سخنرانی
(١)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (2)
٤ ص
(٢)
برگی از فضائل شنیدنی مولا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥ ص
(٣)
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
٦ ص
(٤)
آیا صحابه پیغمبر اکرم، زندگی زاهدانه و ساده ای داشتند!؟
٧ ص
(٥)
بی حیایی، دزدی، چپاول و خباثت درونی و ذاتی وهابی ها!
٨ ص
(٦)
شرایط و ویژگی های طلبه موفق در عصر حاضر
٩ ص
(٧)
مباحث پنجگانه اساسی و ریشه ای پیرامون «فدک»!
١٠ ص
(٨)
حذف و نابودی سنت پیامبر؛ از زمینه های قتل سیدالشهدا(سلام الله علیه)!
١١ ص
(٩)
«معاویة» و شجره ملعونه بنی امیه؛ کینه ای ترین دشمنان اهلبیت!
١٢ ص
(١٠)
«عقلگرایی» و «دینگرایی» در حوزهٔ اسلام
١٣ ص
(١١)
لعن و نفرین «معاویه» در کلام پیامبر(صلی الله علیه و آله)
١٤ ص
(١٢)
اثبات کفر «معاویه»، با روایات صحیح السند!
١٥ ص
(١٣)
وحی در اندیشه امامان معصوم
١٦ ص
(١٤)
«معاویة بن ابوسفیان» پایه گذار سب و لعن امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٧ ص
(١٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «لیلة المبیت»؛ در شورای شش نفره
١٨ ص
(١٦)
افزایش معرفت، دفاع از امامت؛ بهترین میثاق با امام زمان(علیه السلام)
١٩ ص
(١٧)
بررسی جریانهای تکفیری در مصاحبه با رهبر شيعيان ترکيه
٢٠ ص
(١٨)
ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) در منابع اهل سنت
٢١ ص
(١٩)
حدیث قرطاس و نسبت هذیان گویی به پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٢٢ ص
(٢٠)
واقعه عظیم غدیرخم؛ در کلام معصومین (علیهم السلام)
٢٣ ص
(٢١)
جایگاه والای علمی و اخلاقی امام صادق (سلام الله علیه)
٢٤ ص
(٢٢)
تکفیر ؛ جنایت و آدم کشی؛ مهمترین ویژگی فرقه وهابیت
٢٥ ص
(٢٣)
مسئله «ارتداد صحابه» در منابع اهل سنت!
٢٦ ص
(٢٤)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب و منابع اهل سنت
٢٧ ص
(٢٥)
اهانت مولوی گرگیج به عزاداران شیعه و سنی امام حسین (علیه السلام)
٢٨ ص
(٢٦)
قتل و کشتار اصحاب ردّه توسط ابوبکر، مخالف قرآن و سنت
٢٩ ص
(٢٧)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)
٣٠ ص
(٢٨)
توسل و استغاثه در فرهنگ شیعه و اهل سنت
٣١ ص
(٢٩)
عکس العمل علمای اهل سنت به توهین مولوی گرگیج به عزارادان حسینی!
٣٢ ص
(٣٠)
لزوم تحقیق و بررسی از مذهب حق در اسلام
٣٣ ص
(٣١)
گروه تروریستی داعش، مجری فتاوای «محمدبن عبدالوهاب»
٣٤ ص
(٣٢)
تکفیر تمام اهل سنت؛ توسط «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب»!!
٣٥ ص
(٣٣)
مقایسه نور و ظلمت؛ مقایسه امام صادق(سلام الله علیه) با «محمدبن عبدالوهاب»
٣٦ ص
(٣٤)
ارزیابی استاد حسینی قزوینی از کنگره بین المللی تکفیر در قم
٣٧ ص
(٣٥)
سوغات شوم فرقه وهابیت؛ تکفیر و قتل عام شیعه و سنی
٣٨ ص
(٣٦)
حدیث قرطاس و شبهه «قوموا عنّی» در کلام پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٣٩ ص
(٣٧)
جهل به نصوص و آیات قرآنی؛ یکی از عوامل و ریشه های اصلی تکفیر
٤٠ ص
(٣٨)
ولایت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با تعابیر مختلف، از زبان پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله)
٤١ ص
(٣٩)
حیات پس از مرگ انبیاء؛ اولیاء و شهداء
٤٢ ص
(٤٠)
دفاع از مذهب تشیع، در پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٤٣ ص
(٤١)
ناگفته های مناظره المستقله
٤٤ ص
(٤٢)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(1)
٤٥ ص
(٤٣)
تحریف و سانسور مناظره المستقله توسط شبکه های وهابی(2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی روایات شیعه در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٤٧ ص
(٤٥)
فضایل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دیدگاه منافقانه «ابن تیمیه»!!
٤٨ ص
(٤٦)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (1)
٤٩ ص
(٤٧)
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
٥٠ ص
(٤٨)
شخصیت ممتاز حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی روایت ابن ابی شیبه در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٢ ص
(٥٠)
«محمد بن عبدالوهاب» از منظر علمای اهل سنت ایران!
٥٣ ص
(٥١)
بررسی روایت طبری و بلاذری در مورد هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی روایت پشیمانی ابوبکر از هجوم به منزل حضرت زهرا(س)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی روایت جوینی در اثبات شهادت حضرت زهرا(س)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی نقل شهرستانی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)
٥٧ ص
(٥٥)
افشاگری در مورد کلیپ پخش شده از آیت الله قزوینی توسط وهابیت از مناظرات المستقله
٥٨ ص
(٥٦)
اثبات دروغ بستن وهابیت در استناد به منابع شیعه
٥٩ ص
(٥٧)
دیدگاه «ملا محمد عمر سربازی» و «عبدالرحمن سربازی» در مورد فرقه شوم وهابیت!
٦٠ ص
(٥٨)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (1)
٦١ ص
(٥٩)
آیا فرقه ای به نام «وهابیت» وجود خارجی دارد؟ (2)
٦٢ ص
(٦٠)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (1)
٦٣ ص
(٦١)
«وهابیت» و تکفیر فرق مختلف اهل سنت (2)
٦٤ ص
(٦٢)
شخصیت و خلقت نورانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
٦٥ ص
(٦٣)
اهانت به صحابه و رهبران مذاهب اسلامی از سوی سران وهابی
٦٦ ص
(٦٤)
شخصیت ایمانی مؤمن قریش، حضرت ابوطالب (سلام الله علیه)
٦٧ ص
(٦٥)
ذکر فضائلی از قمر بنی هاشم و حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهما)
٦٨ ص
(٦٦)
پانزده سؤال بی پاسخ، از کارشناسان هتاک وهابی!
٦٩ ص
(٦٧)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (1)
٧٠ ص
(٦٨)
قیام حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، با کشتار و خشونت یا رأفت و رحمت؟! (2)
٧١ ص
(٦٩)
قضیه قتل عثمان چه بود و نظر وهابی ها در این زمینه چیست ؟
٧٢ ص
(٧٠)
بررسی قضیه خواستگاری علی(ع) از دختر ابی جهل در کتب عامه و خاصه
٧٣ ص
(٧١)
شبهه انتساب تشیع به عبدالله سبأ
٧٤ ص
(٧٢)
عبد الله سبأ کیست و نظر علمای شیعه و سنی در باره او چیست ؟
٧٥ ص
(٧٣)
عبدالله سبأ از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام
٧٦ ص
(٧٤)
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
٧٧ ص
(٧٥)
حکم تکفیر از دیدگاه قرآن
٧٨ ص
(٧٦)
حدیث انا مدینه العلم و علی بابها
٧٩ ص
(٧٧)
اشکال سندی بر حدیث (اقتداء به ابوبکر و عمر)
٨٠ ص
(٧٨)
اعلمیت علی (ع) در روایات اهل سنت و مقایسه علم حضرت با دیگران
٨١ ص
(٧٩)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان صحابه
٨٢ ص
(٨٠)
اعلمیت علی (علیه السلام) از زبان تابعین و علمای بزرگ اهل سنت
٨٣ ص
(٨١)
ابلاغ سوره برائت و آیه تطهیر در افضلیت علی(ع) بر سایر صحابه
٨٤ ص
(٨٢)
فضائل منحصر به فرد علی علیه السلام از کتب اهل سنت
٨٥ ص
(٨٣)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل خلفاء نسبت به برخی از مسائل
٨٦ ص
(٨٤)
اعلمیت علی (علیه السلام) و جهل ابوبکر و عمر نسبت به برخی از مسائل
٨٧ ص
(٨٥)
اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
٨٨ ص
(٨٦)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٨٩ ص
(٨٧)
مباحثی پیرامون شبهاتی بر ماجرای فدک حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٩٠ ص
(٨٨)
«صله رحم» و «گرهگشایی از کار مؤمنان»؛ دو اخلاق مهم علوی
٩١ ص
(٨٩)
هیجده عامل مهم بی برکتی در زندگی
٩٢ ص
(٩٠)
آداب معاشرت از دیدگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٣ ص
(٩١)
ارزش و اهمیت خوش اخلاقی از دیدگاه اهلبیت (علیهم السلام)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم توجه جدّی به مسئله «صله رحم»
٩٥ ص
(٩٣)
«مساعدت به مردم»؛ در سیره و سخن امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٦ ص
(٩٤)
«مساعدت به دیگران» و پاداش آن در اخلاق علوی
٩٧ ص
(٩٥)
سیره رفتاری امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با همسر خویش در منزل
٩٨ ص
(٩٦)
«احسان و کمک به دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٩٩ ص
(٩٧)
پاداش خدمت به خلق و کیفر سخت عدم مساعدت دیگران
١٠٠ ص
(٩٨)
موضعگیری امام جواد(سلام الله علیه) در رابطه با انحرافات دینی عصر خویش
١٠١ ص
(٩٩)
ارزش «شاد کردن دل دیگران»؛ از نگاه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١٠٢ ص
(١٠٠)
«احسان به دیگران»؛ و آثار آن در دنیا و آخرت
١٠٣ ص
(١٠١)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت (1)
١٠٤ ص
(١٠٢)
فضائل و جایگاه ویژه حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها)
١٠٥ ص
(١٠٣)
حکم ناسزا به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) با استناد به کتب اهل سنت(2)
١٠٦ ص
(١٠٤)
تخریب حرم ائمه بقیع، ننگی بر دامان وهابیت!
١٠٧ ص
(١٠٥)
احسان به دیگران و لزوم قدردانی متقابل
١٠٨ ص
(١٠٦)
«دروغ»؛ کلید تمام بدیها!
١٠٩ ص
(١٠٧)
آثار شوم هفتگانه گناه «دروغ»!
١١٠ ص
(١٠٨)
روش پاسخگوئی به برخی شبهات واقعه غدیر
١١١ ص
(١٠٩)
تأکید پیامبر اسلام بر جاودانگی واقعه غدیرخم
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم اجتناب از «دروغ»، حتی دروغ کوچک و به شوخی!
١١٣ ص
(١١١)
حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) در آیینه کلام امیرالمؤمنین
١١٤ ص
(١١٢)
ماه مبارک رمضان؛ ماه مناجات با خدا با توسل به اهلبیت(علیهم السلام)
١١٥ ص
(١١٣)
مشروعیت توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم السلام)
١١٦ ص
(١١٤)
شبهه وهابیت به «خطبه 110» و «نامه 31» نهج البلاغه
١١٧ ص
(١١٥)
گوشه ای از فضایل بی نظیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
١١٨ ص
(١١٦)
مشروعیت «توسل» در منابع شیعه و سنی
١١٩ ص
(١١٧)
جواز توسل به پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین در منابع شیعه
١٢٠ ص
(١١٨)
مشروعیت «توسل و استغاثه» از نگاه قرآن و علمای اهل سنت
١٢١ ص
(١١٩)
آثار و عواقب بغض نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
١٢٢ ص
(١٢٠)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 1
١٢٣ ص
(١٢١)
بررسی حکم بغض نسبت به امیرالمؤمنین در کتب مسلمانان 2
١٢٤ ص
(١٢٢)
روایاتی که دید شما را نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) متحوّل می کند!
١٢٥ ص
(١٢٣)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره
١٢٦ ص
(١٢٤)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (1)
١٢٧ ص
(١٢٥)
ناگفتههایی از جنگ «جمل» و «صفین» و «نهروان» (2)
١٢٨ ص
(١٢٦)
شرح نامه امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به «عثمان بن حنیف» حاکم بصره (2)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی به شبهات معاندین، در عصر مهدوی
١٣٠ ص
(١٢٨)
مشروعیت و جواز دروغ گفتن، در مسئله اصلاح ذات البین
١٣١ ص
(١٢٩)
آیا جنگ جمل به طور اتفاقی و ناخواسته صورت گرفت!؟
١٣٢ ص
(١٣٠)
ماجرای عجیب «سگ های حوأب» در جنگ جمل
١٣٣ ص
(١٣١)
بررسی شبهات مهدویت (1)
١٣٤ ص
(١٣٢)
بررسی شبهات مهدویت (2)
١٣٥ ص
(١٣٣)
بررسی شبهات مهدویت (3)
١٣٦ ص
(١٣٤)
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
١٣٧ ص
(١٣٥)
بررسی شبهات مهدویت (5)
١٣٨ ص
(١٣٦)
علل تأکید حضرت زهرا بر استدلال به حدیث غدیر بر ولایت امیرالمؤمنین
١٣٩ ص
(١٣٧)
«قَسَم دروغ» واجب یا حرام!؟
١٤٠ ص
(١٣٨)
بررسی شبهات مهدویت (4)
١٤١ ص
(١٣٩)
ادله عقلي امامت / شجاعت اميرمؤمنان عليه السلام
١٤٢ ص
(١٤٠)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (2)
١٤٣ ص
(١٤١)
ادله عقلي امامت / انكار رحلت رسول خدا توسط عمر بن خطاب (1)
١٤٤ ص
(١٤٢)
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
١٤٥ ص
(١٤٣)
ارزش و جايگاه وحدت از منظر قرآن و سنت
١٤٦ ص
(١٤٤)
بررسي حديث قرطاس با تمام شقوقاتش
١٤٧ ص
(١٤٥)
وقايعي كه موجب اختلاف در اسلام شد = جيش اسامه و حديث قرطاس و رحلت رسول خدا(ص)
١٤٨ ص
(١٤٦)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (5)
١٤٩ ص
(١٤٧)
روايتي جامع و در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
١٥٠ ص
(١٤٨)
امامت و ولايت - حدیث غدير (4)
١٥١ ص
(١٤٩)
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
١٥٢ ص
(١٥٠)
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
١٥٣ ص
(١٥١)
حديث مثل اهل بيت من (علیهم السلام) همانند كشتي نوح (ع) است
١٥٤ ص
(١٥٢)
تكفير شيعه بخاطر توسل و پاسخ جامع به اين شبهه
١٥٥ ص
(١٥٣)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
علل تحقيق از مذهب و دليل بر امامت علي (ع) و (2)
١٥٧ ص
(١٥٥)
استناد شيعه از حديث ثقلين به امامت اهل بيت عليهم السلام
١٥٨ ص
(١٥٦)
اهميت امامت از ديدگاه شيعه و سني
١٥٩ ص
(١٥٧)
ام كلثومي كه عمر به اجبار با او ازدواج كرد دختر حضرت زهرا(سلام الله علیها) نبود
١٦٠ ص
(١٥٨)
جواب شبهه قاتلين امام حسين(ع) شيعيان بودند
١٦١ ص
(١٥٩)
شبهه عزاداري و سياه پوشي و پاسخ به آن
١٦٢ ص
(١٦٠)
لعن يزيد از ديدگاه علماي اهل سنت
١٦٣ ص
(١٦١)
دفاع ابن تيميه از يزيد و عملكردش
١٦٤ ص
(١٦٢)
حديث غدير و شكايت جيش يمن
١٦٥ ص
(١٦٣)
دستور يزيد به كشتن امام حسين (ع) و اتفاقات بعد از شهادت
١٦٦ ص
(١٦٤)
قيام امام حسين (عليه السلام)
١٦٧ ص
(١٦٥)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 03
١٦٨ ص
(١٦٦)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 02
١٦٩ ص
(١٦٧)
عزاداري امام حسين (عليه السلام) 01
١٧٠ ص
(١٦٨)
اقوال علماي اهل سنت در نفاق ابن تيميه
١٧١ ص
(١٦٩)
رويكرد جديد در بحث ولايت – سه سوال از بينندگان وپاسخ به سوال آنها
١٧٢ ص
(١٧٠)
ذهبي و و رد روايت بخاطر شيعه بودن راوي - فضائل شيعه علي (ع) از زبان رسول الله (ص)
١٧٣ ص
(١٧١)
حديث طير – تضعيف ذهبي نسبت به راويان حديث طير
١٧٤ ص
(١٧٢)
انحراف ذهبي از اميرمؤمنان عليه السلام
١٧٥ ص
(١٧٣)
توثيقات وتضعيفات ذهبي واهانت هاي تند او نسبت به علماي مخالف خود
١٧٦ ص
(١٧٤)
ارزش و جايگاه انتظار، واسطه فيض بودن اهل بيت عليهم السلام در روايات
١٧٧ ص
(١٧٥)
نقل و بررسي سند روايت (انا دارالحكمه و علي بابها) از رسول خدا (ص)
١٧٨ ص
(١٧٦)
فلسفه بعثت انبياء در كلام اميرالمومنين عليه السلام
١٧٩ ص
(١٧٧)
شرايط امام و خليفه از ديدگاه علماي اهل سنت (اعلم – اشجع – اعدل)
١٨٠ ص
(١٧٨)
امامت و خلافت - قبح تقديم مفضول بر فاضل از نظر قرآن
١٨١ ص
(١٧٩)
در محكوميت نبش قبر حجربن عدي صحابي نبي اكرم
١٨٢ ص
(١٨٠)
ادله عقلي بر اثبات امامت علي (ع) - اثبات امامت علي (ع) در پنج دقيقه
١٨٣ ص
(١٨١)
برخورد قاطع نبي اكرم (ص) با شرط مسيلمه كذاب
١٨٤ ص
(١٨٢)
روايات اهل سنت در انتصابي بودن امامت
١٨٥ ص
(١٨٣)
بررسي صحت روايت پشيماني ابو بكر از آتش زدن خانه وحي
١٨٦ ص
(١٨٤)
تهديد عمر به آتش زدن خانه وحي و پشيماني ابو بكر از آن
١٨٧ ص
(١٨٥)
جايگاه حضرت زهرا (س) در روايات و اقوال علماي اهل سنت
١٨٨ ص
(١٨٦)
جايگاه اهل بيت در مناظره امام هشتم (ع) در مجلس مأمون
١٨٩ ص
(١٨٧)
خلافت و امامت انتصابي است يا انتخابي؟
١٩٠ ص
(١٨٨)
روايات فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها
١٩١ ص
(١٨٩)
جعل روايت «منزلت» براي خلفاء توسط بني اميه
١٩٢ ص
(١٩٠)
منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٣ ص
(١٩١)
وزارت علي (ع) در حديث منزلت
١٩٤ ص
(١٩٢)
جايگاه اخوت در حديث منزلت
١٩٥ ص
(١٩٣)
علت تنزيل و تشبيه علي (ع) به هارون (ع) در حديث منزلت
١٩٦ ص
(١٩٤)
ترس راوايان از بني اميه در نقل حديث منزلت
١٩٧ ص
(١٩٥)
پاسخ به يك شبهه در حديث منزلت
١٩٨ ص
(١٩٦)
پاسخ به سؤالات بينندگان
١٩٩ ص
(١٩٧)
دلالت حديث منزلت بر جانشيني امير مؤمنان (ع)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
دلالت حديث «منزلت» بر خلافت امير مؤمنان (ع)
٢٠١ ص
(١٩٩)
اعتبار حديث منزلت از نظر اهل سنت
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
٢٠٣ ص
(٢٠١)
صدور حديث منزلت در خانه ام سلمه، زمان ولادت حسنين و سد الابواب
