پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣ - ٥ خداوند جسم نيست
جوگندمى است» [١]
اين سخنان كودكانه به خوبى نشان مىدهد كه اين گروه تا چه اندازه گرفتار انحطاط فكرى بودند، و تعبيراتى كه حتّى كودكان كم سن و سال، درباره خدا نمىكنند، داشتند، و از اظهار اين مطالب شرم نمىكردند.
البتّه نمىتوان باور كرد كه الان در ميان مسلمين يا غير مسلمين، كسى با چنين عقائدى وجود داشته باشد.
از آنجا كه هر افراطى، تفريطى به دنبال دارد، در نقطه مقابل آنها كسانى پيدا شدند كه به قدرى در مسأله تشبيه سختگير بودند و از آن پرهيز داشتند كه مىگفتند: اگر كسى به هنگام خواندن آيه «خَلَقْتُ بِيَدىَّ» «انسان را با دستانم آفريدم» دستانش را حركت دهد بايد دست او را قطع كرد!، و يا اگر به هنگام خواندن اين روايت كه از پيغمبر صلى الله عليه و آله منقول است كه فرمود: «قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَيْنَ اصْبَعَيْنِ مِنْ اصابِعِ الرَّحْمانِ»: «قلب مؤمن در ميان دو انگشت از انگشتان خدا قرار دارد» با دو انگشت خود اشاره كند بايد هر دو انگشت او را بريد! [٢]
به هر حال چنين به نظر مىرسد كه اين عقائد سخيف و زشت در مورد جسميّت خداوند از يكى از دو علّت سرچشمه گرفته است.
نخست انس بيش از حد به عالم ماده و محسوسات است، انسى توأم با كوته فكرى و بىاطلاعى كه به انسان اجازه نمىدهد چيزى غير از ماده را بپذيرد، انسى كه سبب مىشود خدا را با خود، و صفات او را با صفات خويش مقايسه
[١]. بحارالانوار، جلد ٣، صفحه ٢٨٩.
[٢]. ملل و نحل، جلد ١، صفحه ١٠٤.