سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٤٦ - ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت

ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت

کد مطلب: ٥٢٧٨ تاریخ انتشار: ٢٣ بهمن ١٣٩٠ تعداد بازدید: ١٤١٦ سخنراني ها » شبکه ولايت ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
حبل المتین ٩٠/١١/٢٣

لينک دانلود
    بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ ٩٠/١١/٢٣

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم.

سلام و عرض ادب دارم خدمت شما بيندگان عزيز

ما مي خواهيم در يك فضاي كاملا دوستانه با برادران عزيز اهل سنت مباحث علمي داشته باشيم كه در نتيجه براي بينندگان ما آن مطالب مورد استفاده قرار بگيرد. انشاءالله تا پايان برنامه همراه ما باشيد. ما در خدمت استاد عزيز، كارشناس محترم حضرت آيت الله دكتر سيد محمد حسيني قزويني هستيم. سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزيزم.

استاد حسيني قزويني:

سلام عليكم و رحمه الله.

مجري:

خيلي ممنون هستم حاج آقا از فرصتي كه به ما و بينندگان عزيز داده ايد.

من همين جا تشكر كنم از برادر عزيزم مولوي مرادزهي كه لطف كردند و در برنامه آمدند و برنامه خيلي خوبي ارائه شد.

ما واقعا ايشان را خط شكن در اين قضايا ديديم انشاءالله اينها ادامه داشته باشد. الحمدلله در جلساتي كه با ايشان برگزار شد، مباحث كاملا دوستانه اي مطرح شد.

سوالات بنده در مورد موانع وحدت است. اولين سوال من اين است كه لطف كنيد و نسبت به ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت مطالبي را براي بينندگان عزيز مطرح كنيد.

استاد حسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم

بنده هم به نوبه خودم از برادر عزيزم جناب آقاي مولوي مرادزهي كه يك روحاني و مولوي فاضل اهل سنت هستند، تشكر مي كنم.

من بي پرده بگويم شايد در اين جلسات مطالب تندي هم مطرح بشود ولي نتيجه اينطور نشستهاي دوستانه و علمي اين است كه -اگر نگوييم اختلافها را از بين مي برد- اختلافات را تقليل مي دهد. و ما امروز اگر دستمان بيايد و لو ذره اي ناچيز اختلافات ميان شيعه و سني را تقليل بدهيم و اين دو گروه را در صف واحد و در برابر دشمنان مشتركمان قرار بدهيم بايد اين كار را بكنيم. اگر كوتاه بياييم به خدا و پيغمبر و امت اسلامي خيانت كرده ايم و يكي از اهم واجبات اسلامي همين است. همانگونه كه من در آن شب هم عرض كردم و بينندگان عزيز هم شاهد بودند ما بايد تلاش كنيم اولا كاملا عوامل وحدت شناسايي بشود نه به صورت شعاري و نه به صورت حرفي، نه به صورت سخنراني و همايش به صورت كاربردي و عملياتي و مهمتر از او آنچه را كه عوامل اختلاف است و موانع وحدت است اينها هم بايد كاملا شناسايي شود و ببينيم از اين موانع وحدت كدام يك از آنها به صورت كامل قابل برطرف شدن است.

كدام يك از اين موانع قابل اين است كه تقليل پيدا كند و اين موانع را ما فقط نبايد در حوزه مذهب شيعه ببينيم و از علماي شيعه بخواهيم كه در اينجا كوتاه بيايند و موانع را بر طرف كنند. و عوامل وحدت را پياده كنند. بلكه اين جاده دو سويه است.

چه خوش بي مهرباني از دو سر بي كه يك سر مهرباني دردسر بي

اگر اين نشستها و جلسات ميان حوزويان و مفتيها و مراجع بيشتر صورت بگيرد قطعا نتيجه بخش هم خواهد بود.

اما در رابطه با جايگاه وحدت از نظر قرآن و سنت ، سوره آل عمران آيه ١٠٣ به صراحت دستور مي دهد

و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا.

هم از تفرقه نهي مي كند و هم به وحدت امر مي كند.

امر در مرتبه اول ظهور در وجوب دارد و نهي ظهور در نهي و حرمت .

در سوره انبياء آيه ٩٢.

إن هذه أمتكم أمة واحده و أنا ربكم فاعبدون.

اين امت اسلامي همه يك امت هستند و من هم خداي اين امت هستم.

يعني داشتن خداي واحد مي تواند زمينه ساز وحدت باشد.

و يا در سوره أنعام آيه ٦٥اختلاف ميان امت اسلامي را عذاب آسماني مي داند.

قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَي أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ.

در مسند احمد ج٤ ص ٢٧٠ از نبي گرامي نقل كرده است: مومنين در محبت و عطوفت به منزله يك جسد واحد هستند. به منزله يك انسان هستند يعني تمام امت اسلامي يك روح است در جسدهاي مختلف.

إذا اشتكي منه عضو تداعي له سائر الجسد بالسهر والحمي.

اگر يكي از اعضاي امت اسلامي ناراحت بشود تمام امت اسلامي به تبع ناراحت مي شوند.

همان شعر سعدي كه

بني آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

و همين كافي است كه در صحيح بخاري حديث ٤٩٠٥ ج٦ ص٦٦ در آنجا وقتي اختلافي ميان مهاجرين و انصار مي افتد انصاري انصار را به كمك مي طلبد و مهاجر مهاجرين را و خلاصه در برابر هم صف آرايي مي كنند

وقتي كه نبي مكرم اين قضايا را متوجه مي شود بلافاصله حضور پيدا مي كند و مي فرمايد:

فقال ما بال دعوي الجاهليه؟!

اين ادعاها و شعارهاي جاهلي چيست؟

يكي مي گويد:

يا للأنصار!

ديگري مي گويد:

يا للمهاجرين!

قالوا يا رسول الله كسع رجل من المهاجرين رجلا من الأنصار.

يكي از مهاجرين با پا به يكي از انصار لگد زده است!

ببينيد خيلي عجيب است بخاطر اينكه يك مهاجري آمده به يك مهاجر ديگر لگد زده اين باعث شده يك اختلاف ميان مهاجرين و انصار بوجود آيد. حضرت فرمود اين دعوا و اين شعار جاهليت را كنار بگذاريد. اين شعارها شعارهاي گندآفرين است. بعد متوجه شدند كه شيطان مي خواهد شعله اختلاف را ميان اينها برافروحته كند.

نبي گرامي موضوع را كاملا به دقت رصد مي كند تا خداي نكرده كوچكترين اختلافي ميان امت نيفتد.

بيست و سه سال هم نبي گرامي براي اين كار سرمايه گذاري كرد. خود اميرالمومنين سلام الله عليه كه قرباني وحدت است منادي وحدت است. بعد از آنكه خلافت را به دست مي گيرد اين همه اختلافها و مشكلات و درگيريها برايش بوجود مي آورند و در آخر كه خوارج توطئه هايي مي كنند، خطاب به خوارج مي گويد:

و ألزموا السواد الأعظم.

نهج البلاغه خطبه ١٢٦

بعضيها صدور اين روايت را نمي فهمند كه قضيه چيست. تصور مي كنند اميرالمومنين همينطور رفته بالاي منبر خطاب به تمام مسلمانان فرموده است:

و ألزموا السواد الأعظم.

نه! اينجا مراد خوارج بوده و خوارجي كه تفرقه افكني مي كردند از پيكره جامعه اسلامي جدا شده و فتنه مي انداختند. فرمود:

و ألزموا السواد الأعظم و إن يدالله مع الجماعة و إياكم و الفرقه.

با گروه جماعت مردم باشيد. دست خدا با اين جماعتي است كه من در رأس آن هستم. از هر گونه تفرقه اجتناب كنيد.

تا آنجا كه مي فرمايد:

فإن الشاذ من الناس للشيطان كما أن الشاذ من الغنم للذئب

وقتي كه جامعه اسلام دچار تفرقه شد افراد متفرق شده طعمه شيطان مي شوند. همانطور كه گوسفندان متفرق شده و جدا شده از گله دچار گرگ خواهند شد.

مجري:

خيلي ممنون. برادران اهل سنت در بحث وحدت مي گويند ما كه تعدادمان بيشتر است پس آقايان شيعه بيايند تابع اكثريت بشوند! آيا واقعا اين صحيح است و يا ما بايد يك نقاط مشتركي را پيدا كنيم.

استاد حسيني قزويني:

اتفاقا شب گذشته در يكي از شبكه هاي وهابي يك آقايي كه بجز فحش و اهانت چيز ديگري بلد نيست، مي گفت اگر بناست وحدت هم باشد بايد شيعه ها تابع ما اهل سنت بشوند و مذهبشان را رها كنند! چون اكثريت با ماست! حضرت علي هم فرمود:

و ألزموا السواد الأعظم فإن يد الله مع الجماعه.

چون ما اكثريت هستيم شيعه بايد تابع ما باشد!

شيعه نمازش، عبادتش، و همه كارهايش بايد عين ما اهل سنت باشد. يعني معناي وحدت از ديدگاه اين آقا اين است كه شيعه مذهب و عقيده اش را كنار بگذارد و بيايد سني بشود. البته اينكه آيا سني ها در يك صف هستند يا نه انشاءالله بعدها در اين زمينه توضيح مفصل خواهيم داد كه چه اختلافهايي بين چهار مذهب وجود دارد. حتي بعضيها شعار مي دهند

من لم يكن حنبليا فليس بمسلم.

تاريخ الاسلام، ج٢٩، ص٣٠٤

هر كس كه حنبلي نباشد مسلمان نيست.

وهابيها مي گويند هركس كه وهابي نباشد مسلمان نيست. خود آقايان وهابيها اشاعره و ماتريديه را كافر مي دانند. حال اينكه شايد نود يا هشتاد و پنج درصد اهل سنت يا تابع اشاعره هستند و يا ماتريدي هستند. از ديدگاه آقايان وهابيها همه اهل سنت كافر هستند.

ـ عزيزان شيعه كه مي خواهند با اين شبكه ها تماس بگيرند يك مقداري دقت كنند كه مطالعه داشته باشند. گرچه در اين شبكه هاي وهابي كه اسمشان را گذاشته اند تريبون آزاد در يك ساعتي كه تلفنها را باز مي كنند پنجاه دقيقه اش را به سينه چاكان فحّاش خودشان مي دهند و اگر شيعه اي هم بيايد روي خط، اصلا از شنيدن صداي شيعه بغض و كينه شان فوران مي كند و يا اينكه مجري مي خواهد از غصه بتركد!

