سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ١٣٢ - آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟

آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟

کد مطلب: ١١٧٣٧ تاریخ انتشار: ٢٤ دي ١٣٩٦ - ١١:٣٨ تعداد بازدید: ١٦٦ سخنراني ها » شبکه ولايت آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
حبل المتین ٩٦/٠٥/٢٢


لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : ٩٦/٠٥/٢٢

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین إنه خیر ناصر و معین

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بینندگان عزیز و سروران ارجمند، بینندگان محترم «شبکه جهانی ولایت» علی الخصوص بینندگان برنامه فاخر و ارزشمند «حبل المتین».

به برنامه خودتان خوش آمدید؛ ان‌شاءالله با نگاه‌های گرم خودتان برنامه امشب ما را دنبال بفرمایید. در خدمت کارشناس محترم برنامه که معرف حضور تمامی شما بینندگان عزیز هست دکتر حسینی قزوینی عزیز خواهیم بود.

در غیاب برادر و همکار عزیزم جناب آقای اسماعیلی و همچنین غیاب جناب حسینی عزیز بنده در خدمت شما خواهم بود. ان‌شاءالله تا پایان برنامه امشب ما را تحمل بفرمایید.

جا دارد ابتدا به رسم ادب سلام عرض کنم خدمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی؛ جناب استاد سلام علیکم و رحمة الله؛

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خودشان قرار دادند خالصانه‌ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت تقدیم می‌کنم.

خدا را قسم می‌دهم به آبروی حضرت محمد و آل محمد فرج مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم را نزدیک نموده و همه ما و شما گرامیان را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای در رکابش قرار بدهد.

از خداوند متعال می‌خواهیم خیر دنیا و آخرت به ما ارزانی بدارد، شر دنیا و آخرت از ما دور گرداند، حوائج ما را برآورده نموده، دغدغه‌های فکری ما را برطرف سازد و دعاهای ما را به اجابت برساند؛ ان‌شاءالله.

مجری:

حضرت استاد از شما ممنون و سپاسگذاریم. با توجه به برنامه‌های گذشته که قطعاً شما بینندگان عزیز پیگیر آن‌ها بودید مباحثی مطرح شد در مورد برخی از وقایع یا بهتر است بگوییم فتنه‌ها و جنگ‌هایی که در دوران خلافت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) رخ داد.

همچنین اقوالی از «ابن تیمیه» مطرح شد از قبیل قول مشهور او که قطعاً بسیاری از شیعیان با کلام او آشنا هستند. او می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

بسیاری از صحابه و تابعین بغض علی را در دل داشتند و او را سب می‌کردند و با او به قتال می‌پرداختند.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج ٧، ص ١٣٧

اگر ما به تاریخ هم مراجعه کنیم خواهیم دید که حقیقتاً چنین است. افرادی در میان صحابه و تابعین بودند که بغض حضرت را در دل داشتند و با ایشان جنگیدند.

در مورد جنگ‌های دوران امیرالمؤمنین بحث‌هایی صورت گرفت و حضرت استاد قزوینی عزیز به این مباحث مهم و بسیار بسیار کلیدی اشاره داشتند.

استاد قزوینی عزیز از شما درخواست می‌کنم مروری بر مباحث گذشته داشته باشید و خلاصه‌ای از مباحث گذشته را مطرح بفرمایید تا بینندگان عزیز هم برای ورود به مباحث بعدی آماده‌تر شوند. ما در خدمت شما هستیم و شنونده کلام شیوای شما خواهیم بود.

خلاصه ای از مطالب مطرح شده در جلسات گذشته

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله أفوض أمری إلی الله إن الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر رب أدخلنی مدخل صدق و أخرجنی مخرج صدق و اجعلنی من لدنک سلطانا نصیرا

ما در گذشته مطالبی را بیان کردیم مبنی بر اینکه وهابیت شبانه روز در شبکه‌های شیطانی خود مرتب ادعا می‌کنند که شیعیان دشمن صحابه هستند، به صحابه ناسزا می‌گویند، به امهات المؤمنین نسبت‌های ناروا می‌دهند. و یا اینکه مذهب شیعیان ساخته پرداخته یهود است و ریشه اسلامی ندارد!!

ما در مقام جواب این ادعا در جلسات متعدد از قرآن کریم و سنت پیغمبر اکرم ثابت کردیم تنها مذهبی که برخاسته از متن قرآن است و منطبق با سنت راستین نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) است مذهب شیعه است.

ما ده‌ها بلکه صدها آیه و روایت از کتب عزیزان اهل سنت در رابطه با ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آوردیم. به عنوان مثال خداوند متعال در آیه ٦٧ از سوره مائده می‌فرماید:

(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِین)

ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای و خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم نگاه می‌دارد، و خداوند جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند.

سوره مائده (٥): آیه ٦٧

خداوند متعال در این آیه خطاب به رسول گرامی اسلام می‌فرماید: ای پیغمبر! به مردم بگو که علی ولی امر مؤمنین است و در غیر این صورت رسالت ناتمام است.

افزون بر اینکه این روایات در منابع شیعه آمده است. ما بارها گفتیم «آلوسی» در کتاب «روح المعانی» این مطلب را به صراحت می‌آورد بدون اینکه کوچک‌ترین مناقشه‌ای در سند و دلالت آن داشته باشد.

آقای «سیوطی» در کتاب «الدر المنثور» جلد دوم صفحه ٢٩٨ این مطلب را بیان می‌کند. آقای «شوکانی» در کتاب «فتح القدیر» جلد دوم صفحه ٦٠ این مطلب را بیان می‌کند.

آیه بعد آیه ٥٥ از سوره مبارکه مائده است. آقای «طبری» به صراحت در کتاب «تفسیر طبری» ذیل تفسیر همین آیه این مطلب را بیان می‌کند. آقای «ابن ابی حاتم»، «آلوسی» و دیگران به طور مفصل آیات مربوط به ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را مطرح کردند.

اگر یکی از این قضایا در حق دیگر صحابه بود وهابیت چکار می‌کردند؟! اگر چنین عبارتی در تفسیر یکی از آیات قرآن کریم در شأن یکی از خلفای ثلاثه یا دیگر صحابه بود فریاد وهابیت گوش کروبیان را کر می‌کرد.

همچنان که مشاهده می‌کنیم وهابی‌ها برای نماز خواندن ابوبکر در جایگاه پیغمبر اکرم چه سروصدایی راه انداختند.

آقایان «عسقلانی»، «ابن کثیر»، «ابن تیمیه»، «فخر رازی» و «قرطبی» هیاهوی زیادی در این زمینه راه انداختند حال آنکه نماز خواندن در جای پیغمبر اکرم فضیلت است، اما هیچ ارتباطی به خلافت ندارد.

«أم مکتوم» نزدیک به سیزده بار در جای پیغمبر اکرم نماز خوانده است، «عبدالرحمن بن عوف» در جای پیغمبر اکرم نماز خوانده و رسول گرامی اسلام پشت سر او نماز خوانده است.

این در حالی است که روایات زیادی در منابع متعدد شیعه و اهل سنت در خلافت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و ولایت ائمه طاهرین (علیهم السلام) بیان شده، اما همچنان که ملاحظه می‌کنید نستجیر بالله مذهب شیعه را ساخته پرداخته یهود می‌دانند.

در مقابل، وهابیت که نه ریشه دارند، نه بن دارند، نه بیخ دارند، ساخته پرداخته انگلیس هستند و اخیراً هم پدرخوانده وهابیت آمریکا و صهیونیسم شده‌اند!! دقت داشته باشید مذهب این افراد مذهب اسلامی شده است و تنها مسلمان کره زمین محسوب می‌شوند!!

ما در رابطه با صحابه بیان کردیم که وهابیت توهین‌هایی به صحابه دارند که در طول تاریخ احدی چنین توهین‌هایی به صحابه بیان نکرده است. «ابن تیمیه» به صراحت می‌گوید:

«و کان قد ارتاب فی أمرها»

پیغمبر اکرم در رابطه با پاکدامنی عایشه دچار تردید شده بود.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج ٧، ص ٨٠

آیا توهین و اهانتی بالاتر از این وجود دارد؟! همچنین در کتاب «منهاج السنة النبویة» جلد ٧ صفحه ١٣٧ مطلبی بیان شده که چندین هفته مورد بحث ماست. «ابن تیمیه» می‌گوید:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

بسیاری از صحابه و تابعین بغض علی را در دل داشتند و او را سب می‌کردند و با او به قتال می‌پرداختند.

در کتاب «صحیح مسلم» حدیث ١٣١ روایتی بیان شده که به صراحت می‌گوید: بغض امیرالمؤمنین نشانه نفاق است!! اهانت به صحابه که شاخ و دُم ندارد!!

«ابن تیمیه» می‌گوید: بسیاری از صحابه بغض علی بن أبی طالب را در دل داشتند. پیغمبر اکرم فرمودند: بغض امیرالمؤمنین نشانه نفاق است. بنابراین نستجیر بالله با توجه به ادعای «ابن تیمیه» بسیاری از صحابه منافق بودند. آیا این عبارت توهین به صحابه هست یا نیست؟!