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
مباحث مهدويت در قرآن و روايات
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
نسبت هذيان به پيامبر (ص) و انكار رحلت آن حضرت (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
حديث «قرطاس»، نسبت هذيان و انكار رحلت پيامبر (2)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
اهداف رسول خدا (ص) در نوشتن حديث «قرطاس» (1)
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
حديث منزلت در قضيه «سد الابواب»
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
حديث «منزلت» بعد از فتح خيبر
٢١٠ ص
(٢٠٨)
حديث «منزلت» در صحيحين
٢١١ ص
(٢٠٩)
پيامبران گذشته وصي داشته اند
٢١٢ ص
(٢١٠)
ويژه برنامه شهادت امام حسن مجتبي (ع)
٢١٣ ص
(٢١١)
نقل حديث وصايت از زبان صحابه و تابعان
٢١٤ ص
(٢١٢)
انكار «حديث وصايت» از سوي عائشه
٢١٥ ص
(٢١٣)
وصايت امير مؤمنان (ع) در كتب لغت و سخنان شاعران
٢١٦ ص
(٢١٤)
حديث «وصايت» از زبان اهل بيت در كتب اهل سنت
٢١٧ ص
(٢١٥)
بررسي روايات «وصايت» امير مؤمنان (علیه السلام)
٢١٨ ص
(٢١٦)
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسي سند حديث وصايت
٢٢٠ ص
(٢١٨)
پاسخ هاي خانم دكتر شريفي و خانم تراكمه به حيدري
٢٢١ ص
(٢١٩)
پاسخ به شبهات «جمله اللهم وال من والاه» در حديث غدير
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
بررسي سفرهاي علي (ع) به يمن (قضاوت و جمع آوري زكاة)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
پاسخ به شبهه «شكايت جيش يمن در غدير»
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
كثرت راويان و تعدد طرق، دليل بر صحت حديث غدير
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
پاسخ به شبهات آيه «ولايت»
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد شبهات آيه «انما وليكم الله ورسوله و الذين آمنوا»
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
نزول آيه «ولايت» در باره امامت علي (ع) به اعتراف اهل سنت
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
پاسخ به شبهات آيه «اكمال»
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
لزوم مخالفت با شيعه از ديدگاه وهابيت، حتي با ترك سنت
٢٣١ ص
(٢٢٩)
چرا نام امام علي عليه السلام در قرآن نيامده است؟
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
از ديدگاه اهل سنت امامت از اصول دين است
٢٣٣ ص
(٢٣١)
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
لزوم تحقيق در مسائل مذهبي و اعتقادي
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
چرا شبكه هاي وهابي از بيننده خود از قرآن امتحان مي گيرند
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
امامت از اصول دين در نزد شيعه و اهل سنت
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
دلائل عدم حضور علماي وهابي در مناظره
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بغض امير مؤمنان (علیه السلام) نشانه حرامزادگي
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
بررسي روايات «ولايت، ثقلين، غدير» در منابع اهل سنت
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
٢٤١ ص
(٢٣٩)
برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
اهميت و ضرورت امامت از نظر اهل سنت
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسي معناي «ولي» از نظر لغت و استعمال آن در كلام صحابه
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
فضائل حضرت خديجه سلام الله عليها
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسي معناي لغوي و اصطلاحي «امامت» و «خلافت»
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
نقش سنت و شأن نزول در فهم آيات قرآن
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
حضرت علي عليه السلام اعلم از ديگر صحابه و داناي به غيب
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
تحليل تعبيرهاي كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س) و شهادت اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام
٢٥١ ص
(٢٤٩)
مطالبه فدك توسط حضرت زهرا (س)
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
فدك ، ملك شخصي فاطمه زهرا (س) و غصب آن توسط ابوبكر
٢٥٣ ص
(٢٥١)
ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
غدير ـ بيعت عمر بن الخطاب با اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
شكايت اصحاب از اميرمؤمنان عليه السلام در قضيه جيش يمن و تأثير آن بر حديث غدير
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
حديث غدير؛ هدف از بيان جمله «اللهم وال من والاه»
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
دلالت حديث غدير بر ولايت اميرمؤمنان عليه السلام
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
سب و بغض صحابه يكي از موانع تقريب؟!!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
حكم تكفير از ديدگاه روايات اهل سنت
٢٦١ ص
(٢٥٩)
مفتيان وهابيت و تكفير شيعه ، نظر علماي شيعه درباره اهل سنت
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
فتاواي وهابيت در تكفير شيعه و تعريف ناصبي از ديدگاه شيعه
٢٦٣ ص
(٢٦١)
كفر منكر امامت (امامت علي و خلفاء) از نظر شيعه و اهل سنت
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
خلافت عثمان و خلافت شورايي
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
ايمان حضرت أبو طالب (عليه السلام)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
خلافت خليفه دوم
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
امام جواد (عليه السلام)
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 09
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 08
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 07
٢٧١ ص
(٢٦٩)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 06
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 05
٢٧٣ ص
(٢٧١)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 04
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 03
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 01
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
پاسخ به شبهات خلافت
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
پاسخ به شبهات مهدويت
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
پاسخ به شبهه ازدواج حضرت علي (عليه السلام) با دختر أبو جهل
٢٨١ ص
(٢٧٩)
پاسخ به شبهات غلوّ 05
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
پاسخ به شبهات غلوّ 04
٢٨٣ ص
(٢٨١)
پاسخ به شبهات غلوّ 03
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
پاسخ به شبهات غلوّ 02
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
پاسخ به شبهات غلوّ 01
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
شبهات آيه ولايت؛ چرا الفاظ به صورت جمع آمده؟
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
پاسخ به شبهات عيد نوروز
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
اعتقاد به رجعت از منظر قرآن، شيعه و أهل سنت
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
وحدت اسلامي 02
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
وحدت اسلامي 01
٢٩١ ص
(٢٨٩)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
مهدويت
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسي حديث ثقلين 02
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
بررسي حديث ثقلين 01
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
٢٩٦ ص
(٢٩٤)
پاسخ به شبهات
٢٩٧ ص
(٢٩٥)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 02
٢٩٨ ص
(٢٩٦)
سريال مختارنامه و عبد الله بن زبير 01
٢٩٩ ص
(٢٩٧)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 02
٣٠٠ ص
(٢٩٨)
پاسخ به شبهات وهابيت
٣٠١ ص
(٢٩٩)
پخش بلوتوث عليه شيعه در استان هاي سني نشين، با هدف ايجاد تفرقه 01
٣٠٢ ص
(٣٠٠)
پاسخ به شبهات غدير 05
٣٠٣ ص
(٣٠١)
پاسخ به شبهات غدير 04
٣٠٤ ص
(٣٠٢)
پاسخ به شبهات غدير 03
٣٠٥ ص
(٣٠٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٣٠٦ ص
(٣٠٤)
پاسخ به شبهات غدير 01
٣٠٧ ص
(٣٠٥)
ويژه برنامه سالروز ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا (عليهما السلام)
٣٠٨ ص
(٣٠٦)
وهابيت و توحيد 09
٣٠٩ ص
(٣٠٧)
وهابيت و توحيد 08
٣١٠ ص
(٣٠٨)
وهابيت و توحيد 07
٣١١ ص
(٣٠٩)
وهابيت و توحيد 06
٣١٢ ص
(٣١٠)
وهابيت و توحيد 05
٣١٣ ص
(٣١١)
ويژه برنامه دهه كرامت
٣١٤ ص
(٣١٢)
وهابيت و توحيد 04
٣١٥ ص
(٣١٣)
وهابيت و توحيد 03
٣١٦ ص
(٣١٤)
وهابيت و توحيد 02
٣١٧ ص
(٣١٥)
تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام)
٣١٨ ص
(٣١٦)
نگاهي به كارنامه سياه وهابيت
٣١٩ ص
(٣١٧)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 04
٣٢٠ ص
(٣١٨)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 03
٣٢١ ص
(٣١٩)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 02
٣٢٢ ص
(٣٢٠)
عصمت ائمه اطهار (عليهم السلام) 01
٣٢٣ ص
(٣٢١)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 12 - شب شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٢٤ ص
(٣٢٢)
تهاجم عليه شيعه، هشدارها و راهكارها 11
٣٢٥ ص
(٣٢٣)
امير المؤمنين (عليه السلام)
٣٢٦ ص
(٣٢٤)
رحلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)
٣٢٧ ص
(٣٢٥)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 03
٣٢٨ ص
(٣٢٦)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٣٢٩ ص
(٣٢٧)
خلافت و ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٣٣٠ ص
(٣٢٨)
مهدويت 03
٣٣١ ص
(٣٢٩)
تهاجم عليه شيعه، هشدار ها و راهكار ها 6
٣٣٢ ص
(٣٣٠)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها وراهكار ها 5
٣٣٣ ص
(٣٣١)
ولادت امام حسين (علیه السلام)
٣٣٤ ص
(٣٣٢)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 4
٣٣٥ ص
(٣٣٣)
مهدويت 02
٣٣٦ ص
(٣٣٤)
مهدويت 01
٣٣٧ ص
(٣٣٥)
سالروز درگذشت حضرت ابو طالب (علیه السلام)
٣٣٨ ص
(٣٣٦)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 3
٣٣٩ ص
(٣٣٧)
انحراف جامعه اسلامي بعد از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)
٣٤٠ ص
(٣٣٨)
تهاجم عليه شيعه،هشدار ها و راهكار ها 2
٣٤١ ص
(٣٣٩)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٤٢ ص
(٣٤٠)
مراسم افتتاح شبكه جهاني ولايت
٣٤٣ ص
(٣٤١)
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
٣٤٤ ص
(٣٤٢)
ولايت مداري 2
٣٤٥ ص
(٣٤٣)
ولايت مداري 1
٣٤٦ ص
(٣٤٤)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 2
٣٤٧ ص
(٣٤٥)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
٣٤٨ ص
(٣٤٦)
پاسخ به سخنان شيخ الأزهر
٣٤٩ ص
(٣٤٧)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٠ ص
(٣٤٨)
ديدار تعدادي از علماء أهل سنت افغانستان با استاد حسيني قزويني در قم
٣٥١ ص
(٣٤٩)
وحدت از ديدگاه قرآن و سنت ـ پخش از شبكه 1
٣٥٢ ص
(٣٥٠)
پاسخ به شبهات شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها)
٣٥٣ ص
(٣٥١)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 3
٣٥٤ ص
(٣٥٢)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 2
٣٥٥ ص
(٣٥٣)
پاسخ به سخنان العُرِيْفي، امام جمعه رياض 1
٣٥٦ ص
(٣٥٤)
شهادت امام حسين (عليه السلام) - شبكه 3
٣٥٧ ص
(٣٥٥)
پاسخ به شبهات غدير
٣٥٨ ص
(٣٥٦)
شهادت امام باقر (عليه السلام)
٣٥٩ ص
(٣٥٧)
پاسخ به شبهات غدير
٣٦٠ ص
(٣٥٨)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان ـ غصب فدك
٣٦١ ص
(٣٥٩)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب سوم
٣٦٢ ص
(٣٦٠)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز سوم
٣٦٣ ص
(٣٦١)
هفتمين همايش بين المللي غديرـ پرسش و پاسخ شب دوم
٣٦٤ ص
(٣٦٢)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز دوم
٣٦٥ ص
(٣٦٣)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ پرسش و پاسخ شب اول
٣٦٦ ص
(٣٦٤)
هفتمين همايش بين المللي غدير ـ سخنراني روز اول
٣٦٧ ص
(٣٦٥)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 3
٣٦٨ ص
(٣٦٦)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٦٩ ص
(٣٦٧)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 2
٣٧٠ ص
(٣٦٨)
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
٣٧١ ص
(٣٦٩)
همايش ختم صحيح بخاري در زاهدان 1
٣٧٢ ص
(٣٧٠)
بررسي شيوه هاي تبليغي وهابيت عليه شيعه
٣٧٣ ص
(٣٧١)
همايش حقيقت با موضوعيت نقد وهابيت
٣٧٤ ص
(٣٧٢)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 1
٣٧٥ ص
(٣٧٣)
تهاجم عليه شيعه؛ هشدارها و راهكارها 2
٣٧٦ ص
(٣٧٤)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٧ ص
(٣٧٥)
شهادت امام صادق (عليه السلام)
٣٧٨ ص
(٣٧٦)
شهيد مطهري (ره)؛ تهاجم فرهنگي و راهكارها
٣٧٩ ص
(٣٧٧)
پاسخ به سخنان مولوي گرگيج امام جمعه اهل سنت
٣٨٠ ص
(٣٧٨)
وهابيت بر سر دو راهي
٣٨١ ص
(٣٧٩)
امامت و خلافت؛ انتصاب يا انتخاب
٣٨٢ ص
(٣٨٠)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 2
٣٨٣ ص
(٣٨١)
پاسخ به شبهات قتل عثمان
٣٨٤ ص
(٣٨٢)
تكفير علماي شيعه توسط شيخ عادل الكلباني امام جمعه مسجد الحرام 1
٣٨٥ ص
(٣٨٣)
تكفير شيعه توسط آقاي عادل الكلباني - ماجراي قتل عثمان
٣٨٦ ص
(٣٨٤)
افسانه عبد الله بن سبأ 3
٣٨٧ ص
(٣٨٥)
پاسخ به شبهات شبكه ماهواره اي المستقلة
٣٨٨ ص
(٣٨٦)
افسانه عبد الله بن سبأ 2
٣٨٩ ص
(٣٨٧)
بررسي دلايل اهل سنت مبني بر خلافت ابوبكر
٣٩٠ ص
(٣٨٨)
افسانه عبد الله بن سبأ 1
٣٩١ ص
(٣٨٩)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٢ ص
(٣٩٠)
تاريخ پيدايش وهابيت و برخورد جامعه اهل سنت با اين پديده
٣٩٣ ص
(٣٩١)
بناء قبور
٣٩٤ ص
(٣٩٢)
توحيد و خداشناسي در وهابيت
٣٩٥ ص
(٣٩٣)
ولايت از منظر قرآن 4
٣٩٦ ص
(٣٩٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٣٩٧ ص
(٣٩٥)
ولايت از منظر قرآن 3
٣٩٨ ص
(٣٩٦)
ولايت از منظر قرآن 2
٣٩٩ ص
(٣٩٧)
ولايت از منظر قرآن 1
٤٠٠ ص
(٣٩٨)
پاسخ به شبهات حديث غدير 2
٤٠١ ص
(٣٩٩)
پاسخ به شبهات حديث غدير 1
٤٠٢ ص
(٤٠٠)
پاسخ به شبهات وهابيت
٤٠٣ ص
(٤٠١)
معرفي فعالان ضد شيعه 2
٤٠٤ ص
(٤٠٢)
معرفي فعالان ضد شيعه 1
٤٠٥ ص
(٤٠٣)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٦ ص
(٤٠٤)
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب اهل سنت
٤٠٧ ص
(٤٠٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي، مهدويت در اهل سنت
٤٠٨ ص
(٤٠٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت - أحمد بن حنبل
٤٠٩ ص
(٤٠٧)
پاسخ به شبهه ازدواج در محرم و صفر
٤١٠ ص
(٤٠٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
٤١١ ص
(٤٠٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 08 ـ مهدويت در اهل سنت 01
٤١٢ ص
(٤١٠)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤١٣ ص
(٤١١)
پاسخ به شبهات غدير 3
٤١٤ ص
(٤١٢)
پاسخ به شبهات غدير 2
٤١٥ ص
(٤١٣)
شبهات عزاداري
٤١٦ ص
(٤١٤)
پاسخ به شبهات غدير 03
٤١٧ ص
(٤١٥)
پاسخ به شبهات غدير
٤١٨ ص
(٤١٦)
پاسخ به شبهات غدير 1
٤١٩ ص
(٤١٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٢٠ ص
(٤١٨)
رؤساي مذاهب أهل سنت
٤٢١ ص
(٤١٩)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 06
٤٢٢ ص
(٤٢٠)
رؤساي مذاهب اهل سنت
٤٢٣ ص
(٤٢١)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 05
٤٢٤ ص
(٤٢٢)
رؤساي مذاهب أهل سنت 02
٤٢٥ ص
(٤٢٣)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 04
٤٢٦ ص
(٤٢٤)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 03
٤٢٧ ص
(٤٢٥)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 02
٤٢٨ ص