حتي به اندازه نيم دقيقه هم نمي تواند صداي شيعه را تحمل كند. درحاليكه ما تمام برنامه هايي كه داريم اولا آمده ايم ده تا خط اختصاص به اهل سنت داده ايم چون اگر تلفنها يكنواخت باشد، همان دقيقه اول دوستان شيعه تمام تلفنها را اشغال مي كنند و اصلا نوبت به اهل سنت نمي رسد! ما بخاطر احترامي كه براي اهل سنت قائل هستيم ده تا خط براي اينها قرار داده ايم. حتي بعضي وقتها بعضيها توهين هم مي كنند و فحش هم مي دهند ولي ما اجازه مي دهيم حرفشان را تمام كنند و سپس اگر سوال يا نقدي داريم شروع مي كنيم به صحبت كردن. شما همين را مقايسه كنيد با شبكه هاي ديگر.

آيا اين نشانه حقانيت مذهب شيعه نيست؟ آيا نشانه اين نيست كه مذهب ما برخاسته از متن قرآن و منطبق به سنت راستين نبي مكرم و مذهب ما مذهب منطق و با دليل است حالا ما نمي خواهيم بگوييم كه ديگر مذاهب باطل هستند يا باطل نيستند. ولي شاخصه يك مذهب قوي و مستدل همين است.

هر عالم، هر سني و هر وهابي از مولويها و اساتيد دانشگاه و دانشجوها بيايند هر شبهه اي را كه دوست دارند مطرح كنند ما به حول و قوه الهي با استعانت از ذات اقدس ربوبيت و كمك از حضرت وليعصر جواب مي دهيم در اين دو سال هم جواب داده ايم. ـ

من تقاضا دارم كه به چهار نكته دقت كنيد.

نكته اول: آيا واقعا اكثريت، ملاك حقانيت است يا نه.

حالا اگر يك روزي شيعه اكثر باشد الآن به فرض در ايران شيعه اكثريت است، آيا به دليل اكثريت، شيعه حق است؟! اين حرف ناحقي است. اين اصلا با منطق قرآن نمي سازد و علمي نيست.

در قرآن ما سي و هشت آيه داريم كه اكثريت را محكوم كرده است.

أكثرهم لا يعقلون.

سوره مائده آيه ١٠٣

اكثرشان عقل ندارند.

أكثرهم فاسقون.

سوره توبه آيه ٨

اكثر جمعيت فاسق هستند.

أكثرهم الكافرون.

سوره نحل آيه ٨٣

اكثر جمعيت كافر هستند.

أكثرهم الكاذبون.

سوره شعراء، آيه ٢٢٣

اكثر جمعيت دروغگو هستند.

و كثير منهم فاسقون.

سوره حديد آيه ١٦

بسياري از اينها فاسق هستند.

كثير منهم ساء ما يعملون.

سوره مائده آيه ٦٦.

اكثر اينها بدعمل و بدكردار هستند.

كثير حق عليه العذاب.

سوره حج آيه ١٨

اكثر مردم مستحق عذاب خدا هستند.

اكثرهم للحق كارهون.

سوره مومنون آيه ٧٠

اكثر مردم دوست ندارند كه زير بار حق بروند.

لقد حق القول علي أكثرهم فهم لا يعلمون.

سوره ياسين آيه ٧

در رابطه با حضرت موسي كه آن همه خون دل مي خورد و آن همه معجزه مي آورد مي فرمايد:

و ما كان اكثرهم مومنين.

شعراء آيه ٦٧

قوم حضرت نوح بعد از ٩٥٠ سال تلاش بي وقفه نوح در امر رسالت

و ما آمن معه إلا قليل

سوره هود آيه ٤٠

جز تعداد اندكي ايمان نياوردند.

نسبت به نبي مكرم مي فرمايد:

لعلك باخع نفسك ألا يكونوا مؤمنين.

شعراء آيه ٣

اي پيغمبر! بخاطر اينكه مردم ايمان نمي آورند داري خودت را شكنجه مي دهي!

إن في ذلك لآية و ما كان أكثرهم مؤمنين.

شعراء آيه ٨

با اينكه اين همه معجزات از تو مي بينند ولي اكثرشان ايمان نمي آورند.

و ما يؤمن أكثرهم بالله إلا و هم مشركون.

سوره يوسف آيه ١٠٦

اكثر آنهايي كه دم از ايمان مي زنند مشرك هستند.

يعني اكثريت را محكوم به شرك مي كند.

نكته دوم اينكه در حديث افتراق امت آمده است كه اكثريت باطل هستند و اكثريت اهل آتش جهنم هستند .

تفترق أمتي علي ثلاث و سبعين فرقه.

سنن ترمذي ج ٤ ص ١٣٤

امت من به هفتاد و سه فرقه متفرق مي شوند

آقاي الباني در سلسله الأحاديث الصحيحه ج١ ص ٣٥٨ مي گويد كه اين روايت صحيح است.

در سنن ترمذي ج ٤ ص ١٣٥ مي گويد:

كلهم في النار إلا ملة واحده.

اين هفتاد و سه فرقه اي كه امت من در آنها پراكنده مي شوند هفتاد و دو فرقه در آتش جهنم خواهند رفت. اكثريت در آتش جهنم خواهند بود. فقط يك فرقه هستند كه اينها وارد بهشت خواهند شد.

و نيز در سنن ابن ماجه ج٢، حديث ٣٩٩٢ آمده است:

والذي نفس محمد بيده ! لتفترقن أمتي علي ثلاث وسبعين فرقة. واحدة في الجنة وثنتان وسبعون في النار قيل : يا رسول الله ! من هم ؟ قال: الجماعة

امت من به هفتاد و سه فرقه تقسيم مي شوند يكي از آنها وارد بهشت مي شوند.

هفتاد و دو تا هم وارد جهنم مي شوند . از آن حضرت پرسيدند: يا رسول الله! اينها كه وارد جهنم مي شوند چه كساني هستند. فرمودند: الجماعه!

من ديگر كلمه جماعت را معنا نمي كنم. اين روايت در كتابهاي درّالمنثور ج٢ ص ٦٢، تحفه احوذي ج٧ ص ٣٣٣ و كنز العمال ج ١١ ص ١١٤ هم آمده است.

ما بناي تعريض نداريم ولي اين آقايي كه مي گويد چون ما اكثر هستيم حق هستيم و شيعه بايد تابع ما باشد روايتي را مستدرك حاكم نيشابوري ج٤ ص ٤٣٠ نقل مي كند كه:

هذا حديث صحيح علي شرط شيخين.

شرايط صحيح بخاري و مسلم در اين روايت است.

حضرت فرمود:

ستفترق أمتي علي بضع وسبعين فرقة أعظمها فرقة قوم يقيسون الأمور برأيهم فيحرمون الحلال ويحللون الحرام.

و امت من به هفتاد و سه فرقه تقسيم مي شوند . اكثريت امت من آن كساني هستند كه عمل به قياس مي كنند با قياس، حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال مي كنند.

نكته سوم اين آقايان كه مي گويند اكثريت حق است، الآن در كره زمين اكثريت با مسلمانها يا با مسيحيت است؟

با مسيحيت است. آقايان مراجعه كنند سايت بازتاب من آنچه را كه دارم ١٤ تير ١٣٨٦ يك بررسي مفصلي از آمار جمعيت روي زمين در رابطه با گرايش به اديان آسماني انجام داده و اعلام كرده است:

مسيحيت كره زمين ٣٣% مردم روي زمين را تشكيل مي دهد . يعني ٣٣% مردم مسيحي هستند.

و ٢١% مسلمان. اگر بناست ملاك اكثريت باشد و اين آقا كه مي گويد هر كسي كه اكثر شد حق است، پس مسيحيها حق دارند به او بگويند: شما بايد مسيحي بشويد.

كه البته اگر مسيحي باشد ايشان خيلي بهتر از اين است كه امروز با اين اهانتهايش آبروي اسلام را ببرد.

مردمان بي دين ١٦% جمعيت روي زمين، هندوها ١٤% و بوداييها ٦% و الي آخره.

نكته چهارم يك نكته ظريفي است شايد اين را عزيزان تا به حال از من نشنيده باشند اصلا از ديدگاه اسلام و قرآن و عقل نه اكثريت ملاك حق است و نه اقليت.

حق حق است و لو اينكه تابعينش كم باشند باطل باطل است اگرچه تابعينش اكثر باشند اميرالمومنين مي فرمايد:

إن الحق لا يعرف بالرجال أعرف الحق تعرف أهله.

روضه الواعظين ص٣١

حق را با شخصيتها مقايسه نكن. حق را بشناس تا اهل حق را هم بشناسي.

ببينيد چقدر زيبا و چقدر عالي است. اگر مي خواهي دنبال حق بگردي برو ببين اصلا از ديدگاه قرآن و از ديدگاه سنت و سيره نبي مكرم، سيره اهل بيت حق چيست؟ اول شما حق را بشناس تا بتواني اهل حق را هم بشناسي. اين روايت را جناب مناوي از علماي اهل سنت در فيض القدير نيز آورده است.

امير المومنين در نهج البلاغه، خطبه ٢٠١ مي فرمايد:

ولا تستوحشوا في طريق الهدي لقلة اهله.

از اينكه در طريق هدايت جمعيت كمي آمده اند به وحشت نيفتيد.

من يادم هست تقريبا سال ٤٨ يا ٤٩ بود كه ما شروع كرديم بخش اعظمي از نهج البلاغه را حفظ كنيم اولين خطبه اي كه بنده حفظ كردم خطبه ٢٠١ بود.

حتي به صورت گزينشي ما حفظ مي كرديم. نزديك صد و چهل تا از خطبه ها و بعضي از نامه ها و حكمتهاي حضرت امير را حفظ كرديم .

خدا رحمت كند بعضي از اساتيد ما در اين زمينه خيلي تكيه داشتند كه يك مقداري با نهج البلاغه انس بگيريم. همانطور كه بايد با قرآن انس بگيريم.

محيي الدين نووي كتابي فقهي دارد به نام المجموع ايشان در آنجا در ج٨ ص٢٧٥ يك تعبيري دارد از فضل بن عياض نقل مي كند مي گويد:

اتبع طرق الهدي ولا يضرك قلة السالكين وإياك وطرق الضلالة ولا تغتر بكثرة الهالكين

شما راه هدايت را تبعيت كنيد اگر در مسير حق جمعيت كم بود. كم بودن دنباله روي حق شما را ضرر نرساند. از پيمودن راه ضلالت اجتناب كنيد. مبادا مغرور بشويد كه جمعيت زياد در آن راه است.

