ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٥٩ - ٢ - طبقه دوم ١ - معمر بن راشد ٢ - عبد الرّزّاق
« و شيخ و استادش ، سفيان بن عيينه و هم معمّر بن سليمان كه استاد و شيخ ديگر او بوده و حمّاد بن اسامه و احمد بن حنبل و يحيى بن معن و اسحاق بن راهويه و گروه بسيارى ديگر از او روايت و حديث دارند .
« ولادت عبد الرزاق به سال يك صد و بيست و شش ( ١٢٦ ) بوده و هشتاد سال [١] معمر را ملازمت داشته .
« احمد حنبل مىگفته است : هر گاه اصحاب معمر را در موضوعى اختلاف باشد پس حديث ، عبد الرزاق راست .
« ابو خيثمه ، زهير بن حرب گفته است : با احمد بن حنبل و يحيى بن معين براى استفاده از عراق بيرون شديم چون به مكه رسيديم اهل حديث به عبد الرزاق ، در صنعاء نامه نوشتند كه حافظان حديث : احمد و يحيى و زبير بسوى تو مىآيند خود را بنگر كه چه گونه خواهى بود .
« چون به صنعاء رسيديم و به خانهء عبد الرزاق رفتيم در را بر روى ما بست و براى هيچ كس نگشود جز براى احمد حنبل به ملاحظهء ديانت او . احمد بر او در آمد و عبد الرزاق بيست و پنج حديث بوى گفت : و يحيى در ميان مردم نشسته بود كه احمد بيرون آمد يحيى بوى گفت : آن چه فرا گرفتهاى بازگو چون احمد آنان را گفت ، يحيى در هجده حديث از آنها خطاء گرفت . احمد چون آن حطاء را شنيد برگشت و مواضع خطاء را بازگو كرد پس عبد الرزاق « اصول » خود را بيرون آورد ديد حق با يحيى است و خطاءها را خوب گرفته است .
« آنگاه در را گشود و گفت : به درون آييد و كليد در خانه را به احمد حنبل داد و گفت : مدت هشتاد سال است دست كسى جز خودم بدينجا در نيامده و اكنون
[١] در صورتى كه معمر به سال يك صد و پنجاه و سه وفات يافته و عبد الرزاق در سال يك صد و بيست و شش متولد شده هشتاد سال ملازمت او با معمر درست نيست پس شايد در نسخه غلط يا سهوى رخ داده است و شايد هشت سال بوده است .