(٤٢٦)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي 01
٤٢٩ ص
(٤٢٧)
پاسخ به شبهات آقاي قرضاوي
٤٣٠ ص
(٤٢٨)
تخريب قبور بقيع
٤٣١ ص
(٤٢٩)
پيدايش مذاهب 02
٤٣٢ ص
(٤٣٠)
پيدايش مذاهب 01
٤٣٣ ص
(٤٣١)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 04 ـ مقايسه ميان تبليغ شيعه و اهل سنت و وهابيت
٤٣٤ ص
(٤٣٢)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 03 ـ شاخصه هاي اخلاقي و معنوي مكتب تشيع
٤٣٥ ص
(٤٣٣)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 02 ـ ويژگي هاي مذهب شيعه
٤٣٦ ص
(٤٣٤)
مصاحبه شبكه سلام با دكتر عصام العماد 01 ـ علت انتخاب مذهب شيعه
٤٣٧ ص
(٤٣٥)
قرآن و سنت 03
٤٣٨ ص
(٤٣٦)
سخنراني ملا محمد شريف زاهدي در مورد تشرّف به مذهب تشيع
٤٣٩ ص
(٤٣٧)
قرآن و سنت 01
٤٤٠ ص
(٤٣٨)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 02
٤٤١ ص
(٤٣٩)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 02
٤٤٢ ص
(٤٤٠)
اهميت امامت و ولايت از منظر قرآن و سنت ـ خانه معلم تهران 01
٤٤٣ ص
(٤٤١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٤ ص
(٤٤٢)
شبهات حول ولايت ائمه (عليهم السلام)
٤٤٥ ص
(٤٤٣)
فتوحات بني اميه
٤٤٦ ص
(٤٤٤)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٤٧ ص
(٤٤٥)
مصاحبه با خبرگزاري ايكنا در استان سيستان و بلوچستان
٤٤٨ ص
(٤٤٦)
سخنراني در همايش فرهنگيان استان در خانه معلم زاهدان
٤٤٩ ص
(٤٤٧)
سخنراني در همايش حكمت مطهر در استان سيستان و بلوچستان
٤٥٠ ص
(٤٤٨)
ديدار با نخبگان استان سيستان و بلوچستان
٤٥١ ص
(٤٤٩)
همايش شبهه شناسي حوزه علميه امام جعفر صادق (ع) زاهدان
٤٥٢ ص
(٤٥٠)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني در مجله حوزه
٤٥٣ ص
(٤٥١)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 2
٤٥٤ ص
(٤٥٢)
مصاحبه آقاي واعظ زاده خراساني 1
٤٥٥ ص
(٤٥٣)
نقش نبي مكرم (ص) در اعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 2
٤٥٦ ص
(٤٥٤)
نقش نبي مكرم (ص) در إعتلاي فرهنگ جامعه بشريت 1
٤٥٧ ص
(٤٥٥)
غلو در مذهب اهل سنت
٤٥٨ ص
(٤٥٦)
تبليغات و تهاجم وهابيت در داخل كشور
٤٥٩ ص
(٤٥٧)
بهترين روش برخورد با تهاجم وهابيت
٤٦٠ ص
(٤٥٨)
علل پيدايش فرق اسلامي و جديدترين تهاجم بر ضد شيعه
٤٦١ ص
(٤٥٩)
اهانت به همسران رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
٤٦٢ ص
(٤٦٠)
تحريف قرآن
٤٦٣ ص
(٤٦١)
تحريف قرآن
٤٦٤ ص
(٤٦٢)
مسأله رجعت
٤٦٥ ص
(٤٦٣)
خطبه غدير از منظر اهل سنت در جمع دانشجويان دانشگاه امير كبير
٤٦٦ ص
(٤٦٤)
پاسخ به شبهه اختلاف در ميان فرق شيعه
٤٦٧ ص
(٤٦٥)
پاسخ به شبهه تكفير مسلمانان توسط شيعيان
٤٦٨ ص
(٤٦٦)
إرتداد أصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)
٤٦٩ ص
(٤٦٧)
پاسخ به شبهات غدير 01
٤٧٠ ص
(٤٦٨)
بررسي حديث ثقلين 02
٤٧١ ص
(٤٦٩)
اصحاب رده 01
٤٧٢ ص
(٤٧٠)
بررسي حديث ثقلين 01
٤٧٣ ص
(٤٧١)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 03
٤٧٤ ص
(٤٧٢)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 02
٤٧٥ ص
(٤٧٣)
پاسخ به شبهات غدير 02
٤٧٦ ص
(٤٧٤)
سقيفه، سر آغاز تمام اختلافات 01
٤٧٧ ص
(٤٧٥)
عمر بن الخطاب و انكار رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله)
٤٧٨ ص
(٤٧٦)
بررسي حديث قرطاس 04
٤٧٩ ص
(٤٧٧)
بررسي حديث قرطاس 03
٤٨٠ ص
(٤٧٨)
بررسي حديث قرطاس 02
٤٨١ ص
(٤٧٩)
بررسي حديث قرطاس 01
٤٨٢ ص
(٤٨٠)
تخلف از جيش اسامه ، نخستين اختلاف در بين مسلمين
٤٨٣ ص
(٤٨١)
نقش پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در ايجاد وحدت بين مسلمانان
٤٨٤ ص
(٤٨٢)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 04
٤٨٥ ص
(٤٨٣)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 03
٤٨٦ ص
(٤٨٤)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 02
٤٨٧ ص
(٤٨٥)
توسل از ديدگاه قرآن، سنت و سيره صحابه 01
٤٨٨ ص
(٤٨٦)
فتواي علماء وهابيت در رابطه با تخريب قبور
٤٨٩ ص
(٤٨٧)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 03
٤٩٠ ص
(٤٨٨)
عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 02
٤٩١ ص
(٤٨٩)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 02
٤٩٢ ص
(٤٩٠)
پاسخ به شبهات نشريات دانشگاه امير كبير 01
٤٩٣ ص
(٤٩١)
تشرّف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 02
٤٩٤ ص
(٤٩٢)
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
٤٩٥ ص
(٤٩٣)
تشرف ملا محمد شريف زاهدي به مذهب تشيع 01
٤٩٦ ص
(٤٩٤)
شناخت شخصيت معاويه
٤٩٧ ص
(٤٩٥)
خير البريه
٤٩٨ ص
(٤٩٦)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 02
٤٩٩ ص
(٤٩٧)
فتواي مفتيان و علماء وهابيت مبني بر وجوب تخريب بارگاه ائمه (عليهم السلام) و أولياء خدا 01
٥٠٠ ص
(٤٩٨)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 02
٥٠١ ص
(٤٩٩)
امام حسين (عليه السلام) و إبن تيميه 01
٥٠٢ ص
(٥٠٠)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 02
٥٠٣ ص
(٥٠١)
شناخت شخصيت أمير المؤمنين (عليه السلام) 01
٥٠٤ ص
(٥٠٢)
پاسخ به سوالات پيرامون حضرت خديجه (سلام الله عليها)
٥٠٥ ص
(٥٠٣)
وظيفه شيعيان در برابر تهاجم ها
٥٠٦ ص
(٥٠٤)
زندگينامه ابن تيميه
٥٠٧ ص
(٥٠٥)
اوصيا و جانشينان پيامبران (عليهم السلام)
٥٠٨ ص
(٥٠٦)
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
٥٠٩ ص
(٥٠٧)
پاسخ به سؤالات
٥١٠ ص
(٥٠٨)
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١١ ص
(٥٠٩)
پاسخ به شبهات پيرامون أمير المؤمنين (عليه السلام)
٥١٢ ص
(٥١٠)
پاسخ به شبهاتي پيرامون تحريف قرآن، ازدواج موقت
٥١٣ ص
(٥١١)
ديدگاه شيعه و سني درباره حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٤ ص
(٥١٢)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 01
٥١٥ ص
(٥١٣)
وهابيت از منظر عقل و شرع ـ تاريخچه وهابيت 02
٥١٦ ص
(٥١٤)
نقش خليفه اول در به شهادت رساندن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٧ ص
(٥١٥)
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥١٨ ص
(٥١٦)
امامت ائمه (عليهم السلام) در قرآن
٥١٩ ص
(٥١٧)
حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و بيعت با ابوبكر
٥٢٠ ص
(٥١٨)
اهميت بحث در مورد وهابيت و هجمه وهابيت عليه شيعه
٥٢١ ص
(٥١٩)
وحدت
٥٢٢ ص
(٥٢٠)
توسل
٥٢٣ ص
(٥٢١)
كارنامه عملي وهابيت 01
٥٢٤ ص
(٥٢٢)
كارنامه عملي وهابيت 02
٥٢٥ ص
(٥٢٣)
تكفير شيعيان توسط وهابيت
٥٢٦ ص
(٥٢٤)
شناخت وهابيت
٥٢٧ ص
(٥٢٥)
عصر ظهور وهابيت
٥٢٨ ص
(٥٢٦)
بررسي حديث دوات و قلم 02
٥٢٩ ص
(٥٢٧)
بررسي حديث دوات و قلم 01
٥٣٠ ص
(٥٢٨)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 02
٥٣١ ص
(٥٢٩)
پاسخ به شبهات پيرامون امامت و خلافت 01
٥٣٢ ص
(٥٣٠)
پاسخ به شبهه انفكاك امامت و خلافت
٥٣٣ ص
(٥٣١)
صحبتهاي آيت الله ميلاني در نقد مقاله هفته نامه افق
٥٣٤ ص
(٥٣٢)
گفتگو با آيت الله اشتهاردي درباره كتاب كشکول زمان
٥٣٥ ص
(٥٣٣)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 02
٥٣٦ ص
(٥٣٤)
بررسي تاريخي شبهات ضد شيعه 01
٥٣٧ ص
(٥٣٥)
شهادت حضرت علي (عليه السلام)
٥٣٨ ص
(٥٣٦)
چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
٥٣٩ ص
(٥٣٧)
انتقاد حضرت علي (عليه السلام) از خلفاء
٥٤٠ ص
(٥٣٨)
مهدويت 03
٥٤١ ص
(٥٣٩)
مهدويت 02
٥٤٢ ص
(٥٤٠)
مهدويت 01
٥٤٣ ص
(٥٤١)
اميرالمومنين (عليه السلام) - مولود كعبه
٥٤٤ ص
(٥٤٢)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٥ ص
(٥٤٣)
ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٦ ص
(٥٤٤)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٧ ص
(٥٤٥)
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٤٨ ص
(٥٤٦)
رؤساي مذاهب أهل سنت 01
٥٤٩ ص
(٥٤٧)
امام صادق (عليه السلام)
٥٥٠ ص
(٥٤٨)
قرآن و سنت 02
٥٥١ ص
(٥٤٩)
حضرت أبو طالب (عليه السلام) 01
٥٥٢ ص
(٥٥٠)
تحليل مناظره جلسه قبل مولوي مراد زهي و استاد حسيني قزويني
٥٥٣ ص
(٥٥١)
پاسخ به شبهات پيرامون عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) 03
٥٥٤ ص
(٥٥٢)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٥ ص
(٥٥٣)
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
٥٥٦ ص
(٥٥٤)
أصحاب ردّه 02
٥٥٧ ص
(٥٥٥)
هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
٥٥٨ ص
(٥٥٦)
افسانه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل
٥٥٩ ص
(٥٥٧)
رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)
٥٦٠ ص
(٥٥٨)
مناظره استاد حسيني قزويني با آقاي ملازاده - امامت و خلافت
٥٦١ ص
(٥٥٩)
پاسخ به سوالات پيرامون امام حسن مجتبي (عليه السلام)
٥٦٢ ص
(٥٦٠)
پاسخ به شبهات توسل
٥٦٣ ص
(٥٦١)
تكفير از منظر قرآن
٥٦٤ ص
(٥٦٢)
بدعت از نظر قرآن
٥٦٥ ص
(٥٦٣)
حقايقي پنهان از ازدواج ام كلثوم با عمر
٥٦٦ ص
(٥٦٤)
جهل ابوبکر به آيات قرآن (جهل او نسبت به کلمه «ابّاً») (عبس/31)
٥٦٧ ص
(٥٦٥)
دلالت ليلة المبيت بر افضليت علي عليه السلام بر ديگران (بقره 207)
٥٦٨ ص
(٥٦٦)
با محوريت حديث ثقلين (2) اقوال علماي اهل سنت در دلالت حديث
٥٦٩ ص
(٥٦٧)
تکفير مسلمانان توسط وهابيت
٥٧٠ ص
(٥٦٨)
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
٥٧١ ص
(٥٦٩)
نقشههاي دشمنان اسلام براي از بين عزاداري سيد الشهداء عليه السلام
٥٧٢ ص
(٥٧٠)
توسل از ديدگاه علماي اهل سنت
٥٧٣ ص
(٥٧١)
عرضه اعمال زندگان بر رسول اکرم ﴿ص﴾
٥٧٤ ص
(٥٧٢)
مناظرات امام رضا علیه السلام در باب امامت و توحید
٥٧٥ ص
(٥٧٣)
استدلال وهابیت به آیات قرآن برای انکار توسل و پاسخ آن
٥٧٦ ص
(٥٧٤)
دیدگاه علمای اهل سنت درباره منکرین توسل به رسول خدا (ص)
٥٧٧ ص
(٥٧٥)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه
٥٧٨ ص
(٥٧٦)
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
٥٧٩ ص
(٥٧٧)
با محوريت حديث ثقلين (3) بررسي ناقلين حديث
٥٨٠ ص
(٥٧٨)
اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
٥٨١ ص
(٥٧٩)
آرزوي عمر اي کاش از سه چيز از پيامبر اکرم (ص) سوال ميکردم
٥٨٢ ص
(٥٨٠)
وهابيت و توحيد 01 - توحید از دیدگاه ابن تیمیه
٥٨٣ ص
(٥٨١)
دیدگاه وهابیت پیرامون عزاداری
٥٨٤ ص
(٥٨٢)
وقایع بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله
٥٨٥ ص
(٥٨٣)
دلایل کنار گذاشتن امیرالمومنین علی علیه السلام
٥٨٦ ص
(٥٨٤)
حدیث ولایت با تعابیر مختلف در منابع اهل سنت
٥٨٧ ص
(٥٨٥)
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
٥٨٨ ص
(٥٨٦)
بررسي روايت «کتاب الله و سنتي» در منابع اهل سنت
٥٨٩ ص
(٥٨٧)
انکار امامت و مرگ جاهلیت (2)
٥٩٠ ص
(٥٨٨)
توسل و شلاق خوردن یک ایرانی در مسجد النبی به خاطر یا علی گفتن
٥٩١ ص
(٥٨٩)
داستان کشتن عثمان و دیدگاه وهابی ها در باره آن
٥٩٢ ص
(٥٩٠)
خواستگاری از دختر ابوجهل / ازدواج موقت
٥٩٣ ص
(٥٩١)
عبدالله بن سبأ (3)
٥٩٤ ص
(٥٩٢)
عبدالله بن سبأ (2)
٥٩٥ ص
(٥٩٣)
عبدالله بن سبأ (1)
٥٩٦ ص
(٥٩٤)
وهابیت و رضاع کبیر
٥٩٧ ص
(٥٩٥)
بیوگرافی ابن تیمیه، بینانگذار فکری وهابی
٥٩٨ ص
(٥٩٦)
ریشههای فکری وهابیت
٥٩٩ ص
(٥٩٧)
ریشههای وهابیت در تاریخ
٦٠٠ ص
(٥٩٨)
دیدگاه علمای اهل سنت در باره ابن تیمیه (1)
٦٠١ ص
(٥٩٩)
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
٦٠٢ ص
(٦٠٠)
بررسی حدیث اللهم ادر الحق مع علی حیث ما دار
٦٠٣ ص
(٦٠١)
پاسخ به نقدهای دکتر احمد الطیب نسبت به مذهب شیعه
٦٠٤ ص
(٦٠٢)
وحدت ازدیدگاه قران واهل بیت
٦٠٥ ص
(٦٠٣)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٦ ص
(٦٠٤)
تکفیر مسلمانان توسط وهابیت به خاطر توسل
٦٠٧ ص
(٦٠٥)
وهابیت از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٠٨ ص
(٦٠٦)
آیه مباهله (1)
٦٠٩ ص
(٦٠٧)
ویژه شهادت امام محمد باقر (علیه السلام)
٦١٠ ص
(٦٠٨)
آیه مباهله (2)
٦١١ ص
(٦٠٩)
بررسی حدیث علی مع الحق در کتب اهل سنت
٦١٢ ص
(٦١٠)
فضائل حضرت خدیجه در کتب اهل سنت
٦١٣ ص
(٦١١)
روایاتی درباره وصایت حضرت علی و بررسی سند آنها
٦١٤ ص
(٦١٢)
بررسی شبهات حدیث «عمار یدور مع الحق»
٦١٥ ص
(٦١٣)
فدک
٦١٦ ص
(٦١٤)
حدیث وصایت
٦١٧ ص
(٦١٥)
مظلومیت و شهادت حضرت علی از زبان پیامبر در کتب اهل سنت
٦١٨ ص
(٦١٦)
ویژه شهادت امام جواد (علیه السلام)
٦١٩ ص
(٦١٧)
اعتراف علماي اهل سنت و عايشه به فضيلت علي(ع)
٦٢٠ ص
(٦١٨)
نهي شديد صحابه و علي (ع) به عايشه در برپايي جنگ جمل
٦٢١ ص
(٦١٩)
در اثبات بوجود آمدن تشيع در زمان و زبان رسول خدا(ص)
٦٢٢ ص
(٦٢٠)
ویژه برنامهی تخریب نمازخانه پونک
٦٢٣ ص
(٦٢١)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن-1
٦٢٤ ص
(٦٢٢)
حدیث وصایت و تحریفات پیرامون آن -2
٦٢٥ ص
(٦٢٣)
وحشت وهابيون از گسترش تشيع
٦٢٦ ص
(٦٢٤)
استغاثه صحابه به رسول خدا (ص) در جنگها
٦٢٧ ص
(٦٢٥)
بررسی واقعه منا و جنایات آل سعود در تاریخ
٦٢٨ ص
(٦٢٦)
شیوه های مطالبه فدک توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٢٩ ص
(٦٢٧)
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
٦٣٠ ص
(٦٢٨)
اثبات «غصب فدک» از منابع اهل سنت!
٦٣١ ص
(٦٢٩)
غضب حضرت زهرا (سلام الله علیها) و عدم قبول شاهدانش در داستان فدک!
٦٣٢ ص
(٦٣٠)
شهادت بزرگان اهل سنت؛ بر داخل نبودن زنان پیغمبر، در آیه تطهیر!
٦٣٣ ص
(٦٣١)
چرائی عدم قبول شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در داستان فدک!
٦٣٤ ص
(٦٣٢)
حدیث «علی مع الحق» ، شاهدی بر صداقت امیرالمؤمنین در قضیه «فدک»
٦٣٥ ص
(٦٣٣)
ولادت، امامت و مقام حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در قرآن و در دیدگاه علمای اهل سنت
٦٣٦ ص
(٦٣٤)
چرا پیامبر اکرم، «فدک» را فقط به حضرت زهرا بخشید!؟
٦٣٧ ص
(٦٣٥)
مسئله ارتداد صحابه در منابع اهل سنت؛ و سؤالات متنوع بینندگان برنامه
٦٣٨ ص
(٦٣٦)
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
٦٣٩ ص
(٦٣٧)
* شبهه «ابن کثیر» در مورد آیه ذوی القربی و بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها)
٦٤٠ ص
(٦٣٨)
* گفتگوی صریح و بی پرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) با ابوبکر، پیرامون فدک!
٦٤١ ص
(٦٣٩)
آیا کلمه «ولی»، به معنای خلافت و رهبری مسلمین است!؟
٦٤٢ ص
(٦٤٠)
داستان ولادت امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خانه کعبه، در کتب اهل سنت
٦٤٣ ص
(٦٤١)
دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)
٦٤٤ ص
(٦٤٢)
تصریح امیرالمؤمنین به «امامت» «وصایت» و غصب خلافت خویش! در «نهج البلاغه»!
٦٤٥ ص
(٦٤٣)
استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!
٦٤٦ ص
(٦٤٤)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (1)
٦٤٧ ص
(٦٤٥)
استدلال امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به خلافت و امامت خویش در زمان عثمان!
٦٤٨ ص
(٦٤٦)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
٦٤٩ ص
(٦٤٧)
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (3)
٦٥٠ ص
(٦٤٨)
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
٦٥١ ص
(٦٤٩)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (1)
٦٥٢ ص
(٦٥٠)
شجاعت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در منابع شیعه و اهل سنت (2)
٦٥٣ ص
(٦٥١)
چرا فضائل امیرالمؤمنین، در منابع و کتب اهل سنت کمتر نقل شده است!؟
٦٥٤ ص
(٦٥٢)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (3)
٦٥٥ ص
(٦٥٣)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (1)
٦٥٦ ص
(٦٥٤)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (4)
٦٥٧ ص
(٦٥٥)
نقد و بررسی ریشه های انفجار و تخریب قبر پیامبر اسلام، انبیاء و اولیای الهی (5)
٦٥٨ ص
(٦٥٦)
سیره بزرگان اهل سنت در برخورد با حرم امامان معصوم (علیهم السلام)
٦٥٩ ص
(٦٥٧)
دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)، پیرامون صحابه پیغمبر!
٦٦٠ ص
(٦٥٨)
شخصیت بزرگوار امام رضا (سلام الله علیه) از دیدگاه علمای اهل سنت
٦٦١ ص
(٦٥٩)
استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس برای امامت و خلافت خویش
٦٦٢ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص

