ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٩٧ - ٧ - اوضاع عمومي در عهد دوم ١ - لزوم اطّلاع بر اوضاع عمومي براي فهم چگونگي ادوار فقه ٢ - حقيقت ١٧١ حكومت مردم بر مردم ١٨٧ در اسلام است ٣ - انطباق دو عصر از عهد دوم بر تمام زمان امويان و اوائل عباسيان
باز هم طبرى ( جزء چهارم ص ٢٤٧ ) ، به اسناد ، آورده است :
« انتقل معاوية من بعض كور الشام إلى بعض عمله فنزل منزلا بالشام فبسط له على ظهر اجّار [١] مشرف على الطَّريق .
« فأذن لي فقعدت معه . فمرّت القطرات [٢] و الرّحائل [٣] و الجوارى و الخيول فقال :
« يا ابن مسعدة رحم الله أبا بكر لم يرد الدّنيا و لم يرده الدّنيا . و امّا عمر او قال : ابن حنتمه ، فارادته الدّنيا و لم يردها و امّا عثمان فأصاب من الدّنيا و اصابت منه .
« و امّا نحن فتمرّغنا فيها .
« ثمّ كأنّه ندم فقال : و الله انّه لملك آتانا الله إيّاه » .
در چند مورد هم حكومت خويش را « سلطنت » خوانده و از خود بعنوان سلطان ياد كرده است . از آن جمله هنگامى كه مغيرة بن شعبه را امارت كوفه داده و بوى نسبت به كارهاى آنجا سفارشها مىكرده اين كلمه و عنوان را آورده و خوب پرورانده است .
مغيره هم در كوفه زمانى كه صعصعة بن صوحان را اندرز مىداده و نصيحت مىكرده همان عنوان و همان كلمه را به كار برده است ( عين عبارات معاويه و مغيره بعد از اين نقل خواهد شد ) .
به شهيد شدن على ( ع ) ، كه از كودكى هم چون فرزندى در دامان تربيت و تعليم پيغمبر ( ص ) نشو و نما يافته و بر وجهى كه پيغمبر ( ص ) اراده داشته بار آمده و تربيت پذيرفته و دانش فرا گرفته و نمونهء كامل علم و تقوى و فضيلت گرديده و در خدا شناسى و خدا پرستى و حقجويى و حقيقتخواهى و ، بالاجمال ، ديندارى حقيقى
[١] بر وزن نجار ، بام خانه .
[٢] قطار ( بر وزن كنار ) « يك رشته شتر . قطر و قطرات ، جمع آن »
[٣] جمع رحيلة يقال : « ناقة رحيلة اى قوية على السير » .