جمعيت زياد در راه باطل شما را مغرور نكند همانطور كه جمعيت كم در راه حق نبايد شما را نااميد كند. آقاي بن عثيمن كه در زمان بن باز از شخصيتهاي تقريبا شماره دو مفتيهاي عربستان سعودي بود مي گفت :

إن الحق لا يوزن بالرجال و إنما يوزن الرجال بالحق هذا هو الميزان الصحيح.

ما نمي توانيم حق را با شخصيتها و جمعيت مقايسه كنيم. بلكه ما بايد مردان را با حق مقايسه كنيم.

ما بايد ببينيم كه حق چيست؟ هر جمعيتي هر گروهي چه اقليت و چه اكثريت اگر راه و روش اينها با حق منطبق بود اينها حق هستند و اگر با حق منطبق نبود اينها همه باطل هستند. و لذا اين آقاياني كه شعار مي دهند و مي گويند كه ما چون اكثر هستيم آقايان نبايد دم از تشيع بزنند و تابع ما باشند. شعارشان مبناي علمي، قرآني و عقلي ندارد.

مجري:

خيلي ممنون هستيم ما يك روايت خيلي عجيبي داريم در كتب اهل سنت و شيعه كه من به آن عشق مي ورزم

علي مع الحق و الحق مع علي لن يفترقا حتي يردا عليّ الحوض

تاريخ بغداد، ج١٤، ص٣٢٢

من مي خواستم سوال كنم كه وقتي اميرالمومنين عليه السلام مي گويد كه حق را بشناس بعد اهلش را پيدا مي كني بعد خود اين روايت كه از پيغمبر درباره اميرالمومنين نقل شده است مي گويد كه علي عليه السلام حق است. او خودش حق است و حق به دورش مي چرخد حالا عبارتهاي مختلفي داريم و من مي خواهم هم عبارتها را براي من بيان كنيد و هم به سوالات من در تتمه بحث پاسخ دهيد.

استاد حسيني قزويني:

اين فرمايش حضرتعالي فرمايش خوبي است. اين را آقايان اهل سنت هم آورده اند كه پيغمبر اكرم فرمود:

علي مع الحق و الحق مع علي و لن يفترقا.

علي با حق است و حق هم با علي است. اين دو از هم جدا شدني نيستند هرگز جدا نمي شوند تا روز قيامت.

خطيب بغدادي در تاريخ بغداد ج١٤ ص ٣٢٢ نقل مي كند و همچنين هيثمي از ابو سعيد خدري نقل مي كند كه اميرالمومنين داشت مي رفت پيغمبر فرمود:

الحق مع ذا الحق مع ذا.

مجمع الزوائد ج٧ ص ٢٣٥

حق با اين شخص (حضرت علي) هست

بعد ايشان مي گويد:

رواه ابويعلي و رجاله ثقات.

ابويعلي اين را در مسندش نقل كرده است و راويانش هم همه ثقه هستند. همچنين ابن كثير دمشقي در البدايه و النهايه ج ٧ ص ٣٩٨ از ام سلمه نقل مي كند:

إن الحق مع علي.

و حاكم نيشابوري در مستدرك ج ٣ ص ١٢٤ دارد كه پيغمبر اكرم دعا كرد:

اللهم ارحم عليا اللهم أدر الحق معه حيث دار.

خدايا حق هر كجا مي خواهد برود اطراف علي بگردان و نه علي را دور حق.

يعني علي محور حق است. خيلي عجيب است اينجا و همچنين آقاي فخر رازي در همان اول تفسيرش در بحث اينكه آيا

بسم الله الرحمن الرحيم

بايد به جهر باشد يا به اخفاء ، مي گويد: مذهب علي بن ابيطالب در قرائت

بسم الله الرحمن الرحيم

به جهر است. بعد ايشان مي گويد:

من اقتدا في دينه بعلي فقد اهتدي.

تفسير رازي، ج١، ص٢٠٥

هر كس در دينش به علي اقتدا كند هدايت يافته است.

چرا؟

لقول النبي: اللهم أدر الحق معه حيث دار.

چون پيغمبر فرموده خدايا حق را گرداگرد علي بچرخان.

اين خيلي عجيب است. اين روايتي را كه حاكم نيشابوري آورده خيلي اين روايت هم جالب است ولي در ميان ما مغفول شده است. شايد صلاح اهل سنت هم نباشد كه مطرح كنند.

در جلد ٣ مستدرك تقريبا از ص ١٠٧ و ١٠٨ تا بعد از صفحه ١٥٠ فضائل اميرالمومنين را بيان كرده است. در مستدرك ج ٣ ص ١٢٤مي گويد: پيغمبر فرمود:

علي مع القرآن و القرآن مع علي. لا يفترقا حتي يردا عليّ الحوص.

علي با قرآن است و قرآن با علي بن ابيطالب است. علي از قرآن جدا نمي شود قرآن هم از علي جدا نمي شود تا قيام قيامت.

بعد ايشان مي گويد :

هذا حديث صحيح الإسناد.

استاد حسيني قزويني:

مرحوم علامه اميني رضوان الله عليه كه در نجف بودند تلاششان اين بود كه اسامي تمام كساني كه در رابطه با حضرت علي كتاب نوشته اند و يا شعري را سروده اند را جمع آوري كند. ايشان خبردار مي شود كه يكي از مسئولين دولت وقت عراق به نام آقاي دكتر اعظمي كه يكي از مسئوليتهايش قائم مقام و يا معاون دانشگاه بزرگ بغداد بوده است اشعاري درباره حضرت امير دارد تصميم مي گيرد كه با ايشان ديداري كند به علامه اميني مي گويند براي ملاقات با ايشان بايد دو سه ماه قبل وقت بگيريد و به اين سادگيها نيست.

علامه اميني يك رابطه اي با اميرالمومنين سلام الله عليه داشته كه ما به آن غبطه مي خوريم. حالا يادتان باشد يك نكته اي از اين رابطه عرض كنم ايشان خلاصه به قول امروزيها يك يا علي مي گويد مي رود عراق و آدرس اين آقاي اعظمي را پيدا مي كند و مي رود در خانه را مي زند خادم مي آيد مي گويد چه كسي است.

مي گويد: من يك آخوند و روحاني شيعي هستم و آمده ام مي خواهم با آقاي اعظمي يك ديداري داشته باشم خادم هم تعجب مي كند كه يك آخوند يك فردي كه روحاني است.

مي رود به اعظمي مي گويد يك آخوندي است و خلاصه خيلي عادي نيست و لباس شيعه دارد و مي خواهد با شما ديداري داشته باشد.

مي گويد بگوييد كه بيايد خيلي عجيب بوده است. آن كسي كه براي ديدنش سه چهار ماه نوبت مي گرفتند مرحوم علامه اميني را مي پذيرد. علامه اميني به او مي گويد: من شنيده ام كه شما اشعاري درباره حضرت امير داريد و تأليفاتي داريد و كتاب الغدير را هم براي نمونه برده بود آنجا ايشان مي گويد: بله! من اشعاري دارم و سه كتاب هم درباره حضرت امير نوشته ام.

گفت مي شود در رابطه با اين كتابها توضيح هم بدهيد گفت يكي از كتابهايي كه نوشته ام و سالها روي آن تلاش كرده ام حديث

علي مع الحق و الحق مع علي.

روي اين روايت كار كرده ام در حقيقت يك سوم عمرم را گذاشته ام روي اين كتاب. علامه اميني مي گويد: جناب آقاي اعظمي اين روايت را پيغمبر فقط در حق علي نفرموده است.

در فلان كتاب فلان جلد فلان صفحه درباره عمار هم فرموده است.

عمار مع الحق.

با شيندن اين حرف علامه اميني، اين بنده خدا اصلا خشكش زد يعني گويا كه از عرش افتاد پايين و سرش را انداخت پايين گفت:

يا شيخ! قد أذهبت ثلث عمري.

يك سوم عمر من را به باد دادي

بعد گفت كه آقاي اعظمي نه من به تو تبريك ميگويم به خاطر انتخاب اين حديث.

گفت چه تبريكي وقتي اين روايت در حق عمار هم است. تصورم بر اين بود كه در حق علي بن ابيطالب اين آمده است. گفت نه جناب آقاي اعظمي درباره عمار هم است.

الحق مع عمار يدور عمار مع الحق حيث ما دار.

عمار هميشه دور حق مي چرخد.

ولي درباره علي دارد:

علي مع الحق و الحق يدور معه

حق همواره گرد تا گرد علي مي چرخد.

علي محور حق است. علي مركز حق است. مي گويد وقتي كه من اين را گفتم آنچنان خوشحال شد برق در چشمهايش افتاد خلاصه دو تا از بچه هايش هم آنجا بودند گفت:

و لمثل هذا الكلام يجب أن يقام و يقعد.

براي يك چنين تحليل و سخني واجب است به احترامش قيام كنيم.

خودش بلند شد به دو تا از پسرهايش هم گفت شما هم بلند شويد.

حالا اين قضيه خيلي عجيب است و نكته اي كه من مي خواستم عرض كنم علامه اميني با اميرالمومنين رابطه داشت در شرح حالش مفصل آورده اند كه يك روزي علامه اميني از كتابخانه مي آيد منزل مي بيند كه از طرف وزير فرهنگ عراق يك تلگرافي آمده است.

نوشته كه جناب آقاي اميني من محصول عمرم يك فرزند بيست و دو سه ساله است. ايشان بيمار شد در بيمارستانهاي بغداد بهترين پزشكان جواب دادند بردم به اروپا آنها هم جواب دادند ديشب اين را با هواپيما برگردانده اند الآن هم رو به قبله كرده ايم.

مادرش هم دارد بي تابي مي كند و من يقين دارم كه اگر اين پسرم از دست برود زندگيمان متلاشي مي شود .

شنيده ام كه شما با علي بن ابيطالب رابطه خوبي داري اگر از علي شفاي بچه ام را بخواهي من قول مي دهم كه هم خودم و هم خانواده ام شيعه بشويم. اين تلگراف را علامه اميني مي خواند و برمي گردد هر چه خانواده اش مي گويد ما غذا را كشيده ايم و سفره را پهن كرده ايم گوش نمي دهد و به حرم حضرت علي سلام الله عليه مي رود.

حالا چه مي گويد با اميرالمومنين ما نمي دانيم! مي گويند ميان عاشق و معشوق رمزي است. قبل از اينكه از حرم به خانه بيايد ، به تلگرافخانه مي رود و به وزير فرهنگ مي نويسد كه شفاي بچه ات را از علي خواستم. به قولت عمل كن.