سخنرانی - سخنرانی - الصفحة ٨٨ - اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند

اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند

کد مطلب: ١١١٨٣ تاریخ انتشار: ٢٧ بهمن ١٣٩٢ - ١١:٥٠ تعداد بازدید: ٨ سخنراني ها » شبکه ولايت اعتراف عمر به جهلش نسبت به برخی از مسائل و اعتراف به اینکه همه مردم از عمر فقیه تر هستند
حبل المتین٩٢/١١/٢٧

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاريخ: ٩٢/١١/٢٧

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

بسم الله الرحمن الرحیم.

با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد سلام عرض می کنم بینندگان عزیز هر کجای عالم هستید امیدوارم که در صحت و عافیت باشید ممنون هستیم که برنامه ی حبل المتین را در میان این همه برنامه ها و شبکه ها انتخاب می کنید و این هم نشان از توجه شما به مسائل مذهبی و علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام است. خدا را سپاس می گوییم به خاطر این که توفیق داد در این قرن بتوانیم فصل جدیدی را ایجاد کنیم. و برگ از حقانیت و مظلومیت اهل بیت علیهم السلام را ان شاء الله هویدا کنیم. و ان شاء الله تقدیم شما بشود این برنامه هایی که ذکر اهل بیت علیهم السلام است و روشن گری می کند و بیان می کند مشکلاتی که در صدر اسلام بوجود آمده است. و در پایان حقانیت و مظلومیت اهل بیت علیهم السلام را.

امیدواریم که عزیزانی که بیننده ی برنامه ی ما هستند استفاده ببرند از این برنامه و ان شاء الله مرضی رضای خدا باشد این نوع برنامه ی ما.

سپاس گذاری می کنم مجددا و در خواست می کنم که تا پایان برنامه همراه ما باشید. برنامه ی حبل المتین در هفته یک شب تقدیم شما عزیزان می شود. و در سلسله مباحثی که به صورت سلسله وار تقدیم شما عزیزان می شود موضوع خاصی پیگیری می شود و این موضوع هم که بحث امامت از نگاه عقلی است تقدیم شما عزیزان می شود. و امیدواریم که عزیزانی که پیگیری می کنند این مطالب را مورد استفاده ی شان قرار بگیرد ما در این مطالبی که خدمت شما عرض می شود توسط کار شناس عزیز برنامه خواهش می کنیم عزیزان مخصوصا برادران عزیز اهل سنت ما توجه خاصی بکنند بدون تعصبات این مباحث را پیگیری کنند ما قصد جسارت بی ادبی و توهین نداریم و خدا می داند که فقط می خواهیم این مباحث خیلی نزدیک تر بشود و حقایق و عزیزان ما خودشان بروند قضاوت کنند و عمده مطالبی هم که تقدیم شما عزیزان می شود از کتب برادران اهل سنت است در هر صورت شما خودتان باید بیشتر آن را توجه بفرمایید.

گر چه خطوط وهابیت را کاملا جدا می دانیم از آقایان اهل سنت و خواهش می کنیم عزیزان اهل سنت هم به این قضیه توجه کنند و از شیعیان عزیز هم خواهش می کنیم که باز تعصبات را کنار بگذارند و منطقی این مباحث را نگاه کنند و کاملا دوستانه و برادرانه به این مباحث بپردازند. و امیدوار هستیم که عزیزان ما توجه خاصی کنند و الحمد لله این گونه است. و از خداوند هم می خواهیم که توفیقات ما را در این برنامه و در این شبکه روز افزون کند بفرماید.

ان شاء الله. تا پایان برنامه همراهی می فرمایید. و ما در خدمت کار شناس عزیز حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. سلام و عرض ادب داریم خدمت استاد عزیزم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته. بنده هم خدمت همه ی بینندگان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که ما را میهمان کانون گرم و با صفای خانواده ی خویش قرار داده اند خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت بیش از بیش برای شما گرامیان از خدای منان خواهانم خدا را به آبروی محمد و آل محمد سوگند می دهم حوائج همه ی شما و ما را بر آورده کند گرفتاری های ما را. بر طرف کند. دعا هایمان را به اجابت برساند و همه ی ما را به آن راهی که رضای خودش و رضای ولی اش در آن است. رهنمون کند ان شاء الله.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم از شما و سپاس گذار هستیم از این فرصتی که در اختیار ما قرار داده اید حضرت استاد. و اگر خاطر شریف شما بینندگان فهیم ما باشد ما در سلسله مباحثی که تقدیم شما می کردیم در این برنامه ها بحث عدله عقلی امامت بود که خیلی هم طول کشیده است. و به هر صورت مباحث علمی است. و می طلبد که این مباحث ادامه دار باشد و ما سه شاخص را حضرت استاد بیان کردند برای بحث عدله ی عقلی امامت و امامت از دیدگاه اهل سنت. که علم و شجاعت و عدالت بود که من خواهش می کنم از حضرت استاد اگر لطف بفرمایند یک مختصری از مباحث گذشته را عنایت بفرمایند و با بینندگان عزیزما ارتباطی برقرار بشود. و ان شاء الله من سوالات را از حضرت عالی می پرسم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

         اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله و لعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله. اففذ امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولا و نعم المسیر یا ابا صالح المهدی ادرکنی. و یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله.

همان طوری که برادر عزیز و بزرگوارم جناب آقای محسنی اشاره کردند. بحث ما در این جا باز گو کردن واقعیات تاریخی است. و بیان کردن مطالبی است که در کتب اهل سنت آمده است و بعضا هم از کتب شیعه هم اشاره ای می کنیم. و قصد جسارت هم نیست. و هر گونه جسارت و اهانت به مقدسات اهل سنت را ما گناه نابخشودنی و گناهی بزرگ می دانیم و خود را ملتزم می دانیم که به این عمل کنیم.

و از طرفی هم خودمان را هم معصوم نمی دانیم بارها هم گفته ایم اشتباه می کنیم و کردیم و خواهیم کرد. ولی این شهامت را داریم اگر یک موردی ثابت بشود که ما اشتباه کرده ایم. به کمال صراحت اعتراف می کنیم به آن و پوزش می طلبیم و تلاش می کنیم که جبران کنیم. البته من قبل از این که این سوال جناب آقای محسنی را پاسخ می دهم.

جناب آقای محسنی وقتی که مسافرت می رویم مخصوصا خارج از کشور وقتی که بر می گردیم ما را استنطاق می کشند که آقا گزارشی از سفرتان به ما بدهید. این دفعه ایشان دو سه هفته مسافرت علمی و تبلیغی داشتند به خارج از کشور و هیچ گونه گزارشی ندادند و سوغاتی هم برای ما که نیاورده اند حالا نمی دانم برای بینندگان عزیز چیزی را به عنوان سوغاتی دارند یا ندارند من نمی دانم.

ولی ما الآن از ایشان تشکر می کنیم. و موفقیت ایشان و همه ی همکاران و شما گرامیان را از خداوند متعال می خواهیم بحث ما بعد از این که عدله ی امامت امیر المومنین از قرآن و سنت مطرح کردیم و رسیدیم به عدله ی عقلی و در عدله ی عقلی اقوالی را نقل کردیم که بزرگان اهل سنت می گویند در امام سه تا شرط و ویژگی باید باشد. أعلمیت اهل زمان که بتواند پاسخگوی تمام مسائل علمی و معضلات فقهی باشد و از هر گونه شبهاتی که وارد حوزه ی علمی می شود پاسخ گو باشد. شجاع ترین انسان ها باشد در برابر هجوم به کیان اسلام و کشور اسلامی بتواند دفاع کند. و عادل ترین انسان ها باشد که بتواند از ظلم و جور ستم جلو گیری کند و عدل و مساولات را میان مردم برقرار کند و ما روایات متعددی از نبی گرامی در رابطه با اعلمیت امیرالمومنین آورده ایم. و مطالبی از قول صحابه که علی بن ابی طالب.

أعلم الناس بالسنة.

آورده ایم از قول تابعین آورده ایم فقهای بزرگ اهل سنت آورده ایم و جایگاه علمی خلیفه ی اول را با سند های معتبر و صحیح نسبت به تفسیرقرآن نسبت به قضیه ی ارث جعده و امثال این آورده ایم. و هم چنین از جناب خلیفه ی دوم با احترام به این بزرگان اهل سنت بدون کوچک ترین جسارت آورده ایم و قضاوت را هم به عهده ی بینندگان عزیز و گرامی گذاشته ایم. و قضاوت را هم به عهده ی بینندگان عزیز و گرامی گذاشته ایم. و هیچ گونه داوری هم نکردیم.

که البته این را هم ما بار ها گفته ایم که یکی از اهداف بزرگ ما این است که بچه شیعه های ما که پای تلویزیون نشسته اند از مبانی اعتقادی شیعه آگاه باشند اگر یک دفعه بحثی صورت می گیرد با عزیزان اهل سنت یا با وهابی ها بدانند که آن ها چه عدله ای دارند و پاسخ آن ها هم چیست. و در کنارش هم حجت برای همگان تمام بشود و از جناب خلیفه ی دوم مطلب را آورده ایم که حاکم نیشابوری در مستدرک شان ج ٢ ص ٣٣٢ می گوید که روایت صحیح است که جناب خلیفه ی دوم می گوید من سه تا مطلب فراموش کرده ام که از پیغمبر سوال کنم و ای کاش که سوال کرده بودم. و اگر سوال کرده بودم از شتراان سرخ مو برای من با ارزش تر بود.

یکی این که ای کاش سوال کرده بودند که یا رسول الله خلیفه ی بعد از شما چه کسی است. این خیلی پیام دارد و خیلی مطلب در آن خوابیده است. و از این که آیا کسی اعتراف به زکات کند ولی ندهد آیا کشتن اش واجب است یا واجب نیست. قضیه ی اصحاب رده ای که هزاران انسان کشته شد. و یکی این که ارث کلاله چگونه است؟

این عبارتی است که جناب حاکم نیشابوری و ابن کثیر و دیگران این را آورده اند و با سند های صحیح هم آورده اند. و بعد آمده ایم بحث تیمم را مطرح کرده ایم که کسی از جناب خلیفه ی دوم می پرسد من جنوب شده ام تکلیفه من چه است؟

ایشان به صراحت گفت:

لا تصله.

تو حق نداری نماز بخوانی و نمازت را ترک کن.

راحت بگیر بخواب تا هر وقتی که غسل کردی نماز بخوان و عمار اعتراض کرد به این قضیه.

و در حدیث مسلم ح ١٠٦ در ج ١ ص ١٩٣ مفصل جناب مسلم آورده است. و روایت مسلم هم که دیگر روایتی است که قابل خدشه کردن نیست. با این که قضیه ی تییم در خود قرآن آمده است حالا ان شاء الله ما جواب آقای ابن تیمیه را که می آید از جناب خلیفه ی دوم دفاع می کند و مقایسه می کنید با بعضی از مسائل دیگر در آن جا ان شاء الله جواب ابن تیمیه را هم خواهیم داد.

که می گوید این اجتهاد بود جناب خلیفه ی دوم کرده بود چه اشکالی دارد یک مجتهد فاضل از نظرات مجتهد غیر فاضل هم استفاده کند و می گوید شکی نیست. که جناب خلیفه ی دوم اعلم امت، افقه امت، افضل امت بوده است. این قضیه ی تیمم در قرآن سوره ی نساء آیه ی ٤٣ به صراحت آورده است آقای ابن تیمیه.

که قرآن می گوید:

أو لامستم النسآء.

چند مورد دارد یکی از مواردی که می گوید با همسران تان هم بستر شدید.

فلم تجدوا مآء فتیمموا صعیدا.

اگر جنوب شدید و آبی پیدا نکردید تیمم کنید.

این بحث اش به قضیه ی هدهد حضرت سلیمان و غیره اصلا چه ارتباطی دارد. یا قضیه ی حضرت موسی آخر این ها چه ارتباطی دارد آقای ابن تیمیه؟

نمی دانم عقل خودت را از دست داده ای یا به عقل مخاطبین خودت ارزش قائل نیستی تصور می کنید که هر چه که به ذهنت آمد به صورت وحی منزل است و مخالفین ات را که همه را با یک چوب داری مشرک قلمداد می کنی.

حالا ان شاء الله ما شاید در جلسات بعدی مطرح کنیم این آقایان کار شناس های وهابی که نه فرصت دارند و نه سوادش را دارند که بیایند ببینند که علمای اهل سنت در دفاع از عدم آگاهی خلفا نسبت به احکام چه دفاعی کرده اند. این دلیل بر این که واقعا شبکه ی ولایت با کمال انصاف مطالب را نقل می کند و دفاع بزرگان اهل سنت را هم نقل می کند. که آقا این روایات.

و این هم نظریه ی بزرگان اهل سنت فقهای بزرگ مثل ابن قیم جوزیه و مثل آلوسی و مثل قرطبی و غیره که آمده اند دفاع چگونه کرده اند.

در حقیقت سطح معلومات آقایان اهل سنت هم می آید بالا.

بار ها بوده که حتی از دانشجویان اهل سنت یا بعضی از طلبه ها که در نمایشگاه من را دیده اند گفتند فلانی بعضی از مطالبی که شما مطرح می کنید ما با این که چند سالی است که در حوزه هستیم این مطالب به گوش مان نرسیده است. و ما تشکر می کنیم که خدای عالم یک همچنین توفیقی را به ما داده است.

هذا کله من فضل ربی.

و همچنین قضیه ی استیضان بود که جناب خلیفه ی دوم گفت من چون مشغول کار های تجارت و بازار بودم و این مخفی مانده است. از پیغمبر نشنیده بودم ابو موسی اشعری تهدید کرد که اگر دلیل نیاورد و یا شاهد نیاورید که یک هم چنین روایتی از پیغمبر است. تو را چنین و چنان می کنیم. و قضیه ی این که از عمر نقل می کنند که اگر کسی بر مرده اش گریه کند باعث عذاب او می شود. که خود عایشه امر المومنین می آید اعتراض می کند و می گوید که این قضیه بر خلیفه ی دوم مخفی مانده است.

و قضیه رجم زن مجنونه ای بود که امیر المومنین گفت که چرا این را رجم می کنید سنگ سار می کنید خدای عالم قلم را از مجنون برداشته است. تکلیف ندارد و یکی از مواردی که جناب خلیفه ی دوم گفت:

لو لا علیا لهلک عمر.

این قضیه در صحیح بخاری مفصل آمده است. در ص٢٤٩٩ در این نشر دار ابن کثیر یمانی بیروت و ابو داود سجستانی مفصل قضیه را نقل کرده است. گر چه بخاری یک اشاره ای کرده است و رد شده است. و این را ما ٤٣٩٩ در این سنن ابی داود با چاپ جدیدی که آورده است ج ٤ ص ١٤٠ و هم چنین که جناب خلیفه ی دوم که یک خانمی که شش ماه بچه به دنیا آورده بود گفت این حتما رفته است و زنا کرده است. داشت او را سنگ سار می کرد امیر المومنین سلام الله علیه آمد و آیه ی شریفه ی.

و حمله و فصاله ثلاثون شهرا.

را خواند.

و الوالدات یرضع أولاد هن حولین کاملین.

گفت این نشان می دهد بر این که حداقل شش ماه بیشتر نیست.

این قضایایی بود که ما مفصل در جلسات گذشته که حضرت عالی تشریف نداشتید و خلاصه ما این ها را مطرح کردیم و خلاصه ای از بحث گذشته ی ما بود و من تقاضا می کنم. از بزرگواران اهل سنتت از فضلا و از علما و از اساتید دانشگاه و طلاب بزرگوار اگر نقطه نظری دارند ما نمی گوییم این که ما نگاه نمی کنیم. وحی منزل است صحیح صد در صد است.

بیایند مناقشه کنند صحبت کنند و ما هم حرف مان را می زنیم و الزامی هم نداریم این که ما می گوییم عزیزان اهل سنت قبول کنند نه این به ذهن ما می رسد و این مطالبی است که از کتاب های شما ما مطالعه می کنیم. به دست می آوریم و دسته بندی می کنیم. و در اختیار شما قرار می دهیم. حالا شما قبول بکنید یا نکنید این دیگر اختیار با خود شما بزرگواران است.

ولی ما دوست داریم اگر عزیزان اهل فاضل بیایند روی خط و مناقشه کنند عرایضی که ما داریم اشکال کنند و ما هم جواب بدهیم و داوری را هم به عهده ی مخاطبین گرامی وا گذار می کنیم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

سپاس گذاری می کنم حضرت استاد ممنون هستیم از شما.

حاج آقا اگراجازه بفرمایید من سوال را این طوری شروع کنم با مقدمه ای که حضرت عالی فرمودید و من خواهش می کنم از برادران عزیز اهل سنت مان خدای نکرده این ها را با این که حضرت استاد هم بار ها این را اشاره کرده بودند. جسارت نبینند چون ما وقتی داریم بحث عدله ی عقلی امامت را می کنیم و بحث علم را مطرح می کنیم از آن طرف عرض کردیم که جایگاه علمی حضرت امیر میان صحابه این گونه بود و حضرت علی.

افقه الناس.

بود و اعتقاد ما این است که وقتی می گوییم جانشین پیغمبر باید یک کسی باشد که از صحابه باشد حضرت علی را برای این کار انتخاب می کنیم و یا اگر حدیثی روایتی و یا آیه ای باشد این را داریم انتخاب می کنیم. از آن طرف می خواهیم عدله ی برادران اهل سنت را هم مطرح کنیم که اگر می گوییم خلیفه ی اول و خلیفه ی دوم این گونه هستند این خدای نکرده جسارت نباشد که حالا من سوال از حضرت استاد می پرسم. خدای نکرده می خواهیم جسارت می کنیم ما احترام می گذاریم به مقدسات برادران اهل سنت ولی از جهت علمی این نوع از سوالات را از حضرت استاد می پرسیم و خواهش می کنیم که حضرت استاد هم ان شاء الله لطف کنند جواب به ما بدهند که از این مواردی که حالا بعضی ها را هم حاج آقا اشاره کردند. و در جلسات قبل تقدیم شما عزیزان شد.

حاج آقا یکی از مواردی که بنده می خواهم از حضرت عالی سوال کنم همین عدم آگاهی خلیفه ی دوم جناب آقای عمر است. که موضوع مقدار مهریه بود که یک زنی اعتراض کرد و یک عبارتی را هم گفت که در کتب برادران اهل سنت هم است.

کل الناس افقه من عمر حتی النساء.

آیا این قضیه اصلا درست است یا درست نیست. و یا این روایت اصلا صحیح است. اصلا در کتب شان آمده است این چگونه است ؟

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

بله. یکی از مواردی که آمده است و عزیزان اهل سنت خیلی مفصل نقل کرده اند شاید من همین تعبیر را زده ام در نرم افزار الجامع الکبیر دیدم که بالای ٥٠ کتاب از کتاب های معتبر اهل سنت این عبارت را آقایان آورده اند مفسرین آورده اند مورخین آورده اند. اصحاب صحاح سنن مسانید همه آورده اند در این جا اگر دوستان مانیتور من را محبت کنند من از خود ابن کثیر دمشقی که یک آدم سنی و هم سلفی است. و هم متعصب است.

ایشان این روایت را نقل می کند با سند خودش از شعبی از مسروق می گوید:

رکب عمر بن الخطاب منبر رسول الله صلی الله علیه و سلم.

خلیفه ی دوم بر بالای منبر پیغمبر رفت گفت:

یا أیه الناس ما أکثارکم فی صداق النساء.

چرا این همه مهریه ی زنان را زیاد می کنید.

حالا من این را اشاره خواهم کرد. که این که آیا مهریه ی زن چه باشد و چه نباشد. و الآن معضلات جهان امروز مخصوصا در ایران ما یک سری مشکلات ما از این کانال است.

البته این را ما جداگانه بحث می کنیم. یک بحث فقهی ما داریم و یک بحث عرفی ما داریم و یک بحث جواز ما داریم و یک بحث حرمت داریم. بعد جناب خلیفه گفت:

ما أکثارکم فی صداق النساء.

چرا این همه مهریه ی زن را بیشتر می کنید.

پیغمبر و صحابه چهار صد درهم بیشتر مهریه ی زنان شان نمی کردند. اگر چنان چه بیشتر از چهار صد درهم درست بود و واقعا این تقوای عند الله بود و کرامت بود قطعا پیغمبر اکرم انجام می داد. صحابه انجام می دادند.

ببینید عزیزان دقت کنید خود جناب خلیفه ی دوم بر این باور است که چون پیغمبر بیشتر از چهار صد درهم نکرده است حرام شد. یک دفعه این است که پیغمبر بیاید بگوید که فلان چیز حرام است. فلان چیز واجب است. فلان چیز مستحب است. فلان چیز مکروه و یا مباه است. این احکام خمسه است.

