فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ١٣٥ - احسان به همسايه
توبه (٩) را وى و كعب بن مالك و مرارة بن ربيع دانستهاند كه براى شركت در غزوه تبوك از دستور پيامبر صلى الله عليه و آله امتناع نمودند و سپس توبه كردند و خداوند توبه آنان را پذيرفت. [١]
هلال بن عويمر السّلمى
هلال بن عويمر السّلمى از جمله كافرانى بود كه بين او و پيامبر صلى الله عليه و آله قرار داد ترك مخاصمه امضا شد. در همين ارتباط، برخى مفسّران، آيه ٩٠ نساء (٤) را درباره او دانستهاند كه خداوند مؤمنان را از تعقيب و كشتن اينگونه افراد برحذر داشت. [٢]
همسايه
همسايه، هم ديوار، دو تن يا دو خانواده كه در كنار هم خانه دارند يا در دو قسمت يك خانه زندگى كنند. [٣] در اين مدخل، از واژه «جار» استفاده شده است.
احسان به همسايه
١. اولويّت احسان به همسايگان خويشاوند، نسبت به ديگر همسايگان:
... وبِالولِدَينِ احسنًا ... والجارِ ذِى القُربى والجارِ الجُنُبِ .... [٤]
نساء (٤) ٣٦
٢. احسان به همسايگان، از اوامر الهى و از مصاديق عبادت او:
واعبُدوا اللَّهَ ... وبِالولِدَينِ احسنًا وبِذِى القُربى ... والجارِ ذِى القُربى والجارِ الجُنُبِ ...
انَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ مُختالًا فَخورا. [٥]
نساء (٤) ٣٦
٣. احسان به همسايگان، زمينه جلب محبّت الهى:
... وبِالولِدَينِ احسنًا ... والجارِ ذِى القُربى والجارِ الجُنُبِ ... انَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ مُختالًا فَخورا.
نساء (٤) ٣٦
٤. توجّه به خدادادى بودن داراييها، تسهيلكننده احسان نسبت به همسايگان:
... وبِالولِدَينِ احسنًا ... والجارِ ذِى القُربى والجارِ الجُنُبِ ... ء الَّذينَ يَبخَلونَ ويَأمُرونَ النّاسَ بِالبُخلِ ويَكتُمونَ ما ءاتهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ ....
نساء (٤) ٣٦ و ٣٧
٥. اولويّت احسان به همسايه همكيش، در مقايسه با همسايه غير همكيش:
... وبِالولِدَينِ احسنًا ... والجارِ ذِى القُربى والجارِ الجُنُبِ .... [٦]
نساء (٤) ٣٦
[١] . التبيان، ج ٥، ص ٣١٦؛ جامع البيان، ج ٧، جزء ١١، ص ٧٨؛ مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ١٢٠.
[٢] . مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ١٣٥؛ الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج ٥، ص ١٩٩.
[٣] . دهخدا، ج ١٤، ص ٢٠٨١٨.
[٤] . برخى كلمه «ذىالقربى» را به معناى همسايه خويشاوند و «الجنب» را به قرينه مقابله به معناى همسايه غير خويشاوند گرفتهاند. (مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ٧٢؛ الكشاف، ج ١، ص ٥٠٨)
[٥] . خداى متعال در آيه مذكور به كارهاى نيكو امر نمودهاست و آن را با دستور به عبادت خود آغاز كرده است. (مجمعالبيان، ج ٣-/ ٤، ص ٧١)
[٦] . گفته شده: مراد از «الجار ذىالقربى» همسايهاى است كه به سبب اسلام به انسان نزديك است و «الجار بالجنب» همسايهاى است كه مشرك است و در دين بعيد است. (همان، ص ٧٢)