فردا تلگراف مي رسد كه اولا آقاي اميني! تشكر مي كنم و سوال اول من اين است كه تو از كجا دانستي كه بچه من شفا گرفت و قاطعانه گفتي شفايش را گرفتم؟ آيا احتمال ندادي كه دعايت به اجابت نرسيده و توسل و وساطت تو فايده اي نداشته؟ در اين صورت آيا همين تلگراف تو به ضرر تو نبود؟

نكته دوم اينكه من به قولم عمل كردم خودم و خانواده ام شيعه شديم ولي تقاضاي من اين است من حدود ٨- ٩ ماه از دوران وزارتم باقي مانده اگر دولت بعثي عراق بفهمد كه من شيعه شده ام برايم مشكل بوجود مي آيد . درد سر درست مي شود . شما تشيع مرا در جايي نقل نكن.

بعد علامه اميني تلگراف مي زند كه من يقين كردم آن آقايي كه براي شفاي بچه ات به او متوسل شدم جواب من را مثبت داده است و شبهه اي در اين مورد نداشتم.

فرداي آن روز علامه اميني با روزنامه هاي عراق مصاحبه مي كند و خبر شيعه شدن وزير فرهنگ را منتشر مي كند .

وزير فرهنگ فورا تلگراف اعتراض آميزي را براي علامه اميني مي فرستد كه من تو را امين دانستم چرا خبر شيعه شدن مرا نقل كردي؟ اين برايم دردسر مي شود.

علامه اميني تلگراف مي زند كه آقاي وزير فرهنگ! از همان آقايي كه شفاي بچه ات كه تمام دكترها جواب كرده بودند را گرفتم از همان آقا تضمين گرفتم كه تا آخر دوران وزارتت كسي متعرض تو نشود.

خوشا آنهايي كه با علي بن ابيطالب بودند و زندگيشان را با ولاي علي گره زدند. سال ٤٧ بود كه ما به قم آمده بوديم در همان وقت علامه اميني هم از دنيا رفت با اينكه رابطه ميان ايران و عراق بخاطر درگيري شط العرب خيلي تيره شده بود، ولي جنازه علامه اميني با هواپيما از تهران به نجف منتقل شد و در كنار ضريح مطهر اميرالمومنين دفن شد. خيلي عجيب بود! من يادم هست بعد از انتقال از حوزه علميه قزوين، اولين مجلس ختمي كه در قم حضور پيدا كردم مجلس ختم علامه اميني بود.

عاش سعيدا و مات سعيدا و سيحشر سعيدا.

واقعا بايد بگوييم.

هنيئا لأرباب النعيم نعيمهم.

من بارها عرض مي كنم كه يا علي ما عددي نيستيم و كارهاي خودمان هم چيزي نيست كه واقعا بتوانيم ارائه بدهيم ولي تصميم ما اين است كه علي جان تا آخر عمر از تو دفاع كنيم و تو را قسمت مي دهيم به زهراي مرضيه و به قلب شكسته زهرايت موقع جان كندن در شب اول قبر و قيامت فقط يك نظر لطف و عنايتي هم به ما بكنيد. ما را هم در آن زير پايتان كه نگاه مي كنيد به آن گرد و خاك زير پا نگاهي بيندازي. ما چشم اميد به شفاعت تو داريم يا اميرالمومنين .

شعري دارد كه مي گويد:

يا اميرالمومنين يا ذا الكرم يا امام المتقين يا ذا النعم

إننا جئناك في حاجاتنا لا تخيبنا و قل فيها نعم.

كه هميشه اين را زمزمه مي كنم . خيلي شعر زيبايي است.

تماس بينندگان

مجري:

ممنون هستيم عرض سلام و ادب داريم خدمت اولين بيننده ، جناب آقاي ابطحي از اهواز.

بيننده:

سلام عليكم. من به كارشناسهاي اين شبكه هاي وهابي يك نصيحتي مي كنم و آن اينكه شما داريد آب را در هاون مي كوبيد زيرا مردم ايران در طول تاريخ و در هيچ زماني حتي با داشتن اختلاف نظر پشت به وطن خود نكرده اند و هميشه در يك مسير بودند و در برابر كساني كه بخواهند به ايران زمين ضربه بزنند مقاومت مي كنند.

و مطلب دوم اينكه الآن زمان ماهواره و ارتباطات است. مردم ايران قبل از وجود اين همه ارتباطات و آگاهي پيرو اهل بيت (عليهم السلام) بودند. و الآن هم كه عصر، عصر ارتباطات است با عنايت حضرت ولي عصر (عليه السلام) آگاهي شيعيان زيادتر شده و اعتقاداتشان محكمتر شده است. پس اين آقايان اينقدر خودشان را به زحمت ندهند و بدانند كه مردم ايران هيچ وقت پيرو عقايد و افكار آنها نمي شوند.

من واقعا وقتي كه اسم مولا اميرالمومنين را مي شنوم قلبم به لرزه مي افتد و اشكم جاري مي شود نمي دانم اين حب اميرالمومنين چكار مي كند با دل ما.

مطلب ديگر اينكه آقايان وهابي هميشه روي يك آيه غار مانور مي دهند درحاليكه ما اين همه آيه در مورد فضائل اميرالمومنين داريم حتي آيه مباهله كه هيچ كس نمي تواند اين را رد كند چطور مي خواهند اين فضيلت را رد كنند؟

مجري:

خيلي متشكر هستيم . جناب آقاي ابن علي از تهران از برادران اهل سنت. سلام و عرض ادب دارم خدمت شما دوست عزيز

بيننده:

سلام عليكم. ببخشيد من از خدمت حاج آقا سوال داشتم با احترامي كه براي ايشان قائل هستم. ايشان گفته اند كه اصول دينتان را ثابت كنيد كه در قرآن باشد.

اصول ديني كه اهل سنت قبول دارند در قرآن است كه معاد و نبوت و توحيد باشد. اين سه تا در قرآن است. و اگر قرآن را بخوانيد اين سه تا هست.

مجري:

نه! حاج آقا آن شب فرمودند كه علماي اهل سنت گفته اند كه امامت اساس دين است.

استاد حسيني قزويني:

اولا اين را بنده نگفتم. جناب آقاي طبسي فرمودند ايشان گفته اند در كدام آيه آمده كه اصول دين بايد حتما در قرآن باشد.

بيننده:

حاج آقا شما هم حرف ايشان را تأييد كرديد.

ببنيد ما افراد را ملاك قرار نمي دهيم شما جناب قرطبي را مثال زديد كتاب فتاواي هنديه بود. ما قرآن و سنت را داريم. اگر افرادي هم كه باشند آنها جاي خود را دارند ولي اگر گفته آنها با قرآن باشد درست است اگر نباشد به عنوان ملاك قبول نيست. هر كسي هم مي خواهد باشد.

يعني ملاك دو چيز است. قرآن و سنت.

استاد حسيني قزويني:

ببينيد جناب آقاي ابن علي بزرگوار بحث دو تا است. يكي اينكه شما مي گوييد امامت اگر از اصول دين است، چرا در قرآن نيامده است. ما گفته ايم جناب آقاي طبسي گفته اند بنده هم قبول دارم. شما يك آيه اي از قرآن بياوريد كه اصول دين بايد حتما در قرآن ذكر شده باشد.

بيننده:

اصول دين آن است كه در تمام اديان قبل بوده است و اسلام هم اين را تأييد كرده است. معاد و نبوت و توحيد.

استاد حسيني قزويني:

ببينيد عزيزجان! شما مي گوييد اصول دين بايد در قرآن آمده باشد. در قرآن خيلي از چيزها آمده نماز آمده، زكات آمده، ارث آمده، جهاد آمده.

هر چه كه در قرآن آمده نمي شود كه از اصول دين باشد.

بيننده:

اگر مثلا امامت اصول دين مي بود قرآن بايد اشاره مي كرد ولو بطور كلي هم كه شده بايد اشاره مي كرد.

حاج آقاي طبسي گفتند كه اين اختلافي مذهبي است. اگر در مذهب تشيع است حرفي نيست ولي اگر كلي مي شود دين مي شود چيز ديگري است.

استاد حسيني قزويني:

بله. ما قبلا هم عرض كرديم آقاي بيضاوي از علماي بزرگ اهل سنت مي گويد:

إن مسئلة الإمامة من أعظم مسائل اصول الدين.

امامت از بزرگترين مسائل اصول دين است.

منهاج الوصول ص ١٦٧

آقاي ابن عبد البر در الإستيعاب ج ٣ ص ٩٦٩ مي گويد:

و الخلافة ركن من اركان الدين.

خلافت ركني از اركان دين است.

اين قضايا كاملا روشن است. آقاي قرطبي مي گويد :

إنها ركن من اركان الدين.

اينها هم از علماي بزرگ دين شما هستند. واقعا شما مي گوييد همه اينها اشتباه كرده اند؟! آقاي بيضاوي، آقاي ابن عبدالبر، آقاي قرطبي. حالا اگر بنا باشد كه ما بخواهيم در اين زمينه صحبت كنيم حرف خيلي زياد است. حداقل ٥٠ نفر از فقهاي شما مي گويند:

من أنكر خلافة أبي بكر فهو كافر.

هر كسي كه منكر خلافت أبي بكر است كافر است.

در كجاي قرآن آمده است كه اگر كسي منكر خلافت ابي بكر باشد كافر است؟ اين مسئله در بسياري از كتابها آمده است از جمله: فتاواي هنديه -كه از كتابهاي معتبر برادران عزيز احناف است- ج٢ ص ٢٦٣ البحر الرائق از ابن نجيم مصري ج ١ ص ٦١١. روضة الطالبين از جناب آقاي نووي - كه از استوانه هاي فقهي شافعي ها است - ج٨ ص ٢١٥، درّ المختار - از ابن عابدين كه از بزرگان مشهور حنفي است - ج ١ ص ٥٦١. همه مي گويند:

من أنكر خلافة أبي بكر

و يا

من أنكر إمامة أبي بكر فهو كافر

آقاي نووي در روضة الطالبين ج٨ ص ٢١٥ به صراحت مي گويد:

من أنكر امامة أبي بكر و عمر فهو كافر.

فتاواي جناب آقاي سيوطي ج ٢ ص ٥٧٦ و فتاواي هنديه ج٢ ص ٢٦٧

من أنكر إمامة أبي بكر الصديق رضي الله عنه فهو كافر.

آيا اينها در كجاي قرآن آمده است كه شما مي گوييد؟!