در صورتی که پیغمبر اکرم به یک عملی شخصا عمل کردند. این فقط دلیل بر اباحه است نه دلیلی بر استحباب و نه دلیل بر وجوب است. إلا این که قرینه ای باشد در کنار سیره ی نبی مکرم دلالت کند بر وجوب یا استحباب.

عقیده ی ما هم نسبت به ائمه علیهم السلام هم این است عمل ائمه فقط دلالت بر اباحه می کند که این کار مباه است. که آیا واجب هم است یا نه دلیل می خواهد یا بالاتر از این که کمتر از این حرام است یا نه این دلیل می خواهد. بعد ایشان می آید می گوید بله. اگر چنان چه واقعا بیش از چهار صد درهم درست بود و واقعا ارزش و کرامت بود آن ها حتما انجام می دادند.

فأعترضته امرأة من قریش.

از زنان قریش اعتراض کرد.

یا أمیر المومنین نهیت الناس أن یزیدوا فی مهرالنساء علی أربع مئة درهم.

تو نهی کرده ای و گفته ای که حرام است نباید کسی بیش از چهار صد درهم مهریه ی همسرش را بکند.

فقالت أما سمعت ما أنزل الله فی القرآن.

آیا نشنیده ای آن چه را که خدای عالم در رابطه با مهریه ی زنان آورده است.

قال و أی ذلک.

در کجای قرآن گفته است؟

بحث اجتهاد و امثال این نیست. این یک چیز دیگری است.

فقالت:

این زن گفت.

أما سمعت الله یقول: و ءاتیتم إحداهن قنطارا.

اگر چنان چه مهریه ی زنان تان را یک قنطار را هم قرار دادید. حالا در رابطه با قنطار شاید من مفصل توضیح بدهم در سوره ی نساء آیه ی ٢٠ می گوید:

از آن ها حق ندارید بگیرید اگر مهریه ی زن تان را چند صد هزار دینار طلاه هم قرار دادید نباید از آن ها باید بگیرید.

قال.

جناب عمر گفت:

اللهم غفرا.

خدایا من را ببخش.

کل الناس افقه من عمر.

همه ی مردم از عمر فقیه تر هستند. این عبارت جناب خلیفه ی دوم است. آقای ابن تیمیه و آقای آلوسی و دیگران این تعییر را می بینند این طور می گویند یا نه.

ثم رجع.

عمر از نظریه ی خودش برگشت این استدلال خانم به قدری قوی بود عمر از نظریه اش برگشت. و رفت بالای منبر.

فقال یا أیها الناس إنی کنت نهیتکم أن تزیدواالنساء فی صدقاتهم علی أربع درهم.

آی مردم من نهی کرده بودم که شما بیش از چهار صد درهم مهریه ی زن تان را نکنید.

فمن شاء أن یعطی من ماله ما أحب.

هر کس می خواهد هر چه قدر مهریه می خواهد برای زنش بدهد

بعد ابو یعلی می گوید من به گمانم این طوری گفت خلیفه ی دوم.

فمن طابت نفسه فلیفعل.

هر کسی هر چقدر دوست دارد بدهد.

آقای ابن کثیر هم می گوید:

إسناده جید قوی.

این روایت چیزی نیست که ابن کثیر متعصب هم آمده است. وقتی که به این روایت می رسد دیگر نمی تواند اشکالی در سند روایت انجام بدهد. و در دلالت اش هم هیچ حرفی نمی زند مراجعه بفرمایید تفسیر ابن کثیر ج١ ص ٤٦٨ چاپ دار الفکر بیروت. این خیلی واضح و روشن است.

و از آن طرف جناب آقای سخاوی از علمای بزرگ اهل سنت است می گوید:

و سنده جید قوی.

جناب آقای ماوردی از فارسین دنیای کلام اهل سنت است شافعی هم است. متوفی ٤٥٠ است می گوید:

ألا تراه یقولعلی المنبر:

نمی بینید جناب خلیفه ی دوم بر بالای منبر می گوید:

لا تغالو فی صدقات النساء.

در مهریه ی زنان تان غلو نکنید و زیاده روی نکنید.

فلو کانت تکریمة لکان رسول الله أولاکم بها.

اگر مهریه ی زیاد ارزش داشت و گرامی بود و کرامت بود پیغمبر اولی بود بر این که مهریه ی زنان شان را بیشتر بکنند.

فقالت امرأة أعطانا الله و یمنعنا ابن الخطاب.

خدا به ما داده است ولی ابن خطاب دارد جلوگیری می کند.

عمر گفت:

و أین أعطاکن.

کجا خداوند به شما هم چنین فضیلتی داده است.

قال: و أتیتم إحداهن قنطارا فلا تأخدوا مه شیئا.

اگر مهریه ی زن تان را قنطاری هم قرار دادید.

یکی از معانی قنطار پوست گاو مملو از طلا.

حالا من نمی دانم یک پوست مملو از طلا امروز چند میلیارد تومان می شود.

فقال عمر: کل الناس أفقه من عمر حتی امرأة.

همه ی مردم فقیه تر از جناب عمر هستند حتی زن.

الحاوی الکبیر فی فقه المذهبی الإمام الشافعی. ج ٩ ص ٣٣١ کتاب دار الکتب العلمیه ی بیروت.

و همچنین جناب شمس الدین سرخسی از فقهای به نام است آن از علمای شافعی بواد ایشان هم باز می گوید جناب عمر در خطبه ی خودش گفت:

لا تغالوا فی أصدقة النساء.

در مهریه ی زن ها غلو نکنید.

امرأة سفعاء الخدین.

زنی که سیاه چهره بود البته این را بعضی وقت ها به عنوان تحقیر تعبیر می شود حالا شاید هم اصلا قصدی نداشته است آن زنی که آمده بود معمولا تعبیری که در لسان العرب ج ٨ ص ١٥٧ ایشان می گوید که

سفعاء الخدین امرأة سوداء و عاطفة علی ولدها أراد أنها بدلت نفسها و ترکت زینة و ترفع شهب لونا.

یک زن سیاه چهری ای برگشت گفت:

أنت تقوله برأیک أم سمعته من رسول الله.

تو داری به رأی خودت داری فتوا می دهی یا این که از پیغمبر شنیده ای. ما در قرآن داریم برخلاف گفته ی تو می یابیم خدا گفته است:

و أتیتم أحداهن قنطاارا فلا تأخذوه منه شیئا.

این هم فقیه بزرگ حنفی.

فقیه حنبلی. أبو حفص ابن عادل دمشقی ایشان هم باز همین تعببیر را دارد. می گوید که زنی گفت:

یابن الخطاب الله یعطینا و أنت تمنع.

خدا دارد می بخشد ولی تو جلو گیری می کنی.

و بعد آیه را خواند. بعد از این که آیه را خواند. عمر گفت:

کل الناس أفقه منک یا عکر.

حالا من خیلی نمی خواهم روی واژه ی عکر توضیح بدهم حالا دوستان به کتاب لغت مراجعه کنند. که معنایش چه چیزی است خودش دارد اعتراف می کند. که چرا همچنین چیزی را گفتی.

کتاب اللباب فی علوم الکتاب ج ٦ ص ٢٦٥.

ابن قیم جوزیه شاگرد ابن تیمیه متوفی ٧٥١ ایشان هم می گوید مخفی ماند بر جناب خلیفه ی دوم حکم زیادی در مهر.

علی مهر أزواج النبی صلی الله علی و سلم.

حتی آن زن برگشت آن آیه را خواند و عمر گفت:

کل أحد أفقه من عمر حتی النساء.

همه ی افراد همه ی مردم فقیه تر هستند از جناب خلیفه ی دوم حتی زن ها.

این چیزی است که در کتب اهل سنت آمده است. در کتاب های فقهی شان آمده است. در کتاب های تاریخی شان آمده است. و دیگر قضاوت با بینندگان عزیز باشد. و ما هیچ گونه داوری هم نمی کنیم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

ممنون و سپاس گذار هستم جناب استاد. اگر لطف بفرمایید گر چه یک مقدار اشاره هم فرمودید بحث قنطار را خواستم سوال کنم حضرت عالی هم اشاره کردید یک مقداری هم حضرت عالی فرمودید.

اگر مفهوم قنطار را که در آیه ی شریفه آمده است و در حدیث حاج آقا یک مقداری حاج آقا باز کنید. ممنون می شویم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

اگر دوستان باز مانیتور من را محبت کنند که یک مقداری مستند حرف بزنیم که آقایان نگویند که از خودشان گفته اند. این کتاب هایی که ما داریم غالبا من تلاش می کنم. از مکتبه ی اهل بیت یا از جامع الکبیر و بار ها هم گفته ام من به مکتبه ی شامله ارادت ندارم چون هم سرعت اش پایین است و هم درد سر و دنگ فنگ دارد. من حوصله ی این که بروم یک مطلبی را نماز جعفر طیار بخوانم تا بیاید. ندارم.

مکتبه ی اهل بیت خیلی سرعت دارد. و هم الجامع الکبیر سرعت اش بالا است من به خاطر سرعت اش از این دو تا برنامه استفاده می کنم و تلاش هم من می کنم.که غالبا محل چاپ و آن ناشر را هم بدهم که چون این چاپ ها مختلف است یک دفعه یک عزیزی نیاید بگوید که من رفته ام و فلان کتاب را که شما آدرس دادید پیدا نکردم.

جناب آقای الأزهری متوفی ٣٧٠ است از اساتین علم لغت اهل سنت است ایشان می گوید قناطیر واحد اش مفردش قنطار است. و این در حقیقت مثلی ندارد یعنی آن طوری نیست که بگوییم از یک ماده مشتقاتی داشته باشند.

و هو قدر وزن مسک ثور ذهبا.

قنطار عبارت است از وزن یک پوست گاو که پر از طلا کرده باشند.

ابن منظور خیلی راحت معنا کرده است می گوید قنطار بعضی ها گفته اند صد مثقال است. مثقال اش بیست قیراط است. و همان تعبیر را می آورد بعد می گوید:

قدر وزن مسک ثور ذهبا.

خیلی واضح است. مسک همان پوست است. همان پوست گاو است که زمان سابق وقتی می کشتند پوست اش را یک طوری در می آوردند که مثلا مشک درست می کردند. آب این طرف آن طرف می بردند یا روغنی چیزی در داخل آن می گذاشتند یکی از ظرف هایی بود که معمولا امروز به عنوان کیف یا زنبیل بود در آن زمان هم کیف عرب ها پوست گاو بود.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

قبلا هم در میان آن ها دوغ هم می ریختند و می فروختند.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

بله. یعنی پوست گاو را طوری در می آورند که کاملا مثل مشک می شود می گوید:

قدر وزن مسک ثور ذهبا.

به اندازه ای که پوست گاو را پر کنند داخل اش را از طلا این را می گویند قنطار.

جناب نووی هم که از فقهای بزرگ شافعی است متوفی ٦٧٦ است ایشان هم آمده است اقوال مختلفی را آورده می گوید بعضی ها گفته اند که ١٢٠٠٠ هزار أوقیه است اب حریره از پیغمبر نقل کرده است. و بعضی ها گفته اند هر قنطار هزار دینار است. یعنی هزار تا سکه.

بعضی ها گفته اند ١٢٠٠ أوقیه است. این أبی بن کعب نقل کرده است. و همچنین به قول عبد الله عمر معاذ بن جبل هم همین را می گوید و روایتی از ابن عباس است که گفته اند ١٢٠٠٠ درهم یا هزار دینار است. حسن بصری است.

و قیل هو ملأ جلد ثور ذهبا.

بعضی ها هم گفته اند نه پوست گاوی را که پر از طلا کنند این را می گویند قنطار. بعضی ها گفته اند سه هزار تا مثقال است. و بعضی ها گفته اند که چهار هزار دینار است. و بعضی ها گفته اند ١٢٠٠ مثقال است. بعضی ها گفته اند که نه هشتاد هزار دینار است. و بعضی ها گفته اند هفتاد هزار دینار است و بعضی ها هم گفته اند چهل مثقال است.

و قیل غیر ذلک.

همه ی این ها نشان می دهد. که به قیمت امروز حتی همان پایین پایین هم که شما بگیرید هزار دینار باشد یعنی هزار تا سکه ی طلا.

که شما هر سکه ای را هم یک میلیون بگیرید پانصد یا هشت صد هزار تومان بگیرید. ببیند که مثلا این سر از کجا در می آورد و این نشان می دهد که جناب خلیفه می فرمایند بر این که از شش صد درهم بیشتر نشود هزار درهم می شود صد دینار. جهار صد درهم اگر باشد یعنی کمتر از پنجاه دینار است.

این دیگر کاملا مشخص است بر این که این آقایان به این شکلی دارند بیان می کنند.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم حاج آقا یک توصیه ی اخلاقی هم نسبت به مهریه بفرمایید.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

همان طوری که ما عرض کردیم. بینندگان عزیز این که مهریه اگر بیشتر کسی بکند حرام نیست. این نشان می دهد که اسلام برای زن ارزش ویژه قائل است. و به عنوان شریک زندگی است شریک فرزندان آینده ی او است. مادر فرزندان او است. فرق می کند زن با رفیق و با همه و حتی با پدر و مادر و زن یک معقوله ی جدایی است ولی امروز ما می بینیم بعضی از مسائل است که این مهریه های زیاد باعث می شود که خیلی از خانواده ها از هم می پاشد و الآن شما ببینید یکی از علل آمار طلاق که بالا رفته است. خود کار شناس ها اعلام می کنند که همین قضیه ی مهریه است. یا به فرض اختلافی پیش می آید الآن شما ببینید در زندان چه قدر افرادی به خاطر عدم توانایی پرداخت مهریه آن جا از زندگی ساقط شده اند شبانه روز شان دارد در زندان سپری می شود و لذا نبی مکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است:

بهترین زنان امت من کسانی هستند که مهریه ی آن ها کم باشد. خوش بخت ترین زنان امت دختران امت من آن هایی هستند که مهریه ی کم داشته باشند. خواهران عزیزم و دختران گرامم پدران دختران مهریه خوش بختی نمی آورد.

آن کسی که خوش بختی می آورد دیانت است. و پای بند بودن دختر شما و داماد شما به دین و دیانت است اگر دین و دیانت باشد. و لو این که مهریه ی او یک صلوات باشد زندگی می کند دین و دیانت نباشد دختر اگر بخواهد خود فروشی کند پسر اگر بخواهد خود فروشی کند و لو این که میلیارد میلیارد مهریه باشد این مهریه خوش بختی نمی آورد.

و لذا حتی خود امام راحل و رهبری اگر کسی از چهار ده تا سکه بالاتر باشد اصلا عقد نمی خواند. و بعضی از مراجع بزرگوار ما بر این عقیده هستند که اصلا عقد نمی خوانند و لذا تلاش کنند عزیزان ما حالا یا چهارده تا به نام چهار ده معصوم و دوازده تا به نام دوازده امام از این دیگر بالاتر نروند.

یک بنده خدایی گفت من می خواهم مهریه ای مرا ١٢٤ هزار بگذارم.

گفتم چرا.

گفت چون ١٢٤ هزار پیغمبر ما داریم. اگر این طوری باشد سنگی روی سنگ بند نمی آید شما بیایید بگویید من مثلا چند میلیارد سکه چون آمار ملائکه میلیارد است.

و لذا من تقاضا می کنم. عزیزان یعنی واقعا خوش بختی دخترانشان را می خواهند خود دختر خانم ها می خواهند موفق باشند. اگر پای بند مذهب هستند پیغمبر اکرم می فرماید خوش بخت ترین دختران امت من کسانی هستند که مهریه ی شان کم است و لذا امروز هم این قضیه معضلی درست کرده است. و لذا من خواهش می کنم که چشم و هم چشمی را از زندگی دختران حذف کنید.

جوان ها حذف کنید. بعضی وقت ها ما می بینیم خانواده ی دختر می گویند خانه داشته باشد ماشین داشته باشد و یک مراسم چنین و چنان باشد. پسر باید بروید قرض کند و به این در و آن در بزند یک مراسمی که در آن جا بگیرد و چند میلیون زیر بار قرض برود. و بعد از چند سال باید وام این را بدهد و مردم آمده اند خوردند و رفتند. و لذا تقاضای من این است که عزیزان ما یک مقداری بحث های ازدواج را سبک بگیرند. و آن چیزی که می خواهند خرج کنند در فلان تالار و غیره این را در اختیار این دختر و پس جوان قرار بدهند زندگی شان را صفا بدهند و کاری کنند که آینده ی زندگی این دو نازنین یک زندگی با صفا و با طراوت باشد.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

خیلی ممنون حاج آقا از این توصیه ی اخلاقی شما ممنون هستیم خیلی به جا بود. امیدوار هستیم که بینندگان عزیز ما که پای گیرنده هستند و در گیراین مسائل هستند این را توجه کنند و واقعا همان طوری که حضرت استاد فرمودند. هر چه طبق دیانت و دین و مکتب اهل بیت حرکت کنیم خودمان سالم تر و راحت تر هستیم.

و امیدوار هستیم که عزیزان ما توجه کنند. به این توصیه ی اخلاقی که حضرت استاد فرمودند.

حاج آقا من به عنوان آخرین سوال و دیگر فرصت ما هم خیلی کوتاه است. و باید کم کم برویم و وقت ما را تقدیم عزیزان بیننده کنیم و صدای گرم آن ها را بشنویم.

حضرت استاد پیرامون همین صحبتی که شما از جناب آقای خلیفه ی دوم مطرح کردید آیا علمای بزرگ اهل سنت شما یک بخشی هم از آقای ابن تیمیه صحبت کردید آیا دفاع از این جمله ی خلیفه ی دوم دارند یا ندارند در کتب اهل سنت.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

ببینید در این جا جناب آقای محسنی عزیز افراد زیاد آمده اند در دفاع از این جناب آقای خلیفه ی دوم مطرح کرده اند ولی من دو تا از بزرگان اهل سنت را دیده ام که خیلی با آب و تاب آمده اند دفاع کردند. یکی ابن تیمیه ی حرانی است. که البته این عبارت هایش مملو اهانت و توهین جسارت است. یکی هم آقای آلوسی است. یعنی در قرن هشتم آقای ابن تیمیه متوفی ٧٢٨ در قرن ١٣ آقای آلوسی متوفی ١٢٧٠.

من بعضی از قسمت های جناب آقای آلوسی است که اشاره می کنم. و بماند ما بقی اش برای ان شاء الله جلسه ی بعد که ما مطلب را نقل کنیم و جواب ندهیم این یک مقداری شاید زیبنده نباشد.

دوستان اگر مانیتور من را یک لحظه محبت بفرمایند.

بله. آلوسی متوفی ١٢٧٠ نقل می کند این روایتی که ما نقل کردیم که زنی اعتراض کرد و گفت آیا نشنیدید که خدا در قرآن این طوری گفته است.

جناب عمر گفت:

اللهم اغفر کل الناس أفقه من عمر.

بعد رفت بالای منبر چنین و چنان و بعد ایشان می گوید:

و طعن الشیعة بهذا الخبر علی عمر.

شیعه آمده طعنه زده است و اعتراض کرده است به این خبر بر جناب عمر.

لجهله بهذه المسألة.

چون جناب عمر جاهل بوده است به این مسئله.

و إلزام أمرأة.

و این که این زن باعث شد که این را ملزم کرده است و صحبت خلیفه را با آیه رد کرده است.

و قالوا.

شیعه گفته است:

إن الجهل مناف للإمامة.

