پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥ - رحمت واسعه الهى در احاديث اسلامى
يك موجود زنده از موجود بيجان به صورت معمائى باقى مانده، و كوشش و تلاش هزاران دانشمند بزرگ، براى حل اين معمّا هنوز به جائى نرسيده است.
از اين مرحله كه بگذريم، مرحله حيات معنوى، و روحانى شروع مىشود كه خداوند از طريق وحى و كتب آسمانى، و ارسال انبياء و رُسُل، آن را پايهگذارى كرده است، همانگونه كه مىفرمايد: اوَمَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ: «آيا كسى كه مرده بود، سپس او را زنده كرديم، (كافر بود و ايمان آورد)» [١] و آيه مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ اوْ انْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً: «هر كس كار شايسته اى انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است، به طور مسلم او را حيات پاكيزه اى مى بخشيم». [٢]
و اين نوع حياتبخشى خداوند در آيات قرآن مجيد كراراً مورد توجّه و تأكيد قرار گرفته است.
از اين مرحله نيز فراتر، حياتبخشى او در قيامت است كه «عظام رميم» (استخوانهاى پوسيده) را لباس حيات و زندگى مىپوشاند، و حياى جاودانى و ابدى مىبخشد هيچگونه مرگ در آن راه ندارد.
به اين ترتيب «محيى بودن» او در دنيا و آخرت سرچشمه مهمترين و گستردهترين مظهر آفرينش او است. پيام اين توصيف الهى، از يكسو توجّه به اين حقيقت است كه سرچشمه هرگونه حيات از او است، پس براى حفظ حيات ظاهر، و حيات دل، بايد رو به سوى او آوريم و از او كه زنده كننده هر چيز است
[١]. سوره انعام، آيه ١٢٢.
[٢]. سوره نحل، آيه ٩٧.