يا اين آقاياني كه هر روز در ماهواره ها شعار مي دهند كه شيخ مفيد گفته است هر كسي منكر امامت علي باشد كافر است، چطور شد اگر شيخ مفيد گفت كسي منكر امامت علي باشد كافر است بايد آسمان بر سر شيخ مفيد ويران بشود هزاران فحش و ناسزا نثارش بشود ولي بزرگان شما كه گفته اند

من أنكر إمامة أبي بكر فهو كافر.

نبايد آب از آب تكان بخورد؟!

مجري:

جناب آقاي مهدي از شيراز. سلام و عرض ادب دارم.

بيننده:

با سلام خدمت شما آقاي محسني و آقاي قزويني. بايد افتخار كنيم كه اولا مسلمان هستيم و بعد اينكه شيعه هستيم مولاي ما علي است.

سوال اول اينكه در جنگ تبوك كه حضرت علي نرفتند و خواستند حضرت محمد صلي الله عليه و آله را ترور كنند حضرت رسول براي يكي از صحابه مورد اطمينانشان چهره آن كساني كه مي خواستند حضرت محمد صلي الله عليه و آله را تررو كنند را روشن مي كنند كه عمرو عاص، معاويه، أبو بكر ...

استاد حسيني قزويني:

حالا ديگر وارد جزئيات نشويم. اسامي را نام نبريد.

شما مراجعه بفرماييد به كتاب المحلي ج ١١ ص ٢٢٤ كتاب الحدود باب حد المرتد. البته روي سايت هم نگاه كنيد بنده در كتاب چهل سوال در آنجا من عبارت را نقل و ترجمه هم كرده ام .

مجري:

جناب آقاي احمدپور از سقز از اهل سنت، سلام و عرض ادب دارم.

بيننده:

سلام و عرض ادب دارم. آقاي قزويني محترم! ما اهل سنت و جماعت مي گوييم قرآن كتاب خدا و پيامبر فرستاده اوست. روزه و نماز و زكات و حج و جهاد امربه معروف و نهي از منكر بر ما واجب است. دزدي و تهمت و دروغ و افترا و ربا و زنا و حسد و توهين و شرك بر ما حرام است. ما مي گوييم خداوند آفريننده تمام مخلوقات است. مرگ و زندگي رزق و روزي، مرض و شفا همه دست او است. ما مي گوييم

إياك نعبد و إياك نستعين.

تنها تو را مي پرستم و تنها از تو ياري مي جوييم. و فقط بر تو سر تعظيم فرود مي آوريم.

در نمازمان هم درود مي فرستيم به پيامبر و اهل بيتش و مي گوييم قرآن در حق ما حكم كند قرآن فقط مختص به زمان پيغمبر نبوده است و هر چه زمان بگذرد براي اينكه مسلمانان به راههاي انحرافي نروند بيشتر به آن احتياج مي شود. آقاي قزويني اهل سنت به زحمات و تلاشهايي كه اهل بيت براي پيشرفت اسلام كشيده اند افتخار مي كنند و خداوند به اينها جزاي نيك خواهد داد.

در مورد احاديث آنچه كه با قرآن مطابقت داشته باشد مي پذيريم و الباقي را رد مي كنيم و در مورد خلافت اگر حق بوده كه مشكلي نيست اگر ناحق بوده ما كه در انتخاب شركتي نداشته ايم ولي چرا مسلمانان آن زمان پذيرفته اند و زير اين بار ظلم رفته اند؟ اگر مي فرماييد اسلام در خطر بوده آيا اين سكوت آنها خود اسلام را به خطر نينداخته؟ آيا در آخرت در اين باره از ما سوال نمي كنند و ما مورد مؤاخذه قرار نمي گيريم؟ اصول دين و فروع دين را بايد جوابگو باشيم.

آقاي قزويني به نظر شما ما چه چيزي را بايد به دينمان اضافه كنيم و يا كم كنيم تا رستگار شويم؟

استاد حسيني قزويني:

چشم. جناب آقاي احمد پور بزرگوار. خدا جزاي خيرت بدهد بخاطر اين سوال مؤدبانه اي كه داشتيد.

مجري:

خيلي ممنون هستيم. دوست عزيز بعدي ما جناب آقاي شريفي از مشهد در جوار ملكوتي امام رضا سلام و عرض ادب دارم.

بيننده:

سلام عرض مي كنم خدمت شما جناب آقاي محسني و سلامي عرض كنم خدمت جناب آقاي استاد و شب بخير مي گويم خدمت شما.

حضرت آيت الله من سوالي داشتم از خدمت شما در رابطه با حضرت نرجس خاتون مادر حضرت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف.

من در تماسي كه با شبكه كلمه داشتم در رابطه با ازدواج ايشان با امام حسن عسكري سوالي را از من پرسيدند. من منابع شيعه را به دست آوردم ولي در منابع اهل سنت در اين باره منبعي بدست نياوردم.

چون آقاي هاشمي مدعي بودندكه اصلا جنگي اتفاق نيفتاده بوده حالا ما در طي اين برنامه ها متوجه شده ايم كه ايشان تا به حال يك حرف راست شايد در شبكه اش نگفته باشد.

مطلب بعدي اينكه لطف كنيد با جناب آقاي مولوي مرادزهي به عنوان نماينده اهل سنت ايران يك تماسهايي را برقرار كنيد كه حداقل يا ايشان يا يكي از علماي مورد تأييد اينها در شبكه شما حداقل يك برنامه يك طرفه داشته باشيد كه ما آن اهل سنت واقعي را بشناسيم و با عقايدشان آشنا بشويم.

چون اين اهل سنتي كه اين شبكه ها دارند معرفي مي كنند همانطوري كه مولوي مرادزهي فرمودند اينها اهل سنت نيستند و ما دوست داريم به هر حال با عقايد اهل سنت آشنا بشويم.

مطلب ديگر اينكه شما فرموديد در رابطه با تماس با اين شبكه ها بينندگان يك مقداري اطلاعات داشته باشند ولي بحث اطلاعات نيست من آن شب برنامه وحدت اين شبكه ها را نگاه مي كردم من يك شب تماس داشتم با آقاي هاشمي ايشان با آقاي حيدري احكامي كه علما از روايتهاي ضعيف آورده بودند كه هر كس كه قائل به امامت ائمه نباشد كافر است. من از آقاي هاشمي سوال كردم كه آقاي هاشمي اين رأيها از علماي سابق بوده ما بايد فعلا اينها را كنار بگذاريم من مثال زدم مثلا علماي شما آقاي سرخسي هم در اصولش مي گويد كه شيعه كافر است و شمشير حق اوست و طوري حمله كردن كه شما آمديد اينجا جسارت مي كنيد من گفتم كه حرفي نداشتم من گفتم كه اگر اين احكام را شيعه مي گويد از آن طرف هم شما اين احكام را مي گوييد. ايشان يك روايتي براي من آورد من هم گفتم شما كه اين روايت را آورده ايد سندا صحيح است يا نه چون شما هر روايتي را كه دلت مي خواهد مي آوري ايشان از بابت سندي هيچ صحبتي نكرد و مطلب را به جاي ديگر چسباند.

استاد حسيني قزويني:

من خيلي دوست داشتم در يكي از سفرهايي كه مشرف مي شويم به مشهد از نزديك حضرتعالي را ببينم . من همان برنامه حضرتعالي را مي ديدم و جمله زيبايي شما فرموديد.

ايشان مي گفت شما كه آمديد تماس گرفتيد بررسي كرده ايد كه اين روايت صحيح است يا صحيح نيست. شما در جواب فرموديد شما كه داريد مطرح مي كنيد بايد بيان كنيد صحيح است يا صحيح نيست. اصلا آن روايت نبود ايشان دروغ مي گفت. آن عبارت علامه مجلسي بود كه به عنوان روايت داشت قالب مي كرد! علاوه بر اينكه اينها چون آدمهاي واقعا دست خالي هستند و هيچ چيزي براي گفتن ندارند ، وقتي شما با آنها تماس مي گيريد، شروع مي كنند كه آقا! اين روايت به نظر شما صحيح است يا نه؟!

بايد گفت: به من چه كه صحيح است يا نه! شما كه داريد نقل مي كنيد بايد بررسي كنيد كه صحيح است يا صحيح نيست. شما بايد بگوييد اين روايت از ديدگاه شيعه صحيح است يا صحيح نيست.

اينها سوالهاي متفرقه اي هم از شما مي كنند ولي اجازه ندهيد كه سوال مطرح كنند.

شما بگوييد سوال من را اول جواب بدهيد. تا من بعدا سوال شما را جواب بدهم. من واقعا تشكر مي كنم از جنابعالي واقعا خيلي شجاعانه وارد مي شويد. من پيگيري مي كنم و ما واقعا افتخار مي كنيم به وجود جناب آقاي شريفي.

اما در رابطه با مطالب شما بايد بگويم كه اين در حوزه اختصاصي برادر عزيزمان جناب آقاي پيشوايي است. ايشان اين ريزه كاريهاي تاريخي را مطرح مي كند و ما تقاضا مي كنيم دوستاني از اهل سنت بيايند اينجا و اهل سنت واقعي را معرفي كنند اتفاقا ما با خود جناب آقاي مرادزهي هم جلسه داشتيم با ايشان صحبت كرديم به يك نتائج خوبي رسيديم امروز هم ما با دوستان موسسه آموزش مذاهب اسلامي باز جلسه داشتيم بنا شد كه از بعضي از علماي بزرگوار اهل سنت كه ما در اينجا خيلي به صراحت عرض مي كنيم از حضور آن چهره هايي كه سياسي هستند چه شيعه و چه سني ما معذور هستيم. همچنين از حضور آن چهره هايي كه مخالف نظام جمهوري اسلامي هستند ما معذور هستيم. ولي شبكه جهاني ولايت از چهره هاي حوزوي و علمي با آغوش باز استقبال مي كند. من در حوزه علميه بيرجند كه رفته بودم از جناب آقاي مولوي فاروقي كه همسفر مكه ما هم بودند خواستم كه هر كدام را كه معرفي كنيد بيايند اصلا تفسير بگويند از مباني اهل سنت مباحث اخلاقي مطرح كنند، تاريخ مطرح كنند حتي هم اگر خيلي هم دوست نداريد كه مباحث چالشي باشد من دارم اينجا رسما اعلام مي كنم اهل سنت چه شافعيها و چه حنفيها كه اكثريت هستند و مالكيها كه مجموعا شايد دويست يا سي صد نفر بيشتر در ايران نداريم و حنبليها هم خيلي اندك هستند تشريف بياورند.