من تقاضا دارم که عزیزان به عبارت خوب توجه کنند. عبارت جناب آقای آلوسی است. آلوسی نسبت به دیگران تقریبا گرچه در خیلی از جا ها خیلی تشدد دارد و تند روی دارد ولی غالبا مبنایش مبنای علمی است یعنی من برداشت ام این که اگر ٦٠ یا ٧٠ در صد حرف می زند علمی حرف می زند.

٣٠ یا ٤٠ درصد هم به خاطر این که تفکر سلفی دارد باید فحش بدهد اگر فحش ندهد که معلوم نمی شود که سلفی است. سلفی بودنش باید به یک نوعی ثابت بشود.

می گویند یک زن و شوهری داشتند از یک رودخانه ای رد می شدند آب می آمد مرد گفت من جرأت نمی کنم من را سیل می برد زن رفت آن طرف و برگشت گفت مرد دیدی که من را سیل نمی برد. گفت نه من می ترسم.

خلاصه مجبور شد که این زن مرد را گرفت به کولش و برد به آن طرف در وسط راه دید که خیلی سنگین است گفت مرد چه قدر سنگینی گفت اگر سنگین نشوم از کجا معلوم است که من مرد هستم.

مردانگی ما باید یک جایی ثابت بشود. حالا اگر آقای آلوسی هم اگر چهار تا توهین نکند معلوم نیست که سلفی است. سلفی بودنش هم باید با چهار تا توهین و اهانت و بعضی عبارت ها که من دوست ندارم الآن ذهن بینندگان عزیزمان را مکدر کنم.

بعضا نسبت به بعضی شیخ طوسی و غیره می رسد با یک تعبیر وقیح به عنوان سگ رافضه و امثال این مطرح می کند و این تعابیر زیبنده ی آلوسی نیست خب شما که بحث علمی دارید وقتی که آمدید بحث علمی کردید ما هم استقبال می کنیم. دانه دانه فرمایش شما را نقل می کنیم و نقد اش را هم می گوییم. حالا مخاطبین ما قبول می کنند یا قبول نمی کنند اختیار با خودشان است.

می گوید که شیعه آمده است طعنه زده است. اعتراض کرده است به خلیفه ی دوم که آقای خلیفه ی دوم به هم چنین مسئله ای جاهل بوده است و یک زنی آمده است او را آگاهی داده است. و جهل با امامت منافات دارد.

این را ان شاء الله ما در جلسه ی آینده بحث می کنیم که آیا جهل با امامت منافات دارد آقای آلوسی این حرف شیعه است. یا اهل سنت هم همین را دارند.

که می گویند باید امام اعلم الناس باشد. از همه مجتهد تر باشد و اجتهادش قوی تر باشد این که حرف شیعه نیست. بزرگان شما آورده اند آیه ی قرآن را ما آورده ایم سنت پیغمبر را ما آورده ایم و امثال این که امام و خلیفه باید اعلم الناس باشد.

این که نمی شود آقا بیاید یک دستوری بدهد و بعد دستور هم خلاف دستور خدا و قرآن و سنت باشد. مثلا اگر این خانم اعتراض نمی کرد این به عنوان یک سنت می ماند و در تاریخ مطرح می شد. تصور می کردند مردم بر این که این سنت پیغمبر است و این شریعت است. همان طوری که در قضیه ی متعه یک همچنین اتفاقی افتاده است.که ایشان به صراحت می گوید زمان پیغمبر بوده است من حرام می کنم.

این مباحث کاملا واضح و روشن است بعد جالب این جا است بینندگان عزیز قشنگ دقت کنند حرفی که جناب آقای آلوسی زد ما از این که خیلی علمی بحث کرده است و مباحث را مطرح کرده است ما تشکر می کنیم. ولی این طور مباحث علمی را ما احساس می کنیم زیبنده ی مقام علمی یک فردی مثل جناب آلوسی نیست.

أجیب.

ما در این جا جواب می دهیم.

بأن الآیة لیست نسا فی جواز أیتاء القنطار.

خدای عالم می گوید:

و اتیتم إحداهن قنطارا فلا تأخذوه أنه شیئا.

این دلیل نیست که به اندازه ی قنطار مهریه قرار دادن جایز است.

قرآن می گوید:

و اتیتم إحداهن قنطارا.

اگر به اندازه ی یک پوست گاو هم طلا مهریه قرار دادید حق ندارید بگیرید.

آقای آلوسی می گوید نه. این آیه نص بر جواز نیست و یک مثال می زند. مثال اش خیلی خنده آور است.

مثلا کسی بیاید بگوید:

إن جاء ک زید و قد قتل أخاک فأعف عنه.

اگر زید آمد برادر تو را هم کشته بود از او در گذر.

و هو لا یدل علی جواز قتل الأخ.

این که دلالت نمی کند پس کشتن برادر جایز است.

من نمی دانم جناب آقای آلوسی چه قیاسی دارد می کند می گوید اگر کسی آمد گفت برادرت را کشته ام از او بگذر.

این چه ارتباطی به قضیه دارد قرآن می گوید اگر مثلا صد هزار یا هفتاد هزار دینار هم دادید حق ندارید که بگیرید. یعنی اگر واقعا هفتاد هزار دینار با این جایز نبود آیا خدای عالم می آمد مثال می زد.

عزیزان دقت کنند که من در این جا جواب دادم که.

لو لم یکن أیتاء القنطار جایزا کیف یعلق الکتاب الحکم علی أمر غیر جائز.

اگر واقعا ایتاء قنطار مشروع نبود چه طور در کتاب الهی یک امری معلق بر یک امر غیر جایز شده است.

مثلا بیاید بگوید:

لو سرقت من بیت فلان مثلا فهو لک؟

آیا این است. خود امام قرطبی خیلی قشنگ جواب می دهد. من این عبارت آقای قرطبی را وقتی داشتم می آمدم خیلی اتفاقی یافتم. خیلی برایم جالب بود. که در ذیل عرض خودم آورده ام. می گوید:

و آتیتم إحداهن قنطارا.

دلیل علی جواز المغالاة فی المهور.

این دلالت می کند انسان هر چه مهریه ی زنش را بیشتر کند جایز است.

لأن الله تعالی لا یمثل إلا بمباح.

خدا مثال نمی زند مگر به امر مباح.

اگر.

آتیتم إحداهن قنطارا.

مباه نبود خدا که نمی آمد مثال بزند. اصلا لغو می شد. توهین به قرآن است اهانت به خدای عالم است. نمی دانم آقای آلوسی چه فکری کرده است حالا البته باید این جناب آقای سجودی باید تشخیص بدهند که قضیه چه بوده است. و چه در صبحانه و ناهار و شام چه میل فرموده بودند.

یا مثلا در بین غذا هایشان چه میل فرموده بودند؟

این اصلا از آن جایگاه علمی آقای آلوسی خیلی بعید است. این آیه دلالت بر جواز قنطار نیست. و اگر جواز قنطار نیست چطوری می آید مثال می زند.

اگر یک قنطاری هم قرار داده است. حق ندارید بگیرید مثلا بیاید بگوید. با فلان نستیجیر بالله زنا کردی تو حق نداری این چه مثالی است ک جناب آقای آلوسی می زند. این چه برداشتی است البته ما در قسمت های مختلف فرمایش آقای آلوسی حرف داریم. و من جمله ایشان آمده گفته است که این دلیل بر جواز نیست. اصلا این بر خلاف نظر خود خلیفه ی دوم است. بعد از اعتراض این زن آمد رفت بالای منبر گفت آی مردم من نهی می کردم می گفتم بیش از چهار صد درهم مهریه قرار ندهید ولی بعد از این هر کاری که دل تان می خواهد بکنید. هر چه قدر از اموال تان دل تان می خواهد مهریه قرار بدهید.

یعنی این که شاه می بخشد شاه قلی نمی بخشد و کاسه ی داغ تر از آش هم شده اند.

این آقای آلوسی و این خلاف نظریه فقهای اهل سنت است مفسرین اهل سنت است. اصلا سیره ی عملی خلیفه ی دوم خلاف همین است.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم حضرت استاد ممنون و سپاس گذار هستیم از این فرصتی که در اختیار ما قرار دادید و این مطالب بسیار زیبا و علمی که مطرح کردید.

امیدوار هستیم عزیزانی که پای گیرنده بودند و مباحث را پیگیری کردند مباحث مورد استفاده ی شان قرار گرفته باشد. و به هر صورت این مباحث علمی است. و لزوم اش این است که دقت بشود و عزیزان هم یک تدبری بکنند و ان شاء الله تفکری کنند و مطالب را پیگیری کنند که امیدوار هستیم پایان این مباحث خداوند ان شاء الله آن راه ثواب و آن راه توفیق را ان شاء الله به همگان نشان بدهد. و این حجت بلیغ به همه ی ما خواهد رسید و ما هستیم که باید تصمیم بگیریم. و راه مان را بین خودمان و خدای خودمان انتخاب کنیم. امیدوار هستیم که عزیزان استفاده برده باشند و فرصت ما تمام شد و یک فرصت کوتاهی هم بگیریم. و استراحت مختصری داشته باشیم و بر گردیم در خدمت شما عزیزان باشیم و صدای گرم شما عزیزان را بشنویم.

میان برنامه

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

ممنون و سپاس گذار هستیم از شما بینندگان فهیم که تا این لحظه ما را همراهی کردید ان شاء الله این بخش پایانی که تعلق به خدا شما دارد. را به شما عزیزان دارد ان شاء الله همراه ما خواهید بود و ان شاء الله صدای گرم عزیزانی که روی خط می آیند را خواهیم شنید.

و ان شاء الله استفاده خواهیم برد قبل از این که بیننده ی اول را صدایشان را بشنویم توصیه می کنیم.و تذکری را که خدمت شما عزیزان می دهیم این است که لطف بفرمایید خواهش می کنیم که خیلی سوال ها مختصر و مفید باشد. خیلی هم وقت برنامه را نگیرد. و عمدتا به مطالب علمی ان شاء الله پرداخته بشود و از قبل هم آمادگی داشته باشید برای این که سوال را خوب مطرح کنید به هر صورت خود خوب سوال کردن نصفی از کار است. و عزیزان ان شاء الله این توجه را داشته باشند. و ما به هرصورت چون یک جنبه ی عمومی دارد و همه ی عزیزان در سراسر عالم دارند نگاه می کنند این است که خواهش می کنیم بحث ها را خیلی شخصی نشود و عزیزان توجه کنند که ان شاء الله استفاده ی بهتری را عزیزان ببرند.

سپاس گذار هستیم جناب آقای گلستانی از کاشمر اولین بیننده ی ما هستند که روی خط می آیند سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

ب:

سلام و عرض ادب دارم خدمت حضرت آیت الله استاد دکتر حسین قزوینی و شما مجری محترم آقای محسنی عزیز.

بنده تماس گرفتم خدمت شما از حضرت استاد تشکر کنم و واقعا خدا قوت به ایشان بگویم بابت برنامه ی خوبی که من جمعه شب از برنامه ی ولایت دیدم برنامه ی ندای شیعه.

باور بفرمایید بنده از لحظه ای که این برنامه را دیدم چندین بار سجده ی شکر به جا آوردم آن هم به این خاطر که می بینم الآن دیگر واقعا لازم نیست. استاد حسینی قزوینی و همچنین شما به شبهات پوشالی این آقایان جواب بدهید. و بینندگان در پرتو تعالیم آموزش های آقای استاد قزوینی و سایر اساتید واقعا بینندگان شبکه و شاگردان شاگردان شاگردان استاد قزوینی دارند به این خوبی مطرح می کنند. و پاسخ شبهات این آقایان را می دهند.

دست شما درد نکند حضرت استاد خدا قوت امید وارم که این برنامه ها و سایر برنامه های این شبکه ذخیره ای باشد برای آخرت شما و دیگردوستان شما.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

سلامت باشید آقای گلستانی خدا خیرتان بدهد. دعا بفرمایید ان شاء الله برای توفیقات ما و دوستان.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

ان شاء الله که مرضی مولای ما و سرور ما حضرت بقیه الله الأعظم اروحنا فدا قرار بگیرد ان شاء الله حالا ما ان شاء الله بعد ها این بحث ندای شیعه یک مقداری جا بیفتد حالا بعدا بعضی از کوچولوهایی که پای بحث ها بودند و الآن توان مند شده اند و می توانند پاسخ بدهند. ان شاء الله در آینده جناب آقای گلستانی برنامه های خیلی خوب و دل شاد کننده ای ان شاء الله از شبکه ی ولایت بینندگان عزیز ما خواهند دید حتی بعضی از خانم هایی که خانه دار هستند و در سایه سار این برنامه هایی که به فضل الهی ما داشتیم الآن به یک مرحله ای رسیده اند. آن خانمی که از نیویورک بود که زنگ زد گفت من اول اگر یک وهابی یا یک سنی می دیدم فرار می کردم می ترسیدم که سوالی بکنند و من نتوانم جوابی بدهم ولی الآن دنبال این ها می گردم دنبال یک وهابی می گردم که یک مناظره با او داشته باشم.

همه ی این ها جناب آقای گلستانی بزرگوار تفضل الهی است ما خدا را شاکر هستیم. الحمد لله رب العالمین و از شما هم تشکر می کنیم و ان شاء الله عزیزان ما دعا کنند و اگر ما موفقیتی هم است به برکت دعای شما عزیزان و گرامیان است.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

آقای گلستانی سوالی دارید یا نه؟

ب:

من فقط می خواستم یک پیشنهاد برای بهتر شدن برنامه ندای شیعه دارم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

بفرمایید در خدمت شما هستیم.

ب:

اگر بشود که یک مقدار کلیپ ها درست تر بشود و قسم ملا زاده را کلیپ هایش را بیشتر کنند.

بله. همین پیشنهاد را داشتم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

خیلی ممنون و سپاس گذار هستیم خدا شما را خیر بدهد. با شما خداحافظی می کنیم جناب آقای نوری از سنندج اگر صدای بنده را دارید سلام و عرض ادب داریم و در خدمت شما هستیم آقای نوری.

ب:

سلام علیکم جناب آقای محسنی عزیز و جناب آقای دکتر حسینی قزوینی.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

سلام علیکم جناب آقای نوری بزرگوار.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

سلام علیکم رفیق قدیمی ما دیگر شما را کم زیارت می کنیم. جناب آقای نوری.

ب:

خواهش می کنم ان شاء الله که همیشه موفق و موید باشید.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

سلامت باشید در خدمت شما هستیم.

ب:

چند وقتی است که کم سعادت بودم و نتوانستم که خدمت برسم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

بیننده ی برنامه که هستید.

ب:

یک مدتی است که متأسفانه نتوانستم برنامه را دنبال کنم و چند وقتی است که نتوانستم برنامه ی شما را ببینم ولی الآن جدیدا بله دوباره دیده ام.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

خدا را شاکر هستیم.

ب:

جناب آقای محسنی عزیز و جناب آقای قزوینی بزرگوار یک چند مدتی است که می خواهم اصل حقیقت را بگویم یک چند مدتی بود که من هر چیزی را با تعصب به آن نگاه می کردم. اصلا هر چیزی که از شیعه مطرح می شود نباید اصلا قبول اش کنیم هر چیزی که از مخالف اهل سنت باشد ما قبول اش نمی کردیم. ولی تصمیم گرفتم انصافا این تدبیر من بود زیاد هم نه حدود یک سال اصلا یک ماه انسان تعصب را کنار بگذارد. من خودم را می گویم. با دیده ی بدون تعصب نگاه کند. آن عینک تعصب را بر دارد و بعد حقیقت این است که سوالی که من دارم این سوال را باید از علمای اهل سنت بپرسم و آن ها باید جواب به من بدهند. یا این که به من جواب بدهند یک هفته هم به این ها وقت می دهم در شبکه ی وهابی جواب می دهند خودشان جواب می دهند در شبکه ی ولایت جواب می دهند در هر کجا که می توانند و می خواهند به من جواب بدهند. برای من سوال پیش آمده است. زمان حضرت عمر رضی الله عنه می رود با یزید بیعت می کند و این با علی بن ابی طالب بیعت نمی کند. اگر من بیایم عبد الله عمر را قبول کنم کار این درست بوده است. و یا کار علی بن ابی طالب و هیچ وقت دو تا حق با هم بجنگند یکی از آن ها به حق بوده است و آن یک نا حق بوده است. و یا اگر چیز دیگری است که من نمی دانم خب بفرمایند و برای من توضیح بدهند. و سوال دیگر برایم پیش آمده است. وقتی همین عبد الله عمر در جنگ صفین در برابر علی بن ابی طالب جنگیده است. این برایم روشن بشود واقعا برای من مهم است.

حالا من این سوال را دارم. این اگر برایم روشن شد و همه چیز برای روشن می شود و سر مذهب ام می مانم. و پای بند و معتقد هستم. در غیر این صورت مجبور هستم یک راهی را برای خودم انتخاب کنم این سوال من از علمای اهل سنت است. انصافا می گویم من هیچ گونه تعصبی ندارم قرار گذاشته ام که هر تعصبی را کنار بگذارم. تا این که به نتیجه ای برسم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

بله. خیلی سوال به جایی است. امیدوار هستیم که علمای اهل سنت یا این شبکه های وهابی جواب شما را بدهند. و به هر صورت شما را از این سر در گمی در بیاورند و ان شاء الله که شما هم به آن حقایق برسید. و سوال خیلی خوبی است جناب آقای نوری و امیدوار هستیم که موفق باشید.

ب:

جناب آقای محسنی عزیز یک سوال دیگر هم دارم انصافا جناب آقای قزوینی موقعی که سوال می شود از شما سریع می گویید صحابه صحابه من نمی دانم چرا این طوری می گویید گاهی اوقات از دست شما هم ناراحت می شود کدام صحابه را شما می گویید آن صحابه ای که چهار شنبه نماز جمعه خوانده است. آن صحابه منطور شما است.

من یک سوال کردم گفتم که نظر من این است حالا نظر آلوسی چه بوده و به این و آن کاری ندارم بالاخره من می خواهم که به حقیقت برسم. حضرت ابراهیم اول می گوید ستاره بعد از ستاره می گوید ماه و بعد از ماه می گوید خورشید و بعد می گوید نه نه خدایا من را هدایت کن.

حالا من هم می گویم خدایا من را هدایت کن جناب آقای قزوینی.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

جان دلم.

ب:

جناب آقای قزوینی اگر صدای من را دارید من گاهی اوقات در این جلسات که می نشینیم صحبت می کنیم. به هر حساب نمی گویم یک گوشه ای از معنی قرآن را می دانم می فهمم چون چند تا از تفسیر های شیعی در دستم است المیزان، تفسیر نور آقای قراعتی است تفسیر نمونه ی آقای مکارم شیرازی است و کتاب های شیعه خیلی در کتاب خانه ام است. بعد که در این جلسات نشسته ام یکی از این آیه هایی که گفتم و دو سه تا آیه کنار گفتم آیه ی ٢١ سوره ی آل عمران است.

إن الذین یکفرون بایات الله و یقتلون النبیین بغیر حق و یقتلون الذین یأمرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب ألیم.

داشتم این را صحبت می کردم گفتم که این آیه یک پیامی برای ما دارد. پیامش این است که گفته است.

إن الذین یکفرون.

کسی که تکفیر آیات خدا را بکند. به تدریج به استدراک درجه بندی شده پیامبران و نبیین هم راضی می شود. چون در این جا.

یقتلون النبیین.

پیامبری بعد قرار بیاید پیامبر خودمان بوده است. و بعد این اشاره می کند.

فبشرهم.

برو به این ها بشارت بده.

