه اين مسائل انجام شد. اما در رابطه با هجر، گفتند كه

هجر رسول الله

كه در چند جاي صحيح بخاري آمده من جمله حديث ٣٠٥٣. ابن اثير در معناي هجر مي گويد:

أهجر في منطقه يهجر إهجارا إذا أفحش.

معناي هجر يعني فحش.

خيلي عجيب است! بعد مي گويد:

و هجر يهجر هجرا بالفتح: إذا خلط في كلامه و إذا هذي و منه حديث مرض النبي قالوا: ما شأنه أهجر؟ إما من الفحش أو الهذيان و القائل كان عمر و لا يظن به ذلك.

اگر يك فردي حرفهايش بهم ريخته باشد. يعني از روي عقل حرف نزد مثلا يك ديوانه كه حرف مي زند حرفهايش بهم آميخته است و اول و آخرش مشخص نيست و هذيان مي گويد از همين قبيل است حديث پيامبر در مريضيشان كه نسبت به ايشان گفتند: پيغمبر دارد هذيان مي گويد. يا پيغمبر دارد فحاشي مي كند و يا دارد هذيان مي گويد. آن كسي كه به پيغمبر گفت هذيان مي گويد عمر است. گمان نمي كرديم كه عمر در آن مجلس چنين حرفي بزند!

النهايه ج ٥ ص ٢٤٥

اين در حقيقت معناي بخشي از الفاظ حديث قرطاس بود.

مجري:

هدف پيامبر گرامي اسلام از نوشتن اين نامه چه بوده؟ و در ضمن نظر اهل سنت در اينباره چيست؟

استاد حسيني قزويني:

ما در اينجا اصلا كاري نداريم نظر شيعه چه هست؟ اينجا ما بايد حديث قرطاس را روي ميز بگذاريم و مردم را به داوري طلب كنيم. به ما چه؟! ما بخشهايي از اين را مطرح مي كنيم تا ببينيم كه قضيه از چه قرار است . پيغمبر مي خواست چكار كند؟ هدف پيغمبر چه بوده؟ اگر دوستان مانيتور من را نشان بدهند من ممنون مي شوم. ببينيد اولين چيزي كه ما درباره اين حديث قرطاس مي بينيم ايمني از ضلالت است. پيغمبر مي خواست جامعه اسلامي بعد از خودش از گمراه شدن ايمن باشند. يعني يك بيمه نامه اي نبي گرامي صادر كند كه تا ابد امت اسلامي گمراه نشود.

ائتوني بكتاب أكتب لكم كتابا لن تضلوا بعده أبدا.

صحيح بخاري، ج٤، ص٣١

يك نامه اي بنويسم كه هرگز بعد از آن تا ابد گمراه نشويد.

ببينيد پيغمبري كه قرآن درباره اش مي فرمايد:

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم ، آيه ٣ و٤

پيامبر از روي هوا و هوس سخن نمي گويد بلكه سخن او چيزي جز وحي نيست.

اين يك مسئله عادي نيست نماز و روزه و حج و زكات نيست. خيلي بالاتر از اين است. مي خواهم يك كاري كنم كه ديگر هرگز شما گمراه نشويد. آقايان وهابي به ما بگويند چيست؟ حدث بزنند پيغمبر كه مي خواهد يك كاري بكند تا مردم هرگز گمراه نشوند، چه كاري بوده؟ مي گويند مراد اين بود كه مي خواست ابوبكر را معين كند! اگر اين است، آيا واقعا اينطور شد و مردم بعد از پيامبر گمراه نشدند؟ يا اختلافات و كشت و كشتارها براه افتاد؟ به قول شهرستاني،

ما سل سيف في الإسلام علي قاعدة دينية مثل ما سل علي الإمامة.

الملل و النحل، ج١، ص٢٤

اين شمشيرهايي كه كشيده شد و خونهايي كه در ميان امت اسلامي در موضوع امامت ريخته شده در هيچ جا نبوده است.

و اگر هم واقعا اين قضيه بوده پس چرا پيغمبر ناراحت شدند و مردم را از آنجا بيرون كردند؟! در روايت ديگر در صحيح مسلم ج ٥ ص ٧٥ ح ٤١٢٤، حضرت فرمود كه قلم و كاغذي بياوريد.

أكتب لكم كتابا لن تضلوا بعده أبدا.

دومين چيزي كه جلوگيري از اختلاف است.

ائتوني بكتف أكتب لكم كتابا لا تختلفوا بعدي أبدا.

من يك چيزي بنويسم كه هرگز با يكديگر اختلاف نكنيد.

ببينيد عجيب است. آقايان بيايند اينجا به ما بگويند اختلاف ميان خود اهل سنت ، اختلاف و كشت و كشتاري كه ميان حنفيها با مالكيها، مالكيها با شافعيها، شافعيها با حنفيها يا با حنبليها، وجود داشته چه بوده؟

معجم كبير ج ١١ ص ٣٠

در مسند احمد ج ١ ص ٢٩٣ مي گويد:

أكتب لكم فيه كتابا لا يختلف منكم رجلان بعدي.

من كاري كنم كه ٢ نفر بعد از من گمراه نشوند.

سوم، تعيين اسامي خلفا، اين را ديگر ما نگفته ايم. جناب آقاي بدر الدين عيني متوفي ٨٥٥ كه از او به علامه عيني تعبير مي كنند مي گويد سفيان بن عيينه از فقهاي به نام اهل سنت مي گويد:

أراد أن ينص علي أسامي الخلفاء بعده حتي لا يقع منهم الاختلاف.

پيغمبر كه مي گويد هرگز گمراه نشويد اختلاف بين شما نيفتد، حتي دو نفر هم اختلاف نكنند چگونه مي خواهد اختلاف نيفتد، اسامي خلفاي بعد از خودش را مي خواهد معين كند.

همان خلفايي كه در صحيح مسلم ح ٤٥٩٨ مي گويد:

خلفائي بعدي اثنا عشر.

١٢ خليفه بعد از من است.

مي خواست اسامي اين ١٢ خليفه را آنجا معين كند.

عمده القاري ج ٢ ص ١٧١

آقاي ابن حجر عسقلاني متوفي ٨٥٢، مي گويد:

بل أراد أن ينص علي أسامي الخلفاء بعده حتي لا يقع بينهم الاختلاف قاله سفيان بن عيينة.

فتح الباري، ج١، ص١٨٦

همان تعبير را با يك عبارت ديگر آورده است. آقاي قسطلاني متوفي ٩٢٣ در كتاب ارشاد الساري در شرح صحيح بخاري، مي گويد:

أكتب لكم كتابا فيه النص علي الأئمة بعدي.

ارشاد الساري ج ١ ص ٢٠٧

كتابي مي نويسم كه در آن تصريح شده باشد به نام امامان بعد از من.

