پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٣ - ١ ازليّت و ابديّت خداوند از ديدگاه فلسفه
و غير فانى) از هر نظر گوياتر از واژه ازل و ابد است، هرچند در عصر و زمان ما اين دو واژه بر اثر كثرت استعمال در اين دو مفهوم به مرحله وضوح رسيده است.
توضيحات
١. ازليّت و ابديّت خداوند از ديدگاه فلسفه
همانگونه كه قبلًا هم اشاره شد در ميان خداپرستان جهان كسى پيدا نمىشود كه ازليّت و ابديّت وجود مقدّس او را انكار كند، چرا كه اگر او ازلى نباشد بايد حادث باشد، و اگر حادث باشد نياز به علّت ديگرى دارد، چون محال است چيزى بدون علّت ايجاد شود، و هرگاه ازليّت او را پذيرفتيم ابديّت نيز با آن همراه است، چرا كه يك وجود ازلى حتماً نامحدود است، و چنين وجودى ابدى خواهد بود. از اين گذشته با توجّه به حقيقت وجود خداوند به آسانى به اين دو صفت مىرسيم چرا كه در دلايل اثبات وجود خدا، واجب الوجود بودن او محرز و مسلّم مىشود، و مىدانيم واجب الوجود هرگز از هستى جدا نمىشود، و يا صحيحتر هستى عين ذات او است، از خارج به او داده نشده تا از او گرفته شود، و چنين وجودى هميشه بوده، و هميشه خواهد بود.
گاهى از مجموع اين دو وصف تعبير به «سرمديت» مىشود، زيرا وجود سرمدى طبق تصريح بعضى از ارباب لغت وجودى است كه نه آغاز دارد و نه