بعد این را گفتم گفتم که این آیه پیامش این است یک بنده خدایی گفت نه آقا جا شما اشتباه می کنید این را من تلفن را قطع می کنم و از شما می شنوم شما ان شاء الله یک جواب دقیقی از این آیات به من بدهید و آن سوال من هم از اهل سنت بود. انصاف به همین قرآن اگر برایشان ارزش دارد بیایند جواب من را بدهند اگر نه به حق این قرآن یک هفته بیشتر نمی توانم دوام بیاورم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

دست شما درد نکند.

ب:

یا مسیحی می شوم یا شیعه می شوم. خلاصه می روم سراغ یک مذهبی که یک جواب گوی درستی داشته باشد. وقتی که هم که می روم سوال می کنم. می گویند که شما مرتد شده اید من نباید بفهمم که کدام حق است و کدام نا حق است.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

مچکر هستیم از شما جناب آقای نوری بزرگوار. اگر دوستان مانیتور من را محبت کنند این فرمایشی که ایشان داشتند در رابطه با عبد الله عمر این عبارت جناب آقای ابن حجر العسقلانی است در کتاب فتح الباری ج ١٣ ص ١٩٥ ایشان در این جا می گوید که عبد الله عمر با عبد الله زبیر بیعت نکرد.

کما کان امتنع أن یبایع لعلی .

همان طوری که امتناء کرد از این که با علی بن ابی طالب بیعت کند و هم چنین با امام حسن هم بیعت نکرد.

و بایع لابنه یزید بعد موت معاویه.

بعد از مرگ معاویه رفت با پسر معاویه یزید بیعت کرد.

این دیگر عبارت آقای ابن حجر العسقلانی است. که تقریبا مفروقا دارد قضیه را نقل می کند. بعد می گوید با عبد الملک مروان رفت بیعت کرد و آن قضیه ی بیعت با حجاج هم که با پایش بیعت کرد آن هم که دیگر در کتاب هایی مثل شرح نهج البلاغه ابن ابا الحدید ج ١٦ ص ١٠ و امثال این آمده است.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

حاج آقا به جا است این قضیه ی پا را هم مطرح کنید.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

این را ما بار ها گفته ایم که بینندگان عزیز ما این را مفصل آورده اند و حالا اگر فرصتی بود در آخر عرض می کنم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم جناب آقای نوری دیگر سوالی ندارید.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

مثل این که قطع کرده اند.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

خدا نگه دار شما باشد جناب آقای محمد تقی از افغانستان البته من قبل از این که آقای محمد تقی روی خط بیایند از آقای نوری تشکر می کنم. و این که پیگیری می کنند این مسائل را و ان شاء الله اگر پاسخی ندادند. بعدش هم باز هم حقایق را دنبال کنند. نروند خدای نکرده یهودی و مسیحی بشوند.

بروند ان شاء لله به حقیقت دست پیدا کنند. و حتما جوینده یابنده است.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

من این را جناب آقای نوری خدمت شما بگویم و داشته باشید.

و الذین جاهدوا فی النار لنهدیهم سبلنا.

هر کس با اخلاص قدم بگذارد در میدان تحقیق خالصانه از خدای عالم کمک بگیرد. و توکل بر خدای عالم کند.

من لیتوکل علی الله فهو حسبه.

همان طوری که ایشان اشاره کردند. این پرده های تعصب را ما کنار بگذاریم چه شیعه و چه سنی و تحقیق کنیم و آن چه که تحقیق ما نتیجه داد. بر او پای بند باشیم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

بله. حاج آقا به یاد یک مطلبی افتادم اگر اجازه بدهید که این را هم بگویم به خاطر آقای نوری. ما سرو کار مان با این دانشجو های غیر ایرانی زیاد است. و من یادم نمی رود یکی از این دانشجو هایی که دینی نداشت به قول خودش می گفت که من ملهد بودم در راستای فرمایش حضرت استاد که ایشان می گفت من می دیدم که نام ادیان مختلف است مسیحی، یهودی و این ها یک چیزی می گویند و مسلمان ها یک چیز دیگر می گویند. من یک نجوای مختصری با خدا کردم که اصلا اعتقادی به خدا نداشتم فقط عرض کردم که اگر هستی خودت را به من نشان بده و این همانا و این که بیاید و این مسیر را طی کند. و مشرف بشود به دین اسلام و شیعه بشود و این را خدا به او لطف کرد و رسید به قضیه ای که می خواست.

سپاس گذاری می کنیم جناب آقای محمد تقی از افغانستان پشت خط هستید سلام و عرض ادب داریم اگر صدای بنده را دارید.

ب:

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته. سلام بر شما و کار شناس محترم استاد بزرگوارم آقای قزوینی.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

سلامت باشید عرض سلام و خسته نباشید. خدمت شما آقا محمد تقی در خدمت شما هستیم.

ب:

خیلی خوش حال هستم

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

صدای شما خیلی ضعیف است من خواهش می کنم که همکارانم اگر صدا از طرف ما ضعیف است یک کمی صدا را تقویت کنند. و اگر از طرف شما است. شما لطف کنید که تقویت کنید.

ب:

بله. چند هفته قبل آقایی گفت که من دنبال حقیقت هستم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

اصلا کلا صدای نا مفهوم است. و ما چیزی را متوجه نمی شویم. اگر همکاران عزیز من لطف کنند دوباره ارتباط را بر قرار کنند ممنون می شوم و ما ارتباط بعدی را بر قرار می کنیم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

دوستان دوباره بگیرند تلفن آقای محمد تقی را اگر اصلاح شد بیاورند روی خط و ما در خدمت شان هستیم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

جناب آقای بلوچ از چا بهار از برادران اهل سنت اگر صدای بنده را دارید سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

ب:

الو سلام علیکم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

و علیکم السلام.

ب:

جناب خسته نباشید.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

مچکر هستیم در خدمت شما هستیم.

ب:

تشکر می کنم از برنامه ی خیلی خوب شما و من خوش حال هستم که علمایی هستند مثل شما که واقعا جانب حق را می گیرید. و برایم یک شبهه ای پیش آمده است. چند وقت پیش یکی از مسئولین اهل تشیع برادران خودمان آمده بود. برای یک دیداری در یک مسجدی در نماز جمعه.

او در نماز جماعت شرکت کرد و بعضی از علما هم که سواد چندانی هم ندارند و من از آن ها پرسیدم که می شود برا دران اهل تشیع پشت سر شما نماز بخوانند شما می گویید که آن ها می توانند پشت سر ما نماز بخوانند. ولی اهل تسنن نمی تواند پشت سر یکی از برادران اهل تشیع نماز بخواند این شبهه برای من پیش آمده است که چه طور یک برادر اهل تشیع می تواند پشت سر امام جماعت اهل تسنن نماز بخواند حالا اهل تسنن نمی تواند پشت سر یکی از برادران اهل تشیع نماز بخواند.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

این را ما نباید جواب بدهیم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

آقای بلوچ بزرگوار این را شما باید از بزرگواران اهل سنت سوال کنید این عمومی نیست. خیلی از بزرگان اهل سنت مثل جناب آقای شیخ الأزهر بود که رسما فتوا داد که می شود پشت سر شیعه نماز خواند. و اشکالی ندارد و خود جناب آقای دکتر طیب گفت اگرمن به نجف بروم پشت سر مراجع نجف نماز می خوانم. ببینید این طوری نیست که همه قبول نداشته باشند.

الآن شما ببینید برادر بزرگوار من آقایان اهل سنت نه تنها پشت سر نماز نمی خوانند حنفی ها پشت سر شافعی ها نماز نمی خوانند همین بیست روز قبل در همایش بین المللی و هفته ی وحدت بود گفت آن جا ما می دیدیم که آقایان شافعی ها نماز جماعت جدا دارند. آقایان حنفی ها جدا دارند آقایانی که خارج از کشور آمده اند جدا دارند. جالب است که سه چهار سال قبل بود که من رفت نماز بخوانم در یکی از زیر زمین هایی که آن جا بود و از دوستان علمای شیعه زیاد بودند آمدند و پشت سر من اقتدا کردند. حدودا نزدیک صد نفر بودند. جناب آقای سید حسن ربانی بعد از نماز گفت به به چه کنفرانس وحدتی است ما این چهارمین نمازی است که من دارم می بینم که دارد برگزار می شود.

ببینید برادر عزیزم یک مقداری من معتقد هستیم این بزرگان و اعاظم اهل سنت مثل حنفی ها اگر کسی را قبول دارند دو نه سه نفر را باید معرفی کنند. آقایان شافعی ها هم به این شکل و آقایان حنبلی ها هم به همین شکل و آقایان مالکی ها و شیعه هم به همین شکل و با هم بنشینند و این ها را بحث کنند و مناظره یا گفت و گوی علمی به یک نتیجه ی قاطعی برسند. آقایان اهل سنت می گویند چون شیعه ها وضویشان باطل است. نماز پشت سر این ها باطل است. چون آقایان شیعه ها دلیل شان این است شما دلیل خواستید آقای بلوچ بزرگوار می گویند چون شیعه موقع وضو گرفتن پاهایشان را نمی شویند. مسح می کشند و وضویشان باطل است پس نماز شان هم باطل است شافعی ها که دیگر پاهایشان را می شویند. چرا پس پشت سر آن ها نماز نمی خوانید شما.

آیا عزیزان شافعی پشت سر دیگران نماز نمی خوانند. الآن این اختلافاتی که بین خود عزیزان اهل سنت ما است. در مباحث فکری شما ببیند این کتاب آقای ابن جزری الفقه المذاهب الأربعه اصلا شیعه را شما بگذارید کنار.

الفقه المذاهب الخمسه ی جناب آقای مغنیه استاد بزرگوار ما رضوان الله تعالی علیه نمی خواهم که مطالعه کنید که ایشان آمده است فقه المذاهب خمسه را چهار مذهب اهل سنت و یک مذهب شیعه را هم آورده است.

آن را نه بزرگواری کنید آقای بلوچ بزرگوار این کتاب الفقه اللمذاهب الأربعه را ملاحظه کنید ببینید که از اول تا آخر این کتاب چند تا مسئله ی فقه ی نگاه می کنید که چهار مذهب با هم اتحاد نظر داشته باشند. حالا من اگر فرصت بشود. یک روزی اصلا در رابطه با اختلاف اهل سنت در مباحی فقهی که همدیگر را رد می کنند و به همدیگر می گویند آن باطل است.

و لذا این ها به قدری مشکل ایجاد کرده است که حالا قبلا هم شاید خیلی مهم نبوده است. ولی ا لآن یک مسئله ای است جناب آقای بلوچ و عزیزان بلوچ های دیگر که دارید صحبت های ما را می شنوید من الآن همین فایل را آورده ام. در رابطه با خود نماز است.

همین قرائت نماز مثلا جناب امام ابو حنیفه می گوید اگر کسی به فارسی هم نماز بخواند اشکالی ندارد. دیگر فقها همه می گویند باطل است یعنی اگر یک امام جماعت حنفی باشد. می گوید:

به نام خداوند بخشنده ی مهربان. یا به انگلیسی می گوید.

می گویند که خانم وهابی ایستاده جلو و دست هایش هم تا بالا باز است. و سر لخت دارم نماز می خوانم این هم یک قراعتی است. شما ببینید الفقه المذاهب الأربع ج ١ ص٢٥٣ را ملاحظه بفرمایید می بینید که به چه نحوی است. یا در رابطه با کیفیت رکوع اختلاف دارند.

در رابطه با کیفیت تشهد با هم دیگر اختلاف دارند که اصلا آیا همین تهیاتی که آقایان می گویند.

التهیات لله و الصلوة و الطیبات السلام علیک أیها النبی.

ببیند برادر عزیز من اقوال ائمه ی احناف چه طوری است شافعی چه طوری است مالکی چه طوری است حنبلی چه طوری است. ببینید عزیز من تمام این ها برنامه هایشان کاملا متفاوت است. یا اصلا ما چگونه از نماز بیاییم بیرون.

من نمی دانم خجالت می کشم که بگویم که امام ابو حنیفه می گوید انسان می تواند و لو با نقض وضو باز نمی کنم من.

یعنی دارید نماز می خوانید یک دفعه وضویت باطل می شود. از نماز می توانی بیایی بیرون. یا اصلا کیفیت نماز چگونه است. این نمازی که پیغمبر اکرم به قول سیزده سال در مکه و یازده سال در مدینه نماز خوانده است در همین کتاب الفقه المذاهب الأربعه همان ج ١ ص ٢٠٢ ،٢٠٣، ٢٠٤ و ٢٠٥ را مطالعه بفرمایید ببینید ما احترام می گذاریم به علمای اهل سنت. ولی این دعوای شیعه و سنی نیست. مثلا یک پیش نماز حنفی رفته است آن جا طبق فتوای امام اعظم مثلا به جای این که بگوید:

السلام علیکم و رحمة الله.

بگوید سلام و غیره بدهد مثلا کاری دیگر بکند. و از نماز بیاید بیرون.         و این را آقایان حنبلی ها شافعی ها مالکی ها حاضر هستند پشت سر او نماز بخوانند.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

فقهای ما با این که معتقد هستند وضو گرفتن اگر کسی پاهایش را بشوید قطعا باطل است. بسم الله اگر نگوید باطل است. سوره نخواند باطل است. سلام را ندهد موجب بطلان نماز است.

یعنی از دیدگاه شیعه و یک عزیز اهل سنت که نماز می خواند. پنجاه تا مبطل دارد. چهل تا مبطل دارد. با همه ی این ها می گوید پشت سر یک سنی نماز بخوانید اشکالی ندارد. ما روایت داریم از امام صادق که اگر پشت سر یک سنی نماز بخوانید مثل این است که پشت سر پیغمبر سر صف اول شما نماز بخوانید.

ما این شکلی هستیم جناب آقای بلوچ بزرگوار.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

این دیگر حدیث واقعا نایابی بود آقای بلوچ که حضرت استاد فرمودند.

ب:

از شما ممنون هستیم استاد عزیز دست شما درد نکند. این را هم من تحقیق می کنم بعد ان شاء الله دوباره تماس خواهم گرفت. دست شما هم درد نکند.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

در خدمت شما هستیم خدا شما را یاری کند. و خدا نگه دار شما باشد.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

تشکر می کنیم از حضرت عالی و دیگر عزیزان اهل سنت ما که این چنین منصفانه می آیند مباحث را مطرح می کنند و دنبال حل قضیه هستند من واقعا از حضرت عالی تشکر می کنم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

جناب آقای شریفی از استان البرز اگر صدای بنده را دارید سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

ب:

سلام علیکم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

و علیکم السلام.

ب:

ضمن عرض سلام و خسته نباشید. خدمت استاد بزرگوار آقای حسینی قزوینی من دو تا سوال از جناب آقای خدمتی داشتم که پشت تریبون می آید حرف های دروغ می گوید این سوال من جوابش از نظر ما شیعه ها معلوم است چرا حضرت علی در خانه ی کعبه به دنیا آمد؟

و چرا تولد امام های ما در یک ماه به صورت پشت سر هم است؟

و سوال سومم چرا هیچ یک از این وهابیون که خودشان را از اهل سنت می دانند به گفته های خلیفه ی چهارم که حضرت علی علیه السلام باشد عمل نمی کنند یعنی در گفته هایشان هیچ کلامی از حضرت امیر المومنین علی علیه السلام نیست. و چرا این ها برای خودشان فردی به آقایی و بزرگواری حضرت عباس علیه السلام ندارند؟

ممنون می شوم که این سوال ها را مطرح کنید و این آقای خدمتی هم که پشت تریبون می آید و من یک تشکر از این شبکه ی کلمه می خواهم بکنم به این دلیل که من را واقعا بیدار کند من یک شیعه ی خفته بودم نمی دانستم که مذهب تشیع یعنی چه؟

یک اطلاعاتی تا الآن کسب کرده ام که واقعا برای شیعه جای تأسف دارد. ممنون می شوم از این برنامه های خوب و عالی شما ان شاء الله خداوند به شما قوت و عمر با عزت عنایت کند.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

خواهش می کنم دوستان لطف کنند مانیتور من را محبت کنند جناب آقای بلوچ بزرگوار ببینید این روایت صحیح السند در کتاب های کافی و در کتاب های دیگر هم است. کتاب کافی ج٣ ص ٣٨٠ ح شماره ی٦.

علی أبراهیم عن أبیه عن أبیه عن ابن أبی عمیر عن حماد عن الحلبی.

از امام صادق:

معهم فی الصف الأول.

هر کسی با عزیزان اهل سنت نماز بخواند در صف اول.

کان کمن صلی خلف رسول الله صلی الله علیه و سلم.

گویا این که پشت سرش شخص پیغمبر نماز خوانده است. این کتاب کافی است. و این کتاب.

من لا یحضره الفقیه.

ج ١ ص ٣٨٣ . و این أمالی شیخ صدوق ص ٣٦٧ و همچنین در کتاب الوسائل ح ١٠٧١٧ همین را آورده است. و امام صادق فرمودند:

إذا صلیت معهم غفر لک بعدد من خالفک.

اگر با این ها نماز خواندین به عدد تمام مخالفین خدای عالم گناه تو را خواهد بخشید.

و بعد در صفحه ی بعد باز هم همین عبارت آمده است.

من صلی معهم فی الصف الأول کان کمن صلی خلف رسول الله صلی الله علیه و سلم.

در روایت بعدی می گوید:

صلوا فی مساجدکم.

امام صادق دستور می دهد. می گوید در مساجد اهل سنت نماز بخوانید.

و صلوا مع أئمتکم.

با أئمه ی این ها با امام جمعه ی این ها نماز بخوانید.

یعنی روایات به قدری زیاد است در این زمینه که یکی دو تا سه تا ده تا نیست. ما ان شاء الله امیدوار هستیم عزیزان و بزرگواران اهل سنت یک مقداری فکرکنند و دقت بکنند و یک زمانی بیاید ما حداقل در ایران خودمان مساجد شیعه وارد می شویم می بینیم در کنار هم شیعه و سنی با هم دارند نماز می خوانند. یکی دست بسته است در کنارش دست آویز نماز می خواند.

و همچنین در مساجد اهل سنت ما شیعه ها بروند آن جا با مهر و تشکیلات نماز بخوانند. هم عزیز شیعه را برادر خودش بداند و هم عزیز شیعه سنی را برادر خود بداند. ما ان شاء الله که امیدواریم به این سمت و سو حرکت کنیم.

یعنی به جای این که این همه شعار ما گوش کروبیان کر می کند که چرا در تهران مسجد نداریم و غیره.

به قول آقای بدر الدین مفتی اعظم سوریه در تهران من بالای هیچ کدام از مساجد ندیدم که نوشته باشد مسجد شیعه یا مسجد سنی.

البته ما بارها گفته ایم که در مسائل سیاسی ما مداخله نمی کنیم. دولت و نظام اگر صلاح می دانند یا صلاح نمی دانند به ما ارتباطی ندارد.

ولی ما به جای این که بیاییم این ها را مطرح کنیم و نقل کنیم و افکار بعضی ها را مشوش کنیم. نسبت به شیعه و نسبت به نظام بد بین کنیم. بیاییم تشویق کنیم که اگر در یک شهری شما می روید آن جا و می بینید اهل سنت در آن جا در اقلیت هستند یا مسجد ندارند شما بروید در مساجد شیعه نماز بخوانید.

آیا تا به حال شده است یک عزیز سنی برود در مسجد شیعه نماز بخواند خدای نکرده به او بی احترامی بشود. و اتفاقا خیلی اوقات شیعه ها خوش حال می شوند. که می بینند یک سنی آمده است در مسجد شیعه دارد نماز می خواند.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

سپاس گذار هستیم جناب آقای صادقی از اصفهان اگر صدای بنده را دارید سلام و عرض ادب داریم. خدمت شما.

