ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٨٨٩ - أصحاب أحمد حنبل ( ٤ طبقه ) ١ - از طبقه نخست صالح پسر احمد بن حنبل و عبد الله پسر ديگرش و ٢ - از طبقه دوم حسين بن عبد الله خِرَقِي و أبو محمّد بَربَهاني و
شاگردان و اصحاب داود بن علىّ اصفهانى ابو اسحاق ، اصحاب داود را تا سال سيصد و سى و شش كه ابو نصر ، يوسف بن قاضى ابو الحسن عمر بن محمّد بن يوسف در آن سال وفات يافته و از اصحاب داود بوده تحت عنوان :
« و امّا داود فقد انتقل فقهه إلى جماعة من اصحابه رحمهم الله تعالى » در طبقاتى ياد كرده و متجاوز از ده شخص را از اين طبقات نام برده است بدين قرار :
ابو بكر ، محمّد پسر داود كه فقيهى اديب و شاعرى ظريف بوده ، و با ابو العبّاس شريح ، امام و پيشواى اصحاب شافعى ، مناظره مىداشته و پدرش داود او را در حلقهء درس خود جانشين خويش قرار داده .
از قاضى ابو الحسن خرزى [١] نقل شده كه وى چنين حكايت كرده است :
« چون داود مرد و پسرش محمّد در حلقهء او به جاى او نشست و به افتا پرداخت و را كوچك شمرده و در خور اين مقام نمىدانستند پس مردى را واداشتند كه او را از حدّ مسكر بپرسد آن مرد به نزد محمّد رفت و از وى پرسيد كه حدّ مسكر چيست ؟ و چه وقت انسان سكران و مست است ؟ محمّد گفت : « اذا غربت عنه الهموم و باح بسرّه المكنون » اين پاسخ از وى پسنديده آمد و مقام علمى وى شناخته گرديد » ابو اسحاق شيرازى گفته است از استادم قاضى ابو الطيّب شنيدم كه گفت :
[١] بفتح خاء و راء و بعد از آن زاى . ابن اثير پس از اين ضبط گفته است : اين نسبت به « خرز » و فروش آن است از جماعتى كه اين نسبت را دارند ابو الحسن احمد بن نصر زهرى خرزى بغدادى كه به نيشابور منزل گزيده و از ابو عبد اللَّه محاملى حديث شنيده و حاكم ابو عبد اللَّه از او روايت كرده و به سال سيصد و هشتاد در گذشته است .