«ابن تیمیه» می‌گوید: بسیاری از صحابه امیرالمؤمنین را سب می‌کردند، اما پیغمبر اکرم فرمودند:

«من سب علیا فقد سبنی ومن سبنی فقد سب الله تعالی»

هرکسی به علی ناسزا بگوید به من ناسزا گفته و هرکسی به من ناسزا بگوید به خداوند ناسزا گفته است.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٣٠، ح ٤٦١٦

آقایان «شعیب الأرنؤوط»، «حاکم نیشابوری» و «ذهبی» معتقدند که سند این روایت صحیح است. با توجه به این روایت آیا توهینی بالاتر از این وجود دارد؟! همچنین «ابن تیمیه» می‌گوید: بسیاری از صحابه و تابعین با علی بن أبی طالب مقاتله می‌کردند.

این در حالی است که در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» جلد ٣ صفحه ١٦١ نقل شده که پیغمبر اکرم فرمودند:

«نظر النبی إلی علی وفاطمة والحسن والحسین فقال أنا حرب لمن حاربکم وسلم لمن سالمکم»

نبی مکرم به حضرت علی، حضرت فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین نظر کرد و فرمود: هر کس با شما بجنگد با من جنگیده است.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٦١، ح ٤٧١٣

همچنین آقای «جصاص» در کتاب «أحکام القرآن» می‌گوید:

«فاستحق من حاربهم اسم المحارب لله ولرسوله»

چنین فردی استحقاق دشمنی با خدا و رسولش را دارد.

«وإن لم یکن مشرکا»

اگرچه مشرک نباشد.

أحکام القرآن، اسم المؤلف: أحمد بن علی الرازی الجصاص أبو بکر، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - ١٤٠٥، تحقیق: محمد الصادق قمحاوی، ج ٤، ص ٥١، باب حد المحاربین

این روایات کامل و روشن است. حال مشاهده کنید در جنگ‌هایی که علیه امیرالمؤمنین به راه افتاد بسیاری از صحابه کدام طرف بودند!! آقای «ذهبی» در کتاب «تاریخ الإسلام» می‌نویسد:

«کان مع علی یوم وقعة الجمل ثمانمائة من الأنصار، وأربعمائة ممن شهدوا بیعة الرضوان»

در جنگ جمل هشتصد نفر از انصار و چهارصد نفر از کسانی که در بیعت رضوان بودند در رکاب علی بودند.

«شهد مع علی یوم الجمل مائة وثلاثون بدریاً»

صد و سی نفر از اصحاب پیغمبر اکرم که در جنگ بدر شرکت داشتند در رکاب علی بودند.

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - ١٤٠٧ هـ - ١٩٨٧ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری، ج ٣، ص ٤٨٤، باب ٥ خلافة علی رضی الله عنه

همچنین در کتاب «مروج الذهب» بیان شده است:

«وکان جمیع من شهد معه من الصحابة ألفینا وثمانمائة»

تعداد اصحابی که در جنگ صفین در رکاب علی بودند دو هزار و هشتصد نفر بود.

مروج الذهب، اسم المؤلف: أبو الحسن علی بن الحسین بن علی المسعودی (المتوفی: ٣٤٦ هـ)، ج ١، ص ٣١٤، باب ذکر نسبه ولمع من أخباره وسیره نسبه وأخوته وأخواته

در مقابل، کسانی در رکاب معاویه بودند که یکی از بستگان نزدیکشان در جنگ بدر، جنگ احد، جنگ احزاب و دیگر جنگ‌ها کشته شده بودند و آمده بودند تا از امیرالمؤمنین انتقام بگیرند!!

این مطالب دروغ‌هایی است که سرکرده وهابیت «ابن تیمیه» به صحابه و تابعین می‌بندد. وهابیت که «ابن تیمیه» را شیخ الإسلام خود می‌دانند باید بیایند و از او دفاع کنند. چرا صدای این افراد در نمی‌آیند؟! چرا از مباحث ما کلیپ درست نمی‌کنند و جواب ما را نمی‌دهند؟!

این افراد به این دلیل جواب نمی‌دهند، زیرا جوابی برای گفتن ندارند. «ابن تیمیه» به صراحت فتوا می‌دهد:

«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»

بسیاری از صحابه را به ما نشان بدهید!! در اینجا دو احتمال وجود دارد؛ احتمال اول این است که حرف ایشان دروغ است. پیغمبر اکرم فرمودند:

«آیةُ الْمُنَافِقِ ثَلَاثٌ إذا حَدَّثَ کذَبَ وإذا وَعَدَ أَخْلَفَ وإذا أؤتمن خَانَ»

نشانه‌های منافق سه مورد است؛ زمانی که حرف می‌زند دروغ می‌گوید، زمانی که وعده دهد خلف وعده می‌کند و زمانی که کسی امانت دست او بسپارد در امانت خیانت می‌کند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ١، ص ٢١، ح ٣٣

وهابیت یا باید اعلام کنند که «ابن تیمیه» به صحابه و امیرالمؤمنین دروغ بسته است و یا اینکه از صحابه دفاع کنند!! این در حالی است که وهابیت معتقدند:

«والصحابة کلهم عدول»

صحابه همگی عادل هستند.

المجموع؛ النووی، ج ١، ص ٦٢، فصل الحدیث المرسل

و:

«الصحابة کلّهم من أهل الجنة قطعاً»

قطعاً تمام صحابه اهل بهشت هستند.

الإصابة فی تمییز الصحابة، المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی (المتوفی: ٨٥٢ هـ)، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی - ١٤١٥ هـ، ج ١، ص ١٦٣، الفصل الثالث

حال با نسبتی که «ابن تیمیه» به صحابه می‌دهد تمام مبانی اعتقادی اهل سنت را زیر سؤال می‌برد. ما در جلسه گذشته مفصل در رابطه با قضیه جنگ جمل بحث کردیم و تصریح کردیم که «ابن تیمیه» به صراحت می‌گوید:

«وعلی رضی الله عنه لم یکن قتاله یوم الجمل وصفین بأمر من النبی»

جنگ علی بن أبی طالب در جمل و صفین به دستور پیغمبر اکرم نبوده است.

«وإنما کان رأیاه راه»

این جنگ رأی و نظر او بوده است.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج ٤، ص ٤٩٦

ما در مقابل ادله متعدد و روایات صحیحی از کتب علمای بزرگ اهل سنت آوردیم مبنی بر اینکه نبی گرامی اسلام به قتال با ناکثین، مارقین و قاسطین دستور داده بود و ادعای «ابن تیمیه» دروغ محض است.

نکته جالبی که ما داشتیم این بود که آقای «ذهبی» مطلبی را اضافه می‌کند و به صراحت می‌گوید:

«وأهل العلم یعلمون أنهم لم یقصدوا حرب علی ولا علی قصد حربهم»

و اهل علم (ابن تیمیه و اذنابش) می‌دانند که طلحه و زبیر قصد جنگ با علی را نداشتند وعلی هم قصد جنگ با آن‌ها را نداشت.

آن‌ها در بصره برای سیاحت و هواخوری آمده بودند، امیرالمؤمنین هم باخبر شد و ایشان هم با سپاهیان برای سیاحت رفتند.

«لکن وقع القتال بغتة»

جنگ به صورت اتفاقی پیش آمد.

سپاهیان طلحه و زبیر با سپاهیان امیرالمؤمنین بر سر اماکن تفریحی و سایه درختان به اختلاف برخوردند، با هم نبرد کردند و سی هزار نفر هم کشته شد!!

حرفی بزنید که مرغ پخته خنده‌اش نگیرد، پرنده‌های آسمان به ریش شما نخندند و اهل و عیالتان به ریشتان نخندد!! حداقل تاریخی که خودتان نقل کرده‌اید را بخوانید.

این روایت از قول «ذهبی» است که یکی از استوانه‌های علمی اهل سنت است. نقل شده است اهل سنت عیال کنار سفره چهار نفر هستند که یکی از آن‌ها «ذهبی» است. او می‌گوید:

«ولکن الرافضة بهائم»

شیعه‌ها همه حیوان‌اند.

«فلا فی النقل یصدقون ولا للصدق یقبلون أتباع کل ناعق»

آن‌ها نه در روایت راست می‌گویند و نه صداقت آن‌ها قابل قبول است.

المنتقی من منهاج الاعتدال فی نقض کلام أهل الرفض والاعتزال، أبو عبد الله محمد بن عثمان الذهبی، سنة الولادة ٦٧٣ هـ/ سنة الوفاة ٧٤٨ هـ، تحقیق محب الدین الخطیب، ج ١، ص ٤٠٣ و ٤٠٤، الفصل الثالث فی إمامة علی رضی الله عنه

افاضه جناب آقای «ذهبی» را ملاحظه کنید. عزیزان خودتان قضاوت کنید این تعبیر چه عبارتی است!! مشاهده کنید عبارتی که جناب آقای «ذهبی» نقل می‌کند شایسته چه کسی است و چطور نسبت به شیعیان چنین تعبیری را به کار می‌برد.

ان‌شاءالله فردا قیامتی هست، محکمه‌ای هست و عدالتی هست. در آنجا مشخص می‌شود تعبیری که «ذهبی»، «ابن تیمیه» و وهابیت نسبت به شیعیان به کار می‌برند چه معنایی دارد!؟

اگر فردای قیامتی وجود نداشته باشد خوش به حال این افراد است، زیرا حرف‌هایی را زدند و تمام شده است. اگر قبری هست، قیامتی هست، محکمه‌ای هست، بهشت و جهنمی هست باید جواب این حرف‌های خود را بدهند.

حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در خطبه فدکیه خود می‌فرمایند: روزی که بساط محکمه عدل الهی پهن شود حاکم خداوند عالم است، داور نبی گرامی اسلام است، محکمه هم محکمه عدل است و ملاک محکمه؛

(فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیراً یرَهُ وَ مَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَه)

پس هر کس به اندازه سنگینی ذره‌ای کار خیر انجام داده آن را می‌بیند و هر کس به اندازه ذره‌ای کار بد کرده آن را می‌بیند.

سوره زلزله (٩٩): آیات ٧ و ٨

شعری آذری در مورد فرمایش حضرت زینب (سلام الله علیه) خطاب به یزید بیان شده است که قسمتی از آن را برای شما می‌خوانم. من در خدمت شما هستم.

مجری:

قطعاً آذری زبان‌های عزیز متوجه شدند و کسانی هم که آذری زبان نیستند طلبشان باشد شاید حضرت استاد به معنای این شعر اشاره داشته باشند.

فرمایشات حضرت استاد خلاصه‌ای از مباحثی بود که در جلسات قبل مطرح شده بود. ما در اینجا اعلام می‌کنیم هرکدام از شما بینندگان عزیز اگر نقد، اشکال یا سؤالی دارید می‌توانید از طریق پیامک آن را برای ما ارسال بفرمایید.

شماره سامانه پیام کوتاه ما «٣٠٠٠١٢٠٣» است. ان‌شاءالله می‌توانید سؤالات خود را برای ما ارسال کنید یا روی خط بیایید و سؤالات خود را مطرح کنید. اگر نقدی دارید ما در اینجا با آغوش باز پذیرای سؤالات و انتقادات شما هستیم.

ما دوست داریم ببینیم بالاخره تکلیف این اقوال مشخص می‌شود ای نه؟ زیرا وهابیت نسبت‌هایی را به شیعیان می‌دهند. در نقطه مقابل این افراد ادعا کردند این جنگ‌ها اتفاقی بود و شاید هم دوست داشتند در این مورد زیاد صحبت نکنند.

شاید در اینجا سؤالی پیش بیاید مبنی بر اینکه آیا واقعاً ادعایی که مطرح شده جنگ‌ها تصادفی و اتفاقی رخ داد همانطور که برخی از علمای مکتب مخالفین شیعه این تلاش را داشتند.

حضرت استاد آیا واقعاً جنگ جمل اتفاقی بود و این افراد برای هواخوری رفته بودند یا یک سری ریشه‌ها و دلایل متقنی در طول تاریخ داشت؟! قطعاً یک سری ادله‌ای وجود داشته است که به خاطر آن‌ها این جنگ‌ها در صدر اسلام به وقوع پیوست!!

ریشه‌یابی و علل به راه انداختن جنگ جمل

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نکته زیبایی است؛ «ذهبی» ادعا می‌کند: نه اهل جمل قصد قتال داشتند و نه علی بن أبی طالب قصد قتال داشت. ای کاش می‌گفت که این افراد برای چه کاری به آنجا رفته بودند که نزدیک به سی هزار نفر در رکاب عایشه و بیست هزار نفر در رکاب امیرالمؤمنین بود.

ان‌شاءالله توضیح خواهیم داد که قبل از رسیدن حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) چه اتفاقاتی در جمل و بصره افتاد، زیرا عزیزان ما باید این مطالب را بدانند. والله العلی الأعلی هدف ما اهانت به اهل سنت و مقدسات آنان نیست و تنها حقایق را بیان می‌کنیم.

گاهی اوقات طلاب جوان اهل سنت با ما صحبت می‌کنند و می‌گویند: بحث‌هایی که از کتب ما مطرح می‌کنید خود ما تا به حال ندیدیم و برای ما قابل استفاده است.

بنده چند روز قبل در دفتر «شبکه جهانی ولایت» در تهران بودم که یکی از بزرگواران اهل سنت که امام جمعه و جماعت یکی از کشورهای بزرگ است در جلسه ما حضور داشتند.

بعد از اینکه بنده ٥ دقیقه صحبت کردم ایشان گفت: در طول این چند روزی که بنده به تهران آمده بودم این جلسه مفیدترین جلسه‌ای بود که در آن شرکت کردم. اجازه بدهید صحبت‌های شما را ضبط کنم و در مسجد پشت بلندگو برای مردم مطرح کنم.

می گفت: ما سنی هستیم و این کتب در اختیار ما هست، اما تا به حال این مطالب را نشنیده بودیم و برای مردم هم نگفته بودیم. من که خطیب جمعه اهل سنت هستم تا به حال از این حرف‌ها خبر نداشتم!!

البته این از فضلی است که خداوند تبارک و تعالی به ما عنایت کرده است. به نظر بنده نقل حقایق تاریخ برای شیعه و اهل سنت ضروری است. هدف اصلی ما این است که بچه شیعه‌های ما از این حقایق تاریخی و مسائل آگاه باشند.

امروز مهمانی داشتیم که از انگلستان آمده بودند و در خدمتشان بودیم. تعبیر ایشان چنین بود: "ما تربیت یافته «شبکه جهانی ولایت» و شیعه هستیم، اما خیلی زیاد از معارف شیعه خبر نداشتیم. از زمانی که پای گیرنده «شبکه جهانی ولایت» نشستیم به معارفی از شیعه آگاهی پیدا کردیم که قبلاً خبر نداشتیم. ما سابقاً شیعه شناسنامه‌ای و تقلیدی بودیم، اما اکنون شیعه تحقیقی شدیم و به شیعه بودن خود افتخار می‌کنیم."

بعضی از شیعیان می‌گویند: ما در گذشته از اینکه با اهل سنت یا وهابیت مواجه شویم وحشت داشتیم، زیرا توانایی دفاع از مکتبمان را نداشتیم، اما از زمانی که پای گیرنده «شبکه جهانی ولایت» نشستیم دنبال یک وهابی می‌گردیم تا با او مناظره کنیم!!!

ما با عزیزی از کشور آرژانتین ملاقات داشتیم که می‌گفت: ما با امام جماعت خود که از عربستان سعودی آمده بود سناریویی طراحی کردیم. من به آن‌ها گفتم که پدرم شیعه و مادرم سنی است و من مانده‌ام چکار کنم. او شروع به حرف زدن علیه تشیع کرد.

من در پاسخ به حرف‌های او گفتم: پدرم انسان فاضلی است و حرف‌هایی دارد. اگر شما واقعاً راست می‌گویید مطلبی به من بگویید تا پدرم را متقاعد کنم او هم سنی شود.

بنده به تدریج ادله‌ای که شما بیان می‌کنید را در قالب حرف‌های پدرم به او می‌گفتم و از او می‌خواستم تا پاسخ خود را در مقابل بگوید. من این سناریو را حدود سه ماه ادامه دادم و او هم در نهایت گفت: اگر واقعاً شیعه چنین است، مذهبی صحیح و منطبق با قرآن است!!

همین شخصی که از عربستان برای ترویج وهابیت آمده بود مذهب خود را عوض کرد و مروج مذهب شیعه شد. مذهب شیعه مذهبی قوی، برخاسته از متن قرآن و منطبق با سنت راستین نبی گرامی اسلام است.

شیعه هزاران دلیل محکم برای حقانیت خود در کتب خود، کتب عزیزان اهل سنت و کتب وهابیت دارد. شبهه‌ای نیست که وهابیت مطرح کنند و شیعه نتوانسته باشد پاسخ بدهد.

در مقابل، کارشناسان شبکه‌های وهابی که به دروغ نمایندگی اهل سنت را یدک می‌کشند بارها توسط مردم عامی که نه حوزه دیده‌اند و نه دانشگاه دیده‌اند در برنامه زنده به گریه افتاده‌اند، زیرا نمی‌توانند پاسخ آن‌ها را بدهند.

شما که واقعاً مذهب و مکتبی را انتخاب کردید که نمی‌توانید شبهه جوانان حوزه و دانشگاه ندیده را پاسخ بدهید عقل و فکرتان را به کار بیندازید.

والله از «ابن تیمیه» برای شما نه دنیا ساخته می‌شود، نه دین ساخته می‌شود و نه آخرت ساخته می‌شود. والله العلی الأعلی از «محمد بن عبدالوهاب» خیری به سمت شما وارد نمی‌آید، آن‌ها هم دنیای شما را خراب می‌کنند و هم آخرت شما را خراب می‌کنند.

شما حرف‌های ما را گوش نمی‌دهید، اما والله زمانی که چشمتان به ملک الموت بیفتد و ظلمت و آتشی که خودتان درست کردید بلای جانتان شد پشیمان خواهید شد و تأسف می‌خورید که چرا حرف‌های درست و حق را گوش نکردید.

وهابیت حکومت آرمانی خود را در موصل پایه‌گذاری کرده بودند و خلافت اسلامی در عراق و شام و منطقه به راه انداخته بودند، اما چه اتفاقی افتاد؟!

عزیزان اهل سنت که تصور می‌کردند این افراد فرشته نجات هستند و خلافت عدل ابوبکری و عمری را تأسیس کنند آنچنان به ستوه آمدند که لحظه شماری می‌کردند تا نسل نحس بنی امیه را از شهرشان بیرون کنند و بعد از اینکه داعش نابود شد پایکوبی و شادی می‌کردند.

