پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٤ - رحمت واسعه الهى در احاديث اسلامى
٥٢. قاهِرٌ ٥٣ قَهّارٌ ٥٤. غالِبٌ
همانگونه كه قبلًا نيز اشاره شد بعضى از صفات الهى ممكن است داراى دو بُعد باشد جنبه صفت ذات، و صفت فعل، منتها به دو معنا.
اوصاف «قاهر» و «قهّار» مىتواند از همين قبيل باشد: اگر آنها را مرادف قادر و قدير بدانيم جزء صفات ذات است، امّا اگر اشاره به قهر و غلبه فعلى و خارجى بوده باشد از «صفات فعل» محسوب مىشود (دقّت كنيد) به هر حال كسى كه قدرتش از هر نظر بىانتها است، مسلّماً بر هر چيزى عملًا قهر و غلبه دارد، و بر تمام كارها مسلّط است، چيزى بر سر راه مشيّت او ايجاد مانع نمىكند، و هيچ مطلبى براى او مشكل و پيچيده نيست.
اين اوصاف سه گانه در آيات قرآن مجيد منعكس است، به آيات زير گوش دل فرا مىدهيم:
١. وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ: «اوست كه بر بندگان خود، تسلّط كامل دارد» [١]
٢. ارْبابٌ مُتَفَرِّقُوْنَ خَيْرٌ امِ اللَّهُ الواحِدُ القَهّارُ: «آيا خدايان متعدد و پراكنده بهترند، يا خداوند يگانه اى كه بر همه چيز قاهر است؟!» [٢]
٣. وَاللَّهُ غالِبٌ عَلَى امْرِهِ وَلكِنَّ اكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمُونَ: «خداوند بر كارش توانا و پيروز است، ولى بيشتر مردم نمى دانند». [٣]
[١]. سوره انعام، آيه ١٨- تعبير به قاهر در دو آيه از قرآن مجيد آمده است، (انعام، آيه ٦١).
[٢]. سوره يوسف، آيه ٣٩- واژه «قهار» شش بار در قرآن مجيد آمده است كه در همه به عنوان وصفى از اوصاف الهى است. (سوره رعد، آيه ١٦- سوره ابراهيم، آيه ٤٨- سوره ص، آيه ٦٥- سوره زمر، آيه ٤ و سوره غافر، آيه ١٦).
[٣]. سوره يوسف، آيه ٢١- واژه «غالب» سه بار در قرآن مجيد آمده كه تنها در يك مورد به عنوان وصفى از اوصاف الهى ذكر شده، و واژه «غالبون» به صورت جمعى نيز شش بار آمده است.