فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣١٤ - رسوايى برادران يوسف
ضَللِكَ القَديم. [١]
يوسف (١٢) ٨ و ٩٥
٢٠٥. اعتقاد برادران، به گناه بودن و ناشايست بودن قتل يا تبعيد يوسف عليه السلام:
اقتُلوا يوسُفَ اوِ اطرَحوهُ ارضًا ... وتَكونوا مِن بَعدِهِ قَومًا صلِحين. [٢]
يوسف (١٢) ٩
٢٠٦. باور برادران يوسف بر تحقق خوشبختىشان در دنيا، با اجراى تصميم قتل يا تبعيد يوسف عليه السلام:
اقتُلوا يوسُفَ ... يَخلُ لَكُم وجهُ ابيكُم وتَكونوا مِن بَعدِهِ قَومًا صلِحين. [٣]
يوسف (١٢) ٩
٢٠٧. عزيز مصر (يوسف عليه السلام) در ديده فرزندان يعقوب، حاكمى خداشناس، خيرخواه و اهل جود و كرم:
... فَاوفِ لَنَا الكَيلَ وتَصَدَّق عَلَينا انَّ اللَّهَ يَجزِى المُتَصَدّقين.
يوسف (١٢) ٨٨
٢٠٨. برادران يوسف (باقيمانده در كنعان) معتقد به بقاى كج رفتارى و افراط و تفريط يعقوب عليه السلام:
قالوا تاللَّهِ انَّكَ لَفى ضَللِكَ القَديم.
يوسف (١٢) ٩٥
٢٠٩. اعتقاد و باور برادران يوسف به خدادادى بودن مقام و منزلت برتر او:
قالوا تاللَّهِ لَقَد ءاثَرَكَ اللَّهُ عَلَينا ....
يوسف (١٢) ٩١
٢١٠. باور برادران يوسف به تقرّب پدرشان يعقوب عليه السلام نزد خداوند:
قالوا يابانَا استَغفِر لَنا ذُنوبَنا ....
يوسف (١٢) ٩٧
ذلّت برادران يوسف
٢١١. ذلّت و درخواست عاجزانه برادران يوسف، براى دريافت آذوقه، پيامد ستمهاى آنان به او:
... قالوا يايُّهَا العَزيزُ مَسَّنا واهلَنَا الضُّرُّ وجِئنا بِبِضعَةٍ مُزجةٍ ... وتَصَدَّق عَلَينا ... ء قالَ هَل عَلِمتُم ما فَعَلتُم بِيوسُفَ واخيهِ .... [٤]
يوسف (١٢) ٨٨ و ٨٩
رأفت برادران يوسف
٢١٢. پيشنهاددهنده انداختن يوسف عليه السلام در چاه، درصدد جلب رأفت برادران و بزرگ نشان دادن گناه قتل يوسف عليه السلام:
... لا تَقتُلوا يوسُفَ والقوهُ فى غَيبَتِ الجُبّ .... [٥]
يوسف (١٢) ١٠
رسوايى برادران يوسف
٢١٣. رسوايى برادران يوسف نزد يعقوب عليه السلام، به علت خونين بودن پيراهن يوسف، بدون كمترين پارگى:
وجاءو عَلى قَميصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ .... [٦]
يوسف (١٢) ١٨
[١] . به كارگيرى لفظ «فى» (به جاى عبارتى همچون «ان ابانا قد ضلّ» و مشابه آن) برداشت مذكور را افاده مىدهد.
[٢] . در صورتى كه مراد از عبارت «و تكونوا من بعده قوماً صالحين» توبه پس از گناه باشد.
[٣] . برخى گفتهاند: منظور از «تكونوا من بعده قوماً صالحين» صلاح در امور دنيا و خوشبختى آنها و نظم يافتن زندگىشان است. (مجمع البيان، ج ٥-/ ٦، ص ٣٢٥؛ الميزان، ج ١١، ص ٩٦)
[٤] . از اينكه يوسف عليه السلام در پاسخ اظهارات ذلّتآميزبرادرانش يادآور ستمهاى آنان به وى مىشود مىتوان دريافت كه يوسف عليه السلام درصدد بيان اين نكته است كه ذلّت امروز شما در مقابل من، نتيجه ستم ديروزتان به من است. (الميزان، ج ١١، ص ٢٣٥ و ص ٢٣٦)
[٥] . به كار بردن نام يوسف عليه السلام به جاى ضمير براى تحريك دلسوزى و جلب عواطف برادران و بزرگ نشان دادن كشتن يوسف عليه السلام بوده است. (روح المعانى، ج ٧، جزء ١٢، ص ٢٨٨)
[٦] . اطلاق «قميص» [پيراهن] بر آنچه برادران يوسف به يعقوب ارائه كردند بيانگر سالم بودن نسبى و يا كلّى پيراهن است. روايت شده كه يعقوب پيراهن يوسف را بر صورتش گذاشت و گفت: اى يوسف، چه گرگ مهربانى تو را خورده است كه گوشت تو را طعمه خود كرده، اما پيراهنت را پاره نكرده است. (مجمع البيان، ج ٥-/ ٦، ص ٣٣٣)