ديگر اين كتاب بحار الانوار نيست كه بگويند علامه مجلسي آمده و اينطور گفته است. آقاي احمد امين مصري هم از نويسندگان پر آوازه مصري است كه عليه شيعه هم كتاب نوشته است مي گويد:

قد أراد الرسول في مرضه الذي مات فيه أراد أن يعين من يلي الأمر من بعده.

يوم الاسلام، ص٤١

پيغمبر در آن بيماريي كه از آن بيماري از دنيا رفت اراده فرمود تا آن كساني كه بعد از او ولايت امر را بعهده مي گيرند را معين كند.

اين ديگر واضح و روشن است. من گمان نمي كنم ديگر با اين توضيحات و اين مداركي كه عرض شد براي كسي جز معاند، آن كسي كه واقعا در روز روشن منكر آفتاب است شبهه اي مانده باشد.

فحسبهم نار جهنم.

ديگر حرف منطقي آنها را قانع نمي كند. انشاءالله فرداي قيامت اولين محكمه اي كه بنا مي شود و محكمه امير المومنين است آنجا مشخص خواهد شد كه حقيقت چيست.

مجري:

برخورد صحابه نسبت به اين دستور پيامبر كه - البته به آن عمل هم نكردند- چگونه بوده؟ و ديگر اينكه چگونه شد كه خليفه دوم اين علم را پيدا كرد كه پيغمبر تا اين حرف را زد ايشان مخالفت كرد؟

استاد حسيني قزويني:

آن حضرت فرمود

أكتب لكم كتاب لن تضلوا بعده.

يك چيزي بنويسم كه شما بعد از آن گمراه نشويد.

اين در ذهن آقايان بوده، پيغمبر مي گويد:

إنّي مخلف فيكم الثقلين ؛ كتاب الله ، وعترتي أهل بيتي ، ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا

مناقب علي بن ابيطالب و ما نزل من القرآن في علي، ابن مردويه، ص٢٢٩

ببينيد در حقيقت با بيان عبارت

لن تضلوا

در اينجا كاملا همه فهميده اند پيغمبر اكرم چه كار مي خواهد بكند

فقال عمر إن النبي قد غلب عليه الوجع.

صحيح بخاري، ج٧، ص٩

عمر گفت: اينكه پيغمبر مي گويد كاغذ و قلمي بياوريد، بيماري بر او غلبه كرده و اين حرفهاي بي اساس را مي گويد.

ما به حرفهاي بي اساس مي گوييم هذيان و همچنين گفته اند

قالوا هجر رسول الله!

صحيح بخاري، ج٤، ص٣١

پيغمبر دارد هذيان مي گويد.

ما هم معناي هذيان را گفتيم. دوم انكار سنت، من از عزيزان اهل سنت يا از جوانهاي خوش فكر وهابي تقاضا دارم روي اين واژه ها دقت كنند

فقال عمر و عندكم القرآن، حسبنا كتاب الله!

صحيح بخاري، ج٧، ص٩

عمر گفت كه قرآن پيش شما است. كتاب خدا براي ما بس است نيازي به حرف پيغمبر نيست.

حرف عمر يعني گرچه اين حرف پيغمبر مي خواهد براي هميشه ما را از گمراهي ايمن كند ولي ما نيازي به حرف پيغمبر نداريم!

مجري:

اگر اينجا هم پيامبر اين حديث را نمي فرمود، چون قبلا در حديث ثفلين فرموده است كه

إني تارك فيكم الثقلين

دو چيز گذاشته ام.

نه كتاب تنها! باز هم در اينجا از سوي عمر يك مخالفت ديگر صورت گرفته است.

استاد حسيني قزويني:

بله! باز هم يك مخالفت ديگر است. من در رابطه با انكار سنت در كلام خليفه دوم نكاتي را عرض مي كنم. عمر مي گويد:

و عندكم القرآن حسبنا كتاب الله.

اگر قرآن هم براي ما كافي باشد ولي مگر

ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا.

سوره حشر، آيه ٧

كه سنت پيامبر را حجت مي كند قرآن نيست؟! مگر

و أنزلنا إليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم.

سوره نحل آيه ٤٤

مگر قرآن نيست؟!

سومين برخوردشان اختلاف و خصومت بوده،

فاختلف أهل البيت فاختصموا

صحيح بخاري، ج٧، ص٩

اينها با هم اختلاف كردند و خصومت كردند.

كلمه خصومت يعني آنجا با يكديگر درگير شدند . حالا ببينيد آيا صحيح است انسان در حضور پيغمبر، جلوي چشم پيغمبر، پيغمبري كه آمده و اينها را از بت پرستي و شرك نجات داده است و در آخرين لحظه مي خواهد از اين دنيا برود، جلوي او اينطور درگيري و خصومت و اختلاف بپا كنند؟!

منهم من يقول قربوا يكتب لكم النبي صلي الله عليه وسلم كتابا لن تضلوا بعده ومنهم من يقول ما قال عمر

بعضي از صحابه گفتند قلم و كاغذ بدهيد چيزي بنويسد كه ما را براي هميشه از گمراهي نجات بدهد. بعضيها هم گفتار عمر را تكرار مي كردند.

بايد گفت:

إنا لله و إنا إليه راجعون.

سوره بقره، آيه ١٥٦

اين آقاياني كه مي گويند بدون صحابه قرآن مفهوم ندارد. اگر كسي بخواهد بدون صحابه، بدون سيره صحابه قرآن را بفهمد گمراه است. آيا اينها صحابه هستند؟ لغويات و صداي بلند،

فلما أكثروا اللغو و الاختلاف.

نه تنها سر و صدا بلكه به لغويات، اختلاف ، كارهاي بيهوده، حرفهاي بي اساس زيادي پرداختند.

و كثر اللغط.

سر و صداها و هياهو به شدت بالا رفت.

سوم، سرمنشاء تمام مصيبتهاي امت اسلام؛ ابن عباس مي گويد تمام مصيبت آنجايي شروع شد كه اينها نگذاشتند پيغمبر اين نامه را بنويسد. در رابطه با اين جمله آقاي خليفه دوم كه مي گويد:

عندكم القرآن حسبنا كتاب الله.

ما نيازي به گفتار پيامبر نداريم! كتاب خدا كفايت مي كند!

چند تا نكته را بينندگان عزيز دقت كنند. آقاي زركشي كه از بزرگان اهل سنت است در علوم قرآن سرآمد علماي اهل سنت است مي گويد:

اعلم أن القرآن و الحديث أبدا متعاضدان علي استيفاء الحق و إخراجه من مدار الحكمة.

برهان ج ٢ ص ١٢٩

هميشه قرآن و حديث همديگر را كمك مي كردند. قرآن كمك كار سنت بوده و سنت هم كمك كار قرآن بوده است

آقاي اوزاعي از فقهاي شام و متوفي ١٥٧ است، مي گويد:

الكتاب أحوج إلي السنة من السنة إلي الكتاب.

جامع بيان العلم و فضله، ج٢، ص١٩١

قرآن احتياجش به سنت بيشتر از احتياج سنت به قرآن است.

