ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٠ - ٢ - زنان صحابيه ١ - فاطمه زهرا ( ع ) ١ - عصمت فاطمه ٢ - قضيه فدك ٣ - مباحث فقهي مسئله فدك ٤ - خطبه فدك ٥ - سهم ذى القربى ٦ - احتجاج فقهي فاطمه بر سهم ذى القربى
« و چون نوبهء خلافت به عمر بن عبد العزيز رسيد خطبه خواند و قصهء فدك را ، كه ملك خالص پيغمبر بود فرا گفت و در آن جمله گفت :
« چون نوبه به معاويه رسيد فدك را به مروان بن حكم به اقطاع داد ( بخشيد ) او مروان آن را به دو پسر خود عبد العزيز و عبد الملك بخشيد ! پس از آن به من و به وليد و به سليمان رسيد و چون وليد خليفه گرديد من سهم او را خواهش كردم او به من بخشيد ! و هم حصهء سليمان را در خواست كردم او نيز به من بخشيد پس همهء آن ، مال من شد ! . .
« در سال دويست و ده مأمون خليفهء عباسى فرمود آن را به فرزندان فاطمه بدهند و به قثم بن جعفر كه عامل او در مدينه بود نوشت كه :
« پيغمبر ( ص ) فدك را به دخترش فاطمه بخشيده و اين مطلب در همهء خاندان او ظاهر و معروف بوده و فاطمه هميشه آن را مطالبه مىكرده است . .
« به عقيدهء من بايد فدك به ورثهء فاطمه بر گردانده شود پس آن را به محمد بن يحيى بن حسين بن زيد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب و به محمد بن عبد الله بن حسين بن على بن حسين بن علىّ بن ابى طالب ، رضى الله عنه ، تسليم كن تا در شئون خاندان خود به كار برند » .
مسألهء فدك ، از جهاتى مختلف ، از جنبهء فقهى ، بايد مورد بحث قرار يابد :
از جهت صدور و مناسبات آن ( به دورهء تشريع ارتباط مىيابد كه از جملهء « فيء » و از مختصات رسول « ص » بوده است ) و از جهت اين كه پس از رحلت پيغمبر ( ص ) چه حكمى مىداشته و چه معامله با آن بايد مىشده است و از جهت اين كه چه معامله با آن شده و چه مسائل فقهى نسبت به آن پديد آمده است .
در اينجا بيشتر توجه به قسمت سيم است كه تا حدّى نحوهء اجتهادات و استنباطات فقهى در طى آن به كار رفته است .
آن چه از جنبهء فقهى بعد از پيغمبر در مسألهء فدك رخ داده و فاطمه دختر پيغمبر در حضور جماعت مسلمين و شايد در مسجد هم به آن احتجاج كرده به دو گونه نقل شده است :