ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٨ - ٢ - زنان صحابيه ١ - فاطمه زهرا ( ع ) ١ - عصمت فاطمه ٢ - قضيه فدك ٣ - مباحث فقهي مسئله فدك ٤ - خطبه فدك ٥ - سهم ذى القربى ٦ - احتجاج فقهي فاطمه بر سهم ذى القربى
« مردم چنان پندارند كه نزاع فاطمه با ابو بكر بس در بارهء دو چيز : ميراث و نحله بوده است در صورتى كه من در حديث ديدهام كه نسبت به امرى ديگر نيز منازعه داشته و ابو بكر وى را از آن هم ممنوع ساخته و آن عبارت است از سهم « ذو القربى » .
« احمد بن عبد العزيز جوهرى از انس روايت كرده كه گفته است :
« فاطمه نزد ابى بكر رفت و گفت : همانا تو مىدانى حرمت صدقات را بر ما ، و هم مىدانى كه خدا در قرآن از غنائم از سهم ذو القربى بما چه داده است .
« آنگاه آيهء شريفهء * ( « وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّه خُمُسَه وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبى . . ) * الآيه » را برخواند ابو بكر گفت : پدر و مادرم به فدايت كتاب خدا و حق پيغمبر و حق خويشان او را پذيرا و شنوايم من همان كتاب خدا را كه تو مىخوانى مىخوانم و ندانستهام كه اين سهم از خمس بطور كامل بايد به شما داده شود فاطمه گفت : پس آيا از براى تو و خويشان تو است ؟ گفت : نه ، بلكه مقدارى از آن را به شما مىدهم و باقى را در مصالح مسلمين مصرف مىكنم .
« فاطمه گفت : حكم خدا چنين نيست . ابو بكر گفت : چنين است ليكن اگر مىگويى پيغمبر ( ص ) در اين باره به تو عهدى كرده من تصديق مىكنم و همه را بطور كامل به تو و به اهلت مىدهم .
« فاطمه گفت : پيغمبر خدا در اين باره به من چيزى نگفته جز اين كه هنگام نزول اين آيه او را شنيدم كه مىگفت : « فقد جاءكم الغنى ابشروا ، آل محمّد » « ابو بكر گفت : از آيهء خمس چنان برنمىآيد كه من همهء اين سهم را ، بطور كامل ، به شما بدهم ليكن به آن اندازه كه شما را بىنياز كند و از شما زياد آيد . اين عمر بن خطَّاب و ابو عبيدة بن جرّاح و ديگر كسانند از اينان بپرس و ببين آيا هيچ يك با تو در اين مطلب موافقت دارند ؟
« پس فاطمه رو به عمر كرد و آن چه را به ابو بكر گفت به او گفت . عمر نيز آن چه را ابو بكر گفته بود بازگو كرد . فاطمه به تعجّب در آمد و چنان دريافت كه آن دو