چون سنت كاملا واضح است. اگر قرآن را بخوانيد در هيچ جاي قرآن نيست كه نماز صبح، نماز ظهر، نماز عصر، نماز مغرب، نماز عشا، چند ركعت است؟ چطور بخوانيم؟

آقاي اوزاعي از حسان بن عطيه نقل مي كند مي گويد:

كان الوحي ينزل علي رسول الله صلي الله عليه و سلم و يحضره جبريل بالسنة التي تفسر ذلك.

جامع بيان العلم و فضله، ج٢، ص١٩١

به مجرد اينكه قرآن نازل مي شد جبرئيل سنت را هم بيان مي كرد براي تبيين قرآن و تبيين آيات قرآن،

يعني همانگونه اي كه وحي از بالا نازل مي شد سنت هم به همين شكل نازل مي شد.

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم آيات ٣و ٤

هم يكي از معنايش همين است. از احمد بن حنبل كه -اگر وهابيها قبولش بكنند- امام آنهاست نقل شده كه گفته است:

إن السنة تفسّر الكتاب و تبيّنه.

تفسير قرطبي ج ١ ص ٣٩

اين سنت است كه مفسر قرآن و مبين قرآن است. آقاي قاسمي در كتاب قواعد التحديث ص٥٢ نقل مي كند: كسي نزد ابوحنيفه آمده بود و مي گفت ما فقط تابع قرآن هستيم! ابوحنيفه به او گفت تو خيلي آدم احمقي هستي!

لولا السنة ما فهم أحد منا القرآن.

اگر سنت نباشد يك نفر از ما قرآن را نمي فهمد.

خطيب بغدادي در الكفايه في علم الروايه ص ١٥ و ابن عبدالبر در جامع بيان العلم ص ٤٢٩ نقل مي كنند: آقاي عمران بن حصين نشسته بود مردي گفت كه فقط از قرآن به ما سخن بگو! عمران بن حصين گفت:

إنك امرؤ أحمق.

يعني آن كسي كه مي گويد فقط قرآن! احمق است.

اگر كسي بگويد: غير از قرآن چيز ديگر نخوانيد هر چه هست از قرآن دربياوريد طبق فرمايش اينها آدم احمقي است. عمران در ادامه گفت:

أرأيت لو وكلت أنت وأصحابك إلي القرآن أكنت تجد فيه صلاة الظهر أربعا؟

اگر تو و دار و دسته ات بخواهيد فقط از قرآن استفاده كنيد آيا مي توانيد نماز ظهر را در قرآن پيدا كنيد كه چند ركعت است؟

و نماز عصر ٤ ركعت است؟ مغرب ٣ ركعت است؟ يا در ركعت اول و دوم بايد حمد و سوره بخوانيد؟ يا اگر برويد حج در كجاي قرآن نوشته است طواف كنار بيت الله الحرام ٧ دور است؟ طواف بين صفا و مروه چطور است؟ اگر سنت را كنار بگذاريد گمراه خواهيد شد. ايوب سختياني مي گويد:

إذا حدثت الرجل بالسنة فقال دعنا من هذا و حدثنا بالقرآن فاعلم أنه ضالّ مضل.

وقتي با يك فردي از سنت مي گويد اين سنت را بگذار كنار از قرآن براي ما سخن بگو. بدانيد كه او هم گمراه و هم گمراه كننده است.

الكفايه في علم الروايه، ص٣١

ابو قلابه از بزرگان اهل سنت مي گويد:

إذا حدثت الرجل بالسنة فقال دعنا من هذا و هات كتاب الله فاعلم أنه ضال.

اگر با كسي از سنت سخن گفتي و او گفت سنت را كنار بگذار و از قرآن براي ما بگو يقين بدان كه اين گمراه است.

خيلي جالب است همين چند شب قبل در همين شبكه وهابي -كه اين آقايان اسمش را گذاشته اند حرمله!- از آقاي خطيبي كه گويا از علماي بزرگ بندر عباس است يك سخنراني پخش كردند با عنوان جايگاه سنت، ايشان تمام اين عبارتهايي كه در اين ٢ صفحه پاورپوينت الان من عرض كردم را مي گفت. ما ضبط شده اش را داريم. مي گفت ايوب سختياني گفته است اگر كسي بگويد از قرآن بگو از سنت نگو، بدان گمراه و گمراه گر است.

تماس بينندگان

مجري:

جناب آقاي جعفر از اسلام شهر سلام عرض مي كنم.

بيننده:

سلام عليكم.

بيننده:

سوال من اين است كه هدف رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از بيان حديث قرطاس چه بوده؟ ما اگر اين بحث را عقلي مورد بررسي قرار بدهيم به اين شكل است كه هدف ١٢٤ هزار پيغمبر چه بوده است؟ چه هدفي را دنبال مي كردند؟ خداوند چه چيزي را مي خواسته براي بشريت به اثبات برساند؟ آيا فقط مي خواسته است بگويد اسلام دين كامل شد و بعد رها كند؟!

اگر هدف، سعادت بشر بوده ما كه الان داريم مي بينيم اين همه اختلافات آن چيزي كه مد نظر حق تعالي بوده تحقق پيدا نكرده، پس اين زحمتي كه خداوند براي خودش و انبياء ايجاد كرده است نعوذبالله بيهوده بوده است؟! اينجا مشخص است كه مسئله بايد به يك سرانجامي ختم بشود و آنجايي كه حضرت موسي از خداوند خواسته بود كه من تو را ببينم و خداوند مي فرمايد:

لن تراني

سوره اعراف، آيه ١٤٣

خداوند نفيي ابدي را بكار مي برد. خودش را اثبات كرده است و هيچ كس هم نديده و در حديث قرطاس هم كه پيغمبر مي فرمايد:

لن تضلوا

اين هم به خاطر همين است كه بالاخره بايد اثبات بشود قول رسول خدا قول خداوند است.

فقط ما مي خواهيم به صورت عقلي و علمي اين را مورد بررسي قرار بدهيم. لطفا حضرت استاد از اين زاويه همه مباحث را كاملا مورد بررسي قرار بدهند و بحثهاي جديدي را مطرح كنند.

مجري:

خيلي ممنون. جناب آقاي محمدي از لارستان از برادران اهل سنت سلام عرض مي كنم.

بيننده:

سلام عليكم.

بيننده:

من در حدود سال ٧٧ در يكي از مدارس ديني اهل سنت درس مي خواندم و از طلبه هاي آنجا بودم. ولي مدتي كه به برنامه هاي شما نگاه مي كنم به اين برنامه ها علاقه مند شده ام و واقعا به اشتباه قبل خودم پي برده ام. فهميدم كه در آن مدرسه ديني اهل سنت عمرم به هدر رفت.

