ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٧٩ - ٢٠ - پايان قضيه ١٧١ محنت ١٨٧
« روزى ميان داود بن على و طبرى در مسألهاى بحثى به ميان آمده كه داود از سخن درمانده و نتوانسته است چيزى بگويد اين پيش آمد بر ياران و شاگردان وى گران آمده پس يكى از ايشان طبرى را زشت و ناروا گفته طبرى از مجلس برخاسته و به نوشتن « كتاب الرّدّ على ذى الاسفار » شروع كرده و بتدريج آن را نوشته تا نزديك به صد ورقه شده و خطبهاى كه از بهترين سخنان طبرى است براى آن آورده ليكن چون در اين ميان داود در گذشته طبرى كتاب را ناتمام گذاشته و جز شاگردان مقدّم او كه از آن نسخه برداشتهاند بدست كسى نسخهاى نرسيده است . .
« رؤاسبى كه يكى از شاگردان مقدّم داود بوده گفته است : داود شاگردى را كه با طبرى بزشتى سخن گفته چيز نياموخته و يك سال سخن با او نگفته و او را بدين گونه مجازات كرده است .
« محمّد پسر داود ردّى بر ردّ طبرى بر پدرش ، نوشته و بخصوص در سه مسأله از آنها سخت تعصّب ورزيده و از راه تعسّف رفته و حتّى طبرى را دشنام داده و ناسزا گفته است . . » شافعى از مردم مصر تعصب ورزيده و به حلقهء درس شافعى رفته و چون شاگردانش باز گشتند و شافعى تنها مانده بر او هجوم آورده و او را به سختى زدهاند پس به خانه برده شده و بيمار گرديده تا در گذشته است .
٣ - قريب صد و پنجاه كتاب براى شافعى نام برده كه همان كتابهاى معروف فقهى يعنى ابواب و مباحث فقه است و از جمله كتب او كتابى به نام « كتاب ابطال الاستحسان » و « كتاب حبل الحبله » و « كتاب خلاف مالك و الشافعي » ياد شده است .