ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢١٩ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
« گفتند : چرا . خداى ما را فدايت كناد .
« گفت : آيا كوشش و كار و رنج و آزار من براى شما در راه خوشى و آسايش شما نبوده است ؟
« گفتند : چرا .
« گفت : پس هم اكنون كه جان از پايم رفته اگر مىتوانيد آن را باز پس گردانيد .
« همه گريستند و گفتند : به خدا سوگند از ما ساخته نيست و ما نمىتوانيم و راهى بدان نداريم .
« معاويه به آواز بلند گريستن گرفت و آنگاه گفت : پس اين دنيا بعد از من چه كسى را فريب خواهد داد و او را فريفته خود خواهد ساخت . » باز هم دميرى اين مفاد را آورده است :
« اشخاصى بسيار نقل كردهاند كه چون معاويه را سايهء مرگ بر سر نشست و سنگين شد و اجل را نزديك يافت به نزديكان و اطرافيان خويش چنين دستور داد و گفت :
« چشمان مرا سرمه بكشيد و سرم را روغن بماليد » چون دستور انجام يافت و سر و رويش از روغن درخشان گرديد او را بنشاندند و تكيه دادند پس مردم را اجازه ورود داد .
مردم بر او در آمدند و ايستاده سلام كردند و باز گشتند .
« چون مردم از نزد او باز گشتند گفت :
< شعر > بتجلَّدى للشّامتين اريهم انّي لريب الدّهر لا اتضعضع < / شعر > [١]
[١] اين بيت از قصيدهء معروف ابو ذويب هذلى است كه در رثاى فرزندان خويش گفته است : < شعر > « امن المنون و ريبه تتوجع و الدهر ليس بمعتب من يجزع » < / شعر > در تاريخ طبرى و « الكامل » انشاء هر دو شعر متن به خود معاويه نسبت داده شده و با كلمه تجلدى آغاز گرديده است به گفتهء برخى وفات ابو ذويب در مصر و به سال ٢٧ ه ق واقع گرديده است .