مجري:

يعني الان شبكه ولايت براي شما كلاس درس جديدي شده است؟

بيننده:

واقعا هم همينطور است. ٢ سال آنجا عمرم به هدر رفت ولي هيچ به ما ياد ندادند فقط به ما گفتند شيعه اينطور است و شيعه آنطور است! البته ما قبلا هم نظر بدي روي تشيع نداشتيم ولي زماني كه رفتيم مدرسه حوزه اهل سنت ما را نسبت به اهل تشيع بدبين مي كردند ولي الان كه برنامه شما را دارم مي بينم واقعا خيلي خوشحال هستم و واقعا هم دينم را عوض كرده ام.

مجري:

خدا را شاكر هستيم كه برنامه ما توانسته است تاثير بگذارد تا دوستان بتوانند حقائق را پيدا كنند.

بيننده:

بعضيها تماس مي گيرند مي گويند مثلا ما سني هستيم مي خواهيم شيعه بشويم و مثلا ما شيعه هستيم مي خواهيم سني بشويم كه واقعا اينها معلوم نيستند، من مدرك و سند دارم من زماني كه در مدرسه بودم تقريبا سال ٧٧ آن زمان مدير مدرسه آقاي حسيني بود و استاداني كه در مدرسه بودند آقاي سيد حسن صديقي بود، همه اينها استادان من بودند در مدرسه ديني، يعني من بدون شك و ترديد مي گويم. بعد خواستم بگويم من در اين چند سال كه در حوزه اهل سنت بودم ، واقعا مي دانم كه مرتكب گناه شدم و واقعا از كرده خودم پشيمان هستم. فقط مي خواهم مرا در اين راه راهنمايي كنيد.

مجري:

خدا انشاءالله به شما توفيق بدهد بتوانيد تحقيق بكنيد و حالا به قول خودتان كه مي گوييد من حقيقت را پيدا كرده ام ممنون هستيم از خدا كه برنامه ما انقدر تأثير گذاشته است كه شما توانسته ايد به آن فطرت خودتان بازگرديد و با عقل و درايتي كه داشتيد بين خودتان و خدايتان انشاءالله حجت را تمام كرده باشيد.

بيننده:

الان من فقط مي خواهم دعا كنيد كه گناه قبل من بخشيده بشود.

استاد حسيني قزويني:

ممنون و متشكريم از شما آقاي محمدي! خوب است افرادي هم كه با شبكه هاي وهابي هماهنگي مي كنند و تماس مي گيرند و مي گويند ما شيعه بوديم اولا يك سابقه اي از خودشان بگويند و دروغ نبافند. حتي آن آقايي كه از قزوين زنگ مي زند آدرس هايي مي دهد كه در قزوين هيچ قزويني بلد نيست! مي گويد من ٣٠ سال قبل در مدرسه شهيد رجائي درس خوانده ام درحاليكه شهيد رجائي حداقل ٤ يا ٥ سال بعد از آن شهيد شده است! اگر دوستان ما اينها را كليپ كنند مي بينيد كه واقعا آدم دروغگو حافظه ندارد. حالا آن هتاكيهايش سر جاي خودش! وقتي خود ابوبكر نسبت به صديقه طاهره جسارت مي كند از اين مكتب بايد انتظار داشته باشيم كه امروز هم آقاي حيدري بيايد نسبت به حضرت ولي عصر اهانت كند. از كوزه همان برون تراود كه در اوست.

مجري:

جناب آقاي مينايي از همدان سلام و عرض ادب دارم خدمت شما،

بيننده:

سلام عليكم.

يك نظر كوچك داشتم اگر اجازه بفرماييد خيلي هم به هر حال طولاني نيست و اينكه اجازه بفرماييد كه شما اين برادران اهل سنت كه تماس مي گيرند چون سوالهاي خيلي زيادي در ذهنشان است اينها مثلا ٣ نفر يا ٤ نفر از آنها تماس بگيرند و يك نفر از شيعيان.

مجري:

يعني شما مي خواهيد حق خودتان را به اهل سنت بدهيد.

بيننده:

به هر حال من عرضم اين است كه اگر ٤ تا از برادران اهل سنت تماس بگيرند و سوالاتشان را بپرسند ممكن است اين سوالات در ذهن ٤٠٠ نفر از اهل سنت باشد و با جوابهاي خيلي زيباي حاج آقا خيلي از سوالاتشان حل مي شود . خود بنده الان اگر بخواهم صحبتي كنم از مناقب ائمه و پيامبر صلي الله عليه و آله است كه اينها را هم از من كاملتر مي دانند.

استاد حسيني قزويني:

البته جناب آقاي مينايي همانطوري كه براي برادران اهل سنت سوال است برادران شيعه هم سوالات زيادي دارند. در اين جامعه زندگي مي كنند و گاهي كتاب يا مجله اي مي خوانند يا با اهل سنت مراوده دارند يا با وهابيت مراوده دارند سوالاتي در ذهنشان است كه بايد بپرسند. البته من به عنوان يك فردي كه ٣٠ سال در اين رشته تخصص دارم عرض مي كنم پاسخ به سوالات دوستان شيعه مان براي ما واجب است ولي وجوب پاسخ به سوالات اهل سنت براي بنده خيلي زياد محرز نيست در حقيقت مستحب و خوب است. براي نجات دادن يك انسان حق را برايش روشن كردن خيلي خوب است و خيلي پيش خداي عالم ارزش دارد. ولي از اين طرف تعدادي از جوانهاي ما در محيطهاي دانشگاهي مخصوصا در مناطق اهل سنت هستند كه سوالاتي برايشان بوجود آمده است. الان در تهران، در قم، در همدان، در استانهاي مختلف هم شيعه است و هم سني، اينها با يكديگر مراوده دارند و سوالاتي برايشان مطرح شده است، شبهاتي مطرح است و الان اين شبكه هاي وهابي دارند همينطور اين شبهات را فلّه اي پخش مي كنند و لذا اگر شما اجازه بدهيد ما همين روشي را كه داريم ادامه دهيم. ما ١٠ خط تلفن براي شيعيان و ١٠ خط تلفن هم براي اهل سنت گذاشته ايم.

مجري:

ممنون هستيم از اين پيشنهاد شما. جناب آقا رضا از كرج، از برادران اهل سنت. سلام و عرض ادب دارم خدمت شما دوست عزيز.

بيننده:

سلام عليكم. مدتها است كه ديده ايم از برنامه هايتان بحث وهابيت و اهل سنت مي كنيد. شما مي گوييد كه با اهل سنت مشكل نداريد يعني مشكل اصلي با وهابيت است درست است؟

مجري:

بله.