داعش نابود شدند، اما به چه قیمتی؟! چه تعداد خانه‌ها ویران شد؟! چه تعداد جوانان اهل سنت کشته شدند؟! چه تعداد علمای اهل سنت تیرباران شدند؟! چه تعداد نوامیس اهل سنت مورد تجاوز داعش قرار گرفت؟!

من در اینجا به همه عزیزان اهل سنت در عراق، سوریه، بحرین مخصوصاً افغانستان که داعش بساطشان را در آنجا پهن کردند توصیه می‌کنم مبادا از اینکه داعش شیعیان را به قتل می‌رساند خوشحال شوید!!

برای این افراد فرقی نمی‌کند، زیرا با همان اسلحه‌ای که شیعه را می‌کشند سنی را هم می‌کشند. برای این افراد شیعه و سنی تفاوتی ندارد، زیرا غیر از خودشان احدی را مسلمان نمی‌دانند.

دو روز پیش بنده به خطیب نماز جمعه عبارتی را نشان دادم که داعشیان می‌گفتند: «ابوحنیفه» کافر است و حنفی‌ها یهود اهل سنت هستند!!!

شما از کسی که چنین منطقی دارد چه انتظاری دارید؟! ما بارها عبارت «ابن تیمیه» را در اینجا نشان دادیم که می‌گوید: حنفی با حنفی بودن، شافعی با شافعی بودن، مالکی با مالکی بودن، حنبلی با حنبلی بودن از دین بیرون می‌رود و قتل آن‌ها هم واجب است.

عزیزان اهل سنت و برادران شیعه باید مقداری حواسمان را جمع کنیم. عاقل نباید کاری کند که فردا پشیمانی بیاورد.

لذا یکی از بحث‌هایی که ما در اینجا مطرح می‌کنیم بحث‌های تاریخی است. همه مسلمانان مخصوصاً شیعیان باید این مطالب را بدانند، زیرا ما نود درصد این مباحث را برای عزیزان شیعه مطرح می‌کنیم تا کاملاً حواسشان را جمع کنند و فریب وهابیت را نخورند.

شیعیان تصور نکنند شبهاتی که وهابیت مطرح می‌کنند هم حرفی است. یکی از علمای عربستان سعودی نسبت به آیت الله العظمی سیستانی می‌گوید: "اگر اهل سنت دست آیت الله العظمی سیستانی را هم ببوسند کم کاری است، زیرا او بزرگ عامل وحدت میان شیعه و اهل سنت در عراق بوده است و بزرگ عامل بیرون راندن داعش از عراق این بزرگوار هستند!!"

ایشان بارها می‌گویند: "اهل سنت را برادر خطاب نکنید، بلکه آن‌ها را عزیزان اهل سنت بگویید!!"

آیت الله العظمی سیستانی چند بار از بنده درخواست کردند که مظلومیت امیرالمؤمنین را در «شبکه جهانی ولایت» بیشتر مطرح کنید، ماجرای جنگ جمل و صفین را برای مردم بازگو کنند تا جوانان از حقایق تاریخی آگاهی داشته باشند.

ما بیان کردیم که «ذهبی» ادعا می‌کند نه امیرالمؤمنین قصد جنگ داشت و نه اصحاب جمل قصد جنگ داشتند. ای کاش او می‌گفت که اگر چنین نبود آن‌ها برای چه منظوری آمده بودند!؟

بنده در جلسات گذشته تاحدودی عبارتی از کتاب «تاریخ طبری» را اشاره کردم. در این کتاب جلد سوم صفحه ٩ روایتی از «زهری» بیان شده است که می‌گوید:

«طلحة والزبیر إلی مکة بعد قتل عثمان رضی الله عنه بأربعة أشهر»

طلحه و زبیر چهار ماه بعد از قتل عثمان به مکه رفتند.

«وابن عامر بها یجر الدنیا وقدم یعلی بن أمیة معه بمال کثیر وزیادة علی أربعمائة بعیر»

ابن عامر در آنجا تجارتی داشت و یعلی بن امیه هم اموال زیادی به همراه چهارصد شتر در اختیار آنان قرار داد.

«فاجتمعوا فی بیت عائشة رضی الله عنها فأرادوا الرای فقالوا نسیر إلی علی فنقاتله»

آن‌ها در خانه‌ای که عایشه در آنجا بود جمع شدند و گفتند: ما می‌رویم تا با علی بن أبی طالب بجنگیم.

آقای «ذهبی»!! شما متوفای ٧٤٨ هجری هستید، اما «طبری» متوفای ٣١٠ هجری است و حدود ٥٠٠ سال با هم تفاوت دارید. شما قطعاً کتاب «تاریخ طبری» را دیده‌اید و امکان ندارد این کتاب و کتاب «الکامل» اثر «ابن اثیر» را ندیده باشید!!

«فقال بعضهم لیس لکم طاقة بأهل المدینة»

آن‌ها گفتند: مردم مدینه در رکاب علی هستند و ما توانایی جنگ با مردم مدینه را نداریم.

والله تالله بالله «طبری» شیعه نیست، بلکه یک سنی تمام عیار است. او در ادامه می‌گوید:

«ولکنا نسیر حتی ندخل البصرة والکوفة»

ما باید به طرف بصره و کوفه برویم.

«ولطلحة بالکوفة شیعة وهوی وللزبیر بالبصرة هوی ومعونة»

طلحه در کوفه شیعه و طرفدار دارد و زبیر هم در بصره طرفدار و کمک دارد.

«فاجتمع رأیهم علی أن یسیروا إلی البصرة وإلی الکوفة»

آن‌ها اتفاق نظر پیدا کردند که به سوی بصره و کوفه بروند.

«فأعطاهم عبد الله بن عامر مالا کثیرا وإبلا»

عبدالله بن عامر مال فراوان و شترهای زیادی در اختیار این افراد قرار داد.

«فخرجوا فی سبعمائة رجل من أهل المدینة ومکة ولحقهم الناس حتی کانوا ثلاثة آلاف رجل»

هفتصد نفر از اهل مدینه و مکه در آنجا بودند و مردم هم به آن‌ها ملحق شدند تا تعدادشان به سه هزار نفر رسید.

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج ٣، ص ٩، باب خروج علی إلی الربذة یرید البصرة

امیرالمؤمنین در مسیر شام بودند تا با معاویه بجنگند؛ اما در وسط راه به حضرت خبر رسید که این افراد به بصره رفتند، کشتار انجام دادند، تعدادی از صحابه را به قتل رساندند و اموال مسلمانان را غارت کردند. امیرالمؤمنین مجبور شدند مسیر خود را به بصره تغییر دهند.

دوستان عزیز این عبارت «طبری» بود. همچنین در کتاب «الکامل لإبن اثیر» جلد سوم نقل شده است که «احنف بن قیس» بعد از قتل عثمان با امیرالمؤمنین بیعت کرد.

او می‌گوید: من با علی بن أبی طالب بیعت نکردم تا با «طلحه» و «زبیر» و «عایشه» در مدینه ملاقات کردم. زمانی که داشتم به طرف مکه می‌رفتم به تک تک این افراد گفتم:

«إن الرجل مقتول فمن تأمروننی أبایع»

عثمان کشته شد، دستور می‌دهید با چه کسی بیعت کنم؟

«فکلهم قال بایع علیا»

هرسه آن‌ها گفتند: بروید با علی بیعت کنید.

«فقلت أترضونه لی»

من گفتم: شما واقعاً راضی هستید که من با او بیعت کنم؟

«فقالوا نعم»

آن‌ها گفتند: بله؛ او شایسته‌ترین فرد است.

«ورجعت إلی المدینة رأیت عثمان قد قتل فبایعت علیا»

من بعد از قتل عثمان به مدینه برگشتم و با علی بیعت کردم.

«إذ أتانی آت فقال هذه عائشة وطلحة والزبیر بالخریبة یدعونک»

شخصی نزد من آمد و گفت: عایشه و طلحه و زبیر در منزل خریبه هستند و از تو دعوت می‌کنند تا به دیدارشان بروی.

«فقلت ما جاء بهم»

من گفتم: آن‌ها برای چه کاری به آنجا آمده‌اند؟!

«قال یستنصرونک علی قتال علی فی دم عثمان»

او گفت: آن‌ها از تو برای قتال با علی به خونخواهی از عثمان یاری می‌خواهند.

آقای «ذهبی»! شما متوفای ٧٤٨ هجری هستید و «ابن اثیر» متوفای ٦٣٠ هجری است. این شخص ١٣٠ سال قبل از شما بوده و امکان ندارد شما کتاب «الکامل» او را ندیده باشید.

«فقلت إن خذلانی أم المؤمنین وحواری رسول الله لشدید وإن قتال ابن عم رسول الله وقد أمرونی ببیعته أشد»

من گفتم: این افراد به دنبال این هستند که با علی بجنگند درحالی که به من گفتند تا با علی بیعت کنم.

«قال فقلت یا أم المؤمنین ویا زبیر ویا طلحة نشدتکم الله أقلت لکم من تأمروننی أبایع فقلتم بایع علیا»

زمانی که نزد این افراد آمدم، گفتم: یا ام المؤمنین! یا زبیر! یا طلحه! شما را به خدا سوگند آیا به شما گفتم به من دستور می‌دهید با چه کسی بیعت کنم و گفتید با علی بیعت کن؟

«فقالوا نعم ولکنه بدل وغیر»

آن‌ها گفتند: بله ما گفتیم، اما علی از دین بیرون رفته و منحرف شده است.

