پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠ - ٥ سؤالات مهم در مورد علم خداوند
خداوند حضورى است و همه اشياء با تمام وجودشان نزد او حاضرند اين اشكال مفهومى ندارد؛ زيرا تغيير تنها در موجودات جهان روى مىدهد، نه در ذات او. ذات مقدّس او به همه آنها احاطه دارد و ثابت است، ولى آنها كه محاطند متغيراند، فىالمثل شخصى كه در مقابل ما حركت مىكند عكس او بر شبكه چشم ما مىافتد و اين عكس همراه تغييرات او تغيير مىكند و صورتهاى ذهنى ما همين گونه دگرگون مىشود اين به خاطر اين است كه علم ما از طريق انعكاس اشياء در ما به وجود مىآيد، اگر علم ما به اشياء خارجيه از اين طريق بود كه به همه آنها احاطه داشتيم هيچگونه دگرگونى در ما پيدا نمىشد، بلكه تنها دگرگونى در آنها بود (دقّت كنيد).
٣. خداوند چگونه ممكن است علم به جزئيات داشته باشد، در حالى كه جزئيات متعدّد و متكثرند؟ و موجودات متعدّد در ذات پاك او كه واحد از جميع جهات است راه ندارد.؟
پاسخ: اين اشتباه نيز از اينجا ناشى شده كه علم خدا را مانند علم ما از طريق انتقال عكس و صورت ذهنى پنداشتهاند، در حالى كه علم خداوند به موجودات از اين طريق نيست بلكه تمامى موجودات به ذاتشان نزد خدا حاضراند، و او به همه آنها احاطه دارد بىآنكه احتياج به عكس و نقشى باشد. [١]
٤. علم خداوند نسبت به حوادث آينده چگونه تصوّر مىشود؟ با اينكه آنها هنوز وجود خارجى پيدا نكردهاند تا در احاطه علم خدا باشند، آيا صورت ذهنى
[١]. تفاوت اين سه سؤال در اين است كه سؤال اول مربوط به تعدد عالم و معلوم است و سؤال دوم مربوط به تغيير موجودات، و سؤال سوم مربوط به كثرت آنها است.