بيننده:

من الان خودم چند سال است كه در استان تهران زندگي مي كنم ولي متأسفانه تناقض زياد است. الان من اينجا كه دارم زندگي مي كنم يك اهل سنت شافعي مذهب هستم. ولي متأسفانه تبعيضهايي در اينجا قائلند اصلا هر جا بفهمند كه ما اهل سنت هستيم به يك ديدي نگاه مي كنند. من نمي دانم مثلا ما حالا مسلمان نيستيم؟ مگر ما صاحب كتاب نيستيم؟ من كاري ندارم كه وهابيت چيست. ما كلّا تابع قرآن هستيم تابع سنت پيامبر هستيم ما دنبال راه و روش درست تابعين هستيم. حالا فرقي نمي كند هر كدام از بزرگان باشند. بعد اينكه شما مي گوييد وهابيت كه مثلا ايده محمد بن عبدالوهاب بوده من اينجا مي خواهم اين را عرض كنم كه اگر واقعا اين آقاي محمدبن عبدالوهاب ايده اي را ارائه كرده باشد بايد به اسم محمدي بگويند نه اينكه وهابي. وهابيت يعني محمد بن عبد الوهاب پدرش بوده درست است؟

استاد حسيني قزويني:

بله.

بيننده:

نبايد اسم وهابيت را بياورند بايد اسم محمدي شان را بگويند. اين يك سوال است در ذهن من.

مطلب ديگر اينكه من در تهران بارها آرزو داشتم در يك مسجدي از اهل سنت نماز جمعه و نماز جماعت بخوانم، اصلا به مسائل سياسي هم كاري ندارم. فقط دوست دارم عبادت كنم و قرآن بخوانم. يك بار شما گفتيد كه چرا در مكه مسجد اهل تشيع نيست. ولي من مي خواهم اين را بگويم كه هيچ وقت مكه را با تهران مقايسه نكنيد. اهل سنتي كه در تهران زندگي مي كنند نزديك يك ميليون نفر هستند ولي در مكه حالا من نمي دانم شايد ١٠٠ نفر شيعه هم نباشد!

ثانيا شما مگر نمي گوييد وهابيت در مكه هستند و حكومت دست آنهاست، ولي ما كه در ايران هستيم نبايد با مكه مقايسه كنيم. ما اهل سنت هستيم ما ايراني هستيم چرا نبايد در تهران در استانهاي بزرگ مسجد باشد؟

مجري:

اين آمار يك ميليون را از كجا آورديد؟

بيننده:

از روزنامه ها ... معمولا خود دولت اينها را اعلام كرده حالا من دقيقا نمي دانم.

مجري:

اگر دولت است يك جاي رسمي است. به ما بگوييد در كجا اين آمار را عنوان كرده تا ما هم برويم ببينيم آن را.

بيننده:

آقاي محسني الان نزديك ١ ميليون نفر در تهران دارند زندگي مي كنند.

استاد حسيني قزويني:

ما هم مي گوييم در مكه ٢ ميليون نفر زندگي مي كنند.

بيننده:

آقاي قزويني اصلا من مي گوييم ٣ ميليون زندگي كنند.

استاد حسيني قزويني:

جناب آقاي شيخ علي آل محسن كه از علماي بزرگ قطيف است و حدود ١٠-١٢ كتاب هم نوشته است مي گفت ٣٣ درصد مردم عربستان شيعه هستند. ايشان سايت هم دارد. اين هم مدركي كه من خدمت شما دادم. ولي شما مدرك اينكه دولت اعلام كرذه يك ميليون اهل سنت در تهران زندگي مي كنند را به من بدهيد. اگر واقعا ثابت كرديد دولت اعلام كرده است ما هر جايزه اي حضرتعالي معين كنيد حداقلش يك ميليون تومان به شما مي دهيم اينكه ثابت كنيد دولت اعلام كرده يك ميليون اهل سنت در تهران است.

بيننده:

آقاي قزويني ببخشيد من اصلا كاري به عدد ندارم ولي خدا وكيلي مي گويم در تمام پايتختهاي دنيا حتي آنها كه مسيحي هستند يك مسجد اهل سنت وجود دارد ولي نبايد در تهران داشته باشيم؟ الان من خدا شاهد است كه من چند سال است در اينجا زندگي مي كنم يك بار نبوده كه من بروم نماز جمعه.

استاد حسيني قزويني:

جناب آقا رضا ببين عزيزجان! خيلي راه دور نرويم در استان كردستان در كل شهرها نماز جمعه شيعه وجود دارد يا ندارد؟ سوال من را جواب بدهيد شما، آيا در كردستانِ ما براي شيعيان نماز جمعه هست يا نيست؟ نيست. تمام شيعيان و بنده خودم هم بارها رفته ام كردستان در سنندج، مهاباد، سقز، يا سردشت هر وقت روز جمعه شده رفته ايم مسجد آقايان اهل سنت و در نمازجمعه آنها شركت كرده ايم. چرا حضرتعالي در تهران، در نماز جمعه شيعيان شركت نمي كنيد؟ اينها را كافر مي دانيد؟ آيا اگر در مساجد شيعه ها در تهران قرآن بخوانيد گناه مي شود؟! و يا اينكه خواندن قرآن شيعيان گناه و معصيت است؟

بيننده:

ببينيد آقاي قزويني الان من خودم بچه سنندج هستم الان در سنندج در تمام شهرهاي كردستان حسينيه ها هست.

استاد حسيني قزويني:

نماز جمعه در سنندج براي شيعه هست يا نيست؟

بيننده:

اجازه بدهيد. ببينيد در حسينيه ها يا در خيابانها مراسم عزاداري هست كه هيچ وقت اهل سنت اينها را انجام نمي دهد ولي اهل سنت به چشم احترام به آنها نگاه مي كنند و كاري هم به آنها ندارند. من اين را مي گويم. من نمي گويم حالا خدايي نكرده تشيع كافر هستند من نگفتم كه نبايد پشت سرشان نماز بخوانيم. طبق آن احكامي كه خودمان داريم مي رويم مسجد. اصلا يك تبليغي هم باشد كل مسلمانهاي جهان كه ما آمده ايم تهران يك مسجد داشته باشيم. الان پاكستانيها در سفارتشان نماز جمعه را دارند آنجا مي خوانند. هر كسي در گوشه و كنار اينجا مي خواند. شما كه داريد عبادت مي كنيد ما كه نمي آييم كار سياسي انجام بدهيم. اصلا كار به سياست نداريم.

مجري:

خيلي ممنون هستيم آقا رضا.

استاد حسيني قزويني:

آخر سوال من را جواب ندادند ايشان!

مجري:

البته من اينجا اشكالي بر شما وارد مي كنم ما برنامه مان برنامه علمي است و مباحث اعتقادي ، تاريخي ، حديث و رجال را مطرح مي كنيم و دوست داريم دوستان در اين وادي سير بكنند و بروند و اين مباحث را پيگير بشوند. حالا مي آيند مباحث سياسي را مطرح مي كنند كه اصلا به ما ربطي ندارد و فرض هم مي گيريم اگر هم باشد طرف مقابلش هم هست. نه اعتقادي به اين اضافه مي كند و نه مثلا من را وادار به جستجو و تحقيق مي كند. خواهش مي كنيم از دوستان عزيزي كه با ما ارتباط برقرار مي كنند اگر سوال علمي دارند بيايند روي خط، وگرنه روي خط نيايند و اينطور وقت شبكه را نگيرند. شايد تا به حال ٥ يا ١٠ بار اين موضوع را گفته باشيم.

