فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٠٢ - برادر بزرگتر يوسف
اخانا ونَزدادُ كَيلَ بَعيرٍ ذلِكَ كَيلٌ يَسير. [١]
يوسف (١٢) ٦٥
نيز---) بنيامين، بنيامين و يعقوب عليه السلام، فرزندان يعقوب
برادران يوسف و چاه
١٠٦. آشنايى برادران يوسف با چاه پيشنهاد شده، جهت افكندن يوسف عليه السلام در آن:
... والقوهُ فى غَيبَتِ الجُبّ .... [٢]
يوسف (١٢) ١٠
برادران يوسف و كيفر سارق
١٠٧. درخواست كارگزاران يوسف از برادران او، مبنى بر بيان كيفر سارق جام شاهى:
قالوا فَما جَزؤُهُ ان كُنتُم كذِبين.
يوسف (١٢) ٧٤
١٠٨. تملّك سارق، كيفر بيان شده از سوى برادران يوسف، براى سارق جام پادشاه:
قالوا جَزؤُهُ مَن وُجِدَ فى رَحلِهِ فَهُوَ جَزؤُهُ .... [٣]
يوسف (١٢) ٧٥
١٠٩. تصريح برادران به مسئول بودنِ خصوص سارق، نه همه افراد كاروان:
... ايَّتُهَا العيرُ انَّكُم لَسرِقون. ء قالوا جَزؤُهُ مَن وُجِدَ فى رَحلِهِ فَهُوَ جَزؤُهُ .... [٤]
يوسف (١٢) ٧٠ و ٧٥
برادران يوسف و وحى
١١٠. برادران يوسف، ناتوان از احساس و درك وحى الهى به او:
... واوحَينا الَيهِ ... وهُم لا يَشعُرون. [٥]
يوسف (١٢) ١٥
برادر بزرگتر يوسف
١١١. پيشنهاد برادر بزرگتر يوسف، مبنى بر نكشتن وى و قرار دادن او در چاه و مسير كاروانها:
قالَ قالٌ مِنهُم لا تَقتُلوا يوسُفَ والقوهُ فى غَيبَتِ الجُبّ يَلتَقِطهُ بَعضُ السَّيّارَةِ ان كُنتُم فعِلين. [٦]
يوسف (١٢) ١٠
١١٢. ناراحتى و شرمسارى برادر بزرگتر يوسف، از عمل نكردن به پيمان خود (باز گرداندن بنيامين):
فَلَمَّا استَيَسوا مِنهُ خَلَصوا نَجيًّا قالَ كَبيرُهُم الَم تَعلَموا انَّ اباكُم قَد اخَذَ عَلَيكُم مَوثِقًا مِنَ
[١] . بنا بر يك احتمال، لفظ «يسير» در كلام برادران يوسف، به معناى «آسان» است. (الميزان، ج ١١، ص ٢١٦)
[٢] . ظاهر آن است كه «ال» در «الجُبّ» عهد ذهنى و اشاره به چاهى معهود است. خصوصاً با توجه به عبارت «يلتقطه بعض السياره» كه مشخصّهاى براى اين چاه بوده است. برخى مفسّران گفتهاند: آن چاه در بيتالمقدّس بوده و برخى گفتهاند: آن چاه در سرزمين اردن است و بعضى معتقدند: بين راه «مدين» و «مصر» بوده است و بعضى ديگر، چاهى در سه فرسخى منزل يعقوب عليه السلام را محلّ آن برشمردهاند. (مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٣٢٥؛ كشفالاسرار، ج ٥، ص ١٧)
[٣] . مفاد جمله «فهو جزاءه» اين است كه سارق، ملك كسىمىشود كه از مالش دزدى شده است. (مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٣٨٧)
[٤] . فرزندان يعقوب در مقام پاسخ به اين پرسش كه «فماجزاءه» كافى بود كه بگويند: «هو جزاءه» اما از آنجا كه همه كاروان به سرقت متهم شدند (ايّتها العير انّكم لسارقون) لازم دانستند كه با پاسخ تفصيلى بيان كنند كه همه كاروان مسئول نيستند، بلكه تنها كسى كه جام شاهى در اثاثيهاش يافت شود مسئول است.
[٥] . در صورتى كه عامل جمله حاليّه «و هم لايشعرون» فعلِ «اوحينا» باشد. بر اين اساس مفاد «و هم لايشعرون» چنين مىشود: آنان وحى ما را به يوسف نمىفهميدند. (الميزان، ج ١١، ص ١٠٠)
[٦] . منظور از «قائل» و «كبيرهم» برادر بزرگتر يوسف عليه السلام است كه نام او روبين، شمعون، يهودا و يا لاوى بوده است. (مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٣٢٥ و ٣٩٠؛ كشفالاسرار، ج ٥، ص ١٦)