نه ما حرف سياسي مطرح مي كنيم و نه اجازه مي دهيم كه حرف سياسي مطرح بشود. من از همه حوزه هاي علميه اهل سنت رسما درخواست مي كنم كه تشريف بياورند و در اينجا بنشينيم و با هم صحبت كنيم و انتقادي هم اگر از ما دارند ما با آغوش باز از انتقادات اين بزرگواران استقبال مي كنيم . به شرط اينكه انتقادات، انتقادات سازنده باشد.

بنده بارها گفته ام اگر يك كسي چهار تا انتقاد از خود بنده كند به خدا قسم از اينكه صد مورد تعريف و تمجيد كند بيشتر خوشحال مي شوم.

با همه عيوباتي كه داريم خداي عالم اين عيب را در بنده نگذاشته كه انتقاد پذير نباشم.

مجري:

خيلي ممنون هستيم. جناب آقاي علي نقي از شيراز از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب دارم .

بيننده:

سلام عليكم خدمت شما آقاي مجري آقاي محسني و آقاي قزويني عزيز سلام و عرض ادب دارم.

ببخشيد! آقاي قزويني مي گويند اگر كسي از من انتقاد كند من ناراحت نمي شوم. من يك كليپي از شبكه كلمه ديدم آقاي قزويني وهابيت را تهديد مي كنند و مي گويند سر وهابيت را بالاي دار مي بريم! آيا اگر شيعه اي سني بشود حكمش چيست. اگر برادارني كه تشيع هستند و مي گويند مي خواهيم سني بشويم برادران وهابي در كانال كلمه مي گويند برويد از خود علماي اهل سنت بپرسيد و دين را از آنها بياموزيد نمي گويند كه از ما ياد بگيريد ما يك مذهب جديد داريم به عنوان وهابيت و خود آقاي مرادزهي كه شما قبولش داريد مي گويد ما چيزي به عنوان وهابيت نداريم. اصلا چرا برادران مسيحي بالاي دار نمي روند مثلا خيلي از برادران ما چه اهل تسنن و چه شيعه مسيحي شده اند. چرا براي آنها حكم قائل نمي شويد. اگر شما بر حق هستيد نبايد از چيزي بترسيد انسان وقتي كه از قوه حقيقت نقص مي آورد مي رود به قوات ديگر متوسل مي شود . شما در تمام رسانه ها همه اهل تشيع هستيد آيا اهل سنت اجازه دارند كه در كنار شما فعاليت كنند.

هرگز! چرا كه در مناظره اي كه با هم داشتيد با آقاي مرادزهي يك نفر اهل سنت و چند نفر برادران تشيع بودند اين كجايش هفته وحدت است. يكي شما يكي هم ما.

من ديگر عرض ندارم جوابم را از گيرنده مي گيرم.

مجري:

ما در هر برنامه اي كه مي شود يك شيعه و يك سني است. و برابر با هم صحبت مي كنند خودتان هم در اين برنامه مي بينيد وقتي كه برادران اهل سنت مي آيند چقدر وقت اضافه مي دهيم. چگونه مي شود كه شما اينطوري قضاوت مي كنيد؟! در صورتي كه ما خواسته ايم كه همه علما بيايند اينجا دو نفر به دو نفر سه نفر به سه نفر بنشينند ولي وقتي كه فقط يك نفر مي آيد و جناب آقاي مرادزهي تنها مي آيند تقصير ما چيست؟!

استاد حسيني قزويني:

خود آقاي مرادزهي قبل از آمدنش مي گفت: هجمه ها عليه من شروع شده است ! گفته بودند كه شما نرويد و تهديدش كرده بودند.

ما هم خيلي وحشت داشتيم كه چه بسا در خود قم و يا در بين راه اين آقايان وهابيها بيايند يك ضربه اي بزنند و به نام ما تمام بشود. تا ايشان رفت و به زاهدان رسيد ما واقعا اينجا نيمه جان شديم و وقتي كه ايشان به زاهدان رسيد و از منزلش تلفن كرد ما يك نفس راحتي كشيديم!

ما آمادگي داريم كه چند نفر از اهل سنت براي مناظره بيايند.

در رابطه با آن كليپي كه دارند پخش مي كنند اولا ما برنامه هاي زيادي داريم ولي آبروداري كرديم از علماي اهل سنت و آن قضايا را خيلي مطرح نكرديم ولي اولا در مهاباد معمولا آقايان كردها در مهمان نوازي ضرب المثل هستند در آن جلسه تعدادي از علماي اهل سنت كه اصلا من آنها را اهل سنت نمي دانم بلكه آنها را فريب خورده وهابيت مي دانم، بر خلاف سيره كردي شروع كردند به پرخاش كردن يعني پرخاش كردن آنها نه تنها آبروي سني بلكه آبروي هر كرد را هم برد.

آقاياني كه اين كليپ را پخش كردند ناقص پخش كردند و بخشهايي از اول و وسط و آخر آن را كنار هم گذاشته اند. ولي ما كاملش را پخش مي كنيم.

ما يك جلسه اي رفتيم با علماي شيعه در اروميه صحبت كرديم، در نقده صحبت كرديم، براي اساتيد دانشگاه صحبت كرديم. در خود اروميه هم براي حدود صد نفر از علماي اهل سنت صحبت داشتيم در اينكه امروز خطر وهابيت يك خطر جدي است بعد اينها گفتند كه ما سوالهايي داريم يك جلسه بگذاريد به سوالهاي ما جواب بدهيد. من تمام نامه هايشان را دارم ما با مسئولين هماهنگي كرديم يك جلسه برويم به سوالهاي آقايان جواب بدهيم و بعد اين آقايان را تحريك كرده بودند و خيلي عبارتهاي تند يعني واقعا بر خلاف سيره يك كرد آنها شروع كردند به صحبت بي ادبانه. البته چند نفر از آقايان ماموستاها به من گفتند به هر يك از اين ٧-٨ نفري كه اينجا آمدند و پرخاشگري كردند، نفري ٢٥٠ هزار تومان پول داده اند و براي هر نفرشان هم يك فرش براي خانه هايشان برده اند و به آنها گفته اند كه برويد جلسه آقاي قزويني را به هم بزنيد! من نمي دانم كه راست است يا دروغ است لازم هم باشد اسم آن ماموستاها را يك روزي اينجا مي برم.

در آنجا مطرح شد كه آقا ما كه وهابي نيستيم چرا شما اينطور حرف مي زنيد من گفتم الفباي فكري وهابيت براندازي حكومت جمهوري اسلامي است براندازي حكومت شيعي است. دليل هم آوردم.

عبارتي از ابن تيميه، محمد بن عبد الوهاب و ديگران حتي از خود آقاي ملك عبدالله كه صراحتا مي گويد ما حاضر هستيم ٢٥٠ ميليارد دلار هزينه كنيم تا حكومتهاي شيعي را در منطقه ساقط كنيم.

گفتم هر حكومتي براي خودش ارزش قائل است. حتي من در همين گفته ام

الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء.

گفته ام اين آقاياني كه فريب وهابيت را خورده اند در اهواز. به فكر براندازي نظام جمهوري اسلامي بودند. جمهوري اسلامي اينها را بالاي چوبه دار فرستاد.

در زاهدان علمايي كه به فكر براندازي افتادند -من در آنجا نام بردم چرا اين قسمت را پخش نمي كنند؟!- مولوي عبد القدوس، مولوي سليمي اينها به چه وجهي حجره هاي حوزه علميه خواهران چاه جمال را مملو از مواد منفجره كردند؟

براي اينكه بروند علماي شيعه و سني را بكشند و بعد هم اختلاف در داخل كشور بياندازند يعني اين آقا چون سني است بايد مصونيت داشته باشد؟! در كجاي دنيا اينچنين است؟! من خيلي فراتر از اين را عرض كنم.

من نمي خواستم بگويم در همين سفري كه امريكا بودم جلسه اي در مركز اسلامي نيويورك داشتم. جمعيت زيادي در آن جلسه بود. الآن هم آن دوستان دارند صداي من را مي شنوند بعد از جلسه يك آقايي آمد با صداي بلند شروع كرد از من سوال كردن كه شما روحانيت آزاد چرا در برابر كشت و كشتاري كه در ايران است ساكت نشسته ايد؟

من گفتم كدام كشت و كشتار؟ ايشان گفت:

اينكه بعضي از وقتها اعدام مي كنند. وضعيت دادگاهها و ...

گفتم برادر عزيزم هر كشوري براي خودش يك قانوني دارد. و هر كسي اگر قانون شكني كند مطابق قانون مجازات مي شود . گفتم مگر در خود امريكا اعدام نيست؟

گفت چرا.

گفتم چرا اعدام مي كنند؟ گفت چون قانون شكني مي كنند . گفتم جمهوري اسلامي هم براي خودش يك قانوني دارد و هر كس از محدوده قانون تجاوز كرد و جرمش طبق قانون اعدام بود اعدامش مي كنند .

اين آقا ساكت ماند و بعد گفت كه چرا شما در برابر اين كشت و كشتار سوريه ساكت نشسته ايد؟

گفتم برادر من چرا شما از كشت و كشتار بحرين نمي پرسيد مردم سوريه خونشان رنگين تر از بحرين است؟

باز هم ساكت ماند و جوابي نداشت. سه چهار تا سوال كرد و من جواب دادم و ديگر سرش را انداخت پايين بدون خداحافظي رفت. يكي از اين دوستان گفت فلاني مي داني كه كجا هستي؟! ساختمان سازمان ملل در صد متري ماست. گفتم اگر اين اندازه نتوانيم از حق دفاع كنيم براي لاي درز ديوار هستيم! من اين حرفهايم را زدم و تكليف دارم اگر سازمان اف بي آي تشخيص داد كه من خلاف قانون كرده ام طبق قانون با من برخورد كنند. من تسليم هستم.

من نمي خواستم اين مسائل را مطرح كنم تمام اين برنامه ها هم ضبط شده است. برخي از آقايان علماي اهل سنت تصور مي كنند كه چون عالم سني هستند يك مصونيت فراقانوني دارند تا هر جنايت و غلطي بكنند و هر اقدامي عليه امنيت بكنند و كسي هم نبايد بگويد كه بالاي چشم شما ابرو است!

شما ببينيد در طول اين هفت يا هشت سال اخير -من براي اهل سنت احترام قائل هستم براي علماي اهل سنت احترام قائل هستم- ولي اگر چه سني و چه شيعه و حتي خود من فريب وهابيت را بخورم بخواهم توطئه عليه امنيت كنم جمهوري اسلامي نسبت به شخص من هم به هيچ وجهي اغماض نمي كند.