استاد حسيني قزويني:

شما مي گوييد تبعيض قائل مي شوند. ببينيد برادر بزرگوار اگر در يك جايي ٤ نفر شيعه تند رو تبعيض قائل مي شود در استانهاي سني نشين ما در اين كشورهاي اسلامي مان شيعه را با نظر يك بنده نگاه مي كنند. اصلا ارزش انساني برايش قائل نيستند. اگر بنا است ملاك آن باشد ما مي گوييم نظر ما و مراجع ما اين است، آيت الله سيستاني بارها گفته است كه نگوييد برادران اهل سنت بگوييد عزيزان اهل سنت. شما بايد بين افراد عادي و مراجع و علما تفاوت بگذاريد. آن هفته هم يك برادر بزرگواري آقاي فاروق از تايباد زنگ زد يك سري حرفهايي زد كه اگر يك شيعه چنين حرفي در يكي از اين شبكه هاي وهابي زده بود از او يك پيراهن عثمان درست مي كردند كه مردم عقيده شيعه اين است، ببينيد اينها كافر هستند، مشرك هستند.

اين برادرمان زنگ زد گفت كه نمي دانم عمر هم جنسبازي مي كرده و من هم حاضر هستم با من ازدواج بكند... خداي عالم بدون اجازه عمر بر پيغمبر آيه نازل نمي كرد!

ما اصلا به او گفتيم برادر عزيز من! اين فرمايشات شما نادرست است. علماي شما اين را قبول ندارند. ما راهنمايي كرديم گفتيم برويد در تايباد پيش علما و حوزه علميه، امام جمعه، بگوييد اين درست است يا نيست.

ببينيد ملاك اين نيست كه اگر يك عوامي آمد يك حرفي زد بگوييم عقيده آن مذهب اين است. آقايان بيايند قضاوت كنند اين برخورد ما با يك عزيز اهل سنت كه اين فكر انحرافي در ذهنش است تصور مي كند كه واقعيت دارد. با اينكه علماي اهل سنت چنين چيزي را قبول ندارند. بله اگر يك عالم سني زنگ بزند و چنين حرفي بزند ما روي حرفش مانور مي دهيم و درباره اش دهها جلسه مي گذاريم كه شما مي گوييد خداي عالم بدون اجازه عمر آيه نازل نمي كرد اشتباه كرد جبرئيل بنا بود وحي را براي عمر ببرد، اگر يك عالم بيايد اين را بگويد ما برايش ارزش قائل هستيم و صحبت مي كنيم كه آقا اين درست نيست و خلاف قرآن است. ولي براي افراد عوام نه. حالا اين برادر عزيزمان مي گويد در اين محيطي كه من هستم در جايي رفته ام كه تبعيض قائل هستند، عوام ممكن است اشتباه كنند و ما ضامن آن نيستيم.

مجري:

سر كار خانم صفايي از تهران ، سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

بيننده:

سلام عرض مي كنم. بنده چند تا مطلب داشتم كه شامل چند تا سوال و يك جواب مي شود البته وقتي ما با شبكه هاي وهابي تماس مي گيريم كه پاسخ سوالاتشان را بدهيم نمي گذارند. سوال هم كه مي خواهيم بكنيم موضوع را عوض مي كنند.

سوال اول اين بود كه سند صحيح از كتب خودشان سوال كردم وقتي غضب حضرت فاطمه عليها السلام غضب حضرت رسول الله صلي الله عليه و آله است و ابوبكر خودش اعتراف كرد كه در خانه فاطمه زهرا را كشيدم اينجا تكليف چيست؟ آقاي هاشمي مي گويند بعد از آن پشيمان شده است! مي گويم فاطمه زهرا غضبناك از دنيا رفته است اينجا تكليف چيست؟ مي گويند كه حضرت علي هم با حضرت فاطمه بحث كرده است. دوباره مي گويم غضب حضرت علي غضب رسول الله و غضب حضرت فاطمه غضب رسول الله است و غضب امام حسن و امام حسين هم غضب رسول الله است و خود رسول الله فرموده كه غضب اينها عين غضب من است و دوستيشان هم دوستي من است. ولي آيا در مورد غير از اينها هم رسول الله چيزي فرموده كه غضب اينها غضب من باشد؟ دوستي اينها دوستي من باشد؟ كه جوابي نگرفتم.

سوال دوم من اين است كه در اين هفته خيليها تماس گرفتند و گفتند چرا معاويه مقدس است و اينها اينطور جواب مي دهند كه عهدنامه امام حسن ما را بس است. من مي خواهم بدانم آيا نتيجه عهدنامه مهم است يا خود عهدنامه؟ ما يك حديث با شماره مي گوييم شما مي گوييد كل صحيح بخاري از اول تا آخر را بخوانيد. همان يك حديث را نخوانيد. شما اينجا تمام اين عهدنامه را قبل و بعدش را بررسي كنيد ببينيد نتيجه چه بوده است؟ مي خواستم همين را خدمت حضرت آيةالله قزويني جامعتر جواب بدهند.

ديگر اينكه آقاي لهرابي مي گويد فاطمه زهرا در بهشت سيدة نساء العالمين است و از همه نظر بهتر بوده، در دنيا هم همسران پيامبر بهتر بودند. من ٢ تا سوال از آقاي لهرابي دارم در اينجا. چون در آنجا نمي گذاريد صحبت كنم. ديشب بعد از ٤٠ دقيقه، تماس تلفني من را در همان ابتدا قطع كردند. بعد اولا كه ٢ تا سوال دارم از آقاي لهرابي اول اينكه آيا خداوند متعال در مورد حضرت نوح و حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم پارتي بازي كرده است؟ و يا اينكه آيا رسول الله فقط يك دختر داشته به خاطر اين سيده نساء العالمين شده؟ يا دختر هاي ديگري هم داشته است؟

يك جواب دارم به آقاي سجودي كه ديشب هم بخاطر همين تماس گرفته بودم فهميدند كه جواب من چيست بعد از ٤٠ دقيقه انتظار قطع كردند. آقاي سجودي مي گويد تمام معضلات و اتفاقها از جمله جنجالهاي اخير كه در ايران اتفاق مي افتد خوب مديريت مي شود و جمع مي شود . ولي چرا اعتياد كه در جامعه معضل است نمي توانند سر افراد را بگيرند و برسند به قاچاقچيها و سركرده هايشان؟ من مي گويم جناب آقاي سجودي من خودم در زمينه ترك اعتياد فعاليتهايي داشته ام. ما در اين زمينه سر نخ را گرفتيم و رسيديم به زاهدان! رسيديم به زابل، رسيديم به سيستان بلوچستان و عزيزان برادران اهل سنت كه مراجع مي گويند اينها عزيزان ما هستند، به اينها دست نزنيد با اينها كاري نداشته باشيد. و من هم از اينجا به آقاي سجودي مي گويم يك فتوايي را صادر كنند امشب كه من خودم كمر همت را بسته ام اقدام مي كنم .

