پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣ - ٥ سؤالات مهم در مورد علم خداوند
به خارج دارد، در حالى كه يكى قطار شتر از مقابل اين روزنه مىگذرد، او نخست ناظر سر و گردن يك شتر، و سپس كوهان، و بعد پاها و دم او است، و همچنين ساير شترهايى كه در اين قطاراند، و اين كوچك بودند روزنه ديد سبب مىشود كه او براى خود گذشته و آينده و ماضى و مستقبل درست كند، امّا براى كسى كه بيرون اين اطاقك است، و بر پشت بام در فضاى باز ايستاده به تمام بيابان نگاه مىكند، مطلب طور ديگرى است؛ او همه قطار شتران را يكجا مىبيند كه در حال حركتاند.
از اينجا روشن مىشود كه ساختن مفاهيم گذشته و حال و آينده نتيجه محدوديت ديد انسان است؛ آنچه براى ما زمان ماضى محسوب مىشود براى اقوام پيشين زمان مستقبل بوده و آنچه براى ما مستقبل است براى آيندگان ماضى است.
امّا براى ذاتى كه همهجا حضور دارد، و ازل و ابد را فرا گرفته، ماضى و مضارع و حال بىمعنا است، همه حوادث در تمام طول زمان نزد او حاضراند (منتهى هر كدام در ظرف مخصوص خود) و او به همه حوادث و موجودات عالم، چه در گذشته و چه در حال و آينده يكسان احاطه دارد.
البتّه اعتراف مىكنيم تصوّر اين مطلب براى ما كه در زندان زمان و مكان محبوس هستيم كار مشكل و پيچيدهاى است، ولى در عين حال مطلبى است قابل دقّت و مطالعه.
٣. راه ديگرى كه بسيارى از فلاسفه روى آن تكيه كردهاند اين است كه