اي برادر بزرگوار جناب آقاي علي نقي! كسي را به جرم اينكه سني بوده و شيعه شده يا شيعه بوده و سني شده به جرم عقيده كسي را در جمهوري اسلامي ايران و يا در پاكستان و يا در عراق و يا در لبنان محاكمه نمي كنند .

الآن صدها نفر سني هستند شيعه مي شوند يا شيعه هستند سني مي شوند، شما بباييد يك مورد نشان بدهيد كه يك فردي شيعه بود و آمده سني شده گفته باشيم كه بالاي چشمت ابرو است.

يك مورد براي ما نشان بدهيد.

مجري:

ولي آن طرفش زياد است.

استاد حسيني قزويني:

ولي از آن طرفش زياد است. ولي اينكه اين آقايان بخواهند توطئه كنند، جنايت كنند و مصونيت قضايي هم داشته باشند كور خوانده اند!

شما ببينيد در قضيه جنايت گرناك سال٧٨ ما سي و شش نفر شهيد داديم.

رهبر جنايت چه كسي بود؟

ملا كمال صلاح زهي بوده. در مسجد اميرالمومنين سال ٧٩ توسط حزب الفرقان ، حدود ٢٥٠ كشته و شهيد داديم. اين جنايت به سركردگي مولوي مولوك صورت گرفت.

در جنايت تاسوكي ٢٢ نفر از عزيزان ما را به رگبار بستند يكي از افراد را خواباندند زمين مثل حيوان سرش را بريدند و اين جنايتشان را در سي دي كردند و در ميان مردم منتشر كردند. به رهبري چه كسي؟ به رهبري عبدالمالك ريگي.

جنايت دارزين بود ١٧/٥/٨٥ به سركردگي برادر عبدالمالك، عبد الحميد ريگي دوازده تا شهيد داديم.

جنايت بلوار ثارالله زاهدان ٢٥/١١/ ٨٥ به سركردگي آقاي شنبه زهي بود از دوره ديده هاي جماعت تبليغي بوده و نتيجه اش دوازده تا شهيد بود.

انفجار مسجد علي بن ابيطالب در ٧/٠٣/ ٨٨ كه بيست نفر شهيد داديم به سركردگي آقاي عبدالخالق ملا زهي طلبه منبع العلوم سرباز بود.

همان قضاياي حوزه علميه تعليم الأحكام روستاي چاه جمال ايرانشهر در ٢٢/ ٠٦/٨٦ كه به اعدام آقاي محمد يوسف سهرابي و مولوي عبدالقدوس ملازاده منجر شد. اينها تصور مي كنند چون كه مولوي هستند و چون اهل سنت هستند آزاد هستند و مي توانند هر جنايتي كه دلشان خواست بكنند، هرقدر خواستند اين مردم را شكنجه كنند و توطئه و ترور كنند و امنيت هم داشته باشند!

در فيلم اعترافات آقاي مولوي عبدالقدوس و مولوي سليمي هست كه مي گويند ما به پاكستان رفتيم و مواد منفجره و سلاح آورده ايم . حوزه علميه همه مملو بود و بنا بود در يك جلسه اي كه علماي شيعه و سني هستند در آنجا منفجر كنيم. كه علماي شيعه و سني را بكشيم اختلاف و جنگ داخلي در ايران راه بياندازيم.

انتظار داريد كه جمهوري اسلامي بيايد بگويد آقاي عبد القدوس و آقاي سليمي دست شما درد نكند! آقاي عبدالحميد ريگي دست شما درد نكند كه ٢٠٠ نفر را به كشتن دادي!

اگر ده تا روحاني سني خلاف امنيت و اخلاق كارهايي مي كنند و به زندان مي روند بايد در تمام ماهواره ها داد و فرياد راه بيفتد ولي اگر علماي شيعه به زندان رفتند بايد بگوييد حقشان بوده است؟!

مجري:

آقاي سرمدي از تهران، سلام عرض مي كنم.

بيننده:

سلام عليكم.

در مورد آيه ٧ سوره آل عمران كه مي فرمايد: تأويل آيات قرآن را كسي نمي داند

إلا الله و الراسخون في العلم.

آيا

الراسخون في العلم

به الله عطف شده يعني راسخون در علم هم مي دانند، يا اينكه مربوط به بعد است كه

يقولون امنا

سوال ديگر اينكه روايتي از حضرت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله هست كه فرموده اند: علماي امت من از انبياء بني اسرائيل بالاتر هستند. در اين مورد توضيح بفرماييد.

سوال بعد هم اينكه كدام يك از مراجع را اعلم مي دانيد.

مجري:

ممنون هستيم. سلام خدمت جناب آقاي رسول از مهاباد از برادران اهل سنت.

بيننده:

سلام و خسته نباشيد. سوالي داشتم راجع به آن آقايي كه ٥- ٦ دقيقه قبل از شيراز زنگ زد مي خواست راجع به معاويه صحبت كند و آقاي قزويني هم آدرس كتاب و سايت را به ايشان داد.

از اين طرف آقاي قزويني مي گويد كه ما با اهل سنت اختلاف نداريم از آن طرف هم مي گويد نه! شما نام نبريد ولي آدرس هم مي دهد كه درست است حضرت ابوبكر و معاويه بودند كه مي خواستند كه پيامبر اكرم را ترور كنند.

بعد يك سوال ديگر هم از آقاي قزويني داشتم.

آقاي قزويني فقط شما هستيد كه تهمت مي زنيد. مهدي دانشمند، احمد اصفهاني، حاج رضا پناهيان، انصاريان شما چرا حرفهاي اينها را پخش نمي كنيد.

استاد حسيني قزويني:

جناب آقا رسول! آيا حضرتعالي مي توانيد يكي از تهمتهايي كه ما زده ايم را بيان كنيد

بيننده:

آقاي قزويني من الآن ندارم ولي قول مي دهم كه براي شما بفرستم.

استاد حسيني قزويني:

نه! شما در اينجا مي فرماييد ما فقط افترا مي بنديم. يا افتراي ما را ديده ايد و يا شنيده ايد؟ اگر نديده ايد و نشنيده ايد پس اين خودش يك افترا است كه به ما مي بنديد.

بيننده:

آقاي قزويني شما خودتان هم ديده ايد و هم شنيده ايد آن كسي كه با خدا مشكل دارد خود شما هستيد آقاي قزويني. من به هفتاد ميليون نفر مي گويم كه خود شما هستيد.

استاد حسيني قزويني:

بفرماييد كجا ما مشكل داريم.

مجري:

چرا قطع كرديد؟!

استاد حسيني قزويني:

جالب اين است در همين قضايايي كه با برادر عزيز ما جناب آقاي مولوي مرادزهي داشتيم اين بزرگوار از من خواست كه ما يك سري انتقاداتي داريم از دوستان كارشناس شما.

اينها را جمع كنيد من صحبتي دارم. ما هم جمع كرديم دوستان را.

ايشان چند تا كليپ را به ما نشان داد. گفتيم جناب آقاي مرادزهي اين كليپها در شبكه وصال است و آنها اول حرف و وسط حرف ما و آخرش را حذف مي كنند .

اگر آنها را مي خواهيد مطرح كنيد آنها را ما ديده ايم اينها جز افتراء چيز ديگري ندارند و اگر چيز ديگري شما داريد ما دوستان را جمع كرديم شما بفرماييد هر كدام از دوستان اگر مطلبي گفته اند و اهانتي به مقدسات اهل سنت كرده اند من جلوي شما اينها را توبيخ كنم و در برنامه هايمان استدراك كنيم.

ما كه معصوم نيستيم شايد خداي نكرده از بنده و ديگر دوستان ما مطلبي پخش شده كه اهانت به مقدسات اهل سنت بوده است. ما پوزش مي طلبيم ولي بايد ثابت كنيد نه اينكه فقط شعار دهيد.

اينكه بگوييد آقا شما با خدا مشكل داريد! الآن نزديك ده ماه است. در يكي از شبكه هاي زير پوشش سازمانهاي جاسوسي سيا چهل نفر را مورد اتهام آورده اند اولين متهم هم بنده هستم كه مشكل با خدا دارد حتي به آقاي مكارم شيرازي و ديگر بزرگان اتهام بسته اند.

مجري:

اينكه ديگر چيز جديدي نيست. حتي به اميرالمومنين تهمت مي زدند كه نماز نمي خواند!

استاد حسيني قزويني:

به پيغمبر مي گفتند مجنون، ديوانه، ساحر! ما كه ديگر خاك پاي آن بزرگواران هم نمي شويم.

مجري:

ممنون هستيم. جناب آقاي حسن آقا از تهران سلام و عرض ادب دارم.

بيننده:

سلام عليكم. من يك يا علي مدد بگويم كه همه چيز در آن هست. احوال پرسي، خسته نباشيد.

من امروز زنگ زدم به شبكه كلمه التماسشان كردم قسمشان دادم كه آقا قطع نكنيد من نه حرف زشت مي زنم و نه درشتي مي كنم فقط چهار كلمه حرف دارم گوش كنيد.

گفتند: بفرماييد.

گفتم شماها مي آييد در اين شبكه هايتان شروع مي كنيد هر چه كه دلتان مي خواهد به شيعه مي گوييد . شيعه مي نشيند از كتابهاي خودتان جواب خودتان را مي دهد.

مگر ما خدايمان يكي نيست. پيغمبرمان يكي نيست. قرآن ما مگر يكي نيست. ما اقرار مي كنيم قرآن ما تحريف نشده حالا كه شما مي گوييد فلاني و فلاني گفته نبايد موارد ضعيف را توجه كنيد.

اگر مي خواهيد كه اين قضيه برطرف بشود كتابهايي كه خودتان نوشته ايد را اصلاح كنيد اگر شما مسائلي را داريد عنوان مي كنيد در كتابهاي خودتان جواب خودتان را از همان كتابها مي دهند.

مشكل ما چيست؟!

از من پرسيد كه شما به من بفرماييد كه ام المومنين عايشه آدم خوبي بوده يا آدم بدي بوده؟

گفتم كه خدا مي داند اگر آدم خوبي بوده خدا مي داند اگر آدم بدي بوده ما از كتابهاي شما در آورده ايم ولي آيا شما بفرماييد كه اين ناموس پيغمبر ما است يا نه؟

اين حرفهايي كه شما داريد مي زنيد در كتابهايتان اين در كتابهاي شما از خود شما نوشته شده است. حاج آقاي قزويني و باقي بزرگان از كتابهاي خودتان به شما جواب مي دهند.

