پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٦ - ٣ علم خداوند حضورى است
مىكند و ضمن تفسير به آنها توجّه داده شد.
٣. علم خداوند حضورى است
همانگونه كه حقيقت علم از بديهيات است اين معنا نيز جز واضحات است كه ما دو گونه علم در خود مىيابيم كه با هم كاملًا متفاوت است.
گونه اول: ما به وجود خود، به اراده و تصميم و علاقه و عشق و تنفّر و افكار خودمان علم داريم و بدون نياز به هيچ واسطهاى اين معناى براى ما حاصل است، يعنى ما نزد خودمان حضور داريم و افكار و پديدههاى روحى ما همه نزد ما حاضراند، و حجابى ميان ما و آنها نيست؛ اينها را علم حضورى مىنامند.
گونه دوم، ما به موجوداتى كه بيرون از وجود ما است نيز علم داريم، ولى مسلماً آسمان و زمين و ستارگان در درون روح ما جاى ندارند بلكه عكس و نقشى از آنها از طريق آثارشان به درون روح ما راه مىيابد، و در حقيقت معلوم واقعى ما همان مفاهيمى است كه از آنها در روح ما جاى گرفته است اين را علم حصولى مىنامند.
علم خداوند به تمامى موجودات جهان از قبيل قسم اول است چرا كه او همهجا حاضر است، و به همه چيز احاطه وجودى دارد و چيزى از او دور نيست.
او هرگز نياز به حواس و انعكاس صورت موجودات در ذهن و مفاهيم ذهنى ندارد؛ اصلًا او ذهن ندارد، و علم او به همه چيز علم حضورى است.