بنده از آقایان وهابی، آقای «ذهبی»، آقای «ابن تیمیه» و کارشناسان شبکه‌های وهابی می‌پرسم اگر کسی این تعبیر را نسبت به ابوبکر و عمر و عثمان کرده باشد چکار می‌کنید؟!

اگر کسی نسبت به یکی از صحابه از جمله «حذیفه» ادعا کند که او از دین بیرون رفته و مرتد شده درباره او چه حکمی صادر می‌کنید؟!

اصلاً فرض می‌کنیم امیرالمؤمین خلیفه پیغمبر اکرم نیست، داماد رسول الله نیست، او اولین کسی نیست که ایمان آورده است، پیغمبر اکرم در مورد او نفرموده حق با علی و علی با حق است، علی با قرآن است و قرآن با علی است!!

اصلاً فرض می‌کنیم امیرالمؤمنین هیچکدام از این افراد نیستند، اما آیا یک مسلمان هستند یا نیستند؟! اگر کسی نسبت به مسلمان عبارت «بدل وغیر» را به کار ببرد چه حکمی دارد؟!

این در حالی بود که چهار ماه بیشتر از خلافت امیرالمؤمنین نگذشته بود. ایشان چکار کردند که ادعا می‌کنند از دین بیرون رفته است؟! آیا ایشان مرتد شدند؟! آیا نستجیر بالله نسبت به خدا و پیغمبر اکرم جسارت کردند؟! قضیه چه بوده چه چنین عبارتی در مورد ایشان آوردند؟!

«فقلت والله لا أقاتلکم ومعکم أم المؤمنین»

«احنف بن قیس» می‌گوید: با اینکه‌ام المؤمنین با شماست هرگز با شما نمی‌جنگم.

«ولا أقاتل ابن عم رسول الله»

با پسرعموی پیغمبر که دستور دادید با او بیعت کنم هم نخواهم جنگید.

الکامل فی التاریخ، اسم المؤلف: أبو الحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمد بن عبد الکریم الشیبانی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١٥ هـ، الطبعة: ط ٢، تحقیق: عبد الله القاضی، ج ٣، ص ١٢٧، باب ذکر مسیر علی إلی البصرة والوقعة

آقای «ذهبی»! اصحاب جمل هیچ قصدی نداشتند؟! ما نمی‌دانیم قضیه چیست. به تعبیر حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) خداوند عالم بهترین حاکم و داور است.

آقای «ابن ابی شیبه» متوفای ٢٣٥ هجری در کتاب «المصنف» جلد ششم روایتی در این خصوص بیان می‌کند. دقت داشته باشید او از «طبری» و «ابن اثیر» قدیمی‌تر است، زیرا «طبری» متوفای ٣١٠ هجری و «ابن اثیر» متوفای ٦٣٠ هجری است.

«ابن ابی شیبه» در این کتاب همین تعبیر را می‌آورد و می‌نویسد: «احنف بن قیس» نزد عایشه ‌ام المؤمنین، طلحه و زبیر رفت و از آن‌ها درخواست کمک کرد. بعد از آنکه آن‌ها قصد جنگ با امیرالمؤمنین را کردند، او نزد آن‌ها رفت و گفت: شما را به خدا سوگند من از شما مشورت گرفتم که با چه کسی بیعت کنم، اما شما گفتید که با علی بیعت کنم. آن‌ها گفتند:

«نعم ولکنه بدل»

دوستان مراد از«بدل»چیست؟! در ادامه می‌گوید:

«فقلت یا زبیر یا حواری رسول الله یا طلحة نشدتکما بالله أقلت لکما من تأمرانی به فقلتما علیا»

سپس گفتم: ای زبیر حواری رسول الله ای طلحه شما را به خدا سوگند من از شما مشورت گرفتم یا نه که شما به من امر کردید با علی بیعت کنم؟

«فقالا نعم ولکنه بدل»

آن‌ها گفتند: بله، ولی او تغییر کرده است.

المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - ١٤٠٩، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج ٦، ص ١٩٧، ح ٣٠٦٢٩

مشاهده کنید این افراد به صراحت برای قتال با امیرالمؤمنین از مردم کمک می‌گیرند. همچنین آقای «ابن کثیر دمشقی» شاگرد و هم دوران «ذهبی» که هردو تربیت یافته مکتب «ابن تیمیه» هستند در کتاب «البدایة و النهایة» همین مطلب را بیان کرده است.

«ابن کثیر دمشقی» در جلد هفتم صفحه ٢٣٤ به طور مفصل صحبت می‌کند. ان‌شاءالله ما در آینده به مناسبت‌های مختلف این مطالب را بیان خواهیم کرد. او می‌نویسد:

«وقد کتبت عائشة إلی زید بن صوحان تدعوه إلی نصرتها والقیام معها»

عایشه به زید بن صوحان نامه نوشت و درخواست کرد تا در قیام آن‌ها را یاری کند.

ظاهراً «زید بن صوحان» ساکن بصره بود.

«فإن لم یجیء فلیکف یده ولیلزم منزله أی لا یکون علیها»

اگر ما را یاری نمی‌کنی در منزل بنشین و علی را نیز یاری نکن.

دقت داشته باشید «ابن کثیر» نه تنها سنی است، بلکه سنی وهابی و سلفی است. او شاگرد «ابن تیمیه» است. او علی رغم اینکه بسیاری از قضایا را در قضیه جمل وارونه نشان داده است، اما در بعضی از موارد نتوانسته قضیه را وارونه نشان دهد.

«ابن کثیر» می‌نویسد:

«وقد کتبت عائشة إلی زید بن صوحان تدعوه إلی نصرتها والقیام معها»

عایشه به «زید بن صوحان» نامه رسمی نوشت و از او دعوت کرد تا در رکاب او با علی بن أبی طالب بجنگد.

او در جواب گفت:

«أنا فی نصرتک ما دمت فی منزلک»

اگر تو در منزل خود بنشینی من تو را یاری می‌کنم.

این در حالی است که خداوند متعال می‌فرماید:

(وَ قَرْنَ فِی بُیوتِکن)

و در خانه‌های خود بمانید.

سوره احزاب (٣٣): آیه ٣٣

و:

«وأبی أن یطیعها فی ذلک»

او حاضر نشد از دستور عایشه تبعیت کند.

«وقال رحم الله أم المؤمنین»

خداوند ام المؤمنین عایشه را رحمت کند.

«أمرها الله أن تلزم بیتها وأمرنا أن نقاتل»

خداوند به او دستور داده در منزل خود بنشیند و به ما دستور داده بجنگیم.

«فخرجت من منزلها وأمرتنا بلزوم بیوتنا»

او از منزل خود بیرون آمده و به ما دستور می‌دهد در منزل خود بنشینید و در رکاب علی نجنگید.

«آلتی کانت هی أحق بذلک منا»

اگر در خانه نشستن حق است این حق متعلق به زنان پیغمبر است.

او بیان کرد که نشستن در منزل وظیفه مردان نیست، بلکه وظیفه امهات المؤمنین است. او سپس می‌گوید:

«وکتبت عائشة إلی أهل الیمامة والکوفة بمثل ذلک»

عایشه به اهل یمامه و کوفه نامه نوشت و از آن‌ها درخواست کرد تا او را یاری کنند.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج ٧، ص ٢٣٤، باب ابتداء وقعة الجمل

حال به ما بگویید اگر کسی برای صلح و هواخوری برود با خود لشکر جمع می‌کند تا او را در هواخوری یاری کند؟! آقای «ذهبی» مقداری به مطالبی که می‌نویسید دقت داشته باشید.

شاید اگر آقای «ذهبی» می‌دانست که اگر روزی این بحث‌هایشان روی آنتن می‌آید و میلیون‌ها انسان جلد و صفحه کتاب او را می‌بینند قطعاً چنین حرفی نمی‌زد و همین مطالب را هم حذف می‌کرد.

تفضلات الهی و کرامات اهلبیت (علیهم السلام) بر این تعلق گرفته که اولاً این مطالب در کتب سلفی‌ها آمده و نتوانستند آن را بیان نکنند. همچنین در طول چهارده قرن هم خداوند عالم مانع شده که این مطالب را حذف کنند.

کرامت دیگر ائمه اطهار (علیهم السلام) این است که خداوند عالم به این حقیر و دوستانمان توفیق داده تا این مطالب را برای شما بینندگان عزیز بیان کنیم. به نظر بنده در عصر حاضر «شبکه جهانی ولایت» یکی از معجزات و کرامات اهلبیت است.

ما در حد توان خود توانستیم حقایق را به گوش مردم برسانیم تا شیعه و اهل سنت بدانند چنین مطالبی در کتب آمده است.

شاید بسیاری از عزیزان اهل سنت این مطالب به گوششان نخورده باشد، زیرا کسی این مطالب را برای آن‌ها بیان نمی‌کند و آن‌ها هم حوصله ندارند کتاب «البدایة و النهایة» را از ابتدا تا انتها مطالعه کنند. بازهم در همین کتاب جلد هفتم صفحه ٢٣١ وارد شده است:

«فاجتمع فیها خلق من سادات الصحابة وأمهات المؤمنین فقامت عائشة رضی الله عنها فی الناس تخطبهم وتحثهم علی القیام بطلب دم عثمان»

قبل از اینکه حرکت کنند عایشه در مکه سخنرانی کرد و مردم را تحریک کرد که بیایید قیام کنیم تا انتقام خون عثمان را بگیریم.