كدام يك از كتابهاي شيعي گفته اند كه شما ناراحت بشويد اين ناراحتي شما بي خودي است. آيا حرف حق ناراحتي دارد؟

من دو تا موضوع ديگر را هم بيان كردم. يكي در خصوص سلمان رشدي بود گفتم كه من تحقيق كردم كه مباني كتاب سلمان رشدي كه ارتدادش صادر شد از كتابهاي خودتان بوده است. آيا سلمان رشدي آن كتابي را كه نوشت شما قبول داريد؟ گفت آن را هم از كتابهاي خود شما در آورده است!

دوم اينكه شما برويد سمت پاكستان ببينيد چه كساني از اهل سنت بارگاه دارند و مردم به آنجا مي روند و متوسل مي شوند به امام بخاري. شما به اينها اعتراض نمي كنيد ولي به توسل به پسر پيغمبر، به نوه پيغمبر، توسل به بچه هاي پيغمبر اعتراض مي كنيد؟!

اين صحبتهايي بود كه من امروز در شبكه كلمه گفتم.

مجري:

درود بر شما حسن آقا.

حاج آقا از مباحثي كه دوستان مطرح كردند و آقاي احمدپور از سقز مباحث زيبايي را فرمودند. مطلبي را آماده كرده بودند و خيلي زيبا صحبت كردند در آنجا گفتند اگر انتخاب هم بوده ما كه عذري نداشتيم. ما كه شركت نكرديم و انتخاب كردند و جماعت هم آنجا كمك كردند و آن اتفاق افتاده و حق اميرالمومنين گرفته شده بعد آخرش هم گفتند ما چكار كنيم كه به دينمان اضافه بشود و اين باعث بشود كه ما رستگار بشويم.

استاد حسيني قزويني:

ايشان اول بحث

اياك نعبد و اياك نستعين.

سوره حمد، ايه ٥

را مطرح كرد و مي خواست بفهماند كه

اياك نعبد و اياك نستعين.

با كمك گرفتن از ديگران منافات دارد! مگر خدا در قرآن نمي فرمايد:

و استعينوا بالصبر و الصلاة.

سوره بقره، آيه ٤٥

به صبر و نماز استعانت بجوييد.

اين صبر، الله است و يا دون الله است. اگر بگويي الله است كه كفر است اگر بگويي كه دون الله پس با اياك نستعين منافات دارد!

اين قضايا را اين آقايان درك نكرده اند يعني توحيد خراب است. قرآن را متوجه نشده اند. ما كه به اميرالمومنين متوسل مي شويم و يا علي مي گوييم او را مستقل و در برابر خدا نمي دانيم. اگر كسي يا علي بگويد از علي از پيغمبر از امام رضا استقلالا حاجت بخواهد مرتد، كافر و مشرك است. بي دين و لا مذهب است. شما از يك پيرزن بي سواد هم سوال كنيد كه آيا يا علي يعني بدون خدا از او بخواهي؟ با همان لنگه كفشش به سرت مي كوبد كه اين چه حرف غلطي است كه داري مي زني؟!

علي هر چه دارد از خدا دارد اگر من مي گويم يا علي آن علي را صدا مي كنم كه مظهر اسماء و صفات حق است. آن علي را من صدا مي كنم كه عبد محض خداوند عالم است. آن علي را صدا مي كنم كه پيش خدا آبرو دارد. همانطوري كه خدا به عيسي قدرت داده است مرده زنده كند و مريض شفا بدهد همان خدا هم به علي بن ابيطالب اين قدرت را داده است.

در اينكه اگر واقعا اشتباه كرده اند و رفته اند آيا اگر اين است چرا فقط از ما اين را سوال مي كنيد؟! اين عبارت بزرگان شماست كه

من أنكر خلافة أبي بكر فهو كافر.

شما به چهار صد بيست و يا سي ميليون شيعه مي گوييد كافر! چون هيچ شيعه اي در دنيا نيست جز اينكه منكر خلافت ابي بكر باشد. اينجا آيه

تلك أمة قد خلت

كار نمي كند؟! ولي اگر كسي بيايد نسبت به اميرالمومنين سلام الله عليه حرفي بزند شما اين آيه را قرائت مي كنيد كه

تلك أمة قد خلت

ما نبايد نبش قبر كنيم اگر بنا است نبش قبر بشود شما كه در لابلاي كتابهاي شيعه مطالب ضعيف و عبارتهاي نادرست را درمي آوريد و به رخ مي كشيد اگر شما ده تا عبارت نادرست از لابلاي كتابهاي شيعه دربياوريد ما در كنارش صد تا از اين نبش قبرها داريم.

چون در قبرهاي شما از اين جسدهاي بي روح و گنديده الي ماشاءالله هست! واقعا اگر مي خواهيد كه درست بشود و همه در كنار هم باشيم. شيخ طوسي حرفي زده علامه مجلسي حرفي زده، آقاي استرابادي حرفي زده، بگذاريم كنار ما بايد چكار كنيم آيا نبش قبر كنيم و گذشته ها را به رخ يكديگر بكشيم ؟! امروز مراجع ما چه مي گويند آيةالله العظمي سيستاني حضرت آيةالله العظمي مكارم شيرازي و آيةالله العظمي وحيد خراساني و آيةالله العظمي شبيري زنجاني و آيةالله العظمي صافي گلپايگاني اين بزرگاني چه مي گويند؟ بزرگان شما هم بيايند بنشينند ببينيم اينها چه مي گويند؟

امروز در كتابهاي درسي اهل سنت كه واقعا زمينه ساز اين ترورها شده است، اين را بيايند بردارند. و اين فرقه فرقه هايي كه شده يكي دنبال ديوبنديها و يكي دنبال بريلوي ها و... كه باعث تكفير يكديگر شده اينها را بردارند.

آية الله العظمي مكارم شيرازي در ديدار با مولوي عبدالحميد گفتند اين كتابهاي درسي شما است كه طلبه هايي مثل ريگي ها را تربيت مي كند و افرادي مي آيند كمربند انفجاري مي بندند و دهها انسان بي گناه را به خاك و خون مي كشند. اينها بايد اصلاح بشود.

من بارها گفته ام بايد حوزه هاي علميه شيعه و سني با نظارت مراجع عظام تقليد و بزرگان اهل سنت كنار هم بنشينند و راه چاره بينديشند. ما بياييم اينجا حرف بزنيم آنها در آنجا حرف بزنند ما بياييم نقاط ضعف آنها را بر ملا كنيم آنها نقاط ضعف ما را بر ملا كنند جز اينكه بر اين گل ، آب ديگري هم افزودن چيز ديگري نخواهد بود.

ديروز هم به آقاي مولوي مرادزهي گفتم كه ما در شبكه ولايت حدود پنج يا شش ماه در جنبه هاي اثباتي بحث داشتيم. اين آقايان شروع كردند هجمه و اهانت كردن و جسارت كردن.

وقتي كه به مقدسات ما اهانت مي كنند آيا ما نبايد دفاع كنيم؟! آن آقايان الآن بيايند بايستند به مقدسات ما اهانت نكنند ما هم قول مي دهيم از آن لحظه كوچكترين مسئله اي را پيش نياوريم.

يكي از آقايان مي گفت آقا! اين حرفهايي كه شما نسبت به عايشه گفتيد درست نبود. گفتم از كتابهاي شيعه گفتيم يا از كتابهاي شما گفته ايم؟

گفت آقا اگر نسبت به مادر شما اگر كسي يك حرف بدي بزند اين را مي آورديد؟ آيا عائشه مادر شما هست يا نه؟

گفتم آيا عائشه مادر آقاي مسلم بود يا نبود؟ مادر آقاي ابوداود بود يا نبود كه در كتابش اين مطالب را آورده است؟! اگر بنا است حريمها حفظ بشود بايد اول از ناحيه شما حفظ شود. ولي ما داريم مي گوييم كه آقايان آن روزي كه توقف كردند اين هجمه ها متوقف شد، ما هم همان لحظه پاسخها و دفاع و هجمه را متوقف مي كنيم.

ما داريم هم دفاع مي كنيم و هم هجمه و هيچ رودروايسي هم نداريم.

بعضيها مي گويند كه شما وهابيها را بهانه كرده ايد و به مقدسات ما هم توهين مي كنيد.

اولا ما تا به حال به مقدسات اهل سنت جسارت نكرده ايم از كتابهاي شما آورده ايم. بله مي دانيم تحمل اين براي اهل سنت سخت است. كاملا ما اين را مي فهميم. ولي چون اهل سنت ساكت نشسته اند و اينها دارند به حضرت زهرا و اميرالمومنين اهانت مي كنند ، به حضرت ولي عصر ركيكترين عبارت را مي گويند ما هم ناگزير از دفاع هستيم - هرچند يك سري مقدسات اين وهابيها با مقدسات شما مشترك است- ما اين راه را ادامه مي دهيم و هيچ ترسي هم نداريم . ما يقين داريم كه پيغمبر اكرم در روز غدير يك دعا كرده و يك نفرين فرموده:

اللهم انصر من نصره و اخذل من خذله.

مسند احمد، ج١، ص١١٩

هر كسي علي را ياري كند خدايا يارش باد هر كس عليه علي تلاش كند خدايا خارش كن.

بينندگان شيعه و سني ما ديده اند كه در اين هفت يا هشت ماه خذلان براي اين شبكه ها و براي كارشناسهايشان قطعي بوده است.

هفته اي نيست كه ما چندين خذلان و ذلت و آبروريزي براي اينها از كتابهاي خودشان ثابت نكنيم.

ببينيد اين آقايان آماده نمي شوند كنار هم بنشينيم صحبت كنيم مي ترسند. مي دانند كه منطق ندارند و حرفي براي زدن ندارند. آيا همين دليل نيست كه اينها دارند مي ترسند؟ آيا اين دليل نيست كه اينها باطل هستند؟

اينها دليل نيست كه حرف براي گفتن ندارند؟ كسي كه از گفتگو وحشت نمي كند.

مجري:

آقاي سرمدي درباره

و الراسخون في العلم

پرسيدند كه عطف به چيست؟

استاد حسيني قزويني:

ما روايات متعدد داريم كه مراد از

الراسخون في العلم

اميرالمومنين و ائمه عليهم السلام هستند.

كافي، ج١، ص٤١٥

سوال ديگر ايشان درباره

علماء امتي كانبياء بني اسرائيل

المزار، شيخ مفيد، ص٦

بود. در آن روايت مراد از علماء علماي عموم نيست. مراد از علما ائمه امت من هستند ما روايات متعددي داريم كه منظور از

علماء امتي

در اين روايت ائمه عليهم السلام هستند.

مرآة العقول، ج٢، ص٢٨٨

مجري:

خيلي ممنون هستيم. انشاءالله تا برنامه اي ديگر خداوند يار و نگهدار شما.