ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٧٧٢ - ١٩ - كشتن واثق ، احمد بن نصر را كه محرّك فتنه بوده
نشود . آنگاه صمصامه ( شمشير عمرو بن معديكرب ) را خواسته و بسوى احمد بن نصر كه در وسط دار بود رفته و او را گردن زده است پس گفته است : تن او را بدار آويخته و سر او را ببغداد فرستاده و نامهاى از گوش او آويز ساختهاند بدين عبارت :
« هذا رأس الكافر المشرك الضّالّ و هو احمد بن نصر بن مالك ممّن قتله الله على يدى عبد الله هارون الامام ، الواثق با لله امير المؤمنين بعد ان اقام عليه الحجة فى خلق القرآن و نفى التشبيه و عرض عليه التّوبة و مكَّن له الرجوع إلى الحقّ فابى الَّا المعاندة و التّصريح و الحمد للَّه الَّذى عجّل به إلى ناره و اليم عقابه و انّ امير المؤمنين سأله عن ذلك فأقرّ بالتّشبيه و تكلَّم بالكفر فاستحلّ بذلك امير المؤمنين دمه و لعنه » واثق خليفهء عبّاسى پس از كشتن احمد بن نصر فرمان داده است جستجو كنند و پيروان و اصحاب احمد بن نصر را بدست بياورند و ايشان را زندانى كنند .
در همان سال دويست و سى و يك ( ٢٣١ ) كه قرار شده اسيران روم و اسلام مبادله شوند واثق به احمد بن سعيد ، كه بر مرزها و عواصم فرمانروايى مىداشته ، و به خاقان خادم ، امر كرده كه در محل فداء و مبادله حاضر گردند و اسيران از اهل اسلام را امتحان كنند پس هر كس از ايشان گفت : « قرآن ، مخلوق است » و « خدا در آخرت ديده نمىشود » او را فدا بدهند و آزاد سازند و بعلاوه يك دينار هم به او ببخشند و هر كس آن را نگفت او را در دست روميان بگذارند و فديه برايش ندهند .
مسعودى در كتاب « التّنبيه و الاشراف ( ذيل عنوان « ذكر الأفدية بين المسلمين و الرّوم . . » كه دوازده فداء به ترتيب زمان آورده ) زير عنوان « الفداء الثالث » گفته است :
« الفداء الثّالث : - فداء خاقان فى خلافة الواثق بالسّلامس ( لامس از ساحل بحر رومى در حدود ٣٥ ميل تا طرسوس است ) فى المحرّم سنة ٢٣١ . .
« و حضر هذا الفداء مع خاقان ، الخادم التركى رجل يكنى ابا رملة من قبل