مشاهده کنید که عثمان یک نفر بوده است. بعضی از اصحاب به عایشه خطاب می‌کنند: عایشه قیام تو بسیار سنگین‌تر از قتل عثمان است!!

در این قیام سی هزار نفر کشته شدند و چه نتیجه‌ای به بار آورد؟! اگر عثمان کشته شد آیا طلحه ولی دم بود؟! آیا زبیر ولی دم بود؟! آیا أم المؤمنین عایشه ولی دم بودند؟! خلیفه علی بن أبی طالب است، هرآنچه صلاح است انجام می‌دهد و اگر صلاح نیست انجام نمی‌دهد.

مشاهده کنید در قضیه ابوبکر و عمر افراد بسیاری اصرار کردند که انتقام خون خلفا را بگیرید. پسر خلیفه دوم آمد و دختر «ابو لؤلؤ» و همچنین غلام او را کشت. همه گفتند باید انتقام گرفته شود!! فرقی نمی‌کند؛

(وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فی‌ها)

و هر کسی فرد با ایمانی را از روی عمد به قتل برساند مجازات او دوزخ است که جاودانه در آن می‌ماند.

سوره نساء (٤): آیه ٩٣

آیا خون مسلمان با مسلمان دیگر تفاوت دارد؟! چرا آنها انتقام نگرفتند و نیامدند قصاص کنند؟! دیه‌ای در کار نیست، زیرا او را عمداً کشته بودند!! اگر قرار است اعتراض شود شما باید به کشته شدن خلفای قبل اعتراض کنید.

همچنین زمانی که «خالد بن ولید» صحابی پیغمبر اکرم «مالک بن نویره» را می‌کشد و خلیفه دوم به خداوند قسم یاد می‌کند و می‌گوید:

«أریاء قتلت امرأ مسلماً ثم نزوت علی امرأته والله لارجمنک»

مسلمانی را به ناحق کشتی و به ناموس او هم تجاوز کردی، والله تو را سنگسار می‌کنم.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج ٦، ص ٣٢٣، فصل فی خبر مالک بن نویرة الیربوعی التمیمی

این روایت از کتب ما نیست، بلکه از منابع اهل سنت بیان شده است. در اینجا ادعا کردند که «خالد بن ولید» خطا کرده است و در رابطه با قتل عثمان هم چنین گفتند. اگر قرار باشد حکم خطا کردن جاری باشد؛ «حکم الأمثال فیما یجوز وفیما لا یجوز سیان»!!عایشه در سخنرانی خود می‌گوید:

«وذکرت ما افتات به اولئک من قتله فی بلد حرام وشهر حرام»

این افراد در سرزمین محترم و ماه محترم عثمان را کشتند.

«ولم یراقبوا جوار رسول الله»

و احترام جوار پیغمبر اکرم را نداشتند.

«وقد سفکوا الدماء وأخذوا الأموال فاستجاب الناس لها»

آن‌ها در این ماه خونریزی کردند و اموال مردم را تصرف کردند.

عایشه در ادامه می‌گوید: ما نمی‌توانیم در مدینه با علی بن أبی طالب بجنگیم به همین خاطر به بصره می‌رویم و امکانات برای خود جمع می‌کنیم و با او می‌جنگیم.

«وکان بقیة أمهات المؤمنین قد وافقن عائشة علی المسیر إلی المدینة»

امهات المؤمنین که در این مکان حضور همگی اتفاق نظر داشتند بر اینکه به سمت مدینه بروند و صلاح نیست به سمت بصره بروند.

«فلما اتفق الناس علی المسیر إلی البصرة رجعن عن ذلک»

زمانی که مشاهده کردند امهات المؤمنین همگی به طرف بصره می‌روند همه به طرف مدینه برگشتند.

«وقلن لا نسیر إلی غیر المدینة»

امهات المؤمنین گفتند: ما جز مدینه جای دیگری نمی‌رویم.

«یعلی بن امیه» ششصد هزار درهم و ششصد شتر در اختیار این افراد قرار داد تا جایی که أم المؤمنین عایشه در بالای هودجی از شتر سوار شد که «عسکر» نام داشت. امهات المؤمنین تا منزل ذات عرق با عایشه بودند و از آنجا خداحافظی کردند؛

«وبکین للوداع وتباکی الناس»

گریه‌ای برای خداحافظی راه انداختند که مردم هم به گریه امهات المؤمنین گریه کردند.

زمانی که عایشه پشیمان شد به بعضی از امهات المؤمنین از جمله «أم سلمه» گفته بود که چرا من را از رفتن نهی نکردید تا به جنگ علی بن أبی طالب نروم!!

او همچنین به «عبدالله بن عمر» گفته بود: یا ابو عبدالرحمن! چرا مانع رفتن من به بصره نشدید؟!

«عبدالله بن عمر» گفت: مادر مشاهده کردم «عبدالله بن زبیر» آنچنان قضیه را به دست گرفته و حرف هیچکسی را گوش نمی‌کند که شما هم تابع او شدید. حرف من در مقابل شما ارزشی نداشت و اگر هم می‌گفتم به حرف من گوش نمی‌دادید.

ما این مطالب را به طور مفصل از منابع اهل سنت علی الخصوص آقای «ابن کثیر دمشقی» هم خواهیم آورد. او همچنین در صفحه ٢٣٢ می‌گوید: عایشه آمد و جیش «عثمان بن حنیف» عامل علی بن أبی طالب در بصره بیرون آمدند؛

«وتکلمت أم المؤمنین فحرضت وحثت علی القتال»

أم المؤمنین سخنرانی کرد و مردم را بر قتال تحریک کرد قبل از اینکه علی بن أبی طالب به بصره برسد.

سپاه عایشه با سپاه «عثمان بن حنیف» حاکم بصره از طرف علی بن أبی طالب جنگیدند و ابتدا با سنگ سپس با شمشیر به نبرد پرداختند تا زمانی که «حارثة بن قدامه سعدی» گفت:

«أم المؤمنین والله لقتل عثمان أهون من خروجک من بیتک علی هذا الجمل عرضة للسلاح»

یا أم المؤمنین! به خدا سوگند کشته شدن عثمان بسیار آسان‌تر از این است که از منزل بیرون شدی و برای جنگ آمدی.

«إن کنت أتیتینا طائعة فارجعی من حیث جئت إلی منزلک»

اگر به اختیار خودت از منزل به بصره آمدی از تو می‌خواهیم که با اختیار خودت هم به منزل برگردی.

«وإن کنت أتیتینا مکرهة فاستعینی بالناس فی الرجوع»

اگر تو را به زور به این مکان آوردند از مردم کمک بگیر تا تو را از دست افرادی که تو را به زور به این مکان آوردند خلاص کنند و به منزل برگردانند.

دقت داشته باشید این حرف شیعه نیست، حرف «طبری» نیست، حرف «گنجی شافعی» و «قندوزی» نیست که آقایان وهابی معتقدند همانند فلان حیوان است؛ این حرف «ابن کثیر دمشقی» است!!

«وأمرت عائشة أصحابها فتیامنوا حتی انتهوا إلی مقبرة بنی مازن»

عایشه به سپاهیان خود دستور داد تا آرایش جنگی بگیرند و تا نزدیک مقبره بنی مازن رفتند.

«وحجز اللیل بینهم فلما کان الیوم الثانی قصدوا للقتال فاقتتلوا قتالا شدیداً إلی أن زال النهار»

آن‌ها در روز دوم تصمیم به قتال گرفتند و هردو سپاه تا نزدیک ظهر قتال کردند.

مردم دنیا توجه داشته باشید که علی هنوز به بصره نیامده و در راه است. شاید به گوش امیرالمؤمنین هم خبر نرسیده است، زیرا آن بزرگوار هنوز در مسیر شام بودند.

«وقتل خلق کثیر من أصحاب ابن حنیف»

عده زیادی از اصحاب «عثمان بن حنیف» از مردم بصره کشته شد.

من نمی‌دانم آقای «ذهبی» با چه رویی ادعا می‌کند که این افراد قصد جنگ نداشتند، زیرا «ابن کثیر» هم مباحثه‌ای و هم شاگردی اوست.

«وکثرت الجراح فی الفریقین»

افراد مجروح زیادی بین سپاهیان بود.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج ٧، ص ٢٣١ - ٢٣٣، باب ابتداء وقعة الجمل

زمانی که مشاهده کردند کشتار زیاد شد صلح‌نامه‌ای میان «طلحه» و «زبیر» و «عثمان بن حنیف» نوشتند مبنی بر اینکه «عثمان بن حنیف» در بصره بماند و این افراد هم بیرون بصره باشند تا زمانی که امیرالمؤمنین از راه برسد و هر نظری دادند نظرشان محترم باشد.

«عثمان بن حنیف» داخل بصره مشغول نماز بود که به دستور «طلحه» و «زبیر» او را دستگیر کردند، موی صورت و مژه‌های او را کندند تا زمانی که عایشه دستور داد او را بکشید.

در این حال یکی از اصحاب گفت: او صحابی پیغمبر اکرم است، آیا می‌خواهید صحابی رسول الله را بکشید؟! عایشه از این کار منصرف شد و گفت: به «أبان بن عثمان» دستور دهید تا بازگردد.

زمانی که او برگشت، عایشه به او گفت: «عثمان بن حنیف» را نکشید. او را قدری شکنجه دهید. «أبان بن عثمان» گفت: اگر می‌دانستم چنین دستوری می‌دهید برنمی‌گشتم و او را می‌کشتم.

