فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ١٢١ - تهديد هدهد
هدد بن بُدد---) خضر (عليهالسّلام)
هدهد
هدهد، جمع آن هداهد، [١] مرغى را گويند كه بانگ و فرياد كند. گوشت اين پرنده در قديم مصارف طبّى بسيار داشته و در درمان بيماريها تجويز مىشده است.
پرندهاى داراى خطوط و رنگهاى مختلف است كه بوى بدى دارد، چون آشيانه خود را از زبالهها مىگذارد [٢] و درباره آن گفته مىشود: آب را در زيرزمين مىبيند، همانگونه كه انسان آن را از درون شيشه مىبيند (از اين جهت) اين سخن معروف است «ابصر من هدهد» (بيناتر از هدهد). [٣] در اين مدخل از واژه «هدهد» و سياق برخى آيات استفاده شده است.
اهمّ عناوين: ادراك هدهد، ادّعاى هدهد، خبر هدهد، غيبت هدهد، نامهرسانى هدهد و ....
ادراك هدهد---) همين مدخل، شعور هدهد
بلقيس و هدهد---) بلقيس
تعجّب هدهد
١. بتپرستى مشركان سبأ موجب تعجّب و شگفتى هدهد:
وتَفَقَّدَ الطَّيرَ فَقالَ ما لِىَ لا ارَى الهُدهُدَ ام كانَ مِنَ الغابين ء وجَدتُها وقَومَها يَسجُدونَ لِلشَّمسِ مِن دونِ اللَّهِ وزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيطنُ اعملَهُم فَصَدَّهُم عَنِ السَّبيلِ فَهُم لا يَهتَدون. [٤]
نمل (٢٧) ٢٠ و ٢٤
توحيد هدهد---) همين مدخل، شعور هدهد
تهديد هدهد
٢. تهديد سليمان عليه السلام به مجازات سخت هدهد در صورت عدم ارائه دليلى قابل قبول بر غيبت خويش:
وحُشِرَ لِسُلَيمنَ جُنُودُهُ ... ء وتَفَقَّدَ الطَّيرَ فَقالَ ما لِىَ لا ارَى الهُدهُدَ ام كانَ مِنَ الغابين ء لَاعَذّبَنَّهُ عَذابًا شَديدًا او لَاذبَحَنَّهُ او لَيَأتِيَنّى بِسُلطنٍ مُبِين.
نمل (٢٧) ١٧ و ٢٠ و ٢١
٣. جواز تهديد و كيفر هدهد در زمان سليمان عليه السلام به جهت عصيان و نافرمانى از وظيفه خويش:
وحُشِرَ لِسُلَيمنَ جُنُودُهُ ... ء وتَفَقَّدَ الطَّيرَ فَقالَ ما لِىَ لا ارَى الهُدهُدَ ام كانَ مِنَ الغابين. [٥]
نمل (٢٧) ١٧ و ٢٠
[١] . لسانالعرب، ج ١٥، ص ٥٠، «هدهد».
[٢] . لغتنامه، ج ١٤، ص ٢٠٧١٤.
[٣] . حياةالحيوان، ج ٢، ص ٦٥٥.
[٤] . هدهد تعجّب مىكند كه چه سبب شده بندگان، خدا را فراموش كردهاند و بر مانند آفتاب كه دائماً در افول و طلوع است، سجده مىكنند. (اطيبالبيان، ج ١٠، ص ١٢٨-/ ١٢٩)
[٥] . از آنجا كه در زمان سليمان عليه السلام نطق و تكليف مرغانامكان داشت، سرزنش و كيفر آنها نيز درست بود و وظيفه هدهد نيز اين بود كه در خدمت سليمان عليه السلام باشد و از او اطاعت كند. (مجمعالبيان، ج ٧-/ ٨، ص ٣٤٠-/ ٣٤١)