فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٨٦ - آبروى يوسف عليه السلام
يقين به مرگ
٨٧. مرگ، حقيقتى يقينى و غير قابل انكار براى آدميان:
واعبُد رَبَّكَ حَتّى يَأتِيَكَ اليَقين. [١]
حجر (١٥) ٩٩
حَتّى اتنَا اليَقِين. [٢]
مدّثر (٧٤) ٤٧
٨٨. يقين كافران به جدايى از دنيا، هنگام آشكار شدن نشانههاى مرگ:
كَلّا اذا بَلَغَتِ التَّراقى ء وقيلَ مَن راق ء وظَنَّ انَّهُ الفِراق. [٣]
قيامت (٧٥) ٢٦-/ ٢٨
يقين به معاد
٨٩. اعاده انسانها در قيامت، داراى وقت معلوم و معين يقينى نزد خداوند:
... وجَعَلَ لَهُم اجَلًا لا رَيبَ فيهِ .... [٤]
اسراء (١٧) ٩٩
نيز---) اهل يقين، مصاديق اهل يقين، ابراهيم عليه السلام، اصحاب كهف، و عزير عليه السلام
يكتاپرستى---) توحيد
يوحنّا
يوحنّا، از جمله حواريّون عيسى [٥] و رسولان آن حضرت به انطاكيّه بود. [٦] برخى مفسّران، مقصود از «اثنين» در آيه ١٤ يس (٣٦) را يوحنّا و شمعون دانستهاند كه عيسى عليه السلام آنان را به انطاكيّه اعزام داشت و مردم آن ديار آن دو را تكذيب نمودند. [٧]
يوسف (عليهالسّلام)
در اين مدخل از آيات سوره يوسف و برخى آيات مربوط به يوسف عليه السلام استفاده شده است.
اهمّ عناوين: برادران يوسف و فضايل يوسف عليه السلام.
آبروى يوسف عليه السلام
١. عنايت خاصّ خدا، براى حفظ آبروى يوسف عليه السلام:
ورودَتهُ الَّتى هُوَ فى بَيتِها عَن نَفسِهِ وغَلَّقَتِ الابوبَ وقالَت هَيتَ لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّهِ انَّهُ رَبّى احسَنَ مَثواىَ انَّهُ لا يُفلِحُ الظلِمون ء ولَقَد هَمَّت بِهِ وهَمَّ بِها لَولا ان رَءا بُرهنَ رَبّهِ كَذلِكَ
[١] . مقصود از «يأتيك اليقين» رسيدن مرگ است و مرگ را يقين ناميده، زيرا مورد يقين است. (مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٥٣٤)
[٢] . مقصود از «يقين» يقين به مرگ است. (همان، ج ٩-/ ١٠، ص ٥٩٢)
[٣] . بر اين اساس كه «ظن» در آيه به معناى يقين باشد، چنان كه ظن در آيه ٢٥ به همين معنا است. (همان، ص ٦٠٣)
[٤] . معناى آيه اين است: براى اعاده آنان وقتى را قرار داده است كه ترديدى در آن نيست. (همان، ج ٥-/ ٦، ص ٦٨٣)
[٥] . المحبّر، ص ٤٦٤؛ لغتنامه، ج ١٤، ص ٢١١١١، «يوحنا».
[٦] . المحبّر، ص ٣٩١.
[٧] . مجمعالبيان، ج ٧-/ ٨، ص ٦٥٤؛ تفسير القرآن العظيم، ابن ابىحاتم، ج ١٠، ص ٣١٩٢؛ الدرالمنثور، ج ٧، ص ٥٠.