ب:

سلام علیکم جناب آقای محسنی خسته نباشید.خدمت حضرت آیت الله سلام و عرض ادب و دست بوسی دارم. و شما هم خسته نباشید واقعا از برنامه ی شما لذت می بریم دست و پنجه ی شما درد نکند.و واقعا مصداق آیه ی شریفه ی.

لا یسمعون فیها لغوا و لا کذابا.

هست این شبکه. انصافا که علم را می برد بالا. و شما دانشگاه و حوزه را آورده اید در خانه ها واقعا دست و پنجه ی شما درد نکند. یک مطلب دیگر هم است. نسبت به فرمایش حضرت آقا که می فرمایند که شیعه و سنی تعصب نداشته باشند.

البته از کانال ما که الحمد لله رب العالمین تعصب نیست. چون وقتی که خورشید را دید نمی شود دیگر شک کرد که شب است یا روز است. این واقعا یقین حاصل می کند.برای ما که محب هستیم و شیعه هستیم. این واقعا الشمس من الشمس است چیزی نیست که ما بخواهیم تعصب نشان بدهیم. این ایمان ما است.

مطلب دوم این برادر که اهل تسنن بودند تقریبا دو تا تلفن پیش محبت کرده بودند و زحمت کشیدند که تماس گرفته بودند. و بقیه ی برادر ها عرض می کنم که عزیزان ما دو دفعه به دنیا نمی آییم. ما اگر رفتیم از این دنیا دیگر بر نمی گردیم به این دنیا.

پس چه بهتر این که مطالب را واقعا بدون عینک تعصب بدون عینک تعصب بدون عینک تعصب دنبال کنیم و ببینیم که حق کجا است. زیاد هم نمی خواهیم دنبال این شبکه و آن شبکه بگردیم.

الحمد لله رب العالمین علم امروز در دسترس همه است حتی بچه مدرسه ای ها بچه ابتدایی ها عرض من این است که عزیزان دیده هایمان را بیشتر باز کنیم. به قرآن ما دل مان می سوزد شما اگر روشن باشید یا روشن نباشید به ما ضرری نمی رساند خودتان می بینید. ولی ما خوش حال می شویم که الحمد لله رب العالمین این شبکه یک نوری است و ان شاء الله که برای همه هادی باشد.

من زیادی مزاحم وقت شما عزیزان نمی شوم و دست آقای قزوینی را هم می بوسم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

موفق و مؤید باشید. متشکر هستیم از شما و ممنون هستیم. خواهش می کنم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

خدا نگه دار شما باشد. سپاس گذار هستیم جناب آقای شیخ صادقی. جناب آقا قاسم از مهاباد اگر صدای بنده را دارید سلام و عرض ادب داریم. برادر عزیز اهل سنت ما.

ب:

سلام علیکم من فقط می خواستم خسته نباشید عرض می کنم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

سلامت باشید درود بر شما. در خدمت شما هستیم.

ب:

آقای قزوینی فرمودند که اشکالی ندارد که سنی ها بیایند در مسجد شیعه ها نماز بخوانند. درست است؟

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

و به عکس.

ب:

بله. بر عکس هم گفتید ولی در شهر مهاباد اصلا یک نفر هم به عنوان اهل تشیع ساکن این شهرستان نیستند ولی برای برادران اهل تشیع درست کرده اند. ولی در شهر تهران اگر اشکالی ندارد. چرا یک مسجد برای اهل تسنن نمی سازند.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

در مهاباد که شیعه نیست. برای چه مسجد درست کرده اند؟

چه کسی درست کرده است؟

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

یعنی در مهاباد اصلا شیعه وجود ندارد. برادر بزرگوار من. یک مقداری منصفانه صحبت کنید. آقا قاسم عزیز.

ب:

بله هستند. ولی یک مقدار نیروی نظامی و این ها.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

نه عزیز من این همه افراد زنگ می زنند از مهاباد از شیعه ها حداقل این همه جمعیت از کسبه هستند. معلم هستند دبیر هستند.

ب:

ساکن آن جا نیستند و از شهر های دیگر آمده اند آن جا.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

پس به هر صورت این ها یک جایی به عنوان مسجد می خواهند.

برای عبادت کردن می خواهند.

ب:

چه اشکالی دارد که بیایند در مسجد ما نماز بخوانند.

این یکی از سوال های من است و سوال دیگر این است که امروز تمام مردم دنیا کرد و لر و عرب و عجم همه الحمد الله سطح سواد آن قدر رفته است بالا که دیگر این حرف ها نه برای ما و نه برای و نه برای تشیع خوب است چرا تفرقه می اندازند این الله یاری شب و روز اهانت می کند به حضرت ابو بکر و عمر و عثمان.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

او که حساب اش جدا است. او به مقدسات شیعه هم دارد توهین می کند. و به بزرگان شیعه هم دارد توهین می کند.

اصلا او حساب اش جدا است و بحث او را وسط نکشید که اصلا این آقایی که اسمش را آوردید.

ب:

الآن زمانی که شما دارید می بینید که مردم چه کار می کنند اصلا باید عقل و علم پیشرفت کند. اسلام برای ما چه کار کرده است. ما با هم مشکلی نداریم همگی خدا را می پرستیم. در آخرت هم معلوم می شود که دین چه کسی حق است و دین چه کسی نا حق است. آن در آخرت معلوم می شود. دیگر لزومی ندارد که آن برادران وصال فارسی و یا شما و یا بقیه ی برنامه ها که این همه تفرقه اندازی می کنند بین مردم اهل تسنن و تشیع.

ما الآن عروس داریم از اهل تشیع.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

آقای قاسم این حرف شما می دانید. چه می شود. اگر این طوری باشد ما می گوییم یهودی و مسیحی همه که هستند باشند. برای چه ما را خدا دعوت می کند به تدبر کردن. و تفکر کردن. درباره ی آیات الهی درباره ی ادیان و درباره ی مذاهب.

اگر این طوری حرف شما باشد و حرف شما دارد این را نشان می دهد. و در صورتی که این طور نیست. همین دنیا هم حجت بلیغ اش را برای ما می رساند. شما نفرمایید فقط روز قیامت هست بلکه در این دنیا هم خدا ما را مؤاخذه می کند ما در این دنیا می توانیم اختیار داریم و عمل کنیم. فردا که دیگر همه چیز تمام شده است.

این جا اگر کسی تحقیق کرد. به قول حاج آقا و برای رضای خدا بخواهد زحمت بکشد و حتما خدای متعال به او هدایت را می رساند. و این جو نفرمایید و اگر هم اشکالی دارید اشکال را به یک مورد خاصی قرار بدهید نه این که کلی مطالب را از بین ببرید.

ب:

ببینید حاج آقا همه ی این ها برای ما اشکال است. همه ی شما برای ما اشکال هستید. من که سنی هستم. و هزار سال برنامه ی شما را نگاه کنم نمی فهمم و همان شیعه هم همین طوری است. شما از خودتان می گویید که فلانی سنی شیعه شده است. آن ها می گویند که شیعه سنی شده است. این ها فریب دادن مردم است. الآن دیگر دنیا دنیای علم است دنیال عقل است. به عقب ماندگی خودمان فکر کنیم به بدبختی های خودمان فکر کنیم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

ما تشکر می کنیم از جناب آقای آقا قاسم بزرگوار و ما از دور پیشانی شما عزیز سنی را می بوسیم آقا قاسم عزیز.

و ما هم بار ها گفته ایم که ما در این جا قصدمان این نیست که شیعه سنی کنیم یا سنی شیعه کنیم. شما اگر برنامه ی ما را دیدید. همین هفته ی گذشته بود که یک آقایی از همان غرب کشور تماس گرفت خواست که شهادت ثالثه را بدهد ما جلوی او را گرفتیم و گفتیم ما این جا برای این شبکه را باز نکرده ایم که چهار نفر سنی بیاید و بگوید که من سنی بودم شیعه شدم.

بحث ما جناب آقای آقا قاسم عزیز بیان حقایق است روشن کردن. است اتمام حجت است. همین برای ما کفایت می کند. بیش از این ما دنبال اش نیستیم و این داوری با بیننده است. چه بسا یک شیعه بیاید از این بساط تحقیقی که ما باز کرده ایم. بیاید بگوید که برای ثابت شد که سنی حق است. می گوییم که مبارک ات باشد.

یک سنی هم بگوید که شیعه حق است ما می گوییم مبارکت باشد. و به هیچ وجهی دنبال این نیستیم برادر عزیز من. اگر بنا باشد شبکه ی ولایت از مستبصرین بخواهد برنامه بگذارد شاید هر شب بیش از دویست نفر در نوبت هستند عزیز دل من.

ما اصلا به این ها اجازه نمی دهیم که بیایند این جا و بساط پهن کنند و شروع کنند از استبصار خودشان حرف زدن. إلا بعضی از موارد ضروری که پیش می آید و در ماه رمضان ما یک سری برنامه هایی را دوستان پیشنهاد کرده بودند. و ما گذاشتیم اما این که یکی از شبکه ها آن روحانی را مثال می زند این شهامت را مراجع شیعه داشته اند. علمای شیعه داشت شبکه ی ولایت داشت. گفت که این آقا حرف اش ارتباط به شیعه ندارد و این شبکه هم شبکه ی شیعه نیست ولی آیا علمای اهل سنت این شهامت را داشته اند. این شبکه های وهابی مثل کلمه و وصال و غیره هزاران فحش به مقدسات شیعه می دهند به ائمه می کنند، به حضرت زهرا، به امام حسین علیه السلام، به مراجع شیعه حتی مذهب شیعه را می گوید که از مذهب آلت پرست ها بد تر است. آیا شد چهار نفر از علمای بزرگوار یک بیانیه بدهند بگویند این شبکه ای که این همه اهانت به مقدسات شیعه می کند. این شبکه ها شبکه های سنی نیستند.

حدا قل این را جناب آقای آقا قاسم عزیز این انتظار را ما از علمای اهل سنت داریم. که وقتی که تند رویی می آید و یک افراط گری می آید از ناحیه ی شیعه افراط گری می کند بلا فاصله مراجع ما محکوم می کنند یا آن آقا در لندن به همسر پیغمبر اهانت کرد مراجع ما محکوم کردند. رهبری محکوم کرد. ولی این اهانت ها که در این شبکه ها نسبت به مقدسات شیعه می کنند نسبت به امام راحل و رهبری و نسبت به مراجع ما و بزرگان ما می کنند.

آیا شد آقا قاسم عزیز یا دیگر علمای بزرگوار حداقل بیایند یک بیانیه صادر کنند بگویند که این شبکه هایی که توهین به مقدسات شیعه می کند ما این ها را محکوم می کنیم. یا نه به عکس می روند آقایان با این شبکه ها ارتباط مستقیم دارند برنامه ی زنده با این ها دارند.

یا علنی این ها را به عنوان شبکه ی سنی مطرح می کنند. آیا این انصاف است جناب آقای آقا قاسم بزرگوار.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم جناب آقای قاسم با شما خدا حافظی می کنیم.

جناب آقای صابر دشتی به عنوان آخرین بیننده ی ما که فرصت ما هم دارد تمام می شود. صدای گرم ایشان را هم بشنویم.

سلام و عرض ادب داریم خدمت جناب آقای صابر دشتی.

ب:

سلام خسته نباشید. و سلام علیکم و رحمه الله.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

و علیکم السلام. لطف کنید و صدای گیرنده ی تان را ببندید که انعکاسی نداشته باشد.

ب:

بسم الله الرحمن الرحیم.

تشکر می کنم از برنامه ی خوب شما و از همکاران شما و کار شناس شما تشکر می کنم.

من خیلی وقت شریف شما را نمی گیرم. خدمت شما بگویم که من دیشب شبکه ی کلمه را داشتم بررسی می کردم آقایان یک مطلبی حالا شاید انحرافی و خیلی مسئله ی مهمی نبود ولی می خواستم که خودم بیشتر توجیح بشوم و اصولا شیعه ها بیشتر توجیح بشوند. که تا چه قدر صحت دارد این موضوع.

آقایان می گفتند که حالا ما که می دانیم که اساس تفرقه ی شیعه و سنی در امامت و معصومیت است ما معتقد هستیم که امام معصوم است و آن ها اعتقادی به معصومیت ندارند و بحث خلیفه را مطرح می کنند. آن ها بحث غدیر خم را مطرح می کردند. یک کار شناسی آورده بودند. و با هم بحث می کردند و می گفتند که اهل تشیع به بحث غدیر خم خیلی مانور می دهند. و مانور شان بیش از اندازه است و می گویند که در تابستان بوده است. و گرمای شدید بوده است. و ١٢٤ هزار نفر جمع بودند. در حالی که این طور نبوده است. و ما غدیر را قبول داریم. نه به این شکل و بر اساس تاریخی که ما تأیین کرده ایم و در تواریخ است ٢٨ اسفند ماه بوده است و اصلا گرمایی وجود نداشته و زمانی هم که پیغمبر از مکه حرکت می کند به سمت منزل شان در جا های زیاید استراحت می کردند. یکی از آن ها هم در جای غدیر بوده و یک چشمه ی آبی و سرسبز بوده است و اصلا گرم نبوده حالا این ها خیلی برای من مهم نیست. ولی من هر چه قدر خواستم با خودشان تماس بگیرم. نتوانستم می خواهم به این ها بگویم که من یک سوالی از شما دارم. اصلا سرد بوده اسفنده ماه بوده و هوا گرم نبوده و این همه جمعیت هم نبوده و پیغمبر چندین بار استراحت کرده است. ولی من یک سوال دارم چرا پیغمبر آن جا آمد دست علی را بالا کرد. چرا نیامد دست ابو بکر را بالا نگرفت چرا دست عمر را بالا نگرفت از علی جوان تر و از علی پیر تر. چه دلیلی داشت که دست علی را بالا گرفت.

اگر می شود در مورد این اسفند و سرما و این ها برای ما توضیح بدهید. بعد هم این که دیگر شما خودتان استاد هستید و من دیگر مزاحم وقت شما عزیزان نمی شوم و با شما خدا حافظی می کنم.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

آقای دشتی من همین را خدمت شما عرض کنم. الآن در همین ایران عزیز ما در همین قشم و کیش نگاه کنید ما الآن در این جا در سرما و در چند روز قبل چند درجه زیر صفر بود ولی آن هایی که در قشم بودند. که دیگر هم ارض عربستان هستند و عربستان تقریبا یک درجه ای پایین تر است. از قشم ما.

الآن بعضی از دوستان ما که آن جا هستند می گویند که ما ااگر بعضی موقع ها زیر کولر نخوابیم نمی شود آیا این تفاوت ندارد و ما با این که هنوز وارد اسفند ماه نشده ایم. و دوستان من همین الآن آن جا هستند و همین چند روز قبل با دوستانم صحبت کردم و آن جا هوا خیلی گرم است. و دیگر این جا هوا طاقت فرسا می شود.

آیا این ٢٨ اسفندی که حالا آقایان می گویند و درست هم می گویند آیا این در آن موقع گرم نبوده است. که الآن دوستان ما در همان قشم خودمان که باز پایین تر از مدینه و مکه است و اگر در نقشه نگاه کنید. این گرما این قدر طاقت فرسا نبوده است. این ها أغلطه هایی است که دارند می کنند.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

ما تشکر می کنیم. از جناب آقای صادق دشتی عزیز ببینید برادر عزیزم در خود کتاب های اهل سنت آمده است. که روز عید غدیر همین معجم کبیر طبرانی ببینید برادر عزیزم این ها دارند مردم را فریب می دهند. و بساط شیادی راه انداخته اند.

چنین و چنان است و هوا گرم نبوده است خب حالا اگر هوا گرم بوده است پس غدیر باطل شد. این دیگر از کتاب های معتبر اهل سنت است معجم کبیر طبرانی نقل می کند از سند صحیح می گوید که به غدیر خم رسیدیم.

فی یوم ما أتی علینا یوم کان أشد حرا منه.

می گوید از نظر گرما بی نظیر بوده است. ما تاکنون گرمایی مثل آن روز ندیده بودیم.

ببین برادر عزیزم حدیث ٤٩٨٦ معجم کبیر ج٥ ص ١٧١.

در کتاب مستدرک صحیحین باز با سند صحیح آمده است.

هذا حدیث صحیح الإسناد.

باز همی می گوید:

ما أتی علینا یوم کان أشد حرا منه.

آیا این ها نشان نمی دهد و این ها در کتاب های خود شما آمده است. جالب این جا است که یکی از شاگردان ما یک جزوه ای نوشته بود و آن روز داد که من نگاه کنم. هوا شناس غدیر ایشان آمده است از سال ٢٠٠٨، ٢٠٠٩،٢٠١٠،٢٠١٢ ،٢٠١٣.

آمده است طبق برنامه ی هوا شناسی جهانی منطقه ی غدیر و مکه را ملاک قرار داده است در این پنج سال اخیر هوای مکه در دهه ی سوم اسفند از ٤٤ یا ٤٥ درجه کمتر نبوده است.

خیلی جالب است حالا اگر فرصت بشود من می گویم که دوستان این را کامپیوتری کنند و به مردم نشان بدهیم. حسابی آمده است هواشناس های معتبر دنیا تصویر کشیده است که در اسفند ماه هوای مکه چه بوده است؟

یعنی از ٤٥ یا ٤٤ پایین حداقل سه چهار سال اخیر نیامده است.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

بله مشخص است خیلی ممنون و سپاس گذار هستیم حاج آقا فرصت ما هم تمام شد حسن خطاب برنامه ی ما هم دعای حضرت عالی است.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای سید محمد حسینی قزوینی:

من فقط یک جمله را عرض کنم بینندگان عزیز کتاب شرح مقاصد جناب تفتازانی را ببینند ج٢ ص ٢٨٩ راوی می گوید به قدری در غدیر هوا گرم بود و زمین سوزان بود مردم عبا هایشان را از شدت گرما زیر پاهایشان می گذاشتند و این که دیگر مال ما نیست مال خودتان است عزیز من.

مچکر هستیم از این برادر عزیزمان که باعث شدند این دو تا نکته را من اشاره کردم.

خدایا تو را قسمت می دهیم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما امام زمان را نزدیک بگردان ما را از یاران ویژه ی آن حضرت قرار بده خدا به آبروی مادرش زهرا قلب مقدسش از ما راضی بگردان ما را مشمول دعا های ویژه ی آن بزرگوار قرار بده، رفع گرفتاری از همه ی مسلمان ها بنما، حوائج همه را بر آورده نما، حوائج ما حوائج بینندگان عزیز، حوائج عزیزان ولایت یاور به آبروی محمد و آل محمد بر آورده نما، بر بیماران ما شفای عاجل کرم فرما، دعا های ما را به اجابت برسان، و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای محسنی:

خیلی ممنون و سپاس گذار هستیم از حضرت استاد در این فرصتی که برای ما قرار دادند و استفاده کردیم از بیانات ایشان و امیدواریم که خداوند وجود ایشان را برای ما حفظ بفرماید. و از شما بینندگان عزیز هم که تا این لحظه همراه ما بودید سپاس گذار هستیم و از همه ی همکاران عزیزم در اتاق پخش که تدارک برنامه را دیده اند سپاس گذاری می کنیم. امیدواریم که این مطالب و این کار ها و این مباحث مقبول رضای خدا ان شاء الله قرار گرفته باشد. و مورد لطف شما عزیزان قرار گرفته باشد. و ان شاء الله بیننده برنامه های بعدی ما هم باشید.

در پایان همه ی مباحث دعای همیشگی مان را عرض می کنیم.

اللهم عجل لولیک الفرج.

التماس دعا و خدا نگه دار.