زمانی که امیرالمؤمنین نزدیک بصره آمد «عثمان بن حنیف» به دیدار آن بزرگوار رفت درحالی‌که نه ریش داشت، نه سبیل داشت، نه ابرویی داشت، نه مژه‌ای داشت و به آن حضرت عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! زمانی که به بصره آمدم ریش و سبیل و ابرو و مژه داشتم، اما اکنون مشاهده کنید که چه کاری با من کرده‌اند. حضرت فرمودند: صبر کن؛ تو پیش خدا اجر داری!!

ما این مطالب را به طور مفصل در جلسات بعد خواهیم خواند، اما حرف ما روی «ابن کثیر»، «ذهبی» و «ابن تیمیه» است که ادعا می‌کنند اصلاً آن‌ها قصد قتل نداشتند، این مسائل در کار نبوده است و این قضایا اتفاقی بیش نبود.

کارشناسان شبکه‌های وهابی دائماً می‌گویند: "نه اصحاب جمل قصد جنگیدن داشتند و نه سپاه علی بن أبی طالب چنین قصدی داشتند؛ بلکه «عبدالله بن سبأ» مقصر بوده است." حال ما نفهمیدیم «عبدالله بن سبأ» یک مرتبه در جنگ جمل از کجا بیرون آمد!!

آن‌ها ادعا می‌کنند «عبدالله بن سبأ» صحابه را تحریک کرد تا عثمان را بکشید. «عبدالله بن سبأ» میان سپاه علی بن أبی طالب و سپاه اصحاب جمل اختلاف انداخت و شبانه جنگ به راه انداخت و حدود سی هزار نفر کشته شدند!!!

بنده نمی‌دانم «عبدالله بن سبأ» بعد از جنگ جمل کجا رفت؟! آیا او زیر زمین رفت یا به آسمانها عروج کرد؟! برای ما معرفی کنید او قبل از ماجرای عثمان کجا بود!!

آیا کسی غیر از «سیف بن عمر» که او را زندقه می‌دانند هم این داستان را نقل کرده است؟! «عبدالله بن سبأ» که ما می‌شناسیم شخصی بود که نسبت به امیرالمؤمنین غلو کرد و آن بزرگوار هم او را نصیحت کرد، اما او زیر بار نصیحت نرفت. حضرت او را تبعید کرد، اما او بازهم گوش نداد به همین خاطر آن بزرگوار دستور داد او را کشتند و آتش زدند. ما «عبدالله بن سبأ» که محرک مردم برای قتل عثمان باشد را نمی‌شناسیم.

عثمان همو که دستور می‌دهد «عبدالله بن مسعود» را شکنجه می‌دهند و «ابوذر» صحابی پیغمبر اکرم را پس از شکنجه فراوان تبعید می‌کند آیا عاجز از این بود که دستور دهد «عبدالله بن سبأ» را بکشند؟!

او که می‌دانست «عبدالله بن سبأ» اینقدر قدرت دارد و مردم را بر قتل او تحریک می‌کند سزاوار کشته شدن است. او تا این اندازه مردم را به قتل عثمان تحریک کرد، اما چرا صحابی که در مدینه بودند هیچ حرکتی نکردند؟!

علی بن أبی طالب خلیفه چهارم اهل سنت است، «طلحه» و «زبیر» مورد احترام اهل سنت است، عایشه و دیگران در مدینه بودند؛ اما چرا هیچکدام در برابر «عبدالله بن سبأ» هیچ عکس العملی نشان ندادند؟!

آیا این مطالب نقص بر صحابه نیست که «عبدالله بن سبأ» مردم را بر قتال خلیفه تحریک کند و این صحابه ساکت باشند. همچنین در جنگ جمل شبانه تعدادی را به حمله تحریک کند. آیا این نقص امیرالمؤمنین نیست که از افراد منافق سپاه خود خبر ندارد؟!

آیا می‌توان گفت یک مرتبه «عبدالله بن سبأ» از راه می‌رسد، جنگ را مغلوبه می‌کند و سی هزار نفر کشته می‌شوند!! حرفی بزنید که مرغ پخته به ریش شما نخندد.

مجری:

بسیار عالی، استاد از مطالب شما استفاده کردیم. حضرت استاد قزوینی بزرگوار از شما تشکر می‌کنیم و سپاسگذاریم. بالاخره این مطالب حقایق تاریخ است و ما باید بازخوانی تاریخ را حتی در منازل خود ادامه دهیم.

ما باید از این برنامه‌ها استفاده کنیم، زیرا جایی نیست که حقایق تاریخی به این شکل تبیین شود. همانطور که استاد هم اشاره و تأکید داشتند بارها در گذشته، در این برنامه و در آینده هم تأکید خواهیم کرد که هیچ اهانت و بی‌احترامی صورت نمی‌گیرد.

همه ما به دنبال این هستیم که در فضایی کاملاً علمی و البته نقادانه حوادثی که در صدر اسلام بعد از شهادت رسول گرامی اسلام رخ داده را بررسی و مرور کنیم تا ببینیم حقایق چه بوده و سپس بتوانیم براساس آن تصمیم بگیریم و در راه حق و حقیقت قدم برداریم.

تماس بینندگان برنامه:

درود مجدد به شما بینندگان عزیز «شبکه جهانی ولایت». شما بیننده برنامه «حبل المتین» هستید. می‌خواهیم در خدمت شما بینندگان عزیز باشیم. تماس اول متعلق به جناب رحمانی عزیز از مشهد مقدس است؛ سلام علیکم و رحمة الله:

بیننده(آقای رحمانی از مشهد – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله، شب شما بخیر. همچنین خدمت حاج آقا خسته نباشید عرض می‌کنم.

حاج آقا حدیث رد الشمس را بیان کردند. بنده در این خصوص چند سؤال داشتم که از ایشان درخواست می‌کنم این مطالب را برای من باز کنند تا هم برای من و هم برای بعضی از دوستان روشن شود.

نقل شده رسول گرامی اسلام نماز ظهر را خوانده بودند، اما نماز عصر را نخوانده بودند. چرا حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نماز نخواندند و به ایشان اقتدا نکردند؟!

امیرالمؤمنین که معصوم هستند می‌دانستند که خواب رسول گرامی اسلام عملی فرعی و غیرواجب است، اما نمازشان باید به خاطر خواب رسول اکرم تا جایی به تأخیر بیفتد که قضا شود. این مطالب چطور توجیه می‌شود؟!

چطور امیرالمؤمنین که سر مبارک رسول گرامی اسلام بر دامانشان بوده به خاطر اینکه آن بزرگوار را از خواب بیدار نکنند و خوابشان آشفته نشود فریضه واجب را ترک کردند و بعد از اینکه حضرت بیدار شدند به ایشان اعلام می‌کنند که نماز نخواندند.

از شما ممنون و سپاسگذارم. توضیحات را از تلویزیون گوش می‌کنم.

مجری:

جناب آقای رحمانی عزیز از شما تشکر می‌کنم. ان‌شاءالله حضرت استاد این مطالب را توضیح خواهند داد. ممنونیم که با برنامه خودتان تماس گرفتید. جناب آقای چنانی از اهواز سلام علیکم و رحمة الله:

بیننده(آقای چنانی از اهواز – شیعه):

سلام، خسته نباشید. بنده یک سؤال داشتم؛ نام پدر حضرت علی چه بود؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ابوطالب.

بیننده:

ابوطالب فامیل ایشان است؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سابقاً رسم بود که ابتدا کنیه را روی طفل می‌گذاشتند و سپس به همان نام مشهور می‌شد. به عنوان مثال «ابوهریره» از ابتدا همین بوده است.

«ابوطالب» به همین شکل است، اما عده‌ای معتقدند که نام پدر امیرالمؤمنین «عمران» بوده است که همنام پدر حضرت موسی (علیه السلام) است. اگر سؤال دیگری دارید در خدمتتان هستیم.

مجری:

ظاهراً ارتباطشان قطع شد. ما صدای ایشان را با اختلال داشتیم. جناب آقای مرادی از قصر شیرین سلام علیکم و رحمة الله:

بیننده(آقای مرادی از قصر شیرین – شیعه):

سلام علیکم، خسته نباشید.

مجری:

سلامت باشید، بفرمایید.

بیننده:

جناب آقای قزوینی سلام علیکم و رحمة الله، خسته نباشید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ممنونم، بفرمایید.

بیننده:

ببخشید من مزاحم شما شدم. چندین مسئله است که می‌خواستم خدمت شما عرض کنم. آقای قزوینی افراد زیادی به شبکه شما زنگ می‌زنند و آقای «ابوالقاسمی» را طلب می‌کنند.

آقای قزوینی اگر یادتان باشد چند هفته پیش اگر آقای «شریفی» یادشان باشد در جلسه‌ای که آقای «یزدانی» همراهشان بودند بنده سؤال پرسیدم، اما نمی‌دانم چرا ایشان سربسته جواب بنده را داد.

خواهش می‌کنم اگر برایتان مقدور است واضح جواب بدهید. شاید سؤال من طنز به نظر برسد، اما خدا می‌داند که این سؤال در ایران خیلی مهم است.

آقای قزوینی والله قسم می‌خورم که اگر شما به چهره آقای «شریفی»، آقای «یزدانی»، خودتان و همکاران دیگر نگاه کنید یک زیبایی و نورانیتی در درون چهره شیعه وجود دارد.