مجري:

خيلي ممنون از سركار خانم صفايي كه اينقدر خوب وارد مي شود و خواب را بر اين آقايان وهابي شبكه حرمله حرام كرده است.

جناب آقاي مير معيني از كنگاور سلام و عرض ادب دارم خدمت شما،

بيننده:

سلام عرض مي كنم. راجع به همين حديث قرطاس كه جناب عمر در اين حديث آمده است كه،

إن الرجل ليهجر.

مي خواستم بدانم چرا جناب عمر از اين كلمه

إن الرجل

استفاده كرده است؟

مجري:

چه كلمه اي بايد استفاده مي كرد؟

بيننده:

حالا من احساسم اين است كه اين آقا مثلا،

إن النبي

چرا نگفته است؟ مي شود اينطور استنباط كرد كه ايشان شايد پيغمبري پيغمبر را قبول نداشته؟ اين يك سوال، سوال دومم اين است كه خداوند در قرآن مي فرمايد من حافظ قرآن هستم. از آن طرف عائشه ادعا داشته است كه بعد از رحلت پيامبر اكرم، آيه هايي در قرآن بوده مثل آيه رجم، بعد ادعا داشته است كه ما اينها را مي خوانديم. مي خواستم بدانم آيا ايشان خبر نداشته است خدا در قرآن خودش گفته است كه من حافظ قرآن هستم؟

مجري:

ممنون از سوالاتتان. جناب آقاي محمدي از شيراز از برادران شيعه سلام عرض مي كنم.

حقيقتا اين برنامه شما براي ما خيلي لازم و مفيد است. براي همه مسلمانها چه شيعه و چه سني برنامه مفيدي است. يك گلايه اي هم از آقاي قزويني داشتم. حقيقتا براي ما خيلي جاي ناراحتي است شما يك شب نسبت به آقاي حيدري كه يك وهابي است گفتيد كه ايشان مهمان نواز است. ما اگر برويم مكه يا مدينه ما را با آغوش باز مي پذيرد، اما در عوض آقاي الله ياري درست است اخلاقش تند و برخوردش نادرست است قبول دارم اما حقيقتا بحث ايشان با آنها خيلي فرق مي كند. بحثهاي ايشان با شبكه كلمه خيلي فرق مي كند. بحثهاي ايشان با شبكه نور خيلي فرق مي كند. بحثهاي علمي مطرح مي كند. اگر چه شما حقائق را مي گوييد اما در قالب كلمات بسيار زيبا و جالب باشد.

استاد حسيني قزويني:

يعني شما مي فرماييد مثلا آقاي الله ياري مهمان نوازيش بهتر از آقاي حيدري است؟

بيننده:

نه من نمي خواهم اين را بگويم. شما يك سري اهانتها كرده ايد حقيقتا الفاظي كه گفته ايد مثلا احمق، بي ادب، يك سري كلمات وقيح است.

مجري:

خيلي ممنون از جناب آقاي محمدي.

حاج آقا! لطفا سوال آقا رضا كه گفت چرا وهابي مي گوييد با اينكه اسمش محمد است؟ بايد محمدي بگوييد، را پاسخ دهيد.

استاد حسيني قزويني:

خودشان، خودشان را وهابي معرفي كرده اند. همين عثمان الخميس از ليدرهايشان است در ماهواره و در سايتهايشان هست كه مي گويد ما وهابي هستيم و به وهابي بودنمان هم افتخار مي كنيم. شايد در سال ٨٣ بود كه بنده خودم با يكي از مشايخ مكه جناب شيخ محمد بن جميل زينو كه از اساتيد دارالحديث مكه مكرمه بود و سال گذشته از دنيا رفت يك نشست ٣ يا ٤ ساعته در منزلش داشتم. ايشان اول سوالي كه از من كرد اين بود كه با اينكه ما تابع محمد بن عبد الوهاب هستيم بايد به ما بگويند محمدي چرا مي گويند وهابي؟ البته من شوخي كردم گفتم كلمه وهاب نام خدا است، شما خودتان را منتسب به خدا بكنيد نه به نام محمد، ايشان خيلي خوشحال شد و با دستش محكم زد روي زانوي من گفت بارك الله!

ولي اينها مشخص است محمدي به اينها بگويند با نام نبي گرامي مشتبه مي شود كه آقا اينكه محمدي هستيم تابع رسول اكرم هستيم و يا تابع محمد بن عبد الوهاب هستيم!؟ و لذا براي اينكه يك شاخصي باشد وهابي را برگزيده اند. اينها خودشان را تابع پيغمبر نمي دانند چون اگر واقعا بگويند ما محمدي هستيم مردم تصور مي كنند اينها تابع پيغمبر هستند ولي تابع پيغمبر نيستند. محمد بن عبد الوهاب گفت اين عصاي من بهتر از پيغمبر است. چون با اين عصا مي توانم يك عقرب يا يك ماري را بكشم ولي پيغمبر اين اندازه هم نستجير بالله فايده اي ندارد. همين آقا مي گويد رفتن به زيارت قبر پيغمبر حرام است. توسل به پيغمبر كفر است، و متوسل هم بايد اعدام بشود حتي بالاتر از حكم زنا! همين تعبيري كه زيني دحلان دارد در فتنه الوهابي ص ١٩، مي گويد يك كسي بالاي مأذنه بعد از گفتن

أشهد أن محمدا رسول الله

بر پيغمبر صلوات فرستاد، محمد بن عبد الوهاب دستور داد گردنش را زدند! اينها واقعا ترس دارند كه به محمدي معروف شوند. و خود حسن بن فرحان مالكي كتابي نوشته است در رابطه با محمد بن عبد الوهاب كه محمد بن عبد الوهاب يك اصلاحگر بود، پيغمبر نبود، شما محمد بن عبد الوهاب را در حد پيغمبر قرار داده ايد! چندي پيش در يكي از سايتهايشان نوشته بود ما مي گوييم محمد بن عبد الوهاب گفته است توسل حرام است. اگر پيغمبر از قبر زنده بشود بگويد توسل اشكال ندارد ما قبول نمي كنيم! لذا اينها ديگر از همان روزهاي اول خودشان را وهابي گفته اند. الان بخاطر اينكه واژه وهابي يك واژه وقيحي شده، و بخاطر اين ترورهايي كه انجام داده اند و جنايتهايي كه مرتكب شده اند دنيا از وهابيت متنفر شده است اينها تلاش مي كنند كه ديگر خودشان را وهابي معرفي نكنند، بلكه بگويند ما سلفي هستيم! آبرويشان با واژه وهابيت رفته است و حالا مي خواهند سلفي سلفي كنند آبروي سلف را هم ببرند!

