پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٢ - ٤ دلايل طرفداران رؤيت ظاهرى
و همانگونه كه در روايت امام على بن موسى الرضا عليه السلام قبلًا نقل كرديم:
چگونه امكان دارد كسى از سوى خداوند پيامهاى صريحى بياورد كه خدا هرگز ديده نمىشود و بعد ادعا كند كه مؤمنان روز قيامت خدا را مىبينند يا هر شب از آسمان نازل مىشود. چنين تضادى ممكن نيست.
اضافه بر اين، روايات فوق همانگونه كه مسأله رؤيت را مىگويد مسأله جسمانى بودن خداوند را هم بيان مىكند، براى خداوند صعود و نزول و خنده و قهقهه قائل است، و اين چيزى است كه حتّى اشاعره كه قائل به رؤيتاند آن را نمىپذيرند، چرا كه آنها با صراحت مىگويند: رؤيت خداوند به معناى جسم و جسمانيت او نيست، و اين شاهد ديگرى بر مجعول بودن اينگونه احاديث است.
عجيب اينكه در سنن ابن ماجه از عبداللَّه بن عمر آمده است كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: «يُدْنى الْمُوْمِنُ مِنْ رَبِّهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ حَتّى يَضَعُ عَلَيْهِ كَنَفَهُ ...»: «خداوند در روز قيامت آنقدر مؤمن را به خود نزديك مىكند كه بازو يا سينه خود را بر او مىنهد ...»!! [١]
اگر اين تعبيرات بر معانى مجازى و كنايى حمل نشود حتماً دليل مجعول بودن اينگونه روايات است كه براى خداوند بازو سينه و بال درست كرده، و افكار منحط قائلين به تجسم را در قالب روايات مجعول و ساختگى عرضه كرده است.
[١]. سنن ابن ماجه، جلد ١، صفحه ٦٥، مقدّمه حديث ١٨٣- «كنف» بر وزن هدف معانى متعدّدى دارد از جمله بازو، سينه، بال، جانب، سايه، مىباشند.