شما به چهره مراجع تقلید نگاه کنید؛ به عنوان مثال آیت الله جنتی نود سال سن داشتند، اما نورانیتی در چهره ایشان مشاهده می‌شد. آقای قزوینی چرا مراجع ما این چنین هستند؟!

به عنوان مثال شما چهره زیبایی دارید، اما چرا مفتی‌های عربستان سعودی همگی چنین صورت‌هایی دارند؟! شاید سؤال بنده طنز به نظر برسد، اما واقعاً درون مایه مهمی دارد. نمی‌خواهم بگویم تمام این افراد این چنین هستند، اما غالباً زشت هستند.

اگر ممکن است این سؤال را برایم روشن کنید تا ببینم واقعاً این مسائل ربطی به اصول خداشناسی دارد و تأثیرگذار هست یا خیر؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در «شبکه المستقله» مناظره‌ای برگزار شد که یکی از طرفین «حسن بن فرحان مالکی» و طرف دیگر «ملازاده» کارشناس «شبکه توحید» بود. «حسن بن فرحان مالکی» به «ملازاده» گفت: تو قلب سیاهی داری و به همین خاطر خداوند عالم صورت تو را هم سیاه کرده است.

ما به دنبال این مسائل نیستیم، اما مشاهده کنید که قرآن کریم به صراحت می‌فرماید:

(یعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیماهُمْ فَیؤْخَذُ بِالنَّواصِی وَ الْأَقْدام)

بلکه مجرمان با قیافه‌هایشان شناخته می‌شوند، و آن گاه آن‌ها را با موهای پیش سر، و پاهایشان، می‌گیرند (و به دوزخ می‌افکنند).

سوره الرحمن (٥٥): آیه ٤١

دوستان عزیز خیلی رُک بگویم؛ جوانی که در مسیر خداست و اهل نماز و دیگر واجبات الهی است خداوند عالم نورانیتی در چهره او ایجاد می‌کند.

همانطور که مشاهده می‌کنیم بعضی از عزیزان ما متعلق به آفریقا هستند علی رغم اینکه چهره سیاهی دارد، اما خداوند متعال نورانیت و شیرینی در چهره این افراد قرار داده که انسان از هم صحبتی با این افراد سیر نمی‌شود.

زمانی که بنده دوستان آفریقایی خود را می‌بینم از دیدن آن‌ها لذت می‌برم. گاهی اوقات که این عزیزان را به اینجا دعوت می‌کنیم تا از آن‌ها پذیرایی کنیم دوست دارم فرزندان آن‌ها را به بغل بگیرم و با آن‌ها عکس بگیرم.

خداوند عالم نورانیت و شیرینی در آفریقایی‌ها قرار داده است. اگر همان جوانی که اهل عبادت است و چهره نورانی دارد نماز خود را کنار بگذارد و اهل غیبت و دزدی و قمار و فحشا باشد خداوند عالم نورانیت را از او می‌گیرد.

چنین شخصی ولو به ظاهر سفید و روشن است، اما هرکسی به چهره او نگاه می‌کند بغض و عداوت را از چهره او مشاهده می‌کند. قرآن کریم جواب شما را داده و می‌فرماید:

(یعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیماهُمْ)

همچنین از طرف دیگر نسبت به اهل حق می‌فرماید:

(سِیماهُمْ فِی وُجُوهِهِم)

نشانه آن‌ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است.

سوره فتح (٤٨): آیه ٢٩

مجری:

بسیار عالی، از جناب آقای مرادی عزیز تشکر می‌کنیم. سؤالی مطرح شد در مورد حدیث رد الشمس که به عنوان یکی از فضائل بی‌نظیر امیرالمؤمنین مطرح می‌شود گفتند: شبهه‌ای مطرح می‌شود.

آن شبهه این است که اصلاً آیا چنین چیزی اتفاق افتاده است که نماز امیرالمؤمنین به تأخیر بیفتد و قضا شود به خاطر اینکه پیامبر در خواب بودند؟! این مسئله به عصمت وجود نازنین امیرالمؤمنین خدشه وارد نمی‌کند؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم ما قرار گذاشتیم هرآنچه می‌گوییم را با تصویر نشان بدهیم. در کتاب «مجمع الزوائد» اثر «هیثمی» جلد هشتم صفحه ٢٩٧ به صراحت وارد شده است:

«کان رسول الله إذا نزل علیه الوحی یکاد یغشی علیه»

زمانی که به پیغمبر اکرم وحی می‌شد از خود بیخود می‌شد همانند کسی که بیهوش شود.

«فأنزل علیه یوما وهو فی حجر علی»

بر پیغمبر اکرم وحی نازل شد درحالی‌که سر مبارک ایشان بر دامن علی بن أبی طالب بود.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – ١٤٠٧، ج ٨، ص ٢٩٧، باب حبس الشمس له

در آن حال آیا اهمیت گرفتن وحی بالاتر است یا اهمیت نماز بالاتر است؟! به عنوان مثال وقت نماز حضرتعالی رسیده است، اما ده نفر در دریا افتادند و مشغول غرق شدن هستند. آیا شما نماز می‌خوانید یا این افراد را نجات می‌دهید؟!

ولو نجات دادن این افراد به قدری طول بکشد که نماز شما قضا بشود آیا گناه کردید؟! شما نه تنها مرتکب گناه نشدید، بلکه این عمل شما عین ثواب است. شما می‌توانید قضای نماز خود را به جای آورید، اما اگر این انسان‌ها غرق شوند دیگر امکان برگرداندن حیات به آن‌ها نیست.

به عنوان مثال ابتدای صبح نیم ساعت مانده به طلوع آفتاب خانه‌ای آتش گرفته و تعدادی در خانه با خطر سوختن مواجه هستند. شما برای نجات این انسان‌ها می‌روید و نماز شما هم قضا می‌شود. آیا این کار خلاف شرع و حرام است؟!

این در حالی است که وحی بسیار بالاتر از نجات یک انسان است. تمام کسانی که این روایت را نقل کردند آن را با رجال صحیح نقل می‌کنند.

آقای «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «فتح الباری» جلد ٦ صفحه ٢٢١ این روایت را به همین شکل نقل می‌کند. آقای «طبرانی» در کتاب «معجم الأوسط» جلد چهارم صفحه ٢٢٤ همین روایت را نقل می‌کند.

در کتاب «معجم الکبیر» جلد ٢٤ صفحه ١٥١ همین روایت نقل شده است. زمانی که وحی تمام شد پیغمبر اکرم عرضه داشتند:

«اللَّهُمَّ ان عَلِیا کان فی طَاعَتِک وَطَاعَةِ رَسُولِک فَارْدُدْ علیه الشمس»

خدایا علی بن أبی طالب در اطاعت تو و اطاعت رسول تو بوده است، آفتاب را به او برگردان.

اطاعت خداوند متعال که تنها با نماز خواندن نیست. همانطور که ما مثال زدیم افرادی به دریا افتادند و با خطر غرق شدن مواجه هستند. شما این افراد را نجات می‌دهید در حالی که نمازتان قضا می‌شود. این کار عین اطاعت خداوند متعال است.

اگر این افراد را رها کنید و به نماز مشغول شوید همان معصیت است و چه بسا نماز شما باطل باشد.

«أَسْمَاءُ فَرَأَیتُهَا غَرَبَتْ وَرَأَیتُهَا طَلَعَتْ بعد ما غربت»

با اینکه آفتاب غروب کرده بود و ستاره‌ها روشن بود مشاهده کردیم آفتاب دومرتبه برگشت و تمام خانه‌ها روشن شد.

المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - ١٤٠٤ - ١٩٨٣، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج ٢٤، ص ١٥١، ح ٣٩٠

مجری:

بسیار عالی، حضرت استاد از شما تشکر می‌کنیم. با توجه به اینکه فرصت زیادی تا پایان برنامه نداریم دعا بفرمایید.

بعضی از بینندگان عزیز علی الخصوص برای برخی از بیماران التماس دعا داشتند. ما دوست داریم شما دعا بفرمایید و ما هم شنونده هستیم و بعد از آنان‌شاءالله از بینندگان خداحافظی خواهیم کرد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی حضرت محمد و آل محمد و به آبروی شهدا و اسرای کربلا فرج مولای ما حضرت بقیة الله الأعظم را نزدیک بگردان. خدایا قلب نازنینش را با ظهورش مسرور بگردان. خدایا ما را مشمول دعاها و عنایات ویژه آن بزرگوار قرار بده.

خدایا به حق حضرت محمد و آل محمد و به حق شهدا و اسرای کربلا بر تمام بیماران به ویژه بیماران مورد نظر شفای عاجل کرم فرما. خدایا رفع گرفتاری از همه گرفتاران بنما.

خدایا به حق حضرت محمد و آل محمد و به حق شهدا و اسرای کربلا حوائج ما، حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت»، حوائج بینندگان عزیز به ویژه حوائج ولایت یاوران مخصوصاً عزیزانی که در ساخت استودیوی نجف همکاری کردند و خواهند کرد برآورده نما.

خدایا دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ممنون و متشکریم که ما را همراهی فرمودید. ان‌شاءالله این برنامه ولو یک قدم باشد در راستای نزدیک شدن ما به حق و حقیقت باشد.

التماس دعای ویژه، یا علی مدد، خدانگهدار