مجري:

خانم صفايي چند تا سوال داشتند توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني:

آن آقا در شبكه وهابي گفته است كه حضرت زهرا سيده نساء بهشت بوده! در كتاب مستدرك علي الصحيحين از عائشه از پيغمبر نقل مي كند:

قال وهو في مرضه الذي توفي فيه يا فاطمة الا ترضين ان تكوني سيدة نساء العالمين وسيدة نساء هذه الأمة وسيدة نساء المؤمنين هذا اسناد صحيح ولم يخرجاه هكذا

المستدرك علي الصحيحين، ج٣، ص١٥٦

در بيماري كه از دنيا رفت فرمود: آيا راضي نيستي كه سيده زنان دو جهان باشي؟ هم دنيا و هم آخرت و سيده زنان اين امت باشي؟ و سيده زنان مومن؟

اگر همسران پيغمبر مومن هستند حضرت زهرا سيده آنها است. اگر مومن نيستند اين آقايان معين كنند ديگر ما چيزي نداريم. و حاكم نيشابوري هم مي گويد:

هذا إسناد صحيح و لم يخرجاه.

سندش صحيح است مسلم و بخاري نياورده اند.

در صحيح بخاري آمده است كه حضرت زهرا بي تابي مي كرد حضرت فرمود:

فلما رأي جزعي سارني الثانية قال يا فاطمة الا ترضين ان تكوني سيدة نساء المؤمنين.

آيا دوست نداري كه تو سيده زنان تمام مومنين باشي؟

سيده زنان مومنين يعني از حضرت آدم تا قيام قيامت هر چه زن مومن است فاطمه زهرا سرور آنهاست.

أو سيدة نساء هذه الأمة.

اين ديگر از صحيح بخاري ج ٥ ص ٢٣١٧، حديث شماره ٥٩٢٨، از نرم افزار الجامع الكبير است و ارتباط به ما ندارد. البته همين حديث را صحيح بخاري، ج ٣ ص ١١٢٨ ، مسند احمد ، فضائل الصحابه ، مسند ابن راهويه و حدود ٥٠ - ٦٠ كتاب ديگر آورده اند.

در رابطه با اينكه اگر حضرت امير سلام الله عليه بر حضرت زهرا غضب كرد. يك روايت صحيح در كتب شيعه يا در كتب اهل سنت بياوريد براي ما جز روايت جعلي و ساختگي كه درست كرده اند در رابطه با دختر ابو جهل، فرض گيريم درست هم باشد وقتي حضرت امير ديد حضرت زهرا ناراحت است عقب نشيني كرد. يعني اين اندازه نسبت به حضرت زهرا ايثار كرد. با اينكه دروغ است و الله دروغ است. ولي آيا ابوبكر قلب حضرت زهرا را رنجاند حاضر شد عقب نشيني بكند. يا نه حاضر نشد عقب نشيني بكند؟ حضرت امير هم مي خواست برود زن بگيرد. قرآن مي گويد:

فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَي وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ

سوره نساء، آيه ٣

كار خلافي نمي خواست بكند. فرض كنيم كه اين حديث دروغي كه

نحن معاشر الأنبياء لا نورث

عمدة القاري، ج١٤، ص١٦٣

درست است. آيا حاضر شد بخاطر قلب حضرت زهرا فدك را برگرداند؟ حضرت زهرا

توفيت و هي ساخطة علي أبي بكر و عمر.

اين ديگر واضح و روشن است. صحيح بخاري ج ٥ ص ٨٢ ح ٤٢٤٠ به صراحت مي گويد:

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه وسلم فهجرت أبابكر فلم تزل مهاجرته حتي توفيت

تا آخرين لحظه هم حضرت زهرا از ابوبكر غضبناك بود تا از دنيا رفت. و وصيت هم كرد كه ابوبكر بر او نماز نخواند. اگر روايت جعلي غضب حضرت زهرا بر حضرت امير را درست بشماريم، شما براي اين ٢ تفاوت چه جوابي داريد؟ مسور بن مخرمه ناقل قضيه خواستگاري دختر ابي جهل است كه اصلا آن زمان يا در اين اتفاقي كه افتاده اصلا به دنيا نيامده بوده يا در دامن مادرش پستانك مي خورده! پيغمبر كه از دنيا رفته اين ٨ ساله بوده! خود توفيق ابوعلم هم مي گويد اين قضيه سال دوم هجرت قبل از ولادت امام مجتبي بوده، يعني آن زمان هنوز اين آقا اصلا به دنيا نيامده است ولي دارد اين قضيه را نقل مي كند!

در رابطه با قضيه اي كه معاويه را مقدس مي دانيم چون امام حسن با او صلح كرده است. در اينجا ما سخن زياد داريم. اصلا امام حسن صلح كرد تا در يك جمله فسق و كفر معاويه را ثابت كند. آن چهره نفاق معاويه را ثابت كند. در خود نهج البلاغه در نامه ١٦ حضرت علي قسم ياد مي كند

فوالذي فلق الحبة وبرأ النسمة ما أسلموا ولكن استسلموا وأسروا الكفر

معاويه و دار و دسته اش مسلمان نشدند كفر ظاهري را به كفر باطني مبدل كردند.

همين عبارت را عمار ياسر با سند صحيح در مجمع الزوائد هيثمي ج ا ص ١١٣ آورده است. اين آقايان بروند ببينند. ما ديگر در اين چند روز نسبت به معاويه چيزي نگذاشتيم بماند. انشاءالله درباره معاويه، حق مطلب را ادا خواهيم كرد. خوني كه به قلب امير المومنين و امام مجتبي و اهلبيت وارد كردند، سر منشأش خود معاويه بوده است.

مجري:

آقاي مير معيني نكته زيبايي را در حديث قرطاس گفتند كه چرا عمر نگفته

إن النبي يهجر

خدايي نكرده يكي از بزرگانمان مريض بشود مي گوييم اين آقاي ما، اين سيد ما، اين مولاي ما و خلاصه يك عبارت درستي مي آوريم.

استاد حسيني قزويني:

بله در صحيح مسلم ج ٥ ص ١٥٢ ح ٤٤٥٨ هم عمر وقتي مي آيد خطاب به علي عليه السلام و عباس نمي گويد مثلا آمده بود ارث پيغمبر را طلب مي كرد بلكه مي گويد:

فجئتما تطلب ميراثك من ابن أخيك ويطلب هذا ميراث امرأته من أبيها

عباس تو آمده بودي ارثت را از فرزند برادرت بگيري و اين هم آمد تا ارث زنش را از پدرش بگيرد.

ادب را رعايت نمي كند. يك طرف پيغمبر است و يك طرف خير الاوصياء، شما حداقل بگوييد ارث خود را از پيغمبر مي خواست. اين تعابير، تعابير زشتي است.

مجري:

خيلي ممنون. خداوند يار و نگهدار شما عزيزان باشد.